چهارشنبه 26 فروردین 1343 / 2 ذیحجه 1383 / 15 آوریل 1964
11 بازدید
سخنرانى آیتالله خمینى در مسجد اعظم قم
آیتالله خمینى، صبح امروز در دیدار با علما و روحانیون، بازاریان، دانشجویان و دیگر قشرهاى مردم که در مسجد اعظم قم گرد آمده بودند، به تحلیل قیام پانزده خرداد، عملکرد دولت و رسالت علما و روحانیان پرداخت و سخنان خود را با جمله استرجاع آغاز کرد: «انالله و انا الیه راجعون» و تأکید کرد که «من تاکنون احساس عجز در صحبتها نکردهام و امروز خودم را عاجز مىدانم. عاجز مىدانم از اظهار تألمات روحیهاى که دارم براى اوضاع اسلام عموماً و اوضاع ایران خصوصاً، و قضایایى که در این یک سال منحوس پیش آمد، خصوصاً قضیه مدارس علمى، قضیه 15 خرداد». ایشان با اظهار تأسف از وقایع پس از 15 خرداد و شهادت شمار زیادى از مردان و زنان گفت: «اینها علامت تمدن آقایان است و ارتجاع ما. افسوس که دست ما از عالم کوتاه است؛ افسوس که صداى ما به عالم نمىرسد؛ افسوس که گریههاى این مادرهاى بچه مرده نمىرسد به دنیا».
آیتالله خمینى سپس با اشاره به اتهام کهنهپرستى به روحانیان افزود: «ما را کهنهپرست معرفى مىکنند، ما را مرتجع معرفى مىکنند، علماى اسلام را به ارتجاع سیاه تعبیر مىکنند. جراید خارج از ایران، آنهایى که با بودجههاى گزاف، براى کوبیدن ما مهیا شدهاند، در خارج ما را مخالف اصلاحات ـ که اسلام در رأس اصلاحات واقع شده است ـ معرفى مىکنند؛ مخالف ترقى مملکت معرفى مىکنند؛ مىگویند آخوندها مىخواهند باز الاغ سوار بشوند از این طرف به آن طرف بروند؛ آخوندها مىگویند که برق نمىخواهیم؛ آخوندها مىگویند طیاره نمىخواهیم؛ اینها مرتجع هستند؛ اینها مىخواهند به قرون وسطى برگردند. آخوندها با این سیاهروزیهایى که نصیب مملکت است، مخالفاند؛ این کهنهپرستى است؟ علماى اعلام با این زدنها، کشتنها، قلدریها، دیکتاتوریها، استبدادها مخالفاند؛ این کهنهپرستى است؟ علماى اسلام در صدر مشروطیت، در مقابل استبداد سیاه ایستادند و براى ملت آزادى گرفتند، قوانین جعل کردند، قوانینى که به نفع ملت است، به نفع استقلال کشور است، به نفع اسلام است، قوانین اسلام است؛ این را با خونهاى خودشان، با زجرهایى که کشیدند، با بیچارگیهایى که متوجه به آنها شد، گرفتند؛ این آخوندها مرتجع هستند؟» ایشان سپس بیدارى ملتهاى اسلامى در عمل به خواستههاى روحانیت و عمل به قوانین اسلام را مورد اشاره قرار داده پرسیدند که آیا «خداى تبارک و تعالى مرتجع است، پیغمبر اکرم مرتجع است، ائمه هدى مرتجع هستند؟» آنگاه به تشریح موافقت اسلام با آزادیهاى واقعى پرداخته خطاب به دولت فرمود: «شما اگر چنانچه به احکام اسلام اعتقاد دارید، این احکام اسلام. اسلام انسان را آزاد خلق کرده است و انسان را مسلط بر خودش و بر مالش و بر جانش و بر نوامیسش خلق فرموده است. امر فرموده است، مسلط است انسان؛ آزاد است انسان؛ هر انسانى در مسکن آزاد است؛ در مشروب و مأکول ـ آنچه خلاف قوانین الهیه نباشد ـ آزاد است؛ در مشى آزاد است. حکم اسلام است که اگر کسى حمله برد به منزل کسى، براى آن کسى که مورد حمله واقع شده است جایز است کشتن او. اسلام اینقدر با آزادیها موافق است؛ اسلام، ارتجاع سیاه است؟ علماى اسلام که از خودشان چیزى ندارند، ما که خودمان حرفى نداریم، ما هرچه مىگوییم «قالَ رسولُ اللّه» مىگوییم، رسولاللّه هم «قالَ اللّه» مىفرماید. اگر ما مرتجعیم، معلوم مىشود رسولاللّه مرتجع است؛ اگر شما ما را مرتجع مىدانید، ما را کهنهپرست مىدانید ـ مردک امروز هم باز دست از حرفش برنمىدارد ـ اگر ما را کهنهپرست مىدانید، ما که از خودمان حرفى نداریم، ما مىگوییم «قالاللّهُ تعالى»، ما مىگوییم «قال رسولُ اللّه»؛ پس شما رسولاللّه را کهنهپرست مىدانید، اُف بر این تجدد!»
ایشان سپس به سخنان اخیر شاه اشاره کرده گفت: «اگر چنانچه قوانین را قبول دارید، اگر اسلام را قبول دارید (که ما تَبَع او هستیم و اسلام سرمنشأ همه آزادیها، همه آزادگیها، همه بزرگیها، همه آقاییها، همه استقلالها هست) [اگر] اسلام را قبول دارید، این احکام اسلام کجایش ارتجاع است؟ بفرمایید کجاى احکام اسلام را آقایان ارتجاع سیاه مىدانند؟ بفرمایند بیایند تفاهم کنند. آخر اینکه تو بروى آنجا براى خودت صحبت بکنى و هرجا پیش مىآید یک صحبتى بکنى و: «خیر؛ کهنهپرستى را ما مىکوبیم، چطور مىکنیم»، رجز بخوانى، اینکه نمىشود. خوب بیا بنشین بگو: آقا، اینکه پیغمبر فرموده است، این ارتجاع سیاه است؛ تا ما ببینیم که شما درست مىفرمایید؟ تا ما اثبات کنیم نخیر، ارتجاع نیست». آیتالله خمینى، عمل به قانون را توصیه و گوشزد کرد که استقلال کشور را باید حفظ کنید و ما در پى آن هستیم: «ما مىگوییم آقا، غلام حلقه به گوش دیگران نباشید؛ ما عزت و شرف شما را مىخواهیم؛ ما به شماها نصیحت مىکنیم که آقا، شما دولت اسلام هستید؛ هیئت حاکمه بر مسلمین، به اصطلاح، هستید؛ شما عزیز باشید؛ آقا باشید؛ بزرگ باشید؛ استقلال را حفظ کنید؛ تبعیت را دست بردارید، دستتان را براى 4 دلار دراز نکنید (اشاره به تقاضاى اخذ وام دولت ایران از امریکا) هر جلسهاى شما تشکیل مىدهید، هى مىگویید دلار بده! ما با این چیزها مخالفیم. اگر این ارتجاع است، ما مرتجعیم؛ و اگر آن تمدن است شما متمدنید. اگر به قوانین اسلام، شما اعتقاد دارید، این قوانین اسلام؛ و اگر به قوانین اساسى، به قانون اساسى شما اتکا دارید، قانون اساسى مردم را آزادى داده است در مسکن، در کارهاى خودش، در مالش، در جانش، آزادى داده است؛ از این زورگوییها قانون منع کرده است. ما مىگوییم شما اگر بیایید به قانون عمل کنید، مىگذاریم قانون را زمین؛ شما یک نمایندهاى بفرستید، ما هم یک نمایندهاى مىفرستیم؛ قانون اساسى را مىگذاریم زمین؛ شما که مىگویید ما قانونى هستیم، دمکرات هستیم، شما که مىگویید که ما جلو رفته هستیم، مترقى هستیم، این قانون اساسى ماست؛ مىگذاریم زمین. به قانون اساسى عمل کنید؛ اگر ما حرفى زدیم. به این متمم قانون اساسى، شما عمل کنید که علماى اسلام در صدر مشروطیت جان دادند براى گرفتن این، و رفع کردن اسارت ملتها؛ شما بنشینید به این قانون اساسى عمل کنید. قانون اساسى مطبوعات را آزاد کرده است، شما آزاد مىکنید؟ ما مرتجعیم که مىگوییم بگذارید به قانون اساسى عمل بشود، بگذارید مطبوعات آزاد باشد، بگذارید که این مطبوعات رو عقیده خودش [بنویسند؛] همهشان خبیث هستند، لکن با جمیع خباثتشان باز نمىخواهند اینقدر سمپاشى کنند».
ایشان آنگاه واقعه 15 خرداد را ننگى براى ایران دانسته فرمود: «خوب شما آقایان، ملت ایران، روزنامه اطلاعات را، سرمقاله روزنامه اطلاعات سهشنبه را، سهشنبه 18 فروردین را ملاحظه فرمودید. ملاحظه فرمودید که اینها چه نقشهاى کشیده بودند و کشیدهاند. اینها دیدند که با زور و با قلدرى و با سرنیزه و با 15 خرداد فراهم کردن و با مدرسه فیضیه خراب کردن و با مدرسه طالبیه خراب کردن و با اهانت به علماى اسلام کردن و با تبعید کردن و با اخراج کردن و با حبس کردن و اینها، هر چه کردند، گندش بالا آمد، اینقدر بالا آمد که او هم فهمید؛ همه فهمیدند. و دیدند که خیلى بد شد، دنیا اعتراض کرد. 15 خرداد روى دولتها را سیاه کرد. ما نمىخواستیم اینقدر روسیاهى بار بیاید. 15 خرداد ننگى بر دامن این مملکت گذاشت که تا آخر محو نخواهد شد. تاریخ ضبط مىکند این را. خودهاشان هم گفتند که 15 خرداد ننگ بود، من هم مىگویم ننگ بود، لکن نکته را نگفتند؛ من نکته را مىگویم. ننگ بود که مسلسلها را، تانکها را، توپها را، تفنگها را از مال این ملت فقیر بهدست آوردند و به روى این ملت فقیر بستند؛ پایمال کردند این بیچارهها را. از این ننگ بالاتر آیا مىشود که انسان، یک ملتى را اینطور پایمال کند؟ این بیچارهها چه کرده بودند آقا آخر؟ چه کرده بودند؟»
موضوع سازش علما با دولت، محور دیگر سخنرانى آیتالله خمینى در مسجد اعظم قم بود: «شما دیدید که روزنامه اطلاعات در روز سهشنبه هجدهم فروردین نوشت که روحانیین بحمدالله خیلى جاى خوشوقتى است، بعضى مجلات هم نوشته بودند، لکن این بیشتر منتشر مىشود، جاى خوشوقتى است که مقامات روحانى با دولت موافقت کردند در انقلاب شاه و ملت. رفتند تهران اعتراض کردند که آقا این روحانى را معرفى کنید؛ این خمینى است؟ تا ما بگوییم عَلَیْهِ اللعنه. سایر علماى اسلاماند؟ خوب معرفى کنید؛ دست بگذارید رویش. علماى طراز اول ما چند نفر در اینجا هستند،... اینهایى که با شما یک قرار داد سرى کردهاند، خوب اسم ببرید. آقا، اگر مردى اسم ببر؛ بگو که خمینى، توى حبس ما رفتیم پیش او، و او گفت که بر گذشتهها صلوات! خمینى غلط مىکند همچو حرفى مىزند خلاف دین اسلام؛ خمینى مىتواند تفاهم کند با ظلم؟ غلط مىکند. خمینى آنجا هم که بود، تو حبس هم که بود، مجد اسلام را حفظ مىکرد، مىتواند حفظ نکند؟ اسلامى که پیغمبر اسلام اینقدر زحمتش را کشیده است؛ ائمه هُدى اینقدر خون دلش را خوردهاند؛ علماى اسلام اینقدر زحمت کشیدهاند؛ خمینى و امثال خمینى مىتوانند که یک چیزى بگویند که برخلاف مصالح اسلام باشد؟ خمینى را از جامعه بیرون مىکنیم. اینها نقشه این را کشیدهاند که علماى اسلام را به مردم معرفى کنند به اینکه اینها هم مثل ما مىمانند. خودشان مرفوض جامعه هستند، مىخواهند ما را هم مرفوض کنند. جامعه خودشان را نمىپذیرد، مىخواهند ما را هم بگویند نمىپذیریم. مىخواهند ما را با این نقشه مشئوم، منفور جامعه کنند... با سر صبر و راحت، تبعیت از اربابها، تبعیت کاش از ارباب، تبعیت از اسرائیل کنند. وا مصیبت! مگر من مىتوانم با این یک مجلس، دو مجلس، چهار تا مجلس، مفاسد این مملکت را بگویم».
آیتالله خمینى آنگاه به ماجراى تکذیب مدیر روزنامه اطلاعات از دخالتش در نگارش سرمقاله مورد نظر اشاره کرد و چنین گفت: «رفتند پیش مدیر اطلاعات که آقا کى به شما این مطلب را گفته است؟ خوب بگویید تا ما بفهمیم که این روحانى کیست؟ این روحانى سازمانى کیست که با شما تفاهم کرده است و مطالب شما را قبول کرده است برخلاف دین اسلام؟ خوب بگویید. بیچاره خجل شده است؛ گفته من نبودم اینجا؛ به فلان بگویید ببخشید، چه و چه؛ از این حرفها، یک شرح مفصلى؛ و من سرمقالهام حاضر است. سرمقاله را به آن آقا نشان داده بود که من این را نوشتهام، لکن سنجاق کرده از بعض مقامات آوردهاند، دادهاند که این را باید بنویسى؛ «باید» است، من چه بکنم؟ من یک تکلیفى براى او معین مىکنم، یک مطلبى براى خودمان مىگویم. اگر چنانچه مدیر اطلاعات یک آدمى است که متأسف است از این تحمیلات، شما خوب دیگر بحمدالله متمولى، احتیاج ندارى، دست از روزنامهنگاریت بردار، بشو وزیر. الحمدلله اینجا همه وزیر مىشوند. خوب بشو وزیر، بشو وکیل. تو را وکیل مىکنند؛ مردم نمىکنند خوب؛ وکیلت مىکنند؛ لازم نیست مردم [بخواهند]؛ مگر مردم حق وکالت دارند؟ نه، وکیلت مىکنند؛ منتصبت مىکنند؛ بشو سناتور. منتصبت مىکنند؛ اگر تو از این معنا عار دارى که یک چیزى را بر تو تحمیل کنند، خوب آسان است این؛ روزنامهنگارى را که الزام نمىکنند که شما روزنامهنگار باشید، دست از روزنامهتان بردارید، بروید یک شغل بهترى. از آن طرف من به او پیغام دادم که باید این درست بشود؛ باید این تکذیب بشود. از قرارى که دیشب باز یک کسى آمده بود گفت که او تعریف کرده است که من نمىتوانم با ملت مواجه بشوم؛ نمىتوانم با روحانیت مواجه بشوم؛ فکرى بکنید من یک سوژهاى درست مىکنم که تکذیب بشود؛ دستگاه گفته این دلیل بر سستى کار ماست. خوب، ما مرتجعیم یا شما؟»
آیتالله خمینى بار دیگر اتهام همکارى روحانیت با رژیم شاه را تکذیب کرده فرمود: «یک دروغى را آخر که مرده نیستیم که شما نسبت به ما مىدهید؛ ما یک جمعیت کثیرى بحمدالله از علما داریم؛ ما مراجع بزرگ داریم؛ ما مراجع بزرگ عالىالشأن داریم؛ ما علما داریم در بلاد؛ ما فضلا داریم در حوزهها؛ ما مدرسین بزرگ داریم در حوزهها؛ ما طلاب و فضلاى علوم دینیه داریم؛ اینها که نمىنشینند که گوش کنند که کسى در روزنامه کثیرالانتشارش یک دروغ شاخدارى بنویسد: «بحمدالله موافقت کردند»؛ خوب ما داد مىکنیم، فریاد مىکنیم، نمىگذارند منعکس بشود. خوب آقا! آقایى که دیروز گفتى که ـ یا دیشب گفتى که ـ کهنهپرستى را جلو مىگیریم، این کهنهپرستى نیست که شما جلوى مطبوعات را مىگیرید؟ تحمیل مىکنید به روزنامه اطلاعات؟ سند داریم. دیگر اینکه یک چیز دروغى نیست که آقایان بگویند که افترا بستید؛ نوشته شما سنجاق در دفتر روزنامه اطلاعات است که شما گفتهاید باید این را بنویسید، و نگذاشتید تکذیب کند. ... [مدیر اطلاعات] به دست و پا افتاد و چه شد؛ و من به او پیغام دادم که من از آن آدمها نیستم که اگر یک حکمى کردم بنشینم چرت بزنم که این حکم خودش برود؛ من راه مىافتم دنبالش. اگر من خداى نخواسته، یکوقتى دیدم که مصلحت اسلام اقتضا مىکند که یک حرفى بزنم، مىزنم و دنبالش راه مىافتم و از هیچچیز نمىترسم بحمدالله تعالى. والله، تا حالا نترسیدهام. آن روز هم که مىبردندم، آنها مىترسیدند؛ من آنها را تسلیت مىدادم که نترسید. آخر اگر ما براى مقصد اسلامى، براى مقصدى که انبیا خودشان را به آب و آتش زدند،... بترسیم، دین نداریم. دیندار هم براى اینکه خرقه را از این عالم خالى کند مىترسد؟ اگر ما ماوراى این عالم را اعتقاد داشته باشیم، باید شکر کنیم که در راه خدا کشته بشویم و برویم در صف شهدا، بترسیم؟ از چه چیز بترسیم؟ آن باید بترسد که غیر این عالم جایى ندارد. خداى تبارک و تعالى وعده کرده به ما که یک جاى خوب دارید، اگر چنانچه به دین من رفتار کنید؛ و ما امیدوارم که رفتار کنیم؛ امید دارم که رفتار کنیم. ما از چه بترسیم؟ چه ترسى ما داریم از شماها؟ شما آن آخر امر این است که ما را اعدام کنید؛ اول زندگى راحت ماست؛ از این کثافتکاریها بیرون مىرویم؛ از این رنج و مِحَن خلاص مىشویم. آقاى ما فرموده: واللهِ لابْنُ اَبیطالب انس بِالْمَوْتَ مِنَ الطَّفلِ بِثَدْىِ اُمّه. خوب ایشان فرمودهاند، ما البته نمىتوانیم همچو دعویها بکنیم، لکن ما شیعه او هستیم. ما اگر از مرگ بترسیم، معنایش این است که ماوراءالطبیعه قبول نیست».
ایشان در ادامه سخنانشان یادآور شد که تا پایان راه از حرکت بازنخواهد ایستاد: «ما که مىگوییم که مطبوعات آزاد باشند، ما کهنهپرستیم؟ آقایان که الزام مىکنند که در مطبوعات این نوشته بشود، آنها مترقىاند؟ خوب ما صدایمان از این بلندگو تا آنجا مىرسد، آنها صدایشان از اینجا تا امریکا مىرسد. هرجا دلار مىگیرند صدایشان هم آنجا مىرسد. مال این ملت را خرج مىکنند در مطبوعات خارجیه؛ مطبوعاتى که در خارج هست برضد روحانیت، برضد اسلام، برضد ملیت، برضد همه چیز ما مقالات مىنویسند. به من مىرسید این مطالب. اینها خطا کردند مرا رها کردند؛ اشتباه کردند. به آنها هم گفتم آنجا؛ گفتم اگر مىخواهید همان رویّه را داشته باشید بگذارید من اینجا باشم، صلاح است؛ دوباره هیاهو در نیاورید. حالا هم دارم مىگویم آقا! ما مرتجع نیستیم به این معنا که شما مىگویید؛ ما با آثار تمدن مخالف نیستیم؛ اسلام با آثار تمدن مخالف نیست».
آیتالله خمینى سپس به مشکلات زمستان گذشته در کشور اشاره کرد که گریبان مردم بسیارى از شهرهاى ایران را گرفته بود و گفت: «به من اطلاع دادهاند که در همدان بیش از 2 هزار نفر مردهاند امسال؛ در سرماى 43 درجه و دو درجه؛ شما هیچ فکرى براى اینها کردهاید؟ اى «مملکت مترقى»! اى آقایانى که مملکتتان «ترقى» کرده! ما مىخواهیم واقعا مترقى باشد. یک فکرى براى این بیچارهها بکنید، هم گرسنگى بخورند هم تو سرى؟ هم پابرهنه راه بروند و هم شما شلاق تو سرشان بزنید؟ خوب ما مىگوییم نکنید اینطور. این ارتجاع است که ما مىگوییم که اینقدر فشار به مردم نیاورید؟ اینقدر کتک نزنید؟ اینقدر فحش ندهید؟ اینها ارتجاع است؟ شما که عمال استبداد هستید و دارید با زور و سرنیزه و قلدارى و هر جور دلتان مىخواهد با این ملت بیچاره عمل مىکنید، تمام قوانین را زیر پاى خودتان گذاشتهاید، تمام احکام اسلام را به آنها بىاعتنایى مىکنید، شما مترقى هستید، ما که مىگوییم به احکام اسلام عمل کنید، به قانون اساسى عمل بکنید، ما مرتجعیم؟»
ایشان آنگاه به موضوع تأسیس دانشگاه اسلامى توسط دولت پرداخت و طى آن به هجوم نظامیان به مدرسه فیضیه و تخریب اموال طلبهها اشاره کرده گفت: «مىخواهند آقایان ـ خنده دارد واقعاً این حرفها ـ مىخواهند آقایان دانشگاه اسلامى تأسیس کنند؛ شنیدهام چندین میلیون هم بودجه برایش درست کردهاند؛ شما اگر براى اسلام دلسوز هستید، خوب این دانشگاه ما، اوناها، آنجاست؛ چرا خرابش مىکنید؟ اگر شما واقعا متوجه شدید که اسلام لازم است بودنش، احکام اسلام باید باقى باشد، علماى اسلام باید باقى باشند، ما به خیر شما هیچ امیدى نداریم بابا، شرّ نرسانید. بگذارید ما براى شما خدمت کنیم؛ بگذارید. ما یک شاهى بودجه این مملکت را بحمدالله، صرف نمىکنیم. ما با این بیچارگى و با این شما، هر کس مىخواهد برود [ببیند]، خوب این طلاب علوم دینیه اسلام، بروید مکانشان را ببینید؛ بروید زندگى قبلالغارت را ببینید؛ بعد از غارت هم بروید زندگىشان را [ببینید]. چه چیز اینها مىخواستند ببرند؟ والاّ به درد آنها نمىخورد که این گلیم کهنه؛ اینها مىخواستند اذیت کنند؛ والاّ یک گلیم کهنه و یک سماور شکسته حلبى به درد اینها مىخورد؟ خوب بروید ببینید آقا این ـ ما که مخفى چیزى نداریم ـ این مدارس ما، همه موجود؛ این منازل ما هم همه موجود؛ بیایید ببینید دیگر. اگر شما دیدید که تمام بودجهاى که این ملت اسلام، این ملت فقیر، با تمام اخلاص مىآید به ما مىدهد براى حفظ اساس احکام اسلام، اگر شما دیدید که تمام بودجه سال ما به قدر یک مهمانى، یک مهمانى که یک نفر از خارج وارد مىشود و دولتها مهمانش مىکنند، اگر به قدر یک مهمانى آنها، تمام بودجه سال ما بود، بگویید: تف بر شما مرتجعین. ... مگر مىشود با دانشگاه اسلامى، اسلام را شکست داد. مگر ما مىگذاریم شما «دانشگاه اسلامى» درست کنید. ما تفسیق مىکنیم آنکه وارد بشود در آن دانشگاه؛ بین ملت از بین خواهد رفت. مگر اینها مىتوانند که اسلام و مسلمین و علماى اسلام را تحت وزارت فرهنگ قرار بدهند؟[1] غلط مىکند آن وزارت فرهنگى که دخالت در امر دیانت و اسلام مىکند. مگر ما مىگذاریم این مطالب بشود. مگر خمینى بمیرد؛ نعوذبالله مراجع اسلام هم خداى نخواسته، از بین بروند. وقتى رفتیم ما دیگر تکلیفى نداریم، لکن ملت اسلام هست؛ ملت اسلام باز زنده است؛ الان زندگى [را] از سر گرفته است، «بارَک اللهُ فیکم»! ایشان تصریح کرد: «شما به احکام اسلام اعتقاد پیدا کنید، ما همه جزو سازمان شما؛ همه ملت، همه ملت جزو شما. مگر ما به این ملت یک پولى دادهایم که با ما دوستاند؟ مگر ما به این ملت رشوهاى دادهایم که با ما رفیقاند ما را مىخواهند؟ اینها فهمیدهاند، اعتقاد به این معنا پیدا کردهاند، که این آقایان و مراجع بزرگ اسلام، این طلبه خمینى، اینها مىخواهند مردم را؛ دوست داریم مردم را؛ صلاح حال ملت را مىخواهند؛ صلاح حال مملکت را مىخواهند؛ این اعتقاد در قلب مردم است؛ انسان هم تابع احساسات قلبش هست؛ همه تبعیت مىکنند».
آیتالله خمینى سپس سخن به نصیحت دولت گشود که: «شما بیایید نصیحت مرا گوش کنید؛ همانطورى که من به این اشخاصى که مىآمدند گفتم این مطلب را ـ کراراً ـ که آقا! تا حالا دیدید شما که با زجر، با کتک، با حبس، با شکنجه، با تبعید، با اهانت، با همه این امور، بُردى نکردید؛ دیدید که ملت عصبانى مىشود؛ نمىشود یک ملت را تا آخر زیر چکمه نگه داشت؛ این را دیدید؛ بیایید یک قدرى تغییر بدهید؛ تجربه بکنید. آخر شما اشخاصى هستید که ادعاى عقل مىکنید، تجربه کنید، آخر یک دفعه هم آن ورق را پیش بیاورید؛ تلطف کنید به مردم؛ تواضع کنید به مردم. آقا دولت مال مردم است؛ بودجه مملکت از جیب مردم است؛ شما نوکر مردم هستید؛ دولتها خدمتگزار مردماند. هى لفظاً نگویید من خدمتگزار، و عملاً تو سر مردم بزنید و این اربابهاى بیچارهتان را پایمال کنید. خوب، شما از بودجه این مملکت دارید ارتزاق مىکنید؛ دارید زندگى مرفه مىکنید؛ خوب، زندگى مرفه شما پیشکشتان؛ دارید زندگى مىکنید هرچه هم دلتان مىخواهد، هر جورى هم دلتان مىخواهد زندگى مىکنید. ما اصلاً نمىتوانیم تعقل کنیم زندگى اینها را؛ شما خیال مىکنید مىتوانید بفهمید اینها چه جورى زندگى مىکنند؟ اصلاً تعقل نمىتوانیم ما بکنیم، ما در ذهنمان وارد نشده این مطلب که یک طیاره از اینجا برود به هلند و گل بیاورد براى یک مهمانى، 300 هزار تومان کرایه طیاره باشد، اینها چیزهایى است که من شنیدهام. من که خودم طیارهچى نبودم که ببینم. اینها چیزهایى است که معروف است و گفته مىشود. ما تعقل نمىکنیم تعیش اینها را، اینها پیشکش شما. مگر شما از بودجه این مملکت، از مال این ملت، از دسترنج این کارگر، از دسترنج این زارع ارتزاق نمىکنید؟ شمایى که اینقدر دلسوزید براى این زارع، دلسوزید براى این کارگر، یک قدرى از این طرفِ خودتان یک خرده بلغزد توى این بیچارهها. این زمستان گذشته، با 1 میلیون تومان مىشد تقریبا نجات داد این بیچارهها را. این 1 میلیون تومان مثل یک قطره مىماند نسبت به دریا. خوب یک قدرى هم پخش کنید از این چیزهایى که از این ملت بهدست آوردید؛ دیگر محتاج به این خرجهاى سازمانهاى عریض و طویل نیستید؛ آنها بروند سراغ کارهایشان؛ اینقدر تنپرور نباشند، اینقدر مفتخور نباشند، بروند یک کارى انجام بدهند؛ هى بایستم آنجا و بخورم که نمىشود. شما هم محفوظ مىمانید؛ هیچ کس با شما مخالفت آن وقت نمىکند؛ دلها هم پیش شما آن وقت مىآید؛ آن وقت همانطور که من اینجا نشستهام و منبر مىروم و آقایان گوش مىکنند و باورشان مىآید، حرفهاى شما را هم باورشان مىآید. حالا اما هرچه بگویید، مىگویند بیخود مىگویند. هرچه بگویید، اگر بگویید دو دو تا چهارتاست، مىگویند معلوم مىشود که این مطلب بدیهى یک اشتباهى توى آن است».
آیتالله خمینى سپس به ملاقات نمایندگان نخستوزیر ـ حسنعلى منصور ـ با ایشان در روز گذشته اشاره کرد و گفت: «آمد گفت به من که خوب، آن دولت که با شما چه بود و چه بود و چه کرد و چه کرد؛ ما متأسفیم؛ خوب، آن که رفت بحمدالله، حالا یک دولتى آمده است که این اشخاصش بسیاریشان، پدرانشان روحانى بودهاند و متدیناند و کذا و کذا و کذا. گفتم که آقا، نه ما دشمنى با آن دولت داشتیم و نه عقد اخوتى با شما خواندیم؛ ما به اعمالتان نگاه مىکنیم؛ ما اینجا مراقبیم؛ اگر اعمال شما تکرار اعمال آنهاست، همانطور که با او مخالف بودیم و هستیم الى یومالقیامه، و رویشان سیاه شد تا آخر، شما هم آن جور خواهید شد. ما همانیم و مخالفت مىکنیم؛ و اگر چنانچه رویه را تغییر بدهید، ما همه مسلم هستیم، برادر هستیم. رویه را تغییر بدهید؛ خاضع بشوید نسبت به احکام شرع؛ تصویبنامههاى باطل را ـ آنهایى که مخالف احکام شرع است ـ لغو بکنید؛ خضوع کنید نسبت به احکام شرع، البته این تصویبنامهها را لغو کنید، اینجا مىگویم، آنجا گفتم، خاضع بشوید براى احکام شرع. اگر شما هم همانطور که ما همه مسلمان هستیم، شما هم مىگویید مسلمان هستید، خاضع هستید براى احکام شرع؛ ما علاوه بر اینکه مخالفت نمىکنیم، پشتیبانى هم ازتان مىکنیم. مگر ما مىگوییم دولت نباشد، ما مىگوییم دولت باشد [اما] خاضع براى قوانین اسلام، و لااقل براى قانون اساسى خاضع باشد. ما که نمىگوییم دولت نباشد؛ ما که نمىگوییم که مىخواهیم یک زندگىاى بکنیم مثل آن کسانى که در هزاران سال پیش بودند، تو غارها زندگى مىکردند؛ کدام روحانى به شما این حرف را زده؟ کدام روحانى گفته است که ما با فلان مظاهر تمدن مخالفیم؟ شما پیدا کنید یک روحانى را».
ایشان درباره وضعیت فرهنگ حاکم بر کشور فرمود: «شما مظاهر تمدن را وقتى که در ایران مىآید همچو از صورت طبیعى خارجش مىکنید، که چیز حلال را مبدل به حرام مىکنید. این رادیو براى این بساطى است که حالا در ایران مرسوم است؟ این تلویزیون براى این بساطى است که اینها راه انداختهاند؟ در ممالک دیگر هم همینطور است؟ ممالک متمدنه هم استفادهشان از این آلات جدید همینجور است که آقایان اینجا استفاده مىکنند؟ تربیت بد در این مملکت است. فرهنگ ما یک فرهنگى نیست که بتواند این مملکت را اداره کند؛ جوان نیرومند قوى که در مقابل استعمار بایستد، دستش را بلند کند، کشته بشود و نجات بدهد ملت را؛ این فرهنگ ما فرهنگى نیست که اینکاره باشد. اینها اعصاب مردم را با این بساطى که در اینجاها راه مىاندازند و با این برنامههایى که در رادیو و تلویزیون و اینها هست [ضعیف مىکنند] و اَضِفْ الى ذلک. مطبوعات ما و روزنامههاى ما و مجلات ما و کتابهایى که منتشر مىشود، تمام اینها به دست استعمار است؛ استعمار است که روزنامهها را اینطور مبتذل مىکند تا فکر جوانهاى ما را مسموم کند. استعمار است که برنامههاى فرهنگى ما را جورى تنظیم مىکند که جوان نیرومند در این مملکت نباشد. استعمار است که برنامههاى رادیو و تلویزیون را جورى تنظیم مىکند که مردم اعصابشان ضعیف بشود؛ قوّت را از دست بدهند؛ نیرومندى را از دست بدهند.
آیتالله خمینى با برشمردن مظاهر استعمار که رژیم پهلوى آنها را در کشور گسترش مىدهد، خطاب به دولت درباره همکارى با اسرائیل فرمود: «آقا! بنشینید منطقى صحبت کنید، فحش ندارد که. خوب، بنشین صحبت کن. بفرستید، اشخاص عاقل را بفرستید با ما تفاهم کنند، ببینیم که ما با کجاى تمدن مخالفت داریم؛ ما با فسادها مخالفت داریم. ما مىگوییم که شما برنامههاى اصلاحىتان را اسرائیل برایتان درست مىکند؛ ملت اسرائیل. شما وقتى برنامه هم مىخواهید درست کنید دستتان را پیش اسرائیل دراز مىکنید؛ شما کارشناس نظامى از اسرائیل به این مملکت مىآورید؛ شما محصلین را از اینجا به اسرائیل مىفرستید؛ اى کاش به جاى دیگر مىفرستادند؛ به امریکا مىفرستادند؛ اى کاش به انگلستان مىفرستادند؛ به اسرائیل مىفرستید. ما با اینها مخالفیم. ما مىگوییم آقا! جمیع ممالک اسلامى صف کشیدند یک طرف مقابل کفر و اسرائیل، شما و دولت ترکیه هم یک طرف ایستادهاید با اسرائیل موافق. ما مىگوییم صلاح نیست این کار. آقا اینقدر با عواطف ملل مخالفت نکنید. والله مضر است. تمام مسلمین یک طرف، مملکت ایران هم یک طرف؛ آن وقت ملت ایران آلوده مىشود؛ آن وقت برادرهاى سنى ما خیال مىکنند که شیعهها یهودى پرستند. اى مردم! اى عالَم! بدانید ملت ما مخالف است با پیمان با اسرائیل. این ملت ما نیست؛ این روحانیت ما نیست؛ دین ما اقتضا مىکند که با دشمن اسلام موافقت نکنیم؛ قرآن ما اقتضا مىکند که با دشمن اسلام هم پیوند نشویم در مقابل صف مسلمین. ما این حرفها را مىزنیم؛ ارتجاع است این؟ آقا بیایید، خوب بیایید بنشینید ببینیم کجاى این ارتجاع است. شما که دولت، به قول خودتان، مملکت سابقهدار 2500 ساله دارید و هى مىنازید به استخوانهاى پوسیدهاى که رفتهاند و از بین رفتهاند، و در مقابل اسلام، مىخواهید استخوانها را از زیر خاک در آورید، شمایى که اینقدر مىنازید به این استخوانهاى پوسیده و ملت سابقهدار کذا و کذا، حالا این آخر عمرى آمدهاید با اسرائیل همپیوند [شدهاید]؟ در مقابل احکام اسلام، در مقابل مسلمین؟ ما وقتى مىگوییم که با اسرائیل [همپیمان] نشوید، حالا ما پیوند کردیم با کذا و «جوجو» آمده و چى آورده؟ تف بر این منطق! سیاه باد رویتان! ما این حرفها را مىزنیم؛ کجاى این، کجاى این کهنهپرستى است که مردک مىگوید کهنهپرستى. کجاى این کهنهپرستى است؟»
برشمردن مراتب تمدن اسلامى، بخش دیگرى از سخنان آیتالله خمینى در مسجد اعظم قم را تشکیل مىداد. ایشان با اعتراض به اتهام ارتجاع و کهنهپرستى به روحانیت فرمود: «ما در اعلا مرتبه تمدن هستیم؛ اسلام در اعلا مرتبه تمدن است؛ مراجع عالىقدر اسلام در اعلا مرتبه تمدن هستند. خوب، بروید ببینید آنها [را]، اینجا موجودند، مشهد موجود است، تهران موجود است، نجف موجود است، بروند ببینند، کدام اینها مرتجع هستند؟ آقایان خودشان با طیاره اینجا و آنجا مىروند، بعد مىگویند با الاغ ملت برود؟ مگر امسال نبود یکى از مراجع با طیاره رفت به مشهد؟ مگر سایر مراجع با اتومبیل راه نمىروند؟ امسال هم مراجع راه افتادند، همه مجتمع شدند در تهران؛ اینها با الاغ رفتند؟ اینها مخالفاند با آثار تمدن؟... ما همه از هم هستیم؛ اولاد یک خانواده هستیم، اهل یک مملکت هستیم، چرا ما را مىخواهید بشکنید؟ ما مجاناً پشتوانه این مملکت هستیم، هیچ هم تحمیل بر بودجه شما نداریم. مىسازیم؛ مىسازیم با این کتکها، با این حبسها، با این زجرها، با این اهانتها، با این فحشها و براى این مملکت یک استوانهاى هستیم؛ ایستادهایم اینجا. اگر خداى نخواسته یک چیزى، یک خطرى براى این مملکت پیش بیاید، ما ایستادهایم در مقابلش و نمىترسیم».
بازگویى وضعیت کشور در دوره حضور اشغالگرانه متفقین در ایران و فرار نظامیان در مقابل بیگانگان بخش دیگرى از سخنان آیتالله خمینى بود: «این آقایانى که مىگویند که ما مملکت را مىخواهیم حفظ کنیم، ما چطور هستیم و کذا هستیم، شما یادتان نیست وقتى که متفقین آمدند اینجا، چطور فرار کردند این بیچارهها از تهران تا به یزد. اگر یک آخوند پیدا کردید فرار کرده، یک آخوند، یک آخوند. آن روز که در بالاى تهران طیارهها راه افتاده بود و مردم را مىترساندند، من تهران بودم؛ خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ حسین قمى ـ رضوانالله علیه ـ با ایشان در آن میدان شاپور، آنجاها بودیم؛ ایشان سبیلش را چاق کرده بود با کمال طمأنینه، اصلش کأنه خبرى نیست من هم مثل او، هیچ ابداً، کأنه خبرى نیست. این بیچارهها، این نظامیهایى که مىگویند اینقدر ما کذا هستیم و کذا هستیم و براى مملکت چه مىکنیم، اینها وقتى که پاى استفاده و پاى بردن منافع و پاى زورگویى هست، اینطورند. خدا نکند که روزى ورقى برگردد؛ اول کسى که فرار کند همین نشاندارها هستند، و ما هستیم الحمدلله اینجا تا آخرش؛ مگر اینها بیایند بگیرند ما را ببرند، ما باز هستیم».
اعلام مخالفت قطعى با برنامههاى حکومت و سازشناپذیرى با رژیم، مهمترین محور سخنان آیتالله خمینى بود:
«ملت اسلام دیگر بیدار شد؛ دیگر نمىنشیند؛ اگر من هم برگردم ملت اسلام برنمىگردد. اشتباه نکنید، اگر خمینى هم با شما سازش کند ملت اسلام با شما سازش نمىکند. اشتباه نکنید، ما به همان سنگرى که بودیم، هستیم. با تمام تصویبنامههاى مخالف اسلام که گذشته است، مخالفیم؛ با تمام زورگوییها مخالفیم؛ با تمام فشارهایى که بر ملت مىآید، مخالفیم؛ با تمام حبسیهایى که بىجهت حبس کردهاند، با حبس کردن آنها مخالفیم. ما مرتجع هستیم که مىگوییم: بابا بیچارهها را در بندرعباس، آخر چه کردند این بیچارهها که اعدام کردید؟ چه کردند اینها که در بندرعباس فرستادید؟ چه کردند اینها را که در حبس قرار دادید؟ این بیچارهها جز اینکه گفتند: بابا به قانون عمل کنید؛ بیایید همهمان، بزرگهایشان گفتند به قانون، این بیچارهها، کوچکترها هم، که خوب به تَبَع اسلام، فرض کنید یک کلمه هم گفته باشند؛ حالا این یک کلمه گفتهاند، باید تا آخر عمر این بیچاره در بندرعباس [به] سر ببرد؟»
آیتالله خمینى با نصیحت به حکومت شاه، روى آوردن به فرهنگ صحیح و تربیت جوانان مبارز براى ایستادگى در برابر استعمار را گوشزد کرد و گفت: «آقا یک قدرى اصلاح کنید خودتان را؛ یک قدرى از این حال ارتجاع بیرون بیایید؛ یکقدرى از این حال بربریت بیرون بیایید؛ یک قدرى از این کارهاى قرون وسطایى دست بردارید؛ اینقدر مرتجع نباشید؛ متمدن باشید؛ مترقى باشید. مملکت را مترقى [کنید]، احترام به افراد مملکت بگذارید؛ مردم را اینقدر بیچاره بار نیاورید، دانشگاههایتان جورى نشود که برنامههایش جوانهاى ما را بد بار بیاورند. جوانهاى ما را مبارز بار بیاورید؛ جوانهاى ما را جورى بار بیاورید که در مقابل استعمار ایستادگى کنند. ماى مرتجع اینها را مىگوییم. اگر ما مرتجعیم بفرمایید. شماى مترقى دارید دسته دسته این بیچارهها را، این جوانهاى ما را از بین مىبرید. مدارستان، یک مدارس صحیحى نیست که انسان بتواند به آنها اطمینان داشته باشد؛ برنامههایتان یک برنامههاى استعمارى است؛ همهاش بازى؛ همهاش فوتبال؛ همهاش چه. سایر ممالک هم اینطورى است؟ پس این اتمها را کى درست کرده است؟ پس این طیارهها را کى درست کرده؟ «مملکت مترقى»! لوله، همین قم، همین قم؛ این لولهاى که براى آب در قم درست کردهاند؛ چون ایران درست کرده، قابل استعمال نیست. «مملکت مترقى»! تو از لولهنگ سازى هم باز بالا نرفتى. رزمآرا گفت: ما غیر لولهنگ سازى چیزى بلد نیستیم. کشتندش. این «مملکت مترقى»! این مملکت مترقى که الان نسبت به هر چیزش احتیاج دارد به خارج؟ از اسرائیل کارشناس مىآورد، اى واى! به اسرائیل مىفرستد که یاد بگیرند. شهرداریها از قم امسال رفتهاند؛ از قم اشخاصى رفتهاند؛ یعنى فرستادهاند آنها را که بروند ـ مثل اینکه در روزنامه استوار هم بود این ـ که بروند در آنجا چیز یاد بگیرند. من نمىدانم از یهودیها مىخواهند چه چیز یاد [بگیرند]؟ از آنها تقلب باید یاد بگیرند؛ از آنها باید خدعه و فریب یاد بگیرند.
چه چیز مىخواهند یاد بگیرند؟ این «مملکت مترقى»! چه مىگویى؟ چه مىگویید شماها؟ مگر با الفاظ مىشود؟ مگر با چهار تا زن فرستادن [به] مجلس، ترقى حاصل مىشود؟ مگر مردها که تا حالا بودند ترقى براى شما درست کردند تا زنهایتان ترقى [درست کنند]؟ ما مىگوییم اینها را فرستادن در این مراکز جز فساد چیزى نیست. شما بعد تجربه کنید ببینید بعد از ده سال، بیست سال، سى سال دیگر، اینها را بفرستید، به خیال خودتان، ببینید اگر شما جز فساد چیز دیگرى دیدید؟ ما با ترقى زنان مخالف نیستیم، با این فحشا مخالفیم، با این کارهاى غلط مخالفیم.
مگر مردها آزادند که زنها مىخواهند آزاد باشند؟ «آزادْ مرد» و «آزادْ زن» با لفظ درست مىشود؟ مردها آزادند؟ در این مملکت الان مردها آزادند؟ در چه چیز آزادند؟»
آیتالله خمینى سپس از حضور مراجع و علمایى که براى آزادى ایشان از شهرهاى مختلف در تهران گردهم آمدند تشکر کرد و فرمود: «من عاجزم از اینکه تشکر کنم از جمیع ملتهاى مسلمین، اسلام؛ تشکر کنم از ملت بزرگ ایران، جمیع اصناف، جمیع طبقات، اینهایى که با ما همکارى کردند، اینهایى که در غم ما غم خوردند. تشکر بزرگ کنم از مراجع تقلید عظیمالشأن؛ زحمت کشیدند، تهران رفتند، اهانتها دیدند در آنجا؛ زحمتها کشیدند در آنجا. مراجع بزرگ از بلاد جمع شدند در مرکز؛ از مشهد تشریف آوردند؛ از اهواز تشریف آوردند؛ از قم اعاظم ما تشریف بردند؛ مراجع ما تشریف بردند؛ نجف همراهى کرد؛ قم، آن کسى هم که اینجا بود همراهى مىکرد. همه، همه با هم دست دادند به هم؛ فهماندند به اینکه ما ملت زنده هستیم؛ ما براى آزادى این ملت به همه جور حاضریم؛ یکىمان حبس مىرود؛ یکىمان زجر مىکشد؛ یکىمان اهانت مىشود؛ یکىمان فحش مىخورد؛ ما به همه چیزش حاضریم. حالا هم همین مراجع عظام تشریف دارند. کثّرالله امثالهم؛ همان مراجع نجف تشریف دارند ـ کثّرالله امثالهم؛ همان مراجع تهران و مشهد تشریف دارند ـ کثرالله امثالهم. اسلام این نیست که یک فرد داشته باشد، دو فرد داشته باشد، همه سرباز اسلاماند؛ همه سربازان اسلاماند؛ همه علما جاننثار اسلاماند؛ نمىشود نباشند؛ همه هستند الحمدلله. همه دست به هم دادهاند، چه آنکه صلاح دیده است که به ملایمت کار را انجام بدهد؛ چه آنکه صلاح دیده است با حدتْ کار را انجام بدهد؛ همه اینها از ما هستند. من لسانم ضعیف است که تشکر کنم از این افراد برجسته، از این علماى بزرگ؛ من نمىتوانم تشکر کنم؛ خداى تبارک و تعالى آنها را حفظ کند؛ خداى تبارک و تعالى سایه آنها را بر سر ما و مسلمین مستدام بدارد. ما همه یک هستیم؛ یک؛ افرادْ زیاد، لکن آرا واحد؛ همه یک هستیم. کسى گمان نکند که، بشود با پخش یک چیزهاى مسموم بتواند که بین علماى اسلام جدایى بیندازد؛ هیچ امکان ندارد این مطلب؛ ما همه با هم هستیم؛ ما براى ذَبّ (دفاع) از اسلام و ذبّ از ایران و ذبّ از استقلال ایران و ذبّ از کیان اسلام، همه یک هستیم، یک حلقوم داریم. گمان نشود که خداى نخواسته، بچهها خیال کنند که اختلافى در کار هست».
هشدار به طلبههاى جوان و سایر مردم در برابر توطئه تضعیف مرجعیت و اهانت به علما و ایجاد اختلاف در صفوف نهضت، بخش دیگر سخنان آیتالله خمینى را به خود اختصاص داد: «من یک نصیحت مىکنم به بچههاى طلاب؛ طلاب جوان که تازه آمدهاند و حاد تندند؛ و آن این است که آقایان، متوجه باشید اگر چنانچه شَطْر کلمهاى اهانت بکند کسى به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خداى تبارک و تعالى ولایت منقطع مىشود. فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض مىکنید؟ اگر به واسطه بعضى از جهالتها لطمهاى بر این نهضت بزرگ وارد بشود، معاقَبید پیش خداى تبارک و تعالى؛ توبهتان مشکل است قبول بشود، چون به حیثیت اسلام لطمه وارد مىشود. اگر کسى به من اهانت کرد، سیلى به صورت من زد، سیلى به صورت اولاد من زد، والله تعالى راضى نیستم در مقابل او کسى بایستد دفاع کند؛ راضى نیستم. من مىدانم، من مىدانم که بعض از افراد یا به جهالت یا به عمد مىخواهند تفرقه ما بین این مجتمع بیندازند. تفرقه بین این مجتمع معنایش این است که در اسلام خداى نخواسته خلل واقع بشود؛ استعمار به آرزوى خودش برسد. ما خودمان را باید فدا کنیم براى اسلام؛ آمال و آرزویمان را باید فدا کنیم براى اسلام. همه مراجع از شصت به آن طرفاند؛ در عَشَره مشئومه یا میمونه ( دهه نامبارک و نامطلوب؛ و دهه مبارک) اگر براى خدا در این عشره از بین برویم، عشره میمونه است؛ و اگر چنانچه باز به [دنبال] آمال و آرزو باشیم مشئومه. همه مراجع از شصت به آن طرف هستند؛ دیگر مىشود که این اشخاصى که ریششان را در اسلام سفید کردهاند، اینها خداى نخواسته برخلاف مصالح اسلام عملى بکنند؟ نمىشود آقا. اگر یکوقت مثل سایر مسائل شرعیه اختلاف اجتهاد در کار باشد، بچهها و جوانها نباید دخالت بکنند؛ خطرناک است؛ دشمن بیدار است. گمان نکنید که فحش به یک نفر است؛ فحش به یک جامعه اسلامى است؛ اهانت به یک جامعه اسلامى است؛ وَهْن وارد شدن بر یک جامعه اسلامى است».
پایانبخش سخنان آیتالله خمینى تأکیدى دوباره بر وحدت و اتحاد میان مسلمانان بود: «من که اینجا نشستهام دست تمام مراجع را مىبوسم؛ تمام مراجع اینجا، نجف، سایر بلاد، مشهد، تهران، هرجا هستند، دست همه علماى اسلام را من مىبوسم. مقصد بزرگتر از این است آقا. من دست برادرى دراز مىکنم به تمام ملتهاى اسلام، به تمام مسلمین دنیا؛ در شرق و غرب عالم هرچه مسلم هستند؛ من از اینجا دست برادرى دراز مىکنم و دست آنها را مىفشارم. ما خاضع هستیم براى همه علماى اسلام؛ شما هم باید خاضع باشید؛ همه، همه، همه باید خاضع باشید. این هم امرى است که به حضرات آقایان [گفتم]. البته نمىگویم واقعهاى هست؛ ان شاءالله هیچ ابداً نیست؛ اما جواناند، بچهاند، گاهى وقتها عصبانیتى پیدا مىکنند از این امور. آقا ما اهل یک ملت، اهل یک مملکت، اهل یک دیانت، اهل یک بساط، همه بر خوان نعمت خداى تبارک و تعالى نشستهایم؛ همه باید شکر این نعمت را بگذاریم که یک همچو مراجع بزرگ داریم؛ متشکر باشیم از خدا که یک همچو افراد برجسته داریم؛ قدردانى کنیم از آنها؛ عزت آنها، عزت اسلام است؛ اهانت به آنها اهانت به اسلام است. توجه داشته باشید، مبادا یکوقت خداى نخواسته، یک اهانتى به یک مسلمى، یک اهانتى به یک مرجعى، یک اهانتى به یک مؤمنى بشود که خداى تبارک و تعالى راضى نیست؛ و من مىترسم که یکوقت خداى تبارک و تعالى ما را اخذ بکند، اَخْذَ عزیزٍ مُقتدرٍ».[2]
گزارش شهربانى قم از سخنان آیتالله خمینى
شهربانى قم نیز امروز در گزارشى که براى رئیس اداره اطلاعات شهربانى کل کشور فرستاد مشروح سخنان آیتالله خمینى را با دخل و تصرفاتى به آگاهى رساند. در ابتداى این گزارش آمده است: «در ساعت 8 صبح روز 26/1/43 آقاى آیتالله خمینى به منظور اظهار تشکر از اهالى و افتتاح جلسه درس به مسجد اعظم آمده و به منبر رفته [بود]». رئیس اداره اطلاعات شهربانى سرتیپ صمدیانپور، نیز در ذیل گزارش با قید «فورى» آن را به دفتر ویژه اطلاعات ارسال کرد.[3]
پیگیری شناسایی ناشرین قطعنامه حوزه علمیه
سرهنگ مولوى رئیس ساواک تهران، امروز در تلگرامى خطاب به رئیس ساواک قم نوشت: در مورد قطعنامه ده مادهاى حوزه علمیه قم که در تاریخ 20/1/43 در قم توزیع گردیده است مراتب به استحضار مقامات عالیه کشور رسید. مقرر فرمودند در مورد تعیین ناشرین و تهیهکنندگان اعلامیه مورد بحث بایستى اقدامات سریع [انجام گیرد] و نتیجه تا روز پنجشنبه گزارش گردد. لذا تا اول وقت پنجشنبه 27/1/43 نتیجه را اعلام فرمایید.[4]
ادعای رفتار خوب دولت با روحانیون
نشریه دیپلمات در شماره امروز خود نوشت: «تقریبا عموم مطبوعات تهران، رفتار دولت با روحانیون و سخنان آقاى نخستوزیر درباره احترام به روحانیت را که منجر به ایجاد مناسبات حسنه در روابط فىمابین شد، مورد تقدیر و تحسین قرار داده و آن را یک نوع موفقیت کامل دولت تلقى نموده و ابراز کمال خوشوقتى کردهاند».
این نشریه مىافزاید: «موقعیت دولت پس از ابراز دوستى روحانیون و سازش و نرمش با طبقات مؤثر مملکت از هر جهت بهتر از همیشه به نظر مىآید».[5]
توزیع اعلامیه در شیراز
از مرکز به ساواک شیراز دستور داده شد: «مراقب اوضاع باشید. باید روشن کنید که این اعلامیهها از طرف کدام عناصر بوده است، چون سیاست حسن نیت دولت براى همه روشن مىشود، مخالفین سعى دارند از راه تخریب افکار محیط را متشنج نمایند. این موضوع را براى همه به خصوص روحانیون تشریح کنید که به دام دشمنان کشور، ملت و دین نیفتند و به سهم خود به دولت کمک نمایند».[6]
اختلافات درونى جبهه ملى
در میان اسناد لانه جاسوسى امریکا در تهران، سندى به تاریخ امروز ثبت شده است که طى آن به مسائل و اختلافات درونى جبهه ملى از زبان رهبران آن پرداخته شده. در این سند به نقل از نادر صالح آمده است: «به استثناى میزان مشخصى از نیرنگ بازى براى کسب مقام در میان رهبرى، در حال حاضر کار کمى در جبهه ملى صورت مىگیرد. فقط چهار کرسى از هفت کرسى کمیته اجرایى پر شده است. اللهیار صالح در حال حاضر در تلاش [براى] پیدا کردن افرادى شایسته براى سه کرسى دیگر مىباشد. او یکى از کرسیها را به فریدون مهدوى پیشنهاد کرد که وى آن را رد کرد. اگرچه دلیل آشکار امتناع او این بود که وى به وسیله رهبریت محافظهکار شکست داده شده است». به گفته صالح «مشکل دیگر رهبرى [جبهه ملى] این بود که غلامحسین صدیقى به طور حتم از شرکت فعالانه در امور جبهه ملى خوددارى نموده بود. در حالى که عقاید صدیقى به میزان زیادى با عقاید اللهیار صالح تفاوت ندارد. صدیقى دوست داشت که خودش کارها را اداره کند و مایل نبود که به دیسیپلین حزب تسلیم شود». نادر صالح که این مطالب را بر سر میز ناهار براى جوزف پى لورنز، عضو سفارت امریکا نقل مىکرد و او هم عیناً در گزارشى با قید خیلى محرمانه به مارتین. اف. هرز، منعکس مىنمود، از هرگونه برقرارى تماس بین دولت منصور و جبهه ملى ابراز بىاطلاعى کرد و افزود: «در حال حاضر حتى احتمال کمترى براى ایجاد یک رابطه حسنه از زمانى که دولتهاى علم و امینى به قدرت رسیدند وجود دارد. چون که دولت فعلى به مسائل اقتصادى توجه بیشترى دارد تا به هرگونه اعطاى آزادى در محدوده سیاسى». صالح «راجع به امکان آشوب مذهبى در محرم» گفت: تحت هیچ شرایطى چنانکه آشوبى وجود داشته باشد، جبهه ملى با روحانیت همکارى نخواهد کرد. اللهیار صالح به خاطر اینکه اهداف نهایى جبهه ملى شدیداً با اهداف ملاها تفاوت دارد، تصمیم گرفته بود که جبهه هرگز نیروها را برعلیه دولت با آنها یکى نخواهد کرد». صالح سپس با اشاره به حضورش در زندان طى زمستان سال گذشته مىگوید: در زندان «تحتتأثیر حرارت مذهبى صادقانه رهبران نهضت آزادى ایران، خصوصا مهدى بازرگان قرار» گرفتم. به گفته وى، اینها تنها افرادى بودند که مىتوانستند فعالانه با ملاها همکارى کنند و کردند و اگر آزمایشى به عمل آید، نهضت آزادى بدون شک در حال حاضر حمایت عظیمترى در میان مردم عادى خواهد داشت تا جبهه ملى».[7]
حسنعلى منصور در کاخ مرمر
ساعت 9:30 امروز، حسنعلى منصور در کاخ مرمر حضور یافت و عبدالوهاب اقبال را به عنوان امیرالحاج و سفیر فوقالعاده ایران در عربستان سعودى به شاه معرفى کرد. منصور همچنین غلامرضا نیکپى را به عنوان معاون نخستوزیر به شاه معرفى نمود. این گزارش حاکى است، جمشید آموزگار وزیر بهدارى هم به دیدار شاه رفت و محمدحسین مرشد، قیامى، قاسم معتمدى و عبدالحسین سمیعى را به عنوان معاونان پارلمانى، ادارى، اجرایى و طرحها و برنامههاى این وزارتخانه به شاه معرفى کرد. دیدار دیگر امروز شاه با عالیخانى وزیر اقتصاد بود که او نیز محمد یگانه را به عنوان معاون اقتصادى خود به شاه معرفى کرد.[8]
شایعه استعفای دولت منصور
ساواک امروز در گزارش اطلاعات داخلى به شایعه استعفاى دولت منصور اشاره کرد و نوشت: بین بعضى محافل سیاسى تهران شنیده مىشود که آقاى حسنعلى منصور در حدود ده روز قبل استعفاى خود را به پیشگاه اعلى حضرت همایون شاهنشاه تقدیم نموده ولیکن مورد موافقت شاهنشاه قرار نگرفته است. این محافل مىگویند استعفاى آقاى منصور به علت بروز اختلاف بین اعضاى کابینه مىباشد.[9]
پشت صحنه مانور مشترک ایران و امریکا از نگاه رادیو مسکو
رادیو مسکو در برنامه ساعت 16 امروز در گفتارى به ماجراى مانور دلاور میان نیروهاى نظامى ایران و امریکا پرداخت و حضور ارتش امریکا در پایگاههاى نظامى دیگر کشورها را موجب بروز تبهکاریهاى بىشمارى در این کشور دانست. به گفته ولادیمیر مدودف مفسر رادیو مسکو، به نقل از روزنامه آکاپاکا چاپ ژاپن، امریکاییها از سال 1953 تا 1961 / [1332 تا 1340] مرتکب بیش از 6 هزار فقره جرم و جنایت شدند. تلفات و صدمات وارده به اهالى، بویژه هنگام مانورهاى ارتش امریکا خیلى زیاد است. در جریان مانورها، اغلب هواپیماهاى جنگى سقوط مىکنند و تلفات جانى و مالى به اهالى شهرها و دهات وارد مىسازند. تاکنون چندین بار کشتیهاى ماهىگیرى ژاپن توسط ناوهاى جنگى امریکا غرق شدند. سربازان امریکایى در دهات و شهرهاى ژاپن بیداد مىکنند. براى سربازان امریکایى اسائه و بىاحترامى به سنن و آداب مردم کشورهایى که در آنجا اقامت دارند، امرى عادى است و در واقع خصلت آنها به شمار مىرود. وى مىنویسد: من به خاطر دارم که چگونه در خیابان اسلامبول تهران عدهاى از سربازان امریکایى جلو چند زن را گرفته بودند و مىخواستند به زور عکس آنها را بردارند. این سربازان روسریهاى زنها را مىکشیدند و دستهاى آنها را مىگرفتند و به زور از آنها عکس بر مى داشتند. من ناظر این جریان بودم و متأسفانه دیدم که هیچ کدام از پاسبانها جرئت نمىکردند به این اوباشهاى ینگه دنیایى نزدیک شوند. من هنوز حرفهاى آن پیرمردى را که انار مىفروخت به خاطر دارم. او با خشم و اعتراض مىگفت آخر اینها به عنوان متفق نزد ما آمدهاند واقعا چقدر شرم مىخواهد که آنها را آدم، دوست بنامد. در روزهاى ماه رمضان من بارها در تهران دیدم که چگونه سربازان و درجهداران امریکایى معتقدات و رسوم مذهبى مردم را به باد تمسخر مىگرفتند و به بچهها سیگار تعارف مىکردند. وى سپس با اشاره به کتابى از کمال سیملعل، روزنامهنگار مشهور ترک، با عنوان مواظب باش امریکایى مىآید که به هزاران واقعه دلخراش از صحنههاى خودسرى و بیدادگرى نظامیان امریکایى در ترکیه پرداخته، خاطرنشان مىکند واقعا باید آدم خودش را از نظامیان امریکایى دور نگهدارد. هر قدم نظامیان امریکایى همیشه به منظور مفسدهجویى برداشته مىشود. مدودف در این گفتار به مانور دلاور هم مىپردازد و مىگوید: مانورهاى نظامى بزرگ در خاک ایران که از طرف وزارت دفاع امریکا تشکیل شده، آشکارا به منظور لطمه زدن به استقلال مردم ایران انجام مىگیرد. جالب توجه اینکه این مانورها هنگامى انجام مىگیرد که روابط ایران و شوروى بهبود یافته ملل کشورهاى خاور نزدیک و میانه جداً خواستار انحلال پایگاههاى نظامى امریکا و ایجاد منطقه صلح در آن بخش از جهان هستند. سران نظامى امریکا سعى دارند بر وخامت اوضاع جهان بیفزایند و از استقرار مناسبات حسن همجوارى واقعى بین اتحاد شوروى و ایران ممانعت به عمل آورند. وى به نقل از رابرت مک نامارا وزیر دفاع امریکا مىگوید: ایران و سایر کشورهاى خاور عضو سنتو در خط مقدم قرار دارند. به عبارت دیگر مک نامارا نمىخواهد ایران را راحت بگذارد و امکان بدهد که ایران به حل و فصل مسائل مهم سیاست داخلى و بهبود وضع اقتصادى خود بپردازد. او مىخواهد ایران را بیش از پیش در مسابقه تسلیحاتى شرکت دهد. وزارت دفاع امریکا، ایرانیها را طعمه توپ و خاک ایران را تکیهگاه مناسبى براى اجراى عملیات مفسدهجویان علیه صلح مىشمارد.
مفسر رادیو مسکو مىگوید: مانور نظامى دلاور با سیاست استعمارى امریکا در ایران و تلاش آن کشور براى تحکیم موقعیت انحصارات نفت خود که ثروت طبیعى ایران را غارت مىکند، ارتباط دارد. وال استریت به کمک این مانورها مىخواهد محافل ملى ایران را مرعوب سازد. این محافل خواستار تبدیل نفت ایران به منبع رفاه و نعمت ملت ایران هستند.[10]
درباره سفر وزیر امور خارجه ایتالیا به ایران
خبرگزارى فرانسه به نقل از مجله استرى، منعکس کننده نظریات محافل سیاسى ایتالیا در مقالهاى پیرامون سفر وزیر امور خارجه ایتالیا به ایران مىنویسد: ایران که به رهبرى شاه در راه تحولات اقتصادى، اجتماعى حقیقى گام برمىدارد، با ایتالیا در بسیارى از مسائل مهم سیاسى، نظریات مشابهى دارند. ایتالیا مساعى این کشور دوست را که با وجود مشکلات بزرگ در راه پیشرفت سریع خود مبذول مىدارد، با دیده تحسین مىنگرد. دیدار دوگل از تهران و مسافرت اخیر ساراگات وزیر امور خارجه ایتالیا به پایتخت ایران به ملت ایران نشان داد که کشورهاى اروپایى تا چه حد به پیشرفت این کشور علاقهمند هستند. همکارى ایران با سنتو نیز عامل مهمى در حفظ صلح و تعادل نیروها در این منطقه حساس جهان به شمار مىرود.[11]
مصاحبه وزیر اقتصاد
دکتر عالیخانى امروز در مصاحبه مطبوعاتى سیاستهاى صادراتى کشور را تشریح کرد. به گفته وزیر اقتصاد، صادرات کالاهاى غیرنفتى منهاى صادرات به شوروى در حدود 25 درصد افزایش پیدا کرده از حدود 80 میلیون دلار به بیش از 100 میلیون دلار رسیده است. وى افزود: ما به میزان فعلى صادرات نمىبالیم و با کوششى که شده اکنون میزان صادرات منهاى تجارت با شوروى به حدود 100 میلیون دلار و صادرات نفتى به 400 میلیون دلار در سال رسیده است ولى هنوز 80 درصد صادرات از طریق نفت است. آروزى ما این است که در عین آنکه صادرات نفت افزایش مىیابد، این نسبت معکوس شود و صادرات متنوع باشد و فعالیت در رشتههاى مختلف در افزایش حجم صادرات سهیم باشد. به گفته وزیر اقتصاد، صادرکنندگان باید وزارت اقتصاد را خانه خود بدانند تا ما با همکارى آنها بتوانیم به هدفهاى خود برسیم و این وزارتخانه براى اجراى برنامه وسیع توسعه صادرات از هر جهت به صادرکنندگان کمک خواهد کرد.[12] عالیخانى با تأکید بر اینکه ممنوعیت ورود کالاهاى لوکس و غیرضرورى همچنان ادامه خواهد یافت افزود: ما براى سالیان دراز به کالاهاى لوکس احتیاج نداریم و نمىتوانیم سطح مصرف مردم را در حدود و سطح مصرف کشورهاى پیشرفته قرار دهیم و مىبایست پسانداز مردم متوجه کالاهاى مولد شود. وى در مورد وضعیت چاى گفت: هدف ما تقویت تولید داخلى است و کاهش نرخ چاى مصرفى مردم است از اینرو اولاً سود بازرگانى چاى را 7/15 ریال تنزل دادهایم و وزارت دارایى نیز نرخ حراج چاى را 20 ریال تقلیل داد و در نتیجه چاى 7/35 ریال ارزانتر تمام خواهد شد و این امر موجب مىشود که اولاً قاچاق چاى صرف نکند و درثانى میزان واردات رسمى چاى که مىبایست با محصول داخله مخلوط شود، افزایش پیدا کند و بالنتیجه مصرف چاى داخلى را بالا ببرد و بهاى چاى نیز در داخله پایین برود. ضمناً دولت از محل تقلیل سود متضرر نخواهد شد.[13]
وزیر اقتصاد درباره علت افزایش صادرات گفت: پرداخت جایزه به صادرکنندگان، تقلیل در نرخ حمل و نقل، حذف تشریفات غیرضرورى و کم کردن حقوق و عوارض بندرى تا میزان حداقل که گاه به 95 درصد حقوق سابق مىرسد، از عوامل مؤثر در افزایش صادرات بوده است. وى در مورد مبارزه با قاچاق گفت: سعى کردهایم براى مبارزه با قاچاق از طریق اقتصادى اقدام کنیم به عبارت دیگر از راه تخفیف در حقوق و سود بازرگانى این امکان را به وجود آوردهایم که کالا با شرایط سهلتر و مناسبترى وارد شود ولى این نکته لازم به یادآورى است که دولت حق تجارت قند و شکر را از خود سلب نکرده است بلکه هر موقع که احساس کند نرخ قند و شکر بالا رفته در کار تجارت قند و شکر مداخله خواهد کرد.[14]
وام آمریکا به صنعت نساجى ایران
مجله دیپلمات در شماره امروز خود نوشت: بانک صادرات امریکا 30 میلیون دلار براى صنعت نساجى ایران اختصاص داده است و در صورتى که چنین وامى داده شود، کارخانههاى لازم از ایالات متحده خریدارى مىشود و بازار کالاى نخى انگلستان در ایران براى همیشه بسته خواهد شد و دیگر پوپلین هم وارد نمىکنند.[15]
تقاضای وام از آمریکا
روزنامه اطلاعات خبر داد: براى اخذ وام جهت طرحهاى راهسازى برنامه عمرانى سوم، هیئتى از سوى سازمان برنامه به واشنگتن مىرود. بنابراین گزارش، بانک جهانى پیشتر موافقت خود را با پرداخت وام جهت طرحهاى ساختمان راههاى اصلى کشور اعلام داشته است. سازمان برنامه هم اکنون مشغول تهیه طرحها و نقشههاى راهها مىباشد تا هیئت نمایندگى ایران طرحهایى را که طبق مقررات قابل وام گرفتن مىباشند به بانک ارائه دهد و براى اجراى آنها تقاضاى وام نماید.[16]
مذاکرات بازرگانى ایران و شوروى
مذاکرات بازرگانى ایران و شوروى از امروز در وزارت اقتصاد آغاز شد. به گزارش روزنامه اطلاعات، با توافق دو طرف، از دهم فروردین ماه که موافقتنامه بازرگانى دو کشور پایان یافته بود، به مدت یک ماه دیگر تمدید شد تا مذاکرات لازم براى تنظیم موافقتنامه جدید و لیست کالاها انجام گیرد. هماکنون حجم معاملات بازرگانى ایران و شوروى که به صورت تهاترى انجام مىگیرد 250 میلیون تومان براى هر طرف مىباشد و امکان دارد در سال جارى بر حجم این معاملات افزوده شود. دولت شوروى تاکنون کلیه حسابهاى خود را از طریق بانک روس انجام مىداد در حالى که ایران علاقهمند است کلیه حسابها از طریق بانک مرکزى ایران انجام گیرد.[17]
افزایش متقاضیان کار
مدیرکل مشاغل و کاریابى وزارت کار اعلام کرد: متقاضیان کار در سال گذشته به یک برابر و نیم افزایش یافته است.[18]
گزارش پست تهران حاکى است، صبح امروز، خسروانى وزیر کار و امور اجتماعى به همراه معاونانش از ادارات کاریابى و مشاغل واقع در چهار نقطه تهران بازدید کرد. در این دیدار، مدیرکل مشاغل و کاریابى وزارت کار گفت: وظیفه اصلى این سازمان علاوه بر به کار گماردن بیکاران در محلهاى خالى موجود، اندازهگیرى بیکاریهاى جارى بوده، دولت را مرتباً در جریان نوسانات این امر مهم قرار دهد.[19]
افزایش قیمت ارزاق و کالاهاى اساسی
روزنامه راه نجات امروز در مطلبى با عنوان «ترقى کالاهاى مورد نیاز عمومى از چه روست و چه دستگاهى مسئول جلوگیرى از آن است»، افزایش قیمت ارزاق و کالاهاى مورد نیاز مردم را مسئله روز دانست و نوشت: بدون جهت و بدون علت اساسى، قیمت بسیارى از کالاها و اجناس و ارزاق خود به خود ترقى داده شده مخصوصا گرانى در ارزاق و خواربار بیش از سایر اجناس مشهود است. اگر آمارى از نرخهاى زمان جنگ در دست داشته باشیم و آن را با نرخهاى فعلى تطبیق و مقایسه نماییم مىبینیم که قیمت بسیارى از مایحتاج عمومى در این روزها از زمان جنگ بیشتر گردیده است. تعجب اینجاست که هر چه سطح تولید بالا مىرود، به همان نسبت به قیمت ارزاق افزوده شده ابداً وفور نعمت کوچکترین اثرى در کاهش قیمتها ندارد. نویسنده با طرح این پرسش که آیا گرانفروشى جرم نیست؟ و مسئول جلوگیرى از این تجاوزات به مردم کیست؟ مىنویسد: چرا در شهردارى چند دستگاه با چند عضو و چند نفر مأمور و بازرس وجود دارد که کارش سرکشى و کنترل دکاکین است؛ اما جلوگیرى از گرانفروشى از وظایف این دستگاهها حذف شده است.[20]
اقدامات کابینه منصور در مطبوعات
روزنامه پست تهران در مقالهاى با عنوان «اقتصاد سالم» اقدامات کابینه منصور را در چند ماه ابتداى شروع به کارش مورد بررسى قرار داد. در این مقاله آمده است که شاه پس از تحکیم مبانى دمکراسى و مشروطیت، کابینهاى بر سرکار آورد که بتواند در زمینه مشکلات اقتصادى مملکت گامهاى مؤثرى بردارد و با مقتضیاتى که از ایجاد دوام و ثبات اوضاع وجود دارد به آرمانها و آرزوهاى دیرینه مردم در زمینه رفورم اقتصادى سر و صورتى بدهد.
کابینه منصور را مىتوان کابینهاى اقتصادى دانست که مأمور ایجاد تحول در زمینه اقتصادیات و بهبود اوضاع مالى و سطح زندگى مردم شده است. نویسنده با اشاره به برگزارى کنفرانس اکافه و سمینار بانکداران آسیایى مىنویسد: خوشبختانه دولت منصور در بدو زمامدارى متوجه این ضرورت شده است که براى قوام و دوام اقتصاد سالم احتیاج به همکارى بینالمللى کشورهاست.[21]
انتقاد از کمکهای کشورهای پیشرفته
در سومین جلسه سمینار بانکهاى آسیایى که عصر امروز در تالار کنفرانس هتل هیلتون تهران تشکیل شد، قائممقام رئیس کل بانک مرکزى ایران از کمکهاى کشورهاى پیشرفته به کشورهاى در حال توسعه انتقاد کرد و گفت: میزان این کمکها آنطور که وانمود مىشود کافى و به اندازه نیست. کمک کشورهاى پیشرفته به ممالک در حال توسعه به نحوى است که در حقیقت کمک به خود کشورهاى پیشرفته و آینده این کشورهاست. فرمانفرماییان افزود: کشورهاى در حال توسعه ناگزیر از انجام اقداماتى براى توسعه اقتصادى خود هستند و پیشرفت کشورهاى در حال توسعه موضوعى است که تحقق خواهد یافت چه کشورهاى پیشرفته در این مورد کمک بکنند چه نکنند. خواه کمک کشورهاى پیشرفته بدون قید و شرط باشد و خواه براى آن شرایطى قایل شوند، ممالک در حال توسعه به هدفهاى خود خواهند رسید. وى سپس با اشاره به امکان گشایش بانک توسعه منطقهاى که پیشنهاد تشکیل آن داده شده بود، گفت: در حال حاضر معلوم نیست سرمایه اضافى قابل ملاحظهاى در کشورهاى در حال رشد عضو کافهآ وجود داشته باشد که در راه تشکیل چنین بانکى تجهیز گردد و در این مورد حتى ژاپن هم که از کشورهاى پیشرفته و صاحب سرمایه آسیاست نمىتواند به صدور سرمایه خالص مبادرت ورزد.[22] گفتنى است در این سمینار، نماینده اسرائیل نیز شرکت کرده درباره مزیت سازمانهاى منطقهاى سخن گفته است.[23]
بورس تحصیلى شرکت نفت
پنج نفر از دوشیزگانى که براى استفاده از بورسهاى تحصیلى شرکت ملى نفت ایران برگزیده شده بودند، به انگلستان عزیمت کردند. شرکت ملى نفت ایران به مناسبت ولادت فرحناز پهلوى، پنج بورس تحصیلى در خارج از کشور به فرح پهلوى تقدیم کرد و وى نیز این بورسها را به پنج نفر از دوشیزگانى اعطا کرد که لیسانس علوم اجتماعى دارند.[24]
حسنعلى منصور در کاخ مرمر
ساعت 9:30 امروز، حسنعلى منصور در کاخ مرمر حضور یافت و عبدالوهاب اقبال را به عنوان امیرالحاج و سفیر فوقالعاده ایران در عربستان سعودى به شاه معرفى کرد. منصور همچنین غلامرضا نیکپى را به عنوان معاون نخستوزیر به شاه معرفى نمود. این گزارش حاکى است، جمشید آموزگار وزیر بهدارى هم به دیدار شاه رفت و محمدحسین مرشد، قیامى، قاسم معتمدى و عبدالحسین سمیعى را به عنوان معاونان پارلمانى، ادارى، اجرایى و طرحها و برنامههاى این وزارتخانه به شاه معرفى کرد. دیدار دیگر امروز شاه با عالیخانى وزیر اقتصاد بود که او نیز محمد یگانه را به عنوان معاون اقتصادى خود به شاه معرفى کرد.[25]
شایعه استعفای دولت منصور
ساواک امروز در گزارش اطلاعات داخلى به شایعه استعفاى دولت منصور اشاره کرد و نوشت: بین بعضى محافل سیاسى تهران شنیده مىشود که آقاى حسنعلى منصور در حدود ده روز قبل استعفاى خود را به پیشگاه اعلى حضرت همایون شاهنشاه تقدیم نموده ولیکن مورد موافقت شاهنشاه قرار نگرفته است. این محافل مىگویند استعفاى آقاى منصور به علت بروز اختلاف بین اعضاى کابینه مىباشد.[26]
پشت صحنه مانور مشترک ایران و امریکا از نگاه رادیو مسکو
رادیو مسکو در برنامه ساعت 16 امروز در گفتارى به ماجراى مانور دلاور میان نیروهاى نظامى ایران و امریکا پرداخت و حضور ارتش امریکا در پایگاههاى نظامى دیگر کشورها را موجب بروز تبهکاریهاى بىشمارى در این کشور دانست. به گفته ولادیمیر مدودف مفسر رادیو مسکو، به نقل از روزنامه آکاپاکا چاپ ژاپن، امریکاییها از سال 1953 تا 1961 / [1332 تا 1340] مرتکب بیش از 6 هزار فقره جرم و جنایت شدند. تلفات و صدمات وارده به اهالى، بویژه هنگام مانورهاى ارتش امریکا خیلى زیاد است. در جریان مانورها، اغلب هواپیماهاى جنگى سقوط مىکنند و تلفات جانى و مالى به اهالى شهرها و دهات وارد مىسازند. تاکنون چندین بار کشتیهاى ماهىگیرى ژاپن توسط ناوهاى جنگى امریکا غرق شدند. سربازان امریکایى در دهات و شهرهاى ژاپن بیداد مىکنند. براى سربازان امریکایى اسائه و بىاحترامى به سنن و آداب مردم کشورهایى که در آنجا اقامت دارند، امرى عادى است و در واقع خصلت آنها به شمار مىرود. وى مىنویسد: من به خاطر دارم که چگونه در خیابان اسلامبول تهران عدهاى از سربازان امریکایى جلو چند زن را گرفته بودند و مىخواستند به زور عکس آنها را بردارند. این سربازان روسریهاى زنها را مىکشیدند و دستهاى آنها را مىگرفتند و به زور از آنها عکس بر مى داشتند. من ناظر این جریان بودم و متأسفانه دیدم که هیچ کدام از پاسبانها جرئت نمىکردند به این اوباشهاى ینگه دنیایى نزدیک شوند. من هنوز حرفهاى آن پیرمردى را که انار مىفروخت به خاطر دارم. او با خشم و اعتراض مىگفت آخر اینها به عنوان متفق نزد ما آمدهاند واقعا چقدر شرم مىخواهد که آنها را آدم، دوست بنامد. در روزهاى ماه رمضان من بارها در تهران دیدم که چگونه سربازان و درجهداران امریکایى معتقدات و رسوم مذهبى مردم را به باد تمسخر مىگرفتند و به بچهها سیگار تعارف مىکردند. وى سپس با اشاره به کتابى از کمال سیملعل، روزنامهنگار مشهور ترک، با عنوان مواظب باش امریکایى مىآید که به هزاران واقعه دلخراش از صحنههاى خودسرى و بیدادگرى نظامیان امریکایى در ترکیه پرداخته، خاطرنشان مىکند واقعا باید آدم خودش را از نظامیان امریکایى دور نگهدارد. هر قدم نظامیان امریکایى همیشه به منظور مفسدهجویى برداشته مىشود. مدودف در این گفتار به مانور دلاور هم مىپردازد و مىگوید: مانورهاى نظامى بزرگ در خاک ایران که از طرف وزارت دفاع امریکا تشکیل شده، آشکارا به منظور لطمه زدن به استقلال مردم ایران انجام مىگیرد. جالب توجه اینکه این مانورها هنگامى انجام مىگیرد که روابط ایران و شوروى بهبود یافته ملل کشورهاى خاور نزدیک و میانه جداً خواستار انحلال پایگاههاى نظامى امریکا و ایجاد منطقه صلح در آن بخش از جهان هستند. سران نظامى امریکا سعى دارند بر وخامت اوضاع جهان بیفزایند و از استقرار مناسبات حسن همجوارى واقعى بین اتحاد شوروى و ایران ممانعت به عمل آورند. وى به نقل از رابرت مک نامارا وزیر دفاع امریکا مىگوید: ایران و سایر کشورهاى خاور عضو سنتو در خط مقدم قرار دارند. به عبارت دیگر مک نامارا نمىخواهد ایران را راحت بگذارد و امکان بدهد که ایران به حل و فصل مسائل مهم سیاست داخلى و بهبود وضع اقتصادى خود بپردازد. او مىخواهد ایران را بیش از پیش در مسابقه تسلیحاتى شرکت دهد. وزارت دفاع امریکا، ایرانیها را طعمه توپ و خاک ایران را تکیهگاه مناسبى براى اجراى عملیات مفسدهجویان علیه صلح مىشمارد.
مفسر رادیو مسکو مىگوید: مانور نظامى دلاور با سیاست استعمارى امریکا در ایران و تلاش آن کشور براى تحکیم موقعیت انحصارات نفت خود که ثروت طبیعى ایران را غارت مىکند، ارتباط دارد. وال استریت به کمک این مانورها مىخواهد محافل ملى ایران را مرعوب سازد. این محافل خواستار تبدیل نفت ایران به منبع رفاه و نعمت ملت ایران هستند.[27]
درباره سفر وزیر امور خارجه ایتالیا به ایران
خبرگزارى فرانسه به نقل از مجله استرى، منعکس کننده نظریات محافل سیاسى ایتالیا در مقالهاى پیرامون سفر وزیر امور خارجه ایتالیا به ایران مىنویسد: ایران که به رهبرى شاه در راه تحولات اقتصادى، اجتماعى حقیقى گام برمىدارد، با ایتالیا در بسیارى از مسائل مهم سیاسى، نظریات مشابهى دارند. ایتالیا مساعى این کشور دوست را که با وجود مشکلات بزرگ در راه پیشرفت سریع خود مبذول مىدارد، با دیده تحسین مىنگرد. دیدار دوگل از تهران و مسافرت اخیر ساراگات وزیر امور خارجه ایتالیا به پایتخت ایران به ملت ایران نشان داد که کشورهاى اروپایى تا چه حد به پیشرفت این کشور علاقهمند هستند. همکارى ایران با سنتو نیز عامل مهمى در حفظ صلح و تعادل نیروها در این منطقه حساس جهان به شمار مىرود.[28]
مصاحبه وزیر اقتصاد
دکتر عالیخانى امروز در مصاحبه مطبوعاتى سیاستهاى صادراتى کشور را تشریح کرد. به گفته وزیر اقتصاد، صادرات کالاهاى غیرنفتى منهاى صادرات به شوروى در حدود 25 درصد افزایش پیدا کرده از حدود 80 میلیون دلار به بیش از 100 میلیون دلار رسیده است. وى افزود: ما به میزان فعلى صادرات نمىبالیم و با کوششى که شده اکنون میزان صادرات منهاى تجارت با شوروى به حدود 100 میلیون دلار و صادرات نفتى به 400 میلیون دلار در سال رسیده است ولى هنوز 80 درصد صادرات از طریق نفت است. آروزى ما این است که در عین آنکه صادرات نفت افزایش مىیابد، این نسبت معکوس شود و صادرات متنوع باشد و فعالیت در رشتههاى مختلف در افزایش حجم صادرات سهیم باشد. به گفته وزیر اقتصاد، صادرکنندگان باید وزارت اقتصاد را خانه خود بدانند تا ما با همکارى آنها بتوانیم به هدفهاى خود برسیم و این وزارتخانه براى اجراى برنامه وسیع توسعه صادرات از هر جهت به صادرکنندگان کمک خواهد کرد.[29] عالیخانى با تأکید بر اینکه ممنوعیت ورود کالاهاى لوکس و غیرضرورى همچنان ادامه خواهد یافت افزود: ما براى سالیان دراز به کالاهاى لوکس احتیاج نداریم و نمىتوانیم سطح مصرف مردم را در حدود و سطح مصرف کشورهاى پیشرفته قرار دهیم و مىبایست پسانداز مردم متوجه کالاهاى مولد شود. وى در مورد وضعیت چاى گفت: هدف ما تقویت تولید داخلى است و کاهش نرخ چاى مصرفى مردم است از اینرو اولاً سود بازرگانى چاى را 7/15 ریال تنزل دادهایم و وزارت دارایى نیز نرخ حراج چاى را 20 ریال تقلیل داد و در نتیجه چاى 7/35 ریال ارزانتر تمام خواهد شد و این امر موجب مىشود که اولاً قاچاق چاى صرف نکند و درثانى میزان واردات رسمى چاى که مىبایست با محصول داخله مخلوط شود، افزایش پیدا کند و بالنتیجه مصرف چاى داخلى را بالا ببرد و بهاى چاى نیز در داخله پایین برود. ضمناً دولت از محل تقلیل سود متضرر نخواهد شد.[30]
وزیر اقتصاد درباره علت افزایش صادرات گفت: پرداخت جایزه به صادرکنندگان، تقلیل در نرخ حمل و نقل، حذف تشریفات غیرضرورى و کم کردن حقوق و عوارض بندرى تا میزان حداقل که گاه به 95 درصد حقوق سابق مىرسد، از عوامل مؤثر در افزایش صادرات بوده است. وى در مورد مبارزه با قاچاق گفت: سعى کردهایم براى مبارزه با قاچاق از طریق اقتصادى اقدام کنیم به عبارت دیگر از راه تخفیف در حقوق و سود بازرگانى این امکان را به وجود آوردهایم که کالا با شرایط سهلتر و مناسبترى وارد شود ولى این نکته لازم به یادآورى است که دولت حق تجارت قند و شکر را از خود سلب نکرده است بلکه هر موقع که احساس کند نرخ قند و شکر بالا رفته در کار تجارت قند و شکر مداخله خواهد کرد.[31]
وام آمریکا به صنعت نساجى ایران
مجله دیپلمات در شماره امروز خود نوشت: بانک صادرات امریکا 30 میلیون دلار براى صنعت نساجى ایران اختصاص داده است و در صورتى که چنین وامى داده شود، کارخانههاى لازم از ایالات متحده خریدارى مىشود و بازار کالاى نخى انگلستان در ایران براى همیشه بسته خواهد شد و دیگر پوپلین هم وارد نمىکنند.[32]
تقاضای وام از آمریکا
روزنامه اطلاعات خبر داد: براى اخذ وام جهت طرحهاى راهسازى برنامه عمرانى سوم، هیئتى از سوى سازمان برنامه به واشنگتن مىرود. بنابراین گزارش، بانک جهانى پیشتر موافقت خود را با پرداخت وام جهت طرحهاى ساختمان راههاى اصلى کشور اعلام داشته است. سازمان برنامه هم اکنون مشغول تهیه طرحها و نقشههاى راهها مىباشد تا هیئت نمایندگى ایران طرحهایى را که طبق مقررات قابل وام گرفتن مىباشند به بانک ارائه دهد و براى اجراى آنها تقاضاى وام نماید.[33]
مذاکرات بازرگانى ایران و شوروى
مذاکرات بازرگانى ایران و شوروى از امروز در وزارت اقتصاد آغاز شد. به گزارش روزنامه اطلاعات، با توافق دو طرف، از دهم فروردین ماه که موافقتنامه بازرگانى دو کشور پایان یافته بود، به مدت یک ماه دیگر تمدید شد تا مذاکرات لازم براى تنظیم موافقتنامه جدید و لیست کالاها انجام گیرد. هماکنون حجم معاملات بازرگانى ایران و شوروى که به صورت تهاترى انجام مىگیرد 250 میلیون تومان براى هر طرف مىباشد و امکان دارد در سال جارى بر حجم این معاملات افزوده شود. دولت شوروى تاکنون کلیه حسابهاى خود را از طریق بانک روس انجام مىداد در حالى که ایران علاقهمند است کلیه حسابها از طریق بانک مرکزى ایران انجام گیرد.[34]
افزایش متقاضیان کار
مدیرکل مشاغل و کاریابى وزارت کار اعلام کرد: متقاضیان کار در سال گذشته به یک برابر و نیم افزایش یافته است.[35]
گزارش پست تهران حاکى است، صبح امروز، خسروانى وزیر کار و امور اجتماعى به همراه معاونانش از ادارات کاریابى و مشاغل واقع در چهار نقطه تهران بازدید کرد. در این دیدار، مدیرکل مشاغل و کاریابى وزارت کار گفت: وظیفه اصلى این سازمان علاوه بر به کار گماردن بیکاران در محلهاى خالى موجود، اندازهگیرى بیکاریهاى جارى بوده، دولت را مرتباً در جریان نوسانات این امر مهم قرار دهد.[36]
افزایش قیمت ارزاق و کالاهاى اساسی
روزنامه راه نجات امروز در مطلبى با عنوان «ترقى کالاهاى مورد نیاز عمومى از چه روست و چه دستگاهى مسئول جلوگیرى از آن است»، افزایش قیمت ارزاق و کالاهاى مورد نیاز مردم را مسئله روز دانست و نوشت: بدون جهت و بدون علت اساسى، قیمت بسیارى از کالاها و اجناس و ارزاق خود به خود ترقى داده شده مخصوصا گرانى در ارزاق و خواربار بیش از سایر اجناس مشهود است. اگر آمارى از نرخهاى زمان جنگ در دست داشته باشیم و آن را با نرخهاى فعلى تطبیق و مقایسه نماییم مىبینیم که قیمت بسیارى از مایحتاج عمومى در این روزها از زمان جنگ بیشتر گردیده است. تعجب اینجاست که هر چه سطح تولید بالا مىرود، به همان نسبت به قیمت ارزاق افزوده شده ابداً وفور نعمت کوچکترین اثرى در کاهش قیمتها ندارد. نویسنده با طرح این پرسش که آیا گرانفروشى جرم نیست؟ و مسئول جلوگیرى از این تجاوزات به مردم کیست؟ مىنویسد: چرا در شهردارى چند دستگاه با چند عضو و چند نفر مأمور و بازرس وجود دارد که کارش سرکشى و کنترل دکاکین است؛ اما جلوگیرى از گرانفروشى از وظایف این دستگاهها حذف شده است.[37]
اقدامات کابینه منصور در مطبوعات
روزنامه پست تهران در مقالهاى با عنوان «اقتصاد سالم» اقدامات کابینه منصور را در چند ماه ابتداى شروع به کارش مورد بررسى قرار داد. در این مقاله آمده است که شاه پس از تحکیم مبانى دمکراسى و مشروطیت، کابینهاى بر سرکار آورد که بتواند در زمینه مشکلات اقتصادى مملکت گامهاى مؤثرى بردارد و با مقتضیاتى که از ایجاد دوام و ثبات اوضاع وجود دارد به آرمانها و آرزوهاى دیرینه مردم در زمینه رفورم اقتصادى سر و صورتى بدهد.
کابینه منصور را مىتوان کابینهاى اقتصادى دانست که مأمور ایجاد تحول در زمینه اقتصادیات و بهبود اوضاع مالى و سطح زندگى مردم شده است. نویسنده با اشاره به برگزارى کنفرانس اکافه و سمینار بانکداران آسیایى مىنویسد: خوشبختانه دولت منصور در بدو زمامدارى متوجه این ضرورت شده است که براى قوام و دوام اقتصاد سالم احتیاج به همکارى بینالمللى کشورهاست.[38]
انتقاد از کمکهای کشورهای پیشرفته
در سومین جلسه سمینار بانکهاى آسیایى که عصر امروز در تالار کنفرانس هتل هیلتون تهران تشکیل شد، قائممقام رئیس کل بانک مرکزى ایران از کمکهاى کشورهاى پیشرفته به کشورهاى در حال توسعه انتقاد کرد و گفت: میزان این کمکها آنطور که وانمود مىشود کافى و به اندازه نیست. کمک کشورهاى پیشرفته به ممالک در حال توسعه به نحوى است که در حقیقت کمک به خود کشورهاى پیشرفته و آینده این کشورهاست. فرمانفرماییان افزود: کشورهاى در حال توسعه ناگزیر از انجام اقداماتى براى توسعه اقتصادى خود هستند و پیشرفت کشورهاى در حال توسعه موضوعى است که تحقق خواهد یافت چه کشورهاى پیشرفته در این مورد کمک بکنند چه نکنند. خواه کمک کشورهاى پیشرفته بدون قید و شرط باشد و خواه براى آن شرایطى قایل شوند، ممالک در حال توسعه به هدفهاى خود خواهند رسید. وى سپس با اشاره به امکان گشایش بانک توسعه منطقهاى که پیشنهاد تشکیل آن داده شده بود، گفت: در حال حاضر معلوم نیست سرمایه اضافى قابل ملاحظهاى در کشورهاى در حال رشد عضو کافهآ وجود داشته باشد که در راه تشکیل چنین بانکى تجهیز گردد و در این مورد حتى ژاپن هم که از کشورهاى پیشرفته و صاحب سرمایه آسیاست نمىتواند به صدور سرمایه خالص مبادرت ورزد.[39] گفتنى است در این سمینار، نماینده اسرائیل نیز شرکت کرده درباره مزیت سازمانهاى منطقهاى سخن گفته است.[40]
بورس تحصیلى شرکت نفت
پنج نفر از دوشیزگانى که براى استفاده از بورسهاى تحصیلى شرکت ملى نفت ایران برگزیده شده بودند، به انگلستان عزیمت کردند. شرکت ملى نفت ایران به مناسبت ولادت فرحناز پهلوى، پنج بورس تحصیلى در خارج از کشور به فرح پهلوى تقدیم کرد و وى نیز این بورسها را به پنج نفر از دوشیزگانى اعطا کرد که لیسانس علوم اجتماعى دارند.[41]
پانوشتها:
[1]ـ روحانى، سیدحمید، بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى، چ 3، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1376 ـ 1372، ص 600 و 597.
[2]ـ صحیفه امام، ج 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1378، ص 308 و 285؛ روحانى، سیدحمید، چ 4، همان، ص 7 و 664؛ محتشمىپور، سیدعلىاکبر، خاطرات سیدعلىاکبر محتشمىپور، تهران، حوزه هنرى، 1376، ص 316 و 315.
[3]ـ امام در آئینه اسناد، سیر مبارزات امام خمینى به روایت اسناد شهربانى، جلد اول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1383، ص 280.
[4]ـ طاهری خرمآبادی، حسن، خاطرات آیتالله طاهری خرمآبادی، ج 1، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 48.
[5]ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، آزادى، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1380، ص 8 و 166؛ روزنامه دیپلمات، ش 438، 26/1/43، ص 2 و 19.
[6]ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 241.
[7]ـ اسناد لانه جاسوسى، ش 21، احزاب سیاسى در ایران 2، بهکوشش دانشجویان پیرو خط امام، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1382، ص 7 و 156.
[8]ـ روزنامه پست تهران، ش 316، 26/1/43، ص 8.
[9]ـ حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1385 ـ 1380، ص 362.
[10]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 23، 27/1/43، ص 10 و 7.
[11]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11364، 29/1/43، ص 16.
[12]ـ روزنامه بورس، ش 653، 27/1/43، ص 4 و 1.
[13]ـ روزنامه پست تهران، ش 3161، 27/1/43، ص 1.
[14]ـ همان، ش 3162، 29/1/43، ص 5.
[15]ـ روزنامه دیپلمات، ش 438، 26/1/43، ص 4.
[16]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11362، 26/1/43، ص 8.
[17]ـ همان، ص 1.
[18]ـ روزنامه راه نجات، ش 651، 26/1/43، ص 4.
[19]ـ روزنامه پست تهران، ش 316، 26/1/43، ص 1.
[20]ـ روزنامه راه نجات، ش 651، 26/1/43، ص 4 و 1.
[21]ـ روزنامه پست تهران، ش 3160، 26/1/43، ص 1 .
[22]ـ روزنامه کیهان، ش 6215، 27/1/43، ص 9.
[23]ـ مجله تهران اکونومیست، ش 531، 5/2/43، ص 9.
[24]ـ روزنامه مهر ایران، ش 2066، 27/1/43، ص 8.
[25]ـ روزنامه پست تهران، ش 316، 26/1/43، ص 8.
[26]ـ حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1385 ـ 1380، ص 362.
[27]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 23، 27/1/43، ص 10 و 7.
[28]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11364، 29/1/43، ص 16.
[29]ـ روزنامه بورس، ش 653، 27/1/43، ص 4 و 1.
[30]ـ روزنامه پست تهران، ش 3161، 27/1/43، ص 1.
[31]ـ همان، ش 3162، 29/1/43، ص 5.
[32]ـ روزنامه دیپلمات، ش 438، 26/1/43، ص 4.
[33]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11362، 26/1/43، ص 8.
[34]ـ همان، ص 1.
[35]ـ روزنامه راه نجات، ش 651، 26/1/43، ص 4.
[36]ـ روزنامه پست تهران، ش 316، 26/1/43، ص 1.
[37]ـ روزنامه راه نجات، ش 651، 26/1/43، ص 4 و 1.
[38]ـ روزنامه پست تهران، ش 3160، 26/1/43، ص 1 .
[39]ـ روزنامه کیهان، ش 6215، 27/1/43، ص 9.
[40]ـ مجله تهران اکونومیست، ش 531، 5/2/43، ص 9.
[41]ـ روزنامه مهر ایران، ش 2066، 27/1/43، ص 8.
