جمعه 13 فروردین 1344 / 29 ذیالقعده 1384 / 2 آوریل 1965
5 بازدید
وضعیت زندان پهلوی به روایت اسدالله بادامچیان
یکی از قوانین سخت و آزاردهنده زندان بسته بودن درِ سلولها و عدم ارتبط زندانیان با همبندان خود بود که از امروز در برخی زندانهای سیاسی لغو شد و اجازه دادند درِ سلولها به روی زندانیان باز باشد و زندانیان اجازه یافتند با زندانیان همبند خود ارتباط بگیرند.[1]
گزارش ساواک از سخنان آیتالله سیدرضا زنجانی درباره امام خمینی
«جلسه هفتگی منزل آیتالله زنجانی طبق معمول ساعت 8:00 صبح روز جمعه مورخ 13/1/44 تشکیل [شد]، تعداد حاضرین 9 نفر بودند. ابتدا صحبت از آیتالله خمینی به میان آمد و آیتالله زنجانی اظهار داشت: به طوری که از رادیو دهلی شنیده شد، دولت ترکیه آیتالله خمینی را به دولت ایران داده است، ولی محل وی معلوم نیست. سپس آقای هاشمی روضهخوان جلسه اظهار داشت: چندی قبل یک نفر سید واعظ بالای منبر بر علیه دولت صحبت نموده بود، پس از دستگیری ضمن تحقیق سید واعظ گفته است من نفهمیدم که بر علیه دولت صحبت نمودم، حق با شماست، من هم مجبور شدم مانند جدم امام حسن با معاویه صلح نمایم. آیتالله زنجانی اظهارات آفای هاشمی را تأیید، اضافه نمود: البته باید با معاویه صلح کرد تا مصون ماند. در ساعت 10 آقای هاشمی روضه خواند و در ساعت 10:30 جلسه خاتمه یافت. حاضرین شناخته شده عبارتند از آقای حسن کلانتری، شیخ علی ناطقپور، هاشمی روضهخوان، دکتر شهاب».[2]
همکارى اقتصادى و فنى ایران و شوروى
به دنبال موافقتنامه مقدماتى که بین هیأت نمایندگى ایران و نماینده دولت اتحاد شوروى در 13 مهر 1344 درباره نکات اساسى و اصولى منعقد شد، هیأت نمایندگى ایران به ریاست دکتر علیقلى عالیخانى وزیر اقتصاد به مسکو رفت و پس از حدود دو هفته مذاکره، سرانجام موافقتنامه نهایى انعقاد یافت. این موافقتنامه شامل همکارى اقتصادى و فنى در جهت ایجاد تأسیسات ذوبآهن در اصفهان، ایجاد کارخانه ماشینسازى در اراک، فروش نفت و گاز به شوروى، کشیدن لوله سرتاسرى جهت رسانیدن گاز از منابع نفتخیز جنوب ایران به شوروى و نیز پرداخت اعتبارى 12 ساله به مبلغ 286 میلیون دلار از طرف شوروى به ایران براى اجراى طرحهاى نامبرده میشد.[3]
خاطرات جلال عبده از حکم سفارت در هند
«روز سیزدهم فروردین ماه 1344 که از آبادان به تهران بازگشتم ساعت نه بعدازظهر، عباس آرام وزیر امور خارجه به وسیله تلفن با من تماس گرفت و گفت تصمیم گرفته شده است که با سمت سفیر ایران عازم دهلى نو شوم ... در آن هنگام سفیرکبیر ایران در هند دکتر فریدون آدمیت بود که هیچ تمایلى به جایگزینى وى نداشتم. از آرام پرسیدم آیا تصمیم خود شما است یا از مقامات بالا دستورى صادر شده است. پاسخ داد امر شاه است. در خلال روزهاى بعد پارهاى از آشنایان که با ساواک تماس داشتند گفتند سخنرانیهاى نگارنده در آبادان شاه را برآشفته کرده و به فکر اعزام من به خارج افتاده است. با رفقاى سیاسى خود موضع را مطرح کردم. عدهاى از دوستان از جمله دکتر رضا کاویانى که به آینده بیش از نگارنده خوشبین بود مرا از قبول شغل سفارت منع مینمود و من که با واقعیات بیشتر سروکار داشتم و قدرت مبارزه با شاه را در خود نمىدیدم ناچار به قبول این شغل تن در دادم. ضمناً شنیدم به شاه گزارش دادهاند که مقالات روزنامه کریسچن سانیس به مونیتور که چندى قبل در آن روزنامه منتشر گردیده بود از نگارنده الهام گرفته شده است. هر چند در مقام رفع و رجوع گزارش نامبرده برآمدم ولى احساس کردم که آن گزارش مانند شمشیر داموکلس بالاى سر نگارنده همواره قرار دارد تا در صورتى که در تهران بمانم و کارهاى سیاسى بپردازم از آن سابقه شاید تا مراحل بالاتر علیه من استفاده شود. موجبى براى این کار نمىدیدم. در صورتى که دست به مخالفت شدید مؤثرى میزدم و مورد تعقیب قرار میگرفتم، هرگاه پنجاه درصد شانس موفقیت براى خود مىدیدیم اشکالى در کشیده شدن به محاکمه و محکومیت نمىدیدم، ولى هنوز این فکر در من قوت داشت که تا وقتى ملت ما رشد اجتماعى کافى نداشته باشد بازیگر سیاست در ایران اغلب بازنده است».[4]
اعتراض مدرسین حوزه علمیه قم به تبعید امام خمینى
جمعه 13/1/44، رادیو پیک ایران اعلامیه امضادار اعتراضی مدرسین و علماى قم علیه تبعید آیتالله خمینى را مطرح و از نبودن آزادى در ایران صحبت میکرد.[5]
فشار ساواک علیه علمای مبارز
ساواک دائماً روحانیون مخالف پهلوی را رصد میکرد و محدودیتهایی برای آنها ایجاد مینمود؛ احضار روحانیان و واعظان و دادن تذکر به آنها و جلوگیری از سفر آنها به عتبات عالیات یا مکه برای اَعمال حج حداقل اقدامات ساواک درباره آنها بود. در گزارشی از ساواک به این موضوع اشاره شده است:
«محل اردبیل - گزارش اطلاعات داخلی
در تاریخ 13/1/1344 بعدازظهر در مسجد جامع
بعد از نماز شام بازاریها دور هم جمع بودند و نسبت به پنج نفر از روحانیونی که تذکر به آنها داده سخن میگفتند. یکی از آنها علت این کار را چنین گفت: چون عبدالناصر پادشاه مصر امسال در مکه خواهد آمد، لذا دولت صلاح ندانست که روحانیون در آنجا باشند...».[6]
[1]. غیاثیان، سیدسعید، خاطرات زندان، گزیدهای از ناگفتههای زندانیان سیاسی رژیم پهلوی، تهران، سوره مهر، 1388، ص 203.
[2]. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج 4، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص 408.
[3]. ازغندى، علیرضا، روابط خارجى ایران (دولت دستنشانده) 1357 ـ 1320، تهران، قومس، 1372، ص 297.
[4]. عبده، جلال، چهل سال در صحنه قضایى، سیاسى و دیپلماسى ایران و جهان، ج 2، تهران، رسا، 1368، ص 741.
[5]. بازرگان، مهدی، یادداشتهاى روزانه، تهران، قلم، 1376، ص 354.
[6]. ایزدی، رجب و رحیم نیکبخت، انقلاب اسلامی در اردبیل، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1399، ص 309.
