پنجشنبه 16 خرداد 1342/ 13 محرم 1383/ 6 ژوئن 1963
2 بازدید
± انتقال آیتالله خمینی به زندان قصر
آیتالله خمینی که از بامداد دیروز در پادگان بیسیم بازداشت بود، به زندان قصر تهران منتقل شد.[1]
± گزارش مأموران ساواک از تظاهرات تهران
برخلاف استقرار مقررات مخصوص حکومت نظامی که از ساعت 8 دیشب اعلام گردید، امروز نیز تهران در نقاط مرکزی شاهد برپایی تظاهرات و اعتراضات مردمی بود. به طوری که پیش از ظهر، گروهی به خیابانها آمده، شروع به سردادن شعارهایی در مخالفت با اقدامات دولت کردند. با گسترش و شدت یافتن دامنة تظاهرات، بار دیگر مأموران و گزارشگران ساواک در سطح خیابانهای تهران به تهیة گزارش از روند حوادث در ساعات مختلف روز پرداختند که خلاصة آنها چنین است:
ساعت 8:10 عدهای از طرفداران آیتالله خمینی که ساکن قم هستند به تهران آمده، در منزل آلآقا واقع در بازارچة سقاباشی جمع شدهاند.
ساعت 8:30 گروهی از دانشجویان دانشکدة حقوق که تعدادشان بین هشتاد تا یکصد نفر است، به سمت دانشکدة فنی و دانشکدههای دیگر دانشگاه تهران در حال حرکتند. تعدادشان رو به افزایش است و احتمال میرود در داخل دانشگاه دست به تجمع بزنند. افزون بر این، تجمع حدود دویست نفر از دانشجویانی که از نیم ساعت پیش در مقابل دانشکدة پزشکی و دندانپزشکی اجتماع کردهاند، ادامه دارد. این تعداد از دانشجویان در مورد اقدامات دولت و مقامات بالارتبة کشور با هم گفتوگو میکنند. از بین آنها شعارهای مخالف نیز به گوش میرسد. مثلاً شعار «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» را چند تن از آنان سر میدهند. تعدادشان در حال افزایش است.[2] عدهای از قوای انتظامی وارد محوطة دانشگاه شدند و پلاکاردهایی را با خود حمل میکردند که روی آنها شعار نوشته و بر درِ ورودی دانشگاه نصب شده بود. به دنبال آن، دانشجویان به تدریج در محوطة دانشگاه اجتماع کرده، سپس به سمت خیابان شرقی دانشگاه و تخت جمشید به حرکت درآمدند. آنان در محل یادشده شعار «مرده باد شاه» را سر دادند. شمار این عده بعد از مدتی به حدود چهارصد نفر رسید.
در حوالی چهارراه مخبرالدوله و شاهآباد، عدهای از مردم به حالت تظاهرات درآمده، شعار مرده باد شاه را سر میدهند که چند نفرشان توسط مأموران انتظامی بازداشت شدند.
ساعت 8:35 در حدود دویست نفر از دانشجویان دانشگاه تهران مقابل دانشکدة پزشکی اجتماع کردند و در مورد اقدامات دولت و مقامات عالیة کشور سخنرانی نموده، شعارهایی سر میدهند. جمعیت حاضر در این محل لحظهبهلحظه زیادتر میشود.
ساعت 8:40 مغازههای بازار همچنان بسته، اغلب صاحبان آنها جلوی مغازههایشان ایستادهاند. اما تعدادی از مغازههای خیابانهای شهناز شرقی، کرمان و دلگشا، دروازههای شمیران و دولاب، میدان کلانتری سابق، باز شده بود که سه نفر مغازهداران را وادار کردند که آنها را تعطیل کنند.
ساعت 8:45 تعدادی در بازار پلاکاردهایی را همراه خود حمل میکنند که یک طرف آنها به فارسی و یک طرف دیگرشان به زبان لاتین است. حدود پانصد دانشجو هم از دانشکدة علوم به سمت درِ جنوب در حال حرکتاند که هر لحظه تعدادشان رو به تزاید است. همچنین دانشجویان رشتههای حقوق و فنی و پزشکی، کلاسهایشان را تعطیل نموده، با دادن شعار «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» به تظاهرات میپردازند.
ساعت 8:50 اجتماع مردم در داخل بازار قابل توجه است. به ویژه در خیابان بوذرجمهری، سبزهمیدان و جلوی وزارت کشور تعداد آنها زیاد است. مأموران انتظامی هم به قدر کافی در محل حضور ندارند. مغازهها هم در مناطق بالا فعلاً بسته است.
ساعت 9:00 تعداد دانشجویانی که در دانشکدههای حقوق و فنی و پزشکی اجتماع کردهاند به بیش از پانصد نفر رسیده است. آنان همچنان با سردادن شعارهایی خواهان نابودی و مرگ شاه خائن هستند. در دانشکدة پزشکی حتی یک نفر کارمند نمانده، محل را ترک کردهاند. آنان که به حال تظاهرات درآمدهاند، از دانشکدة علوم گذشته، به سمت جنوب دانشگاه در راه هستند. هر لحظه تعدادشان زیادتر میشود که در دقایقی بعد به حدود هزار نفر رسید. آنان تا جلوی دانشکدة زبان شعارهای تندی علیه شاه دادند. از شمیران هم خبر رسیده که بیشتر مغازهها تاکنون بسته است. همچنین جمعیتی که تعدادشان را حدود دویست نفر تخمین زدهاند، در محوطة سبزهمیدان تجمع کرده، تصمیم دارند به شعبة بانک ملی بازار حمله کنند. نگهبانان بانک که متوجه منظور آنها شدهاند، به مراقبتهای خود افزوده، منتظر قوای کمکی هستند.
گفته میشود مخالفان در نظر دارند که بعدازظهر دستههای پارتیزانی بیست الی سی نفره تدارک ببینند و به طور پراکنده با مأموران به مبارزه بپردازند. آنان در صورت امکان به مراکز بهاییها و منازل آنان و تلویزیون هم میخواهند حمله کنند.
ساعت 9:05 بیشتر مغازهها در خیابانهای نادری، اسلامبول و شاهآباد بسته و بعضاً نیمهباز است. مردم کوچه و بازار که جمعیتشان زیاد نیست، در حالت نگرانی به سر میبرند.
ساعت 9:10 حدود دویست تن از دانشجویانی که به صورت راهپیمایی به سمت درِ جنوبی دانشگاه تهران راه افتاده بودند، توانستند از آن در خارج شوند. اما با دیدن قوای انتظامی مستقر در آن حوالی و این که ممکن است مضروب شوند، مجدداً به داخل دانشگاه بازگشته، درها را بستند. بعد از لحظاتی، نگهبانان دانشگاه درها را بازکردند و در محل، استقرار یافتند.
ساعت 9:15 در میدان اعدام افراد زیادی تجمع کرده، در حال تظاهراتاند. از سوی مأموران انتظامی هم به سمت ایشان تیراندازی شروع شده، یکی از آنان به قتل رسیده است. با وجود این تعداد تظاهرکنندگان رو به تزاید است. در میدان توپخانه هم وضعیتی شبیه بدان روی داده است؛ مأموران به سوی جمعیت یکصد نفره که در حال تظاهراتاند، یورش برده، گلوله شلیک میکنند. در عباسآباد چند مغازه به تعداد انگشتان یک دست باز بوده که صاحبان آنها از سوی مردم مورد هجمه و ناسزا قرا گرفته، در نتیجه مجبور شدند مغازههایشان را ببندند. حدود شش مغازه هم در سبزهمیدان به فعالیت خود ادامه میدادند که با فشار و تهدید مردم بسته شدند.
ساعت 9:25 جمعی از دانشجویان در مقابل دانشکدة علوم تجمع کرده، یکی از آنان به نام هاشم سلطانی دیگران را دعوت به تظاهرات میکند. شعارهایی با مضمون «مرگ بر شاه خائن، نهضت ادامه دارد، مرگ بر دیکتاتورها» ادامه دارد. به این گروه از دانشجویان، مردمی که در بیرون از دانشگاه در حال تردد بودند، اضافه شدند و آنان هم شعارهای ضد حکومتی سردادند. چندی بعد تعدادی از دانشجویان از سمت درِ جنوبی دانشکده وارد محوطه شدند و اعلام کردند که پلیس به داخل دانشگاه آمده است. دانشجویان هم با شنیدن این خبر فوراً پا به فرار گذاشتند و جلوی دانشکده را تخلیه کردند. در سرچشمه، گروهی که تحت تعقیب مأموران دولتی هستند، میدوند و به مغازهداران میگویند که در بازار تیراندازی صورت گرفته، شما هم مغازهها را ببندید، والاّ کشته خواهید شد. دکانداران نیز دست از کار میکشند و کرکرههای دکانها را پایین میکشند. این وضعیت باعث شده که مغازههای بهارستان بسته شود. جلوی بازار اجتماع مردم خیلی زیاد است. منطقة پارکشهر هم بار دیگر شلوغ، و در خیابان بوذرجمهری تیراندازی شده است. عدهای شعار «خمینی پیروز است» را سردادند که با حملة مأموران انتظامی فرار کردند. همچنین حدود دویست نفر از تظاهرکنندگان هم در محوطة سبزهمیدان تجمع کرده، تصمیم دارند که به شعبة بانک ملی حمله کنند. نگهبانان بانک مراقب اوضاع و در انتظار قوای کمکی هستند.
ساعت 9:40 در دانشکدة پلیتکنیک پلاکاردی نصب شده است که شعار «مرگ بر این دیکتاتور خونآشام» بر آن نوشته شده است. دانشجویان دانشکده هم دیگران را تحریک و تهییج میکنند که دست به تظاهرات بزنند و در صورت امکان، دبیرستان البرز و دانشکدههای همجوار را تعطیل کنند و همه را به تظاهرات بکشند. در حدود 150 دانشجو در مقابل درمانگاه دانشگاه تهران که بالاتر از زمین ورزشی واقع شده، اجتماع کرده، دو نفرشان دیگران را وادار میکنند به کمک مردم مسلمان بشتابند. با تلاش آنها، دانشجویان آرامآرام برای انجام تظاهرات آماده شده، قصد آن را دارند که به سمت بازار حرکت کرده، آتشسوزی به راه اندازند.
ساعت 10:00 با استقرار پلیس در جلوی در دانشگاه، وضعیت داخلی دانشگاه آرام و رفتوآمد در خیابانهای آن به حال عادی بازگشت. در خیابان ناصرخسرو تیراندازی مرتباً ادامه دارد که در همین اَوان، سه نفر تیر خوردند. دو نفرشان جزو تظاهرکنندگان و یک نفر هم از عابرین بودند. جلوی بازار، چهارراه گلوبندک، جمعیت زیادی دیده میشود. در سوی دیگر در گلوبندک چند کامیون سرباز هم استقرار یافتهاند که در مواقعی اقدام به تیراندازی میکنند. هرچند، در میدان سپه و خیابان سیروس که جمعیت زیادی تجمع کردهاند، قوای انتظامی کم است و توان مقابله با آنها را ندارند. در همین نقاط، دستهجات مردم که تعدادشان بین پنجاه تا یکصد نفر در نوسان است، مرتباً در حرکت و مشغول شعار دادن هستند. تنها در گلوبندک درگیری بین آنها و قوای انتظامی روی داده است. گزارشی از دیگر نقاط که حاکی از درگیری باشد، هنوز به دست نرسیده است. برخی از ناظران تعداد جمعیت حاضر در این منطقه از شهر را در حدود پنجاه هزار نفر برآورد میکنند. آن مقدار کمی از مغازههای خیابان لالهزار که باز بودند، کمکم در حال تعطیلی هستند. حتی مغازهداران وسایل موجود در پشت شیشههای ویترین خود را جمعآوری میکنند. جمعیت حاضر در این خیابان، پراکنده و سرگردانند. در دانشکدة کشاورزی کرج با حضور نزدیک به یکصد نفر از دانشجویان، اعلامیهای که در پشتیبانی از آیتالله خمینی و ادامة تظاهرات تا آزادی وی و سقوط دولت منتشر شده، قرائت گردید.
ساعت 10:15 تاکسی بنزی که دو نفر سرنشین سیاهپوش دارد و پرچم سیاه از پنجرة آن بیرون است، مرتباً در سهراه بوذرجمهری بالا و پایین رفته، سرنشینان آن فریاد میکشند که «مردم نترسید. قیام تجدید شد. به طرف بازار بروید». در سوی دیگر در پشت انبار نفت، عدهای که تعدادشان نزدیک به دویست نفر تخمین زده میشود، تظاهرات میکنند و شعار میدهند که «خمینی پیروز است». عدهای شایعه کردهاند که در جلوی بازار زدوخورد شدیدی رخ داده، بازاریان کفن پوشیدهاند و به خیابانها آمدهاند. بر اثر همین شایعه، مغازهداران خیابانهای لالهزار، مهران، اسلامبول، بهارستان، شاهآباد و سرچشمه بنا به بستن مغازههایشان گذاشته، جملگی در حال ترک محل کار خود هستند.
ساعت10:30 در تظاهرات امروز بازار، کسانی که دستهجات مختلف مردم را رهبری میکردند و مدیریت تظاهرات را در دست داشتند، افراد زیر هستند: امیر لسانی که کاسب بازار است. حاج حسین قمی و پسرانش که در بازار فعالیت دارند. مرتضی و حسین ناظم زمردی، حاج مهدی بانکی (هر سه از بازاریان هستند)، حاج حسن بانکی، حسین مجاهد، حاج محمدتقی کاظمی، دکتر صفا که گفته میشود نمایندة سپهبد بختیار در منطقة بازار تهران است، او در ضلع غربی مسجد شاه حجرهای دارد و به طبابت مشغول است. حاج سیداحمد حجازی، حاج علیآقا رحیمزاده، حاج میرزاعبدالله جواهری که عدهای از تظاهرکنندگان روز سهشنبه را برای ناهار مهمان منزلش کرد. او در تظاهرات دیروز هم فعال بود و گروه زیادی از متظاهرین را رهبری میکرد. به دو نفر از تظاهرکنندگان در بازار کفاشها تیر اصابت کرد که به بیمارستان لقمانالدولة ادهم انتقال یافتند.
ساعت 11:00 از ورامین خبر میرسد که وقتی کفنپوشان ورامینی نتوانستند به داخل تهران راه پیدا کنند و با مقابلة قوای نظامی مجبور به بازگشت به شهر خود شدند، در خیابانها دست به تظاهرات زدند. در این باره گفتهها حاکی از آن است که جمعی از کشاورزان و اهالی روستاهای اطراف ورامین و پیشوا، در تکایا و مجالس سوگواری به عزاداری مشغول بودند که پس از اتمام مراسم، چند تن از مالکین و مخالفان دولت آنان را دور هم گردآوردند و در سخنان کوتاهی از ایشان خواستند که نسبت به دستگیری و زندانی شدن آیتالله خمینی واکنش نشان دهند. آنها در این سخنرانی اظهار نمودند که برای ابراز همدردی با آیتالله، بهتر است به تهران بروند. به دنبال آن مردم نیز رو به سوی تهران نهادند که در ابتدای ورود به میدان خراسان، به دستهای از مأموران انتظامی برخوردند. مأموران از ورود و پیشروی ایشان جلوگیری به عمل آوردند که سرانجام بینشان درگیری روی داده، تعدادی از آنان کشته شدند.[3]
خبرهای رسیده از کرج نیز حاکی از آن است که در حدود یکصد نفر از دانشجویان در محوطة دانشکدة کشاورزی به حرکت درآمده، شعارهای شدیدی بر ضد محمدرضا شاه سر میدهند. این دانشجویان به سمت در خروجی دانشکده به راه افتادهاند.
ساعت 11:40 از طرف کمیتة دانشگاه، وابسته به جبهة ملی، به افراد دانشجو دستور داده شده که حتیالامکان در بین تظاهرکنندگان نفوذ نموده، رهبری آنها را به عهده بگیرند.
ساعت 11:55 کلیة دانشجویان دانشکدة کشاورزی که در حدود پانصد نفر هستند، با هم قرار گذاشتهاند که بعدازظهر از دانشکده خارج شده، در داخل شهر دست به تظاهرات بزنند. شعار انتخابی آنان همان شعارهایی است که ساعتی قبل در محوطة داخلی دانشگاه تهران با عناوین مرده باد شاه خائن، یا مرگ بر شاه سرداده میشد. در سوی دیگر، گویندة رادیو پیک ایران روی موج کوتاه ردیف 11 با هیجان خاصی از مردم ایران میخواهد که انقلاب کنند. در گفتههایش به شاه و نظام سلطنت وی شدیداً حمله میکند. این رادیو گزارشهایی پیدرپی را دربارة کشتار قم و تهران پخش مینماید. منطقة بازار، از سهراه سیروس تا چهارراه گلوبندک کاملاً در اختیار قوای انتظامی و پلیس بوده، به اشغال آنان درآمده است. خیابانهای خیام و ناصرخسرو تا میدان توپخانه را هم ارتش و پلیس اشغال کرده است. در این حوالی رفتوآمد به کلی قطع شده، تظاهراتی مشاهده نمیشود. این وضعیت در داخل بازار نیز حاکم است. در خیابانهای خیام، شوش، ری و میدانهای اعدام و شهباز وضعیت عادی است. اتوبوسها هم در حال کار و حرکتاند. اوضاع سرچشمه و خیابان سیروس تا میدان بهارستان نیز عادی گزارش شده است. از سوی دیگر مأمورین سیار ساواک خبردار شدند که در بیشتر نقاط تهران مغازهها بسته است. در قسمتهای پشت انبار نفت، در جنوب شهر، مردم در کوچهها به حال نیمه تظاهر مشغول تحرکاتی هستند. به گونهای که با دور شدن ماشینهای پلیس شعار میدهند و با آمدن آنها از میدان فرار میکنند. بین مردمی که به این شکل تظاهرات میکنند، شایع شده است سران بازاریها با جبهة ملیها تماس گرفتهاند که در صورت امکان با هم ائتلاف کنند. همچنین گفته میشود که قرار است از بیرون شهر تهران افراد کمکی برای تظاهرکنندگان برسد. به همین سبب آنها تصمیم دارند که با رسیدن قوای کمکی، اگر توانستند، بعدازظهر دنبالة تظاهراتشان را بگیرند.
ساعت 12:30 بین مردم سخن از اهالی همدان و قم است که عدهای از آنها کفن پوشیده، برای اعلام پشتیبانی از تظاهرکنندگان به تهران آمدهاند ولی بین راه مأموران انتظامی آنها را با گلوله زده و متفرق کردهاند.
ساعت 17:00 وضع دانشگاه تهران کاملاً آرام است و چون از رادیو اعلام شده که دانشجویان میتوانند از روز شنبه برای گذراندن امتحانات یا ادامه تحصیل به دانشگاه مراجعه کنند، عدة معدودی از آنان در محوطة دانشگاه مشغول مطالعه هستند که از امتحانات نمانند. بین دانشجویان وابسته به جبهة ملی هم اتفاق نظری برای برگزاری تظاهرات وجود ندارد. شایع است که جهانشاه صالح، بین اللهیار صالح و محمدرضا پهلوی میانجیگری کرده است. از اینرو برخی از دانشجویان نسبت به اللهیار صالح سخنان ناگواری بر زبان میرانند.
ساعت 18:10 در خیابانهای بوذرجمهری شرقی و غربی، ناصرخسرو، میدان سپه، میدان بهارستان، سرچشمه، میدان توپخانه و تمام نقاط بازار، وضعیت عادی بوده، رفتوآمد در آنها جریان دارد به طوری که مأموران انتظامی جلوی بازار را تخلیه کردهاند. فقط در خیابان ناصرخسرو، جلوی شمسالعماره، یک کامیون پاسبان ایستاده است. در میدان ارک و اطراف ایستگاه رادیو هم تعدادی سرباز به چشم میخورد.
ساعت 18:30 حدود شصت تن از دانشجویان دانشگاه که به جبهة ملی وابستگی دارند، به صورت دستههای پنج تا ده نفری درآمده، به حالت جداجدا و به سرپرستی سه تن از دانشجویان دانشکدة ادبیات به نامهای خسرو فیض، نیکدل و شاملو مشغول زمینهسازی برای برگزاری تظاهرات و اجتماعات هستند. آنان در نظر دارند اگر به این هدفشان دست نیافتند، به طرف خیابان شاه بروند.
ساعت 19:00 هر یک از دانشجویان که داخل دانشگاه میشوند، چند نفر همراه دارند. مأموران احتمال میدهند دانشجویان با استفاده از تاریکی شب، تظاهراتی راه بیندازند. همچنین گفته میشود که گروهی از مخالفان، مشغول فراهم نمودن مقدمات تظاهرات فردا هستند. آنان در تلاشاند که از تمام نیروهای خود اعم از کارگر و بیکار استفاده کنند. در سوی دیگر، بین مسافران گاراژ ساوه، واقع در میدان اعدام، صحبت بر سر این بوده که دو هزار نفر از اهالی ورامین، عصر امروز با چوب و چماق با پای پیاده از بیراهه به سمت تهران حرکت کردهاند تا فردا صبح به جمع تظاهرکنندگان و مخالفان دولت در پایتخت بپیوندند. افزون بر آنها، گویا عدهای هم از قم به راه افتادهاند که صبح به تهران خواهند رسید.
ساعت 19:30 یکی از بازاریان تهران به نام میرزاباقر صالحپسند که مغازة جواهرفروشی دارد، اظهار نمود که همفکران و همکارانش در بازار منتظر کفنپوشانی هستند که قرار است از قم بیایند و تا فردا صبح به تهران برسند. او اضافه نمود که مردم خودشان را برای انجام تظاهرات فردا آماده میکنند.
ساعت 20:30 شایعاتی به گوش میرسد که بر پایة آن، چند نفر از افسران مخالف دولت و دربار قصد دارند به اطراف کاخ سلطنتی ریخته، کودتا کنند. شایان ذکر است که در برپایی تظاهرات و تحرکات چند روزة اخیر بر ضد حکومت پهلوی، گروهی از افسران مخالف دست [دارند]، و تعدادی از آنان علناً در روند اینگونه فعالیتها دخالت داشتند.
ساعت 22:15 گروهی در نظر دارند که فردا صبح دست به تظاهراتی بزنند. آنان طبق نقشهای قرار گذاشتهاند که در ساعات اولیة فردا به صورت دستههای سه الی پنج نفری در اطراف مسجد شاه اجتماع کرده، پس از آنکه جمعیتشان زیاد شد، ابتدا در بازار و بعد از آن در خیابانهای اطراف بازار تظاهرات موضعی برپا دارند. نزدیک به چهار هزار نفر کفنپوش که از ورامین و کن به طرف تهران در راه بودند تا فردا تظاهرات گستردهای را به راه اندازند، با حملة نیروهای ژاندارم و تیراندازی مجبور به فرار شدند.[4]
± پراکنده شدن تظاهرات مسجد حاجابوالفتح تهران
گروهی از مردم بازار و عدة زیادی از بارفروشان و کارگران تهرانی با همراهی جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران، در مسجد حاج ابوالفتح جمع شدند و در ادامة تظاهرات دیروز، شروع به دادن شعارهایی علیه دولت و حکومت پهلوی کردند. افزون بر این، چند نفر از دانشجویان به نوبت دربارة وضعیت حاکم و ضرورت مبارزه، به سخنرانی پرداختند. حدود ساعت 11 بود که جمعیت آماده شد از مسجد خارج شده، در خیابانهای اطراف به تظاهراتشان ادامه دهند. اما همین که پا از مسجد حاج ابوالفتح بیرون گذاشتند، مأموران مسلحی را دیدند که دورتادور مسجد را محاصره کردهاند. با وجود این، مردم خواستند که بیتوجه به حضور آنان، تصمیمشان را عملی سازند، اما مأموران انتظامی و شهربانی با توسل به زور و تهدید اسلحه، آنان را پراکندند.[5]
± اعتراض آیتالله خمینی به قرار بازداشت خود
از آنجایی که آیتالله خمینی به قرار صادره از سوی بازپرس یک لشکر گارد مبنی بر اقدام بر ضد امنیت مملکت اعتراض نموده، سرلشکر پاکروان محتویات پروندة وی را که حاوی پنج برگ بازجویی بود، به بازپرسی آن لشکر بازگرداند که در این باره اقدام مقتضی را به مرحله اجرا گذارد.[6]
± اعلامیة اعتراضی آیتالله شریعتمداری نسبت به دولت
آیتالله سیدکاظم شریعتمداری با صدور اعلامیهای مبسوط، ضمن حمله به برنامههای دولت و اعتراض به وقایع چند روز گذشته، از مواضع آیتالله خمینی پشتیبانی نمود و دستگیری او و دیگر علما و روحانیون را به شدت محکوم کرد. وی با مخاطب قرار دادن ملت مسلمان ایران، پیشینهای از تذکرات علمای شهرهای عالم شیعه به دولت ایران را پیش کشیده، تصریح کرد که البته این تذکرات مورد توجه دولت نیز قرار نگرفت. متن اعلامیة وی به شرح زیر است: «بسماللهالرحمنالرحیم. برادران ایمانی، ملت مسلمان ایران! علمای حوزة علمیة قم و علمای شیعه عموماً نجف و مشهد و تهران و شهرستانها برحسب وظیفة شرعی که داشتند، تذکراتی به دولت دادند و در ضمن اعلامیه و غیره، مقاصد خود را کاملاً تشریح کردند و اکثریت ملت مطلع شده و پشتیبانی نمودند. ولی دولت با علمای اعلام و با ملت به خشونت رفتار کرد و رویة خصمانهای در پیش گرفت. اخیراً علماء و مبلغین مَذهَب مورد حملة مستقیم دولت قرار گرفته است و با کمال تأسف، شخصیت بزرگ عالم اسلامی، حضرت آیتالله خمینی را در تاریکی شب از خانة خود دستگیر نموده و به جای نامعلومی بردهاند و آیات و حجج اسلام دیگر را نیز مورد تجاوز و تعدی قرار دادهاند و آیتالله قمی را از مشهد و آیتالله محلاتی را از شیراز با معیت حجتالاسلام آقای دستغیب و غیرُهُم را گرفتار نمودند و وعاظ مبرز تهران و گویندگان مرکز و بعضی شهرستانها را به زندان بردهاند و در قم و تهران و شیراز دست به کشت و کشتار بیرحمانة مردم مسلمان بیدفاع زدهاند و حتی به زنها هم رحم نکردهاند. بدین ترتیب بار دیگر دولت لکة ننگین سیاهی را در تاریخ حکومت ظالمانه و جبارانة خود ثبت نموده است. وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون. چیزی که اهمیت مصیبت را چندین مقابل میکند، این است که دستگاه تبلیغاتی دولتی شروع به نشر اکاذیب و جعلیات کرده و تهمت و افترا و مطلب دروغی را به علمای شیعه نسبت میدهند. لذا توجه عموم را به نکات ذیل جلب میکنم:
1ـ حضرت آیتالله خمینی تنها نیستند و اعتراضات شرعی و قانونی معظمله به دولت، مورد تأیید تمام علمای شیعه و ملت مسلمان ایران و جهان است.
2ـ آیتالله خمینی و هیچ کدام از علمای شیعه ارتباطی با هچ دولت خارجی یا عمال آنها ندارند و چنین نسبت دروغ و تهمت ناجوانمردانه[ای] جداً تکذیب میشود. بلکه بالعکس، اعتراض آقایان علما به دولت این است که نباید اجازه دهد که مملکت شیعة ما مورد نفوذ یک دولت غاصب کافر (اسرائیل) خارجی باشد و عمال آن دولت از طرف دولت ایران تشویق و تأیید شود و در حکومت ایران نفوذ کند و ایادی آنها در یک مملکت خارجی استعماری اجتماع کرده و برخلاف مصالح دین اسلام و مملکت ایران، تصمیماتی بگیرند.
3ـ از گرفتاری آیتالله خمینی و سایر آیات و حجج اسلام و گویندگان متأثریم و هیچ انتظاری از این دولت به جز اینکه ما را هم گرفتار نموده و در وضع مشابه آنها قرار دهد، نداریم.
4ـ از کشت و کشتار بدون مجوز و ظالمانة ملت مسلمان در قم و تهران و شیراز و تبریز و غیره متنفریم و آن را تقبیح مینماییم. و الی الله المشتکی.
5ـ همه میدانند تعطیل و تظاهرات تهران و شهرستانها، عکسالعمل گرفتاری حضرت آیتالله خمینی و سایر آقایان بوده که ملت را عموماً عزادار کرده است. ولی متأسفانه دستگاه تبلیغاتی مملکت و بعضی از خبرگزاریهای خارجی، این تعطیل را به تحریک مالکین بزرگ و عمل ارتجاعی نام داده است! نفرین بر این بیانصافی و این اندازه بیمروتی!
6ـ علمای شیعه با مالکین بزرگ ارتباط نداشته و ندارند و از اینکه رعایا صاحب ملک و زمین باشند، مخالف نیستند و به طوری که دستگاه تبلیغاتی دروغپرداز دولت ادعا کرده است، منافع آقایان علما به خطر نخواهد افتاد، بلکه در این صورت بهتر تأمین خواهد شد. زیرا آقایان علما با دهقانان بیشتر ارتباط دارند تا مالکین. اعتراض آقایان علما به دولت از این لحاظ است که در اجرا و تطبیق این قانون، باید شرایط شرعی و قانونی مراعات شود و با وجود این اعتراض، مبارزات آنها اصولاً در این قسمت نیست.
7ـ آقایان علما با آزادی زنها مخالف نیستند. ولی این آزادی را که منظور دولت است، ضد آزادی میدانند. اینکه از قول آقای پاکروان نقل شده است که بعضی از بزرگان علما به ایشان فرموده باشند که چون زنهای ایران مثل زنهای اعراب نیستند و نمیتوانند مثل ایشان آزاد باشند، حرف صحیحی نیست و من نمیدانم که آن عالم بزرگ کیست و چه منظوری داشته است. آیا شوخی کرده یا جدی فرموده است؟ ولی به هر حال دلیل و منطق آقایان علما در این باب، بسیار قوی و منطقی است و در ضمن اعلامیه و صحبتهای قبلی، تذکر داده شده است. اگر در بعضی از ممالک مسلمان از طرف دولت که صلاحیت آنها احراز نشده است، قوانینی جعل شود، دلیل نمیشود که ایران هم باید تبعیت کورکورانه بنماید. زیرا ایران قانون اساسی دارد و مذهب شیعه، مذهب رسمی مملکت است و با ممالک دیگر قابل قیاس نیست. ما مقصود علمای شیعه را کاملاً تشریح کرده و ادلة آن را نوشتهایم و از دولت مطالبة جواب قانونی کردهایم ولی دولت تاکنون ترتیب اثر نداده است.
8ـ دستگاه تبلیغاتی دولت، منظور آقایان علما را تحریف کرده و طور دیگری وانمود میکند. اینک به اطلاع عموم ملت مسلمان و به اطلاع خبرگزاریهای داخلی و خارجی میرسانیم که علمای شیعه هدف ارتجاعی ندارند و ضد آزادی و ضد ترقی نیستند و با هر اصلاحی که حقیقتاً اصلاح باشد، کمال موافقت را دارند. اعتراض عمدة علمای شیعه به دولت این است که چرا قوانین مملکتی را اجرا نمیکند، عدالت مراعات نمیشود، قانون اساسی را نقض کرده و عملاً لغو مینماید، ما مخالف آزادی و ترقی و پیشرفت نیستیم. ما میگوییم چرا دولت، مردم را آزاد نمیگذارد که اظهار عقیده کنند. چرا روزنامهها سانسور است و چرا با اعلامیههای ما معاملة قاچاق میشود؟ چه دلیلی و چه مجوزی بر این اختناق و فشار و تهدید وجود دارد؟
9ـ ما از خبرگزاریهای خارجی تعجب میکنیم که چرا با ما تماس نمیگیرند و مقاصد علمای شیعه را از خود آنها رسیدگی نمیکنند و در گزارشهای خود به گفتههای جبهة مخالف روحانیت شیعه اعتماد میکنند و بدین ترتیب سایر اطلاعات و اخبار خودشان را هم در دنیا بیاعتبار و بیارزش مینمایند. ما آمادة مصاحبه با آنها و تشریح مقاصد روحانیت و بیان حقایق هستیم. تا آنها چه نظری داشته باشند.
10ـ ما دولت ایران را بارها نصیحت کردهایم و اکنون تذکر میدهیم که پایة دولت باید بر اتحاد و اعتماد و محبت افراد باشد نه زور سرنیزه و زندان. دیگر دوران زور سرنیزه گذشته است. با کشتن بیحد و حساب افراد بیگناه، مسلماً کارها اصلاح نمیشود. در مملکتی که مذهب رسمی آن تشیع و جزو قانون اساسی است، صلاح نیست که دولت خود را مخالف جامعة روحانیت شیعه، یعنی مخالف اکثریت ملت معرفی نماید.
11ـ چون دستگاه تبلیغاتی دولت، منظور علمای شیعه را به کلی تحریف کرده و به نام ارتجاع یا سودطلبی تعبیر نموده است، لذا ما چنانکه قبلاً نیز گفتهایم جداً خواستاریم که باید یکی از این دو مطلب عملی گردد: یا اینکه نمایندهای معین شود و نمایندهای هم از طرف ما معین شود و در یک محکمهای که خارج از نفوذ دولت باشد، اعم از داخلی یا محکمة بینالمللی خارجی، محاکمة قانونی کنیم و اگر محکوم شدیم، قول میدهیم که رفع ید نماییم. یا اینکه موافقت شود که از طریق رادیو و روزنامه، افکار ما منتشر گردد و مورد قضاوت افکار عامة ملت ایران و جهان آزاد قرار گیرد و اگر دولت هیچ کدام را حاضر نشود، قضاوت عمومی دولت را محکوم قطعی خواهد کرد. در خاتمه، ظفر اسلام و بقای استقلال ایران و سعادت و پیروزی مسلمین را از خداوند متعال خواستاریم».[7]
± نگرانی آیتالله گلپایگانی از دستگیری علمای عظام
در پی دستگیری آیتالله خمینی و چند نفر دیگر از علما، روحانیون و مخالفان دولت که حوادث نگرانکنندهای را در تهران، قم، مشهد و شهرهای دیگر آفرید، آیتالله سیدمحمدرضا گلپایگانی با صدور اعلامیهای ضمن اعلام پشتیبانی از علمای اعلام، نسبت به حوادث اخیر کشور ابراز نگرانی کرد. در اعلامیة ایشان آمده است: «انا لله و له الحمد. ابتلانا ببلاء عظیم. نصبر علی بلائه و نشکر علی آلائه. مصائب جبرانناپذیر این دو روزه که باعث هتک احترامات [به] مقدسات اسلام و مذهب شیعه گردید، بینهایت موجب تأثر و تأسف است. اقدام هیئت حاکمه، به توقیف شخصیت بارزی مثل حضرت آیتالله خمینی و آیتالله قمی و آیتالله محلاتی و سایر آیات و علما و مبلغین محترم و قتل جمع کثیری از مردم مسلمان بیگناه گردید، قلب مبارک حضرت ولیعصر ارواحنا فداه را جریحهدار و ملت شیعه را عزادار ساخت. انا لله و انا الیه راجعون. تظاهرات دینی دامنهدار علیه این اقدام که اقدام به اسلام محسوب است، یکبار دیگر تصمیمات خلاف شرع هیئت حاکمه را از نظر ملت مسلمان ایران لغو و محکوم کرد. جای بسی تأسف است که دستگاهی که خود را مسئول حفظ امنیت معرفی مینماید، به این اقدامات که نتیجة آن اضطراب عمومی و بروز حوادث خونین است، مبادرت کند و علاوه بر آنکه به فتوای مراجع مسلمین توجه نکرده، علمای اعلام را به موافقت به مطالبی که مکرر مخالفت آن را با احکام شرع مقدس اعلام داشتهاند، متهم نماید. مصادر امور مطمئن باشند که اگر به بازداشت دستجمعی علما و مراجع هم اقدام کنند، فتوی و احکام آنان همچنان نافذ و به هر مسلمانی واجبالاتباع است و حریم احکام شرعیه، مقامی نیست که بتوان با زور و تهدید در آن نفوذ کرد. حقیر نگرانی شدید خود را از آثار سوء اقدامات هیئت حاکمه و تعقیب این تصمیمات و اتلاف نفوس مردم بیگناه اظهار [میکنم] و تذکر میدهم تسکیت ملت شیعة ایران که از دین و مذهب خود دستبردار نیست، به وسیلة کشتار و ایجاد محیط ارعاب حاصل نخواهد شد. فلا تحسبن الله مخلف وعده رسله ان الله عزیز ذو انتقام».[8]
± اعلامیة آیتالله خوانساری
آیتالله سیداحمد خوانساری هم به جمع معترضان پیوست و نسبت به وقایع اخیر، به ویژه قتل و جرح افراد بیگناه و دستگیری علما و روحانیون، ابراز تأسف و تأثر نمود. متن اعلامیة وی که در آن دو مرتبه از آیة استرجاء استفاده شده، به شرح زیر است: «بسماللهالرحمنالرحیم انا لله و انا الیه راجعون الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی خیر خلقه محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. حوادث اسفآور یک، دو روز اخیر که منجر به قتل و جرح یک عده مردم بیگناه و توقیف حضرت آیتالله خمینی و آیتالله قمی و آیتالله محلاتی شیرازی و دیگر آقایان عظام شده است، موجب کمال تأثر و تأسف حقیر گردید و با کمال تعجب مشاهده میشود مسئولین امنیت با نهایت گستاخی، حضرات آقایان مراجع عظام و علمای اعلام دامت برکاتهم را موافق اموری که مباینت آنها با شرع مطهر محرز و مکرر تذکر داده شده است، جلوه میدهند. حقیر در این موقع حساس لازم میدانم اولیای امور را متذکر سازم انجام اینگونه اعمال ضد انسانی نسبت به حضرات علمای اعلام و قتل و جرح مردم بیپناه، نه تنها موجب رفع غائله نخواهد بود، بلکه جز تشدید امور و ایجاد تفرقه و وخامت اوضاع، اثر دیگری نخواهد داشت. موجب کمال تأسف است که باید حریم مقدس اسلام و روحانیت از طرف اولیای امور این چنین مورد تجاوز قرار گیرد. انا لله و انا الیه راجعون. از خداوند متعال عز اسمه مسئلت دارم که اسلام و مسلمین را در کنف عنایات خود از همة حوادث مصون و محروس بدارد و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب».[9]
± واکنش آیات عظام آشتیانی و آملی به مصاحبة رئیس ساواک
عدهای از آیات عظام و علمای اعلام نیز مصاحبه و اظهارات سرلشکر پاکروان را که دیروز انجام داده، بیپاسخ نگذاشتند و بدان واکنش نشان دادند. از جملة ایشان، آیات عظام احمد آشتیانی و محمدتقی آملی هستند که در اعلامیة مشترکی گفتارهای رئیس ساواک در مورد مخالفتهای علما با برنامههای دولت را غیرواقع برشمردند و با بیان نکاتی، افکار عمومی را در این زمینه مخاطب خود قرار دادند که علمای اسلام هماره در حفظ نوامیس و مقدسات دین اسلام به وظایف خود عمل کردهاند. آن دو به متن مصاحبة پاکروان استناد کردهاند که دیروز در روزنامة کیهان منتشر شده است: «به طوری که در روزنامة کیهان پانزده خرداد 1342 ملاحظه شد، آقای رئیس سازمان امنیت اظهار نمودند در جریانات اخیر و تصمیماتی که از طرف دولت اتخاذ گردیده، فقط دو نفر از علمای قم و مشهد، حضرت آیتالله العظمی آقای خمینی و آیتالله آقای قمی مخالفتهایی نموده و سایر علما با دولت کمال موافقت را دارند. برای رفع هرگونه سوءتفاهمی، بدینوسیله به اطلاع عموم مقامات دولتی و تمام افراد برادران مسلمان و ملت ایران میرساند عموم علمای بلدة طیبة قم و نجف اشرف و مشهد مقدس و مرکز و شهرستانها، متفقاً در مقام حفظ نوامیس دین و مقدسات اسلام و دفاع از حریم شرع انور و حقوق حقة مردم بوده و میباشند و در جریانات نامبرده هم تذکرات لازم ما را به اولیای امور دادهاند و حسبالوظیفه از باب امر به معروف و نهی از منکر، از هر امری که مخالف با موازین شرع مقدس و موجب تشنج و تزلزل ارکان و قوانین مملکت شیعه باشد، باید جلوگیری نماید و در این هدف تمام علما مشترک هستند و از دستگیر نمودن علمای اعلام، دامت برکاتهم الشریفه و آقایان وعاظ محترم که جز تأیید دین و تعظیم قرآن منظور دیگری ندارند و تعرض مأمورین بیمبالات نسبت به مردم بیپناه و کودکان بیگناه به جرح و قتل که قلب مبارک حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا له الفداء عجلالله تعالی فرجه الشریف را جریحهدار نموده، فوقالعاده متأسف و متألمیم. امید است اهانتهایی که نسبت به مقام شامخ دیانت و روحانیت شده است، خداوند قادر متعال جبران فرماید. حسبنا الله و نعم الوکیل».[10]
± نامة سری رئیس ساواک به وزیر امور خارجه
سرلشکر حسن پاکروان، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور در نامهای از وزیر امور خارجه خواست که با توجه به انتشار اخبار مختلفی از حوادث اخیر ایران در کشورهای خارجی و اهمیت پرسشهایی که در این باره مطرح میشود، لازم است برای ارائة پاسخ به سؤالهای مطرح شده بین نمایندگان سیاسی ایران در آن کشورها و سازمان تحت ریاست وی، هماهنگی ایجاد گردد. متن کامل نامة وی که مهر «سری» بر آن نقش بسته، به شرح زیر است: «نظر به اینکه ثبات سیاسی و امنیت کشور شاهنشاهی ایران با اتخاذ یک سیاست کلی و روشن تأمین گردیده و به موازات آن برنامههای اصلاحی موجود یکی پس از دیگری در شرف انجام است، مغرضین و عوامل بیگانه که مصالح خود را مغایر با چنین جنبشهای اجتماعی میدانند، به انحای مختلفه در داخل و خارج کشور به تحریکات مغرضانة خود پرداخته و پیوسته موجب مشوب ساختن اذهان عمومی میگردند. بدیهی است این امر چنانچه در داخل کشور انجام پذیرد، مردم دوراندیش و روشنبین تحت تأثیر آنها قرار نگرفته و فعالیتهای ایشان نتیجة مؤثری نخواهد بخشید. لیکن انتشار این اخبار در خارج از مملکت، خصوصاً کشورهای بیگانه که دور از کشور شاهنشاهی به سر میبرند، ایجاد توهم نموده و هنگام تماس با مقامات ذیصلاح سفارتخانههای شاهنشاهی، پرسشهای متغیری را در زمینة مسائل مختلف طرح نموده که پاسخ به آنان چندان سهل و آسان به نظر نمیرسد. چه اینگونه پاسخها لزوماً بایستی منطبق با سیاست کلی مملکت بوده و بر مبنای مصلحت کشور صورت گیرد. لذا اجرای این منظور، اجباراً هماهنگی مستقیمی را در بین مقامات عالیرتبة سفارتخانههای شاهنشاهی ایجاب مینماید تا ضمن طرح و بحث پیرامون مسائل روز کشور، تمام مقامات مزبور روش یکنواخت و مشخصی را اتخاذ نمایند که در هنگام مواجهه با پرسشهای خارجیان، عکسالعمل آنان یکنواخت و بر محور ثابتی مفروض گردد. لذا در صورت موافقت، متمنی است دستور فرمایند سفارتخانههای شاهنشاهی ایران با تشکیل جلسات هفتگی مرتبی مرکب از اعضای عالیرتبة خود و با شرکت نمایندگان این سازمان، مسائل مربوطه را طرح و تصمیمات لازم را اتخاذ فرمایند. بدیهی است نمایندگان این سازمان تا حد امکان اطلاعات لازم را در اختیار مقامات مذکور قرار داده و از هیچگونه همکاری دریغ نخواهند نمود».[11]
± حمله به سینما در تهران
گزارشها از سطح شهر تهران حاکی است که 9 صبح هنوز دکانهای منطقة بازار تهران بسته بود که عدهای از مغازهداران با دیدن آرامش نسبی، اقدام به گشودن مغازههای خود در آن حوالی کردند. حدود نیم ساعتی نگذشته بود که مردم گروهگروه گرد هم آمدند و شروع به برپایی تظاهرات و سردادن شعار علیه دولت کردند. در این حین مأموران وارد خیابانها شده، با شدت بیشتری بدانها هجوم بردند تا پراکنده شوند. اما تظاهرکنندگان در انجام خواستة خود اصرار ورزیدند. به دنبال آن قوای نظامی اقدام به شلیک تیرهوایی و بعد تیراندازی مستقیم کردند. از خیابان ناصرخسرو و میدان سپه نسبت به دیگر مناطق مرکزی شهر صدای گلوله و شعار بیشتر به گوش میرسد. گروهی هم پراکنده شده، دستهدسته در کوچهها و پسکوچهها در حال عبور فریاد میکشند و شعار میدهند. از اینرو، مأموران اسلحه به دست در کوچهها به دنبال آنها هستند. با وجود این هرچه زمان به ساعات میانی روز نزدیک میشود، تظاهرکنندگان و مأموران انتظامی و نظامی در عملکرد خود شدت بیشتری به خرج میدهند. در حدود 12:30 ظهر دامنة تظاهرات و درگیریها در این نقاط گسترش یافته، مردم شعار میدهند که «ما خمینی را میخواهیم». دو سینما هم در خیابان ژاله مورد یورش قرار گرفته، بخشی از آنها خراب شده است.[12]
± اسامی شهدا و مجروحان تظاهرات امروز
در جریان تظاهرات و درگیریهای امروز نیز عدهای از مردم آسیب دیده، افرادی هم کشته شدند. دربارة زخمی و کشته، آمار دقیقی در دست نیست. اما بر اساس گزارشهای به دست آمده، آگاهیهای مربوط به تعداد و نام کشته امروز به شرح زیر است. ابتدا نام کشته شدهها و بعد از آن، نام مجروحان خواهد آمد. ذکر اسامی آنان به ترتیب نام و نام خانوادگی، علت و زمان مرگ، به همراه نشانی سکونت یا در مواقعی، محل حادثهای که منجر به کشته شدن آنها شده، پیروی میکند:
احمد فیروزی، مجروح مقتول، کتک خوردن، میدان شاه، سی متری وزیری، بنبست همت
جواد اجاقیان، مجروح مقتول، اصابت گلوله، مقابل پامنار
سکینه بدیری، مقتول، اصابت گلوله، پامنار، خیابان خراسان، کوچة کوهکشان، کوچة زندهنام، شمارة 7
عباس، مقتول، اصابت گلوله، شاهپور، خیابان سرچشمه، کوچة میرزامحمود وزیر، کاشی 492
فخری میرزاحسن، مقتول، اصابت گلوله، بازار آهنگرها، میدان ژاله فرحآباد، مقابل کوکاکولا، خیابان 21 متری، چهارراه وثوق، کاشی 26
محمد فامیلی، مجروح، اصابت گلوله، بازار، خواجه نظامالملک، کوچة حافظ، کاشی 145
محمدعلی عباسی، مقتول، اصابت گلوله، قم، کوچة آبشار
محمود تحصیلی، مجروح، اصابت گلوله، سوم اسفند، خیابان نارمک، خیابان بهمن غربی، کاشی 155
معصومه حاج قربانی، مفقود شده، سیروس، خیابان گرگان، ایستگاه مدرسه، کاشی 742 [13]
± دستگیری شماری از مخالفان دولت
درپی ناآرامیها و تظاهراتی که امروز در برخی از نقاط شهر تهران برپا گردید، عدهای از تظاهرکنندگان به موجب اتهامهایی، دستگیر و روانة بازداشتگاه شدند. برخی تعداد دستگیرشدگان امروز را حدود هفتاد نفر ذکر کردهاند.[14] لیکن نام و نام خانوادگی آن عده از آنها که از سوی منابع رسمی اعلام شده، به همراه نام پدر، سن، شغل و نوع اتهامشان به شرح زیر است:
ابوالقاسم تیموری، حسین، 35 ساله، آهنفروش، تحریک به بستن مغازهها
ابوالحسن دادگستر، سیفعلی، 22 ساله، شیرینیفروش، شرکت در تظاهرات
ابوالفضل قربانی، فغان، 27 ساله، کفاش، سرقت اثاثیة باغ گلستان
احمد محیط، صادق، بیست ساله، دانشجوی سال دوم پزشکی، تحریک به تظاهرات
احمد میرزا، عبدالله، بیست ساله، بافندة تریکو، شکستن وسایل تلفن و راهنمایی و رانندگی
اسفندیار رجبی، نادعلی، 48 ساله، خدمتکار بنگاه راهآهن، شرکت در تظاهرات
اکبر اویسی، رحمتالله، 25 ساله، کارمند ثبت کرج، شرکت در تظاهرات و توهین به مأمورین
بتول شیخ، احمد، 24 ساله، دانشجوی سال چهارم دانشکده صنعتی، شرکت در تظاهرات
جمشید شعبانی رهبر، رسول، نامعلوم، رانندة تاکسی، شرکت در تظاهرات و توهین به مأمورین
حسن ملکی، فرامرز، 30 ساله، مکانیک، شرکت در تظاهرات
حسین گلچین، کریم، هجده ساله، شاگرد سلمانی، شرکت در تظاهرات
داود مارکوسیان، ساهاک، 29 ساله، مکانیک، شرکت در تظاهرات و توهین به مأمورین
رابرت ولدی، شموئیل، هجده ساله، تراشکار، شرکت در تظاهرات
رمضانعلی دریایی جافی، نوروزعلی، 35 ساله، بیکار، مظنون
زاغی محمداکبری، علی، هفده ساله، شاگرد نقاش، تحریک به بستن مغازهها
سیداحمد گوهری، سیدحسن، 36 ساله، پبشنماز، تحریک به بستن مغازهها
سیدحسین سرمالک، سیدمحمود، 22 ساله، طباخ، شرکت در تظاهرات
سیدغلامعلی سیانفزاده، محمدعلی، 15 ساله، گلگیرساز، شرکت در تظاهرات
عباس عباسی، غلامحسین، نامعلوم، متصدی بنگاه معاملات ملکی، تحریک به بستن مغازهها
عبدالحسین طریقی، محمدحسین، 36 ساله، مصالحفروش، تحریک به بستن مغازهها
عبدالکریم امیری، حسین، بیست ساله، دیپلمة بیکار، شرکت در تظاهرات و توهین به مأمورین
علی پورقانی، نجف، 38 ساله، شاگرد قصاب، تحریک به بستن مغازهها
علی فراهانی، حسن، هفده ساله، شاگرد قصاب، تحریک به بستن مغازهها
علیاصغر کنی، علیاکبر، نامعلوم، رانندة تاکسی، تحریک به تظاهرات
علیاکبر الفتنیا، حسینعلی، 23 ساله، پیراهندوز، شرکت در تظاهرات
علیاکبر محمدزاده مطلق، ایمان، 39 ساله، دلال، تحریک به بستن مغازهها
عماد ازغندی، نادعلی، 37 ساله، کارمند شهرداری، دعوت به تظاهرات
فیروز ملکزاده، ابراهیم، نامعلوم، محصل، شرکت در تظاهرات و توهین به مأمورین
کامران علیزاده علوی، ابراهیم، بیست ساله، محصل، شرکت در تظاهرات و توهین به مأمورین
محمدرضا محمدی، قدرتالله، هجده ساله، بقال، تحریک به بستن مغازهها
محمدمهدی چرختاب، محمدحسن، نامعلوم، ماشیندار، شرکت در تظاهرات و توهین به مأمورین
مرتضی کریمی، عینالله، 31 ساله، راننده، غارت اثاثیة کاخ گلستان
مرتضی نوری، شیرخان، بیست ساله، کارگر سراجی، شرکت در تظاهرات
مصطفی ریاضی، محمد، 26 ساله، دانشجوی سال پنجم پزشکی، تحریک به تظاهرات
مهدی باقری، سیفالله، 28 ساله، کارگر کارخانة چیتسازی، شرکت در تظاهرات
مهدی جاودانی، سیداحمد، بیست ساله، دوبلاژ فیلمهای هنری، شرکت در تظاهرات
یحیی غفوریان، محمدحسین، 31 ساله، قالیباف، تردد در منطقة ممنوعه[15]
± بازجویی از روحانیون بازداشت شده
عدهای از روحانیونی که به دنبال رخدادهای دو روز گذشته دستگیر و زندانی شدهاند، امشب در زندان شهربانی کل کشور مورد بازجویی قرار گرفتند. بازجویی برخی از آنها بین دو الی سه ساعت ادامه یافته تا پاسی از شب مشغول پر کردن برگههای بازجویی بودند. نخستین سؤالی که در برگههای بازجویی باید به آن پاسخ میدادند، ذکر نام مرجع تقلید بود که بیشتر آنها اگرچه در عمل به احکام شرعی از مراجع دیگر تقلید میکردند اما به سبب آنکه برای آیتالله خمینی مرجعیت عام ببخشند، وی را به عنوان مرجع تقلید خود معرفی کردند. این دست از روحانیون قبل از اینکه گرفتار شوند، در این باره تصمیم گرفته، با هم قرار گذاشته بودند که در صورت بروز چنین اوضاعی، آیتالله خمینی را به عنوان مرجع تقلید خود معرفی نمایند تا از نقشههای احتمالی حکومت برای از بین بردن وی جلوگیری کنند.[16]
± تمایل طرفداران جبهة ملی به ترور رجال سیاسی
یکی از مأموران ساواک در گزارشی آگاهیهای سیدجعفر بهبهانی را که دربارة شکلگیری برخی از گروههای مذهبی حائز اهمیت است، برای مسئولان بالادست خود منعکس کرد. وی در این گزارش با اشاره به اظهارات امروز بهبهانی، آورده است: «اخیراً دستههایی به مراتب خطرناکتر از جمعیت فداییان اسلام در تهران و مشهد و تبریز و قم و اصفهان تشکیل شده، اعضای آن حاضرند حتی در یک روز اگر فتوی داده شود، هرکس را اشاره کند، بکشند. ولی آیتالله خمینی گفته است ما با قتل نفس مخالفیم و از راه ترور افکار نمیخواهیم با دشمن مبارزه کنیم و اگر روزی احتیاج به مبارزه شدید با دستگاه حاکمه باشد، اول خود او آمادة جنگ خواهد بود و باید در این راه کشته شد». به گزارش مأمور ساواک، جعفر بهبهانی در ادامه از تمایل طرفداران جبهة ملی برای انجام ترور رجال سیاسی مانند سالهای 1328 و 1329ش سخن به میان آورده، افزوده است که آنان به همین امید خود را به مقامات مذهبی نزدیک ساختهاند. هرچند مقاومت شدید مذهبیها، به ویژه آیتالله خمینی مانع از اجرای برنامة ترور توسط آنها شده است. اظهارات دانشجویان عضو جبهة ملی که در دانشگاهها فعال هستند، بخشی دیگر از گزارش مأمور ساواک را به خود اختصاص داده است. این گزارشگر ساواک در ادامه از زبان این دست از دانشجویان تصریح کرده است که: «ما هیچگونه تفاهم باطنی با محافل مذهبی نداریم و همین فلسفی واعظ، دارای رگ و ریشة درباری است و در مواقع حساس گذشته، علیه جبهة ملی و به نفع دربار کار کرده است. ولی اکنون که سوءسیاست دربار و دولت او را مجبور نموده از حقوق مردم دفاع کند، ما از این عمل او که برای ما بسیار ارزنده است و در روح مردم اثر دارد، جانبداری میکنیم تا مقام سلطنت را با تحریک احساسات مذهبی ملت به زانو درآوریم و روحانیت برای جبهة ملی خطر نیست بلکه خطر برای ما، مقام سلطنت است».[17]
± نقشه برای جان شاه
یکی از مأموران ساواک در خبری که امروز به ادارة متبوع خود گزارش کرد، به اظهارات فردی به نام حجتی که در خیابان بوذرجمهری، سهراه سیروس مطب دندانسازی دارد، اشاره نمود که بر اساس آن، قرار بود در جریان وقایع دیروز و امروز، سیدجعفر بهبهانی تشکیل کابینه بدهد و به عنوان رئیسجمهور یا نخستوزیر امور کشور را در دست بگیرد. مأمور ساواک در ادامة گزارش خود، با استناد به سخنان حجتی و با ذکر اینکه وی اغلب به خانة آیتالله بهبهانی رفتوآمد داشته، از طرفداران وی میباشد، افزود که سیدجعفر بهبهانی برای دستیابی به هدف خود، سیدابراهیم ابطحی را که قرآنخوان آرامگاه رضاشاه در شهرری و از هواداران و جزو دارودستة بهبهانی است، مأموریت داده بود که هنگام حضور محمدرضا شاه بر سر مزار پدرش، مورد سوءقصد قرار دهد و او را به قتل برساند. لیکن سیدابراهیم ابطحی دستگیر شده، هماکنون در بازداشتگاه به سرمیبرد.[18]
± نخستین تقاضای روحانیون از شاه
جمعی از روحانیون اهوازی مقیم تهران، در پایان نشستی که در منزل یکی از روحانیون همشهری خود، به نام حجتالاسلام مرتضی علمالهدی (واقع در خیابان سعدی، کاشی شمارة 311) انجام دادند، متنی را تنظیم و با ارسال نامه به محمدرضا شاه، از او خواستند که با آزادی آیتالله خمینی در رفع نگرانی از جامعة روحانیت تسریع کند. متن نامة آنان به شرح زیر است: «پیشگاه اعلی حضرت همایونی خلدالله ملکه. توقیف مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیتاللهالعظمی آقای خمینی و حضرت آیتالله قمی دامت برکاتها از طرف دولت، موجب انزجار شدید جامعة روحانیت اهواز شده و چون این عمل اهانت به دین مقدس اسلام و مقام شامخ روحانیت تلقی [میشود] و خاطر مسلمین ملت ایران را مشوش نموده، لذا انتظار تسریع در رفع نگرانی عمومی را داریم. علی انصاری، محمدجواد انصاری، الاحقر کاظم مرعشی، حاجی مرتضی انصاری، مرتضی علمالهدی، علیمحمد ابنالعلم، الاحقر اسماعیل افخینالمرعشی، ابوالقاسم مروج، عبدالله الموسوی، المجتهدزاده، مهدی شمسالدین، محمدکاظم طیب، محمدرضا شفیعیالموسوی».[19]
± انتصابات جدید در شهربانی
سپهبد نصیری، رئیس کل شهربانی و فرماندار نظامی تهران و حومه، در اقدامی بازدارنده از تشدید و گسترش دامنة اعتراضات، افرادی را به سمتهای جدید منصوب کرد. با پیشنهاد وی و برحسب موافقت محمدرضا پهلوی، سرلشکر اویسی (فرمانده لشکر یک گارد) به معاونت فرمانداری نظامی، سرهنگ ستاد صمدیانپور (رئیس ادارة اطلاعات شهربانی کل) با حفظ سمت به ریاست ستاد فرمانداری نظامی و سرتیپ محسن بهآفرید نیز به سمت دادستان فرمانداری نظامی منصوب شدند. گفتنی است که محل فرمانداری نظامی تهران و حومه، شهربانی کل کشور بوده، ارگانهای فرمانداری نیز فعلاً در آنجا مستقراند.[20]
± آغاز دادگاههای دستگیرشدگان
به نوشتة برخی از مطبوعات، ظرف 24 ساعت آینده، اعضای دادگاههای بدوی و تجدید نظر فرمانداری نظامی تهران و حومه، تعیین و منصوب شده، کار خود را دربارة دستگیرشدگان و متهمین آغاز خواهند کرد.[21]
± ادعای تسلط ساواک بر اوضاع کشور
سرلشکر پاکروان، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کل کشور (ساواک) با مخابرة تلگرام زیر به ادارههای تابعة خود در شهرستانهای ایران و دیگر کشورهای خارجی چنین وانمود کرد که علیرغم برپایی تظاهرات در روز جاری، نظم و آرامش در کشور برقرار است و دولت بر اوضاع داخلی تسلط کامل دارد: «پیش از ظهر روز جاری مجدداً تظاهراتی در خیابانهای اطراف بازار تهران صورت گرفت که قوای انتظامی سریعاً متظاهرین را متفرق [کردند که] در این جریان چند نفر مقتول و تعدادی مجروح و از ساعت 10:30 نظم و آرامش برقرار گردید. در شیراز نیز بامداد امروز تظاهراتی به عمل آمد و متظاهرین، چند مغازة متعلق به افراد فرقة بهایی و چند سینما را مورد حمله قرار دادند [که] در نتیجة مداخلة مأمورین، متفرق [شدند و] یک نفر از آنان به قتل رسیده است. در حال حاضر مأمورین کاملاً بر اوضاع مسلط میباشند».[22] در تلگرام دیگر هم تأکید نمود که: «پیرو تلگرام قبلی، بعدازظهر روز جاری در پایتخت آرامش کامل برقرار و مأمورین انتظامی بر اوضاع مسلط بوده، و هیچ گونه تظاهرات و تشنجاتی روی نداده است. در شهر نیز بعدازظهر امروز آرامش حکمفرما و وضع عادی بوده است».[23]
± تعطیل شدن وزارت بهداری
دکتر شروین، مدیرکل بازرسی وزارتخانة بهداری، ضمن اعلام تعطیلی وزارت بهداری، به همة کارکنان و کارمندان وزارت مزبور دستور داد که: «چون اوضاع امن نیست به منزل خود بروند».[24]
± دغدغههای نخستوزیر
تأثیرات عمیق حوادث دیروز تهران، قم و چند شهر دیگر را به روشنی میتوان در رفتار و حجم کار اسدالله علم به عنوان نخستوزیر مشاهده نمود. به طوری که وی تا نیمههای شب در دفتر کارش مشغول بود. علم در گفتوگویی به یکی از اصلیترین دغدغههایش در یکی، دو روز اخیر پرداخته، برای اینکه نشان دهد بر جریان مخالفتها حاکم است، اظهار نمود که دولت کنترل اوضاع را کاملاً در دست دارد و مصمم است آخرین تلاش نیروهای ارتجاعی را درهم بکوبد. او عامل تظاهرات دیروز را تحریکاتی دانست که از سوی مخالفان اصلاحات ارضی انجام میگیرد. به همین سبب آنها را با عنوان کهنهپرستان مذهبی مورد خطاب قرار داد و گفت: «به موجب برنامة اصلاحات ارضی شاهنشاه، قسمتی از املاک متعلق به دستههای مذهبی از آنها گرفته شده و به دهقانان واگذار گردیده است». نخستوزیر در ادامه افزود که: «دولت از همة توطئههای عناصر ارتجاعی آگاه است. ولی مطمئن میباشد که این عناصر هیچ چیزی به دست نخواهند آورد و شکست خواهند خورد». او دربارة کشته و دیگر تلفات درگیریهای روز گذشته آمار دقیقی ارائه نداد.[25]
± بررسی اوضاع جاری در وزارت دربار
بعدازظهر امروز با دعوت تلفنی حسین علاء (وزیر دربار پهلوی) و با شرکت عدهای از رجال سیاسی و مجرب، جلسهای برای برونرفت از وضعیت بغرنج و بحرانی کنونی ترتیب یافت و مذاکراتی به عمل آمد. در ابتدای جلسه، وزیر دربار خاطر نشان نمود که: «چنانکه آقایان مستحضرند، دو روز است مملکت دچار هرج و مرج شده است و در شهرها ناامنی ایجاد شده و مردم تظاهراتی علیه دولت و به نفع روحانیت مینمایند. زدوخوردهای شدید بین مردم و نیروهای انتظامی رخ داده است که متأسفانه عدهای کشته و تعدادی هم مجروح شدهاند و این وضع نمیتواند ادامه پیدا کند. امروز از آقایان دعوت کردهایم که نظریات شما رجال قدیمی مملکت را که مورد اعتماد مردم میباشید و سوابق طولانی در خدمت به کشور دارید، دریافت نموده و بررسی نماییم که برای آرامش مردم چه باید کرد». پس از علاء، محمدعلی وارسته که پیشتر مشاغلی چون استانداری، وزارت و نمایندگی مجلس سنا را برعهده داشت، اظهار کرد: «در قدیم که مردم از روش حکومت ناراضی بودند و شکایات و اعتراضات زیاد میشد و یک چنین بحرانی پیش میآمد، دولت مستعفی میگردید و رجالی مانند مؤتمنالملک و مستوفیالملک مصدر کار میشدند و چون مردم به آنها اعتماد داشتند و میدانستند که این اشخاص خدمتگزار مردم هستند، آرام میگرفتند و با خیال راحت به سر کار خود میرفتند. لازم است که در این موقع حساس هم دولت مستعفی گشته، کسی سر کار بیاید که مورد نظر مردم باشد و دولت آینده هم از روحانیت دلجویی نماید». سپس عبدالله انتظام (مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران) هم ضمن تأیید صحبتهای وی افزود: «مقتضی نبود که اعلی حضرت به قم رفته در میدان آن شهر اظهاراتی علیه روحانیت بنمایند. این سخنرانی اعلی حضرت موجب کدورت روحانیت شده است. [بنابراین] لازم است که ترتیبی داده شود که از روحانیت رفع کدورت شود». گفتنی است که بعد از اتمام جلسة مزبور، سپهبد یزدانپناه به حضور محمدرضا شاه رفت و مطالب و نظریاتی که در این جلسه ردوبدل شده بود، به اطلاع وی رسانید. شاه نیز در واکنش به چنان اظهاراتی، برآشفت و گفت: «این رجال را باید در توالت انداخت و سیفون را کشید».[26]
± اعلامیة روحانیان اصفهانی
چند تن از روحانیون اصفهانی با تنظیم متنی، عموم اهالی اصفهان را ملزم کردند که در فعالیتهای ضد دولتی شرکت کنند. این اعلامیة کوتاه، شرایط حاکم بر فضای سیاسی و مذهبی شهر اصفهان را باز میتاباند: «بسمهتعالی بر عموم اهالی متدین اصفهان لازم است که به تمام قوا در نهضت مقدس مذهبی که به رهبری حضرات آیاتالله عظام مراجع تقلید اطالالله بقائهم به منظور دفاع از حریم اسلام و مسلمین پدید آمده، تا حصول نتیجة قطعی شرکت نمایند و با حفظ نظم و آرامش از هرگونه اقدام مؤثری کوتاهی نکنند. اکنون دین خدا در معرض مخاطرة دشمنان اسلام قرار گرفته و اندک مسامحهای موجب خسران دنیا و آخرت خواهد بود. حسین الموسوی الخادمی، الاحقر ابوالحسن الموسوی شمسآبادی، محمد الاحمدآبادی (طیبزاده)، الاحقر ابطحی سدهی».[27]
± اوضاع امروز اصفهان
قسمت اعظم بازار اصفهان امروز بسته است و صاحبان آنها محل کسب خود را ترک گفتهاند. به طوری که در بیشتر ساعات امروز، بازار اصفهان به غیر از مأموران انتظامی، افراد دیگری را به ندرت دیده است. در این میان گروهی میکوشیدند که مغازههای خیابانها را هم ببندند؛ اما از اقدام آنها جلوگیری شد. در ساعت 8 امشب حدود پانصد نفر از مردم معترض اصفهانی طبق برنامة از قبل اعلام شده در خیابان چهارباغ جمع شده، آمادة برپایی تظاهرات بودند که از بین آنها فردی به نام مصطفی خلیلیان رهبری تظاهرات را بر عهده گرفت و در این امر پیشگام شد. او شغل خیاطی دارد که بلافاصله به وسیلة مأموران دستگیر شد. با دستگیری وی، مردم هم پراکنده شدند. چندی بعد عدهای درصدد انجام تظاهراتی در جلوی سینمای ساحل اصفهان برآمدند و خواستند که سینما را به آشوب بکشند اما با دخالت مأموران، موفق به انجام تصمیماتشان نشدند. با وجود این، چند باب از سینماهای شهر تلفنی مورد تهدید و حمله قرار گرفتهاند. از اینرو مأموران در اطراف سینماها به نگهبانی مشغولند. در سوی دیگر، درِ فرعی حظیرتالقدس توسط چند تن به آتش کشیده شد که پیش از رسیدن مأموران آتشنشانی، مأموران انتظامی آتش را مهار و خاموش کردند. با وجود این قسمتی از در حظیرتالقدس سوخت. در ادامة همین درگیریها و تظاهرات، پنج نفر از اعضای حزب زحمتکشان و یک طلبه و هفت نفر دیگر که مردم را به برپایی تظاهرات تحریک میکردند، دستگیر شدند. در ساعات پایانی روز دو نفر دیگر به اسامی زیر دستگیر شدند که با آنها جمع دستگیر شدههای امروز در اصفهان به پانزده نفر رسید. حسن قلعروز که به چراغسازی مشغول است و به اتهام فروش عکس آیتالله خمینی دستگیر شد، از وی هزار قطعه عکس آیتالله به دست آمد. نفر بعدی پرویز خسروی نام دارد که شاگرد کفاشی است و چون مردم را برای انجام تظاهرات و بستن مغازههای بازار تحریض و تحریک میکرد، دستگیر و به ساواک اصفهان تحویل شد.
از نجفآباد اصفهان هم خبر میرسد که جمعی از روحانیون، کسبه و بازاریان در مسجد بازار نجفآباد به تحصن نشستهاند و مغازههایشان را بستهاند.[28] با وجود این، اوضاع در نقاط دیگر شهر آرام و عادی است.[29] عدهای از اهالی هم در تلگرامی برای محمدرضا شاه که مفاد آن را برای آیات عظام سیداحمد خوانساری و سیدکاظم شریعتمداری فرستادهاند، مراتب تأثر خود را از دستگیری آیتالله خمینی ابراز داشتند.[30]
± محکومیت چند نفر در قزوین
ساواک قزوین با ارسال گزارشی به سازمان متبوع خود در تهران خبر داد که برابر اعلام دادستانی، پادگان قزوین پروندة شش غیر نظامی که به پخش اعلامیة مضره و اخلال در نظم منطقه و تحریک مردم به بلوا و اغتشاش و همبستگی با آقای آیتالله خمینی، مجرم شناخته شدهاند، در بازپرسی شمارة 2 مورد بررسی قرار گرفت. بازرسی مزبور آقایان جعفر چایچی، غلامحسین امینی (مشهور به غنچه) و محمود شاعری را محرکین اصلی تظاهرات و حوادث روز 15 خرداد جاری در آن شهر شناخته، ایشان را محکوم کرد که هر کدام به مبلغ پنجاه هزار ریال، وجهالضمان در اختیار دادستانی گذارند. برای یکی از سه نفر باقی مانده، کفیل پنجاه هزار ریالی، و برای دو دستگیرشدة دیگر، وجه التزام تعیین گردید که باید تأمین نمایند. با استناد به گزارش ساواک قزوین، ساواک تهران ضمن ارائة گزارشی به ریاست ساواک مرکز یادآور شده است که جرم افراد مزبور محرز و با مدارک موجود دستگیر شدهاند. بنابراین برای آنکه مجدداً به عملیات خود ادامه داده و سوءنیت خود را عملی سازند، به طریقی در دستگاه دادرسی رسوخ نموده و با سپردن کفیل یا وجهالضمان مختصر، قریباً از زندان آزاد [خواهند شد] و کار مأمورین را بیش از پیش مشکل و شاید کنترل آنان را غیرممکن میسازند. مراتب جهت هرگونه اقدام مقتضی و آموزش لازم به لشکر گارد به استحضار میرسد».[31]
± اعلامیة نهضت آزادی
جمعیت نهضت آزادی ایران از جمله تشکلهایی است که علیرغم لطمات گوناگونی که در ماههای اخیر متحمل شده، همچنان در سازماندهی مبارزات علیه دولت پهلوی سهم مؤثری ایفا کرده، سران آن کوشیدند که در کنار مخالفان برنامههای غیر قانونی دولت ایستادگی نمایند. در روزهای اخیر تعدادی از سران و اعضای فعال این جمعیت دستگیر و زندانی شدند. با وجود این، رهبران آن به تحلیل حوادث دو، سه روز گذشته پرداختند و با صدور اعلامیهای سعی کردند که ضمن بیداری و آگاهیبخشی، ریشههای بروز چنان رویدادهایی را تشریح نمایند. امروز اعلامیهای از سوی نهضت آزادی ایران منتشر گردید که با وجود دارا بودن عبارات احساسی و عواطفبرانگیز از جهات مختلف قابل تعمق است. متن اعلامیة مزبور چنین است: «خون، سراپای وطن تبآلود و اسیر ما را پوشانیده است. سربازان گمنام راه آزادی و ایمان، در برابر سپاه چنگیزی دژخیم بزرگ به خاک و خون میغلتند. ... آری، در مذهب جان دادن و تسلیم ناشدن پرورش یافتهاند و از شکوه قدرت دربار نمیهراسند. کسانی که امروز کوچهها و خیابانها و کوهستانهای ایران را با خون خویش رنگین ساختهاند، از مکتب بزرگترین شهید راه حق، آزادی و انسانیت حسین(ع) درس جانبازی و شجاعت آموخته و در روز قیام او قیام کردهاند. ... هموطنان! آتش و خون همه جا را فراگرفته. شاه در معرض فنا و نابودی است. رژیم پوسیدة او دیگر نمیتواند در برابر ارادة شما قوام و دوام بگیرد. او رفتنی است. هوشیار باشید. چون ممکن است استعمار وقتی کار را به این صورت ببیند، با یک کودتا رژیم شاه را برانداخته، برای اینکه مردم را بفریبد، کاری تند و انقلابی راه بیندازد. این نقشة دیرینة استعمار است. او میداند شاه شناخته شده و دیگر کاری از دست او ساخته نیست. حتی نوکری هم نمیتواند بکند. ... شما میدانید که در مملکت ما، نانآور خانواده مرد است. اما صدها نانآور به خاطر سعادت شما و استقلال و آزادی ایران عزیز قطعهقطعه شدند. شاه آنها را قطعهقطعه کرده است. به خانوادههای آنها کمک کنید. هر طور و به هر اندازه که میتوانید، کمک کنید. آنها را تسلیت بدهید. تسلیت آنان، گرفتن انتقام از شاه آدمکش است. صندوق شهدا و زندانیان درست کنید. ... سرنگون باد رژیم منفور شاه. مرگ بر اسرائیل ارباب پلید شاه. درود به روان پاک شهدای خونینکفن ملت ایران. سلام به مصدق عزیز رهبر نهضت ملی ایران. درود بر روحانیون دلاوری که با قیام مردانة خود، قیافة یزیدی شاه را به جهانیان نمایاندند. سلام به زندانیان، رهبران و اعضای جبهة ملی که در زندان استبداد به سر میبرند. سلام به مادران، پدران، خواهران، فرزندان، برادران داغدیده و عزیز گمکردة ایران».[32]
± اعتصاب بازار زنجان
اگرچه روز گذشته تلاش عدهای از اهالی زنجان برای به تعطیلی کشاندن بازار و شروع اعتصاب به نتیجه نرسیده بود، اما کوشش برای بستن بازار زنجان همچنان ادامه دارد. به طوری که بازار زنجان در ساعات اولیة امروز بسته شد. ساعتی بعد تعدادی از بازاریان به منزل امام جمعة زنجان رفته، از او کسب تکلیف کردند که چه کنند. امام جمعه نیز آنان را به بازار برگرداند و از ایشان خواست که دکانهایشان را باز کنند. با وجود این دو نفر از بازاریان به نامهای حاجیحسن و حسین نبطیه، خرازیفروش بازار بزرگ، حاضر به بازکردن مغازههایشان نشدند و دیگران را برای تعطیل نگهداشتن بازار و شروع اعتصاب، تشویق و تحریک کردند. حتی گروهی از بازاریان را که دکانهای خود را باز کرده بودند، تهدید میکردند، اما با دخالت مأموران مسلح انتظامی موفق نشدند. به دنبال آن از ساعت 10 صبح آرامش به بازار زنجان بازگشت. همچنین از امروز مأموران انتظامی و امنیتی هرگونه ورود و خروج به مسجد سلطانی را ممنوع کرده، از تماس افراد با امام جمعه جلوگیری به عمل میآورند.[33]
± عنوان نخست مطبوعات داخلی
تمامی مطبوعات کثیرالانتشار حوادثی را که دیروز در خیابانهای نقاط مرکزی پایتخت روی داده بود، پوشش خبری داده، در گزارشهای مفصلی به چگونگی وقوع آنها پرداختند. عکسهایی را نیز در لابهلای این گزارشها گنجاندهاند که عموماً صحنهها و تصاویری از خرابی و صدمات وارده به ساختمانها و وسایل دولتی و عمومی را به نمایش میگذارند. متن این گزارشها حکایت از خرابی و ویرانی، غارت و آتش و یورش دارد و طوری تهیه شدهاند که انگیزهای جز به بارآوردن ویرانی در اعتراضات مردمی دیروز، وجود نداشته است. آغازگر حملات و درگیریها در این گزارشها، تظاهرکنندگان معرفی شدهاند که مأموران انتظامی و نیروهای پلیس نیز به ناچار برای جلوگیری از پیشرفت حملات و خرابیها وارد میدان شدهاند.
روزنامة کیهان در گزارشی مبسوط بخشی از جریان کامل تظاهرات دیروز را تشریح نمود. گزارشگر کیهان سرمنشأ این تظاهرات را روزهای تاسوعا و عاشورا دانسته است که مردم آزادانه در خیابانها به عزاداری پرداختند. نیروهای انتظامی هم بدون آنکه مزاحمتی برایشان ایجاد کنند، در سطح خیابانها اوضاع را در کنترل خود داشتند. اما با ورود عدهای به جمع عزاداران، شعارهای سیاسی بر ضد دولت از میان آنها بلند شد که این امر منجر به برپایی تظاهرات به شکل گسترده شد و دامنة درگیریها را وسیعتر ساخت. بر اساس گزارش این روزنامه، منطقة بازار و خیابانهای اطراف آن دیروز شاهد بیشترین حجم تظاهرات و درگیریها بوده، سنگینی بیشماری را از طرفهای درگیر تحمل کردهاند. ساختمانهای وزارت کشور، ادارة انتشارات و رادیو، وزارت اقتصاد، وزارت دادگستری، یکی از شعبات بانک ملی (خیابان ژاله) و ادارة برق، عمدهترین محلهایی است که در گزارش روزنامة کیهان مورد حملة تظاهرکنندگان معرفی، و تصاویری از در و پنجرهها و شیشههای شکستة آنها چاپ شده است. در ادامه هم به تعدادی مغازه، اتوبوس، باجههای تلفن و بلیتفروشی، خودروهای دولتی و نظامی، تیر برقها و چراغها اشاره شده که با سنگ و آجر مورد هجوم مردم قرار گرفته، فقراتی نیز به آتش کشیده شدهاند. «ویرانیها»، «هجوم به مغازهها»، «در پارکشهر»، «باشگاه جعفری»، «ایجاد حریق»، «کارخانة برق»، «بانک و برزن»، «پاسبانها سوختند» و «میدان جنگ» از جمله میانتیترهای این گزارش است که روزنامهنگار کیهان خواسته است به واسطة آنها، عمق درگیریها و چگونگی تخریب اماکن خصوصی و عمومی را در جریان درگیریهای دیروز شرح دهد. اما در این میان، موضوعی را با عنوان «حمله به بانوان» هم پیش کشیده که بر پایة آن، تظاهرکنندگان هرجا که زن بدحجابی را مشاهده میکردند، بدو هجوم میبردند و شدیداً وی را مجروح و مضروب میساختند. «در خیابان ناصرخسرو سه بانوی کارمند دولت به سختی مجروح شدند و در نقاط دیگر جمعاً هفت بانوی بیحجاب مورد حملة مهاجمین قرار گرفتند. کسانی که بانوان را مورد حمله قرار میدادند، ضمن دادن ناسزا و مضروب ساختن آنان به آنها میگفتند باید چادر به سر کنید». گزارشگر کیهان در ادامه با اشاره به استقرار حکومت نظامی که در ساعات پایانی دیروز از سوی دولت اعلام شد، کوشیده است برقراری آرامش را در تهران به خوانندگان خود القا نماید.[34]
در این میان روزنامة کیهان اینترنشنال که صبح هر روز به زبان انگلیسی در تهران منتشر و توزیع میگردد، به تعداد کشتهها و آسیبدیدگان حوادث دیروز توجه نموده، به عنوان نخستین نشریة داخلی، آمار کشتههای دیروز را بالغ بر صدها نفر اعلام کرد.[35]
± ناآرامیهای ایران در رسانههای بیگانه
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشهای متعدد، اوضاع داخلی ایران را به صورت گسترده پوشش خبری داده، علاوه بر استفاده از نظریات و تحلیلهای مفسران سیاسی، اعلام کرد که: «بامداد دیروز چند هزار نفر سیاهپوش که در میان آنها کودکان نیز دیده میشدند، به ایستگاه رادیوی ایران حمله کردند و اتومبیلهای مقابل آن و ویترین نمایش عکس این اداره را در هم شکستند». در ادامه هم توان نظامی قوای دولتی را بالا دانسته، یادآور شد که: «واحدهای نیرومند نظامی موفق شدهاند تظاهرکنندگان را از برابر رادیوی ایران پراکنده سازند». به گفتة این خبرگزاری: «آشوبگران در نتیجة تعقیب پلیس، در سرِ راه خود همة اتومبیلهایی را که عبور میکردند، درهم شکستند و پنجرهها و شیشهها را خرد کردند».[36]
خبرگزاری رویترز هم ضمن تأکید بر آشفته بودن اوضاع داخلی ایران اضافه کرده است که هنوز در برخی از نقاط شهر تهران، آتشسوزی ادامه دارد. این خبرگزاری هیچ آماری دربارة تعداد کشتهها و زخمیها نمیدهد و وضعیت حاکم بر شهرهای مهم ایران را به یک جنگ واقعی شبیه دانسته است.
در بخشی از گزارش خبرگزاری فرانسه هم تصویری از وضعیت عمومی شهر تهران ارائه شده است. با این توضیح که چراغهای راهنمایی و رانندگی در بیشتر چهارراهها شکسته شده، باغبانان شهرداری در کمال آرامش چمنهای خود را آب میدهند و دکانداران جلوی مغازههای خود را تمیز و سعی میکنند که به وسایل دکانهایشان نظم بدهند. لاشههای ماشینهایی که در جریان تظاهرات دیروز به آتش کشیده شدهاند، توسط خدمات شهرداری از سطح خیابانها جمع شده است. این خبرگزاری به تیتر روزنامههای صبح تهران هم توجه نمود، افزود که این نشریات با تیترهای بسیار درشت، خبر مربوط به استقرار حکومت نظامی در پایتخت را چاپ کردهاند.[37]
± اخبار ایران در مطبوعات همسایگان
رسانههای گروهی و مطبوعات کشورهای همسایه نیز وقایع داخلی ایران را در چند روز گذشته پوشش خبری مناسبی داده، با پرداختن به این موضوع و چاپ و انتشار مقالات و تصاویری از این وقایع، اوضاع داخلی کشور را بازتاب دادند. به گونهای که رادیو مسکو در برنامة بخش فارسی خود ضمن تأکید بر ارتجاعی بودن اعتراضات مردمی در ایران، اظهار داشت: «عناصر ارتجاعی ایران که از اصلاحات این کشور، مخصوصاً اصلاحات ارضی ناراضی هستند و افزایش حقوق اجتماعی و توسعة آزادی زنان ایران را باب میل خود نمیبینند، امروز در تهران و قم و مشهد تظاهراتی خیابانی برپا کردند. رهبران بلوا و محرکین اصلی آن برخی از رهبران مذهبی بودند. عناصر ارتجاعی بازار را به آتش کشیدند. چند مغازه را مورد حمله قرار داده و غارت کردند. اتومبیلها و اتوبوسها را درهم شکستند و به چند ادارة دولتی نیز حملهور شدند».[38] افزون بر رادیو مسکو، نشریات ترکیه هم کوشیدند که از دیگران عقب نمانده، ضمن چاپ مقالاتی، به تشریح و تحلیل وضعیت و ناآرامیهای داخلی ایران بپردازند. روزنامة ینیاستانبول چاپ ترکیه در مقالهای علاوه بر اینکه اوضاع داخلی کشور همسایة خود را وخیم دانست، مخالفان را افرادی مفسدهجو برشمرد که بر ضد دولت قانونی ایران دست به قیام مسلحانه زدهاند: «اخبار خبرگزاریها بیشتر در مورد تلفات زدوخوردهای خیابانها و کوچهها ثابت نمود که تظاهرات مزبور یک جنبة قیام مسلحانه از طرف مفسدهجویان علیه حکومت قانونی دولت ایران است. مفسدهجویان و مفسدین با پیراهنهای سیاه و مجهز به اسلحه در مرکز بازار اجتماع نموده و به مرکز رادیو و عمارات دولتی حملهور شدند. اینها اغلب از طرفداران بعضی از رهبران مذهب شیعه بودند و مقصود از تظاهرات آنها، ابراز مخالفت با اصلاحات ارضی است که شاهنشاه جوان ایران قصد اجرای آن را دارد». این نشریه در ادامه به طبقهبندی مخالفان پرداخته، مینویسد: «مخالفت مالکین عمدة اراضی با قانون اصلاحات ارضی از صورت مخفی درآمده و علنی شده است و استعمال اسلحه از طرف تظاهرکنندگان دال بر آن است که اجتماع گروهی از مردم به عنوان اعتراض به قدمهای اصلاحی و قیام مسلحانه علیه دولت اصلاحطلب میباشد». نویسندة مقالة روزنامة ینیاستانبول دربارة حوادث اخیر ایران در بخش دیگری با اشاره به دوران زمامداری دکتر مصدق که مردم علیه حکومت و سلطنت محمدرضا پهلوی دست به قیام زدند، یادآور شده است که: «در دورة مصدق از طرف فداییان اسلام که یک سازمان مرتجعانه بود، تخت طاووس ایران مورد تهدید قرار گرفته بود و اینک مجدداً دستة دیگری دستورات فوق را از همان مرکز ارتجاعی اخذ [میکنند] و قصد تهدید تخت و تاج شاهنشاهی ایران را در سر میپرورانند». این مقاله در ادامه مدعی شده است که آخرین اطلاعات موجود دربارة اوضاع داخلی ایران را در بردارد و به گونهای اشعار داشت: «تا لحظة درج مقاله، اخبار واصله حاکی است که قوای دولتی در تهران کاملاً بر اوضاع مسلطاند. ولی این زدوخوردهای اخیر برای ایران اثرات و نتایج غمانگیزی ایجاد کرده است. غیر از تعداد زیادی تلفات و مجروح، ممکن است خطری که رژیمِ دولت همسایة ما را تهدید میکند، به صورت یک سازمان مرتب و نو درآمده و با دولت، مبارزة خود را در معابر عمومی شروع کرده است، نتایج وخیمی دربرداشته باشد». در پایان این گزارش آمده است که: «حوادث اخیر ایران کاملاً مؤید نظریات کرملین شناسان میباشد. کمونیستها گاهگاهی از حوادثی که در ظاهر برخلاف مرام و رژیم آنها است، استفادههای لازم را در مورد تحمیل نفوذ خود در آن کشور میکنند».[39]
± رژیم صهیونیستی و قیام 15 خرداد
رادیو اسرائیل با تحلیل اخبار مربوط به وقایع دیروز ایران، درصدد است دشمنی و رقابت اسرائیل و مصر را به رخ بکشد. برای پرداختن به این موضوع، مقالهای که در یکی از روزنامههای چاپ اسرائیل چاپ شده، توجه این رادیو را به خود جلب کرده است. این رادیو به نقل از مقالة یادشده، به اتهامات صریح دولت ایران اشاره نموده است که وقایع اخیر را به دخالتها و نقش توطئهآمیز سرهنگ ناصر نسبت دادهاند. بنابراین افزوده است که ادعای دولت ایران در این باره، یکبار دیگر به جهانیان نشان میدهد رژیم مصر تا چه اندازه در ایجاد اختلاف و دسیسهبازی و توطئهچینی در کشورهای خاورمیانه دست دارد.[40]
± خشم مردم ایران به روایت روزنامة الاهرام مصر
روزنامة الاهرام مصر در مقالهای سخن از شعلهور شدن آتش خشم مردم ایران به میان آورده، حوادث دیروز را از زاویة اعتراض به اقدامات دولت ایران تحلیل کرد. این روزنامه مرکز اعتراضات و خشم ملت ایران را تهران دانست که به دیگر شهرها هم سرایت کرده است. همچنین به نیروی نظامی و ارتش شاه اشاره نمود که با تانک و توپ و زرهپوش به خیابانها آمده، صدها نفر از تظاهرکنندگان را کشته و زخمی کردند. نویسندة مقالة الاهرام مصر تظاهرات دیروز مردم ایران را قهرآمیز برشمرد و به نقل از ناظران سیاسی، آن را شدیدترین اعتراض و تظاهرات ضد شاهی دانست که پس از سقوط دولت دکتر مصدق، روی داده است. در ادامه هم ضمن آنکه آیتالله خمینی را زعیم دینی تظاهرکنندگان معرفی نمود، افزود که با دستگیری وی، تظاهرات به یک انقلاب کاخبرانداز تبدیل شده، لحظهبهلحظه گسترش پیدا میکند. مقالة یادشده، تعداد کشته را در همان ساعات اولیه صدها نفر اعلام کرد.[41]
± شهدا و زخمیهای 15 خرداد
طبق آماری که تا ساعت 11 ظهر امروز به دست آمده، تعداد کشتهها و زخمی حوادث دیروز به شرح زیر است:
بیمارستان سینا: از بامداد دیروز تاکنون جمعاً 43 نفر مصدوم تحت درمان قرار گرفتند که از این عده، هشت نفر در درمانگاه سرپایی پانسمان شدند و بقیه در بخش جراحی تحت عمل قرار گرفتند. پنج نفرشان به علت شدت جراحات وارده، درگذشته. از افراد باقیمانده هم تا صبح امروز 23 نفر که اندکی بهبود یافته بودند، مرخص شده، بقیه هنوز در بیمارستان بستری هستند.
بیمارستان پهلوی: از مجروحین دیروز 53 نفر به این بیمارستان انتقال یافتند که یک نفرشان فوت شده است. جراحت 24 نفرشان مداوا و از بیمارستان مرخص شدهاند.
بیمارستان لقمانالدوله: از هجده مصدوم انتقالی، حال ده نفر رضایتبخش است. اما حال سه نفر از آنها خطرناک گزارش شده است.
بیمارستان رازی: 27 نفر از مجروحین به بیمارستان رازی منتقل شدهاند که جملگی تحت درمان قرار گرفتند. از این افراد، ده نفر بلافاصله پانسمان و مرخص شدند و بقیه هم بستری میباشند. حال پنج نفر از بستری وخیم است.
بیمارستان شیر و خورشید سرخ: حال هفت نفر از چهل مصدومی که در بیمارستان مزبور بستری هستند، به شدت وخیم بوده، همچنان در حال اغما به سر میبرند.
بیمارستان بازرگانان: از 57 نفری که برای مداوا به این بیمارستان انتقال یافتند، هفت نفر به علت شدت جراحات وارده درگذشتهاند.[42]
± تردد آمبولانسها در پایتخت
آمبولانسها امروز در بیشتر خیابانهای پایتخت دیده میشوند. چندتا از آنها هم در اطراف گورستان مسگرآباد دیده شدهاند. حتی روی یکی از آمبولانسها که به رنگ سفید بوده، لکههای خون دیده شده که گمان برده میشود این آمبولانس حامل اجساد کشته بوده است. این خبر را خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرده، در ادامه یادآور شده که گارد و نگهبانان گورستان مزبور آمادگی لازم را برای پذیرش و دفن اجساد داشته است. جلوگیری آنها از تجمع و ورود خویشان و بازماندگان مقتولین[43] از دیگر موضوعاتی است که آسوشیتدپرس بدان توجه کرده، افزوده است که با این کار سعی میشود از تظاهرات ضد دولتی جلوگیری به عمل آید.[44]
± آرایش نظامی تانکها در خیابانهای تهران
23 تانک سنگین در مقابل کلانتریهای مرکزی تهران و وزارت امور خارجه آرایش نظامی به خود گرفتهاند. هفت تانک سنگین و شش دستگاه جیپ مجهز به مسلسل هم اطراف ادارة پست و تلگراف را احاطه کردهاند. افزون بر این، بیشتر ساختمانهای دولتی، استانداری، دانشگاه تهران، بانکها، ادارة رادیو و سایر ادارات دولتی در نقاط مرکزی تهران، در حفاظت قوای ارتشی و انتظامی است. سرنشینان تانکها و جیپهای نظامی در حال آمادهباش کامل به سر میبرند. به طوری که اعلام شده، هرگاه فرد یا افرادی را مشاهده کنند که مقررات حکومت نظامی را نقض میکنند، مجازند به سمت آنها مستقیماً تیراندازی نمایند. تمام کرکرهها و درهای مغازهها در بازار و معابر عمومی بسته است و تعداد زیادی از کرکرههای آنها هم بر اثر شلیک گلوله سوراخسوراخ شده است. لاشة بسیاری از ماشینهایی که در دو روز گذشته آسیب دیده و درهم کوبیده شده بودند، از سطح خیابانها جمعآوری شدهاند. بیشتر خیابانها، پاکسازی شده است. اما چراغهای شکستة راهنمایی و رانندگی، ایستگاههای واژگون شدة پلیس با چترهای فلزی آنها، شیشههای شکسته و اتاقکهای سرنگون شدة بلیتفروشان شرکت واحد اتوبوسرانی همچنان در بسیاری از خیابانها به چشم میخورد.[45]
± مغازهداران میدان میوه و ترهبار تهران در تظاهرات
در میدان ترهبار و میوهفروشان تهران شایع شده است که رمضانیخی، حسینآقا مهدی، طیب حاجرضایی و میدانداران بزرگ با یکدیگر همپیمان شدهاند که برای برپایی تظاهرات و مقابله با مأموران دولتی وارد کار شوند. گفته میشود که آنان عهد بستند که اقداماتشان را از امروز آغاز کنند.[46]
± بستنشینی در مدرسة علمیه کمالیه خرمآباد
ساواک گزارش داده است که به دنبال حوادث دیروز، عدهای از روحانیون لرستانی قرار بر این داشتند که امروز در مسجد (مدرسه) علمیة کمالیة خرمآباد به بست بنشینند. حتی گفته میشود که آیتالله کمالوند عدهای را فراخوانده، آنان را به روستاهای نزدیک خرمآباد مانند تجره و زاهدشیر و ماسور فرستاده بود که امروز به داخل شهر بیایند و با سرهای گِلمالیده در سطح شهر خرمآباد بگردند و در ادامه به منزل وی هجوم برند و عمامه و عبای او را پاره کنند. با این عنوان که چرا ساکت نشسته است. مگر مسلمان نیست! افزون بر این روحانیون خرمآباد تصمیم داشتند که در مسجد کمالیه تجمع کنند و به دنبال آن تظاهراتی به راه اندازند.[47] اما عوامل امنیتی و کشوری از قصد ایشان خبردار شدند و فرماندار کل، رئیس دادگستری، دادستان و سرپرست شهربانی لرستان در محل فرمانداری کل گردهم آمدند و مصوب کردند که اجتماع روحانیون و مردم را در آن مسجد برهم زنند. درپی آن، قوای شهربانی مسجد مزبور را محاصره و از ورود روحانیون و مردم به درون آن جلوگیری کردند.[48] در این میان آیتالله کمالوند اعلام نمود که افسر شهربانی هنگام پراکندن مردم، به طلاب و روحانیون اهانت کرده است و از حضور در مسجد کمالیه و اقامة نماز جماعت خودداری میکند.[49]
± آمادهباش دانشکدة افسری
در ساعات اولیة امروز در دانشکدة افسری وضعیت آمادهباش اعلام گردید و به همة افسران و دانشجویان توصیه شد که به حال مسلح، آمادة دریافت و اجرای دستورهای مافوق باشند. این حالت در دانشکدة افسری از آنروی برقرار شده است که احتمال میرود برای مقابله با تظاهرکنندگان خیابانی، نیروی نظامی بیشتری مورد نیاز بوده، به منظور رویارویی با مردم، از قوای مستقر در این دانشکده هم استفاده شود.[50]
± بازگرداندن آیتالله میلانی از نیمة راه تهران
در پی دستگیری آیات عظام خمینی، قمی، محلاتی شیرازی و بسیاری دیگر از روحانیون معترض، آیتالله سید محمدهادی میلانی برای رفتن به تهران آماده شد. بلیتی هم به وسیلة یکی از اطرافیانش به نام حاجغلامرضا بهزادیان تهیه شده بود. اما هنگام خروج از منزل، کفیل ساواک مشهد وی را مورد سؤال قرار داد که کجا تشریف میبرد؟ آیتالله میلانی نیز در پاسخ بدو گفت: «به تهران برای اعلام هماهنگی و همبستگی با آقایان دستگیرشده». به هر روی آیتالله میلانی چند دقیقهای قبل از آنکه هواپیما به سمت تهران به پرواز درآید، با یک فولکس به فرودگاه رسید. در هواپیما برخی از خدمهها رویدادهای تهران را به مسافران از جمله برای وی توضیح میدادند. ولی هنوز دقایقی از پرواز هواپیما نگذشته بود که خلبان اعلام کرد باید به فرودگاه مشهد بازگردد. مسافرین در ابتدا هراسان شدند. اما خلبان توضیح داد که طبق دستور استاندار خراسان مجبور است در فرودگاه مشهد به زمین بنشیند.
وقتی هواپیما در مشهد فرود آمد، تیمسار عزیزی (استاندار خراسان)، کفیل ساواک مشهد و مینباشیان منتظر بودند. رئیس فرودگاه به داخل هواپیما رفته، از مسافرین خواست که فعلاً پیاده نشوند. اما از آیتالله میلانی و پسرش، سید محمدعلی میلانی، خواهش نمود که هواپیما را ترک گویند. بعد از آن، استاندار از آیتالله خواست که با ماشین شخصیاش به منزل بروند. ولی آیتالله میلانی نپذیرفت و با یک تاکسی به محل سکونتش بازگشت.[51]
± نقش سخنرانی روحانیون در هدایت افکار عمومی
سازمان اطلاعات و امنیت کل کشور (ساواک) در گزارشی با اشاره به سخنرانیهای دهة اول ماه محرم که توسط روحانیون و وعاظ مشهور مانند حجتالاسلام محمدتقی فلسفی در مسجد آذربایجانیهای تهران برپا میشد، تأکید کرد که در این مجالس اعلامیهها و عکسهای متعددی از آیتالله خمینی انتشار یافته، شعارهای کنایهداری علیه شاه داده شد به گونهای که وعاظ او را به نام یزید و دستگاههای یزیدی و مریدان یزید مورد خطاب قرار دادهاند. گزارش ساواک در ادامه به تأثیرات این مجالس سخنرانی پرداخته، آورده است که: «فعالیت این دست از وعاظ، عکسالعمل بسیار بدی در بین تودة مردم داشت. حملات دستة روحانیون و ملایان در روی منابر علیه شاه و دولت، حیثیت دستگاههای دولتی را پایین آورده و اگر حملات دستجمعی ملاها و دستگاههای روحانی در دو ماهة محرم و صفر ادامه یابد، یقیناً سبب تهییج افکار عمومی خواهد شد و به تدریج نفوذ معنوی روحانیون و ملاها زیاد [خواهد شد] تا جایی که نفوذ کلام و اثر اعلامیه و یا نشریات آنها حوادثی نظیر آنچه در مشروطیت ایران میگذشت، به وجود [خواهد] آورد».[52]
± پخش میوه و شیرینی بین سربازان
عدهای از دانشجویان و بانوان تهرانی بین سربازان جلوی بازار، میدان توپخانه و چند نقطة دیگر شهر، میوه و شیرینی پخش مینمایند. این اقدام آنها از سوی مأموران ساواک به عنوان نقشهای تلقی شد که مردم میخواهند با این رفتارها سربازان دولتی را اغفال نموده، ضمن برانگیختن احساسات نوعدوستانه، آنها را تشویق به سرپیچی از دستورات صادره کنند.[53]
± تبلیغ برای آیتالله خمینی
ازقندی، یکی از منشیان دادگاه ناحیه 4 شهرداری تهران، مدتی است به منازل آیات عظام سیدمحمد و سیدجعفر بهبهانی رفتوآمد داشته، در محل کارش (واقع در روبهروی دخانیات) با بیان مطالبی علیه هیئت حاکمه، آشکارا برای آیتالله خمینی و روحانیون تبلیغ نمود. با این کارِ ازقندی، کارمندان و رُفتگران محل به مخالفت با سخنان او پرداخته، محیط دادگاه متشنج گردید.[54]
± تجلیل جبهة ملی از آیتالله طالقانی
در جلسات اعضای جبهة ملی صحبت از این است که افراد و طرفداران جبهة ملی باید مسجد هدایت را تقویت کنند و از آیتالله طالقانی نهایت تجلیل را در هر زمینه به عمل آورند. چرا که وی مسئول فعالیت انتخاباتی جبهة ملی شده و مأموریت دارد که در مسجد مزبور مرتباً سخنرانی نماید.[55]
± محدودیت ورود و خروج دانشجویان به دانشگاه تهران
شیبانی، مدیرکل دبیرخانة دانشگاه تهران با استناد به اطلاعیهای اعلام کرد که طبق تصمیم رؤسای دانشکدههای آن دانشگاه، از روز شنبه (18 خرداد ماه جاری) منحصراً دانشجویان هر دانشکده که درس یا امتحانی دارند، از در ورودی مخصوص همان دانشکده با ارائة کارت تحصیلی میتوانند وارد دانشگاه شوند.[56]
± احتمال گرداندن اجساد کشتهشدگان در بازار تهران
در بین مردم خبری پخش شده که بر اساس آن گفته میشود عدهای از مخالفان دولت در نظر دارند اجساد کشته حوادث اخیر را در ساعت 5 بعدازظهر به بازار آورده، پس از گردش در داخل بازار و خیابانهای اطراف آن، برای دفن به محل دیگری ببرند.[57]
± ادعای دریافت پول توسط تظاهرکنندگان
دکتر شفائیان، رئیس بیمارستان شهرداری واقع در خیابان مولوی که تعدادی از مجروحان حوادث دیروز هم در آن بیمارستان بستری شدهاند، ادعا کرد برخی از مجروحین در حین مداوا گفتهاند ما افراد بدبخت و بیکاری بودیم که با دریافت نفری سی الی پنجاه ریال بدون اینکه از منظور و واقعیت ماجرا اطلاعی داشته باشیم، در تظاهرات شرکت کردیم. این ادعای وی را مأمور ویژة ساواک امروز به سازمان متبوع خود گزارش کرده است.[58] گفتنی است که ساواک مرکزی پس از دریافت این گزارش، ضمن آنکه مفاد آن را قابل توجه دانست و مقرر نمود که از مجروحین مزبور تحقیقات لازم در این باره معمول دارند، به ساواک تهران، شهربانی و فرمانداری نظامی هم یادآور شد که در این زمینه اقدام گردد.[59]
± بیانیة کنفدراسیون دانشجویان ایران
اجتماع گروهی از اعضای کنفدراسیون دانشجویان ایران که از عصر دیروز در مقابل ساختمان سازمان ملل متحد آغاز شده بود[60] امروز نیز ادامه یافت. آنان که حدود بیست نفر بودند، برای شهدای دیروز (15 خرداد ماه جاری) مراسم بزرگداشتی برپا داشته، با دادن شعارهایی خواستار آزادی انتخابات در موطن خود شدند. شعارهایی که با خود حمل میکردند، به خواستههایشان در مورد اجرای اعلامیة حقوق بشر دربارة مردم ایران اشاره داشت. در برخی از آن شعارها هم خواسته بودند که شاه باید برود. در پایان هم بیانیهای منتشر کردند که در قسمتی از آن آمده است: «ناسیونالیستهای ایران مخالف با اصلاح ارضی یا آزادی زنها و مبارزه علیه بیسوادی نیستند، بلکه مخالف شاهی هستند که از طرف سرمایههای دولت آمریکا و اسلحة آمریکایی حمایت میشود». در پایان این اجتماع، از سوی دانشجویان اعلام شد که فردا صبح هم تجمع خواهند کرد و تظاهراتی را انجام خواهند داد.[61]
± فرار فعالان نهضت آزادی
ساواک به نقل از برخی از هواداران جمعیت نهضت آزادی ایران گزارش کرده است که دولت در روزهای اخیر توانسته است با دستیابی به دستگاه چاپ و پلیکپی و دستگیری تعدادی از سران و نویسندگان نشریات وابسته به نهضت، تشکیلات آن سازمان را از بین ببرد. این وضعیت باعث شده است که دیگر اعضا و فعالان آن هم متواری شده، به زندگی مخفی رو کنند؛ هرچند تلفنی با یکدیگر در تماس هستند.[62] این درحالی است که جمعیت مزبور با انتشار اعلامیهای اوضاع اخیر کشور را تحلیل و تشریح کرده است.
± فعالیتهای ضد پهلوی خسرو قشقایی
سرهنگ سی.ام. پوستون (وابستة نیروی زمینی ایالات متحدة آمریکا در ایران) در گزارشی «خیلی محرمانه» با عنوان «نقشة خسرو قشقایی» ضمن تشریح وضعیت کنونی ایران، از فعالیتهای ضد حکومتی وی پرده برداشت. خلاصة مهمترین مواردی که گزارش مزبور به آنها پرداخته بدین شرح است: 1ـ خسروخان قشقایی و مادرش در نظر دارند در آیندة نزدیک آلمان را ترک نمایند. چون پاسپورت آنها ضبط گردیده است. وی مقصد نهایی خود را فاش نمیسازد ولی طبق اظهارات منبع گزارشدهنده سعی دارد به داخل ایران نفوذ نماید. 2ـ قرار است تظاهرات دانشجویی در آیندة نزدیک در اروپا برگزار و به سفارتخانههای ایران حمله شود. 3ـ خسروخان مدعی است که دانشجویان ایرانی مقیم اروپا به وی 25 هزار دلار کمک کردهاند. او در نظر دارد با این پولها سلاح خریداری کند. تفنگهای کالیبر 45/0 (امـ3)، تفنگهای اتوماتیک براونینگ، موشکاندازهای کالیبر 5/3 و مواد منفجرة پلاستیکی، سلاحهای مورد نظر وی برای خرید است که ابراز امیدواری میکند بتواند اینها را به ایران منتقل کند و در آنجا برای از بین بردن خطوط ارتباطی دولت و عملیات تروریستی به کار بگیرد. 4ـ وی معتقد است که ترکهای بختیاری گروه بعدی قبیلهای هستند که در نهضت مقاومت علیه دولت شرکت خواهند کرد. البته به استثنای پیروان جوانرودی. 5ـ خسروخان اگر بتواند وسایل تبلیغاتی لازم از قبیل رادیو، بلندگو و تجهیزات فرستنده به دست آورد، میخواهد به یک مبارزة تبلیغاتی به طور همزمان با حملات خود علیه خطوط ارتباطی دولت دست بزند. 6ـ به گفتة وی قبایل جنوبی تاکنون توانستهاند تعداد 25 هزار تفنگ از ارتش ایران و ژاندارمری در فارس به دست آورند. همچنین تفنگهای موجود در فارس بیشتر از نوع تفنگهای جنگ جهانی دوم، انگلیسی است. در این منطقه هر خشاب فشنگ تفنگ امـ1 به مبلغ پنج تومان (تقریباً معادل 66 سنت) به فروش میرسد. 7ـ خسروخان ادعا دارد که با تیمور بختیار رابطة نزدیک برقرار کرده، امیدوارند که با استفاده از نفوذ بختیار در میان افسران ارتش ایران بتوانند رژیم پهلوی را ساقط کنند.
وابستة نیروی زمینی ایالات متحدة آمریکا در تهران در قسمت نظریة منبع اظهار داشته است که خسروخان قشقایی تنها یک هدف دارد و آن سرنگون ساختن محمدرضا شاه است و برای رسیدن به این هدف، خواهان اجرای عملیات چریکی شده است. او در میان قشقاییها مقبولیت یافته، به تازگی هم با بسیاری از آنها دیدار کرده است. او در مورد وقایع اخیر ایران آگاهیهای نسبتاً دقیقی در اختیار دارد و ممکن است آمار سلاحهایی که از ارتش و ژاندارمری به دست آمده، درست باشد.[63]
± تأسف روزنامة کیهان از قیام 15 خرداد
روزنامة کیهان در سرمقالة امروز ضمن توجه به حوادثی که در دو روز گذشته در تهران رخ داد، ابراز تأسف نمود و اقداماتی مانند اعلام حکومت نظامی از سوی دولت را در جلوگیری از وقوع چنین حوادثی مورد تأیید قرار داد. این روزنامه در ادامه یادآور شد که: «تأسف ما بیشتر از این است که در اینجا، در این نقطه از خاورمیانه که امنیت و آرامش و ثبات وضع آن مورد رشک و غبطه بسیاری از کشورهایی بود که از چنین امنیتی برخوردار نبودند، به هم بخورد و در اثر آن عدهای تلف شوند و جمعی مجروح گردند، زیر دست و پا بروند. از مردان کاسب و پیشهور که کاری به این کارها ندارند و دنبال کاسبی و تأمین معاش زن و بچه خود هستند، سلب آزادی و امنیت بشود. و باز هم به سبب آن حالت عصبی که ملازمه با اینگونه حوادث دارد و به افراد دست میدهد، خرابیهایی به بار آید. در و پنجرههای عمارات و ساختمآنها را بشکنند. ایجاد حریق و آتشسوزی کنند. وسائط نقلیة عمومی از اتوبوس و اتومبیل درهم شکنند و خلاصه به همه چیز و همه جا که دسترس پیدا کنند، ضرر و زیان وارد آورند». نویسندة سرمقالة کیهان در بخش دیگر، از زبان اقشار جامعه سخن گفته، خواست که نگاه آنها را در قبال این حوادث منعکس نماید: «مردم از این اعمال ناروا و اسفناک متأثرند و ممکن نیست، قبول کرد که موافق با این جریان و نظائر آن بوده باشند». سپس مسبب و صحنهگردان تظاهرات و رویدادها را «عناصر نامطلوب و ناراحت یا افرادی که ممکن است عقده و عقدههایی داشته باشند» معرفی کرد که زودتر از هر کسی تحریک میشوند و دست به کارهایی میزنند. در پایان هم برای پیشگیری از تکرار حوادث در روزهای آینده، عواطف نوعدوستی و احساسات ملی و وطنپرستی را در کنار عقاید مذهبی برانگیخته، نوشت: «صرفنظر از اینکه مقتولین و مجروحین از هر دستهای بوده و یا اینکه از مأمورین انتظامی، به هر تقدیر هممیهنان ما بوده و فقدان و ضرب و جرح آنها اسباب تأثر و تأسف است... زیان معنوی هم از لحاظ جهانی برای ملت ایران که صاحب تمدن کهن میباشد، گرانبار است و هم از حیثیات اسلامی و اخلاق عالی انسانی که دین و آیین اسلامی ما سفارش اکید کرده است که از مفسدهجویی و قتل نفس باید پرهیز کرد و هم اینکه ضرر و زیانی به کسی وارد نساخت. اصلاً دین و آیین محمدی(ص) سفارش اکید مینماید که مسلمانی نباید به مسلمان دیگر ضرر و زیانی وارد سازد و اصل لاضرر و لا ضرار فیالاسلام از اصول مسلمة فقه اسلامی است».[64]
± آزادی عدهای از بازداشتیها
در جلسهای با حضور افراد زیر که به ترتیب نمایندگی ساواک، ادارة زندان و ادارة اطلاعات را بر عهده داشتند، آزادی سی تن از دستگیرشدگان روز 15 خرداد ماه جاری مورد تصویب و تأیید قرار گرفت. سعید میرفخرایی، سرگرد صوفی و نصرتالله نصیری؛ این نمایندگان در جلسة یادشده که مقارن ساعت 13 تشکیل شد، سن و مشاغل افراد بازداشتی را مورد بررسی قرار دادند و چون معین شد که بیشتر این تعداد از دستگیرشدگان یا محصلاند یا سن قانونیشان زیر هجده سال است و چون بیشتر آنها حاضر به ابراز ندامتند، با اخذ تعهدنامة کتبی از ایشان مبنی بر اینکه دیگر در این گونه تظاهرات و تحرکات، شرکت و دخالتی نداشته باشند، تصویب کردند که در مورد آزادی آنها اقدام لازم به عمل آید.[65]
± بازداشت به جرم داشتن عکس و اعلامیة آیتالله خمینی
در حدود ساعت 3 بعدازظهر نگهبانی کلانتری بخش یک شهربانی قم، به 5 نفر مشکوک شدند که پس از توقیف، آنها را به ادارة آگاهی انتقال دادند. در آگاهی جملگی بر داشتن تعدادی اوراق و اعلامیه، به همراه قطعات عکس آیتالله خمینی اقرار نمودند.
گفتنی است که یکی از آنان، به نام حسین سعادتپور، یک جلد دفترچة جیبی هم به همراه داشت که مطالبی در آن قید شده بود. در این باره از وی بازجویی به عمل آمد که یکسره از آنها اظهار بیاطلاعی نمود. همچنین از دیگری به نام مهدی کردستانی دو برگ اعلامیه به دست آمد که یکی از آنها به نام آیتالله خمینی و دیگری به نام آیتالله سیدمحمدهادی میلانی بود. رئیس دایرة قم در گزارشی که به ساواک ارسال کرده، در مورد این شخص یادآور شده است: «او از بیان حقیقت خودداری کرده، به نظر میرسد با دستهجات و هیئتهای مختلف وابستگی داشته باشد». آمدن وی به قم را هم به عللی مربوط دانسته که فعلاً پوشیده است و خود او نیز در این باره چیزی نمیگوید. به همین سبب تصریح نموده است که کردستانی فرد مشکوکی است. ادارة آگاهی علاوه بر ضبط اوراق و عکسهای به دست آمده، چون هر پنج نفرشان را مشکوک تشخیص داد، آنها را در بازداشتگاه نگه داشت. در سوی دیگر با ارسال گزارشی به ساواک، ضمن یادآوری این نکته که این افراد نیاز به تحقیقات بیشتری دارند، از ساواک قم خواست تکلیفشان را معین نماید.[66]
± اعتراض پیشنمازان دزفول به دستگیری آیتلله خمینی
در ادامة اعتراضات به اقدامات دولت به ویژه دستگیری آیتلله خمینی، پیشنمازان دزفولی از امروز برای اقامة نماز جماعت حاضر نشدند و از رفتن به مساجد خودداری کردند.[67]
± طرح تعطیلی بازار در حمایت از آیتالله خمینی
به نقل از آیتالله محلاتی، حجج اسلام مصباحی و دستغیب در مساجد اعلام کردند که بر عموم مردم واجب است برای ابراز پشتیبانی و آزادی آیتالله خمینی، روز پنجشنبه (امروز) بازار و مغازهها را تعطیل کنند. حتی حجتالاسلام مصباحی روی منبر اعلام کرده است که ممکن است ما را امشب توقیف کنند. به همین سبب چند تن از مریدان و هواداران علما آنها را تنها نگذاشته، همراه ایشان ماندند. به طوری که عدهای از طرفداران آیتالله دستغیب با خود قالیچه آورده، در کوچه و جلوی مسجد گنج که نزدیک منزل وی واقع است، نشستند.[68]
± انتقال دستگیرشدگان شیراز به پایتخت
به دنبال آشوبها و ناآرامیهای دیروز که تا ساعت 23 شب ادامه داشت، کمیسیونی مرکب از استاندار فارس، فرمانده نیروهای جنوب، رئیس شهربانی و رئیس ساواک شیراز تشکیل گردید که این کمیسیون تا ساعت 2 بامداد امروز طول کشید. کمیسیون مزبور پس از بررسی گزارشهای متعدد دربارة حوادث دیروز دستور داد که چند نفر از روحانیون فعال شیراز به اسامی آیات بهاءالدین محلاتی، سیدعبدالحسین دستغیب، مجدالدین محلاتی، مجدالدین مصباحی، سیدهاشم دستغیب و جلالالدین آیتاللهزاده، به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور، دستگیر و روانة تهران گردند. به دنبال آن قوای نظامی هم عملیات خود را آغاز و به غیر از آیتالله دستغیب که مخفی شده، تحت تعقیب است، هر پنج نفرشان را دستگیر و به زندان شهربانی (شیراز) منتقل کردند. دستگیرشدگان در ساعت 4:30 بامداد با هواپیمای داکوتا راهی تهران شد. ساواک شیراز در ادامة گزارش خود، ضمن آنکه به حضور مأموران مراقب در هواپیمای فوق اشاره نمود، افزود که در ساعت 7 صبح مأموران لازم در فرودگاه پایتخت حاضر باشند تا مراقبتهای ضروری را بجا آورند. گفتنی است که هنگام دستگیری نامبردگان بالا، میان مأموران دولتی و چند نفری از هواداران آنها که از اول دیشب در جلوی منازلشان به گشتزنی و مراقبت مشغول بودند، زدوخوردی صورت گرفته، هشت نفر از غیرنظامیان محلی بر اثر ضربات قنداق تفنگ زخمی شدند.[69] شدیدترین این درگیریها هنگامی رخ داد که مأموران دولتی و ساواک خواستند آیتالله دستغیب را دستگیر کنند. شدت درگیری و مقاومت طرفداران وی به حدی بوده که مأموران دست به تیراندازی هوایی زدند. هواداران آیتالله نیز با فریادهای «حیدر حیدر» و «یا حسین» و «یا علی» سعی داشتند که از بازداشت وی جلوگیری کنند. فریادهای ایشان باعث شد که جمعی از ساکنان اطراف مسجد گنج از جریان بازداشت آیتالله دستغیب مطلع شوند. در این درگیریها تعدادی از جوانان شیرازی به سختی مضروب و مجروح شدند. چند تن از مأموران دولتی هم آسیب دیدند.[70] به هر روی مقاومت و شجاعت اطرافیان آیتالله دستغیب نهایتاً نتیجهبخش شده، آیتالله توانست از معرکة بازداشت دور شود و با حمایت هوادارانش به محلی امن منتقل شود. این روحانیون پس از انتقال به تهران، در زندان پادگان عشرتآباد بازداشت شدند.[71]
± تجمع و تظاهرات در مسجد نو شیراز
تظاهرات و ناآرامیهای شیراز که از بعدازظهر دیروز آغاز شده بود، امروز شدت بیشتری پیدا کرد و چون دیشب در برخی از مساجد اعلام شده بود که مردم برای اعلام حمایت از آیتالله خمینی از اول صبح در مسجد نو گردهم آیند، از ساعات اولیة صبح امروز مسجد مزبور به محل تجمع اهالی شیراز مبدل گردید.[72] چند تن از دانشجویان، فعالان و مبارزان شیرازی که در میان آنها افرادی چون دکتر علی شریعتمداری، صمد فرارویی، حقنگهدار، نیرومند و اکبر رجایی، مشهورند، در منزل رجایی گردهم آمدند تا تصمیماتی برای اعلام حمایت از آیتالله دستغیب در پیش بگیرند. چون پدر اکبر رجایی از معتمدین بازار و نمایندة شهرداری بود، جلسة آنان با امنیت کامل برگزار گردید. آنان شهر را به چند قسمت تقسیم کردند و هر کدامشان مأمور شدند که در یکی از قسمتهای تعیین شده، مغازهها و مدارس را تعطیل کنند. اعلامیههایی را نیز از علمای اعلام تهیه کرده بودند که باید بین مردم توزیع میکردند.[73]
از اول بامداد امروز عدهای زن و مرد در مسجد جامع عتیق جمع شدند که جمعیتشان به تدریج رو به فزونی نهاد. مردم همگی منتظر آمدن آیتالله سید عبدالحسین دستغیب بودند. در سوی دیگر چند جوان کفنپوش در حرم حضرت احمد بن موسی وارد شده، به یکدیگر توصیه و تأکید میکردند که «امروز روز کمک و یاری به دین است». آنان با هم تصمیم گرفتند که به مسجد جامع بروند. بنابراین به سمت مسجد مزبور به راه افتادند. در طول مسیر هر مغازه و دکانی را که باز بود، میبستند و صاحبانشان را با خود همراه میکردند. برخی از آنها زنان و دختران بیحجاب را مضروب و مصدوم میساختند که حجاب سر کنند. این عده هم در مسجد جامع عتیق تجمع کردند و در حالی که عقربههای ساعت حدود 7 صبح را نشان میداد، همچنان انتظار آمدن آیتالله دستغیب را میکشیدند. طولی نکشید که گروهی سیاهپوش در حالی که شعار «حسین حسین» سر میدادند، وارد مسجد شده، به منتظران گفتند آیتالله به مسجد نو رفت. با این خبر مردم رو به مسجد نو نهادند. در بین راه جمعیتی از زن و مرد هم از حرم حضرت احمد بن موسی به آنان ملحق شدند. انبوه جمعیت در مسجد نو به تجمع ایستادند و شعارهای «یا حسین» و «مرده باد شاه» را سر دادند. سپس عدهای از آنان به طرف پلیس سنگ پرتاب کرده، بدیشان حملهور شدند. چند تن از قوای انتظامی مجروح شده، دقایقی بعد قوای کمکی با کامیون به محل وارد شدند. قوای پلیس در خیابان پهلوی به حرکت درآمده، با تظاهرکنندگان به زدوخورد پرداختند. با وجود این، تعداد جمعیت متظاهر، رفتهبهرفته زیادتر میشد. به گونهای که نیروهای انتظامی ناگزیر از عقبنشینی شدند. سنگ و پارهآجر به سمت آنان پرتاب میشد. دقایقی بعد سرهنگ عزلتی از ماشین خود پیاده شده، از تظاهرکنندگان خواست که متفرق شوند. اما کسی به خواستهها و توصیههای وی گوش نداد. در این هنگام وی به قوای تحت فرمانش دستور حمله داد که طولی نکشید درگیری میان مردم و قوای انتظامی شدت یافت. عدهای از تظاهرکنندگان به اتوبوسهای شهری یورش بردند و چند تن از رانندگان را مجروح ساختند که بیدرنگ توسط مأموران به بیمارستان انتقال یافتند. در این میان جیپ شهربانی به آتش کشیده شد و در فاصلة چند ثانیه دود غلیظی از آن به هوا برخاست. در برخی از نقاط شهر درگیریهای پراکندهای نیز بین متظاهرین و مأموران دولتی رخ داد. از جملة آنها میتوان به خیابان شاهزاده قاسم اشاره کرد که مردم پس از اتمام مجلس روضهخوانی در خانة یکی از ساکنین آن خیابان، به سمت مسجد بغدادی به راه افتاده، در آنجا تجمع کردند. در مسجد بغدادی، شیخ عباس اثنیعشری، از روحانیون محلی با ایراد سخنرانی کوتاهی، از مردم خواست که در حمایت از علما و روحانیون دستگیر شده تظاهرات کنند. بنابراین مردم حاضر در مسجد به خیابان شاهچراغ سرازیر شدند. در مسجد گنج نیز یکی از روحانیون به نام شیخ عبدالنبی انصاری، سخنرانی پرشوری در اعلام پشتیبانی از علمای دستگیر شده ایراد کرد. طولی نکشید که عدة زیادی هم از جمیعتی که در شاهچراغ، مسجد جامع و مسجد نو تجمع کرده بودند، به آنها پیوستند و همگی سرتاسر خیابان پهلوی [آیتالله طالقانی کنونی] تا تکیة نواب را پر کردند. آنان ضمن راهپیمایی شعارهایی علیه شاه و دولت میدادند. از سوی دیگر انتشار خبر دستگیری چند تن از روحانیون بنام فارس که بامداد امروز از سوی مأموران ساواک شیراز صورت گرفته بود، بر شدت اعتراضات و درگیریها افزود. عدهای از تظاهرکنندگان به چند مغازه حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند. تعدادی از این مغازهها متعلق به بهاییها بود که حملهکنندگان با شدت بیشتری بدانها یورش بردند.[74] کلیة بازاریان که دکانهای خود را بسته بودند، در مسیر حرکت خود به سمت مسجد نو و مسجد جامع نیز مغازهها و دکانهایی [را] که باز بود، وادار به تعطیل مینمودند.[75] در همین حین تیراندازی از سوی مأموران دولتی آغاز شد و شدت درگیریها و تیراندازیها به زخمی و کشته شدن عدهای از تظاهرکنندگان انجامید که البته در میان مجروحان، چند پلیس به چشم میخورد.[76]
کانون درگیریها خیابانهای پهلوی و لطفعلیخان زند بود که مردم تظاهرکننده به سوی چهارراه مشیر در حرکت بودند. در این مکان جمعیتی هم از مسجد وکیل بیرون آمده، به آنان پیوستند. دقایقی بعد گروهی از تظاهرکنندگان که تعدادشان تمام سطح خیابان را پوشانده بود، به مغازة یک رنگآمیز، نمایندگی کارخانة پپسیکولا در شیراز و دکان چند بهایی حمله بردند. افرادی شیشههای مغازهها را شکستند و افرادی هم اجناس آنها را یا از بین برده یا با خود بردند. به گفتة مأمور ساواک، گاوصندوق یکی از مغازهها نیز مورد دستبرد جمعیت قرار گرفته، مبلغی به غارت رفت. با تشدید درگیریها و تیراندازیها از سوی مأموران و قوای نظامی، پسربچهای تیر خورد و زخمی شد که بلافاصله تظاهرکنندگان او را روی دوش گرفته، در حالی که شعارهایی در ضدیت با دولت و شاه سرمیدادند، به تظاهرات خود ادامه دادند. افزون بر این، چند نفر دیگر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند که مردم آنها را به بیمارستان منتقل کردند. چند تن از تظاهرکنندگان که فعالیت بیشتری از خود نشان میدادند، دستگیر شدند و به زیرزمین ادارة آگاهی شیراز انتقال یافتند. در میان بازداشتیها نام افرادی که در جلسة صبح امروز در منزل اکبر رجایی گردهم آمده، دربارة چگونگی برگزاری تظاهرات و تحرکات به گفتوشنود نشسته بودند، به چشم میخورد.[77]
در همین زمان جمعیت به سمت چهارراه مشیر به راه افتاده، عدهای از آنها در مقابل هتل حسینی، مغازة مشروبفروشی را که به یک نفر کلیمی به نام ملک خاخامزاده تعلق دارد، حمله بردند و شیشه و در آن را شکستند، سپس مغازه را به آتش کشیدند. یخچال و کلیة بطریها را به داخل شعلههای آتش ریختند. به دنبال آن درِ تمامی ادارههای دولتی و بانکهای خصوصی آن اطراف، بسته شد. اما جمعیت از دادن شعار علیه دولت دست بردار نبود. در سوی دیگر در حوالی فلکه، ویترین و تابلوی سینما دنیا هم بینصیب نمانده، با حملة تظاهرکنندگان شکسته شد. افزون بر این، چند مغازة مشروبفروشی، همگی متعلق به کلیمیها، مورد یورش جمیعت قرار گرفته، در و پنجرة همه آنها خرد شد. برخی از آنها هم به آتش کشیده شد. چهارراه زند، محل بعدی بود که مردم به آن سوی سرازیر شدند. آنان علاوه بر مغازههایی که باز بودند، به سینماهای ایران، پارس و مترو هم هجوم بردند و کلیة تابلوهای نئونی و شیشهای آنها را شکستند. گروهی مشغول شکستن لوازم سینماها بودند که ناگهان کامیونی پر از افراد نظامی سر رسید و آنها را از ادامة تخریب سینماها بازداشت. از جمله مواردی که توجه برخی از افراد حاضر در این محل را به خود جلب نمود، اقدام چند نفر آمریکایی و خارجی بود که در بالکنهای هتل ویلا و روی بالاخانة میشل ایستاده بودند و از جمعیت و اقدامات آنان عکس تهیه میکردند. در این میان از چهارراه وصال هم خبر رسید که تعدادی از تظاهرکنندگان با پیراهن سیاه بر تن، چند مغازة مشروبفروشی را به آتش کشیدند. عدهای هم قصد آتشزدن جایگاه پمپ بنزین را داشتند که با ممانعت مأموران روبهرو شدند. مأموران تیراندازی هم کردند که براثر آن یک نفر کشته شد. با تشدید درگیریها، تعداد کامیونهای حامل قوای انتظامی هم رو به فزونی نهاده، پس از دقایقی در حدود ساعت 10 صبح، خیابانها و چهارراههای مرکزی شیراز را قرق کردند. آنان دست به اسلحه بودند و مرتب تیراندازی میکردند که عدهای مجروح و به بیمارستانهای نزدیک به محل از جمله بیمارستان سعدی (بیمارستان شهید دکتر فقیهی کنونی) منتقل شدند. گروهی از آنها جلوی سینماها صف کشیدند و جمعیت را از آن حوالی دور ساختند. لحظاتی بعد مأموران شهرداری هم فرارسیدند و برای خاموش کردن آتش وارد عملیات شدند. نزدیک ظهر، مردم به سمت مسجد جامع به حرکت درآمدند. در شبستان این مسجد، جنازة خواهرزادة آیتالله دستغیب گذاشته شده بود که مأموران نظامی او را با گلوله کشته بودند. مردم هماره منتظر آیتالله دستغیب بودند که پشت سر او بر جنازة خواهرزادهاش نماز بخوانند. اما چون از آیتالله خبری نشد، جنازه را روی دست به امامزاده ابراهیم بردند و آنجا گذاشتند. آنگاه اعلام شد که همگی ساعت 4 بعدازظهر در مسجد جامع گردهم آیند و خواهرزادة آیتالله دستغیب را تشییع کنند. چون مأموران انتظامی خبردار شدند که تظاهرکنندگان قبل از ظهر قرار گذاشتند بعدازظهر در مسجد جامع تجمع کنند، پیش از رسیدن آنها، تمام درهای مسجد را قفل زدند و دورادور مسجد را محاصره و از ورود مردم به درون آن جلوگیری کردند. حتی پشتبام و صحن مسجد را در تصرف خود درآوردند که این وضعیت تا تاریکی شب ادامه یافت. مردم هم که از ورود به درون مسجد بازماندند، در خیابانها و میادین مرکزی بار دیگر به تظاهرات پرداختند و با سردادن شعارهای تند و شدید علیه شاه، نفرت و مخالفت خود را ابراز نمودند. زنان شیرازی هم مرتباً شاه و زمامداران دولتی را مورد لعن و نفرین قرار میدادند.[78]
± حکومت نظامی در شیراز
استانداری فارس در شهر حکومت نظامی برقرار و اعلام کرد که از ساعت 22 تا 5 بامداد مقررات منع عبورومرور در شیراز و حومة آن به اجرا گذاشته میشود. با استقرار حکومت نظامی، شهر نسبت به وضعیت صبح اندکی آرامش پیدا کرد.[79]
± اعضای نهضت آزادی در تظاهرات شیراز
گفتنی است که در ناآرامیها و تظاهرات امروز شیراز هیچ دخالتی از سران عشایر مشهود نبوده، اما در میان تظاهرکنندگان چند تن از اعضای نهضت آزادی ایران که تحت مراقبت مأموران ساواک بودند، دیده شده است.[80]
± وقایع شیراز در گزارش ساواک
در میان مردمی که شاهد وقایع امروز شیراز بودند، تعدادی از مأموران ساواک هم حضور داشتند که با انگیزهها و اهداف مختلف، تظاهرات و درگیریها را نظاره میکردند. برخی از آنان مشغول تهیة گزارش بودند که به سازمان متبوع خود چگونگی حوادث امروز را بازتاب دهند. توجه این گروه از مأموران ساواک را «قیافة جمعیت تظاهرکننده» به خود جلب کرده بود که عموماً افراد مذهبی آغازگر تظاهرات بودند. همانهایی که عموماً پیراهنهای سیاه بر تن کرده، در شبهای ماه محرم نیز به صورت هیئتهای سینهزنی به عزاداری میپرداختند. از نگاه وابستگان ساواک: «در بین آنها بیشتر، رانندگان تاکسی و سایر رانندگان وسایل موتوری و مسگرها و شاگردان آنها، بازاریها و کسبه بودند. در جیب آنها اکثراً سنگ و قلوه و زیر کمر و شال آنها زنجیرهای یزدی دیده میشد. به دست کلیة این افراد، چوبدستی و چماق مشاهده میشد. در هنگام آتش زدن مغازة مشروبفروشی باشی کپلزاده همگی آنها خوشحال بودند. زیرا این کلیمی به قرار معلوم از نزولخوارها بوده و اظهار مینمودند که تومانی یک ریال نزول میگرفته است». افزون بر این، روند برپایی تظاهرات و درگیریها از توجه مأموران و وابستگان ساواک دور نمانده، از ساعات اولیه با حضور در معابر و میادین مرکزی شهر، چگونگی آغاز تحرکات مردم شیراز را زیر نظر داشتند: «از اول صبح که دستهجات تظاهرکنندگان شروع به فعالیت کردند، نظم عمومی شهر از قبیل رفتوآمد وسایل نقلیه به هم خورد. مردم سراسیمه به دبستانها و دبیرستانها برای بردن اطفال خود هجوم میآوردند. زنان اکثراً با حالت گرفته و بسیار ناراحت به دنبال فرزندان خود بودند. آثار ناراحتی و وحشت از قیافة مردم آشکار و هویدا بود. اکثراً مردم از خیابانهای شهر به منازل خود رفته، درها را محکم میبستند. مخصوصاً پیروان بهاییها و کلیمی[ها] سخت ناراحت بودند و بسیار هراسناک. در محلة کلیمیها، اکثر آنها در پشتبامهای منازل، از سنگ و آجر سنگر گرفته بودند که اگر به منازل آنها دستبردی زده و مورد هجوم قرار گیرند، به دفاع بپردازند. عدهای از مردم از ترس اینکه بلوا و تظاهرات تا شب و فردای روز بعد هم ادامه پیدا کند، به دکانهای نانوایی، قصابی، بقالی هجوم برده، در تلاش خرید ارزاق بودند. در دکانهای نانوایی از هر روز بیشتر ازدحام بود. در جنوب شهر اکثراً به هر یک نفر، خبازان بیش از دو الی پنج نان نمیفروختند. کلیة مدیران جراید و خبرنگاران و روزنامهنگاران از ترس در خیابانها و کوچهها دیده نمیشدند و هر یک به طرفی مخفی شده بودند. کلیة مردم که شاید مناظر حریق و شنیدن شایعات، سپس تظاهرکنندگان را میدیدند، بسیار مضطرب و وحشتناک بودند. از حدود ساعت 10 که به تدریج کامیونهای سربازان به خیابانها آمدند و مستقر شدند، تقریباً تسکینی برای مردم شد و از ناراحتی آنان کاسته شد. در حدود ساعت 12 دیگر جمعیتی در خیابانها به چشم نمیخورد و غیر از تظاهرکنندگان هم کسی عبور و مرور نمیکرد. سکوت عجیبی خیابانهای شیراز را فرا گرفته بود؛ به خصوص خیابان زند و داریوش و سعدی. از ساعت 3 بعدازظهر مردم به تدریج به خیابانها آمدند و کمکم متوجه شدند که اثری از تظاهرکنندگان نیست. در حدود ساعت 4 به بعد کلیة مردم به خیابانهای زند و داریوش آمده بودند که آثار غارتگری را تماشا نمایند. در بین جمعیت مردم، خیلی کم پیراهن سیاه به چشم میخورد. همان پیراهن سیاهان صبح، پیراهن رنگارنگ به تن داشتند و عملیات وحشیگری خود را تماشا میکردند و عبور و مرور و نظم شهر به حال عادی برمیگشت. و این مطلب را نباید نادیده گرفت که اگر یک ساعت دیرتر قوای سرباز میرسید، شاید خسارت بیش از اندازه میشد که جبران آن غیر مقدور بود».[81]
± شایعات در شیراز
تظاهرات و ناآرامیهای امروز شیراز با حواشی و نکات مختلفی همراه بوده که برخی از آنها از اهمیت درخور توجهی برخوردارند. این نکات را وابستگان ساواک که عدهای از آنها در میان مردم تظاهرکننده و برخی دیگر نیز با حضور در نقاط مرکزی شاهد حوادث بودند، با عنوان شایعه دریافت کردهاند تا با تنظیم اخبار و گزارشهایی دربارة آنها، تصویر همهجانبه از جریان اعتراضات و تظاهرات خیابانی را به مسئولان بالادست خود تحویل دهند. نکات پیرامونی حوادث امروز شیراز که مأموران ساواک با عنوان شایعه گرد آوردهاند، در 7 بند زیر خلاصه شده است: «1ـ عدهای میگفتند در این صحنههای حریق و خرابکاری، دست عمال شهربانی و نظامی و غیره در کار بوده و عمداً این اعمال صورت گرفته که مستمسک و بهانهای به دست دولت بیفتد که حکومت نظامی در شیراز اعلام نمایند و در غیر این صورت چرا از اول صبح [...] قوای نظامی به حد کافی جلوی مساجد و تکایا نگذاشتند که از حرکت جمعیت و ازدحام و تظاهرات آنها جلوگیری شود و این تظاهرات صورت نگیرد. این شایعه بسیار در [بین] طبقات مختلف مردم رواج دارد.
2ـ عدهای میگویند که چون مردم در اول وقت فهمیدند که پیشوایان مذهبی آنها را زندانی و به مرکز اعزام داشتند، از نظر تعصب مذهبی و دینی، حتی قصد آتش زدن تمام ادارات دولتی را داشتند و قصد تجاوز به خانههای کلیة کلیمیها و بهاییان را داشتهاند که جلوگیری شد.3 ـ در بین عدهای دیگر از مردم و بازاریها شایع است که عدهای سرباز در لباس شخصی رفته بودند و به طور تعمد سربازها در خیابانها به مغازهها و سینماها حمله کردند و مانعی از لحاظ پلیس و سرباز برای آنها موجود نبود که این خرابکاریهای گفته شده را انجام داده که علمای مذهبی و دین اسلام را خراب و خوار نمایند.4 ـ در کوچههای پایین شهر، بین مردم طبقات دوم و سوم شایع کرده بودند که شاه بهایی شده است.5 ـ [...] شایع است که سرلشکر پاکروان، رئیس سازمان امنیت، بهایی است واز بهاییهای مملکت طرفداری میکند و این بهانهها بر سر اوست. 6ـ شایع است که شب دستگیری آقایان علما، آنها را به پارک سعدی برده و سپهبد آریانا در حال مستی سیلی محکم به گوش آقای شیخ بهاءالدین محلاتی زده و آنها را دستبسته به تهران بردهاند. 7ـ در بین عدهای دیگر از کسبه شایع است که سربازان در خانههای آقایان علما خیلی با زنان به طور خشونت و اذیت رفتار کرده، عیال آقای حاج سید عبدالحسین سقط جنین کرده است».[82]
± حمایت روحانیون فارس از علما
عدهای از روحانیون فارس در اعلام پشتیبانی خود از آیات عظام و علمای اعلام که در ضدیت با برنامههای حکومت متحمل آسیبهایی شدهاند، اعلامیهای صادر کردند. امضاکنندگان این اعلامیه که خود را نمایندة قاطبة روحانیون و علمای فارس میدانستند، با صراحت تأکید ورزیدند که به هیچ نحو از مساعدت در حق مراجع تقلیدشان خودداری نخواهند کرد. متن اعلامیة آنها به شرح زیر است: «ما قاطبة روحانیون و علمای فارس بدین وسیله پشتیبانی کامل و بدون شرط خود را از آقایان مراجع قم مخصوصاً آیتالله العظمی خمینی دامت برکاته اعلام میداریم و متذکر میشویم حکم و فرمایش آقایان عین آرا و منویات ماست. اهانت به ایشان، اهانت به همة ماست و نیز یادآور میشویم به هیچ نحو از مساعدت در حق آقایان خودداری نخواهیم کرد و اگر خدای نخواسته کوچکترین جسارتی نسبت به ساحت مقدس ایشان گردد، با عکسالعمل شدید ما روبهرو خواهد شد و پنهان نیست که قیام روحانیون با تأیید قاطبة ملت مسلمان همراه است».[83]
± تظاهرات در حمایت از روحانیون دستگیرشدة شیراز
فردی که مسئول مخابرة تلگرافخانة شیراز است، به وسیلة بیسیم به رئیس پست و تلگراف اصفهان اطلاع داد که از داخل شهر همچنان صدای تیراندازی به گوش میرسد. در سوی دیگر، ساواک شیراز اعلام کرد که به علت دستگیری روحانیون شیرازی، تظاهراتی در سطح شهر برپا شده، عدهای از متظاهرین چند دکان متعلق به بهاییان و یهودیان را آتش زدهاند. همچنین با اشاره به اینکه وسیله و ماشینآلات آتشنشانی به حد کافی در اختیار شهرداری شیراز نیست، از اصفهان خواسته شده است که چند دستگاه ماشین آتشنشانی به شیراز بفرستند. اما از اصفهان هم پاسخ داده شد که: «وضع ما هم مشابه شما است. متأسفانه اعزام ماشین آتشنشانی به شیراز مقدور نیست».[84]
± آمار آسیبدیدگان شیراز
آمار و ارقامی که دربارة تعداد مقتولین و مجروحین درگیریهای امروز در شیراز انتشار یافته، متفاوت است. برخی اعلام میکنند که در درگیریهای امروز شیراز، چهار غیرنظامی مقتول و 23 نفر هم مجروح شدهاند.[85] در سوی دیگر، منابع خارجی تعداد کشتهشدهها را پنج و زخمی را 37 نفر دانسته، افزودند که بیش از دویست نفر هم بازداشت شدهاند.[86] دو اغذیهفروشی هم طعمة آتش و ده مغازة مشروبفروشی، یک باب مغازة رنگفروشی متعلق به کلیمیان و بهاییان، به همراه کارت تابلو و چراغهای راهنمایی و رانندگی و تابلوهای کلیة سینماهای شیراز، به غیر از یک سینما، از بین رفته است.[87]
ساواک شیراز در تلگرامی خطاب به ریاست ساواک مرکزی، از سرهنگ 2 شهربانی، علی عزلتی (سرکلانتر شهربانی شیراز) نام برده، توضیح داده که پیش از ظهر امروز وی در جلوگیری از هجوم تظاهرکنندگان به محلة کلیمیها، «تهور فوقالعادهای» از خود نشان داده، حتی زخم و جراحتی به سر و بدن او و پسر هجده سالهاش وارد آمده است. حریری در این تلگرام یادآور شده که: «چون نامبرده حداکثر از خودگذشتگی را نموده، ایجاب مینماید برای دلگرمی سایر افسران به نحو بسیار شایسته از وی تشویق به عمل آید. علیهذا در صورت تصویب، مقرر فرمایید مراتب را به شهربانی کل کشور اعلام نمایند».[88]
± آزاد شدن یکی از روحانیون ارومیه
حجتالاسلام غلامرضا حسنی از روحانیون ارومیه که از چندی پیش به علت سخنرانی ضد دولتی در مجالس وعظ و خطابه دستگیر و در زندان شهربانی ارومیه زندانی شده بود، در چند روز گذشته چندین مرتبه مورد بازجویی قرار گرفت. وی در جلسهای که پیش از ظهر امروز با حضور رئیس شهربانی، فرمانده هنگ ژاندارمری، نمایندة لشکر ارومیه، معاون ساواک ارومیه و چند تن دیگر از مسئولان محلی تشکیل گردید، ممنوعالمنبر شد. همچنین با نگارش التزامنامه زیر از زندان شهربانی ارومیه رهایی یافت: «اینجانب غلامرضا حسنی فرزند حاج علی، شناسنامة شمارة 36 بزرگآباد در حضور سرهنگ کهنمویی، رئیس شهربانی و سرهنگ کاوسی، فرمانده هنگ ژاندارمری و آقای اسفی، معاون ساواک (که الان اسلحهاش را روی مغز این ذرة بیمقدار قرار داده است و دو ساعت است به من در حضور شما آقایان فحش و شکنجة روحی و جسمی میدهد) و سروان جهانسوز، از طرف لشکر رضائیه و ایشان که اسمش را نمیشناسم، متعهد و التزام میدهم بر اینکه به منبر نروم و سخنرانی ننمایم. ضمانت اجرایی این تعهد: 1ـ فشار روحی و جسمی است که در این دوساعت به من کردید. 2ـ ایمان به خدای من است که در گذشته عدهای از اشرار به نام حزب تودة ایران یا حزب دموکرات آذربایجان و یا حزب دموکرات کردستان که قبل از شما در این منطقة استان در فکر تجزیهطلبی بودند، حتی از ایران همة استان را جدا کرده بودند و من با آنها جنگهای خونین کردهام و دو بار هم به اعدام محکوم شدهام و خدایم نجات داده است و چنانکه از دست شما نجاتم میدهد. امضا 16/3/42».[89]
± آرامش در مشهد
ساواک مشهد با ارسال گزارش زیر، آخرین وضعیت شهر را تا ساعت 19 به سازمان متبوع خود در تهران اعلام کرد: «شهر کاملاً آرام و فعالیتهای روزمرة مردم در جریان بود. هیچگونه نشانة بینظمی مشاهده نگردید. اقداماتی صورت گرفته که از روز شنبه کلیة مغازهها و دکاکین به کار خود ادامه دهند. مقامات انتظامی نیز به اوضاع کاملاً مسلط میباشند. از 55 نفر دستگیر شده، 48 نفر امروز عصر آزاد گردیدند». درهای صحن مطهر امام رضا(ع) هم باز شده است. این در حالی است که درهای مسجد گوهرشاد هماره بسته است.[90]
± تلاش برای پایان اعتصاب روحانیون اردبیل
روحانیون اردبیلی در اعتراض به دستگیری آیتالله خمینی در کلانتری اردبیل به تحصن نشسته، مشغول مباحث تاریخی بودند که تلگرامی به این مضمون دریافت کردند: «حضرات علمای اعلام و حجج اسلام شهرستان اردبیل. تلگرام شما به ما رسید. انشاءالله رفع بازداشت از حضرت آقای روحالله خمینی خواهد شد. شاه». این تلگرام در همان لحظة نخست توسط یکی از روحانیون مورد شک و تردید قرار گرفته، معلوم گردید که ساختگی بوده، دستاندرکاران شهر مزبور متن آن را تهیه کردهاند که به تحصن آنها پایان دهند. بنابراین علما و روحانیون اردبیل همچنان در تحصن خود باقی ماندند.[91]
± درگیری در مرند
به نوشتة کیهان سرپاسبانی به نام میرالنقی قارونی در یکی از خیابانهای مرند که میخواست اعلامیة ضد دولتی را از روی دیوار بکَند، توسط فردی مورد حمله قرار گرفته، به شدت زخمی شد. این سرپاسبان بیدرنگ به بیمارستان منتقل شد؛ اما حال وی رضایتبخش نبوده، پزشکان امیدی به زنده ماندن او ندارند. ضارب نیز دستگیر شده، هماکنون در زندان به سر میبرد.[92]
± بازار در کانون تظاهرات
به دنبال نقش مؤثر و مهمی که بازار تهران در حوادث دیروز و امروز ایفا کرده، به کانون پر توجهی در جریان تظاهرات و اقدامات ضد دولتی بدل گردید، برخی محافل عمومی شایع کردهاند که دولت قصد دارد بازار را از وضع فعلیاش خارج سازد و کاری کند که مرکزیت اقتصادی آن به کلی از بین برود تا برای همیشه از تحرکات داخلی بازار آسوده باشد. حتی شایع هست که دولت دستور داده است بانکها و مؤسسات دولتی در اطراف بازار تخلیه شود تا بازار را به توپ ببندد.[93]
± طرح برگزاری تجمع حکومتی
ساواک مازندران ضمن اشاره به تأثیر مناسب مصاحبة مطبوعاتی رئیس ساواک پیشنهاد کرد در صورت صلاحدید وی، اجازه داده شود در ساری (مرکز استان مازندران) میتینگی در حمایت از دولت و ابراز تنفر از مخالفان او برپا، و قطعنامهای در این باره صادر گردد. همچنین در این مورد تلگرامهایی خطاب به شاه از سایر شهرستانها مخابره شود. [94]
± تهدید حجتالاسلام ضیاءبری
به دنبال سخنرانی حجتالاسلام ضیاءبری به حمایت از قیام مردم در مراسم عزاداری شب گذشته مسجد کاسهفرشان رشت و خواهش او از کسبه و بازاریان مبنی بر بستن مغازهها، ساواک مرکزی با مخابرة تلگرامی به ساواک رشت دستور داد که: «به ضیاءبری شدیداً تذکر دهید دست از تحریکات که مسلماً به زیان وی خواهد بود، بردارد». ساواک در ادامة تلگرام یادآور شده که در صورت بیتوجهی به این نوع تذکرات و ادامة تحریکات، مأموران ساواک طبق دستور صادره مجازند با او رفتار نمایند.[95] گمان میرود منظور از این رفتار مأموران ساواک، دستگیری حجتالاسلام ضیاءبری است که ساواک مرکزی او را بدان تهدید کرده بود.
با وجود این، گزارشهای رسیده از رشت حاکی است که وضعیت در آن شهر همراه با آرامش، و بازار رشت نیز باز بوده است. همچنین دستگاههای انتظامی و امنیتی مراقبند تا از هر نوع تحریکاتی شدیداً جلوگیری کنند. در اطراف رشت و شهرهای تابع استان گیلان هم واقعهای روی نداده است.[96]
± جلوگیری از توزیع اعلامیة آیتالله مرعشی نجفی
در پاسخ به تلگرامی که حسن بدیعی (رئیس ساواک قم) دربارة توزیع اعلامیة آیتالله سیدشهابالدین مرعشی نجفی در قم فرستاده، سرلشکر پاکروان (رئیس ساواک) دستور داد که: «از پخش و انتشار اعلامیة مذکور جلوگیری و یک نسخه از آن را ارسال کند.»[97]
± جلوگیری از توزیع اعلامیة «سازمان جوانان خوزستان»
ساواک آذربایجان شرقی از توزیع تعداد معدودی اعلامیه که از آبادان به وسیلة پست برای چند نفر از وعاظ آذربایجانی ارسال شده بود، جلوگیری کرد. این اعلامیه را سازمان جوانان خوزستان با عنوان «درود بر شهدای روز 15 خرداد» انتشار داده است.[98]
± تکذیب شایعات در رادیو
ساواک به منظور جلوگیری از رواج بیشتر شایعات مختلف بین مردم دستور داد که: «در صورت تصویب ادارة رادیو، شایعات را تکذیب و برنامههایی را که مقتضی است پخش نماید [تا] موجب دلگرمی ملت باشد و بتوانند به کسب و کار خود ادامه دهند».[99]
± اعلام برائت حزب توده از قیام 15 خرداد
مأمور ساواک گزارش داد که عدهای از افراد حزب توده، که جزو کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی هستند، به تازگی برای تهیة طوماری به همکاران خود مراجعه کرده، از آنان میخواهند که طومار را امضا کنند. موضوع طومار آنها ابراز تنفر از واقعة 15 خرداد و مخالفت با افرادی است که بر ضد دولت فعالیت میکنند. آنان در این طومار که خطاب به نخستوزیر و محمدرضا شاه تدارک دیدهاند، نسبت به «تجاوز اخلالگران» و حمله به «باجههای شرکت اتوبوسرانی و آتشزدن چند دستگاه اتوبوس» آن شرکت اظهار نفرت نمودهاند. اما کارگران از اظهار نظر و امضای طومار آنها خودداری کرده، به ایشان گفتهاند که: «هرگاه مبادرت به امضا نمایند، در صورت تغییر حکومت، مدرک زندهای به دست حزب داده شده است». بنابراین حتیالامکان از امضای طومار مزبور خودداری کردهاند. به دنبال این، ساواک به مأموری که گزارش یاد شده را تهیه کرده بود، دستور داد افرادی را که چنین تصمیمی دارند، مورد شناسایی قرار داده، معرفی نماید.[100]
± چهلوششمین جلسه دادگاه مهندس بازرگان
رأس ساعت 8 صبح امروز، چهلوششمین جلسة دادگاه مهندس مهدی بازرگان (از سران نهضت آزادی ایران) که چندی پیش به اتهام «اهانت به مقام سلطنت و اقدام بر ضد امنیت مملکت» بازداشت شده، برگزار گردید. پس از رسمیت یافتن جلسه، سرهنگ غفاری (وکیل مدافع بازرگان) اظهار کرد که در جلسة قبلی به موکلش اجازه داده نشد از خود دفاع کند. بنابراین تقاضا نمود که این کار تکرار نشود و موکلش بتواند دفاع از خود را ادامه دهد. بعد از وی مهندس بازرگان به دفاع از خود پرداخت. او دربارة اتهامش سخن گفت و آن را رد کرد. نکاتی را هم از نامة سرگشادهاش بیان کرد که سال گذشته خطاب به محمدرضا پهلوی نوشته، کارهای او را به طور مستدل و منطقی و مطابق با مواد قانون اساسی، خلاف قانون دانسته بود. هرچند رئیس دادگاه به وی تذکر میداد و پیوسته میگفت که از موضوع خارج شدید. در پایان، سرهنگ غفاری از رئیس دادگاه اجازة صحبت خواست و با اشاره به جملات و نکاتی از کتاب خداپرستی و افکار روز نوشتة موکلش، تأکید نمود که بازرگان در انجمنهای اسلامی نه تنها جوانان را اغوا نکرده، بلکه آنها را راهنمایی و هدایت هم کرده است. برای اثبات این گفتهاش به سخنانی از برنارد شاو دربارة اسلام اشاره کرد که نویسندة کتاب از آنها استفاده نموده است. با اتمام سخنان وکیل مدافع بازرگان، جلسة دادگاه هم در ساعت 12:25 پایان یافت و ادامة رسیدگی به اتهام وی، به جلسة آینده در روز یکشنبه موکول شد.[101]
± حمایت از آیتالله خمینی در عراق
در ساعت اولیة امروز گروهی از نجف اشرف به سمت کربلا به راه افتادند تا پس از انجام تبلیغات و جمعآوری عدهای دیگر به کاظمین رفته، با تشکیل اجتماعاتی در عراق نسبت به حوادث اخیر ایران و بر ضد اقدامات دولت، به ویژه دستگیری و زندانی شدن آیتالله خمینی، فعالیتهایی را صورت دهند.[102]
± تیمور بختیار در عراق
یک روز بعد از ورود تیمور بختیار به بغداد، عیسی پژمان (نمایندة ساواک ایران در آن کشور) به سوئیت وی رفت و با او به گفتوگو نشست. پژمان در ابتدا جریان حوادث دیروز تهران و دیگر شهرهای کشور را مطرح ساخته، از بختیار پرسید که از تظاهرات و اعتراضات دیروز اطلاع دارد یا نه؟ و چون پاسخ منفی گرفت، به طور مفصل آنچه را که از کارمندان تحت ریاستش شنیده بود، برای او بازگفت. در مدتی که پژمان چگونگی شروع تظاهرات و ادامة درگیریهای دیروز شهرهای مختلف ایران را توصیف مینمود، بختیار به حالت دستها در جیب شلوار و چشمها دوخته به دهان او، بدون آنکه حرکتی انجام بدهد، به گوش ایستاده بود. همین که سخنان پژمان به پایان رسید، یکباره گفت: «مملکتی که به دست علمها، نصیریها، شریفامامیها و اویسیها اداره بشود، بهتر از این نمیشود. خوب بود تظاهرکنندگان به جای شکستن مغازهها و صدمه رساندن به مردم بیچاره، اینها را میگرفتند و میکشتند. یک دکاندار مشروبفروش یا نظیر او چه گناهی کرده که باید متضرر شود و صدمه ببیند. ظلم و زور بیحد و حصر و دخالت در مسائل شخصی و مذهبی مردم، طغیان و آشوب به بار میآورد». بختیار پس از گفتن این حرفها، چند قدمی طول و عرض اتاق پذیرایی سوئیت را پیمود. آنگاه رو به پژمان ادامه داد: «برای رفتن من به بیروت دستور بدهید یا امروز بعدازظهر و اگر پرواز نبود، برای فردا قبل از ظهر جا رزرو کنند». پژمان نیز اقدامات لازم را انجام داده، مقدمات حرکت بختیار به بیروت را فراهم کرد.[103]
± تحصن دانشجویان ایرانی خارج از کشور
رادیو صدای آزادی ایران اعلام کرد که دانشجویان ایرانی در اغلب کشورهایی که در آنجا مشغول تحصیلاند، به سفارتخانههای کشور خود رفته، تحصن اختیار کردهاند. این رادیو در ادامه یادآور شد که این تعداد از دانشجویان در تحصنشان عزای ملی اعلام و اظهار کردهاند تا زمانی که علمای دین و دیگر دستگیرشدگان آزاد نشوند، عمارت سفارتخانه را ترک نخواهند کرد.[104]
± سفیر ایران در ایتالیا در جمع دانشجویان ایرانی
حسن ارسنجانی که به تازگی سفارت کبرای ایران در ایتالیا را بر عهده گرفته، از دانشجویان هموطن خود در ایتالیا خواست که در سفارتخانه گرد هم آیند و با هم به گفتوشنود بنشینند. دانشجویان ایرانی مقیم ایتالیا به دعوت وی پاسخ مثبت دادند و عصر امروز در مقابل سفارت ایران در رم جمع شدند. اما گردهمایی ایشان از همان لحظات آغازین، رنگ و بوی اعتراض به وضعیت کشورشان را گرفت. دانشجویان ایرانی در ابتدا دستهگلهایی را به یادبود کشته دیروز (15 خرداد) در مقابل درِ ورودی سفارتخانه قرار دادند. سپس به احترام آنان یک دقیقه سکوت اختیار کردند که همین اقدام ایشان، ارسنجانی و دیگر کارمندان سفارتخانه را ناگزیر به سکوت کرد. سکوت دانشجویان که به پایان رسید، ارسنجانی برای مذاکره با دانشجویان اظهار علاقهمندی نمود. به دنبال آن، چند تن از دانشجویان جلو آمدند و با سفیر ایران در ایتالیا به گفتوشنود پرداختند. در این میان، مذاکرة یکی از دانشجویان با ارسنجانی جالب توجه است: «دانشجو: نظر شما دربارة تعطیلی دو سالة مجلس چیست؟ ارسنجانی: من همیشه گفتهام که با توجه به شرایط حاضر در ایران، هر تلاش دولت برای انتخابات جدید، تلاشی جنایتکارانه خواهد بود.
دانشجو: نظر شما دربارة گروههای سیاسی و صنفی و احزابی که به دلیل سرکوب شدید اجباراً دچار انفعال شدهاند چیست؟ ارسنجانی: برو بابا! چه احزابی، چه گروهی.
دانشجو: این چه رفراندمی بود که ایرانیان خارج از کشور تنها با رأی آری میتوانستند در آن شرکت کنند؟ ارسنجانی: آقا من از امور مربوط به وزارت امور خارجه اطلاعی ندارم.
دانشجو: ما میدانیم بسیاری از افرادی که برای خدمت به ایران بازگشتهاند، پس از مدتی تصمیم گرفتهاند که برگردند. چرا؟ ارسنجانی: در مورد دانشجویان ایرانی خارج از کشور، به ویژه آنها که در ایالات متحده هستند، باید گفت که آنها لوس شدهاند. آنها به ایران میآیند و میبینند که نمیتوانند توییست یا راک اندرول برقصند و به همین جهت عصبانی میشوند و تصمیم به بازگشت میگیرند.
دانشجو: ما فکر میکنیم دلیلش این است که وقتی دانشجویان نسبت به مسائل واقعی کشورشان ابراز نگرانی میکنند، گرفتار ساواک میشوند و یا در خارج از کشور با موانعی مثل عدم تمدید پاسپورت و یا مشکلات دیگر مواجه میشوند. در ایران هم که مستقیم به زندان اعزام میشوند. ارسنجانی: اما من مسئول کارهای ساواک نیستم آقا!
دانشجو: اما شما نمایندة آن ارگان هستید. ارسنجانی: بیش از این اجازه نداری با من اینطوری صحبت کنی!»
وقتی بگومگوی ارسنجانی و دانشجوی ایرانی مقیم ایتالیا به این بخش رسید، ارسنجانی از دانشجویان خواست که دو روز دیگر برای صرف شام به سفارتخانه آمده، سؤالات خود را نیز معین کنند که وی در میزگردی به آنها پاسخ بگوید.[105]
± گزارش سرکنسول ایران در پاکستان
محمدرضا امیرتیمور، سرکنسول ایران در کویتة پاکستان گزارش داد در مدت چند روزی که پس از گذراندن ایام مرخصی به محل مأموریتش بازگشته، همه روزه افراد زیادی از اهالی کویته به دیدارش رفته، از وضعیت ناآرامیها و اعتراضات داخلی ایران میپرسند. وی در این گزارش تصریح کرده که: «اینجانب به همة آقایان اطمینان دادم که این بلوا و آشوب به تحریک جمعی از عناصر ناراحت و ماجراجو و مرتجع صورت گرفته و هیچ چیز نخواهد توانست راه پیشرفت اصول ششگانة انقلاب مقدس ملی ایران را سد کند». امیرتیمور در ادامه از سیدحسن غزنوی به عنوان مجتهد بزرگ و پیشوایان کویته نام برده که بعد از شنیدن توضیحات او، با خرسندی و شادمانی، کنسولگری ایران در آن شهر را ترک کرده، سپس در مسجد بزرگ قندهاریها در حضور جماعتی بالغ بر هزار نفر دربارة اقدامات شاه ایران سخن راند و نسبت به دشمنان وی نفرین نمود. سرکنسول ایران در کویتة پاکستان یادآور شده است که از آن پس هر روز جماعتی به محل کار او آمده، موفقیت دولت ایران را در سرکوبی عناصر ماجراجو تبریک میگویند. او در این دیدارها عکسهایی را هم از محمدرضا شاه به آنها اهدا میکرد که در بخش پایانی گزارش خود خواسته است به هر طریق ممکن، تعداد یک هزار عکس به آن نمایندگی ارسال شود.[106]
± سخنان وزیر کشاورزی دربارة اصلاحات ارضی
سپهبد اسماعیل ریاحی، وزیر کشاورزی، امروز هنگام گشایش کنفرانس کارشناسان فنی و اجتماعی این وزارتخانه اعلام کرد: «وزارت کشاورزی اجرای قانون اصلاحات ارضی را به خوبی ادامه خواهد داد». او در همین باره تأکید کرد که: «به دنبال تصویب ملی قانون اصلاحات ارضی، میزان مسئولیت وزارت کشاورزی و همچنین جایگاه اجتماعی آن بالا رفته است و مردم کشور از این وزارتخانه کار و جدیت و سرعت عمل بیشتری توقع میکنند».[107]
± بازدید افسران ایرانی از آکادمی نظامی انگلستان
یازده تن از افسران ایرانی که همزمان با افسران کشورهای عضو سنتو به لندن اعزام شدهاند، پس از بازدید از آکادمی نظامی انگلستان، به سخنان ژنرال ماک گوش دادند. ماک در این مراسم از پیشرفتهایی که نصیب افسران کشورهای عضو سنتو در آکادمی مزبور شده، تجلیل نموده، گفت: «گروههایی که از کشورهای سنتو به انگلستان اعزام میشوند، به نحو شایستهای کار میکنند». وی افزود که این عده به همان اندازه که مطالعات آکادمیک را دنبال مینمایند، تحت تعلیمات نظامی نیز قرار گرفته، تعلیم میبینند تا بتوانند هر قسمتی را که نیاز است، رهبری کنند. بر پایة گزارش رسیده، هدف از تنظیم برنامة بازدید افسران یاد شده، ایجاد زمینة مناسب برای آشنایی آنها با وسایل نظامی موجود در انگلستان و تکنیک و تشکیلات نظامی آن کشور است. در حاشیة برنامههای مذکور، این تعداد از افسران کشورهای عضو سنتو، در مراسم ویژهای که به مناسبت تولد ملکه الیزابت دوم در گارد سلطنتی انگلیس برگزار شده بود، حضور یافتند و پس از آن از تأسیسات مدرن بنگاه رادیوئی بیبیسی نیز دیدن کردند.[108]
± رئیس جدید ستاد فرماندهی نیروی زمینی ارتش
به فرمان محمدرضا پهلوی، سرلشکر شفقت به ریاست ستاد فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد.[109]
± ارتشبد حجازی در اروپا
ارتشبد حجازی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران به دعوت ستاد سنتو پاسخ مثبت داد و برای مدت چند روز عازم اروپا شد.[110] سخنگوی ستاد بزرگ ارتشتاران با اعلام این خبر توضیح بیشتری دربارة سفر وی به اروپا نداد.
± ورود رئیس هیئت نمایندگی اقتصادی ایران در آمریکا به تهران
در ساعت 10:30 امشب دکتر جهانگیر آموزگار (رئیس هیئت نمایندگی اقتصادی ایران در آمریکا) وارد تهران شد. او در طول مسافرت چند روزهاش به ایران، گزارشی از کارهای جاری نمایندگی تحت مسئولیتش را به اطلاع مقامات دولتی خواهد رساند. آنگاه در دیدار با مقامات سازمان برنامه، چگونگی روند اقداماتی را که برای دریافت وام از بانک جهانی انجام داده، تشریح خواهد کرد. این وام را دولت ایران برای اجرای برنامة سوم در کشور درخواست کرده است.[111]
± اجلاسیة انستیتوی بینالمللی مطبوعات
شرکتکنندگان در دوازدهمین اجلاسیه انستیتوی بینالمللی مطبوعات که در استکهلم گردهم آمدهاند، تصریح کردند که در جامعههای آزاد، میان دولتها و روزنامهها همواره باید نوعی جنگ سرد وجود داشته باشد. زیرا این یکی از دلایل فعالیتهای مطبوعاتی است که گاهی بین آنها تعارض پدید آید. ولی آزادی مطبوعات در هیچ شرایطی حتی در مواقع شدت بحران هم نباید از میان برود یا مخدوش شود. کنفرانس مذکور اعلام نمود که در این مورد، هرگز راه میانهای وجود ندارد و آزادی مطبوعات در هیچ شرایطی تعطیلبردار نیست؛ اما این آزادی مطبوعاتی باید توأم و همراه با احساس مسئولیت باشد.[112]
± جلسة فدراسیون دانشجویان ایرانی در لندن
اعضای شعبة لندن فدراسیون اتحادیههای دانشجویان ایرانی در بریتانیا (F.I.SS.G.B) امروز دور هم گرد آمده، جلسة عمومی تشکیل دادند. آنان که برای انتخاب مدیر اداری در این جلسه حاضر شده بودند، نیکخواه را به سمت رئیس شعبه برگزیدند.[113]
پینوشتها:
[1]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸،ص15؛ اشعری، علی اکبر، خاطرات، تهران، واحد تاریخ شفاهی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ص13.
[2]. همان، ج8، ص4.
[3]. همان، ج3، ص69؛ همان، ج7، ص205.
[4]. همان، ج 3 و8، صفحات متعدد؛ دهنوی، محمد، قیام خونین 15 خرداد 1342 به روایت اسناد، تهران، رسا، 1360، ص141 تا 146.
[5]. موحد خدائی، جمیل، سربداران کوچه و بازار، تهران، میکائیل با همکاری اشجع، 1385، ص102.
[6]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص417.
[7]. اسناد انقلاب اسلامی، ج5، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374 تا 1375، ص68.
[8]. زندگینامه آیتالله گلپایگانی به روایت اسناد ساواک، به کوشش محمدمهدی امامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص186.
[9]. اسناد انقلاب اسلامی، ج1، همان، ص 104؛ متولی، عبدالله، آیتالله خوانساری به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص31 ، 81.
[10]. اسناد انقلاب اسلامی، ج2، همان، ص79 و 80.
[11]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص58 و 59.
[12]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16خرداد 1342، ص12.
[13]. نشریه 15 خرداد، سچهارم، شماره 18، بهار 1374، ص105؛ یادنامه، ج1، تهیه وتنظیم مرکز پژوهشهای فرهنگی اداره کل بنیاد شهید تهران بزرگ، 1373، ص42.
[14]. خاطرات 15 خرداد، شیراز، دفتر دوم، به کوشش علی باقری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری)، 1374 ـ 1379، ص246.
[15]. دهنوی، محمد، همان، ص1136 تا 150.
[16]. خاطرات 15 خرداد، دفتر نهم، همان، ص217 و 218.
[17]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص405.
[18]. همان، ج،8، ص30.
[19]. همان، ج7، ص179؛ اسناد انقلاب اسلامی، ج3، همان، ص82.
[20]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16خرداد 1342، ص12؛ روزنامه پست تهران، شماره 2911، 16 خرداد 1342، ص1 و 7.
[21]. روزنامه پست تهران، شماره 2911، 16 خرداد 1342، ص1 و 7.
[22]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص32.
[23]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص19 و 27.
[24]. همان، ج3، ص36.
[25]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 59، 18 خرداد 1342، ص5 و 6.
[26]. طلوعی، محمود، داستان انقلاب، تهران، علم، 1370، ص432 و 433.
[27]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 19: آیتالله سیدحسن خادمی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1388، ص17.
[28]. بخشی از خاطرات فقیه و مرجع عالیقدر حضرت آیتالله العظمی منتظری، اینترنت، چاپ اول بهار 1379، ص226 تا 228.
[29]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص48؛ همان، ج7، ص88 و 89، 95.
[30]. همان، ج7، ص90.
[31]. همان، ج9، ص229.
[32]. نهضت آزادی ایران، یادبود نخستین سالگرد نهضت آزادی ایران، ص37 و 38.
[33]. روحبخش، رحیم، همان، ص410 و 411.
[34]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16خرداد1342، ص11.
[35]. نشریه 15 خرداد، شماره 7، بهار 1371، ص60.
[36]. همان، ص59.
[37]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص495.
[38]. خشونت قانونی؛ تاریخ معاصر ایران، همراه با شرح حال شهید حاج صادق امانی، تنظیم کاظم مقدم، قم، محدث با همکاری دفتر نشر برگزیده، 1380، ص104.
[39]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص56 و 57.
[40]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 60، 18 خرداد 1342، ص16 تا 21.
[41]. شکوفایی جنبش اسلامی به رهبری امام خمینی، بیجا، بینا، بی تا، ص545.
[42]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16خرداد1342، ص11.
[43]. حاجی بیگی کندی، انقلاب اسلامی در ورامین، تهران، مرکز انقلاب اسلامی، 1383، ص271 و 272.
[44]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 60، 18 خرداد 1342، ص3.
[45]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص1 و 9؛ بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 59، 18 خرداد 1342، ص4 و 5.
[46]. روحبخش، رحیم، همان، ص215.
[47]. ر.ک: اخبار روز 15 خرداد 1342، همین مجلد.
[48]. خاطرات 15 خرداد، دفتر ششم، همان، ص279 و 280
[49]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص171 و 172.
[50]. خاطرات سرهنگ محمدمهدی کتیبه، بهکوشش محمدرضا سرابندی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص53 و 54.
[51]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، آیتالله العظمی سید محمدهادی میلانی، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص120 و 121.
[52]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج9: حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص222.
[53]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص24.
[54]. همان، ج8، ص3.
[55]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج29 (آیتالله سید محمود طالقانی)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص413.
[56]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16 خرداد1342، ص12.
[57]. نشریه 15 خرداد، شماره صفر، 15 خرداد 1369، ص39.
[58]. همان، شماره 25، بهار 1376، ص153و 157.
[59]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص441.
[60]. ر.ک: اخبار روز 15 خرداد 1342، همین مجلد.
[61]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 60، 18 خرداد 1342، ص16 و 17.
[62]. روحبخش، رحیم، همان، ص227.
[63]. اسناد لانه جاسوسی، خط میانه، ش56(6، بهکوشش دانشجویان پیرو خط امام، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1382، ص96 تا 9.
[64]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16 خرداد 1342، ص1 و 11.
[65]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص163 تا 165.
[66]. همان، ج7، ص312 و 313؛ همان، ج9، ص166 و 167.
[67]. همان، ج3، ص51.
[68]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص118.
.[69] قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص47؛ همان، ج7، ص240؛ خاطرات پانزده خرداد، دفتر اول، شیراز، همان، ص103 و 104.
[70]. خاطرات پانزده خرداد، دفتر اول، شیراز، همان، ص16 تا 18.
[71]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه، همان، ص118؛ قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص46 و 47.
[72]. همان.
[73]. خاطرات 15 خرداد، شیراز، دفتر دوم، همان، ص218 تا 220.
[74]. همان، دفتر اول، ص113 تا 115، 123 تا 125؛ همان، ج2، ص225 تا 227.
[75]. روحبخش، رحیم، همان، ص143.
[76]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص244.
[77]. خاطرات 15 خرداد، شیراز، دفتر دوم، همان، ص219 و 220 و 237 و 238.
[78]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه، همان، ص118 تا 125.
[79]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 60، 18 خرداد 1342، ص39 و 40.
[80]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص244.
[81]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه، همان، ص125 و 126.
[82]. همان، ص126.
[83]. خاطرات 15 خرداد، شیراز، دفتر دوم، همان، ص24 و 25.
[84]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص91.
[85]. همان، ص238.
[86]. نشریه خاورمیانه، شماره 270، 1963م/1342ش، ص296 و 297.
[87]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص238.
[88]. همان، ص155، 445.
[89]. خاطرات حجتالاسلام حسنی امامجمعه ارومیه، بهکوشش عبدالرحیم اباذری، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص75 تا 77، 316.
[90]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص49؛ همان، ج7، ص141.
[91]. خاطرات 15 خرداد، تبریز، ج3، قسمت دوم، همان، ص78.
[92]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص11.
[93]. روحبخش، رحیم، همان، ص227 و 228.
[94]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص43؛ ج7، ص409.
[95]. روحبخش، رحیم، همان، ص409.
[96]. همان، ص408.
[97]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص33 و 34.
[98]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص63.
[99]. همان، ج8، ص22.
[100]. همان، ج8، ص23.
[101]. جعفری، سید محمدمهدی، همگام با آزادی (خاطرات شفاهی دکتر سید محمدمهدی جعفری)، ج1، بهکوشش سیدقاسم یاحسینی، تهران، صحیفه خرد، 1389، ص343 و 344.
[102]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص 52.
[103]. پژمان، عیسی، اسرار قتل و زندگی شگفتانگیز تمیور بختیار(خاطرات سرهنگ عیسی پژمان داماد اشرف پهلوی)، بهکوشش حسین استرکی، تهران، تمتی، 1395، ص129.
[104]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 60، 18خرداد 1342، ص22.
[105]. متین، افشین، کنفدارسیون، تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی خارج از کشور(1332 ـ 1357ش)، ص170 تا 172.
[106]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص478 و 479.
[107]. روزنامه اطلاعات، شماره 11180، 16 خرداد 1342، ص16.
[108]. روزنامه پست تهران، شماره 2912، 18 خرداد 1342)، ص8.
[109]. ماهنامه ارتش، شماره3، 31 خرداد 1342، ص70؛ روزنامه کیهان، شماره 5964، 21 خرداد 1342، ص12.
[110]. روزنامه اطلاعات، شماره 11108، 16 خرداد 1342، ص16؛ روزنامه کیهان، شماره 5960، 16خرداد 1342، ص12.
[111]. همان.
[112]. روزنامه کیهان، شماره 5961، 18 خرداد 1342، ص12.
[113]. ماجرای سوء قصد به شاه در کاخ مرمر به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص292.
