سهشنبه 31 اردیبهشت 1342 / 20 ذیحجه 1382 / 21 می 1963
6 بازدید
± پاسخ آیتالله خمینی به نامة آیتالله میلانی
امروز آیتالله خمینی پاسخ نامة چند روز پیش آیتالله میلانی را داد. در آن نامه از مبهم بودن سرنوشت قربانیان حادثة فیضیه و مظالم دستگاه حکومت گلایه شده بود. آیتالله خمینی در این نامه، ضمن تشکر از همراهی آیتالله میلانی، مواردی دیگر از خطرات حکومت بر ضد اسلام را گوشزد کرده است. متن این نامه بدین شرح است: «مرقوم مبارک مبنی بر نگرانی از اوضاع حاضر دستگاه جبار و دایر بر پشتیبانی از حقیر، موجب کمال تشکر گردید. جریانات حاضره و سالفه چیزی نیست که با توجه به عمق آن، بتوان ساکت نشست. ماترک پیغمبر اسلام ـ صلیالله علیه و آله و سلم ـ کتاب الله و عترت است و این دو ثقل، امروز در معرض خطر است. ملاحظه فرمودید دستهای خبیث دستگاه جبار در موضوع قرآن کریم چه نقشة شیطانی کشیدند که اگر دفاع علمای اعلام و مسلمین نبود، نمیدانم امروز وضع به چه منوال بود. الغای اسلام از شرایط قضات را نمیتوان به چیزی حمل نمود جز پیروی از همان نقشة شیطانی دستنشاندگان اسرائیل؛ دشمن اسلام و قرآن و ملیت و تمامیت مملکت. همان نقشة شیطانی است که برای تشکیل محفل ضداسلامی در لندن، به دست دولت خائن و دستگاه جبار و با حاصل دسترنج ملت فقیر مسلمان، دو هزار نفر یا به قولی پنج هزار نفر از فرقة ضالة دست نشاندة اسرائیل را با تشریفات و تسهیلات و تخفیف به هر یک هزار و بیست تومان در بلیط هواپیما و به هر یک پانصد دلار ارز، به محفل ضد اسلامی لندن اعزام میکند تا شرکت کنند در افکار شیطانی ضد اسلامی و وطنی. توجه حضرتعالی را به نطقهای [ایراد شده] در تشریفات رئیسجمهور هند جلب مینمایم؛ این نطقها بسیار قابل دقت و ملاحظه است. از خلال آنها مطالب خطرناکی که پیشبینی میشد، خوانده میشود، لکن سریعاً عرض میکنم اگر روزی بخواهد این خیال خام، جامة عمل بپوشد، دست انتقام ملت مسلم از آستین بیرون خواهد آمد و جنایتکاران و خائنین را تنبیه خواهد کرد و تشبثات مزورانة آنها به جایی نخواهد رسید. از حال حقیر و احوال مصدومین و مجروحین و بازماندگان مقتولین، استفسار فرموده بودید؛ بازماندگان با دلهای داغدار به سر میبرند، احصاییة تمام مصدومین و مجروحین را تاکنون نتوانستیم به دست بیاوریم. بعضی از مصدومین در این مدت طولانی باز شفا نیافتهاند. حالت حقیر صورتاً بد نیست لکن حوادث جاریه و خطرهای محتمله عذابم میدهد. از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین را خواستارم، تشکر خود را از عواطف صمیمانة آن حضرت اعلام میکنم».[1]
± ملاقات چند سرهنگ ارتش با آیتالله خمینی
ساواک، امروز دچار شگفتی و بهت شده بود. مأموران این سازمان گزارش کردهاند که: «در مراسم بازدید طبقات مردم در منزل آیتالله خمینی در قم، سه نفر سرهنگ ارتشی با اونیفورم نظامی نیز مشاهده شده که به ملاقات آیتالله خمینی آمده و جمعاً مبلغ هشتصد هزار ریال به عنوان سهم امام تحویل مشارالیه نمودهاند». این خبر، مسئولان ساواک را به تکاپو انداخت تا جزئیات بیشتری از ملاقات ارتشیان با رهبر مخالفان حکومت بیابد.[2]
± پیشبینی وقایع محرم آینده
خبر امروز ساواک مربوط به رخدادهای آتی در ایام ماه محرم است. در این خبر آمده: «چون معمولاً در ایام محرم، عدهای از وعاظ از حوزة علمیة قم به شهرستانهای مختلف کشور دعوت میشوند تا در دهة عاشورا ذکر مصیبت کنند، در سال جاری قرار شده است این عده هنگام صحبت بر روی منابر، از آیتالله خمینی و اقدامات او جانبداری کرده، علیه اقدامات دولت مطالبی بیان کنند». این خبر میافزاید: «قرار است از طرف جبهة ملی، در مساجد تهران و همچنین در مراسم عزاداری کاخ گلستان، اعلامیههایی علیه دربار و دولت انتشار یابد و تظاهراتی هم انجام دهند».[3]
±اقدامات ساواک کرمانشاه دربارة محرم
ساواک کرمانشاه امروز مهمترین اقداماتش دربارة حوادث احتمالی آینده را چنین گزارش داد: «به منظور جلوگیری از حوادث احتمالی، ضمن تماس با شهربانی، طرح زیر تهیه و اجرا خواهد شد: 1ـ کنترل دستهجات که در خیابانها حرکت میکنند. 2ـ توصیه و تذکر به هیئتهای مذهبی. 3ـ کنترل مساجد و تکایا. 4ـ کنترل منازلی که مراسم سوگواری خواهند داشت. 5ـ کنترل آخوندهایی که در ماه محرم به کرمانشاه خواهند آمد. 6ـ به ژاندارمری توصیه شده که از رفتوآمد طلبههایی که از قم به دهات میروند، مراقبت و کنترل نمایند. 7ـ چون برابر اطلاعات واصله چند نفر از ملاها، اعلامیه پخش و تحریکاتی مینمودند، قبل از فرا رسیدن ماه محرم به منظور امنیت در ایام عزاداری، ضربهای از نظر دستگیری و تذکر، به ملاهای اخلالگر زده خواهد شد».[4]
± اقدامات ساواک مشهد در مقابله با علما و وعاظ
در مشهد، ساواک با دعوت از 25 نفر از وعاظ طراز اول مشهد به صرف شیرینی، ضمن اظهار محبت به آنها، صراحتاً تفهیم کرد که اگر ذرهای علیه مصالح کشور قدم بردارند، به شدت با آنان رفتار خواهد شد و به آنان گوشزد کرد توجه داشته باشند که بعداً گلهای از آنان پذیرفته نیست. در همین حال، ساواک که قبلاً از همراهی علمای مشهد با حکومت خبر داده بود، امروز نوشت: «گرچه آیتالله قمی وعدة اطاعت داده بود، شاید به علت ورود فرستادگان حوزة قم، امروز صبح شخصاً در خانهاش به منبر رفته، مردم را به امر به معروف و مقاومت در برابر تصمیمات دولت تشویق نمود. در همین حال، جلسة کمیسیون امنیت، امروز عصر تشکیل شد و تصمیمات لازم در مورد مقابله با اقدامات آیتالله قمی، اتخاذ گردید. به استاندار نیز مأموریت داده شد که به مسئولیت خود، در صورتی که تا روز پنجشنبه، آقای قمی به اطاعت از مقررات دولت تن در ندهد، توقیف و تبعید گردد». این گزارش میافزاید: «آیتالله میلانی فعلاً ساکت است و تقریباً روش معتدلی پیش گرفته و گمان نمیرود مشکلاتی به وجود آورد. معذالک نسخههای خطی از روی اعلامیهای که ایشان از مدتی پیش قصد چاپ و توزیع آن را داشتند، در شهر منتشر کرده و آقای میلانی مدعی است بدون اطلاع و دستور وی صورت گرفته».[5]
± گزارش ساواک از فعالیت روحانیون شیراز
امروز ساواک شیراز در نامهای به ساواک مرکز، گزارشی از فعالیت روحانیون این استان را ارائه داد. در این نامه تأکید شده که روحانیون شهر، منتظر رسیدن اعلامیة آیتالله خمینی هستند.[6]
± ادامة توزیع عکسهای آیتالله خمینی در سراسر کشور
توزیع عکسهای آیتالله خمینی در استانهای کشور، ساواک را به تکاپوی شناسایی مراکز چاپ آنها واداشته است. بهگونهای که امروز ساواک خوزستان در نامهای به ساواک قم، ضمن ارسال نمونهای از عکسهای پخش شده در آبادان نوشته است: «چون برای این ساواک معلوم نشد که چاپکنندة آن کیست، خواهشمند است دستور فرمایید تعیین شود آیا در قم نظیر این عکسها منتشر شده است یا خیر و چنانچه منتشر شده، ناشر آن کیست». ساواک قم هم پاسخ داده است که: «چاپ آنها در قم انجام نشده بلکه به طور کلی، اعلامیهها و عکسهای مزبور، در تهران چاپ میشود».[7]
± همراهی احزاب سیاسی با نهضت اسلامی
مبارزة آیتالله خمینی با حکومت پهلوی، احزاب سیاسی را به تکاپو انداخته، آنان را نیز به همراهی با نهضت اسلامی واداشته است. بهگونهای که امروز تعدادی از اعلامیههای خمینی تحت عنوان «چهل روز از مرگ و ضرب و جرح» به افرادی از حزب زحمتکشان اصفهان داده شده که پخش نمایند. مأمور نفوذی ساواک نیز از افراد مأمور پخش بوده است. این اوراق وسیلة طریقتالاسلام، دستفروش اصفهان که عضو حزب زحمتکشان است، به حزب آورده میشود. ساواک دستور داده در موقع مقتضی وی را با مدارک لازم دستگیر نمایند.[8]
± دیدار وزیر کار و مدیران سازمان بیمههای اجتماعی با شاه
صبح امروز، وزیر کار و خدمات اجتماعی به اتفاق هیئت مدیرة سازمان بیمههای اجتماعی، در کاخ مرمر به حضور شاه رسیدند. عطاءالله خسروانی در این دیدار، دکتر محمود خواجهنوری، معاون وزارت کار را به سمت رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل، و مهندس امیرقاسم معینی و یحیی مستوفی را به سمت اعضای هیئت مدیرة سازمان بیمههای اجتماعی، به شاه معرفی کرد. محمدرضا پهلوی هم در این دیدار گفت: «من همیشه ناظر فعالیتها و کوششهای وزارت کار برای تأمین زندگی و آسایش کارگران هستم و باید برنامههایی که در این مورد طرح شده، با قدرت و فعالیت بیشتر اجرا گردد و بهخصوص سندیکاهای سالم کارگری، تأیید و تقویت شوند و شرکتهای تعاونی کارگران بتوانند در جهت تأمین زندگی آن، فعالیت بیشتر داشته باشند». شاه افزود: «سازمان بیمههای اجتماعی با برنامههای طرح شده، وظایف مهم و در عین حال سنگینی بر عهده دارد که باید با قدرت و جدیت این برنامهها را اجرا کند و قانون بیمه نسبت به همة طبقات، تعمیم یابد و با توجه به برنامههایی که برای پیشرفت و ترقی مملکت طرح شده و مسلماً کشور ما را در ردیف ممالک مترقی قرار خواهد داد، در آینده بر تعداد کارگاههای صنعتی و تولیدی اضافه خواهد شد و به همین نسبت، مسئولیت وزارت کار و بیمههای اجتماعی در قبال این پیشرفتها، مشخصتر خواهد گردید و باید از حال، در فکر تأمین آیندة کارگران و سایر طبقات تولیدکننده بود».[9]
± انتقاد مطبوعات از ناتوانیهای دولت
یکی از مجلات، امروز گریزی به ناتوانیهای دولت ایران زد و نوشت: «از کارهای ناشیانة دولت که اگر زیانی داشته باشد متوجه خود اوست، یکی هم این است که بسیاری از کارهای زیانآور و ناراضیتراش را که هرگز نمیخواهد و یا نمیتواند به آنها عمل کند، بدون لزوم بر زبان میآورد و بالعکس، بسیاری از کارهای مفید و سودمند به حال ملک و ملت را که عملاً انجام میدهد، بر زبان نمیآورد تا چه رسد به اینکه در اطراف آن سر و صدایی خاص هم راه بیندازد. یکی از کارهایی که نمیکند ولی حرفش را میزند، توسل به اصل اخافه و ارعاب است. با آنکه از متن سخنان رئیس دولت، به هیچ وجه، ده یک آنچه مردم استنباط کرده و ما با استناد به آن مسموعات خود را نوشتیم، مستفاد نمیشود».
نویسنده سپس به سراغ کارهای وزیر دولت رفته، مینویسد: «و اما از کارهای مفیدی که میکند و دربارة آن سخن نمیگوید، دست به کار سازندگی آن هم با مشارکت و همکاری شورویهاست که شاید دولتیان، خود هم اهمیت آن را درک نکرده باشند. مشارکت و همکاری دشمن و مخالف، در کار دوست (اگر بتوان در این موقع و مورد، کلمة دشمن و مخالف را ولو با قید سابق به کار برد، وگرنه امیدواریم ما و شورویها در هیچ وضع و حالی مخالف نباشیم تا چه رسد به دشمن) آن هم در کار سازندگی، کار سادهای نیست که بیاهمیت تلقی شود. کوچکترین معنی و مفهوم تلویحی این کار آن است که حتی قبلة مخالفان و تکیهگاه آنان هم به ثبات [سیاسی] و دوام و بقای ما ایمان پیدا کردهاند، و کار این عقیده و ایمان و اطمینان به جایی رسیده که دولتی چون اتحاد جماهیر شوروی بهصورت یک دولت و دوست و متحد که خواستار ترقی و تعالی و پیشرفت کار دولت دوست و همسایه میباشد، در کارهای عمرانی آن میخواهد شرکت داشته باشد». این نشریه میافزاید: «دولتی که به راهنمایی شخص اول مملکت و در سایة حسن تدبیر و شاید هم شانس و موقعیت جهانی، یک چنین موفقیتی نصیبش شده و توانسته از گرگ و میش توأمان استفاده کند، حیف نیست این مسئله و مسائلی نظیر آن را، آنطوری که لازمة کار و در خور آن باشد، با مردم در میان نگذارد و به جای جلب همکاری آنان، دم از بیرحمی و تهدید بزند؛ آن هم تهدیدی که مطمئن هستیم هرگز به آن دست نخواهد زد؟!»[10]
± سرنوشت بعضی نخستوزیران پهلوی
مجلة خواندنیها امروز یادی از سرنوشت بعضی از نخستوزیران گذشتة ایران کرده، نوشته است: «در حال حاضر شش نفر از نخستوزیران اسبق بدون کار میباشند. سید ضیاءالدین، نخستوزیر کودتا، اصلاً سابقة خدمت دولتی نداشته و فاقد رتبة اداری است و در عمر خود، فقط سه ماه از خزانة دولت حقوق دریافت نمود. محمود جم و منصورالملک و محمد ساعد که هر سه در تهران اقامت دارند، مدتی است در سلک بازنشستگان قرار گرفته و حقوق بازنشستگی که در ماه 960 تومان میباشد، دریافت میدارند. دکتر امینی، نخستوزیر سابق هم بدون کار است، منتها بازنشسته نشده و هر وقت تمایل پیدا کند، حقوق ماهیانة رتبة 9 او به مقداری که به هر یک از کارمندان پایة 9 دولت پرداخت میشود، در وجه نامبرده کارسازی خواهد شد. پیرترین نخستوزیران اسبق، حسین علاء و جوانترین آنها، دکتر اقبال و متمولترین آنها، سید ضیاءالدین و کسی که چهل سال تمام حتی یک روز بیکار نبوده، محمود جم و بالاخره بیمارترین آنها، سپهبد فضلالله زاهدی میباشد».[11]
پینوشتها:
[1]. صحیفه امام، جلد اول، از ابتدا تا مهر 44، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1378، ص 233 و 234.
[2]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 249.
[3]. همان، ص 253.
[4]. همان، ص 255.
[5]. همان، ص 266 و 267.
[6]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2، همان، ص 261 و 266 و 267.
[7]. همان، ص 260.
[8]. سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، 1386، ج 1، ص 319 تا 321.
[9]. روزنامه بورس، ش 435، 1/3/1342، ص 1.
[10]. مجله خواندنیها، ش 70، 31/2/1342، ص 3 و 4.
[11]. همان، ص 9.
