شنبه 21 اردیبهشت 1342 / 17 ذی‌حجه 1382 / 11 می‌ 1963

7 بازدید

± شایعه‌پراکنی بر ضد آیت‌الله خمینی

با اقبال عمومی مراکز علمی و دینی و نیز مردم به آیت‌الله خمینی، شایعات در مورد ایشان هم گسترده‌تر شده است. به گونه‌ای که دستگاه‌های انتظامی و امنیتی با پی‌گیری این شایعات، تحلیل‌های خود را نیز بر مبنای آن به مقامات بالاتر عرضه می‌کنند. از آن جمله این‌که در محافل روحانی گفته می‌شود اکنون که آیت‌الله خمینی به سمت مرجع تقلید شیعیان تعیین شده و عموم علمای طراز اول کشور به او گرویده‌اند، تصمیم دارد نمایندگانی از کلیة‌ شهرهای کشور به قم دعوت کرده و کنگرة غیر رسمی تشکیل دهد و مقصود او از تشکیل کنگره هم این است که برنامة واحدی برای کلیة مردم ایران، تهیه و به موقع اجرا بگذارد. در محافل مزبور می‌گویند: «چون آیت‌الله خمینی جوان و باقدرت و باشهامت است، تصمیم دارد قدرت روحانیت را به درجه‌ای برساند که هیچ سیاستی قادر به تضعیف آن نباشد». ساواک قم هم به دنبال کسب شایعات تازه‌تر، گزارش زیر را به مرکز ارسال داشته است: «به دنبال تشدید روابط بین جامعة روحانیت، خصوصاً حوزة علمیة قم و مقامات مملکتی و دربار و اعتصاب غذا و تظاهرات دانشجویان دانشگاه، کمیتة مسئولین دانشگاه تصمیم گرفت در شرایط کنونی از وزنة روحانیت و مخالفت آنان با دربار برای تحریک احساسات مردم و متشنج کردن اوضاع به نفع خود بهره‌برداری کند. به دنبال این جریان چند تن از مسئولین کمیته‌های دانشجویی برای تماس و مذاکره با مراجع تقلید، خصوصاً آیت‌الله خمینی، به قم مسافرت کردند. طبق شایعه، در این مذاکرات و ملاقات با آقای خمینی، اظهار شده است همان طوری که می‌دانید، هیئت حاکمة کنونی و شاه، گذشته از تعطیل مشروطیت و به زندان افکندن رجال آزادی و روحانیت، کار را به جایی رسانده است که می‌خواهد ریشة روحانیت را که تنها مانع این اعمال خلاف قانون است، از بین ببرد. در شرایط کنونی، دانشگاه و دانشجویان که غالباً علاقه‌مند به روحانیت و استقلال مملکت هستند، حاضرند در مبارزات جامعة روحانیت با هیئت حاکمة جبار، همکاری نزدیک داشته باشند. آقای خمینی اظهار داشته‌اند تا آن‌جا که فعالیت و نشر اعلانات دانشگاه با احکام مقدسة اسلام مباینت نداشته باشد، روحانیت به احساسات شما احترام می‌گذارد و مورد پشتیبانی است. در این ملاقات گفته شده است که بسیاری از اطلاعیه‌های تند، به دست خود سازمان امنیت چاپ می‌شود و موجبات سوءتفاهم و اختلافات را به وجود می‌آورد. به دنبال این جریان، شایع است که بین جامعة روحانیت و دانشگاه، ائتلافی مخفیانه روی داده و تماس‌ها و مذاکراتی برای فعالیت علیه دستگاه هیئت حاکمه در جریان است».[1] گزارش دیگری از اطلاعات داخلی ساواک حاکی است که: «یکی از مأمورین ویژه که در مراسم بازدید طبقات مردم در منزل آیت‌الله خمینی در قم بوده، مشاهده نموده است که سه نفر سرهنگ ارتشی با اونیفورم نظامی به ملاقات و دستبوسی آیت‌الله خمینی آمده و جمعاً مبلغ هشتصد هزار ریال به عنوان سهم امام تحویل مشارالیه نموده‌اند».[2]

± حمایت علمای اصفهان از مرجعیت آیت‌الله خمینی

امروز نامه‌ای از سوی روحانیون اصفهان خطاب به آیت‌الله خمینی صادر شد. متن نامه چنین می‌رساند که ساواک با مطالعة آن، شایعات پیش گفته را مبنای تحلیل‌های خود قرار داده باشد. علمای اصفهان نوشته‌اند: «زعامت روحانیت امروز در اختیار آن مقام معظم می‌باشد. اینجانبان انتظار داریم در وضع کنونی که ایادی جنایت‌کار به انحنای مختلفه، به تفرقة حوزه‌های علمیه می‌کوشند، آن جناب به سیرة سلف صالح نسبت به حوزة علمیة اصفهان بذل مرحمت فرمایید».[3]

±کشف اعلامیه امام خمینی در چمدان 4 طلبة قمی در اصفهان

در یک گزارش امنیتی آمده است: «یک برگ اعلامیة چاپی به امضای روح‌الله خمینی وسیله مأمورین در بنگاه مسافربری ترانسپورت کشف گردیده و چون احتمال داده شده که اعلامیة مذکور از طرف مسافرینی که از قم به اصفهان آمده‌اند، پخش شده باشد، لذا پس از تحقیقات لازمه معلوم گردیده که چهار نفر از طلاب قم به نام‌های شیخ محمد فرزند محمد‌علی شهرت موحد، شیخ عبدالرسول فرزند عبدالخالق شهرت حسنی، شیخ علی فرزند محمد‌علی شهرت موحد، سید علی‌اکبر فرزند عبدالحسین شهرت پور‌سجادی، وسیلة اتوبوس ترانسپورت از قم به اصفهان وارد شده‌اند که برای دستگیری آنان اقدام، در نتیجه در حالی که نامبردگان عازم شیراز بوده‌اند، دستگیر و جامه‌دان‌های آنان مورد بازرسی قرار گرفته و در حدود دویست برگ اعلامیه‌های مختلف در دوازده نوع از داخل جامه‌دان‌های آنان کشف شده است».[4]

± اعلامیة آیت‌الله شریعتمداری دربارة حرکت‌های ضد اسلامی حکومت شاه

امروز اعلامیه‌ای به امضای آیت‌الله شریعتمدارى خطاب به‌ روحانیون شهرستان‌ها، دربارة حرکت‌هاى ضد اسلامى حکومت شاه منتشر شد که در آن آمده است:‌ «موقعیت مذهب و وضع روحانیت در شرایط فعلى نباید از نظر محترم آقایان مخفى بماند. هیئت حاکمه‌ مدتى است که‌ با روحانیت شیعه‌ در حال مبارزه‌ است و از انواع اهانت‌ها و سخت‌گیری‌ها و رویه‌هاى خصمانه‌ فروگذارى نمى‌کند. حکومت فعلى در تضعیف مبانى مذهب و از بین بردن احکام و قوانین اسلام مضایقه‌ ندارند. من تا آخرین نفس و آخرین قطرهة خون خود با این وضع مبارزه‌ مى‌کنم. چگونه‌ خاموش بنشینم و ببینم احکام و مقدسات اسلام، ملعبه‌ و بازیچة‌ افراد آلوده‌ و منحرفى شده‌ که‌ از هیچ کارى براى رسیدن به‌ مقاصد شوم خود باک ندارند؟! چندی قبل، سر و صداى تصویب‌نامة‌ انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى را بلند کردند و مى‌خواستند با حذف قید «اسلام» از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و تبدیل «قرآن مجید» به‌ «کتاب آسمانى» راه‌ را براى فرق ضداسلام هموار سازند و با حذف قید «ذکور» به‌ سایر افکار فاسد خود جامة‌ عمل بپوشانند که‌ همان موقع اقدام کردیم و بحمدالله‌ با اتحاد کلمه‌ و پشتیبانى علماى اعلام و عموم مسلمانان، دولت حرف خود را پس گرفت و تصویب‌نامة‌ مزبور را رسماً لغو کرد و طى تلگرافاتى لغویت آن را رسماً اعلام داشتند و به‌ وسیلة‌ روزنامه‌ها و رادیو به‌ اطلاع عموم رساندند. اما چیزى نگذشت که‌ این‌ها را نادیده‌ گرفته‌ و همان مطالب را بلکه‌ شدیدتر و خطرناک‌تر در لباس دیگرى از نو شروع کردند و بدون توجه‌ به‌ سیل اعتراض علماى اعلام و عموم روحانیون و تمام طبقات مردم، هنوز هم روى آن پافشارى مى کنند!!» در این اعلامیه تأکید شده: «چنین دولتى که‌ از هرگونه‌ قانون‌شکنى و تخلف از وعده‌هاى خود و مخالف با اصول اسلامى و بى‌اعتنایى به‌ خواسته‌هاى ملت پروا ندارد، چگونه‌ مى‌تواند مورد قبول و اعتماد مردم باشد، و چگونه‌ ما مى‌توانیم به‌ سایر وعده‌ها و اظهارات آن‌ها اعتماد کنیم. این هیئت حاکمة‌ خودسر، کار را به‌ جایى رسانید که‌ براى انجام مقاصد شوم خود، در مجلس سوگوارى پیشواى بزرگ مذهب شیعه‌، حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام به‌ مرکز حوزة‌ علمیة‌ قم (مدرسة‌ فیضیه‌) حمله‌ کرده‌ و با قساوت و وحشی‌گرى مخصوص و بى‌سابقه‌اى، عدة‌ کثیرى از خدمت‌گزاران اسلام و حامیان قرآن یعنى فضلا و طلاب علوم دینى را مقتول و مضروب ساختند. حتى مجروحین آن‌ها را بر خلاف اصول انسانى و عواطف بشرى و قوانین آسمانى و مقررات بین‌المللى از بیمارستان‌هایى که‌ از خون دل این ملت محروم و رنج‌دیده‌ فراهم شده‌، اخراج کردند!! این جنایت بزرگ و فراموش نشدنى علاوه‌ بر این‌که به‌ قیمت جان عده‌اى از طلاب بى‌گناه‌ و مظلوم و ناقص شدن عده‌اى دیگر تمام شد، بزرگ‌ترین توهین و هتک احترامى بود که‌ نسبت به‌ عالم اسلام و یکى از مراکز بزرگ تشیع به‌ عمل آمد و ماهیت این هیئت حاکمه‌ را براى جهانیان روشن ساخت. دولت براى از هم پاشیدن این مرکز بزرگ دینى و روحانى، عده‌اى از طلاب جوان را از قم و شهرستان‌ها که‌ قانوناً از خدمت نظام‌وظیفه‌ معاف شناخته‌ شده‌ بودند، بر خلاف تمام موازین قانونى، به‌ سربازخانه‌ بردند و رشتة‌ تحصیل آن‌ها را قطع کردند. علاوه‌ بر این، دولت با این‌که ادعاى علاقه‌ به‌ اسلام مى‌کند، با وسایل مختلف در تقویت بعضى از فرق ضاله‌ و منحرف و ضداسلامى و دخالت دادن آن‌ها در شئون مختلف مملکتى و سپردن بعضى از مقامات حساس به‌ آن‌ها، مى‌کوشد. به طورى که‌ پاره‌اى از جراید نوشته‌اند (و مسلماً در شرایط فعلى بدون اجازة‌ دولت چیزى نمى‌نویسد) دولت براى مسافرت دو هزار نفر آن‌ها به‌ خارج و تشکیل مجامع ضداسلامى و طرح نقشه‌‌هایى علیه‌ مقدسات اسلام، تسهیلات فراوان قایل شده‌ و ارز قابل توجهى از خزانة فقیر این ملت مسلمان در اختیار نامسلمانان گمراه‌ گذارده‌ و به‌ آن‌ها کمک مى‌کند!! در شهرستان‌ها، روحانیون و وعاظ محترم در مضیقه‌ و فشار سختى به‌ سر مى‌برند و تضییقات و محدودیت‌هایى که‌ مأمورین براى آن‌ها فراهم ساخته‌اند، ادامه‌ دارد». آیت‌الله شریعتمداری موارد ذکر شده در تلگراف‌های آیت‌الله خمینی را بازگو کرده، آورده است: «کار سلب آزادى به‌ جایى رسیده‌ که حتى ناشرین اعلامیه‌هاى علماى اعلام به‌ جرم این‌که فتاوى و بیانات مراجع دین خود را نشر داده‌اند، تحت‌ تعقیب و شکنجه‌ قرار مى‌دهند. عجب این است که‌ ادعا مى‌کنند در مملکت، آزادى است و همة‌ مردم حتى افراد بی‌سواد آزادند و حق دارند عقاید خود را اظهار کنند. ولى مراجع تقلید که‌ شرعاً و قانوناً حق دارند هرگونه‌ قانون و مقرراتى را برخلاف اسلام تشخیص داده‌اند، ملغى سازند، از اظهار نظریات خود ممنوعند. نه‌ رادیو و نه‌ روزنامه‌ها حق ندارند صداى آن‌ها را که‌ به‌ منظور بیدار ساختن و حمایت از اسلام و قرآن بلند شده‌، به‌ گوش مردم برسانند و نگذارند خود آقایان به‌ وسیلة‌ اعلامیه‌ها این وظیفة‌ بزرگ الهى را در این موقع حساس انجام دهند. هیئت حاکمه‌ به‌ هر وسیله‌ بتواند، براى خاموش کردن این صدا کوشش مى‌کند. گاهى نظریات آن‌ها را تحریف مى‌کند و زمانى به‌ صورت دیگرى جلوه‌ مى‌دهد. این چه‌ آزادى است که‌ مجالس دینى شدیداً تحت کنترل است و حتى مجلسى را که‌ بنا بود از طرف آیت‌الله‌العظمى آقاى حکیم، دامت برکاته‌، به‌ عنوان یادبود شهداى فیضیة‌ قم تشکیل گردد، تعطیل نموده‌ و با شدت هرچه‌ تمام‌تر مانع انعقاد آن شدند». این اعلامیه سپس می‌افزاید: «این چه‌ آزادى است که‌ عده‌اى از افراد محترم از طبقات مختلف، بدون جهت و بلاتکلیف در گوشة‌ زندان‌ها به‌ سر مى‌برند و هیچ مرجع قانونى حاضر به‌ روشن ساختن وضع آن‌ها نباشد؟! این چه‌ آزادى است که‌ یک روز به‌ مدرسة‌ فیضیه‌ و روزى به‌ دانشگاه‌ و روز دیگر به‌ مردم که‌ مى‌خواهند مجالس یادبود تشکیل دهند، حمله‌ کنند و طلاب و دانشجویان بى‌گناه‌ و افراد بى‌دفاع را مضروب و مجروح سازند؟! این چه‌ آزادى است که‌ در این مملکت قلم‌هاى مسموم براى منحرف ساختن افکار مردم آزادند، اما تنها مجلة‌ علمى و دینى حوزة‌ علمیة‌ قم (مکتب اسلام)، که‌ کارى جز نشر اصول و سوق مردم به‌ پاکى و درستى ندارد و در داخل و خارج مملکت، علاقه‌مندان فراوان در میان عموم طبقات دارد، توقیف باشد؟ ما انتظار نداریم دولت، مسئولین فاجعة مدرسة فیضیه و امثال آن را تعقیب کند، زیرا حوادث را که‌ خودش به وجود آورده‌، چگونه‌ ممکن است مأمورین و مباشرین آن را مجازات کند؟ هیئت حاکمة فعلى با همة‌ این‌ها، باز ادعاى علاقه‌ به‌ اسلام مى‌کند؛ در حالى که‌ قیافة‌ ضدمذهبى او از خلال افعالش به‌خوبى روشن است. مردم مسلمان باید کاملاً بیدار و متوجه‌ باشند که‌ موقعیت بسیار حساس و باریکى است و موجودیت اسلام و حتى قانون اساسى در خطر است». آیت‌الله شریعتمداری در خاتمه آورده است: «مسلمانان باید همه‌ با هم یک‌صدا، مراتب پشتیبانى خود را از خواسته‌هاى علماى اعلام با هر وسیله‌ که‌ در اختیار دارند، اعلام دارند. از عموم آقایان روحانیون و وعاظ محترم انتظار دارم که‌ با کمال اتحاد و صمیمیت و هم‌فکرى، براى بیدارى مردم و آشنا ساختن آن‌ها به‌ وظایف دینى‌شان، از هرگونه‌ کوششى دریغ نفرمایند و توجه‌ داشته‌ باشند که‌ موقعیت به‌ قدرى باریک است که‌ جاى هیچ‌گونه‌ مسامحه‌اى نیست!»[5]

±تجلیل ظاهری از عالمان دینی شیعه

وقایع چند ماه گذشته بویژه روزهای اخیر، رئیس ساواک فارس را مجبور به فکر کرد تا شاید راهی برای نجات حکومت بیابد. او به مقامات مافوق خود پیشنهاد کرد: «چون علما موجودیت خود را در خطر می‌بینند، اگر صلاح باشد، به شرف‌ عرض شاهنشاه برسد فردا عید غدیر به نحو مقتضی از مذهب شیعه تجلیل شود تا بین علما و دولت التیام پذیرد».[6]

± تسلیم شدن یکی از سران عشایر فارس

امروز پس از ماه‌ها نبرد در مناطق جنوب کشور، حبیب شهبازی، یکی از سران عشایر فارس، با وعده‌هایی که از سوی حکومت به او داده شد، خود را تسلیم نیروهای نظامی کرد. این اتفاق موجب شد که سپهبد بهرام آریانا در تلگرافی فوری به محمدرضا پهلوی، خبر تسلیم شدن شهبازی را به وی داده، منتظر اوامر بعدی او باشد. در این تلگراف فوری آمده است: «در اجراى فرامین مبارک ملوکانه‌ و پیرو عرایضى که‌ در شیراز به شرف ‌عرض مبارک رسید، روز جارى سرلشکر همت و رئیس ساواک فارس و مهندس جمشید کوششى، برادر سپهبد کوششى، جهت مذاکرة نهایى و اتمام حجت با حبیب شهبازى، به منطقة سرخى اعزام و حبیب شهبازى با اتکا به مراحم شاهانه‌، بدون قید و شرط شخصاً خود را تسلیم و در ساعت 18 روز جارى به‌ شیراز وارد گردید. اینک در اجراى فرمان مطاع شاهانه‌، جان‌نثار استدعا دارد اوامر ملوکانه‌ شرف‌ صدور یابد تا نمایندگان ویژة شاهنشاه‌ به منظور شرکت در کمیسیون اخذ اعترافات از حبیب شهبازى، سریعاً به‌ شیراز اعزام گردند. دستور داده‌ شد که‌ نام‌برده بازداشت و هیچ‌گونه‌ مصاحبه‌ و تماس تا رسیدن نمایندگان ویژة‌ شاهنشاه‌ با هیچ مقامى به عمل نیاید. ضمناً در صورت استقرار سنیه‌ ملوکانه‌، تسلیم بلا قید و شرط نام‌برده در جراید پایتخت، منعکس و منتشر گردد. موکول به‌ ارادة سنیه‌ شاهانه‌ است».[7]

± علت انحلال مجلس بیستم

سردار فاخر حکمت، رئیس مجلس منحله دوره بیستم شورای ملی و دوره‌های قبل از آن، در مصاحبة کوتاهی دربارة علت انحلال مجلس بیستم و انتخابات آینده گفت: «مجلس بیستم به آن جهت منحل شد که نخست‌وزیر سابق، وجود این مجلس را مزاحم کار خود تشخیص می‌داد و معتقد بود که بدون پارلمان، نقشه‌های خود را بهتر و بی‌دردسرتر اجرا خواهد کرد ولی در عمل دیدیم که بدون مجلس هم ایشان کاری از پیش نبرد». او دربارة انتخابات آینده و آیین‌نامة جدید انتخابات افزود: «من نظر خاصی دربارة آیین‌نامة جدید انتخابات ندارم و معتقدم که بدون چنین آیین‌نامه‌ای حتی با همان قانون قدیم انتخابات، دولت می‌توانست انتخابات خوب و آبرومندی انجام دهد». رئیس مجلس سابق افزود که: «انجام یک انتخابات صحیح و آبرومند همیشه برای دولت‌ها امکان‌پذیر بوده و حالا هم دولت می‌تواند انتخابات درست و دنیاپسندی انجام دهد».[8] ارسلان خلعتبری، نمایندة مجلس بیستم، پس از تردید بسیار در پاسخ دادن به سؤال مربوط به انحلال مجلس گفت: «علت واقعی انحلال مجلس بیستم را نه من می‌توانم به شما بگویم و نه شما می‌توانید منتشر کنید!» خلعتبری دربارة انتخابات آینده و آیین‌نامة جدید انتخابات گفتند: «من شخصاً علاقه‌ای به کار انتخابات ندارم ولی به طور کلی تردید دارم که دولت بتواند انتخابات سالم و بی‌غل و غشی انجام دهد».[9]

پی‌نوشت‌ها:


[1]. سیر مبارزات امام در آئینه اسناد ساواک، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، 1386، ج 12، ص 67 و 8.

[2]. فصل‌نامه پانزده‌ خرداد، ش24، سال پنجم، زمستان 1375، ص 140.

[3]. سیر مبارزات امام در آئینه اسناد ساواک، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، 1386، ج9، ص 107 تا 109.

[4]. همان، (ج 13)، ص 94.

[5]. اسناد انقلاب اسلامى، ج 5، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1375، ص 54 تا 57.

[6]. منصوری، جواد، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد، جلد 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 576.

[7]. آریانا، بهرام، تاریخچه عملیات نظامی جنوب، تهران، چاپخانه ارتش، 1342، ص 205.

[8]. مجله خواندنیها، ش 67، 21/2/1342، ص 4.

[9]. همان، ص 6.