یکشنبه 19 خرداد 1342/ 16 محرم 1383/ 9 ژوئن 1963
2 بازدید
± استقرار نظامیان در سطح شهر
از تعداد 30 تانک آمریکایی (مدل 41 ـ 470) که با شروع تظاهرات و درگیریها در مقابل ساختمان فرمانداری نظامی تهران استقرار یافته بودند، فعلاً پنج تانک مانده است. افزون بر این، دوازده جیپ هم که مجهز به مسلسل میباشند در این نقطه مستقرند.[1] در جلوی وازرت کشور و اداره کل انتشارات و رادیو نیز افراد پلیس استقرار داشته، مشغول نگهبانیاند.[2]
± ادامة تعطیلی بازار و مغازههای مرکز تهران
از ساعات اولیة صبح امروز آرامش نسبی در شهر تهران برقرار شده اما بیشتر طبقات مردم برخلاف روزهای گذشته بر سر کار خود بازگشتهاند، اما کلیة مغازههای بازار تعطیل است و در خیابانهای ناصرخسرو، سرچشمه و بوذرجمهری هم بسیاری از دکانها بسته است.[3] چنین وضعیتی قوای انتظامی و پلیس را واداشته است که برای کشاندن مردم به داخل بازار دست به اقداماتی بزنند. چند تن از سربازان و مأموران انتظامی در فاصلههای معین در داخل بازار گمارده شدهاند و یکی از افسران شهربانی در خیابانهای اطراف بازار با ماشین پلیس به گشتزنی پرداخته، از پشت بلندگو اعلام میدارد که «مردم! بازار باز است و رفتوآمد در آنجا آزاد. پلیس مزاحم کسی نیست و در داخل بازار قوای پلیس مستقر بوده بر اوضاع بازار تسلط دارند». این شیوه مأموران در برخی از مغازهداران تأثیر نهاده، باعث شده که تعدادی از صاحبان دکانهای واقع در بازار لوازمالتحریر، تیمچه حاجبالدوله به سر کار خود بازگردند. با این وضعیت دودستگی شدیدی در بین صاحبان مغازهها و حجرههای بازار به وجود آمده است؛ عدهای میگویند وقتی مغازههای نقاط دیگر باز است، بستن بازار تأثیری ندارد و ما خودمان را بیچاره میکنیم. این گروه با اشاره به بلاوصول ماندن چکها و سفتهها اظهار میدارند که بالاخره مشتریان پول میخواهند و با تعطیلی بازار سرگردانیشان ادامه خواهدیافت. گروه دیگر مخالف بازشدن بازاراند. دسته اولی را جزو اشخاص مقروض بازار برشمرده، تأکید دارند که ما نمیگذاریم بازار باز شود. این دسته در شمار افرادی هستند که مأموران ساواک موظف شدند آنها را شناسایی کنند. همین امروز دو تن از کسانی که جزو گروه اخیر خواهان بستهماندن بازارند شناسایی شدند که هردو در بازار کار میکنند: اولی حاج سیداحمد حجازی، منزلش در خیابان غیاثی، چهارراه عارف واقع است. و دومی میرزاباقر صنایعپسند نام دارد که در خیابان بوذرجمهری ساکن است. در این میان افرادی همچنان در تلاشاند که تظاهرات مجددی را در بازار به راه اندازند. از جمله این اشخاص، محسن ارشدی است که در تکیه تجریش مغازه خشکهپزی دارد. او هر روز صبح با کاردی که زیر لباسش دارد به داخل شهر میآید تا تظاهراتی را در بازار شکل دهد. [4]
± پخش نوار صوتی آیتالله خمینی
عدهای از هواداران آیتالله خمینی در مناطق مرکزی پایتخت به راه افتاده، نسخههایی از نوار ضبط شده صوتی را که حاوی پیامهای اخیر وی است، بین اشخاص مخصوصی توزیع میکنند.[5]
± ادامه تعطیلی بازار تبریز
در شهر تبریز برخلاف مغازههای خیابانی که بیشترشان باز است، بازار به کلی تعطیل میباشد. به گزارش رئیس ساواک تبریز که امروز به صورت خیلی فوری به تهران مخابره شده، گویا عدهای از علمای تبریز اقداماتی هم انجام داده بودند که بازار از حالت تعطیلی خارج شود. اما تدابیر آنها هم کارگر نیفتاده، همچنان مغازهها در منطقه بازار بسته مانده است. مهرداد (رئیس ساواک تبریز) در ادامه گزارش خود وضعیت کنونی شهر تبریز را نگرانکننده توصیف نموده، افزوده است که تعطیلی بازار موجبات وقفه و رکود کلی در معاملات تجاری شهر را فراهم آورده، کارگران و مزدبگیران روزانه و باربران و خانوادههای آنان را با مشکلاتی روبهرو ساخته است. او ضمن پیشبینی ناخوشآیند تأکید کرده است که «ادامه این رویه که منجر به حوادث بسیار نامطلوبی خواهد شد به هیچوجه صلاح نمیباشد». به همین سبب نیز در جلسه کمیته اطلاعاتی تبریز که با حضور رئیس شهربانی برپا شد پیشنهاد نمود که «به منظور جلوگیری از حوادث سوء آتی و برای تأمین امنیت مردم و برای اینکه علاج واقعه قبل از وقوع بشود، مقررات حکومت نظامی برای مدت خیلی کوتاهی اجرا شود». او در توضیح پیشنهاد خود یادآور شده که استقرار حکومت نظامی، مردم را از اضطراب و تشویش رها ساخته، باعث میگردد اهالی با فراغت خاطر مشغول کسب و کار شوند. با وجود این، پیشنهاد وی مورد موافقت اعضای جلسه کمیته اطلاعاتی قرار نگرفته، با ارسال گزارشی از وضعیت تعطیلی بازار تبریز از اداره متبوع خود در پایتخت کسب تکلیف نموده است که در این باره نظریه خود را ابلاغ نماید.[6]
± نظر استاندار آذربایجان درباره حوادث اخیر
دهقان، استاندار آذربایجان که پیش از ورود ماه محرم به تهران آمده بود به تبریز بازگشت. او در نخستین اقدام با صدور اعلامیهای حوادثی را که در تهران و شهرهای دیگر کشور روی داده، ناگوار خواند و ضمن دعوت مردم آذربایجان برای برقراری نظم و آرامش، نسبت به اعتراضات و تظاهرات انجام شده علیه دولت اظهار نفرت نموده است. او از دو جریانی یاد کرده که در سفر به تهران ناظر آنها بوده است. دهقان از آنها با عنوان «واقعیت متضاد» یاد کرده است: «یکی جریان اخیر تهران و بعضی شهرستانها که همه شماها به کموکیف آن واقف هستید و اگر از فردفرد شما نظر بخواهند، همگان بدون شک و تردید از اظهار انزجار نسبت به این حوادث ناگوار خودداری نخواهید کرد. افرادی که نمیتوانستند در دنیای متلاطم کنونی مخصوصاً در بین کشورهای آشوبدیده خاورمیانه، کشور ایران را که یگانه مرکز تشیع میباشد، آرام ببینند که تمام ملت با فکر آسوده در راه آبادی کشور پشتِ سر شاهنشاه رئوف و مهربان خود تلاش مینماید، عدهای سادهلوح را اغفال نموده تا با بذل جان و مال آنان و ریختن خون عدهای بیگناه عطش خود را فرونشانند. اینان با سوء استفاده از احساسات مردم درصدد بودند بلوایی راه بیندازند تا با تلاشهای خود موجبات تشنجاتی را در پایتخت و بعضی از شهرستانها به وضعی که از آن باخبرید، فراهم سازند. به هر تقدیر نتیجه آن شد که دیدید یا شنیدید. یعنی قوای انتظامی و امنیتی کشور که مسئول تأمین آسایش عمومی هستند به وظیفه خود عمل کرده و غائله را خاموش و حادثه را در نطفه خفه نمودند. اما واقعیت دوم که باید آن را مایه تحسین و تمجید و ستایش دانست این است: روش طبیعی و معقولی که فردفرد شما در جریان اخیر اتخاذ نموده و صبر و حوصله به خرج داده و با دوراندیشی عمیقتری از اصول متانت پیروی نموده و برای تحکیم مبانی استقلال ایران عزیز با وطنخواهان واقعی همپیمان بوده، آرامش و ثبات را بدون مداخله قوای انتظامی حفظ کرده از پراکندگی و اختلاف که سرانجامش پریشانی است دوری جستهاید و آن را مایه افتخار و سربلندی آذربایجان عزیز میدانیم». هدف استاندار آذربایجانشرقی از انتشار اعلامیه در بند پایانی نهفته شده که اعلام کرد: «انتظار داریم به این حقایق با دیده انصاف بنگرید و وجدان را مدنظر قرار داده و قضاوت بفرمائید که قاطبه مردم با کدام یک از این دو روش موافقند. جواب روشن است و آن رویه مطلوبی است که شما اتخاذ کردهاید. بعد از این ابراز امتنان، ناگزیرم این نکته را نیز تذکر دهم که اگر خدای نخواسته افرادی ناپخته پیدا شوند که برخلاف نظر شما مردم شریف این سامان بخواهند از لحاظ نظم و آرامش عمومی اشکالاتی ایجاد کنند، صریحاً به آنها گوشزد میکنم که مطمئن باشند جای هیچگونه درنگ و تأملی نخواهد ماند. مقامات مسئول به خاطر وظایفی که برعهده دارند آنها را سرکوب خواهند نمود. بنابراین از نظر احتیاط و توجه برای آخرین بار به شهادت خداوند متعال به آنها توصیه میکنم از پراکندگی و اختلال که سرانجامش پریشانی و پشیمانی است بپرهیزند و کاملاً مراقب باشند که فریب تعصبهای بیجا و تقلیدهای عامیانه را نخورند زیرا قوای انتظامی دولت شاهنشاهی ایران که حافظ جان و مال و عصمت و عفت عمومی مردم ایران است به آنها مجال و فرصت این نخواهد داد که دست از پا خطا کنند».[7]
± وعده آیتالله شریعتمداری برای باز شدن بازار تبریز
عصر امروز آیتالله آقامیر عبدالله حجتالاسلام از مجتهدین مشهور تبریز، که در جریان وقایع اخیر با ساواک تبریز نیز همکاری نموده، در تماس با آیتالله شریعتمداری، درباره تعطیل بودن بازار تبریز گفتوگو کرد. در این مذاکره تلفنی، آیتالله شریعتمداری به وی وعده داد که با مخابره تلگرام و مذاکره با چند تن از مجتهدین شهر، مقدمات بازشدن بازار تبریز را فراهم خواهد آورد. از اینرو گمان میرود که تا فردا بازار تبریز باز شود.[8] در همینباره مأمور ویژه ساواک با پیگیری و شنود گفتوگوهای آیتالله شریعتمداری با مخاطبانش در تبریز و تهران گزارش داد که آیتالله به نمایندگان خود در تبریز سفارش نموده است که «آرامش را حفظ کنند و تظاهراتی نشود که منجر به خونریزی گردد». این مأمور با اشاره به سفارشهای آیتالله شریعتمداری گمان برده است که طرفهای تماس تلفنی او در تهران سید صادق شریعتمداری و مهدی دربانی، و در تبریز مجتهدی و میرحجت است.[9]
± نظر آیتالله مرعشی نجفی درباره هدف روحانیت
درپی دستگیری آیتالله خمینی و بروز رخدادهایی ناگوار که تا امروز در پایتخت و دیگر شهرهای مهم کشور اتفاق افتاده، آیتالله سیدشهابالدین مرعشینجفی دومین اعلامیهاش را امروز صادر کرد. این اعلامیه هدف اصلی علما و روحانیون را در مخالفت با برنامهها و سیاستهایی که دولت در پیش گرفته، چیزی جز جلوگیری از انجام کاری برخلاف اسلام ندانسته، توضیح داد که آیتالله خمینی هم در همین راستا کوشش میکند. در پایان نیز همزمان با هفتمین روز کشته، و ابراز همدردی با بازماندگان آنها به آگاهی عموم ملت ایران رساند که روز سهشنبه (21 خرداد ماه جاری) عزای عمومی است. متن اعلامیه بلند آیتالله مرعشینجفی به شرح زیر است: «اللهم انصر الاسلام و اهله واخذل الکفر و من تبعه. در تعقیب اعلامیه مورخه 12 محرمالحرام یعنی روزی که حضرت آیتالله خمینی دامت برکاته غافلگیر و عالم تشیع را غرق در دریای تأثر نمودند، لازم دانستم که مجدداً متذکر شوم هدف اصلی روحانیت جز جلوگیری از خلاف شرع مطهر اسلام نبوده و در این هدف مقدس تمام آیات عظام قم و نجف اشرف و مشهد مقدس و سایر شهرستانها و عموم حجج اسلام و خطبای عظام دامت تأییداتهم با پشتیبانی قاطبه ملت مسلمان ایران و شیعه جهان سهیم میباشند. و از روز اول علمای اعلام و مراجع عالیمقام برای روشن ساختن اذهان عموم مردم متدین فتاوای خود را با تحمل مشقات زیاد در دسترس مسلمین قرار داده و در ضمن کراراً دولت را به نصایح خود متوجه و اعلام نمودند که هر چه زودتر با خواستههای مشروع عالم روحانیت موافقت نموده و باعث تشنج و برانگیخته شدن احساسات دینی مردم نشوند. متأسفانه مصادر امور کوچکترین موافقتی از خود نشان نداده بلکه در مقام کارشکنی، ملت بیگناه و ستمدیده را با شدت عمل به خاک و خون کشیده عدهای را در زندانها تحت شکنجه قرار [داده] و روزبهروز عواقب امر را وخیمتر میسازد. غافل از اینکه اگر حالا هم به فکر چارهجویی افتاده و به خواستههای مشروع عالم روحانیت جواب مثبت بدهند متضرر نخواهند بود. آیا آیتالله خمینی غیر از خواستههای عموم مراجع مطالبی داشت. آیا هدف ایشان غیر از هدف سایر آیات عظام بوده. یقیناً ایشان جز صلاح دین و مملکت منظوری نداشتهاند. آیا وجدان اجازه میدهد مردی را که در تمام مدت عمر به فکر ترویج دین و اصلاح جامعه باشد، این نحوه گرفتار شود. آیا رواست که ملت در خواب راحت باشند و آیتالله خمینی در تاریکی شب به دست مأمورین مسلح بیرحم گرفتار شود. اینها فردا در محکمه عدل الهی چه جوابی خواهند داد. چیزی که موجب مزید تأثر است اینکه حجتالاسلام آقای آقامصطفی(آقازاده معظمله) اطلاع دادند که آیتالله خمینی در همان شب، گرفتاری شدیداً گرفتاری داشتند و تاکنون جا و مکان ایشان معلوم نشده که لااقل احوالپرسی به عمل آید تا بتوانیم خانواده جلیله و اطفال ایشان را ساکت نمائیم. ما شفای عاجل و بهبود کامل و استخلاص ایشان را از خداوند بزرگ مسئلت مینماییم. خوب است اولیای امور به نصایح عالم روحانیت گوش داده، دست از این اعمال غیرانسانی بردارند و از قهر و غضب ملت ستمدیده و محروم بترسند و از توهین [به] مراجع دینی و علمای اعلام بهراسند. والاّ روزبهروز بر احساسات دینیمان افزوده خواهد شد. ملت مسلمان از منافع و مادیات خود صرفنظر میکند ولی از دین و پیشوایان مذهبی خود صرفنظر نخواهد کرد. تعطیل چند روزه بازار و دکاکین ایران با این وضع خراب اقتصاد مملکت، بهترین شاهد است بر این معنی. با اینکه حقیر و عموم آیات عظام مردم را کراراً به حفظ آرامش توصیه نمودهایم، دستگاه تبلیغات خیال میکند که با توهین و هتک حرمت آیات عظام، مردم را از هدف مقدس دینی خود منصرف خواهد نمود. حاشا و کلاّ.
بعضی از مسئولین امر که ادعا [میکنند] با یکی از روحانیون مورد علاقه خود ملاقات کرده و درباره انتخابات نسوان صحبت نموده و آن فرد روحانی گفته است زنهای ایرانی مثل زنان دیگر نیستند بهتر آن است که برای اثبات و مدرکیت حرف خود، بر فرض صحبت، آن روحانی را معرفی نموده و یقیناً عالم روحانیت و افکار عمومی ملت مسلمان ایران درباره او قضاوت خواهد نمود. چنانچه حقیر در اعلامیه مورخه (15 شوال) عدم جواز و استلزام مفاسد کثیره این امر را صریحاً تذکر دادهام.
ما علاوه، از گرفتاری حضرت آیتالله خمینی از پیشامد ناگوار و گرفتاری حضرات آیتالله قمی از مشهد و آیتالله محلاتی از شیراز و حجج اسلام آقای استرآبادی و آقای خلخالی و آقای خندقآبادی و آقای فلسفی واعظ شهیر و سایر خطبای عظام از طهران و حجج اسلام آقای دستغیب و آقای مصباحی و آقای مجدالدین محلاتی را از شیراز بسیار متأسفم. امید است که اگر سرنیزه بگذارد، در حرم مطهر حضرت معصومه علیهاسلام، نصف شب دعاگو بوده و استخلاص همه را با عملیشدن خواستههای شرعی آنان از خداوند مسئلت نمایم. حقیر روز سهشنبه [21 خرداد 342] را به مناسبت روز هفتم جوانانی که در راه پشتیبانی از عالم اسلام جانبازی کردهاند، روز عزا اعلام و مراتب تأثر و همدردی خود را با بازماندگان آنان ابراز و رحمت واسعه پروردگار عالم را مسئلت نموده و صبر جمیل و اجر جزیل را خوهانم».[10]
± دو تلگرام خطاب به آیتالله شاهرودی در نجف
ظهر امروز دو فقره تلگرام زیر خطاب به آیتالله سیدمحمود شاهرودی به نجف اشرف مخابره شد؛ تلگرام اولی را آیتالله شریعتمداری ارسال کرد و در آن دستگیری علما را اطلاع داد که متن آن چنین است: «ساحت آیتالله شاهرودی دامت برکاته. آیتالله خمینی و محلاتی و قمی و عدهای دیگر گرفتار [شدند و] وضع غیرعادی [است.] التماس دعا. سیدکاظم شریعتمداری» تلگرام بعدی به امضای آیتالله گلپایگانی و به زبان عربی است: «نجف اشرف حضرت آیتالله شاهرودی تشکر تفقدکم و تقری الاسلام المنتظر بما احتساب الاسلام و المسلمین و نسألالله الفرج محمدرضا الموسوی الگلپایگانی»
افزون بر این، آیتالله شریعتمداری در پاسخ به تلگرام چند تن از روحانیون نجفآباد اصفهان، کوشش کردن و انجام هر اقدامی برای استخلاص دستگیرشدگان را جزو وظایف دینی دانست. متن تلگرام وی به روحانیون نجفآباد به شرح زیر است: «نجفآباد، توسط حجتالاسلام حاجی شیخ حسینعلی منتظری، به آقایان علمای اعلام و حججالاسلام محمدباقر تدین، محمود مدرسی، شیخ غلامحسین ذاکری، عباس یزدی، اسدالله، شیخ ابوالقاسم محبی، نجفآبادی، حیدرعلی ریاحی، غلامحسین منصوری، مصطفی قاهری، محمد ستاری و شیخ نصرالله قضائی. با ابلاغ سلامت. تلگرام واصل. از گرفتاری آیتالله خمینی و آیتالله محلاتی و آیتالله قمی و سایرین، متأثر. وظیفه دینی است که در استخلاص و آسودگی آنان کوشش و اقدام شود».[11]
± تلاش علمای نجف برای رهایی آیتالله خمینی
امروز جمعی از علما و فضلای حوزه علمیه نجف اشرف با مراجعه به بیت چند تن از مراجع تقلید برای آزادی آیتالله خمینی موفق شدند که آنان را در جلسهای گرد هم آورند تا در این باره مذاکره کنند.[12]
± «دیکتاتور خون میریزد»
جمعیت نهضت آزادی ایران با انتشار اعلامیهای مهیّج، جنایات اخیر دولت را در سرکوب اعتراضات مردمی محکوم ساخت و اقدامات عوامل دولت در چند روز اخیر، به ویژه برخورد با علمای عظام و کشتار مردم و دانشجویان را، مصداق سیاست دیکتاتوری دانست که خون میریزد. عنوان اعلامیه را هم «دیکتاتور خون میریزد» نهاد تا هیجان ویژهای بین «مردم مسلمان ایران»، به ویژه هواداران خود ایجاد کند. در ابتدای آن از کسانی که اعلامیه به دستشان میرسد خواست پس از مطالعه، آن را در اختیار دیگران قرار دهند تا همه از فحوا و مطالب ذکر شده در اعلامیه آگاهی یابند. اعلامیه جمعیت مزبور همین امروز به دست مأمور ساواک افتاد که بیدرنگ به اداره مرکزی منعکس شد: «دیکتاتور خون میریزد. مردم مسلمان ایران در طول تاریخ ایران نخستین بار است که به مقام نیابت عظمی امام علی علیهالسلام جسارت میشود و مراجع تقلید حضرت آیتالله خمینی دزدیده و زندانی میشود، حضرت آیتالله شریعتمداری در خانه خود و در میان صدها سرباز گارد شاهی زندانی است و حضرت آیتالله میلانی را که برای شرکت در انقلاب خونین مردم تهران از مشهد حرکت نموده بودند از نیمه راه بازگردانیده و علمای تهران، شیراز، قم، مشهد، تبریز و شهرهای دیگر را دستجمعی زندانی میکنند. مردم با غیرت! رقم کشتهها و زخمیها در کشور از ده هزار نفر متجاوز است. مردم عریان و به جان رسیدة این مملکت، سینههای لخت خود را به رگبارهای مسلسلهای شاه دیکتاتور سپردند. مُردند و تسلیم حکومت جبار نشدند. دانشجویان دانشگاه تهران با شعار دیکتاتور خون میخواهد و مرگ بر دیکتاتور خونآشام به یاری مردم مسلمان به خیابانها ریختند و امروز ششمین روز قیام و انقلاب سراسری مردم کشور علیه دیکتاتوری است و هنوز علیرغم تصور باطل عمال دیکتاتوری مقاومت مردم ادامه دارد. مردم تصمیم گرفتهاند به خاطر رضای خداوند و تحصیل حق و آزادی به مقاومت ادامه دهند.
ایرانی مسلمان! به حکم حضرت آیتالله میلانی (در اعلامیهای که در تکذیب اعلامیه جعلی از قول ایشان صادر فرمودهاند) هرکس در این شرایط دست از مقاومت بردارد به اسلام، به قرآن [و] به آزادی خیانت کرده است. هیهات که تو مسلمان با شرف خیانت کنی. هیهات که تو با فریاد اللهاکبر (اسلام و خمینی پیروز است) جان میدهی، اندیشه تسلیم و خیانت به دماغ راه دهی. مسلمانان! اکنون با همه نیرنگهای دستگاه جبار با آنکه مأمورین سازمان امنیت، مغازهها، کتابخانه پارکشهر را با پودر حریق آتش زدند و به زنان تجاوز کردند تا قیام مردم شرافتمند ایران را در دنیا شرارت اشرار معرفی نمایند، قیام شما چنان بزرگ و چنان درخشان و چنان پرشکوه، چنان قهرمانی شد که پردههای پندار درید. دنیا با تحسین و اعجاب و از ورای پردههای دریده شده دروغِ دستگاه تبلیغاتی، به نظاره این قیام قهرمانی آمدند. شما ملت مسلمان ایران میدانید که قیام مراجع عالیقدر و روحانیون بزرگوار علیه مظالم دستگاه حاکمه و دیکتاتوری است و به هیچ وجه این مبارزه مقدس با موضوعات ظاهری اصلاحات ارتباطی ندارد و در هیچ یک از اعلامیههای صادره از مقامات مذکور کوچکترین اشارهای به این مسائل کوچک نشده و شما به خوبی از تبلیغات دروغ دستگاه که میخواهد مقام مقدس شما را آلوده کند اطلاع دارید. مسلمانان به هوش باشید از دروغهای مفتضح رادیو برحذر باشید. کار رسوائی تبلیغات این دستگاه به جایی رسیده است که آیتالله قمی را نخست دستگیر میکنند و بعد از قول او فتوی جعل میکنند. افراد نهضت آزادی ایران یاران وفادار قرآن و شاگردان مکتب آزادیبخش حسین بن علی علیهالسلام با ایمان راسخ و قاطعیت و بدون تزلزل با قیام عمومی مردم ایران همگامی نموده و به یاری خدا ملت ستمدیده ایران را تا پیروزی معاونت خواهند کرد. با استعانت از خداوند قادر قهار، نهضت آزادی ایران».[13]
± اعلامیه «شورای مسلمانان متحد»
«شورای مسلمانان متحد» نیز امروز با انتشار اعلامیهای از مردم شرافتمند تهران خواست که به نشانة اعتصاب و اعتراض عمومی به اقدامات دولت روز سهشنبه (21 خرداد جاری) در خانههای خود بمانند و خارج نشوند. نمونه چاپی این اعلامیه در جلو دبیرستان دارالفنون تهران به دیوار نصب شده بود.[14]
± حکم جهاد آیتالله حکیم
محسن بهبهانی از کارمندان مجلس شورای ملی، در گفتوگو با یکی از مأموران ساواک به اقدامات مخالفتآمیز ایرانیان خارج از کشور اشاره نموده، افزود که عدهای از آنان سفارتخانههای ایران در کشورهای اسلامی را سنگباران کردهاند. همچنین گفت که طیب حاجرضایی را در زندان کشتهاند. وی که جزو وابستگان خانوادگی آیتالله سیدمحمد بهبهانی است در ادامه یادآور شد که آیتالله سید محسن حکیم در تلگرامی به محمدرضا شاه تذکر داده است «اگر تا 48 ساعت دیگر آیتالله خمینی را آزاد نکند اعلام جهاد خواهم کرد».[15] در همینباره صحبتهای مختلفی بین مردم جریان دارد. به طوری که بازاریها، کسبه و اصناف تهران شایعکردهاند که آیتالله حکیم به علت تجاوز دولت ایران به حریم اسلام و روحانیون، تضعیف دین اسلام و تقویت بهائیان، علیه دولت و هیئت حاکمه ایران اعلام جهاد نموده، ریختن خون آنها و مأموران انتظامی را که در مقابل مردم ایستادگی میکنند ضروری تشخیص داده است.[16]به گزارش ساواک، در بین مردم شایع است که روحانیون تصمیم دارند زنان و کودکان خود را لباس سفید (کفن) بپوشانند و در حالی که پشت سرِ آنان راهپیمایی خواهند کرد به خیابانها بیایند. افزون بر این گفته میشود که فرزند آیتالله بروجردی به نخستوزیر و شاه تلگرام کرده است که اگر آیتالله خمینی را آزاد نکنید مسلحانه قیام خواهیم کرد. این شایعات بر روحیه مخالفان دولت مؤثر افتاده است.[17]
± پاسخ آیتالله خمینی به نامه آیتالله دستغیب
مأموران ساواک در جریان بررسی اوراق مربوط به آیتالله دستغیب به نامهای دست یافتند که نویسنده آن آیتالله خمینی است. این نامه تاریخ دقیقی ندارد اما از فحوای آن پیداست که آیتالله خمینی در پاسخ به نامة آیتالله دستغیب و به تازگی در طول ماه محرم جاری نوشته، برای وی فرستاده است. متن نامة آیتالله خمینی به شرح زیر است: «به عرض عالی میرساند مرقومه محترمه موجب مسرت و تشکر گردید. سلامت و سعادت و توفیق جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است. از مواعظ و فرمایشات جنابعالی کامل مستفید و محظوظ میشوم. امید است خداوند تعالی با تأیید و همت والای حضرات اعلام دامت برکاتهم توفیق دفاع از حریم قرآن کریم و اسلام مقدس به ما عنایت فرماید. در این ماه محرم و صفر باید استفاده بیشتری کرد از منابر و محافل و اجتماعات بلکه در دستهجات سینهزن لازم است بدون اینکه قبلاً معلوم شود دستوراتی به آنها داده شود که عمل نمایند. لازم است از جنابعالی تشکر کنم. خداوند انشاءالله مؤید و منصورتان فرماید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته روحالله الموسوی الخمینی. ضمناً عرض میکنم که مجلس شب جمعه مجلس خوبی است و ادامة آن به نظر اینجانب لازم است. جنابعالی اقدام به ادامه و بقای آن فرمائید و از قول حقیر پس از سلام و تحیت به حضرات علمای اعلام تذکر دهید که در ادامه آن اقدام و همفکری فرمایند».[18]
± مبلغین هوادار آیتالله خمینی در کویت
ساواک گزارش داده است که حجج اسلام سیدجواد الیاسی و سیدعباس مهری به هواداری از آیتالله برای تبلیغ خمینی عازم کویت خواهند شد؛ اولی از آبادان و دومی از خرمشهر.[19]
± انتصاب معاون فرماندار نظامی تهران
به فرمان محمدرضا شاه، سرلشکر امیر صادقی، فرماندهی دژبانی قرارگاه کل، به معاونت سرلشکر نعمتالله نصیری (فرماندار نظامی تهران و حومه) منصوب شد.[20]
± ممنوعیت برگزاری میتینگ
فرمانداری نظامی تهران وحومه امروز با صدور اعلامیه شماره 6 ادعا کرد که «در دو روز اخیر عده زیادی از دستهجات محلی و اصناف و کارگران و پیشهوران» کتباً تقاضای برپایی «میتینگ و دمونستراسیون به منظور پشتیبانی و پیروی از قوانین اصلاحی و انقلاب ملی»، و در عین حال برای «ابراز انزجار نسبت به عملیات و تحریکات ماجراجویانی نمودهاند که در روزهای 15 و 16 خرداد ماه در شهر تهران دست به عملیات تخریبی زدند. ولی فرمانداری نظامی تهران به لحاظ اجرای مقررات فرمانداری با اظهار تشکر از احساسات پاک کلیه دستهجات از انجام تقاضای آنان معذرت میخواهد».[21]
± تبلیغات ضد دولتی در مدرسه فیضیه
چندی پس از حمله قوای دولتی به مدرسه فیضیه قم و تخریب فضای آنجا، طلاب و روحانیون مخالف محیط مدرسه مزبور را به محلی برای انجام تبلیغات ضد دولتی تبدیل کردهاند. به همین سبب ساواک تهران در نظر دارد که به وضعیت فعلی آنجا پایان دهد.[22]
± تعطیلی بازار اصفهان و نجفآباد
ساواک اصفهان در گزارشی وضعیت شهر را تا ساعت 11 ظهر امروز چنین توصیف کرده است: «1ـ آرامش کامل برقرار است. 2ـ بازار اصفهان و نجفآباد بسته است. 3ـ در اثر دستگیری چند نفر از سران خیابان چهارباغ که مردم را تحریک به بستن مغازهها میکردند مرتباً تعداد مغازههای باز بیشتر میشود. 4ـ روز گذشته سه نفر به اتهام تحریک مردم به بستن بازار به وسیله شهربانی دستگیر و تحویل ساواک شدند. جمع کل دستگیرشدگان تا این ساعت 26 نفر».[23] در این گزارش همچنین بدون ذکر نامی اعلام شده است که تاکنون هفت تن از سران حزب زحمتکشان دستگیر شدهاند و برای آنان قرار بازداشت صادر شده است. مابقی اعضای حزب نیز مرتباً در جلسات خود تصمیم به خرابکاری و آتشسوزی میگیرند که به موقع از آن جلوگیری میشود.[24]
± حمایت از آیتالله خمینی در همدان
عدهای از اهالی همدان به منظور حمایت و اعلام همدردی با آیتالله خمینی، مردم را به بستن مغازهها تهییج کرده، بازاریان را وادار میساختند که دکانهایشان را ببندند. تلاش آنها در قسمتی از بازار همدان نتیجهبخش بوده، تعدادی از مغازهداران دست از کار کشیدند و دکانها را بستند. اما دقایقی بعد مأموران ساواک سر رسیدند و با انجام اقداماتی مغازهها را باز کردند.[25]
± آرامش قبل از طوفان در بازار تهران
جمعی از بازاریان و معممین و افراد عادی درباره آرامش نسبی که در بازار و نقاط دیگر شهر تهران حکمفرماست اظهار نمودند که «این سکوت و آرامش موقتی است و مردم خود را برای مبارزه آماده میسازند تا به خوبی بتوانند در مقابل دولت مقاومت کنند». آنان در ادامه یادآور شدند که این بار ضربه سنگینی به مأموران و افسران ارتش و شهربانی وارد خواهند کرد.[26]
± آمار رسمی دستگیرشدگان تهران
حکومت نظامی تهران و حومه به صورت رسمی اعلام کرد که «در چند روز اخیر 418 تن از مسببین بلوا و آشوب و مرتجعین سیاه در تهران دستگیر شدهاند».[27]
± خسارت به باجههای تلفن عمومی
در اغتشاشات اخیر علاوه بر قتل گروهی بیگناه و غارت مغازهها و آتشزدن اتومبیلها و اتوبوسها و اماکن عمومی در حدود یکصد کیوسک تلفن عمومی به وسیله آشوبگران ویران شد و بیش از سه میلیون ریال تنها به دستگاههای تلفن خسارت وارد آمد».[28]
± رهبران و فعالان تظاهرات از نگاه ساواک
اداره دوم ساواک در گزارشی با عنوان «اطلاعیه»، نتیجه پیگیریها و اقداماتی را بیان کرده است که برای شناسایی رهبران و فعالان تظاهرات چند روز گذشته انجام داده است. این اطلاعیه افرادی را که در شورشها و اعتراضات روزهای اخیر در تهران نقش موثری داشتهاند به همراه آگاهیهایی که توسط مأموران و وابستگان خود به دست آورده، معرفی نموده است. نام و اطلاعات جمعآوری شده درباره آنها به ترتیب زیر است:
1ـ شیخ جباری، پبشنماز مسجد محمدی ساکن خیابان زیبا کوچه نقرهچی از لیدرهای فعال در جریان شورش اخیر بوده ودر تبلیغ و تجهیز مردم بر ضد دولت نقش بسزایی داشته است.
2ـ مهدی جباری که فرزند نامبرده بالاست از قم برای طفره از خدمت نظام وظیفه به تهران آمده در فعالیتها و اقدامات پدرش شرکت نموده، هماکنون با هم زندگی میکنند.
3ـ سید بروجردی که او هم نقش رهبری در جریانهای اخیر داشته است.
4ـ مشهدی باقر فروتن که پبشنماز مسجد فروتن و ساکن خیابان خراسان است. او از سران اعتراضات بوده، تاسوعا و عاشورا و روز بعد از آن برای کسانی که حاضر به همکاری در تظاهرات بودند روزانه مبلغ بیست تا یکصد ریال پول پرداخت میکرد. فرد یادشده در جریان کودتای 28 مرداد 1332 شرکت داشته، از عوامل دولت کودتا بوده که به همین واسطه سرمایه خوبی (بیش از یک میلیون تومان) را صاحب شده است.
5ـ حاج حسین معتمد، ساکن خیابان آبمنگل که جلسات متعددی را برای کمک به اعتراضات و تظاهرات به راه انداخته به عنوان مرد شماره یک شناخته میشود.
6ـ طیب و طاهر حاجرضائی که به علت نارضایتی از دولت فعالیت زیادی نمودهاند، تحریک و تجهیز و رهبری پنهانی تظاهرکنندگان در ناحیه خیابان خراسان و تیردوقلو از فعالیتهای عمدة آنها در آن روزهاست. آن دو شعار میدادند که «شاه را ما در 28 مرداد بردیم بالا و حالا هم میتوانیم پایین بیاوریم».
7ـ شیخ عباسعلی اسلامی که نقش او هم تا حد لیدری بوده است.
8ـ شیخ باقر نهاوندی پیشنماز مسجد خیابان خراسان از لیدرهای بسیار فعال بر ضد دولت [است].
9ـ شیخ محمد تهرانی (قائمیه) که پبشنماز مسجد خیابان خراسان است و در شمار رهبران بسیار فعال علیه دولت قرار دارد.
10ـ اسدالله کفاش، ساکن خیابان زیبا در خیابان خراسان است که ضمن تحریک دیگران شعارهای تندی علیه افسران ارتش سرمیداد. ازجمله آن شعارهاست: «شهربانی با ماست این افسران ارتش را بکشید».
11ـ رمضانیخی که او هم به عنوان لیدر بسیار فعال مورد توجه است.
12ـ ارباب زینالعابدین، میداندار لیدرهای بسیار فعال که در حمل مواد آتشزا مانند بنزین و گرد مخصوص شیمایی به وسیله اطرافیان نقش داشته است.
13ـ ناصر حسنخانی از اهالی باغ فردوس و به «ناصر خوکی» معروف است. او در تحریک افرادی که از ورامین به تهران آمده بودند نقش داشته، آنها را برای شرکت در تظاهرات تشویق میکرد.[29]
14ـ سیدمحمد حاجسیدجوادی، دانشجوی سال سوم دانشکده علوم دانشگاه تهران که بین دانشجویان تظاهرکننده فعالیت و در روزهای گذشته آنها را تحریک میکرد.
15ـ محمود فقیهی، ساکن خیابان اسکندری، مقابل مطب دکتر خلعتبری، کاشی 395، که دانشجو است و در تظاهرات 15 و 16 خرداد جاری شرکت داشته، از فعالیت دست برنداشته، همواره اعلامیه پخش میکند.[30]
± گزارش ساواک از علت بروز قیام 15 خرداد
اداره یکم عملیات از واحدهای مهم سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)، در گزارش مفصلی چگونگی آغاز و تداوم حوادثی که به 15 خرداد منجر گردید، تحلیل کرد و به علل و جهات آن پرداخت. متن کامل این گزارش که با عنوان «چگونگی به وجود آمدن وقایع 15 خرداد 42، در اختیار پرویز ثابتی (رئیس اداره سوم ساواک) قرار گرفت، به شرح زیر است:
«الف ) علل و جهات آن:
1ـ بیانات تحریکآمیز عده مشخصی از وعاظ و روحانیون در طول جریان تقسیم اراضی به خصوص بعد از تصویب ملی آن، که در دهه اول محرم، وعظ و سخنرانی وعاظ به صورت حاد و بعضاً توهین به مقدسات و مقامات عالیه درآمد که طبقه عوام را به امکان هر گونه بیانات آماده نمود.
2ـ تحریک مالکین و دامن زدن به هر گونه نارضایتیها به خصوص تقویت روحانیون و فراهم آوردن تسهیلات لازم مادی برای علما و وعاظ و عوامالناس و خرابکار.
3ـ دخالت و تحریک سیاستهای خارجی از طریق عمال پنهانی و آشکار در داخله مملکت.
4ـ عادات طبقات مرتجع به حمایت از سیاستهای خارجی در ایام طول تاریخ تحولات اجتماعی ایران که در بعضی نقاط هر جنبش ترقیخواهانه در ایران را بر مبنای خواست یکی از سیاستهای خارجی میدانستند.
5ـ نرمش دولت در مقابل هر گونه مقاومتهای کوچک سران جنبشهای به خصوص روحانیون در ایراد به تصویبنامهها به خصوص مسئله انجمنهای ایالتی و ولایتی و عقبنشینی دولت در این مورد در مقابل وعاظ و روحانیون.
6ـ شرکت زنان در تصویب ملی و سایر مسائل اجتماعی که از نظر روحانیون مغایر دین تلقی گردید.
7ـ حمایت پنهانی عدهای از رجال سرشناس که مدتها با وابستگی به مقامات عالیه، عنوان و شخصیتی کسب نموده بودند، در حالی که خود از طبقه مالکین بودند.
8ـ مسئله موقوفات و عدم دسترسی روحانیون و وعاظ به منابع مادی بیحد و حساب آن پس از تصویب ملی.
9ـ خصوصیات اخلاقی و عادات ایرانیان در تنقید از مسائل روز.
10ـ انتصابات نابهجای بعضی از اشخاصی که از نظر اخلاقی و صحت عمل و از نظر سیاسی دارای نقاط تاریکی بودند در مشاغل حساس.
11ـ تبلیغات شدید مالکین و روحانیون در مورد مرحله دوم اجرای اصلاحات ارضی دائر به حفظ حقوق خرده مالکین که ملازمه اجرای آن، تصرفات املاک خرده مالکین و حمایت مأمورین در اجرای این نظر به عدم ثبات اصلاحات ارضی و تلقین این موضوع به عوامالناس.
12ـ درگیریهای بدون نقشه و طرح مأمورین انتظامی با وعاظ و روحانیون در هنگام تشکیل مجالس مذهبی در بعضی از نقاط دستآویز جالبی برای روحانیون فرصتطلب داشت.
13ـ اثر شایعات.
ب) از نظر نوع و کیفیت اجتماع
1ـ در درجه اول وابستگان انجمنهای اسلامی نهضت آزادی [ایران].
2ـ بازاریان متعصب وابسته به کمیته بازار جبهه ملی.
3ـ بازاریان متعصب مذهبی وابسته به دستهجات روحانی.
4ـ کارکنان روزمزد و حقوقبگیر ماهیانه بازاریان از سنین 15 الی 35 .
5ـ عناصر طبقه سوم انقلابی وابسته به بعضی از گروههای منحرف.
6ـ دستهجات وابسته به میداندارها مانند وابستگان طیب و امثالهم به منظور حفظ خود و تأثیر بیانات مبلغین در این دستهجات ساکن جنوب [شهر تهران].
7ـ اشخاص بیکاره و گرسنه به منظور ارضای عقدههای باطنی خود.
8ـ وابستگان فدائیان اسلام.
9ـ بعضی از دانشجویان و طلاب انقلابی و خرابکار.
ج) از نظر تعداد:
1ـ مجموع شرکت کنندگان در مراسم عزاداری ایام محرم که اکثریت آن از طبقات جنوب شهر بودند به یکصد و پنجاه هزار نفر تخمین زده میشود.
2ـ با توجه به اینکه در میان مجموع مساجد و تکایا و منازل شخصی عزاداری اشخاص، تعداد سی مسجد از نظر کثرت اجتماع و مبلغین طراز اول، هدف اطلاعاتی تخمین زده میشود، از میان 150 هزار نفر حدود پنجاه هزار نفر آن در درجه اول تحت تأثیر تلقینات روحانیون قرار داشتند.
3ـ به طور تقریب از میان پنجاه هزار نفر متعصبین، ده هزار نفر در عملیات دمونستراسیون و تظاهرات عامل اصلی بودهاند.
د) اثر عملیات جلوگیری مأمورین انتظامی و تشکیل فرمانداری نظامی از طرف دولت:
1ـ قبل از تشکیل فرمانداری نظامی، عملیات خرابکارانة عناصر ماجراجو، حالت فوقالعاده ناراحتی در مردم به علت عدم تأمین به وجود آمده بود.
2ـ عملیات فرمانداری نظامی و شدت عمل اولیه، روحیة مخالفین را به شدت تضعیف کرده بود. به طوری که در روزهای دوم و سوم، اثر آن از نظر تأمین مال و جان مردم مشهود و کلیه خیابانها و مغازههای شمالی محور سپه، باز و وضع شهر به صورت عادی درآمد.
3ـ توقف مبلغین و روحانیون طراز اول در میان طبقات تحصیلکرده، بیطرف و متجددین، اقلیتهای مذهبی و دهقانان اثر سویی نداشت.
4ـ کلیه وعاظ و مبلغین عادی که ممر اعاشة آنان منحصراً از طریق روضهخوانی تأمین میگردد، از این وضع عدم رضایت دارند.
5ـ کلیه صنوف و خردهکسبه از قبیل صنف خراز، صنف خواربارفروش، صنف کافهچی و غیره از علمیات ادامه تعطیل بازار و تظاهرات عدم رضایت دارند.
6ـ تقلیل اوقات عبور و مرور فرمانداری نظامی اثر نیکوئی به تأمین مردم داشته است.
نتیجه:
از مجموع بررسی مطالب فوق و اطلاعات مکتسبه، این نتیجه حاصل میگردد که چنانچه عناصر فرمانداری نظامی ضمن انجام عملیات تحقیقاتی دقیق و بیغرضانه، درباره دستگیرشدگان و تعقیب قانونی آنان بدون مماشات، از برخوردهای کوچک و بدون مطالعه مأمورین در ایجاد مزاحمت مردم خودداری نمایند و نسبت به عموم طبقات با تأمین مال و جان آنان، موضوع تحبیب مردم را مورد توجه قرار داده و اداره انتشارات و رادیو از نظر تبلیغات، بهرهبرداری کامل نموده به یک رشته تبلیغات زنده و درست مبادرت نماید، هیچگونه اتفاق سویی در آتی رخ نخواهد داد. اداره یک عملیات».[31]
± سنجش افکار عمومی توسط ساواک
مأموران و وابستگان ساواک برای سنجش افکار عمومی و چگونگی بازتاب حوادث اخیر کشور در اذهان مردم عادی دست به اقدامات زده، نتایج نظرسنجیشان را در چند گزارش پیدرپی منعکس کردند. به گزارش آنها جمعی از طبقات مختلف مردم از مخالفان و تظاهرکنندگان هواداری میکنند و علت اصلی این کار را هم توقیف آیتالله خمینی بیان مینمایند. آنگاه با اشاره به ادعای دولت مبنی بر اینکه از خارج از کشور به ویژه جمال عبدالناصر مصری، برای آیتالله خمینی پول رسیده، اظهار میدارند که چنین ادعا و دروغی در بروز اعتراضات و آشوبها بیتأثیر نبوده است. از دید مردم عادی یکی از علل مخالفت اصلی آیتالله خمینی و روحانیون با دولت، حق شرکت در انتخابات است که شاه و دولت به زنان دادهاند. گزارشهای مأموارن ساواک در تحلیل و سنجش افکار مردم اظهاراتی را دربردارد که توجه برانگیز است؛ از جمله آنها اظهارات فردی به نام علیاکبر اسلامی است که آیتالله خمینی را مرد محترمی دانسته و بر این باور است که وی اهل پول نیست و چون دولت او را بزرگ میبیند ممکن است در آینده خطری برای دستگاه باشد. اسلامی برای اینکه سخن خود را به اثبات برساند به عکس آیتالله خمینی در برخی از مغازهها اشاره نموده است که به جای شاه روی دیوار نصب شده است. او در این باره گفته است: «لذا [دولت] ظاهراً در روزهای عاشورا و تاسوعا آزادی عمل به آنها داد و وضع را طوری ایجاد کرد که آنها جری شوند و شروع به تظاهرات نمایند و در همان حال خمینی را گرفت و بهانه به دست مخالفین داد تا آنها سروصدا نمایند و در نتیجه عملاً جلوی خرابکاران را برای مدت کوتاهی باز گذاشت تا آنها اقدام نمایند و به مردم ثابت شود که آنها قصد خرابکاری داشته و نمودهاند و بهانه برای اعلام حکومت نظامی باشد. بخش دیگری از سنجش افکار عمومی حاوی نظریاتی است که طبق آن، دولت به عنوان عامل ایجاد کننده در حرارت لازم برای آشوبهای چند روز گذشته معرفی شده است. همچنین در بین مردم اخباری رواج یافته است که قسمتهایی از گزارش ساواک را به خود اختصاص داده است. مطالبی درباره آمار کشته و اینکه کشتهها در گورستان مسگرآباد به صورت دستجمعی دفن شده، هیچ کسی را به آنجا راه نمیدهند؛ یا اجساد را در خارج از شهر در چالهای ریخته که در بین آنها مجروحان بودهاند.[32]
باوجود این، برخی دیگر از گزارشگران و ارزیابان ساواک از گفتههای مردم عادی مقیم پایتخت نتایجی را برگرفتهاند که عمدتاً در جهت خلاف مخالفان دولت است. به طوری که به گزارش آنها، این دست از تهرانیها نسبت به وقایع اخیر نفرت دارند و انزجار شدیدی به هواداران آیتالله خمینی اظهار نمودهاند. گزارش در این باره تأکید دارد که «آنچه بیش از هر موضوع دیگر مردم را عصبانی کرده است حمله به اتومبیل دانشآموزان، کتک زدن زنان و دختران، آتشزدن کتابخانه، حمله به پارک شهر، از بین بردن تلفنها، غارت و چپاول اموال مردم و آتشزدن بهداری برزن چهارراه حسنآباد میباشد. در هر کوچه از محلات پایین شهر لااقل یک نفر زخمی یا تیرخورده و یا غارتشده وجود دارد و همین نمونهها در بین مردم نفرت به وجود آورده است. آنچه از سخنان مردم میتوان نتیجه گرفت به این قرار است:
1ـ نظر کسانی که خود از هواداران خمینی میباشند و در وقایع اخیر نیز دست داشتهاند اینها میگویند به آقا توهین شده است و دولت و شاه در رأس آنان با مذهب به ستیزه پرداخته است و میخواهد آن را از بین ببرد و لوایح ششگانه شاهنشاه نیز هدفش از بین بردن قدرت مذهبی مردم میباشد. این عده برای کار خود در آینده نقشهها دارند. اولاً عقیده دارند که ارتش و مردم با آنان میباشند و علت آنکه تاکنون نیز شکست نخوردهاند همین اتکا در میان مردم بوده است. ثانیاً میگویند باید آقای خمینی و دیگر بازداشتشدگان آزاد شوند و از خمینی رفع توهین به عمل آید و از اجرای قانون شش مادهای (خصوصاً حق رأی زنان) صرفنظر شود. ثالثاً میگویند ما به فرمان قرآن مجید و برای دفاع از مذهب قدم میان گذاشتهایم و اگر در این میان کشته شویم جزو شهدای کربلا خواهیم بود. پس به این ترتیب عقب نخواهیم رفت و از کشتهشدن نیز باک نداریم. زیرا اطمینان داریم در این میان قرآن پیروز خواهد شد.
2ـ عدهای نیز که در گذشته فعالیتهای سیاسی داشتهاند (تودهایها، جبهه ملی[ها]) با شعار تظاهرکنندگان که مخالف با شاه میباشند، موافق میباشند ولی با هدف آنان که سلب حق رأی از زنان میباشد، موافق نمیباشند و به همین علت هم تاکنون به طور جدی در تظاهرات هواداران خمینی شرکت نکردهاند. در روز 15/3 /42 که تظاهرکنندگان به دانشگاه تهران رفته بودند تا دانشجویان را با خود همراه نمایند بر سر شعارها بین آنان اختلاف پدیدار شد. دانشجویان شعار زندهباد مصدق میدادند و علیه شاه تظاهر میکردند و هواداران خمینی نیز شعار زندهباد خمینی میدادند و علیه شاه تظاهر میکردند. بازاریان که همگی از هواداران خمینی بودند میگفتند شما شعار مصدق را کنار بگذارید و خمینی تنها شعار واحد ما باشد. اما دانشجویان میگفتند هدف هر دوی ما یکی است. شما شعار مصدق را بدهید که نخستوزیر قانونی ایران است و تمام شعارهای دیگر در دل آن جمع میباشد. بر سر همین انتخاب شعار تظاهرکنندگان که معلوم بود حاضر نیستند شعار دیگری را به جای شعار خود قبول کنند و شاید هم دستور داده شده به آنان این بود، لذا از قبول این شعار (یعنی پیروز است مصدق یا زندهباد او) خودداری کردند. دانشجویان قول داده بودند بعدازظهر در برابر مسجد هدایت (اسلامبول) به آنان خواهند پیوست. ولی به این قول خود وفا نکردند و تنها عده بسیار ناچیزی در ساعت مقرر حاضر شدند و از این تاریخ به بعد نیز اکثریت دانشجویان به عنوان تماشاچی ناظر جریان بودند. خصوصاً زمانی که اطلاع پیدا کردند کتابخانه و اماکن عمومی را آتش زدهاند تقریباً از آنان روی گرداندند. اما تودهایها؛ این دسته که واقعاً منتظر به وجود آمدن موقعیت مناسبی میباشند و از هر پیشامدی میخواهند استفاده کنند. عده زیادی از آنان حاضر شدند حتی درباره شعار مخالفت با شاه با آنان همصدا شوند. زیرا این دارودسته را کثیف و ارتجاعی میدانند. آنها واقعاً از جریانی که در چند روز اخیر به وجود آمده است ناراحت میباشند. ناراحتی آنان از این لحاظ است که با سرکوبی دارودسته خمینی برای مدتی، فکر مقاومت در مردم کشته خواهد شد و برای چند سالی باز دوران خفقان پیش خواهدآمد. ولی در عین حال میگویند در برابر وحشیگری که شده است نباید وحشیگری کرد. بلکه باید چند آخوند را که محرک این عده بودهاند محاکمه و رسوا نمود و به این غائله خاتمه داد. میگویند باید جلو کشتار مردم را گرفت.
3ـ بقیه مردم که زندگی آرام خود را از دست دادهاند و تأمین جانی و مالی ندارند و هر روز شاهد اخبار ناراحتکنندهای میباشند، سخت از این وضع ناراحت شدهاند. اینان طرفدار شدت عمل دولت میباشند. آنها میخواهند باز هم زندگی آرام خودشان را شروع کنند و بدون بیم و هراس به خیابانها بیایند، به کسب و کار خود بپردازند. آنها و حتی تودهایها از اینکه دولت حکومت نظامی برقرار کرده است واقعاً خوشحال میباشند و این اولین بار است که مردم برقراری حکومت نظامی را پذیرفتهاند و از آن نیز انتظاراتی دارند».[33]
به زعم گروهی دیگر از تحلیلگران ساواک، چند حادثه زیر در ذهن مردم عادی تأثیر زیادی نهاده، موجب شده است که نقشه مخالفان حکومت را خنثی، و تأثیر فعالیتهای آنها را از بین ببرد. موارد مزبور به شرح زیر است:
1ـ سفر محمدرضا شاه به همدان و سخنرانی وی در آنجا که عدهای فکر میکردند اصلاً شاه به همدان نخواهد رفت.
2ـ نقش موثر و مهم ارتش در جریان درگیریهای اخیر که امید مخالفان به قوای ارتشی را از بین برد.
3ـ دستگیری طیب حاجرضایی که مردم عادی نسبت به آن ابراز شگفتی نموده، میپرسند چطور شخصی که از طرفداران شاه بوده در تظاهرات علیه حکومت دخالت داشته است.[34]
± حوادث اخیر؛ کار انگلیسیها
ساواک مرکزی در گزارشی مفصل وقایع اخیر کشور را بررسی کرد و اعتراضات مردمی را در جهتی برای تغییر سلطنت پهلوی و با راهبری کارشناسان خارجی به ویژه انگلیسیها دانست. بر پایه این گزارش سهصفحهای امضای پرویز ثابتی نقش بسته است. موضوع اصلی گزارش تحلیلی ساواک بحثها و پیشبینیهای محافل مطلع سیاسی تهران است که با مسافرت اخیر دنیس رایت (سفیر کبیر انگلیس در تهران) آغاز شده است. محافل یاد شده با اشاره به آمدن رایت به ایران و با توجه به اینکه وی «از کارشناسان معروف وزارت امور خارجه انگلیس در ایجاد اغتشاشات و تغییر حکومتها در خاورمیانه» به شمار میرود، پیشبینی مینمودند حوادثی در کشور در شرف تکوین است. تضاد سیاسی آمریکا و انگلیس در ایران و سوابق دنیس رایت، به ویژه مخالفت او با دستگاه سلطنت ایران در دوران زمامداری مصدق، مخالفت خود را با دستگاه سلطنت ایران در چنین پیشبینی محافل سیاسی تأثیر گذاشته، باعث شده انتظار وقوع حوادثی علیه سلطنت و تضعیف دربار شاهنشاهی در ایران به وجود آید. تهیهکننده گزارش برای نشان دادن مستنداتی درباره موضوع یاد شده، به تصمیمات قطعی محمدرضا شاه در ریشهکن کردن عوامل فساد و عقبماندگی و اصلاح وضع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور در نیم قرن اخیر اشاره کرده ادامه داده است: «در نتیجه این عوامل که در درجه اول روحانیون و آخوندهای وابسته به سیاستهای خارجی (انگلیس) و مالکین بزرگ و متنفذ بودهاند در مقابل شاهنشاه قرار گرفته که بدواً اجرای لایحه اصلاحات ارضی مالکین متنفذ و بزرگ را به زانو درآوردند، سپس روحانیون و آخوندهای موثر که با طبقه اول همبستگی مادی داشته و از قبال آنان زندگی مرفه و بدون تلاشی را برای خود ترتیب داده بودند مورد توجه قرار گرفتند و در نتیجه این دو عامل بزرگ و پیوسته به یکدیگر متحداً برای مقابله با اصلاحات عمیق شاهنشاه دست به تحریک افکار عمومی و مقدسین و حتی عشایر ایلات وابسته به خود زدند».
گزارش تحلیلی ساواک از زبان محافل سیاسی معتقد است که چون از یک قرن گذشته مالکین بزرگ و روحانیون معروف، مهرههای کوبنده و موثر شطرنج سیاسی دولت انگلستان در کشورهای اسلامی و خاورمیانه، مأموران اجرای دستورات آنها در شئون اجتماعی، مذهبی، سیاسی و اقتصادی کشور و تأمینکنندگان منافع امپراطوری انگلستان بودهاند، اقدامات اصلاحی شاه را زنگ خطری برای نفوذ سیاسی دولت انگلستان میدانستند، به همین سبب هر کدام از آنها به نحوی در صحنه مبارزات وارد شده مشکلاتی را ایجاد کردند. اما به ادعای مأمور ساواک «بیداری و هوشیاری شاهنشاه و مراقبت دستگاههای انتظامی مانع به ثمر رسیدن عملیات خرابکارانه آنان گردید و علت نیز عدم هماهنگی کامل بین آنان و همچنین فقدان فرمانده بصیر و مطلع به امور سیاسی کشور بود». این گزارش در سطور بعدی بار دیگر یادی از اعزام دنیس رایت[35] به ایران توسط دولت انگلیس به میان آورده که با این اقدام ستاد فرماندهی انگلستان در خاورمیانه تقویت یافت و رایت نیز با استفاده از تجربیات و آشنائی با عوامل سیاسی کشورهای عربی و ایران، توازن و هماهنگی کامل در مبارزات کشورهای عربی علیه ایران و عواملی که در ایران بودهاند به وجود آورد «و نتیجه آن شد که آیتالله حکیم ضمن مذاکره با عبدالناصر و ارتباط با روحانیون ایران، زمینه یک انقلاب خونین و مسلحانه را در ایران با همکاری عدهای از افسران و امرای سابق ارتش که از دستگاه رانده شده بودند از قبیل تیمسار بختیار، سرلشکر فولادوند فراهم مینمودند و حتی قرار بر مسلح نمودن متعصبین مذهبی کوچه و خیابانها بوده و عشایر فارس نیز از این دستورات مستثنی نبوده، آنها نیز به موقع نقش موثری را برای حمله به استان فارس و خلع سلاح پاسگاهها و پشتیبانی از انقلابیون داخل شهر داشتهاند و به طور کلی زمینه یک انقلاب دامنهدار در چندین شهرستان مهم کشور از قبیل شیراز، قم، مشهد، تبریز، تهران و چند شهرستان مهم دیگر فراهم میشده تا در یک روز معین که گفته میشود 27 یا 28 خرداد بوده، وارد عمل گردند و انقلابی خونین به راه اندازند و تیمسار بختیار نیز با تماس و مذاکره با دوستان ارتشی شاغل و بازنشسته مورد اعتماد خود، آماده عزیمت به ایران بوده است. و حتی برای این منظور به عنوان زیارت در ایام محرم در کربلا بود و فعلاً نیز در بغداد به سر میبرد».
بر پایه ادعای ساواک، محافل سیاسی در تهران معتقدند که «از همگسیختن رشتههای ارتباطی و فرماندهی کل ارتش در سراسر ایران و عصیان بعضی از فرماندهان ارتش در شهرستانها علیه حکومت مرکزی» اصلیترین هدف انقلابیون بوده تا با قراردادن شاهنشاه در مقابل یک عمل انجام شده و ایجاد وضع مغشوش و بیسروسامان، سپهبد بختیار با همکاری عوامل خود در ایران و توصیه اطرافیان شاهنشاه برای به دست گرفتن زمام امور کشور و سرکوبی انقلابیون در سراسر کشور به تهران احضار گردد. او نیز «بلافاصله با معرفی کابینه نظامی و بازگرداندن چند نفر از امرای ارتش که مورد حمایت و احترام اکثریت ارتشیان هستند، از جمله تیسمار ارتشبد هدایت، سرلشکر ضرغام و امثال آنان در درجه اول افکار فرماندهان موثر ارتش را به نفع خود جلب نموده، سپس با گماردن اشخاص وجیهالمله در رأس امور کشوری، افکار عمومی مردم را نیز به نفع خود تغییر دهد و پس از چند روز کنترل اوضاع داخلی را با همکاری روحانیون و مالکین بزرگ در ید اختیار خود گیرد و در این ضمن با کسب قدرت کافی، شاهنشاه و درباریان را تحت سلطه خود قرار داده در صورت لزوم نیز برای تشکیل شورای سلطنت و یا محدودیت اختیارات شاهنشاه لوایحی تنظیم کند و بلافاصله نیز با شروع انتخابات، حاکم مطلقالعنان گردد». با وجود این دستگاههای انتظامی که مراقب کامل اوضاع بودند، قسمتی از عملیات روحانیون و ارتباط آنان با کشورهای عربی را افشا کردند. بنابراین محمدرضا شاه با استفاده از نیروی ابتکار و تجربیات خود در وهلة نخست، روحانیون را در انتقاد از دستگاهها و شاهنشاه در ایام محرم در مساجد آزاد گذارد و حتیالمقدور مخالفت شدید روحانیون را با اقدامات اصلاحی شاهنشاه از پرده، خارج و در معرض افکار عمومی و جهانیان قرار داد. آنگاه «با طرح نقشه قبلی ضمن بازداشت آیتالله خمینی و تهییج روحانیون در روز تاسوعا و عاشورا با استفاده از کارگردانی چند نفر از دستهسازان بزرگ از قبیل طیب حاجرضایی، حسین رمضانیخی و حسینآقا مهدی، اجتماعی به طرفداری از خمینی و روحانیون در تهران و شهرستانها به راه انداخته و در خیابانها به گردش درآوردند».
گزارش حاضر در ادامه با اشاره به جریان وقایع روزهای تاسوعا و عاشورا کوشیده است که تظاهرکنندگان را جمعی متعصب دینی و خرابکار معرفی کند. سپس در پایان تأکید کرده است که با استقرار حکومت نظامی «نقش ماهرانه شاهنشاه و دستگاههای انتظامی کشور را از یک انقلاب خونین حتمی و خطرناک رهائی بخشید».[36]
± ادعای ارسال پول از عراق
اداره کل سوم ساواک در گزارشی ادعا کرد که طبق اخبار رسیده «اخیراً پولهای زیادی از کشور عراق [به] وسیله مسافرین با هواپیما به تهران حمل میشود و به مصرف روحانیون میرسد». این گزارش در ادامه از فردی به نام عباچی ساکن شام و عضو حزب قومی نام برد که، مبلغ بیست هزار دینار را به وسیله شخصی به نام محمد عثمان به ایران فرستاده است که تحویل جواد نقرهچیاباسهل بدهد. گزاش مزبور افزوده است که نقرهچی صراف است و در ابتدای بازار جامهدان فروشها (تهران) صرافی دارد. اما مأموران گمرک فرودگاه به مأموریت محمد عثمان آگاهی یافتهاند و پولها را ضبط کردهاند. به دنبال آن اداره مستقل هشتم ساواک مأموریت یافت در این باره تحقیقات لازم را به انجام برساند.[37]
± تعداد بازداشتشدگان حوادث اخیر
خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع رسمی اعلام کرد که تعداد بازداشت حوادث اخیر تهران به بیش از 380 تن رسیده است. در ادامه هم یادآور شد که اوضاع چه در پایتخت و چه در سایر شهرستانها رو به آرامش نهاده، همه چیز نشان میدهد که آرامش در تمام نقاط ایران برقرار است. در همین باره به باز شدن مغازهها و دکانهای اغذیهفروشی اشاره نموده که صاحبانشان دوباره در محل کارشان حاضر شدهاند. به ویژه در محلات شمال شهر و اطراف ادارهها که ازدحام و فعالیت همیشگی به جریان افتاده است.[38]
± حوادث اخیر ایران از نگاه روزنامهنگار آمریکایی
چند روزی بیشتر از حوادث 15 خرداد ماه جاری در تهران و دیگر شهرهای مهم کشور نگذشته است که مفسران و روزنامهنگاران خارجی بر اساس اخبار و گزارشهایی که از حوادث یکی ـ دو روز اخیر ایران به دست آوردهاند، به تحلیل وضعیت کنونی ایران نشسته، از زاویههای مختلف زمینهها و بسترهای بروز حوادثی را که در دهههای اخیر بیسابقه بوده، واکاوی و وارسی کردهاند. این گروه از تحلیلگران اگرچه اعتراضات اخیر مردم را «اغتشاشاتی» برمیشمارند که «در نتیجه جلوگیری از شعائر مذهبی» پیش آمده؛ اما از کتمان واقعیتهای اجتماعی و سیاسی ناتوان مانده، در نوشتههای تحلیلیشان نمونههایی از علل و عوامل بروز چنان انقلابی را بیان کردهاند. از جمله مهمترین این تحلیلها مقالهای است که در روزنامه نیویورک هرالدتریبون چاپ آمریکا منتشر شده، امروز ترجمة آن به ساواک مرکزی ارائه شده است. نویسنده مقاله در ابتدا، مردم و روحانیونی را که در مراسم عزاداری شرکت داشتند آغاز کنندگان «اغتشاش و انقلاب ضد شاه» معرفی نموده و نوشته است که «در این هفته هنگامی که مردم و ملاها مشغول عزاداری بودند اغتشاش و انقلاب برعلیه شاه را آغاز نمودند. هرچند تانکها و نیروهای مسلح دولت، اغتشاشیون را در بازار تهران درهم شکست و همچنین در شهرهای مقدس قم و مشهد هم آنها را تارومار کرد و در مراکز فرهنگی ایران یعنی کاشان و شیراز هم توطئهکنندگان و اغتشاشیون پراکنده شدند و در نتیجه چندین کشته و زخمی به جا گذاشتند، اما هنوز طلسم درهم شکسته نشده».
این نشریه آنگاه برای آشنایی خوانندگانش با بیان پیشینهای از چگونگی برپایی مراسم عزاداری و سینهزنی در نقاط مختلف ایران، یادآور شده است که در ماه محرم مردم با حضور در تکیهها و حسینیهها و خیمهها، شهادت امام حسین (ع) را بازگو میکنند. اما با پایان یافتن ماه محرم، آرام آرام پیراهنها و علَمهای سیاه از کوچهها و خیابانها جمع میشود. این نویسنده آمریکایی در ادامه با تأکید بر این عنوان که «حرارت همچنان باقی میماند» موضوع اعتراضات روحانیون را به مخالفت آنها با اصلاحات ارضی و حق رأی زنان پیوند داده، تصریح نموده است که البته این تحرکات و فعالیتها به این زودی پایان نخواهدگرفت. نویسنده در بخشی از مقالهاش ائتلاف «طبقه علما و پیروان آنها با کمونیستها علیه شاه» و همینطور اتحاد روحانیون با جبهه ملی را که در دانشگاه و بازار و میان صاحبان حرفههای گوناگون طرفداران بسیار قوی دارد ناممکن پیشبینی کرده افزوده است: «هرگاه چنین ائتلافی انجام میشد به هر حال یک نیروی مخالف و بسیار مقتدر و قوی تشکیل میداد و بدون شک شاه را وادار میکرد که در برنامه اصلاحاتی خود تجدید نظر نماید و شاید او را وادار میکرد که برنامه اصلاحات ارضی را به صورت فعلی به کلی کنار بگذارد». او در ادامه به مشخصات و عوامل مهم اعتراضات این هفته در ایران پرداخته، یکی از آنها را وقوع ناآرامیها در شهرها دانسته، در این باره معتقد است که «ائتلاف و اتحاد احتمالی علما و جبهه ملی، بازاریهای متعصب و کسبه فناتیک و طبقه نسبتاً تحصیلکرده متوسط آزادیخواه که پیرو علما و آخوندها میباشند با افراد جبهه ملی، مقتدرترین و قویترین نیرو را ایجاد» خواهد کرد. «زیرا در بین همینها رهبران مهم سیاسی کشور ایران را میتوان یافت. فعلاً به هر حال شاه که قبلاً به علت آنکه با زمان به سرعت پیش نمیرود مورد انتقاد قرار میگرفت با تهدید شدید و مخالفت محافظهکاران روبهرو شده است. اکثر ملاها و آخوندها با فئودالها و مالکین بزرگ و سران عشایر ائتلاف کردهاند که همگی مخالف اصلاحات شاه میباشند. در استانها مخصوصاً در استان فارس، در جنوب ایران، به طور دائم بین نیروهای مسلح ایران و عشایر زدوخورد ادامه دارد و این تصادمات مسلحانه به خوبی اتکای شاه را به وفاداری نیروهای مسلح ایران نشان داده است. این طور به نظر میرسد که ارتش محافظهکاری که در سال 1920[م / 1309ش] به وسیله رضاشاه تجدید سازمان یافت و به وسیله پسرش و با کمک آمریکا توسعه یافت، همچنان شاه را در مقابل علما و آخوندها و سران عشایر حمایت و پشتبیانی خواهد کرد».
تحلیلگر روزنامه نیویورک هرالدتریبون با اشاره به نیاز محمدرضا پهلوی به کمک و پشتیبانی دهاقین و کشاورزان ایران یادآور شده که شاه برای موفقیت در اجرای برنامههای اصلاحی خود باید اصلاحات ارضی را گسترش دهد، املاک بزرگ شخصی را بین دهقانان تقسیم کند و کئوپرایتوهای دهقانی (سازمانهای اقتصادی جمعی کشاورزان) را در تمام قسمتهای کشور تشکیل دهد. در ادامه هم به علل مخالفت علما و روحانیون با برنامه اصلاحات ارضی کشور اشاره کرده است. «اول آنکه این قانون، مالک را از حق مالکیت زمین خود محروم خواهد ساخت. دوم آنکه اجرای این قانون یک منبع عایدی و درآمد مستمر را برای ملاها و آخوندهائی که مالک بودند و یا ملک را برای مالک اداره مینمودند قطع و نابود خواهد ساخت. سوم اجرای این قانون خواه ناخواه شامل اوقاف هم خواهد شد. چهارم آنکه با اجرای این قانون و به خصوص با اجرای شورای شهرها و تفویض اختیارات به استانها و ولایات و شهرها احتمالاً به طور مستقیم برای ملاها و آخوندها مضر خواهد بود. زیرا نفوذ آنها را به زندگی روزمره شهرها و دهات دورافتاده ایران از بین خواهد برد».
آخرین بخش متن ترجمهشده این مقاله به مسئله زنان و مشارکت آنان در رأیگیریها اختصاص دارد که سال گذشته با موافقت محمدرضا شاه اعطا شده است. به باور برخی از تحلیلگران همین امر در بروز اعتراضات و مخالفتهای روحانیون با برنامههای دولت و حکومت پهلوی سهم عمدهای داشته است. اما نویسنده مقاله در این بخش با عنوان فرعی «حقوق زنان»، گفته است ضدیت با حقوق زنان بیش از همه توسط خود آنان اظهار شده، مبارزه در جهت مخالف، بیشتر از سوی زنان دامن زده میشود. ترجمه مطالب مربوط به این بخش پایانی در چند سطر زیر خلاصه شده است: «نبرد علیه حقوق زنان بیشتر به وسیله خود زنان دامن زده میشود. در شهر تهران که عملاً کلیه زنان مرفه و طبقه متوسط ایران زندگی میکنند به قدری در تجدد و مدپرستی جلو هستند که درست مثل غربیها میباشند. چندین سازمان زنان که کار آنها تشویق و کمک در تعلیم و تربیت اجتماعی، فرهنگی و امور خیریه است در تهران وجود دارد. در استانها وضع کاملاً فرق دارد ولی در آنجاها هم تغییراتی به چشم میخورد».[39]
± جلسه هیئت دولت
در جلسه هیئت دولت که از ساعت 5 تا 8 بعدازظهر به ریاست اسدالله علم در کاخ نخستوزیری برگزار گردید موضوعات زیر مورد بررسی و مذاکره قرار گرفت: 1ـ لایحه انتخابات 2ـ لایحه قانونی عمرانی در دهات 3ـ تصویبنامه مربوط به مخارج حمل و نقل گندم اهدایی شیروخورشید سرخ. در این جلسه پیراسته (وزیر کشور) گزارشی از مسافرت خود به استانهای آذربایجانشرقی و غربی و کرمانشاه ارائه کرد. در پایان هم بهنیا (وزیر دارائی) در مورد سرمایهگذاریهای مربوط به صنعت نفت در کشور مطالبی را بیان کرد.[40]
± پیام نخستوزیر
بعدازظهر امروز پیام گفتاری نخستوزیر برای ملت ایران از رادیو پخش شد. علم پیام خود را با عنوان «هموطنان عزیز» آغاز کرد و در همان سطور نخست به طور غیرمستقیم سال جاری را سالی دانست که با سازندگی شروع شده بود. «بینهایت متأثر و متأسف هستم سالی را که با سازندگی آغاز کردهایم در اثر اغوا و اغفال چند نفر انگشتشمار با مسائل دیگر آلوده میشود که نه در خور مقام بلند ملت ایران و نه در خور سابقه تاریخی درخشان ماست». او در ادامه تلاشهای دولت خود در راه ریشهکن کردن بیسوادی و جهل، زمیندار کردن دهقانان، سهامدارشدن کارگران از سود کارخانهها، دادن حقوق اجتماعی به زنان و سرمایهگذاری در بخشهای عمرانی کشور را پیش کشیده، با اشاره به درآمدهای حاصله از نفت و فرآوردههای نفتی، تأکید کرد که در چنین وضعیتی سرمایههای مهم کمکم به کشور سرازیر میشود و کارخانهها به کار میافتد. اما در همان هنگام که ملت ایران حیات نوین خود را بر پایه انقلاب همهجانبه شاه ایران پایهگذاری میکند، سانحهای در کشور اتفاق میافتد که وضع ما را در دنیا متزلزل نشان میدهد. علم در تشریح ویژگی این سانحه افزود: «این سانحه نه تنها طوری پیشبینی شده که خدای نکرده وضع ما را در دنیا متزلزل نشان بدهند بلکه ما را ملتی جاهل، عقبمانده و نیموحشی بشناساند». او هجوم به اتوبوس حامل دخترها، غارت وسایل عمومی مانند آب و برق و تلفن و مدرسه و سینما و بانک را هم در راستای همین سانحه تحلیل نمود که عدهای میخواهند با این کارها به اهداف خودشان برسند. نخستوزیر در بخش دیگری از پیام خود، کوشید که علل اولیه بروز این نوع حوادث را روشن گرداند؛ «حال ببینید که کار چگونه آغاز میشود. من که همیشه مسائل را حسب وظیفه دینی و اخلاقی خودم از دریچه صافی و راستی مینگرم از ایام عید که عدهای در مدرسه فیضیه قم به هم ریختند و یک نفر در آنجا در اثر پرتاب آجر [به ] وسیله ساکنان آن مسجد از بالای بام کشته شد با خود میاندیشیدم خدایا چه مسئلهای است که آنها که خود را هادیان مردم قلمداد میکنند این همه دروغ به مردم میگویند و مقتولین مدرسه فیضیه را دهها نفر به مردم گوشزد میکنند و همه روزه این مسئله را به رخ مردم میکشند. ولی فکر میکردم که شاید واقعاً مطلب بر خود آنها روشن نیست و به سادگی از آن میگذشتم. بعد از آن مشاهده شد که نسبت به چند نفر که به هیچ وجه در طراز اول علما نیستند بیش از حد لزوم در قم و مشهد تبلیغ میشود. مقارن این احوال از مشهد مطلع شدیم که بین این تبلیغات در قم و مشهد ارتباط است و آن وقت دولت به خود آمد و احساس کرد که بایستی دستی در کار باشد».
علم کوشید که جریان اعتراضات و مخالفتهای اخیر با دولتش را جزو برنامههای از پیش تعیین شده بداند و بخشی از آن را به خارجیان نسبت بدهد و برای اینکه گفتههایش را تشریح کند افزود: «احساس کردم که بهلولهای تازه دارند در صحنه سیاست ایران ظاهر میشوند. به خصوص که ارتباط آنها با اشرار فارس، با پولهایی که رسیده بود و قبلاً توقیف کرده بودیم و سه ماه قبل من به ملت ایران اطلاع داده بودم، میدانستیم. ولی به هر حال چون وظیفه دولت حفظ همه نوامیس مردم است وظیفه داشتیم که شتابزدگی نکنیم و تا آنجا که مقدور است در عین خونسردی مواظب قضایا و حافظ نظم و آرامش باشیم. پیشبینی میکردیم که در ایام عزاداری ممکن است اتفاقاتی بیفتد و درست معلوم شد که بعضی واعظنمایان که با این جریانها ارتباط دارند طبق نقشه معین به دولت حمله میکنند. در این ضمن یک دسته عزادار مخصوص پیدا شد که در بین مردم شرافتمند تهران که با نهایت صمیمیت و آرامی به عزاداری حضرت سیدالشهداء علیهالسلام مشغول بودند به سردستگی اشرار معروف و چاقوکشان حرفهای و شناختهشده در خیابانها به راه افتاده به دادن شعارهای سیاسی پرداختند. بازهم برای دولت روشن بود که مطلب از چه قرار است و پولها چگونه به دامن آنها ریخته شده است. ولی چون در روزهای عزا هر گونه برخوردی ممکن بود باعث تلفات سنگین بشود، دولت هیچ عکسالعملی نشان نداد. لکن نقشه کاملاً ظاهر بود و خودنمائی میکرد. به خصوص موقعی که یک پاسبان در مشهد شهید شد، میدانستیم که چه دستهایی او را به قتل رساندهاست. به طوری که پیشبینی میشد نقشه از این قرار بود که در ایام عزاداری محرم برخی وعاظ افکار و احساسات مردم را با پولهایی که از خارج و داخل به آنها میرسید با حرف و صرف پول بر ضد دولت بشورانند و مقارن با اربعین حسینی با یک حرکت، هم از احساسات برانگیخته مردم استفاده کنند و هم دست به حرکات وحشیانه برای رسیدن به همین مقاصد پلید که متوقف ساختن اصلاحات اساسی ایران و وحشی نشان دادن ملت بلند مرتبه ایران به جهانیان باشد برسند. ولی خدای ایران نخواست. این طور به نظر میرسد که آنها احساس کردند دست آنها برملا میشود و نقشه را که کاملاً خام بود روز دوازدهم محرم به اجرا گذاشتند. در این موقع بود که همه قضایا بر ما روشن شده و جاسوسها را با پولها دستگیر کرده بودیم. بنابراین جای درنگ نبود. لازم بود محرکین توقیف و با اخلالگران با نهایت شدت رفتار شود».
نخستوزیر در ادامه از قوای نظامی و انتظامی که دولت را در دستگیری مخالفانش یاری کردهاند قدردانی کرد. سپس به جایگاه دولتش نزد شاه پرداخت و تصریح نمود که سعی دارد نیات شاه را به مرحله اجرا بگذارد. علم در بخش دیگری از پیام امروز خود، خطاب به ملت ایران گفت: «در این روزها لازم دانستم این حقایق را فاش کنم و به شما بگویم که همینقدر که در ظرف چند روز آینده مطمئن بشویم که همه شاخههای جاسوسی و بیگانهپرستی دشمنان ملت به دست آمده است. جاسوسها و پولهای به دست آمده با اسم و رسم و منبع کسب پول و اینکه پول از کجا به دست آمده است و به دست چه کسانی رسیده است وسیله سازمان اطلاعات و امنیت کشور در اختیار همه مردم قرار خواهد گرفت».[41]
± دیدار شاه با دانشجویان اعزامی به آمریکا
عصر امروز در ساعت 5 و نیم نوزده تن از دانشجویان دانشکدههای دانشگاه تهران که قرار است با استفاده از بورس موسسه آموزش بینالمللی فردا به سمت آمریکا حرکت کنند، به همراه خدایار (سرپرست سازمان رهبری جوانان) و دو تن از بانوان که سرپرستی دانشجویان مزبور را برعهده دارند، در کاخ سعدآباد با محمدرضا شاه دیدار کردند.
در ادامه شاه در سخنانی ضمن ابراز خوشوقتی از سفر دانشجویان به خارج از کشور، موضوع سخنرانیاش را به وقایع دو سال اخیر اختصاص داد و با اشاره به رفراندوم ششم بهمن سال گذشته، اظهار کرد که «از ششم بهمن، روز تصویب ملی که میلیونها نفر مردم ایران به اصلاحات اساسی رأی دادند، ممکلت ما وارد مراحل تازهای شد». شاه در ادامه افزود: «جای تأسف است که عدهای آلت دست خارجی شده و به ایجاد بلوا دست زدند. آشوب و بلوائی که اگر جلو آن گرفته نمیشد معلوم نبود که وضع شما هماکنون چگونه میبود». او برای اینکه زمینهای را در ذهن دانشجویان فراهم آورد که گفتههایش را باور کنند در این باره گفت: «اسناد و مدارکی در دست است که نشان میدهد آشوبگران و ارتجاع سیاه چه نقشههای شومی ترتیب داده بودند». مدعیات محمدرضا پهلوی درباره حوادث چند روز اخیر به همین جا خاتمه پیدا نکرد بلکه ادامه صحبتهایش نشان داد که همچنان رویدادهای اخیر و اعتراضات مردمی به یکی از مهمترین و اساسیترین مشغلههای ذهنی او بدل شده است. بنابراین تصریح کرد که «ما مصمم هستیم به یاری خداوند متعال و پشتیبانی ملت ایران انقلاب عظیم ملی را به ثمر برسانیم.» آنگاه با تشریح مواد ششگانه تأکید ورزید که «ما هرگز اجازه نخواهیم داد که ارتجاع سیاه و مخالفان سعادت ملت ایران در این راه سدی ایجاد کنند و با هرگونه اقدامی علیه مصالح ملی به شدت مقابله خواهد شد».[42]
± اعلامیه آیتالله طالقانی خطاب به سربازان و افسران
آیتالله سیدمحمود طالقانی که پیشنویس اعلامیهای را خطاب به سربازان و افسران تهیه کرده به پرویز عدالتمنش (خواهرزادهاش) داده بود تا آن را چاپ و توزیع کند، در این اعلامیه پس از ذکر مقدمهای از پیشینه تاریخی کشور اسلامی و شیعهنشین ایران، از اقدامات دیوانهوار و خودسرانة هیئت حاکمه سخن گفته که عدهای را به زندان فرستاده یا در محاصره قرار داده تا نگذارد صدای حق آنان به گوش جهان برسد. «و به این هم اکتفا نکرده و مالیاتهایی که از نان و گوشت و قند و شکر و روزی بخورونمیر این ملت میگیرد یا در برابر ریختن آبروی کشور از خارج به دست میآورد، صرف تبلیغات خارج کشور و خریدن خبرگزاریهای پولپرست و دستگاه رادیو و روزنامهها قرار میدهد تا هرچه بخواهند تهمت و افترا بزنند و ناسزا بگویند». آیتالله طالقانی در ادامه به دستگیری آیات عظام اشاره نموده، توضیح داد که دولت با این کار به دنبال تحریک احساسات دینی مردم بود، در کنار سنگینی فشار فقر و گرسنگی و بیکاری مردم، عدهای از اوباش حرفهای را هم مأمور ساخت که در میان مردم مسلمان بلوا به راه اندازند و با به هم ریختن چند مرکز فساد و فحشا و خُرد کردن شیشه چند سینمایی که ناشر فحشا و مبلّغ استعمار و اسرائیل میباشد، همه این کارها را به نام علمای دین (یا به اصطلاح خود ارتجاع سیاه) بگذارد. وی در بخشی دیگر از این اعلامیه موضوع مالکیت در اسلام و اظهار نظر علمای اسلام درباره آن را پیش کشیده، پرده از نقشه هیئت حاکمه برداشته که علما را متهم به همدستیشان با مالکین اعلام میکند. «با آنکه خود هیئت حاکمه از بزرگترین سرمایهداران و بانکداران دنیا و مالکین میباشد بامداد سر از خواب برداشته و با جنجال و هوچیگری و نشاندن عده ناچیزی کارمند و دهاقین ساده لوح در برابر مقررات ثابت اسلامی و قانون اساسی، قانون وضع میکند». در پی این جملات بدون اشاره به حسن ارسنجانی که پیشتر به عنوان وزیر کشاورزی از برنامه و قانون اصلاحات ارضی کشور پشتیبانی و دفاع نموده، هماکنون در مقام سفیر ایران در ایتالیا به رُم رفته است، ادامه داد: «آن مرد هوچی که این جنجال را به راه انداخت چون درمانده شد در پناهگاه اربابان اروپائی خود خزید و هیئت حاکمه درمانده شده این درماندگی را میخواهند به پای علمای دین بگذارند و وسیله تبلیغات خود در دنیا قرار دهند که ارتجاع سیاه مانع است. پول بدهید، کمک کنید ما مترقی هستیم. میخواهیم مملکت را بالا ببریم».
زنان ایرانی و مظلومیت آنان موضوع بعدی است که آیتالله طالقانی در پیشنویس اعلامیه بدان پرداخته است. اهداف حکومت پهلوی را از توجه به زنان به طور گذرا مورد اشاره قرار داده، نوشت: «موضوع زنها هم محتاج به تذکر نیست که منظور چیست و زنهایی که جاروجنجال راه میاندازند از چه قماشند که چندی پیش از پیشوای خود زن رقاصة هرجائی چگونه استقبال و پذیرائی و بدرقه کردند». وی آنگاه به قشر دیگری از زنان ایران چنین پرداخت که «در مقابل، زنان باعفت و مقدسه قم را در برابر گلوله و سرنیزه قرار دادند. اکنون از این هیئت حاکمه خودباخته و بیچاره باید پرسید علمای دین که در میان آنها مردمی دارای افکار بلند و تا چندی پیش هرگونه انتظار کمک و تأیید از آنها داشتید و عدهای از آنها هم حق بسزائی بر شما دارند، همه مرتجع سیاه بهگفته شما، میخواهند مردم را به چراغ موشی و الاغسواری برگرداند؟»
آیتالله طالقانی با اشاره به زندانیان، استادان و سران جبهه ملی و دانشجویان مترقی و فرهنگیان و مردان هوشمند اداری و بازاری، ضمن طرح سؤالاتی ادعای دولت را مبنی براینکه مدارکی دال بر ارتباط آنان با مالکین در دست است به نقد کشیده، پرسیده است چرا این مدارک را به ملت ایران نشان نمیدهید. سپس با اشاره به اینکه هیئت حاکمه سراسر دستگاههای تبلیغاتی را به طور دائمی در اختیار دارد، آنها را مخاطب قرار داده که «به اندازه نیم ساعت، فقط نیم ساعت اجازه بدهید ما هم مدارکی که از جنایت و قانونشکنی هیئت حاکمه (گرچه همه میدانند) و رابطه با اسرائیل و مدارک پولی و کسانی که میگویند و نقشههایی که دارید و چگونه وزرا و مقامات موثر آلت دست آنها هستند در اختیار مردم بگذاریم. اگر تا به حال به مصلحت و برای نجات کشور به نصحیت و پند اکتفا شده اکنون پرده از آن برداریم». وی با بیان این مطالب نتیجه گرفته است که هیئت حاکمه عقل خود را از دست داده، از ملت مسلمان خواسته است که با دقت در سخنان و اقدامات آن، درمییابند که دیوانگی جز این نتیجه دیگری ندارد. در ادامه، جنایات و آدمکشیها و انواع فسادها را ذکر کرده، همگی را نشانههایی برای جنون و استبداد برشمرده است.
اما یکی از مهمترین و هیجانانگیزترین موضوعاتی که آیتالله طالقانی در این اعلامیه بدان پرداخته، روابطی است که در سالهای اخیر میان اسرائیل و دولت ایران برقرار شده است. او با «اعلام خطر» در این باره تصریح کرده است که «ایران پایگاه استعمار و اسرائیل» است. سپس مقدمهای از اهداف وانگیزههای دستگاه صهیونیسم برای نفوذ در داخل کشورهای اسلامی بیان نموده، مفصلاً روابط سیاسی دولت ایران و اسرائیلیها را توضیح داده است. کمکهای مالی و نظامی اسرائیل و بلوک غرب به ایران را برخلاف ادعاها که برای پرکردن خلاء کمونیزم انجام میگیرد، وسیلهای دانسته است که راه ورود کمونیزم به کشور را هموار میسازد. در ادامه نیز عشایر فارس را به یاد آورده است که نه به عنوان مالک، بلکه به عنوان دهقانانی که از راه وظیفه دینی و پشتیبانی از علمای آیین مقدس و حفظ شرع و قانون اساسی اسلحه به دست گرفتهاند و میجنگند.
آیتالله طالقانی با تأکید بر اینکه خطر دستگاه پهلوی از استعمار سرخ و سیاه بدتر و شومتر است سران و وابستگان هیئت حاکمه را مورد خطاب داده که «چشم خود را باز کنید. موقعیت خود را بفهمید. به خدا سوگند اگر همه کشور به صورت سازمان امنیت و کماندو چتر باز درآید و کارآگاه و پلیس و ژاندارم و دژبان درآید و همه بودجهای که از ملت گرفته یا به اسم آنها گرفته میشود صرف این دستگاهها بشود وضع شما دوام نخواهد داشت. اگر به خود رحم نمیکنید به زن و فرزند و عائله خود اگر باید در این کشور به سر برند رحم کنید و از خر شیطان پائین آیید». او سپس دوران زندانی شدنش را هم به یاد آورده، نوشت که چگونه افسران باوجدان و بااحساس، برخلاف میل باطنیشان مجبور بودند که برای افرادی که جز خیر و صلاح قانون و مملکت مقصودی نداشتند پرونده بسازند. آنگاه تصریح نمود که «دستگاه رادیو و جیرهخواران استعمار اسرائیل دستور کشتن دستجمعی علمای اسلام و مسلمانان را میدهند». برای تشریح این مطلب از افرادی مانند جواهرکلام نام برد و او را جیرهخوار استعمار و عامل اسرائیل معرفی نمود که با استناد به آیات قرآن و برای خدمت به اربابان خود، علمای اسلام را محارب با خدا و رسول اعلام میکند. در این باره با طرح پرسشهایی خدمات علمای اسلام را تبیین و تثبیت نمود: «آیا علمای اسلامی که مردم جان و مالشان را رایگان در راه هدف آنها میگذارند از خارج پول میگیرند یا شاه دیوانه و عمال او که پیوسته دست گدائی به طرف شرق و غرب دراز کرده است؟ و ملت مسلمان را زیردست و ذلیل کردهاند تا آنجا که از جهودهایی مانند القانیان، ثابتپاسال و دری و غرری با فرومایگی و بیشرمی برای کوبیدن مسلمانان و علمای اسلام گدائی میکنند. اینها دم از اصلاحات میزنند و همه خود میدانند منشاء بدبختی و فساد دهقان و کارگر هستند. هیئت حاکمه خود از سرمایهداران بزرگاند و برای تساوی حقوق نعره میکشند».
پایانبخش پیشنویس اعلامیه آیتالله طالقانی که در پی بخشی از آیه قرآن مجید آمده، جملات و عبارات خطابی است که با هیجان ویژهای ادا شده است؛ «ای عمال اسرائیل و استعمار، ای بردگان، ای فرومایگان شهوتپرست، ای دیوانههای زنجیری گم شوید تا ملت مقدرات خود را به دست گیرد و حقوق غارت شده خود را باز یابد و دست سرمایهپرستان و جیرهخواران بیگانهپرست را کوتاه کند. به خودتان به زن و بچه و اطفالتان رحم کنید. این آتش خشم الهی است که شراره میکشد و خواهناخواه جنایتکاران را خواهد سوخت. مردم مسلمان، افسران و سربازان مسلمان و شیعه متحد شوید تا ایران پاک و سربلند بسازید». آیتالله طالقانی اعلامیه یاد شده را «از طرف جمعیتهای مجاهدین راه خدا و آزادی» به امضا رسانده است.[43]
± پاسخ دکتر مصدق به کنگره کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی
دکتر محمد مصدق که چند سالی است در احمدآباد مستوفی زیر نظر حکومت و به حال تبعید روزگار میگذراند امروز به پیامی پاسخ داد که از سوی دومین کنگره کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در لوزان سوئیس دریافت کرده بود. متن پاسخ وی که با تأخیر صادر شده به شرح زیر است: «پیام دومین کنگره کنفدراسیون به این حقیر با یک مدتی تأخیر رسید و بعد چون به علت نسیان جواب به موقع عرض نشده، موجب بسی تأسف گردید. چنانچه عرض کنم مندرجات مؤثر این پیام حالی برایم باقی نگذاشت و آن را دگرگون ساخت. خبری برخلاف واقع عرض نشده و تأیید کلام در شنونده دال بر صحت قول گوینده است. از این حقیر که در روزهای آخر عمر به سر میبرم و آزادیم به حدی است که میتوانم جواب نامة آن فرزندان عزیز را با کمال احتیاط بنویسم کاری ساخته نیست جز اینکه توفیق شما را در راهی که قدم برداشتهاید بخواهم و از خدا مسئلت نمایم که بتوانید گامهای بلند بردارید و ایران، وطن عزیز را به آزادی و استقلال برسانید.
امید ملت ایران به شما نسل جوان و به آن عده رجال و افرادی است که در راه آزادی و استقلال وطن آنچه توانستهاند فداکاری کردهاند و از همه چیز خود گذشتهاند. دیگر عرض ندارم جز اینکه از تأخیر عرض جواب معذرت بخواهم».[44]
± نگرانی از احتمال بازگشت جبهه ملی به قدرت
امشب به مناسبت عزیمت حسین رجبی (سردبیر مجله آسیای جوان) به اروپا مجلسی در تهران برپا شد که افرادی چون احمد آرامش، سرلشکر ضرغام، جهانشاه صالح (رئیس دانشگاه تهران)، محمد باهری (وزیر دادگستری)، سلیمان بهبودی (رئیس تشریفات سلطنتی) و حدود 150 نفر از نمایندگان جراید و فرهنگیان حضور داشتند. در این مجلس چند تن از عوامل و مأموران ساواک نیز به گوش بودند تا گفتوگوهای خصوصی حاضران را استراق کنند. از جمله این مذاکرات خصوصی بین ضرغام و آرامش بود که نسبت به وضعیت عمومی کشور اظهار نگرانی میکردند. آنان در صحبتهای خود «نگران آینده بودند که ممکن است از طرف متعصبین مذهبی ترورهای فردی تجدید شود و جبهه ملی به کمک این متعصبین یکبار دیگر جریانات سالهای 28، 29 و 30 را در ایران تجدید کنند». این گزارش حاکی است که «عموم حاضران عقیده داشتند برای اینکه اوضاع آینده کشور دچار تشنج نشود باید دربار و دولت به صورتی با مقامات مذهبی کنار آمده، نگذارند عصبانیت افراد عامی و متعصب دردسرهایی برای ایران به وجود آورد». همچنین در مجلس مزبور برخورد بیشتر حضار با بهبودی و باهری به اندازهای سرد بوده که آن دو بعد از توقف اندک، جلسه را ترک کردند.[45]
± تضعیف روحانیت طبق برنامه بهائیها
ریاست جامعه لیسانسیههای وزارت فرهنگ را هماکنون فردی به نام رضا معرفت برعهده دارد که طوماری را در حمایت از حکومت پهلوی و ضدیت با فعالیتهای علما و مراجع مذهبی تهیه کرده، در نظر دارد با مخابره آن به دربار نسبت به سلطنت محمدرضا شاه پهلوی ابراز خدمت و وفاداری نماید. او طومارش را امروز به وزارت فرهنگ برد و از اعضای فرهنگی جامعه لیسانسیهها خواست که آن را امضا کنند. اما هیچ یک از آنها حاضر به امضای طومار او نشدند. دوستان رضا معرفت در توضیح کارشان به وی گفتند که «ما مقام سلطنت را کاملاً تأیید میکنیم و اگر قرار بود از جبهه ملی و یا تشکیلات سیاسی دیگر اظهار تنفر شود باز هم این مطلب را قبول داشتیم. ولی حاضر نیستیم علیه هیچ یک از مقامات مذهبی تلگرامی امضا نمائیم». چنین نظریهای در بین بیشتر فرهنگیان حاکم است و عموماً ضمن تأیید برنامههای مقام سلطنت میگویند چون تضعیف روحانیت طبق برنامه فرقه بهائیها میباشد، آن را مورد تأیید قرار نمیدهند.[46]
± ادامه تعطیلی دانشگاه تهران
طبق تصمیم شورای رؤسای دانشکدهها، دانشگاه تهران تا اطلاع ثانوی ـ که به وضع روز و استقرار آرامش در دانشگاه بستگی دارد ـ تعطیل بوده، جلسات امتحانات هم به تعویق افتاد.[47] بنابراین به غیر از کارمندان اداری دانشگاه، افراد دیگر حتی دانشجویان را به داخل آن راه نمیدهند. همچنین از ساعت 7 و نیم صبح گروهی از دانشجویان در جلو درِ جنوبی دانشگاه تهران جمع شدهاند که قوای پلیس آنها را پراکنده ساخت. اما دقایقی بعد دانشجویان در مقابل درهای شرقی و غربی دانشگاه رفته به حال انتظار ایستادند که وارد محوطه دانشگاه بشوند.[48] گفتنی است که هنوز امتحانات پایان سال تحصیلی خاتمه نیافته، بسیاری از دانشجویان در سردرگمی به سر میبرند.[49]
± گزارش ساواک از فعالیت روحانیت
مأمور ساواک با تهیه گزارشی با عنوان «فعالیت روحانیون (گروه ضربت)» ضمن اشاره به شکست اخیر روحانیون در جریان تظاهرات و مخالفت روز 15 خرداد ماه جاری، از قصد آنان سخن گفته که سعی دارند به وسیله عوامل خود مبادرت به شروع جنگهای پارتیزانی نمایند. این گزارش عوامل روحانیون را افرادی متعصب، اعضای هیئتهای مذهبی، شرکت کنندگان در مراسم اربعین شهدای قم، فعالان روز 15 خرداد و مومنین به دستگاه روحانیت دانسته است که با گرفتن الهام از روحانیون و علما و تشکیل گروه ضربتی تصمیم دارند افراد سرشناس و مخالفانشان را در داخل شهر ترور کنند. مأمور ساواک در ادامه افزوده است که این افراد از هماکنون در منطقه بازار تهران از جمله بازارچه مروی فعالیت خود را آغاز، و عدهای را دور خود جمع کرده، همقسم شدهاند که در مرحله نخست به نیروهای انتظامی حملهور شوند و بعد از آن به اقدامات دیگری دست بزنند.
مأموری که این گزارش را تهیه نموده، در قسمت «نظریه» یادآور شده است که «برای جلوگیری از تشکیل این دستهجات بهترین راه انحلال کلیه هیئات مذهبی» میباشد «زیرا تنها تبلیغ این مراکز، هیئتهای مدیره آن میباشد و از طرفی محل پخش اعلامیهها و دستورات روحانیون میباشند».[50]
± تلاش برای آزادی نامهرسان روحانیون
به گزارش اطلاعات ساواک، پیش از ظهر امروز حاجرضا صرافها که به حملهداری مشغول است و در سرای مجدیه بازار تهران سکونت دارد، نزد آیتالله سیدمحمد بهبهانی رفته پس از گفتوگوهای اولیه از دستگیری حاجعباس معماری معروف به عصار سخن به میان آورد که در جریان حوادث چند روز اخیر دستگیر شده است. صرافها در ادامه افزود که معماری حامل نامة آیتالله حاجمیرزا عبدالله چهلستونی برای آیتالله شریعتمداری بود که بین راه تهران ـ قم دستگیر و زندانی شد. اما چون در این چند روز سه مرتبه در زندان به دست مأموران و بازجویان کتک خورده و شکنجه شده، امکان دارد که اگر بیش از این در زندان بماند و زیر شکجه قرار بگیرد اطلاعات موجود را لو بدهد و برای علما و دیگر مبارزان مشکل ایجاد گردد. به گفته وی حاجعباس معماری (عصار) همیشه حامل نامههای شبکه روحانیون بوده، از اینرو اطلاعات زیادی درباره روابط علما و روحانیون دارد و باید به هر قیمتی که شده برای آزادی وی اقدامی انجام داد. حتی عدهای حاضرند که برای استخلاص او هر مقدار که پول لازم باشد بپردازند تا شخص مزبور از زندان آزاد شود.[51]
± بیگاری روحانیون زندانی
به دستور فرمانده لشکر 77 مشهد، زندانیانی که در زندان آن لشکر گرفتار بودند طبق برنامه روزانه از نخستین ساعات روز برای بیگاری میرفتند. در میان آنان افراد متعددی از طبقات مختلف جامعه حضور داشتند که شمار روحانیونی که برای بیگاری میرفتند، کم نبودند. در این میان مأموران زندان برای اجرای فرمان رئیس لشکر از زندانیان تازه وارد هم چشمپوشی نمیکردند. از جمله این دست از زندانیان حجتالاسلام سیدعلی خامنهای است که عصر دیروز وارد زندان لشکر 77 مشهد شده، دقایقی بعد از نماز صبح امروز توسط مأموری در جمع زندانیانی قرار گرفت که برای بیگاری صف کشیده بودند. حجتالاسلام خامنهای در صف بیگاریان حجتالاسلام فاکر را که او هم از طلبههای محبوس در آن زندان بود شناسایی کرد. این آشنایی موجب دلگرمی وی شده، تحمل لحظات حبس را برای آنها آسان ساخت. مأموران همه زندانیانی را که در صف ایستاده بودند به منطقهای بردند و از آنان خواستند که تمام علفهای هرز را بکنند. در اطراف آنها سربازانی اسلحه به دست ایستاده مراقب اوضاع بودند. این وضعیت اگرچه سخت بود اما برای وی همراه با خوشحالی بود که میتوانست به نوعی تحرک بدنی داشته، از آزادی نسبی و هوای آزاد بیرون از لشکرگاه استفاده کند. زندانیان پس از سه ساعت (از 8 تا 11 پیش از ظهر) بیگاری به زندان بازگشتند و هر کدام مشغول کاری شدند. حجتالاسلام خامنهای به فراخور علاقهاش نوشتن خاطرات و مطالعه دیوان شاعرانی چون سعدی شیرازی را در پیش گرفت. این برنامه در زندان همهروزه ادامه دارد.[52]
± روحانیون کرمان در پی آزادی آیتالله خمینی
سیداحمد مهدوی که در میان اهالی کرمان با نام «فخر» مشهور و از وعاظ آن شهر محسوب میشود، در سخنرانی خود اعلام کرد که «جامعه روحانی کرمان با نهایت نظم و آرامش و رعایت مقررات و قوانین مستدعیات خود را اظهار و از رؤسا و مقامات عالی انتظامی تقاضا دارند آنها را به سمع اولیای امور برسانند». وی در ادامه افزود که: «همان طوری که هیئت دولت حافظ منافع سیاسی و اجتماعی ملت هستند، مقامات روحانی هم پاسدار دین و مبانی مذهبی». واعظ کرمانی با ذکر این مقدمه ادعای برخی از وابستگان دولتی را مبنی براینکه رهبران دینی در مخالفت با دولت از خارج از ایران دستور میگیرند، پیش کشید و با ذکر نام آیتالله خمینی اظهار نمود که وی استاد مسلم علوم معقول و فلسفه هستند. پس «چنین شخصی چگونه ممکن است آلت اجرای مقاصد دیکتاتوری غرب شود و به خلاف منافع ملی اقدام نماید». حجتالاسلام فخر کرمانی مسئولان دولتی را مخاطب قرار، و با این گفته سخنان خود را پایان داد: «همان طوری که چندی قبل با صدور یک تصویبنامه، سوگند به کتاب آسمانی را به جای قرآن از بین بردند و موجبات رضایت مقامات روحانی را فراهم ساختند با آزادی آیتالله خمینی همه روحانیون را از خود راضی و مسرور نمایند».[53]
± کانون تجمعات مردمی در خرمآباد
پس از جلوگیری قوای شهربانی از اجتماع روحانیون و مردم معترض در مسجد کمالیه خرمآباد، چند شبی است که آیتالله کمالوند علاوه بر خودداری از اقامه نماز جماعت در آن مسجد، شبها با حضور عدهای از اطرافیان و هوادارانش مجلسی را در منزل خود برپا کرده، درباره اوضاع کشور و منطقه لرستان سخن میگوید. امشب نیز این جلسه ادامه یافت. گروهی از روحانیون و طلاب بومی به همراه تعدادی از طبقات مختلف مردم که برخی تعدادشان را در حدود 120 نفر برآورد میکنند در ساعت 20 امشب در منزل آیتالله جمع شدند و به سخنان و توصیههای وی گوش دادند. آیتالله کمالوند به چند تن از آنان سفارش نمود که به روستاهای اطراف رفته، بر ضد دولت تبلیغ نمایند. همچنین به طور خصوصی بین چند تن از اطرافیان اظهارکرد که روحانیت مغلوب نخواهد شد و از پای نخواهد نشست.[54]
± تلگرام از رفسنجان به شاه
گروهی از روحانیون و بازاریان و کسبه رفسنجان تلگرامی را به حضور محمدرضا شاه پهلوی مخابره کردند و ضمن یادآوری مذهب رسمی کشور، از وی خواستند که نسبت به اختلافاتی که به وسیله اشخاص مغرض بین سلطنت و روحانیت به وجود آمده چشمپوشی داشته، آن را مورد عفو قرار دهد.[55]
±گزارش نماینده ساواک در بغداد
عیسی پژمان که نمایندگی ساواک را در بغداد برعهده دارد ساعت 7 صبح امروز به دیدار سرلشکر پاکروان رفت و در منزل او به گفتوشنود نشست. مذاکره آنها در کتابخانه شخصی پاکروان انجام شد که پس از صحبتهای اولیه، پاکروان به دیدارش با شاه اشاره و اظهار نمود: «امروز شرفیاب شدم و پرونده گزارشهای شما را به عرض رساندم. فرمودند در تعجب بودیم چگونه سرهنگ پژمان از بودن بختیار در عراق بیاطلاع مانده و هیچ گزارشی نداده است»! به گفته پاکروان، شاه از اقدامات وی در جهت کسب اطلاع از فعالیتهای تیمور بختیار در عراق که موجب نجات سلطنت شده ابراز تشکر نموده است. پاکروان در ادامه به پژمان گفت که لازم است بدون توجه به گزارشهای قبلی، به صورت مفصل چگونگی ورود تیمور بختیار به عراق و اقدامات او را در مدت اقامتش در بغداد به شاه ارائه کند. پژمان نیز در همان جلسه به صورت شفاهی داستان بختیار را از ابتدای تقاضا و اخذ ویزا از مقامات دولت عراق تا لحظه خروجش از فرودگاه بغداد را برای رئیس ساواک شرح داد. به دنبال گزارش شفاهی وی، پاکروان پرسید بختیار در جریان 15 خرداد هم شرکت داشت؟ که پژمان اظهار بیاطلاعی نمود و دانستههای خود را به همان اندازه دانست که گزارش داد. او به تلویح از رئیس متبوع خود انتقاد کرد که برخلاف مصوبه و تقاضای رسمی ساواک هیچ گزارشی از اوضاع داخلی کشور در این چند روز گذشته به وی نداده است. پاکروان هم تصریح نمود که اطلاعات باید از خارج به کشور وارد شود نه از داخل به خارج![56]
± آشفتگی در وزارتخانهها
در گزارشی که توسط ساواک تهیه شده، وضع کلیه وزارتخانههای کشور «کاملاً آشفته» توصیف، و تصریح شد که «معاونین و مدیران کل وزارتخانهها نگران و از آینده بیمناکاند». این گزارش در ادامه میافزاید: «گرانی قند و شکر، بدی وضع نان، گرانی گوشت که برخلاف ادعای شهردار و وزیر کشور هم جنس نان خراب شده و هم گران فروخته میشود، عدم پرداخت اضافات کارمندان اصولاً کارمندان دولت را در حالت ناراضی قرار داده و بدون اینکه باطناً موافقتی با اقدامات روحانیون داشته باشند از اینکه فعالیت آنها جنبه ضد دولتی دارد پارهای از اقدامات مخالفین را که جنبه حاد و اخلالگری نداشته و اصولی باشد تأیید میکنند». تهیهکننده گزارش محرمانه ساواک در بخش دیگری به دوران بعد از قیام سی تیر و کودتای 28 مرداد 1332 اشاره و اضافه کرده است که در آن دوره تنها یکی ـ دو روز وزارتخانهها حالت آشفتگی به خود گرفتند که آن هم به علت تغییر وزیران و افرادی بود که با دولت مصدق هماهنگی داشتند. «ولی اکنون بدون اینکه دولت تغییر کرده باشد امور وزارتخانهها دچار اختلال شده و همه کارمندان در انتظار حوادث شدیدتر و تصادم بیشتری بین دولت و طرفداران روحانیت میباشند».[57]
± نظر حزب نیروی سوم درباره قیام 15 خرداد
جمعی از اعضای حزب نیروی سوم در دفتر روزنامه علموزندگی گرد هم آمدند و با تشکیل جلسه حزبی درباره حوادث اخیر کشور به گفتوگو پرداختند. در ابتدای این جلسه اعلام شد که حزب، تظاهرات و جنبش مردم ایران را در مخالفت با برنامههای دولت مورد تأیید قرار میدهد؛ «زیرا جنبش مذکور از حالت ارتجاعی خارج [شده] و به صورت یک انقلاب سیاسی در آمده است». طبقات مختلف مردم در آن شرکت دارند و مردم بدون تحریک یا رهبری کسی به انقلاب دست زدهاند. در ادامه برخی از اعضای حزب با اشاره به ریشه ارتجاعی این اعتراضات و تظاهرات، تأیید آن را از سوی حزب نیروی سوم به سبب شعارهایی دانستند که تماماً علیه مقامات عالیه کشور و دولت داده میشود. آنها سمتوسوی این شعارها را مترقیانه و سیاسی برشمردند. همچنین به باور سران حزب وقایع چند روز گذشته حاکی از حد بالای نارضایتی مردم بوده که با تحمل فشارهای زیاد بدون پروا خود را در برابر گلوله و تانک قرار میدهند و ناراضی بودن خود را اعلام میکنند.
در بخش دیگری از مذاکرات اعضای حزب، عامل خرابکاریها در حوادث روزهای گذشته دولت دانسته شد که به منظور تخفیف و تضعیف روحانیت و لکهدار نمودن آنها به دست ایادی خود اقدام به تخریب و خرابکاری نموده است.[58]
± تهیه فهرست آسیبهای وارده به سازمانهای دولتی
شهردار تهران نواحی دهگانه شهرداری پایتخت را مکلف کرد که صورتی از خرابیهایی که در جریان تظاهرات و درگیریهای چند روز گذشته به موسسات دولتی و ملی و دکانهای عمومی وارد شده، تهیه کنند تا برای اطلاع از چگونگی بروز این آسیبها منتشر شود و در اختیار مردم و کسبه قرار گیرد. افزون بر این شهرداری تهران اعلام کرد که کتابخانه پارکشهر که روز 15 خرداد دچار آتشسوزی شده، همچنان تعطیل است و کارگران و عوامل شهرداری مشغول بازسازی خرابیهای وارده به آن هستند.[59]
± اعلامیههای ضد دولتی در نهاوند
عدهای از اهالی تهران با استفاده از فرصتی که به دنبال تعطیلی بازار به دست آوردهاند روانه شهرهای دیگر شده، اعلامیههای ضد دولتی را بین مردم توزیع میکنند. از جمله این شهرها نهاوند است که مقداری از اعلامیههای آیتالله خمینی برای پخش بین اهالی به آنجا برده شده است.[60]
± فعالان تعطیلی بازار تهران
دو تن از افرادی که در تعطیلی بازار تهران نقش عمدهای داشتند توسط مأموران ساواک شناسایی شدند. نفر اول، حاج سیداحمد حجازی است که محل کسب وی بازار و محل سکونتش در خیابان غیاثی چهارراه عارف قرار دارد. نفر بعدی هم میرزاباقر صنایعپسند است که در خیابان بوذرجمهری نو ساکن و در بازار هم مشغول است. به گزارش مأموران ساواک، هر دو فرد یادشده پیشاپیش جمعیت در بازار حرکت و مردم را به بستن مغازهها تحریک و تشویق میکردند.[61]
± پایان تحصن علمای اردبیل
با اقدامات و تدابیر فرماندار و رئیس ساواک اردبیل، عدهای از علما و روحانیون اردبیل که از روز 15 خرداد ماه جاری در اعتراض به دستگیری آیتالله خمینی در تلگرافخانه آن شهر به بست نشسته بودند، به تحصن خود پایان دادند و محل مزبور را ترک کردند.[62]
± دخالت مأموران دولتی در تظاهرات
برپایه گزارشهای ساواک، طبق اخبار به دست آمده قرار بود که عدهای از مخالفان حکومت فعالیتهای دامنهداری را در بیشتر شهرستانهای کشور با هدف براندازی دولت و خرابکاری انجام دهند که دولت بدان پی برد و با وارد ساختن گروهی از مأموران خود، احساسات آنها را دامن زده، قبل از آنکه موفق به انجام چنان اقداماتی بشوند عاملین اصلی را در سه نقطه تعیین شده دستگیر و از بروز حوادث مورد نظرشان جلوگیری کرد. برای اثبات این گفته، برخی به عدهای از وعاظ اشاره دارند که بیشترشان مرعوب یا جیرهخوار دستگاه بوده، تا پیش از تاسوعا (12 خرداد جاری) سکوت اختیار کرده بودند، یکباره در آن روز حملات خود را علیه دولت شروع کرده مردم را برانگیختند. همچنین دولت که در همان روزهای نخست به راحتی و با کمترین هزینه میتوانست جلو تظاهرات را بگیرد، به جای دستگیری افراد معدودی از تظاهرکنندگان در روز سهشنبه (14خرداد / 11محرم)، مأمورانش را به خیابانها فرستاد تا به متظاهرین کمک کرده، حتی یک نفر مأمور پلیس هم مانع برپایی تظاهرات نشده، یا مأمورانش را اصلاً در جریان تظاهرات قرار نداد، این رفتار نشان از آن دارد که دولت از قبل چگونگی جریان تظاهرات را میدانست و با نفوذ مأموران وابستهاش، رهبران و عاملان اصلی مخالفتها را شناسایی و اقدام به بازداشت آنان کرد.[63]
± آمار دستگیرشدگان شیراز
از اولین درگیریها و ناآرامیهایی که در شیراز روی داده تا به امروز 145 نفر توسط مأموران انتظامی دستگیر شدهاند که در فاصله روزهای پنجشنبه (16 خرداد) تا امروز (19 خرداد) به پیشینه 65 نفرشان رسیدگی و پرونده آنها به دادستانی نظامی فرستاده شده است. یکی از مسئولان دولتی در این باره اظهار نمود که محرکین اصلی شیراز دوازده نفر هستند که هشت تن از آنها دستگیر شدهاند و چهار نفر دیگر هم تحت پیگرد قرار دادند.[64]
± گزارش ساواک از اوضاع مشهد
ساواک مشهد با ارسال تلگرامی به ساواک متبوع خود در پایتخت، اوضاع شهر را تا عصر امروز آرام توصیف نموده، افزود که کلیه مغازههای مشهد باز است. در ادامه یادآور شد که از نوزده نفر که به دنبال تظاهرات و اعتراضات دو ـ سه روز گذشته دستگیر شده بودند، پنج نفرشان را آزاد کرده، بقیه را هم در طول این هفته آزاد خواهدکرد. رئیس ساواک مشهد در پایان گزارش خود ضمن اشاره به اینکه هنوز عکس آیتالله خمینی در برخی از مغازهها روی دیوار است از ساواک مرکزی خواست که «در این مورد دستورالعمل چیست»؟[65]
در پاسخ به کسب تکلیف ساواک مشهد، در تلگرامی از سوی ساواک مرکزی همه عوامل تابعه در مشهد مأموریت یافتند که از این به بعد افرادی را که در آن ناحیه اقدام به نصب عکس آیتالله خمینی میکنند به طور غیرمحسوس مورد شناسائی قرار دهند.[66]
± طرح امنیتی برای پایان دادن به تظاهرات در دانشگاه
به دنبال ناآرامیها و تظاهراتی که بعد از واقعه 15 خرداد، به ویژه روز گذشته در دانشگاه تهران روی داده، چند تن از دانشجویان بر ضد مقامات رده بالا شعارهای توهینآمیزی سر دادند، ساواک پیشنهاد کرد که «قسمت بازرسی دانشگاه در حین عمل این عده را شناسایی نموده به وسیله فرمانداری انتظامی دستگیرشان کند. یا اینکه به وسیله اعلامیهای از طرف کمیته دانشگاه آنان را تهدید نمایند که در صورت ادامه این رویه از دانشگاه اخراج خواهند شد».[67]
± تکذیب کمک مصر به تظاهرات مردم ایران
در محافل وابسته به روحانیون سخن از شکایت جمال عبدالناصر علیه ادعای دولت ایران است که در سازمان ملل طرح کرده، گفته است دولت ایران برای اینکه سرپوشی بر قتل و کشتار مردم خود بگذارد به حکومت مصر اتهام وارد کرده است که تحرکات داخلی را در ایران پشتیبانی میکند. به گفته روحانیون وی از سازمان ملل خواسته است که شکایتش را پیگیری نماید.[68]
± میتینگ موافقان پهلوی در ساری
ساواک مرکزی به درخواست اداره تابعه خود در ساری پاسخ داد. ساواک استان مازندران با ارسال تلگرامهای جداگانهای، ضمن اعلام هرگونه آمادگی، از ساواک متبوع خود در تهران خواسته بود که اجازه داده شود در نقاط مختلف شهر برای حمایت از برنامههای دولت و شاه و اعلام انزجار از اقدامات مخالفان دولت میتینگهایی برگزار شود. همچنین تقاضا کرده بود که برای تهیه عکس و فیلم از این مراسم عکاس و فیلمبردار از مرکز به ساری اعزام شود[69] که در پاسخ به درخواستهای مزبور، ساواک مرکزی ضمن اعلام موافقت با پیشنهاد مزبور نوشت: فعلاً فیلمبرداری از این میتینگها ممکن نیست. اما از نطقها و ابراز احساسات مردم نوار و عکس تهیه، و با انتشار آنها در رادیو و مطبوعات محلی بین مردم محل تبلیغ شود. در ادامه هم خواسته است که نمونههایی از این عکسها و نوارها به تهران ارسال گردد.[70]
± ادعای انزجار کارگران قم از اقدامات مخالفان دولت
ساواک قم با ارسال رونوشتی از تلگرامهایی که عدهای از کارگران شاغل در کارخانه برق، صنایع، اهالی و کسبه خیابان تهرانِ قم تهیه کرده و خطاب به شاه فرستاهاند مدعی شد که امضاکنندگان تلگرامها نسبت به اقدامات مخالفان اصلاحات ارضی ابراز انزجار و تنفر نموده، مواد ششگانه را هم مورد تأیید قرار دادهاند. این ساواک در ادامه از سازمان متبوع خود در پایتخت خواسته است که متن تلگرامها از رادیو پخش و در جراید چاپ گردد.[71]
± ادعای پشتیبانی جمعی از عشایر لرستان از لایحه ششگانه شاه
نمایندگان شصت هزار نفر از طبقات مختلف عشایر لرستان در شهرداری خرمآباد جمع شدند و ضمن اعلام پشتیبانی از لایحه ششگانه، نفرت و انزجار خود را نسبت به ناآرامیها و اعتراضات مردمی که در شهرهای مهم کشور ابراز شده اعلام کردند. آنان از مسئولان حکومتی لرستان خواستند که مراتب شاهدوستی و ازجانگذشتگی شصت هزار از ساکنین منطقه خود را به مرکز منعکس کنند.[72]
± توزیع اعلامیه بین عشایر بویراحمد
رئیس ساواک استان فارس و بنادر در نامهای به فرمانداری ناحیه ژاندارمری فارس نوشت که سیدی به نام بلادی، پبشنماز آبادی مسیری بویراحمد است که هنگام رفتوآمد به شیراز اعلامیههایی را از منزل آیتالله دستغیب به محل سکونت خود برده، اطلاعاتی را به عشایر آن نواحی انتقال میداد. حریری رئیس آن ساواک در نامهاش خواسته است که اعمال و رفتار وی تحت نظارت قرار گرفته، مشخصات کاملتری از او به ساواک فارس اعلام گردد.[73]
± حساب شماره 10 بانک صادرات
برخی بر این باورند حسابی که در بانک صادرات با شماره 10 افتتاح شده و مردم به دعوت آیتالله خمینی بدان پول واریز میکنند، در ظاهر برای بازسازی مدرسه فیضیه قم و در باطن به منظور اعلام مخالفت با طرح شش مادهای است که شاه آن را سال گذشته به رفراندوم گذاشت.[74]
± «حساب پسانداز کارگری»
روزنامه اطلاعات از «حساب پسانداز کارگری» خبرداد که بانک رفاه کارگران برای بیش از چهار هزار نفر از کارگران اصفهانی افتتاح کرده است. به نوشته این نشریه، بانک مزبور برای تشویق کارگران، از پسانداز، به مانده موجودی آنان، 7 درصد هم بهره میدهد و چون تعداد کارگران اصفهانی نسبت به شهرهای دیگر کشور بیشتر است فعلا گشایش حساب یادشده در آن شهر به مرحله اجرا در آمده است.[75]
± سرمقاله روزنامه مهر ایران
به دنبال حوادث چند روز اخیر، مطبوعات وابسته به حاکمیت به روشهای گوناگون، مانند چاپ گزارش و عکس و انتشار سرمقاله کوشیدهاند که ضمن غیرقانونی و نادرست جلوه دادن اعتراضات، مخالفان دولت را بکوبند و تحرکات و اقدامات آنها را محکوم کنند. این رویه را روزنامه مهر ایران در شماره امروز خود در پیش گرفته با انتشار سرمقالهای با عنوان «نعمت امنیت» از مردم عادی و کوچه و بازاری خواسته است که با در نظر گرفتن رویدادهای اخیر کلاهشان را قاضی کنند و «اعمال و اقوال این چند روزه حدّت و التهاب» را بسنجند. آنگاه با اشاره به اعتراضات آرام عدهای قبل از عاشورا افزوده است که چون «برنامههای دولتی را موافق با اصول و نظریات خویش نمیدیدند» با متانت و آرامش در چندین خیابان مرکزی شهر به تظاهرات پرداختند. سپس برخورد متین و آرام(!) قوای انتظامی را هم پیش کشیده، همة این رفتارها و حرکات اجتماعی را نشانه وجود دمکراسی و آزادی در ایران برشمرده است. نویسنده سرمقاله روزنامه مهر ایران در ادامه تحریک و تهییج برخی از مغرضان در روز عاشورا را عاملی بر تبدیل تظاهرات آرام به شورش خشن و ناروا دانسته، نوشته است: «تظاهرات از دومین روز رنگ و روی دیگری یافت و به صورتی درآمد که با هیچ منطق و دلیلی نمیتواند قابل دفاع باشد». سپس حمله به اماکن عمومی و به آتش کشیدن کتابخانه پارکشهر و وسائط نقلیه را نمونههایی بر آنچه نوشته ذکر کرده است. از همینرو مقابله قوای نظامی و انتظامی را در جلوگیری از تشدید درگیریها امری ضروری و عین دموکراسی تعبیر نموده، سیاست خشن آنها را در برابر اعمال خشونت تظاهرکنندگان همانند هر جامعه دمکراتیک «حافظ نظم و انظباط و حامی منافع اکثریت مردم» شمرده است. نویسنده درهمین باره با توجیه نوشته است: «و البته آنجا که مغرضان و محرکین، تظاهرات آرام اقلیت جامعه را به شورش کور تبدیل میکنند ولاجرم منافع اکثریت آن جامعه دچار مخاطره میشود، باید هم که قوای انتظامی محرکین و مغرضان را سرجای خود بنشانند و تردیدی نیست که بازگرداندن نظم و آرامش، آن هم در قبال خرابکاری و شورش کور نمیتوانست بدون ضایعات جانی باشد». سپس این پرسش را مطرح ساخته است که «از این همه جنجال و خرابکاری چه حاصل»؟ سرمقالهنویس مهر ایران پاسخی برای سؤال خود نداده در پایان هم در جایگاه شارع مقدس اسلام نشسته، تأکید کرده است که با این نوع اقدامات مخالف است و با اشاره به اینکه اکثریت مردم ایران با آنچه در روزهای اخیر روی داده موافقتی ندارند نوشت: «حسن ختام مطلب اینکه حاصل این چند روزه جنجال و شورش، دست کم تفهیم و تفاهم کاملتر این کلمه قصار ولی بسیار پر مفهوم اولیاءالله عظمای اسلامی است که از راه عبرتآموزی فرمودهاند: نعمتان مجهولتان الصحه و الامان. و توضیح اینکه در این چند روزه قاطبه مردم وطن ما به طور کاملتری از نعمت عظیم امنیت و آرامش آگاه گردیدند و بنابراین باید به طور راسختر و مؤیدتری از این نعمت حمایت نمایند».[76]
± اختلاف نظر در ارتش
وقایع اخیر در میان قوای ارتش دودستگی شدیدی را به وجود آوردهاست. گزارش ساواک بر پایه آگاهیهایی که از طبقات مختلف افسران ارتش به دست آمده حاکی است به جز افسران گارد شاهنشاهی که صددرصد اقدامات فعلی دولت و مبارزه با روحانیت را تأیید میکنند، بقیه افسران جستهوگریخته اظهار میدارند چنانچه شرایط نظامی ما را مجبور به اطاعت کورکورانه از دستورات مقامات بالا نکند هرگز آماده انجام شدت عمل با روحانیون و حتی مردم کوچه و بازار نیستیم. این گروه از ارتشیان معتقدند که مبارزه با روحانیت از سوی جناح خاصی در دولت به اجرا در میآید که با حمایت دستگاه حاکمه آمریکا خواهان تقویت فرقه بهاییت در ایران است. حتی اعلام میکنند که مقامات نظامی آمریکا در ایران به سران ارتش فشار وارد کردهاند که برای تقلیل نفرات ارتش کلیه افسرانی را که بیست سال سابقه خدمت دارند بازنشسته کنند و اگر جنجال فارس شروع نشده بود این برنامه آمریکائیها به اجرا درآمده بود. به همین سبب ایستادگی در برابر روحانیت را نمیپسندند. این افسران میگویند که «چون با بازنشسته کردن این طبقه از درجهداران ارتش، امید به زندگی بهتر در ما از بین میرود طبعاً نمیتوانیم باطناً از اقدامات دستگاهی که یکی دیگر از برنامههای آن بازنشسته کردن ما میباشد، خوشحال باشیم».[77]
± حمله احتمالی به مراکز و منازل بهاییان
بر پایه اخباری که مأموران ساواک به دست آوردهاند، عدهای در پی فرصتی هستند تا به منازل و مراکز بهاییان در تهران و تجریش هجوم برند. حتی فهرستی از منازل بهاییان مقیم تجریش تهیه شده، باغی هم که در جنوبشرقی شاهآباد شمیران واقع بوده، کتابخانه بهاییان در آنجاست، در فهرست مکآنهایی است که افراد یادشده در نظر دارند به آنها حمله کنند.[78]
± پایان مأموریت سفیر شوروی در ایران
به مناسبت پایان مأموریت نیکلای پکوف، سفیر کبیر شوروی در دربار شاهنشاهی ایران و بازگشت وی به کشور خود، مجلس میهمانی در محل سفارت کبرای شوروی در تهران برپا شد.[79]
پینوشتها:
[1]. فصلنامه 15 خرداد، شماره 7، بهار1371، ص61.
[2]. روزنامه پست تهران، شماره 2913، 19 خرداد 1342، ص1.
[3]. همان.
[4]. روحبخش، رحیم، نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص238 تا 242؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص86 و 102.
[5]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص422.
[6]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص140؛ همان، ج7، ص13 و 14.
[7]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص 1 و 11.
[8]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص17.
[9]. همان، ص317.
[10]. آیتالله مرعشی نجفی به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1388، ص104 تا 106.
[11]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص141؛ همان، ج7، ص323؛ سیرمبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص68.
[12]. همان، ص15؛ کرباسچی، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، جلد اول، تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، 1371، ص156.
[13]. صفحاتی از تاریخ معاصر ایران، اسناد نهضت آزادی ایران، ج11، تهران، نهضت آزادی ایران، 1362 و 1363، ص440 و 441؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص148 و 149.
[14]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص85.
[15]. همان، ج3، ص127.
[16]. همان، ج8، ص127.
[17]. همان،، ج8، ص99.
[18]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص130 و 131.
[19]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص422.
[20]. روزنامه اطلاعات، شماره 11111، 20 خرداد 1342، ص16.
[21]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص12.
[22]. مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص82.
[23]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص104؛ روحبخش، رحیم، همان، ص351.
[24]. همان، ص103.
[25]. همان، ج3، ص139.
[26]. همان، ج8، ص89.
[27]. روزنامه مهرایران، شماره 1844، 20 خرداد 1342، ص1 و 5.
[28]. گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، ج2، (تهران)، نشریه کتابخانه پهلوی، بیتا، ص1656.
[29]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص103 و 104.
[30]. همان، ص96 و 100.
[31]. همان، ج3، ص134 تا 137؛ روحبخش، رحیم، همان، ص208 تا 211.
[32]. همان، ج8، ص90 تا 92.
[33]. همان، ص97 تا 99.
[34]. همان، ص101.
[35]. اخوان توکلی، فرناز، گاهشمار روابط ایران و انگلیس، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، 1386، ص327.
[36]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص109 تا 113.
[37]. همان، ج8، ص94.
[38]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 62، 20 خرداد 1342، ص4 و 5؛ فصلنامه 15 خرداد، شماره7، بهار 1371، ص61.
[39]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص152 تا 155؛ همان، ج7، ص504 تا 508.
[40]. روزنامه خراسان، شماره 4030، 20 خرداد 1342، ص1 و 8.
[41]. روزنامه کیهان، شماره 5962، 19 خرداد 1342، ص1 و 11؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1844، 20 خرداد 1342، ص2 و 7.
[42]. روزنامه اطلاعات، شماره 11111، 20 خرداد 1342، ص1، 15؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1844، 20 خرداد 1342، ص1.
[43]. دهنوی، محمد، همان، ص 163 تا 169؛ محاکمات و خاطرات پدر طالقانی در زندان به قلم و خط خودشان، گردآورنده بهرام افراسیابی، تهران، جنبش، 1359، ص127 تا 135.
[44]. مکاتبات مصدق، تلاش برای تشکیل جبهه ملی سوم، تهران، مصدق، 1362، ص23؛ ترکمان، محمد، نامههای دکتر مصدق، تهران، هزاران، 1374، ص311.
[45]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص129.
[46]. همان، ج3، ص150.
[47]. همان، ج8، ص83.
[48]. همان، ص81.
[49]. روزنامه پست تهران، شماره 2913، 19 خرداد 1342، ص2.
[50]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص130؛ روحبخش، رحیم، همان، ص235.
[51]. همان، ص132.
[52]. فصلنامه 15 خرداد، شماره 14، بهار 1373، ص85 تا 87؛ بهبودی، هدایتالله، شرح اسم: زندگینامه آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای (1357 ـ 1318)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1390، ص 144.
[53]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص360.
[54]. همان، ج3، ص172.
[55]. همان، ج7، ص366.
[56]. پژمان، عیسی، اسرار قتل و زندگانی سپهبد تیمور بختیار (خاطرات سرهنگ عیسی پژمان داماد اشرف پهلوی)، بهکوشش حسن آسترکی، تهران، تمتی، 1395، ص147 و 178.
[57]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص128.
[58]. خلیل ملکی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، ص194.
[59]. روزنامه پست تهران، شماره 2913، 19 خرداد 1342، ص1 و 2.
[60]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،ج7، همان، ص448.
[61]. همان، ج3، ص126.
[62]. همان، ج7، ص16.
[63]. همان، ج8، 139.
[64]. روزنامه مهر ایران، شماره 1844، 20 خرداد 1342، ص1 و 5.
[65]. روحبخش، رحیم، همان، ص378.
[66]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص247.
[67]. همان، ج8، ص84.
[68]. همان، ص133.
[69]. همان، ج3، ص142 و 143؛ همان، ج7، ص417 و 418.
[70]. همان، ص 144؛ همان، ج7، ص416.
[71]. همان، ج7، ص318.
[72]. دالوند، حمیدرضا، انقلاب اسلامی در لرستان، ج2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص67.
[73]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه، همان، ص132.
[74]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص131.
[75]. روزنامه اطلاعات، شماره 11110، 19 خرداد 1342، ص8.
[76]. روزنامه مهر ایران، شماره 1843، 19 خرداد 1342، ص1.
[77]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص116.
[78]. همان، ج8، ص105.
[79]. روزنامه مهر ایران، شماره 1844، 20 خرداد 1342، ص1؛ روزنامه پست تهران، شماره 2914، 20 خرداد 1342، ص1 و 8.
