پنجشنبه 4 بهمن 1341 27 شعبان 1382 24 ژانویه 1963
10 بازدید
□ سفر شاه به قم
بامداد امروز محمدرضا پهلوی به منظور توزیع اسناد مالکیت زمینهای کشاورزی از تهران راهی قم شد. هواپیمای او در ساعت 10:50 صبح در فرودگاه البرز قم به زمین نشست. در این سفر، حسن ارسنجانی و عبدالحسین حجازی (رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران) او را همراهی میکنند.
در فرودگاه قم، فروغی (فرمانده پادگان قم) به وی خیرمقدم گفت و گزارشی از اوضاع شهر داد. سپس محمدرضا پهلوی با هیئت همراه، از خیابانهایی که منتهی به حرم مطهر حضرت معصومه(س) میشود عبور کرد و به صحن حرم رفت و در مرقد مطهر به زیارت پرداخت.[i] در طول مسیر وی، تعدادی از دانشآموزان و پیشاهنگان با در دست داشتن پرچمهای سهرنگ ایران در دو طرف خیابان ایستاده بودند. محمدرضا پهلوی سپس به میدان آستانه آمد که جمعی از مقامات قم به همراه کشاورزان و گروهی از مردم در آنجا حاضر بودند. او در مقابل صحن، در جایگاه مخصوصی که قبلاً آماده شده بود، قرار گرفت. در این هنگام، ارسنجانی به سخنرانی پرداخت و درباره تقسیم املاک حوزه شهرستان قم گزارشی قرائت کرد. پس از او هم نصر (رئیس اصلاحات ارضی قم) گزارش مختصری از وضع املاک قم داد. آنگاه، نمایندگان کشاورزانی که قرار بود سند مالکیت زمینهای کشاورزی را از محمدرضا پهلوی بگیرند، نزد شاه رفتند و اسناد مزبور را از وی گرفتند. به گفته نصر، کشاورزان حوزه شهرستان قم در مجموع 285 خانوار و به عبارتی بالغ بر 721 نفر هستند که اسنادشان به 81 نفر نمایندة آنان داده شد.[ii] در قم تاکنون 12 شرکت تعاونی روستایی تأسیس شده و 15 شرکت دیگر هم در شرف تأسیس است. تعداد مالکان مشمول قانون اصلاحات ارضی 30 نفر و مالکانی که داوطلبانه حاضر به تقسیم املاک خود شدهاند 11 نفر هستند.[iii]
□ عدم حضور روحانیون در مراسم استقبال از شاه
شهر قم، از زمانی که خبر مسافرت محمدرضا شاه به قم پخش شده، چهره متفاوتی به خود گرفته است. اغلب مردم، با عمل به توصیههای علما _ بهویژه آیتالله خمینی_ که روحانیون و مردم را از شرکت در مراسم استقبال از شاه منع کردهاند، کمتر بیرون میآیند و در معابر عمومی کمتر دیده میشوند. تنها عدهای از کارکنان و کارمندان دولتی و افراد وابسته به حکومت در مراسم استقبال از شاه حاضر شدند. علما و روحانیون شهر، ضمن آنکه این اقدام محمدرضا شاه را نوعی عرض اندام در مقابل روحانیون تفسیر میکنند، سعی دارند که از تأثیرات تبلیغاتی آن بکاهند و حکومت را در رسیدن به اهداف خود مأیوس سازند. اکثر علما و مراجع عظام ضمن تشریح اهداف سفر شاه به قم از روحانیون و معممین خواستهاند که از حضور در مراسم استقبال خودداری کرده و حتیالمقدور تلاش کنند در معابر عمومی و خیابانها کمتر ظاهر شوند. از اینرو، بیشتر روحانیون امروز را یا در منازل خود سپری کردند یا اینکه در حجرههای درس و مباحثه ماندند و کمتر بیرون آمدند. برخی هم دستهجمعی به یکی از خانههای دوستان و نزدیکان خویش رفتند و ضمن دوری از شهر، به واسطه افراد غیرروحانی و بستگان خود، از اوضاع شهر و چگونگی ورود شاه به قم و موضوع سخنرانی وی در میدان آستانه خبر یافتند.[iv]
البته تعداد اندکی از روحانیون هم به میدان آستانه آمدند که با مشاهده وضعیت و اینکه هیچیک از علما و روحانیون در آن مراسم حضور نداشتند، بلافاصله از میدان آستانه به مدرسه فیضیه _ که دقیقاً روبروی آن میدان است_ رفتند. عدهای از آنان هم از حیاط مدرسه، مراسم توزیع اسناد و در نهایت سخنرانی شاه را که بیش از همه، طرف خطابش روحانیون بود، زیرنظر گرفتند.[v]
□ سخنرانی اهانتآمیز شاه در قم
محمدرضا پهلوی، پس از توزیع اسناد مالکیت زمینهای کشاورزی میان نمایندگان کشاورزان حوزة شهرستان قم، در جایگاه ویژهای در میدان آستانه، مقابل صحن مطهر حضرت معصومه(س) قرار گرفت و سخنرانی کرد.
او در مکان مقدسی قرار داشت؛ از دیرباز قم و آستان مقدس حضرت معصومه(س) نزد مردم ایران از احترام خاصی برخوردار بوده است. شاه به خاطرات گذشتة خود اشاره کرد و از اعتقادات دینی و مذهبیاش سخن گفت. به سابقة بیماری خود در 6 یا 7 سالگیاش اشاره کرد که پزشکان از معالجة آن درمانده بودند اما با توجهات امام علی(ع) که در خواب به وی آبی داده بود از آن بیماری مهلک نجات یافت و حالش روز بهروز بهتر شد. در ادامة سخنرانی، باز به خوابی اشاره کرد که در ایام نوجوانی توفیق رؤیت حضرت مهدی(عج) را پیدا کرده بود. شاه با پرداختن به این نوع خاطرات در دوران گذشتهاش میکوشید که توجه افراد مذهبی را در قم (شهری که به عنوان کانون دینداری ایرانیان مورد توجه همگان قرار دارد) به خود جلب نماید. بنابراین، با دستمایه قرار دادن و مطرح ساختن این گونه عوالم کودکانه، خود را فردی مذهبی و پایبند به اصول مذهب نشان میداد. از اینرو ادامه داد که در همان ایام نوجوانی «به اتفاق خانواده خود به زیارت امامزاده داوود در شمال تهران میرفتیم. من روی زین اسبِ سرهنگ امیر اصلانخان و جلوی وی نشسته بودم. یک مرتبه پای اسب لغزید و از روی اسب روی صخره سنگی با سر فرود آمدم و بیهوش شدم. وقتی که به هوش آمدم هیچگونه آثار جراحتی در من نبود. از من پرسیدند چه شد؟ گفتم: حضرت عباس در وسط هوا و زمین مرا نگه داشت».[vi]
محمدرضا پهلوی با بیان این خاطرات بر این تأکید میکرد که به خداوند و ائمه اطهار(ع) نزدیک است و اظهار کرد عملیاتی که امروز برای مالک کردن مردم کشور انجام میدهد، همگی مورد پسند خدا واقع است و عدالت اجتماعی و آزادی را در جامعه برقرار خواهد کرد.
او پس از ایراد این مقدمه، مخالفان اصلاحات ارضی و کسانی را که در این چند روز با اصول ششگانهاش مخالفت نمودهاند، طرف خطاب قرار داد و با جملات و عبارت وهنآمیز به آنان حمله کرد و گفت: «البته در این مورد همیشه در راه ما سنگهایی بوده است. افراد قشری و نفهمی بودهاند که هیچوقت مغز آنان تکان نخورده و نمیتواند تکان بخورد».
شاه با اشاره به اینکه تعلل و تأخیر جایز نیست و ایران هم نمیتواند دور خود دیوار بلند بکشد و از دیگر کشورها جدا بماند، اصولی را که حدود دو هفته پیش اعلام کرده بود به عنوان مبانی پیشرفت کشور تلقی نمود و یادآور شد که «در کنگره دهقانان موقعی که لوایح ششگانه را برمیشمردم توضیح دادم و گفتم که در راه جلوگیری از اصلاحات ایران، مسلماً ارتجاع سیاه و قوای مخرب سرخ از پای نخواهند نشست و تمام سعی خود را به کار خواهند برد که مانع این اصلاحات بشوند. البته هر کدام به یک عللی».
وی در این هنگام به معرفی هر کدام از آن و تشریح علل مخالفتشان پرداخت و ادامه داد: «ارتجاع سیاه اصلاً نمیفهمد؛ زیرا از هزار سال پیش یا بیشتر فکرش تکان نخورده و در هر جاهای دیگر هم شاید به همین طریق باشد. شاید بیشتر اینان فکر میکنند که زندگی فقط این است که از یک جایی ولو به ظلم باشد، به زور باشد، به بطالت باشد، به بیکاری باشد، یک چیزی به او برسد و او یک غذایی بخورد و شب سر به بالین بگذارد و فردا دومرتبه همین زندگی تکرار شود. حالا مگر او متوجه است که جامعة امروزه مقررات دارد؟ تمدن امروزه شرایطی دارد که مهمترین آنها عدالت است، رفع ظلم است، تساوی حقوق است، موضوع کارکردن است، زحمت کشیدن است. امروز در دنیا مفتخوری از بین رفته، ولی برای او چه فرقی میکند؟ به او یک چیزی برسد ولو سایرین همه از فلاکت و بدبختی و گرسنگی بمیرند، به حال او فرقی نمیکند».
شاه با این جملات توهینآمیز آشکارا برضد روحانیت سخن میگفت. در این هنگام گروهی از روحانیون که در حیاط مدرسه فیضیه جمع شده بودند و سخنان وی را میشنیدند، تصمیم گرفتند که درهای فیضیه را بشکنند و سخنرانی شاه را برهم بزنند. اما چند تن از آنان که آیندهنگری داشتند، طلبهها را از این کار بازداشتند و به آنان یادآور شدند که این کار درست نیست و ممکن است با فیلمبرداری و عکسبرداری و انعکاس تصاویر میان مردم، جریان به ضرر روحانیت شود و حکومت به آنچه میخواهد دست یابد.[vii]
او در ادامه سخنرانی به گروه دوم از مخالفان برنامههای به اصطلاح «اصلاحات» پرداخت که در ابتدای سخنانش از آنها با عنوان قوای مخرب سرخ یاد کرده بود: وی گفت: «اما مخربین سرخ. تکلیف آنها روشن است. من اتفاقاً از آنها کینهام کمتر از این اشخاص نفهم است. چرا؟ برای اینکه آنها علنی میگویند که من خائنم و میخواهم مملکتم را تحویل دیگران بدهم؛ خوب تکلیف همه روشن است. آدم با یک آدم پست و خائن تکلیفش روشن است. این دیگر دروغ نیست، این دیگر تزویر نیست، علناً میگوید. اما کسانی که این حرف را نمینزنند ولی در عمل عین این رفتار را میکنند آنها که ماسک دیگری به صورت دارند. آنها که به دروغ صحبت از آزادیخواهی میکنند، آنها چه میگویند؟ ببینیم اینها در این بیست سال چه کردهاند؟ از موقعی که من به سلطنت رسیدهام من چه کردهام و اینها چه کردهاند»؟
او در حالی که به سمت حرم حضرت معصومه(س) ایستاده بود، با دعا برای کامیابی خود در اجرای اصلاحات، سخنانش را به پایان برد.[viii] سپس مستقیماً راه فرودگاه را در پیش گرفت و به تهران بازگشت.
□ سخنان نخستوزیر
اسدالله علم اولین جلسه سخنرانیهای سالانه انجمن فارغالتحصیلان دانشگاههای آمریکایی بیروت را در تالار فرهنگ در ساعت 17 افتتاح کرد. در ابتدای این مراسم، محمدعلی نقیبزاده (رئیس آن انجمن) و فضل عتیق (به نمایندگی از طرف فرهنگیان کشور) در سخنان کوتاهی اهداف انجمن را بیان و آمادگی فارغالتحصیلان را در دادن رأی مثبت به لوایح ششگانه اعلام کردند. آنگاه علم پشت میکروفن قرار گرفت و ضمن تمجید و تحسین از سخنرانی امروز شاه در قم، به حاضران گفت که اگر موفق به شنیدن سخنان او نشدهاند حتماً امشب از رادیو سخنان شاه را گوش دهند. علم سخنان محمدرضا پهلوی را برخاسته از مکنونات قلبی خواند که سالها علاوه بر داشتن آرزوی ترقی کشور، با موانع خفقانآور دست به گریبان بوده است. در ادامه هم خطاب به عدهای از تحصیلکردهها و افرادی که در این جلسه شرکت کردهاند، سخن از خبر تازه داد و به اغراق فراوان درباره آن سخن راند؛ بدون آنکه به خبر بپردازد، فقط به این چند جمله بسنده کرد که «ما توطئه دیگری کشف کردیم و آن عبارت از این است که همین قوا به طبقه نسوان دستور داده بودند که به یک سفارت خارجی بروند و در آنجا پناهنده بشوند».[ix] نخستوزیر درباره این طبقه و اینکه آنان چه کسی هستند و اصلاً زنان به سفارتِ کدامیک از کشورهای خارجی قرار بود پناهنده شوند، توضیحی نداد.
□ عدم حضور متولی آستانه حضرت معصومه(س) در مراسم استقبال از شاه
حاج سیدابوالفضل تولیت، متولی آستان مبارک حضرت معصومه(س) که نمایندگی مردم قم را هم در مجلس شورای ملی برعهده دارد، پیش از این، از مسافرت محمدرضا پهلوی به قم مطلع بود، اما امروز در تهران ماند و در مراسم استقبال و سخنرانی او در میدان آستانه قم شرکت نکرد. نائب تولیت آستانه، سیدمحمد تولیت (فرزند سیدابوالفضل) هم که عهدهدار امور آستان است، با مشورتی که روز گذشته با حاجآقا روحالله خمینی انجام داده بود،[x] پیش از ورود شاه به قم از شهر بیرون رفت تا مجبور به استقبال از وی نشود. او حتی پیغام حسن پاکروان را که گفته بود باید در مراسم حاضر باشید و عدهای را هم با خود بیاورد، نادیده گرفت و از قم بیرون رفت.[xi] نبود آن دو در مراسم امروز جلب توجه کرد و از دید محمدرضا پهلوی نیز پنهان نماند. او جای خالی آنها را حس میکرد و با شگفتی از اطرافیان سراغشان را میگرفت که هر کدام به گونهای از دادن پاسخ صریح و روشن طفره میرفتند.[xii] برخی بر این باورند که بخشی از ناراحتی شاه که در حین سخنرانی بروز داد، در نتیجه غیبت حاج سیدابوالفضل تولیت در میان استقبالکنندگان بوده است.
□ تظاهرات هواداران حکومت در قم
پس از پایان سخنان محمدرضا شاه در قم، عدهای از هواداران حکومت، در خیابانهای اطراف میدان آستانه دست به تظاهرات زدند. آنان شعارهایی در پشتیبانی از شاه و سخنان او که دقایقی پیش گفته بود، سردادند. شعارهایشان نشان میدهد که تظاهرکنندگان از اهالی قم نیستند و بیشترشان از وابستگان حکومت بوده که از تهران یا مناطق دیگر به شهر آمدهاند تا در اقدامی به تبلیغات گسترده بپردازند. شعار آنان برضد مخالفان رفراندوم بود. آنان با سر دادن شعار «دیگه پلوخوری تمام شد / مفتخوری تمام شد» در چند خیابان و کوچة اطراف میدان آستانه راهپیمایی کردند.
این تظاهرات در واقع علاوه بر اظهار حمایت از شاه و ضدیت با مخالفان او، بیشتر پاسخی بود به تظاهرات روز گذشتة مردم و روحانیون قم که در آن شعار داده بودند: «ما پیرو قرآنیم / رفراندوم نمیخواهیم».[xiii]
□ نامه آیتالله شریعتمداری به سه تن از علمای خراسان
حجتالاسلام عبایی، یکی از طلاب حوزة علمیه قم که در درس آیتآلله سیدمحمدکاظم شریعتمداری حاضر میشود، امروز برای رساندن نامة وی عازم مشهد شد. دیروز نامة آیتالله شریعتمداری به دست او رسیده و مأموریت یافته بود که بیدرنگ خود را به مشهد برساند و آیات عظام سیدمحمدهادی میلانی، حاجآقا حسن قمی و حجتالاسلام بختیاری را از اوضاع شهر قم، تعطیلی بازار و اعتراضاتی که در مخالفت با رفراندوم روی داده است، آگاه سازد. عبایی بعد از دیدار با دوستان و همدرسانش در مدرسة مروی، با وجود اوضاع خطرناک و کنترل شدیدی که مأموران امنیتی و انتظامی در معابر ورودی و خروجی شهر قم، اعمال میکنند، صبح امروز از قم راهی مشهد شد.[xiv]
□ فعالیت روحانیون مشهد در مخالفت با لوایح ششگانه
اگرچه برخی از علمای قم میکوشند که مراجع و روحانیون مشهد را در مخالفت با رفراندوم با خود همگام سازند، خبرهای رسیده از مشهد حاکی از این است که در آن شهر فعالیتهای چشمگیری در این زمینه در حال انجام است. به گزارش یکی از مأموران ساواک در مشهد، آیات عظام میلانی و قمی به کمک طلاب و روحانیون در تلاش هستند که بازارها را تعطیل کنند. آنان از حاج احمد مختارزاده خواستهاند که برای دستیابی به این هدف بکوشد. همچنین قصد دارند نماز جماعت را در مساجد مشهد اقامه نکنند. مأمور ساواک در ادامه گزارش خود نوشته است: «دو نفر آیتالله مزبور قصد داشتند اعلامیهای در مشهد منتشر نمایند ولی چون وسیلة چاپ نبود، میسر نشد. عدهای درخواست کردند که این اعلامیه را تایپ کنند، ولی از قرار اطلاع بعدی، امروز یک نفر از طرف آیتالله میلانی با قطار به تهران اعزام خواهد شد تا در آنجا ترتیب چاپ اعلامیه داده شود». در پایان این گزارش ضمن اشارة گذرا به تحصن بانوان در اعتراض به دستگیری آیتالله طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی و چند تن دیگر از اعضای نهضت آزادی، آمده است که قرار است فردا ساعت 11 صبح عدهای در منزل آیتالله میلانی دوباره اجتماع کنند.[xv]
□ سخنان نخستوزیر
اسدالله علم امشب ضمن اشاره به تظاهرات مذهبیها در این چند روز گذشته گفت: «دولت اقدام لازم را به عمل میآورد و تمام وسائل را به کار میبرد تا کوششهای خرابکارانه را عقیم سازد». او دلیل مخالفت رهبران مذهبی را با سیاست دولت ذکر نکرد و اقدامات آنان را تاریک خواند. همچنین از مدارکی سخن به میان آورد و بر اساس آن ادعا کرد که مالکان مبلغ 13750 دلار به یکی از رهبران مذهبی دادهاند تا با قانون اصلاحات ارضی مخالفت کند. او مدرک مورد ادعایش را نشان نداد و از گفتن نام آن رهبر مذهبی خودداری کرد. اما گفت که مدرک و کسی که پول را حمل میکرده، در اختیار دولت است و «چنانچه رهبران مذهبی به مخالفت خود با اصلاحات ادامه بدهند، از آنان استفاده خواهد کرد».[xvi]
□ عدم تشکیل انجمن نظارت بر رفراندوم خراسان
در حالی که بیش از دو روز به برگزاری رفراندوم و رأیگیری دربارة لوایح ششگانه باقی نمانده است، در مشهد هنوز انجمن نظارت بر رفراندوم تشکیل نشده است. دلیل این امر، مخالفت صریح سیدجلال تهرانی، استاندار خراسان و نایبالتولیة آستان مقدس رضوی، با اصلاحات ارضی در آن استان و معرفی نشدن نمایندة استان در وزارت کشور برای تشکیل انجمن نظارت مشهد بیان شده است. از اینرو مشخص نبودن وضعیت انجمن نظارت بر رفراندوم در استان خراسان موجب نگرانی وزیر کشور شده و پای ساواک مرکزی هم به میان آمده است. به طوری که اداره مرکزی ساواک در تلگرافی به ساواک مشهد ضمن اعلام این نگرانی، خواست: «برای اینکه وقفه یا مسامحهای در کار پیش نیاید، متن تلگراف را از تلگرافخانه گرفته و به استانداری برساند و با تأکید بر فوریت کار در ابلاغ دستور به شهرستانها به طور تلگرافی یا تلفنی، همکاری کند و تأکید کند که تا آخر وقت اداری امروز اعضای انجمنهای نظارت در شهرستانهای استان برابر دستورات صادره تعیین شود و به وسیله رسانههای گروهی به آگاهی مردم برسد». رئیس ساواک خراسان این دستور را اجرا کرده اما همچنان با مخالفت تهرانی روبهرو شده است. تا اینکه بدون اطلاع و همکاری وی و به کمک فرماندار مشهد، چند شخص مورد نظر بدون آنکه خود آنان از قضیه مطلع باشند، به عنوان اعضای انجمن نظارت بر رفراندوم در استان خراسان معین شدهاند و در اطلاعیهای تشکیل انجمن نظارت و اسامی اعضای این انجمن به وزارت کشور، رادیو و چند روزنامه محلی خراسان مخابره شد.[xvii]
□ ضرب و شتم گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران
همزمان با مراسم توزیع اسناد مالکیت زمینهای کشاورزی و سخنرانی محمدرضا پهلوی در قم که در آن به شدت به مخالفان رفراندوم حمله کرد، دانشگاه تهران شاهد حوادث تلخباری شد. پیش از ظهر امروز گروهی از دانشجویان در میدان مرکزی دانشگاه جمع شده بودند و قصد داشتند با راهپیمایی آرامی مخالفت و اعتراض خود را به رفراندوم و لوایحی که برای رأیگیری اعلام شده است، نشان دهند. شعار نوشتههایی را هم به همراه داشتند که روی آن نوشته شده بود: «دانشجویان با اصلاحات موافقاند ولی دیکتاتوری را قبول ندارند». «اصلاحات آری دیکتاتوری نه» و «رفراندوم غیرقانونی است».[xviii] در برخی بخشهای دانشگاه، روی دیوارها شعارهایی از این دست نوشته شده بود.
بیش از چند دقیقهای نگذشته بود که دانشجویان معترض مورد حمله قرار گرفتند و به شدت مضروب و مجروح شدند. حملهکنندگان، سربازان و کماندوهای نظامی و مأموران ساواک بودند که بسیاری از منابع تعدادشان را حدود دو هزار نفر گزارش کردهاند. در صورتی که عبدالله وثیق (رئیس پلیس تهران) اعلام کرد آنان دستهای از کارگران و کشاورزان بودند که تظاهرات ضددولتی دانشجویان را سرکوب کردهاند.[xix] سربازان و کماندوها، در حالی که سرتیپ حکیمی (مسئول انتظامات دانشگاه تهران) در جلوی آنان حرکت میکرد، ابتدا شعارنوشتهای را که بر آن شعار «اصلاحات آری، دیکتاتوری نه» نوشته و بر سردرِ دانشگاه نصب شده بود، پایین کشیدند و آن را آتش زدند. سپس با دادن شعار «جاوید باد شاه» به محوطه دانشگاه وارد و به دانشجویان دختر و پسر حملهور شدند. این گروه دانشجویانی را که در حال تظاهرات بودند، دستگیر کردند و برخی از آنان را تا حد مرگ کتک زدند. افزون بر این، به کلاسهای درس ریختند و در آنجا هم باز دانشجویان را مضروب ساختند. کتابها را پاره پاره کردند، قفسهها را درهمشکستند، ماشینهای تحریر را خُرد کردند، وسایل آزمایشگاه را به هم ریختند و برخی از این وسایل را به تاراج بردند. میز، صندلی، در و پنجره و هر چیزی که به دستشان میآمد و جلوی راهشان بود، نابود کردند و از بین بردند. «حتی درمانگاه دانشگاه را هم مصون نگذاشتند و خساراتی به آنجا وارد ساختند».[xx] از همه بدتر و خونبارتر، وضع دانشکدههای پزشکی، فنی و علوم بود. به طوری که تمام سرسرای آن از خون پر شده بود.[xxi] گروهی از حملهکنندگان در محوطه دانشگاه شاخههای بزرگ درختها را میشکستند و به سمت دانشجویان حمله میبردند و پس از ضرب و جرح دانشجویان، آنان را وادار میساختند که دانشگاه را ترک کنند.[xxii] با وجود این، رئیس پلیس تهران اعلام کرد که در حمله به دانشگاه تهران به کسی آسیبی نرسیده است. او این حمله را طوری وانمود کرد که گویی اتفاق خاصی نیفتاده و با این شگرد توجه افکار عمومی را بیشتر به وقایع خیابانها و حوادثی که در چند منطقة تهران روی داده، معطوف ساخت. وی گفت: «کارگران در دو سمت خیابان صف کشیده بودند و به اتومبیلها دستور میدادند که به مناسبت روز جشن کارگری چراغهای خود را روشن کنند. چند اتومبیلی که از این دستور سرپیچی کردند مورد حمله کارگرانی واقع شدند که به چوب و سنگ مجهز بودند.[xxiii] اما آنچه در دانشگاه تهران رخ داده، غیر از این بوده است. عدهای از دانشجویان هنگام فرار از درهای فرعی مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و مجروح شدند.[xxiv]
حمله به دانشگاه تا ظهر امروز ادامه یافت. یکی دو ساعت پس از ظهر نیز محوطه دانشگاه در اشغال قوای نظامی و امنیتی بوده و کلاسهای درس نیز تعطیل شده است.[xxv] حملهکنندگان در حالی که عکسی از محمدرضا پهلوی را پیشاپیش خود در دست داشتند، دانشگاه را ترک کردند.[xxvi] رویداد امروز دانشگاه تهران را بیشتر خبرگزاریها، از جمله یونایتدپرس و رویترز، به سراسر جهان گزارش دادند.[xxvii]
□ سخنان آیتالله طالقانی در بازجویی
آیتالله سیدمحمود طالقانی که از دیروز در زندان قزلقلعه تهران در حال بازداشت به سر میبرد، امروز توسط مأموران ساواک تحت بازجویی قرار گرفت. ساواک اتهام او را «اقدام بر ضد امنیت داخلی مملکت» عنوان کرد و ضمن تهیة پیشینة فعالیتهای او، مخالفت با لوایح ششگانه و ایراد سخنرانیهای متعدد برضد رفراندوم را از جمله همین موارد اتهامی وی دانسته است. آیتالله طالقانی در بازجویی امروز ضمن بیان چگونگی ورودش به جمعیت نهضت آزادی ایران تصریح نمود: «من در تمام سخنرانیهای مذهبی خود بر حسب وظیفه اسلامی و طرفداری از قانون اساسی از کسانی که از اصول اسلامی و قانون اساسی منحرف شوند انتقاد میکنم و بیشتر حکومتها را مسئول میدانم» وی در پاسخ به سؤالی که دربارة رفراندوم از او شد گفت: «رفراندوم به طور کلی درباره قانون و تغییر آن و یا تغییر رژیم است. ولی موادی که به رفراندوم گذارده شده در مورد اصلاحات ملکی اسلام است و چون ایران کشور اسلامی است و قانون اساسی هم تصریح دارد، احتیاج به رفراندوم ندارد و بیمورد است. درباره الغاء عنوان ارباب رعیتی مراجعه به آراء عمومی مسخره است و قرآن این عناوین را در هزار و چهارصد سال پیش ملغا کرده است و با سپاه دانش هم مخالفتی ندارد تا محتاج به مراجعه به آراء عمومی باشد. تصویبنامه دولت هم اگر حق دولت است احتیاج نیست و اگر حق دولت نیست باید در مجلس تأیید شود». وی در پایان بازجویی ارسنجانی را وزیری دانست که قصد خیانت به مملکت را در سر دارد و سخنرانیهای مشمئزکننده، بیشرمانه و تحریکآمیزی انجام میدهد.[xxviii]
نهضت آزادی ایران در دومین اعلامیهای که پس از حمله چماقداران و چاقوکشان به دانشگاه تهران منتشر کرده است، ضمن محکوم ساختن حمله آنان و با اشاره به شواهد موجود در وقایع اخیر، «فضای حاکم بر جامعه کنونی کشور را اختناقآور و مخالف شرط اول رفراندوم» (که همان آزادی بیان و افکار و عقاید است) دانست. این جمعیت در اعلامیه خود ملت شرافتمند، کارگران و کشاورزان عزیز ایران را مخاطب قرار داده و نوشته است: «دولت و شاه به نام شما و ظاهراً به خاطر شما میخواهند رفراندوم بنمایند... در حالی که شرط اول رفراندوم وجود آزادی بیان و افکار و عقاید است. در دو روز گذشته سران جبهه ملی ایران را که بنا بود روز جمعه میتینگی در جلالیه برای بیان نتایج نامطلوب و عواقب وخیم این رفراندوم قلابی تشکیل دهند، زندانی کرده و بعضی از آنها را در حال تب و بیماری به زندان افکندهاند. تعداد زیادی از علمای اعلام و روحانیون مبارز و حتی مراجع تقلید را مضروب و مجروح و حتی زندانی کردند و عده دیگری را در خانههای خود توقیف ساختند. عدهای از بازرگانان محترم را که به عنوان اعتراض بازار تهران را تعطیل کردهاند، مضروب و مجروح و زندانی کردهاند. روز قبل عدهای چماق به دست و چاقو به جیب را در لباس دهقان و کارگر به دانشگاه بردند و به جان دانشجویان بیپناه انداختند که عدهای مضروب شدند. در تمام ادارات و مؤسسات ملی دستور شدید به کارمندان دادهاند که روز شنبه (ششم بهمن) با شناسنامه سرِ کار خود حاضر شوند تا آنان را مجبور به دادن رأی موافق کنند. اینهاست نمونهای از عملیات دولت جابر و آزادیکُش که سنگ حمایت از دهقان و کارگر را به سینه میزند».[xxix]
□ اعلامیه دیگر نهضت آزادی
دیروز هیئت اجرایی جبهه ملی در اطلاعیهای اعلام کرده بود که روز جمعه (پنجم بهمن) در میدان جلالیه تهران میتینگی برپا خواهد کرد و درباره مخالفت با رفراندوم چند تن از اعضای این جبهه به سخنرانی خواهند پرداخت.
از اینرو دولت در یک اقدام پیشگیرانه، بامداد امروز سربازان و نظامیان ارتش را که مُجهز به تانک و زرهپوش بودند به سمت میدان جلالیه (میدان اسبدوانی) روانه ساخت و میدان را در اختیار آنها گذاشت،[xxx] تا از برپایی میتینگ جبهه ملی جلوگیری کنند. قوای نظامی هم اکنون در میدان جلالیه مستقرند و به نظر بعید میرسد که با چنین وضعیتی، جبهة ملی بتواند میتینگ اعلام شدة خود را در روز جمعه در آن میدان برگزار کند.
□ دستگیری شیخ فضلالله محلاتی
حجتالاسلام فضلالله مهدیزاده فرزند غلامحسین که به شیخ فضلالله محلاتی مشهور است به اتهام «اقدام برضد امنیت داخلی مملکت» با قرار بازداشت موقت دستگیر و در زندان قزلقلعه تهران زندانی گردید.[xxxi]
□ تصویب اعتبارات مربوط به اجرای قانون اصلاحات ارضی
هیئت وزیران در جلسه امروز پیشنهاد وزارت کشاورزی را با موافقت وزارت صنایع و معادن (که قسمتی از اعتبارات لازم را برای اجرای قانون اصلاحات ارضی از طریق فروش سهام کارخانجات دولتی تأمین میکند) تأیید و لایحهای را در چهارده ماده و یک تبصره تصویب کرد. مادة یک این مصوبه اعلام میکند که کلیه کارخانههای دولتی (اسامی آنها به پیوست مصوبه چاپ شد) به صورت شرکت سهامی اداره خواهد شد. در ماده پنجم نیز تأکید شده است: «اداره امور شرکت برطبق اصول بازرگانی بوده و منحصراً مشمول مقررات این قانون تجارت و اساسنامه شرکت خواهد بود. این مصوبه، بانک کشاورزی را تنها بانکی میداند که سهام شرکت سهامی توسط آن به فروش خواهد رسید و همه وجوه نقدی شرکت هم در آن بانک متمرکز خواهد شد. در پایان مصوبه دولت آمده است وزارتخانههای کشاورزی و صنایع و معادن مأمور اجرای تصویبنامه بودهاند و دولت هم مکلف است پس از افتتاح مجلسین مجوز قانونی آن را به دست آورد».[xxxii]
□ دستور دولت به جراید
به موجب دستور دولت، جراید باید سرمقالههای خود را به قدردانی و تشکر از اقدامات قاطعانه دولت در سرکوبی مخالفین رفراندوم در تهران و شهرهای دیگر اختصاص دهند.[xxxiii] به همین سبب یکی دو روز است روزنامهها و مجلات وابسته به دولت و حکومت مخالفتها و اعتراضهایی را که در تهران، قم، مشهد و چند شهر دیگر نسبت به رفراندوم صورت گرفته محکوم، از اقدام دولت در سرکوبی این مخالفت قدردانی کردهاند و آن را عملی برای تأمین امنیت جامعه و ایجاد آرامش و آسایش عمومی دانستهاند. در این میان اقدام هرمزی (مدیر سازمان تبلیغات فاکوپا) که به نوعی ابتکار به شمار میآید. جالب توجه است که او پیشنهاد داده است روزنامههای اطلاعات و کیهان در دو سه روز مانده به برگزاری رفراندوم هیچ آگهی تبلیغاتی نپذیرفته و به جای آن در همه صفحات، مردم را به شرکت در رفراندوم و دادن رأی مثبت به مواد ششگانه دعوت کنند.[xxxiv]
□ تبلیغ و تشویق مردم برای پشتیبانی از لوایح ششگانه
خبرگزاری آسوشیتدپرس از تظاهرات گسترده مخالفان و موافقان رفراندوم در ایران خبر داد که در شهرها و مناطق مختلف کشور امروز به راه افتاده بود. بر پایه این خبر قسمت قدیمی و سنتی بازار تهران همچنان در حال تعطیلی به سر میبرد و قصد دارد اعتصاب سه روزهای را جامه عمل بپوشاند که چند روز پیش در تجمع منزل آیتالله خوانساری آقای فلسفی اعلام کرده بود. در شهرهای قم و مشهد روحانیون آرام نگرفته، در برابر لوایح اعلام شده، همراه با طبقات مختلف مردم دست به تظاهرات اعتراضآمیز زدهاند. هرچند همین خبرگزاری از قول ناظران سیاسی پیشبینی کرد که با تبلیغات وسیعی که دولت در چند روز گذشته به راه انداخته، پیروزی برنامههای شاه ایران در رفراندوم اجتنابناپذیر است.[xxxv]
□ اعتصاب کارگران شرکت نفت
برخی از محافل خبری از اعتصاب کارگران شرکت نفت سخن به میان آوردهاند که از چندی پیش آغاز شده است. دولت هم برای جلوگیری از ادامه آن، دست به کار شده است و با تشکیل جلساتی، چنین وانمود میکنند که کارگران نفت موافقت خود را با لوایح ششگانه اعلام کردهاند.[xxxvi]
□ اطلاعیه حزب پانایرانیست در حمایت از لوایح ششگانه
حزب پانایرانیست با صدور اطلاعیهای که به امضای «کمیته عالی رهبری» آن رسیده است از لوایح ششگانه شاه پشتیبانی و رسماً اعلام کرد که اعضای حزب در رفراندوم ششم بهمن ماه شرکت خواهند کرد و در شمار موافقان مشروط آن لوایح هستند. «به لحاظ آنکه خلع ید از ارباب و پایان دادن به دوران مالکیت بزرگ از نظر ما در ایجاد تحول اجتماعی تأثیر بسزائی دارد و به لحاظ آنکه حزب پانایرانیست معتقد به ایجاد این تحول و دگرگونی بوده و میباشد، ولو اینکه بدون خلع ید از عوامل فاسد و منحرف و کهنه هیئت حاکم ایران وصول به نظم شایستة ملت ایران ممکن نیست، حزب پانایرانیست به خاطر حمایت و پشتیبانی از این گامی که به جلو برداشته شده است در امر تصویب ملی پاسخ آری خواهد داد و بدین ترتیب با توجه به مراتب مذکوره در فوق موافق مشروط میباشد. کمیته عالی رهبر حزب پانایرانیست».[xxxvii]
پینوشتها:
[i]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 1.
[ii]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 1؛ روزنامه پست تهران، ش 2831، 4 بهمن 1341، ص 1و 4.
[iii]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 1.
[iv]. خاطرات 15 خرداد، دفتر5، به کوشش علی باقری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری)، 1347 تا 1378،ص 298.
[v]. مسعودی خمینی، علی اکبر، خاطرات آیت الله مسعودی خمینی، به کوشش جواد امامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 249.
[vi]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 1.
[vii]. مسعودی خمینی، علی اکبر، همان، ص 74 و 75.
[viii]. پهلوی، محمدرضا، مجموعه تألیفات، نطقها، پیامها، مصاحبهها و بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران، ج 4، کتابخانه پهلوی، بیتا، ص 3081 و 3090.
[ix]. روزنامه اطلاعات، ش 11008، 6 بهمن 1341، ص 1 و 6؛ روزنامه کیهان، ش 5860، 6 بهمن 1341، ص 10.
[x]. اشعری، علی اکبر، خاطرات علی اکبر اشعری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (واحد تاریخ شفاهی)، ص 7.
[xi]. توکلیبینا، ابوالفضل، خاطرات ابوالفضل توکلیبینا، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص 48 و 49.
[xii]. معادیخواه، عبدالمجید، جام شکسته، خاطرات حجت ااسلام عبدالمجید معادیخواه، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص 215 و 219.
[xiii]. خاطرات پانزده خرداد، دفتر ششم، همان، ص 313 و 314.
[xiv]. فصلنامه یاد، س چهارم، ش 14، بهار 1368، ص 61 و 62.
[xv]. آیتالله العظمی سیدمحمدهادی میلانی به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381 ـ 1380، ص 74.
[xvi]. فصلنامه 15 خرداد، ش 7، بهار 1371 ش، ص 56.
[xvii]. هاشمی، منوچهر، داوری (سختی در کارنامه ساواک)، لندن، ارس، 1373، ص 307 و 309.
[xviii]. بولتن خبرگزاری پارس، محرمانه، ش 253، 6 بهمن 1341، ص 2 و 4.
[xix]. همان، ص 6.
[xx]. کوک، فردجی، راز یک میلیون دلار، سازمان مجاهدین خلق ایران، تهران، پوینده، 1344، ص 7.
[xxi]. دوانى، على، نهضت روحانیون ایران، ج 3، تهران، مؤسسه خیریه و فرهنگی امام رضا (ع)، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 216.
[xxii]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش 253، 6 بهمن 1341، ص 2 و 3.
[xxiii]. همان، ص 6.
[xxiv]. همان، ص 3 و 4.
[xxv]. بادامچیان، اسدالله، آشنایی با جمعیت مؤتلفه اسلامی، بی جا، بینا، بیتا، ص 32.
[xxvi]. روحانی، سیدحمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج 1 ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376 تا 1372، ص 244 و 245.
[xxvii]. فصلنامه 15 خرداد، ش 7، بهار 1371 ش، ص 56.
[xxviii]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 9: (آیتالله سیدمحمود طالقانی)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص 349 و 358.
[xxix]. سفری، محمد علی، قلم و سیاست از کودتای 28 مرداد تا ترور منصور، ج 2، تهران، نامک، 1373، ص 481 و 482.
[xxx]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش 253، 6 بهمن 1341، ص 35.
[xxxi]. رسولی محلاتی، سیدهاشم، خاطرات آیت الله سید هاشم رسولی محلاتی، به کوشش احمد رشیدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1383، ص 56.
[xxxii]. روزنامه فرمان، ش 318، 4 بهمن 1341، ص 1 و 3 و 4.
[xxxiii]. نیمه پنهان، ج 5 (اسدالله اعلم)، تهران، کیهان، 1379، ص 114 و 115.
[xxxiv]. روزنامه مشعل آزادی، ش 659، 15 بهمن 1341، ص 1.
[xxxv]. فصلنامه 15 خرداد، ش 7، بهار 1371 ش، ص 56.
[xxxvi]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش 253، 6 بهمن 1341، ص 11.
[xxxvii]. روزنامه اطلاعات، ش 11007، 4 بهمن 1341، ص 16.
