پنجشنبه 19 اردیبهشت 1342 / 15 ذی‌حجه 1382 / 9 می ‌1963

6 بازدید

± توزیع عکس‌های آیت‌الله خمینی به عنوان مرجع تقلید شیعیان در بازار تهران

عکس و اطلاعیة آیت‌الله خمینی، موضوعاتی بسیار مهم برای دستگاه‌های امنیتی شده است، به گونه‌ای که ساواک امروز دو گزارش تهیه کرد؛ یکی آن‌که اخیراً از طرف هیئت اسلامی قم، عکس نیم‌رخ و تمام رخ آیت‌الله خمینی گراور شده و به عنوان مرجع تقلید شیعیان معرفی گردیده است. امروز هم تعدادی از عکس‌های مزبور به تهران فرستاده شده و به کلیة دکاکین و مغازه‌های بازار و خیابان‌ها داده شده که آن را در پشت ویترین خود نصب نمایند و عده‌ای از کسبه به همین نحو اقدام و عکس‌ها را در دکاکین خود نصب کرده‌اند.[1]

± تلاش ساواک برای کاستن از محبوبیت آیت‌الله خمینی در حوزه‌های علمیه

ساواک که به شدت در پی کاهش محبوبیت آیت‌الله خمینی و خنثی‌سازی اقدامات ایشان است، امروز به سراغ یکی از روحانیان قم رفته تا مگر از او راهکاری برای رسیدن به مقصود خویش بیابد. گزارش ساواک در این باره حاکی است: «با آیت‌الله محمد‌تقی امینی‌ رشتی، از مجتهدین قم و از اشخاصی که در زمان مرحوم حضرت آیت‌الله بروجردی همه‌کارة ایشان بوده‌اند و در حال حاضر با اقدامات حاد و نظریات آیت‌الله خمینی موافق نیستند، ملاقاتی در تهران روی داد و ضمن مصاحبه و مذاکره، ایشان در مورد فعالیت‌های آیت‌الله خمینی، اطلاعاتی در اختیار گذاردند و نظریاتی داشتند».

1ـ آیت‌الله خمینی به علت داشتن افکار تند و انقلابی در بین روحانیون و علما وجهة زیادی ندارد، لیکن بین مردم عوام و مخالفین دولت، وجهة خوبی به‌دست آورده و بدین‌جهت همه ‌روزه مرتباً برای ایشان حواله‌های بانکی زیادی به بانک ملی قم می‌رسد. یا این‌که اشخاص متدین بازاری و طرفدارانش پول می‌آورند و ایشان نیز به مراجعین و مردم دایماً اظهار می‌دارند باید با حکومت فعلی علناً جنگید و غیر از این راه‌ حلی وجود ندارد و برای پیشرفت منظور خودش و احتمال وقایع شدیدتر، خانوادة خود را وسیلة پسر بزرگش به نام مصطفی خمینی که وی نیز مانند پدرش دارای نظریات تند و انقلابی است، به نجف ‌اشرف فرستاده است. 2ـ به علت اشتباهات و عدم اطلاع مأمورین دولتی، اقداماتی شده که طرفداران زیادی برای آیت‌الله خمینی در بین مردم، بویژه بازاری‌ها به وجود آمده و با پشتیبانی که نهضت آزادی و جبهة ملی از ایشان می‌نمایند، تدریجاً آن اتفاق و یگانگی که در زمان مرحوم آیت‌الله کاشانی (هنگامی که در اوج شهرت و اقتدار بود) وجود داشت، ایجاد خواهد گردید و بایستی در این مورد و برای جلوگیری از بسط قدرت و پیشامدهای احتمالی، تصمیمات مقتضی اتخاذ گردد. 3ـ اعلامیه‌هایی که از طرف آیت‌الله خمینی چاپ و توزیع می‌گردد، تماماً انشای خود ایشان می‌باشد که می‌نویسند و برای چاپ می‌فرستند. 4ـ عکس‌های ایشان مرتباً به‌وسیلة چاپخانه‌ها و بنگاه‌های مختلف به مقدار زیاد چاپ و جهت تبلیغ و تحریک بین مردم پخش می‌گردد و علتش علاوه بر جنبة تبلیغات، این است که ملت ایران چون ملاحظه نمودند شخصی مرتباً مشغول پیشرفت و ترقی است، بازار تملق و چاپلوسی نیز بیشتر رونق می‌گیرد و هر کس تلاش می‌کند به‌نحوی از انحاء خود را بیشتر به طرف نزدیک نماید. 5ـ آیت‌الله خمینی چند روز قبل اعلامیه‌ای به عنوان جهاد تهیه نموده و جهت امضاء نزد آیت‌الله شریعتمداری و گلپایگانی فرستاده، لیکن آن‌ها از امضاء کردن خودداری نموده‌اند ولی آیت‌الله خمینی این مسئله را دنبال می‌نماید که بتواند اعلام جهاد صادر کند. 6ـ آیت‌الله خمینی برای ماه محرم و صفر تصمیمات و برنامة شدیدی دارد و به کلیة طلاب علوم دینی که به روضه‌خوانی و ارشاد مردم به دهات اعزام خواهند شد، دستور داده که در منابر خود، شاه و دولت را به بی‌دینی و مخالفت با مذهب محکوم نمایند و در مواقع مقتضی، ضربه را به دستگاه دولت وارد کنند. 7ـ آیت‌الله خمینی در حال حاضر که عده‌ای از طلاب به سربازی اعزام شده‌اند، ماهیانه به هر یک مبلغ پانصد ریال و به خانوادة آن‌ها 1700 ریال از پول‌هایی که جهت ایشان می‌رسد، کمک مالی می‌نماید. 8‌ـ مرتباً روی تحریکات مخالفین دولت که ملاکین و جبهة ملی و دسته‌جات دیگر هستند، بین مردم شایع شده (و این شایعه در توسعه است) که شاهنشاه و کابینة دولت، بهائی هستند و به هیچ‌وجه حاضر نیستند از اقدامات ضد دینی خود صرف‌نظر نمایند و این شایعه موجب گردیده که روز‌به‌روز طرفداران بیشتری، در بین طبقة عوام برای روحانیون و مخالفین دولت به وجود آید. در پایان این گزارش، نوبت به پیشنهادهایی می‌رسد که ساواک به نقل از امینی‌ رشتی برای مقابله با این جریان عرضه کرده است.[2]

± سفر حجت‌الاسلام عباسعلی اسلامی به مکه

در یک گزارش ساواک، حجت‌الاسلام شیخ عباسعلی اسلامی، واعظ مقیم تهران، به طور قاچاق از راه آبادان عازم عراق شد تا به مکه برود و مینوت اعلامیة 40 ماده‌ای آیت‌الله خمینی را با خود به عراق برده تا در بغداد یا یکی دیگر از شهرهای عراق، به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسه و اردو ترجمه و به چاپ برساند. در این گزارش آمده که او بنا به سفارش آیت‌الله حکیم، عازم مکه شده و هنگام اجتماع حجاج، اعلامیه‌های مذکور را توسط عده‌ای ایرانی و غیر‌ایرانی منتشر می‌کنند. به مشارالیه دستور داده‌اند حتی‌المقدور طوری عمل کند که شناخته نشود.[3]

± مجلس ترحیم شهدای مدرسة فیضیه در تهران

بعدازظهر امروز مجلس ختمی در تهران به یاد شهدای مدرسة فیضیة قم در چهلمین روز آن واقعه برگزار شد.

به گزارش ساواک این مجلس از طرف طلاب علوم دینی تهران برقرار بود و مسجد مملو از جمعیت بوده است. آقای سیدعبدالرضا حجازى در این جلسه به منبر رفت و گفت: «مملکت ایران در دنیای کنونی به مملکت اردشیر و دارا معروف نیست بلکه به مملکت بوعلی سینا و خواجه‌نصیر طوسی‌ها معروف است». آن وقت قدری دربارة حوادث قم صحبت کرد و گفت: «من که امشب می‌خواستم بالای منبر بیایم، غسل کردم و به پلیس‌ها هم گفته‌ام از کشته شدن باک ندارم». بر پایة همین گزارش، قبل از رفتن به منبر، هادی عابدینی مشهور به ریاضی، از کاسب‌های بزاز بازار، از مردم با گفتن شعار برای شهدای دانشگاه جعفر صادق در قم، صلوات گرفت.[4]

± سخنرانی آیت‌الله دستغیب

مطابق معمول همه هفته در شیراز، آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب در مراسم قرائت دعای کمیل در مسجد جامع این شهر سخنرانی کرد. وی گریزی به شرایط روز جامعه زد و گفت: «منکری که در مملکت ما واقع می‌شود، بر همه واجب است نهی از آن. ای مسلمانان همه با هم هم‌صدا شوید. جلوی این فجایع را بگیرید. مراجع تقلید در نجف و قم، همه به دولت وقت و هیئت حاکمه اعلام کرده‌اند که این بلاد اسلام است. باید این قانون لغو شود. چند ماه است که گفته‌اند و نوشته‌اند. در مصادر امور اثر نکرده است و بر همة مسلمانان واجب است نهی از این منکرات. پشت سر علما جمع شوید و نگذارید این قانون عملی شود. ما یقین داریم و بلاشک اگر همة مسلمین قیام کنند و بگویند مملکت اسلام این قوانین را نمی‌خواهیم و بگویند شما قواعد را بر مسلمانان مسلط کرده‌اید، والله می‌خواهند تفرقه فی ما بین علما و مسلمین بیندازند؛ امیدوارم ناامید شوند». وی تأکید کرد: «ما که بر خلاف قانون مملکتی نمی‌خواهیم حرفی بزنیم. مملکت ما مملکت مشروطه است. بیاورند قانون اساسی را بخوانند، تشخیص آن به دست علما و مراجع تقلید است. این خواسته‌ها، حق قانونی ماست. مطابق قانون اساسی بایستی این قانون اخیر لغو شود. چرا خودشان بر خلاف قانون حکم می‌کنند. اگر کسی بگوید مملکت ما بی‌قانونی است، آن را می‌گیرند و می‌کشند و یا تبعید می‌کنند. مسلمانان از هیچ چیز باک ندارند». آیت‌الله دستغیب همچنین به بحث مسائل موجود در دادگستری پرداخت و موضوع قضاوت غیرمسلمان را بر مسلمین مطرح کرد و آن را موجب ننگ و عار برای جامعة اسلامی دانست و از مردم خواست در مقابل هجوم به اسلام بایستند.[5]

± پایان سفر پادشاه دانمارک به ایران

بامداد امروز، سفر رسمی فردریک نهم، پادشاه و اینگرید، ملکة دانمارک، به ایران پایان یافت و تهران را به قصد کپنهاک ترک کردند. صبح امروز، شاه و فرح در کاخ گستان حضور یافتند و به همراه مهمانان خود رهسپار فرودگاه مهرآباد شدند. پس از انجام مراسم رسمی، هواپیمای حامل پادشاه و ملکة دانمارک و شاه‌زاده بندیکت به وسیلة دوازده فروند هواپیمای جت نیروی هوایی تا مرز ایران بدرقه شد و به این ترتیب سفر رسمی آنان به کشور ما پایان یافت.[6]

±ثبات سیاسی ایران در اوضاع پیچیدة خاورمیانه

یکی از روزنامه‌های پایتخت نوشت: «این ثبات و آرامش ]ایران[ که اکنون توجه کشورهای بزرگ را جلب کرده است، مرهون رهبری واقع‌بینانة شاه خردمند می‌باشد که با آگاهی کامل از اوضاع عمومی جهان، سیاست داخلی و خارجی مملکت را ارشاد می‌فرمایند. موقع‌شناسی و هوش هم‌وطنان ما نیز در این جریان قابل توجه است زیرا اگر مردم ایران می‌خواستند مانند بعضی از ملل، اسیر پاره‌ای تعصبات بشوند و واقعیت‌های اجتناب‌ناپذیر را نادیده بگیرند، مشکل می‌نمود که ما بتوانیم در کنار طوفان در امان بمانیم». نویسنده سپس نتیجه می‌گیرد که: «این وضع کم‌نظیر به ما امکان می‌دهد که با اطمینان دست به کارهای اساسی بزنیم و ثروتمندان مستقلاً و یا به کمک سرمایه‌داران خارجی در زمینه‌های مختلف سرمایه‌گذاری بکنند».[7]

± برنامه‌های جهانشاه صالح برای دانشگاه تهران

دکتر جهانشاه صالح، رئیس جدید دانشگاه تهران از امروز کار خود را در دانشگاه شروع کرد. وی دربارة برنامة کار خود گفت: «اساس برنامة کار من دو چیز است: 1ـ‌ در کادر تعلیماتی دانشگاه باید تجدید نظر گردد. 2ـ‌ رابطة دانشجو با استاد باید نزدیک‌تر شود». دکتر صالح افزود: «من عقیده دارم کرسی استادی دانشگاه ارثی نیست و باید به جوان‌ها واگذار شود نه این‌که عده‌ای دودستی به کرسی بچسبند و برای این‌که چند صباحی بیشتر بمانند، بروند سجل عوض کنند و صغر سن بگیرند». وی گفت: «موضوع دیگری که در درجة اول اهمیت است، رسیدگی به وضع دانشجویان و درد دل آن‌هاست. شک نیست؛ جوان‌ها پرشورند، احساسات دارند. به آن‌ها نمی‌شود گفت سری پرشور و دلی مملو از احساسات نداشته باشند. همة آن‌ها هم وطن‌پرست‌اند. دلشان می‌خواهد برای وطنشان کار کنند». صالح این را هم گفت که: «جوان‌ها باید منشاء خدمت باشند منتهی باید این شور و احساسات را در راه درست هدایت کرد». وی مدعی شد که: «من روحیه جدیدی در دانشگاه تهران ایجاد می‌کنم و به کمک و راهنمایی و مشاوره صاحب‌نظران نیاز کامل دارم».[8]

پی‌نوشت‌ها:


[1]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 210.

[2]. سیر مبارزات امام در آیینه اسناد ساواک، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، 1386، ج 13، ص 89 تا 92.

[3]. کرمی‌پور، حمید، جامعه تعلیمات اسلامی، تهران، اطلاعات، 1380، ص 214.

[4]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2، همان، ص 202 و 203.

[5]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، جلد 10، نفس مطمئنه آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 74 تا 76.

[6]. روزنامه مهر ایران، ش 1824، 23/2/1342، ص 8.

[7]. روزنامه بهار ایران، ش 1593، 19/2/1342، ص 1.

[8]. روزنامه پیغام امروز، ش 931، 19/2/1342، ص 1 و 5.