شنبه 25 خرداد 1342/ 22 محرم 1383/ 15 ژوئن 1963
1 بازدید
± خودداری آیتالله خمینی از پاسخ به سؤال بازجویان
در ساعت 10 صبح امروز مأموران اداره دادرسی ارتش با حضور نماینده ساواک به پادگان بیسیم تهران رفتند تا از آیتالله خمینی که در آنجا بازداشت است، بازجوئی کنند؛ اما وی از دادن هرگونه پاسخ به آنها خودداری کرد. آیتالله خمینی دلیل اقدام خود را نبود استقلال قضائی دانسته در برگه بازجوئیاش نوشته است که «چون استقلال قضائی در ایران نیست و قضات محترم در تحت فشار هستند نمیتوانم به بازپرسی جواب دهم». گفتنی است که گزارش این برخورد آیتالله خمینی نسبت به بازجویان را سروان انزابی، نماینده کل ستاد لشکر گارد و میرفخرایی نماینده ساواک تأیید کردهاند.[1]
± جلسه آیات عظام در منزل آیتالله مرعشی نجفی
ساواک گزارشی از مأمور نفوذی خود در قم به دست آورد که بر اساس آن آیات عظام مقیم قم در منزل آیتالله مرعشی نجفی تشکیل جلسه داده، تصمیم گرفتند که اعلامیهای را به چاپ برسانند و طی آن از مردم متدین تشکر نمایند که تا پای جان از علما جانبدارای کردهاند. به گزارش مأمور یاد شده، آیات عظام در ادامه اعلامیه خود در نظر دارند که از مردم بخواهند فعلاً ساکت باشند و عکسالعملی نشان ندهند زیرا تماسها و پیگیریهای آنان با آیتالله حکیم برای آزادی آیتالله خمینی همچنان ادامه دارد که در غیر این صورت، دست به اقدام شدیدتری خواهند زد. افرادی که در این جلسه حضور داشتند مصمماند اعلامیه خود را به امضا و تأیید اغلب علما برسانند.[2]
± جای آیتالله بروجردی خالی
مجله خوشه در یادداشتی با عنوان «نکتهها و خبرهای پشت پرده» نتایج احتمالی حوادث 15 خرداد را بررسی کرد. نویسنده این ستون به نکاتی مهم توجه داده است. از جمله اینکه اصول ششگانه شاه و برنامههای دولت را «انقلاب مقدس ملی» لقب داده نوشتهاست که اگر اعتراضات و مخالفتهای روحانیون و مخالفان اصلاحات ارضی موفق نمیشد، چنانچه نشد، حاصل وضعی است که فعلاً وجود دارد و قبل از آن هم وجود داشت. یعنی تسلط و قدرت کامل دولت و اجرای آنچه حکومت میخواست. در ادامه هم صورت دیگر قضیه را توجیه نموده، پیشبینی کرده است که اگر این مخالفتها به موفقیت میرسید حاصل چیزی نبود جز از میان رفتن اصول ششگانه و در نهایت، بازگشت به زمان قبل از پیشنهاد آن اصول. تقسیم اراضی در بین کشاورزان و آزادی زنان از دیگر موضوعاتی است که برای هر کدام از آنها مطالبی در ادامه مطرح شده است. اما در همین ستون «نکته دیگر»ی هست که به موضوع وظایف شرعی و اخلاقی روحانیون پرداخته است. این بخش توجه به مسائل معنوی و هدایت مردم را مهمترین و اصلیترین وظیفه طبیعی و اخلاقی روحانیون دانسته، ضمن آنکه اعتراض اخیر ایشان را «آشوب» قلمداد نموده، یادآور شده است که این اقدام آنان مقدمه آشوبهای دیگر بود و این امر در جهت خلاف آیات صریح قرآن و احکام اسلام و رفتار ائمه و بزرگان شیعه است. در ادامه نیز تصریح کرده است که «از میان مسلمانان و مردم شیعه کسانی پیش خدا و پیش بندگان خدا صاحب احترام و عزت بیشتر هستند که جنبه تقوی و توسل و علم و فضل آنها بیشتر باشد و در حالیکه در تمام طول تاریخ اسلام پس از حضرت علی(ع) پیشوایان مذهب شیعه مردم را به صلح و صفا و آرامش و دوستی و برادری دعوت میکردند. راهی که چند نفر از روحانیون اخیراً در پیش گرفته بودند، محیط آرام را در مجامع روحانی و دینی برای تشخیص اعلمترین و افضلترین و اتقیترین حجج اسلام جامعالشرایط به هم زده است. به طوری که هنوز هم امروز جای مرحوم حضرت آیتالله بروجردی رحمتالله علیه، که مورد عزت و احترام و مقتدای همه شیعیان جهان بود، به طور محسوسی خالی است و بسیاری از مردم شیعه هنوز تکلیف تقلید خود را نمیدانند و علمای روحانی هم نتوانستهاند به طور قطع و دستجمعی در این مورد تصمیم بگیرند. ایجاد محیطی شبیه محیط روزهای آشوب 15 خرداد حتی روحانیون بزرگ را از توجه به اهمیت وظیفهای که در برابر دین و مذهب و مردم به عهده دارند بازداشته بود». نویسنده ستون «نکتهها و خبرهای پشت پرده» در ادامه، بار دیگر توجه خوانندگان نشریه را به نقش روحانیون در وقایع اخیر کشور معطوف ساخت. با این توضیح که این بار با ادبیاتی ویژه، خواسته است جایگاه اجتماعی و مذهبی دستگیرشدگان روحانی را کماهمیتتر جلوه دهد؛ «با اینکه شایعات بسیاری راجع به بازداشت اخیر بر سر زبانهاست، تصور نمیرود عده روحانیونی که بازداشت شدهاند به نسبت روحانیونی که مورد احترام و علاقه مردم شیعه مذهب ایران هستند، از یکهزارم و حتی یک سههزارم نیز تجاوز کند. به خصوص که در تهران و قم و مشهد و تبریز و دیگر شهرهای ایران، روحانیون جامعالشرایط و مورد احترام و تقلید مردم بسیارند که خود را از این جریانات به کلی دور نگهداشتهاند». نکتهای که نویسنده مجله خوشه مطالب خود را با آن به پایان رسانده، تأسفی است که برای مردم مسلمان ایران اظهار نموده است. نویسنده در تشریح چنین ابراز تأسفی ضمن اشاره به جای خالی آیتالله بروجردی تصریح کرده است که در وضعیت کنونی مقام شامخ و ارجمندی که دارای نفوذ کلام باشد، و سخن او را همگان بپذیرند تا بتواند میان دولت و بعضی از آقایان روحانی که در بازداشتگاه به سر میبرند میانجیگری نماید وجود ندارد. وی آنگاه اصلیترین هدف خود را از نوشتن ستون حاضر با این عبارات بیان کرده است: «احترامی که مردم شیعه خصوصاً برای مرحوم آیتالله بروجردی قائل بودند و هنوز هم دوستی و حرمت او را همگان در قلبهای خود جا دادهاند، بیشتر از همین جهت بود که مرحوم آیتالله بروجردی هم مثل همه روحانیون بزرگ دیگر عالم، خود را از دخالت در سیاست و ایجاد محیطی که منجر به یک چنان آشوب عظیم و سوءاستفاده مُشتی غارتگر و مردم از خدا بیخبر شد که در نتیجه، باعث ریختن خون عدهای از بندگان خدا گردید، دور نگه میداشت».[3]
± اعلامیه «جامعه روحانیت ایران»
«جامعه روحانیت ایران» با انتشار اعلامیهای «مسلمانان با ایمان! هموطنان گرامی!» را مخاطب قرار داد و «هدف روحانیون از مبارزه اخیر» را تشریح کرد. عنوان اعلامیه را نیز همین موضوع قرار دادند. آنان پس از ذکر مقدمهای، در چهار محور کلیدی و بنیادی به اهداف و انگیزههایی پرداختند که به اعتراض علما و روحانیون منجر شده، موجبات مبارزه آنها را فراهم آورده است. این اعلامیه در همان چند جمله آغازین به هیئت حاکمه تاخت و با اشاره قالبها و طرحهای فریبنده یادآور شد که به دنبال تحمیل مقاصد شوم خود به مردم ایران است: «همه میدانیم هیئت حاکمه فعلی مملکت، با سانسور شدید مطبوعات و قبضه کردن تمام وسایل تبلیغاتی، حق هر گونه اظهار نظر در مسائلی که مربوط به حیات و سرنوشت این ملت است از آنان سلب کرده و برخلاف تمام قوانین جهانی و اصول انسانی، دستگاههایی را که از خون دل این ملت رنجدیده تهیه شده، در جهت تحمیل مقاصد شوم خود که در قالب فریبنده اصلاحات ریخته شده به کار انداخته است و برای پیشرفت این مقاصد از هر گونه تهمت، افترا، دروغپردازی، اهانت به اشخاص و مقامات محترم، تحریف حقایق، صحنهسازی، بزرگ جلوه دادن موضوعات بسیار کوچک و کوچک کردن جنبشها و نهضتهای عظیم، پروا ندارند. بنابراین جای تعجب نیست که در چنین محیط خفقانآوری هنوز عدهای در داخل یا خارج مملکت از ماهیت و هدف اصلی مبارزه روحانیون ایران علیه دستگاه هیئت حاکمه فعلی بیخبر بمانند». جامعه روحانیت ایران هدف از انتشار این اعلامیه را روشن کردن «مبارزه مقدس و ریشهدار ملی و مذهبی دور از هر گونه تعصب و گزافگویی» ذکر کرده. ابراز امیدواری کرده است که «خبرگزاریهای داخلی و خارجی به نام حفظ حقوق ملت ایران و احترام به آزادی بیان و عقیده تا آنجا که قدرت دارند، صدای ما را به گوش مردم جهان برسانند و هدف نهایی روحانیت را از این مبارزه تشریح کنند». بر پایه اعلامیه جامعه یاد شده، روحانیت از «مبارزه پیگیر و مقدس» خود سه هدف عمده را دنبال میکند:
1ـ مبارزه با هرج و مرج: هیئت حاکمه و زمامداران فعلی ایران کمترین ارزشی برای قوانین مملکتی و حتی برای قانون اساسی قائل نیست و هر روز به بهانه کودکانهای دست به حملة تازهای علیه قانون اساسی و سایر قوانین میزند و برخلاف نص صریح قانون اساسی که قوه مقننه و مجریه و قضایی را از هم تفکیک کرده، این حکومت غاصب در تمام شئون مملکتی دخالت کرده و با تصویبنامههای خلقالساعه و رسوا، هر ساعت به دلخواه خود قانون تراشی میکند. قانون اساسی را به میل خود تفسیر مینماید و قسمت عمده بیتالمال مملکت را در راه تحکیم پایههای لرزان حکومت خود و توسعه سازمانهای جاسوسی مانند سازمان امنیت و سازمانهای مشابه آن خرج میکند و به صورت فعالمایشاء، بدتر از زمان استبداد، مقاصد شوم خود را بر بیست میلیون نفر تحمیل میکند. ادامه این وضع نه تنها استقلال و اقتصاد مملکت را به خطر میاندازد بلکه از نظر مذهبی و دینی هم وضع بسیار خطرناکی به وجود میآورد. زیرا هر لحظه بیم آن میرود که حملات تازهای علیه مقدسات اسلام و مذهب رسمی مملکت که صریحاً در قانون اساسی قید شده، شروع شود. لذا روحانیت مبارزه اخیر خود را از موقع شروع رفراندوم قلابی که صدها بار از انتخابات رسوای تابستانی و زمستانیِ گذشته رسواتر و ساختگیبودن آن روشنتر از آفتاب بود، آغاز کرده و قابل توجه اینکه در اعلامیههایی که از طرف علمای اعلام و مراجع روحانیت انتشار یافت، روی این موضوع به طور قاطع و صریح تکیه شده بود که فتح این رفراندومها قانون اساسی و کلیه مقدسات مملکت را تهدید به نابودی میکند. روحانیت نمیتواند در مقابل این صحنهسازیهایی که به نام قانون صورت میگیرد و استقلال مملکت و مذهب بلکه همه چیز را به خطر میاندازد، خاموش بنشیند، گو اینکه تحت عنوان فریبندة اصلاحات باشد. زیرا عنوان اصلاحات کوچکترین تغییری در ماهیت این خرابکاریها و قانونشکنیها نمیدهد. بر اثر همین قانونشکنیهاست که روحانیت امروز کمترین آزادی برای نشر حقایق اسلام از طریق بیان و قلم ندارد و همان طوری که همه میبینیم تمام مجالس دینی و نشریات مذهبی، حتی نامه و تلگرامهای روحانیون شدیداً تحت کنترل قرار گرفته است. روحانیت چگونه میتواند ساکت بنشیند؟ هیئت حاکمه فعلی، کار قانونشکنی را به جایی رسانیده که یک مشت مأمورین مخفی خود را با لباسهای مبدل و یک عده چاقوکش حرفهای را به جان و مال مردم مسلط ساخته و از هر گونه تجاوز آشکار و علنی به حقوق و آزادیهای مردم مسلمان خودداری نمیکند. روز روشن به مدرسه فیضیه قم، مرکز ثقل روحانیت ایران در مجلس سوگواری حضرت امام صادق (ع) ریخته، با سنگ و چوب و دشنه، سر و دست طلاب علوم دینی را شکسته و عدهای را مجروح و مقتول و صحن مدرسه را از خون بیگناهان رنگین میسازند، غارت میکنند، آتشمیزنند و بالاخره تحت حمایت مأمورین انتظامی با همان لباس رسمی وحشیانهترین کارها را انجام میدهند.
هماکنون عده زیادی از افراد بیگناه علما و طلاب علوم دینی، استادان دانشگاه و دانشجویان، تجار و اصناف بازار و طبقات دیگر در سیاهچالهای زندان به سر میبرند. یک روز درِ مغازههای مردم را به کمک همین مزدوران پلید و درنده میشکنند تا از اعتصاب که در تمام دنیا آزاد است جلوگیری کنند. روز دیگر با سرنیزه مأموران انتظامی از بازکردن مغازهها و مشغول شدن به کسب و کار، که بدویترین حق اجتماعی حتی در اقوام عقب افتاده و نیمهوحشی است، به منظور گرفتن انتقام از اعتصاب کنندگان جلوگیری میکنند. روحانیت چگونه میتواند این همه خودسری و خودکامگی هیئت حاکمه و تجاوز آشکار به تمام حقوق ملت مسلمان را که تمام بر ضد اصول عدالت اسلامی است، ببیند و خاموش بنشیند. روحانیت باید مبارزه کند تا به این هرج و مرج ننگین خاتمه دهد.
2ـ مبارزه علیه اقلیتهای ضد اسلامی: هیئت حاکمه فعلی برای جلب نظر اربابان خود دست به اقدامات وسیعی برای تقویت و حمایت دولت پوشالی اسرائیل، که بزرگترین پایگاه دشمنان اسلام و عامل درجه اول استعمار در خاورمیانه است، زده و با خرید اجناس و استخدام کارشناسهای اسرائیلی و مبادله هیئتهای مختلف به آنها کمک میکند. بهائیان که دلالان اسرائیل در مملکت ما هستند (فراموش نکنید حیفا و عکا مرکز بهاییان و از شهرهای معروف اسراییل است.) در دستگاههای حساس مملکت رخنه کرده و روز به روز بر نفوذ آنها در تمام قسمتها مخصوصاً دستگاههای تبلیغاتی حتی گفته میشود در هیئت دولت زیادتر میگردد. برای فرستادن دو هزار نفر از آنها به لندن و تشکیل مجامع ضد اسلامی همه گونه تسهیلات برای آنها قائل شده، این اقدامات به قدری زننده و رسواست که دولتهای اسلامی، دولت ایران را دلال اسرائیل و محله ایرانیان را در بعضی از کشورهای عربی منطقه اسرائیل معرفی میکنند. روحانیت هرگز نمیتواند این ننگ بزرگ را برای مسلمانان ایران بپذیرد و نفوذ عمال صهیونیسم و دلالان آنها یعنی بهائیان را در مملکت خود تحمل کند.
3ـ دریدن ماسک اصلاحات دروغی: روحانیت علیرغم تبلیغات مضحک و سر تا پا دروغ دستگاههای تبلیغاتی دولتی با مالکیتهایی که از راه غصب املاک مردم و از طریق ستم و تضییع حقوق رعایا و نپرداختن حقوق شرعی بینوایان به وجود آمده میجنگد، نه تنها با این املاک که از راه نامشروعی به وجود آمده مبارزه میکند بلکه با سرمایههای بزرگ دیگری هم که از راه ظلم و ستم و تجاوز به حقوق مردم جمعآوری شده و الان در بانکهای خارجی متمرکز است با آن هم میجنگد. روحانیت اجازه میدهد که تحت «نظر مراجع روحانی» املاکی که به زور و ظلم از رعایا گرفته شده یا معادل حقوق دیگری که از آنها تضییع شده با معادل حقوق شرعی (زکوه و خمس) که حق طبقات محروم بیتالمال است بلاعوض از مالکین بزرگ گرفته شود و دست آنها از اراضی مواتی که بدون موازین شرعی متصرف شدهاند، کوتاه گردد. این کار باید زیر نظر افراد صالح و با اجازه مراجع روحانی صورت گیرد نه به دست آنهایی که خود در ردیف فئودالهای درجه اول هستند و دستشان تا مرفق در خون دهقانان و طبقات زحمتکش فرو رفته است. اساساً اگر تزهای اسلامی در مورد مالکیت زمین و غیرزمین رعایت میگردید و حقوق شرعی طبقات زحمتکش و محروم پرداخته میشد، مالکیت در مملکت ما به این صورت درنمیآمد. الان هم برای حل این مشکل راهی جز به کار بستن دستورات اسلامی در مورد مالکیتهای بزرگ نیست» جامعه روحانیت ایران در ادامه همین مورد یادآور شده که آنچه مخالفت آنها را برمیانگیزد آن است که همه به یک چوب رانده میشوند؛ «مالکان بیکاره و متجاوز ستمگر را با افراد فعالی که سرمایه و نیروی خود را برای آبادانی کشور و بهبود وضع اقتصاد مملکت و ایجاد کار برای کشاورزان به کار انداختهاند، به یک چوب برانند (گو اینکه عده آنان کم باشد) و در نتیجه نهضتی را که برای آباد کردن زمینهای بایر از طرف عدهای شروع شده بگویند و نام آن را «اصلاحات» بگذارند. کاری را که هیئت حاکمه فعلی به نام اصلاحات شروع کرده ثمرهای جز صفآرایی مردم در برابر یکدیگر و ایجاد نفاق و دشمنی در میان طوایف و گسستن پیوندهای اجتماعی و هرج و مرج و ویران کردن زمینهای آباد و پایین آوردن سطح کشت و قحطی مصنوعی و بالاخره احتیاج بیشتر به دولتهای استعماری و تحکیم سلطه آنها بر این ملت محروم و رنجدیده نداشته است! هیئت حاکمه فعلی در تبلیغات مضحک خود علیه روحانیون، میگوید آنها با تز تقسیم اراضی به خاطر موقوفاتی که در دست دارند مخالفت میکنند. راستی خندهآور است؛ موقوفات همه در دست دولت میباشد و اگر سوءاستفادههایی در اراضی موقوفه میشود همه با زدوبند اداره اوقاف و زیر نظر اوست. موقوفات قائنات که مبالغ بسیار هنگفتی عایدی دارد در اختیار آقای علم است. موقوفات بزرگی مانند موقوفه آستان قدس دربست در اختیار خود هیئت حاکمه میباشد. شما با هر یک از طلاب علوم دینی که در قم تحصیل میکنند میخواهید تماس بگیرید و تمام دفتری که مراجع قم دارند و شرح درآمد آنها برای اداره حوزه علمیه در آن ثبت است، از نزدیک تماشا کنید. ببینید آیا حتی یک شاهی از پول موقوفه در آن وجود دارد؟ ما حاضریم خبرگزاریهای خارجی بیایند و از نزدیک این مطلب را ببینند و دروغ این هیئت حاکمه دروغساز را با مدارک زنده اثبات کنیم. میگویند روحانیون از فئودالها پشتیبانی میکنند. شما بیایید تحقیق کنید آیا هرگز یک شاهی از یکی از مالکین بزرگ و فئودالها به قم رسیده و آیا هرگز یکی از آنها را در حضور مراجع روحانی دیدهاند. همه میدانند هزینه سازمانهای دینی عموماً وسیله مردم طبقه سه و تا اندازهای طبقه دو اداره میشود و چیزی که حتی یک صندوق هم ندارد، کمک مالکان بزرگ به سازمانهای دینی است. میگویند چرا وقتی که مالکان بزرگ و فئودالها به ناموس و جان و مال مردم محروم دهات تعدی میکردند، روحانیون خاموش نشستند؟ راستی حیرتآور است. این سؤال را باید از آنها بکنیم. شما که تمام قدرتها را قبضه کردهاید و بساط فعال مایشائی را گستردهاید و سالهاست بر این مردم به زور حکومت میکنید چرا خاموش نشستید؟ وظیفه ما گفتن و اعتراض بود. ما در منابر گفتیم و در کتابها نوشتیم و به ستمگران تذکر دادیم و از عذاب دردناک خدا در این جهان و آن جهان آنها را بر حذر داشتیم. ... اما شما آیا تازه متوجه شدهاید که چنین جنایاتی صورت گرفته یا قبلاً هم میدانستید؟ در هر دو صورت شما محکومید! آری شما بودید که همیشه فئودالها را به مجلس میفرستادید و کاخهای ظلم و ستم آنها را با کرسیهای وکالت محکم میکردید. گویا همه اینها را از یاد بردهاید و تازه چیزی هم طلبکار شدهاید؟! نقشه جدید شما را هم همه خواندهاند. شما میخواهید تمام قدرتهای پراکنده اهریمنی فئودالها را یکجا در خودتان جمع کنید و همان بلایی را که فئودالها بر سر مردم بینوای دهات میآوردند و مانند گوسفندان آنها را به ماشینها ریخته و پای صندوق رأی آوردند، شما میخواهید به سر مردم بیاورید. چنانچه نمونه آن را در رفراندوم کذایی دیدیم و برای مجلس آینده هم همین را در نظر گرفتهاید، آری حکومت فئودالیته وسیع شما به درجات از حکومت فئودالها خطرناکتر و نکبتبارتر است».
چهارمین هدف جامعه روحانیت از مبارزه پیگیر و مقدسش مسائلی است که پیرامون زنان جامعه وجود دارد. «هیئت حاکمه اگر سنگ طرفداری از حقوق بانوان را به سینه میزند به طور قطع به این مطلب ایمان ندارد و کوچکترین احترامی برای حقوق زنان قائل نیست. به دلیل اینکه عملاً تاکنون هرگز این حق را به مردها نداده که در سرنوشت خود و انتخاب وکلای مجلسین و در سایر شئون کشور خویش دخالت کنند. کیست که نداند همیشه فرمانداران مزدور، وکلای مجلسین را مطابق لیستی که هیئت حاکمه قبلاً در اختیار آنها گذارده انتخاب و صندوقهای رأی را به صورت مفتضحی از آرای قلابی پر میکردهاند. آیا چنین هیئت حاکمهای دلش برای حقوق زنها سوخته است؟ عنوان کردن مسئله آزادی زنها در حقیقت پردهپوشی بر روی جنایتهایی است که به نام آزادی انجام میدهند. تازه اگر انتخاباتی صورت گیرد و زنانی به مجلس بروند، مسلماً از همان قماش هزارفامیلی خواهند بود که مردهای آنها سالیان دراز خون این مملکت را مکیده و حالا که خودشان به پشت صحنه رفتهاند، زنانشان را به روی صحنه فرستادهاند. یک مطالعه اجمالی در وضع گردانندگان فعلی جمعیتهایی که به نام زنان تشکیل شده این مطالب را به خوبی روشن میسازد. به فرض اینکه زنان دیگری به مجلس فرستاده شوند، در محیطی که 90 درصد آن بیسواد و از جریانهای سیاسی به کلی دورند و سرگرم زندگی پریشان خانوادگی خود هستند، جز اینکه آلت اجرای مقاصد شوم سیاسی و بازیچه هوسرانیهای عدهای گردند، نتیجه دیگری نخواهد داشت. روحانیت معتقد است اگر مجلسی صحیح از مردها، مطابق خواست و اراده خود مردم تشکیل شود و طبق قانون اساسی پنج نفر از روحانیون و دانشمندان دینی مطلع از اوضاع روز به عنوان [عالمان] طراز اول در آن شرکت داشته باشند، مصالح تمام افراد از زن و مرد به طور مسلم تأمین خواهد شد. چنانکه در ممالکی مانند سوئیس چنین کردهاند. آیا تاکنون یک مرتبه هم این مطلب را به این صورت آزاد کردهاید؟ البته نه. قابل توجه اینجاست که هیئت حاکمه فعلی که خود نمونهای از کثیفترین دستگاههای ارتجاعی است، روحانیت را به ارتجاع نسبت میدهد؛ در حالی که حکومت زور و سرنیزه، حکومت ترس و وحشت که تمام آزادیها را از مردم سلب کند و حق قانونگذاری را در اختیار چند مغز کوچک و ناتوان قرار دهد و مملکت را در آستانه ورشکستگی سیاسی و اقتصادی بکشاند، از ارتجاعیترین طرز حکومتهاست و سالیان درازی است که دنیا فاتحه آن را خوانده ولی این مرتجعین رسوا که آثار ارتجاعی از سر تا پای آنها میبارد، با کمال وقاحت این نسبت را به روحانیت میدهند».
پایانبخش اعلامیه جامعه روحانیت ایران، مقاصد شوم حاکمیت پهلوی و اهداف روحانیت از مبارزه بر آن را بیان میدارد: «اینها به جای اینکه فکری به حال این ملت بینوا، رکود بازار، وضع بد کشاورزی، بیکاری روزافزون، وضع بد فرهنگ و بهداری بکنند، شبانهروز با اجرای برنامههای تبلیغاتی و انداختن گناه خود به گردن دیگران و وعدههای توخالی، وقت مردم و سرمایه مملکت را بر باد میدهند. روحانیت چگونه میتواند ساکت بماند؟ این بود هدفهای روحانیت از مبارزه اخیر. اکنون از قاطبه آزادیخواهان جهان انتظار داریم که در نشر هدف مقدس روحانیت برای نجات ملت ایران از هیچگونه مساعدتی دریغ ننموده و با خفقانی که در این کشور حکمفرماست مبارزه نمایند. درود بر مردان مجاهد و حقیقتبین»[4]
± مصاحبه مطبوعاتی رئیس ساواک
مطابق برنامة از پیش اعلام شده، سرلشکر حسن پاکروان (معاون نخستوزیر و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور) در مصاحبهای مطبوعاتی شرکت کرد و به تشریح جریان حوادث اخیر کشور پرداخت. مهمترین نکتهای که وی در این مصاحبه کوشید توجه روزنامهنگاران و مخاطبان را بدان معطوف سازد دخالت عوامل خارجی در بروز و تداوم تظاهرات و درگیریهای هفته گذشته بود که در این باره به تفصیل سخن گفت. به گونهای که بخش زیادی از زمان مصاحبهاش به همین موضوع اختصاص یافت. پاکروان گفت: «آنچه در روز پانزدهم خرداد در تهران روی داد و منجر به غارت و چپاول و انهدام و آتش زدن اموال مردم و در نتیجه مداخله قوای انتظامی برای حفظ امنیت گردید، همان طوری که امروز بر همه مردم ایران آشکار شده است یک اتفاق عادی نبوده. بلکه طبق اسناد و مدارک موجود و اعترافات توطئهگران و با مراجعه به جریانات سه ماه اخیر در چند نقطه مملکت، نتیجه دسائس عوامل و افرادی بوده است که از انقلاب اخیر ملت ناراضی بودهاند و به خیال خام خود سعی کردهاند برای تأمین مقاصد جاهلانه، خود را در برابر اراده یک ملت متشکل، حمایت و پول دشمنان خارجی ایران را نیز به دست آورند. نیروهای پراکنده عوامل ضد ملی را برای برهم زدن یا تأخیر نهضت و انقلاب مردم ایران بسیج نمایند. غائلهای که در فارس روی داد و ارتباطاتی که بین فارس و تهران و چند نقطه دیگر در عرض چندین ماه گذشته وجود داشت و جزء به جزء آن بر دولت آشکار شده است، همه زمینهسازیهائی برای توطئهای بوده که در ده روز پیش در هم شکست و مقارن آن غائله فارس نیز خاتمه یافت. در هر انقلاب ملی بروز نظایر این قبیل دسائس به هیچوجه غیرمنتظره نیست و مقابله و ایستادگی در برابر اراده ملتها همان طوری که دیدیم با شکست و ناکامی روبهرو خواهد شد. با اینکه افشای همه اسرار از نظر روشنشدن افکار عمومی مفید است ولی طبق نظر مقامات قانونی و مأموران تحقیق فرمانداری نظامی، مادام که تحقیقات کامل نشود نباید اطلاعات محرمانه مأموران تحقیق را علنی کرد. زیرا در این صورت ممکن است در کار رسیدگی نسبت به اتهامات متهمین خللی وارد سازد. با توجه به این نکات برای آنکه ملت ایران هرچه زودتر از یک قسمت از فعالیتها و دخالت عوامل بیگانهای که دشمنان داخلی نهضت ملی ایران از آنها کمک مالی گرفتهاند آگاهی حاصل کنند و بدانند که قسمتی از مخارج این دسائس چگونه میرسیده است و در نقل و انتقال پول چه عواملی مؤثر بودهاند، امروز پرونده از اسرار یک رشته فعالیت عمال خارجی که در این دسیسه دخالت داشتهاند برداشته میشود. به علاوه یادآور میشود که بر اثر اطلاعاتی که در مورد ورود احتمالی مأمورین تخریب برای دادن کمک عوامل داخلی ضد ملی به دستگاههای امنیتی رسیده بود کلیه مرزها و فرودگاهها مورد مراقبت دقیق و شدید قرار داشت». رئیس ساواک در این بخش از گفتارش، به دستگیری محمدالقیسی صبح 11 خرداد در فرودگاه مهرآباد اشاره کرده، گفت: «بعداً معلوم شد که نام او محمد توفیق القیسی میباشد. توجه مأمورین مربوطه را به خود جلب نمود. در پاسخ سؤالی که از این شخص درباره علت مسافرتش به ایران شد او اظهار داشت که برای خرید قالی به ایران آمده است. وقتی که از او سؤال شد چه چیزهائی با خود دارد، او جواب داد مقداری دینار عراقی با خود همراه آورده است. مطابق تشریفات متداول گمرکی اظهارنامههایی در اختیار او قرار داده شد و او در آن اظهار داشت مبلغ پولی که همراه دارد بیست هزار دینار عراقی است که تقریبا معادل چهار میلیون و پانصد هزار ریال میشود. مأمورین مربوطه در اثر سوءظنی که نسبت به این شخص پیدا کرده بودند بازرسی بدنی دقیقی از او به عمل آوردند و در نتیجه معلوم شد پولهائی که او با خود دارد علاوه بر بیست هزار دینار عراقی، شامل پانصد هزار لیره ترک (در حدود چهار میلیون و پانصد هزار ریال) و سی هزار مارک آلمانی (در حدود ششصد هزار ریال) یعنی مجموعاً در حدود یک میلیون تومان. عدم انطباق اظهارات نامبرده در مورد پولی که به عنوان کلیه موجودی خود در اظهارنامه گمرکی قید کرده بود با مقدار پولی که در نزد او کشف شد از یک طرف و اینکه نامبرده بیش از نیمی از پولهایی را که با خود آورده بود به طور مخفی یعنی داخل جلیقهای که زیر پیراهن خود پوشیده بود حمل میکرد از طرف دیگر و اینکه اصولاً خروج پول از لبنان طبق قوانین مالی و ارزی آن کشور و ورود آن به ایران طبق قوانین ارزی ایران مانع قانونی ندارد (مشروط بر اینکه در اظهارنامه مربوطه قید شود) باعث شد که سوءظنی که مأمورین نسبت به هدف واقعی او از مسافرت به ایران پیدا کرده بودند تقویت گردد و از او رسماً بازجوئی شود. در مراحل اولیه بازجوئی نامبرده هدف از مسافرت خود را همان طوری که در فرودگاه گفته بود خرید قالی اظهار داشت. از او سؤال شد آیا هدف او از مسافرتهای متعددی هم که طی یک سال گذشته به ایران نموده بود (و این مطلب یعنی مسافرتهای متعدد او به ایران طی یک سال اخیر از تعداد دفعاتی که گذرنامه او برای مسافرت به ایران ویزا شده بود به خوبی آشکار بود) همان خرید قالی بوده است؟ او جواب مثبت داد. ولی وقتی نشانی طرف معامله از او خواسته شد از جواب عاجز ماند و ناچار بازجوئی به صورت دقیقتری درآمد. در اولین اعترافات او که طی بازجوئی روز بعد صورت گرفت نامبرده اظهار داشت که از چهار سفری که تاکنون به ایران نموده این اولین باری است که با خود پول آورده است. و ضمناً شخصی به نام ماشاءالله عبدالجواد را که نشانی او را یکی از هتلهای تهران داد، گیرنده وجه معرفی نمود. ولی تا این مرحله هنوز درباره مصرف واقعی تقریباً یک میلیون تومان که با خود آورده بود اظهاری نکرده بود. تحقیقات سریع آشکار نمود که اصولاً شخصی به نام ماشاءالله عبدالجواد در هتلی که نامبرده اظهار داشته بود، سکونت نداشته است و این اظهار او کذب محض است. ضمناً تحقیقات جداگانهای که به عمل آمد ثابت نمود که خود نامبرده نیز در گذشته در هتلی که میگفت محل اقامت او بوده، هیچ وقت سکونت نکرده است. طبعاً تمام این تناقضات باعث شد که مأمورین مربوطه کاملاً مطمئن شوند شخص مظنون هدفی کاملاً متفاوت با آنچه که گفته داشته است. او مصمم بود به هر ترتیبی که شده دو نامه ـ یکی به نشانی طرفهای تماس خود یعنی گیرندگان وجهی که او با خود آورده بود و دیگری به نشانی پدرش در بیروت که راننده تاکسی و فلسطینیالاصل میباشد نوشته و استخلاص خود را از آنها بخواهد. چون در همین موقع یکی از زندانیان عرب که مأمور سری سازمان امنیت کشور میباشد با محمد توفیقالقیسی هماتاق بود، توانست به تدریج اعتماد او را به خود جلب کند و به او چنین تفهیم نماید که او در اثر طول مدت توفیقالقیسی موضوع رسانیدن نامهها را به خارج با او مطرح نمود و زندانی اظهار داشت میتواند با صرف مبالغی نامههای مورد نظر مهم را به خارج رسانیده و کارهای مشابه دیگری برایش انجام دهد. محمد توفیقالقیسی بدین ترتیب فریب خورد و نامه خویش را به زندانی عرب که همان مأمور سری سازمان امنیت است تسلیم نمود و بدین ترتیب این دو نامه به دست مقامات امنیتی کشور افتاد. در نامهای که متهم به طرفهای تماس خود در تهران یعنی کسانی که قاعدتاً میبایستی پولهایی را که او با خود آورده بود دریافت دارند، نوشته، تأکید کرده است که طرفهای او در تهران باید هرچه زودتر وسایل استخلاص او را فراهم نمایند تا او در اثر بازجوئی مداوم خود را به اصطلاح لو ندهد و باعث دستگیری طرفهای او یعنی همان کسانی که نامه برای آنها نوشته شده بود، نگردد. عین نامه محمد توفیقالقیسی به خط خودش نوشته شده در پرونده مربوطه موجود است. نامه دوم او به پدرش که در شهر بیروت راننده تاکسی بوده و فلسطینیالاصل میباشد خطاب شده بود. در این نامه نامبرده به پدرش خبر دستگیری خود را داده ولی ضمناً او را مطمئن کرده است که هنوز هیچگونه اعتراضی ننموده است. قسمتی از این نامه به این شرح است:
پدرم ـ دستت را میبوسم ـ من دستگیر شدهام. ولی با کمکی که توانستهام به دست بیاورم نامههایی به طرفهای خود در تهران نوشتهام تا استخلاص خود را از آنها بخواهم. ولی آنها یعنی طرفهای من در تهران احتیاط زیادی به خرج میدهند و ممکن است اقدام سریع و موثری نکنند. ضمناً نحوه اعتراف خود را عوض کرده، گفتهام پولهائی که همراه آوردهام متعلق به محمود شیخالارض و زهیرالحکیم از اتباع لبنان میباشد. بنابراین به این دو نفر توصیه نمائید به هیچ عنوان و اسمی به ایران نیایند. ولی به عبدالقادر رباط (این شخص از عمال شناخته شده خرابکاری خاورمیانه بوده و سوابق او در بایگانیهای دستگاههای اطلاعاتی موجود است) بگوئید همان طوری که قرار گذاشته بودیم به وسیله مقامات رسمی در بیروت ادعا نماید که پولی که من همراه آوردهام از او سرقت کرده و به ایران گریختهام و او از طریق مقامات ایرانی تقاضا استرداد من و وجوه همراه من را بنماید».
پاکروان پس از خواندن متن نامه، تصریح کرد که «عین این نامه نیز در پرونده مربوطه موجود است». آنگاه به ادامه روند تحقیقات و بازجوئیها درباره القیسی توسط مأموران امنیتی و دستیابی آنان به دو نامه دیگر پرداخت و افزود که بعد از آن صفحه به کلی عوض و اعترافات واقعی القیسی شروع شد. بر پایه گفتههای پاکروان، القیسی اعترافات خود را به زبان عربی نوشته، چگونگی برقراری ارتباطش با عبدالقادر رباط را در آن تشریح کرده است. القیسی در بخشی از این اعترافات گفته است: «در نتیجه توافقی که بین من و عبدالقادر رباط حاصل شد او از من خواست تا در صورتی که من به دست مقامات ایرانی دستگیر شدم به آنها بگویم که پولها متعلق به پدرم میباشد و برای خرید قالی به ایران آمدهام و همین کار را هم کردم و در اعترافات اولیه همین اظهارات را نمودم که البته این موضوع دروغ بوده است. در سفر سومی که من از بیروت به تهران میآمدم عبدالقادر رباط به من گفت در صورت دستگیر شدن و اضطرار در مرحله بازجوئی اظهار کنم که پول را دزدیدهام تا او بتواند نزد مقامات رسمی علیه من شکایت کند و مرا از مقامات ایرانی بخواهد. در بازجوئی دوم که از من شد اظهار داشتم این پولها را برای شخصی به نام ماشاءالله عبدالجواد آوردهام که در یکی از هتلهای تهران اقامت دارد. طبیعی است این موضوع حقیقت نداشت. هدف من از این کارها دفعالوقت بوده و میخواستم بازجوئی را به تعویق اندازم تا بتوانم مجالی به طرفهای خود در ایران و عبدالقادر رباط بدهم تا وسایل استخلاص مرا فراهم نمایند.» به گفته وی القیسی با افراد دیگری از جمله فردی به نام علی سموری که با خود پول به ایران میآوردند ارتباط برقرار کرده، از چگونگی کار آنها آگاه بود. حتی از نامبرده پرسیده بود که «این پولها برای چه شخصی به ایران فرستاده میشود؟» و سموری پاسخ داده بود که «برای عدهای افراد ایرانی که در کوهستانها هستند و به داد و ستد و تجارت پارهای کالاهای ممنوعه از قبیل حشیش و هروئین و تریاک و غیره اشتغال دارند». البته القیسی در اعترافاتش تأکید کرده است که چنان اظهاراتی را من نپذیرفتم و گفتم که «این پولها برای انجام یک منظور سیاسی است و تصور میکنم که برای اجرای نقشههای معینی به مصرف میرسد و این نقشهها جنبه خرابکاری و اخلالگری دارد». پاکروان با استناد به گفتههای القیسی، جایگاه بلند و مذهبی ایرانیان را پیشکشید و اعلام کرد که او در پایان اعترافاتش پس از توصیف از حسن اخلاق ایرانیها و احترام آنها به قوانین نوشته است: «من به گناه خود اعتراف میکنم و هر آینه ملت و دولت ایران، گناه مرا ببخشد، من سپاسگزار خواهم بود و این نیکی را به خاطر خواهم داشت و حاضرم که اطلاعات مفیدی در اختیار مقامات امنیتی ایران بگذارم تا آنها بتوانند به میزان واقعی پولهائی که ما از طریق غیرمجاز وارد ایران میکردیم پی ببرند و مجدداً اقرار میکنم که این اعترافات را خود به شخصه مینویسم و خدا را بر این امر گواه میگیرم».
سرلشکر پاکروان در ادامه مصاحبهاش با اشاره به رفتوآمدهای القیسی به ایران در طول یک سال گذشته و نقشی که او در وارد ساختن پول به کشور بر عهده داشته، اضافه کرد: «برای درک ماهیت و اهمیت واقعی جریان این مسافرتها و انتقال پول از خارج به داخل کشور و برای اینکه این رشته فعالیتها با عملیات قاچاق ارز و فعالیتهای مشابه اشتباه نشود ذیلاً اسامی چند نفر از این عمّال شناختهشده که میتوان آنان را خرابکاران و اخلالگران حرفهای و بینالمللی نامید و به نامهای خود یا نامهای مستعار فعالیتهای تخریبی خویش را انجام میدهند، برده میشود. 1ـ علی سموری 2ـ ریاضالجوجو 3ـ غازیالجوجو 4ـ حسنالجوجو 5ـ حسینالجوجو 6ـ زهیرالعربی 7ـ محمود شیخالارض 8ـ زهیرالحکیم 9ـ ابواحمدالصیرفی 10ـ ادوارد شهوان 11ـ یاسین دیاب».
رئیس ساواک در مورد افراد یاد شده و ماهیت فعالیتهای آنان توضیح بیشتری نداده، با اقرار بر اینکه آنچه گفته شد کافی نبوده، کسب آگاهی از جزئیات مربوط به آن را به جلسات محاکمه علنی موکول کرد که در آینده تشکیل و اطلاعات بیشتری به عموم مردم ارائه خواهد شد. او ضمن آنکه متهم ساختن سازمانهای یک کشور خارجی در اعمال نفوذ بیجا و اجرای نقشههای تخریبی در کشور دیگر را امری خطیر دانست، تذکر داد که «مقامات دولت ایران کاملاً به مسئولیت خود آگاه هستند و به هیچوجه تسلیم وسوسه» نمیشوند. سپس تأکید کرد که «در مورد مطالب مذکوره اطمینان کافی و مدارک مقنع در دست نبود حتی حاضر به افشای این مختصر هم مبادرت نمیگردید». پاکروان آنچه را که درباره محمد توفیقالقیسی اظهار نمود نمونهای از نوع فعالیتهای ناپسندی دانست که در طی چند ماه اخیر درحال انجام بوده و اثرات آن که نتیجه مستقیم همبستگی و همکاری تعداد معدودی خائن برای جلب کمک عوامل خارجی میباشد به صورت پارهای تشنجات به منصه ظهور درآمده است».
بخش پایانی گفتار مطبوعاتی رئیس ساواک سفارشهایی بود که به مسئولان و مقامات انتظامی داشت: «در پایان به ذکر این نکته اکتفا میشود که مقامات انتظامی بیش از هر عامل برای توفیق در وظیفه خود متکی به بیداری و هشیاری همه ملت غیرتمند و وطنخواه ایران و کمک و همکاری آنها از طریق دادن هرگونه اطلاعاتی میباشد که به شناختهشدن دشمنان ملت کمک کند». سپس اضافه کرد که «تشبث به عوامل ارتجاعی و دشمنان الغای رژیم ارباب و رعیتی و توسل آنان به بیگانگانی که خصومت آنان با ملیت ایرانی بر دنیا آشکار است به قدر ذرهای در پیشرفت هدفهای ملی اثری ندارد و در آینده نزدیک به مجرد خاتمه تحقیقات، طرز تقسیم این پولها و جریانات دیگر به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید».[5]
± اطلاعیه ساواک درباره دستگیری جاسوس عرب
سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) با صدور اطلاعیهای درباره علل حوادث پانزدهم خرداد و فعالیت عوامل خارجی در ایران مدعی شد که مبالغی پول در چند ماه اخیر از طریق لبنان وارد تهران شده است. در این اطلاعیه به دستگیری و اعترافات فردی به نام «محمد القیسی» هم اشاره شده که به عنوان جاسوس عرب چند میلیون تومان به وسیله عمال جمال عبدالناصر به تهران آورده است. اطلاعیه ساواک در ادامه افزوده است جزئیات این امر و نام افرادی که در تهران پول گرفتهاند به زودی به آگاهی عموم مردم خواهد رسید.[6]
± کاهش ساعات ممنوعیت رفتوآمد در تهران
فرمانداری نظامی تهران و حومه در دهمین اعلامیه خود، تأکید کرد که «چون تأمین رفاه و آرامش ساکنان محترم پایتخت و حومه از هر جهت مورد توجه فرمانداری نظامی است به این مناسبت ساعات ممنوعه رفتوآمد شب از ساعت 1 بعد از نیمه شب تا 4 بامداد اعلام میگردد». نصیری (فرماندار نظامی تهران و حومه) در ادامه اعلامیه مزبور به انتظار خود از ساکنین تهران اشاره کرده، یادآور شده است که «در حفظ نظم و آرامش نهایت درجه همکاری را با مأمورین انتظامی مبذول فرمایند».[7]
± طرفداری از روحانیت در قم
به فاصله کوتاهی از 15 خرداد، شهربانی قم دست به کار شد و کلیه کارمندان و پاسبانهای خود را به نقطهای دیگر منتقل کرد و به جای آنان عدهای دیگر را به خدمت گرفت که از لحاظ سیاست فعلی دولت مورد توجه هستند. به گزارش ساواک با وجود این هنوز پشتیبانی از روحانیون توسط هواداران آنها در شهر قم، در وسعت چشمگیری ادامه دارد. چرا که در کلیه ادارههای دولتی آن شهرستان، از قبیل فرهنگ، دارایی، ثبت احوال، شهرداری و به ویژه در اداره فرهنگ طرفداران بسیاری مشغول هستند که همین امر ترفندهای شهربانی را ناکارآمد ساخته است. در این باره برخی از عوامل امنیتی معتقدند که برای از بین بردن نفوذ روحانیت در قم، باید بین کلیه ادارات دولتی همکاری و هماهنگی لازم به وجود آمده، طرفداران روحانیون به نقطهای دیگر منتقل شوند. [8]
± تلگرام علمای خوزستان برای آزادی روحانیون
علمای اهواز با مخابره تلگرامی از محمدرضا شاه پهلوی خواستند که فرمان آزادی روحانیون بازداشتی را صادر نماید.[9]
± تعطیلی نماز جماعت در کاشان
اگر چه اوضاع بازار و کارخانههای فعال در کاشان عادی است، اما امامان جماعت همچنان از حضور در مساجد خودداری میکنند. [10]
± جلسه امروز هیئت دولت
مطابق روزهای شنبه، هیئت دولت امروز تشکیل جلسه داد. جلسه در ساعت 5 بعدازظهر به ریاست اسدالله علم (نخستوزیر) آغاز شد. ابتدا سپهبد امیرعزیزی (استاندار خراسان و نایب تولیت آستان قدس رضوی) که به منظور شرکت در جلسه هیئت وزرا به تهران آمده است، گزارشی از کارهای آبادانی، چگونگی راهسازی و ایجاد راههای فرعی و تشکیل شرکتهای تعاونی روستائی در استان خراسان ارائه کرد. در ادامه برنامه اجرای قانون اصلاحات ارضی در آن استان بررسی شد و اعضای هیئت دولت در مورد ضمانت اجرائی تقسیم محصول امسال در املاک استان مزبور تصمیمگیری کردند. جلسه امروز هیئت وزیران که تا ساعت 8 شب ادامه یافت مصوبههایی نیز در برداشت.[11]
± جلسه شورای عالی برنامه
امروز نخستوزیر بعد از اتمام جلسه هیئت دولت، در جمع اعضای شورای عالی برنامه حضور یافت. این جلسه با گزارش دکتر آموزگار (نماینده اقتصادی ایران در آمریکا) آغاز گردید. گزارش وی درباره اعتباراتی بود که قرار است بانک بینالمللی و بانکهای آمریکایی در اختیار ایران قرار دهند. بعد از مذاکرة اعضا در مورد گزارش او، طرح مربوط به ادغام تشکیلات بنگاه عمران و ترویج کشاورزی و پیشگیری مالاریا مطرح و بررسی شد و در پایان موضوع لولهکشی آب آشامیدنی شهرستان مشهد بررسی شد. جلسه شورای عالی برنامه به مدت دو ساعت طول کشید.[12]
± نامزدهای انتخابات مجلس شورای ملی
برخی از جراید وابسته به حاکمیت درصددند که فضای انتخاباتی را در جامعه آماده سازند. به همین منظور هرچه روزهای انتخابات نزدیک میشود اخبار مختلفی درباره آن منتشر میکنند. از جمله این جراید، مجله خوشه است که در شماره امروز خود نام برخی از رجال سیاسی مشهور کشور را ذکر کرد که در نظر دارند به عنوان کاندیدا در انتخابات بیستویکمین دوره مجلس شورای ملی شرکت کنند. مجله خوشه در این باره احتمال برده است که دکتر عبده، دکتر حسن ارسنجانی، دکتر جزایری، ارسلان خلعتبری، محمد عبدالله گرجی، فرود، دکتر هدایتی، دکتر افشار و دکتر جهانشاهی از تهران داوطلب نمایندگی در این دوره از مجلس شوند. از مهندس شریفامامی و سردار فاخر حکمت هم به عنوان افرادی نام برده که میخواهند از تهران و شیراز کاندیدا شوند.[13]
± چاپ دفتر ثبتنام رأیدهندگان انتخابات مجلسین
سیدمهدی پیراسته دستور چاپ دفتر ثبتنام رأیدهندگان انتخابات مجلسین (سنا و شورای ملی) را که نمونهای از آن به تصویب هیئت وزیران رسیده بود، صادر کرد.[14]
± تاریخ برگزاری انتخابات
امروز فرهودی (معاون پارلمانی وزارت کشور) اعلام کرد که آییننامه مربوط به انتخابات در این هفته به تصویب هیئت دولت خواهد رسید. او تاریخ دقیق شروع انتخابات را نیز موکول به تصویب آییننامه مزبور دانست و در ادامه یادآور شد که کار چاپ کارتهای انتخاباتی به سرعت در حال انجام است تا در سریعترین مدت در سراسر کشور پخش شود.[15] در این باره برخی از منابع خبری به صحبتهای وزیر کشور در جلسه اخیر هیئت دولت اشاره کرده، افزودهاند که در آن جلسه، وزیر از آقایان وزرا خوسته است در تصویب آییننامه انتخابات تسریع نمایند تا قبل از پایان ماه صفر، دولت آمادگی خود را اعلام و وزارت کشور هم بتواند ظرف ایام عزاداری کلیه دفاتر ثبت و کارتهای انتخاباتی را چاپ و برای توزیع در شهرستانها مهیا نماید.[16]
± شعارنویسی عوامل حکومت
به دنبال مشاهده شعارهایی که علیه آیتالله خمینی روی دیوارهای تهران نوشته شده است، ساواک با تهیه گزارشی وجود چنان شعارهایی را در سطح شهر به ضرر دولت و حکومت دانست. دلایلی را هم در این باره برشمرده که به ترتیب زیر است:
1ـ بین مردم شایع شده است که این شعارها را عوامل حکومت نظامی تهران نوشتهاند. زیرا این گونه شعارها را در روز و در ساعات اول شب نمیتوان نوشت. بلکه معمولاً از ساعت 24 به بعد نوشته شده است که در آن ساعات نیز مأموران حکومت نظامی به فردی اجازه نوشتن شعاری روی دیوار نمیدهد.
2ـ نوشتن این گونه شعارها به خودیخود موجب تحریک احساسات مذهبی مردم بر ضد دولت میگردد.
3ـ با در نظر گرفتن اینکه پس از انحلال حزب توده، شعارنویسی روی دیوار موقوف شده، نوشتن شعارهای اخیر موجب میشود که بار دیگر این عادت از سر گرفته شده، فرصتی به دست گروههای مخالف برای شعارنویسی بیفتد.
ساواک در ادامه گزارشی که در این باره تهیه کرده، افزوده است به منظور خنثی نمودن آثار این شایعه که اینگونه شعارها با اجازه یا به دست مأموران حکومت نظامی نوشته میشود، لازم است فرمانداری نظامی اعلامیهای را به شرح زیر صادر نماید. صدور چنین اعلامیهای موجب خواهد شد که جلو تداوم شعارنویسی علیه مقامات کشور هم گرفته شود. متن اعلامیه پیشنهادی ساواک به شرح زیر است: «اخیراً بعضی از عوامل، شعارهایی علیه آقای خمینی به دیوار خیابانها نوشتهاند. چون نوشتن هر نوع شعار به دیوارهای شهر برخلاف قانون و از نظر اخلاقی نیز عمل زشت و ناجوانمردانهای محسوب میشود، علیهذا از مردم شرافتمند تهران انتظار دارد که به محض مشاهده اشخاصی که مبادرت به نوشتن اینگونه شعارها میکنند، اعم از اینکه مفاد شعارها موافق یا مخالف سیاست دولت باشد، مراتب را به نزدیکترین پلیس اطلاع دهند تا مرتکب، مورد تعقیب قانونی قرار گیرد. ضمناً به مأمورین انتظامی دستور داده شده که مرتکبین اینگونه اعمال را شناخته و به فرمانداری نظامی جلب نمایند».[17]
± ادامه دستگیریها
سیدجواد الیاسی مشهور به جزایری که با نام دزفولی هم شناخته شده است، دستگیر شد. او در دهه اول ماه محرم در منازل آیات عظام خمینی و شریعتمداری علیه دولت سخنرانی کرده، روز عاشورا هم در مدرسه فیضیه بالای منبر رفته به تحریک مردم پرداخته بود که به همین سبب نام وی در شمار کسانی بود که باید دستگیر میشد. به همین سبب مأموران ساواک و شهربانی قم با انجام مراقبتهای لازم، موفق شدند که وی را هنگام خروج از مدرسه آیتالله بروجردی قم، دستگیر کنند. او هماکنون در شهربانی قم در بازداشتگاه به سر میبرد.[18]
± مراجعه خسارتدیدگان
افرادی که در حوادث روزهای 15 و 16 خرداد ماه جاری خسارتی دیدهاند، تا روز پنجشنبه همین هفته (30 خرداد 1342) مهلت دارند که به فرمانداری تهران مراجعه کنند و با تکمیل فرمی ویژه در سازمان کمک به خسارتدیدگان، نسبت به تعیین میزان خسارات و دریافت آن اقدام نمایند. روزنامه اطلاعات با اعلام این خبر از سوی فرمانداری تهران افزود که تا ظهر امروز در حدود نود نفر از خسارتدیدگان به فرمانداری تهران مراجعه و اظهارنامه یاد شده را پرکردهاند. در بین آنها طبقات مختلف مردم دیده میشود که بیشترشان پیشهوران، دکهداران مقابل سبزهمیدان و بازار هستند. نمایندگان چند شرکت بزرگ هم ادعای خسارت کردهاند.[19]
± بازجویی از طیب حاجرضائی
طیب حاجرضائی در جلسه بازجوئیاش به سؤالاتی عمدتاً بر محور حوادث روز 15 خرداد پاسخ داد. او در این جلسه، ضمن بیان مطالبی درباره روز یاد شده، نقش خود را در برپایی تظاهرات مربوط به میدان میوهوتربار تشریح کرد. او در پاسخ به سوالی درباره چگونگی آغاز حوادث روز پانزده خرداد گفت: «به طوری که اطلاع دارم ابتدای امر عدهای از میدان شوش و میدان سبزیفروشی حرکت نموده، به میدان انبار غله آمده در اینجا عده دیگری به آنان پیوستهاند. و من اسامی کسانی را که در میدان انبار غله بود[ند] و به جمعیت مزبور ملحق شدهاند قبلاً گفتم. لکن کسانی را که از میدان سبزیفروشی حرکت نمودهاند نمیشناسم. ولی قدر مسلم این است که از دولابیهای میدان سبزی بودهاند». وقتی بازجوی ساواک اصرار کرد که چگونه میتوان به هویت فعالان و شرکتکنندگان اصلی در اعتراضات پیبرد، از برخی رؤسای میدان بارفروشی، مانند «ارباب زینالعابدین و حاج حیدرآقا و حاج میرزا جواد و حاج آقای حسن امامی» نام برد که شاید آنها بتوانند افراد مورد نظر را معرفی کنند. طیب از دادن هر گونه پاسخ در این باره خودداری نمود و در جواب این سوال که «شما از اشخاص مطلع و سرشناس و بانفوذ جنوب شهر و به خصوص میدان بارفروشی هستید. چگونه از علت اصلی تشنجات اخیر اظهار بیاطلاعی مینمایید»؟ گفت: «من چون با علما و روحانیون تماس و ارتباطی ندارم، بالطبع از این جریان بیاطلاع میباشم. زیرا فقط در ده روز اول ماه محرم عزاداری میکنم و در سایر ایام سال بیشتر وقت خود را در میخانهها میگذرانم».
از دیگر موضوعاتی که طیب درباره آنها بازجویی شد چگونگی نصب عکس آیتالله خمینی روی بیرقها بود که یادآور شد: «شخصی که ابتدای بازار دروازه کهنه خیابان مولوی دکه دارد، عکس خمینی را بین مردم پخش و به دیوار الصاق میکرد و پرچمهای سیاه میآویخت. [...] من عقب دسته بودم و گویا شیخ رضای مذکور چند دانه عکس خمینی را در جلو دسته روی بیرقها نصب کرده بود».[20]
± توزیع اسناد مالکیت کشاورزان تبریز
سپهبد اسماعیل ریاحی (وزیر کشاورزی) برای تقسیم اسناد مالکیت 20820 نفر از کشاورزان قراء تبریز، اهر، مشکینشهر، میانه، اردبیل، خلخال، مرند، آذرشهر، اسکو و شبستر راهی تبریز شد. ریاحی پس از ورود به تبریز به سالن شهرداری رفت و در مراسم توزیع اسناد حضور یافت. وزیر کشاورزی اسناد مالکیت را بین نمایندگان کشاورزان توزیع کرد.
وزیر کشاورزی تأکید کرد که بر اساس جبر تاریخ، مردم ایران باید خود را با تحولات زمانه هماهنگ کنند. چرا که اگر خود عامل اجرای آن باشد امور آسان میگذرد. ولی اگر قرار باشد چرخ زمان آن را علیرغم میل انسان به انجام برساند، همه چیز را خرد میکند. وی در ادامه با اشاره به مواد ششگانه شاه که سال گذشته به آرای عمومی گذشته شد، تصریح کرد که «همه کوشش ما این است که این قانون مترقی که خواست شاه و مردم ایران است به بهترین طرز به مرحله عمل و اجرا درآید».[21]
± هفتهنامه دنیا و اصلاحات ارضی
هفتهنامه دنیا در شماره امروز خود برنامه اصلاحات ارضی را مورد توجه قرار داده، با اشاره به توزیع اسناد مالکیت کشاورزان همدانی که هفته گذشته به دست محمدرضا شاه و با حضور مسئولان وزارت کشاورزی و تعدادی از سفرای خارجی انجام گرفت، از زبان سازمان اصلاحات ارضی کشور تأکید کرد که دولت مصمم است مرحله اول تقسیم اراضی را تا مهر ماه امسال به پایان برساند. آنگاه به سخنان سالور(رئیس سازمان اصلاحات کشور) اشارهای کرده که در همان مراسم توزیع اسناد گفته بود «منطقه همدان و شهرهای ثلاث (ملایر و نهاوند و تویسرکان) تنها نقاطی میباشند که فئودال و مالک بزرگ، سالیان متمادی است در این نقاط از بین رفته است». تبلیغات وسیع دولت از طریق رسانههای گوناگون که پیوسته از بینرفتن حکومتهای اربابی را تکرار میکنند موضوع بعدی است که نویسنده مقاله بدان پرداخته، افزوده است با این وضعیت «آیا معقول به نظر میرسد باز هم کشاورزان ایران از سایه مالکین بترسند و رم کنند». از دیگر موضوعات مهمی که در این نوشتار مورد توجه هفتهنامه دنیا قرار گرفته، طریق تقسیم املاک بود که اعتراض بیشتر مالکان و دهقانان را برانگیخته است. اما نویسنده در ادامه یادآوری این نکته را ضروری دانسته است که «در اول هر کار مهمی، نواقصی روی میدهد که آن نواقص اگر هم قابل چشمپوشی نباشد حداقل قابل ترمیم میباشد و خدا کند در مرحله دوم تقسیم اراضی که از آبان ماه آینده شروع خواهد شد در رفع این نواقص مشهود کوشش شود تا مالکین سابق زیاد به این نواقص تکیه نکنند و ایراد و اعتراض خود را متوجه نواقص مزبور ننمایند».
از جملة این اعتراضات که درباره تقسیم اراضی عمدتاً از سوی مالکین سابق بیان میشود مربوط به زمینهای وسیعی است که در چند سال اخیر به وسیله بعضی از رجال قوم خریداری شده و به صورت مزارع و باغات میلیونها تومان سود سالیانه را عاید صاحبان خود ساخته است. این امر اعتراض عدهای را باعث شده، مدعی شدهاند که این دست از مزارع و باغات هم باید مشمول مقررات لایحه اصلاحات ارضی شود. این افراد لازم و ضروری میدانند که «هر چهقدر زمین مزروعی به مالکین سابق تعلق میگیرد به همان تعداد به کسانی که مدعی هستند زمینهای موات را آباد کردهاند، تعلق داشته باشد». نوشتار هفتهنامه دنیا با این جملات به پایان میرسد: «در حال حاضر بعضی از نخستوزیران و وزیران و امیران لشکر سابق در اطراف تهران و کرج و قزوین بیش از ده تا بیست میلیون متر از اراضی را تصاحب کرده به صورت مزرعه و چراگاه درآوردهاند و متأسفانه دست به ترکیب زمینهای آنها نخواهند زد و جا دارد در مرحله دوم فقط یک قطعه زمین کوچک به مالکیت رجال پرمدعای مزبور درآید و بقیه زمینهای مزروعی بین کسانی که در آباد کردن زمینهای موات زجر کشیدهاند تقسیم شود».[22]
± کارگران و وقایع اخیر کشور
بنا به ادعای سخنگوی وزارت کار، بیشتر کارگران استانها و شهرستانهای مختلف کشور با ارسال نامهها و تلگرامهایی از حوادث اخیر ابراز تأثر نمودهاند. او از کارگران شهرهای تبریز، شاهی، آبادان، بندرپهلوی، هفتگل، بندر معشور، کرمانشاه، اهواز، مشهد، قم، خرمشهر، کاشان، رضائیه، شیراز، زاهدان، کرمان، یزد، اراک، همدان، سنندج، قزوین، رشت، قصرشیرین، شاهآباد غرب و آمل به عنوان این قشر از جامعه یاد کرد که در تلگرامهای خود به وزارت کار تأکید کردهاند برای مواد ششگانه به ویژه ماده سهیم شدن کارگران در منافع کارگاهها آماده فداکاری هستند.[23]
± گزارش ساواک خوزستان از اعلام حمایت از شاه
به گزارش ساواک خوزستان، نمایندگان کارگران صنعت نفت و سازمان آب و برق خوزستان و اصناف نانوا، اغذیهفروشان و بار فروشان اهواز به هواداری از خواستههای محمدرضا شاه، تلگرامهایی را به تهران مخابره کرده، از اقدام مخالفان دولت تنفر و انزجار نمودهاند.[24]
± نسبت آمریکا و انگلیس با تظاهرات اخیر ایران
در بین عدهای از دانشجویان تهرانی صحبت بر سر این است که دولتهای آمریکا و انگلیس به منظور جلوگیری از نفوذ عبدالناصر در ممالک عربی و اسلامی از جریان تظاهرات اخیر ایران سوءاستفاده نموده، او را عامل ایجاد تظاهرات و بروز حوادث ایران معرفی میکنند. در پیروی از آنها دولت ایران هم علیه عبدالناصر دست به فعالیت زده، رسماً اعلام میکند که در تظاهرات و اعتراضات چند روز گذشته کشور، روحانیون دخالتی نداشته، بلکه جریان امر از سوی یک کشور خارجی تقویت شده است.[25]
± ادعای ارتباط آیتالله خمینی با اهالی سوریه و عراق
مأمور ساواک در گزارشی که با عنوان «ارتباط آیتالله خمینی با ایادی خارجی» تهیه کرد با استناد به گفتههای بستگان فردی به نام حاججواد نقرهچی اعلام کرد شخصی که سه روز پیش در فرودگاه مهرآباد تهران به همراه مقداری مسکوکات و دینار عراقی دستگیر شده، با نقرهچی ارتباط داشته، قرار بوده مسکوکات و دینارها را به او بدهد. این گزارش در ادامه افزوده است که فرد دستگیر شده اهل شام سوریه بوده، پیشتر هم چندین مرتبه به ایران آمده، در قم با آیتالله خمینی دیدار کرده بود. گزارشگر ساواک در این میان به نامهایی هم اشاره کرده که هنگام بازداشت حاججواد نقرهچی به دست مأموران فرمانداری نظامی افتاده است. طبق این نامه مقداری از وجوه دریافتی شخص دستگیرشده در فرودگاه مهرآباد تهران، باید در قم به آیت الله خمینی پرداخت میشد اما با بازداشت نقرهچی چنین امری محقق نشده است.[26]
± اعتراض ساواک لرستان به مدیر شیروخورشید سرخ خرمآباد
قلقسه (رئیس ساواک لرستان) در گزارشی که خطاب به مدیریتکل ادارهکل سوم ساواک فرستاد شرحی از فعالیتهای عبدالرحمن قاضی در روزهای قبل و بعد از 15 خرداد را بیان کرد. به نوشته او قاضی عموزاده آیتالله روحالله قاضیزاده بوده که ضمن عضویت و مدیر عاملی جمعیت شیروخورشید سرخ خرمآباد، به شدت از آیتالله روحالله کمالوند طرفداری میکند. قلقسه در بخشی از گزارش خود آورده است: عبدالرحمن قاضی «روی برنامه قبلی که برای آشوب تهیه شده بود قبل از عاشورا از روز جمعه 10 خرداد ماه به عنوان خرید مقداری فرش خرمآباد را ترک نمود که بعداً معلوم گردید حامل مقداری اعلامیههائی از طرف روحانیون خرمآباد به قم و تهران بوده است». به گزارش رئیس ساواک لرستان او چند روزی را در تهران مانده، بعد از واقعه 15 خرداد بار دیگر به خرمآباد بازگشته است. از آن روز به بعد هم پیوسته ادعا میکند که از تهران چند تخته فرش خریداری کرده است، اما با توجه به بسته بودن بازار تهران، ساواک سخنان او را دروغ و مسلم دانسته است که مسافرت او به پایتخت برای اجرای دستورات آیتالله کمالوند بوده است. به هر روی قلقسه در ادامه گزارش خود افزوده است که: «در چند روز اخیر که مقرر بود میتینگی علیه ماجراجویان و تأیید برنامه و لوایح ششگانه داده شود، عبدالرحمن قاضی به ناطقین میتینگ، آقایان پارسا، معاون فرهنگ لرستان و آقای راشدی از محترمین خرمآباد صریحاً گفت که حاجآقا روحالله کمالوند گفتهاند که دست به چنین کاری نزنید. من ساکت نخواهم نشست و برادرکشی در این منطقه آغاز خواهد شد. آقای راشدی پاسخ داد که این پیغامها کوچکترین خللی در اراده ما وارد نخواهد نمود. قاضی مجدداً تأکید نمود جانت در معرض خطر است. ضمناً عبدالرحمن قاضی دو روز است که در بازار حتی منازل مردم رفته و به تهیه تلگرامات علیه دولت و برنامه اصلاحی و به تحریک مردم برای اعتراض به توقیف [آیتالله] خمینی مشغول است. چون نامبرده عضو انجمن شهر و شیروخورشید سرخ است و طبق اطلاع قرار است برای تقسیم آرد به آسیبدیدگان پلدختر و ملاوی اعزام گردد لذا به فرمانداری کل لرستان اعلام گردید که رفتن او و تماس با مردم مصلحت نیست. علیهذا تقاضا دارد از طریق شیروخورشید سرخ ایران به نحوی اقدام در تعویض نامبرده از مدیریت عاملی شیروخورشید لرستان معمول شود و از نتیجه این ساواک را مستحضر فرمایند».[27]
± گزارش فرمانده عملیات نظامی جنوب
سپهبد بهرام آریانا (فرمانده عملیات نظامی جنوب) که برای تقدیم گزارش به حضور محمدرضا شاه به تهران آمده، به خبرنگار تهرانژورنال اعلام کرد که «مسئله قبایل فارس را باید خاتمه یافته تلقی کرد». او در این باره افزود که باقی مانده افراد طوایفی هم که هنوز فراری یا پنهانی هستند به زودی دستگیر و محاکمه خواهند شد.[28]
± نظر جبهه ملی درباره اقدامات عشایر فارس
اوضاع فارس، به ویژه شورش عشایر بر ضد دولت توجه بسیاری از دستههای موافق و مخالف حکومت را به خود معطوف ساخته است. از جملة این گروهها که در جهت مخالف حکومت فعالیت دارد جبهه ملی است که کشتهشدن عبدالله ضرغامپو ر(یکی از سران بویراحمد) باعث شده افراد وابسته بدان درباره پیآمدهای کشتهشدن او به گفتوشنود بنشینند. این عده از افراد جبهه ملی بر این باورند که با کشتهشدن ضرغامپور حوادث فارس به پایان نرسیده، بلافاصله جانشین وی تعیین گردیده است. به اعتقاد جبهه ملیها، عشایر با تمام قوا با نیروهای دولتی مقابله میکنند. حتی اشخاصی که اسلحههای خود را تحویل دادهاند جزو آن دسته از عشایری هستند که از تسلیم شدن حبیب شهبازی ناراضی بوده بالاجبار اقدام به این کار کردهاند؛ والاّ عشایر بویراحمد کماکان مشغول مقاومت در برابر قوای دولتی هستند.[29]
± انتصاب در دادستانی دیوان کیفر
به دنبال انتصاب زرافشان به سمت دادستانی دیوان کیفر، از سوی وزارت دادگستری، زرینفر به سمت معاونت اول و محمودی معاونت دادستان دیوان کیفر منصوب شدند.[30]
± ادعای وزیر دادگستری
در کنفرانس انجمن حقوقدانان ایران که در تالار اجتماعات وزارت دادگستری و با حضور جمعی از استادان دانشگاه، قضات و وکلای دادگستری تشکیل شد، عبدالحسین بهنیا (وزیر دادگستری) هدف انجمن حقوقدانان و دستگاه دادگستری را «احترام به قانون و رعایت آن و اولویت حکومت قانون در جامعه» دانسته و با اشاره به وضعیت اجرای قانون در جامعه کنونی ایران، اظهار کرد که «در حال حاضر قانون در جامعه ما خاصیت دیگری هم دارد و آن عبارت است از تثبیت انقلابی که در جوامع دیگر با خونریزی به وقوع پیوسته؛ اما در جامعه ما این انقلاب با قانون انجام شد. او یک سلسله آداب و رسوم کهنه را مانع ترقی و تکامل مملکت ایران برشمرد که جامعه ایرانی را اسیر خود ساخته بود که به ادعای او دولت به وسیله قانون آنها را از بین برد. بهنیا در ادامه صحبتهایش از «الغای رژیم مفتخوری و توسعه سواد و دانش» به عنوان نماد تحول قانونی در کشور یاد کرد و افزود: «بنابراین در عصر ما قانون نه تنها موجب جلوگیری از دستبرد به حقوق اشخاص است بلکه موجب شده است که تحولی را در کشور ما به وجود آورد».[31]
پینوشتها:
[1]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص216؛ صحیفه امام، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص249.
[2]. همان، ص76؛ حضرت آیتالله العظمی سیدشهابالدین مرعشی نجفی به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1388، ص89.
[3]. مجله خوشه، شماره 14، 25 خرداد 1342، ص5.
[4]. اسناد انقلاب اسلامی، ج4، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1369 تا 1374، ص72 تا 79.
[5]. روزنامه پست تهران، شماره 2918، 25 خرداد 1342، ص1 و 8؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1849، 26 خرداد 1342، ص1 و5.
[6]. مجله خواندنیها، شماره 78، 28 خرداد 1342، ص2.
[7]. روزنامه مهر ایران، شماره 1849، 26 خرداد 1342، ص8.
[8]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص324.
[9]. همان، ص184.
[10]. همان، ص32.
[11]. روزنامه مهر ایران، شماره 1849، 26 خرداد 1342، ص8؛ روزنامه پست تهران، شماره 2919، 26 خرداد 1342، ص1 و 8.
[12]. همان؛ روزنامه کیهان، شماره 5967، 25 خرداد 1342، ص12؛ روزنامه اطلاعات، شماره 11115، 25 خرداد 1342، ص16.
[13]. مجله خوشه، شماره 14، 25 خرداد 1342، ص33 و 34.
[14]. روزنامه مهر ایران، شماره 1849، 26 خرداد 1342، ص8.
[15]. روزنامه کیهان، ص1؛ اطلاعات، شماره 11115، 25 خرداد 1342، ص1 و 16؛ مجله خواندنیها، شماره 78، 28 خرداد 1342، ص2.
[16]. روزنامه مرد مبارز، شماره 747، 25 خرداد 1342، ص4؛ هفتهنامه اراده آذربایجان، شماره 502، 25 خرداد 1304، ص4.
[17]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص249 تا 252.
[18]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص423 و 424.
[19]. روزنامه اطلاعات، شماره 11115، 25 خرداد 1342، ص1 و 14.
[20]. آزاد مرد، طیب حاج رضائی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص118 و 119.
[21]. روزنامه کیهان، شماره 5968، 26 خرداد 1342، ص1 و 11؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1849، 26 خرداد 1342، ص1.
[22]. هفتهنامه دنیا، شماره 748، 25 خرداد 1342، ص1 و 3 و 4.
[23]. روزنامه مهر ایران، شماره 1849، 26 خرداد 1342، ص8.
[24]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص184.
[25]. همان، ج8، ص189.
[26]. همان، ج3، ص256.
[27]. همان، ص265 و 266.
[28]. روزنامه اطلاعات، شماره 11116، 26 خرداد 1342، ص13 و 16؛ روزنامه کیهان، شماره 5968، 26 خرداد 1342، ص12.
[29]. سیاهپور، کشواد، قیام عشایر جنوب 1341 ـ 1343، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1388، ص609 و 610، سند 34.
[30]. روزنامه مرد مبارز، شماره 747، 25 خرداد 1342، ص1.
[31]. روزنامه پست تهران، شماره 2918، 25 خرداد 1342، ص1 و 2.
