جمعه 15 خرداد 1343 / 24 محرم 1384 / 5 ژوئن 1964

8 بازدید

اعلامیه‌ آیت‌الله شیرازى

در سالگرد فاجعه 15 خرداد، آیت‌الله سیدعبدالله شیرازى، از نجف اشرف، اعلامیه‌اى صادر کرد و ضمن بازخوانى حوادث سال گذشته از عزادارى زائران ایرانى و غیر ایرانى در حرم امام حسین در روز 12 محرم امسال یاد کرد و از مردم ایران خواست تا از احکام حکومت سرپیچى کنند. متن این اعلامیه بدین شرح است:

بسم‌اللّه الرحمن الرحیم

اناللّه و اناالیه راجعون

بدترین ننگ تاریخ ایران ـ نمودارى وحشیانه از استبداد سیاه سلطنت قرون وسطایى ـ قتل‌عام مخالفین استبداد ـ یک سال از فاجعه جانگداز کشتار دستجمعى پانزدهم خرداد مى‌گذرد ـ که توسط قواى استبداد سیاه جهنمى ـ آدمکشی‌هاى قرون وسطایى با چهره وحشیانه‌ترى تجدید شد... هزاران نفر از برادران مسلمان به جرم طرفدارى از نوامیس مقدسه مذهبى و پیروى از مراجع بزرگوار تقلید، به جرم مخالفت با بدعت‌هاى روزافزون حکومت علیه دین و قانون درایام عزادارى خامس آل عبا به رگبارهاى مسلسل بسته شدند و بدن‌هایشان همچون قربانی‌هاى منى با تراکتورها به زیر خاک پنهان گردید. این حادثه به فاصله سه ماه از تخریب دانشگاه جعفر بن محمد علیه السلام، مدرسه فیضیه قم، اتفاق افتاد که در روز شهادت آن حضرت قواى انتظامى و فداییان شاه با آواز مرده باد قرآن به حکم قانون! مدرسه را ویران و سر و دست طلاب بى‌رمق را شکستند و با کارد و چماق و سنگ گروه انبوهى را مجروح و زمین مدرسه را به جرم علم و دیانت به خون طلاب رنگین ساختند. شاه از رادیو گفته بود دو، سه میلیون از جمعیت بیست میلیونى ایران مرا بس است. مقصود از این دو، سه میلیون افراد معدودى از درباریان و مردمان هرزه بى‌ایمان و زنان ولگرد هرجایى مى‌باشند که به عنوان پیشقدمان انقلاب سفید معرفى مى‌شوند و نقطه مقابل آنها که به عنوان مرتجعین و مخالفین اصلاح در سخنان شاه تکرار مى‌شوند طبقة راقیة مملکت، پیشوایان دینى، مراجع تقلید، گویندگان مذهبى، استادان دانشگاه‌هاى ایران، دانشجویان آزادی‌خواه، و سایر مسلمانان آزادی‌خواه هستند. نتیجه انقلاب سفید شاهنشاه حبس و تبعید و انواع تعذیب و شکنجه این طبقه شریف و اصیل است. انقلاب سفید شاه!! اهل دین و دنیا را علیه وى شورانده تا به جایى که در قلب اروپا با فریاد: «شاه از شهر (فلورانس) بیرون شود».، «خوش‌گذرانى بس است» و در دیگر از ممالک خارجه به «مرگ بر شاه» و «شاه قاتل است» روبه‌رو مى‌شود. دو حادثه تخریب فیضیه و قتل‌عام پانزدهم خرداد فاجعة عاشوراى سرور شهیدان را نمودار مى‌کند جز آنکه یزید کربلا پس از اندکى متنبه شد و اجازه داد بازماندگان این فاجعه براى کشته‌شدگان خود عزادارى کنند، ولى قهرمان انقلاب سفید ایران با کمال قساوت اجازه عزادارى به هزاران خاندان عزادار که عزیزان خود را از دست داده‌اند، نداد. در صورتى که براى یک نفر از مهندسین اصلاحات ارضى در شیراز که به عللى که همه مى‌دانند مرده بود سر و صداها راه انداخت و به عنوان شهید راه اصلاح، مجالسى براى یادبودش منعقد ساخت و مبالغ هنگفتى از بیت‌المال را که همیشه خرج ولگردى مى‌کند بدین‌منظور به مصرف رسانید.

صحن حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام روز 12 محرم امسال شاهد منظره هیجان‌انگیزى بود که انبوه جمعیت ایرانى و غیرایرانى با تذکراتى چند از حادثه پانزده خرداد سال گذشته سیل اشک بر مقتولین خود جارى ساختند و بر ارواح جهنمى مؤسسین این فاجعه هزاران لعن و نفرین کردند. امسال مراسم عزادارى در ایران به صورت ورشکسته نمودار شد تا به جایى که چند سال است مانند متوکل عباسى از آمدن زوار به عتبات مقدسه جلوگیرى کردند ولى امسال گروه زیادى با صرفنظر از کرایه برگشت هواپیما از حج به زیارت شتافتند. اى مردم ایران بدانید که خداوند حافظ دین خود و حضرت ولى‌عصر «عج» حامى شما است و لازم است تا سرحد امکان از مراجع مجاهد تقلید تبعیت و از احکام حکومت لامذهبى وقت سرپیچى کنید (والله غالب على أمره).

پروردگارا آنان که بدن‌هاى برادران ما را قطعه قطعه کردند و به کوچک و بزرگشان رحم ننمودند و آشیانه‌هاى طلاب علوم دینى را ویران ساختند به شرافت مقربان درگاهت کاخ‌هایشان را ویران بساز و عزیزهایشان را و خودشان را به آتش بلا بسوزان: والسلام علینا و على عبادالله الصالحین.

نجف اشرف / محرم الحرام / 1384

الاحقر سیدعبدالله شیرازى[1]

چندین اعلامیه در سالروز قیام 15 خرداد

به مناسبت سالگرد فاجعه 15 خرداد 1342، اعلامیه‌اى به امضاى مجاهدین اسلام منتشر و در آن جنایت‌هاى عمال استعمار در کشور محکوم شد. متن این اعلامیه بدین‌شرح است:

«دست‌نشانده استعمار سیاه»

بیش از یک سال از جنایات وحشیانه هیئت حاکمه دست‌نشانده یهود مى‌گذرد. در این یک سال چه جنایت‌هایى که به دست عمال استعمار در کشور ما صورت نگرفت. این اعمال وحشیانه روى چنگیزها و آتیلاها را سفید کرد. دست‌نشانده استعمار که به منظور تحکیم پایه‌هاى زِوار در رفته حکومتش سفرى به اروپا کرد ضمن برخورد و صحبت‌هاى زیادى که با نماینده سازمان سیاه جاسوسى (اینتلجنت سرویس) نمود اظهار داشت که من از این به بعد بیش از سابق در ایران شدت عمل به خرج مى‌دهم و بدین‌وسیله با خواهش و تمنا و التماس ظاهراً کار خود را روبه‌راه کرد و به ایران برگشت. اصولاً ایشان هر وقت اوضاع را نامساعد ببیند به این اقدام دست مى‌زند. سفر اخیر عالیجناب هم به ممالک متحده امریکا هم به همین منظور و هم‌ ترس از خشم ملت مى‌باشد اما مگر مردم دیگر مى‌توانند نشسته و ناظر ولخرجى این موجود شهوت‌پرست در کاباره‌هاى امریکا باشند. ملت نمى‌تواند در مقابل این جنایت‌کار و برنامه‌هاى استعمارى ساکت بنشیند. زندانى کردن مرجع عظیم‌الشأن عالم تشیع گناهى است بس بزرگ. هزاران نفر را به خاک و خون کشیدن گناهى است نابخشودنى. به چه حساب و قانون باید رجال مملکت در زندان‌هاى منفور سازمان جاسوسى به اصطلاح امنیت به سر برند؟ چرا دولت برخلاف مصلحت توده مردم قدم برمى‌دارد؟ چرا بودجه ملت فقیر در بانک‌هاى خارجى انباشته مى‌گردد چرا... اینها وهزاران موضوع دیگر خون ملت غیور و مسلمان ایران را به جوش آورده و نمى‌توانند ببینند چند عنصر کثیف و پلید مصدر امور شده‌اند. آرى جانى‌ترین افراد به عنوان مصلحین در راه سازمان‌هاى منفور قرون وسطایى قرار گرفته‌اند و مى‌خواهند با برنامه‌هاى ارتجاعى بر مردم حکومت کنند. آدم اینها را که مى‌شنود و مى‌بیند داغ مى‌شود. داغ مى‌شود از اینکه یک عده شهوتران پول‌پرست منافق خائن، نظم شهرهاى مملکت را به دست گرفته و از چپ و راست با قیافه‌هاى منفور، قدرت پوشالى خود را که به پشتیبانی امپریالیسم غرب و صهیونیسم بین‌الملل تقویت مى‌شود به رخ مردم مى‌کشند. اما مردم با ایمان از این هیاهوها از این جنجال‌ها و قیافه‌هاى ساختگى نمى‌ترسند و چنانکه زعیم رشید در سخنرانى خود فرمودند کسى که از اینها بترسد معلوم مى‌شود به ماوراء این عالم عقیده ندارد. به خداوند متعال عقیده ندارد. آرى ایشان قسم خوردند که من نمى‌ترسم. آخر انسان از چه بترسد از یک مشت ایادى پوسیده و مسخره که خود را آلت دست یهودی‌ها قرار داده‌اند؟ دست‌نشانده استعمار سیاه که طبق قانون مشروطیت علیه قوانین اسلام و منافع ملت قیام کرده حالا دیگر چه بخواهد و چه نخواهد باید گورش را گم کرده و در انتظار مرگ خود روزشمارى نماید. این عنصر کثیف و دست‌نشانده استعمار با افراد سازمان‌هاى منحوسش که خون ملت را مى‌مکند آنچنان مورد نفرت مسلمین جهان قرار گرفته‌اند که حد ندارد. امپریالیسم غرب باید بداند تا در ایران صلح و امنیت برقرار نشود و دست‌هاى کثیف آنها از این مرز و بوم قطع نگردد مردم ساکت نخواهند شد و على‌رغم استعمار سیاه و سرخ به مبارزات غیورانه و پى‌گیر خود ادامه خواهند داد.

درود فراوان به روان پاک شهداى اسلام و آزادى

15 خرداد 1343

مجاهدین اسلام[2]

امروز همچنین اعلامیه‌اى به امضاى «سازمان جوانان خوزستان» در سالگرد فاجعه 15 خرداد منتشر شد. در این اعلامیه با محکوم کردن حوادث خونین خرداد سال گذشته به ترفندهاى دولت در سال جارى نیز پرداخته آن را دسیسه‌اى جدید برشمرده است. متن این اعلامیه بدین قرار است:

درود بر شهیدان روز پانزده خرداد

درود بر شهیدان پانزده خرداد، درود به جوانان و فرزندان رشید ملت ایران که به جرم برچیدن بساط زورگویى و استعمار به خاک و خون کشیده شدند، درود ملت ایران بر شما اى جانبازان راه آزادى که براى درهم شکستن زنجیر بردگى شربت شهادت نوشیدید. درود، درود، درود. با فرا رسیدن روز پانزده خرداد خاطرات تلخ و شرم‌آور این روز تجدید مى‌شود، با سالگرد شهداى راه حق و فضیلت سیلاب اشک از دیدگان ملت رنجدیده و ستم‌کشیده فرزندان این کشور، سرازیر مى‌گردد، داغ مادران و پدرانى که عزیزان خود را در این روز تاریخى از دست داده‌اند تازه مى‌شود. هرگز این روز تاریخى فراموش نخواهد شد، این لکه ننگین تا پایان جهان از دامن هیئت حاکمه پاک نخواهد گردید. روز پانزده خرداد چه روزى بود؟ روزى بود [که] امواج کوبنده خشم ملت و توفان‌هاى بنیان کن غضب مردم، علیه حکومت وقت و هیئت حاکمه، و دیکتاتورى که دولت‌هایى را مانند مهره‌ها سال به سال عوض مى‌کند، سرازیر گردید، چیزى نمانده بود بر حیات پوشالى‌ترین و ارتجاعى‌ترین حکومت‌هاى جهان (حکومت سلطنتى استبدادى) خاتمه دهد و دست یغماگران سیاه و دلالان امپریالیسم را از خاک و بوم ایران عزیز کوتاه کند و بار دیگر کشور عزیز استقلال همه جانبه خود را بازیابد، و لواى آزادى در سرتاسر کشور به اهتزاز درآید ولى افسوس افسوس...

افسوس که بار دیگر مانند صدها بار چنگال خون‌بار استعمار بر جان و مال و ناموس مردم بند شد و با رگبار مسلسل و زره‌پوش و تانک، هزاران نفر هدف گلوله‌هاى آتش‌زا قرار گرفت و صفوف منظم و مرتب آزادی‌خواهان با حملات جیره‌خواران گارد شاه درهم شکسته شد و خیابان‌هاى تهران و قم و کاشان با خون پاک فرزندان لایق و ارزنده کشور رنگین گردید.

سنگرهاى دروغ فرو مى‌ریزد.

هیئت حاکمه براى بازیافت حیثیت از دست رفته خود دست به نقشه دیگرى زده است که مانند سایر نقشه‌هاى فریبنده وى نقش بر آب است. وى با پیش کشیدن موضوع خوزستان مى‌خواهد خود را غمخوار ملت و خدمتگزار وطن معرفى کند در صورتى که او عملاً استان زرخیز خوزستان و خلیج [فارس] را مدت‌ها است به امپریالیست‌ها واگذار کرده است. کیست که نداند که سرتاسر این استان از پایگاه وحدت [وحدتى دزفول] گرفته تا آخرین مرزهاى آبى ایران در دست امپریالیست‌هاى خون‌آشام امریکا و اسرائیل است. منطقه‌هاى وسیعى در دزفول زیر نظر مهندسان اسرائیلى است که براى همه رقم فعالیت‌ها آزادند، مناطق نفت‌خیز و آب‌هایى که چاه نفت در آنها کشف شده است زیر نظر امپریالیست‌ها اداره مى‌گردد با این وضع چطور دستگاه سنگ دفاع از تمامیت ارضى را به سینه مى‌زند.

روزنامه اخبار الکویت که دولت به استناد آن بعضى از دول عربى را متهم کرده است که قضیه [قصد] تجاوز به خاک ایران را دارد، یک نقشه سیاسى است که از خود ایران سرچشمه گرفته است، و روزنامه مزبور به دست سازمان امنیت و به پشتیبانى مقامات سیاسى دست به چنین کارى زده است و وزیر امور خارجه «آرام» براى اجراى این نقشه سفرى به کویت کرد. به علاوه روزنامه مزبور درباره انقلاب سفید شاه و ملت (آرى سفید و ملت!!!) مقاله مفصلى نوشت و انقلاب مزبور را ستود. اکنون چطور شده است که لبه تیز حملات خود را متوجه ایران و خوزستان نموده است جز این است که زیر کاسه نیم کاسه هست. جز این است که دیکتاتور مى‌خواهد براى خود دشمنان مصنوعى درست کند و از آب گل‌آلود ماهى بگیرد، گواه دیگر اینکه هیچ یک از روزنامه‌هاى قاهره و فرستنده‌هاى عربى چنین ادعایی نکرده‌اند اساساً اوضاع جهان و اصول بین‌المللى اجازه نمى‌دهد که دولتى فکر تجاوز به خاک ملتى را در سر بپروراند.

مسئله خوزستان یک بازیچه سیاسى است، براى بازیافت حیثیت از دست رفته، براى متهم کردن دول عربى است که ایران را از عمال اسرائیل مى‌دانند، در حقیقت سرپوشى است که دولت مى‌خواهد روى اعمال ننگین و شرم‌آور خود بگذارد. ولى دیگر دوران خواب کردن ملت‌ها سپرى شده است، هرگز ملت فریب اینگونه خیمه‌شب‌بازی‌ها را نخواهد خورد و تا آخرین لحظه براى قطع ایادى استعمار و عمال اسرائیل تلاش خواهند نمود و براى اعتلاى کشور عزیز خود تا آخرین نفس خواهند کوشید، و براى برانداختن حکومت پوشالى ایران از بذل جان دریغ نخواهند کرد.

سازمان جوانان خوزستان[3]

اعتراضات پراکنده در برخى نقاط کشور

امروز به مناسبت سالگرد فاجعه 15 خرداد 1342، برخى از شهرهاى کشور صحنه اعتراضات پراکنده بود. برابر اسناد ساواک کاشان، بیش از یک سوم مغازه‌هاى این شهر امروز تعطیل بوده است. این تعطیلى متعاقب اعلام روز عزاى ملى از سوى آیت‌الله خمینى صورت گرفته است.[4]

یادکرد قیام 15 خرداد در رادیو پیک

رادیو پیک ایران در گفتار ساعت 20 امشب به یادکرد حادثه 15 خرداد سال گذشته پرداخت و گفت: حادثه‌اى که در تهران و پاره‌اى از شهرهاى ایران با کشتار فجیع عده‌اى از هم‌وطنان ما همراه بود. سال گذشته در روزهاى پانزدهم و شانزدهم خرداد ماه جمعیتى که ناظرین خارجى آن را دست‌کم تا 30 هزار نفر تخمین مى‌زدند و باز به قول همین ناظرین از مردم تهیدست و زحمتکش و جان به لب رسیده میهن ما و غالباً از جوانان رنج کشیده و زجر کشیده تشکیل مى‌شد در نواحى مختلف تهران و بویژه در بخش‌هاى مرکزى علیه رژیم به تظاهرات دامنه‌دارى پرداختند. در مقابل این سیل خروشانى که در روزهاى پانزدهم و شانزدهم خرداد به حرکت درآمد، دولت دست به کشتار بى‌دریغ مردم زد. سخنگویان دولت در آن موقع تعداد تلفات را 300 نفر اعلام کردند. ولى ناظرین خارجى نوشتند در حوادث خونین خرداد فقط در تهران بیش از چندین هزار نفر به قتل رسیدند. بعدها شایع شد که مأمورین نظامى چندین کامیون اجساد بى‌جان و نیمه‌جان را که از میدان کشتار جمع کرده بودند به خارج شهر برده و در گودال‌ها بر روى هم انداختند.

شاه در دوران 23 ساله سلطنت خود بعد از کشتار مردم آذربایجان، هیچ‌گاه دست به چنین قصابى نزده بود. به فرمان کسانى نظیر سپهبد نصیرى، سربازان چشم و گوش بسته فریاد عصیان هزاران تن از برادران خود را که برخى آگاهانه و برخى ناآگاهانه به پاى خاسته بودند با رگبار آتشین مسلسل خاموش ساختند.

این رادیو سپس به نقل گفته‌هاى سران رژیم پرداخت و یادآور شد که چند روز قبل از این فاجعه، اسدالله علم پیش‌بینى کرد که تظاهرات و جنب‌وجوش‌هایى در پیش است و سرلشکر پاکروان رئیس سازمان امنیت که در این جریان مسئولیت خطیرى به عهده دارد مدعى شد که اسناد و مدارکى حاکى از دخالت دولت جمهورى متحده عرب در این جریان در دست دارد. [البته] چنین مدارکى نیز هرگز انتشار نیافت. او حتى عربى را به نام محمدالقیسى به عنوان وسیله این کار معرفى کرد. عکس و تفصیلاتى درباره این شخص در تمام مطبوعات منتشر گردید. اسم دوازده نفر دیگر به عنوان همکاران او برده شد. پاکروان وعده داد که اطلاعات بیشتر و کامل‌ترى درباره فعالیت این گروه در اختیار مردم قرار خواهد داد. اما همین که خون‌هاى ریخته شده خشک شد و آب‌ها از آسیاب‌ها افتاد، این شخص و همکاران او طورى از خاطر‌ها فراموش شدند که گویى شخصى به نام محمد القیسى هرگز از مادر نزاده و آن چنان کسانى که پاکروان به عنوان همدستان وى نام برد اساساً در این دنیا وجود نداشته‌اند. بعدها در عمل، تمام جنجال‌هاى تبلیغاتى شاه با اعدام سه نفر که از مدعیان خصوصى شعبان جعفرى بودند خاتمه یافت و همه چیز به پایان رسید و بدین‌ترتیب خون عده کثیرى از هم‌میهنان ما لوث شد.

در ادامه این گفتار رادیو آمده است: این حوادث دردناک متضمن درس‌هایى بود که آموختن آنها براى همه مبارزین ایرانى ضرورت دارد. در تحلیل وقایع خرداد سال گذشته ما تشریح کردیم که براى مبارزه باید وسیله داشت، نقشه داشت، هدف داشت، متشکل بود، جنبه‌هاى مثبت و منفى را در نظر گرفت. قواى دشمن را محاصره کرد. اگر این شیوه‌ها با جسارت و جانبازى درخور آفرینى که بارها مردم ایران نشان داده‌اند، همراه باشد مسلماً به نتیجه مى‌رسد. اگر نیروى جوشان و خشمناک مردم که در روزهاى پانزدهم و شانزدهم خرداد سال گذشته بروز کرد در مسیر صحیح مبارزات اجتماعى و سیاسى بیفتد و با سرسختى شایسته‌اى عمل گردد، مسلماً به نتیجه مى‌رسد.[5]

حمایت نشریات داخلى از سرکوب مردم

نشریات و مجلات حکومتی در آخرین شماره‌هاى خود که به 15 خرداد نزدیک بوده است در یادداشت‌ها و مقالاتى به یادکرد واقعه سال گذشته پرداختند و در مطالب تقریباً یکسانى که حکایت از نگارش براساس دستورالعملى واحد دارد، ضمن حمایت از سرکوب مردم، از قیام‌کنندگان به عنوان مشتى غارتگر، شورشى و وطن‌فروش یاد کردند و به مذمت آنان پرداختند.

مجله سپید و سیاه نوشت حالا یک سال از آن روز سیاه، چهارشنبه سیاه پانزدهم خرداد 1342 مى‌گذرد و چون به عقب برگشته نگاه مى‌کنیم، بهتر مى‌توانیم سیاهى و تاریکى آن حادثه شوم را که فقط به نفع اجانب بود با اندیشه روشن خود ببینیم و توجه کنیم که دشمنان و بدخواهان ایران و ملت ایران چه نقشه شوم و مخاطره‌آمیزى براى جلوگیرى از ترقیات و پیشرفت‌هاى ایران طراحى کرده بودند که در اثر هوشیارى و بیدارى ملت ایران و تنفر از عملیات وحشیانه آشوبگران نقشه دشمنان و بدخواهان نقش برآب گردید.[6]

مجله امید ایران نیز مدعى شد که گروهى بى‌عاطفه، گروهى گمراه به نام دین، به نام مذهب و به نام سرور شهیدان و رهبر آزادمردان در حالى که به صورت ظاهر با پوشیدن پیراهن‌هاى سیاه خود را عزادار و ماتم‌زده نشان مى‌دادند، چون سربازان مغول بى‌رحمانه در مدت کوتاهى امنیت شهر تهران را به هم زدند، مغازه‌ها را غارت کردند، سینماها را به آتش کشیدند، کیوسک‌هاى تلفن را منهدم ساختند، کتابخانه و ورزشگاه را طعمه شعله‌هاى آتش نمودند. از اهانت به زنان و تجاوز به اتوبوس حامل دختران دانش‌آموز خوددارى نکردند. در سر خیابان‌ها و چهارراه‌ها به نام دین و به نام قرآن پیراهن زنان را پاره کردند و با همان وضع به سوى خانه‌هایشان رها ساختند. نویسنده امید ایران در ادامه اتهاماتش نوشت: این گروه اغوا شده کارى کردند که از مردم وحشى دوره‌هاى جاهلیت پیشى جستند. این گروه گمراه مى‌خواستند با حمله به کارخانه برق بار دیگر در معابر چراغ نفتى روشن کنند... [آنان] مى‌خواستند با اعمال وحشیانه خویش راه ترقى و تعالى این مملکت را که با راهنمایى شاهنشاه بزرگ همراه است، بگیرند و ما را به قرون وسطى رجعت دهند.[7]

پاسخ جامعه سوسیالیست‌ها به نامه حزب توده

کمیته مرکزى جامعه سوسیالیست‌هاى ایرانى در اروپا امروز به نامه سرگشاده 15 اردیبهشت کمیته مرکزى حزب توده ایران پاسخى سرگشاده داد و این نامه‌نگارى را فرصتى براى بیان اندیشه‌ها درباره چگونگى همکارى و یگانگى همه نیروهاى پیشرو و روشن‌بینى دانست که در کار مبارزه با نظام تبهکار کنونى ایران هستند.

در این نامه آمده است: «بى‌پرده و بى‌پیرایه باید گفت که در پیش آمدن اوضاع کنونى ایران و نامرادى و سیه‌روزى مردم آن، همه گروه‌ها و دسته‌ها و احزاب و جماعاتى که در گذشته داعیه رهبرى مبارزات مردم را داشته‌اند به دلیل خطاها و اشتباهات (اگر نگوییم خیانت‌هاى) خود به درجات و شدت و ضعف گوناگون سهیم و گناهکارند و در تعیین علل و ریشه آن اشتباهات و خطاها عاملى مهم و سخت درخور تأمل باشد».

این نامه پس از ذکر مقدمه‌اى مبنى بر اینکه از طرف جامعه سوسیالیست‌هاى ایرانى در اروپا بین «کمیته مرکزى» و جامعه اعضاى حزب توده تفاوت و مغایرتى قایل گردیده پرسش‌هاى چهارگانه کمیته مرکزى حزب توده را بدین‌ترتیب پاسخ گفته است:

«1ـ ما اکثریت یا جمع قابل ملاحظه‌اى از اعضاى حزب توده ایران را در گذشته و حال، معتقدان به «جهان‌بینى علمى و انقلابى مارکسیسم ـ لنینیسم» مى‌دانستیم و مى‌دانیم که هدفشان استقرار سوسیالیسم در ایران بوده و هست و به همین سبب در استوار کردن پیوندهاى همکارى و هم‌رزمى با آنان همیشه کوشا بوده‌ایم و در این بار اخیر منجزاً آنان را خطاب دعوت یگانگى خویش قرار داده‌ایم.

2ـ ما اکثریت یا جمع قابل ملاحظه‌اى از اعضاى حزب توده ایران را در گذشته و حال در شمار انقلابى‌ترین و پی‌گیرترین مبارزان ملى «برضد امپریالیسم و ضد رژیم کودتا» مى‌دانستیم و بى‌گمانیم که اعتقاد ایشان به «اتحاد همه نیروهاى ضدامپریالیستى و ضد رژیم کودتا» به عنوان «کلید اساسى پیروزى» در مبارزه ملى اعتقادى صمیمانه و پاک و بى‌غش است و از همین رو در پى یگانگى با آنان برآمده‌ایم.

3ـ ما یقین داریم که اختلافاتى که «بر سر مسائل ایدئولوژیک و سیاسى» بین اکثریت یا جمع قابل ملاحظه‌اى از اعضاى حزب توده ایران و جامعه سوسیالیست‌هاى ایرانى ممکن است وجود داشته باشد قابل رفع و یا دست کم قابل تقلیل است.

براساس همین یقین با دلى پرآرزو دست رفاقت و اتحاد به سویشان دراز کرده‌ایم.

4ـ ما اعتقاد راسخ داریم که در راه تأمین پیروزى ملت خود در جهاد برضد ستم و بهره‌کشى و «به نفع هدف‌هاى مشترک و منافع مشترک» و براى تأمین یگانگى پیکار ملى «بر روى نکات فراوانى که چه در زمینه سیاسى اتفاق‌نظر و یا نزدیکى» بین اکثریت یا جمع قابل ملاحظه‌اى از اعضاى حزب توده ایران و جامعه سوسیالیست‌هاى ایرانى در اروپا وجود دارد، مى‌توان تکیه کرد و «به جاى حملات غیر دوستانه و تشدید اختلافات در راه وحدت نظر و اتحاد» ما و اعضاى حزب توده ایران کوشی».

کمیته مرکزى جامعه سوسیالیست‌هاى ایرانى در اروپا سپس با اشاره به فعالیت‌هاى سیاسى 23 ساله حزب توده و خطاهاى بزرگ و جبران‌ناپذیرى که لطمات شدیدى به جنبش ملى وارد کرده مى‌نویسد: «چگونه مى‌توان از ما چشم داشت که دست دوستى سوى کمیته مرکزى حزب توده ایران دراز کنیم در حالى که این کمیته هنوز مانند گذشته ـ و بر رغم تجارب تلخ گذشته ـ پیروى مطلق از سیاست جدید شوروى و تصویب آن را با وجود تناقض آشکار با روش افراد حزب توده ایران در مبارزه با رژیم آیین خود قرار داده است... هرچند ما سر آن نداریم که الزاماً افراد کمیته مرکزى حزب توده ایران را در مظان اتهاماتى از اینگونه قرار دهیم لیکن نه فقط ما و اکثریت افراد حزب توده ایران بلکه ملت ایران ـ که در وهله نهایى مرجع اصلى همه سود و زیان کوشش‌هاى احزاب سیاسى است، سال‌هاست که خواهان آشکار شدن ریشه این رویدادهاى دردناک گذشته است و تا آنجا که ما آگاهیم تا این لحظه کمیته مرکزى حزب توده ایران توضیحى رسا و پذیرفتنى در زمینه این پرسش‌ها به دست نداده است». در پایان این نامه، جامعه سوسیالیست‌هاى ایرانى در اروپا نظر خود را براساس اتحاد هرچه فشرده‌تر با اعضاى حزب توده ایران اعلام داشته و افزوده است که این پیشنهاد دعوت همکارى از اعضاى حزب توده ایران نه به منظور مستحیل شدن سازمان‌هاى حزب مزبور در تشکیلات جامعه سوسیالیست‌هاست بلکه این همکارى و تشریک مساعى به هر عنوان و در هر قالب که باشد از سوى جامعه سوسیالیست‌ها قابل پذیرش خواهد بود.[8]

جزوه سوسیالیست‌هاى جبهه ملى

به نوشته مجله تهران مصور، گروه سوسیالیست‌هاى جبهه ملى با انتشار جزوه‌اى که مطالب آن در بسیارى از محافل داخلى مورد بحث و تفسیر قرار گرفت شدیداً به کادر رهبرى خود حمله کرده و متذکر شدند که برنامه‌هاى اصلاحات ارضى، تساوى حقوق زن و مرد و سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها و سپاه دانش از مترقى‌ترین برنامه‌هایى بود که اجرا شد و در حقیقت اینها آتوهایى بودند که ما آنها را از دست دادیم و حال آنکه کادر رهبرى جبهه ملى هیچ‌گاه نخواست یا نتوانست قدمى در راه اصلاح وضع کشاورزان و کارگران و بانوان بردارد حتى با اتخاذ رویه غلط کارگران کشور را به طرف حزب توده و کمونیست‌ها سوق داد.[9]

استقبال رسمی از شاه

محمدرضا پهلوی ساعت 2 بامداد امروز از نیویورک وارد فرودگاه دالس واشنگتن شد. به نوشته روزنامه اطلاعات، با آنکه این سفر غیررسمى است، اما دین‌راسک وزیر امور خارجه امریکا و گروهى از مقامات رسمى و عالى‌رتبه امریکا، سفیر و اعضاى سفارت ایران در واشنگتن از شاه و همراهانش استقبال کردند. به نوشته این روزنامه، جمع کثیرى از دانشجویان با شعارهایى که حاکى از پشتیبانى عمیق و ستایش‌آمیز آنها از انقلاب ایران بود، به استقبال شتافته بودند. روى این شعارها نوشته شده بود: «ما به شاهنشاه خود، به مبتکر اصلاحات ارضى، خوشامد مى‌گوییم» «شاهنشاه، قهرمان اصلاحات ارضى، دولت کشاورزان و کارگران»، «قهرمان برابرى حقوق زنان و دوست مردم کشور خویش هستند».

برپایه همین گزارش، دین‌راسک ضمن خوشامدگویى اظهار داشت که دولت و ملت امریکا براى موقعیت نیرومند و تدبیر شاه اهمیت بسیار قایل است و شاه در کشور ما به خاطر افکار آزادی‌خواهانه و اقدامات انقلابى شجاعانه‌اش و اینکه مظهر و سمبل وحدت و ثبات ایران است، ستایشگران بسیارى دارد. او ضمن با اهمیت خواندن ترقیات و پیشرفت‌هاى ایران گفت: ثبات و پیشرفت‌هاى ایران، افکار مردم امریکا را به خود جلب کرده است. این گزارش مى‌افزاید، شاه نیز در پاسخ گفت: ما در ایران براى دوستى شما و رهبرى شما در دنیایى که آرزوى آزادى و استقلال آن را داریم، ارزش فوق‌العاده قایل هستیم. امیدواریم مردمانى که داراى همین آرمان‌ها هستند، نگذارند حوادث بر آنها چیره شود. وى افزود: مادامى که مدافع و حافظ راستى و حقیقت هستیم مى‌توانیم حوادث را پیش‌بینى کنیم و با آنها به طور شایسته‌اى مقابله کنیم.

روزنامه اطلاعات افزوده است که در مراسم استقبال از شاه، خسرو افشار رئیس باشگاه ایران در امریکا نیز به شاه و فرح خوشامد گفت و مدعى شد که ایرانیان مقیم خارج از کشور در نهایت اشتیاق، ناظر اقدامات شاه براى بهبود اوضاع اقتصادى و اجتماعى ملت ایران هستند.[10]

تظاهرات دانشجویان ایرانى در امریکا

آسوشیتدپرس گزارش داد که ورود شاه به فرودگاه بین‌المللى دالس، مقارن با بى‌نظمى و ازدحامى شد که بر اثر تلاش پلیس و مأموران کارآگاهى امریکا براى جلوگیرى از تظاهرات عده‌اى از دانشجویان ایرانى علیه شاه به وجود آمد. در این ماجرا، پلیس پیروز شد. برپایه همین گزارش، حدود بیست دانشجو مدعى شدند که نماینده اتحادیه دانشجویان ایرانى هستند. آنها پیش‌تر اعلام کرده بودند هرکجا شاه برود علیه او تظاهرات خواهند کرد. در این راه دانشجویان عرب، افریقایى و آسیایى از آنها پشتیبانى خواهند کرد. با این حال، سفارت ایران در واشنگتن تمایلات ضد شاه دانشجویان را بى‌اهمیت تلقى کرده و خاطرنشان ساخت که آنها نماینده گروه کوچکى در برابر اکثریت بزرگ دانشجویان ایرانى مقیم امریکا هستند. به ادعاى مقامات سفارت، این عده گروهى از عناصر چپ بوده‌اند که با عده‌اى از فرزندان عناصر ارتجاعى ایران متحد گردیده‌اند. همان‌هایى که زمین‌هاى خانواده‌هاى آنان طى برنامه اصلاحات ارضى شاه به دهقانان داده شده است. گزارش آسوشیتدپرس حاکى است که شاه، شاهد تظاهرات مخالف و موافق نبود و پلیس مخفى با تغییرى که در آخرین دقیقه در برنامه خود داد، با فعالیت شدید توانست هر دو گروه را از دیدگاه شاه دور کند. تظاهرکنندگان مخالف شاه، تابلوهایى با خود داشتند که روى آنها نوشته بودند: «شاه از دیکتاتورى حمایت مى‌کند» «سفارت ایران گشتاپوست» و «شاه بایستى برود»، «ما تقاضاى برقرارى آزادى در ایران را داریم»، «سرنگون باد دیکتاتورى» «رهبران جبهه ملى را آزاد کنید» و «مرگ بر شاه».[11] «هر نوع کمک به ایران را قطع کنید»، «زنده باد مصدق»، «استادان و دانشجویان را آزاد کنید».[12]

در برابر، تظاهرکنندگان طرفدار شاه نیز شعارهایى با خود حمل مى‌کردند که به نظر مى‌رسید توسط اشخاصى که بیشتر حرفه‌اى بوده‌اند، تهیه شده است. آنها نیز نوشته بودند:

«ما به مبتکر اصلاحات ارضى خیرمقدم مى‌گوییم». به گزارش یونایتدپرس، عباس خواجوى، 27 ساله و رهبر تظاهرکنندگان برضد شاه گفته است: ما مى‌دانیم که نخواهند گذاشت شاه تظاهرات ما را ببیند ولى ما برنامه خود را انجام مى‌دهیم. وى افزود: مصدق اکنون در ایران در خانه خویش تحت نظر است. در اعلامیه مطبوعاتى دانشجویان نیز آمده بود: یک‌بار دیگر شاه به امریکا آمده است و هدف این سفر دو جنبه دارد؛ الف ـ فشار آوردن و تمناى کمک بیشتر از امریکا ب‌ـ تحت‌تأثیر قرار دادن مردم امریکا نسبت به آنچه که به اصطلاح اقدامات رژیم وى مى‌باشد.

خبرگزارى آلمان نیز اشاره کرده است که در سالگرد اغتشاش در دانشگاه تهران که براثر مداخله واحدهاى نظامى براى جلوگیرى از انجام تظاهرات مسالمت‌آمیز دانشجویان روى داد و عده‌اى دانشجو کشته شدند، مى‌خواهند به شاه درجه دکترى افتخاری بدهند.

گزارش آسوشیتدپرس حاکى است که شاه پس از پایان مراسم استقبال در فرودگاه، براى استراحت به سفارت ایران رفت. پلیس جاده‌هایى که فرودگاه را به شهر وصل مى‌کند و تمام پل‌ها و گذرگاه‌ها را زیر نظر داشت.[13]

از سوى دیگر، خبرگزارى رویتر نیز به نقل از مأموران امنیتى وزارت امور خارجه امریکا نوشت: قبلاً اقدامات احتیاطى مخصوصى به عمل آورده‌اند. بازدید دو سال پیش شاه ایران از امریکا به دعوت کندى نیز با تظاهرات دانشجویان ایرانى شاغل به تحصیل در امریکا روبه‌رو شده بود. رویتر از قول مقامات سفارت ایران نیز نوشت که رهبران دانشجویان ایرانى مخالف، از اوضاع کشور خود اطلاع درستى ندارند و بعضى از آنها درایران سابقه سیاسى مشکوکى دارند. سفارت ایران، اسامى شش هزار ایرانى را که در امریکا به تحصیل اشتغال دارند، در اختیار دارد. ولى حدس زده مى‌شود که دو هزار نفر بیش از آن عده که ویزاى دانشجویى دارند، در آنجا به سر مى‌برند. به گفته سخنگوى سفارت ایران، رهبران تظاهرات عضو انجمن دانشجویان ایرانى جنوب کالیفرنیا هستند که تنها یکى از گروه‌هاى ایرانى است که در سراسر امریکا اقامت دارند. وى افزود: در میان هزاران دانشجوى ایرانى، تنها یک دسته 100 تا 150 نفرى پیرو آنها هستند که در تظاهرات شرکت مى‌نمایند و آنها همان‌هایى هستند که در واشنگتن، لس‌آنجلس و نیویورک تظاهرات مى‌کنند. مقامات سفارت ایران گفتند: تظاهرکنندگان مدعى‌اند که شاه آزادى آکادمیک را در ایران تحت فشار قرار داده است. افزون بر آن، زمین‌هاى زیر کشت خشخاش براى تهیه تریاک متعلق به شاه است.[14]

دیدار شاه و رئیس جمهور آمریکا

ظهر امروز، شاه و فرح در کاخ سفید به دیدار لیندون جانسون رئیس جمهور امریکا رفتند و در میهمانى ناهار آنان شرکت کردند. به نوشته روزنامه اطلاعات، در این میهمانى که بیش از یکصد تن از شخصیت‌هاى ایرانى و امریکایى از جمله دین‌راسک وزیر امور خارجه امریکا، اسدالله علم رئیس دانشگاه پهلوى شیراز، محمود فروغى سفیرکبیر ایران در واشنگتن و شمارى از سناتورها و اعضاى مجلس نمایندگان امریکا حضور داشتند، رئیس جمهور امریکا در سخنانى به ستایش از شاه ایران پرداخت و گفت: هنگامى که در 1962 از تهران دیدن مى‌کردم، به چشم خود انرژى، تصمیم و کاردانى برنامه‌هاى بزرگ را دیدیم که هدفش رفاه مردم و ملت بود. وى رهبرى شاه را در حفظ آزادى ایران، عاملى حیاتى برشمرد و افزود: شاه ایران با رهبرى خویش در مدرنیزه کردن کشور ایران نقش حیاتى داشته است.[15]

شاه نیز در پاسخ خطاب به جانسون و حاضران گفت: این بار که من به کشور شما آمدم، دلایلى بیش از پیش براى قدردانى از محبت‌هاى شما و توجه شما و همچنین ابراز محبت به ملت و دولت امریکا در خود احساس مى‌کنم.

وى با اشاره به سفر دو سال پیش جانسون به ایران و شناختى که از وى پیدا کرده است، افزود: از اینکه شما خود را نه تنها وقف خدمت به مردم کشور خود بلکه کلیه افراد بشر کرده‌اید، شما را تحسین و تمجید مى‌کنم. محمدرضا پهلوى مدعى شد: ما مى‌دانیم که شما جز رفاه و سعادت بشریت، آرزویى ندارید. ما دست به اصلاحاتى زده‌ایم و در انجام این اصلاحات موفقیت‌هاى شگفت‌انگیز مردم امریکا در زمینه‌هاى مختلف الهام‌بخش ما بوده است. اینگونه فعالیت‌ها براى هر کشور مترقى و هر جامعه سعادتمند آزاد، ضرورت دارد.

وى به رئیس‌جمهور امریکا اطمینان داد: ما هیچ‌گاه در همراهى با دوستانى که به آنها اعتماد داریم، و آنهایى که با اعمال شگفت‌انگیز خود و فداکارى و ازخودگذشتگى کامل به حفظ آزادى بشریت و اصولى که ما به خاطر آن زندگى مى‌کنیم، خدمت مى‌کنند، کوتاهى نخواهیم کرد. وى در پایان یک بار دیگر تصمیم قاطع خود را به دوستى با امریکا ابراز داشت.[16]

افتتاح نمایشگاه هفت هزار سال هنر ایران

شب هنگام، محمدرضا پهلوى و همسرش نمایشگاه هفت هزار سال هنر ایران را در موزه هنرهاى ملى امریکا افتتاح کرد. به گزارش خبرگزارى فرانسه، شاه در برابر اعضاى انجمن ایران و امریکا در سخنانى تأکید کرد مبادلات فرهنگى به آرمان صلح و آزادى در جهان کمک فراوانى مى‌کند. وى افزود: به عقیده ما، صلح بدون آزادى وجود نخواهد داشت.[17] شاه با اشاره به روابط ایران و امریکا گفت: دو کشور امریکا و ایران که امروز با آرمان‌هاى مشترک و با طرز دید واحدى از شخصیت معنوى بشر و ارزش‌هاى فکرى و اخلاقى جامعه انسانى به یکدیگر پیوسته‌اند بیش از یک قرن پیش روابط فرهنگى و فکرى وسیعى با یکدیگر داشته‌اند و دارند.[18]

خبرگزارى رویتر در گزارشى از افتتاح نمایشگاه هفت هزار سال هنر ایران در واشنگتن نوشت: نقشى که شاه دراین مراسم داشت یکى از اسرار واشنگتن است.

به نوشته رویتر، هنگامى که شاه در مراسم گشایش نمایشگاه شرکت مى‌کرد، مأمورین انتظامى ترتیبات دقیقى به عمل آورده بودند تا اعضاى هیئت مطبوعات را در گوشه‌هاى دوردست تالار موزه ملى نگهدارند. این خبرگزارى مى‌افزاید: اینکه شاه چگونه نمایشگاه را گشود و آیا نطقى ایراد کرد یا نه رازى است که از آن فقط عده معدودى از شخصیت‌هاى واشنگتن خبر دارند که به مراسم دعوت شده بودند.[19]

با این حال، رویتر به نقل از رؤساى امنیت وزارت امور خارجه امریکا مى‌نویسد که آنها در اقدامات احتیاطى که در تالار موزه ملى به عمل آمد، هیچگونه دخالتى نداشتند.

دیپلمات‌هاى ایرانى هم گفته‌اند که آنها هم مسئول این اقدامات نبوده‌اند. این اقدامات به دستور «پال ملون» رئیس و «جان واکر» مدیرکل موزه به عمل آمده است. ضمن آنکه از دانشجویان ایرانى مخالف شاه که قبلاً اعلام کرده بودند هر جا پادشاه برود، دست به تظاهرات خواهند زد، خبرى نشده است. در نمایشگاه هفت هزار سال هنر ایران تعداد زیادى اشیاى طلایى و نقره‌اى، نسخه‌هاى خطى و قالی‌هایى که معرف هنر باستانى ایران است، به نمایش درآمده است. قرار است این نمایشگاه در نقاط مختلف امریکا به معرض دید عموم گذارده شود.[20]

دانشجویان ایرانی ناراضى در امریکا

جمعى از دانشجویان ایرانى در سفارت ایران در واشنگتن با محمدرضا پهلوى به مدت 15 دقیقه دیدار کردند. شاه از مقابل آنها گذشت و با یک یک آنان دست داد. به گزارش خبرگزارى یونایتدپرس، در همین مدت عده‌اى از دانشجویان ناراضى در بیرون سفارت ایستاده بودند و به بازدید شاه از امریکا اعتراض مى‌کردند. به علت وجود بحران موجود بین دانشجویان و سفارت ایران، پلیس در نزدیکى سفارت ایستاده بود تا از وقوع هر حادثه‌اى جلوگیرى کند و در همین ضمن عده‌اى از دانشجویان هوادار شاه همراه با حدود سى نفر از دانشجویان و دانش‌آموزان امریکایى در نزدیکى سفارت ایستاده بودند تا با شاه ملاقات کنند. بنابراین گزارش، دانشجویان ناراضى در مقابل سفارت با حالت اعتراض ایستاده بودند و شعارهایى با خود حمل مى‌کردند که رژیم ایران را دیکتاتورى قلمداد مى‌کرد و مى‌خواستند امریکا به حمایت خود از ایران پایان دهد. یونایتدپرس این دانشجویان را پیروان محمد مصدق نخست‌وزیر پیشین ایران خواند و نوشت که پلیس، این دانشجویان را به پایین خیابان و به مقابل سفارت انگلستان راند، آنان سپس متفرق شدند و بعضى از آنها دیده شدند که قدم‌زنان به جنوب شهر مى‌روند.[21]

مذاکرات شاه و جانسون

خبرگزارى یونایتدپرس در تحلیلى از سفر شاه به امریکا مى‌نویسد: مناسبات ایران و امریکا از قدیم کاملاً دوستانه بود و مطلب مهمى در مذاکرات شاه و جانسون وجود نداشت ولى ممکن است موضوع کمک‌هاى امریکا به ایران مورد بحث واقع شود.

در این تحلیل آمده است: کمک‌هاى اقتصادى امریکا به ایران که پروپاقرص‌ترین دوست و متفق امریکا در خاورمیانه به شمار مى‌رود از سال 1946 تا 1962 معادل 784 میلیون دلار بوده است. کمک‌هاى نظامى امریکا به ایران در طول همین مدت معادل 684 میلیون دلار بوده است. احتمال دارد دولت امریکا به تدریج کمک اقتصادى خود را به ایران قطع کند ولى کمک‌هاى نظامى طبق اطلاع منابع وزارت امور خارجه ادامه خواهد یافت. در ماه آوریل گذشته (فروردین) یک سلسله مانورهاى موفقیت‌آمیز بین نیروهاى ایران و امریکا انجام گرفت که قسمتى از برنامه عملیات نظامى پیمان مرکزى به شمار مى‌رفت.

این خبرگزارى سپس با اشاره به تظاهرات دانشجویان به طرفدارى از شاه به هنگام ورودش به واشنگتن یادآور شد که قبلاً در همین هفته عده‌اى از دانشجویان ایرانى در برابر کاخ سفید تظاهرات کرده و قصد داشتند نسبت به سفر شاه اعتراض کنند. آنها مدعى بودند که شاه دانشجویان را به قتل رسانیده و آنها را تحت تهدید و تخفیف قرار مى‌دهد.[22]


پانوشتها:

 

[1]ـ اسناد انقلاب اسلامى، ج 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 2 و 201.

[2]ـ بایگانى اسناد دفتر ادبیات انقلاب اسلامى.

[3]ـ آیت‌الله میلانى به روایت اسناد ساواک، ج 2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 40 و 38.

[4]ـ روحبخش، رحیم، نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1381، ص 116.

[5]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 64، 16/3/43، ص 44 و 41.

[6]ـ مجله سپید و سیاه، ش 44، 15/3/43، ص 52.

[7]ـ مجله امید ایران، ش 514، 15/3/43، ص 10.

[8] ـ خلیل ملکى به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1388، ص 4 و 230.

[9]ـ مجله تهران مصور، ش 1083، 15/3/43، ص 50.

[10]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11404، 16/3/43، ص 15؛ متین، افشین، کنفدراسیون تاریخ جنبش دانشجویان ایرانى خارج از کشور 57 ـ 1332، ترجمه ارسطو آذرى، تهران، شیرازه، 1378، ص 187.

[11]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 64، 16/3/43، ص 30 و 29.

[12]ـ همان، ص 33. به نقل از خبرگزارى فرانسه

[13]ـ همان، ص 32 ـ 30.

[14]ـ همان، ص 8 ـ 6.

[15]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11404، 16/3/43، ص 15؛ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 64، 16/3/43، ص 6 و 35.

[16]ـ روزنامه کیهان، ش 6256، 16/3/43، ص 12.

[17]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11404، 16/3/43، ص 15.

[18]ـ کلیاتى درباره روابط دولت شاهنشاهى با کشورهای قاره امریکا، اداره چهارم سیاسى وزارت امور خارجه، ص 18.

[19]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 65، 17/3/43، ص 7.

[20]ـ همان، ش 65، 17/3/43، ص 7.

[21]ـ همان، ش 66، 18/3/43، ص 2.

[22]ـ همان، ش 64، 16/3/43، ص 4 و 33.