شنبه 25 مهر 1343 / 11 جمادی‌‌الثانی 1384 / 17 اکتبر 1964

1 بازدید

مخالفت احمد آرامش با لایحه کاپیتولاسیون

در اعتراض به تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی امریکا، احمد آرامش دست به اقداماتی زده ‌است که از دید ماموران ساواک دور نمانده ‌است به‌گونه‌ای که گزارش کرده‌اند که نامبرده در این زمینه اعلامیه‌ای چاپی توزیع و منتشر ساخته ضمن اشاره به اینکه در اثر مخالفت با این جریان ممکن است به قتل برسد، وصیت‌نامه خود را هم نوشته ‌است.

برپایه همین گزارش، یکی از نزدیکان آرامش که هفته گذشته با او ملاقات کرده بود، از قول نامبرده می‌گفت: آرامش در صدد چاپ و انتشار و پخش اعلامیه‌های مهم در تهران می‌باشد که به احتمال قوی با موضوع فوق ارتباط دارد.

ساواک در ذیل این گزارش نظر داده ‌است که در محافل سیاسی تهران، به طور کلی موضوع تصویب لایحه مذکور با تعجب و تأسف توأم می‌باشد و اگر چه مطبوعات در این زمینه مطالب عمده‌ای درج نکرده‌اند، ولی در اغلب محافل پیرامون آن بحث و گفتگو می‌شود و موضوع را بزرگ‌تر از آنچه که هست، جلوه می‌دهند و می‌گویند: دادن این امتیاز به امریکایی‌ها باعث رنجش سایر دول خواهد شد و متقابلاً انتظار خواهند داشت این امتیاز برای آنها نیز در نظر گرفته شود. ساواک همچنین پیشنهاد داده ‌است که به منظور تسکین افکار عمومی و خنثی نمودن تبلیغات سوء، شایسته ‌است نخست‌وزیر مصاحبه‌ای مطبوعاتی تشکیل داده ضمن تشریح مطلب به نحو مقتضی، مواردی را به اطلاع عموم برساند.[1]

گفتگوی معاون وزارت امور خارجه با کاردار سفارت امریکا

احمد میرفندرسکی معاون وزارت امور خارجه در جلسه‌ای با حضور استوارت دبلیوراکول کاردار سفارت امریکا در تهران در مورد کنوانسیون وین گفتگو کرد. راکول از میرفندرسکی پرسید که آیا دولت بنا دارد علیه معترضین بیانیه‌ای صادر کند و یا اینکه اقدامی دیگر انجام دهد تا افکار عمومی را که علیه امریکا به شدت تحریک شده ‌است، تسکین دهد؟ میرفندرسکی پاسخ داد که تصمیم گرفته شده در این باره بیانیه‌ای منتشر نشود. وی اعتقاد داشت که این کار مسئله‌ای را که در حال آرامش یافتن است دوباره مطرح خواهد ساخت و مخالفین لایحه و دولت بهانه‌های جدیدی برای مخالفت‌های خود پیدا خواهند کرد. او معتقد بود که حملات نمایندگان مخالف، نه به دلیل مواد قرارداد بلکه به این دلیل بوده‌ است که آنها این لایحه را بهانه‌ای برای حمله علیه امریکا و دولت قرار داده بودند! با این وصف این دسته از مخالفین با صدور صرف یک بیانیه آسوده نخواهند نشست.

او مردم ایران را متهم کرد که در این زمینه با مغزشان فکر نمی‌کنند، بلکه تابع احساسات هستند و با قلب خود می‌اندیشند؛ اما با تمام این اوصاف از دید وی، مردم همه چیز را فراموش خواهند کرد. میرفندرسکی این سخنان را برای آرامش خاطر کاردار عنوان کرد. طرف امریکایی گفت که می‌خواهد برای روشن شدن جزئیات لایحه، مذاکراتی را با مقامات ایرانی آغاز نماید، اما میرفندرسکی سریعاً پاسخ داد که «ایران به هیچ وجه حرکت دیگری را در این زمینه شروع نمی‌کند تا اینکه آتش‌ها خاموش شوند». وی توضیح داد که مخالفین دولت و کسانی که ضد امریکایی هستند، مایلند به این روابط آسیب برسانند و در همه جا جاسوسانی دارند، پس اگر در این مورد بار دیگر مذاکرات شروع شود، این افراد به سرعت از آن مطلع خواهند شد. راکول معتقد بود که جاسوسان مورد نظر میرفندرسکی در وزارت امور خارجه هستند. معاون وزیر امور خارجه ایران یادآوری کرد که بستگان مستشاران نظامی امریکا از مصونیت برخوردار نیستند و تبصره‌ای که در این زمینه وجود داشت در مجلس رد شد و وی مصلحت ندیده بود که در آن شرایط در مورد این تبصره اصراری نماید، اما در عین حال گفت که «موافقتی بی‌ سر و صدا می‌تواند وجود داشته باشد که مصونیت بستگان را نیز در برگیرد، به این شکل که اگر فردی از بستگان دچار وضعیتی شود که به اتهامی جنایی ختم گردد، وزارت امور خارجه وارد عمل می‌شود و مانع از تحت تعقیب گرفتن آن فرد می‌شود».[2]

واکنش به کاربرد واژه مجعول برای خلیج فارس

انتشار مطلبی در نشریات خارجی که طی آن از خلیج‌ فارس با عنوان خلیج عربی یاد شده بود، مطبوعات داخلی را به واکنش واداشت. روزنامه اطلاعات در این باره نوشت: به عقیده اکونومیست، خوزستان از سال 1920[1299] جزو ایران شده ‌است!! تا کنون خوانندگان عزیز ما مقالات و مطالب زیادی به نقل از جراید مصری و عمال جمال عبدالناصر درباره تبدیل نام خلیج فارس به «خلیج عربی!!» و یا عربستان بودن خوزستان خوانده‌اند، ولی امروز شماره تازه اکونومیست محرمانه، چاپ لندن که با وجود محرمانه بودن خیلی سرناشناس است! به ‌دست ما رسید و معلوم شد که جمال عبدالناصر و عمال او که تا کنون جرأت بیان چنین مطالبی را به خود داده‌اند، عروسک‌هایی بیش نیستند و دستورالعمل را  اکونومیست محرمانه به آنان صادر می‌کند. در این مقاله مضحک و عجیب نکته جالبی هم دیده می‌شود و آن این است که منابع مطلع وابسته به اکونومیست محرمانه خبرهای مجهولی را که مدت‌ها پیش در جراید مزدور عبدالناصر منتشر می‌شد می‌گرفت، تکرار کرده ‌است و آن این است که: در خوزستان قطارها را خارج کرده‌اند!! پل‌ها و مؤسسات را خراب کرده‌اند، گروه‌های نظامی به آن منطقه رفته‌اند. چهارصد تن عرب بازداشت شده‌اند! و غیره ... و ما نمی‌دانیم آن پل‌هایی که منفجر شده و مؤسساتی که خراب شده و نویسنده اکونومیست محرمانه در عالم رؤیا آنها را دیده، کجاست که مردم ایران از آن بی‌خبرند؟ به هر حال خوب شد منبع الهام جمال عبدالناصر را دانستیم.

این روزنامه می‌افزاید: اینک متن خبری که اکونومیست محرمانه به چاپ رسانیده ‌است: «طبق گزارش رسیده از شش تن از رهبران جنبش تجزیه‌طلب عرب در جنوب غربی ایران روز یکشنبه گذشته اعدام شدند. اعراب ساکن اطراف اهواز و در نزدیکی مرز عراق و ناحیه‌ای که فقط در سال‌های بعد از 1920 جزو ایران شد!! اکنون مدت‌ها است که با تحریک و تشویق مصر درخواست خودمختاری می‌کنند. مطابق گزارش رسیده از طرف منابع مطلع وابسته به ما، جنبش مزبور طی مدت چهار ـ پنج ماهه اخیر، شکل خشن و وحشیانه‌ای به خود گرفته‌ است؛ بدین‌معنی که قطارها را از خط خارج کرده‌اند! پل‌ها و مؤسسات عمومی را خراب کرده‌اند!! دولت گروه‌های نظامی و یک فرماندار نظامی به این منطقه اعزام داشته ‌است تا این جنبش را در تحت کنترل کامل خود بگیرد! سه تن از رهبران اصلی عرب به نام‌های شیخ علی‌محمد، جعفر سهروردی و هدایت‌الله به عراق گریخته‌اند و در آنجا دولت عراق از آنان پشتیبانی و جانبداری می‌کند، ولی چهارصد تن عرب دیگر بازداشت شده‌اند! در دو هفته اخیر دادگاه‌های نظامی، رهبران آنها را محاکمه کرده‌اند. برخی به زندان‌های دراز مدت محکوم شدند و شش تن تیرباران گردیدند».[3]

مانور نیروی هوایی در حضور شاه

شاه که در شیراز به ‌سر می‌برد، صبح امروز با اتومبیل رهسپار محل مانور نیروی هوایی واقع در پل فسا شد و پس از انجام برنامه مانور مجددا به شیراز بازگشت.[4] در مراسم روز نیروی هوایی ایران، هواپیماها و افراد نیروی هوایی نمایشات جالبی انجام دادند. دراین مانور، هدف‌های فرضی به‌ وسیله بمب‌های آتش‌زا درهم کوبیده شد،‌ چتربازان سقوط آزاد انجام دادند و اتومبیل‌های جیپ با چتر از هواپیما به زمین فرستاده شدند.[5]

نمایشگاه صنعتی شیراز

پیش‌از‌ظهر امروز، شاه طی مراسمی نمایشگاه صنعتی شیراز را گشود. در این مراسم که اعضای دولت و رئیس هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران و چند تن از اعضای هیأت مدیره این شرکت و همچنین رئیس هیأت مدیره شرکت‌های عامل نفت ایران حضور داشتند، ابتدا دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد گزارش تشکیل نمایشگاه را بیان کرد. سپس شاه با قطع نوار سه رنگ، نمایشگاه صنعتی شیراز را افتتاح و از غرفه‌های مختلف آن بازدید کرد. در این نمایشگاه غرفه محصولات نفتی مورد توجه مخصوص شاه قرار گرفت.[6]

تأسیس بنیاد فرهنگ ایران

محمدرضا پهلوی فرمان تأسیس «بنیاد فرهنگ ایران» را صادر کرد. در این فرمان آمده‌ است که برای کوشش در تهذیب و تکمیل و ترویج زبان فارسی و حفظ و صیانت میراث گران‌بهای فرهنگ ایران، موسسه‌ای به نام «بنیاد فرهنگ ایران» تأسیس می‌شود. شاه در این فرمان، ابراز امیدواری کرده ‌است که بنیاد فرهنگ در خدمت بزرگی که بر عهده دارد هر چه بیشتر توفیق یابد. بر اساس فرمان شاه، ریاست افتخاری این بنیاد بر عهده فرح پهلوی و نیابت ریاست آن به عهده اشرف پهلوی است و حکم انتصاب دبیر کل بنیاد و اعضای هیأت موسسان و امنا از طرف فرح صادر خواهد شد.[7]


پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. اح‌ی‌ائ‌ی‌، زی‌ن‌ب‌، مستشاران امریکایی در ایران به روایت اسناد، ت‌ه‌ران‌، م‌رک‌ز اس‌ن‌اد ان‌ق‌لاب‌ اس‌لام‌ی‌، ۱۳۸۲، ص 243.

[2]. پ‌ارس‌ون‌ز، آن‌ت‌ون‌ی‌، غرور و سقوط؛ ایران ۱۳۵۷ - ۱۳۵۲، ترجمه محمدصادق حسینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی‌‫، ۱۳۹۰، ص 374.

[3]. روزنامه اطلاعات، ش 11515، 25/7/1343، ص 1 و 15.

[4]. همان، ص 13.

[5]. همان، ش 11516، 26/7/1343، 15.

[6]. روزنامه بورس، ش 777، 26 /7/1343، ص 1 و 6.

[7]. اطلاعاتی درباره سازمانهای فرهنگی دربار شاهنشاهی، تهران، دف‌ت‌ر ف‌ره‌ن‌گ‌ی‌ درب‌ار ش‌اه‌ن‌ش‌اه‌ی‌، بی‌تا، ص 29.