شنبه 14 اردیبهشت 1342 / 10ذیحجه 1382 / 4 می 1963
5 بازدید
± تلگراف آیتالله خمینی به آیتالله خویی
آیتالله خمینی امروز تلگرافی خطاب به آیتالله خویی به نجف مخابره کرد و طی آن با مخاطب قرار دادن علما و طلاب حوزة علمیه نجف، با تشریح وقایع جاری در ایران، اقدامات رژیم پهلوی را در مقابله با اسلام برشمرد و از آنان خواست بیش از گذشته به فکر ایران به عنوان تنها مرکز تشیع باشند.
متن این تلگراف بدینشرح است: «نجف ـ به وسیلة حضرت آیتالله خویی ـ دامت برکاته
خدمت ذی شرافت حضرات افاضل انام و ثقات اسلام، محصلین والامقام نجف اشرف ـ دامت تأییداتهم، تلگرافات عدیدة حضرات آقایان مبنی بر اظهار تأثر و تألم در فاجعة عظیمه که بر اسلام و مسلمین عموماً و بر روحانیون خصوصاً وارد شده است، موجب تشکر گردید. خداوند تعالی شما سربازان فداکار امام عصر و ناموس دهر [را] ـ عجلالله تعالی فرجهالشریف ـ برای اسلام حفظ کند و توفیق خدمت به دیانت مقدسه مرحمت فرماید. ما امروز مواجه هستیم با دستگاه جباری که در نظر دارد احکام اسلام را یکی پس از دیگری تغییر دهد. آنچه تاکنون با صراحت در نطقهای خود اظهار کردهاند، تساوی حقوق زن و مرد است در همة جهات که چندین حکم ضروری اسلام پایمال میشود. اخیراً در طرحی که وزیر دادگستری تهیه کرده است، قید رجولیت و اسلام را از قضات لغو کرده، و چیزهای وحشتناکی در زیر پرده است که اگر غفلت شود، اساس مذهب در معرض خطر است.
حضرات افاضل متذکر باشند که امروز تکلیف به همة طبقات متوجه است. مراجع عظام و علمای اسلام و فضلای محترم و سایر طبقات، همه مکلف هستند به مقدار میسور برای دفاع از اسلام و احکام مقدسه، تشریک مساعی کنند. لازم است طبقة جوان و فضلای محترم از صاحبان نفوذ استدعا کنند که توجه بیشتری به وضع ایران ـ تنها مرکز تشیع ـ بفرمایند، از بست و بند و زمزمههای ناموزونی که از طرف دستگاه جبار القا میشود احتراز نمایند. اینجانب با تمام مشکلات و تهدیدات و تضییقات و اهانتها عازم هستم، به خواست خداوند متعال، از پا ننشینم تا حصول مقصد نهایی و جلوگیری از تجاوز به حدود شرع مطاع یا تحصیل عذر در درگاه قادر متعال و رجای واثق دارم که توفیق حاصل خواهد شد. از انفاس قدسیة حضرات افاضل ـ ایدهم الله تعالی و سددهم ـ تمنای دعا داریم و برای پیشرفت مقاصد اسلامی در تحت قبة مطهرة موالی عظام و ائمة انام ـ صلواتالله و سلامه علیهم ـ سیما امیرالمؤمنین و امام المتقین ـ صلواتالله و سلامه علیه».[1]
± مراسم سلام عید قربان در کاخ مرمر
پیش از ظهر امروز، مراسم سلام عید قربان در کاخ مرمر برگزار شد. در این مراسم هیئت وزیران، امرا و افسران عالیرتبة ارتش شاهنشاهی و سفرای کبار کشورهای اسلامی به دیدار شاه رفتند و این عید مذهبی را تبریک گفتند.[2]
± تلگرافهای تبریک نخستوزیر
اسدالله علم، نخستوزیر، امروز تلگرافهای تبریکی به مناسبت عید قربان به رؤسای دولتهای اسلامی مخابره کرد.[3]
±استقلال بحرین
امروز هفتهنامة دنیا نوشت در سفر وزیر امور خارجة انگلیس به ایران دربارة مسئلة حاکمیت ایران بر بحرین، مذاکرات لازم به عمل آمد. طبق گزارش پارهای از خبرگزاریها [ی خارجی]، دولت انگلستان تصمیم گرفته است در پایان سال 1964 به بحرین استقلال تام و تمام بدهد. نکتة جالب اینجاست که دولت انگلستان به هیچ وجه زیر بار وجود عدة کثیری ایرانی در بحرین نمیرود و همچنان معتقد است تعداد ایرانیهای مقیم بحرین، کمتر از پانزده هزار نفر از مجموع 120 هزار نفر جمعیت آن مجمعالجزائر میباشد.[4]
± دیدار مخفیانة وزیر مشاور از اسرائیل
امروز جهانگیر تفضلی، وزیر مشاور و سرپرست انتشارات و رادیو که مخفیانه به اسرائیل رفته بود، این کشور را ترک کرد. در گزارشی که ابراهیم تیموری، نمایندة فوقالعادة ایران در اسرائیل برای عباس آرام، وزیر امور خارجة ایران، ارسال کرده، آمده است: «آقای جهانگیر تفضلی، وزیر مشاور، روز شنبه 14 اردیبهشت این کشور را ترک گفتند». در این گزارش آمده: «تفضلی در این مدت با بنگوریون، نخستوزیر اسرائیل، موشه دایان، وزیر کشاورزی اسرائیل، ساسون، وزیر پست و تلگراف اسرائیل، کولک، مدیرکل نخستوزیری و مسئول امور توریستی، عزرا دنین، مشاور وزیر امور خارجه در امور خاورمیانه، لوا وی، مدیرکل وزارت امور خارجة اسرائیل، ملاقات و مذاکراتی به عمل آورد». روزنامة معریو چاپ تلآویو راجع به مسافرت وزیر مشاور به ترکیه و اظهاراتش راجع به اسرائیل مطالبی منتشر کرده است.[5] گزارش روزنامة معریو چاپ تلآویو دربارة سفر جهانگیر تفضلی و اظهاراتش دربارة اسرائیل بدین شرح است: «اظهار یک وزیر ایرانی دربارة اسرائیل، وزیر مشاور دولت ایران، که یک بازدید رسمی از ترکیه به عمل میآورد، احساسات دوستانهای نسبت به کشور اسرائیل ابراز داشت و گفت که تاریخ طولانی روابط دوستانه، یهودیان و ایرانیان را با یکدیگر مرتبط میسازد». اظهارات وی در مصاحبهای که در روزنامه ترکی ترجمان منتشر شد، ایراد گردیده است. وزیر مشاور، جهانگیر تقضلی به خبرنگار روزنامة مزبور اظهار داشته است: «ما هم درست مثل شما ترکها میل نداریم که روابط و خطمشی سیاسی از طرف کشورهای بیگانه دیکته شود. میل داریم که اختلاف مصر و اسرائیل به نفع برادران هم کیش ما، آوارگان عرب و نیز به نفع صلح خاورمیانه حل گردد. در مورد اسرائیل باید گفت که این کشور از طرف سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده و ما نیز مانند ترکیه، نسبت به تصمیمات سازمان ملل وفا داریم». وزیر مهمان ترکیه قبلاً به اتفاق وزیر مطبوعات آن کشور، یک جلسة مطبوعاتی تشکیل داد. وزیر مطبوعات ترکیه، جلال کارا ساخان، در مورد اختلاف اسرائیل و اعراب، عقیدهای شبیه عقیدة وزیر ایرانی ابراز داشت. وی گفت نمیتوان این حقیقت را انکار کرد که اسرائیل در عرض چند سال موفق گردیده بیابان خشک را آباد نماید و آن را به منطقة مسکونی آبادی تبدیل نماید».[6]
± انتقاد سیدضیاءالدین طباطبایی از وضع دادگستری
سیدضیاءالدین طباطبایی امروز با انتقاد از وضع دادگستری گفت: «بدبختی کشور زمانی فرا میرسد که همه مأمور یکدیگر باشند و مگر این مردم مظلوم چه کردهاند که باید اینقدر مأمور مراقب آنها باشد». وی در جمع دوستانش افزود که نصف تشکیلات دادگستری زائد است و باید مانند سابق، جنگ و جدال را با کدخدا منشی از بین برده و بار دادگستری را سبک کنند.[7]
± انتقاد از وضع موجود در مطبوعات
انتخابات آتی مجلس در ایران که همچنان در پردهای از ابهام قرار دارد، دستمایة برخی مطبوعات شده تا بدینوسیله به انتقاد از اوضاع جاری هم بپردازند. امروز در هفتهنامة دنیا آمده است که: «در بعضی از محافل تهران، صحبت از شروع انتخابات دورة بیست و یکم میباشد و در برخی دیگر از محافل، اظهار اطمینان میشود انتخابات به این آسانی شروع و انجام نخواهد شد. در وزارت کشور هماکنون جلسات رسیدگی به پیشنهادهای واصله در مورد آییننامة جدید قانون انتخابات به طور مرتب تشکیل میشود و البته خیلی زود جلسات این کمیسیون پایان خواهد یافت و گمان میرود در حدود 20 درصد از پیشنهادهای مردم مورد قبول اعضای کمیسیون واقع شود. آنچه مسلم است هیچ مقام مسئولی نمیتواند با قاطعیت اظهار نظر نماید که انتخابات دورة بیست و یکم در فلان تاریخ آغاز میشود. عدم شروع انتخابات در دو سال اخیر ثابت نمود شروع انتخابات دورة بیست و یکم مجلس شورای ملی و دورة سوم مجلس سنا، بستگی به اوضاع و احوال مملکت دارد. قراین نشان میدهد در تابستان آینده هم انتخابات شروع نخواهد شد در حالی که مبلغ چهل میلیون ریال بودجة انتخابات مجلسین به تصویب هیئت وزیران رسید و به بودجة کل مملکتی اضافه شد و البته همین رقم، سال گذشته هم تصویب شده بود و جزو اقلام بودجة سال 1341 بود و چون انتخابات تا بهمنماه سال قبل شروع نشد، قسمت اعظم چهل میلیون ریال اختصاص به انجام رفراندوم برای تصویب لوایح ششگانه داده شد. محافل سیاسی و اجتماعی تهران را عقیده بر این است هر وقت حس شود انجام انتخابات ضروری و لازم میباشد، در تحت هر شرایطی که بوده باشد، به شروع و انجام انتخابات خواهند پرداخت. همین محافل اضافه میکنند برای نخستین بار در مطبوعات اروپا و آمریکا دربارة تمام مسائل پیش پا افتاده ایران صحبت میشود و مقالات مفصل به رشتة تحریر در میآید ولی دربارة انتخابات و عدم وجود مجلسین در ایران بحثی به عمل نمیآید».
روزنامة دی ولت چاپ آلمان غربی فقط یکبار دربارة انتخابات، مقالهای کوتاه درج نمود و البته مندرجات مقالة مزبور زیاده از حد انتقادآمیز نبود و فقط حکایت از عدم علاقة اکثر مردم ایران به قوة قانونگذاری داشت و در آخر مقاله نتیجهگیری شده بود ملت ایران از انتخابات زده شده و به علت دخالت دولتها در انتخابات ادوار اخیر، بهطور کلی مجلسین را وابسته به خود نمیداند و برای ملت ایران، وجود و یا عدم وجود مجلسین شورای ملی و سنا علیالسویه است. به نوشتة این مجله، اگر از مقامات وزارت دارایی سؤال شود انتخابات به زودی زود شروع و انجام خواهد شد؟ یک نظر به اقلام بودجة کل سال 1342 میافکنند و با صراحت میگویند مادام هزینه و درآمد تعادل پیدا نکند، انتخابات مجلسین آغاز نمیشود چون دستکم برای مصارف حقوق و تشکیل جلسات علنی و خصوصی و کمیسیونهای مجلسین شورای ملی و سنا، مبلغی در حدود بیست میلیون ریال در ماه، لازم میباشد که با توجه به عدم تعادل بودجه و بیپولی شدید دولت، تأمین این مبلغ نسبتاً درشت، مقدور نیست.
دنیا تصریح میکند که: «اگر حس میشد تودة واقعی ملت ایران، علاقه به انتخابات و وجود قوة قانونگذاری دارد، بیچون و چرا، به وسیلة دکتر امینی و چه دولت فعلی بدون فوت وقت، به انجام انتخابات پرداخته میشد. ولی از حق نباید گذشت مردم دچار یک بیعلاقگی و عدم اعتماد شدید شده و جز ترمیم وضع زندگی خود، در فکر هیچ چیز و هیچ مسئلة سیاسی و اجتماعی نیستند و اگر نسبت به انتخابات، گاه و بیگاه صحبت میشود، به طور کلی تمام این صحبتها و اشارهها از ناحیة نمایندگان سابق مجلس میباشد و مخصوصاً نمایندگان مجلس منحلة بیستم که مزة دو ماه وکالت در لای دندان آنها مانده، علاقة عجیبی به انتخاب مجدد و ورود به صحنة پارلمان دارند و وقتی دور هم مینشینند، بیاختیار سخن از انتخابات به میان میآورند و در هر محفل و مجمعی که حضور پیدا میکنند، از حاضران مجلس با ولع و اشتیاق خاص، به کسب خبر در اطراف تاریخ شروع انتخابات میپردازند».
این مجله افزوده است: «در بازار که قدم میگذاریم، صحبتی از انتخابات نیست ولی صحبت از چیزهای دیگر و حتی جنگ لائوس و جانشین دکتر ادنائر میباشد. در وزارتخانهها، گفتوگوهای کارمندان از مسائل مختلف از رواج شایعات، از زندگی، از حقوق، از رتبه گرفته تا فیلمهای سینمایی و سرانجام تحقیقات بازپرس پروندة فلور میباشد، به جز مسئلة انتخابات و شروع انتخابات. در بین کشاورزان، سخن از بذر و مساعده و تشکیل شرکتهای تعاونی میباشد و بس و اصلاً و ابداً از انتخابات یاد نمیشود، مثل اینکه اسم انتخابات را نشنیدهاند. در بین کارگران فقط صحبت از این است آیا واقعاً سهیم کردن آنها در سود کارخانجات عملی میشود و اگر بشود در کارگاههای خصوصی چگونه دفاتر کارفرمایان تحت کنترل در میآید. کسبه و پیشهوران که تا حدودی سرشان بوی قورمهسبزی میدهد و گاه و بیگاه مسئلة سیاسی را مطرح میسازند، از همة مسائل و مشکلات، سخن به میان میآورند جز انتخابات. صاحبان مشاغل آزاد از جمله روزنامهنویسها را چه عرض کنیم؛ برای اینکه به هر مجمع و محفلی که میرسیم، با دو سه نفر منتظرالوکاله برخورد میکنیم که با اصرار و التماس میپرسند از انتخابات چه خبر و راستی در تابستان، انتخابات شروع میشود؟ در حالی که هنگام برخورد با سایر افراد، از همة مسائل با روزنامهنویسها صحبت میشود جز انتخابات».[8]
± انتقاد مطبوعات از شیوة مبارزة دولت با گرانی
در مطبوعات گفته میشود گرانی مایحتاج عمومی مسئلهای نیست که با توپ و تشر مرتفع ساخت. سالیان متمادی است ملت ایران با گرانی هزینة زندگی روبهرو است و حوائج عمومی، همیشه و همه حال روی سیاستهای گوناگون در حال افزایش است. بعد از شهریور 1320 گرانی خواربار و مواد غذایی ساعت به ساعت ترقی میکرد و واقعة هفدهم آذر 1321 چیزی نبود جز کمیابی مواد غذایی و گرانی سرسامآور مایحتاج عمومی و اجحاف خارج از حد فروشندگان و کمک متفقین اشغالگر در ادامة قحطی و تشدید فقر و بدبختی ملت ایران.
به نوشتة یکی از جراید، گرانی اقلام غذایی چنان بر مردم تنگ گرفته بود که در سالهای بعد از شهریور 1320، هر دولتی که روی کار آمد، برای جلب افکار عمومی، شعار خود را مبارزه با گرانفروشان و تقلیل هزینة زندگی دانست. به نوشتة این نشریه، علیرغم تصویب قانون مبارزه با محتکرین و صدور حکم مجازات شلاق دربارة گرانفروشان و تبعید کسانی که با مایحتاج عمومی سر و کار داشتند و دائماً به نفع جیب خود سوءاستفاده مینمودند و با وجودی که قانون با شدت هر چه تمامتر اجرا میشد، متأسفانه کوچکترین اثری در تقلیل هزینة زندگی نداشت. جالب این بود که اغلب گرانفروشان از طبقة افراد به اصطلاح متدین و به قول مرحوم آیتالله کاشانی، ریش حناییهای خر مقدس بودند. نماز و روزة آنها ترک نمیشد. مسجد و محراب رفتن آنها جزو برنامة روزانه بود. تسبیح انداختن و زمزمه کردن و اشاره به احادیث نمودن، عادت ثانوی آنها بود. دولتهای ضعیف نه زورشان به آنها میرسید و نه اینکه عقل آنها قد میداد که از طریق بهتر و سادهتر از نارضایتیها و ناسازگاریهای عمومی که معلول گرانی هزینة زندگی بود، بکاهند.
نویسنده میافزاید: «دولت هیچوقت تاجر خوبی نیست و هر وقت در کار زندگی عمومی، مخصوصاً مواد غذایی دخالت نماید، نتیجة عکس حاصل میشود. چنانچه در زمان دولت علاء، شرکت گوشت تشکیل گردید و دیدیم چه فضاحت و رسوایی از تشکیل این شرکت پدیدار شد و چگونه سرمایة دولت در اندک مدتی به باد فنا رفت و متأسفانه بعد از سالها محاکمه و حبس و زنجیر، متهمین مربوط، سرانجام با حداقل مجازات که هجده ماه زندان بود، ماجرای شرکت گوشت را به باد فراموشی سپردند». این نشریه تأکید میکند که: «ما مدارک زنده و روشن داریم که دولتها مسبب گرانی هزینة زندگی و دامن زدن به فقر و فاقة اکثریت افراد ملت بودند. برای اینکه هیئت حاکمه در حل یکی از بدیهیترین و سادهترین مسائل زندگی که تأمین مواد غذایی و تثبیت نرخ آن بوده باشد، عاجز و ناتوان بود و در برابر محتکرین و حامیان متنفذ آنها، دائماً عقبنشینی میکرد». این نشریه با اشاره به اقدام وزارت کشور در برخورد با گرانفروشان متذکر شده است که: «در راه مبارزه با گرانفروشان، راهی وجود ندارد مگر اینکه دولت، علت را جستوجو کند و ببیند ریشة گرانی و قحطی در چیست و آیا واقعاً روغن حیوانی خروار خروار به شیخنشینهای خلیجفارس صادر میشود و محصول برنج و حبوبات که یک روزی ایران صادر کنندة این دو قلم ماده غذایی بود، به علت کمآبی نقصان یافته است؟ همچنین دولت وظیفه دارد قانون منع احتکار و مبارزه با گرانفروشان را به شدت اجرا کند به شرطی که اجرای قانون را به دست مأمورین نااهل نسپارد و عیناً مانند ترکیه که هرکس به گرانفروشی بپردازد، بدون چون و چرا تا مرحلة اعدام، محکومیت پیدا میکند، به خاطر سعادت و رفاه اکثریت افراد ملت چند نفر از ریشحناییهای خر مقدس را به شدیدترین مجازات مقرر در قانون محکوم سازد و مطمئن باشد در نتیجة اجرای دقیق قانون و عدم رعایت ملاحظات و خویش و قومی، مسئلة گرانی و قحطی مواد غذایی برای همیشه پایان خواهد یافت و هیچیک از متنفذین هم جرئت حمایت از محتکرین و بازی کردن با مایحتاج عمومی و زمینهسازی برای گرانی خواربار پیدا نخواهد کرد.[9]
پینوشتها:
[1]. صحیفه امام، جلد اول، از ابتدا تا مهر 44، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1378، ص 218 و 9.
[2]. روزنامه اطلاعات، ش 11084، 15/2/1342، ص 16.
[3]. روزنامه کیهان، ش 5936، 15/2/1342، ص 12.
[4]. هفتهنامه دنیا، ش 65، 14/2/1342، ص 3.
[5]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 231.
[6]. همان، ص 232.
[7]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک، جلد 7، سیدضیاءالدین طباطبایی، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران، 1381، ص 294 و 5.
[8]. هفته نامه دنیا، ش 742، 14/2/1342، ص 1 و 3 و 4.
[9]. هفته نامه دنیا، ش 742، 14/2/1342، ص 1 و 2.
