یکشنبه 1 اردیبهشت 1342 / 26 ذیقعده 1382 / 21 آوریل 1963
6 بازدید
± گزارش ساواک از محوریت آیتالله خمینی در حوزههای علمیه
ساواک امروز در اطلاعیهای داخلی گزارش داده است که محوریت آیتالله خمینی در حوزههای علمیه ایران و عراق روز بهروز تحکیم مییابد. در این اطلاعیه آمده که اقدامات مخالفتآمیز چند ماه اخیر آیتالله خمینی و پیشقدمی مشارالیه در مخالفت با عملیات اصلاحی اعلی حضرت همایونی و دولت، موجب تمرکز قدرتهای روحانی در اطراف وی گردیده و به خاطر همین مرکزیت، هم اکنون حوزههای علمی مذهبی خارج از ایران نیز نامبرده را مشخصترین رکن جامعه روحانیت ایران شناخته و تلگراف تسلیآمیز آیتالله حکیم خطاب به وی، نتیجة همین شاخصیت اوست و خود وی نیز عملاً داعیة مرجعیت دارد.[1]
± نگرانی از فعالیت روحانیون فارس به نفع آیتالله خمینی
حریری، رئیس ستاد سازمان اطلاعات و امنیت فارس و بنادر، امروز در گزارشی زیر عنوان «تحریک علما» نوشته است یک رشته فعالیتهای ضد ملی از طرف اغلب روحانیون و مجامع مذهبی شهرستانهای ایران، منجمله فارس صورت گرفته ... با بررسی در وضع منطقه به این نتیجه رسیده است که اکثر علمای شیراز تحت عنوان هماهنگی و همدردی با علمای سایر شهرستانها، اقدام به تشکیل مجالس کرده و روی منابر، علیه اقدامات اخیر دولت، مطالبی ایراد مینمودند. این گزارش میافزاید علمای مذکور با تحریک آقای سید عبدالحسین دستغیب که تا چندی قبل از روحانوین متقی و پرهیزگار بوده و در بین اجتماع، حسن شهرت داشته، توانسته هستة اصلی تشکیل داده و عالم مذکور را وادار نماید در شبهای جمعه که در مسجد جامع از سنوات قبل مجالس وعظی داشته، به اقدامات اخیر دولت حمله نماید. ستاد عملیاتی نیروهای جنوب، این اقدام را کسب مرجعیت در بین علمای فارس دانسته و هدف نهایی وی از بیان انتقاداتش را به جرم حمایت و جانبداری از دین و تبعید در نتیجة تحکیم موقعیت خود بین اجتماع و تحصیل مریدان بیشتر عنوان کرده، میافزاید ضمن تبادل نظر با استاندار، قرار بر این شده که در شرایط فعلی هیچگونه عکسالعمل حادی که منجر به تأمین هدف واقعی واعظ گردد، صورت نگیرد. لیکن به توسط عوامل مورد اعتماد، حتی اغلب روحانیون از قبیل آیتالله رضوی و آقای محلاتی به مشارالیه تذکر داده شده و امید است این قبیل مسائل با کمک استاندار فارس حل شود و موجبی برای نگرانی فرماندهی نیروهای جنوب باقی نخواهد گذارد.[2]
± اعتصاب غذای زندانیان نهضت آزادی
مهندس مهدی بازرگان و دوستان زندانیاش تصمیم به اعتصاب و همراهی با حوادث روز گرفتهاند. او در یادداشتهای امروزش مینویسد: «ما هم بعد از صحبت و مشورتهاى دیشب، تصمیم به همدردى و هماهنگى گرفتیم. جوانها نامهاى نوشتند و گفتند از ساعت 11 یکشنبه وارد اعتصاب میشویم. صبح مثل معمول، صبحانة مفصل خوردیم، فروشگاه مقدار زیادى تخممرغ تهیه دید و نزدیک ساعت 11 و نیم، جرگه جرگه دور هم جمع شده، مثل سحرى خوردن ماه رمضان، هر کس سعى میکرد حداکثر آنچه میتواند شکمش را با تخممرغ و پنیر و خیار و نان و کمپوت و غیره پر کند. ساعت 12 که شد، همگى روى پلههاى ایوان جمع شده، سرود ایران خواندند. بعد یکى دو تا از جوانها که تندتر بودند، سرود جبهة ملى را راه انداختند و سایرین با شدت و قوت، تبعیت کردند. قرار بود دعا و خطبة مختصرى هم خوانده شود که با شعر حضرت امیر و شعار حضرت سیدالشهداء شروع و به صلوات غراى دستهجمعى ختم شده، وارد اعتصاب غذا شدیم».[3] وی میافزاید: «بعد از ساعت 2، اعزام شدگان برگشتند. آقایان را بهصورت ظاهر براى بازپرسى به دادرسى ارتش (همانجا که شما میروید ورقة ملاقات میگیرید) برده بودند ولى معلوم بود غرض چیز دیگر است، منتهى خونسردى و زرنگى از ناحیة آنها بهعمل آمده، رفقاى ما بودند که طرح موضوع و تقاضاى حضور سرهنگ جناب و نمایندگانى از قزل قلعه را کردند. این عمل انجام شد. چهار نفر از رؤساى زندانیان قزل قلعه (آقایان فروهر، دکتر جلالى، شاهحسینى و ادیب برومند) و آقاى طالقانى آمدند در حالى که بسیار زرد و لاغر و ضعیف شده بودند و گفتند آقاى طالقانى به واسطة شدت ضعف نتوانسته است بیاید. مذاکراتى رد و بدل میشود، ایرادهایى به سرهنگ بازپرس و سرهنگ جناب میگیرند. آنها هم قول میدهند با حداکثر سرعت پروندههاى جوانها را رسیدگى کنند و آنچه ممکن است آزاد نمایند. آقایان هم پس از مشورت با چهار نفر نمایندگان قزلقلعه، شفاهاً و کتباً از طرف هیئت اجرائیه دستور میدهند اعتصاب را بشکنند. بعد از آنکه آقاى صالح گزارش این جریان را به ماها داد، مثل این بود که روى سر همه آب یخ ریخته باشند! یک حالت وارفتگى و ناراحتى پیدا شد. عدة کمى هم خوشحال بودند که جان رفقا را نجات دادهایم!»[4]
± درگیری مردم ساوه با نیروهای انتظامی
انتظار مردم ساوه برای دیدار با استاندار تهران و عرضة شکایتهایشان به وی، منجر به درگیری و زد و خورد میان اهالی و نیروهای انتظامی شد. به گزارش خبرنگار کیهان، استاندار تهران برای رسیدگی به وضع انجمن شهر ساوه به این شهرستان وارد شد و پس از انجام رسیدگی، بازگشت. این گزارش میافزاید استاندار وارد فرمانداری شد و در این موقع بین مخالفان و موافقان انجمن شهر، نزاع درگرفت ولی مأموران انتظامی به موقع در جریان دخالت کرده، از بروز حوادث نامطلوب جلوگیری به عمل آوردند. در این نزاع چند نفر مجروح و پنج نفر نیز دستگیر شدند. گفته شده است که مأموران شهربانی جمعیت را از میدان شهرداری متفرق کردند.[5]
پینوشتها:
[1]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2؛ فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص419.
[2]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، جلد 10: نفس مطمئنه شهید آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص60 و61.
[3]. بازرگان، مهدی، یادداشتهاى روزانه مهندس بازرگان، ج1، تهران، قلم، ۱۳۷۶، ص444.
[4]. همان، ص445.
[5]. روزنامه کیهان، ش5926، 2/2/1342، ص9.
