شنبه 3 فروردین 1342 / 26 شوال 1382 / 23 مارس 1963
8 بازدید
± اجتماع مردم در منزل آیتالله خمینی
صبح امروز گروه زیادی از مردم قم که در پی وقایع روز گذشته و حملة مأموران به مدرسة فیضیه، نگران و جویای حال آیتالله خمینی بودند، در منزل ایشان گرد آمدند. آیتالله خمینی نیز در جمع آنان[1] طی سخنانی گفتند: «مردم لازم است از مدرسة فیضیه دیدن نمایند و جنایات غیرانسانی دستگاه حاکمه را از نزدیک ببینند و نیز به بیمارستانها سرکشی کنند و از روحانیون مجروح و مصدوم، عیادت به عمل آورند تا دریابند که دستگاه حاکمه با روحانیت چه کرده است».[2]
± بازدید مردم و روحانیون از مدرسة فیضیه
در پی توصیههای آیتالله خمینی، گروههای مختلف مردم به همراه روحانیون، به بازدید مدرسة فیضیه رفتند. سیدحمید روحانی در کتاب بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، مدعی است که پیش از مراجعة مردم به مدرسه، مأموران حکومتی شبانه کوشیده بودند تا با جمعآوری و اختفای لباسهای نیمسوخته، آجرها، درها و پنجرههای شکسته و شستن دیوارهای خونآلود، آثار حملة روز گذشته را از بین ببرند؛ اما پس از خروج آنها از فیضیه، روحانیونی که از مدرسة دارالشفا نظارهگر این اقدامات بودند، به فیضیه شتافته و مدرسه را به همان وضع اولیه تغییر چهره دادند و شعارهایی نیز بر دیوارها نوشتند.[3] حجتالاسلام احمد آذری قمی که امروز به این مدرسه رفته بود، وضعیت آن را چنین توصیف میکند: «در قسمتی از مدرسه، روی ایوانی که هنوز هم هست، منظرة بسیار دلخراشی دیدم، عمامهها، کفشها و لباسهای خونین افتاده بود. حجرههای بالا و پایین را میدیدم که خراب شده بود. تا نزدیک حوض [وسط مدرسه] همینطور کفش و عبا و عمامه روی زمین افتاده بود».[4]
حجتالاسلام صادق خلخالی نیز میگوید: «ما برای خارج کردن تعدادی از طلاب زخمی که هنوز در مدرسة فیضیه بودند، وارد مدرسه شدیم. در و دیوار از خون رنگین شده بود. در داخل حیاط، در هر گوشهاش مقادیر زیادی عمامه و نعلین و اثاثیه و لوازم انباشته شده بود که آنها را از حجرههای نیمسوخته به بیرون ریخته بودند. [...] زمانی که در مدرسة فیضیه باز شد، زنان و پیرزنان قم به داخل فیضیه آمدند و برای طلاب شهید و مجروح، عزاداری کردند و شیون و ناله سر دادند».[5]
ساعاتی پس از حضور مردم در فیضیه، مأموران حکومتی با بیرون راندن مردم و بستن در مدرسه، فقط به طلاب اجازه رفتوآمد دادند.[6]
± توصیة آیتالله خمینی برای رسیدگی به مجروحان فاجعة فیضیه
طلاب مجروح و صدمه دیده از واقعة روز گذشته، امروز توسط برخی از روحانیون و مردم به بیمارستان فاطمی قم منتقل شدند.[7] فشار شهربانی به بیمارستان، منجر به اخراج برخی از آنها شد. روحانیون و اهالی قم، بیماران را به منازل خود برده و پزشکان نیز درمان آنها را در خارج از بیمارستان بر عهده گرفتند.[8] از تهران نیز چند پزشک به همراه ماشینهای حامل دارو به منزل آیتالله خمینی آمدند. صادق خلخالی دربارة رسیدگی به وضع طلاب میگوید: «امام مرا احضار کرد و دستور داد که به همراه آنها به خانة طلاب زخمی که اکثراً در کوچة رهبر قم ساکن بودند، بروم. ما نیز این کار را کردیم و به بیماران، دارو، پول و کمک خرجی دادیم و به وضعیت حدود پانصد نفر رسیدگی کردیم. [...] شب هنگام پس از نماز مغرب و عشا، تعدادی در حدود بیست نفر از متدینین بازار قم، خدمت امام رسیدند و عرض کردند: در حدود بیست باب خانه تهیه کردهاند که همة امکانات در آن وجود دارد و حاضرند همة زخمیها را در آنجا جمع کنند. [...] امام فرمود خوف آن دارم که دستگاه متوجه جریان شود و بریزند و دوباره بیماران را از آن خانهها بیرون کنند. شما بروید در خانههای آنها و آنها را معالجه و کم و کسریشان را جبران نمایید».[9]
±هشدار آیتالله خمینی به رئیس شهربانی قم
شهربانی قم امروز به رانندگان تاکسی دستور داد که از سوار کردن روحانیون خودداری کنند. در پی این اعمال محدودیت، آیتالله خمینی، رئیس شهربانی قم را احضار و ضمن مؤاخذه و اعتراض، به وی تذکر داد که از این اقدامات جلوگیری نماید.[10] آیتالله خمینی به این مقام شهربانی هشدار داد که در صورت تداوم شرایط موجود، دستور خواهد داد که چندین خودروی سواری از تهران به قم آمده و به طور افتخاری به روحانیون خدمات دهند.[11]
± دستگیری حجتالاسلام دوانی
صبح امروز حجتالاسلام علی دوانی توسط شهربانی قم دستگیر شد. دوانی میگوید: «من روز پیش، سخنرانی نسبتاً تندی کرده بودم. احتمال میدادم به خاطر همان سخنرانی و چاپ کتاب نهضت دو ماهه روحانیون ایران، به زودی به سراغ من هم بیایند.[12] [...] این موجب شد که فردای شب واقعة فیضیه، صبح زود مرا دستگیر و به شهربانی و از آنجا به سازمان امنیت بردند. در اتاق بازداشتم در سازمان امنیت، گوشة دیواری را نشانم دادند که سیاه بود. پیدا بود که قبلاً آتش روشن کردهاند. گفتند: آنجا را میبینی؟ تعداد زیادی از کتابهای شما (نهضت دو ماهه روحانیون ایران) را اینجا آوردیم و آتش زدیم. یک جرم شما، نوشتن همین کتاب است».[13]
± تجمع مأموران نظامی در قم
عصر امروز گروهی از مأموران نظامی که در مدرسة حکیم نظامی قم مستقر بودند،[14] در دفاع از اقدامات حکومت،[15] در خیابانهای این شهر به راه افتاده و شعار جاوید شاه سر دادند.[16] آنها بر سر راه خود، روحانیون و افراد مذهبی را مورد ضرب و شتم قرار داده و به ارعاب مردم پرداختند.[17]
مهدی عراقی میگوید: «ساعت 4 ـ 3:30 بود. جمعیتی هم در خانة آقا [آیتالله خمینی] بودند. تلفن کردند که دوباره این گارد جاویدیها به خیابان آمدهاند و هرچه طلبه هست، میزنند. مردم عادی را هم میزنند که بگو جاوید شاه. [...] ما بچهها را اینطوری تقسیم کردیم که از جلوی دارالتبلیغ تا منزل آقا با فاصلههای 5 و یا 3 متری بایستند. گروهی از طلاب را در بیرون منزل آقا، گروهی را در خانة آقای هادی خسروشاهی که پشت منزل آقا بود و گروهی دیگر را در منزل آقای محمود بروجردی ـ داماد آیتالله خمینی ـ مستقر کردیم». عراقی میافزاید: «قرار بود وقتی مهاجمین به منزل آیتالله خمینی نزدیک شدند، محافظین آنها را محاصره کرده و به آنها حمله کنند. مهاجمین تا نزدیک منزل آیتالله خمینی با شعار جاوید شاه آمدند، اما بدون حمله بازگشتند».[18]
±گزارش رئیس ساواک قم
سرهنگ حسن بدیعی، رئیس ساواک قم در گزارشی به سرلشکر پاکروان، از عادی بودن وضع این شهر تا ساعت 9 صبح خبر داد و نوشت: «سرهنگ ستاد، مهدی احترامی ساعت 5 روز 3/1/42 برای سرپرستی سربازان به قم وارد [شد] و اطلاع دادند: 1ـ طبق دستور جناب آقای نخستوزیر [اسدالله علم]، با به کار بردن عدهای کارگر، موجبات وحشت طلاب فراهم شود. 2ـ فعلاً به علمای تراز اول اهانت نشود. 3ـ حاج انصاری واعظ که منبر او عصر روز 2/1/42 موجب اغتشاش جلسه شده بود، دستگیر شود. 4ـ رفتوآمد طلاب به خارج از قم و به منزل مراجع تقلید و فعالیت آنها تحت مراقبت قرار گیرد».[19] سرهنگ بدیعی در گزارشی دیگر به ریاست ساواک خبر داد که طبق اطلاع تأیید نشده، آیتالله خمینی در پیامی به مراجع قم، پیشنهاد صدور اعلامیهای مجدد را داده ولی مراجع دیگر تا کنون موافقت نکردهاند. بدیعی مفاد اعلامیه را چنین احتمال داد: «1ـ هیئت حاکمه، طلاب را قلع و قمع و آنها را مضروب و غارت کردهاند. 2ـ از خبرنگاران خارجی دعوت میشود که بیایند و مدرسة فیضیه [را] که محل زد و خورد بوده، مشاهده کنند». بدیعی در ادامة این گزارش مدعی شد: «طلاب اثاثیة خود را مخفی کردهاند تا وانمود نمایند که غارت شده است».[20]
± انتشار اعلامیهای علیه آیتالله خمینی
به گزارش شهربانی قم، امروز اعلامیهای علیه آیتالله خمینی در این شهر منتشر شد. در این اعلامیه آمده بود که فردا نیز در اعلامیهای جداگانه، ماهیت آیتالله شریعتمداری برای مردم روشن خواهد شد.[21]
± نامة رئیس سازمان امنیت به ساواک قم
سرلشکر حسن پاکروان، امروز در نامهای به ساواک قم، ضمن توضیح وقایع روز گذشته در مدارس فیضیة قم و طالبیة تبریز، طرفین درگیریها را مردم و روحانیون دانست و مقصر اصلی را طلاب خواند. او در نامة خود نوشت: «برحسب نقشههایی که قبلاً از طرف بعضی عناصر قم و تهران تهیه شده بود، قرار [بوده] است روز دوم فروردین که وفات حضرت صادق (ع) است، در بعضی از شهرستانها منجمله مشهد، قم و احتمالاً اراک و کاشان و شیراز، تظاهراتی از طرف طلاب علیه دولت و رأی نسوان به عمل آید و در این روز، همه جا آشوب و بلوا شود. پاکروان این اقدام را «نقشهای شیطانی» خواند که مردم آن را همراهی نکرده و از اینرو، خود طلاب آن را اجرا کردند». پاکروان در این گزارش نوشت: «در تبریز طلاب با سنگ و چوب از داخل مسجدی که مراسم عزاداری در آنجا برپا بود، به پاسبانها حمله میکنند و پاسبانها به ناچار مجبور به تیراندازی هوایی میشوند که در نتیجه، دو نفر از مردم عادی مصدوم میشوند. همچنین در قم، عصر همان روز از طرف طلاب، از پشتبام به یک عده مردم که در صحن مدرسة فیضیه بودهاند و نسبت به شخصی که بالای منبر بوده و فحاشی میکرده، با سنگ حمله میشود و یک نفر از مردم عادی مجروح میگردد. در مشهد فقط به صدور اعلامیه اکتفا میشود و اتفاقی نیفتاده است”. پاکروان در ادامة این نامه به مقامات ساواک قم چنین دستور داد: «آقایان وظیفه دارید که با نهایت قدرت، مراقبت نمایید کوچکترین اثری که از بروز چنین حوادثی پیدا شد، با نهایت شدت جلوگیری فرمایید که نظایر آن تکرار نشود. به تمام فرمانداریهای تابعه نیز دستور مؤکد بدهید که دولت در قم، با نهایت شدت عمل خواهد کرد. لازم است تا تمام مراکز [مظنون] تحت نظر قرار بگیرند و به هر کس که سوءظن داشتید، فوری توقیف کنید که هیچگونه اتفاقی نیفتد».[22]
±پیشنهاد آیتالله شریعتمداری
صبح امروز آیتالله شریعتمداری با آیتالله سیدحسین خادمی ـ که از اصفهان به قم آمده بود ـ دیدار کرد و پیشنهاد داد که آقای روحالله کمالوند پس از جلب نظر آیات عظام، خمینی و گلپایگانی به تهران رفته و در گفتوگو با مقامات دولتی، اختلافات حوزة علمیه و دولت را حل و فصل نماید.[23] طاهری خرمآبادی که عملی شدن این پیشنهاد را به معنی ضعف و تسلیم روحانیت در برابر هیئت حاکمه میدانست، گفت که آیتالله خمینی به هیچوجه این پیشنهاد را نپذیرفت.[24]
±پنهان شدن دو روحانی معروف مشهد
شهربانی خراسان بنا به تصویب کمیسیون امنیت استان، در نخستین ساعات بامداد امروز، قصد دستگیری دو روحانی و واعظ معروف مشهد را داشت ولی هیچیک از آن دو را در منزل نیافت. شیخ حسن کافی متواری شد و عباس واعظ طبسی نیز شب را در منزل آیتالله قمی سپری کرده بود.[25]
± مراسم سخنرانی منزل آیتالله قمی
مراسم وعظ و سخنرانی امروز در منزل آیتالله قمی در مشهد برقرار بود. تجمع انبوه جمعیت، فضای داخل منزل را پر کرده و گروهی از مردم، بیرون در و در خیابان به سخنرانیها گوش میدادند. به گزارش شهربانی مشهد، فرمانده نیروهای انتظامی که در محل حاضر بودند، مورد حمله و تعرض گروهی از حضار قرار گرفت و افسر مذکور، مختصری مصدوم شد. در پی ایجاد تنش و درگیری بین مردم و پلیس، عدهای نیز از داخل منزل آیتالله قمی خارج شده و به تظاهرات علیه مأموران پرداختند. در پایان گزارش شهربانی مشهد آمده است: «بر اثر خونسردی افراد انتظامی و رسیدن نیروی کمکی، به تدریج آرامش برقرار گردید».[26]
± انتشار اعلامیهای با خط سرخ در تبریز
در پی حملة روز گذشتة نیروهای شهربانی به مدرسة طالبیة تبریز و درگیری با مردم در خیابانهای این شهر، امروز اعلامیهای[27] با خط سرخ ( این اعلامیه روز گذشته به درخواست آیتالله قاضی طباطبایی توسط حجتالاسلام سیدمهدی امینی محرر (دروازهای) نوشته شده بود) در سراسر شهر منتشر شد. بازار تبریز در قرق مأموران شهربانی و ساواک درآمد و تجمع بیش از سه نفر، در این شهر قدغن شد. [28]
± تعطیلی بازار تهران
بازار تهران امروز به نشانة همبستگی با حوزة علمیة قم، نیمه تعطیل شد. اعلامیههای کوچکی که علت این تعطیلی در آن شرح داده شده بود، بر دیوارهای بازار، نصب و چند پاکت حاوی این اعلامیهها به گونهای در گذرگاههای بازار قرار گرفت که در اثر وزش باد، برگههای آن یک به یک در اطراف پخش میشد.[29]
± اعلامیههایی در منازل افسران ارتش
صبح امروز، مخفیانه، اعلامیههایی با امضای آیتالله خمینی به منازل برخی افسران ارتش انداخته شد. به گزارش ساواک، در اعلامیة مزبور، پس از اعلام عزا نوشته شده بود: «هیئت حاکمة ایران، قوانین شرع اسلام را مورد تجاوز قرار داده و میخواهند نوامیس مردم را نیز مورد تجاوز قرار دهند و دختران هجده ساله را به سربازی ببرند».[30]
±انتقاد اعضای حزب نیروی سوم از روحانیون
اعضای حزب نیروی سوم به منظور دید و بازدید عید، از ساعت 6 بعدازظهر در دفتر مجله علم و زندگی در تهران، حاضر و راجع به وقایع اخیر در قم، گفتوگو کردند. در این جلسه، اکثر اعضا در بحثهای خود، از مواضع روحانیون انتقاد کردند. ساواک در گزارش خود از این جلسه مینویسد: «اکثراً از آخوندها انتقاد کردند و عقیده داشتند عشایر و آخوندها و مالکین، توسط انگلستان تحریک میشوند زیرا سیاست انگلستان در خاورمیانه، سخت با شکست مواجه شده و به علاوه، آمریکاییها در ایران کاملاً سیاست انگلستان را تخطئه کردهاند».[31]
± جلوگیری مأمورین از اجتماع اعضای جبهه ملی
امروز در کاشان شایع شد که اعضای جبهة ملی قصد اجتماع و سخنرانی در میدان کمالالملک را دارند. در پی انتشار این خبر، مأمورین انتظامی در محل حاضر شده و از برگزاری این اجتماع خودداری کردند.[32]
±انتشار دو اعلامیه در یزد
ساواک یزد امروز در گزارشی از وضعیت این شهر و انتشار اعلامیه، یکی از طرف آیتالله خمینی و دیگری با امضای مسلمانان متحد در روزهای اخیر خبر داد. به گزارش ساواک، علمای یزد امروز را نیز عید نگرفتند. ساواک در مورد این اعلامیهها که توسط دانشجویان منتشر شده بود، که برای تعطیلات عید به یزد آمده بودند، نوشت: «انتشار این دو اعلامیه در بین مردم تأثیر داشته و به طوری که شنیده میشود، علما تصمیم دارند به هر وسیله که ممکن باشد، ذهن مردم را مشوب نمایند. [...] گرچه در ظاهر کسی رسماً اظهاری نمیکند ولی در باطن، اوضاع شهر کاملاً آرام نیست و بیم ایجاد حوادثی میرود و چنانچه اتفاقی روی دهد، دستگاه انتظامی یزد قادر به کنترل نظم و آرامش نیست».
در این گزارش پیشنهاد شده است که اگر مأمورین انتظامی یکی از عاملان انتشار این اعلامیهها را دستگیر و مجازات کند، دیگر نظیر این حوادث رخ نخواهد داد.[33]
±سخنرانی حجتالاسلام ادیب مجابی
به گزارش ساواک قزوین، حجتالاسلام سیدجعفر ادیب مجابی در ساعت 8 بعدازظهر امروز در مسجد سلطان سیدمحمد این شهر به منبر رفته و پس از سخنرانی مذهبی و اشاره به خلافت منصور دوانقی در عصر امام صادق (ع)، سخنان تحریکآمیزی علیه اقدامات دولت ایراد کرد.[34]
± درگیری عشایر جنوب با نیروهای ارتش
امروز درگیری شدیدی بین عشایر جنوب و نیروهای ارتش روی داد. در این نبرد که در محلی به نام تنگ گچستان در بویراحمد علیا به وقوع پیوست، عشایر بویراحمدی به یک ستون نظامی، به فرماندهی سرهنگ ناجی که در حال عبور از تنگ گچستان بود، حمله برده و بیش از پنجاه تن از آنها را به قتل رساندند.[35]
±دیدار جمعیتهای زنان آبادان و خرمشهر با اشرف پهلوی
بعدازظهر امروز، اعضای جمعیتهای زنان آبادان و خرمشهر با اشرف پهلوی دیدار کردند. اشرف در این مراسم گفت: «اکنون که منشور آزادی زنان به دست برادر تاجدارم صادر گردیده است و زنان حقوق سیاسی و اجتماعی کسب کردهاند و دوش به دوش مردان میتوانند در فعالیتهای اجتماعی شرکت کنند، شما بانوان ایرانی در موقعیت خطیری قرار گرفتهاید که باید با ابراز لیاقت و شایستگی نشان دهید که سزاوار داشتن چنین مزایایی هستید و میتوانید این حقوق را برای خود حفظ کنید».
وی افزود: «مهمتر از همه این است که زنان ایران باید نشان دهند که فعالیتهای اجتماعیشان نه تنها به ارکان زندگی آنها لطمه نمیزند، بلکه موجبات تحکیم اساس خانوادهها را فراهم میسازد».[36]
پینوشتها:
[1]. روحانی، سیدحمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی،تهران، راه امام، ۱۳۵۹، ص 362.
[2]. صحیفه امام، ج 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1378، ص 167.
[3]. روحانی، سیدحمید، همان، ص 367.
[4]. خاطرات 15 خرداد، دفتر ششم، همان، ص 28.
[5]. خلخالی، صادق، خاطرات آیتاﷲ خلخالی، تهران، سایه، ۱۳۷۹،ص 78.
[6]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷،ص 274.
[7]. خلخالی، صادق، همان، ص 79 و 78.
[8]. همان؛ روحانی، سیدحمید، همان، ص 367 و 366.
[9]. خلخالی، صادق، همان، ص 83 و 82.
[10]. کرباسچی، غلامرضا، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج۱، تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران
۱۳۷۱، ص 137؛ ناگفتهها: خاطرات شــهید حاج مهدی عراقی، به کوشش محمود مقدسی، مسعود دهشور، حمیدرضا شیرازی، تهران، خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۰، ص 164 و 162.
[11]. ناگفتهها: خاطرات شهید حاج مهدی عراقی، همان، ص 164 و 162.
[12]. خاطرات 15 خرداد، دفتر اول، همان، ص 91 و 90.
[13]. همان، ص 93.
[14]. خاطرات 15 خرداد، دفتر ششم، همان، ص 251 و 250.
[15]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 2، فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 42؛ خلخالی، صادق، همان، ص 79.
[16]. طاهری خرمآبادی، حسن، خاطرات آیتالله طاهری خرمآبادی، ج 1، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 179.
[17]. خلخالی، صادق، همان، ص 79.
[18]. ناگفتهها: خاطرات شهید حاج مهدی عراقی، همان، ص 164 و 162.
[19]. مدرسه فیضیه: پایگاههای انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۰، ص 49.
[20]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 34.
[21]. امام در آئینه اسناد (سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی)، جلد اول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1383، ص 51.
[22]. مدرسه فیضیه: پایگاههای انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، همان، ص 51 و 50.
[23]. طاهری خرمآبادی، حسن، همان، ص 177 و 176.
[24]. همان، ص 177.
[25]. جلالی، غلامرضا، مشهد در بامداد نهضت امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸، ص 158.
[26]. همان، ص 265 و 264.
[27]. نیکبخت، رحیم، اسمعیل زاده، صمد، زندگانی و مبارزات آیتاﷲ قاضی طباطبایی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۰، ص 171 و 170.
[28]. بهبودی، هدایتالله، تبریز در انقلاب، تهران، عروج، 1383، ص 74.
[29]. خاطرات احمد قدیریان، واحد تاریخ شفاهی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ص 20.
[30]. جلالی، غلامرضا، همان، ص 265 و 264.
[31]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 25.
[32]. خلیل ملکی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۸، ص 191.
[33]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 28.
[34]. امام در آئینه اسناد، همان، ص 226 و 224.
[35]. همان، ص 60.
[36]. ترکمان، محمد، نامههای دکتر مصدق، تهران، هزاران، 1374، ص 307.
