دوشنبه 12 فروردین 134/ 6 ذیقعده 1382 / 1 آوریل 1963
8 بازدید
± پاسخ آیتالله خمینی به تلگراف آیتالله خویی
آیتالله خمینی امروز به تلگراف تسلیت آیتالله سیدابوالقاسم خویی پاسخ داده و نوشتند: «تلگراف تسلیت در فاجعة عظیمه، موجب تشکر [گردید]. نظر عالی را به حوادث جبار که طلیعة هدم اصول است، جلب مینماید».[1] آیتالله خویی پیش از این، در تلگرافی به زبان عربی و خطاب به آیتالله خمینی، واقعة مدرسه را تسلیت گفته و نوشته بود: «جنایت ستمکاران در حوزة علمیه، قلب ما و تمامی مسلمانان را به درد آورد و گمان نکنید که خداوند وعدة رسولان و پیامبرانش را به تأخیر میافکند، خداوند عزیز، سختگیر و انتقامگیرنده است».[2]
± کمکهای مالی آیتالله خمینی به طلاب
مأمور ویژة ساواک، امروز از کمکهای مالی آیتالله خمینی به روحانیون و طلاب خبر داد. ادارة یکم عملیات ساواک در گزارش این موضوع نوشت: «از دو روز قبل، از طرف آیتالله خمینی به روحانیون وجوهاتی پرداخت میشود و حتی به کلیة طلاب، سهمیة نان و پول داده شده است و اظهار میدارد این وجوه را بازرگانان در اختیار او قرار دادهاند. همچنین علمای قم بالاتفاق مشارالیه را به ریاست خود تعیین نموده و نامههایی نیز از تهران برای ایشان به همین مضمون نوشته شده است”. در پایان گزارش ساواک آمده است: «توضیح آنکه تاکنون سابقه نداشته که از طرف آیتالله خمینی، وجوهی در اختیار روحانیون یا طلاب گذارده شود».[3]
±تلگراف آیتالله شیرازی به جمال عبدالناصر
در حالی که عموم روحانیون و علما در نامهنگاریهای خود، یکدیگر را در واقعة مدرسة فیضیه تسلی میدادند، آیتالله سیدعبدالله شیرازی که در نجف اقامت داشت، امروز تلگرافی به زبان عربی به جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر فرستاد و ضمن اعتراض به استبداد و سلب آزادی و به کارگیری روشهای تروریستی از جانب رژیم ایران، از وی استمداد کرد. او در ابتدای تلگرافش، جمال عبدالناصر را به عنوان رهبر بزرگوار اسلامی خطاب کرد و با اشاره به محدودیتهای اعمال شده از سوی «شاه و دولت ایران» بر علما، این رفتار را مغایر با احکام اسلامی، قوانین قرآن و قانون اساسی کشور دانست. او در این تلگراف نوشت: «آیا در جهان کسی نیست که به فریاد ملت ایران برسد؟ آیا یاوری نیست که اسلام و اهلش را یاری دهد؟ آیا کسی نیست که به خونخواهی روحانیون شهید شهر قم برخیزد؟ آیا کسی نیست که بپرسد مجروحین در بیمارستانها چه گناهی مرتکب شدهاند؟ آیا سؤالکنندهای نیست که از علت سوزاندن کتابها و قرآنها و شکستن درهای دانشگاهها و امثال آن سؤال کند؟ در حالی که ما به برگزاری مجالس عزاداری مشغولیم؟ از جنابعالی و به وسیلة شما از تمامی جهانیان یاری میطلبیم و میگوییم: همه از خداییم و به سوی او بازمیگردیم».[4]
± تقدیر جامعة اهل منبر خراسان از مجاهدات آیتالله خمینی
امروز جامعة «اهل منبر خراسان» تگلرافی به آیتالله خمینی فرستاده و مجاهدات خالصانة ایشان را ستودند. در این تلگراف ضمن اعلام پشتیبانی کامل از رهبران عالیمقام و آیات عظام و مراجع تقلید، خطاب به آیتالله خمینی آمده: «مجاهدات خالصانه و نصایح مشفقانة زعمای عالیقدر روحانی، مخصوصاً حضرت آیتالله، همواره مورد توجه و تأیید عامة مسلمین، خاصه ملت جعفری ایران است. از خداوند متعال توفیق خدمت به دین و اجرای اوامر رهبران دینی را مسئلت داریم”. [5]
± ادامة محکومیت فاجعة مدرسة فیضیه
گروهی از روحانیون اردبیل امروز تلگراف تسلیتی به آیتالله گلپایگانی فرستاده و حملة عوامل حکومت به مدرسة فیضیه را موجب هتک احترام حوزة علمیه دانستند. آنها در پایان تلگراف خود نوشتند: «امید است خداوند متعال با عنایت حضرت ولیعصر(عج) ارواحنا فداه جبران فرمایند».[6]
امروز دو اعلامیه در محکومیت حمله به مدرسة فیضیه در نجف اشرف منتشر شد. طلاب مدرسة قوام و هیئت علمیة مدرسة وسطی نجف اشرف در اعلامیههایی جداگانه، مردم را به حضور در دو مراسم ترحیم دعوت کردند. در اعلامیة طلاب مدرسة قوام آمده بود: «به مناسبت فاجعة بزرگی که در حوزة علمیة قم در تاریخ 25 شوال 1382 [2 فروردین 1342] در مدرسة فیضیه و سایر مراکز آن شهرستان مقدس رخ داده و جمعی از طلاب علوم دینیه، مضروب و مجروح و شهید شدهاند، با کمال تأسف و حسرت از طرف طلاب مدرسة قوام در شب 6 شهر ذیقعدهالحرام [12 فروردین 1342] از ساعت یک شب، مجلس ترحیم و دعا به یادبود روح آن شهدای مقدس منعقد است. علمای اعلام و قاطبة طلاب علوم دینی حوزه و مردم غیور و دوستداران روحانیت، شرکت خواهند نمود».[7] اعضای هیئت علمیة مدرسة وسطی نجف اشرف نیز در اعلامیة خود، حوزة علمیه قم را یکی از بزرگترین حوزههای علمی عالم تشیع دانسته و با اشاره به تلاش مخالفین و معاندین دین مبین اسلام در از بین بردن آن، نوشتهاند: «متأسفانه این دولت با دول استعماری، شخص شاه مملکت را که باید مطابق قانون اساسی ایران، شیعة اثنیعشری بوده و با تمام قوا مروج این مذهب باشد، برای انجام منویات غیرانسانی و شرمآور خود، اختیار نموده و این شاه با سرافرازی کامل، آلت دست آنها گشته و دانسته یا ندانسته مقاصد این کفار و دشمنان اسلام را یکی بعد از دیگری به جبر و زور و سرنیزه به مرحلة اجرا میگذارد». در این اعلامیه، ضمن شرح مختصری از آنچه که در روز دوم فروردین در مدرسة فیضیة قم رخ داده بود، آمده است: «این اعمال وحشیانه موجب تأسف تمام عالم اسلامی و مخصوصاً مایة اندوه فراوان حوزة علمیة نجف اشرف گشته و به مجرد رسیدن این اخبار اسفناک، دروس تعطیل شده و اعلام عزا و اقامة فواتح گردید. هیئت علمیة مدرسة وسطی به موجب همدردی و ابراز تأسف خود در شب چهارشنبه 8/11/1382 ق [14 فروردین 1342] اقامة فاتحه مینماید. از عموم برادران ایرانی خواستار است که با شرکت در این مجلس، ارواح پاک شهدای این سانحة جانگداز را شاد فرمایید».[8]
± احتمال اعتصاب بارفروشان میادین میوه
مخبرین ساواک از احتمال تعطیلی و اعتصاب بارفروشان میادین میوه خبر دادند. در گزارش ساواک از این موضوع آمده است: «شایع است بارفروشهای میدان قصد دارند به پشتیبانی از آیتالله خمینی سه روز تعطیل کنند».[9]
± تعطیلی بازار کاشان
امروز بازار کاشان به پیروی از مبارزات روحانیون و در اعتراض به واقعة مدرسة فیضیه تعطیل بود. از طرفی مأمورین انتظامی هم این اعتصاب را تشدید کرده و به مغازهدارانی که میخواستند باز کنند، میگفتند که امروز بازار تعطیل است».[10] ظاهراً تصمیم مقامات انتظامی کاشان بر این بوده است که وسعت این اعتصاب و تأثیر تبلیغی آن را کمرنگ کرده و وانمود کنند که این تعطیلی بازار، به دستور شهربانی بوده است. ساواک در گزارش وقایع امروز کاشان، علاوه بر شرح تعطیلی بازار، به اجتماع دو هزار نفری اهالی در مسجدی در این شهر پرداخت و نوشت: «یک واعظ که لهجة ترکی داشت و از قم آمده بود، بالای منبر رفته و پیراهن خود را بالا زده و گفت مردم، مأمورین شاه این را به روز من آوردند و آقای خمینی را کتک زدند و قرآنها را سوزاندند”. مخبر ساواک افزود: «در این موقع به جز دو نفر پاسبان، در مسجد کسی از مأمورین انتظامی نبود و کسی هم مزاحم واعظ نامبرده نگردید و هرچه دلش خواست گفت و بعد مردم را دعوت کرده که در ختم طلاب قم در مساجد شرکت جسته، دست از کار بردارند». ساواک در ادامة گزارش وضعیت امروز کاشان نوشت: «در روز روشن، تعداد زیادی اعلامیه و تلگراف در معابر، به وسیله اشخاص زده میشد و حتی با چهارپایه این کار را انجام میدادند و بعضی اعلامیهها با دست نوشته شده بود و متن آن را بسیار شدید هم نوشته بودند و کسی هم جرئت نداشت اعلامیهها را پاک کرده و یا بردارد، زیرا در کنار هر اعلامیه دو نفر ایستاده و مراقبت میکردند».[11]
±انتقاد رادیو پیک از روحانیون
رادیو پیک ایران در برنامة امروز خود، مخالفت روحانیون با حق رأی زنان را در انتخابات به شدت مورد انتقاد قرار داد و این مخالفتها را به منزلة فتوی دادن به اسارت زنان دانست. در بخشی از گفتار این رادیو آمده است: «از اینکه دامنة مخالفت عدهای از روحانیون با نجات زنان از بند قوانین ارتجاعی و اسارتآور، به تهران، پایتخت کشور نیز کشانده شده است، فقط میتوان اظهار تأسف نمود».[12]
± ورود محمدرضا پهلوی به مشهد
پس از چند روز تأخیر، محمدرضا پهلوی امروز بالاخره رهسپار مشهد شد. هواپیمای شاه، صبح امروز با بدرقة برخی مقامات لشکری و کشوری از فرودگاه مهرآباد پرواز کرد و ساعتی بعد همراه با استقبال استاندار و تولیت آستان قدس رضوی و دیگر مدیران دولتی، در فرودگاه مشهد به زمین نشست.[13] در این سفر، نخستوزیر و وزیران راه و فرهنگ نیز همراه شاه هستند.[14] محمدرضا پهلوی در بدو ورود به مشهد و پس از خیرمقدمی که از طرف مقامات محلی به وی گفته شد، در همان فرودگاه به روحانیت تاخت و بدون ذکر نامی از مراجع، آموزههای دینی آنان را برعکس حقایق اسلامی دانست. او در پاسخ به خیرمقدم شهردار مشهد، پس از اشاره به استعداد زیاد این شهر در توسعه و آبادانی، گفت: «این شهر مقدس مذهبی، نه فقط میتواند همیشه یک مرکزی برای قلبهای پاک و مقدس و متدین مملکت باشد، بلکه میتواند مرکز ترویج اسلام و حقایق اسلامی باشد. از اینجاست که باید احکام صحیح قرآن، آنطوری که هست، به ملت مسلمان ایران بازگو و حقایق اسلامی گفته شود. این ابداعاتی که یک عدهای برای دین خودشان درست کردهاند، برعکس حقایق اسلامی و برعکس اساس عدالت و اساس مساوات جلوهگر گردیده. اینها مانع پیشرفت و ترقی مملکت هستند. اینها عامل ارتجاع هستند و خوشبختانه تمام ایرانیان آنها را شناخته و میدانند که آنها عامل ارتجاع هستند. عوامل امپریالیسم هستند. پولها خرج کردهاند و چه تحریکاتی نمودهاند و چه قتلهایی شده است و حالا خوشبختانه ملت با فراست ایران، هیچوقت گول حرفهای این عده عناصر شناخته شده را نخواهند خورد و اگر لازم باشد، بهتر آنها را معرفی خواهیم کرد. جای خوشوقتی است که خود مردم ایران، پی به هویت اینگونه عناصر خائن بردهاند».[15] شاه بلافاصله، از فرودگاه به حرم مطهر امام رضا(ع) رفت و پس از بازدید از موزة آستان قدس رضوی، در مدخل ورودی حرم مورد استقبال حضرات آیات کفایی و سبزواری قرار گرفت. زیارت شاه از حرم مطهر، نیم ساعت زمان برد[16] و پس از آن، دقایقی به گفتوگوی خصوصی با آقایان کفایی و سبزواری پرداخت.[17]
±موضع شاه نسبت به اعلامیة آیتالله خمینی
شاه در برابر برخی اظهارنظرهای روحانیون و به خصوص اعلامیهای که آیتالله خمینی در روزهای پایانی سال گذشته منتشر کرده بودند، به شدت موضع گرفت و با اشاره به کاهش نفرات در قوای نظامی، مدعی تلاش برای فنی کردن ارتش شد. او که از تأثیر اعلامیة آیتالله خمینی بر مردم در محکومیت اعزام دختران به نظام وظیفه باخبر بود، به کلی منکر این موضوع شد و گفت: «یک از اکاذیبی که منتشر شده، این است که کسانی معلومالحال که مشغول اقدامات مذبوحانهای میباشند، انتشار دادند که دخترهای هجده و نوزده ساله را میخواهند ببرند به نظام وظیفه. در حالی که ما از تعداد مشمولین نظام وظیفة مرد، روز به روز کم میکنیم، آیا این مضحک نیست که چنین دروغ به اصطلاح عوام شاخداری را منتشر کردهاند؟ این دلیل بر ضعف و بدبختی و بیچارگی عناصری است که این جعلیات را منتشر میکنند. دخترهای این مملکت باید درس بخوانند، دنبال علم بروند، دنبال وظایف خانهداری بروند، دنبال مادری بروند و به اندازة کافی این مملکت مرد و مردان غیور دارد که بتوانند حافظ دین و آب و خاک و سرحدات آن باشند».[18]
شاه همچنین افزود: «گمان میکنم وظیفة مقامات مربوطه، چه انتظامی و چه قضایی، باشد که ناشرین این اکاذیب را از راه قانونی تعقیب کنند».
±نیشابور، مقصد بعدی شاه
قطار سلطنتی در ساعت 10:45، ایستگاه راهآهن مشهد را به سوی نیشابور ترک کرد.[19]
برنامة اصلی شاه در سفر به خراسان، تحویل اسناد زمینهایی است که در بیرجند مشمول قانون اصلاحات ارضی شده بود. بخش عمدة این اراضی، آبادیهایی است که به نخستوزیر تعلق داشت و چندی پیش برای تفکیک و تقسیم، در اختیار سازمان اصلاحات ارضی قرار گرفته بود. محمدرضا پهلوی ساعتی پس از افتتاح بناهای آرامگاهی نیشابور، به همراه اسدالله علم، رهسپار بیرجند شد.[20]
±سفر شاه به بیرجند
هواپیمای شاه ساعت 4 بعدازظهر در بیرجند به زمین نشست. در اینجا نیز برخی مقامات دولتی و نظامی به استقبال او آمده بودند. پیش از همه، سیدابراهیم فارابی، یکی از روحانیون این شهر به شاه خیرمقدم گفت و شاه را «مظهر قدرت الهی» خواند که به ظلالله تعبیر میشود. او در نطق خود در برابر شاه گفت: «نیات شاه در مرتبة علیا و حد اعلی قرار دارد ولی ادراک آن هم مستلزم عقل سرشار و استعداد فوقالعاده و اطلاع بر مقتضیات جهانی است».[21] محمدرضا پهلوی در پاسخ به این تمجید، بر ضرورت تغییرات اقتصادی و اجتماعی تأکید کرد و گفت: «در عهد ما و در این قرن که بشر فضا را تسخیر کرده است و جوامع دنیایی، هر روز قدمی بلندتر به سوی ترقی و تعالی و عدالت و مساوات برمیدارند، جامعة ما نمیتواند از این قافلة تمدن عقب بماند [...]. ما قدمهای لازم که ما را با جامعة امروز دنیا هماهنگ میکند، بدون آشفتگی، بدون خونریزی و بدون اینکه اساس قومیت ما متزلزل شود، برداشتهایم[...]. این کارها را اگر ما نکنیم، بالاخره روزی خواهد شد ولی الان از روی متانت و تدبیر انجام میگیرد اما آن روز معلوم نیست که به چه طریق». مهندس سالور، رئیس سازمان اصلاحات ارضی، گزارشی از پیشرفت کار تقسیم اراضی ارائه کرد و خطاب به شاه گفت: «در این استان چهارصد دهکده تاکنون تقسیم شده که 82 دهکدة آن از توابع شهرستانهای بیرجند، تربت حیدریه و کاشمر است و هزار و پانصد تن از کشاورزان شهرستانهای مذکور، فردا اسناد مالکیت خود را از دست مبارک شاهانه دریافت خواهند داشت و 53 قریة دیگر نیز در دست تقسیم است [...] که تا پایان فروردین ماه امسال تقسیم خواهد شد». شاه پرسید که آیا تمام دهکدههای بیرجند متعلق به علم و خانواده اوست؟ و جواب گرفت که: «قسمت اعظم اسنادی که فردا تقسیم خواهد شد، متعلق به نخستوزیر و خزیمه علم و خانوادة ایشان است و نخستوزیر قبل از موعد مقرر و داوطلبانه، املاک خود را برای تقسیم در اختیار سازمان اصلاحات ارضی گذاشته است». پس از این گزارش، شاه خطاب به مقامات سازمان اصلاحات ارضی دستور داد که: «چون املاک موقوفة آستان قدس رضوی در سال جاری باید طبق قانون اجاره داده شود، مطالعات اولیه انجام و نتیجه را گزارش دهید».[22]
± بخشنامة نحوة اجرای قانون سپاه دانش
اسدالله علم امروز در بخشنامهای به کلیة استانداران و فرمانداران کشور، نحوة اجرای قانون سپاه دانش را تبیین کرد. علم در مقدمة این بخشنامه مدعی شد که: «ریشهکن کردن بیسوادی، یکی از اساسیترین مواد برنامة کار دولت کنونی است»[23] و «با تشکیل سپاه دانش، امید کلی هست که بیسوادی و جهل از بیخ و بن برکنده شود». نخستوزیر با اشاره به تأیید این اصل از اصول ششگانة انقلاب سفید در رفراندوم ششم بهمن 1341، تعیین سهمیه هر استان، از گروه اول اعزامیان سپاه دانش را بر عهدة وزارت فرهنگ گذاشت. [24]
پینوشتها:
[1]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 84.
[2]. اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 60.
[3]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 82.
[4]. اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، همان، ص 67.
[5]. همان، ص 268 و 267.
[6]. همان، ج 3، ص 60.
[7]. همان، ج 4، ص 44.
[8]. همان، ص 50 و 49.
[9]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 80.
[10]. سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت ساواک، تهران، عروج، 1386، ج 1، ص 249.
[11]. همان.
[12]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش 9، 14/1/42، ص 11 و 10.
[13]. روزنامه مهر ایران، ش 1794، 13/1/42، ص 1.
[14]. روزنامه اطلاعات، ش 11057، 12/1/42، ص 13.
[15]. روزنامه کیهان، ش 5909، 12/1/42، ص 12.
[16]. همان.
[17]. هاشمی، منوچهر، داوری: سخنی در کارنامه ساواک، لندن، ارس، ۱۳۷۳، ص 325 و 324.
[18]. روزنامه مهر ایران، ش 1794، 13/1/42، ص 1.
[19]. همان.
[20]. همان، ص 1.
[21]. روزنامه کیهان، ش 5910، 14/1/42، ص 9.
[22]. روزنامه مهر ایران، ش 1794، 13/1/42، ص 1.
[23]. روزنامه خراسان، ش 3977، 13/1/42، ص 8.
[24]. روزنامه اطلاعات، ش 11057، 12/1/42، ص15.
