دو‌شنبه 5 فروردین 1342 / 28 شوال 1382 / 25 مارس 1963

7 بازدید

± شایعه فرار شاه

امروز در قم گفته شد شاه متواری شده است. سیدحسن طاهری خرم‌آبادی در خاطرات خود می‌گوید: «حوالی پل آهنچی دیدیم که ماشین‌های دولتی و شهربانی با سرعت به طرف تهران در حال حرکتند. [...] این شایعه پیچید که شاه فرار کرده و به طرف شیراز رفته است. تا شیراز از او خبر دارند ولی دیگر از شیراز به بعد خبری از او نیست».[1] طاهری خرم‌آبادی می‌افزاید: «از شخصی که از تهران [به قم] آمده بود، دربارة اوضاع تهران پرسیدیم، او گفت: «من در تهران مشاهده کردم که مغازه‌ها را بسته‌اند و سربازها در خیابان‌ها مستقر شده‌اند، بدون این‌که با مردم درگیر شوند؛ اما اوضاع غیرعادی است».[2] به گفتة طاهری خرم‌آبادی، «حرکت عجولانة کماندوها و ماشین‌های دولتی به طرف تهران، به این شایعه دامن می‌زد ولی این مقدمة یک توطئه بود [...] که می‌خواستند با این کارها، امام [خمینی] را به صحن [حضرت  معصومه (س)] بکشانند و صحبت امام [در مورد فرار شاه] بهانه‌ای شود برای دستگیری و یا ضرب و شتم و جسارت به ایشان».[3]

سرهنگ حسن بدیعی ـ رئیس ساواک قم ـ نیز در گزارشی به سرلشکر پاکروان، با اشاره به انتشار چنین شایعه‌ای در قم می‌نویسد: «به علت پخش شایعه [...] صبح روز 5/1/42 اهالی و کسبه در اضطراب و وحشت بودند لذا مأمورین پلیس با بلندگوی سیار در خیابان‌ها حرکت نموده و نسبت به مقررات عبور و مرور شدت عمل به خرج داده و هرگاه به طلاب برخورد می‌کردند، با جملات آخوند برو پیاده‌رو و این‌گونه اهانت‌ها، اهالی را متوجه می‌کردند که شایعات حقیقت نداشته. [چراکه] در غیر این‌صورت برای این‌گونه خلاف‌های کوچک، چنین سخت‌گیری نمی‌شد». بنا به این گزارش، کسبة خیابان آستانه، صبح امروز پرچم‌های ایران را از بالای مغازه‌های خود جمع کرده بودند ولی پس از مدتی که اوضاع را آرام دیدند، مجدداً آن‌ها را نصب کردند و «اضطراب مردم در حدود ساعت 10 صبح خاتمه یافت». بدیعی در این گزارش نوشت: «امروز در منزل خمینی رفت‌وآمد زیاد بود و به همین مناسبت چند نفر کماندو به مسجد و منزل وی اعزام شده که موجب تشویش و تا حدودی تفرقة جمعیت گردید». بدیعی افزود: «در جلوی کوچة منزل [آیت‌الله] شریعتمداری، یک کماندو با مسلسل در خیابان پاس می‌داد و این توهم ایجاد شده بود که شریعتمداری تحت نظر است». بدیعی این اقدامات را در تکذیب شایعة مزبور مؤثر دانسته و وضع عمومی شهر را عادی خوانده است.[4]

ساواک قم در گزارش دیگری به ریاست ساواک تهران، انتشار این شایعه را جنگ اعصابی دانست که پس از خروج گردان‌های نظامی و کشاورزان غیرمحلی، توسط روحانیون ایجاد شده است. در این گزارش آمده: «با شدت عمل در مورد مقررات راهنمایی و عدم قبول مسافر طلبه از طرف رانندگان اتوبوس و تاکسی‌ای شهری و تظاهر به این‌که خانة علما تحت نظر است، اقدامات آن‌ها با شکست مواجه شد».[5]

± ادعای ارسال پول برای آیت‌الله خمینی

سرهنگ سیدحسین پرتو، رئیس شهربانی قم در گزارش امروز خود به ادارة اطلاعات شهربانی کل کشور نوشت: «در این دو روزه، مجدداً برای خمینی پول رسیده است که بین طلاب تقسیم کند ولی تاکنون غیر از پرداخت قبلی، پرداختی نشده است».[6] ساواک نیز در گزارش امروز خود از طرفی به ارسال پول برای آیت‌الله خمینی اشاره کرده و از سوی دیگر، از ورود تعدادی از اعضای جبهه ملی به قم و ملاقاتشان با آیت‌الله خمینی خبر داده است.[7]

± جلوگیری از کلاس درس آیت‌الله خمینی در مسجد اعظم قم

متولیان مسجد اعظم قم (تولیت این مسجد بر عهدة سیدمحمدحسن بروجردی، فرزند آیت‌الله العظمی بروجردی بود)، امروز برای پیشگیری از حملة مأموران حکومتی به این مسجد، از آیت‌الله خمینی خواستند که کلاس درسشان را در جایی دیگر برگزار کنند. در پی این ممانعت، آیت‌الله خمینی صحن کوچک حرم حضرت  معصومه (س) را برای تدریس برگزیدند.[8]

±موضع‌گیری نکردن سه نفر از آیات عظام قم درباره وقایع اخیر

حجت‌الاسلام غلامرضا زنجانی، پیشکار آیت‌الله شریعتمداری در تماسی تلفنی با سرهنگ بدیعی از تصمیم به سکوت آیت‌الله شریعتمداری خبر داد. در گزارش بدیعی به ریاست ساواک تهران، به نقل از غلامرضا زنجانی آمده است که: «آیت‌الله شریعتمداری به مراجعین خود خواهد گفت وظیفة شرعی خود را انجام داده و دیگر تکلیفی ندارند».

بدیعی در این گزارش، همچنین از سکوت حضرات آیات مرعشی نجفی و گلپایگانی خبر داده و می‌نویسد: «وضع عمومی شهر قم به طور کلی آرام است ولی پیش‌بینی می‌شود سکوت فعلی برای فراهم کردن زمینه و جلب موافقت سایر شهرستان‌هاست که خمینی و شریعتمداری در خفا انجام خواهند داد تا در فرصت مناسب، مثلاً ایام محرم، صفر یا موقع اجتماعات محلی، مجدداً فعالیت مخالف را شروع نمایند».[9]

± تجمع مقابل منزل آیت‌الله خمینی

عصر امروز مأمور ویژة ساواک که به منزل آیت‌الله خمینی رفته بود، از اجتماع گروهی به ظاهر دانشجو یا کسبه بازار تهران در کوچة منزل ایشان خبر داد. ساواک قم در گزارش خود از این تجمع نوشته: «مأمور ویژه هنگام خروج از منزل آیت‌الله خمینی در قم، مشاهده می‌نماید عده‌ای در حدود هفتاد الی هشتاد نفر که قیافة آن‌ها شباهت به دانشجویان و کسبة بازار تهران را داشته، در کوچه ایستاده و یکی از آن‌ها مشغول قرائت اعلامیه‌ای چاپی بر روی کاغذ سفید و به قطع نیم ورقی می‌باشد که خلاصة مفاد آن تا آن‌جا که مأمور ویژه به خاطر دارد به این شرح بوده است: «ما افسران ارتش اجازه نخواهیم داد که حکومت زور و قلدری ادامه یابد و مشروطه و قانون اساسی تعطیل شود”. به گزارش ساواک، در این اعلامیه با حمایت از دانشجویان آمده است: «نبایستی دانشجویان را به خاک و خون بکشند و یا به افسران مأموریت داده شود که به عنوان برقراری نظم، به برادرکشی بپردازند».

ساواک در ادامة این گزارش آورده است که در این اعلامیه که مأمور ویژه نتوانست آن را اخذ و یا هویت خوانندة آن را سؤال کند، نسبت به وقایع فارس هم ابراز تأسف شده است.[10]

±انتشار چند اعلامیه در شاهرود

امروز در شاهرود نیز چند اعلامیه در اعتراض به حق رأی زنان در انتخابات و نیز اظهار نظرهای وزیر کشور، سیدمهدی پیراسته در تفسیر مقدمه و اصول اول و دوم قانون اساسی منتشر شد. به گزارش ساواک، این اعلامیه «به امضای مرتضی حسنی لنگرودی، احمد حسینی زنجانی،‌ محمدحسین طباطبایی،‌ محمد موسوی یزدی، ‌احمدرضا موسوی گلپایگانی، سیدکاظم شریعتمداری، روح‌الله موسوی خمینی، هاشم آملی و مرتضی حائری رسیده بود».[11]

±شایعة حملة شعبان بی‌مخ به مسجد جامع شیراز

پس از وقایع مدرسة فیضیه، در شیراز شایع شده بود که قرار است شعبان جعفری به همراه گروهی از زیردستانش، به مسجد جامع این شهر حمله کند. علی‌اصغر ذاکری به یاد می‌آورد که: «ما این جریان را به اطلاع آیت‌الله دستغیب رساندیم و از ایشان پرسیدیم که چه کار کنیم؟ گفتند: جوان‌های زرنگ و فهمیده را با کارد و کیسه‌های آهک مجهز کرده و در مسجد، مقابله کنید. ما جلساتی مخفی تشکیل داده و برنامه‌هایی را ترتیب دادیم و فرودگاه را هم زیر نظر گرفتیم. چون می‌دانستیم شعبان بی‌مخ قرار است با دار و دسته‌اش به شیراز بیاید. روز دوشنبه [5 فروردین 1342] بود که متوجه شدیم از فرودگاه، تعداد زیادی ماشین حرکت کردند. ما آن‌ها را شناسایی کردیم. تا سه‌راه مدبر آمدند و داخل یک ساختمان سه طبقه رفتند. [...] آقای دستغیب روی منبر چنین گفتند: اگر شعبان بی‌مخ، شعبان کچل می‌خواهد بیاید، بیاید. ما منتظرش هستیم.

من در حیاط مسجد بودم که متوجه افسری شدم که داشت یواشکی با بی‌سیم گزارش می‌کرد و شنیدم که این جملات را گفت: عدة زیادی دانشجو در مسجد جمع شده‌اند و مجهزند برای مقابله. شعبان اصلاً بیرون نیاید».[12]

± اعلامیة جامعة روحانیت تهران

جامعة روحانیت تهران امروز در اعلامیه‌ای، حادثة مدرسة فیضیه را تسلیت گفت. در این اعلامیه، خطاب به امام دوازدهم(عج) آمده است: «یابن العسکری! یقین داریم خاطر مقدست از این همه تجاوز و بی‌حرمتی نسبت به حریم دین و روحانیت، غرق در اندوه و تأثر است». روحانیت تهران در این اعلامیه، حمله به مدرسة فیضیه و ضرب و شتم طلاب و علما را جنایت‌بارتر از حملة سپاهیان چنگیز و مغول دانست و نوشت: «حوزة روحانیت تهران برای هم‌دردی با حوزة مقدسة علمیة قم و ابراز تنفر و انزجار از این عملیات وحشیانه، از تاریخ شب چهارشنبه، اول ذی‌قعده تا شب دوشنبه، ششم [ذی‌قعده] از اقامة جماعت در مساجد خودداری نموده و امیدوارند با تأییدات خداوند متعال و کمک مردم مسلمان، این حوادث ناگوار جبران گردد».[13]

سیدجعفر خوانساری، امروز تلگراف تسلیتی دربارة حادثة مدرسة فیضیه به آیت‌الله گلپایگانی فرستاد. او در تلگراف خود نوشت: ‌«از قضایای مؤلمه‌ای که در مجلس سوگواری رئیس مذهب تشیع، امام صادق (ع) به حضرت عالی و حوزة علمیة قم وارد آمده، فوق‌العاده متأثر و مسلماً قلب حضرت ولی‌عصر، ارواحنا فداه، از این سانحه جریحه‌دار می‌باشد. امیدوارم خداوند متعال اجر کامل در تحمل این مصائب عنایت فرماید و آن حوزة مقدسه را در کنف الطافش محفوظ بدارد».[14]

±سفر نخست‌وزیر به دو گنبدان

از اهواز نیز خبر رسید که اسدالله علم به همراه وزیر کشور و دیگر همراهان، ظهر امروز عازم دو گنبدان در استان فارس شدند.[15]

 

پی‌نوشت‌ها:


[1]. طاهری خرم‌آبادی، حسن، خاطرات آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی، ج 1، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 179.

[2]. خاطرات 15 خرداد، دفتر ششم، زیرنظر علی باقری، دفتر ششم، تهران، دفترادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ۱۳۷۴، ص 251.

[3]. طاهری خرم‌آبادی، حسن، همان، ص 180.

[4]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 2، فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 45.

[5]. فصلنامه 15 خرداد، شماره 18، سال چهارم، بهار 1374، ص 74.

[6]. امام در آئینه اسناد (سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی)، جلد اول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1383، ص 50.

[7]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 45.

[8]. کرباسچی، غلامرضا، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، ج۱، تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران، 1371، ص 137.

[9]. فصلنامه 15 خرداد، شماره 1، سال چهارم، بهار 1374، ص 74.

[10]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 53.

[11]. همان، ص 43.

[12]. عرفان منــش، جلیل، خاطرات ۱۵ خرداد (شــیراز،) دفتر دوم، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۸، ص 72.

[13]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷7، ص 288.

[14]. اسناد انقلاب اسلامی، ج 2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۴، ص 58.

[15]. روزنامه کیهان، ش 5904، 6/1/42، ص 1.