شنبه 14 آذر 1343 / 30 رجب 1384 / 5 دسامبر 1964

7 بازدید

کاپیتولاسیون در روزنامه الجزایری

روزنامه الشعب چاپ الجزایر در شماره امروز خود طی مطلبی تحت عنوان «پیام علمای ایران بر ضد شاهنشاه» به اعلامیه آیت‌الله خمینی علیه کاپیتولاسیون اشاره کرد و نوشت: خمینی در پیام خود که به تعداد زیادی در داخل ایران توزیع شده از ملت و ارتش دعوت نموده برای اسقاط حکومت کنونی و انحلال پارلمان، صف واحدی را تشکیل دهند، پارلمانی که مصونیت سیاسی به افراد نیروهای مسلح امریکا داده ‌است.‌‌[1]

 

شایعه تغییر دولت

ساواک در ادامه نقل شایعاتی که این روزها در محافل سیاسی بیان می‌شود خبر داده که شایعه تغییر دولت در شیراز قوت گرفته و شایعات بیشتر پیرامون نخست‌وزیر شدن دکتر ارسنجانی دور می‌زند. به گفته قدرت‌الله تمدن‌فر در مراجعت از تهران، امریکایی‌ها روی دکتر ارسنجانی فشار می‌آورند. بر پایه همین گزارش، عبدالحسین طباطبایی، نماینده کازرون در مجلس نیز اظهار داشته ‌است که شاه در نظر دارد علم را به جای منصور به مقام نخست‌وزیری برگزیند. گزارشگر ساواک، اضافه کردن قیمت نفت و بنزین به منظور ساقط نمودن دولت منصور را شایعه دیگری دانسته که در شهر رواج یافته ‌است.‌‌[2]

سخنان شاه در دیدار با نمایندگان مجلس شورای ملی

محمدرضا پهلوی در دیدار با رئیس و نمایندگان مجلس شورای‌ ملی چند روز پس از سخنانش در مراسم سلام روز عید مبعث، فرصتی تازه یافت تا یکبار دیگر به توجیه اقداماتش طی سال‌های حکومتش بپردازد و از انقلاب ششم بهمن با آب و تاب فراوان یاد کند. وی گفت: بی‌عدالتی‌هایی که در اجتماع ایران بود و چیزهایی که ما را از قافله تمدن عقب نگاه می‌داشت؛ خلاصه‌اش این بود که اکثریت جمعیت مملکت یعنی 75 درصد جمعیت مملکت در روستاها، حس آزادی که امروز یک آدم، ‌یک انسان آزادی باید داشته باشد، نداشتند. روابط ارباب و رعیتی جنبه خوشی نداشت و بعضی اوقات حتی جنبه استثماری داشت. نصف جمعیت مملکت از حقوق اجتماعی محروم بودند. با اینها مثل انسانی که حق حیات و حق تساوی حقوق داشته باشد، رفتار نمی‌شد و همچنین سایر طبقات مثل کارگرهای زحمتکش ایران با وجودی که قانون کارشان خوب بود؛ ولی آن احترامی که به ‌اصطلاح به شرافت ذاتی کارگر باید گذاشته می‌شد، گذاشته نمی‌شد. به این جهت قانون اصلاحات ارضی وضع شد و کارگرهای ما در سود کارخانجات سهیم شدند؛ یعنی خواستیم این حس را به آنها بدهیم که اینها مورد استثمار قرار نگرفتند. شاه این اقدامات را جزو نوادر جهان خواند و اقداماتی نظیر سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی را مقدمه‌ای برای رسیدن به آینده‌ای درخشان توصیف کرد و افزود: منظور ما فقط از بین بردن آن روابط غیرعادلانه نبود بلکه بالا بردن درآمد افراد زارع این مملکت نیز بود و برای این کار اول از همه باید شرکت‌های تعاونی تشکیل شود و برای تشکیل آن باید حتماً سرمایه‌گذاری‌هایی بشود. وی سپس در مقام مقایسه میان کشاورزی ایران و اروپا برآمد و درآمد آنان را ده برابر درآمد زارع ایرانی برآورد کرد و باز هم راه‌ حل آن را در سرمایه‌گذاری دانست.

 شاه درباره توسعه بنادر کشور، پتروشیمی، خطوط کشتیرانی، صنایع فولاد، ذوب‌آهن و شیلات نیز اظهار نظر کرد و دست ‌آخر افزود: ولی تمام اینها جوابگوی احتیاجات کشاورزی و صنعتی ایران نیست. برنامه پنج ساله‌ای که ما داریم، قبل از انقلاب ششم بهمن تدوین شده ‌بود و این نوع احتیاجات را نمی‌توانست پیش‌بینی بکند و در نظر بگیرد. با وجودی ‌که در این برنامه تجدیدنظر شد و به 200 میلیارد ریال رسانیده شد، باید وسیله انجام آن‌ را فراهم کنیم. وی این را هم گفت که البته به فکر من و به سلیقه من این برنامه هنوز در این قسمت‌ها بسیار ناقص است و به‌ اندازه کافی نه در صنعت و نه در امر کشاورزی، سرمایه‌گذاری پیش‌بینی نشده ‌است.

 پهلوی در ادامه گریزی هم به دخالت برخی کشورهای عربی در امور داخلی ایران زد و از آن برای توجیه خریدهای تسلیحاتی ایران با وام از امریکا بهره برد و گفت که برنامه مطالعاتی برای توسعه خوزستان در دست است و به اجرا در خواهد آمد. وی درعین‌حال به انتقادی تلویحی از پیمان سنتو پرداخت و گفت: پیمان مرکزی یا سنتو فلسفه‌اش موقعی بود که مخاطرات ما از سمت‌های دیگری بود. آن مخاطرات خوشبختانه خیلی کمتر شده و امروزه ما نه فقط هیچ نگرانی نداریم بلکه روابط حتی دوستانه‌ای با همسایه شمالی خودمان برقرار کرده‌ایم. متاسفانه این پیمان سنتو قسمت‌های دیگری را پیش‌بینی نکرده. گو اینکه من مطمئن هستم که اگر اتفاقی برای ایران بیفتد، متحدین ایران محال است که ایران را ول بکنند. ولی ما چون قرارداد معینی برای این کار نداریم، نمی‌توانیم سرنوشت خودمان را اولاً روی فقط بگذاریم و به فرضی که این حدس هم حتماً تبدیل به یقین می‌شد هیچ مملکت آزاد مستقلی در دنیا نیست و اصولاً قابل زندگی نخواهد بود اگر اول خودش وظیفه خودش را انجام ندهد. اگر ما خودمان وظیفه خودمان را انجام ندهیم و دفاع خودمان را صرفاً به میل و اراده و سلیقه حتی دوست خارجی خود بگذاریم، این یعنی ما مستعمره هستیم. فقط مستعمره است که دفاع خودش را صرفاً در یَد خارجی می‌گذارد. دوست ما به کمک ما می‌آید، یعنی به کمک کسی که خودش از خودش دارد دفاع می‌کند والا اینکه دیگر کمک نیست اگر آدم خودش از خودش دفاع نکند. این نسبت‌ها و این جسارت‌هایی که به ما می‌شود و این وظایف ملی که ما داریم البته می‌دانید این مفت که انجام‌پذیر نیست. شاه به این نکته هم توجه داد که دولت امریکا که تا به حال خیلی هم به ما کمک کرده؛ البته خیلی هم ممنون هستیم، ولی او هم گرفتاری‌های مالی دارد و سیاستش به ‌طور کلی در دنیا عوض می‌شود. او هم کمک خارجه‌اش را سال به سال کمتر می‌کند. به همین جهت است که ما ناچار شدیم خودمان با تحصیل وامی، اسلحه بخریم. اگر لازم هست باز هم باید این کار را بکنیم. وسایل یدکی که آنها تا به حال به ما می‌دادند، دیگر از امسال یا از آخر سال آتیه قطع می‌کنند. روی یک تصمیم جهانی و ناچاریم که یدکی‌های سلاح‌های خودمان، کشتی‌های خودمان، کامیون‌های خودمان و هواپیماهای خودمان را تهیه بکنیم و بخریم.

 محمدرضا پهلوی باردیگر به‌ یاد فداکاری‌های (!) خود و اعتقاداتش به خدا افتاد و درباره آنها سخن‌سرایی کرد و گفت: در آن مواقع پیش خودمان گفتیم ما که اهل فرار که نیستیم! پس می‌ایستیم. پس مرگ هست، پس اقلاً این مرگ با ننگ نباشد. بعد از آنکه جریانات دیگری بود باز به اتفاق ملت ایران جریان بیست و هشتم مرداد 32 بود که مملکت رفته بود. کف خیابان‌های شهر تهران شاید دیدید چه نوشتند با رنگ قرمز و بعد نقشه‌هایی که منتشر شد. مطالب و چیزهایی که به ‌دست ما آمد، نشان می‌داد که آن حکومت کذایی بعد از دو هفته به ‌وسیله توده‌ای‌هایی که به ‌اصطلاح در ارتش رخنه کرده‌ بودند، خودش به نوبه خودش سقوط می‌کرد و مملکت به کلی می‌شد یک به ‌اصطلاح معروف خودشان «جمهوری توده‌ای» نمی‌دانم چه بیچاره و بدبختی. شاه افزود: این پیشامدها مرا مغرور نمی‌کند و همان به‌ اصطلاح بنده کوچک خدا هستم و فکر می‌کنم که اگر اینها را من موفق شدم، خواست او بوده. کاری که ما می‌کنیم برای به ‌اصطلاح ادامه سلطنت یا برای منافع روز نیست. ما کارمان فقط و فقط باید برای تاریخ باشد.

 وی سپس در پاسخ به انتقادها از اداره امور کشورگفت: مگر می‌شود برای اینکه دو نفر خوششان بیاید یا خوششان نیاید، کار اصولی مملکت را متوقف کرد؟ این نمی‌شود. می‌دانید که بیشتر ثروت خودم را در بنیاد پهلوی گذاشته‌ام و کمک می‌کنم. زیرا مگر فکر می‌کنید که ما هم حس نمی‌کنیم که زمستان سرد است و در زمستان سرد باید اتاق‌ها گرم بشود و اتاق را بخاری گرم می‌کند و بخاری هم مسلماً نفت می‌سوزاند؟ ولی جامعه‌ موقعی پابرجا خواهد بود که فقط عادت به گرفتن نداشته ‌باشد. در موقعش هم باید بدهد. نمی‌گویم بیشتر از آن حدی که برایش امکان داشته ‌باشد. ما باید نشان بدهیم که فقط حاضر به گرفتن نیستیم وقتی که مملکت لازم دارد حاضر به شرکت کردن و حاضر به فداکاری هستیم. پس معنی فداکاری چیست؟ منظورم این بود که اگر ممکن بود که جور آن فقرا را خود من بکشم حتماً می‌کردم ولی مؤسسات خیریه‌ای داریم که باید آنهایی که حقیقتاً فقیر هستند، یک طوری به کمک آنها برسیم. زغالشان،‌ نفت‌شان و غذایشان حتی چیزهایشان را بدهند.

 شاه که نمی‌توانست ناراحتی خود را از انتقادهای مطرح ‌شده پنهان دارد افزود: با سابقه‌ای که ما از ملت ایران داریم و رشد اجتماعی که در آنها می‌بینیم، مطمئن هستیم که آنها حرف‌هایی که از صبح تا غروب می‌شنوند و به گوششان می‌رسد، تشخیص خواهند داد که این حرف کدام از روی دلسوزی است یا کدام از روی تحریک است. چون رادیوهای حرام‌زاده همین‌طور مشغولند و ما باز می‌بینیم تمام گزارشاتی که به ما می‌رسد صبح تا غروب همان است. همان صنفی که قبل از ششم بهمن گفتم اتحاد غیرمقدس، دو مرتبه می‌بینم که شروع کرده به عمل. تمام گزارشات حاکی از این‌ است.‌‌[3]

تالار «محمدرضاشاه پهلوی» در پرو  

سخنگوی دربار اعلام کرد که دانشگاه لیما در پرو تصمیم دارد برای تجلیل از ابتکار شاه ایران در رهبری نهضت جهانی مبارزه با بی‌سوادی، سالن این دانشگاه را به نام «تالار محمدرضاشاه پهلوی» نامگذاری کند.

این تالار در آینده مرکز مطالعات ایران‌شناسی در زمینه‌های تاریخ و ادبیات و هنر ایران خواهد بود. دانشگاه لیما از قدیمی‌ترین مراکز علمی امریکای لاتین و دارای مرکز علمی معروفی به نام انستیتوی مطالعات عالیه اسلامی است که مهم‌ترین مرکز مطالعات مربوط به شرق در امریکای لاتین به شمار می‌رود. امروز از طرف شجاع‌الدین شفا رایزن فرهنگی دربار طی تلگرامی از این اقدام دانشگاه لیما سپاسگزاری شد.‌‌[4]

حاکم دوبی در بندرعباس

صبح امروز شیخ راش، حاکم شیخ‌نشین دوبی به‌ اتفاق ولیعهد خود با کشتی مخصوص وارد آبهای بندرعباس شد. گفته شده ‌است که حاکم دوبی و ولیعهد آن شیخ‌نشین، برای شکار به بندرعباس آمده‌اند.‌‌[5]

طرح بازگرداندن دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ایرانی خارج از کشور

تعداد دانشجویان ایرانی مشغول به تحصیل در دانشگاه‌های کشورهای خارجی 39 هزار نفر می‌باشد. این آمار را وزارت فرهنگ تهیه کرده ‌است و برای اینکه اطمینان حاصل کنند این عده بلافاصله بعد از اتمام تحصیلات عالیه به ایران مراجعت می‌کند، مشغول تماس با یک‌یک دانشجویان شده‌اند و تا کنون با شش هزار نفر از آنها تماس برقرار شده و برای هر یک پرسشنامه ارسال شده تا نوع کار مورد علاقه خود را در ایران معلوم نمایند. به گزارش روزنامه دنیا، سازمان برنامه و شرکت ملی نفت و سازمان آب و برق خوزستان هر کدام جداگانه با دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ایرانی در خارج تماس دارند و با آنها مکاتبه مستقیم می‌کنند و حتی برخی از فارغ‌التحصیلان را که قصد اقامت دائم در اروپا و امریکا دارند با حقوق گزاف استخدام می‌کنند و بلیت هواپیما را هم برای آنها می‌فرستند و در بعضی از مواقع اگر قروضی داشته‌ باشند، تأدیه می‌کنند تا از وجود آنها در ایران استفاده نمایند.

این گزارش حاکی است که در حال حاضر بیشتر فارغ‌التحصیلان ایرانی که با داشتن کارهای مناسب در امریکا به وطن مراجعت نمودند، در سد دز و مزارع نیشکر هفت‌تپه خوزستان مشغول کار می‌باشند. چند نفر از فارغ‌التحصیلان رشته شیمی نفت که در مؤسسات نفت تگزاس و نیوجرسی کالیفرنیا کار می‌کردند به ایران آمده در خدمت شرکت ملی نفت ایران می‌باشند. بر پایه همین گزارش، از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های اروپا به‌ طور کلی 99 درصد آنها به ایران مراجعت می‌کنند و مخصوصاً فارغ‌التحصیلان ایرانی دانشگاه‌های آلمان به علت اینکه نوع کاری که در آلمان به آنها ارجاع می‌شود هم سنگین است و هم حقوق پرداختی مختصر و از 1500 مارک تجاوز نمی‌کند، ایران را به اقامت در کشورهای خارج ترجیح می‌دهند.‌‌[6]

طرح تأسیس ده شهر صنعتی

وزارت اقتصاد ده شهر صنعتی در ایران تأسیس می‌کند و اولین شهر صنعتی در اهواز ایجاد می‌گردد. به گفته یک مقام در وزارت اقتصاد، در هر یک از شهرهای صنعتی کلیه وسایل برای سرمایه‌گذاری در امور صنعتی و جلب کارگر فراهم می‌شود. به این معنی که تا کنون سرمایه‌داران ایرانی و خارجی برای سرمایه‌گذاری در هر رشته‌ای می‌بایستی کلیه وسایل از قبیل آب و برق، راه، کارگاه و سایر احتیاجات اولیه را تأمین و آنگاه وارد مرحله عملی این کار شوند. وزارت اقتصاد برای صنعتی کردن کشور طرح‌های وسیع صنعتی در استان‌ها اجرا خواهد کرد. طرح صنعتی کردن آذربایجان شرقی و غربی از هم‌ اکنون آماده ‌است و سیصد رشته صنعت جدید در آنها ایجاد خواهد شد.‌‌[7]


پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 4، تهران، عروج‌‫،‫ ۱۳۹۳، ص 473.

[2]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، ت‌ه‌ران‌، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت‌ اطلاع‌ات‌‫، ۱۳۸۵، ص 493.

[3]. روزنامه اطلاعات، ش 11556، 15/9/1343، ص 7،8،15.

[4]. همان، ش 11555، 14/9/1343، ص 16.

[5]. همان، ش 11556، 15/9/1343، ص 16.

[6]. روزنامه دنیا، ش 825، 14/9/1343، ص 1 و 4.

[7]. روزنامه خراسان، ش 4465، 15/9/1343، ص 8.