چهارشنبه 18 فروردین 1344 / 4 ذیالحجه 1384 / 7 آوریل 1965
4 بازدید
تأمین اعتبار برقرسانی
بودجه طرح برقرسانی به سه منطقه آستارا، فیروزآباد و منجیل تصویب شد.[1]
ملاقات وزیر امورخارجه آمریکا با شاه
امروز دین راسک وزیر امورخارجه آمریکا با محمدرضا پهلوی ملاقات و درباره روابط ایران و آمریکا و تصمیمات شورای وزیران سنتو گفتگو کرد.[2]
ایران از نظر مطبوعات به روایت رادیو پیک
رادیو پیک ایران، ساعت 20 امروز در برنامه ایران از نظر مطبوعات، چنین گفت:
«شنوندگان عزیز، وطن ما در آتش ظلم و بیداد میسوزد، فقر و گرسنگی و بیماری و بیعدالتی اینها ارمغانهای رژیم جاری است که در میهن ما حکومت میکند. شهرهای ایران در گرداب عقبماندگی و فقر فرورفته است، روستاهای ایران دچار خشکسالی و قحطی است، بیمارستانها تخت خالی برای صدها بیماری که هر روز مراجعه میکنند ندارند، بازار تجارت کساد است و گرانی جان مردم را به لب رسانده است، در چنین شرایط دشواری شاه از عدالت اجتماعی و از پیشرفتهای سریع انقلابی و از زیر و رو شدن ایران به دست وی و از رفاه حال کارگران و دهقانان و از سعادت عمومی و ترقی کشور دم میزند.
در گفتار امروز خود گوشهای از ایران را از دریچه چشم مطبوعات کشور شما نشان میدهیم تا حدود بیشرمی و بیباکی شاه و اطرافیان وی در گزافهگوئی روشنتر شود.
مجله روشنفکر در شماره 956 خود تحت عنوان 45% مردم تهران گرسنهاند زندگی در پایتخت کشور شاهنشاهی را چنین ترسیم کرده است: تهران مظهری از تضاد و تناقص است. این شهر تضادها است و شهر برخوردها. در این شهر بازرسان دولتی پیراهن رقاصهای را که در فیلمی میرقصد کنترل میکنند که از یک میزان معین بالاتر نباشد اما در همان حال که از نمایش این نوع فیلمها جلوگیری میشود در کافهها و کابارههای مخصوص طبقه اعیان و اشراف رقاصههائی دیده میشوند که بسیار لختتر و عریانتر از رقاصه فیلم حذف شده روی صحنه ظاهر میشوند.
مجله روشنفکر مینویسد نکته دیگر از نابسامانیهای این شهر وجود بیکاران است که به هرحال حقیقتی است و این حقیقت را با همه تلخی آن باید پذیرفت. بیکاران از طبقه کارگر گرفته تا نوع تحصیلکرده آن که همان دیپلمهها باشند در گوشه و کنار این شهر پراکندهاند. تهران با همه عظمتش با همه عمارتهای سر به فلک کشیده و بلند و رفیعش زاغههای فراوان فقیرنشین دارد. جنوب شهر را میگوئیم، زاغهها را میگوییم، بهجتآباد قلب تهران را میگوییم. در این شهر هستند مردمی که حتی قدرت خریدن آب خوردن را هم ندارند. در تهران هزاران نفر از هموطنان ما در زاغهها و دخمهها بسر میبرند.
مجله روشنفکر نوشته است که در ده سال گذشته دقت کنید یعنی درست پس از انجام کودتای خائنانه 28 مرداد، جمعیت ساکنان این زاغهها از 1350 نفر به 14000 نفر افزایش یافته است. زندگی کودکان در اجتماع ایران دردناک و حزنانگیز است، درباره زندگی کوتاه این کودکان، این گلهایی که شکفته نشده پرپر میشوند؛ روزنامه کیهان در شماره 17 اسفند خود چنین نوشته است: در قراء آقاجاری دیفتری 47 کودک دیگر را کشت. در قریه طنجه 13 کودک در مقابل چشم گریان پدر و مادر خود پرپر زدند و مردند. در مراغه و دهات اطراف آن بیماری دیفتری شیوع یافته و تاکنون عده بسیاری از کودکان بر اثر ابتلا به این بیماری درگذشتهاند، در این نواحی دکتر و دارو نیست.
روزنامه اطلاعات نوشته است: سرخک هنوز در آبگرم همدان بیداد میکند و تاکنون تعداد دقیق تلفات معلوم نیست، ولی آنقدر معلوم است که بیماری سرخک و آبله در یکی دو ماه اخیر صدها بیگناه را از پای درآورده است. روزنامه کیهان این خبر را درباره فروش یک کودک در بازار میوهفروشان چالوس انتشار داده است. ما عین خبر را به اطلاع شما میرسانیم تا ببینید چه ... بهتر از این میتواند رژیم ضد ملی شاه را محکوم کند.
مرد کوری به اتفاق همسرش به بازار میوهفروشان چالوس رفت و کودک 3 ساله خود را به مبلغ 120 تومان فروخت. دیروز زن جوانی با لباس مندرس در حالی که زیر بازوی مرد کوری را گرفته بود وارد بازار میوهفروشان چالوس شد. در آغوش هر یک از این زن و مرد یک کودک خردسال دیده میشد. در این هنگام مرد کور که کنار دیوار استاده بود دست خود را به طرف دختر بچه 2 سالهاش که کبری نام دارد دراز کرد و در حالی که گریه میکرد با صدای بلند گفت دخترم را میفروشم، یک دختر برای زنان نازا و دختر کوچک کنار پدر و مادرش ایستاده و با خواهر دوسالهاش بیخیال بازی میکرد. در این موقع زنی از همان جمعی که دور آنها حلقه زده بودند خود را به همسر مرد کور رساند و گفت من حاضرم دختر تو را به مبلغ 120 تومان بخرم و او را به فرزندی قبول کنم. این زن که بانو سرور غلامی نام دارد گفت چون بچه ندارم به همین جهت کبری را به فرزندی میپذیرم. بانو سرور بلافاصله از کیف خود مبلغ 120 تومان پول بیرون آورد و آن را در مقابل دیدگان حیرتزده عابرین به قدرت داد. در این موقع زن و همسر کورش دخترشان کبری را در آغوش گرفتند و شروع به بوسیدن سر و صورت او کردند. سپس مادر فرزندش را به بانو سرور سپرد و گفت او را اول به خدا میسپارم و بعد به تو میدهم. این فرزند بزرگ من است از شما خواهش میکنم که از او خوب نگهداری کنید و دیگر گریه امانش نداد. کبری که میدید میخواهند او را از پدر و مادرش جدا کنند به شدت شروع به گریه کرد. پدر و مادر دختر با صدای بلند میگریستند و تماشاگران نیز که شاهد این صحنه بودند گریه میکردند. بانو سرور سپس کبری را بغل کرد، در حالی که دخترک مرتباً گریه میکرد از میان جمع بیرون رفت.
روزنامه پیغام امروز نوشته است: زندگی مردم روز به روز سخت میشود. خواربار و مواد خوراکی روزبهروز گرانتر میگردد.
در بازار مردم حتی اگر پول هم داشته باشند نمیتوانند خرید کنند زیرا در ایران قحطی بیسروصدا حکمفرما است. نه در تهران بلکه در سراسر ایران گوشت و میوه و سبزی نایاب است و یا فوقالعاده گران، همین روزنامه نوشته است در شیراز بقدری گدا فراوان شده که انسان دچار حیرت میشود. در هر قدم گدا، سر هر گذر گدا، گوئی در این شهر تخم گدا پاشیدهاند، و از هر گوشه گدا روئیده است.
روزنامه پیغام امروز نوشته است که این گداها محصول رژیمی است که مدیر این روزنامه از آن حمایت میکند. مجله تهرانمصور نوشته است در کازرون نان کیلویی 10 ریال است و گوشت پیدا نمیشود. مردم حتی رنگ میوه را نیز فراموش کردهاند و بیکاری و فقر بقدری است که قلم از وصف آن عاجز است. همین روزنامه در شماره 1113 خود نوشته است در اراک نان کیلویی 10 تا 12 ریال است، گوشت بازار سیاه پیدا کرده و گرانی بیداد میکند. وضع بهداشتی مردم بسیار رقتانگیز است. اراک زایشگاه ندارد و درمانگاه و بیمارستان پهلوی روزانه 400 تا 500 نفر بیمار سرپائی دارد و خود بیمارستان در مضیقه دکتر و دارو است. روزنامه کیهان نوشته است که در کاشان نان کیلویی 12 ریال و گوشت کیلویی 16 تا 17 تومان است. مخبر این روزنامه با تعجب از خود پرسیده است به راستی یک خانواده 5 نفری با درآمد روزی 3 تا 5 تومان با این گرانی چه باید بکند...».[3]
گزارش رادیو مسکو درباره نمایشگاه بازرگانی و صنعتی شوروی در تهران
رادیو مسکو، ساعت 45/18 درباره نمایشگاه بازرگانی و صنعتی این کشور که قرار است در اردیبهشت در تهران برگزار شود، برنامهای پخش کرد:
«... وظیفهای که نمایشگاه در مقابل خود قرار میدهد این است که مردم و محافل اقتصادی ایران را با امکانات اقتصادی اتحاد شوروی که سعی دارد همکاری اقتصادی و تجارتی را بر اساس برابری حقوق و منافع متقابل توسعه دهد آشنا نماید. در نمایشگاه 20 سازمان بازرگانی خارجی اتحاد شوروی شرکت خواهند نمود. آنها نمونههایی از محصولات صنعتی منجمله دستگاههای مخصوص اندازهگیری و تجهیزات مخصوص صنایع نفت و استخراج معدن و ماشینهای راهسازی را به معرض نمایش خواهند گذاشت که با ایران هممرزند یعنی آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و ترکمنستان در نمایشگاه محصولات خود را به معرض نمایش خواهند گذارد. در بین کالاهای کثیر نمایشگاه نمونههایی قرار خواهد داشت که در بازارهای مکاره بینالمللی شهرت جهانی کسب نموده و به اخذ مدالهای طلا نائل شدهاند. نمایشگاه ما در ایران برای نخستین بار تشکیل میشود بدین جهت طبعاً کالاهای نمایشی آن جمهوریها از جمله جمهوریهای هممرز ایران را نشان خواهد داد. شک نیست که کالاهای نمایشگاه نمیتواند پاسخگوی تمام اشکالات بازدیدکنندگان نمایشگاه که ... علاقه زیادی نسبت به آن ابراز خواهند نمود باشد، به این جهت دفتر اطلاعات نمایشگاه هر گونه اطلاعاتی را که مورد علاقه تماشاکنندگان باشد با کمال میل مستقیماً در اختیار شما خواهد گذاشت. علاوه بر این بازدیدکنندگان نمایشگاه اطلاعات مورد علاقه را میتوانند در شعبه سازمان تجارت تهران، شعبه دانش، شعبه آموزش حرفهای و شعب دیگر دریافت نمایند...».[4]
تکذیب سوء استفاده از کمکهای ارسالی امریکا به ایران
به نقل از گزارش امروز بخش فارسی رادیو صدای امریکا: «سناتور مک لیلند اتهامات مبنی بر سوء استفاده از مبالغی از 102 میلیون دلار وجوه کمکی امریکا به ایران را در سال 1962 به کلی بیاساس خوانده است. سناتور مک لیلند رئیس کمیته فرعی مجلس سنا طی نطقی در مجلس سنا گفتند که با وجود وهمآمیز بودن اتهامات کمیته فرعی مجلس سنا حداکثر مساعی خود را به کار برد تا به کنه موضوع پی ببرد و چگونگی اتهامات را دریابد، اما دو سال تحقیقات سری و مبسوط معلوم گردانید که این اتهامات کاملاً بیاساس بوده است...». [5]
روایت شوروی از شورای وزیران سنتو در ایران
خبرگزاری تاس درباره شورای وزیران سنتو در ایران، گزارشی تهیه کرد: «سیزدهمین اجلاسیه شورای وزیران سنتو که شامل ایران، ترکیه، انگلستان و پاکستان میباشد امروز در تهران افتتاح یافت. امریکا عضو این سازمان نیست، ولی نمایندگان آن در کار چند کمیته سازمان شرکت دارند.
وزیران خارجه اعضای این پیمان نظامی در جلسه شرکت دارند؛ به استثناء پاکستان که وزیر دارائی آن شرکت کرده است. دین راسک وزیر خارجه امریکا نیز در کنفرانس شرکت کرده است.
دستور جلسه مذاکرات هنوز رسماً اعلام نشده است ولی ناظران اشاره میکنند که مسائل فراوانی مورد بحث قرار خواهد گرفت. دین راسک اظهار اطمینان کرد که در همین کنفرانس اوضاع ویتنام، به طور مشروح مورد بحث قرار خواهد گرفت.
قرار است ... وزیر خارجه ترکیه مسأله قبرس را مطرح کند. همچنین انگلستان درباره بحران مناسبات ... کشورهای عرب اظهار عقیده خواهد کرد. در مسائل اقتصادی کنفرانس، درباره تأسیس سازمان همکاری منطقهای برای عمران که شامل ایران، ترکیه و پاکستان است بحث خواهد کرد. جلسات 2 روز ادامه خواهد داشت».[6]
روایت رادیو لندن از ارزش سنتو در حفظ ثبات خاورمیانه
بخش فارسی رادیو لندن گزارشی از جلسات سالانه سازمان سنتو در تهران پخش کرد و به نقل از [مایکل] استوارت وزیر امور خارجه انگلستان ادعا کرد سنتو مهمترین عامل ارزنده در حفظ ثبات خاورمیانه است.
دین راسک وزیر خارجه امریکا نیز در این جلسه گفت: کمونیستها در جنوب شرقی آسیا وجودشان بیش از یک تهدید است و یک واقعیت وحشتناکی است.[7]
گزارش رادیو پیک ایران از حضور وزیر امورخارجه امریکا و انگلستان در تهران
رادیو پیک ایران در گزارش ساعت20:30 امروز خود به موضوع جلسات شورای وزیران سنتو در تهران و حضور وزیران امور خارجه امریکا و انگلستان اشاره کرد: «شنوندگان عزیز. امروز جلسات شورای وزیران سنتو در تهران گشایش یافت. [دین] راسک وزیر امورخارجه امریکا و [مایکل] استوارت وزیر خارجه انگلستان که گردانندگان اصلی پیمان تجاوزکار سنتو هستند وارد تهران شدند. جلسه شورا 2 روز طول خواهد کشید و فردا به کار خود خاتمه خواهد داد. کمیِ وقت و تراکم مسائل عدیدهای که شورای وزیران میبایست مورد مذاکره قرار دهد به هیچوجه با هم نمیخواند.
مفسر رادیوی بی.بی.سی خبر میدهد که آقایان راسک و استوارت میخواهند اوضاع بینالمللی به ویژه وضع ویتنام، مالزی و خاور دور و اندونزی در شورای پیمان سنتو مذاکره شود. ترکیه مایل به بحث در اطراف مسأله قبرس است. پاکستان خواهان طرح روابط خود با هندوستان میباشد و بالاخره شاه ایران موضوع روابط ایران با کشورهای عربی و به ویژه جمهوری متحده عربی را پیش خواهد کشید. تعداد مسائل مورد بحث بطور وضوح نشان میدهد که شورای وزیران سنتو در مقابل چه تضاد عمیقی قرار دارد. هدف دین راسک و مایکل استوارت در جلسات شورای وزیران سنتو روشن است. شکست مفتضحانه تجاوزکاران امریکایی در ویتنام جنوبی دولت امریکا را واداشته تا حمایت همپیمانان خود را جلب کند. طبیعی است که پشتیبانی پاکستان و یا ترکیه از جنگهای تجاوازکارانه امریکا در ویتنام برای امپریالسمها حائز اهمیت است و اما انگلستان در عدن و مالزی دست به تجاوز آشکاری زده است، که در این مورد جلب موافقت اعضای منطقهای سنتو برای وی کم اهمیت نیست، ولی حرف بر سر آنست که امپریالیستهای امریکا و انگلیس نمیتوانند در مقابل جلب حمایت همپیمانان خود وعدهای به آنها بدهند. نه انگلستان و نه ایالات متحده امریکا نمیتوانند کوچکترین تعهدی در دفاع از خواستهای پاکستان در برابر هندوستان به گردن گیرند، زیرا در چنین صورتی خود را در مقابل هندوستان قرار خواهند داد. پاکستان مدتها است که از این موضوع با خبر است. جالب آنست که درست هنگامی که شورای وزیران خارجه سنتو در تهران منعقد گردیده ایوب خان رئیس جمهوری پاکستان در اتحاد جماهیر شوروی به سر میبرد و سرگرم مذاکراتی جهت بهبود هر چه بیشتر روابط خود با آن کشور میباشد. اینکه وزیر امور خارجه پاکستان نیز از شرکت در جلسات شورای وزیران سنتو صرف نظر کرده و وزیر دارائی پاکستان بجای وی در شورا شرکت میکند و مذاکرات مسکو را بیشتر به نفع پاکستان دانسته دلیل دیگری به ورشکستگی پیمان سنتو است.
چندی پیش ایوب خان مسافرتی هم به جمهوری تودهای چین کرده بود. در نتیجة این تبعیت، هماکنون میهن ما به پایگاهی علیه نهضتهای رهائیبخش مردم خاورمیانه و نزدیک مبدل شده است. به همین دلیل است که تشکیل شورای وزیران سنتو در تهران موجب نگرانی کشورهای خاورمیانه و نزدیک گردیده است. این نگرانی را میتوان در تفسیرهائی که دیروز و امروز در روزنامههای دمشق و در سایر کشورهای عربی انتشار یافته بوضوح مشاهده کرد. این روزنامهها مینویسند ورود فرمانده کل ناوگان ششم امریکا به اسرائیل همزمان با تشکیل شورای وزیران سنتو در تهران نشاندهنده توطئه جدیدی است که امریکا و انگلیس در خاورمیانه و نزدیک در شرف تکوین آنند. بدون تردید در این توطئه استعمارگران امریکائی و انگلیسی قبل از همه بر روی شاه ایران حساب میکنند. اوج نهضت رهائیبخش در عدن و شبهجزیره عربستان جنوبی و حوادث خونینی که در بحرین میگذرد منافع انحصارهای نفتی امریکا و انگلستان را بخطر انداخته. از سوی دیگر توسعه دامنه مبارزات ضدامپریالیستی در نزدیکی سرحد ایران شاه را هراسان نموده است. لذا شاه اجباراً تن به کلیه خواستهای امپریالیستها خواهد داد تا شاید بتواند تاج و تخت لرزان خود را به کمک اربابانش نجات بخشد.
روزنامه انگلیسی دیلیتلگراف در شماره مورخ 26 مارس خود حوادث عدن و بحرین را مورد تفسیر قرار داده و مینویسد شاه ایران حق داشته در ملاقات با [هارولد] ویلسون در لندن از وضع موجود در خاورمیانه و نزدیک اظهار نگرانی کند. این اعتراف دیلی تلگراف جالب است زیرا شاه میدید تا چه حد امیال استعمارگران انگلیسی با منافع شاه رابطه نزدیک دارد. انحصارهای نفتی امریکائی و انگلیسی هراسانند که مبادا اوج نهضت در این منطقه نفتخیز منافع بیکران آنها را در مخاطره قرار دهد و اما شاه میترسد که شعلههای مبارزه به ایران سرایت نموده و رژیم خونآشام او خاتمه بخشد و برای نگهداری رژیم منفور خود، شاه دست به دامان استعمارگران انگلیسی زده است. دیلیتلگراف مینویسد که شاه از انگلستان خواست تا در برابر به اصطلاح نفود ناسیونالیسم عرب از وی پشتیبانی کنند. روزنامه انگلیسی حتی از قرارداد انگلیس و ایران در این زمینه بحث کرده و مینویسد که در هر حال چنین حمایتی باید طوری باشد که به مصر بهانهای ندهد ... اوضاع نشان میدهد که در میان کشورهای منطقهای عضو سنتو، ایران است که باز مانند همیشه بیش از پیش به منجلاب نقشههای تجاوزکارانه امپریالیستها کشانده خواهد شد و بیش از گذشته منفرد خواهد گردید».[8]
روایت رادیو مسکو از نگرانی مصر درباره جلسات سنتو در ایران
رادیو مسکو در گزارش ساعت20:30 خود ادعا کرد که دولت مصر از برگزاری شورای وزیران سنتو در تهران و محتوای آن ناخشنود است: «شنوندگان عزیز. خبرنگار ما از قاهره گزارش میدهد که دوره اجلاسیه شورای وزیران بلوک نظامی سنتو که امروز در تهران گشایش یافت توجه ناظران سیاسی محلی را به خود جلب کرده است.
در پایتخت جمهوری متحده عرب تأیید نمودند که این کنفرانس ارکانهای رهبریکننده بلوک نظامی سنتو که بدست محافل امپریالیستی غرب به منظور حفظ مواضع خود در خاورمیانه و تضعیف و جلوگیری از مبارزه رهائیبخش ملل این منطقه ایجاد شده است، به هیچ وجه یک کنفرانس عادی نیست. شایان توجه اینکه سفرای کشورهای عضو ناتو مقیم تهران در کار دوره اجلاسیه شورای وزیران بلوک سنتو شرکت مینمایند. مفسرین روزنامههای قاهره این امر را دلیل بر آن میدانند که گردانندگان ناتو تصمیم قطعی گرفتهاند عملیات تخریبی بلوک را در خاورمیانه شدت دهند و بر مداخله مستقیم خود در امور داخلی کشورهای این منطقه بیافزایند.
روزنامه الاخبار معتقد است کشورهای مستقل خاورمیانه باید تحریکات خطرناک تازهای را از ناحیه محافل امپریالیستی غرب علیه امنیت و حاکمیت ملی خود در آینده نزدیک انتظار داشته باشند. امپریالیستها از تقویت فوقالعاده جنبش آزادیخواهانه ملل خاورمیانه منجمله اهالی جنوب شبهجزیره عربستان و بحرین بسیار بیمناک شدهاند. این جنبشها منافع شرکتها و انحصارهای امپریالستی را که ثروتهای ملی عده زیادی از کشورهای خاورمیانه را غارت میکنند تهدید مینماید. ناظران سیاسی در قاهره خاطرنشان مینمایند که باید تحریکات امپریالیستها را علیه ملل خاورمیانه عقیم گذاشت».[9]
تمسخر ادعای دینداری شاه توسط رادیو پیک ایران
رادیو پیک ایران در گزارش ساعت 20:45 خود با اشاره به سخنان محمدرضا پهلوی در مشهد که خود را دلبسته امام رضا «ع» دانسته و خود و پدرش را انسانهای معتقدی معرفی کرد، او را خلف معاویه و ماکیاول عصر حاضر نامید: «شنوندگان عزیز. محمدرضا شاه مانند سلفش معاویه قرآن بر سر نیزه میکند. این ماکیاول عصر ما هر لحظه برنگی درمیآید و نیرنگی میزند. از مجالس عیش و نوش و فسادانگیز دربار سلطنتی به قمارخانهها و کابارههای اروپا روی میآورد .... مبتکرین رقصهای تویست را برای آنکه بیدردسر به تمرین رقاصی بپردازند به دربار دعوت میکند. کیسه کیسه طلا و جواهر در پای رقاصهها و معشوقهها میریزد و تنها وقتی افتضاح قضیه آفتابی میشود که دزدی به جواهرات اهدائی شاه و یکی از این معشوقهها میزند و از این مجلس برای اسکیبازی به کوهای پر برف اطریش میرود و از آنجا در پناه یک دیوار محکم از محافظین مسلح به اسکیبازی میپردازد. این مرد خودکامه از مردم مسلمان کشورش بریده است. مسلمانان را به اسارت دشمنان مسلمانان میبرد، جاسوسان بیگانه را بر آنها مسلط میسازد، دهانها را میدوزد، رهبران مسلمانان را نفی بلد میکند و به زندان میکشاند و یا تبعید میکند، تظاهرات مردم را به خون میکشد و در یک روز قوای مسلح او سیلی از خون مردم بیگناه جاری میکنند، کشته و زخمی همین مردم را دژخیمان او میدزدند و به بیابانها و بدون کوچکترین تشریفاتی مرده و نیمهجان را در گودالها میریزند و آخرین ناله محتضرین را در زیر خروارها خاک خاموش میسازند و اینک این چنین دژخیمی، این چنین موجود فاسدالعقیده و تیرهدرونی به زیارت مرقد رضا میرود تا خاک در چشم مردم بپاشد. این هنرپیشه بدچهره ضمن اظهارات عوامفریبانه خویش در باشگاه افسران مشهد میگوید بار دیگر فرصتی به دست آمد تا طبق معمول به زیارت مرقد مطهر حضرت رضا مشرف شوم و دِین دینی و اخلاقی خود را به جا آوردم. علاقه من به این درگاه در حقیقت جنبه خانوادگی دارد و اگر دقت کرده باشید پدر من اصرار داشت که به دنبال اسم تمام فرزندانش کلمه رضا وجود داشته باشد. پدر من به حضرت رضا اعتقاد مخصوصی داشت. طبیعی است چنین علاقهای در من هم باید وجود داشته باشد. وقتی مردم این دعوی مکارانه را از زبان شاه میشنوند به یاد خیلی واقعیات تلخ میافتند، مردم به یاد روزهایی میافتند که تفنگداران پدر همین شاه شهر مشهد و مسجد گوهرشاد را به قتلگاه صدها و صدها زن و مرد و کودک که اکثراً از راههای دور برای زیارت به آنجا آمده بودند مبدل کرد. به یاد میآورند سرلشگر [ایرج] مطبوعی فرمانده لشکر و همچنین استاندار شخصاً در تیراندازی به مردم بیدفاع در درون حرم تردید کرده بودند ولی رضا شاه به وسیله تلفن به مطبوعی دستور اکید تیراندازی بدون توجه به حال زنان و کودکان را صادر کرد. به یاد میآورند که صدها نفر از کشتگان و نیممردگان را قاتلین دزدیدند و در حوالی شهر در گودالی روی هم مدفون ساختند، بدون اینکه به ناله و تضرع زخمیهای نیمجان توجه کنند. به یاد میآورند که پس از این قتلعام وحشیانه مدت یک هفته تمام از بام تا شام دهها نفر مشغول شستشوی لکههای خونی بودند .... شاه بیجهت تصور میکند که میتواند با این عوامفریبیها مردم را بفریبد و آنها را درباره باطن ناپاک و اندرون سپاه خود به اشتباه اندازد. بگذارید این جانشین بالاستحقاق یزید و معاویه هر قدر بخواهد قرآن بر سر نیزه کند، مردم هم پدر او را شناخته بودند و هم خود او را میشناسند».[10]
اعتراض رادیو مسکو به اجلاسیه شورای سنتو در تهران
رادیو مسکو در گزارش ساعت20:45 خود، ضمن حمله به اجلاسیه شورای سنتو در ایران، پیمانهای نظامی بلوک غرب را محکوم به شکست دانست: «شنوندگان عزیز. مجله یو اس نیوز اند ورلد رپورت در یکی از شمارههای اخیر خود ضمن بحث پیرامون دوره اجلاسیه شورای سنتو در تهران با لحن اندوهبار به بحران سیاست امریکا در زمینه سرهمبندی بلوکهای نظامی در نقاط مختلف جهان اشاره کرده و نوشته است پیمان سنتو که زمانی با شرکت عراق، ترکیه، پاکستان و ایران توسط امریکا و انگلیس تشکیل شده بود امیدهای امپریالیستها را برنیاورد. مدتها است که عراق با این پیمان قطع رابطه کرده و سیاست مستقل غیر متعهدی پیش گرفته است ... در صفحات جراید ایران هم بیش از پیش مطالب مشابهی درباره پیمان سنتو دیده میشود. مثلاً روزنامه پیغام امروز ضمن ارزیابی نتایج شرکت ایران در این پیمان مینویسد همانطوری که زمان نشان داد این قبیل پیمانهای منطقهای نه اینکه تسهیلی در وضع اعضای آن فراهم نمیکند بلکه بار سنگینی به دوش آنها میگذارد. تمایل و کوشش ملل شرق در دوری و اجتناب از سیاست امپریالستها در زمینه سرهمبندی بلوکهای نظامی بخصوص حالا در ارتباط با توسعه جنگ کثیف استعمار در ویتنام شدت خاصی کسب کرده، به طوری که میدانید امپریالستهای امریکا در این جنگ به آخرین شیوههای ددمنشانه ضد بشری متوسل شده، علیه مردم ویتنام گاز ناپالم و بمب آتش را به کار میبرند و مردم بیگناه را دستهدسته به هلاکت میرسانند و حالا این در پیش است که جنگ وحشیانه امریکائیها ممکن است به نقاط دیگر آسیا سرایت بکند. محافل اجتماعی کشورهای خاوری که به پیمان سنتو کشانده شدهاند از اصرار جدی امریکا در زمینه جلب موافقت و پشتیبانی همپیمانهای خود از عملیات نظامی در ویتنام نگرانند. حالا هم ژنرالهای امریکائی میخواهند همپیمانهای خود را در عملیات شرارتآمیز خود در ویتنام شرکت داده، هزاران تن از جوانان این کشورها را فدای منافع استعماری خود و نقشههای استعمارگرانه واشنگتن سازند.
جای شگفتی نیست که در کشورهای آسیائی شرکتکننده در پیمان سنتو، بانگ مردم از شدت عملیات تجاوزکارانه در ویتنام رساتر میشود. حتی رجال رسمی کشورهای عضو پیمان سنتو از خودسری و شقاوت امریکائیها در ویتنام خود را دور نگه میدارند. مثلاً وزیر خارجه پاکستان اظهار داشت ... سیاست امپریالیستی سرهمبندی بلوکهای نظامی در خاورمیانه پیدرپی شکست میخورد و با عکسالعمل شدید و روزافزون ملل خاورزمین که خواستار دوستی و تحکیم استقلال کشور خود هستند مواجه میشود. ملل خاورزمین با متجاوزین امپریالیست امریکا هرگز همراه نخواهد بود».[11]
اخراج وکلای دادگستری کویت و عراق از بحرین
به نقل از خبرگزاری فرانسه در کویت، امشب چهارده نفر از وکلای دادگستری کویت و عراق که وارد بحرین شده بودند تا از حقوق بازداشتشدگان حوادث اخیر بحرین دفاع کنند، بدون این که بتوانند مأموریت خود را انجام دهند از فرودگاه بحرین به کویت بازگردانده شدند. این افراد هنگام ورود به کویت در کنفرانس مطبوعاتی اعلام کردند که در فرودگاه بحرین مورد خشونت و آزار واقع شدهاند و از ورود آنها به بحرین جلوگیری شده است. در فرودگاه بحرین به این عده 15 دقیقه مهلت داده شده بود که دوباره سوار هواپیما شده و به کویت بازگردند.[12]
گزارش ساواک از صحبت درباره تبعید امام خمینی در جلسه مرکز اسلامی در لندن
ساواک امروز گزارشی درباره جلسه مرکز اسلامی در لندن داشت و از این که یکی از حاضرین به دفاع از عملکرد حکومت پهلوی در تبعید امام خمینی سخن گفته، خشنود است: «شب هفتم آوریل 1965 [18/1/1344] جلسه جالب و در عین حال عجیب مرکز اسلامی که بهتر است مرکز نفاق و غیر اسلامی قلمداد شود، چون هیچ کارش به اسلام ربطی ندارد تشکیل شد. آقای قمرالدین رئیس مسجد شرق لندن [و] آقای شیخ ابراهیم جیوشی نماینده جدید الازهر مصری کارگردان جلسه بودند. نخست درباره عدم اجازه پلیس لندن برای تظاهرات روز عید قربان گفتگو شد و در میان اظهار تأسف، شیخ ابراهیم چنین اعلام داشت که (اخیراً از جامع الازهر به ما اطلاع رسیده که در میان برادران مسلمان مقیم انگلستان همدردی مشایخ یعنی علماء جامعالازهر را برای فشار دولت ایران نسبت به علماء آزادیخواه ایران و تبعید سیدخمینی اعلام نمائیم و ما میخواستیم در روز میتینگ توسط عدهای از برادران ایرانی شعارهائی در این باره نیز فراهم کنیم و خیلی از جریان عدم اجازه پلیس لندن مکدر هستیم). حرفهای او که تمام شد یکی از ایرانیان اظهار داشت از طرف علمای ایران من تشکر میکنم، ولی شما دوستان که در این مجلس حاضر هستید و آقایان مشایخ الازهر به وسیله آقای جیوشی مطلع باشید که اینگونه همدردیها موجب درد میشود، زیرا در ایران هیچگونه فشاری نه بر علما و نه بر مردم عادی وجود ندارد و تبعید آقای خمینی هم علل دیگری دارد و مربوط به وضع داخلی مملکت است. خلاصه در جلسه آن شب یک نوع آمادگی علنی دیده میشد که علیه ایران فعالیت کنند، لیکن بحمدالله تمام خنثی گردید. وی بعد از رسمیت جلسه یکی یکی را کنار کشیده و مشروحاً از فکرهای عقبافتاده و تفرقهآمیز مصریان آگاه مینماید و اشکالات موجوده در ممالک عربی و مصر را یادآوری نموده که همه تصدیق میکردهاند».[13]
گزارش ساواک از نوار سخنرانی امام خمینی در کویت
«تاریخ: 19/10/44
شماره: 255/14359
موضوع: نوار سخنرانی خمینی در کویت
اغلب مسافرینی که از کویت میآیند شایع نمودهاند که اکثر ایرانیان مقیم کویت نوار سخنرانی خمینی را دارند و شبها دور هم جمع میشوند و از آن استفاده مینمایند».[14]
تلاش ساواک برای پاسخ به نامه ارسالی دبیرکل سازمان ملل درباره تبعید امام خمینی
«تاریخ: 18/1/44
گیرنده: مقامات ساواک به ترتیب سلسله مراتب
فرستنده: بخش 321
گزارش
محترماً به استحضار میرساند؛ در هشتمین کنگره اتحادیه بینالمللی دانشجویان که مرکز آن در پراگ میباشد نامهای خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد تهیه و ارسال گردیده است.
متن این نامه تنقید از تبعید آیتالله خمینی به ترکیه و تقاضای انجام اقدامات لازم برای بازگشت مشارالیه به ایران بوده است. دبیرکل سازمان ملل متحد ضمن تسلیم رونوشتی از نامه مذکور به نمایندگی ایران در سازمان ملل متذکر شده است که اهم مطالب این نامه در فهرست نامههای محرمانه کمیسیون حقوق بشر منعکس خواهد شد. ضمناً توجه دولت ایران را به قطعنامه شماره (728FXXVIII ) شورای اقتصاد و اجتماعی معطوف و اضافه نموده است: چنانچه دولت شاهنشاهی بخواهد میتوانند نظریات خود را در پاسخ این نامه به دبیرخانه سازمان ملل متحد ارسال نمایند.
وزارت امور خارجه ضمن انعکاس موضوع به ساواک تقاضا نموده چنانچه لازم میدانند جوابی داده شود، مفاد آن به آن وزارتخانه اعلام گردد. علیهذا گزارشی در این زمینه تهیه گردید و ضمن اعلام مراتب فوق طی آن اظهار نظر شد که چون بلاجواب گذاردن نامه دبیرکل سازمان ملل متحد از نظر حفظ پرستیژ نمایندگی ایران در آن سازمان صحیح به نظر نمیرسد، بهتر است اجازه بفرمایند کمیسیونی از افراد بصیر و مطلع تشکیل و در آن جواب لازم تهیه و در اختیار وزارت امور خارجه قرار گیرد. گزارش به عرض تیمسار ریاست ساواک رسید و با نظریه بخش موافقت فرمودند. لذا در اجرای امر، کمیسیون مذکور تشکیل ولی تصمیم واحدی اتخاذ نشد و هر یک از شرکتکنندگان به شرح زیر عقیده خاصی داشتند:
1-سرکار سرهنگ بهزادپور و آقای حسینی مشاورین قضایی به علت عدم رعایت اصول قضایی در تبعید خمینی عقیده داشتند باید از دادن جواب به سازمان ملل خودداری شود.
2- آقای دکتر مالک، از آن جهت که ترتیب اثر دادن به این شکایات من بعد ممکن است بدعت شده و هر کس از دولت ناراضی متوسل به دبیرکل سازمان ملل بشود، مخالف جواب دادن به سازمان مذکور بودند.
3- آقای دکتر آریایی معتقد بودند که با توجه به اینکه دبیرکل سازمان ملل متحد دولت شاهنشاهی را مخیر نموده که در صورتی که بخواهد میتواند پاسخ لازم را به دبیرخانه سازمان اعلام نمایند و از طرفی وزارت امور خارجه نیز تشخیص ساواک را کافی دانسته و اظهار نظر را صرفاً به عهده ساواک محول نموده و با نظر گرفتن اینکه سازمان بینالمللی دانشجویان، سازمانی کمونیستی است، لذا به نظر میرسد که دادن پاسخ ضرورت حتمی نخواهد داشت، در غیر این صورت مقتضی است وزارت امور خارجه با توجه به روابط دیپلماسی و تعهدات متقابل و با در نظر گرفتن موارد مشابه چگونگی و اثرات ناشی از بلاجواب گذاردن نامه سازمان ملل متحد را تعیین و مشخص سازد تا بر مبنی و درجه ضرورت آن در کادر مصالح عالیه کشور پاسخ مقتضی به سازمان ملل متحد داده شود.
4- آقای ابراهیمی نظری به شرح زیر ابراز داشتند:
چون سازمان بینالمللی دانشجویان I.U.S وابسته به کشورهای کمونیستی بوده و تاکنون از طرف دولت ایران به رسمیت شناخته نشده و از طرفی موضوع تبعید آیتالله خمینی مربوط به امور دانشجویی نمیباشد، به نظر بخش 315 بایستی پاسخ داده شود که دولت ایران سازمان بینالمللی I.U.S را نمیشناسد و پاسخی هم در این مورد لازم نمیداند، یا آنکه به طور کلی و به طور شفاهی به وزارت امور خارجه گفته شود که از دادن پاسخ به سازمان ملل خودداری گردد.
بدیهی است شق دوم در صورتی عملی خواهد بود که از نظر پرستیژ سیاسی لطمهای به وزارت امور خارجه وارد نشود. نظریه بخش 321 این بود که: ارسال جواب ضروری است، به خصوص که تیمسار ریاست نیز این مطلب را تأیید فرمودهاند.
متعاقب این جریان طی شماره 522- 16/1/44 نامه دیگری از وزارت امور خارجه در این باره واصل گردید، مبنی بر اینکه نظریه نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل متحد بر این بوده است که به این قبیل شکایات اصولاً جوابی داده نشود مگر آنکه موضوع در کمیسیون حقوق بشر مطرح شود و مورد سؤال قرار گیرد. بر این اساس از نمایندگی دائمی خواسته شده است که در صورت طرح موضوع در کمیسیون حقوق بشر جریان امر به اطلاع وزارت امور خارجه رسانیده شود. اینک که کمیسیون حقوق بشر در ژنو شروع به کار کرده است نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد طی نامهای تقاضا نموده از نظر احتمال طرح موضوع در کمیسیون مذکور بهتر است که دستورات مقتضی در این باره به آن نمایندگی داده شود.
علیهذا با توجه به مراتب فوق مقرر فرمایند چه جوابی به وزارت امور خارجه بایستی داده شود».[15]
سیزدهمین شوراى وزیران سنتو در تهران
سیزدهمین شوراى وزیران سنتو با حضور وزیران امور خارجه ایران، پاکستان، ترکیه، انگلستان و کشورهاى متحد آمریکا و با سخنرانی محمدرضا پهلوی در تهران آغاز به کار کرد.[16]
گزارش ساواک از طرفداران علی امینی
«شماره: 1295/ الف تاریخ گزارش: 18/1/44 موضوع: فعالیت محمدعلی اسلامی
محمدعلی اسلامی بنکدار در بازار حضرتی اول بازار نجارها به مأمور اظهار داشت ما قدر دکتر امینی را ندانستیم و به این سرنوشت شوم دچار شدیم. نامبرده اضافه نمود این روزها جبهه ملی هم پشیمان شدهاند که چرا با حکومت دکتر امینی مخالفت میکردند، چون اگر دکتر امینی تا به حال نخستوزیر بود کارها را یکسره میکرد و خیالمان راحت میشد. دکتر امینی با تقویت ارتش که مسلسل را روی سینه برادران همدین و همکیش خود بگذارد مخالف بود. او نمیگذاشت در پناه سرنیزه با دین و علما به جنگ بپردازند. انشاءالله بزودی مقدمات نخستوزیری امینی فراهم خواهد شد و اوست که خواهد توانست دست دزدان و غارتگران را از این مملکت کوتاه کند...».[17]
تبدیل قسمتی از اراضى جلالیه به پارک عمومى
410 هزار متر مربع از اراضی جلالیه [پارک لاله تهران] برای ساخت یک پارک عمومی با هزینه شخصی (50 میلیون ریال) اختصاص یافت.[18]
اختلاف آمریکا و انگلستان درباره خاورمیانه
یک مقام انگلیسی به خبرنگار سیاسی روزنامه اطلاعات گفت: آمریکا و انگلستان در خاورمیانه اختلاف دارند. آن زمان که انگلستان میتوانست سیاست بعضی کشورها را به آنها دیکته کند، گذشته است. وی افزود: ایران و انگلستان در خلیج فارس ... هدفهای مشترک دارند.[19]
[1]. روزنامه جشن شاهنشاهی ایران، 21/05/1350، ش 17، ص 6.
[2]. مجله یاد، مهر 1377، ش 51، ص 176.
[3]. بولتن محرمانه خبرگزارى پارس، 19/01/1344، ش 14، ص 2.
[4]. همان، ص 6.
[5]. همان، ص 8.
[6]. همان، ص 10.
[7]. همان، ص 11.
[8]. همان.
[9]. همان، ص 15.
[10]. همان، ص 17.
[11]. همان، ص 19.
[12]. همان، ش 15، ص 16.
[13]. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، سیر مبارزات امام در آیینه اسناد ساواک، ج 21، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص 514.
[14]. همان.
[15]. همان، ج 4، ص 625.
[16]. شمیم، علیاصغر، ایران در دوران سلطنت اعلیحضرت محمدرضاشاه پهلوى، تهران، شورای مرکزی جنبش شاهنشاهی، 1344، ص 155.
[17]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک (على امینى)، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، ص 184.
[18]. کتابخانه ملی پهلوی، گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهران، نشریه کتابخانه ملی پهلوی، 1355، ص 1833.
[19]. کرباسچى، غلامرضا، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، تهران، بخش خاطرات بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى ایران، 1371، ص 220.
