چهارشنبه 3 بهمن 1341 26 شعبان 1382 23 ژانویه 1963
12 بازدید
□ حمله مأموران ساواک به منزل آیتالله غروی
مخالفت مردم و روحانیون با برگزاری رفراندوم همچنان ادامه دارد و در برخی از شهرها به برپایی تظاهرات میانجامد. امروز عدة بسیاری از روحانیون و طلاب حوزههای علمیه تهران به منزل آیتالله محمد غروی رفتند تا دربارة چگونگی مبارزه با رفراندومی که چند روز دیگر برگزار خواهد شد به خط مشی مشترکی دست یابند و از هر گونه رفتار و اقدامی خودسرانه پیشگیری کنند. آنان سعی داشتند که دربارة مقابله با رفراندوم نقشه درستی را طرح کنند و به اجماعی برسند. اما ناگهان عدهای از قوای پلیس و مأموران ساواک تهران به منزل آیتالله غروی یورش بردند و هر کسی که توانستند و احتمال دادند که در اجتماع حاضر نقش و فعالیتی داشته است دستگیر کردند و روانه زندان کردند[i] و منزل آیتالله را هم به محاصره خود در آوردند. بازداشتشدگان تا ساعت 18 امروز 30 نفر اعلام شده است که در میان آنان فعالین جبهه ملی و چند تن از وعاظ شهر نیز دیده میشوند.[ii]
□ ادامه مبارزات با برگزاری رفراندوم
تظاهرات و اجتماعات پراکندهای در حوالی بازار صورت پذیرفت که مأموران انتظامی آن را پراکنده کردند. این وضعیت در دانشگاه تهران نیز تکرار شد و جمعی از دانشجویان در مخالفت با برگزاری رفراندوم به تظاهرات منسجمی دست زدند و علیه رفراندوم قلابی، شعار دادند که در نهایت با حمله قوای نظامی اجتماعاتشان از هم پاشید. در ضمن مسجد حاج عزیزالله تحت نظر مأموران دولتی قرار دارد و هماکنون بازار تهران تعطیل است و بیشتر مغازهداران در اعتراض به برگزاری رفراندوم از حاضر شدن بر سر کارشان خودداری میکنند. در خیابانهای حوالی بازار اعلامیههایی روی دیوار به چشم میخورد که این اعلامیهها سیاست دولت در برگزاری رفراندوم به منزله خطر بزرگی برای آینده اسلام و قرآن و کشور تلقی شده است.[iii]
□ تظاهرات مردم قم
به دنبال انتشار اعلامیههای مراجع و علما مبنی بر تحریم رفراندوم و تحرکات و مخالفتهای گروههای مختلفِ مردم تهران و چند شهر دیگر، امروز قم نیز شاهد تظاهرات گسترده مردمی بود که این تظاهرات پیش از ظهر آغاز شد و با حمله قوای نظامی پایان یافت. مردم از قسمت پایین شهر قم به حرکت درآمدند و در حالی که قرآنهایی هم در دست داشتند به سمت صحن مطهر حضرت معصومه (س) به حرکت خود ادامه دادند. این عده شعار میدادند: «ما تابع قرآنیم / رفراندوم نمیخواهیم». پیشاپیش جمعیتی که از محلة چهل اختران (آذری فعلی) به حرکت در آمده بود سیدعلی اخترانی قرار داشت و همه آنها به حالت سینهزنی و نوحهخوانی پرچمهای سیاه و سرخ و پرچم سه رنگ ایران را در دست گرفته بودند. این افراد نیز شعار «ما تابع قرآنیم / رفراندوم نمیخواهیم» سر میدادند.[iv]
این حرکت مردم از قسمت پایین شهر، اهالی دیگر مناطق شهر را هم به هیجان واداشت و بر انبوه تظاهرکنندگان افزود. طلاب و روحانیون در پیروی از اعلامیههای مراجع و علمای حوزه، در این تحرکات جنبوجوش درخوری از خود نشان دادند و بیشتر آنان در صف مقدم مردم معترض حرکت میکردند. از سوی دیگر، بازار شهر تعطیل است و اگرچه مغازهداران در پیروی از بازار تهران که قرار شده سه روز بسته باشد از باز کردن مغازهها و حجرههایشان خودداری کردهاند و در سر کارشان حاضر نمیشوند، اما چند تن از بازاریان هم از ترس یا به زور قوای نظامی و اوباش، مغازههایشان را گشودهاند. با وجود این افراد ناشناسی در و پنجره مغازهها را میشکنند و پلیس از بازاریان میخواهد که مغازههای خود را باز نگه دارند.[v]
گروهی از طلاب هم از منزل آیتالله حاجآقا روحالله خمینی به حرکت درآمدند و تظاهرات قابل توجهی به راه انداختند. آنان رو به طرف پل حجتیه در حرکت بودند و شعار سرمیدادند که «ما تابع قرآنیم / رفراندوم نمیخواهیم». این عده از پل حجتیه به سمت خیابان آستانه روانه شدند.[vi]
در نزدیکیهای خیابان آستانه نیروهای نظامی ایستاده بودند. وقتی که جمعیت تظاهرکننده به این خیابان رسیدند ماشینهای ارتشی بین آنان فاصله انداختند. گروهی از طلاب که از منزل آیتالله خمینی آمده بودند وقتی به مدرسه فیضیه رسیدند مورد حمله قوای نظامی و کماندوها قرار گرفتند. درگیری میان نظامیان و تظاهرکنندگان آغاز شد و مردم با مشاهدة هجوم افراد نظامی که با باتوم به سویشان یورش میبردند، متفرق شدند. طلاب و روحانیون به سمت مدرسه فیضیه رفتند و در مدرسه پناه گرفتند. سپس در ورودی مدرسه را مأموران قفل کردند و طلاب در آنجا محصور ماندند.[vii]
از سوی دیگر عدهای از تظاهرکنندگان به طاقنصرتها و چراغهایی که به مناسبت ورود محمدرضا پهلوی به قم در برخی از گذرگاهها و میدانهای شهر برپا شده بود، حمله کردند و تعدادی از طاقنصرتها را درهم شکستند و به آتش کشیدند.[viii] درگیری میان مردم و مأموران دولتی شدیدتر شد. به ویژه در میدان آستانه که عدهای از مأموران ساواک با لباس مبدل، تظاهرکنندگان و مخالفان رفراندوم را به باد کتک گرفتند. عدهای از مردم نیز به ماشین جیپ سرهنگ رضایی یورش بردند و پس از درگیری، ماشین او را واژگون کردند. در و شیشه آن را شکستند.[ix] چون درگیری میان تظاهرکنندگان و مأموران حاضر در میدان آستانه و خیابانهای اطراف آن لحظه به لحظه، شدت مییافت، چند کامیون پر از سرباز از پادگان منظریه در نزدیکی قم به آنجا آمد و به منظور جلوگیری از ادامه درگیریها و برای سرکوبی تظاهرکنندگان و مخالفان رفراندوم در آن حوالی، سربازان پیاده شدند و تا حدودی اوضاع شهر رو به آرامی نهاد.[x]
□ درگیری میان مخالفان و موافقان رفراندوم
عدهای از حامیان حکومت در حدود ساعت 15، در میدان ارم قم گردهم آمدند و میتینگی برپا کردند. آنان شعار «جاوید شاه» سرمیدادند که در این میان، جمعیتی از مردم شهر بار دیگر تظاهرات کردند و باز میان مخالفان و موافقان رفراندوم درگیری روی داد. در این درگیری 6 پاسبان و 3 افسر مجروح شد. طرفداران رفراندوم پس از درگیری به دستههای متعددی تقسیم شدند و در حالی که شعار سرمیدادند و مسلح به چوب و چماق بودند در خیابانهای شهر پراکنده شدند. برخی از منابع خبری شایع کردند که افرادِ درگیر با روحانیون و مخالفان رفراندوم، گروهی از کارگران و کشاورزان بودهاند که به محض اطلاع از واقعه وارد معرکه و با طلاب درگیر شدند. بنابراین مخالفان و معترضان هم مجبور به عقبنشینی شدند.[xi]
□ حکومت نظامی در قم
اگرچه دولت یا فرمانداری قم رسماً دستوری صادر نکرده است عملاً شهر قم به حالت حکومت نظامی درآمده است، مراقبت شدیدی مأموران حکومتی در سراسر شهر اعمال میکنند. خانههای مراجع عظام تحت نظارت شدید امنیتی قرار دارد و خیابانها هم پر از نیروهای نظامی است. مأموران گاه در برخی از خیابانها با مشاهدة حرکتی یا احساس اینکه احتمال دارد تحرکی صورت بگیرد اقدام به تیراندازی میکنند.[xii] تعدادی از کامیونهای نظامی مجهز به اسلحههای سنگین در خیابانها تردد میکنند یا عدهای مأمور مسلح سر چهارراهها ایستادهاند. تعداد زیادی از سربازان که مسلسل به دست دارند پشتبام مغازهها و بامهای خانهها یا بالای گلدستهها کشیک میدهند. به ویژه در میدان آستانه کماندوها ایستادهاند و تعدادی از آنان هم لباس مبدل بر تن دارند.[xiii]
□ پیام آیتالله خمینی
آیتالله حاجآقا روحالله خمینی پس از کسب خبر از وضعیت شهرهای قم و تهران و اطلاع از درگیری نیروهای نظامی با مردم و به ویژه پس از آنکه مطلع شدند بیوت برخی از علما، از جمله آیات عظام خوانساری، بهبهانی در تهران، تحت نظر قرار گرفته و محاصره شده است، پیامی خطاب به ملت مسلمان ایران بدین شرح صادر کرد: «بسمالله الرحمن الرحیم. مسلمین آگاه باشند که اسلام در خطر است. علمای اسلام بعضی محصور و بعضی محبوس و مهتوک هستند. دولت امر داد حوزههای علمیه را هتک کنند و طلاب بیپناه را کتک بزنند و بازار مسلمین را غارت کنند و درب و پنجره مغازهها را بشکنند. در تهران حضرت آیتالله خوانساری و حضرت آیتالله بهبهانی را در محاصرة شدید قرار دادند و عدهای از علمای محترم و وعاظ معظم را محبوس نمودند. و ما از آنها به هیچ وسیله نمیتوانیم اطلاع پیدا کنیم. اراذل و اوباش را تحریک میکنند که به علما و روحانیون اهانت کنند. آقایان طلاب و مبلغین را مانع میشوند که برای تبلیغ اسلام در نواحی ایران بروند و تبلیغ احکام کنند. با ما معامله بردگان قرون وسطی میکنند. به خدای متعال من این زندگی را نمیخواهم. اِنی لا اری الموت الا سعاده و الا الحیات معالظالمین اِلا برما.[xiv] کاش مأمورین بیایند و مرا بگیرند تا تکلیف نداشته باشم. فقط جرم علمای اسلام و سایر مسلمین آن است که دفاع از قرآن و ناموس اسلام و استقلال مملکت مینمایند و با استعمار مخالفت دارند. این است حال ما تا آقای علم و ارسنجانی چه بگویند. روحالله الموسوی الخمینی»[xv]
□ به قضاوت عمومی گذاشتن وضع قم
یورش نیروهای نظامی به عدهای از روحانیون در نزدیکی میدان آستانة قم و هتک حرمت آنان در مدرسه فیضیه و اقدام به تیراندازی به سوی آنان در آن حوالی، موج شدید اعتراض را میان مردم پدید آورد و موجب شد که علما و مراجع عظام پیامهایی صادر کنند و در سخنرانیهای متعدد به رفتار مأموران دولت عکسالعمل نشان دهند. برخی رفتار نظامیان را به دولت نسبت دادند و برخی نیز آن را در جهت اهدافی دانستند که حکومت پهلوی با اجرای رفراندوم و برنامه اصلاحات میخواهد به آن دست پیدا کند. دراین باره آیتالله خمینی پیام دیگری برای ملت مسلمان ایران صادر کرد و نکات مهم و درخور تأملی در پیام خود یادآور شد. ایشان پیام خود را با آیه استرجاء[xvi] آغاز میکند و ضمن بیانِ وضعیتِ امروز مدرسة فیضیه، نهایت تأثر و تأسف را نشان میدهد. نتیجه آن همه نصیحتهای روحانیون را به مسئولان حکومت در این میداند که قوای نظامی امروز به مدرسه فیضیه و طلاب حملهور میشوند و آنها را به باد کتک میگیرند. پیامشان به شرح زیر است:
بسمالله الرحمن الرحیم. انّا لله و انا الیه راجعون. بعد از نصایح بسیار و ادای وظیفه روحانیت نتیجه این شد که ـ امروز 26 شهر شعبان است ـ از اوایل روز عدهای رجاله با مأمورین دولت در شهر مقدس قم به راه افتادند و به مردم بیپناه قم و طلاب و روحانیون حمله کرده و اهانت نمودند و بسیاری را کتک زدند و به زندان بردند. جمعی از مأمورین و رجاله به مدرسه فیضیه، مجاور حرم مطهر ریخته و تیراندازی کردند و با چوب و چماق مردم مظلوم را کتک زدند. و به بازار و خیابان قم ریخته و بعضی دکانها را غارت کردند و درب و پنجره و شیشه مغازهها را شکستند. هیچکس پیدا نشد که به داد مردم متدین و روحانیت برسد. این است حال ما در این ساعت که ظهر است و عاقبت امر معلوم نیست چه خواهد شد. این است معنای طرفداری دولت از دیانت. و این است معنای آزادی رأی و رأیدهندگان. ما این وضع را در شهر مذهبی قم و در جوار حرم مطهر و در حوزه علمیه قم به قضاوت افکار عمومی میگذاریم و از خداوند تعالی اسلام و استقلال مملکت را خواهانیم. خداوند تعالی انشاءالله اسلام و قرآن را حفظ کند.
روحالله الموسوی الخمینی»[xvii]
□ درخواست آیتالله خمینی از طلاب حوزههای علمیه
فردا قرار است که محمدرضا پهلوی به قم بیاید. به همین سبب امروز در قم صحنهها و عکسالعملهای مختلفی به چشم میخورد. عدهای در طرفداری از برنامهها و اقدامات او سرگرم تدارکِ استقبال گرم هستند. برخی طاقنصرتهایی که مخالفان رفراندوم و برنامههای شاه خراب کردهاند در حال بازسازی است. برخی هم اطراف میدان آستانه را که محل سخنرانی شاه تعیین شده است، چراغانی و آماده میکنند. اما اکثریت اهالی قم به زندگی عادی و روزمرة خود مشغولاند و چندان در تدارک این امور مداخلهای ندارند. آنچه به چشم میآید و در میان علما و روحانیون و طلاب حوزه علمیه و مدارس دینی قم مطرح بود پیام آیتالله خمینی خطاب به روحانیون و طلاب است که از آنان خواسته است تا فردا از حجرهها و منازل خود بیرون نیایند و در مراسم استقبال از شاه حاضر نشوند. پیام آیتالله خمینی را به مدرسة خان، آقای خزعلی رساند. و از زبان ایشان خطاب به طلاب آن مدرسه گفته است: «شاه فردا میخواهد به قم بیاید و مردم از خانهها بیرون نمیآیند و اینها [قوای نظامی] میخواهند از شما انتقام بگیرند. شما مواظب باشید که حتی یک نفر از مدرسه خان بیرون نیاید. از پنجرهها هم سرتان را بیرون نکنید. اینها منتظرند به یک بهانهای تیراندازی کنند».[xviii]
این نوع عکسالعملها در قم یک نوع مبارزة منفی تلقی میشود. برخی خروج اهالی شهر را از منزل در روز 4 بهمن برای استقبال از محمدرضا پهلوی از سوی آیتالله خمینی تحریم دانستهاند. به هر روی بغیر از خواستة آیتالله خمینی، در جلسهای با حضور عدهای از علما تصمیم بر این شد که از طلابی که لباس روحانیت بر تن دارند خواسته شود تا فردا به هیچ صورت در مراسم استقبال، به ویژه در مراسم سخنرانی شاه، حاضر نشوند و از رفتن به میدان آستانه، محل سخنرانی او خودداری کنند. این خواسته بیشتر از آن رو است که عوامل حکومتی در نظر دارند فردا شخصی را که به لباس روحانیون است وادار کنند تا هنگام سخنرانی شاه به وی توهین کند و به او سنگ بیندازد و شاه هم با دستمایه قرار دادن این اقدام ساختگی، بهانهای در دست بگیرد و به روحانیون بتازد. شایع شده است که همین اقدام موجب خواهد شد تا قوای نظامی به خانههای علما و مراجع و حوزههای علمیه و حجرهها حمله کنند.[xix] از سوی دیگر، حضور روحانیون در مراسم استقبال و در جلسة سخنرانی شاه موجب خواهد شد که حکومت با تهیة عکسها، تصاویری که جنبة تبلیغاتی خواهد داشت و به پخش آن اقدام خواهد کرد، در میان مردم وانمود کند که مخالفت روحانیون و علما با اجرای رفراندوم ساختگی و غیرواقعی است و در سفر شاه به قم روحانیون هم از او استقبال کردهاند. بنابراین علما و مراجع از مردم، به ویژه از روحانیون، خواستند که از حضور در مراسم استقبال و سخنرانی محمدرضا پهلوی خودداری کنند و شاه را در رسیدن به اهداف خود که سودی به نفع ملت ایران ندارد ناکام گذارند.
□ تلاش فرماندار قم در جلب نظر علما و مراجع
عصر امروز عدهای از علما و مراجع عظام به منظور گفتوگو و تبادلنظر درباره وضعیت حاکم بر شهر قم و بررسی اوضاع و اتخاذ تصمیم متناسب با وضع حاکم، نشستی تشکیل دادند که یک باره فرماندار قم از برگزاری جلسه آنان آگاه شده و از ایشان خواست که او هم در این جلسه حضور یابد. با اعلام موافقت علمای حاضر در این جلسه، فرماندار قم نیز در جمع آنان حاضر شد. او از اوضاع پیش آمده در شهر ابراز تأسف کرد و از برخی اهانتهایی که مأموران به روحانیت روا داشتهاند معذرت خواست. آنگاه هدف خود را از درخواست حضور در جلسه علما کسب راهنمایی از آنان اظهار کرد و گفت که آمده است تا در اوضاع حساس فعلی از مراجع و علمای عظام راهنمایی بگیرد. در ادامه سخنانش نشان داد که همه این مطالب مقدمهای بر هدف اصلیاش بود. فرماندار گفت که آقایان برای برطرف کردن تیرگی روابط، لازم است فردا که شخص اول مملکت به قم میآید با او ملاقات و اختلافات خود را با دولت به وی اظهار نمایید و اگر سوءتفاهمی در میان است برطرف کنید اختلافات را با دولت حل نمایید و به خواستههای اسلامی خود جامه عمل بپوشانید». فرماندار به این موضوع بسیار تأکید میکرد که اگر علما با شاه ملاقات کنند حتماً به نظریات آنان اهمیت داده خواهد شد و علما به خواستههای خود خواهند رسید.[xx] وقتی که سخنان او به اینجا رسید آیتالله خمینی در مقام پاسخ به خواستة او برآمد و سخنان تند و انتقادآمیزی بیان نمود: «با توجه به حمله وحشیانه پلیس و مأمورین دستگاه حاکم به علما و مردم شریف تهران و نیز رفتار غیرانسانی آنان با اهالی محترم قم و تجاوز به حریم روحانیت و این حوزه مقدسه، دیگر جای تفاهم با دستگاه و راهی جهت ملاقات با شاه وجود ندارد. مگر آنکه شاه اسدالله علم را به خاطر اهانت به ساحت اسلام و روحانیت و مردم، به عنوان مجری اصلی از مقام نخستوزیری عزل کند و به اعمال وحشیانه و دیگر تندیهای مأمورین دولت خاتمه دهد که تا حدودی این مسائل جبران شود».[xxi] با این سخنان آیتآلله موضع دیگر علمای حاضر در جلسه هم یکسان شد و هر کدام از ایشان در سخنان کوتاهی نظر آیتالله خمینی را تأیید و تصریح کردند. فرماندار قم نیز که از دستیابی به اهداف خود بازمانده بود، بدون آنکه توافقی میان او و علما به دست بیاید جلسه را ترک کرد.
□ تلگراف آیتالله خوئی به آیتالله بهبهانی
به دنبال انتشار اخبار حوادث یکی ـ دو روزه تهران و قم در مناطق مختلف، به ویژه در کشور همسایه (عراق) آیتالله سیدابوالقاسم خوئی از مراجع عالیقدر ایرانی در نجف تلگرافی خطاب به آیتالله بهبهانی مخابره نمود و با اعلام پشتیبانی از هموطنان خود، به تلویح لوایح ششگانه را مخالف قرآن و رأی به آنها را تلاشی برای هموار ساختن دخالت دشمنان در امور دین و مملکت دانست. متن تلگرام ایشان به شرح زیر است:
«طبق اخبار واصله بار دیگر حرکاتی بر علیه قانون مقدس اسلام و مواد صریح قانون اساسی و مصالح ملت ایران به نام دلسوزی و خیرخواهی شروع شده است. به اولیاء امور تذکر دهید که این گونه اعمال بیش از پیش موجب تشنج مملکت و ناراحتی افراد خواهد شد و در صورتی که جمعی بتوانند با قوة قهریه صدای ملت را خاموش نمایند مدت آن طولانی نخواهد بود. تبلیغات دروغ و بیاساس و عوامفریب بر ملت ناراضی و اقتصاد ورشکسته راه علاج نبوده و مشکلی را حل نخواهد ساخت. امیدواریم ملت مسلمان ایران به افرادی از دولت که در فکر حفظ مملکت هستند شهامت دینی خود را ابراز داشته و هر قانونی را که مخالف قرآن مجید و مصالح آنها باشد زیر پا نهاده و راه را برای دشمنان دین و مملکت هموار نسازند. خوئی»[xxii]
□ اجتماع مخالفان رفراندوم در منزل آیتالله قمی
عصر امروز جمع بسیاری از طلاّب در منزل آیتالله حسن قمی اجتماع کردند. در این اجتماع عدهای از مالکان هم که با لوایح ششگانه مخالفاند حاضر بودند که با احتساب آنها، شمار جمعیت حاضر به 600 نفر میرسید. در ابتدای جلسه یکی از ملاکان اعلامیهای از آیات عظام خمینی، میلانی و قمی برای حاضران خواند. سپس آریانی (یکی از طلاب که شاگرد آیتالله خمینی است) در سخنانی لوایح ششگانه را مخالف اسلام دانست و با آنها مخالف نمود. حضار نیز بدو پاسخ دادند که «ما هم مخالفیم». بعد از او سیدحسین نبوی (یکی از نزدیکان آیتالله میلانی) به سخنرانی پرداخت و از لوایح مزبور اعلام انزجار کرد. در پایان هم آیتالله قمی سخنرانی کرد و گفت که «این رأی دادن مردم مخالف با دین اسلام است. من اجازه نمیدهم و جایز نیست که این لوایح به تصویب برسد و اجرا بشود». او از نامه خود خطاب به شاه یاد کرد که در آن نوشته است: «این شش لایحه اگر اجرا شود خطر دارد، برای شاه و مملکت». آیتالله قمی در ادامة سخنان گفت که «من الان هم اعلام خطر میکنم و نماز هم نمیخوانم و نخوانند و خطر برای مملکت و شاه هم دارد».[xxiii] به دنبال این اظهارات، آیتالله از اقامه نماز جماعت خودداری کردند و جمعیت هم پراکنده شدند.
□ موضع نهضت آزادی دربارة لوایح ششگانه
نهضت آزادی ایران دربارة لوایح ششگانه و رفراندومی که در تأیید آن لوایح قرار است سه روز دیگر برگزار گردد، موضع خود را با انتشار اعلامیه بلند و بالایی روشن ساخت. عنوان این اعلامیه «ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ» و در 16 صفحه است. اعلامیه را مهدی بازرگان از سران نهضت نوشته، پای آنرا «شورای نهضت آزادی ایران» امضا کرده است.
اعلامیه «ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ» تحلیل مفصلی از وقایع اخیر داده و اساس «اصلاحات شاهانه» را به نقد کشیده و سپس آن را محکوم کرده است. سطور آغازین آن انگیزه اعضای نهضت آزادی را در انتشار اعلامیه به دست میدهد: «نهضت آزادی ایران در برابر اعلام رفراندوم شش مادهای شاهانه و تحول عظیمی که خبر آن را دادهاند وظیفه تاریخی خود میداند به اتکای خداوند سبحان و علیرغم محیط خفقان و تهدیدهای سختی که متوجه وجود نهضت و افراد آن میشود، سکوت نکرده، اظهارنظر و اعلام خطر نماید: دو چیز طیرة عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی».
سپس با توجه به اینکه اجرای لوایح ششگانه و برنامه اصلاحات را برخی از مراکز و محافل وابسته به دربار و دولت یک انقلاب بزرگ خواندهاند، این اعلامیه موضوع انقلاب را پیش کشیده و آن را از چهار موضع اساسی بررسی کرده است. نخست در پاسخ به این سؤال که «کی انقلاب میکند»؟ نوشته است: «این انقلاب بزرگ ارضی و کشاورزی و کارگری فعلی را مسلماً خود دهقانان و رنجبران انجام نمیدهند. آن چند هزار دهقانی که در کنگره شرکتهای تعاونی جمع شدند و فریادها و کفها زدند، مانند هجوم انقلابیون باستیل و استقلالطلبان امریکا... یا شورشیان الجزایر و کوبا نبودند. به مجاهدین صدر مشروطیت و حتی به ولگردهای مزدور کودتای ننگین 28 مرداد نیز شباهتی نداشتند... آنها را آوردهاند... عامل این انقلاب نه دهاتیها هستند، نه شهریها، نه ملت، نه مجلس و نه دولت. یک نفر است: شخص شاه مملکت ... ».
نهضت آزادی در مورد دوم سؤال کرده است که «چرا انقلاب میکنند»؟ آنگاه در مقام پاسخ بدان، اوضاع اجتماعی و اقتصادی و طبقاتی ایران را پس از وقایع شهریور 1320 تا 1340 ش را بررسی کرده و در بیان نقش سیاستهای خارجی در ایران نوشته است: «سیاست آمریکا همانطور که روزنامهها و سیاستمدارانش خبر دادهاند علاقهای به شخص و طبقه ندارد. آنها برنامه میخواستند. طالب اصلاحات ارضی و مبارزه با فساد بودند. اصلاحات ارضی برای آن که جلوی کمونیسم را بگیرد، برای آنکه کمکهای بلاعوض و باعوض (خیلی خداپسندانه و بیطمعانه) آنها حیف و میل نشود... برنامه[ها] باید خالصتر و در جهت صحیح، تعقیب و تسریع شود و جهت حفظ سلطنت استبدادی از یک طرف و حراست و توسعه منافع استعماری (اعم از روس، انگلیس و امریکا) از طرف دیگر، توافق همهجانبة کاملِ مطمئن لازم بوده است.
موضع سیاسی شورای نهضت آزادی ایران در پاسخ به سؤال «چرا انقلاب میکنند»؟ نهفته است. جمعیت نهضت آزادی علاوه بر اینکه محمدرضا پهلوی را به عنوان عامل این اصلاحات و انقلاب بزرگ معرفی میکند، او را در اینباره دستنشاندة سیاستهای خارجی، بهویژه آمریکا دانسته است. انگیزة اصلی از اجرای برنامهها را جلوگیری از نفوذ و گسترش کمونیسم در منطقه خاورمیانه، و بالاخص در ایران بیان کرده و متذکر شده که هدف نهایی دولت آمریکا مداخله در امور کشورهای خاورمیانه و ایران است. از نکاتِ دیگر که در همین اعلامیه قابل توجه است مطالب مربوط به پاسخِ این سؤال است: «چگونه انقلاب میکنند»؟
این اعلامیه در پاسخ این سؤال «سرعت عمل» را شباهت موجود میان انقلاب اصلاحات ارضی و دیگر انقلابهای طبیعی و واقعی بیان کرده است.
نهضت آزادی، در بیان نتایج و آثار این انقلاب و رفراندوم قسمتی از آن را نقد و قسمتی را نسیه برشمرده است. بیاعتباری قانون و نظام حقوقی، ناامیدی و بیاعتمادی صاحبان صنعت و کارگران بخش تولید و اقتصاد، مأیوس شدن افکار ملی و دستیابی حکومت به قوای مستبد، برخلاف کلیه اصول اسلامی، انسانی، قانونی، مصالح اجتماعی و سرانجام «فتح باب خطرناک و مُد کردن رفراندوم قلابی» را چهار نتیجة قطعی و مسلم این رفراندوم است که در آن اعلامیه آمده است: در ادامه هم «خدمت کردن و اصلاحات را با کار منفی و عمل تخریبی»، غیرطبیعی بودن و تحمیل دروغ، توأم با محو عملی مالکیت کشاورزی به عنوان نتایج آنی و نسیه این انقلاب معرفی کرده است. با اشاره به شعر «گوسفند و گرگ» به گونهای اصلاحات نوعی دزدی و یک انقلاب دروغین دانسته شده است که شاه در نظر دارد به وسیله آن مردم را به رعیت خود تبدیل کند و پایههای قدرت خود را تحکیم بخشد.
نویسندة این اعلامیه در بخش دیگر با بهرهگیری از مایههای طنز و کنایههای گزنده، نکات مهم و قابل تعمقی را به بحث گذاشته است که مهمترین آنها را میتوان در سه مورد زیر خلاصه کرد:
1ـ از نظر خارجی، طرح اصلاحات ارضی و اجتماعی شاه یک ضرورت تحمیلی است و برای حفظ منافع بیگانگان، بهویژه آمریکا انجام میشود. در حالی که انقلابِ درست و واقعی از درون نشأت میگیرد نه از بیرون و به دستور عوامل خارجی؛ 2ـ از نظر داخلی این اصلاحات که به فرمان مستقیم شاه اجرا میشود، برای تحکیم قدرت استبدادی شاه است؛ 3ـ اصلاحات اقتصادی سرانجام به نابودی کشاورزی و اقتصاد ایران منجر خواهد شد، بدون اینکه به بهبود اوضاع و زندگی مردم و اقتصاد کمک کند.[xxiv]
□ دستگیری فعالان نهضت آزادی ایران
هنوز مدتی از انتشار اعلامیه جمعیت نهضت آزادی ایران نگذشته بود که مأموران دولتی، سران و فعالان آن جمعیت را بازداشت و روانه زندان کردند. از جمله این افراد، مهدی بازرگان بود که اعلامیه منتشر شدة شورای نهضت آزادی ایران را نوشته بود و آیتالله سیدمحمود طالقانی، از فعالان پرآوازه و سران جمعیت نهضت آزادی نیز با فاصلة چند ساعت از انتشار اعلامیه «ایران در آستانه یک انقلاب بزرگ»، توسط مأموران ساواک دستگیر و در زندان موقت شهربانی یا قزلقلعه تهران زندانی شدند. مأمورین سازمان امنیت بدون اجازه و بدون طی مراحل قانونی وارد خانه آنان شدند؛ در حالیکه برخی از آنان مانند آیتالله طالقانی، قدری کسالت و بیماری هم داشتند، آنان را دستگیر و روانه زندان قزلقلعه کردند.[xxv]
□ بازداشت سران جبهه ملی
به دنبال توزیع اعلامیه جبهه ملی و اعلام برپایی میتینگی در روز جمعه (5 بهمن) در میدان جلالیه تهران، که قرار بود به دعوت هیئت اجرایی آن جبهه انجام شود، عده زیادی از رهبران و فعالان درجه اول جبهه ملی دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند. چنین بازداشت گستردهای را دولت علم از آن رو انجام میدهد که راه را برای اجرای رفراندوم و تأیید و تصویب لوایح ششگانه هموار کند و به عبارتی، صحنه را از هرگونه صدای مخالف خالی سازد. دولت علاوه بر بازداشت این افراد، میتینگی را که هیئت اجرایی جبهه ملی اعلام کرده بود دو روز دیگر در میدان جلالیه تهران برپا خواهد کرد، و از همه اعضا و وابستگان جبهه ملی نیز خواسته بود که در آن میتینگ حاضر شوند، ممنوع اعلام کرد.[xxvi] اگرچه منابع رسمی خبری از دستگیرشدگان منتشر نکردهاند، خبرهای رسیده حاکی از آن است که همه اعضای شورای مرکزی جبهه ملی جزو بازداشتشدگاناند.[xxvii] جالب اینجاست که عدهای از روزنامهنگاران دولتی به زندان شهربانی رفتند و از وضعیت زندانیان جبهه ملی در آنجا گزارشی دادند. برخی از این روزنامهها از دادگاه نظامی و محاکمة صحرایی دو تن از رهبران جبهه ملی به نامهای اللهیار صالح و کریم سنجابی خبر میدهند که این خبر[xxviii] موجب نگرانیهایی شده است. برخی از سران جبهه ملی نیز توانستهاند از دید مأموران ساواک پنهان بمانند؛ از جمله آنها حسن نزیه است که هنوز ساواک موفق به دستگیری وی نشده است. اما چند تن از مأموران ساواک به دانشکده کشاورزی (کرج) رفتند و توانستند حنیفنژاد را که مسئول جبهه ملی در آن دانشکده بود بازداشت کنند.[xxix]
□ حمله مأموران و کارگران به دانشجویان
پیش از ظهر امروز گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران در مخالفت با رفراندوم، تظاهرات آرامی برپا کردند. آنان ضمن حمایت از اعلامیههای علما و روحانیون، از دانشجویانی که امروز به هنگام بازداشت اعضای جبهه ملی دستگیر شدهاند، پشتیبانی کردند و خواهان آزادی سریع آنها شدند. نیروهای امنیتی نیز ناگهان به محوطه دانشگاه یورش بردند و همه دانشجویان تظاهرکننده را درهم کوبیدند. کماندوها و پلیس هم در محوطه دانشگاه این دانشجویان را پراکنده ساختند. سربازان میز و صندلیها و کتاب و وسایل کتابخانه را به هم زدند و حتی پا را از این فراتر نهادند و دانشجویان را در سر کلاسهای درس کتک زدند. چند تن از دانشجویان را طوری مضروب ساختند که بیم مرگشان میرود.[xxx]
□ دو نامه آیتالله گلپایگانی
در پی یورش دیروز مأموران پلیس به مسجد حاج عزیزالله در تهران، آیتالله سیدمحمدرضا گلپایگانی در دو نامه جداگانه خطاب به آیات عظام خوانساری و بهبهانی، ضمن اعلام حمایت از اعلامیههای ایشان در مخالفت با رفراندوم، ازوقایع روز گذشته اعلام انزجار کرد. ایشان در نامه به آیتالله خوانساری نوشته است: «متاعبی را که حضرت مستطاب عالی در راه اعلام فتوای صریح دایر بر حرمت شرکت در مراجعه به آراء عمومی تحمل فرمودهاید، باعث مزید عزت دین و اعتلای حکم اسلام و زینت صفحات تاریخ مجاهدات علمای اعلام در راه حفظ اصول دیانت است. حقیر ضمن اظهار انزجار و تأثر عمیق خود و حوزه علمیه از جریان روز گذشته، چنانچه سابقاً فتوایی دادهام، بعداً دهم. انشاءالله در تمام مراحل با حضرتعالی همقدم و عظمت دین و دوام برکات عالی را مسئلت دارم و چون از حال شریف نگرانم، بشارت سلامتی را مترصدم. گلپایگانی 26 شعبان 1382 ق»
آیتالله گلپایگانی در نامه دیگر خود خطاب به آیتالله بهبهانی یادآور شده است: «متاعبی که حضرت مستطاب عالی و حضرات حجج اسلام و مسلمین تهران در راه حیات اصول مقدسه اسلام و مقابله با تصمیمات مضره به دیانت و مملکت تحمل فرمودهاید، زینتبخش صفحات تاریخ مجاهدین راه دیانت است. حقیر انزجار و تأثر عمیق خود را از جریان نامطلوب روز بیستوپنجم شعبان اعلام و از خداوند متعال موفقیت مسلمین را در حمایت از احکام دین مبین مسألت دارم. الگلپایگانی 26 شعبان 82[13]»[xxxi]
□ تعطیلی نماز جماعات در اغلب مساجد
به منظور مخالفت با تصویب لوایح ششگانه و در اعتراض به برگزاری رفراندوم، ائمه جماعات مساجد مشهد از برپایی نماز جماعت خودداری و امروز اقامه نماز جماعت صبح و ظهر را در مساجد تعطیل کردند. قرار است نماز جماعت مغرب و عشاء نیز در مساجد اقامه نشود. افزون بر این، آیات عظام قمی و میلانی با توافق لازم، مردم شهرستانهای مختلف را در استان خراسان برای برگزاری تظاهرات در ضدیت با رفراندوم فرا خواندهاند.[xxxii]
□ دستگیری چند تن از روحانیون رشت
به دعوت علمای رشت مردم در مسجد کاسهفروشان آن شهر اجتماع کردند. داخل مسجد مملو از جمعیت بود و عده زیادی هم در اطراف آن مسجد حاضر شده بودند. ابتدا آقای ضیابری (از روحانیون متنفذ و مشهور گیلانی) به منبر رفت و بر ضد رفراندوم و حکومت محمدرضا پهلوی سخنرانی کرد. پس از او آقای بحرالعلوم به سخنرانی پرداخت و از رفراندوم و مواد آن انتقاد کرد. سخنرانی که تمام شد آقایان بحرالعلوم، ضیابری، لاکانی و مهدوی در اعتراض به رفراندوم تصمیم به مهاجرت گرفتند. آنان رو به مردم رشت گفتند: «ما دیگر نیستیم. ما داریم هجرت میکنیم و دیگر در استان نمیمانیم». جمعیت حاضر در مسجد با اعلام انزجار از حکومت پهلوی با حالت ناراحتی اعلام کردند که علمای شهرستان را تنها نمیگذارند و با آنان همراهاند. حدود 150 ماشین پُر از مردم آقایان را تا قزوین همراهی کردند. لیکن در قزوین به خواهش علما، مردم به شهر خود بازگشتند. آقایان بحرالعلوم، ضیابری، لاکانی و مهدوی مهاجرت خود را به سمت قم ادامه دادند و به کرج رسیدند. عدهای از سربازان ارتش و ژاندارمری اتومبیل آنها را متوقف کردند. فرمانده نیروهای دولتی هر چهار روحانی گیلانی را بازداشت، و به زندان قزلقلعه روانه کرد.[xxxiii]
□ شکاف میان حکومت پهلوی و طبقة روحانیون
با دستگیری عده بسیاری از روحانیون توسط عوامل حکومت، شکاف موجود میان حکومت پهلوی و طبقة روحانیون نمود آشکاری یافت. عصر امروز گروهی از روحانیون در پشتیبانی از اعلامیههای علما و مراجع در مخالفت با رفراندوم، در منزل آیتالله غروی کاشانی در تهران جمع شده بودند و درباره چگونگی این مخالفتها بحث و گفتوگو میکردند. مأموران امنیتی و قوای پلیس و نیروهای دولتی به این جلسه حمله و نزدیک به 70 نفر از آنان را دستگیر و روانه زندان قزلقلعه کردند. از جمله روحانیون مسنی که در میان دستگیرشدگان به چشم میآید، میتوان آشیخ جعفر خندقآبادی، شیخ محمدحسین طالقانی، سیدفضلالله روحانی، شیخ محمد رازی، سیدمحمد موسوی اشترآبادی، مهدی هسهای واعظ و شیخ حسن شمس گیلانی را نام برد. روحانیون دستگیر شده در زندان قزلقلعه به چند روحانی گیلانی پیوستند که در راه رشت به قم دستگیر شده بودند.[xxxiv] شیخ محمدجعفر شجونی هم که از جمله تظاهرکنندگان فعال بود و در خیابان بوذرجمهری در مخالفت با رفراندوم سخنرانی کرده بود، از دیگر دستگیرشدگان است. وی شب هنگام، موقعی که به منزل خود بازگشته بود، بازداشت شده است. مأموران او را هم به زندان قزلقلعه بردند. در قرار بازداشتی که علیه وی تنظیم شده، اتهامش عبارت است از: اقدام برضد امنیت داخلی.[xxxv]
□ بازتاب اوضاع داخلی ایران در رسانههای خارجی
اوضاع داخلی ایران، که در چند روز گذشته به علت اعلام لوایح ششگانه و به رفراندوم گذاشتن آن مواد به پیشنهاد محمدرضا پهلوی، آشفته و همراه با تظاهرات مخالفین و موافقین بوده است، افزون بر آنکه مورد توجه روزنامهها و رسانههای گروهی داخلی قرار گرفته، به موضوع مهم گزارشهای خبری برای خبرگزاریها و مطبوعات خارجی تبدیل شده است و از زوایای مختلفی رسانههای خارجی آن را مورد بررسی و تحلیل قرار دادهاند. آسوشیتدپرس در این باره از تظاهراتی سخن گفت که امروز در شهرهای مختلف ایران به مناسبت رفراندوم برگزار شد و در تحلیل آن افزود که به دلیل ذینفع بودن کارگران، کشاورزان و اصناف و کارمندان دولت، موفقیت برنامههای شاه قطعی است. یونایتدپرس هم با اشاره به تظاهرات و درگیریهای انجام شده در بازار و دانشگاه تهران، افزود که مخالفتهای موجود را دربارة رفراندوم، بیشتر از جانب مالکان و تعدادی از شخصیتهای مذهبی است چون محمدرضا پهلوی پیشبینی کرده بود که با اجرای برنامه اصلاحات، چنین مخالفتها و نارضایتیهایی پیش خواهد آمد، در این راه مصمم است و قصد قطعی به اجرای آن دارد. این خبرگزاری در ادامه، این مخالفتها را به امپریالیزم سرخ و عوامل ارتجاعی نسبت داد که در حال احتضار است.
از دیگر رسانههای جمعی دنیا، خبرگزاری آلمان است که امروز در بخش فارسی به مسائل داخلی ایران پرداخت و ضمن پخش اخباری از تظاهرات، درگیریها و دستگیریها و با اشاره به اقدامات دولت برای جلوگیری از تظاهرات، به حرکت چند هزار کشاورزان توجه نمود که در حمایت از اقدامات شاه و تأیید رفراندوم به شهرها آمدند و قصد دارند در مقابل مخالفان رفراندوم ایستادگی کنند. این خبرگزاری در بخش دیگری از برنامه خود از یکپارچگی استواری خبر داد که برای اجرای رفراندوم بین ارتش و دهقانان و کارگران ایجاد شده است و این امر را عامل مهم پیروزی شاه دانسته است.[xxxvi]
بهرام شاهرخ، که ریاست همین بخش خبرگزاری آلمان را به عهده دارد در ادامه گفتار خود تعداد کشاورزانی را که در سه روز آینده برای اجرای رفراندوم و مقابله با مخالفان آن به شهرها خواهند آمد، پانزده هزار نفر برآورد کرد که به گفته وی آنان در مزارع و دهکدههای خود دست از کار میکشند و در طرفداری از دولت به شهرها میآیند تا در خیابانها تظاهراتی به راه بیاندازند.[xxxvii]
□ حضور نخستوزیر در اتاق بازرگانی
به دعوت اتاق بازرگانی و با مدیریت علیاکبر محلوجی (نائبرئیس اتاق بازرگانی) عصر امروز گردهمائی گستردهای در سالن آن اداره صورت پذیرفت. در این گردهمایی که در ساعت 16:30 آغاز شد، علم (نخستوزیر)، جهانشاهی (وزیر بازرگانی) و چند تن دیگر از وزیران حضور یافتند. در ابتدا علی وکیلی (رئیس اتاق بازرگانی) به سخنرانی پرداخت.[xxxviii] پس از سخنان رئیس اتاق بازرگانی، نخستوزیر پشت تریبون قرار گرفت و سخنان خود را با قدردانی از وکیلی آغاز کرد. آنگاه دربارة نحوه کار بازرگانان و اینکه حساب کار آنان روشن و ریاضیوار است، با آوردن مثالهایی شرح داد که حمایت این قشر از جامعه از آنچه با عنوان رفراندوم قرار است اجرا شود، از درستی اصلاحات نشان دارد. در ادامه هم به کنفرانس اقتصادی پرداخت که بعد از ماه رمضان تشکیل خواهد شد.
علم در بخش پایانی سخنانش به حوادثی اشاره کرد که دیروز در بازار تهران روی داده است. وی ضمن کوچک و نامهم برشمردن آن حوادث، اظهار کرد: «عناصری کوچک میخواستند از عدم آشنایی مردم سوءاستفاده کنند، ولی بصیرت و بینایی مردم به آن حد رسیده [است] که آلت دست یک مشت عناصر منفعتطلب قرار نگیرد. امروز زحمت ما بیشتر مصروف این کار شد که جلوی عکسالعمل دهقانان و کارگران را بگیریم؛ والاّ اصل مطلب کوچک بود و اگر هم پیشامدی میشد، با قدرت نظم را برقرار میکردیم و بینظمی را سرکوب میساختیم. و جوابی که خود مردم دادند برای ما بیش از اندازه کافی بود. فقط نگرانی ما این بود که عکسالعمل مردم موجب زحمت نشود. امروز بعد از ظهر، آن قسمت کوچک بازار که عادی نبود، برای فردا عادی خواهد شد. این اطمینان را میخواستم به آقایان بدهم تا آقایان هم به همکاران خود اطلاع بدهند».[xxxix]
□ جلسه هیئت دولت
جلسه هیئت دولت بعدازظهر امروز به ریاست علم در کاخ نخستوزیری تشکیل شد و تا ساعت 18 ادامه یافت. در این جلسه حوادث دیروز و امروز تهران و قم و چند شهر دیگر که در مخالفت با لوایح ششگانه و موضوع رفراندوم یا در حمایت از آن روی داده بود، مطرح شد. همچنین اعضای هیئت دولت تصویب کردند که از این پس، مدت خدمت سفرای ایران در کشورهای خارجی در 65 سالگی پایان یابد.[xl]
□ سخنان اسدالله علم در انجمن مطبوعات
طبق برنامة از قبل اعلام شده، قرار بود نخستوزیر ساعت 18 امروز در دومین جلسه انجمن مطبوعات حاضر شود و مصاحبه جلسه قبل را ادامه بدهد. اما، چنآنکه پیشتر گفته شده، ساعت 18 جلسه هیئت دولت را اداره کرد و نتوانست به موقع در جلسه انجمن مطبوعات حاضر شود. جلسه انجمن مطبوعات کمی دیرتر برگزار شد و علاوه بر مدیران ونمایندگان خبرگزاریهای خارجی، چند تن از وزیران، از جمله وزیر کشور، وزیر صنایع و معادن، پست و تلگراف هم حضور داشتند. نخستوزیر که در ساعت 19 وارد جلسه شد، بلافاصله پشت تریبون قرار گرفت. او ابتدا وقایع روز را پیش کشید و ضمن اشاره به رفراندوم، مخالفت با حق رأی زنان را به مخالفت با اصلاحات ارضی نسبت داد و از سخنان خود چنین نتیجه گرفت که: «مخالفین چون دیدند نخواهند توانست از اصلاحات ارضی جلوگیری کنند، فوراً عنوان تغییر دادند و مسئله حقوق زنان را عنوان کردند». او در ادامه با نشان دادن نامهای که معلوم نبود واقعی یا جعلی است، کوشید تا ارتباط ملاکین و روحانیت را در موضوع مخالفت آنان با رفراندوم مستند جلوه دهد. علم در این باره گفت: «موضوع سر و صدای مخالفین ساده نیست، بلکه بر اثر تحرکات و خرجکردنهایی است که عدهای مشغول آن هستند... اینها همانهایی هستند که شاهنشاه در روز کنگره دهقانان از آنها به نام ارتجاع سیاه و عوامل سرخ نام بردهاند». وی در ادامه سخن با اشاره به قسمتی از سخنان شاه در کنگرة 19 دی امسال، یادآوری و تأکید کرد که دولت با تمام قوا و با شدت مخالفین را سرکوب خواهد کرد و به احدی اجازه نخواهد داد برخلاف منافع عمومی قدم بردارد و هر کس در هر درجه و مقامی که باشد، اگر مرتکب تحریک شود شدیداً تنبیه خواهد شد».
شدت بیان و مطالب تهدیدآمیز علم نشان از آن دارد که دولت و حکومت با تمام قوا قصد اجرای رفراندوم را دارد و به هر صورت ممکن مصر است لوایح ششگانه را به تصویب عمومی برساند.[xli]
□ دستور دولت به قوای انتظامی
در پی حوادث اخیر که در برخی از شهرها، به ویژه در تهران و قم، در مخالفت با رفراندوم و لوایح ششگانه روی داده است در ساعت 14:30 دولت اعلامیهای صادر کرد. دولت در این اعلامیه، با اشاره به طولانی تظاهرات حدود 300 نفر از مخالفان که دیروز در بازار تهران شعار دادهاند و با اشاره به اعتراض و شکایت عدهای از اصناف که این اقدام مخالفان موجب مزاحمت برای آنان و بروز درگیری دو طرف شده است، اعلام کرد به قوای انتظامی دستور داده است «با قدرت از هرگونه تظاهراتی که مخالف نظم باشد جلوگیری کند تا به مخالفین لوایح ششگانه، هرچند در اقلیت بسیار ضعیف هم باشند، امکان هرگونه اظهار عقیده مخالفتآمیز داده نشود». چنانکه از مطالب این اعلامیه و انگیزههای نهفته در آن برمیآید دولت تنها به منظور جلوگیری از برپایی تظاهرات اجتماعات مخالف رفراندوم و لوایح مزبور چنین اعلامیهای صادر کرده و برای انحراف افکار عمومی و تظاهر به دموکراتیک بودن خود در قسمتهایی از این اعلامیه از آزادی بیان افکار و احساسات مخالفین هم سخن گفته است؛ زیرا در بخش پایانی اعلامیه، هدف نهایی خود را روشن اعلام کرده است. به نیروهای انتظامی کشور دستور داده است که از بروز هرگونه بینظمی که مانع اظهار رأی آزاد مردم (موافق یا مخالف) در روز 6 بهمن ماه شود، به شدت جلوگیری کنند و از هرگونه اخلال و خرابکاری که مانع آزادی کسب و کار مردم گردد، هرچند کوچک و ناچیز باشد، با قدرت و به شدت جلوگیری کنند».[xlii]
□ ساواک قم مانع فعالیت مخالفان رفراندوم
ساواک مرکزی در دستور کتبی از همه ادارات تابع خود در شهرستانها، از جمله از ساواک قم، خواست که به منظور جلوگیری از هرگونه عملیات مخالفان تصویب لوایح ششگانه، اقدامات زیر را با جدیت تمام به اجرا درآورد: 1- با تمام قوای انتظامی موجود از طرح محافظت از منطقه استحفاظی کاملاً مراقبت کند تا هر فسادی بیدرنگ از بین برده شود؛ 2- با اطلاعاتی دامنهدار و صحیح محرکان را بشناسند و بازداشت کنند؛ 3- هرگاه برخوردی بشود، باید شدیداً عمل نمود و برای این منظور باید روحیة مقامات انتظامی را به بهترین وجهی تقویت کرد و در مقابل شایعات مسموم و جنگ اعصاب باید با گفتن و تکرار حقایق، عمل قوی نمود و با سخنرانی، گفتوگوها، دیدارهای جهتدار و پخش شایعات متقابل این منظور را تأمین کرد؛ 4ـ جلسات تبلیغاتی برای طبقات مختلف، مخصوص کارگران دولت، برپا شود؛ 5ـ در مواردی باید با تبلیغات دامنهدار اقدام به پیشگیری شود تا عمال ارتجاع نتوانند عمل مایوسانهای برای حفظ منافع خود انجام دهند. منافع خردهمالکین مورد علاقه تامه اعلیحضرت همایونی است و دولت معتقد است این اقدامات را به نفع کارگران ترتیب داده است. کاری باید کرد که در روز تصویبنامه ملی اکثریت مردم رأی بدهند و نتیجه گزارش داده شود.[xliii]
□ کنفرانس مطبوعاتی وزیر کشاورزی
حسن ارسنجانی بعدازظهر امروز در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد و اخباری در اختیار اصحاب جراید و مجلات قرار داد. این مصاحبه با حضور اکثر نمایندگان و خبرنگاران روزنامهها در ساعت 13:20 شروع شد که مشروح آن در روزنامههای اطلاعات و کیهان منتشر شد.
به نوشته روزنامه اطلاعات، ارسنجانی در ابتدای مصاحبهاش به پانزده هزار کشاورز اشاره کرد که از شهرهای ساوجبلاغ، ورامین، شهر ری و شهریار به تهران آمدند و در مخالفت با مالکان و حمایت از اصلاحات ارضی در خیابانها به تظاهرات پرداختند. اما با خواهش دولت از ادامه این کار منصرف شدند و به روستاهای خود بازگشتند تا نظم شهرها و وضعیت عمومی کشور به هم نخورد. او دربارة خواسته این عده از افراد که به اجرای اصلاحات ارضی در ایران تأکید دارند، گفت: «آنچه مسلم است، قدرت متحد دهقانی و کارگری عاملی است که در آینده در تصمیمات اقتصادی و اجتماعی ایران باید به حساب آید. البته آزادی عقیده برای همه محترم است. مالک بزرگ میتواند مخالفت خود را اعلام کند. حتماً اظهار بکند ولی اگر کسانی تصور کردهاند با خرج کردن مبالغی و تحریک عدهای تحت هر نام و به هر عنوان خواهند توانست جلوی تحقق اصلاحات اجتماعی ایران را بگیرند و منافع پانزده میلیون دهقان و یک میلیون کارگر این مملکت را با این قبیل تظاهرات ملعبه اغراض خود بکنند، سخت در اشتباه هستند».
وزیر کشاورزی در ادامه سخن، ضمن اشاره به اینکه گروهی از دهقانان در شهرها و روستاها قصد تظاهرات در حمایت از اصلاحات را داشتند، اظهار کرد که امروز از رادیو به تمام مردم مناطق ایران اعلام خواهد شد که دهقانان و کشاورزان دست به این کارها نزنند و به جای اینگونه اقدامات روز شنبه در رأی دادن به لوایح ششگانه با تمام قوای خود شرکت کنند. او در پایان مصاحبهاش خطاب به مخالفان لوایح ششگانه و تظاهرکنندگان، در حالی که شوری هم در سخنان و حرکاتش به چشم میخورد گفت: «با قاطعیت و صراحت به تمام عواملی که از بازار آشفته میخواهند برای برگرداندن مالکیتهای بزرگ استفاده کنند، اخطار میکنم قدرت دهقانی و کارگری آماده برای دفاع از منافع خویش است. اگر میل دارند قدرت این صنف متحد را آزمایش کنند، بدانند زیان خواهند دید».[xliv]
□ اخبار شهربانی قم از وقایع امروز
گروهی از مأموران شهربانی و عدهای از هوادران رژیم به منظور باز کردند دکانهایی که در مخالفت با رفراندوم و پیروی از اعلامیههای مراجع و علمای عظام بسته شده است به مغازههای قم حمله کردند.
در پی این حادثه، حاج مهدی گلپایگانی (فرزند آیتالله گلپایگانی) با رئیس شهربانی قم تلفنی صحبت کرد و ضمن اظهار این مطلب که اوباش و اراذل در بازار قم مشغول غارت اموال مردم هستند و پاسبانها مردم را کتک میزنند، به وی اطمینان داد که روزی انتقام این جنایات از او گرفته خواهد شد و به سزای عملیات خود خواهد رسید.
از سوی دیگر، گزارشی از یک مأمور ساواک در دست است که بر اساس آن، امروز شیخ غلامرضا نجاتی (پیشکار آیتالله شریعتمداری) در گفتوگوی تلفنی از رئیس شهربانی قم خواست به تنهایی در جلسهای حاضر شود که در منزل آیتآلله و با حضور چند تن از علمای دیگر قم به منظور گفتوگو در موضوع سری و حائز اهمیت تشکیل خواهد شد. لیکن رئیس شهربانی به درخواست وی پاسخ منفی داد و از رفتن به منزل آیتالله شریعتمداری خودداری کرد.[xlv]
□ تعطیلی بازار خرمآباد
در حمایت از تعطیلی بازارهای تهران و قم، مغازهداران و بازاریان خرمآباد نیز دکانهای خود را بستند. گفته شده این اقدام با راهنمایی و تشویق آیتالله کمالوند و با پشتیبانی بزرگان شهر انجام گرفته است.[xlvi]
□ مقدمات سفر محمدرضا پهلوی به قم
قرار است فردا محمدرضا پهلوی برای توزیع 500 سند مالکیت کشاورزان شهرستان قم به آن شهر برود. از این رو سالو (رئیس سازمان کل اصلاحات ارضی کشور) صبح امروز به قم رفت تا مقدمات سفر شاه را آماده سازد. در مراسم فردا، پس از توزیع اسناد مالکیت کشاورزان، و سخنرانی شاه و وزیر کشاورزی، نصر (رئیس کل کشاورزی استان تهران) گزارشی از وضعیت تقسیم اراضی در شهرستان قم قرائت خواهد کرد.[xlvii]
□ اخبار و گزارشهایی از حمایت برخی افراد از لوایح ششگانه
افزون بر تهران، اخبار رسیده از دیگر شهرهای کشور حاکی از آن است که در بعضی از شهرستانها هم، گروهی از مردم در میدانهای عمومی و مرکزی، یا گروهی از کارکنان و کارمندان در ادارههای خود، تجمع کرده و لوایح ششگانه را مورد تأیید قرار دادهاند.[xlviii]
□ حمایت کمیته مرکزی حزب مردم از رفراندوم
کمیته مرکزی حزب مردم با ارسال نامهای به محمدرضا پهلوی موافقت حزب را با اجرای رفراندوم اعلام کرد و به تأیید خود از لوایح ششگانه شاه صحه گذاشت. در بخشی از این نامه که به امضای یحیی عدل (دبیرکل حزب مردم) رسیده آمده است: «اصول و طرحهایی که اعلیحضرت همایونی شاهنشاه برای سعادت ملت ایران و پیریزی کشوری آباد با ملتی آزاد ارائه میفرمائید، اعضای حزب مردم در اجرای مرامنامه حزبی پیرو آن هستند و این لوایح همیشه مورد تصویب و پشتیبانی اکثریت قاطع ملت ایران بوده و میباشد. خصوصاً حزب مردم از آن جهت نیز که اعلیحضرت همایونی با ارجاع لوایح ششگانه و تصویب عمومی ملت، از روح قانونی اساسی که قوای مملکت را ناشی از ملت میداند مانند همیشه حمایت کامل میکنند، صمیمانهترین مراتب سپاسگزاری و تبریکات را به حضور مبارک معروض میدارد. دبیرکل حزب مردم پروفسور یحیی عدل»[xlix]
□ احتمال ترمیم کابینه اسدالله علم
در محافل خبری شایع شده است که اسدالله علم در روزهای آینده در کابینهاش به تغییراتی دست خواهد زد و به اصطلاح کابینه دولت را ترمیم خواهد کرد. پیش از همه نام وزیر دارایی و وزیر مشاور مطرح شده است که جای خود را به افراد دیگری خواهند داد. هرچند فعلاً همه تلاشها و توجهات به برپایی رفراندوم معطوف است و ترمیم کابینه هم به بعد از رأیگیری روز شنبه موکول شده است. از سوی دیگر، چند تن از نزدیکان خسروانی (وزیر کار) و ارسنجانی (وزیر کشاورزی) از استعفای آن دو از سمت خود و احتمال شرکت آنان در انتخابات مجلس شورای ملی سخن میگویند. گفته میشود این دو نفر ظرف یک ماه آینده فعالیتهای انتخاباتی خود را آغاز خواهند کرد؛ ارسنجانی از تهران و خسروانی از اصفهان.[l] داوطلب نمایندگی خواهند شد.
□ جلسه کانون مترقی
در ساعت 19 بیش از 200 نفر از اعضای کانون مترقی در جلسه همگانی آن شرکت کردند. در این جلسه رئیس هیئت مدیره کانون، حسنعلی منصور، با گزارشی که از فعالیتهای کمیتههای فنی در ماه گذشته داد گفت: «اجرای برنامههای مترقی که با حمایت و رهبری شاهنشاه به ملت پیشنهاد شده، ایران را در مسیر تحولات عمیقی قرار داده است که وظایف روشنفکران و افراد تحصیلکرده کشور را بیش از پیش سنگین میکند. ما آرزومندیم که تغییر رویه و سیاست عمومی کشور توأم با یک جنبش ملی و یک برنامه صحیح و مترقی در کلیه شئون حیاتی مردم باشد و به دست افراد و کارگران با ایمان آتیه درخشان و امیدوارکنندهای را تأمین نماید». منصور در پایان سخنانش ضمن آنکه اصول هفدهگانه کانون مترقی را که در مدت 2 سال پیش منتشر کرده بود یادآور شد، از حضار خواست که در تأیید برنامههای اقتصادی و اجتماعی به نفع کشور و جامعه مترقی در رأیگیری شرکت کنند و بدان رأی مثبت دهند.[li]
□ دیدار اعضای هیئت حسننیت ترکیه با محمدرضا پهلوی
هیئت حسننیت ترکیه به ریاست جماد بابان که به دعوت انجمن دوستی ایران و ترکیه به تهران آمده است، ساعت 11 به همراه سفیر آن کشور در ایران، به کاخ مرمر رفتند و با محمدرضا شاه دیدار کردند. آنان با ارسنجانی هم دیداری داشتند و درباره اصلاحات ارضی به گفتوگو پرداختند.[lii]
پینوشتها:
[i]. روحانی، سیدحمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج 1، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376 ـ 1372، ص 238 و 239؛ مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1361، ص 14.
[ii]. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 480.
[iii]. فصلنامه 15 خرداد، ش 7، بهار 1371، ص 55.
[iv]. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی( از مرجعیت امام خمینی تا تبعید)، به کوشش عبدالوهاب فراتی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384 ـ 1383، ص 69.
[v]. باقری، علی، خاطرات 15 خرداد، دفتر 6، تهران، حوزه هنری، 1374 ـ 1379، ص 353.
[vi]. همان، ص 157.
[vii]. همان، ص 157.
[viii]. باقری، علی، همان، ص 28 و 29؛ تاریخ شفاهی انقلاب.، همان، ص 72.
[ix]. بادامچیان، اسدالله، آشنایی با جمعیت مؤتلفه اسلامی، بی جا، بینا، بیتا، ص 30 و 31.
[x]. روزنامه مهر ایران، ش 1251، 4 بهمن 1341، ص 1 و 4.
[xi]. همان.
[xii]. رسولی محلاتی، سیدهاشم، خاطرات آیت الله سیدهاشم رسولی محلاتی، به کوشش احمد رشیدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1383، ص 52 و 55.
[xiii]. افراسیابی، بهرام، ایران و تاریخ، تهران، علم، 1367، ص 340 و 341.
[xiv]. بحارالانوار، ج 75، ص 117؛ از فرمایشهای امام حسین (ع) که میفرمایند: «مرگ را جز خوشبختی، در زندگی با ستمکاران را مگر ننگ نمیبینم».
[xv]. صحیفه امام، ج 1، ص 141.
[xvi]. قرآن کریم، سوره بقره، بخشی از آیه 156.
[xvii]. صحیفه امام، ج 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1378، ص 142.
[xviii]. فصلنامه یاد، ش 14، بهار 1368 ش، ص 56.
[xix]. گرامی، محمد علی، خاطرات آیت الله محمد علی گرامی، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 230.
[xx]. روحانی، سیدحمید، همان، ص 253 و 254.
[xxi]. محتشمیپور، سیدعلیاکبر، خاطرات حجتالاسلام سیدعلیاکبر محتشمیپور، ج 1، تهران، دفتر لدبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری)، 1376، ص 245 و 246؛ جایگاه مبارزات روحانیون ایران، تهران، بینا، بیتا، ص 208 و 209.
[xxii]. دوانى، على، نهضت روحانیون ایران، ج 3، تهران، مؤسسه خیریه و فرهنگی امام رضا (ع)، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 206 و 207.
[xxiii]. آیتالله العظمی سیدمحمدهادی میلانی به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381 ـ 1380، ص 73.
[xxiv]. یوسفی اشکوری، حسن، در تکاپوی آزادی، ج 1، تهران، قلم، 1376، ص 267 تا 273؛ منصوری، جواد، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد، جلد اول، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1378 ـ 1377، ص 276 و 277.
[xxv]. طالقانی، سید محمود، محاکمات و خاطرات پدر طالقانی در زندان به قلم و خط خودشان، گردآوری بهرام افراسیابی، تهران، جنبش، 1359 ، ص 22 و 23؛ بازرگان، مهدی، شصت سال خدمت و مقاومت (خاطرات بازرگان)، ج 2، گفتگو از غلامرضا نجاتی، تهران، رسا، 1375، ص 7 و 8؛ یوسفی اشکوری، همان، ص 273.
[xxvi]. اسفندیار شهابی، هوشنگ، سیاستهای ایران و نوگرایی مذبی (جنبش آزادی خواهی در ایران در زمان شاه و امام
خمینی، 1990 ، ص 175.
[xxvii]. کاتم، ریچارد، ناسیونالیسم در ایران، ترجمه احمد تدین، تهران، کویر، 1371، ص 387.
[xxviii]. سنجابی، کریم، امیدها و ناامیدها، خاطرات سیاسی دکتر کریم سنجابی، لندن، دانشگاههاروارد، 1368، ص 227 و 228..
[xxix]. بازرگان، مهدی، همان، ص 133؛ میثمی، لطف الله، از نهضت آزادی تا مجاهدین، ج 1، تهران، صمدیه، 1382، ص 115 و 116.
[xxx]. فرمانفرمائیان، ستاره، مانکر، دونا، دختری از ایران، ترجمه ابوالفضل طباطبایی، تهران، کارنگ، 1377، ص 310.
[xxxi]. اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374 تا 1375، ص 61 و 62.
[xxxii]. آیتالله العظمی سیدمحمدهادی میلانی به روایت اسناد ساواک، همان، ص 72.
[xxxiii]. فصلنامه یاد، ش 14، بهار 1368 ش، ص 61.
[xxxiv]. شجونی، جعفر، خاطرات حجت السلام جعفر شجونی، به کوشش علیرضا اسماعیلی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 69 و 70؛ فصلنامه یاد، ش 14، بهار 1368، ص 46 و 47.
[xxxv]. شجونی، جعفر، همان، ص 68 و 70 و 215.
[xxxvi]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 1 و 2.
[xxxvii]. روزنامه کیهان، ش 5859، 4 بهمن 1341، ص 1 و 11.
[xxxviii]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 1، روزنامه ملیون، ش 799، 7 بهمن 1341، ص 4.
[xxxix]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 1؛ روزنامه کیهان، ش 5859، 4 بهمن 1341، ص 9؛ روزنامه پست تهران، ش 2831، 4 بهمن 1341، ص 1 و 4.
[xl]. گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی، جلد دوم، نشریه کتابخانه پهلوی، بیتا، ص 1613.
[xli]. روزنامه ملیون، ش 798، 4 بهمن 1341، ص 1.
[xlii]. روزنامه اطلاعات، ش 11006، 3 بهمن 1341، ص 16؛ روزنامه کیهان، ش 5858، 3 بهمن 1341، ص 1.
[xliii]. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 482.
[xliv]. روزنامه اطلاعات، ش 11006، 3 بهمن 1341، ص 1، 16؛ روزنامه کیهان، ش 5858، 3 بهمن 1341، ص 1 و 11.
[xlv]. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 476.
[xlvi]. همان، ص 478.
[xlvii]. روزنامه اطلاعات، ش 11006، 3 بهمن 1341، ص 16.
[xlviii]. روزنامه کیهان، ش 5858، 3 بهمن 1341، ص 1 و10 و 12؛ روزنامه ملیون، ش 798، 4 بهمن 1341، ص 1.
[xlix]. روزنامه کیهان، ش 585، 3 بهمن 1341، ص 12.
[l]. روزنامه مرد مبارز، ش 700، 4 بهمن 1341، ص 4.
[li]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 16؛ روزنامه کیهان، ش 5859، 4 بهمن 1341، ص 11 و 12.
[lii]. روزنامه کیهان، ش 5859، 4 بهمن 1341، ص 12.
