جمعه 14 تیر 1342/ 13 صفر 1383/ 5 ژوئیه 1963
1 بازدید
± بیانیة شدیداللحن آیتاللّه میلانی
آیتاللّه العظمی محمدهادی میلانی، امروز با صدور بیانیة شدیداللحنی، دیدگاههای خود را پیرامون اوضاع نابسامان کشور منتشر ساخت. در این بیانیه که خطاب به «ملت مسلمان ایران» صادر شده، آیتاللّه میلانی نخست به حوادث خونین تهران و شیراز و قم و سایر شهرستانها و تجاوز و کشتارهای سوم عاشورای حسینی و توقیف حضرت حجتالاسلام و المسلمین آیتاللّه خمینی دامت برکاته و آیتاللّه قمی و آیتاللّه محلاتی و دیگر حجج اسلام و وعاظ و مبلغین اشاره میکند و آنگاه دلیل آمدن به تهران و اعتراض خود را چنین شرح میدهد: «آنچه مرا به این حرکت وادار میکند، این است که میبینم در این مملکت اسلامی که تقریباً 20 میلیون جمعیت دارد، افرادی زمام امور را در دست گرفتهاند که به هیچوجه صلاحیت عقلی و اخلاقی در آنها نیست. به هر گناه فردی و اجتماعی دست میزنند و آنچه برای آنها ارزش ندارد، مصالح افراد و اجتماع است. آنان اموال مسلمین و بیتالمال ملت را در راه اغراض خصوصی صرف میکنند. حرف حق گفتن، جرم شناخته شده و مقاومت در مقابل ظلم، گناه نابخشودنی تعبیر میگردد». در این بیانیه از سرکوب و مفاسد مدیریتی چنین پردهبرداری شده: «رشوهخواری و ظلم و کشتارهای بیرحمانه، مملکت ما را با داشتن تمام مواهب الهی، به خرابة غمانگیزی تبدیل کرده و بیکاری و عدم امنیت، آیندة وحشتناکتری را تهیه میبینند». آیتاللّه میلانی با اشاره به گسترش خودکامگی و خفقان در کشور مینویسد: «در این مملکت نه وکلا و نه دولتها، تعیین شدة ملت نبوده و حکومتها با انحصار کردن وسایل تبلیغاتی، هر حقیقتی را تحریف کرده، هزارها مردم بیگناه را که برای اعتراض به مظالم موجود قیام کردهاند، میکشند و میگویند جمعی مرتجع برای حمایت از مالک و یا مبارزه علیه آزادی پول گرفته و سرکوب شدند». وی میافزاید: «مشاهدة این اوضاع ناگوار که وجدان هر مسلمان بلکه هر انسان با شرافتی را متأثر میکند، شرعاً مجبورم کرد تا برای اظهار حق و نهی از منکر، حرکت کنم. من در این مسافرت به جدّ خود حضرت سیدالشهداء علیهالسلام تأسی کرده، از جوار امن ثامن الحجج علیهالسلام به تهران آمدم، آمدهام تا به دنیا اعلام کنم این قیام و نهضت به هیچوجه صورت ارتجاعی ندارد بلکه نهضتی است که ملتی مسلمان برای مقابله با حکومتهای جائرانه، با پیشوایی مقامات عالیة روحانی تعقیب میکند». آیتاللّه میلانی در بند پایانی بیانیه مینویسد: «باید حکومت مردم را به مردم سپرد و حق مردم را باید به خودشان واگذار کرد. قانون باید حکومت کند؛ نه فرد و در هیچ آیینی افراد حق ندارند به میل خود قانون وضع کنند».[1] اعلامیة 14/4/1342 آیتالله میلانی به زبان فرانسه ترجمه شده و به زودی به خبرگزاری فرانسه و سایر کشورها داده خواهد شد.[2]
± اعلام مرجعیت آیتاللّه خمینی از سوی مراجع تقلید
آیات عظام میلانی، شریعتمداری و نجفی مرعشی طی اعلامیهای مرجعیت آیتاللّه خمینی را اعلام کردند. از قول آیتاللّه نجفی مرعشی نقل میکنند که هر چه فشار آوردند، آقای گلپایگانی و خوانساری، اعلامیة مرجعیت آیتالله خمینی را امضا نکردند. آقای خوانساری پس از قضیة رفراندوم، به طور کلی ادامه مبارزه را مصلحت نمیداند.[3]
± نظر آیتاللّه میلانی دربارة مقام علمی آیتاللّه خمینی
آیتاللّه میلانی در پاسخ به نامة عدهای از اصناف تهران دربارة مقام علمی آیتاللّه خمینی نوشت: «آیتاللّه آقای حاجآقا روحاللّه خمینی از مفاخر عالم اسلام و یکی از مراجع تقلید میباشند».[4]
± اعلامیة فضلای قم دربارة مرجعیت آیتاللّه خمینی
گروهی از فضلا و مدرسین حوزة علمیة قم و شهرستانها نیز طی اطلاعیهای مرجعیت آیتاللّه خمینی را اعلام کردند. آیتاللّه ملاعلی بنیصدر متن اولیه را نوشت، دیگران آن را اصلاح کردند. شکلِ متن تلگراف به آیتاللّه خمینی بود. ابتدای آن نوشتند: «محضر مبارک مرجع تقلید شیعیان جهان آیتاللّه العظمی خمینی». این عنوان، آیتاللّه خمینی را بزرگترین مرجع تقلید تشیع معرفی میکند. در جلسة منزل سید نورالدین طاهری موسوی پای متن را امضا میکنند. بعد تصمیم میگیرند آن را به آدرسهای مختلف بفرستند. آقای حسینعلی منتظری، مسئولیت مراجعه به تلگرافخانه را به عهده میگیرد. در همین زمان به صاحبخانه اطلاع میدهند که منزل به محاصره درآمده است. اما وقتی مهمانان از خانه خارج میشوند، هیچکس متعرض آنها نمیشود. آقای منتظری به محض بیرون آمدن از منزل، به سمت شاه عبدالعظیم راه میافتد تا نتیجة جلسه را به علما گزارش کند. وی ابتدا برای زیارت وارد حرم میشود. نزدیک ضریح ایستاده بود که ناگهان احساس میکند یکی از مأموران امنیتی دست او را گرفته است. به محض احساس خطر، تلگراف را پنهانی به آقای امینی میسپرد. او را به ساواک شهر ری میبرند و در آنجا متن تلگراف را از او میخواهند اما چیزی به دست نمیآورند.[5]
± هدف از اعلام مرجعیت تامة آیتاللّه خمینی
گفته میشود تکاپوی علما و روحانیون در صدور اعلامیه و اعلام مرجعیت تامة آیتاللّه خمینی، برای جلوگیری از اعدام او بوده است.[6]
± اعلامیه از طرف آیتاللّه گلپایگانی
عصر امروز چند فقره اعلامیه از طرف آیتاللّه گلپایگانی به منزل آقای قدیری ـ محل اقامت آیتاللّه میلانی ـ رسید. گفته میشد آیتاللّه میلانی از دیدن این اعلامیهها استقبال کرد.[7]
± گزارش ساواک از نتایج مذاکره با علمای تهران
ساواک مرکز در گزارشی برای مقامات مافوق، نتایج مذاکرات با علمای تهران را چنین شرح داده است: «سید صدرالدین جزایری، باجناق آیتاللّه میلانی، اغلب حامل پیام محرمانة روحانیون است. آیات عظام شریعتمداری و میلانی توجه و اعتماد چندانی به آیتاللّه بهبهانی ندارند ولی روابط آن دو که ترک میباشند، بسیار حسنه است.
آیتاللّه خویی قصد آمدن به ایرن را دارد و به هر ترتیبی باید از آمدن او جلوگیری نمود».
نویسندة گزارش مینویسد: اجتماع روحانیون در تهران در حال بلاتکلیفی و تجمع مردم به دور آنان به طور کلی زیانبخش میباشد و بهتر است مثبت یا منفی، اولیای امور تکلیف آنها را روشن نمایند تا هرچه زودتر به محلهای خویش برگردند. آیتاللّه نوری به نویسندة گزارش گفته است چنانچه در محیط کاملاً عادی و محرمانه، آقایان جم، منصور الملک، سردار فاخر، سید ضیاالدین، تقیزاده، حکمت و آرام با عدهای از بازاریها مانند اسلامی، علینقی کاشانی، حاج رضا شاپور و سیدمحمد حسینی پا در میانی کنند و زمینه را برای ملاقات بدون شرط روحانیون با شاه فراهم سازند، از هر حیث مؤثر و مفید و رضایتبخش خواهد بود. اما مینویسد: «به هیچوجه من الوجوه، کوچکترین گذشت و محبتی نباید از طرف اعلیحضرت همایون شاهنشاهی قبل از توسل آقایان به عمل آید». آیتاللّه بهبهانی به نویسندة گزارش گفته است: «وضعیت حاضر و آمدن آیتاللّه میلانی و شریعتمداری و جمع شدن افراد جبهة ملی و ترکها در اطراف آنها بسیار بسیار خطرناک بوده و کار به جایی رسیده که رشته از دست من هم خارج شده و آن قسمی که استنباط مینمایم، آقایان مطالب خود را به طور کامل با من در میان نمیگذارند». وی گفت: «امروز به آقایان ابلاغ کردهام که در صورتی که روحانیون قرار برگزاری کنگرهای دارند، باید از بزرگترها امثال آیتاللّه حکیم، خویی و شاهرودی کسب تکلیف کنند و بدون جلب نظریات آنها نباید کوچکترین اقدامی به عمل آید». به ادعای نویسندة گزارش، آیتاللّه بهبهانی در ادامة این دیدار گفته است: «چون یکی از هدفهای روحانیون استخلاص افراد دستگیر شده است، قبل از آنکه آقایان تقاضای خود را مطرح نمایند، بهتر است دولت عدهای از آنها را که تقصیر چندانی ندارند، آزاد کند تا بعد مردم نگویند در اثر فشار روحانیت، دولت به ناچار آنها را آزاد کرده است». آیتاللّه بهبهانی ضمن تحسین متانت و هوش و بردباری شاه، اظهار تأسف کرده که حقایق را به اطلاع او نمیرسانند. وی همچنین درخواست نموده با آیتاللّه میلانی و شریعتمداری به نحو مقتضی با تحبیب برخورد کنند تا افراد جبهة ملی نتوانند آنان را اغفال کنند.
نویسندة گزارش در پایان میافزاید هدف گردهمایی روحانیون در تهران به قرار زیر است:
1. تهیة نامه و تصویب اینکه آیتاللّه خمینی را همگی به سمت پیشوایی قبول دارند.
2. تهیة نامه به پیشگاه شاهانه مبنی بر مرخص نمودن زندانیان.
3. انتخاب دو نفر از بین کلیة روحانیون به سمت نمایندگی برای هر نوع اقدامی.
نویسندة گزارش مدعی شده این ملاقاتها بر حسب تمایل شخصی افراد و با هدف کسب اطلاع و نظرات آنان طی دیروز و امروز انجام یافته است.[8]
± اظهار همدردی مفتی الازهر با روحانیون ایران
شیخ شلتوت، مفتی الازهر با ارسال تلگرافی به آیتاللّه میلانی، با روحانیون ایران در جریان حوادث پیش آمده همدردی نمود.[9]
± درگیری اعضای تیم بوکس ایران با دانشجویان ایرانی در آلمان
خبرگزاری آلمان در مونیخ، امروز از درگیری اعضای تیم بوکس ایران و دانشجویان ایرانی مقیم این شهر خبر داد. درگیری به دنبال شعارهای دانشجویان علیه شاه ایران در فاصلة دو بازی آغاز شد و در پایان بازی، پس از حملة دانشجویان به علی عبده، سرپرست تیم بوکس کشور، گسترش یافت. بکسورهای ایرانی و دانشجویان تا هنگام ورود پلیس به صحنة درگیری، آرام ننشستند.[10]
± معرفی معترضان ایران به عنوان کهنهپرست در مطبوعات آمریکا
رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در واشنگتن، گزارشی از انعکاس تحولات ایران در مطبوعات آمریکا به تهران فرستاد. در این گزارش به نقل از روزنامة جاتافوکا تایمز آمده است: «انسان تصور میکند بلوا و آشوب اخیر تهران از ناحیة عناصر مخرب سرخ است اما حقیقت آن است که این حادثه را عناصر کهنهپرستی برپا کردند که با اصلاحات مخالفاند و از جمله نمیتوانند آزادی زنان را تحمل کنند.[11]
± پیشنهاد رئیسجمهور پاکستان برای تشکیل یک کنفدراسیون
چندی پیش ایوبخان، رئیسجمهور پاکستان پیشنهاد داد میان چهار کشور مسلمان ترکیه، ایران، افغانستان و پاکستان، کنفدراسیونی تشکیل گردد. خبرگزاری آلمان در کراچی امروز ضمن اشاره به این مطلب افزود: «نه تنها آنکارا، تهران و کابل در برابر پیشنهاد مذکور سکوت کردهاند بلکه در خود پاکستان نیز بر سر پذیرش و تشکیل کنفدراسیون اختلاف نظرهایی وجود دارد».[12]
± تخصیص اعتبار مقدمات انتخابات
به دستور وزارت کشور، شش میلیون ریال اعتبار برای تهیة مقدمات برگزاری انتخابات تخصیص داده شد.[13]
± ورود عضو هیئت مدیرة بانک بینالملل به تهران
ممتاز میرزا، عضو هیئت مدیرة بانک بینالملل و مسئول امور کشورهای خاورمیانه، امروز وارد تهران میشود. وی به جای شعیب، به عضویت هیئت مدیرة بانک بینالملل انتخاب شده و از نزدیک کارهای عمرانی ممالک خاورمیانه را بررسی میکند. یک مقام سازمان برنامه گفت: «ممتاز میرزا به هیچوجه دربارة وام خارجی مذاکره نمیکند و تنها از بازدید خود، گزارشی به بانک بینالملل ارائه خواهد کرد».[14]
± سفر وزیر مشاور به فرانسه
خوشبین، وزیر مشاور از طرف دولت عازم فرانسه شد. وی در این مسافرت، پیرامون روابط اقتصادی با چند کشور اروپایی مذاکره میکند. گفته میشود به تازگی مسئولیت کمیتة رسیدگی به لایحة جدید استخدام کشوری را به هوشنگ سمیعی، وزیر پست و تلگراف و تلفن واگذار کرده است. پیش از این، خوشبین مسئولیت کمیتة مزبور را عهدهدار بود.[15]
± نامزد احتمالی وزارت اطلاعات و هدایت ملی
فکر تأسیس وزارت اطلاعات و هدایت ملی، بار دیگر در دستور قرار گرفته است. حتی گفته میشود معینیان، وزیر فعلی راه و سرپرست ادارة انتشارات و رادیو، نامزد احتمالی این وزارتخانه است.[16]
± عقد یک قرارداد هوایی با ایتالیا
هیئتی مرکب از معاون وزارت راه و رئیس ادارة هواپیمایی کشور، رئیس ادارة عهود و امور حقوقی وزارت امور خارجه و ابوالمعالی از هواپیمایی کشوری، برای عقد یک قرارداد هوایی با ایتالیا عازم این کشور شدند.[17]
± بازگشت هیئت نمایندگی زنان ایرانی از مسکو
اعضای هیئت نمایندگی ایران که برای شرکت در کارکنگرة جهانی زنان به مسکو رفته بودند، امروز روانة ایران شدند. هیئت نمایندگی ایران در واپسین روز اقامت در شوروی، از کمیتة زنان شوروی بازدید نمودند. رئیس هیئت نمایندگی کمیته، کامیابی زنان ایرانی در کسب حقوق مساوی با مردان و امکاناتی را که در حق رأی و شرکت در انتخابات به دست آوردهاند، تبریک گفت.[18]
پینوشتها:
[1]ـ دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 4، تهران، موسسه خیریه و فرهنگی امام رضا (ع)، 1377، ص 149 و 150.
[2]ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 1: آیتاللّه العظمی سید محمدهادی میلانی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1376، ص 203 و 204.
[3]ـ احمدی، محمدرضا، خاطرات آیتاللّه گرامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 262.
[4]ـ کرباسچی، غلامرضا، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج 1، تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، 1378، ص 162.
[5]ـ خاطرات 15 خرداد، دفتر هشتم، به کوشش علی باقری، تهران، سوره مهر، 1378، ص 112 و 114.
[6]ـ احمدی، عبدالرضا، حسینی، معصومه، خاطرات حجهالاسلام پورهادی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص 165.
[7]ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 1: آیتاللّه العظمی سید محمدهادی میلانی، همان، ص 177.
[8]ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 3: زندان، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 417 و 419.
[9]ـ جلالی، غلامرضا، تقویم تاریخ خراسان از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 187 و 345.
[10]ـ بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش 85، 16/4/1342، ص 9.
[11]ـ روزنامه کیهان، ش 5985، 15/4/1342، ص 1 و 11.
[12]ـ بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش 85، 16/4/1342، ص 2 و 4.
[13]ـ مجله اطلاعات هفتگی، ش 1134، 14/4/1342، ص 5.
[14]ـ روزنامه کیهان، ش 5982، 11/4/1342، ص 9.
[15]ـ روزنامه مرد مبارز، ش 754، 13/4/1342، ص 4.
[16]ـ مجله سپید و سیاه، ش 513، 14/4/1342، ص 3.
[17]ـ روزنامه کیهان، ش 5985، 15/4/1342، ص 12.
[18]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11133، 15/4/1342، ص 1.
