دوشنبه 11 خرداد 1343 / 20 محرم 1384 / اول ژوئن 1964
3 بازدید
غیرمجاز بودن عکسهاى آیتالله خمینى
شهربانى، عکسهاى آیتالله خمینى را جزو عکسهاى غیرمجاز دانسته است. امروز رئیس کلانترى یک تجریش، سرگرد فرزانه، در گزارشى به رئیس اطلاعات پلیس تهران از جمعآورى بشقابهاى کاشى چینى منقوش به عکس آیتالله خمینى از مغازه «بلورفروشى رحمتالله ملک واقع در اول کوچه فرمانفرما» خبر داد و اضافه کرد که «از نامبرده تعهد اخذ شد که از فروش عکسهاى غیرمجاز خوددارى نماید».[1]
محدودیت در دادگاه
دادگاه تجدیدنظر نظامى سران نهضت آزادى از امروز (جلسه چهل و چهارم) مقررات جدیدى براى حضور تماشاچیان علاقهمند به حضور در دادگاه وضع کرد. براساس این مقررات، حضور تماشاچیان در دادگاه دشوارتر گردید به گونهاى که گذشته از ارائه شناسنامه یا نوعى معرفىنامه، ورود به دادگاه منوط به انگشتنگارى از آنها شد.[2]
نکوهش قیام 15 خرداد
روزنامه سحر در آستانه سالروز واقعه 15 خرداد به نکوهش آن پرداخت و از آن حادثه به «شورش کور» یاد کرد و نوشت: آنها... از ماتم و غمزدگى مردم استفاده کردند و به نام آنکه دین در خطر است، خواستند مطامع و نظریات رهبر به اصطلاح ناسیونالیسم عرب را جامه عمل بپوشانند و ملت ایران را که در سایه امنیت و آرامش به تحولات شگرف نایل آمده است به سیر قهقرایى بکشانند. نویسنده سپس افزوده است: آنان مىخواستند که کارگران همیشه مزدور کارفرما باشند و به اصطلاح پولى را که به عنوان دستمزد دریافت مىدارند در همان آن به زیردستش بزنند و همیشه او را گرسنه نگهدارند تا بتوانند بر گرده آنان سوار باشند. آنان مىخواستند که نیمى از مردم کشور از کلیه حقوق سیاسى و اجتماعى محروم باشند. آنان مىخواستند که فرزندان روستاها در جهل و بىسوادى به سر برند. آنان مىگفتند رعیت نمىتواند بدون ارباب زندگى کند. آنان مىگفتند که اگر رعیت نباشد ما چگونه مىتوانیم در کشورهاى خارج به عیش و عشرت بگذرانیم.
در این مطلب با تکرار ادعایى همچون حمله به تلفنهاى عمومى، اتوبوسهاى شرکت واحد، کتابخانه و مراکز عمومى آمده است که آنها به کارخانه برق حمله کردند چون مدعى بودند که نباید از برق و وسایل برقى استفاده کرد. در بخش پایانى آمده است که کوششهایى که براى استقرار حکومت نعلین صورت گرفت، به نتیجه نرسید و آرزوها و دلخوشیهاى آنان در نطفه خفه گردید.[3]
پرونده سه عضو نهضت آزادی در دادرسی ارتش
امروز پروندههاى عباس رادنیا، سیدمصطفى مفیدى و محمد بستهنگار به اداره دادرسى ارتش (دادستانى ارتش) ارسال شد. در نامه سرهنگ ستاد بهزادى، رئیس شعبه 7 بازپرسى آمده است که این افراد به اتفاق پنج نفر دیگر سابقاً در این شعبه تحت تعقیب بودند که پس از رسیدگیهاى لازم درباره آنان، قرار مجرمیت صادر و پرونده امر نیز تقدیم گردید و سپس بنا به ارجاع تیمسار دادستان ارتش و توجه به ماده 169 قانون آیین دادرسى، قرار بازداشت آنان به قرار اخذ کفیل تبدیل و از زندان آزاد و پرونده نیز اعاده گردید.
این نامه مىافزاید، متعاقباً سه نفر نامبرده به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلى مملکت (همان اتهام سابق) توسط سازمان اطلاعات و امنیت کشور دستگیر و طبق تقاضاى سازمان مزبور و ارجاع تیمسار دادستان ارتش، قرار بازداشت مجدد درباره نامبردگان صادر و پرونده جهت تکمیل به سازمان مزبور اعاده شد که اخیراً واصل شده است.
رئیس شعبه 7 بازپرسى در پایان مىنویسد: با توجه به اینکه درباره اتهام مکتسبه به متهمین قبلاً از طرف این شعبه رسیدگیهاى لازم معمول و قرار نهایى نیز صادر گردیده است و پرونده حاضر که در واقع شامل یک اتهام جدیدى نمىباشد به پیوست تقدیم [مىشود]، ضمناً سه نفر متهمین نامبرده از تاریخ 5/2/43 بازداشت مىباشند.[4]
فعالیت خلیل ملکى در اروپا
گزارش اطلاعات داخلی ساواک درباره فعالیت خلیل ملکى در اروپا حاکى است که وى متجاوز از یک سال است که در وین اتریش به سر مىبرد و اخیراً شاید در حدود یک ماه پیش از اتریش به ایتالیا رفته تا از آنجا به ایران بازگردد. ساواک حتی این تردید را هم مطرح میکند که ممکن است تاکنون به ایران رسیده باشد.
این گزارش با اشاره به وضعیت جسمانى ملکى و یادآورى این نکته که او چند ماهى را به علت سکته مغزى در بستر بیمارى و استراحت بوده است مىنویسد: در خلال مدتى که در اتریش بود یک مرتبه سال قبل از طرف جامعه سوسیالیستها از وى دعوت به عمل آمد که به آلمان رفته و در کنگره آنان شرکت نماید لیکن خلیل ملکى به علت نامهاى که از طرف جامعه [سوسیالیستها] به حزب کمونیست و رهبر اتحاد جماهیر شوروى نوشته شده بود، به آنان اعتراض و به اصطلاح قهر کرده و از شرکت در کنگره خوددارى نمود.
در پایان این گزارش تأکید شده است که نامبرده به هیچوجه رهبرى مستقیم در گروههاى جامعه سوسیالیستها نداشته و ممکن است ضمن مکاتبات خود با دکتر پیشداد، عقاید خود را در نحوه خطمشى جامعه سوسیالیستها ابراز مىداشته است.[5]
تاریخ جشن تاجگذاری محمدرضا پهلوی
امروز یک بار دیگر تاریخ برگزارى مراسم جشن شاهنشاهى و تاجگذارى شاه از سوى شوراى مرکزى جشنهاى شاهنشاهى ایران به نخستوزیر اعلام شد و طى آن از منصور خواسته شد تا وزارتخانهها و دستگاههاى تابعه دولت حداکثر تا اول شهریور 44، کلیه برنامههایى را که متعهد به انجام آن گردیدهاند، به اتمام برسانند و بودجه اجراى برنامههاى مذکور نیز از طریق منظور کردن در متمم بودجه سال 43 و یا هر طریق دیگرى تأمین گردد. در این نامه که روز اول آبان 1344 را برابر دستور شاه، روز برپایى جشن اعلام کرده تأکید گردیده که توجه دولت به پیشرفت امور جشن شاهنشاهى به حیثیت کشور بستگى کامل دارد.[6]
اشرف پهلوى در مسکو
اشرف پهلوى امروز به همراه تنى چند از اعضاى خانواده به دعوت برژنف و بانو براى بازدیدى سه هفتهاى راهى مسکو شد.[7] هواپیماى اختصاصى صدر هیئت رئیسه شوراى عالى اتحاد شوروى که براى این سفر به تهران فرستاده شده بود او را به مسکو برد. اشرف در فرودگاه مسکو گفت از مسافرت به اتحاد شوروى انتظارات زیادى دارم و مىخواهم با موفقیتهاى مردم این کشور طى هفده سالى که از آخرین سفرم به اتحاد شوروى مىگذرد، آشنا شوم.[8] اشرف در مدت بیست روز سفر به شوروى از مسکو، لنینگراد، ایروان، تفلیس، سوچى، تاشکند و تاجیکستان دیدن خواهد کرد. وى اولین بار در زمان زمامدارى استالین به آن کشور سفر و تنها از اوکراین دیدن کرده بود.[9]
گفتار رادیو مسکو درباره حق آزادى زنان ایران
رادیو مسکو امروز در گفتارى که به تجلیل از مقام مادر اختصاص داشت به موضوع حق آزادى زنان ایران اشاره کرد و با ابراز خوشوقتى از فعالیت زنان ایران در امور اجتماعى، فرهنگى و سیاسى گفت: زنان ایران حق شرکت در انتخابات را کسب نموده عدهاى از آنان به عنوان نماینده به پارلمان رفتهاند. گفتار رادیو مسکو بدون اشاره به شمارى از زنان ایران که در زندانهاى سیاسى به سر مىبرند و اغلب بانوان ایرانى از نعمت سواد بىبهرهاند، شرکت هیئت زنان ایران در سومین کنگره جهانى زنان در مسکو را نمونه دیگرى از موفقیت زنان ایرانى برشمرد.[10]
دفتر نخستوزیرى
روزنامه سحر در شماره امروز خود مدعى شد که از موقع زمامدارى دولت جدید، طرز کار دفتر نخستوزیرى به کلى تغییر پیدا کرده است و مسئولینِ امر با طرز مردمپسندى با مراجعین روبهرو مىشوند. این روزنامه در مقام مقایسه نوشته است که برخلاف زمان دولت قبلى، مراجعه افراد مردم و متقاضیان به نخستوزیرى آزاد است و هیچ نوع سد و مانعى در بین نیست و هر کس از هر مقامى مىتواند به دوایر نخستوزیرى مراجعه نماید. به نوشته سحر، معاون ادارى و مدیرکل دفتر نخستوزیرى همیشه براى پذیرایى و جوابگویى مراجعین از هر طبقه که باشند مهیا هستند در حالى که در دولت سابق حتى براى اشخاص سرشناس و مراجعین دائمى نخستوزیرى هم اجازه قبلى ضرورت داشت ولى بایستى مدتى در اتاق مخصوص نگهبانى منتظر صدور اجازه باشند.[11]
فرمانداران و شهرداران حزبی
مجله صبح امروز از حزبى بودن فرمانداران و شهرداران خبر داد و نوشت که اکثر آنان عضو حزب ایران نوین هستند و سعى دولت بر این است که به تدریج کلیه فرمانداران و شهرداران از میان افراد حزبى انتخاب شوند یا آنها را به عضویت حزب درآورند. به نوشته این مجله، در اکثر وزارتخانهها، مثل وزارت کشور، یکى از معاونین که عضو حزب است، این برنامه را اجرا مىکند.[12]
برنامههاى مالیاتى دولت
مجله صبح امروز در مطلبى زیر عنوان «برنامههاى مالیاتى دولت» با اشاره به لایحه مالیاتى اصناف که هفته گذشته تقدیم مجلس شده است نوشت: به نظر ما براى دولتى که مرتب صحبت از برنامه توسعه اقتصادى و اجتماعى مىکند، این لایحه کافى نیست. در جهان امروز دیگر مالیات یک وسیله تأمین کسر بودجه یا تأمین هزینه دولت نیست. امروز مالیات مهمترین وسیله توسعه اقتصادى و اجتماعى و تأمین عدالت در یک جامعه است که دولتهاى مترقى از آن به طرز صحیحى استفاده مىکنند.
این مجله مىافزاید: برنامههاى مالیاتى در ممالک مترقى به منزله یک اهرم بزرگ در امر اقتصاد و عمران است. دولت باید چنان برنامههاى اقتصادى خود را با برنامههاى مالیاتى توأم کند که بر پایه منافع عمومى این اهرم به حرکت درآید. وقتى کشور در حال رونق و توسعه است، خواه ناخواه مواجه با تورم مىگردد. در آن وقت دولت باید با وصول مالیاتهاى بزرگ سعى کند مقدار زیادى از اعتبارات را جذب نموده از حجم تورم بکاهد.
وقتى کشور در حال بحران و رکود مىباشد باید به هر صورتى از مالیاتها کسر نموده معافیتها و بخشودگیها را زیادتر کند تا موجبات تعمیم برنامهها را در کارهاى مملکت فراهم سازد. نویسنده سپس مىنویسد: دولت باید برنامههاى مالیاتى را طورى تنظیم کند تا درآمدهاى کلان را هدف قرار داده با وصول مالیاتهاى تصاعدى سنگین از جمع شدن ثروت نزد چند نفر جلوگیرى کرده در عین حال باید طبقات ضعیف و کم درآمد و متوسط را از تحمیل مالیاتهاى غیرمستقیم نجات دهد.[13]
پانوشتها:
[1]ـ امام در آئینه اسناد، سیر مبارزات امام خمینى به روایت اسناد شهربانى، جلد اول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1383، ص 496.
[2]ـ نجاتى، غلامرضا، شصت سال خدمت و مقاومت، خاطرات مهندس مهدى بازرگان در گفتگو با سرهنگ غلامرضا نجاتى، تهران، خدمات فرهنگى رسا، 1375، ص 542.
[3]ـ روزنامه سحر، ش 325، 11/3/43، ص 3 و 1.
[4]ـ رادنیا، عباس، مقاومت در زندان، صفحاتی از تاریخ معاصر، ج 4، تهران، قلم، 1377، ص 375.
[5]ـ خلیل ملکى به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1388، ص 229.
[6]ـ جشنهاى 2500 ساله شاهنشاهى به روایت اسناد ساواک و دربار (بزم اهریمن)، ج 2، ایران، 1377، ص 20 و 19.
[7]ـ روزنامه کیهان، ش 6252، 11/3/43، ص 12.
[8]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11401، 12/3/43، ص 20.
[9]ـ روزنامه کیهان، ش 6253، 12/3/43، ص 16.
[10]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 61، 12/3/43، ص 4 و 3.
[11]ـ روزنامه سحر، ش 335، 11/3/43، ص 4.
[12]ـ مجله صبح امروز، ش 116، 11/3/43، ص 4.
[13]ـ همان، ش 116، 11/3/43، ص 45 و 5.
