چهارشنبه 15خرداد 1342/ 12 محرم 1383/ 5 ژوئن 1963

6 بازدید

± طرح دستگیری فوری آیت‌الله خمینی

در ساعت 2:30 بامداد سرهنگ بدیعی (رئیس ساواک قم) در حالی که در منزل خود به استراحت می‌پرداخت با تلفن به محل کارش فراخوانده شد. او فوراً به ساواک رفت که در آن‌جا با سرهنگ مولوی (رئیس ساواک تهران) به همراه عده‌ای از مأموران ساواک تهران روبه‌رو شد. مولوی موضوع دستگیری آیت‌الله خمینی را مطرح کرد که مأموریت دارد با تبادل نظر و همکاری او آن را به انجام برساند. او تصریح نمود که: «از طرف تیمسار ریاست کل [ساواک] دستور شفاهی دارم که در این مورد راهنمایی و همکاری کنید». آنگاه توضیح داد که: «چون از چند روز قبل در حدود صد نفر از اهالی قریه جمکران گارد محافظ خمینی را تشکیل داده بودند و در وقایع دوم فروردین تا چند روز پس از آن، خمینی شب‌ها در منازل مختلف بیتوته می‌کرد، چنین تصمیم گرفته شد که خانة او و دامادش و پسرش دفعتاً تحت مراقبت قرار گرفته تا در صورتی که در یکی از منازل نبود، فرصت مخفی شدن یا فرار نداشته باشد». حتی با توجه به حوادث روزهای اخیر پیش‌بینی می‌شد که هر شب عده‌ای از هواداران آیت‌الله منزل وی را در محلة یخچال‌قاضی قم قُرق کرده،‌ به منظور حفاظت از جان او شب‌ها را در آن حوالی نگهبانی دهند.[1] از این‌رو در مرحلة نخست، منزل آیت‌الله خمینی و منزل دو فرد یاد شده توسط گارد ساواک تهران و به راهنمایی مأموران شهربانی و ساواک قم شناسایی شد. حتی برای برطرف کردن هرگونه ابهامی در این زمینه، کروکی منزل آنان در اختیار ساواک تهران قرار گرفت. به گفتة مولوی این کار توسط وی انجام پذیرفت. تا این‌که پس از فراهم ساختن مقدمات کار با استفاده از سکوت و آرامش نهفته در تاریکی شب، نیمه شب برای اجرای دستور بازداشت آیت‌الله تعیین گردید. سرهنگ مولوی در ادامه به بدیعی یادآور شد که موقع اجرای دستور، او در شهربانی خواهد ماند تا چنانچه نیازی به شرکت گروهان سرباز باشد، به موقع به محل اعزام شود. همچنین به وی دستور داد که به همراه رئیس شهربانی قم در میدان جلوی بیمارستان، اول کوچة منزل آیت‌الله خمینی، حضور داشته،‌ پیوسته با او در ارتباط باشند تا در صورت لزوم گروهان تحت فرماندهی‌اش را به محل اعزام کند.[2]

± بازداشت آیت‌الله خمینی

بامداد امروز در حدود ساعت 3:30، عده‌ای از مأموران ساواک تهران به فرماندهی سرهنگ مولوی (رئیس ساواک تهران) به منزل آیت‌الله خمینی واقع در کوچة یخچال‌قاضی قم رفتند تا او را دستگیر کنند. مأموران ساواک قم هم در این مأموریت راهنمای آن‌ها بودند. کماندوها تا پشت در منزل آیت‌الله جلو آمدند که با سروصدای آن‌ها، چند تن از اهالی منزل و برخی از همسایگان سراسیمه از خواب بیدار شدند. آقامصطفی، فرزند وی در حالی که با همهمه از خواب پریده بود، بی‌درنگ بالای پشت بام رفت تا اوضاع کوچة منتهی به منزلشان را زیر نظر بگیرد. مأموران و کماندوها کوچه و خانة پدری‌اش را محاصره کرده، منتظر بودند که آیت‌الله بیرون بیاید. در چند روز گذشته مأموران شهربانی قم علاوه‌ بر منزل آیت‌الله خمینی، دو منزل دیگر، از جمله داماد وی را هم زیر نظر داشتند. از این‌رو وقتی مأموران ساواک دریافتند که آیت‌الله در منزل خود حضور ندارد، به منزل داماد ایشان رفتند.[3] ابتدا با ممانعت اهالی منزل روبه‌رو شدند که دقایقی بعد آیت‌الله خمینی با پای خود در حالی که لباس پوشیده بود، پشت در حاضر شد و خطاب به مأموری که نزدیک در ایستاده بود گفت: «با چه کسی کار دارید؟ من این‌جا هستم». با چنین رفتار وی، مأمور مزبور ابتدا وحشت‌زده شد اما لحظاتی بعد، مأموریتی را که با قوای همراهش به عهده گرفته بود، به اطلاع آیت‌الله رساند.

«وقتی آن‌ها در را شکستند، من متوجه شدم که آن‌ها آمده‌اند مرا بگیرند. ... احتمال دادم که اشتباه کنند و مصطفی را ببرند. به همین جهت گفتم خمینی من هستم. آماده بودم مرا ببرند. ... سر خیابان یک ماشین بزرگ ایستاده بود. من را سوار آن ماشین کردند و حرکت کردند. یک نفر، یک طرف من نشسته بود که از اول تا آخر سرش را گذاشته بود کنار دست من و به بازویم تکیه داده بود، گریه می‌کرد. یکی دیگر هم طرف دیگر نشسته بود و مرتب شانه‌ام را می‌بوسید».[4]

پیش از این با توجه به حوادث چند روز گذشته، ساواک احتمال می‌داد که عده‌ای از هواداران آیت‌الله خمینی شب‌ها در منزل وی نگهبانی دهند، اما به غیر از دو نفر، هیچ فردی در منزل آیت‌الله نبود. حتی جمعی از طرفداران وی هم که در مسجد سلماسی (واقع در محلة یخچال‌قاضی و نزدیک منزل ایشان) شب را بیتوته کرده بودند، از جریان دستگیری آیت‌الله خمینی خبردار نشدند.[5] مأموران برای انجام کامل مأموریت‌شان از هرگونه اقدام احتمالی و بازدارندة اطرافیان جلوگیری و آیت‌الله را به فولکس واگنی که بیرون از منزل آماده بود، هدایت نمودند.[6] لحظاتی بعد، افراد منزل نسبت به اقدام مأموران ساواک اعتراض کردند. به دنبال آن درگیری بین طرفین رخ داد. در این درگیری یکی از وابستگان آیت‌الله آسیب دید. همچنین یکی از اطرافیان شروع به فریاد کرد که آی مردم آیت‌الله را دستگیر کردند. این کار او اگرچه چند تن از همسایگان را از خواب بیدار نمود، اما باعث دستگیری وی نیز شد. ماشین حامل آیت‌الله خمینی فولکس واگنی بود که ظرفیت لازم را برای 9 نفر دیگر (یک نفر راننده و 8 مأمور گارد) را نداشت. ماشین به سمت میدان بیمارستان به حرکت درآمد. در آن‌جا خودروی دیگری آماده بود که از تهران آمده بود تا وی را به پایتخت ببرد.[7] اتومبیل مزبور را عده‌ای گارد ساواک تا تهران محافظت کردند. ساعاتی بعد اتومبیل در جلوی «باشگاه افسران» تهران توقف کرده، آیت‌الله به حالت بازداشت موقت در آن‌جا زندانی شد. بعدازظهر نیز به «زندان قصر (پادگان بی‌سیم)» منتقل شد. پاکروان، رئیس ساواک در نامه‌ای با موضوع روح‌الله‌الموسوی خمینی، خطاب به ریاست ادارة دادرسی ارتش (دادستانی) نوشت که: «نامبردة بالا به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی مملکت، دستگیر و در حال حاضر در پادگان بیسیم بازداشت می‌باشد. علی‌هذا خواهشمند است دستور فرمایید نسبت به صدور قرار بازداشت، مشارالیه اقدام مقتضی معمول و نتیجه را به این سازمان اعلام نمایند».[8] به‌دنبال آن طولی نکشید که بازپرس لشکر گارد، سرهنگ ستاد کمال کوشا قرار بازداشت آیت‌الله را به شرح زیر صادر کرد: «سرکار افسر نگهبان زندان پادگان قصر طبق تقاضای شماره 10456/ 313 ـ 15 / 3 / 42 سازمان اطلاعات و امنیت کشور دربارة غیرنظامی روح‌الله ‌الموسوی خمینی که به اتهام اقدام برضد امنیت داخلی کشور در تاریخ 15/3/42 در آن پادگان بازداشت گردیده، قرار بازداشت موقت به علت بیم تبانی و اهمیت بزه که به رؤیت نامبرده رسیده است، صادر گردید. دستور فرمایید برابر مقررات، مشارالیه را بازداشت و نتیجه را اعلام دارند». رونوشتی از این تلگراف «جهت استحضار» به رئیس ساواک، سرلشکر پاکروان هم ارسال گردید.[9]

± پیش‌بینی ساواک قم از تظاهرات امروز قم

دقایقی بعد از دستگیری آیت‌الله خمینی، سرهنگ بدیعی (رئیس ساواک قم) در تلگراف «خیلی خیلی خیلی فوری» توجه پاکروان (رئیس کل ساواک) را به این امر جلب نمود که: «با اقداماتی که شب گذشته انجام گردیده است، بیم آن می‌رود که روز جاری در قم تظاهراتی به نفع خمینی انجام گردد». او در این گزارش کوتاه به نبود قوای لازم برای مقابله با تظاهرات احتمالی هم اشاره کرد: «یک گروهان سرباز گارد که فعلاً‌ در قم هستند، اجازة هیچ‌گونه اقدامی را ندارند و استعداد شهربانی قم نیز برای جلوگیری از حوادث بسیار کم است».[10]

± تلگراف شدیداللحن نخست‌وزیر به استانداری آذربایجان شرقی

اسدالله علم به کلیة استانداری‌های کشور سفارش کرد که مراقبت‌های لازم را به عمل‌ آورند. از جمله در تلگرافی «خیلی فوری» به استاندار آذربایجان شرقی تأکید کرد که بیدار باشد و کوچک‌ترین حرکت مخالفت‌آمیز را سرکوب کند. متن تلگراف شدیداللحن وی به شرح زیر است: «خیلی فوری است. استانداری تبریز. خمینی در قم و قمی در مشهد، قصد تحریک و اغوای مردم را داشتند. دسته‌جاتی را تحریک کرده بودند که در تهران و قم و مشهد دست به تحریکات خرابکاری آتش‌سوزی بزنند. خوشبختانه از نقشة آن‌ها دولت قبلاً خبردار شد. ساعت 4 صبح امروز خمینی در قم دستگیر و نزدیک ظهر، قمی در مشهد دستگیر [شدند]. بلافاصله تحریکاتی در بازار و نقاط مختلف تهران به وسیلة ایادی که قبلاً آمادگی داشتند، شروع شد که [به] وسیلة قوای انتظامی به شدت سرکوب گردید. مخابرة آنی تلگراف، به منظور بیداری شماست. اگر احیاناً کوچک‌ترین ناراحتی مشاهده گردید، به شدت سرکوب کنید. اجازة برقراری حکومت نظامی اگر لازم بشود نیز دارید ولی حتی‌الامکان اجتناب بشود. بهتر است به هر صورت با رؤسای قوای انتظامی مجلس [برگزار کنید] و [با] اینجانب در تماس دائم باشید و از کوچک‌ترین خلاف، صرف‌نظر نکنید، در نطفه خفه نمایید. چه حکومت نظامی باشد، چه نباشد. فرق نمی‌کند. مراقبت نقاط حساس شهر مثل منابع آب، بنزین، خواربارفروشی و نانوایی، اهمیت مخصوص دارد».[11]

±بازتاب خبر دستگیری آیت‌الله خمینی

خبر دستگیری آیت‌الله خمینی در قم، تهران و چند شهر دیگر که پخش شد، بازتاب‌های وسیعی را به دنبال داشت. اکثر مردم در پشتیبانی از این اقدام حکومت، دست به واکنش‌های مختلفی زدند که در برخی از نقاط به درگیری منجر گردید. مردم قم از همان ساعت‌های اولیة صبح که خبر دستگیری آیت‌الله خمینی را شنیدند، اقدام به راهپیمایی عظیمی کردند و هرکدام در صدد انجام کاری در حمایت از وی برآمدند. گروهی تلاش فوق‌العاده‌ای از خود نشان دادند؛ کشاورزان را از رفتن به سر زمین و صحرا بازمی‌داشتند که امروز زمان امتحان است. عده‌ای را از کوچه‌ها و محله‌های قم، مانند کوچة حکیم و محلات اختران و آذر، با خود همراه ساختند و به کلانتری میدان رسیدند. اندکی پیش از آمدن آن‌ها، ‌گردانی از علی‌آباد هم وارد قم شده، برای کمک به قوای انتظامی، اسلحه در دست گرفته بودند. جمعیت وقتی به جلوی کلانتری 3 قم رسیدند، به چند جیپ ارتشی از گردان مزبور برخوردند و با قمه و قداره‌هایی که در دست داشتند، با تعدادی از سربازان درگیر شدند. ماشینی را هم آتش زدند و افسری را عده‌ای از اطرافیان حاج حسین کشوری به قتل رساندند.[12] مأموران نظامی ابتدا چند تیر هوایی شلیک کردند.[13] اما طولی نکشید که تیراندازی رودررو شروع شد و با کشته شدن تعدادی از آنان، اوضاع متشنج گشت. در این میان چند تن هم مجروح شده که به بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها، از جمله مریضخانة گلپایگانی اعزام شدند. لحظاتی بعد هم چند تن از تظاهرکنندگان در ناحیة سرپل وسط خیابان سنگ چیدند و راه را بر خودروهای دولتی بستند.[14] در سوی دیگر، عدة زیادی از مردم قم رو به حرم حضرت معصومه نهادند و خواهان آزادی هرچه سریع‌تر مرجع مذهبی خود شدند. آنان صحن و خیابان‌های اطراف حرم را پر کردند و با سر دادن شعار «یا مرگ یا خمینی» خواهان آزادی آیت‌الله شدند. در این میان، حضور تعداد چشمگیری از زنان که کودکان خود را در آغوش گرفته بودند، توجه همگان را به خود جلب می‌نمود. دقایقی بعد دو فروند هواپیما از آسمان شهر عبور کرده، دیوار صوتی را شکستند که همین امر با ایجاد صدایی مهیب، مردم حاضر در داخل حرم را هراسان و هیجان‌زده نمود.[15] چند تن از روحانیون و طلاب حوزة علمیة قم هم از همان دقایقی که از موضوع دستگیری خبردار شده‌ بودند، به سراغ استادان و علمای حوزه رفته، آن‌ها را در جلساتی گرد هم آوردند که بلکه با جلب حمایت و اقدامات آن‌ها موجبات آزادی آیت‌الله را فراهم سازند. این جلسه در همان ساعت اولیه و در منزل حجت‌الاسلام سیداحمد زنجانی تشکیل شد که عدة ‌زیادی از روحانیون و علما در آن حضور داشتند. از جمله آیات عظام گلپایگانی، شریعتمداری، محقق داماد، شیخ مرتضی حائری، طباطبایی، آقارضاصدر، میرزاهاشم آملی، سیدمحمدباقر طباطبایی (سلطانی)، مشکینی، سعیدی، سیدمحمدحسن بروجردی (فرزند آیت‌الله بروجردی)، محمدعلی گرامی و طاهری خرم‌آبادی که می‌کوشیدند راه‌ حلی مناسب و منطقی پیدا کنند. لیکن چند تن از روحانیون جوان هم بودند که به آقایان اصرار می‌کردند به حرم حضرت معصومه بروند و به مردمی بپیوندند که در صحن حضور دارند.[16] مردم در صحن همچنان انتظار می‌کشیدند تا مراجع و علما حکمی را صادر کنند و آن‌ها را از سردرگمی و بلاتکلیفی رها سازند. دقایقی بعد آقایان گلپایگانی و شریعتمداری به همراه جمعی از روحانیون وارد صحن شدند و در کنار آیت‌الله نجفی مرعشی نشستند. در این میان افرادی چون حجج ‌اسلام ورامینی و سیدمصطفی خمینی (فرزند آیت‌الله خمینی) می‌کوشیدند مردم را آرام کنند. فردی به نام عباس وکیلی برای جمعیتی که در اعتراض به دستگیری آیت‌الله خمینی به صحن آمده بودند، سخن می‌راند و می‌کوشید تا فضای متشنج را قدری آرام سازد.[17] از میان همین جمعیت، جوانی با هیبت پهلوانی که از سروصورتش خون فرو می‌ریخت، فریاد زد: «بگویید چه‌کار کنیم. تکلیف را معلوم کنید».[18] در پاسخ به این خواستة او، که به شکلی خواستة جمعیت حاضر در صحن بود، حجت‌الاسلام ورامینی سخنانی را بیان نمود که به وصیتی از آیت‌الله خمینی مانند بود: «مدت‌ها قبل و در یکی از شب‌ها که احتمال وقوع حادثه و دستگیری بوده، حاج‌آقا روح‌الله تأکید کردند که اگر مرا گرفتند، شما (ورامینی) مسئول هستید به مردم ابلاغ کنید که من در روز قیامت از کسی که برای آزادی من وساطت کند و این وساطت موجب ذلت اسلام شود، نمی‌گذرم».[19] در همین اثنا، جمعیتی از زنان چادر مشکی بر سر که از کوچة حکیم و محلة حاج‌حسین کشوری به حرکت درآمده‌ بودند، وارد صحن شدند. ورود آنان هیجان غیرقابل وصفی را به صحن بخشید و حضار را تحت تأثیر قرار داد. اندکی بعد شعار دادن به نفع آیت‌الله خمینی را آغاز کردند که این کارشان مرتباً ادامه یافت. اندکی بعد خبری در میان جمعیت داخل حرم پیچید و بر نگرانی مردم افزود؛ تعداد زیادی از نیروهای ارتش از طرف منظریه به قم آمده‌اند. طبق این خبر، قوای نظامی در ابتدا دست به اسلحه نبرده بودند. اما وقتی اوضاع را آشفته دیدند، اجازة شلیک تیر به آنان داده شد و مستقیماً روی تظاهرکنندگان تیراندازی کردند. طولی نکشید که گروهی جنازة سیدحسین روزنامه‌فروش را بالای دست گرفته، وارد حرم شدند. آنان شعار می‌دادند که این اولین شهید ماست. لحظاتی بعد جنازة چند تن دیگر را که در حوالی پل آهنچی و کوچة آبشار کشته شده بودند، روی دست مردم وارد صحن شد و بر هیجان داخل صحن افزود. به دنبال آن بین مردم شایع شد که ارتشیان صحن را در محاصره گرفته‌اند و باید مردم صحن را خالی کنند.[20] تا نزدیک ظهر همچنان اوضاع داخل حرم ناآرام بود.[21] کمی بعد از سوی آیات عظام شریعتمداری، گلپایگانی، زنجانی و چند تن دیگر از مراجع قم اعلام شد که مردم به خانه‌هایشان بازگردند تا بعداً تصمیم مقتضی به آن‌ها اعلام گردد. حجت‌الاسلام سیدمصطفی خمینی هم از مردم خواست که به منازلشان بازگردند و ساعت 5 عصر بار دیگر جمع شوند.[22] اما در مقابل این خواسته‌ها، عده‌ای سماجت به خرج دادند و بازایستادند که اگر به خانه‌هایشان بروند، دیگر گردآوردن این جمعیت ممکن نیست. از این‌رو، دقایقی بعد با جدیت اعلام شد که رفتن مردم به خانه‌هایشان یک وظیفه است.[23]

 

± هیئت‌های مؤتلفة اسلامی در تظاهرات امروز

نخستین خبر از دستگیری آیت‌الله خمینی را در ساعات اولیة صبح امروز جوانی از قم به تهران آورده، در هیئت انصارالحسین به اطلاع اعضای جمعیت هیئت‌های مؤتلفه رساند. به دنبال آن، اعضای جمعیت مزبور بی‌درنگ به تکاپو افتادند و بسیاری از علما و بیشتر سران و فعالان هیئت‌های مذهبی تهران را از موضوع خبردار کردند. طولی نکشید که در حدود ساعت 8:30 صبح، جمعیت زیادی در بازار و نقاط مرکزی شهر تهران تجمع کرده، شعارهایی را در حمایت از آیت‌الله خمینی سردادند. در سوی دیگر، حجت‌الاسلام حائری‌زاده در مسجد آذربایجانی‌ها (شیخ عبدالحسین یا ترک‌ها) بالای منبر رفت و با حالت گریه و زاری خبر بازداشت آیت‌الله را در قم به اطلاع مردم حاضر در آن مسجد رساند. این اقدام او که در احساسات مردم تأثیری عمیق نهاد، باعث شد آن‌ها نیز از طریق بازار چهارسوق بزرگ و آهنگرها به سطح خیابان ریخته، به جمع تظاهرکنندگان بپیوندند. همچنین تعدادی از اعضای هیئت‌های مؤتلفه‌ با هر وسیله‌ای، ‌اعم از تلفن، ماشین، موتورسیکلت و دوچرخه که در دسترسشان بود، گروه‌های بسیاری را برای اعلام پشتیبانی از مراجع و علما و ضدیت با اقدامات دولت به تظاهرات خیابانی کشاندند.[24]

± گزارش لحظه‌به‌لحظة ساواک از تجمعات و تظاهرات مردم تهران

با نخستین علائمی که حاکی از تجمع و اعتراض مردم تهران بود، گزارشگران ساواک آمادگی لازم را برای پوشش خبری وقایع امروز در سطح شهر تهران پیدا کرده، با هر وسیله‌ای که در اختیار داشتند، چگونگی تجمعات و تظاهرات مردمی را در نقاط گوناگون شهر تشریح نمودند. بر اساس گزارش‌های آنان که عمدتاً‌ به وسیلة تلفن عمومی یا بی‌سیم در اختیار همکاران خود در ساواک تهران قرار داده‌اند، اجتماع مردم از ساعات اولیة صبح امروز آغاز شده‌، تا یکی، دو ساعت بعد از غروب آفتاب نیز به صورت متناوب و پراکنده در برخی از نقاط شهر ادامه یافته است. شرح حوادث بر پایة گزارش‌های آنان به ترتیب زیر است:

ساعت 09:15 در چهارسوق بزرگ (بازار) عدة زیادی اجتماع کرده و شعارهایی بر له خمینی داده و یک نفر به جمعیت اظهار داشته گویا آیت‌الله خمینی و علماء شما را گرفته‌اند. ساعت09:20 در حدود سیصد نفر در مسجد شاه [امام خمینی فعلی] اجتماع کرده‌اند.

ساعت 09:25 بعضی از افراد دوچرخه‌سوار در بازار به اشخاص می‌گویند روحانیون را گرفته‌اند. جمع شوید. از قم اطلاع رسیده روحانیون طراز اول در منزل حاجی سیداحمد زنجانی مجتهد، جلسة مشورتی دارند.

ساعت 09:30 جمعیتی در حدود 150 نفر که در مسجد شاه اجتماع کرده بودند، از مسجد بیرون آمده قصد آن داشتند که تظاهراتی را به راه اندازند. اما فعلاً ‌زمینه برای انجام چنین کاری را پیدا نکرده‌اند. بنابراین به صورت ناچاری به دسته‌جاتی که در بازار و حسینیه‌های آن مشغول عزاداری هستند، پیوستند. عده‌ای هم در دسته‌های چهار، پنج نفری به حالت دو و با عجله از بازار و مسجد جامع به حرکت درآمده، به مردم می‌گویند که دکان‌ها را ببندید، آیت‌الله خمینی را گرفتند.[25] در این ساعت تعداد جمعیت در بازار در حدود دو هزار نفر تخمین زده می‌شود که هر لحظه رو به تزاید دارد. عده‌ای از آن‌ها چوب به ‌دست هستند و برخی هم خساراتی را به مغازه‌ها وارد می‌کنند. مأموران پلیس هم که فعلاً تعدادشان کافی به نظر نمی‌رسد، مشغول اخراج افراد از بازار و تخلیة سطح بازار از حضور این افراد می‌باشند. از میان مردمی که در بازار تجمع کرده‌اند، شنیده می‌شود که جمعیت نسبت به دستگیری آیت‌الله خمینی، حجت‌الاسلام فسلفی، اشرفی، کاشانی و نهاوندی اعتراض دارند و خواهان آزادی ایشان هستند. آنان برای این‌که اعتراض خود را آشکار کنند، از بازار بزرگ به طرف خیابان سرازیر شده، به شکل تظاهرات درآمده‌اند. دقایقی بعد که تظاهرات آن‌ها شدت یافت و تعداد هجوم بعضی از متظاهرین به مغازه‌ها بیشتر شد، نیروهای انتظامی اقدام به شلیک 15 تیر هوایی در محدودة بازار کردند. با این کار آن‌ها، تظاهرکنندگان ابتدا پراکنده شدند. اما طولی نکشید که بار دیگر گرد هم آمدند و با حفظ اتحاد بیشتری در سبزه میدان و خیابان پیروز، تظاهرات خود را پی‌گرفتند. به‌طوری که عده‌ای از آنان با پلیس گلاویز و درگیر شدند. در این زمان زدوخورد در آن حدود ادامه دارد.[26] شخصی به نام حاجی مشهدی باقر که در چهارراه عباسی خاکی مغازه دارد، هم‌اکنون در محل مزبور عده‌ای را دور خود جمع‌آوری نموده و اظهار می‌دارد: «آقای خمینی را گرفته‌اند. شما باید مغازه‌های خود را بسته و تعطیل عمومی اعلام کنید». در بازار عده‌ای از طرفداران آیت‌الله خمینی می‌کوشند که تمام مغازه‌ها را ببندند. جمعی از مسجد شاه بیرون آمده‌، به سمت بازار در حال حرکت‌اند. عده‌ای هم به جمع آنان پیوستند. آن‌ها از بازار کفاش‌ها خارج شده و با دادن شعار «یا مرگ یا خمینی‌» از جلوی مسجد شاه گذشتند. گویا خیال دارند به منزل آقای بهبهانی بروند. آن‌ها که هم‌اکنون تعدادشان در حدود ششصد نفر است، شعار «یا حسین دیشب کجا بودی/ از خمینی یاری کنی‌» را سر می‌دهند.

عده‌ای در حدود 150 نفر در مسجد شاه اجتماع کرده بودند که قصد داشتند تظاهرات کنند. اما زمینه را برای این کار در داخل مسجد مساعد ندیده‌، از مسجد بیرون آمدند. آن‌ها به دسته‌های عزاداری که در داخل بازار و حسینیه‌های آن مشغول عزاداری بودند، پیوسته، در خیابان به راه افتادند. عده‌ای در حدود دو هزار نفر در بازار عباس‌آباد اجتماع کرده و در حال دادن شعار «یا مرگ یا خمینی‌» به طرف بازار کفاش‌ها حرکت نموده‌اند. عده‌ای در حدود پنج هزار نفر در مقابل مسجد سیدعزیزالله اجتماع کرده شعار «یا مرگ یا خمینی‌» داده‌اند. متظاهرین با چوب و آجر و سنگ بعضی از دکاکین را مورد حمله قرار داده و درب و شیشة آن‌ها را شکسته‌اند.

ساعت 09:35 عده‌ای در حدود هزار نفر در سبزه‌میدان اجتماع کرده، ضمن دادن شعار «یا مرگ یا خمینی‌» مردم را تحریک به بستن مغازه‌ها کرده‌اند.

ساعت 09:40 روضه‌خوانی‌ِ منزل آیت‌الله بهبهانی تعطیل شده و از ورود اشخاص به منزل مزبور وسیلة مأمورین جلوگیری به عمل آمده است‌. چند نفر در میدان خراسان مردم را تحریک می‌نموده‌اند که مغازه‌های خود را تعطیل کنند. عدة زیادی با چوب و چماق در میدان ارک و مقابل ادارة انتشارات و رادیو اجتماع کرده، شعارهایی بر له خمینی داده‌اند. مأمورین پلیس در میدان ارک به متظاهران حمله کرده، آن‌ها را متفرق نموده‌اند.

ساعت 09:42 نیروی کماندوی پلیس با گاز اشک‌آور، متظاهرین در مقابل ادارة انتشارات و رادیو را متفرق کرده، متظاهرین به طرف بازار و خیابان ناصرخسرو متواری شده‌اند.

ساعت 09:45 حدود پنجاه نفر تظاهرکننده از میدان شاه به طرف میدان مولوی در راه‌اند. شعارشان همان «یا مرگ یا خمینی‌» است‌. در طول این خیابان پنجاه مغازه بسته شده و صاحبانشان به سمت چهارراه عباسی می‌روند.

ساعت 09:46 در میدان ارک جمعیتی به طور پراکنده شعارهایی به نفع خمینی داده، مأمورین پلیس در تعقیب آن‌ها بوده‌اند. در این جریان یک نفر پاسبان مضروب شده که احتمال دارد فوت نماید. در حدود ده هزار نفر از خیابان ناصرخسرو به طرف شمال حرکت کرده و در جلوی وزارت دارایی چند نفر پاسبان را مضروب نموده‌اند. در بازار عباس‌آباد یک نفر افسر شهربانی به وسیلة متظاهرین مضروب شده است‌.

ساعت 09:50 در میدان خراسان عده‌ای مغازه‌داران را تحریک و تشویق می‌کنند که مغازه‌های خود را نبندند. در مقابل ادارة انتشارات و رادیو، متظاهرین اتومبیل‌ها را خرد کرده و دو نفر پاسبان و یک نفر افسر شهربانی را مضروب نموده‌اند.

ساعت 09:55 در حدود سه هزار نفر به طور پراکنده از طرف چهارراه گلوبندک به طرف وزارت کشور حمله‌ور شده‌اند.

ساعت 10:00 از خیابان ناصرخسرو تا سبزه‌میدان‌، مردم دست به تظاهرات زده‌اند. پلیس در خیابان ناصرخسرو به سوی آنان حمله کرد. همچنین در میان مردم شایع شده که در انتهای بازار کفاش‌ها، افسری که مضروب شده در حال مردن است‌. به طرف مسجد شاه تیراندازی شد (معلوم نیست که این تیراندازی از سوی تظاهرکنندگان بوده یا از طرف پلیس‌). پلیس مشغول متفرق کردن مردم است. مغازه‌ها بسته است‌. در جلوی کاخ دادگستری جمعیت یک صد نفری تظاهرات می‌کنند. آنان به رغم این‌که توسط پلیس یک بار متفرق شدند، اما بار دیگر اجتماع کرده به طرف میدان توپخانه [امام خمینی فعلی] می‌روند. مقابل بازار وضع غیرعادی است‌. مردمی که تعدادشان در حدود ششصد نفر است به حملة پلیس و تیرهای هوایی آنان توجه نکرده، همچنان به تظاهرات خود ادامه می‌دهند. فاضل نامی با تلفن به اکثر محافل و مجالس روحانی‌ در تهران خبر داد که تعدادی از روحانیون‌، از جمله آیات خمینی و فلسفی را دستگیر کرده‌اند. از بالای ساختمان‌های بازار به مأمورین و پلیس سنگ پرتاب کرده‌اند و سروان مصطفوی، رئیس کلانتری بخش 8 و معاونش مجروح شده‌اند و از طرف رئیس پلیس تهران دستور تیراندازی هوایی داده شده است‌. در میدان ارک یک نفر افسر شهربانی، جمعی گردان امدادی مجروح شده و او را به وزارت کشور منتقل کرده‌اند و حالش وخیم بوده است و جمعیت در جلوی وزارت کشور همچنان مشغول تظاهرات بوده‌اند. در چهارراه گلوبندک جمعیتی شعار «یا مرگ یا خمینی‌» می‌داده‌اند و دو نفر پاسبان را با سنگ مجروح نموده‌اند که به وسیلة آمبولانس منتقل شده‌اند و شیشة اتومبیل‌ها، اعم از پلیس و شخصی را شکسته و شیشه‌های ادارة انتشارات و رادیو را نیز شکسته‌اند.

ساعت 10:05 عده‌ای از میدان شوش به سمت شهرری حرکت کرده، در بین راه اتوبوس‌های شرکت واحد را خرد کرده‌اند.

ساعت10:10 عده‌ای در حدود سیصد نفر، که هستة مرکزی عملیات تظاهرکنندگان را تشکیل می‌دهند، موفق شده‌اند یک دستگاه موتورسیکلت پلیس را آتش بزنند. آن‌ها با حملة قوای انتظامی به طرف خیابان سیروس [شهید مصطفی خمینی فعلی] فرار کردند. عدة زیادی تماشاچی‌، که هر لحظه آمادة فرصت برای ملحق شدن به این تظاهرکنندگان هستند، در سبزه‌میدان و اطراف آن اجتماع نموده و عدة زیادی از طلاب و حتی اعضای جبهة ملی بین آن‌ها وجود دارد که دست بر سر خود کوبیده و می‌گویند رهبر آن‌ها دستگیر شده و باید آزاد شود. تظاهرکنندگان اکثراً چوب در دست دارند، ولی قوای انتظامی رو به افزایش است و تا حدی بر اوضاع مسلط شده است‌. وضع بازار خیلی آشفته است‌. تمام خیابان‌های بوذرجمهری، سیروس‌، خراسان و سبزه‌میدان بسته است و مردم با دادن شعار «یا مرگ یا خمینی‌» تظاهرات موضعی کرده‌، شیشه‌های چند اتومبیل سواری پلیس را هم شکستند. در پاچنار عده‌ای در حدود سه هزار نفر در کوچه‌های مختلف اجتماع نموده و به چند نفر پاسبان حمله کرده، شایع بوده که رئیس کلانتری نیز مجروح شده است‌. این عده قصد دارند در صورت فرصت مناسب، دسته‌جمعی به دادگستری حمله کنند. در میدان ارک مأمورین پلیس مشغول متفرق کردن متظاهرین بوده، متظاهرین در مقابل وزارت کشور اجتماع داشته‌اند. اتومبیل‌های شرکت واحد در میدان شوش مورد حملة متظاهرین واقع شده، شیشه‌ها را شکسته‌اند و در نتیجه عبور و مرور شهرری و میدان شوش قطع شده. یک نفر پاسبان به وسیلة متظاهرین شدیداً مجروح شده است‌.

ساعت 10:15 از سه‌راه سیروس تا جلوی وزارت کشور مردم اجتماع کرده‌اند که تعدادشان فوق‌العاده زیاد است‌. در حدود یکصد نفر پلیس زخمی شده، به چند ماشین پلیس نیز آسیب رسیده است‌. تعداد پلیس خیلی کم است و قادر به برقراری نظم و آرامش نیستند. در فاصلة بین چهارراه مسجد شاه و چهارراه گلوبندک بین متظاهرین و مأمورین پلیس زد و خورد درگرفته و در این جریان یک نفر افسر شهربانی مجروح گردیده است‌. در سه‌راه سیروس عده‌ای به مأمورین پلیس حمله کرده، دو نفر از مأمورین مجروح شده‌اند و اتومبیل‌های پلیس توسط متظاهرین خرد شده، از طرف رئیس پلیس دستور پرتاب گاز اشک‌آور و تیراندازی هوایی داده شده است‌. ادارة روزنامة اطلاعات به وسیلة متظاهرین آتش زده شده است‌.

ساعت 10:20 تظاهرکنندگان در بازار در حال شکستن تمامی کیوسک‌های تلفن عمومی و قطع کردن تلفن‌های مغازه‌ها هستند و می‌خواهند که مأمورین انتظامی نتوانند با مرکز خود تماس گرفته، تقاضای اعزام نیروی کمکی کنند. در حدود سه هزار نفر در خیابان ناصرخسرو از سمت شمال به طرف بازار حمله کرده‌اند. عده‌ای در حدود چهارهزار نفر در خیابان‌های حدود کلانتری بخش 6 به مغازه‌ها و دکان‌ها حمله نموده و به کلانتری 6 نیز حمله کرده‌اند که مأمورین ناچار مبادرت به تیراندازی کرده، جمعیت به طرف خیابان سیروس حرکت نموده‌اند. عده‌ای از مسجد سپهسالار [مسجد و مدرسه عالی شهید مطهری فعلی‌] به طرف میدان بهارستان حرکت کرده، از طرف رئیس پلیس دستور تیراندازی هوایی به کلانتری 2 و دژبان بخش داده شده است‌.

ساعت 10:25 در بازار یک مغازه آتش زده شده و موتورسیکلت یک نفر از افسران شهربانی نیز آتش زده شده است‌. کلیة دکه‌های مقابل بازار به وسیلة متظاهرین آتش زده شده است‌. در مقابل وزارت کشور و سبزه‌میدان وضع عادی بوده، در اطراف بازار کفاش‌ها عده‌ای تجمع کرده‌اند.

ساعت 10:30 جلوی در باسکول عده‌ای مشغول کندن شاخه‌های درختان اطراف خیابان هستند که در ادامة مسیر تظاهرات از آن‌ها استفاده کنند. اینان دقایقی بعد، جلوی اتوبوس شرکت واحد را گرفته، پس از پیاده‌ کردن مسافران، شروع به شکستن در و شیشه‌های آن کردند. سپس در حالی که فریاد می‌زدند «مردم دین از دست رفت، آقای خمینی را گرفتند، مردم قیام کنید» دیگران را دعوت به همراهی نمودند. وقتی هم که به سمت کلانتری 6 به راه افتادند، به دست‌فروشی برخوردند که کنار خیابان بساط پهن کرده بود. چند تن از آن‌ها اجناس وی را به زمین ریختند و خطاب بدو گفتند که «مردتیکه این چه موقع کسب است. بلند شو مثل سایر مردم فعالیت کن».[27]

در خیابان بوذرجمهری دو، سه محل آتش را زده‌اند و در حال سوختن است‌. جمعیت از سه‌راه سیروس تا جلوی وزارت کشور، پراکنده با مأمورین انتظامی درگیر شده‌اند. جمعیتی در حدود ششصد نفر، مرکب از جوانان و دانش‌آموزان‌، بازاریان و چند نفر روحانی‌، جلوی بانک بازرگانی [تجارت فعلی] نزدیک بازار، با چرخ‌های دستی میوه‌فروشان‌، برای خود سنگر درست کرده‌اند. در این سنگربندی، آجر و سنگ نیز همراه خود دارند. از مأمورین پلیس کسی در این‌جا دیده نمی‌شود. در داخل بازار وضع کاملاً غیرعادی است.؛ به ادارة پست، حمله و شیشه‌های جلوی بازار و نقاط اطراف آن کاملاً خرد شده است‌. جمعیتی که بیش از دویست نفر به نظر می‌رسد و هر لحظه بر تعدادشان افزوده می‌شود، با چوب‌دستی که بیشترشان در دست دارند، به مغازه‌های باز خسارت وارد می‌کنند. چند نفر از نیروهای پلیس هم افراد و دسته‌جات را از بازار خارج می‌کنند. پلیس با مشاهدة حملة جمعیت به بعضی از مغازه‌ها و شدت تظاهرات‌، پانزده تیر هوایی خالی کرد که در دقایق نخست موجب پراکندن و ترساندن جمعیت شد اما پس از چند دقیقه مردم، باز جمع شده در سبزه‌میدان و خیابان بوذرجمهری با نیروهای پلیس به زدوخورد پرداختند. تظاهرکنندگان مدعی هستند که آیت‌الله خمینی و فلسفی واعظ و حاج اشرف کاشانی و نهاوندی بازداشت شده‌اند و باید برای استخلاص آن‌ها اقدام نمایند. به همین جهت فعلاً از بازار بزرگ به طرف خیابان سرازیر شده یا تظاهراً در حرکت هستند. شخصی به نام «رضا گچ‌کار» جلوی در باسکول ایستاده بود که با مشاهدة تظاهرکنندگان مقدار زیادی از شاخه‌های درختان را شکسته، برای استفاده در اقدامات بعدی در اختیار مردم قرار داد. او بساط یک فروشنده را به هم ریخت و جلوی یک دستگاه اتوبوس شرکت واحد (مربوط به خط 36 تهران‌) را گرفته‌، اقدام به شکستن شیشه و درهای آن کرد. سپس مسافرین داخل اتوبوس را تحریک کرد که پیاده شده، به تظاهرکنندگان بپیوندند. او به مردم اصرار می‌نمود که به طرف کلانتری 6 حرکت کنند و خطاب به مردم فریاد می‌زد که «مردم! دین از دست رفت‌. آقای خمینی را گرفتند. مردم قیام کنید». در میدان ارک چهار نفر از مأمورین پلیس زخمی و به بیمارستان اعزام شده‌اند. متظاهرین با چوب و چماق به مأمورین حمله کرده‌اند. در سبزه‌میدان و میدان ارک، ماشین‌های آتش‌نشانی وارد عمل گردیده‌اند. عده‌ای با چوب به مأمورین پلیس حمله کرده، متظاهرین هم به طرف وزارت کشور حرکت می‌کنند.

ساعت 10:35 در سبزه‌میدان و میدان ارک متظاهرین‌، ماشین‌های آتش‌نشانی را خرد کرده‌اند. مأمورین نیروهای نظامی آن طور که باید، عمل نمی‌کنند. سربازها در میدان ارک و سبزه‌میدان عقب نشینی کرده، مردم به ماشین‌های آتش‌نشانی حمله نموده‌، مأمورین پلیس تقاضای کمک می‌نمایند.

ساعت 10:40 در خیابان ناصرخسرو، روبه‌روی شمس‌العماره‌، جمعیت تیرآهن آورده، به خیابان ریخته‌اند که ماشین‌های پلیس قادر به عبور نیست و مردم، مأمورین پلیس را به شدت مضروب کرده‌اند. در بازار نوروزخان‌، مردم مغازه‌ها، مخصوصاً باجه‌های تلفن و وسایل دولتی را خراب کرده‌ یا آتش می‌زنند. در دانشگاه تهران‌، دو دانشجو به نام‌های حسین موسویان و سیاگزار برلیان‌، از اعضای جبهة ملی‌، در دانشکدة پزشکی برای دانشجویان دربارة دستگیری روحانیون صحبت کرده، آنان را برای انجام تظاهرات تحریک نموده‌اند. در سبزه‌میدان و میدان ارک، حملة متظاهرین به مأمورین پلیس خیلی شدید بوده و سربازها عقب‌نشینی کرده، پاسبان‌ها نیز با مشاهدة عقب‌نشینی سربازها روحیة خود را باخته و به تبعیت از آنان شروع به عقب‌نشینی کرده‌اند.

ساعت 10:45 در جلوی بازار و بر اثر تیراندازی، چند نفر کشته شده‌اند. در میدان ارک جمعیت انبوهی در جلوی ادارة رادیو مشغول تظاهرات بوده، شدیداً به مأموران حمله کرده‌، مأموران نیز عقب‌نشینی نموده و دستور تیراندازی داده شده است‌. عده‌ای در حدود پانصد نفر از میدان شاه به طرف سه‌راه سیروس حرکت کرده و در راه، کلیة اتوبوس‌ها را قصد داشته‌اند که خرد کنند. آنان یک تاکسی را خرد کرده‌اند. وضع شهرری شلوغ است‌. بازار آن‌جا تعطیل شده و در بازار زد و خوردی نیز صورت گرفته است‌.

ساعت 10:50 در میدان ارک دو دستگاه اتومبیل آتش‌نشانی به وسیلة متظاهرین آتش زده شده است‌.

ساعت 10:55 عدة زیادی از میدان خراسان به سمت بازار در حرکت‌اند و شعار «یا مرگ یا خمینی‌» سر می‌دهند.

ساعت 11:00 بانک [ملی] ‌بازار بسته شده، مغازه‌های روبه‌روی بازار مورد حمله و چپاول قرار گرفته‌ است‌. عدة زیادی به طرف میدان بهارستان حرکت کردند. در ضلع شمالی ساختمان کاخ دادگستری، عده‌ای چوب به دست شعار می‌دهند: «خمینی پیروز است‌. خمینی پیروز است‌. او را آزاد کنید. مأمور انتظامی وجود ندارد.» گروهی در خیابان ناصرخسرو و جلوی بازار، مردم را تحریک می‌کنند که به ایستگاه رادیو رفته، آن‌جا را اشغال کنند. عده‌ای هم در جلوی بازار به خیابان ریخته، تجمع کرده‌اند تا ماشین‌های پلیس نتواند عبور و مرور نمایند. در جلوی شمس‌العماره یک دستگاه اتوبوس متعلق به شرکت واحد به آتش کشیده شد. در جلوی در ورودی (بانک ملی شعبة بازار) مأمورین پلیس و سرباز اجتماع کرده‌اند. در بانک را بسته‌اند. در جلوی بازار، عده‌ای در اطراف یک جسد اجتماع کرده شعار «یا مرگ یا خمینی‌» می‌دهند. در جلوی بازار یک کامیون ارتشی به وسیلة متظاهرین آتش زده شده و در داخل بازار کفاش‌ها، مردم با مأمورین پلیس در حال‌ زد و خورد هستند. همچنین در جلوی بازار بزرگ بین تظاهرکنندگان و پلیس، زد و خورد شده است‌.

ساعت 11:05 تظاهرات در مخبرالدوله و خیابان اسلامبول به صورت غیرعادی درآمده، بیشتر مغازه‌داران دکان‌ها را بسته، رانندگان تاکسی‌ها و دیگر وسایل نقلیة شخصی و عمومی نیز به سرعت سطح خیابان‌ها را تخلیه می‌کنند.[28] اکثر مغازه داران‌ چهارراه مخبرالدوله و استامبول مغازه‌های خود را می‌بندند. تاکسی‌ها و سایر اتومبیل‌ها به سرعت از خیابان‌ها دور شده‌، محل را ترک می‌کنند. وضع غیرعادی است‌. در خیابان سعدی تظاهرات شروع شد (به نفع مصدق‌). مغازه‌های خیابان سعدی‌، لاله‌زار و کوچة مهران بسته شد. جمعیت در تزاید است [و] شعار مصدق پیروز است را سر می‌دهند. بازار به حالت تعطیل درآمده‌، تظاهرکنندگان مردم را به علت بازداشت آیت‌الله خمینی، تشویق به همراهی و تظاهرات می‌کنند. به دنبال آن بار دیگر تیراندازی شد.

ساعت 11:10 در جلوی بازار تیراندازی ادامه دارد. در قسمت شمال کاخ دادگستری یک نفر پیراهنی را به خون آغشته و چند نفر را دور خود جمع کرده است‌. جمعیت که پرچم سیاه در دست دارند، به تدریج زیاد می‌شوند. به وزارت صنایع و معادن حمله شده و وزیر صنایع و معادن تقاضای کمک کرده است‌. در سوی دیگر اعلام شده که در ابتدای لاله‌زار زدوخورد خیابانی میان مأموران دولتی و جمعیتی که در حدود هشتصد نفر تخمین زده می‌شوند، آغاز شده است.[29]

ساعت 11:15 در سمت شمال ساختمان دادگستری، یکی از تظاهرکنندگان پیراهنی را با خون آغشته کرده، عده‌ای هم که پرچم‌های سیاه در دست دارند و روبه تزاید هستند، دور او گرد آمده‌اند.[30] متظاهرین جلوی ادارة روزنامة اطلاعات (در خیابان خیام‌) تجمع کرده‌، پنجره و شیشه‌های آن را شکستند. آنان مشغول زد و خورد هستند. شایع شده که تظاهرکنندگان ایستگاه رادیو را به تصرف خود درآورده‌اند. متظاهرین در خیابان ری‌، اتوبوس‌های شرکت واحد و تاکسی‌ها را خرد می‌کنند. در دانشگاه تهران دانشجو موسوی، عده‌ای از دانشجویان پزشکی و حدود یکصد نفر از دانشجویان علوم را جمع‌آوری کرده، به آن‌ها گفته چون عده‌ای از دوستان ما را در مقابل بازار مقتول کرده‌اند، ما هم باید تظاهرات کنیم و مشغول جمع‌آوری دانشجویان شده است‌. عده‌ای در حدود یکصد نفر با چوب و چماق از مقابل روزنامة اطلاعات گذشته به طرف میدان سپه [امام خمینی فعلی‌] حرکت کرده‌اند. در شهر ری دو نفر از مأموران پلیس مجروح شده‌اند. در جلوی ادارة روزنامة اطلاعات دو نفر پاسبان مصدوم شده، متظاهرین شیشه‌های اداره را شکسته‌اند.

ساعت 11:20 شایع شده که ادارة رادیو آتش زده شده است‌. جلوی [امام‌زاده سیدنصرالدین (در خیابان خیام‌)] یک نفر تیرخورده‌، [مردم‌] در تلاطم هستند. مردم در حالی که جنازه‌ای را با خود حمل می‌کنند، از خیابان ناصرخسرو بیرون آمده، به سمت وزارت پست و تلگراف می‌روند. عده‌ای در میدان سپه یک ماشین شخصی را متوقف کرده‌اند.

ساعت 11:25 در خیابان شهباز [هفده شهریور] جلوی ایستگاه تیر دوقلو، جمعیت اجتماع و یک اتوبوس شرکت واحد را خرد کردند. عده‌ای در اطراف کلانتری 21 اجتماع کرده و وضع کلانتری مساعد نبود. رئیس کلانتری تقاضای کمک نموده است‌.

ساعت 11:30 در مقابل پارک‌شهر اتومبیلی آتش زده شده، تظاهرکنندگان علائم راهنمایی و رانندگی و تابلوهای شرکت واحد را پایین می‌کشند. همچنین اوضاع میدان حسن‌آباد و خیابان شاپور غیر عادی گزارش شده، مردم در حال اجتماع و اضطراب‌اند و عده‌ای دیگران را تحریک می‌کنند که به تظاهرات‌شان بپیوندند.[31] منطقة بازار تقریباً به صحنة جنگ تبدیل شده‌ است‌. ارتباطات تلفنی به کلی قطع و از دروازه دولت به طرف پایین (جنوب‌) مسیر اتوبوس‌ها مسدود است‌. مقابل بازار، شیشة پنج ماشین پلیس و شخصی را شکسته‌اند. جمعیت در میدان شوش و خیابان‌های خراسان و مولوی با چوب و چماق حمله می‌کنند. شایع شده است که می‌خواهند به ادارة رادیو حمله کنند. شایع شده پنج یا شش نفر کشته شده‌اند. در خیابان خیام (از جلوی ادارة روزنامة اطلاعات تا چهارراه گلوبندک‌) تظاهرکنندگان سه اتومبیل شخصی و دولتی را خرد کردند. در این‌جا پلیس نیست و عده‌ای که چوب در دست دارند، مردم را تحریک می‌کنند که پیوسته شعار دهند. در چهارراه مخبرالدوله یک اجتماع دویست نفری به محل پلیس راهنمایی حمله‌ور شده، آن‌جا را به هم ریختند. آنان در حالی که عکس حضرت علی را در دست دارند، به طرف دروازه شمیران (مدخل شمالی خیابان پامنار) در حرکت‌اند. به مغازه‌هایی که باز است، حمله می‌کنند. از پلیس خبری نیست‌. در چهارراه اسلامبول تعداد تظاهرکنندگان زیاد است که عده‌ای از آن‌ها به چوب و چماق مجهز و ویترین سینماها را می‌شکنند. در میدان حسن‌آباد و خیابان شاهپور [وحدت اسلامی فعلی‌] اوضاع غیرعادی است‌. مردم در حال اجتماع و اضطراب هستند. در جلوی پارک‌شهر یک اتومبیل سواری آتش زده شده و در حال سوختن است‌. تظاهرکنندگان علائم راهنمایی و رانندگی و تابلوهای شرکت واحد را به زیر می‌کشند. پلیسی وجود ندارد. در داخل دانشگاه تهران، جلوی در جنوبی، یکصد نفر از دانشجویان اجتماع کرده‌، در نظر دارند که در دسته‌های چهار، پنج نفری به صورت متناوب به بازار رفته‌، جمعیتی را کمک کنند که در آن‌جا با پلیس مبارزه می‌کنند. در دانشکدة حقوق و دانشکدة فنی زمزمة تظاهرات شنیده می‌شود و به نظر می‌رسد منتظر دستوراتی هستند. در بازار از شدت عمل کاسته و شایع شده که سه نفر پاسبان مجروح در صحن مسجد شاه افتاده‌اند. یک نفر غیرنظامی نیز مجروح و در بازار زرگرها افتاده و مغازة فرش فروشی مقابل بازار هم آتش گرفته است‌. متظاهرین، پاسگاه راهنمایی میدان شوش را خراب کرده، تلفن‌های آن را برده‌اند.

ساعت 11:35 در انتهای خیابان شاهپور، عده‌ای مغازه‌داران را تشویق و تحریک می‌کنند که دکان‌هایشان را بسته و به جمع تظاهرکنندگان بپیوندند.

ساعت 11:40 جمعیتی در حدود سیصد نفر در تجریش قصد حمله به کلانتری را دارند. افزون بر این، گروهی هم به سمت خیابان خلیلی در حرکتند.[32] در خیابان ناصرخسرو یک نفر تیر خورده بود که مردم او را به بیمارستان بردند. دیوارهای کاخ دادگستری آتش زده شده و شعله از آن بلند است‌. عده‌ای تابلوهای شرکت واحد و ادارة راهنمایی را شکسته، بر سر دیگران می‌کوبند. آنان به مردم هم حمله می‌کنند. اوضاع خیلی وخیم است‌. جلوی کاخ دادگستری پلیسی وجود ندارد.

ساعت 11:45 دو دستگاه ماشین آتش‌نشانی را جلوی سبزه‌میدان آتش زده‌اند و گاهی مردم به طرف سربازان و مأمورین انتظامی حمله کرده و آن‌ها را به عقب می‌رانند و بعضاً مأمورین پیشروی می‌کنند. ولی وضع کاملاً به نفع تظاهرکنندگان است. به طوری‌که شنیده شده، جلوی بازار آهنگرها بر اثر حملة مردم چند نفر افسر و مأمورین کشته شده‌اند و مأمورین انتظامی در محل دیده نمی‌شوند. کلانتری‌ها در جلوی بازار مجهز به مسلسل شده و برای عملیات آماده گردیده‌اند.

در بازار در حالی‌که چند جنازه روی دست مردم است، تظاهرات شدیدی در حال انجام است. وسط خیابان، آتش از چرخ‌های دستی زبانه می‌کشد. در مقابل ادارة انتشارات و تبلیغات رادیو هم دقایقی تیراندازی صورت گرفت که به دنبال آن، گروهی برای اشغال ادارة مزبور به آن‌سو رو گذاشتند.[33]

در چهارراه مخبرالدوله و خیابان اسلامبول عده‌ای فریاد می‌زنند: «مردم [مغازه‌ها را] ببندید. دانشگاه زیر رگبار مسلسل است‌. رادیو در دست ما است‌. بازار در دست ما است‌. شاه خائن را واژگون کنید». عده‌ای در حدود چهارصد نفر از کارگران معادن اطراف کارخانة سیمان، دست از کار کشیده، آمادة حرکت و تظاهر هستند. این عده آمادة حمله به طرف کارخانه و اطراف آن می‌باشند و تقویت این محل ضروری است‌. یک گروه پانصد نفری از بازار به طرف میدان اعدام [محمدیه فعلی]‌ و میدان شاهپور [وحدت اسلامی فعلی‌]، در حالی که شعار «مرده باد شاه‌» می‌دهند، تظاهرات می‌کنند. در این حین رئیس کلانتری 8 با مسلسل دستی به طرف آن‌ها تیراندازی کرد. عدة زیادی برای اشغال ادارة رادیو در میدان ارک به ساختمان رادیو حمله نمودند [که] از طرف ژاندارم‌ها به آن‌ها تیراندازی می‌شود. آمبولانس‌ها از چهارراه گلوبندک مرتباً به بازار می‌روند و پس از پر شدن از مجروحین به بیمارستان‌ها می‌روند. در گلوبندک قسمتی از دکان‌ها باز و بقیه بسته است‌. یک ماشین پلیس با یک موتورسیکلت آتش زده شد. تیرآهنی را جلوی اتومبیل‌ها انداخته‌، شیشه‌های یک اتوبوس دو طبقه هم خرد شده است‌. پلیس علی‌رغم آن‌که از گاز اشک‌آور استفاده می‌کند، قادر به حفظ انتظامات نبوده‌، متظاهرین متفرق نمی‌شوند. اوضاع وخیم است‌. تمام مغازه‌ها بسته است‌. اوضاع گلوبندک و سبزه‌میدان و بازار آرام شده‌، در مقابل شمس‌العماره عده‌ای اجتماع کرده، چند اتومبیل را نیز آتش زده‌اند. در انتهای بازار کفاش‌ها بین مردم شایع شده که یک نفر افسر طوری مجروح شده که در حال فوت است‌. ضمناً عده‌ای از دانشجویان علوم پزشکی در حدود یکصد نفر از مردم را جمع کرده‌، می‌گویند چون چند نفر از دوستان ما کشته شد[ند] باید ما هم همکاری کنیم‌. در تجریش نیز تظاهرات شدیدتر شده است‌.

ساعت 11:50 سربازان و قوای نظامی تمام طول خیابان سعدی را پر کرده، بدون توجه به نوع اجتماع، حتی رهگذران عادی را هم از آمدوشد باز می‌دارند. در این میان، عده‌ای از زنان و بچه‌ها را هم مورد ضرب و شتم قرار داده‌، مصدومشان کرده‌اند. با وجود این، لحظه‌به‌لحظه جمعیت زیاد می‌گردد. مغازه‌ها همگی بسته است.

درِ زندان شهربانی که به سمت دادگستری باز می‌شود، به وسیلة جمعی از تظاهرکنندگان به آتش کشیده شده، مأموران انتظامی برای خاموش کردن آن مشغول‌اند. همچنین باجه‌های بلیت‌فروشی اتوبوس در این محدوده شکسته، درِ ورودی و شیشه‌های مؤسسة اطلاعات خرد شده است. دسته‌ای نیز با قوای دولتی به زدوخورد مشغول‌اند.[34]

عده‌ای از دانشجویان دانشگاه [تهران] در جلوی دانشگاه اجتماع نمودند و قصد دارند به چهارراه پهلوی [ولی‌عصر(عج‌) فعلی‌] بروند و در آن‌جا تظاهراتی نمایند. همچنین یک دستة 150 نفری از دانشجویان در داخل خیابان‌های دانشگاه دور زده‌، سعی دارند دانشجویان بیشتری را با خود همراه ساخته، به بازار بروند. اما به علت شروع شدن امتحانات شفاهی‌، تعدادی از دانشجویان رغبتی به پیوستن به جمع آنان ندارند. آن‌ها در گروه‌های چند نفری از دانشگاه خارج می‌شوند. شایع است که دانشگاه تعطیل و عدة زیادی از دانشجویان هم کشته شده‌اند. همچنین می‌گویند ادارة بی‌سیم و رادیو به تصرف تظاهرکنندگان درآمده است‌. سربازان، خیابان سعدی شمالی و جنوبی را اشغال کرده، مغازه‌ها همه بسته است‌. مأمورین انتظامی در خیابان سعدی جنوبی و اسلامبول بدون توجه به نوع اجتماع مردم و یا رهگذران‌، جلوی آن‌ها را گرفته‌، زن و بچه و کاسب محل را که در حال رفتن به خانه‌های خود بودند، کتک زدند. در نتیجه چند زن و بچه مصدوم شده‌اند. جمعیت در حال افزایش است‌. درِ زندان طرف دادگستری به آتش کشیده شده که مأمورین انتظامی مشغول خاموش کردن آن هستند. باجه‌های بلیت‌فروشی شرکت واحد را منهدم ساخته‌اند. درِ ورودی روزنامة اطلاعات و شیشه‌های آن را شکسته‌اند. پنج کامیون چترباز به میدان ارک آمد. سمت جنوب میدان ارک [را] آتش زده‌اند و دود بلند است‌. تیراندازی قطع شد. همچنین در حدود سه هزار نفر از دزاشیب به تجریش آمده و به کلانتری حمله کرده، عده‌ای پاسبان و غیرنظامی مجروح شده‌اند و شایع گردیده که دو نفر به قتل رسیده‌اند. در نتیجه بازار تجریش بسته شده و عده‌ای هم که در خیابان خلیلی بوده‌اند، قصد حمله به ساواک تجریش را داشته‌اند که منصرف شدند.

ساعت 11:55 جلوی دانشکدة هنرهای زیبا، گروهی در حدود یکصد نفر، و در مقابل در جنوبی دانشگاه تهران، عده‌ای پنجاه نفره، اجتماع و تابلوی بزرگی را بر در دانشگاه نصب کرده‌اند که روی آن نوشته شده «خمینی را دیشب گرفته‌اند».[35] در میان جمعیت اخیر زمزمه است که به صورت دسته‌های پنج، شش نفری به بازار رفته، با بازاریان که با قوای انتظامی و پلیس درگیرند، همکاری کنند.[36] عبور و مرور در این ساعت در خیابان سعدی به حالت عادی برگشت‌. سرتاسر [خیابان] لاله‌زار پایین [جنوبی‌] کلیة درب و پنجره‌های سینماها خورد [خرد] شده است. در چهارراه اسلامبول، زد و خورد شدیدی بین قوای انتظامی و متظاهرین درگرفته و متظاهرین فرار کردند. پلیس در آن‌جا نسبت به مردم عادی شدت عمل بی‌جهت به خرج می‌دهد.

ساعت 12:00 عده‌ای تحت رهبری غلامحسین سبحانی‌، غلامعلی سبحانی‌، شیخ فتح‌الله و آقای مرندی در تکیة دزاشیب، مردم را تحریک نموده و الساعه جمعیت بین تجریش و دزاشوب [دزاشیب‌] زیاد می‌باشد. و درب مغازه‌ها را بسته‌اند. فعلاً شیخ فتح‌الله و مرندی را کلانتری گرفته‌، اوضاع مشوش است‌. جمعیت متظاهرین در میدان تجریش قریب دو هزار نفر است‌. تیراندازی از طرف پلیس شروع شد. در خیابان مولوی رانندة یک فولکس واگنی، مردم را به اغتشاش و آشوب تحریک نموده‌، می‌گوید: «صندلی اتومبیل من خونی است و پاسبانان یک نفر را در اتومبیل من کشته‌اند. مردم مقاومت کنید». در خیابان سعدی شمالی یک مغازه آتش زده شده است‌. عده‌ای از دانشجویان دانشکدة پزشکی اعلام کرده‌اند چون عده‌ای از دوستان ما در بازار، در اثر تیراندازی از بین رفته‌اند، ما نیز دست به تظاهرات می‌زنیم و مشغول جمع‌آوری دانشجویان هستیم‌. عده‌ای از مجتمعین در مقابل فرهنگ استان در خیابان شمالی پارک‌شهر اجتماع نموده و قصد حمله به فرهنگ استان را دارند.

ساعت 12:05 وضعیت بازار به حالت عادی بازگشته است و عابرین در حال آمد و شدند. گفتنی است تمام تلفن‌های عمومی منطقة بازار قطع شده است. عده‌ای هم از بیرون دادگستری، شیشه‌های در ورودی و پنجره‌های آن را شکسته‌اند. در سوی دیگر، مأموران ادارة آتش‌نشانی تعدادی ماشین آتش‌نشانی را به خیابان آورده، عملیات خاموش کردن اتومبیل‌هایی را که در جلوی شمس‌العماره آتش گرفته‌، شروع کرده‌اند. اما هنوز دقایقی نگذشته بود که گروهی چوب‌به‌دست به آن‌ها حمله‌ور شدند. در نتیجه مجبور به پس‌نشینی شده، به ماشین‌های خود بازگشتند. مردم اجازه نمی‌دهند که کسی به اتومبیل‌هایی که در آتش می‌سوزند، نزدیک شود.[37]

میدان بهارستان به کلی بسته شد. پلیس نیز به مردم دستور می‌دهد در خیابان‌ها کسی توقف نکند و به خانه‌های خود بروند. جلوی بازار وضع به حال عادی برگشته‌، اما بیرون از دادگستری، شیشه‌های در ورودی و پنجره‌ها را شکستند. تلفن‌های عمومی منطقة بازار قطع شده است‌. چند ماشین آتش‌نشانی برای خاموش کردن اتومبیل‌های آتش گرفته به جلوی شمس‌العماره آمده بودند [که‌] مورد حملة مردم چوب به دست قرار گرفته و مجبور به بازگشت گردیدند. مردم نیز مانع نزدیک شدن اشخاص به اتومبیل‌های آتش گرفته می‌شوند. عدة زیادی از طرف میدان سرچشمه به طرف میدان بهارستان در حرکت‌اند.

ساعت 12:10 جمعی از تظاهرکنندگان ادارة تسلیحات ارتش را که در جنب ادارة راهنمایی و رانندگی واقع است، به آتش کشیدند. دود و آتشی که از این ساختمان بلند می‌گردد، محوطة میدان سپه را پوشانده است.[38] همچنین چند تن از آنان سرنشینان اتومبیل جیپ استیشنی (به شماره شهربانی 48018) را که به بانک بازرگانی اختصاص داشت، پیاده کرده، سوار آن، از محوطة میدان سپه دور شدند. تعدادی هم به دانشسرای عالی یورش برده‌اند، قصد دخول به آن‌جا را دارند که استادان و کارکنان دانشسرا عاجلاً تقاضا می‌کنند که برای نجاتشان نیرو فرستاده شود.[39] مغازه‌های خیابان سعدی بسته شده‌، سربازان گروهان 83، خیابان را بسته‌اند و از رفتن مردم به خانه‌هایشان جلوگیری می‌کنند. از سمت تهران‌نو هیچ اتومبیلی را اجازه نمی‌دهند که وارد میدان فوزیه [امام حسین ‌(ع‌) فعلی‌] شود. شیشه‌های دو اتوبوس شرکت واحد را شکسته‌‌اند. در میدان سپه، متظاهرین ادارة تسلیحات ارتش‌، واقع در جنب ادارة راهنمایی را به آتش کشیده‌اند که دود، محوطة میدان را گرفته است‌. در اثر تیراندازی مأمورین پلیس‌، متظاهرین از اطراف کلانتری تجریش متفرق شده و در نقاط مختلف به حال تجمع ایستاده‌اند.

ساعت 12:15 سالن محمدرضا شاه پهلوی به وسیلة متظاهرین آتش زده شده است‌. برای دادگستری که طعمة حریق واقع شد، تقاضای آتش‌نشانی شده است‌.

ساعت 12:20 عده‌ای در چهارراه حسن‌آباد خواستند به ادارة آتش‌نشانی حمله کنند که به وسیلة مأموران از این کار بازماندند. عده‌ای هم جلوی ماشین‌ها را می‌گیرند و سرنشینان آن‌ها را دعوت به تظاهرات می‌کنند.[40]

سرتاسر مغازه‌های خیابان‌های شهباز و شهناز [هفده شهریور فعلی‌] بسته شده‌. مردم وسط خیابان‌ها اجتماع کرده، جلوی اتومبیل‌ها را می‌گیرند. پاسبان و سرباز به هیچ وجه وجود ندارد. باشگاه ورزشی پارک ‌شهر آتش‌ زده شد. مأمور[ان‌] آتش‌نشانی برای خاموش کردن آن وارد شدند. یک مغازة چوب‌فروشی‌، ضلع جنوبی پارک‌شهر، آتش زده شده است‌. کلانتری 21 به وسیلة متظاهرین محاصره شده و تعداد بیست نفر مأمور از کلانتری دفاع کرده، عده‌ای در حدود پنج هزار نفر با چوب و سنگ حمله نموده‌، احتمال خلع سلاح مأموران کلانتری می‌رود. در تجریش شخصی به نام جواد تقوی با عده‌ای از بازاریان با گفتن «نصر من ‌الله و فتح قریب‌» مردم را تحریک نموده است‌. وزارت فرهنگ به وسیلة تظاهرکنندگان آتش زده شده است‌. ارتباط تلفنی کلانتری 21 قطع شده است. در خیابان ری عده‌ای از مردم با چوب و چماق از میدان شوش در حرکت بوده و شیشة مغازه‌ها را شکسته، شعارهایی بر له خمینی داده‌اند. عده‌ای به کلانتری 6 حمله کرده‌اند. دستور تیراندازی هوایی داده شده ولی کسی زخمی نشده است‌. اتومبیلی که در مقابل کلانتری بوده‌، به وسیلة متظاهرین خرد شد و مسافرین آن مجروح گردیده‌اند. عده‌ای از مقابل کلانتری 5 به طرف راه‌آهن حرکت و مردم را وادار به بستن مغازه‌ها کرده‌اند.

ساعت 12:30 در خیابان شاهرضا [انقلاب اسلامی فعلی] تظاهرات زیاد است و [تظاهرکنندگان] قصد دارند به سفارت آمریکا بروند. چند کامیون ژاندارم برای جلوگیری آن‌ها رسید، ولی هنوز زد و خوردی نشده است‌. [یک دستگاه] اتومبیل [که دارای شماره قم است] روبه‌روی درب دانشگاه [تهران] ایستاده و دو نفر از آنان پیاده و داخل دانشگاه گردید[ند]. تعدادی از دانشجویان در جلوی دانشگاه، شعار مصدق پیروز بت‌شکن را سر می‌دهند.

ساعت 12:35 آتش و دود از کامیونی که در مقابل بیمارستان سیناست، همچنان بلند می‌شود. جمعیتی هم که در حدود پانصد نفراند، در ضلع شمالی پارک‌شهر شعار سرمی‌دهند و به مغازه‌ها حمله می‌برند. افزون بر این، تظاهراتی که در میدان توپخانه آغاز شده بود به صورت درگیری با مأموران و سربازان ادامه دارد. یک گروه پانصد نفره نیز از خیابان قوام‌السلطنه [خیابان سی تیر کنونی] و دروازة یوسف‌آباد به طرف چهارراه اسلامبول در حال حرکتند.[41] چهارراه مخبرالدوله را هم عده‌ای که تعدادشان در حدود دویست نفر برآورد شده و در دست برخی از آن‌ها عکس حضرت علی(ع) دیده می‌شود، پر کرده‌اند. آنان محل پلیس را مورد هجوم قرار دادند. آنگاه به طرف دروازة شمیران به راه افتاده، در طول مسیر هر مغازه‌ای را که باز بود، غارت کردند.[42] تظاهرکنندگانی که صحبت از دستگیری پیشوای دینی‌شان می‌کردند، افراد داخل کلانتری 16 را ابتدا دعوت به همکاری کردند، اما چون پاسخی دریافت نکردند، به داخل کلانتری یورش بردند. به دنبال آن از داخل کلانتری بدیشان تیراندازی شد.[43] جلوی بیمارستان سینا یک کامیون آتش زده شده است‌. ضمناً در حدود نود نفر در ضلع شمال شرقی پارک‌شهر مشغول دادن شعار هستند و در ضمن به مغازه‌ها حمله می‌کنند. در میدان توپخانه میان عده‌ای از تظاهرکنندگان و سربازان درگیری به وجود آمد.

ساعت 12:40 اوضاع در چهارراه حسن‌آباد وخیم است‌. به ادارة آتش‌نشانی حمله شده ولی جلوگیری به عمل آمد. تظاهرکنندگان جلوی اتومبیل‌ها را می‌گیرند و قصد بلوا و آشوب دارند.

ساعت 12:45 قریب ده هزار نفر در خیابان شاهرضا به طرف [خیابان] تخت جمشید [آیت‌الله طالقانی فعلی‌] می‌خواهند بروند و شعار می‌دهند «خمینی پیروز است‌«. ماشین‌های ژاندارم هنوز نگذاشته‌اند که متظاهرین به طرف سفارت آمریکا بروند. در میدان شاه مردم به پمپ بنزین حمله کرده، قصد داشته‌اند آن را آتش بزنند. نعشی را نیز با خود حمل می‌کنند. عده‌ای در حدود هزار نفر از طرف میدان ژاله [میدان شهدای فعلی] به طرف سه‌راه ژاله در حرکت بوده، هر چیزی را که در مسیر خود می‌دیدند، شکسته‌اند. احتمال دارد که به مجلس شورای ملی هم حمله کنند.

ساعت 12:50 در حدود یکصد الی 150 نفر در میدان ژاله [میدان شهدا کنونی] به طرف آب‌سردار در حال تظاهراتند که ابتدا نیروهای پلیس آن‌ها را پراکنده ساخت. اما لحظاتی بعد دوباره تجمع کرده، مشغول دادن شعار شدند؛ شعارشان «مصدق پیروز است/ خمینی پیروز است».[44]

در [میدان] توپخانه سربازها سنگر بستند. جلوی [ادارة] روزنامة اطلاعات‌، اول خیابان [احتمالاً ورزش‌] نیز سنگر بستند. درب روزنامة اطلاعات آتش زده شد. یک جیپ ارتش در جلوی روزنامة اطلاعات واژگون شده است‌. همچنین در شهرری تظاهرات شدیدی به وجود آمده، اتومبیل‌های شرکت واحد از شهرری حرکت نمی‌کنند و مردم را به شهر نمی‌آورند.

ساعت 13:00 درخیابان شاهپور چند دستگاه اتومبیل ارتش را که توقف کرده بودند، آتش زده‌اند. به چند دکة بلیت فروشی شرکت واحد هم که روی آن مقوا کشیده شده بود، آتش زده‌اند‌. با وجود این پلیس بر سه‌راه بوذرجمهری تسلط پیدا کرده، جمعیت هم در میان کوچه‌های اطراف هستند، به طور پراکنده‌ این سمت و آن سمت می‌روند. چند دستگاه اتوبوس شرکت واحد در حدود میدان توپخانه آتش زده شده است‌. علاوه بر این، تمام خیابان‌های سلسبیل (بخشی از خیابان رودکی‌)، فردوسی‌، شهباز و میدان فوزیه بسته است‌. تلفن بخش‌هایی از مناطق جنوبی نیز قطع شده است‌. گفتنی است که تظاهرکنندگان با واحدهای 15 الی 20 نفری خرابکاری می‌کنند.

ساعت 13:05 در چند نقطة شهر که از آب لوله‌کشی استفاده شده‌، آب‌ها به رنگ زرد و بعضاً قرمز رنگ می‌باشد و احتمال می‌رود که در آب‌ لوله‌کشی دست برده باشند.

ساعت 13:15 از چند ایستگاه، اتومبیل آتش‌نشانی به سمت میدان توپخانه حرکت کردند. تظاهرات در خیابان نادری [جمهوری اسلامی فعلی‌] و اسلامبول ادامه دارد. فشنگ مأمورین کلانتری 21 تمام شده‌. وضع کلانتری مزبور و کلانتری 6 خوب نیست.

ساعت 13:20 آرامش در پایتخت کاملاً برقرار شده است‌. در حدود پانصد نفر در دروازه دولاب اجتماع کرده و با چوب و چماق به مغازه‌ها حمله نموده‌اند. ارتباط تلفنی کلانتری 3 قطع شده و عده‌ای در مقابل کلانتری اجتماع کرده‌اند که بر اثر تیراندازی متفرق شده‌اند. نیروی کمکی ژاندارمری وارد کلانتری 21 شده و وضع آن نسبتاً آرام گردیده است.

ساعت 13:35 عده‌ای از متظاهرین به کلانتری 16 حمله کرده‌اند و می‌گفتند پیشوای دینی ما را گرفته‌اند. بیایید با ما همکاری کنید. ولی از کلانتری به آن‌ها تیراندازی گردید.

ساعت 13:40 عدة قلیلی در خیابان استخر [رامین مرادی فعلی] اجتماع کرده‌اند که با رسیدن مأمورین پلیس متواری شدند. در بی‌سیم نجف‌آباد [خیابان طیب] عده‌ای قصد حمله به بی‌سیم را داشته‌اند. در چهارراه شاه نیز به وسیلة مردم آتش‌سوزی ایجاد شده است‌.

ساعت 13:45 در خیابان لاله‌زار صدای چند تیر شنیده شد. ضمناً در خیابان شاه‌آباد [جمهوری اسلامی فعلی] و چهارراه مخبرالدوله نیز چند تیر شلیک شد. مثل این‌که تظاهرات ادامه دارد. در جادة بین تهران و قم تعداد دو دستگاه اتوبوس شرکت واحد در مسیر جاده گذاشته شده و بدین وسیله مانع عبور و مرور شده‌اند.

ساعت 13:50 عده‌ای در حدود یکصد الی 150 نفر در میدان ژاله به طرف آب سردار در حرکت و تظاهر بودند. پلیس آن‌ها را متفرق نمود. نامبردگان مجدداً اجتماع نموده و مشغول شعار دادن هستند (شعار: مصدق پیروز است/ خمینی پیروز است‌).

ساعت 14:10 به کارگران و رانندگان شرکت واحد اتوبوس‌رانی دستور داده شد که در توقفگاه‌های خود حاضر باشند (صبح‌کارها و بعدازظهرکارها) و چنانچه متظاهرین به آن‌ها و محل کار آن‌ها حمله کردند، متقابلاً دفاع نمایند. به طوری که از کمیتة جبهة ملی اطلاع داده می‌شود، نارنجک در اختیار متظاهرین گذاشته شده و می‌خواهند در بازار شروع به نارنجک‌اندازی و کشت و کشتار نمایند. منیرالدین مدنی‌، سردبیر روزنامة پست تهران‌، از مصاحبة مطبوعاتی علم (نخست‌وزیر) و استعفای او خبر داد. اما معلوم نیست که استعفایش قبول شده یا نه‌؟ همچنین اطلاع داده شده که تعداد چهل نفر صبح امروز در حالی که از منزل آیت‌الله بهبهانی بیرون می‌آمدند، شعار «یا مرگ یا خمینی‌» می‌دادند. آیت‌الله بهبهانی اظهار داشته که: «خمینی را گرفته‌اند، برای آزادی او قیام کنید».

ساعت 14:15 در میدان قزوین اتومبیلی توسط متظاهرین آتش زده شده و تظاهراتی صورت گرفته است‌.

ساعت 14:40 در میدان ژاله عده‌ای از متظاهرین (مجسمة‌) عقاب وسط میدان را کنده و شیشه‌های بانک صادرات و معادن [صادرات فعلی] را شکسته‌اند.

ساعت 14:45 در قنات‌آباد نزدیک میدان اعدام و بازارچه، عده‌ای پلیس شروع به تیراندازی نموده و چند نفر بچه را زخمی کرده‌اند. مردم شروع به تظاهر و [دادن شعار] «وای حسین، وای حسین‌« نموده‌اند. همچنین خبر رسید که شیخ محمدآقا تهرانی‌، رهبر فداییان اسلام‌، شب گذشته وارد تهران شده و مخفی است‌. جلوی وزارت دارایی یک نفر کشته شده است و نعش او را عده‌ای حمل می‌کردند که پلیس، نعش را از متظاهرین گرفت‌. سازمان آب مورد تهدید متظاهرین قرار گرفته است‌.

ساعت 14:50 در جلوی بازار، حریق دامنه‌داری به وجود آمده و تقاضای اتومبیل آتش‌نشانی شده است‌. عده‌ای از طرف میدان امین‌السلطان با چوب و چماق به سمت ادارة تبلیغات در حرکت بوده‌اند. در خیابان سی‌متری نظامی [کارگر کنونی] نزدیک پمپ بنزین، یک دستگاه اتومبیل به وسیلة متظاهرین آتش زده شده است‌. در جلوی دانشگاه عده‌ای در حدود پانصد نفر اجتماع کرده و دو دستگاه جیپ ارتشی را آتش زده‌اند.

ساعت 15:00 در سرچشمه به چند نفر از مغازه‌داران ابلاغ نمودند که فیوزهای برق را خارج و برق را قطع کنند. در نظر است دستگاه برق را از کار بیندازند. در میدان شوش، کنار پمپ بنزین متظاهرین اجتماع نموده‌، تعداد نیروی انتظامی هم کم است و ممکن است تظاهرکنندگان تصمیم به آتش زدن پمپ بنزین بگیرند. چهار دستگاه اتوبوس نیروی هوایی افسران و درجه‌داران در شرق خیابان شاه به سمت مهرآباد در حرکت است‌. به رغم این‌که در خیابان‌های اسلامبول‌، فردوسی‌، شاه و چهارراه مخبرالدوله جمعیت هر لحظه رو به تزاید است، از مأمورین انتظامی خبری نیست‌، فقط یک ماشین پلیس است که مردم را به متفرق شدن دعوت می‌کند، اما مردم به حرف آن‌ها گوش نمی‌دهند.

ساعت 15:05 به طوری که مخبر پست تهران (منیرالدین مدنی‌) به مأمور ویژة شهروز، خبر داده با آقای علم‌، نخست‌وزیر، مصاحبة مطبوعاتی به عمل آمده که نخست‌وزیر دستگیری آیت‌الله خمینی را تأیید کرده و اضافه نموده است که ایشان و یارانش مخالف اصلاحات ارضی هستند و دولت با شدیدترین وجهی با مخالفین مبارزه خواهد کرد و استعفای دولت هم صحیح نیست.

ساعت 15:10 عده‌ای در حدود دویست نفر در خیابان اقبال در جلوی چاپخانة دولتی (واقع در شمال پارک خیام‌) اجتماع کرده‌، اما تظاهرات نمی‌کنند. پلیس وجود ندارد.

ساعت 15:15 عده‌ای در حدود شصت نفر در خیابان امیریه، بین منیریه و انتظام، جلوی اتومبیل‌های دولتی را گرفته و شیشه‌های آن‌ها را شکسته و اتومبیل‌ها را از کار می‌اندازند.

ساعت 15:20 مردمی که در انتهای خیابان سعدی و لاله‌زار اجتماع کرده بودند، با حملة پلیس‌، به کوچه‌های اتابک‌، بهار و انتهای لاله‌زار جنوبی پناهنده شدند. آن‌ها در آن‌جا هم اجتماع کرده‌، قصد حمله به مرکز پلیس در میدان توپخانه را دارند.

ساعت 15:25 در میدان سرچشمه به چند نفر از مغازه‌داران ابلاغ شده که فیوزهای برق را بردارند چون در نظر است کارخانة برق را خراب نمایند. ضمناً در میدان شوش کنار پمپ بنزین عدة زیادی اجتماع کرده و نیروهای پلیس هم به مراقبت‌های خود ادامه می‌دهند. متظاهرین تصمیم دارند که پمپ بنزین را آتش بزنند.

ساعت 15:30 در خیابان نادری، جلوی دانشگاه تهران پنج دستگاه اتومبیل ارتشی در حال عبور به سمت میدان 24 اسفند هستند. مأموران پلیس به داخل خانه‌ای در روبه‌روی دانشگاه تهران (شماره پلاک 268) راه یافته، سرکردگان جلسه‌ای را که با شرکت نزدیک به دویست نفر از دانشجویان در طبقة سوم آن برگزار کرده بودند، بازداشت کرد. آن‌ها با یک جیپ به شماره 568 به کلانتری انتقال یافتند. بعد از آن، دانشجویان در خیابان‌های فرعی اطراف دانشگاه اجتماع کرده‌اند.[45] در خیابان شاپور [وحدت اسلامی فعلی‌]، اول خیابان ارامنه‌، عده‌ای تظاهرات کردند که قوای انتظامی نیز به سوی آنان تیراندازی کردند. در این تیراندازی دو کودک 9 و 11 ساله کشته شدند. به دنبال آن یکی از متظاهرین با خون کشته‌شدگان در کنار مغازة خرازی فروشی طاهری ـ که در محل حادثه است ـ نوشت‌: «این خون دو کودک است». از ظهر تاکنون سه نفر در این ناحیه از شهر کشته شده‌اند. پنج دستگاه اتومبیل ارتش به جلوی دانشگاه [تهران] آمدند و از آن‌جا به طرف میدان 24 اسفند [انقلاب اسلامی فعلی‌] رفتند. عده‌ای از دانشجویان دانشسرای عالی به یکدیگر ضمن صحبت می‌گفتند که ساعت 4 بعد از نیمه شب امشب در نظر است که [ادارة] بی‌سیم را اشغال و تکلیف را یکسره می‌کنیم و اضافه نمودند که دانشجویان دانشگاه تهران و عدة کثیری از نقاط مختلف به کمک ما خواهند آمد. در حدود هفتصد نفر در حوالی کلانتری 15 اجتماع کرده و مأمورین پلیس مشغول متفرق کردن آن‌ها می‌باشند. در سبزه‌میدان و بازار، مأمور وجود ندارد. مغازة جواهری لؤلؤ را مخالفین تصاحب نموده‌اند. عده‌ای در حدود شصت نفر در خیابان امیریه، جلوی اتومبیل‌های دولتی را گرفته، شیشه‌ها را شکسته و از کار انداخته‌اند.

ساعت 15:35 در بین افراد جبهة ملی در جریان تظاهرات گفته شده ساعت 17 دانشجویان دانشگاه تهران برنامه‌ای اجرا نموده و به ادارة انتشارات و رادیو حمله خواهند کرد.

ساعت 15:45 دو شعار به مضمون «مرگ بر این دیکتاتور خون آشام / دیکتاتور خون می‌ریزد» در جلوی در جنوبی دانشگاه تهران نصب شده است‌. عده‌ای در حدود یکصد نفر در مقابل باشگاه تاج [استقلال] اجتماع کرده که هر آن، رو به ازدیاد است‌. متظاهرین منزلی را که در خیابان ایران قمارخانه بوده، با اثاثیه‌اش آتش زده‌اند.

ساعت 15:50 عده‌ای در حدود 600 نفر از سمت سلسبیل به سمت شمال خیابان و عده‌ای در حدود 500 نفر از سمت خیابان کرج به سمت بخش 18حرکت کرده‌، قصد رفتن به قسمت شمالی کارخانة پپسی‌کولا [زمزم فعلی‌] را دارند. طولی نکشید که مردم جلوی کارخانة مزبور رسیدند. عده‌ای شروع به شکستن شیشه‌های پپسی‌کولا و سینما اسکار کردند که در ادامه، جمعیت هم به آن‌ها پیوستند. در این اقدام دو نفر به نام‌های علی شمس و پرویز فعالیت بیشتری از خود نشان دادند. فرد اخیر از زمان دکتر مصدق در بیشتر حرکت‌های ضددولتی شرکت داشته، از طرفداران سرسخت او به شمار می‌آید. اندکی بعد هم که مردم در چهارراه هاشمی تجمع کردند، علی شمس از جمعیت خواست برای شادی روح کسانی که در پپسی‌کولا کشته شده‌اند، چند دقیقه‌ای سکوت کنند.

ساعت 16:00 مقابل دانشگاه تهران وضع آرام است و تعداد کمی دانشجو در داخل دانشگاه تردد دارند. پنج کامیون مأمورین انتظامی در مقابل دانشگاه مستقر است‌. جیپ نیم سوخته هنوز هست‌. در خیابان‌های اسلامبول‌، نادری‌، لاله‌زار، ناصرخسرو، بوذرجمهری (جلوی بازار) و میدان سپه، نیروهای انتظامی مستقرند و آمد و رفت اشخاص کم است‌. فعلاً تظاهراتی مشاهده نمی‌شود. در چهارراه یوسف‌آباد، تظاهرکنندگان باجة پست مقابل باشگاه ارامنه را آتش زدند که در حال اشتعال است و در بعضی از چهارراه‌ها، چراغ‌های راهنمایی را شکسته‌اند. نیروهای انتظامی در اطراف کاخ‌های سلطنتی آمد و شد وسائط نقلیه را کنترل و از عبور آن‌ها جلوگیری می‌کنند. چند دستگاه تانک ارتش در اطراف کاخ‌ها، که از ساعت 12 آمده‌اند، هنوز مستقرند. عده‌ای قریب یک هزار نفر از کسبه‌های خیابان آذربایجان‌، کارون و قصرالدشت‌، پس از خراب کردن کارخانة پپسی‌کولا، چوب به دست به طرف قصرالدشت جنوبی حرکت [کرده] و شعار می‌دهند: «مرگ بر شاه / زنده باد خمینی»‌. حمله‌کنندگان به کارخانة پپسی‌کولا و ضمایم آن در قسمت مونتاژ و تلویزیون‌های آر سی آ [کارخانجات پارس فعلی‌] خسارتی وارد [ساخته] و چند دستگاه تلویزیون [را] به غارت برده‌اند. در این‌جا از مأمورین انتظامی خبری نیست و قوای انتظامی کلانتری 18 کافی نیست‌. عناصر مخرب در بخش 18 و حوزة کارخانة پپسی‌کولا و مغازه‌هایی که باز باشد، غارت می‌کنند. شش نفر غیرنظامی مبدل [ملبس‌] به لباس مشکی، ساختمان اداره کل سوم را به یکدیگر نشان می‌دادند و می‌گفتند این‌جا سازمان امنیت [ساواک‌] است‌. باید به حساب این‌جا هم برسیم‌.»

ساعت 16:05 عده‌ای در خیابان سلسبیل مردم را تحریک به بستن مغازه‌ها می‌کردند. آنان قصد داشتند که پمپ بنزین قسمت جنوبی سلسبیل را آتش بزنند.

ساعت 16:15 عده‌ای در خیابان ایرانشهر تجمع کرده‌اند که مأموران خواستار جلب توجه سازمان امنیت شدند. در حدود ششصد نفر کفن پوشیده و با شعار «یا مرگ یا خمینی‌» با پرچم سیاه از ورامین به طرف تهران حرکت نموده‌اند.

ساعت 16:20 در اول خیابان ارامنه، بین مأمورین انتظامی و متظاهرین تصادم و دو نفر پسربچه مورد اصابت گلوله واقع [شدند] که با تاکسی آن‌ها را بردند.

ساعت 16:30 جلوی دانشگاه هم‌اکنون تیراندازی شد که پای یک نفر یخ‌فروش‌، نبش خیابان آناتول فرانس و شاهرضا، تیر خورده و او را به منزل دکتر منوچهر نصیرپور (جراح‌) روبه‌روی دکة یخ‌فروشی بردند. در جلوی باغشاه به سمت متظاهرین تیراندازی شد و در سلسبیل دکه‌های شرکت واحد را خورد [خرد] کردند. در خیابان سیروس دکان‌ها را غارت می‌کنند. این عده حدود پانصد نفر تخمین زده شده است‌.

 ساعت 16:40 جمعیت زیادی در خیابان شمشیری‌، از دروازه قزوین [میدان قزوین فعلی] تا میدان گمرک [رازی فعلی] تجمع کرده‌، شعار می‌دهند. مأمورین انتظامی حضور ندارند.

ساعت 16:45 در دزاشیب‌، حدود دویست نفر جلوی منزل نخست‌وزیر جمع شده‌، ولی تظاهراتی نکرده‌اند.

ساعت 16:50 در دهنة سه‌راه سیروس تا میدان مولوی، بین تظاهرکنندگان و مأمورین زد و خورد شروع شده است‌. پلیس که تعدادشان نسبت به جمعیت کم است‌، قادر به حفظ انتظامات و برقراری آرامش نیست‌. در دانشگاه تهران شعارهایی که نصب شده بود، به وسیلة مأمورین پایین آورده شد.

ساعت 17:00 در خیابان سیروس [شیشه‌های‌] مغازه‌هایی شکسته شد و بعضی‌ها آتش زده شد و وسایل آن‌ها را به خیابان‌ها ریخته‌اند؛ البته دکان‌های یهودیان را. در طول خیابان بوذرجمهری و ناصرخسرو پانزده دستگاه سواری‌، کامیون و اتوبوس و دو دستگاه موتور شهربانی را آتش زده‌اند. در میدان شاهپور عده‌ای از متظاهرین که عوامل اصلی اغتشاش می‌باشند، اجتماع نموده‌اند. پلیس به اندازة کافی وجود ندارد. حدود پانصد نفر در خیابان‌های سلسبیل و رودکی در حرکت‌اند و شعار می‌دهند: «مصدق پیروز است / خمینی پیروز است‌». تعدادی از آن‌ها به باجه‌های بلیت فروشی شرکت واحد هجوم بردند، ولی با دخالت پلیس ـ که تعدادشان کافی هم نیست ـ متفرق شدند.

ساعت 17:10 عده‌ای در خیابان سلسبیل مشغول تظاهرات شدید می‌باشند. پلیس وجود ندارد.

ساعت 17:15 جمعی در حدود سی، چهل نفر از دانشجویان دانشگاه تهران ضمن تظاهراتی و دادن شعار «تا عزل شاه خائن‌، نهضت ادامه دارد» تلفن‌های دانشگاه را قطع کردند. تعدادی از مهاجمین به ادارة مجلة تهران‌مصور حمله نموده، تعدادی از در و پنجرة آن را شکسته ولی کارگران چاپخانة این مجله و کارکنان آن به مقابلة مهاجمین آمده و با نصایح، آن‌ها را از ادامة خرابکاری بازداشتند. در همین وقت چند تانک در خیابان ژاله [شهدای فعلی‌] به آمد و رفت پرداخته، متظاهرین متواری شدند. فعلاً وضع این خیابان آرام است‌. در حین مانور در خیابان شاهرضا، جلوی دانشگاه تهران چند نفر مقتول و مصدوم شده‌اند.

ساعت 17:20 تأسیسات پپسی‌کولا، تأسیسات تعمیرگاه ثابت پاسال و کلیة مؤسساتی که مربوط به ثابت پاسال بوده و در غرب تهران واقع است، نابود شده و از بین برده‌اند. ضمناً به طوری که از روزنامة اطلاعات کسب خبر شد، هم‌اکنون حکومت نظامی اعلام گردید. یک دسته از سربازان در حدود قنات‌آباد تا میدان خیام، اقدام به تفرقة جمعیتی که در این حدود آمادة تظاهرات و خرابکاری بودند، نموده و در نتیجة تیراندازی‌، یک بچة چهار ساله و یک بچة هشت ساله کشته شده و مردم برای اطلاع از وضع کشته شدگان، هر لحظه از منازل خارج [می‌شوند]، ولی سربازان به شدت دفاع و حمله می‌کنند. همچنین در این نقطه، یک جوان دیگر کشته شده است‌. جلوی دانشگاه هم‌اکنون تیراندازی ادامه دارد. عده‌ای به طرف جنوب خیابان فروردین [12 فروردین فعلی‌] در فرار هستند.

ساعت 17:25 دو نفر در جلوی دانشگاه تهران مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌، زخمی شده‌اند که یکی از آن‌ها از ناحیة کتف تیر خورده و دیگری را با تاکسی بردند.

ساعت 17:30 در حدود هشتصد نفر از تظاهرکنندگان به طرف میدان ژاله در حرکت‌اند. در حدود هزار نفر قصد حمله به کلانتری 11 را داشته‌اند که دستور جلوگیری داده شد. در حدود دو هزار نفر در خیابان آذربایجان و سلسبیل اجتماع کرده‌، چند مغازه و باجة بلیت‌فروشی را آتش زده‌اند.

ساعت 17:35 در خیابان رشدیه تظاهرات ادامه دارد. تظاهرکنندگان جلوی دانشگاه دامپزشکی مشغول خراب کردن باجه‌های بلیت‌فروشی و سینما اسکار هستند. پلیس به اندازة کافی نیست‌. در سر پل چوبی یک ارابة جنگی با فولکس واگنی تصادف کرده و فولکس را به پیاده‌رو پرت نموده است‌.

ساعت 17:40 مردم به سینما اسکار حمله نموده، شیشه‌های آن را شکسته‌، اتاق چوبی کنار سینما را آتش زده‌اند. در سه‌راه ژاله سر کوچة میرافضلی‌، یک نفر عابر پیاده از ناحیة مغز هدف گلوله قرار گرفت و آناً مرد. این واقعه به وسیلة سرلشکر میرافضلی ‌به کلانتری اطلاع داده شد. تیر دیگری هم کمانه کرد و به پای یک دختربچة نُه ساله‌ در صحن حیاط خانة خود، خورد که پایش مجروح و به بیمارستان منتقل شد. تیراندازی که هنوز هم ادامه دارد، بیشتر از طرف کلانتری 2 و به منظور حفاظت از پمپ بنزین و جلوگیری از حمله بدان انجام می‌گیرد.

ساعت 17:45 بین مردم شایع شده که تیمسار سپهبد بختیار امشب کودتا خواهد کرد (منظور از [این شایعه] ایجاد ناراحتی و تهییج مردم برای ریختن به خیابان‌ها و [انجام تظاهرات‌] است‌).

ساعت 17:55 در خیابان ناصرخسرو، مقابل عمارت پست و تلگراف تهران، دو نفر از تظاهرکنندگان در نتیجة تیراندازی مأمورین نظامی کشته شدند.

ساعت 18:00 به طوری که مأمور ویژة وابسته به جبهة ملی اطلاع می‌دهد، تظاهرکنندگان تصمیم دارند از تاریکی شب استفاده نموده و در خیابان‌ها و چهارراه‌ها تظاهرات نموده و مراکز مخالف را همچنان آتش بزنند. منظور از مراکز مخالف‌، مراکزی است که تظاهرکنندگان با آن‌ها مخالف می‌باشند. مراکز بهایی نشین در خیابان سلسبیل از طرف تظاهرکنندگان مورد تهدید واقع شده است‌. عده‌ای در حدود پانصد نفر در چهارراه سیروس، لوله‌های آب و تلفن را خراب می‌کردند که به وسیلة مأمورین جلوگیری گردیده است.

ساعت 18:05 هم‌اکنون به حزب ملت ایران اطلاع داده شده و گفته شده است [که‌] دستور تظاهر[ات‌] مربوط به نهضت آزادی است و افراد حزب ملت ایران به هیچ وجه نباید در تظاهرات شرکت کنند و حزب ملت ایران برنامه‌ای در این مورد ندارد. این خبر را فرزین‌ فجر به مسئولین زیردستی گفته است.

ساعت ‌18:15 به علت آرامش ایجاد شده، اعلامیة فرمانداری نظامی در تهران تأیید نگردید. جمعیت زیادی در سه‌راه بوذرجمهری به طرف میدان حسن‌آباد در حرکت‌اند.

ساعت 18:20 پمپ بنزین خیابان اناری (در نزدیکی خیابان کمالی) از طرف عده‌ای احاطه شده است‌.

ساعت 18:25 در حدود پانصد نفر در خیابان اسکندری مشغول خرابکاری شده‌اند و مأمورین قادر به سرکوبی آنان نیست‌.

ساعت 18:30 بین چهارراه مولوی و سه‌راه سیروس، به تظاهرکنندگان تیراندازی شد و آن‌ها را متفرق کردند. عده‌ای از رهبران جمعیت در حدود میدان شاه و خیابان خراسان زندگی می‌کنند که قرار است امشب در منزل آن‌ها جلساتی تشکیل گردد. در میدان رشدیه‌، در جلوی سینما اسکار، الان یک ماشین را آتش زدند و جمعیت زیادی مشغول شعار دادن هستند. مأمور انتظامی در این‌جا نیست‌. متظاهرین با مشعل، خود را برای شب آماده می‌کنند. شیشه‌های کتابخانة دانشجویان که روبه‌روی دانشگاه [تهران‌] است، بعدازظهر امروز شکسته شده‌، کتاب‌ها را بیرون ریخته‌اند. در کوچه‌های اطراف دانشگاه، عده‌ای از دانشجویان چوب‌هایی که سر آن‌ها با پارچه پیچیده شده‌، تهیه کرده‌اند و با نفت یا بنزین آغشته نموده‌، [تا] به منظور آتش زدن استفاده نمایند. طرف سرچشمه‌، میدان رشدیه و دروازه قزوین وضع آرام است‌. [تنها] تظاهرات پراکنده ادامه دارد. با استقرار چهار عدد تانک و تعدادی جیپ حامل بی‌سیم در نواحی میدان سپه‌، آرامش برقرار شد. در حوالی پارک‌شهر، بویژه قسمت شرقی و نزدیک ادارة روزنامة اطلاعات‌، حدود دو هزار نفر به صورت دستة پراکنده‌اند، اما تظاهرات یا خودنمایی از آن‌ها به چشم نمی‌خورد. یک رانندة تاکسی که جوان است و چهرة سبزه دارد، در مصاحبه‌ای‌، پس از جانبداری از آقای خمینی اظهار داشت که این مرتبه کار دولت یک سره خواهد شد و اضافه نمود که هر روز پادشاهی به ایران می‌آید و ضرر هنگفتی را به بودجة کشور می‌رساند. سپس مخالفت خود را با لوایح ششگانة ملی ابراز داشته و به بدگویی سازمان امنیت پرداخت که بیهوده مردم را دستگیر می‌کند و شکنجه می‌دهد. این موضوع به وسیلة دوستانی که در سازمان امنیت دارد، برای وی روشن گردیده است‌.

ساعت 18:35 در چهارراه نواب در حدود 2500 نفر اجتماع کرده‌، قصد تخریب دارند.

ساعت 18:40 شیشه‌های سینما اسکار به طور کلی خرد شد. متظاهرین از آن‌جا به طرف خیابان تبریز سرازیر شدند. در میدان رشدیه ماشینی را آتش زده‌اند.

ساعت 18:50 در خیابان سیروس دو نفر مجروح شدند. در خیابان چراغ برق و میدان بهارستان عبور و مرور آزاد است ولی پلیس مردم را متفرق می‌کند. در خیابان ری ازدحام است و صدای تیراندازی به گوش می‌رسد. طبق اطلاع، خیابان شهناز و ژاله هنوز شلوغ است‌، تیراندازی شده و عده‌ای مجروح شدند. ارتباطات تلفنی از میدان بهارستان به طرف جنوب تماماً قطع شده است‌. پلیس در ناحیة بازار کاملاً مسلط است و تظاهراتی وجود ندارد. به طوری که در محلة کلیمی‌ها بین چند نفر که صحبت می‌کردند، استراق سمع شده‌، قرار است امشب نیز تظاهراتی صورت گیرد. ضمناً در خیابان شهناز که متظاهرین با مأمورین انتظامی در زد و خورد بودند، حدود پانزده نفر زخمی مشاهده شده است‌. در خیابان شهناز، بین ایستگاه ناصری و دروازه دولاب، مأمورین انتظامی به تظاهرکنندگان تیراندازی کردند. آرامش در این ناحیه برقرار است‌ اما دسته‌های پراکنده که تعدادشان مجموعاً به ششصد نفر می‌رسد، در مسیر کوچه‌ها تجمع کرده‌اند.

ساعت 19:00 عده‌ای در حدود 25 نفر از دانشجویان در داخل دانشگاه باقی مانده‌اند.

ساعت 19:10 تظاهرکنندگان هم‌اکنون در خیابان نظام‌آباد به یک تاکسی حمله کردند. پلیس وجود نداشت‌. در میدان فوزیه‌، اول خیابان صفا و همایون‌، متظاهرین زیادند و قدم می‌زنند و در حدود تظاهرات‌اند. متظاهرین مشغول جمع‌آوری و اعزام کارکنان کوره‌پزخانه‌ها به قم می‌باشند.

ساعت 19:15 مردم مرتباً به ادارة برق حمله می‌کنند. تعداد تلفات در این منطقه زیاد است ولی مردم از حمله دست‌بردار نیستند. در حدود 25 نفر در دانشگاه شعار می‌داده‌اند: «دانشگاه در تسخیر ماست».

ساعت 19:30 جلوی دانشگاه تهران نیروی انتظامی مستقر است و تظاهراتی نیست‌.

ساعت 19:45 در حدود پانصد نفر در سه‌راه سیروس جمع شده و ریل‌های آهنی در عرض خیابان قرار داده و عبور و مرور وسائط نقلیه را قطع کرده‌اند.[46]

ساعت 19:50 اکثر مردم به گمان این‌که از ساعت 18 شب حکومت نظامی برقرار و مقررات عبور و مرور ممنوع خواهد بود، به هر وسیله است به منزل خود می‌روند. در نانوایی‌ها عده‌ای ایستاده‌اند و اظهار می‌دارند که نان را برای دو، سه روز خریداری نمایند. چون احتمال دارد مغازه‌ها تا چند روز بسته باشند. در حوالی دانشگاه تهران شنیده شده که برای فردا اعلامیه‌هایی دربارة تظاهرات چاپ شده است‌.

ساعت 20:00 در تهران حکومت نظامی اعلام شد و قوای انتظامی کاملاً بر اوضاع مسلط هستند.

ساعت 22:00 طبق اطلاع واصله، عده‌ای از دانشجویان دانشگاه [تهران‌] که جزء اخلالگران هستند، تصمیم دارند نوار نطق آیت‌الله خمینی را که در روز عاشورا سخنرانی نموده‌، تهیه و در دسترس دانشجویان دانشگاه جهت استماع قرار دهند. به طوری که از جمعیت تظاهرکننده شنیده شده‌، اخلالگران تصمیم دارند چنانچه بتوانند، روز پنجشنبه (16/3/42) و جمعه (17/3/42) عملیات تخریبی و آتش‌سوزی بزرگی ایجاد نمایند».[47] عده‌ای در حدود سیصد نفر به رهبری فردی به نام شیخ جواد که در مسجد جوادیه (واقع در سرآسیاب دولاب) پیشنماز است، در خیابان ژاله به راه افتاده، گیشه‌های بلیت‌فروشی شرکت واحد و در و پنجره‌ها و شیشه‌های بانک ملی شعبة خیابان مزبور را شکستند. در میدان گمرک و چهارراه گلوبندک یک گروه دویست نفری پرچمی را که عکس آیت‌الله خمینی بر آن الصاق شده، حمل می‌کنند. آن‌ها در حالی که جنازه‌ای را روی دست دارند و مرتباً به جمعشان افزوده می‌شود، به نفع آیت‌الله و در طرفداری از او تظاهرات می‌کنند. مغازه‌داران، مغازه‌های خود را می‌بندند. عده‌ای که در حدود هزار نفرند، نظم میدان توپخانه را به هم زدند. پلیس به سوی آن‌ها تیراندازی کرد. آن‌ها در حال حمل پارچة آغشته به خون، وارد خیابان لاله‌زار شدند. در این خیابان از طبقات فوقانی ساختمان‌ها، چوب و تخته برای استفادة این عده ریخته می‌شود. حدود هزار نفر در چهارراه گلوبندک با چوب و چماق به اتومبیل‌هایی که در دسترس دارند، حمله کرده‌، آن‌ها را خرد می‌کنند. اتومبیلی را در جلوی زندان موقت آتش زدند. یک عدة پانصد نفری در حالی که جنازه‌ای را به دوش دارند و لباس‌های آن‌ها خونی [است‌] و چوب‌هایی در دست آن‌ها دیده می‌شود، از سمت بازارچة قنات‌آباد به سمت میدان اعدام و بازار در حرکت‌اند. آن‌ها در مسیر راه خود، ویترین‌های مغازه‌ها را خرد و بعضی از مغازه‌ها را غارت می‌کنند. دانشجویان دانشسرای عالی پس از تظاهرات در داخل دانشسرا، به بیرون ریختند و در وسط خیابان شعارهای ضدسلطنت و شاه می‌دهند. آن‌ها جلوی اتومبیل‌ها را گرفته، به مردم می‌گویند استاسیون [ایستگاه] رادیو را اشغال [کرده] و مراکز حساس پایتخت را آتش زده‌اند. کارکنان دانشسرا برای حفظ جان خود تقاضای اعزام مأمورین انتظامی را دارند. در مراکز شهر، کسبه اغلب مغازه‌هایشان را بسته و منتظر سرانجام تظاهرات‌اند تا پس از برقراری آرامش، مغازه‌های خود را باز کنند. تلفن‌های عمومی بویژه در خیابان‌های مرکزی قطع شده است‌. باجه‌های بلیت فروشی شرکت واحد تخریب شده است‌. اکثر خطوط اتوبوسرانی از ساعت 11 تعطیل است‌. در خیابان‌های جنوب شهر، نوجوانان پانزده ساله و پایین‌تر، جلوی ماشین‌های دولتی را می‌گیرند و به رانندگان تاکسی و سواری تذکر می‌دهند که چراغ‌های ماشین خود را روشن نگه دارند. مأمورین انتظامی با تحرکات آن‌ها که همراه با پشتیبانی مردم است، مقابله و در چند نقطه نیز اقدام به تیراندازی کرده‌اند. ادارات و مدارس از ساعت 11 به حالت تعطیل درآمده‌، افزون بر این، امتحانات نهایی متوقف شده است‌. شایع است که در بعضی از خیابان‌ها، سربازان اسلحه را زمین ریخته و می‌گویند ما به روی برادران خود شلیک نمی‌کنیم‌. پلاکت‌هایی که در دانشگاه بود، به وسیلة پلیس برداشته شد. یک عده که پشت پارک خیام در خیابان اقبال اجتماع نموده بودند، به محض این‌که صدای ارابه‌های جنگی [را] شنیدند، به طرف جنوب (خیابان فرح‌آباد [پیروزی]) فرار کردند.

در جلوی بازار، چند تیر به هوا شلیک [شد.] دکتر صفایی و حاجی میرزا عبدالله جواهری که دیروز در منزلی به مخالفین ناهار داده بودند، مانع متفرق شدن جمعیت شدند. فعلاً رهبری مخالفین را در این منطقه، این دو نفر به عهده دارند. در بازار آتش‌سوزی شده است‌. باجه‌های تلفن و وسایل دولتی آتش زده شده است‌. از شدت عمل در وضع عمومی بازار کاسته شده‌. بین مردم شایع است سه پاسبان مجروح در صحن مسجد شاه به زمین افتاده‌اند. یک نفر نظامی کشته شده و در بازار زرگرها، روی زمین افتاده [است‌]. مغازة پارچه‌فروشی مقابل بازار آتش گرفته است‌. علاوه بر این، از گلوبندک تا مسجد شاه و مقداری از ناصرخسرو دست پلیس است‌. بازار و سبزه‌میدان خلوت است‌. جمعیت در جلوی شمس‌العماره است‌. چند ماشین در جلوی شمس‌العماره آتش گرفته است. در تجریش در اثر تیراندازی پلیس، اجتماع‌کنندگان از طرف کلانتری متفرق [شده] و در نقاط مختلف به حال تجمع به انتظار ایستاده‌اند. به طوری که در بین افراد جبهة ملی‌، که صبح امروز در جریان تظاهرات دخالت داشته‌اند، گفته شده است قرار است ساعت 17 امروز دانشجویان دانشگاه [تهران] برنامه‌ای اجرا نموده و به [اداره] انتشارات و رادیو حمله نمایند. دست‌فروشان خیابان ناصرخسرو، میز و صندلی‌ها را شکسته و به وسط خیابان می‌ریزند. آنان به اتوبوس‌های شرکت واحد حمله کرده‌، بعضی از آن‌ها را به آتش می‌کشند. مغازه‌داران جلوی شمس‌العماره هم آن‌ها را تحریک و تشویق کرده‌، چوب و چماق در اختیارشان گذاشته، در موقع حملة مأمورین انتظامی‌، آن‌ها را در مغازه‌های خود مخفی می‌کنند. در خیابان سعدی جنوبی در حدود دویست نفر جمع شده‌اند و شعار خمینی پیروز است، می‌دهند. مأمورین انتظامی فقط در محوطة توپخانه می‌باشند.

جلوی دانشگاه، جیپ به شماره 5146 (ژنرال آجودانی کل‌) هم‌اکنون در حال سوختن است‌. ضمناً عده‌ای می‌خواهند به بانک ملی شعبة دانشگاه یا ژاندارمری کل کشور یا مؤسسات نزدیک دولتی حمله کنند. ضمناً زمزمه است که مجسمة شاه را پایین بیاورند. حدود دویست نفر در بازار بزرگ شعار می‌دهند «خمینی خدا نگهدار تو/ مردم نترسید / خمینی دستگیر شده / مردم مبارزه کنید». آن‌ها به صورت دسته‌جمعی حرکت کرده‌، افسران شهربانی و پاسبانان کلانتری 8 را تعقیب کرده و گویا دو نفر افسر شهربانی را هم کتک زده‌اند. آنان به داخل مسجد شاه رفته‌، فریاد می‌زنند «از پاسبانان ذره‌ای نترسید. ما همگی مانند محمد حسنی هستیم که پاسبانی را در مشهد کشت‌«. در این میان، مخالفان با جدیت تمام زنان را تحریک می‌کنند که دسته‌بندی کرده، در خیابان‌ها به همراه کودکان خود دست به تظاهرات بزنند. در جنوب شهر و محله‌هایی که اکثر ساکنان آن‌ها را افرادی بی‌بضاعت و مقید به دینداری تشکیل می‌دهند، تبلیغات می‌شود که در صورت اقتضا، با قرآن و تمثال ائمه در خیابان‌ها تظاهرات خواهند کرد. جمعی جلوی بازار وسط خیابان‌، چند چرخ دستی طوافان را آتش زده‌اند. جمعیت در حدود هشت ‌هزار نفر است‌. به مغازه‌های روبه‌روی بازار، بانک‌های اصناف‌، صادرات و ادارة پست‌، با سنگ و چوب حمله شده‌، شیشه‌های آن‌ها را شکسته‌اند. در خیابان غیاثی‌، بی‌سیم نجف‌آباد، انتهای شهباز، تعطیل عمومی اعلام شده است‌.[48]

± تظاهرات امروز تهران از نگاه مجلة فردوسی

یکی از کارکنان مجلة فردوسی طبق برنامة قبلی، برای دیدار با دوست خود به ساختمان وزارت دادگستری می‌رفت که ناگهان در جریان تظاهرات و درگیری‌های امروز قرار گرفت. در زمان ورود او به خیابان بوذرجمهری، هنوز هیچ اثری از تجمع و تحرکات مردم نبود. اما هنوز چند قدمی از چهارراه گلوبندک به طرف بازار نرفته بود که از دور هیاهویی شنید که در ابتدا برای وی مفهوم نبود. «من هم مانند بعضی از عابرین کنجکاو بر روی میله‌های آهنی که در ضلع جنوبی وزارت کشور قرار دارد، رفتم و از دور یعنی از نزدیکی‌های مسجد شاه جمعیت انبوهی را با لباس‌های تیره دیدم که به طرف من می‌آیند. در نظر اول گمان می‌رود که مردم به عزاداری مشغول هستند. اما پس از کمی دقت، متوجه می‌شوم که موضوع عزاداری در بین نیست». او بعد از مدتی جمعیتی را مشاهده کرد که شعار سر می‌دهند و راه می‌روند. جمعیت به ساختمان وزارت کشور در محوطة میدان ارک رسید. آنگاه از میان آنان چند نفر سنگ‌هایی را به ساختمان وزارت کشور پرتاب کردند که به دنبال آن، باران سنگ و آجر به طرف آن ساختمان باریدن گرفت. روزنامه‌نگار مجلة فردوسی با دیدن این وضعیت ترسید که سنگی به وی اصابت کند. از این‌رو به جمعیت پیوست و همراه آنان شد. لحظاتی بعد همگام با تظاهرکنندگان به سمت اداره کل انتشارات و تبلیغات رفت. اما قوای پلیس و انتظامی را دید که قبلاً محل را تحت کنترل درآورده، کسی را اجازة حمله بدان‌جا نمی‌دهند. بنابراین همانند جمعیت، حرکت از مقابل آن اداره را به ماندن ترجیح داد و همراه شعاردهندگان به سمت وزارت صنایع و معادن به راه افتاد. وی ناگهان در میانة راه با گروهی از پلیس‌های کمکی روبه‌رو شد که با ماشین به داخل جمعیت آمده، از اتومبیل‌های خود پیاده شده، با باتوم به طرف مردم حمله کردند. با این حمله، مردم به دو دسته تقسیم شدند؛ دسته‌ای همچنان به طرف وزارت دادگستری می‌روند و دستة دیگر به طرف بازار که وی نیز از روی ناچاری به طرف سبزه‌میدان به حرکت در‌آمد. در این قسمت از بازار، برخورد قوای پلیس و مردم که اکثراً‌ لباس سیاه بر تن داشتند، شدیدتر بود. سنگ و چوب و پاره‌آجر از همه جا می‌بارد. عده‌ای از افراد پلیس در محاصرة پیراهن‌سیاهان قرار گرفته‌اند و چون باران بهاری، سنگ و آجر به سر و کلة پلیس‌های محاصره شده می‌ریزد. طولی نکشید که باز مردم رو به وزارت دادگستری نهادند که در بعضی نقاط، درگیری‌های آنان با قوای نظامی شدیدتر می‌شد. به طوری که کارشان به آتش کشیدن کامیون و جیپ نظامی کشید و وقتی مأموران انتظامی جانشان را در خطر دیدند، به شدت عمل پرداخته، تیراندازی را شروع کردند. در خیابان‌های اطراف بازار و گلوبندک، لاشه‌های چند اتومبیل در حال سوختن بوده، دود غلیظی از آن‌ها به هوا برمی‌خاست. از نگاه خبرنگار مزبور، وضعیت در این نقطه از شهر بسیار خطرناک بوده، باران گلوله‌ها و سنگ‌ها جان آدمی را تهدید می‌کردند. او دقایقی را در پشت وسایلی گذرانده، از دور حوادث را تماشا کرد. سپس به خیل جمعیت پیوست و به ساختمان وزارت دادگستری رسید. «حس کنجکاوی بر بیم جان غلبه کرده است و به همین جهت پابه‌پای تظاهرکنندگان از ضلع غربی وارد عدلیه شدم. گویا قبلاً عدة دیگری نیز وارد این ساختمان شده‌اند. چند اتاق که گویا محل بایگانی پرونده‌ها می‌باشد و در طبقة زیر همکف قرار دارد، در تصرف تظاهرکنندگان است و قسمتی از پرونده‌ها در حال اشتعال می‌باشد... در حالی که شعله‌های آتش از میان پرونده‌ها زبانه می‌کشد و جمعیت شعارهای تندی می‌دهند. ... وضع فوق‌العاده وخیم است. اکثر شیشه‌های دادگستری شکسته. ... در خیابان ناصرخسرو وضع مغشوش‌تر است. مردم پا به فرار گذاشته‌اند. در هنگام حمله و فرار، عده‌ای زیر دست و پا می‌روند و جیغ و فریاد از همه جا بلند شده است». دودی که از ناحیة پارک‌شهر بلند می‌شد، او را به آن سو کشاند و وقتی به پارک‌شهر رسید، ضمن آن‌که اوضاع را متشنج دید، دریافت که سالن ورزشی در حال سوختن و دودی که به هوا می‌رود، از آن‌جاست. گزارشگر مجلة فردوسی در ادامه به میدان توپخانه هم سر زده، دانشجویان دانشکدة افسری را مشاهده کرد که سراسر توپخانه را در تصرف خود درآورده‌اند. اندکی بعد خبر بدو رسید که جمعیت زیادی از تظاهرکنندگان در حال یورش به میدان توپخانه هستند. در ضمن به وی گفتند که متظاهرین در طول مسیر، با چوب و سنگ به هر وسیلة دولتی و عمومی، اعم از اتوبوس شرکت واحد، کیوسک‌های تلفن و بلیت‌فروشی که می‌رسند، حمله می‌کنند. افراد را هم بی‌نصیب نمی‌گذارند. و چون ترسید که جانش را از دست بدهد، در داخل بانک بازرگانی مرکزی که در ضلع شرقی توپخانه واقع است، پنهان شد. دقایقی را در آن‌جا سپری کرد. سپس از مخفی‌گاهش بیرون آمد، رو به سوی خیابان سعدی نهاد. در بین راه شنید که بعضی اماکن مانند باشگاه شعبان جعفری، ادارة روزنامة اطلاعات و کاپ‌های نقره‌فروشی هم از حمله و آتش تظاهرکنندگان بی‌نصیب نمانده است. در همین اثنا به وسیلة موتورسواری که در حال متواری شدن بود، از آن ناحیه دور شده، خود را به خیابان شاهرضا رسانید. تمام مغازه‌های این قسمت را بسته دید. آنگاه به سوی دروازه شمیران و میدان فوزیه به حرکت درآمد. عده‌ای از تظاهرکنندگان همچنان در آن نقاط حضور داشتند و شعارهای تند سر می‌دادند. در میدان ژاله مأموران دولتی را دید که ادارة برق را محاصره کرده‌اند تا جلوی حملة تظاهرکنندگان را بگیرند. با وجود این، عده‌ای توانستند تعدادی از شیشه‌های آن اداره را خرد کنند. میدان خراسان نقطة بعدی است که به همراه مرد موتورسوار مذکور بدان‌جا رسید. «اینجا واقعاً یک‌پارچه آتش است. تظاهرکنندگان سراسر این منطقه را قبضه کرده‌اند و گویا اصولاً ستاد عملیات آن‌ها در همین خیابان‌هاست. هر لحظه قوای تازه‌نفس کمکی از خیابان‌های شوش، دروازه غار، گودها، خیابان خراسان به میدان می‌رسد. شدت تظاهرات خیابان‌های سیروس، ری، امیرکبیر، بهارستان، ناصرخسرو، بازار و باب‌همایون از نقاط دیگر بیشتر است». همچنین تعدادی تانک و ماشین‌های سنگین جنگی را مشاهده نمود که از ساعت یک بعدازظهر در سطح خیابان‌های این قسمت از شهر، مستقر شده بودند. آخرین محلی که روزنامه‌نگار نشریة فردوسی توانست از آن‌جا دیدن کند، کارخانة پپسی‌کولا بود که در حدود ساعت 8 بدانجا رفت. او تمام در و پنجره‌های‌ آن را خردشده دید.[49]

± بازار تهران؛ کانون تجمعات مردمی امروز

نقاط مرکزی شهر تهران همانند بازار و سبزه‌میدان، شلوغ‌ترین و مهم‌ترین محل تجمع امروز در اعتراض به دستگیری آیت‌الله خمینی است که شاهد فشرده‌ترین اجتماع مردم از طبقات مختلف بود. بازار و خیابان‌های اطراف آن، به مهم‌ترین کانون تجمعات مردمی در تظاهرات امروز تهران تبدیل شده بود که به لحاظ هم‌زمانی آن با مراسم عزاداری روز 12 محرم، اقتدار عمل به دست هیئت‌های مذهبی افتاده، مذهبیون نسبت به دیگر اقشار جامعه در تحریکات و تجمعات امروز نقش‌آفرین شدند. به طوری که یکی از دسته‌های سینه‌زن به نام هیئت بنی‌فاطمه، مرکب از اهالی خیابان خراسان و اطراف آن، از چند روز قبل وصیت‌های خود را برای برپایی تظاهرات و زدوخوردهای امروزشان آماده کرده بودند. افراد این هیئت در تظاهرات امروز، نقش اصلی را بر عهده گرفته، در اکثر درگیری‌های منطقة خراسان حضور داشتند.[50] افزون بر آنان، عده‌ای هم از دیگر محله‌ها به این نقطه از شهر آمده‌ بودند. فردی که در چهارراه گلچین نظام‌آباد تعمیرگاه ماشین دارد و عضو انجمن دینی مکتب اسلام می‌باشد، به بازار آمده، در تظاهرات خیابان بوذرجمهری تلاشی فوق‌العاده از خود نشان داده، گروهی از مردم را رهبری می‌کند. در این میان، مردی که دیزی‌پزی دارد و در کاروانسرای جواهری (واقع در بوذرجمهری) چای می‌فروشد، به سرای چیت‌ساز آمده، در تشویق و تحریک مردم تظاهرکننده، فعالیت زیادی از خود نشان می‌دهد. در سرای کاظمیه هم فردی به نام حشمت‌الله که سرایدار آن‌جاست، صندوق چوبی صحن سرا را شکسته و با مقداری آجر و سنگ، چوب‌ها را در اختیار تظاهرکنندگان قرار داد. او در همین هنگام فریاد می‌زد که مردم ادارة رادیو را گرفته، سربازها کشته شده‌اند. همچنین خطاب به جمعیت می‌گفت: «اگر بکشید یا کشته شوید، به بهشت می‌روید».[51] شرکت طبقات مختلف مردم در تظاهرات امروز حاکی از گستردگی فعالیت‌های مخالفت‌آمیز مردم علیه دولت است. در میان افرادی که در تظاهرات و اقدامات تحریک‌آمیز امروز بر ضد برنامه‌های دولت، جنب‌وجوش بسیاری از خود نشان می‌دادند، نامبردگان زیر که به طبقات و گروه‌های پیشه‌وری گوناگونی وابستگی دارند، چشمگیر بود: سید هاشم، کارگر قسمت تعمیر اساسی راه‌آهن که در میان مردم محل به هاشم لات معروف است، به همراه فرد دیگری به نام سید عباس عتیقه‌چی‌ (حلبی‌ساز و بچة خانی‌آباد) به سینمای سر چهارراه مختاری ـ شاهپور یورش برده، شیشه‌های آن را شکستند. شیشه‌های کیوسک تلفنی را هم که در آن حوالی بود، خرد کردند. در همین محدوده، احمدآقا نام بستنی فروش که به جبهة ملی هم وابستگی‌هایی دارد، مغازه‌داران را تحریک و تشویق می‌کرد که دکان‌هایشان را ببندند. کمی آن سوتر، در انتهای خیابان شاهپور، روبه‌روی کوچة تهرانچی، فرد دیگری به نام محمدآقا دوچرخه‌ساز نیز به همان کار مشغول بود و از صاحبان مغازه‌ها می‌خواست که از کارشان دست بکشند. او را حاجی عسگر همراهی می‌کرد که اگرچه قبلاً معمار بود، هم‌اکنون سمساری دارد. با وجود این، مغازة مشهدی حسن پینه‌دوز (واقع در انتهای خیابان شاهپور، روبه‌روی کوچة خالقی) باز بود و رونق بیشتری داشت. چراکه صاحب مغازه روحانیون را فرا می‌خواند و از همان‌جا برنامة تظاهرات خیابان شاهپور انسجام می‌گرفت. در همین خیابان، کمی پایین‌تر از تقاطع چهارراه مختاری، کریم نجار با کمک شاگردش که نام او هم قاسم بود، از نانوایی واقع در آن منطقه می‌خواست که از پخت نان در چنین وضعیتی خودداری کند. در سوی دیگر، دانشجویی که اوقات فراغتش را در بوفة رستوران‌های راه‌آهن کار می‌کند، اقدام به توزیع اعلامیه علیه دولت کرده، در جریان تظاهرات نقشی مؤثر داشت. در این میان، فعالیت مردی که در چهارراه گمرک ـ شاهپور، مرتباً علیه دستگاه‌های دولتی تبلیغ می‌کرد، جالب توجه است. چراکه محدودة تبلیغ وی فاصلة زیادی با تشکیلات امنیه ندارد. منزلش نیز در همان نزدیکی است. این مرد که علی نام دارد و صاحب چند تاکسی است، اخبار رادیو پیک ایران و صدای ملی را برای مردم و همکاران خود بازگو نموده، با هم به تحلیل و تجزیة آن می‌پرداختند. آشکارا بر ضد شاه و حکومت هم توهین می‌کرد. افزون بر افراد یاد شده، کارگرانی که در شرکت دخانیات و فروشگاه قماش طومی مشغول بودند، فعالیت قابل توجهی در تظاهرات امروز از خود نشان می‌دادند. قطعاً اقدامات آن‌ها از دید مأموران ساواک پنهان نمانده است.[52]

± شعار هیئت عزاداری طیب حاج‌رضایی

از دیگر نقاط شهری تهران که فاصله‌ای اندک از بازار و فضایی مهیج داشت، میدان شوش است که در حدود ساعت 11 پیش از ظهر، با ورود دارودستة طیب حاج‌رضایی، تحرکات آن ناحیه شدت بیشتری به خود گرفت.[53] هیئت او به سرعت میدان را دور می‌زد و مغازه‌داران را به بستن دکان‌ها تهییج می‌کرد. مردم نیز بی‌درنگ مغازه‌ها را می‌بستند و عده‌ای کنار می‌ایستادند و گروهی به جمع آن‌ها می‌پیوستند. در این میان، یکی از میانة دستة طیب فریاد برآورد که: «آقا را گرفته‌اند». با شنیدن این خبر، مردم شعار سر دادند «یا مرگ یا خمینی». گاهی هم شعار «خمینی، خمینی» از آنان به گوش می‌رسید. این دسته در حالی که پیوسته شعار می‌دادند، به سمت خیابان بوذرجمهری و مولوی سرازیر شدند. در طول مسیرشان مغازه‌ها یکی یکی بسته و هرچه زمان می‌گذشت، بر تعدادشان افزوده می‌شد.[54] فردی هم که کارمند ادارة آگاهی بود، از دور دید که افرادی تحت رهبری طیب، دکه‌هایی را به آتش کشیدند.

گفتنی است که در میانة تظاهرات امروز حوالی بازار، افرادی که گاری‌های دستی با چرخ‌های آهنی داشتند، ابتکاری به خرج داده، با آن‌ها سنگ و آجر از کوچه‌ها و خرابه‌های اطراف جمع‌آوری کرده، به جمع مردم تظاهرکننده می‌آوردند. مردم نیز سنگ‌ها و آجرها را به طرف مأموران و کامیون‌های آن‌ها پرتاپ می‌کردند.[55]

در میان افرادی که برای هیئت طیب و شدت تظاهرات این منطقه از شهر کمک شایانی کردند، حاج عبدالله صادق تهرانی، از دوستان صمیمی طیب است که در مواقع ضروری به وی کمک مالی هم می‌کند. او در بین مردم به مرد متدین و پای‌بند به اصول مذهبی شناخته می‌شود که در مواقع روضه‌خوانی به تکیة طیب کمک مالی زیادی می‌کند. در همین محل، یک رشته آب و یک مسجد هم احداث کرده که همین امر بر محبوبیتش بین مردم افزوده، عدة زیادی دور وی جمع هستند. حاج صادق وقتی از تظاهرات امروز خبردار شد، با ماشین سواری به تکیة عامری (واقع در خیابان شهباز، جنب پرورشگاه) رفت و پس از کمی انتظار، جمعیت نسبتاً زیادی را گرد آورده، با خود به طرف تکیة طیب برد. از دیگر کسانی که در جریان وقایع امروز به طیب یاری رسانده، همراه وی بودند، نام سید بروجردی، ‌شیخ جباری و طاهر (برادر او) به یاد است. در سوی دیگر، گزارشی در ساواک تهیه شده که دربردارندة اسامی و اقدامات اشخاصی است که در جریان حوادث امروز با طیب بوده‌اند. این گزارش به شرح زیر است:

«1ـ حسین رمضان یخی 2ـ حسین، برادر مهدی قصاب 3ـ مرتضی سرپلکی؛ ماشین افسر شهربانی به وسیلة این شخص در سه‌راه سیروس آتش زده شد. 4ـ ناصر فرهاد لحاف‌دوز؛ مغازة وی جنب اتوتاج می‌باشد. این شخص لحاف‌دوزی خیابان سعدی را آتش زده. 5ـ ناصر کربلاعبدالله 6ـ رضا شریان 7ـ اصغر اصفهانی؛ شغل قهوه‌چی در سه‌راه سیروس [...] افراد متظاهرین در قهوه‌خانة این شخص اجتماع می‌نمودند و به وسیلة ماشین‌های باری بی‌نمرة طیب به نقاط مختلف فرستاده می‌شدند». در این میان برخی هم مدعی‌اند که یکی از افراد دارودستة وی به نام باقر کچل در میدان خراسان به عده‌ای پول می‌داد و آن‌ها را با چوب‌دستی به تظاهرات می‌کشاند. گذشته از او، حسن صالحی مشهور به حسن دخل‌آبادی که اهالی میدان تره‌بار وی را حسن ببو[56] می‌شناسند، با ماشین، چوب به داخل میدان برده، ‌آن‌ها را جلوی حجره‌ها ریخت و در اختیار تظاهرکنندگان قرار داد.[57]

±دو هزار نیروی کمکی برای مقابله با تظاهرات تهران

در حدود ساعت 12 ظهر، اویسی که مسئولیت فروخوابانیدن اعتراضات مردمی را برعهده داشت، در تماس تلفنی با ارتشبد حسین فردوست، قائم‌مقام کل ساواک اعلام کرد که نیروی نظامی کافی برای مقابله با متظاهرین در اختیار ندارد. به دنبال آن فردوست دست به کار شد و از سپهبد مالک (فرمانده ژاندارمری) تقاضای نیروی کمکی کرد. در این زمان که هوا گرم شده، تظاهرکنندگان نیز خسته شده بودند و برای ناهار و تقویت قوا به خانه‌ها و غذاخوری‌ها رفتند. در فاصلة بازگشت آن‌ها برای برپایی مجدد تظاهرات، حدود دو هزار نفر نیرو در اختیار اویسی قرار گرفت. ستاد اویسی در پارک سنگلج قرار داشت که فرارسیدن این تعداد نیروی کمکی و حملة موتوریزة آن‌ها به دسته‌های تظاهرکننده در بازار و سبزه‌میدان از یک‌سو، و نزدیکی شب که با فرارسیدن تاریکی، مردم را اندک اندک به خانه‌هایشان می‌فرستاد، از سوی دیگر، دامنة اعتراضات و تظاهرات خیابانی را در ساعات پایانی جمع کرد.[58]

± بازگشت سرهنگ مبصر به قم

صبح امروز سرهنگ محسن مبصر به دستور تلفنی محمدرضا پهلوی به وسیلة نصیری (فرمانده حکومت نظامی تهران و حومه)، عازم قم شد. مأموریت او، مقابله با تحرکات و تظاهراتی بود که مردم قم پس از انتشار خبر دستگیری آیت‌الله خمینی در اطراف حرم مطهر و خیابان‌های مرکزی آن شهر به راه انداخته‌اند. مبصر همراه سرتیپ پرویز خسروانی، سروان کاویانی و سرهنگ پرتو به قم رفت. مبصر در حدود ساعت 10:30 پیش از ظهر وارد قم شده، در همان ابتدا با جمعیتی صد هزار نفره روبه‌رو شد. این جمعیت در مقر ژاندارمری قم، در انتهای جادة تهران به قم، نزدیک پمپ بنزین اجتماع کرده بودند. تمام خیابان‌های اصلی شهر که منتهی به حرم می‌شد، مملو از مردم بود که در تظاهرات و دادن شعار علیه دولت فعالیت داشتند. مبصر با دیدن این وضعیت دستور داد به آنان حمله شود که در نهایت، با کشته و زخمی شدن عده‌ای، تظاهرکنندگان پراکنده شدند و اوضاع شهر قدری آرام گرفت. وی در اقدامات بعدی، دستورات زیر را صادر کرد:

1ـ به فرمانداری و شهردار قم آموزش‌های لازم دربارة جمع‌آوری اجساد، فرستادن زخمی‌ها به بیمارستان‌ها و زدودن آثار زدوخورد داده شد. 2ـ درهای حرم را ببندند و کسی را جز چند خادم شناخته شده به داخل راه ندهند. 3ـ نقشة شهری قم به وسیلة شهرداری قم تهیه شود تا از روی آن کار حفاظت اماکن و چهارراه‌های حساس شهر انجام گیرد.[59]

± مجروحین و مقتولین امروز تهران و قم

منابع دولتی و غیردولتی در گزارش‌هایی از زخمی و کشته شدن عده‌ای از تظاهرکنندگان در جریان درگیری‌ها و تظاهرات امروز تهران و قم خبر می‌دهند. تعداد این دست از تظاهرکنندگان به طور قطعی دانسته نیست و همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. مقامات مسئول حکومتی و منابع رسمی دولتی، تعداد آن‌ها را بین پانصد تا هزار نفر اعلام کرده‌اند.[60] اما به نظر می‌رسد شمار آنان بیش از این باشد. در این میان، مشخصات فردی برخی از کشته یا زخمی شدگان دانسته نبوده، منابع اعلام‌کننده هم هیچ آگاهی دقیقی در این باره به دست نمی‌دهند. با وجود این، زمان و چگونگی آسیبی که به ایشان رسیده، اعلام شده است. ابتدا نام افرادی که کشته شده‌اند ذکر می‌گردد. مشخصات آنان با رعایت نام و نام خانوادگی، نوع و وسیلة عارضه، زمان و مکان حادثه، محل سکونت و عنوان شغلشان به ترتیب زیر است:

(نام نامعلوم)، اصابت گلوله، 2 بعدازظهر، شاهپور، بوذرجمهری، کوچة طباطبایی، گرمابة حمیدی

ابوالحسن ممتازآزاد، اصابت گلوله، میدان ارک

ابوالقاسم کاظم‌زاده، اصابت گلوله، 11 صبح، بازار، خیابان دزآشیب، باغ‌نظر اول، کوچة میرفخرایی

احمد زالیانی سه‌گانه، اصابت گلوله، خیابان بی‌سیم

احمد سروری، اصابت گلوله، خیابان سپه، شهباز، سه‌راه شکوفه، کوچة بیستون، پلاک 32

احمد نیکومنظر، اصابت گلوله، 7 صبح، سبزه‌میدان، میدان خزانه، قلعه‌مرغی اول، 12 متری اتابک، کوچة سوم، شمارة 3

اسماعیل مهدویان، اصابت گلوله، ناصرخسرو

اسماعیل حسنی، اصابت گلوله، خیابان شهناز [17 شهریور کنونی]

اسمعیل پروانه، اصابت گلوله، خیابان آصف‌الدوله، میدان شاه، کوچة سرور، دست راست، کوچة اول، شمارة 21

امرالله برزین، اصابت گلوله، 4 بعدازظهر، سیروس، انتهای درخشنده، کاشی 20

امیرمعصوم شاهی، اصابت گلوله، قم

بتول افخمی قمی، اصابت گلوله، 4 بعدازظهر، نزدیک ادارة راهنمایی، خیابان خواجه ‌نظام‌الملک، ایستگاه افخمی، شمارة 431

بتول بیگدلی، اصابت گلوله، بعدازظهر، مولوی، شاهپور، کوچة حمام مرمر، گذر وزیردفتر، کاشی 4

حسن شمشیری تهرانی، اصابت گلوله، خیابان شهناز [17 شهریور کنونی]

حسن طوسی، اصابت گلوله

حسن عباسی، ‌اصابت گلوله، چهارراه سیروس

حسن کلهر، ‌اصابت گلوله، قم

حسین افسر، اصابت گلوله، کوچة آبشار قم

حکیمه ابوالحسینی، اصابت گلوله، صبح،‌ مولوی، کوچة دکتر عشقی، کوچة معصومی، شمارة 112

خدیجه وقایعی، اصابت گلوله، 11 صبح، بازار، خیابان زرین‌نعل، اول خیابان دربند، کاشی 16

ربابه الحسی، اصابت گلوله، 6 بعدازظهر، بیسیم نجف‌آباد، کوچة نیک

رحیم سلیمانی، اصابت گلوله، 3 بعدازظهر، خیابان سیروس، بیسیم نجف‌آباد، خیابان 15 متری سیدملک خاتون، مغازة قاسمی

رحیمه مجاهد، اصابت گلوله، 11 صبح، خیابان سیروس، خیابان گرگان، 10‌ متری ارامنه، کوچة مظفری، شمارة 22

رقیه کلوانی، اصابت گلوله، قم

روح‌انگیز جاویدی، اصابت گلوله، 4:30 بعدازظهر، توپخانه، خواجه ‌نظام‌الملک، کوچة نبیل، منزل میثاقیه

زهرا ابوالحسنی، اصابت گلوله، 5 بعدازظهر، بین ‌تهران ـ ورامین، محمدآباد عرب

زهرا طاهر رفتار، اصابت گلوله، 7:30 بعدازظهر، گاراژ پمپ‌ بنزین ‌ژاله، خیابان چهارصد دستگاه، خیابان یاس، کوچة بنفشه، ‌کوچة جلالی،‌ شمارة یک

سارا سیاح، اصابت گلوله، 10 صبح، میدان شاهپور، ورودی بازارچة شاهپور، کوچة انجمن، شمارة 11

سکینه برومندپاک، اصابت گلوله، سیروس، کوچة گلابگیران، روبه‌روی میدان سیداسمعیل

سکینه مهابادی، اصابت گلوله، 5 بعدازظهر، ورامین، محمدآباد عرب

شریفه ارمیده، اصابت گلوله، 3:30 بعدازظهر، خیابان شیر و خورشید، خیابان اعتماداسلام، کوچة شکوهی، کاشی 5

شکرالله خبازها، اصابت گلوله، خیابان شاهپور

صدیقه دهقانی، اصابت گلوله، 12 ظهر، بازار آهنگرها، ده ‌متری گرگان، کاشی 8

صدیقه غزی، اصابت گلوله، 10 صبح، گلوبندک، خیابان خیام، گذر قلی، کوچة فردعباسی، پلاک 39

صمد متحیّر، اصابت گلوله، خیابان ری

عادل موتعلیمیان، اصابت گلوله، 5 بعد‌ازظهر، خیابان خیام، کوچة خورشید، منزل دگمه‌چی

عباس اقلیمی، اصابت گلوله، قم

عباس توانا، اصابت گلوله‌، 11 صبح، خیابان خیام، پشت سیدناصرالدین، کوچة مرغی‌ها، بن‌بست توانا، پلاک 23

عباس گلرو، اصابت گلوله، حوالی خیابان شهناز [17 شهریور کنونی]

عبدالرحیم خوش‌تقاضا، اصابت گلوله

عبدالله رضایی ‌نادرخانی‌، اصابت گلوله، 11 صبح، خیابان پامنار، خیابان گرگان، ایستگاه مدرسه، مقابل باجة بلیت‌فروشی

عبدالله زوارفرد، اصابت گلوله، سبزه میدان

علی استادهاشمی، اصابت گلوله، قم

علی زارعی، مقتول، اصابت گلوله، قم

علی شجری، تصادف ‌با ماشین پلیس، 8:30 صبح، ناصرخسرو، انتهای خیابان غیاثی، ایستگاه درختی، کوچة صالحیان، شمارة 58

علی فرهادی بجاربنه، اصابت گلوله، شهباز، خزانة قلعه‌مرغی، خیابان بیست‌متری، کوچة دنایی، شمارة 17

علی عسگریان، اصابت گلوله

علی‌اصغر برمج، اصابت گلوله، 12 ظهر، میدان خراسان، ابتدای خیابان مسگرآباد، جنب گچ نوین‌نو، شمارة 51

علی‌اکبر شیرخدا، ‌اصابت گلوله، قم

علی‌اکبر قره‌گزلو، اصابت گلوله، 10 صبح، بازار، خیابان مولوی، جنب کلانتری 6، کوچة حمام سوخدان، شمارة 93

علی‌اکبر گل‌محمدی، اصابت گلوله،‌ میدان ژاله [شهدای کنونی]

غفار مددی، با جیپ ارتش تصادف، 7 صبح، ناصرخسرو، دروازه دولاب، خیابان صفا، جنب سرای باقرآباد، کوچة جهاندوست، کاشی 33

غلامحسین قائنی گوارشکی، اصابت گلوله، مقابل دانشگاه تهران

فاطمه جدالی سلطانی، اصابت گلوله، 11 صبح، جلوی ادارة حاصلخیزی سلسبیل، انتهای خیابان هاشمی، روبه‌روی دبستان نوبنیاد، کوچة خدایار

فاطمه جهانگیری، اصابت گلوله، 3 بعدازظهر، بیسیم نجف‌آباد، کلانتری 21 قدیم، کوچة حاج قنبر، شمارة 21

فاطمه کاهه، اصابت گلوله، 4 بعدازظهر، آخر خیابان همایون، چهارراه شمشاد، خیابان منت‌آباد، کوچة 2

فراهانی، اصابت گلوله، 1 بعدازظهر، سه‌راه بوذرجمهری، خیابان گلستانی، بخش 23 سه‌راه مطلبی، آخر خیابان سلیمانی، شمارة 7

فضل‌الله محمدخانی، اصابت گلوله، 4:30 بعدازظهر، بیسیم نجف‌آباد، خیابان شهرام، کوچة قالی‌شوران، درب 43

قاسم مکاری قمی، اصابت گلوله، قم

کاظم زوارفرد، اصابت گلوله، صبح، مولوی، بازارچة سعادت، کوچة محمدیه، پلاک 20

کاظم نصیرزاده، اصابت گلوله، 11 صبح، چهارراه گلوبندک، بوذرجمهری، درخونگاه، مقابل حمام قبله، کاشی 84

کبری بهرامی، اصابت گلوله، 6 بعدازظهر، خیابان ری، خیابان صفاری، نزدیک خیاطخانة رحیمی، شمارة 534

کریم رحیمی، اصابت گلوله، میدان شاهپور

مجتبی شجری، اصابت گلوله هنگام فرار، بازار

محترم مهدی ملایری، اصابت گلوله، 12 ظهر، مولوی، صابون‌پزخانه، شمارة 82

محسن سلیمان، اصابت گلوله

محمد کرمانی، ‌اصابت گلوله، میدان فوزیه [امام حسین کنونی]

محمدحسن وطن‌پرست، اصابت گلوله، میدان بهارستان

محمدحسین اسدپور، اصابت گلوله، سه‌راه سیروس

محمدرضا حاج‌آخوندی، اصابت گلوله، 4:30 بعداز‌ظهر، خانی‌آباد، کوچة سیدمصطفی مهیاری، کاشی 21

محمدعلی پرمور، اصابت گلوله، خیابان شاهپور

محمدعلی پروانه، ‌اصابت گلوله، میدان ارک

محمدعلی فیاضی‌نور، اصابت گلوله، 4 بعدازظهر، بیسیم نجف‌آباد، کوچة عادل‌پور، کوچة طلاپور، درب سوم‌، کاشی 12

محمد نصیراسلامی، اصابت گلوله، 1 بعدازظهر، مولوی، کوچة 2 شهاب‌الدوله، پلاک 9

محمدهاشم توداریان، اصابت گلوله، صبح، خیابان جوادیه، کوچة مسجد، قهوه‌خانة حسن‌زاده

مرتضی پهلوانی، ‌اصابت گلوله،‌ خیابان شاهپور

مرصع حاج قنبری، اصابت گلوله، 10 صبح، ایستگاه تیردوقلو، احمدیه، شهباز، خیابان قوام، کوچة مرغی، مسجد شمارة 28

مسعود محمدی، اصابت گلوله، خیابان شهناز [17 شهریور کنونی]

ملکه احیائی، اصابت گلوله، قم

ملوک شمشیرزن، اصابت گلوله، 6 بعدازظهر، شوش شرقی، 10 متری شقاقی، پلاک 100

ملیحه فرشچی، اصابت گلوله، 6 بعدازظهر، خیابان شهباز، خیابان شکوفه، جنب گرمابة رضوان، کاشی 35

مولود زلفی بلگیجانی، اصابت ‌گلوله به مغز، 12 صبح، خیابان ژاله، میدان بروجردی، خیابان پرنده، کوچة صابری، شمارة 7

ناصر زادقناد، اصابت گلوله، خیابان شهناز [17 شهریور کنونی]

نصرالله پهلوانی، اصابت گلوله، 3 بعدازظهر، بالاتر از گمرک، خیابان شیر و خورشید، خیابان سهراب، کوچة شکوهی، کاشی 42

هوشنگ صادق، اصابت گلوله،‌ خیابان پامنار

یحیی خمسه‌ای، اصابت گلوله، بازار تهران

یدالله محمدخانی، اصابت گلوله، بازار مولوی

افزون بر افرادی که نامشان ذکر گردید، عده‌ای هم در جریان تظاهرات و درگیری‌های امروز زخمی شده‌اند که اسامی آنان هم به ترتیب زیر است. با این توضیح که ذکر مشخصات ایشان به ترتیب نام و نام خانوادگی، نوع جراحت، زمان و مکان آسیب و نشانی سکونت‌شان است:

آمنه ابوالحسنی، اصابت گلوله، 5 بعدازظهر، بین راه تهران ـ ورامین، محمدآباد غرب

ابراهیم ابراهیم‌زاده، اصابت گلوله، 10:30 صبح، میدان اعدام، خیابان آریانا، خیابان اشرف ‌پهلوی، خواربارفروشی باقرزاده

ابراهیم ولی‌بیگی، اصابت ساچمه، 4 صبح، خیابان پامنار، کوچة کلانتری شیرازی، کوچة آقاموسی، منزل 49

ابوالقاسم فخار بروجردی، اصابت گلوله، 10 صبح، سیروس، کوچة غریبان، کوچة حاج‌زمان‌خان، کاشی 22

احمد کمیلی، اصابت گلوله، 5 بعداز‌ظهر، میدان شاه، خیابان مسگرآباد، روبه‌روی اهل‌علی، کوچة علیمردانی، شمارة 8

احمد واحدی، اصابت گلوله، 12 ظهر، خیابان بوذرجمهری، خیابان شهباز، ایستگاه خاقانی، کوچة سراج، گاراژ جهرمی

اسماعیل فاخره،‌ اصابت گلوله، 11 صبح، دروازه غار، بازار حاج غلامعلی، کوچة زمانی، منزل فلاح

اصغر ابراهیمی، اصابت گلوله، 11 صبح، سیروس، میدان شوش، ایستگاه ماشین‌دودی، چهارراه گاوداری، اکبر ابراهیمی

امین‌السادات رسالتیان، اصابت گلوله، 1:30 صبح، ناصرخسرو، انتهای صفاری، کوچة کمالی، پلاک 9، منزل علوی

بتول علی‌اکبری، اصابت گلوله، صبح، شهباز جنوبی، خیابان جهان‌پناه، کوی صاحب‌الزمان، کاشی 29

بتول قاری، اصابت گلوله، 5 بعدازظهر، میدان خراسان، اول تیردوقلو، کوچة کشمیری، منزل ابراهیم قاری، شمارة 21

بهاء میرمحمد صادقی، اصابت گلوله، 10 صبح، نظام‌آباد، کوچة اسلامی، شمارة 12

بیژن زرین‌پوش، اصابت گلوله، 11:30 صبح، بوذرجمهری نو، خیابان ری، کوچة باغ آصف‌الدوله، کوچة چاپخانه

پوران پیله‌ور، اصابت گلوله ‌در خانه، 3 بعدازظهر، خیابان شاهپور، سرای بوذرجمهری، بالای کبابی حقیقت

ثریا رابطی، اصابت گلوله، 12 ظهر، خیابان شاهپور، کوچة تهرانچی، منزل منجم باشی

جمال آذر، اصابت گلوله، 10:30 صبح، ناصرخسرو، خیابان آرامگاه، کوی کارمندان، ساختمان‌های وزارت گمرکات

حسن رضایی، اصابت گلوله، 2 بعدازظهر، شاهپور، خیابان دروازه غار، کوچة بهاری، جنب دکان لبنیاتی نایب، شماره 77

حسن ستاری، اصابت گلوله، 12 ظهر، امیریه، چهارراه معزالسلطان، کوچة خشا، پلاک 24

حسین خجسته خدابنده، اصابت گلوله، 1 بعدازظهر، ناصرخسرو، خیابان فرح‌آباد، سه‌راه سلیمانیه، خیابان عبدالحسینی، کوچة اول، کاشی 12

حسین عنبری، اصابت گلوله، 10:30 صبح، خیابان شوش شرقی، روبه‌روی کارخانة ارج، کاشی 25

حسین قربان‌زاده، اصابت گلوله، 3 بعدازظهر، سیروس، نارمک، خیابان دست راست، منزل خداپرست

حسین، اصابت گلوله، بعدازظهر، خیابان شهباز، خیابان غیاثی، شمارة 3

خانم بتول حسینی، اصابت گلوله، 3 بعدازظهر، سه‌راه امین حضور، کوچة معاون سلطان، دست راست، درب سوم

خیرالله قاسمی، اصابت گلوله، 1 بعداز‌ظهر، میدان فوزیه، کوچة شهرستانی

داوود سمنانی، اصابت گلوله، 1 بعداز‌ظهر، میدان ارک، خیابان شهباز، تیردوقلو، کوچة دباغ، پلاک 20

ذبیح‌الله گریزپا، اصابت گلوله، 11:30 صبح، خیابان شهباز، درب دوم مسگرآباد، شش ‌متری حسینی، آخر کوچه، اول خیابان درویش، شمارة 21

رحمت‌الله سمنانی، اصابت گلوله، 10 صبح، مولوی، صدرالاشراف، لب خط‌آهن، کوچة حقی‌باشی، کاشی 116

رضا اسمعیلی، اصابت گلوله، 3 بعدازظهر، خیابان همایون، بین چهارراه اقبال ـ ایران‌مهر، جنب قنادی طالبیان، کاشی 17

رضا فدایی، اصابت گلوله، 10 صبح، شهباز، باغ فرید، کوچة حسینی، منزل فدایی

رضا فیروزنام، اصابت گلوله، 5 بعدازظهر، بهارستان، خواجه نظام‌الملک، کوچة تمدن، پلاک 118

رضا، اصابت گلوله، 4:30 بعدازظهر، سی‌متری کلات، کوچة کلات، منزل فریور، شمارة 9، روبه‌روی دانشگاه

زرین‌تاج مصفایی، ضرب و شتم، 8:30 صبح، میدان ارک، خواجه نظام‌الملک، کوچة مجید، کاشی 12

زهرا بهروزی، اصابت گلوله، 11 صبح، بازارچة مولوی، بازارچة صابون‌پزخانه، کوچة دکتر عشقی، کاشی 207

ساراخاتون‌ طاهر‌ی ‌آقابابایی، اصابت گلوله، 5 بعدازظهر، دروازه‌شمیران، خیابان کیوان، کوچة احسان، منزل جمشیدی

سیدحسین طالبی، اصابت گلوله، 10 صبح، سبزه‌میدان، خیابان جوادیه، ده متری دوم، کوچة حمیدی، شمارة 4

سیدفاطمه میرمحمد کاشانی، اصابت گلوله، 6 صبح، خیابان شهباز، ایستگاه خرابات، کوچة باغ شریفی، منزل میرکاشانی

عباس حلاجی، مجروح، اصابت گلوله، 7 بعدازظهر، خیابان شهباز، جهان‌پناه، کوچة سادات، کوچة سوم، کوچة روشن

عباس عزیزی، اصابت گلوله، 1:30 بعداز‌ظهر، خیابان لاله‌زار، بازار حضرتی، کوچة ارامنه، منزل نورالله خیاط، ‌کاشی871

عذرا حجازی، جنون (به سبب دیدن مقتول)، 4 بعدازظهر، بازار، نرسیده به چهارراه تیموری، خیابان گلستانی، شمارة 69

عصمت زینالی‌فرید، اصابت گلوله، 4 بعدازظهر، دروازه شمیران، کوچة صدر شیرازی، منزل شاطرجعفر، شمارة 12

علی عیوض‌پور، تیر خوردن، اول بوذرجمهری، میدان مولوی، باغ فردوس، روبه‌روی بیمارستان فرح، قهوه‌خانه

علی‌محمد الهی، اصابت گلوله، 11:30 صبح، خیابان شهباز، کوچة جواهری، پلاک 45

عین‌الله کوچکستانی، اصابت گلوله، 11 صبح، سه‌راه ژاله، خیابان سرآسیاب دولاب، کوچة ایران، شمارة 42

غلامرضا، اصابت گلوله به پای چپ، 2 بعدازظهر، میدان سیداسمعیل، چهارراه ارج، جنب نانوایی حاجی، منزل مشهدی رمضان قناد

قدرت رسولی، اصابت گلوله، 4:30 بعدازظهر، میدان فوزیه، ایستگاه تهران‌پارس، رنگ‌فروشی حاجی توکلی

قدرت‌الله یوسفی، اصابت گلوله، 11 صبح، شهباز، ایستگاه ناصری، خیابان آشتیان، کوچة سوم، دست ‌چپ، درب سوم، منزل پورحسینی

کبری فرد، اصابت گلوله، 11 صبح، سه‌راه سیروس، خیابان نیروی ‌هوایی، انتهای خط 43، پشت باجة بلیت‌فروشی، ‌منزل طوسی

کبری محمدنظامی، سقط‌ جنین (به سبب ضرب و شتم)، 10:30 صبح، بازار، سه‌راه زندان‌ قصر، خیابان خواجه ‌‌نظام‌الملک، کوچة طاهری، شمارة 29

گوهر خلیلی، اصابت گلوله، 5:30 بعدازظهر، خیابان شهباز، پشت سازمان شاهنشاهی، کوچة قاهری، کاشی 1

محترم کمال، اصابت گلوله،10 صبح، خیابان بوذرجمهری، نوروزخان، شمارة 14

محسن آقادایی، فلج، اصابت گلوله، 11 صبح، میدان خراسان، نزدیک دبستان مجلسی، کوچة ایدلویت، کاشی 7

محمد افتخاری، اصابت گلوله، 10 صبح، خیابان سیروس، خیابان خراسان، خیابان صفاری، چهارراه محمودی، کفاشی ناصری

محمد شیروانی، اصابت تیر به پای چپ، 11 صبح، پاچنار، خیابان مودت، چهارراه رضایی، کوچة اشعری

محمد مرادی، اصابت گلوله، 5:30 بعدازظهر، میدان شهباز، خیابان همایون، کوچة صفایی، کاشی 295

محمد، قطع‌ دست، اصابت گلوله، 11 صبح، میدان شوش، نرسیده به تیردوقلو، خیابان شقاقی، روبه‌روی حمام لطفی

محمدجواد حریری، ضرب و شتم، شمیران، کوچة پرویز، ایستگاه رضاییه، شمارة 14

محمدرضا ذغالی غمناک، اصابت گلوله، 5 بعدازظهر، بازارچة نایب‌السلطنه، نرسیده به حمام گلشن، کوچة ترک‌ها

محمود علیخانی، اصابت گلوله، 2 بعدازظهر، خیابان مسگر‌آباد، درب دوم، خیابان ده‌متری، دکان عزت‌بقال، شمارة 59

محمود نوع‌پرست امامی، اصابت گلوله، 1 بعدازظهر، مسگرآباد، تهران‌نو، ایستگاه مدرسه، خیابان 15 متری نارمک

منصور حسینی، اصابت گلوله، 3:30 بعدازظهر، خیابان شاهپور، سه‌راه بوذرجمهری، بالای کبابی حقیقت

مهدی فروزنده، اصابت گلوله، 1 بعدازظهر، مقابل دبستان خیام، چهارراه مولوی، قهوه‌خانة اکبر

میرزا طلایی، اصابت گلوله، 4 بعدازظهر، خیابان شهباز، خیابان جهان‌پناه، کوچة سهراب، کاشی 9

ناصر خواجوی، اصابت گلوله، 11 صبح، خیابان سیروس، کوچة چهل‌تن، شمارة 32

ناصر نیکخواه، اصابت گلوله، 2 بعدازظهر، بازار، کرج، خلج‌آباد، منزل امام‌علی، جنب نانوایی

نجفی، اصابت گلوله، 10:30 صبح، میدان اعدام، دروازه غار، کوچة معصومی، قهوه‌خانة علی

هوشنگ برائی نصب، اصابت گلوله، 4 بعدازظهر، سه‌راه سیروس، ‌‌بوذرجمهری، گاراژ گیتی‌نورد[61]

± دستگیرشدگان امروز

براساس آماری که ساواک در اختیار دارد، افراد زیر در شهرهای مختلف کشور دستگیر شدند. گفتنی است که بعد از دستگیری این افراد، عوامل ساواک و شهربانی بی‌درنگ برای بیشتر آنان قرار بازداشتی به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی مملکت صادر کردند. ذکر اسامی دستگیرشدگان به ترتیب حروف الفبا، نام و نام خانوادگی، نام پدر، شغل، محل و علت دستگیری آنان است:

اباذر فلاح، ‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

ابراهیم ساوجبلاغی، خلیل، محصل، شرکت در تظاهرات

ابراهیم مسلمی، محمدرضا، جگرفروش، ‌دادن شعار مخالف

ابراهیم نظری، محمد، ساندویچ‌فروش، شرکت در تظاهرات علیه دولت

ابوالحسن دادگستر، سیدعلی، شرینی‌فروش، شرکت در تظاهرات

ابوالفضل حسینی، اصغر، کمک‌راننده، شرکت در تظاهرات علیه دولت

ابوالفضل قربانی، فغان، کفاش، سرقت اثاثیة کاخ گلستان

ابوالقاسم تیموری، حسین، آهن‌فروش،‌ شرکت در تظاهرات دانشگاه

ابوالقاسم حاجی، رمضان، شیشه‌بر، شرکت در تظاهرات علیه دولت

ابوالقاسم حسینی مروی، مهدی، کشاورز قریه طرشت، تحریک برای شرکت در تظاهرات

ابوالقاسم موسوی کنارسری، میرصالح، شاگرد تجارتخانه،‌ تحریک به بستن مغازه و حمله

ابوالقاسم وکیلی، قم، ایراد خطابه و تحریک مردم

ابوالمعالی شهیدی، میرزانصرالله، قزوین

احمد آزاده دهقان، آقاجان، مکانیک، شرکت در تظاهرات

احمد آقایی، قاسم، زارع، تظاهر و حمله به مأمورین ژاندارمری

احمد بخشی، رکابعلی، شاگرد مسافرخانه، تحریک برای شرکت در تظاهرات

احمد حریریان توکلی، حبیب، محصل، تحریک برای شرکت در تظاهرات

احمد رحمتی، رمضان، شیشه‌گر، بردن قاب و قالیچة باشگاه جعفری

احمد سلامت،‌ عبدالحسین، بازرگان

احمد علی‌زاده، محمد، نوکر، زندان موقت شهربانی، ‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

احمد کمال‌آبادی، حسین، رانندة تاکسی

احمد محیط، صادق، تحریک به تظاهرات

احمد میرزاعبدالله، عبدالله، ‌بافنده تریکو، شرکت در تظاهرات

احمدهاشم دستغیب، واعظ، شیراز، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

احمدی، ‌‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

اسدالله حیدری، عبدالله، عطار، بستن دکان و تحریک مردم

اسفندیار رجبی، نادعلی، خدمت‌گزار بنگاه راه‌آهن، شرکت در تظاهرات

اسکندر تاشا، غلامعلی، طواف، تحریک برای شرکت در تظاهرات

اسلام سیناور، اروجعلی، شاگرد مبل‌ساز، شرکت در تظاهرات

اسماعیل الله‌داد، میرزاعلی، محصل

اسماعیل توکلی، حاجی بابا، قزوین

اصغر ابوالحسن، اکبر، کارگر کارخانه، شرکت در تظاهرات

اصغر رضایی، حسین، سبزی‌فروش، تحریک برای شرکت در تظاهرات

اصغر عبایی کوبایی، عبدالکریم، شاگرد تجارتخانه، تظاهرات خیابانی

اکبر اویسی، رحمت‌الله، کارمند ثبت کرج،‌ شرکت در تظاهرات و اهانت به مأمورین

اکبر خمسه‌ای، کریم، کارگر بنّا، شرکت در تظاهرات

اکبر عصب‌الظهور، حسین، خیاط،‌ شرکت در تظاهرات

اکبر کاظم‌پور، ‌اصغر، ‌کارگر جوراب‌باف

امیر استادولی، چاقوکش، تهران، شرکت در تظاهرات

امیرهمایون خلیل‌پور، ‌سیدتقی، محصل، شرکت در تظاهرات

ایرج قوانلو، جهانگیر، دانشجوی سال سوم معماری، شرکت در تظاهرات

باب‌الله ثقه‌الاسلامی، علی‌اکبر، واعظ، موقت شهربانی، تهران بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

باقر امامی، رضا، قزوین

باقر حاجی آقا بزرگی، عبدالحسین، خواربارفروش، اخلال در نظم

باقر نهاوندی، شیخ جعفر، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

بتول شیخ، احمد، دانشجوی پلی‌تکنیک، تحریک به تظاهرات

بهرام نورمحمدی، غلامرضا، تحریک کسبه

بهرام نوروزی، صفرعلی، کاشی‌ساز، تحریک برای شرکت در تظاهرات

بهروز قهرمانلو، مصطفی، محصل، شرکت در تظاهرات

پیمان داری، تهران، مسجد شاه، دستگیر، شرکت در تظاهرات

تقی روزبهانی، نقی، کارگر ساختمان، تظاهرات

تقی عسگری، حسن، کشاورز، تظاهرات

تقی مشهدی حسینی، علی‌اصغر، دوچرخه‌ساز، تحریک مردم و دادن شعار

توکل کمجانی، عبدالله، نوکر منزل، شرکت در تظاهرات

جبار موسوی، عباس، کارگر جگرفروش،‌ شرکت در تظاهرات

جعفر آزادمند، ابوالقاسم، شاگرد کفاش، تحریک به بستن مغازه و حمله

جعفر رفیع‌زاده، محمد، قزوین

جعفر صمیمی، محمدعلی، قزوین

جعفر صنعتی‌نژاد، حبیب‌الله، محصل، شرکت در تظاهرات

جعفر میرزازاده منفرد، عزیزالله، محصل، شرکت در تظاهرات

جلیل نوری‌پور،‌ شاگرد نانوا،‌ تحریک کسبه

جمال سجادیان، جواد،‌ بافنده، تحریک برای شرکت در تظاهرات

جمشید شاهی‌فجر، غلامرضا، محصل، تحریک برای شرکت در تظاهرات

جمشید شعبانی رهبر، رسول، راننده تاکسی، شرکت در تظاهرات و اهانت به مأمورین

جواد ذوقی‌فروش، غلامرضا، خیاط، شرکت در تظاهرات

جهانعلی بلواری، حبعلی، کارگر کارخانه، شرکت در تظاهرات

جهانگیر افشار، امیر، ‌دادن شعار مخالف

جهانگیر زین‌العابدین، رمضان، محصل، شرکت در تظاهرات

حاجی مرادی، ولی، نوکر منزل سرهنگ پورتیمور، تحریک برای شرکت در تظاهرات

حبیب‌الله پیمان (دکتر)، حسن، کارمند مبارزه با مالاریا، جزو حزب مردم ایران

حسن اسدی، حسین، طواف، تحریک برای شرکت در تظاهرات

حسن انباردار، مرتضی، شاگرد نانوا

حسن شاهپوری، مالک، تهران، شرکت در تظاهرات و صاحب دسته‌ای در خیابان قزوین

حسن صادق، ابوالقاسم، زندان موقت شهربانی، ‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

حسن صادق‌پور، هاشم، یخ‌فروش، شرکت در تظاهرات

حسن صادقی، ابوالقاسم، بیکار، تظاهرات خیابانی

حسن صالحی، میدانی، تهران، کمک مالی ـ تهیه چوب‌دستی

حسن طهماسبی، حسینقلی، بافنده، تحریک برای شرکت در تظاهرات

حسن ظیاءظریفی، علی، دانشجو، عضو حزب توده و جبهة ملی

حسن کاکاوند، همت، کفاش، تحریک برای شرکت در تظاهرات

حسن مرادخانی، محمد، راننده، شرکت در تظاهرات دانشگاه

حسن ملکی، فرامرز، مکانیک، شرکت در تظاهرات

حسن یزدانی، محمدحسین، شاگرد نانوا، تظاهرات خیابانی

حسن یکتاحجاری، محمدعلی، دالان‌دار گاراژ، شرکت در تظاهرات خیابان سپه

حسین اشرف‌الواعظین، حبیب‌الله، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

حسین باقری، ‌علی، کارگر چیت‌ساز، شرکت در تظاهرات

حسین بخشنده، حسن، آشپز، تظاهرات مستانه و اهانت به مقامات

حسین جلوداریان، حسن، راننده، تحریک برای شرکت در تظاهرات

حسین خبازی، علی، کفاش

حسین خندق‌آبادی، محمد، امام جماعت

حسین راضی، غلامرضا، کارمند شهرداری، جزو حزب مردم ایران

حسین ربانی،


،‌زندان موقت شهربانی، ‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

حسین سرداری، رضاحسین، کارگر ساختمان، تظاهرات

حسین سعادتمندپور، قم، حمل دفترچه‌ای که حاوی جملات توهین‌آمیز بود

حسین علیاری، صالح، شاگرد قناد، تحریک برای شرکت در تظاهرات

حسین غفاری آذرشهری، عباس، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

حسین فرخی، مصطفی،‌ شاگرد راننده،‌ تظاهرات خیابانی

حسین گلچین، کریم، شاگرد سلمانی، شرکت در تظاهرات

حسین مجاهد، بازاری، تهران بازار خیاط‌ها، تحریک مردم و سخنرانی شدید‌اللحن

حسین محمدقاسمی، ابوالقاسم، راننده،‌ شرکت در تظاهرات

حسین ملکی، اکبر، پارچه‌فروش دوره‌گرد،‌ شرکت در تظاهرات

حسین ملکی، اکبر، زندان موقت شهربانی، ‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

حسین مهدوی، حسین، آموزگار، کارگردان جبهة ملی

حسینعلی عباسی، تاجر سرای حاج حسن، تهران، مسجد شاه، دستگیر، شرکت در تظاهرات

حمید رجایی، عباس، لباس‌فروش

حمید کریمی، حبیب‌الله، ماست‌بند، شکستن وسایل تلفن و راهنمایی رانندگی

خسرو فصیحی، محمدعلی، قزوین

خسرو میرزاده،‌ رفیع، پیراهن‌دوز، تظاهرات خیابانی

خلیل نصرتی، نصرت، رادیوساز، تحریک کسبه

داوود زنگنه، حاجی، قصاب، شکستن وسایل تلفن و راهنمایی رانندگی

داوود علی‌پناه،‌ اسماعیل، ترک تحصیل، شرکت در تظاهرات

داوود غفاری، ناصر، کارمند حسابداری راه‌آهن

داوود فیاضی، حسن، بارفروش، تحریک کسبه

داوود مارکوسیان، ساهاک، مکانیک، شرکت در تظاهرات و اهانت به مأمورین

داوود محمدزهرایی، علی، شاگرد خیاط، شرکت در تظاهرات

رابرت ولدی، شموئیل، تراشکار، تحریک به تظاهرات

رجب فخارپور، رضا، آهنگر، تحریک برای شرکت در تظاهرات

رجبعلی عظیمی، علی‌اکبر، محصل

رحمت‌الله افراسیابی، عزت، خیاط،‌ تحریک برای شرکت در تظاهرات

رستم عباس بگلو، بالا، کارگر، تحریک برای شرکت در تظاهرات

رشید شیخ‌الاسلامی، محسن، دانشجوی معقول و منقول،‌ تظاهرات و آتش‌سوزی اتومبیل

رضا سلیمی‌زاده، قم، حمل اسلحة سرد

رضا شفیعی، عبدالرحیم، کارگر حمام

رضا صادقی، علی،‌ کارمند وزارت کشور

رضا عظیمی، آقا، بلیت بخت‌آزمایی‌فروش،‌ تظاهرات خیابانی

رضا فقیه‌زاده، علی، کارمند شهرداری، شرکت در تظاهرات

رضا معروف به اکبر، سیدصالحی، ‌رحیم، تحصیلدار برنج‌فروش، تظاهرات خیابانی

رمضانعلی دریایی‌جافی، نوروزعلی، بی‌کار، مظنون

روح‌الله الموسوی الخمینی، سید مصطفی، پادگان بی‌سیم، قم، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

روح‌الله رجبی، حبیب‌الله، خیاط، شرکت در تظاهرات

زمردیان(حاج)، ساعت‌فروش اسلامبول، تهران، مسجد شاه، دستگیر، شرکت در تظاهرات

ژان‌آوانس ازمرلی، پطرس، طراح مجلات کیهان،‌ تحریک برای شرکت در تظاهرات

ژرژ آطوریان، سورن، کارگر کارخانه، ‌دادن شعار مخالف

سعید مالکی، بابا، کفاش، تحریک برای شرکت در تظاهرات

سلحشور ایزدی، بیکار، تهران، شرکت در تظاهرات و ادارة دستة شاهپوری

سیدآقا خلخالی، سیدمحمد، امام جماعت

سیدآقانجفی شهرستانی، سیدمحمد، امام جماعت

سیداحمد حسینی، واعظ، همدان، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیداحمد شهرستانی، سیدعلی‌اصغر، مدرس و پیشنماز

سیداحمد صفایی، سیدمرتضی، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیداحمد طباطبایی، سیدعباس، زارع، حمله به پاسگاه ورامین با اسلحة سرد

سیداحمد گوهری، سیدحسن، پیشنماز، تحریک به بستن مغازه‌ها

سیداسدالله مجد، سیدعلی، قزوین

سیداسماعیل میرسلامی، سیدحسین، قزوین

سیداسماعیل میرموسی، سیدحسین، کوره‌پز، شرکت در تظاهرات دانشگاه

سیدباقر طباطبایی قمی، حاج حسین، امام جماعت و محصل

سیدجلال سادات کاشانی، سیدعلی، قناد، تحریک به بستن مغازه و حمله

سیدحسن طباطبایی قمی، حاج‌آقا حسین، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیدحسین سرمالک، سیدمحمود، طواف، شرکت در تظاهرات

سیدحسین (یا سیدمحمد) موسوی‌نسب، سیدعلی، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیدرضا مصطفوی تفرشی، سیدعلی‌اکبر، امام جماعت

سیدصدرالدین جزایری موسوی، سیدحسین، امام جماعت

سیدضیاءالدین استرآبادی، سیدمحمد، مدرس امام جماعت

سیدعباس حسینی، سیدمحمد، کارگر آسفالت، تحریک برای شرکت در تظاهرات

سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد، سیدحسن، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیدعلی بلاغی، سیدعبدالحجت، شاگرد آهن‌فروش، تظاهرات خیابانی

سیدعلی حسنی، سیدکاظم، دفتردار

سیدعلی رضوی، عبدالحسین، دکتر، تحریک کسبه

سیدعلی‌اصغر اعتمادزاده، علی‌اصغر، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیدعلیقلی جلالی تهرانی، سیدمحسن، امام جماعت

سیدغلامحسین شیرازی، واعظ، تهران، حمله به دستگاه حاکمه و تجلیل از خمینی

سیدغلامعلی صیاف‌زاده، محمدعلی، گلگیرساز، دادن شعار مخالف

سیدقاسم شجاعی، شجاع، واعظ، تهران، حمله به دولت و دستگاه حاکمه و تجلیل از خمینی

سیدکریم حجتی، سیدحسین،‌ دست‌فروش لباس، تظاهرات خیابانی

سیدکمال حسینی، سیدمصطفی، بقال، شرکت در تظاهرات

سیدمحسن کماری‌زاده، سیدمهدی، دلال قماش

سیدمحمد حائری، هدایت‌الله، امام جماعت

سیدمحمد طباطبایی،‌ سیدحسن، زارع، حمله به پاسگاه ورامین با اسلحة سرد

سیدمحمدمرتضی مرتضوی، سیدحسن، واعظ موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیدمحمدمرتضی مرتضوی، سیدحسن، واعظ موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیدمحمدتقی واحد، سیدمحمدرضا، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیدمحمدحسین علوی طباطبایی، ابوالقاسم، امام جماعت

سیدمحمدصادق شریعتمداری، سیدحسن، امام جماعت

سیدمحمدعلی سبط‌الشیخ، سیدمحمدنبی، امام جماعت

سیدمرتضی صالحی، سیدجمال، واعظ، موقت شهربانی، تهران، شرکت در تظاهرات و اخلال نظم عمومی

سیدمصطفی قمی‌طباطبایی، سیدجواد، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

سیدموسی سبط‌الشیخ، سیدمحمدنبی، کتابت

سیدمهدی کماری، سیدمحمد، امام جماعت

سیدناصر ابطحی، سیدجلال، امام جماعت و محصل

سیدهادی تقی‌زاده‌گیوی، یونس، نقاش

سیدهادی خسروشاهی، سیدباقر، امام جماعت

سیدهادی طباطبایی (آیت‌اللهی)، سیدمهدی، امام جماعت

سیدهاشم موسوی، بیوک، کارگر کارخانة شاه‌پسند

سیدیوسف حسینی، سیدیعقوب، دالان‌دار بارفروش

شعبان خدابخشی، یدالله، شاگرد کله‌پز، تظاهرات خیابانی

شکرالله مداح، محمد، کارگر

صفر فرج‌الله‌نژاد،‌ فرج‌الله، اتوشویی

صفرعلی کاظمی، علی‌احمد، بنّا

عابدین بیلچی، ‌‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

عباس بیهقی، محمدحسین، باربر

عباس پورچی، محمدعلی، زارع، حمله به پاسگاه ورامین با اسلحة سرد

عباس چشم‌آغیل،‌ قدرت‌الله، شاگرد چای‌خانه، تحریک برای شرکت در تظاهرات

عباس عباسی، غلامحسین، متصدی بنگاه معاملات ملکی، شرکت در تظاهرات دانشگاه

عباس عسگری، تهران، غارت کتابخانة پارک‌شهر و اقدام به فروش کتب آن

عباس مجیدی، محمدعلی، سفیدگر

عباس میرزاصالح،‌ علی، کارگر خیاط،‌ تحریک برای شرکت در تظاهرات

عباس نجاتی، حسین، سردفتر محضر

عباسعلی اسلامی، حسین، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

عبدالامیر شهرستانی، آقانجفی، کارمند شرکت پلان

عبدالحسین طریقی، محمدحسین، مصالح‌فروش، تحریک به بستن مغازه‌ها

عبدالحسین فلسفی، محمدتقی، واعظ، تهران، مسجد حاج ابوالفتح، گرفتن رأی جهت مخالفت با لوایح ششگانه و جراید

عبدالرحیم حاجی‌کنی، حاج شیخ آقا بزرگ، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

عبدالعلی حاجی‌کنی، حاج شیخ آقا بزرگ، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

عبدالکریم امیری، حسین، دیپلمة بی‌کار،‌ شرکت در تظاهرات و اهانت به مأمورین

عبدالنبی حاجی‌کنی، حاج شیخ آقا بزرگ، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

عبدالله صادق شهران، میدانی، تهران، شرکت در تظاهرات

عبدالله صریحی، حسن، خیاط، تحریک کسبه

عزت‌الدین حسینی، واعظ، زنجان، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

عزت‌الله افتخاری، حسن، دانشجوی دانشسرای عالی، ‌تحریک دانشجویان

عزیزالله سیف‌اللهی، عباس، محصل، تحریک برای شرکت در تظاهرات

عسگر کفیلی، عبدالعلی، خیاط، شرکت در تظاهرات

عقیلی، مشاور راه‌آهن، تهران، منزل بهبهانی، مترجم دو نفر آمریکایی که به منزل بهبهانی جهت اخذ اطلاعات رفته بودند.

علی (ناخوانا)، حسن، شاگرد قصاب، تحریک به بستن مغازه‌ها

علی احمدی، محمد، نجار،‌ شرکت در تظاهرات

علی بورقانی، نجف، شاگرد قصاب،‌ شرکت در تظاهرات دانشگاه

علی حسین، اله‌شکور، کارگر سازمان آب، گلاویز شدن با مأمور

علی حسینی، بهلول، خیاط، تحریک کسبه

علی حسینی، رسول، زندان موقت شهربانی، ‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

علی حکیم‌زاده، قم، حمل اعلامیة شریعتمداری

علی ریسمانی، اسدالله، کارمند القانیان

علی صادقی اردستانی، علی‌اکبر، بزاز، شرکت در تظاهرات

علی عدل‌پرور، محمد، ماشین‌دار، تحریک در بازار

علی علی‌محمدی، حسین، نجار، زندان موقت شهربانی، ‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

علی غلامی، محمود، کله‌پز، تحریک برای شرکت در تظاهرات

علی گمجانی، علی‌اکبر، بافنده، تظاهرات خیابانی

علی محدث‌زاده، عباس، واعظ و محصل

علی‌اصغر کنی، علی‌اکبر، رانندة تاکسی، تحریک به تظاهرات

علی‌اصغر میرموسی، سیداسماعیل، کوره‌پز، شرکت در تظاهرات دانشگاه

علی‌اکبر الفت‌نیا، حسینعلی، پیراهن‌دوز، ‌شرکت در تظاهرات

علی‌اکبر الویری، ابوالقیس، گوسفندفروش، تحریک به بستن مغازه و حمله

علی‌اکبر حسین‌زاده، حاج‌علی، سرایدار، شرکت در تظاهرات

علی‌اکبر دلدادی، حاجی‌بابا، کارگر کارخانه، شرکت در تظاهرات

علی‌اکبر ساسانی‌خواه، واعظ، کلانتری، خیابان غیاثی، تهران، بازداشت

علی‌اکبر محمدزاده مطلق، ایمان، دلالی، تردد در منطقه در ساعت ممنوعه

علی‌اکبر نعمت‌اللهی، یدالله، نجار، اهانت به سربازان فرمانداری نظامی

علی‌اکبر تکه، آقایی، واعظ، زندان موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

علینقی شریعت‌ناصری (مشهور به روح)، روح‌الله، کارمند سابق شهرداری، تحریک برای شرکت در تظاهرات

عماد ازغندی، ابراهیم، کارمند شهرداری، دعوت مردم به تظاهرات

غلام ترک، ابراهیم، دندان‌ساز، تحریک کسبه

غلامحسین امینی (غنچه)، حاجی رضا، قزوین

غلامحسین پیش‌قدم،‌ عزیز، بافنده، تظاهرات خیابانی

غلامحسین جعفری همدانی، محمدتقی، امام جماعت

غلامحسین جوهرفرد، ــ ، تهران، میدان ارک، شرکت در تظاهرات

غلامحسین ربیعی، علی، بستنی‌فروش، شرکت در تظاهرات علیه دولت

غلامحسین فولادی، یوسف، قزوین

غلامرضا قائمی، تهران، میدان ارک، شرکت در تظاهرات

غلامرضا گچکار، تهران جلوی درِ باسکول، شرکت در تظاهرات

غلامرضا محمدخانی، علی، شیخ و کاتب، زندان موقت شهربانی، ‌‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

غلامعلی پروین، حاجی، کشاورز، تظاهرات

غلامعلی سبحانی، امیر، وکیل دادگستری، ‌دادن شعار مخالف

غلامعلی عباسیان، حبیب‌الله، کارگر گرمابه، تحریک برای شرکت در تظاهرات

غلامعلی وفاداری، حسین، مبل‌ساز، تحریک برای شرکت در تظاهرات

فتح‌الله رئیسی، قم، حمل اسلحة سرد، حمل اعلامیة کمک به ساختمان مدرسة فیضیه

فرج‌الله واعظی، عبدالباقی، واعظ، تهران، موقت شهربانی، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

فضل‌الله سبزواری، عسگر،‌ کارگر ساختمان،‌ تظاهرات

فلسفی، فرهنگی، تهران، مسجد شاه، دستگیر، شرکت در تظاهرات

فیروز ملک‌زاده، ابراهیم، محصل، شرکت در تظاهرات و اهانت به مأمورین

قاسم ارمغان، اکبر، قزوین

قاسم طباخ، رضا، قزوین

قاسم گلزاری، علی‌اکبر،‌ محصل، تحریک برای شرکت در تظاهرات

قدیر حبیبی، جلیل، کارگر کارخانه‌، شرکت در تظاهرات

قربان رضایی، ولی، کارگر کارخانه، شرکت در تظاهرات

کامران علیزاده علوی، ‌ابراهیم، محصل، شرکت در تظاهرات و اهانت به مأمورین

کمال سجادیان، جواد، بافنده، تحریک برای شرکت در تظاهرات

کمال علوی، نورالدین، محصل، تظاهرات خیابانی

محرمعلی حیدری، محمدمیرزا، کارگر کارخانة چیت‌سازی، تحریک برای شرکت در تظاهرات

محسن اکبر، حسین، کارگر کارخانه، شرکت در تظاهرات

محسن سیدطاهر، سیدمرتضی، شاگرد بزاز، تظاهرات خیابانی

محسن محدث‌زاده، عباس، پیشنماز و محصل

محمد اللهیارخانی، ابراهیم، ‌تراشکار، تحریک برای شرکت در تظاهرات

محمد تقدسی، محمدتقی، دست‌فروش،‌ تظاهرات خیابانی

محمد جمشیدی، غلامرضا، باربر، تظاهرات خیابانی

محمد جهانگیری، قم، جرح و ضرب یکی از اهالی شاهدوست قم

محمد شایان، احمد، محصل، تحریک برای شرکت در تظاهرات

محمد عسگری، تهران، خیابان سیروس، غارت کتابخانة پارک‌شهر و اقدام به فروش کتب آن

محمد نصرت‌زاده، ‌قربانعلی، تحریک کسبه

محمدباقر ابراهیمی، اسماعیل، مکانیک،‌ تحریک کسبه

محمدباقر جسوری، زین‌العابدین، بی‌‌کار، تحریک کسبه

محمدتقی بقایی، محمدحسین، بقال، شرکت در تظاهرات

محمدتقی فلسفی، محمدرضا، واعظ، موقت شهربانی، تهران، حمله به دولت و دستگاه حاکمه و تجلیل از خمینی

محمدحسن اربابی، قم، حمل اعلامیة کمک به ساختمان مدرسة فیضیة قم

محمدرضا اراک، جلال، دانشجوی تسلیحات، شرکت در تظاهرات

محمدرضا حاتمی، عبدالعلی، فروشندة ورشوجات، تحریک برای شرکت در تظاهرات

محمدرضا محمدی، قدرت‌الله، بقال، تردد در منطقه در ساعت ممنوعه

محمدشیر محمدی، طاهری، محمدناصر، عطار، بستن دکان و تحریک مردم

محمدعلی پوری، ابراهیم، زارع، حمله به پاسگاه ورامین با اسلحة سرد

محمدعلی پیله‌فروش‌ها، ابوالقاسم، ‌قزوین

محمدعلی جردانی، محمدحسین، باربر، زندان موقت شهربانی، ‌بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

محمدعلی فیروزآبادی، نصرالله، محصل، تحریک کسبه

محمدمهدی چرختاب، محمدحسن، ماشین‌دار، شرکت در تظاهرات و اهانت به مأمورین

محمدهاشم دستغیب، سیدعبدالحسین، عشرت‌آباد، شیراز

محمود اخلاقی، محمد، کارمند شرکت دیالکو،‌ شرکت در تظاهرات

محمود روغنی، علی، طواف، تحریک به بستن مغازه و حمله

محمود شاعری، حسین، قزوین

محمود مقدم‌فرد، محمدحسین، دوچرخه‌ساز، تحریک به بستن مغازه و حمله

محمود یوسفی، علی‌اصغر، پرستار بیمارستان فیروزآبادی،‌ شرکت در تظاهرات

مرتضی طاهری، سیدرضا، واعظ، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

مرتضی کریمی، عین‌الله، راننده، غارت اثاثیة کاخ گلستان

مرتضی مطهری، محمدحسین، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)[62]

مرتضی نوری، شیرخان، کارگر سراجی، شرکت در تظاهرات

مصطفی ریاحی، محمد، دانشجوی پزشکی، تحریک به تظاهرات

مهدی کردستانی، ــ، قم، حمل اعلامیة کمک به ساختمان مدرسة فیضیة قم

مصطفی مسجدجامعی، محمود، امام جماعت

مهدی باقری، سیف‌الله، کارگر چیت‌سازی، شرکت در تظاهرات

مهدی باقری، حاج اسدالله، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

مهدی جاودانی، سیداحمد، دوبلاژ فیلم، شرکت  در تظاهرات

مهدی حائری تهرانی، عباس، امام جماعت

مهدی درویشی، علی‌اکبر، جوشکار، اهانت به سربازان فرماندار نظامی

مهدی کردستانی، قم، حمل اعلامیة کمک به ساختمان مدرسة فیضیة قم

میرزایوسف ایروانی، میرزاعلی، امام جماعت

نادر عابدی، غلامعلی، زارع، حمله به پاسگاه ورامین با اسلحة سرد

ناصر صدری، سیدمحسن، محصل علوم دینی، تحریک به بستن مغازه و حمله

ناصر مکارم شیرازی، علی‌اکبر، واعظ، موقت شهربانی، تهران، بازداشت (اقدام بر ضد امنیت داخلی کشور)

نعمت‌الله عمرانی، قم، حمل اعلامیة خمینی ـ میلانی[63]

نورالدین خلخالی، سیدآقا، منشی دفترخانة 221 دروازه شمیران

هوشنگ یزدان‌پناه، اصغر، محصل،‌ تحریک برای شرکت در تظاهرات

یحیی غفوریان، محمدحسین، قالیباف، تحریک به تظاهرات

یوسف آزاد، علی، دلال‌ فرش، تحریک برای شرکت در تظاهرات

یوسف شاهدوست، نیازعلی، بیکار، شرکت در تظاهرات

یوسف طاهری، محمدصادق، مهندس، تحریک برای شرکت در تظاهرات

یوسف قهرمانی، رسول، دلال، تحریک کسبه

یوسف هندی‌نسب، امیر، زارع، حمله به پاسگاه ورامین با اسلحة سرد[64]

± بستری شدگان در تهران

جمع زیادی از تظاهرکنندگانی که در درگیری‌های امروز مورد ضرب و شتم قرار گرفته، زخمی شده‌اند، به بیمارستان شهرداری، واقع در خیابان مولوی انتقال یافتند و در آن‌جا بستری شدند.[65] بنا بر اخبار و گزارش‌های به دست آمده، آمار مجروحینی که تا ساعت 19 در بیمارستان‌های تهران بستری شده‌اند، به شرح زیر است:

1ـ بیمارستان نجمیه، دو نفر که پانسمان و مرخص شده‌اند.

2ـ بیمارستان شماره 5 بیمه، پنج نفر

3ـ بیمارستان پانصد تختخوابی، یازده نفر

4ـ بیمارستان شفا، 29 نفر

5ـ بیمارستان سینا، 49 نفر که سه نفرشان فوت کرده است.[66]

± اعلامیة‌ آیت‌الله مرعشی نجفی

آیت‌الله سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی با صدور اعلامیه‌ای اقدام دستگاه جبار را که در بازداشت آیت‌الله خمینی از تاریکی شب استفاده کرده، محکوم نمود. از پیام وی تعداد اندکی چاپ و در میان طلاب توزیع گردید.[67] متن پیام به شرح زیر است: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون. مردم مسلمان غیور و باشهامت ایران و جهان! بدانید که یکی از آیات عظام و مجاهدین بزرگ عالم اسلامی را دستگاه جبار از تاریکی شب استفاده کرده و ایشان را از خانة خود غفلتاً بیرون [کرده] و به جای نامعلومی برده است. وخامت و بی‌شرمی و جسارت دولت به جایی رسیده که به مراجع وقت حمله می‌کند.

خدا گواه است که با این وضع دلخراش، زندگی در این مملکت برای ما گوارا نخواهد بود. ملت شرافتمند! مبادا از حرارت شماها کاسته شود. مبادا از پشتیبانی مراجع عظام دریغی داشته باشید. ما بدین وسیله «هل من ناصر ینصرنا» گفته و تا آخرین لحظه، استقامت خواهیم ورزید. خون ما رنگین‌تر از خون برادرمان، حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی نیست و مادامی که ایشان را صحیح و سالم به دست ما ندهند، دست از اقدام برنمی‌داریم و تا آخرین قطرة خون خود از حریم اسلام و قرآن دفاع خواهیم کرد و چنانچه در صحن مطهر حضرت معصومه(ع) مأمن مسلمین، به عموم ملت و طبقات مختلفه عرض کردم که اگر یک مو از سر عزیزان کم شود، دست به اقدامات دامنه‌داری زده و ان‌شاءالله تعالی نخواهیم گذاشت مویی از سرشان کم شود.

حقیر و عموم علمای اعلام و قاطبة مسلمین جهان در تعقیب این موضوع جداً اقدام خواهیم کرد. انا لله و انا الیه راجعون».[68]

± بسته شدن درهای مدرسة فیضیه

در لحظات پایانی مراسم ظهر امروز در حرم مطهر حضرت معصومه، اعلام شده بود که اگر دولت به خواستة مردم در آزادسازی آیت‌الله خمینی توجهی ننماید، جمعیت در ساعت 5 بعدازظهر بار دیگر در صحن مطهر و مدرسة فیضیه تجمع و اعتراض خود را مجدداً اعلام کنند. مردم با دیدن درهای بسته و حضور مأموران انتظامی در ورودی‌ها و اطراف مدرسة فیضیه، امکان تجمع دوباره در آن‌جا را پیدا نکردند و از اجتماع بازماندند.[69]

± فعالان تظاهرات قم

در میان فعالان تظاهراتی که با اعلام خبر دستگیری آیت‌الله خمینی در قم به راه افتاد، اسامی عده‌ای به چشم می‌خورد که نشان از پیشه و اشتهار آن‌ها بدان شغل دارد. این افراد که نامشان در ذهن برخی از اهالی قم مانده است، اهالی محلة پایین‌شهر را جمع‌آوری و با خود همراه کردند و آن‌ها را به خیابان‌ها ریخته، دامنة تظاهرات را وسعت دادند. حاجی سیدعلی چاوشی، سیدمهدی چاوشی، سیداحمدچاوشی، حاجی سیدزین‌العابدین چاوشی و حاجی آقاحسین چاوشی از جملة آن‌ها هستند که اشتهارشان به چاوشی، حاکی از پیشه و حرفة خانوادگی ایشان است. آنان با دادن شعارهای «یا مرگ یا خمینی» جمعیتی را که از محلة پایین‌شهر همراه خود کرده‌ بودند، به سمت صحن مطهر حضرت معصومه به حرکت درآوردند. گروهی از زنان را هم به دنبال خود داشتند که این امر بر گسترة حضورشان در سطح خیابان‌های اطراف حرم، می‌افزود. عده‌ای از همین زنان، قمه، قدّاره، شمشیر و چوب‌دستی زیر چادر پنهان کرده بودند. افزون بر این، کیسه‌هایی نیز پر از قمه و قداره در بین مردان بود و قصد آن داشتند در صورت وقوع درگیری، از آن‌ها استفاده کنند. این گروه از تظاهرکنندگان وقتی که از جلوی کلانتری بخش 2 عبور کردند، وسایل مزبور را از کیسه‌ها درآوردند و بین مردان تقسیم کردند. آنگاه از خیابان‌های آذر و آستانه گذشتند و وارد صحن شدند.[70]

± نیروهای مسلح کمکی در قم

حدود ساعت 10 پیش از ظهر، نیروهای مسلح برای تقویت نفرات شهربانی وارد قم شدند. با ورود آن‌ها، شکل درگیری‌ها نیز تغییر یافت و به جای باتوم و گاز اشک‌آور، از اسلحه و فشنگ استفاده شد. تیراندازی در برخی از نقاط شهر که شورش مردمی، شدت و وسعت بیشتری داشت به حدی بود که انتقال زخمی‌ها و کشته‌شدگان ممکن نبود. این وضعیت در قم تا حدود ساعت 5 بعدازظهر ادامه داشت. حتی چند تن از روحانیون از جمله آقامصطفی خمینی در داخل حرم مانده، اجازة خروج از آن‌جا را پیدا نکرد.[71]

±اعلامیة آیات عظام درباره آیت‌الله خمینی

در پی دستگیری آیت‌الله خمینی، آیات عظام سیدکاظم شریعتمداری،‌ سیدمحمدرضا گلپایگانی و سیدحسن طباطبائی گرد هم آمدند و برای اتخاذ تصمیم مقتضی به گفت‌وگو نشستند. آنان پس از مذاکراتی، اعلامیه‌ای را صادر کرده به غیر از خبازخانه‌ها و داروخانه‌ها، از دیگر اصناف خواستند دست از کار بشویند. همچنین اقشار عمومی جامعة قم را توصیه کردند که به خانه‌های خود بازگردند و بیرون نیایند.[72]

± تظاهرات گسترده امروز تهران

حسین فردوست (قائم‌مقام کل ساواک) رأس ساعت 7:30 به ادارة مرکزی ساواک رفت. او هنگام ورود به اتاقش، سرتیپ مصطفی امجدی (مدیرکل سوم ساواک) را دید که انتظار او را می‌کشد. وقتی از او دربارة اخبار مهم و علت انتظارش را پرسید، تازه دریافت که در سطح تهران تظاهرات عظیمی در حال شکل‌گیری است. امجدی تعداد شرکت کنندگان در تظاهرات امروز را در حدود 30 الی 35 هزار نفر برآورد کرده، افزود که دسته‌جات کوچک پانصد نفری هم در گوشه‌وکنار شهر مشغول انجام راهپیمایی هستند. اخباری که وی در اختیار قائم‌مقام کل ساواک گذاشت، موجب شگفت‌زدگی او گردید.[73]

± کفن‌پوشان پیشوا و ورامین در راه تهران

همچون سال‌های قبل، امروز نیز مراسم ویژة تعزیه‌خوانی موسوم به بنی‌اسد در پیشوای ورامین برپا شد. این مراسم که در صحن حضرت امام‌زاده جعفر برگزار می‌گردد، با استقبال انبوهی از دوستداران اهل بیت(ع) مواجه شد. مردم برای شرکت در این مراسم از شهرها و روستاهای دور و نزدیک به پیشوا آمده، در یادآوری مصیبت‌های سید‌الشهدا به سوگ نشستند. هنوز دقایقی از آغاز مراسم نگذشته بود که خبر دستگیری آیت‌الله خمینی و اعتراضات و درگیری‌های مردم تهران و قم به پیشوا رسید. چند تن از دست‌اندرکاران مراسم تصمیم گرفتند که از طریق یکی از مداحان، موضوع را به اطلاع مردم برساند. وقتی هیئت‌های عزادار وارد صحن امام‌زاده شدند، مداح نوحة زیر را سر داد: «حسین فی یوم العاشورا/ فرمود هل من ناصرا؛ دادند جواب این ندا/ در فیضیه قالوا بلی». بعد از وی حاج حسن مقدس، از پیشکسوتان مداح پیشوا، هنگام ورود جنازه‌های نمادین کربلا به صحنة تعزیه‌خوانی بالای منبر ایوان صحن امام‌زاده با صدای بلند گفت: «ای مردم عزای ما امروز دو تا شد؛ یکی عزای سوم شهادت امام حسین(ع) و دیگری این‌که دیشب در قم حضرت آیت‌الله خمینی را دستگیر کردند و به تهران بردند. مردم خاک بر سرمان شد».[74] به دنبال سخنان هیجان‌انگیز وی، شعارهای «خمینی خمینی خدا نگهدار تو/ بمیرد دشمن خون‌خوار تو» از میان جمعیت عزادار به هوا برخاست. مراسم تا ساعت 2 بعدازظهر طول کشید. آنگاه جمعی از مردم پیشوا تصمیم گرفتند که رو به تهران نهاده، در تظاهرات تهرانی‌ها سهیم باشند. ساعتی بعد جمعیتی که با شنیدن خبر دستگیری آیت‌الله خمینی در مسجد خاتم‌الانبیای ورامین گرد هم آمده، به منظور نشان دادن واکنش مناسب مشغول مذاکره بودند که خبردار شدند گروهی از مردم پیشوا در راه تهران هستند. آنان نیز بی‌درنگ به استقبال آنان شتافته، به صفوف اهالی پیشوا پیوستند.[75] در این میان برخی از اهالی دهات اطراف ورامین، از جمله روستای محمدآباد عرب‌ها، با هر وسیله‌ای که در اختیار داشتند به محل سکونت خود بازگشتند تا موضوع حرکت به تهران را به اطلاع هم‌ولایتی‌هایشان برساند. مردم بلافاصله در مسجدصاحب‌الزمان روستا گردهم آمدند و پس از مذاکراتی، عده‌ای از اهالی را برای همراهی مردم پیشوا و ورامین در پیوستن به مردم تهران روانه کنند. آنان به هر طریق ممکن، خود را به گروهی رساندند که در راه تهران بودند. این گروه از راهیان ورامینی و پیشوا، مرکب از اقشار مختلف اجتماعی بود که در میانشان، روحانی، معلم، ‌دانش‌آموز، کشاورز، پیشه‌ور و دیگر طبقات جامعه حضور داشتند.[76]

مدتی بعد مردم به ابتدای جادة قلعه سین (میدان رازی) رسیدند. در این مکان حجت‌الاسلام ابوالقاسم محی‌الدین مردم را برای سخنرانی دور خود جمع کرد. وی در حالی که شیخ فتح‌الله صانعی را هم در کنار خود داشت، در سخنان کوتاهی، پس از حمد و ثنا گفت: «ای مردم! این راهی که می‌رویم کشته ‌شدن دارد، اسارت و گرفتاری دارد. هر کسی آمادگی ندارد، می‌تواند برگردد. ولی این بندة پیرغلام آماده‌ام که جهت اعتراض نسبت به حکومت تا تهران همراه شما باشم و خودم را آماده کرده‌ام».[77] به دنبال سخنان وی، عده‌ای کفن آماده کرده، کفن‌پوش در پیشانی جمعیت به راه خود ادامه دادند.[78] آن‌ها در بین راه شعار و نوحه هم می‌خواندند. تا این‌که از ورامین عبور کرده، به باقر‌آباد رسیدند. دقایقی بعد نزدیک پل باقرآباد، نیروهای انتظامی مستقر روی پل استقرار آن‌ها را از ادامه مسیر بازداشتند. آنان بی‌توجه به مأموران، راه خود را پی گرفتند. از آن‌سوی، سرهنگ حسین بهزادی، معاون ستاد ژاندارمری کل که فرماندهی نیروهای اعزامی را بر عهده داشت، به آنان اخطار کرد که برگردند. جوانی به نام سیدمرتضی طباطبایی از اهالی پیشوا، چند گامی جلوتر رفت و با سرهنگ بهزادی به گفت‌وگو پرداخت؛ هر دو طرف اصرار داشتند که گفتة خود را به مرحلة اجرا گذارند. سرانجام فرمانده قوا اخطار کرد که اگر به خانه‌های خود بازنگردید، فرمان آتش خواهد داد. طباطبایی اخطار او را با درشتی پاسخ داد: «شما مرغابی را از آب می‌ترسانید. ما از کشته شدن نمی‌ترسیم. ما این همه راه را به دستور شما نیامده‌ایم که با دستور شما برگردیم. راه را باز کنید تا مردم بروند و آقای خمینی را از زندان شاه نجات بدهند».[79] بگومگوهای او با سرهنگ بهزادی مدتی ادامه یافت. آنگاه یک دستگاه خودرو جلو آمد و چند تیر هوایی از داخل آن شلیک شد. مردم پنداشتند این تیرها پنبه‌ای‌ است و پیش رفتند[80] که ناگهان تیری از سوی سربازان شلیک شد و ابتدا سیدمرتضی طباطبایی را از پا انداخت. بعد هم فرد دیگری به نام عزت رجبی جلو رفت که او نیز با شلیک تیری جان داد.[81] با این وضعیت، هر کدام از آن‌ها به سویی گریختند؛ عده‌ای در چاهی پناه گرفتند و عده‌ای دیگر خود را به درون رودخانه انداختند. گروهی هم چاره را در این دیدند که از محل دور شوند و به خانه‌هایشان بازگردند. با وجود این، رگبار گلوله‌ها تعدادی از جمعیتی را که در تصمیم خود پابرجا بودند، به خونشان آغشته ساخت.[82]

± کشته‌شدگان پیشوا و ورامین

از تعداد کشته‌ها‌ و زخمی‌شدگان اهالی پیشوا و ورامین در جریان حملة قوای نظامی که در حوالی پل باقرآباد روی داد، آگاهی درستی در دست نیست. برخی تعداد آن‌ها را 47 یا 48 نفر می‌دانند که به نظر می‌رسد ده نفرشان جزو کشته شده‌ها باشند. با وجود این، ساواک اطلاعات نُه تن از آنان را با ذکر محل سکونتشان به دست آورده است:

آقاکوچک محمد‌آبادی،‌ ساکن محمدآباد عرب

ابراهیم جعفری،‌ ساکن محمدآباد عرب و از افراد سپاه دانش

اکبر ملک‌آبادی، ساکن پیشوا

حسن تاجیک، ساکن محمدآباد عرب

حسین اردستانی،‌ ساکن ورامین

عابدین بیلچی، ساکن ورامین

غلام‌ رضایی، ساکن ورامین

محمد جعفری، ساکن ورامین

محمد حیدری، ساکن ورامین[83]

± تعقیب تظاهرکنندگان پیشوا و ورامین

آن دسته از اهالی پیشوای ورامین که در تظاهرات امروز فعالیتی چشمگیر از خود نشان داده، در تحریک و تهییج مردم برای اعلام حمایت از آیت‌الله خمینی نقشی مؤثر ایفا کرده‌اند، تا پاسی از شب هماره تحت تعقیب مأموران دولت قرار داشتند. برخی از آنان در حالی که رنجور بودند، با پایی تاول‌زده خود را به منزل رساندند که در این هنگام دریافتند ژاندارمری ورامین به دنبال آن‌ها بوده، به احتمال زیاد مأمورانی را حتی نیمه‌شب برای دستگیری‌ به محل سکونت‌شان اعزام خواهد کرد. از این‌رو چاره را در آن دیدند که به قرای اطراف پیشوا رفته، شب را نزد خویشاوندان و اقوام خود سپری کردند.[84]

± بازداشت آیت‌الله قمی در مشهد         

از 8 صبح امروز به مدت یک ساعت در منزل آیت‌الله سیدحسن طباطبایی قمی به مناسبت سومین روز شهادت امام حسین(ع) مجلس سوگواری برپاشد. سپس آیت‌الله بالای منبر رفته،‌ ضمن سخنرانی، مسائل روز را پیش کشید و گفت: «سیاسیون در قوانین غش می‌کنند. آن‌ها زارعین بی‌سواد را با عمل مغشوش خود گول زدند. زارع بیچاره تصور می‌نمود وقتی برگه را به صندوق بیندازد، از گوشة دیگر صندوق سند مالکیت خواهد گرفت. اگر روزی انتخابات مجلس شروع شود، افراد گول‌‌خورده رأی نخواهند داد». پس از آیت‌الله قمی، حجت‌الاسلام شیخ عباس واعظ طبسی به سخنرانی ایستاده، موضوع دخالت و ورود فرقه‌هایی مانند یهودیان در دستگاه‌های دولتی و قضایی را مورد توجه قرار داد و آن را موجب فراموشی قوانین الهی دانست. بعد از اتمام مراسم، آیت‌الله قمی عازم مسجد گوهرشاد شد و در حالی که عدة زیادی از تجار و اهالی مشهد، پشت‌ سر او بودند، نماز ظهر را به جماعت برپا کرد. در این زمان شهر به کنترل مأموران انتظامی درآمده، بازار مشهد نیز به تعطیلی کشیده شده بود. اندکی بعد دو گروه از سربازان شهربانی استان هم وارد شهر شدند. دستة اول به فرماندهی سروان قوام و با معاونت ستوان یکم حیدری و گروهی دیگر به سرپرستی سروان شجاعی و معاونت ستوان یکم برهانیان. این افراد مأموریت داشتند که آیت‌الله قمی را دستگیر و به تهران اعزام کنند. افراد نظامی در کناره‌های مسجد گوهرشاد به انتظار ایستاده بودند تا پس از خروج آیت‌الله از مسجد، از بیرون آمدن مابقی جمعیت جلوگیری کنند. آیت‌الله قمی به همراه افراد معدودی، از طریق بازار به سمت منزل به راه افتادند. اما هنگامی که به سه‌راهی حمام شاه رسید، به وسیلة گروهی از مأموران که قبلاً ‌در آن‌جا ایستاده بودند، دستگیر و سوار خودرو شد. کسانی که با وی بودند، شروع کردند به داد و فریاد که «آی مردم نگذارید آقا را ببرند». اما آیت‌الله قمی از داخل ماشین با دست به ایشان اشاره نمود که کاری نکنند. با وجود این، با هجوم مأموران و تیراندازی هوایی، همراه آیت‌الله متفرق شدند و در کوچه‌های آن حوالی پناه گرفتند. در سوی دیگر، منزل آیت‌الله قمی هم به محاصرة قوای شهربانی درآمده، برخی از اهالی هم مشاهده کردند که در و دیوار محل سکونت وی به گلوله بسته شد و موجبات ترس و ناراحتی اهل خانه فراهم آمد. همچنین دو نفر از همراهان وی به اسامی محمد علی‌زاده و موسی صرافان بازداشت شدند. به هر روی آیت‌الله طباطبایی قمی با آمبولانس ارتش به فرودگاه شماره یک ارتش اعزام و تحویل مأمور ویژه گردید که به تهران فرستاده شود. اما نقص فنی هواپیمایی که قرار بود وی را به تهران ببرد، باعث شد چنین مأموریتی بر عهدة همان آمبولانس ارتش محول گردد.[85]

± ادامة ناآرامی‌ها در شیراز

به دنبال انتشار اخبار رادیو در مورد دستگیری آیت‌الله خمینی، چند تن از علما و روحانیون شیرازی که در میان آنان سید عبدالحسین دستغیب و شیخ بهاءالدین محلاتی مشهورند، به میان مردم آمده، برای اعلام اعتراض به چنین اقدام دولت، دست به تظاهرات زدند. آنان مردم را در مساجد بزرگ شهر دور هم گرد آوردند و همگان را برای اعتراض و اعلام پشتیبانی از آیت‌الله خمینی دعوت کردند. از مغازه‌داران خواستند که دست از کسب و کار بکشند. از جمله تجمعات پردامنه‌دار آنان در مسجد نو شکل گرفت که آزادی آیت‌الله را خواستار شدند و اعلام کردند که تا آزادی ایشان، اعتصاب بازاریان و مغازه‌داران ادامه خواهد یافت. این اعتراضات و تجمعات تا ساعت 23 شب همچنان ادامه داشت. در این هنگام که علمای مزبور می‌خواستند به منازل خود بازگردند، هیئتی به منظور محافظت و جلوگیری از اقدامات احتمالی مأموران دولتی همراهشان به راه افتاده، تا منزل آن‌ها را مشایعت کردند.[86] گروهی از مردم همچنان در اطراف منازل آن‌ها شب را به پاسداری سپری کردند.

± خبر دستگیری آیت‌الله خمینی در رادیو          

رادیوی ایران نیز امروز در میان‌برنامه‌هایی، به صورت مکرر خبر دستگیری آیت‌الله خمینی را اعلام کرد. به گونه‌ای که در شهرهای کشور، مردم بدین طریق از بازداشت وی آگاه شدند.[87]

± خبر دستگیری آیت‌الله خمینی در بازار و محافل مذهبی

مأموران ساواک اذعان کردند که خبر مربوط به دستگیری آیت‌الله خمینی و سایر روحانیون سریعاً‌ در بازار و محافل مذهبی و میان سایر طبقات مردم منتشر شده، به دنبال آن، زمزمة ابراز عکس‌العمل و تعطیل شدن دکاکین شنیده شد. گزارش این گروه از مأموران ساواک حکایت از آن دارد که: «قریب به چهارصد نفر از عناصر وابسته به جمعیت نهضت آزادی و اعضای جبهة ملی بازار طبق قرار قبلی در مسجد سلطانی اجتماع کرده بودند که مأمورین انتظامی آنان را پراکنده ساختند. عدة مذکور به اتفاق سایرین در بازار و سایر خیابان‌های جنوبی و شرقی شهر و میدان بارفروش‌ها، کسبه و اصناف را به تعطیل کار و مغازه‌های خویش دعوت کردند و به تدریج گروه کثیری از بازاریان و متعصبین مذهبی در خیابان بوذرجمهری و حوالی بازار گرد آمدند».[88]

± بازتاب وقایع امروز در خبرگزاری رویترز

خبرگزاری رویترز در گزارش اختصاصی امشب خود، به حوادث امروز تهران و چند شهر مهم ایران پرداخته، ضمن اشاره به برقراری حکومت نظامی در تهران،‌ به نقل از منابع خبری افزود که دوران حکومت نظامی، موقتی خواهد بود. رویترز در بخشی از این گزارش سربازان دولتی را مورد توجه قرار داده گفت که این سربازان کلاهخود بر سر گذاشته، با سرنیزه‌های افراشته برای مقابله با تظاهرکنندگان به خیابان‌های عمدة تهران فرستاده شدند. تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها از دیگر موضوعاتی است که خبرگزاری رویترز بدان پرداخت و گفت که طبق گزارش رسمی، بیست نفر کشته و زخمی شده‌اند و تعدادی از ساختمان‌های دولتی نیز به وسیلة تظاهرکنندگان دچار حریق گردیده است. در ادامه از زبان اسدالله علم (نخست‌وزیر) اعلام کرد که کشته شدن هزار نفر در جریان تظاهرات امروز، دروغ و شایعه است. از نظر این خبرگزاری، زدوخوردهای خیابانی امروز تهران به لحاظ شدت و وسعت، در طول چند سال اخیر بی‌سابقه بوده است. در ادامه هم از مصاحبة مطبوعاتی سرلشکر پاکروان (رئیس ساواک) یادی به میان آورده، از زبان وی اعلام نمود که به نیروهای انتظامی دستور داده شده با به کار بردن شدیدترین اقدامات، هر نوع اغتشاش را سرکوب کنند و نظم و آرامش را برقرار سازند. همة روحانیانی که متهم به تحریک و آشوب‌گری می‌باشند، در دادگاه‌های نظامی محاکمه خواهند شد و به هیچ‌وجه گذشت و شفقتی نسبت به آن‌ها روا نخواهد گردید. به گفتة این خبرگزاری، پاکروان ضمن معرفی آیت‌الله خمینی به عنوان رهبر روحانی که به همراه بیست نفر از همکارانش در حال بازداشت به سر می‌برند، مدعی شد که: «آنان از خارج پول گرفته‌اند تا صرف برپا کردن اغتشاشات به نفع عناصر مرتجع نمایند». او تعداد تظاهرکنندگان را هم بیش از ده هزار نفر دانست که علیه اصلاحات ارضی و اعطای حقوق برابر به زنان ایرانی معترض‌اند.[89]

± سرلشکر اویسی مأمور قلع‌وقمع معترضین

به دنبال تظاهرات و درگیری‌های شدیدی که از ساعات اولیة امروز در تهران روی داد، ‌محمدرضا پهلوی در گفت‌وگویی تلفنی با پاکروان (رئیس ساواک)، بعد از اطلاع از جریان اوضاع تهران و شهرهای دیگر، دستور داد سرلشکر غلامعلی اویسی (فرمانده لشکر یک گارد) با حفظ سمت به معاونت فرمانداری نظامی تهران منصوب گردد. انتصاب وی، به پیشنهاد فرمانداری نظامی تهران صورت گرفته است. شاه در ادامه از پاکروان خواست که به منظور سرعت‌ بخشیدن در انجام مأموریت، به اویسی ابلاغ کند مستقیماً با وی در تماس باشد. اخبار رسیده از دربار حاکی از آن است که شاه وحشت‌زده است و هر ده دقیقه یک‌بار تلفنی با اویسی صحبت کرده، از اوضاع درگیری‌ها و تظاهرات تهران می‌پرسد.[90] گفته می‌شود که اویسی با پذیرش معاونت فرمانداری نظامی، مسئولیت قلع‌وقمع تظاهرکنندگان تهرانی را به عهده خواهد داشت.

± گفت‌وگوی تلفنی شاه با نخست‌وزیر

هنوز مدت زیادی از شروع تظاهرات خیابانی سپری نشده بود که محمدرضا پهلوی تلفنی از نخست‌وزیر جریان کار و برنامة او را در مقابله با اعتراضات جویا شد. اسدالله علم (نخست‌وزیر) نیز در پاسخ به پرس‌وجوی شاه اظهار نمود که: «با قاطعیت باید با آشوبگران مقابله کرد. چه اگر در مقابل این بلوا که الان دامنة آن در سراسر کشور گسترده شده، تسلیم شویم، ‌همه چیز از دست می‌رود و فاتحة کشور را باید خواند». علم با اشاره به این سخن که: «اگر کار من احیاناً پیش نرفت، مرا به جرم آدمکشی بگیرید و محاکمه کرده، به دار بزنید» نظر شاه را جلب نموده، آن را راهکاری برای نجات او دانست و ادامه داد: «و اگر هم پیش رفت، برای همیشه پدرسوختگی و آخوندبازی و تحریک خارجی را تمام کرده‌ایم».[91]

± جلسة فوق‌العادة هیئت دولت

در ساعت 5 بعدازظهر هیئت دولت به ریاست اسدالله علم (نخست‌وزیر) و با حضور چند تن از اعضای هیئت دولت جلسة فوق‌العاده تشکیل داد.[92] اعضای حاضر در این جلسه، جریان و وقایع چند روز اخیر، بویژه حوادث امروز را بررسی کردند. دستور جلسة امروز هیئت وزیران، بررسی وقایع روز جاری و تصمیم‌گیری در مورد چگونگی ادامة مقابله با جریان اعتراضات مردمی بود که در ابتدای آن، نخست‌وزیر جریان عزاداری ایام ماه محرم امسال و اقدامات مخالفت‌آمیزی را که در چند روز گذشته، به‌خصوص در اعتراض به دستگیری آیت‌الله خمینی صورت گرفته، تشریح کرد و گفت: «ما این‌طور حساب کردیم قبل از عاشورا کسی را نگیریم، شاید عده‌ای در عاشورا از میان بروند. البته منشأ واضح است و پول خارجی آن مثل عراق و مصر اما در این‌جا غیر از خمینی و قمی که در قم و در مشهد گرفتیم، بقیه گردانندگان مشهور نیستند. با این‌که عکس از آن‌ها داریم، ولی صحیح شناخته نمی‌شوند. روز تاسوعا دو هزار نفر آمدند شعار دادند زنده باد خمینی، مرگ بر دشمنان وی. روز عاشورا همین‌طور شعار دادند. اگر آن روز دست به تفرقه می‌زدیم، مردم زیاد زیر دست و پا می‌رفتند». علم با اشاره به تهدیدات و خطرات، از شرکت خود در چند مجلس روضه یادی کرده که همین امر شگفتی تعدادی از روحانیون را برانگیخته بود. آنگاه از تصمیم خود سخن گفت که می‌خواست روز شنبه آیت‌الله خمینی را در قم و آیت‌الله قمی را در مشهد دستگیر کنند. ولی اتفاقی افتاد که باعث شد زودتر دست به این کار بزنند؛ «یکی سخنرانی و هتاکی آیت‌الله خمینی به محمدرضا شاه در قم و هم‌صدایی مردم مشهد با مردم قم که کار را خیلی سخت کرد». نخست‌وزیر با اشاره به دستگیری آیات عظام خمینی و قمی در ادامه افزود که: «امروز صبح در مشهد قمی را گرفتیم و چون خبر به تهران رسید، بلوا شروع شد و ما شانس آوردیم. زیرا این‌ها تشکیلات قوی داشتند و کوچک نیست. با آن‌که از صبح عده‌ای مجروح و کشته شدند، مع‌ذالک هنوز هستند و این خیلی عجیب است. یک وقت فکر می‌کنم خبری اتفاقی بود و تمام شد. ولی معلوم است خیلی عجیب بوده‌اند. من رفتم شهربانی و وضع مملکت را دیدم؛ قم، مشهد، تمام نقاط و تهران آرام است. ولی عده‌ای هستند در تهران که با تاکتیک کار می‌کنند. الان فکر می‌کنم که حکومت نظامی اعلان کنیم که مردم راحت بشوند. اعلی ‌حضرت همایونی قلباً متمایل نیستند حکومت نظامی اعلام شود و به نظر هیئت دولت گذاشته‌اند و می‌فرمایند کار حکومت نظامی بکنید ولی حکومت نظامی اعلام نکنید. اما به نظر من حکومت نظامی جنبه‌های مثبت و منفی دارد. جنبة مثبت این است که مردم راحت می‌شوند. ما هم مسلط‌تر می‌شویم. جنبة منفی آن این است که در دنیا بگویند اوضاع مملکت آرام نیست. پیشنهاد می‌کنم حکومت نظامی را اعلام کنیم. به استانداران هم تلگراف کردم که در صورت لزوم، حکومت نظامی اعلام کنند. الان کاملاً مسلط هستیم. گاهی دسته‌های چند نفری هستند. گاه‌به‌گاه در نقاط مختلف شهر شیشة اتومبیل‌ها را می‌شکنند و از این طور کارها [می‌کنند]».

بعد از نخست‌وزیر، محمد باهری (وزیر دادگستری) با ابراز تأسف از کشته شدن عده‌ای از هم‌وطنان، وظیفه و افتخار خود و اعضای هیئت دولت را خدمت به سلطنت و مردم ایران دانست. او در ادامه گفت: «ما اگر دفاع می‌کنیم، دفاع از حکومت خودمان نیست. ما دفاع از تزی می‌کنیم که سعادت ملت ایران در آن است. وقتی ما برای مردم کار می‌کنیم، بنابراین اگر عده‌ای که در نظم اخلال می‌کنند، تلف بشوند، نباید بترسیم. به نظر من حکومت نظامی ضرورت دارد؛ از نظر امنیت شهر، از نظر عبور و مرور و از نظر تعقیب این افراد. اگر حکومت نظامی نشود، محاکمه در دادگاه‌های ارتشی هم تشریفات زیاد دارد. ولی در محاکم حکومت نظامی می‌توان زودتر به گناه اینان رسید. اثر حکومت نظامی در دنیا هم بد نخواهد بود و پرستیژ ما از میان نخواهد رفت. حکومت نظامی می‌کنیم که ارتجاع را سر جایش بنشانیم. خاصه آن‌که چند روز طول می‌کشد و تمام می‌شود».

در این هنگام جهانگیر تفضلی زبان گشود و ضمن تأیید نظر نخست‌وزیر مبنی بر استقرار حکومت نظامی، کشته شدن چند نفر را در یک انقلاب، امری عادی و غیر مهم برشمرد. وزیر مشاور، وقایع امروز را از قیام سی‌ام تیر هم مهم‌تر دانست و آن را به «تاکتیک چپی» نسبت داد و در همین باره یادآور شد: «با وضع بسیار متودیک کار می‌کنند. در حکومت نظامی [همه کارها] طبق یک قانون توجیه می‌شود. ما اکنون کار نظامی می‌کنیم. ولی اگر حکومت نظامی نشود، نمی‌توانیم عملیات خودمان را توجیه کنیم. وقتی حکومت نظامی اعلام می‌شود، خیلی‌ها کنار می‌روند».

ناتل ‌خانلر (وزیر فرهنگ) عضو دیگر هیئت دولت بود که دربارة رویدادهای امروز سخن گفت: «این‌طور که بنده دیدم، طبقة روشنفکر سخت عصبانی است و بر له دولت است و می‌گوید چرا دولت سستی می‌کند و اقدام شدید نمی‌کند. مطلب دیگر این‌که شترسواری دولادولا نمی‌شود. تصمیم قاطع باید گرفت. اگر سست بگیریم، مملکت از میان می‌رود. مسئله مربوط به خودمان نیست. ما می‌توانیم استعفا بدهیم، ولی مملکت از میان می‌رود. ما تصمیم قاطع باید بگیریم. ما وقتی یک ستوان دوم اگر عملی کرد، او را تعقیب می‌کنیم. به هر صورت حکومت نظامی ضرورت کامل دارد و بسیار شدید باید عمل کرد».

در ادامة جلسه، معینیان، وزیر راه، اظهارات خود را ناشی از مسئولیت وجدانی‌اش دانست و افزود: «من به استحکام کار مملکت ایمان دارم. امروز صبح دو هزار نفر به سر ما چهل نفر ریختند و اتاق‌ها را آتش زدند. بنده در همان وقت به استحکام کار مملکت ایمان داشتم. البته من کارمندان را رد کردم. من ممکن بود کشته بشوم برای مملکت، ولی آدم نباید کشته بشود به دست چند رجالة چماق‌ به ‌دست. به هر صورت امروز گذشت. بدیهی است به هیچ نوع نگرانی ندارم. ضمناً از نظر مذهبی هم عقیده‌ام بسیار محکم است. جریان امروز به نظر من با تحولات مملکتی خیلی بیش از آنچه باید باشد، شده است. ما در 6 بهمن وضع بسیار محکمی داشتیم. اعلی‌ حضرت همایون در همان تاریخ نطق بدان محکمی ایراد فرمودند. نه خمینی صدا کرد، نه دیگری. بنده واقعاً در مقابل اعلی‌ حضرت خجلم. اعلی‌ حضرت همایون شاهنشاهی خیلی محکم اقدام فرمودند. ولی ما آنچه باید بکنیم، نکردیم. سستی شد و گفتند که خونریزی می‌شود. ترسیدیم که دو هزار نفر راه بیفتند. اکنون همة آن‌ها شده است. خونریزی شد. چندی پیش گفتم؛ پرویزی و باهری هم شاهدند. من شرمنده هستم در مقابل اعلی‌ حضرت. با آن موج عظیم ششم بهمن نتوانستیم استفاده کنیم. تا امروزی که یک آخوند... مملکت را به هم ریخته است. آن وقت بلوا راه انداخته است. این‌ها منظورشان این است که بگویند آن رفراندوم صحیح نبوده است. بنده عقیده دارم ولو آن‌که شش ساعت صحبت شود، باید معلوم گردد چرا ما گذاشتیم این‌طور بشود. باید معلوم بشود و بدانیم چطور پس از آن توفیق، ما گذاشتیم این‌ها جان بگیرند. چرا پیش‌بینی کافی نشده است. ما با این همه قوا و نفرات، چرا پیش‌بینی نکردیم. وقتی در خیابان ناصرخسرو مغازه [ای را] به آرامی می‌سوزانند، به هر کس مراجعه کردیم، به دادمان فوراً نرسیدند. باید به کوتاهی‌های قابل توجه رسیدگی بشود».

وزیر راه در این هنگام تعطیلی شهر را پیش کشید و افزود: «چند صد رجالة پدرسوخته تمام شهر را تعطیل کردند. بنده خودم هم به عنوان عضو مسئول، خودم را مقصر می‌دانم. اعلی‌ حضرت در جلو، محکم پیش می‌روند. ما در عقب کوتاهی می‌کنیم و همه‌اش از خونریزی می‌ترسیم. این جریان امروز یک کار حساب ‌شدة دقیق بوده است. در پل سفید یک قسمت از ایستگاه را آتش زده‌اند. دستگاه‌هایی که مسئول‌اند باید این مطالب را پیش‌بینی کنند. ما این‌قدر ناتوان نباید باشیم که چند صد رجاله را نتوانیم جلوگیری کنیم. حکومت نظامی ضرورت است. زیرا اگر نشود، فردا باز هم این بازی تکرار می‌شود. ضمناً باید مسئولان این بلوا، تعقیب بشوند. مخبران خارجی خوب خبر فرستاده‌اند و در خارج هم اثر خوب دارد. ولی برای آینده باید رسیدگی بشود. امروز سر ساعت 4 صبح خمینی را گرفته‌اند و امروز صبح به این ترتیب شهر را به هم ریختند. ممکن نیست بدون نقشه دقیق قبلی باشد. خواهش می‌کنم به این مطالب توجه بشود [و] معلوم گردد».

سخنان معینیان را وزیر امور خارجه تأیید کرد و با اشاره به اوضاع کنونی کشور، استقرار حکومت نظامی را تصمیمی درست برشمرد. بازتاب برقراری حکومت نظامی در کشورهای خارجی را هم بد ندانست و گفت: «در ترکیه و در عراق و سایر نقاط، حکومت نظامی است و اثر بد ندارد و من کاملاً موافقم. خونریزی امروز نمی‌دانم چه‌قدر بوده است».

غافل‌گیری دولت در رویارویی با اعتراضات و اقدامات مخالفان در جریان وقایع امروز، مهم‌ترین موضوع سخنان خوشبین (وزیر مشاور) بود که با جلب توجه اعضای هیئت دولت به گفته‌های نخست‌وزیر، یادآور شد که برنامة حوادث روز 15 خرداد از مدتی پیش تهیه شده بوده، مخالفان هم چندی قبل مشغول تهیة این برنامه بوده‌اند تا از دهة اول ماه محرم استفاده کنند. خوشبین در همین‌باره ادامه داد که: «اگر مطلع بودیم، چه شد که ما غافلگیر شدیم و مراکز حیاتی را ما حفظ نکرده بودیم. بنده از جای دیگر نگرانم که این چیزی که این‌ها مشغول تشکیلات بوده‌اند و تشکیلات بسیار دقیق بوده است». او از اشارة وزیر راه به آتش ‌زدن‌های تهران، از جمله به آتش کشیدن پل سفید یاد کرد و پرسید که چطور دولت این وقایع را پیش‌بینی نکرده‌ بود. آنگاه تذکر داد که: «این‌ مهم است و این ‌کار هشدار و اعلام خطری بود. ما می‌دانستیم موقوفات و اصلاحات ارضی مخالف دارد. ما تمام قدرت در دستمان بود. نشستیم و نشستیم تا تمام بشود».

در میانة سخنان وزیر مشاور، علم اشاره به این نکته را لازم دانست که: «نظر مخالفان این بود که در اربعین سرتاسر تهران را به هم بزنند».

پس از او باز خوشبین رشتة کلام را در دست گرفت و افزود: «خاورمیانه روی آتش است. ما جزو این منطقه هستیم. باید مواظبت کنیم که بیشتر صدمه نخوریم. ما باید منشأ این ‌کار را پیدا کنیم. ببینم پول از کجا آمده، بانی که بوده. اگر ما به کُنه این قضایا پی نبریم، به نحو دیگری صدمه می‌خوریم. باید حکومت نظامی اعلام بشود و جلوی تمام روضه‌خوانی‌ها گرفته بشود. لامحاله برای بیست روز، هر نوع اجتماعی موقوف بشود. در نتیجه استدعا دارم تمام قوای خودمان را بگذاریم که این منبع را پیدا کنیم و جلوی انواع اجتماعات را بگیریم».

تصریح و تأکید وزیر مشاور مبنی بر استقرار حکومت نظامی، سپهبد اسماعیل ریاحی (وزیر کشاورزی) را به سخن آورد و حکومت نظامی را آخرین تیر ترکش دانست که باید مورد استفاده قرار گیرد: «هر وقت دولت تصمیمات مهم می‌گیرد، باید برای حفظ این تصمیم اقدام کند. ما طرح حفاظت تهران را داریم. ما اگر قبلاً اقدام کرده بودیم، یک نفر هم کشته نمی‌شد. بنابراین در هنگام امر خطیر باید فکر دقیق همه کار را کرد. به نظر من در این مواقع عناصر خائن، کار را به بحران می‌کشانند. شایعه‌ای بود امروز که اختلاف بین پلیس و ارتش شده. کسانی که بخواهند رخنه در ارکان ما بکنند، با رجاله این‌ کار را نمی‌توانند بکنند. خدای نکرده نباید گذاشت نفوذی به دستگاه بشود. روی این اصل باید تحقیق کامل بشود».

در این هنگام هر کدام از اعضای حاضر هیئت دولت، پیشنهادهایی را مطرح کردند. از جمله وزیر امور خارجه گفت که: «باید گفتارهای رادیو طوری باشد که به همه بفهمانند این رجاله‌ها چه می‌کردند». وزیر راه هم اظهار کرد: «خوب است یک مقام رسمی بیاناتی بکند. جریان را نگذارند بزرگ بشود. به مردم بفهمانند ابتکار در دست دولت است. معتقدم هر کار باید کرد، بکنیم تا مراکز آخوندی روشن گردد».

در ادامه، وزیر فرهنگ برخی تحرکاتی را که در مدارس و مراکز آموزشی روی داده بود، به مخالفان دولت نسبت داد و افزود: «این‌ها از چندین ماه [قبل] مشغول کار بودند. حتی در امتحانات پانیک ایجاد کردند. می‌گفتند از رادیو سؤالات شیمی منتشر شده. گفتند در فسا سؤال امتحان را هفت هزار تومان فروخته‌اند. در تمام افکار مردم سم پاشیدند و همه را ناراحت کردند».

آن‌گاه اعضای هیئت دولت به اتفاق آراء تصویب کردند که برای حفظ امنیت، حکومت نظامی اعلام گردد. تصویب‌نامة قانونی مربوط به آن هم به امضا رسید. پس از آن، بهنیا (وزیر دارایی) گزارش کوتاهی دربارة وضعیت ساختمان ده هزار خانه و چگونگی واردات گندم ارائه داد و چند تن از وزیران دربارة آن مطالبی را بیان کردند. سپس وزیر دادگستری بار دیگر موضوع حوادث امروز را پیش کشید و گفت: «حادثة بزرگی اتفاق افتاده است. جماعتی کشته شده‌اند که با حکومت نظامی کار پایان نمی‌گیرد. باید محاکمة بزرگی برپا بشود و کار را تعقیب کنیم و محاکمه عظیم باشد. اسناد این کار روشن گردد و مردم بدانند ما مقصر نیستیم. باید بنشینیم و کار را با دقت بررسی کنیم. یک هفته می‌گذرد و ما هم یادمان می‌رود و دوباره روش کج‌دار و مریز قرار می‌شود. به عقیدة بنده بهتر است کمیسیونی تشکیل شود، اسناد را برسند، سپس محاکمه را شروع کنند. اعضای محاکمه همه فوراً روشن بشود».

جدیت در کار، از موضوعات مورد تأکید وزیر فرهنگ بود که در ادامه از همکاران خود خواست حوادث امروز را جدی بگیرند. پس از او، وزیر کشاورزی با اشاره‌ای به نظریات دکتر باهری گفت: «باید علت‌العلل این کار را پیدا کنند و این کار لازم است اما قسمت دوم در مورد محاکمات، با اعلان حکومت نظامی تمام دادگاه‌ها فوراً تشکیل می‌شود و جزء قانون است».

تشکیل دادگاه برای رسیدگی به مسببین وقایع امروز همچنان مورد تأکید وزیر دادگستری بود که باز در این‌باره افزود: «در مملکت انقلابی شده است. بر ضد این انقلاب افرادی توطئه می‌کنند. بنده پیشنهاد می‌کنم دادگاه‌های ضدانقلاب تشکیل بدهیم». گفته‌های باهری را وزیر کشاورزی با اشاره به این‌که: «در قانون اساسی پیش‌بینی شده است» تأیید کرد. آنگاه خوشبین به انقلاب سفید پرداخت و وجود قوانین زیاد را گرفتاری دولت دانست. او در این‌باره تصریح کرد که دولت با برقراری حکومت نظامی، هر کاری که لازم بداند، انجام می‌دهد؛ اما با محکمة انقلابی نه.

با این سخن سپهبد ریاحی، نخست‌وزیر زبان به سخن گشود و گفت: «دو مطلب پیش آمده است: یکی آن‌که این افراد برخلاف قوانین جاری عمل کرده‌اند و اتفاقاً تمام عملیات ضد امنیتی مملکت را انجام داده‌اند. مطلب دیگر، افرادی است که بر ضد اصلاحات اقدام کرده‌اند و باید این افراد محاکمه بشوند».

سخنان علم را وزیر مشاور او، دکتر خوشبین پی گرفت و رو به وی گفت: «شما که قانون حکومت نظامی دارید و می‌توانید حتی به صرف سوءظن، افراد را توقیف کنید، چه ضرورت دارد باز هم قانون وضع کنید. پیشنهاد مهم‌تری آقای دکتر باهری کرد و آن این است که عده‌ای مأمور بشوند و ببینند ریشة این کار چیست. مطابق تمام عرف و عادت و قانون، مسئولیت این کار با دولت است. یعنی با فرد فرد دولت است. بنابراین ما باید به دقت ببینیم ریشة این کار چه بوده است. حکومت نظامی و نظامیان مسئولیت ندارند. زیرا آنان وظیفه دارند امر را اطاعت کنند. باید به هر طریق که بشود، مسبب امر پیدا بشود».

تذکر خوشبین را علم پاسخ داد و از تشکیل کمیسیونی مرکب از وزیر کشور، وزیر دادگستری و وزیر جنگ یاد کرد که وظیفة آن‌ها رسیدگی دقیق به حوادث امروز و شناسایی و محاکمة عاملان آن است. در این هنگام که لحظه‌های پایانی جلسه بود، مهندس هوشنگ سمیعی (وزیر پست و تلگراف) خستگی قوای نظامی را یادآوری و اعلام کرد که باید نظامیان تازه نفس در نقاط حساس حاضر باشند تا فردا اغفالی پیش نیاید. جلسة امروز هیئت دولت در ساعت 8 شب به پایان رسید.[93]

± حکومت نظامی در تهران

هیئت دولت در جلسة فوق‌العاده‌ای که در ساعت 5 بعدازظهر تشکیل داد، استقرار حکومت نظامی در تهران را تصویب کرد که بلافاصله از رادیو پخش شد و به اطلاع عموم رسید. «... برای حفظ امنیت و آسایش مردم تهران و تأمین آزادی کسب و کار ساکنان محترم پایتخت، هیئت وزیران تصویب نمودند که در تهران و حومه مقررات حکومت نظامی برای مدت پنجاه روز برقرار گردد. وزارت جنگ مأمور اجرای مفاد این تصویب‌نامه می‌باشد. امضا: از طرف نخست‌وزیر». رونوشتی از این مصوبه برای اطلاع و اجرا، به فرمانداری نظامی تهران و حومه ابلاغ گردید.[94]

± مصاحبة نخست‌وزیر

اسدالله علم پس از پایان جلسة هیئت دولت به خبرنگار روزنامة کیهان اینترنشنال گفت که: «وضع دولت از هر حیث خوب است و بر کلیة جریانات تسلط کامل دارد». او در ادامه از تصمیم دولت مبنی بر درهم کوبیدن آخرین تلاش مذبوحانة مرتجعین با کلیة قوا خبر داد و افزود: «ما اطلاع داشتیم که مرتجعین در صدد آشوب هستند ولی در عین حال معلوم بود که تحریکات آن‌ها به ثمر نخواهد رسید و مفتضحانه شکست خواهند خورد». نخست‌وزیر در پایان مصاحبه‌اش علت اصلی شکست این دسته از مخالفان را انقلابی دانست که به نفع مردم محروم ایران شروع شده است.[95]

±اعلامیة شماره یک حکومت نظامی تهران

طبق مصوبة هیئت دولت، «فرمانداری نظامی تهران و حومه» که با حفظ سمت، بر عهدة سپهبد نعمت‌الله نصیری گذارده شده، در ساعت 8 شب اعلامیة زیر را تحت عنوان اعلامیة شماره یک خود صادر و حکومت نظامی را در تهران و اطراف آن برقرار کرد. با انتشار این اعلامیه که از طریق رادیو ایران به اطلاع عموم رسید، مقررات منع عبور و مرور در فاصلة ساعات 10 شب تا 5 صبح روز بعد به مرحلة اجرا گذارده می‌شود:[96] «چون به موجب تصویب‌نامة هیئت دولت به منظور حفظ آرامش و امنیت عمومی و رفاه اهالی محترم پایتخت و حومه و جلوگیری از اعمال سوء و اخلال‌گری عناصر مفسده‌جو، مقرر است حکومت نظامی در تهران و حومه برقرار ‌گردد و متن تصویب‌نامة دولت نیز از رادیو به استحضار عامه رسیده است، اینک لازم می‌داند موارد زیر را جهت اطلاع اهالی محترم پایتخت اعلام و انتظار دارد که در حفظ نظم و آرامش، با مأمورین انتظامی نهایت درجة همکاری فرمایند.

1ـ از این تاریخ تا صدور اعلامیة ثانوی از ساعت 22 تا 5 صبح، عبور و مرور در شهر و حومه مطلقاً ممنوع است و چنانچه [افرادی] به دستور توقف مأمورین انتظامی توجه ننمایند، به سوی آنان تیراندازی خواهد شد.

2ـ اجتماعات به کلی قدغن است و افراد و اشخاص حق توقف و اجتماع در معابر را نداشته و به اولین اخطار مأمورین باید فوراً متفرق شوند.

3ـ افرادی که شغل و کار آن‌ها ایجاب می‌کند هنگام شب از خانه خارج شوند از قبیل اطباء، داروسازان و غیره، باید اجازة مخصوص از فرمانداری نظامی تحصیل نمایند.

اینک چند ماده از قانون نظامی مصوب 27 سرطان[تیر] 1290 جهت استحضار عامه در ذیل درج می‌گردد:

مادة 4) اشخاصی که عملاً برضد دولت مشروطه و امنیت و آسایش عمومی اقدام [کنند و] خیانت آن‌ها مدلل شده باشد، محکوم به قتل خواهند شد.

مادة 5) اشخاصی که سوءظن مخالفت با دولت مشروطه و امنیت و انتظام عمومی در حق آن‌ها بشود، قوة مجریه حق توقیف را خواهد داشت و پس از توقیف، استنطاق آنان شروع می‌شود. هرگاه در استنطاق، سوءظن به کلی رفع نشود، شخص مظنون در توقیف باقی [مانده] و بعد از اختتام حکومت نظامی به عدلیه تسلیم خواهد شد.

ماده7) مأمورینی که تأمین شهر به عهده آنان واگذار است، در صورت سوءظن حق دخول به منازل و اجرای تحقیقات را خواهند داشت. در صورت مخالفت و مقاومت، جبراً می‌توانند داخل شوند و مخالف و مقاوم قهراً دستگیر و موافق حکم محکمة نظامی قویاً سیاست خواهد شد.

ماده10) اجتماعات و انجمن‌ها در مدت حکومت نظامی باید به کلی موقوف و متروک گردد.

فرماندار نظامی تهران و حومه؛ سپهبد نصیری».[97]

± گزارش ساواک به خارج از کشور

ساواک در دو تلگراف جداگانه‌ای که به کلیة ساواک‌های خارج از مرکز و خارج از کشور ارسال کرد،‌ ضمن ارائة گزارشی مختصر و ناقص از حوادث امروز کشور، به اداره‌های تابعه در شهرستان‌های داخل و خارج از کشور اطمینان داد که نگران اوضاع کشور نباشند؛ تلگراف اول در ساعت 13:20 بدین ‌شرح مخابره شد: «پیش از ظهر روز جاری در پاره‌ای از خیابان‌های مرکزی تهران وسیلة جمعی از عناصر اخلالگر و ماجراجو تظاهراتی به عنوان اعتراض به دستگیری آیت‌الله خمینی صورت گرفته و در پاره‌ای از خیابان‌ها، بین مأمورین انتظامی و متظاهرین، زدوخوردهایی روی داده و پلیس در چند مورد ناگزیر به تیراندازی شده و در این جریان در حدود پنج نفر کشته و تعدادی زخمی گردیده‌اند و به هر حال قوای انتظامی کاملاً بر اوضاع مسلط [هستند] و جای هیچ‌گونه نگرانی نیست. در قم نیز پیش از ظهر روز جاری تظاهراتی به عمل آمده و شش نفر از متظاهرین به قتل رسیده‌اند. در این ساعت (13:20) آرامش در پایتخت کاملاً برقرار شده است. سرلشکر پاکروان».

ساعت مخابرة گزارش دوم دانسته نیست. اما با اشاره به زمان برقراری حکومت نظامی پیداست که چند ساعتی بعد از تلگراف قبلی به اداره‌های تابعة ساواک در داخل و خارج از کشور ارسال شده است: «پیرو تلگراف قبلی، بعدازظهر روز جاری نیز تظاهراتی وسیلة عناصر اخلالگر و عوامل وابسته به علما و مرتجعین در خیابان‌های پایتخت صورت گرفته که مأمورین انتظامی مرتباً اخلالگران را متفرق و بعضاً مبادرت به تیراندازی می‌نموده‌اند و نتیجتاً بعدازظهر امروز نیز تعدادی از افراد کشته و عده‌ای مجروح شده‌اند. ولی در شهرستان‌ها تشنجی روی نداده است. ضمناً از ساعت 20 روز جاری در تهران حکومت نظامی اعلام شده و قوای انتظامی کاملاً بر اوضاع مسلط می‌باشند. سرلشکر پاکروان».[98]

± گزارش شهردار تهران به محمدرضا پهلوی    

احمد نفیسی (شهردار تهران) که به واسطة حضورش در اکثر مجالس روضه‌خوانی در منزل علما، پی به مخالفت شدید مراجع و روحانیون با اقدامات دولت برده‌ بود، طبق روال روزهای گذشته که هفته‌ای سه مرتبه به دیدار محمدرضا پهلوی می‌رفت و گزارشی از وضعیت شهر تهران را ارائه می‌داد، امروز نیز در ساعات اولیه به دربار رفت و ضمن ارائة گزارش، موضوع مخالفت علنی و سخنرانی برخی از وعاظ علیه حکومت در روضه‌خوانی‌ها را به اطلاع شاه رساند. شاه بدو توصیه کرد که در این‌باره با نخست‌وزیر مذاکره کند: «چون قرار است فردا ما تکلیف خودمان را روشن کنیم». نفیسی هم بلافاصله به نخست‌وزیری رفت و با اسدالله علم دربارة اقداماتی که باید انجام گیرد، گفت‌وگو کرد. آنگاه به سمت ادارة آتش‌نشانی به راه افتاد که در میانة مسیر، هنگام ورود به خیابان شاهپور،‌ عده‌ای چوب‌ و چماق به‌ دست از حرکت خودروی شهردار تهران جلوگیری به عمل آوردند. لیکن چون شهردار با طیب آشنایی داشت و هواداران طیب نیز بدو اعتمادی داشتند، شناسایی‌اش توسط یکی از تظاهرکنندگان جزو دار و دستة طیب، جان شهردار را نجات داد و راه را برایش باز نمود. شهردار تهران در ادامه به میدان حسن‌آباد رسید و در ادارة آتش‌نشانی حضور یافته، به عوامل و مأموران آتش‌نشانی سپرد که در صورت وقوع حادثه‌ای، بلافاصله به وظیفة اصلی خود عمل کنند. همچنین با برقراری ارتباط با جمعیت شیر و خورشید سرخ و بیمارستان‌ها و مخابرة تلفن‌گرام به کلیة مراکز درمانی تهران، توصیه نمود که: «به محض مشاهدة مصدومین،‌ بدون تشریفات فوراً به معالجه بپردازند».[99]

±مصاحبة رئیس ساواک

سرلشکر پاکروان (معاون نخست‌وزیر و رئیس ساواک) بعدازظهر امروز با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی و نمایندة خبرگزاری پارس، در مصاحبه‌ای مطبوعاتی شرکت کرد و به سؤالات خبرنگاران پاسخ گفت. او در ابتدا به مذهب رسمی کشور، شیعة اثنی‌عشری، اشاره نموده، مذهب، ملیت و سلطنت را از تجلیات موجودیت ایرانیان برشمرد که قابل تفکیک نیستند. آنگاه به تقسیم‌بندی روحانیان پرداخت و حساب مخالفان را از دیگر روحانیون جدا دانست. علت و عوامل مخالفت‌ها را هم شروع برنامه‌های اصلاحات ارضی و اقدامات انقلابی ذکر کرد. در ادامه، اقدامات منفعلانة ساواک در روزهای گذشته را جزو اشتباهات خود به عنوان رئیس آن سازمان بیان و تأکید کرد که: «دیگر گذشتی نخواهد شد و [به] طرح خائنانه‌ای که چند پرده‌ای از آن [را] تا به حال مشاهده کردیم، در همین‌جا خاتمه خواهیم داد تا انقلاب عظیم اعلی‌ حضرت همایونی در محیط آرام و به طور منظم اجرا گردد و برای اولین بار در تاریخ بشر، انقلاب به این عظمت با حداقل تشنج و ناراحتی انجام گیرد». پاکروان ضمن اشاره به بازداشت آقایان خمینی، قمی و افراد دیگر، اظهار داشت که: «این اشخاص بدون در نظر گرفتن مصالح کشور و منافع طبقات محروم با تمام عناصر مرتجع همدست شدند و متوالیاً تحریک کردند. از هیچ‌ کاری کوتاهی نکردند. از هیچ تهمت خودداری نکردند». او در این میان از عوامل خارجی هم یادی کرد که مخالفان داخلی با آن‌ها تماس گرفته، با دریافت مبالغی پول، در نظر دارند نقشه‌های خود را در کشور به مرحلة اجرا گذارند. محاکمة بازداشتی‌ها از دیگر موضوعاتی بود که رئیس ساواک در پاسخ به سؤالی دربارة دستگیرشدگان بدان اشاره نموده، افزود این کار به زودی آغاز خواهد شد.[100]

 ± تهدید تظاهرکنندگان توسط شهربانی

سپهبد نعمت‌الله نصیری (رئیس شهربانی کل کشور) همچنین با صدور اعلامیه‌ای در صدد برخورد با عوامل اصلی تظاهرات امروز برآمد. او در این اعلامیه تظاهرکنندگان را تهدید و تأکید کرد که مسببین این تحریکات به شدت مجازات خواهند شد. در اعلامیة شهربانی کل کشور آمده است: «... در چند روز گذشته به منظور برگزاری مراسم سوگواری حضرت حسین‌بن‌علی(ع)، شهربانی کل کشور آزادی عمل کاملی برای افراد و دسته‌جات مختلف قائل شد که در عزاداری شرکت جویند. متأسفانه در عمل دیده شد که عدة معدودی حادثه‌جو و منحرف و دشمنان اصلاحات ارضی و مخالفان قانون اساسی و انقلاب ملی که به تصویب اکثریت قریب به اتفاق رأی‌دهندگان ملت ایران رسیده است، از مراسم سوگواری سوءاستفاده کرده و در راه انجام مقاصد شوم و سوء خود، برخی از دسته‌جات عزاداری را مبدل به دسته‌جات سیاسی کرده‌ و به دادن شعارهای سیاسی مخالف اصلاحات ارضی دست زدند. شهربانی کل کشور بنا به مسئولیت انتظامی و تأمین آزادی قاطبة مردم و تأمین آزادی کسب و کار ساکنین پایتخت و تأمین عبور و مرور شهر اعلام می‌دارد چون این عده مخالفین اصلاحات ارضی باعث اخلال نظم و کسب و کار مردم شده‌اند، از این به بعد به هیچ وجه اجازه نخواهد داد چنین تظاهراتی تکرار شود و محرکین و مسببین این قبیل تظاهرات را به شدت سرکوب و مورد تعقیب قانونی قرار خواهد داد».[101]

± ادعای ساواک درباره وسیله‌ای در دست تظاهرکنندگان

امروز در میان گروه‌های تظاهرکننده، بعضی از تظاهرکنندگان شیء مخصوصی را در دست داشتند که وقتی آن را به ماشین یا در مغازه‌ها می‌کشیدند، پس از چند ثانیه تا یک دقیقه از آن وسیله، نور آبی‌رنگی متصاعد شده، به دنبال آن، ماشین یا در مغازه‌ها آتش می‌گرفت. مأموران ساواک ضمن تهیة گزارشی از این وسیله، از ادارة سوم خواسته‌اند که در این زمینه تحقیقات لازم را معمول دارند و جنبة فنی آن را دریابند.[102]

±غذای رایگان در اختیار تظاهرکنندگان

در موقع ناهار که عده‌ای از تظاهرکنندگان برای صرف غذا به سالن‌های غذاخوری و چلوکبابی‌های مرکز شهر رفتند، صاحبان برخی از غذاخوری‌ها بدون دریافت پولی از آن‌ها استقبال کردند و به رایگان غذا در اختیارشان گذاشتند.[103]

± شعارهای تظاهرات امروز تهران

در تظاهرات امروز تهران، روی پرچم‌هایی که به مناسبت ایام سوگواری عاشورا و شهادت امام حسین(ع) در دست مردم بود، عکس‌هایی از آیت‌الله خمینی نصب شده بود. در سوی دیگر بیرق‌هایی نیز به چشم می‌خورد که روی آن‌ها نوشته شده بود: «زنده باد مصدق». مردم با هیجان در این تظاهرات شرکت داشتند و وقتی کسی از آن‌ها می‌پرسید که این دو شعار چه معنی و قرابتی با هم دارند؟ پاسخ می‌گفتند که: «خمینی امام ماست و مصدق، رهبر ماست».[104]

±نقش هیئت‌های مؤتلفة اسلامی در تظاهرات

خبر دستگیری آیت‌الله خمینی در حدود ساعت 5 صبح به تهران رسید. بنابراین از همان دقایق، عده‌ای از اعضای هیئت‌های مؤتلفة اسلامی که در جریان وقایع روزهای گذشته فعالیت گسترده‌ای داشته، نقشی مؤثر در برپایی و هدایت اعتراضات مردمی ایفا کرده بودند، دست‌ به‌کار شدند. هر یک از آن‌ها مأموریتی را بر عهده گرفت. چند تن روانة بازار تهران شدند تا بازاریان و مغازه‌داران و پیشه‌وران را به تعطیل کردن مغازه و کسب‌وکار خود دعوت کنند. چند نفر دیگر هم به سمت سبزه‌میدان و میدان تره‌بار رفتند تا آن‌جا را به تعطیلی بکشند. سرکردگی میدان تره‌بار با طیب حاج‌رضایی بود که همراهی و همگامی وی اهمیت فوق‌العاده‌ای داشت و در روند برنامه‌ها و نقشه‌های امروز تأثیر فراوانی می‌گذاشت. از این‌رو افراد یاد شده مستقیماً به حجرة وی در بازار رفتند که موافقت او را جلب کنند. اما به جای طیب، پسر او در حجره بود که تلفنی موافقت پدر را برای تعطیلی میدان اعلام کرد.[105] به دنبال آن، کارگران و شاغلان سبزه‌میدان و میدان بارفروش‌ها از کار دست‌ کشیده، به جمع تظاهرکنندگان پیوسته بودند. آنان در میدان شاه (میدان 15 خرداد کنونی) همچنان شعار «یا مرگ یا خمینی» سر می‌دادند و آزادی وی را می‌خواستند که در این میان گروهی از آنان به کلانتری شماره 6 تهران حمله‌ور شدند. مأموران کلانتری با دیدن خیل عظیم جمعیت، چارة‌ خود را در فرار دیدند و محل مأموریت‌شان را خالی کردند. جمعیت هم پس از تصرف کلانتری مزبور به سمت میدان ارک به راه افتادند تا محل ایستگاه رادیو و ادارة انتشارات را نیز به تصرف درآورند. دسته‌ای هم از خیابان بوذرجمهری به آنان پیوستند. اما در این هنگام دو کامیون حامل نیروهای چترباز وارد میدان ارک شد. این نیروها‌ با مسلسل‌هایی در دست، از پیش‌روی تظاهرکنندگان جلوگیری کردند. گفته می‌شود عده‌ای هم از جنوب شهر به میدان شوش آمده، قصد داشتند کلانتری شماره 14 تهران را در خیابان شهباز [17 شهریور کنونی] تصرف و بعد، از طریق مسیرهای میدان ژاله [میدان شهدای کنونی] و فوزیه [میدان امام حسین فعلی] به سمت دانشگاه تهران حرکت کنند. اما در حوالی میدان خراسان، پس از درگیری شدید با مأموران دولتی، از دست‌یابی به هدفشان بازماندند.[106]

±دانشگاه تهران در محاصرة نظامیان

دانشجویان دانشگاه تهران نیز در انتقاد از رفتارها و اقدامات دولت و واکنش به دستگیری آیت‌الله خمینی، کلاس‌های درس را به تعطیلی کشاندند و در محوطة دانشگاه به تظاهرات پرداختند. عده‌ای هم توانستند به بیرون از دانشگاه راه یافته، دامنة اعتراضات و تظاهرات را به سطح خیابان‌های اطراف بکشانند تا پیوندی با دیگر اقشار معترض جامعه برقرار کنند.[107] آنان به سمت میدان 24 اسفند به راه افتادند اما در آن‌جا ستاد ژاندارمری از ادامة راهپیمایی ایشان جلوگیری به عمل آورد و با تیراندازی دانشجویان را پراکند.[108] از سوی دیگر ساعتی نگذشته بود که دولت، دانشگاه تهران را تعطیل کرد و درهای آن را بست. با وجود این، دانشجویان پشت درهای دانشگاه گرد هم آمده، سرسختانه با پلیس به زدوخورد پرداختند. همچنین شعار «مرگ بر دیکتاتور خون‌ریز» را روی پلاکاردی نوشته، بر سر در ورودی دانشگاه نصب کردند. آنان با پرتاب سنگ خواستند جلوی ورود و پیشروی قوای پلیس را در داخل دانشگاه بگیرند، اما در این مبارزه دوام نیاورده، از ادامة کار بازنشستند. از سوی دیگر سربازان ارتش از ساعت 14 تا 17 دورتادور دانشگاه را به محاصره درآورده، نقاطی را که اعتراضات دانشجویی با شدت بیشتری در آن‌جا ابراز می‌شد، به گلوله بستند.[109]

± آتش در تظاهرات امروز

در جریان آشوب‌ها و تظاهرات امروز نقاطی مورد هجوم قرار گرفته، برخی از آن‌ها به آتش کشیده شد. سالن ورزشی بوکس و کتابخانه‌ای در پارک‌شهر، سالن محمدرضاشاه، کلوپ شاهنشاهی و قسمتی از ادارة برق در حوالی بازار از جملة این اماکن است که به درستی دانسته نیست کدام یک از گروه‌ها یا افراد شرکت‌کننده در تظاهرات خیابانی امروز، مبادرت به چنین کارهایی کرده باشند. در این میان شایع شد که عده‌ای به منزل شعبان جعفری (واقع در چهارراه بوذرجمهری) حمله‌ور شده‌،‌ آن‌جا را به آتش کشیده‌اند. شعبان جعفری که در این زمان در باشگاه ورزشی‌اش بود، بی‌درنگ به منزل خود مراجعت کرد. او اثری از آتش ندید و فقط اوضاع را آشفته یافت. اما وقتی به باشگاهش بازگشت، از دور شعله‌های آتش را دید که از ساختمان آن با دود سیاهی زبانه می‌کشد.[110]

± تانک‌ها در پایتخت

در ساعات پایانی امشب، تعداد بیشتری تانک از پادگان‌های نظامی اطراف شهر تهران، وارد پایتخت شدند تا به تقویت نیروهای نظامی دولت بپردازند که برای مقابله با تحرکات مخالفان، در نقاط مختلف شهر استقرار یافته‌اند.[111]

±عزاداران در محاصرة نظامیان

شب‌هنگام در اکثر تکایا و حسینیه‌های محلات جنوب شهر تهران، مردم در حال برپایی مراسم عزاداری بودند که به موجب استقرار حکومت نظامی، مأموران انتظامی اماکن مزبور را به محاصره درآورده و از خروج مردم تا ساعاتی جلوگیری به عمل آوردند.[112]

±تغییر رنگ آب تهران

امروز آب لوله‌کشی تهران به مدت چند ساعت قطع شده، در برخی نقاط هم رنگ آب تغییر کرد‌ که این امر در کنار ناآرامی‌ها و آشوب‌های شدید خیابانی بر وحشت ساکنین افزود و در خانه‌های مردم تهران نگرانی ترسناکی به وجود آورد.[113] عده‌ای هم با دستمایه قرار دادن تغییر رنگ آب لوله‌کشی، شایع کردند آب تهران مسموم است و نباید آشامید.[114]

± آغاز اعتراضات قم از مدرسة فیضیه و صحن مطهر   

تظاهرات اعتراض‌آمیز مردم قم در اعتراض به دستگیری آیت‌الله خمینی، از مدرسة فیضیه آغاز و به صحن مطهر حضرت معصومه کشیده شد. در ابتدا عده‌ای که اکثراً از قشر کم‌درآمد و مستضعف شهر قم بودند، در مدرسه و صحن گرد هم آمده، سپس در حالی که کفن پوشیده بودند، رو به خیابان تهران [خیابان امام خمینی کنونی] نهادند. آنان در این مکان با قوای انتظامی روبه‌رو شدند و لحظاتی بعد میان آنان درگیری رخ داد. از سوی دیگر، دسته‌ای از مأموران ناشناس دولتی با لباس شخصی، مردم پناه‌ گرفته در داخل حرم را بیرون ‌راندند و آن‌ها را تا طرف دیگر رودخانة مقابل حرم، دور ‌کردند تا به راحتی از پناه گرفتنشان در محوطة داخلی حرم جلوگیری به عمل آورند. مردم نیز با دیدن چنین وضعیتی که هر لحظه درگیری‌ها بیشتر و شدیدتر می‌شد و مأموران به رو‌یشان تیراندازی می‌کردند، چاره‌ای جز پناه بردن به منازل اطراف حرم نمی‌دیدند.[115] از این‌رو بسیاری از آنان، در سایة حمایت‌های همه ‌جانبة ساکنان خیابان‌های حوالی حرم مطهر، توانستند از تیررس مأموران نظامی جان سالم به دربرند.

± مجروحین و مقتولین غیر نظامی امروز

مأموران ساواک امروز کسب اطلاع کردند که آمار مجروحین و مقتولین غیر نظامی آن شهر، تا ساعت 18 امروز، به ترتیب 22 نفر مجروح و 36 نفر کشته شده‌اند.[116] پیش از آمار، مقتولین غیرنظامی شش نفر و مجروحین 24 نفر اعلام شده بود.[117] بر پایة خبرهای رسیده، شدیدترین درگیری‌ها و فجیع‌ترین کشتار در چهارراه شاه روی داده که عده‌ای از تظاهرکنندگان در محاصرة نیروهای نظامی قرار گرفتند. آنان از روی ناچاری به کوچة بن‌بست نمازی پناه بردند که در اثر یورش نظامیان، عدة زیادی از آن‌ها کشته شدند.[118]

± پیشنهادهای آیت‌الله شریعتمداری به ساواک قم

ساواک قم به سازمان متبوع خود در تهران اطلاع داد که آیت‌الله شریعتمداری، محرمانه پیشنهادهایی را به آن اداره داده، خواستار عملی شدن یکی از آن‌ها شده است. به نوشتة بدیعی (رئیس ساواک قم) پیشنهادهای وی چنین بوده است: 1ـ خانة وی در محاصرة مأموران دولتی قرار گیرد و به کسی اجازة رفت‌وآمد داده نشود. 2ـ به عنوان ملاقات با شاه به تهران آمده، چند روزی مخفیانه در تهران بماند. 3ـ به مشهد یا حضرت عبدالعظیم (شهرری) تبعید شود. بدیعی در ادامة گزارش خود به تحلیل درخواست آیت‌الله شریعتمداری پرداخته، آورده است که: «آیت‌الله ظاهراً دلیل پیشنهاد بالا را خلاصی خود از جواب‌گویی به مراجعین بیان داشته، وانمود کرده در غیر این صورت مجبور به همدردی با خمینی خواهد بود». رئیس ساواک قم در پایان، ضمن آن‌که تأکید نموده در صورت بی‌توجهی به پیشنهادهای وی ممکن است عدة دیگری در قم و تهران و آذربایجان تحریک شوند و دامنة جنجال عمومیت پیدا کند، از تهران خواسته است در این باره نظریة مقتضی به آن ساواک ابلاغ گردد.[119]

± تأثیر عزاداری عاشورا در انتشار خبر بازداشت آیت‌الله خمینی

چون بامداد روز چهارشنبه برگزاری مجالس روضه‌خوانی و اجتماع مردم در مساجد به مناسبت ایام سوگورای همچنان ادامه داشت،‌ خبر بازداشت آیت‌الله خمینی در قم به سرعت در میان مردم سوگوار انتشار یافته،[120] این همزمانی در مطلع شدن هرچه بیشتر مردم از خبر بازداشت وی و دیگر روحانیون، تأثیری شگرف نهاده، موجب گردید صفوف معترضان منسجم‌تر و فشرده‌تر گردد.

± حملة تظاهرکنندگان به ادارة انتشارات رادیو

گزارشگران ساواک تهران بر این باورند که چون در ساعات اولیة امروز، مأمورین انتظامی به میزان کافی در حوالی بازار نبودند و شدت عملی را به خرج نمی‌دادند، ‌تظاهرکنندگان بر تجرّی خود افزوده، به ساختمان اداره کل انتشارات رادیو حمله بردند و شیشه‌های آن را شکستند. به گزارش آنان، مردم چون نتوانستند به ساختمان مزبور داخل شوند، به صورت دسته‌های پنجاه تا چهارصد نفری در خیابان‌های اطراف و دیگر نقاط شهر پراکنده شدند. آنگاه به شکستن شیشه‌ها و آتش ‌زدن اتوبوس‌ها و اتومبیل‌های دولتی و شخصی، کندن باجه‌های راهنمایی و رانندگی، بلیت‌فروشی‌ها، ‌کیوسک‌های تلفن، آتش ‌زدن کتابخانة پارک‌شهر، تعطیل کردن و شکستن در مغازه‌ها، ‌تخریب میدان‌های عمومی و غیره مبادرت کردند.[121] مأموران ساواک در بخشی از گزارش خود افزوده‌اند که متظاهرین حتی به برخی از کلانتری‌ها و کارخانة برق هم ‌حمله بردند که سرانجام با اعزام نیروهای کمکی و تیراندازی و کشته و مجروح شدن عده‌ای از آن‌ها، تظاهرات را پایان دادند.[122]

± بازداشت حجت‌الاسلام فلسفی

در ساعات اولیة بامداد امروز، هنوز یکی دو ساعت بیشتر از سخنان حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی دربارة نبود آزادی در کشور نگذشته بود که هنگام خروج از مسجد معیر بازداشت شد. فلسفی وقتی از منبر پایین آمد، به وسیلة یکی از دست‌اندرکاران مسجد خبردار شد که اطراف مسجد مملو از پاسبان است. لیکن او بدون توجه به حضور مأمورین، سوار ماشین شده، به سمت خیابان خیام به راه افتاد. او تازه از چهارراه گلوبندک و بوذرجمهری گذشته، ‌نزدیک مسجد شاه رسیده بود که اتومبیل جیپی آن‌ها را متوقف ساخت. از داخل آن سرهنگی پیاده شد و او را به شهربانی برد. فلسفی در شهربانی ضمن آشنایی با چند بازداشتی دیگر، دریافت که وی پنجمین روحانی است که در تهران بازداشت و در شهربانی زندانی شده است. از دیگر کسانی که در شهربانی همراه وی شب را با بیداری به صبح رساندند، نام حجج ‌اسلام مطهری و مکارم شیرازی در خور ذکر است. ساعتی بعد تعدادشان به حدود چهل تن رسید که این رقم هماره در حال افزایش است.[123]

± ستاد عملیات روحانیون و مخالفین

در ساعت 7:30 بعدازظهر امروز، مأمور ساواک به نقل از همسر آیت‌الله سیدمحمود طالقانی گزارش داد آیت‌الله طالقانی در گذر وزیردفتر، در منزل یک نفر ارمنی مخفی شده است.[124] از سوی دیگر هم مأموران ساواک در روزهای اخیر فعالیت‌های بسیار شدیدی را در حوالی منزل آیت‌الله سیدمحمود طالقانی واقع در امیریه،‌ کوچة قلعه‌وزیر، مشاهده و گزارش کرده‌اند. یکی از مأموران ساواک گزارش می‌دهد که افزون بر روزها، همه شب افرادی به منزل وی رفت‌وآمد کرده، عده‌ای هم با قم تماس می‌گیرند: «ضمناً رابط‌های متعددی از طرف آقای خمینی به منزل آقای طالقانی رفت‌وآمد دارند و ستاد عملیات آخوندها و مخالفین، منزل آقای طالقانی است. از طرفی عده‌ای از کارمندان دولت و بازاریان تهران نیز به خانة آقای طالقانی رفت‌وآمد می‌نمایند».[125]

± بازتاب دستگیری آیت‌الله خمینی

دستگیری آیت‌الله خمینی در شهرهای گوناگون کشور بازتاب‌های متعددی داشته است. واکنش‌های مردم اگرچه همگی در جهت اعتراض به چنین اقدام یک جانبة حاکمیت بوده، عمدتاً در پشتیبانی از وی مردم را به خیابان‌ها و میادین شهرها گسیل کرده است، هر چند تفاوت‌هایی نیز از لحاظ میزان شدت و ضعف طبقات حاضر در این اعتراضات و چگونگی برخورد مأموران انتظامی و پلیس با معترضان در آن‌ها به چشم می‌خورد که از جهات گوناگون درخور توجه و تعمق است. در برخی از مناطق شهری، اعتراضات مردمی متناسب با سرعتی بوده‌ است که خبر دستگیری آیت‌الله خمینی به آن‌ها رسیده. مردم نیز به میزان آگاهی‌شان و اهمیت این موضوع، اقدام به عکس‌العمل کرده‌اند. در اکثر این تجمعات و تظاهرات، بیشتر طبقات اجتماعی حضوری چشم‌گیر داشتند که البته فراوانی آن در سایر شهرها، به تناسب بافت اجتماعی و سیاسی هر کدام از آن‌ها، متفاوت به نظر می‌رسد. در نگاهی کلی، بازتاب دستگیری آیت‌الله خمینی در شهرهای دور و نزدیک کشور به شرح زیر است:

خمین: در ساعات اولیة روز به محض آن‌که خبر دستگیری آیت‌الله خمینی و حوادث تهران و قم به این شهر رسید، مغازه‌داران و بازاریان دکان‌ها و حجره‌ها را بستند و برای اعلام پشتیبانی از آیت‌الله و اعتراض به بازداشت وی، دست به تظاهرات زدند.[126] نجّاری که اهل فرفهان و برای خرید به بازار سرپوشیدة خمین آمده بود،‌ با مشاهدة تعطیلی بازار، همگام با تظاهرکنندگان به سمت خیابان ‌رضاشاه کبیر (مشهور به خیابان چال) به راه افتاد. لحظه‌به‌لحظه بر تعداد تظاهرکنندگان افزوده می‌شد که اندکی بعد شمارشان تمام عرض مسیر حرکت را پر کرد. چند تن از زنان هم گِل در اختیار عزاداران و تظاهرکنندگان قرار می‌دادند که طبق روال مراسم سوگواری بر سرشان بمالند. در صف اول آنان، چند تن از روحانیون سرشناس محل حرکت می‌کردند: حاج‌آقا سیدمرتضی پسندیده (برادر‌ آیت‌الله خمینی)، حبیب‌اللهی، سهرابی و حاج‌مهدی غضنفری از جملة آن‌ها بودند[127] که هم‌صدا با تظاهرکنندگان شعار «یا مرگ یا خمینی» سرمی‌دادند و صراحتاً آزادی آیت‌الله خمینی را می‌خواستند.[128] نزدیک ظهر، صدای شعارهای تظاهرکنندگان، بعضی از دانش‌آموزان را که امتحان پایان سال تحصیلی را داده بودند، از داخل مدارس به خیابان‌ها کشاند و آنان را هم وارد صفوف تظاهرات کرد.[129] در سوی دیگر، مردی که شغل دوچرخه‌سازی دارد، تظاهرکنندگانی را مشاهده می‌کند که به چهارراه پهلوی [امام خمینی کنونی] به حرکت درآمدند. دقایقی بعد مردم به ادارة مخابرات رسیدند. مأموران دولتی در آن‌جا تیرباری کار گذاشته بودند که متظاهرین با دیدن آن از هرگونه اقدامی منصرف شدند و رو به شهربانی نهادند. عدة زیادی هم که در مقابل امام‌زاده محمد به مناسبت سوم امام حسین(ع) مراسم شبیه‌خوانی و تعزیه برپا داشته بودند، با دیدن این وضعیت به جمع تظاهرکنندگان پیوستند. مدتی بعد جملگی به مسجد جامع شهر رفتند و از آن‌جا به خیل مردم معترض پیوستند. تظاهرکنندگان در جلوی ادارة شهربانی، قصد تصرف آن‌جا را داشتند. اما مأموران مسلح در جای‌جای ادارة شهربانی ایستاده بودند. تعدادی از آن‌ها هم بالای پشتِ بام کشیک می‌دادند. به گفتة مرد نجّاری که از ابتدای بازار سرپوشیده همراه تظاهرکنندگان بود، یکی از مأموران پشت بام که اهل گلپایگان بود، با دیدن انبوه متظاهرین، تیر هوابی شلیک کرد.[130] افزون بر این، آیت‌الله پسندیده مردم را از حمله به ساختمان شهربانی بازداشت و با پیشگامی چند تن از ریش‌سفیدان محل، موضوع تصرف ادارة مزبور از سوی جمعیت منتفی شد.[131] در همین حال فردی خبر از مأموری می‌دهد که با چشمانی گریان و با اعلام این‌که «ما هم از شما هستیم» تلاش دارد جریان اعتراض امروز شهر خمین، بدون کشتار و خونریزی خاتمه پیدا کند. سخن او را دیگران هم تأیید کردند که این مأموران معذورند و تقصیری ندارند. به همین سبب مردم به میدان شهر رو نهاده، مقابل امام‌زاده محمد گرد آمدند. در این‌جا حاج‌آقا پسندیده برای مردم سخنرانی کرد. او در سخنانی ضمن اشاره به دستگیری آیت‌الله خمینی و بازداشت ایشان توسط ساواک، اظهار نمود که باید تا آخرین قطرة خون و آزادی آیت‌الله ایستادگی کنیم.[132] پس از آن، نوار سخنرانی دو روز پیش آیت‌الله خمینی در مدرسة فیضیة قم برای مردم پخش شد.[133] گویا عده‌ای هم تلگرافی به تهران مخابره کردند و موضوع حمایت مردم خمین از آیت‌الله خمینی را به مرکز گزارش دادند.[134]

شیراز: در حدود ساعت 19 که اخبار مربوط به دستگیری آیت‌الله خمینی از رادیو پخش گردید، عده‌ای از روحانیون و علمای شهر از جمله آیات سیدعبدالحسین دستغیب، محلاتی، سیدمجدالدین مصباحی و ساجدی با کمک سران و بزرگان محلات تحرکاتی را آغاز و در مساجد جامع، نو، گنج و صاحب‌الزمان شیراز مردم را گرد خود جمع کرده، ضمن تشویق جمعیت به برپایی اجتماع، نسبت به نحوة عمل دولت اعتراض و انتقاد نمودند. آنان مردم را تهییج می‌کردند که در اعتراض به دستگیری آیت‌الله خمینی اقدام کنند. از جمله این‌که اعلام نمودند فردا بازار و دکان‌ها را تعطیل و در مسجد نو تجمع کنند. در همین باره تأکید کردند که این اقدامات و اعتصاب تا آزادی آیت‌الله ادامه پیدا کند.

افزون بر این، حدود پانصد نفر از افراد محلی، در اطراف منازل آیت‌الله دستغیب و آیت‌الله محلاتی اجتماع کرده، به سلاح‌های سرد مسلح‌ می‌باشند. آنان قصد دارند تا فردا صبح در اطراف منزل دو روحانی پرنفوذ شیرازی پاسداری دهند. همچنین از سوی چند تن از علمای شیراز اعلام شد که از صبح فردا مردم، بازار و مغازه‌ها را ببندند و برای برپایی تظاهرات به خیابان‌ها بیایند.[135] در سوی دیگر، چند تن از مأموران ساواک هم دورادور اوضاع را زیر نظر داشته، مشغول تهیة گزارش از اوضاع آن محله‌ها هستند.[136]

شهرری: به سبب نزدیکی به تهران و قرار گرفتن آن در بین مسیر قم ـ تهران، از جمله شهرهایی است که خبر دستگیری آیت‌الله خمینی زودتر بدان‌جا رسید. البته بافت مذهبی این شهر به سبب حرم حضرت ‌عبدالعظیم در این ماجرا که مردم شهرری برای مسائلی از این دست اهمیت قائلند، در این‌باره بی‌تأثیر هم نیست. به هرروی با پخش شدن خبر دستگیری آیت‌الله در شهرری، کسبة فلکة شهر در حالت بهت و حیرت فرو رفتند. اوضاع شهر متشنج بوده‌، مردم در صدد تعطیلی مغازه‌ها برآمدند.[137]

اصفهان: چند تن از جوانان با کمک هم دور شهر را گشته، جمعیتی در حدود دویست تا سیصد نفر را در مسجد جارچی اصفهان گرد هم آوردند. آنان پس از صحبت‌هایی، در بازار دست به تظاهرات زدند و شعارهایی را در حمایت از آیت‌الله خمینی سردادند. عده‌ای هم به بازار و خیابان‌ها گسیل شدند و با دادن شعار «یا مرگ یا خمینی» مغازه‌داران و کسبه را مجبور به بستن دکان‌هایشان کردند. حتی برخی از مغازه‌داران برای این‌که نبود امنیت در اصفهان را به رخ مسئولان دولتی بکشند،‌ از جوانان هوادار آیت‌الله خمینی می‌خواستند شیشه‌های مغازه‌های آن‌ها را هم بشکنند و دکان‌هایشان را ببندند. در این میان افراد معدودی از تظاهرکنندگان هم دستگیر و در کلانتری بازداشت شدند. همچنین تلاش چند تن برای تعطیلی و اعلام اعتصاب در بعضی کارخانه‌ها، مانند کارخانة ‌شهناز اصفهان نتیجه‌ای نبخشید و از همراهی کارگران اصفهانی باز ماندند.[138] هنگام عصر هم عده‌ای از اهالی نجف‌آباد اصفهان با پیشگامی و تحریک دو نفر به اسامی محمدعلی تدین و شیخ حسینعلی منتظری که اولی کارمند فرهنگ و دومی از روحانیون محل است، در اعتراض به بازداشت آیت‌الله خمینی به مسجد بازار رفته، شب را در آن‌جا مانده‌اند. به دنبال اقدام این گروه از اهالی، فرماندار و رئیس شهربانی نجف‌آباد عواقب چنین کارهایی را به ایشان گوشزد کردند. اما آنان پاسخ دادند که: «استخاره کرده‌ایم، خوب نیامده است».[139]

کاشان: از ساعات اولیة صبح امروز که اخبار تهران و قم به کاشان رسید، مردم به خیابان‌ها ریخته، شروع به سردادن شعار علیه دولت کردند. عده‌ای مغازه‌ها و بازار را بستند. در بازار نیز تجمعی صورت گرفت که در طرفداری از آیت‌الله خمینی شعار می‌دادند. آن‌ها با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سوی دروازه دولت و کلانتری رفتند. گروهی نیز به سراغ چند کارخانه و کارگاه‌های اطراف شهر رفته، با بستن کارخانه‌های شماره 1 و 2 ریسندگی و بافندگی، جمعی از کارگران را با خود همراه کردند و به تظاهرات داخل شهر آوردند. جمعیت تظاهرکننده از دروازه دولت رو به سوی شهربانی نهادند که در خیابان پهلوی قرار داشت. روبه‌روی شهربانی، سنگ‌فروشی حاج‌محمد ترامیده واقع بود که متظاهرین با سنگ و چوب و چماق به شهربانی یورش بردند. قوای نظامی مستقر در جلوی ساختمان شهربانی یارای مقابله نداشتند و به بالای پشت بام رفتند. افزون بر این، تعدادی هم از ژاندارمری (واقع در خیابان راه‌آهن) به کمک شهربانی آمدند. با آمدن آن‌ها تیراندازی شروع شد که در نتیجة آن، یکی از متظاهرین به نام علی قدیرزاده، سردستة کارگران معترض، هدف اصابت گلوله قرار گرفت و جان داد. چند تن دیگر نیز زخمی شدند.[140] در همین میان در حدود ساعت 10:30 خبر رسید که در آران و بیدگل هم عده‌ای تجمع کرده، ضمن دادن شعارهایی علیه دولت، منازل اشخاصی را غارت می‌کنند. به دنبال آن چند تن از نظامیان ژاندارمری کاشان بدا‌نجا اعزام شدند تا از اقدامات آنان جلوگیری کنند. آنان 3 کیلومتر مانده به آران، با جمعیتی پانصد نفره روبه‌رو شدند که به سمت کاشان در راه بودند. این جمعیت قرآن بر سر نهاده، اظهار می‌داشتند که: «ما آقای خمینی را می‌خواهیم». اندکی بعد به سمت مأموران اعزامی حمله‌ور شدند و درگیری بین دو طرف آغاز شد. مأموران دولتی با شلیک چند تیر هوایی، مردم را متفرق کردند. آنگاه میان مأموران ژاندارمری کاشان و دو تن از روحانیون سردمدار تظاهرکنندگان، مذاکره‌ای صورت گرفته، مقرر شد افراد به آران بازگردند. هر دو طرف به آران بازگشتند که در حین ورود، خبر رسید افرادی در محله‌های شهر، در و شیشة منازل و مغازه‌ها را می‌شکنند. آنان منازل و مغازه‌های تعدادی از بهاییان آران را به غارت برده، برخی از وسایل ایشان را هم به آتش‌ کشیدند. با مشاهدة این اوضاع، مأموران اعزامی پنج نفر از آن‌ها را دستگیر کردند که جملگی پس از صدور قرار بازداشت از سوی بازپرس شعبة یک کاشان، در زندان شهربانی محبوس شدند.[141]

شهربانی کاشان امروز افراد زیر را به اتهام دخالت و دست داشتن در تظاهرات و حوادث آن شهر، دستگیر کرد. ذکر اطلاعات مربوط به آن‌ها به ترتیب نام و نام خانوادگی،‌ نام پدر، سن، شغل و نشانی سکونت است:

(ناخوانا) فتاحی، علی‌اکبر، 48 ساله، خیاط، سرپله

اسدالله مهدی‌زاده، عباس، 20 ساله، رنگرز، کوی مسجد کرسی

پرویز مهدی‌زاده، عباس، 11 ساله، صباغ، کوی مسجد کرسی

حسن تواضعی، محمدجعفر، 32 ساله، دستگاه‌دار نانوایی، درب زنجیر

حسن رسول‌زاده، علی، 17 ساله، بزاز، کوی مسجد کرسی

حسن شویدی، هاشم، 75 ساله، بقال، کوی سرپله

حسین زاویه‌ای، عبدالرحیم، چهل ساله، عطار، کوی فرمانداری

سیدمحمود سعادت‌یار، (ناخوانا)، 28 ساله، روزنامه‌فروش، درب (ناخوانا)

شکرالله محکمه‌ای، قاسم، 30 ساله، خیاط، (ناخوانا)

علی‌آقایادگاری‌نژاد، مهدی، 48 ساله، عکاس، سرپله

علی شایقی، غلامحسین، 22 ساله، خرازی‌فروش، پشت مسجد میدان

غلامحسین شایقی، علی، 70 ساله، خرازی‌فروش، کوی پشت مسجد میدان

محمد ترامیلی، غلامعلی، 49 ساله، سنگ‌تراش، پشت مشهد

محمد سلطانی، نعمت‌الله، 30 ساله، پیمان‌کار، کوی باغچه شاهی

محمد شاکرانه، علی، 47 ساله، بازرگان، کوی مدرسة سلطانی

محمد محتسبی، محمود، 48 ساله، سلمانی، خیابان محتشم

محمدرسول‌زاده، محمدعلی، 50 ساله، ریسمان‌فروش، کوی کریجه

محمود پهلوان، محسن، 40 ساله، فرش‌فروش، کوی سرهنگ

ناصر یگانه، حسین، 24 ساله، بیکار ولگرد، کوی سرهنگ

نصرالله مهدی‌زاده، اسدالله، 33 ساله، رنگرز، سلطان امیراحمد[142]

اردبیل: خبر دستگیری آیت‌الله خمینی اگرچه دیرهنگام به شهر اردبیل رسید، اما به شدت و با وسعت بیشتری موجبات نگرانی مردم و روحانیون آن شهر را فراهم آورده، حمایت همه‌جانبة روحانیت را از آیت‌الله خمینی برانگیخت. جمعی از طلبه‌های شهر در همان اقدام آغازین، اعلامیه‌هایی که از آیت‌الله در اختیار داشتند، رونویسی کرده، به پخش آن‌ها در سطح شهر پرداختند. شب‌نامه‌هایی را نیز تدارک دیدند و به وسیلة آن‌ها جریان وقایع را به آگاهی مردم رساندند. از جمله روحانیون اردبیلی که در این موقع فعالیت بیشتری از خود نشان داد، حجت‌الاسلام سیدعلی غنی اردبیلی، از شاگردان آیت‌الله خمینی است. او عده‌ای از روحانیون و علمای شهر را گرد هم آورد. حتی افرادی را که مورد اعتمادش بودند از شهرهای نزدیک، مانند خلخال به اردبیل فراخواند تا بلکه برنامه‌ای را در جهت اعلام پشتیبانی از استاد خود، به مرحلة اجرا درآورند. به هر روی عصر امروز، روحانیون بنام شهر در منزل یکی از علما تشکیل جلسه دادند. در این جلسه پیشنهاد یکی از روحانیون مبنی بر این‌که به صورت جمعی به تلگرافخانة اردبیل رفته، مستقیماً در تلگرافی خطاب به محمدرضاشاه آزادی آیت‌الله خمینی را تقاضا کنند، مورد تصویب و تأیید قرار گرفت. به دنبال آن، حدود سی تن از علما و روحانیون که از میان آن‌ها نام شیخ محمدصادق متشکری، شیخ غفور عاملی، حاج میرزامحمد سایلی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، سیدیونس یونسی، حاج میرزا ابوالقاسم توسلی، سیدعلی غنی اردبیلی و ابوالفضل بیدار به یاد است،‌ در تلگرافخانة اردبیل حاضر شدند. رحیمی، رئیس تلگرافخانه اگرچه در همان ابتدا با دیدن حضور ناگهانی ایشان شگفت‌زده شد، اما با شنیدن خبر دستگیری آیت‌الله خمینی همکاری لازم را به انجام رسانده، متن تلگرافی را که آنان آماده کردند، به تهران مخابره کرد. متن تلگراف ارسالی به امضای آن‌ها خطاب به شاه بود که با لحنی مؤدبانه، ضمن آن‌که بازداشت آیت‌الله خمینی را خلاف قانون اساسی می‌دانست، از شاه می‌خواست هرچه زودتر دستور آزادی ایشان را صادر کند. آنان تصمیم گرفتند تا زمانی که جوابی از تهران دریافت نکردند، در همان تلگرافخانه تحصن کنند. نماز مغرب و عشا را در آن‌جا به‌جا آوردند، پیغام دادند که از منزل برایشان لوازم خواب و استراحت مهیا کنند. در این هنگام سرهنگ سلیمی، رئیس ساواک اردبیل، به همراه رحیمی (رئیس تلگرافخانه) و دکتر سیدمجتبی عاملی (رئیس بهداری اردبیل) وارد محل تحصن شدند. اندکی بعد، سرهنگ سلیمی هر کدام از ایشان را به صورت انفرادی به اتاقی فراخواند و به تنهایی با آن‌ها به گفت‌وگو نشست تا در رأی و تصمیم جمعی‌شان تزلزلی ایجاد کند و از ادامة تحصن، منصرفشان سازد. وقتی نوبت به حجت‌الاسلام یونسی، مسن‌ترین روحانی متحصن، رسید، دکتر عاملی پس از انجام گفت‌وگو، اظهار کرد که حال وی مناسب نیست و به سبب ناراحتی باید از تلگرافخانه خارج شود. حجت‌الاسلام یونسی از علمای مشهور شهر بود که در سه مدرسة بزرگ و بازار اردبیل نفوذ فراوانی داشت. از این‌رو نقش وی در تداوم تحصن مؤثر بود و خروج او از تلگرافخانه، علاوه بر موفقیت رئیس ساواک اردبیل، برنامة حمایتی آن‌ها از آیت‌الله خمینی را هم با شکست مواجه می‌ساخت. به همین سبب یکی از متحصنین، به نام ابوالفضل بیدار با حجت‌الاسلام یونسی به گفت‌وگو پرداخت و با یادآوری اهمیت تحصنشان، وی را از اجابت خواستة رئیس ساواک شهر بازداشت. در پی صحبت‌های آن‌ دو، تحصن روحانیون اردبیل در تلگرافخانه ادامه یافت.[143]

زنجان: صبح امروز عده‌ای از اهالی شهر بازار را تعطیل کردند اما چند تن از آنان پس از کسب تکلیف از امام‌جمعه،‌ آیت‌الله عزالدین حسینی زنجانی، به محل کارشان بازگشتند و مغازه‌ها را گشودند. با وجود این، افرادی به تحرکات خود ادامه دادند. از جملة آن‌ها دو تن از بازاریان به نام‌های حاجی حسن و حسین نبطیه، خرازی‌فروش بودند که در بازار بزرگ دیگران را به اعتصاب و بستن دکان‌ها دعوت و افرادی را که به توصیة امام‌جمعه مغازه‌هایشان را باز کرده بودند، تهدید می‌کردند. اقدامات آنان طولی نکشید که با دخالت مأموران متوقف، در ساعت 10 آرامش نسبی بر بازار حکم‌فرما گردید. گفتنی است که از امروز ممانعت مأموران دولتی در زنجان از ورود مردم به مسجد سلطانی و تماس آن‌ها با امام‌جمعه آغاز شده است.[144]

تبریز: تظاهرات پراکنده‌ای از سوی مخالفان دولت صورت گرفته، کلیه مغازه‌ها و دکان‌های بازار نیز بسته شد. همچنین در یکی از تکیه‌های شهر، عکسی از آیت‌الله خمینی نصب شده،‌ مردم با انجام راهپیمایی، شعارهایی را علیه دولت سردادند.[145]

± ترخیص عده‌ای از تظاهرکنندگان دیروز      

در ساعت 4 بعدازظهر امروز با حضور سرگرد صوفی (نمایندة ادارة زندان)، سیدمیرفخرایی (نمایندة ساواک)، عبدالرضا شهابی و نصرت‌الله نصیری (نمایندة ادارة اطلاعات) جلسه‌ای در ساواک مرکزی (تهران) تشکیل و به وضعیت تعداد بیست نفر از دستگیرشدگان تظاهرات روز گذشته رسیدگی شد. این افراد که اسامی‌شان در ادامه می‌آید، به سن قانونی هجده سال نرسیده، بیشترشان دانش‌آموز هستند، لیکن چون در بازجویی‌ها از شرکت در تظاهرات روز 14 خرداد ماه جاری اظهار ندامت نموده‌، با احراز هویت، تعهد کتبی داده‌اند که در آینده در چنان عملیاتی شرکت و دخالتی نکنند، سپس به حکم رأی اعضای شرکت کننده در جلسة عصر امروز از بازداشت مرخص شدند. رأی صادره در سه نسخه به ادارة اطلاعات، ساواک و ادارة زندان ارسال گردید. اسامی افراد یاد شده به ترتیب نام و نام خانوادگی، نام پدر،‌ شغل و سن به شرح زیر است:

1ـ سیدسجاد موسوی، سیدمطلب، کفاش، 15 ساله

2ـ ولی محمدی، حنیفه، دستفروش، 16 ساله

3ـ امیر محمدی، حنیفه‌، مبل‌ساز، 12 ساله

4ـ بهرام بروشکی، محمدحسین، دانش‌آموز، 15 ساله

5ـ ابراهیم شیرزاد، اسمعیل، صراف، 16 ساله

6ـ محمد درویشیان، علی، بازاری، 16 ساله

7ـ محمد خوانساری، حسن، دانش‌آموز، 16 ساله

8ـ مجید افخمی (ستوده)، محمد، دانش‌آموز، 16 ساله

9ـ رضا روایت، سیدمحمد، دانش‌آموز، 14 ساله

10ـ اسفندیار یگانگی، تیمور، کارگر، 15 ساله

11ـ اسمعیل افشار، ابراهیم، محصل، 16 ساله

12ـ علی خدایی، خدانظر، دست‌فروش، 16 ساله

13ـ حسن کشتیانی، عباس، کاسب، 16 ساله

14ـ غلامحسین کیمیایی‌فرد، علی، محصل، 14 ساله

15ـ محمد خزائلی، عباس، محصل، 17 ساله

16ـ محمد جودر، محسن، دانش‌آموز، 17 ساله

17ـ احمد فروهر، علی، محصل، 17 ساله

18ـ محمد بروجردی، محمدتقی، دانش‌آموز، 17 ساله

19ـ ذوالفعلی چاپاری، یوسف، مبل‌ساز، 17 ساله

20ـ امرالله کمان‌دار، علی ‌شیرمحمدی،‌ دست‌فروش، 17 ساله[146]

± نگرانی یهودیان ساکن فارس

ساواک شیراز گزارش داد که: «اخیراً اعلامیه‌ای از طرف آقای خمینی در مورد اسرائیل و قطع رابطه با آن کشور در این شهر توزیع شده که موجبات وحشت و نگرانی یهودیان ساکن در فارس را فراهم آورده است». افراسیابی (رئیس ساواک شیراز) در ادامه با اشاره به این‌که چون تعداد یهودیان ساکن در شیراز نسبت به دیگر نقاط کشور زیاد بوده‌، بیشتر آن‌ها هم از دیگر ساکنین شیرازی، اعم از بازرگانان و پیشه‌وران طلب‌کارند، این موضوع موجب شده این دسته از یهودیان در جلسات سخنرانی‌ها و مراسم مذهبی، در منابر مورد حملة مستقیم قرار گیرند. وی در پایان گزارش خود افزوده است که: «این صحبت‌ها باعث توحش یهودیان شده، تصمیم گرفته‌اند که نماینده‌ای را به تهران گسیل دارند. گذشته از این گفته می‌شود که یهودیان مزبور اعلام آمادگی نموده‌اند که اموال خود را بفروشند و به کشور اسرائیل بازگردند.[147]

± گزارش ساواک از جلسة منزل حجت‌الاسلام کمالوند

گزارشگر ساواک خرم‌آباد که در منزل حاج‌آقا روح‌الله کمالوند نفوذ یافته، خبر آورده که وی در حدود ساعت 8 امشب با فراخواندن عده‌ای از اطرافیان به منزل خود، به آن‌ها سفارش کرد که به دهات و قرای نزدیک خرم‌آباد مانند تجره، زاهدشیر و ماسور اعزام شوند و به روستاییان بگویند که فردا در حالی که به سر و صورت خود گِل‌ مالیده‌اند، در سطح شهر خرم‌آباد بگردند. به گفتة این مأمور ساواک، حجت‌الاسلام کمالوند به افراد مزبور تأکید کرده که فردا در ادامة این کارها، به منزل وی هجوم آورند و حتی عمامه و عبای او را پاره‌پاره کرده، او را مورد خطاب قرار دهند که: «مگر تو مسلمان نیستی؟ چرا ساکت نشسته‌ای و مرجع شیعه را باید بگیرند و به روحانیون اهانت و آزار نمایند؟!» گزارش مأمور یاد شده در ادامه آورده است که وی در نظر دارد به این طریق بلوای بزرگی را در خرم‌آباد و نقاط دیگر لرستان ایجاد کند.[148]

± نظر افکار عمومی درباره وقایع امروز

مأموران ویژة ساواک تهران با حضور در بین مردمی که امروز در نقاط مختلف شهر نسبت به دستگیری آیت‌الله خمینی دست به اعتراض زده بودند، مسائل مختلفی را هم مورد توجه قرار دادند که از مهم‌ترین آن‌ها، افکار عمومی بود. از جمله گزارش‌هایی که مستقیماً به بررسی افکار عمومی در مواجهه با وقایع امروز کنونی ایران می‌پردازد، مصاحبه‌ای است که یکی از مأموران ویژه با رانندة تاکسی در بعدازظهر امروز انجام داد. در این گفت‌وشنود کوتاه، رانندة تاکسی که جوانی سبزچهره بود، پس از هواداری از آیت‌الله خمینی اظهار داشت: «این مرتبه کار دولت یک‌سره خواهد شد». در ادامه هم اضافه کرد که: «هر روز پادشاهی به ایران می‌آید و ضرر هنگفتی به بودجه کشور می‌رسانند». این راننده به صراحت مخالفت خود را با لوایح ششگانه شاه هم ابراز کرد و با اشاره به گفته‌ها و شواهد دوستانش، به بدگویی علیه ساواک پرداخت که: «بیهوده مردم را دستگیر و شکنجه می‌دهد».[149]

افزون بر این، یکی از مأموران ساواک خبری گزارش کرد که به موضوع کشته شدن مأمور کلانتری مشهد پرداخته‌، تأثیر آن را در بین مردم امروز تهران بررسی می‌کرد. بر پایة خبر دریافتی، «حادثة مشهد مورد بحث و گفت‌وگو بین مردم بود و همه کس عمل پاسبان مذکور را مورد نکوهش قرار داده، می‌گفتند در جایی که مردم دچار تعصب شدید مذهبی شده‌اند، باید آن‌ها را راحت و آزاد گذاشت که این ناراحتی خود را از راه پخش اعلامیه و با قرائت آن از بین ببرند. و هر چقدر در مقابل تعصبات مذهبی مردم شدت عمل نشان داده شود، جز این‌که آن‌ها را مجبور به نشان دادن عکس‌العمل کنند، فایدة دیگری ندارد». مأمور ویژة ساواک به تحت تأثیر قرار گرفتن احزاب سیاسی فعال هم اشاره نموده، تصریح کرده است که در چنین شرایطی حتی آن‌ها هم از مردم عادی پیروی می‌کنند: «مردم عوام و مخصوصاً طبقة جوان اکنون چنان تعصب شدیدی نسبت به آیت‌الله خمینی پیدا کرده‌اند که عمال جبهة ملی برای جلب نظر این طبقه، خود را حامی و طرفدار شدید خمینی قلمداد می‌کند و هر چقدر با این افکار جوانان مخالفت شود، احساسات آن‌ها را بیشتر تحریک خواهد نمود و آن‌ها را نسبت به معتقدات خود مؤمن‌تر می‌نماید».[150]

± جلسة کمیتة اطلاعاتی استان آذربایجان شرقی

کمیتة اطلاعاتی استان آذربایجان شرقی در ساعت 11 امروز، با حضور افراد زیر جلسه‌ای را در دفتر فرماندهی لشکر 2 آذربایجان تشکیل داد: نمایندة استاندار، سرتیپ آزموده (فرمانده لشکر 2 آذربایجان)، سرتیپ مهرداد (رئیس ساواک آذربایجان)، سرتیپ عطایی (سرپرست شهربانی‌ها) و سرهنگ طباطبایی (فرمانده ناحیه 3 ژاندارمری آذربایجان). تشکیل این جلسه زمانی ضرورت پیدا کرد که اخباری از اوضاع تهران و زدوخوردهای خیابانی در پایتخت به تبریز رسید. کمیتة اطلاعاتی این استان در این جلسه تصمیمات را اتخاذ کرد:

«1ـ لشکر 2 آذربایجان برای مقابله با حوادث احتمالی آینده، اقدامات احتیاطی معمول دارند.

2ـ از طرف لشکر 2 آذربایجان، بنا به تقاضای تیمسار سرتیپ عطایی، سرپرست شهربانی‌های آذربایجان شرقی و تأیید کمیتة اطلاعاتی، سه گروهان پیاده در اختیار شهربانی گذارده شود.

3ـ طبق دستور مورخه 14/3/42 سازمان امنیت و اطلاعات کل کشور و همچنین دستور مورخه 15/3/42 رسیده از ادارة اطلاعات شهربانی کل کشور به شهربانی آذربایجان شرقی و به منظور جلوگیری از تحریکات و تظاهرات احتمالی آینده، تصمیم گرفته شد سه نفر وعاظ به شرح پایین 1ـ محمد حسن بکایی 2ـ میرزاعیسی اهری 3ـ میرزا محمود وحدت که در گذشته و مخصوصاً در چند روز اخیر (ایام عزاداری) زیاده از حد تحریک و هتاکی کرده‌اند، دستگیر و به مرکز اعزام شوند و به سایرین که فعالیت آن‌ها در درجة دوم بوده، گوشزد شود که از کوچک‌ترین عمل برخلاف مصالح کشور چشم‌پوشی نخواهد شد و تذکر به وسیلة ساواک آذربایجان داده خواهد شد.

4ـ از نظر تبادل اطلاعات و بررسی دستوراتی که ممکن است از تهران برسد، تصمیم گرفته شد کمیتة اطلاعاتی در ساعت 18 مورخه 15/3/42 مجدداً در استانداری تشکیل شود».[151]

± سخنرانی حجت‌الاسلام انزابی

حجت‌الاسلام محمدحسین انزابی، ‌از روحانیون فعال آذربایجان، در بخشی از سخنرانی‌ امروزش در مسجد جامع تبریز اظهار داشت که: «مراجع تقلید دستور داده بودند که در دهة عاشورا با منطق و استدلال، احکام الهی را بازگو کنیم تا هیئت حاکمه پنبه‌ها را از گوش خود درآورند. اگر به حرف ما گوش دادند که هیچ، و اگر گوش ندادند، ما باید منتظر بمانیم تا دستوری از مراجع تقلید برای ما برسد». او در این‌باره تصریح کرد که: «پس‌گرفتن یک حرف برای اشخاص، شکست محسوب نمی‌شود. باید قوانینی که مخالف اسلام است، از بین برود». انزابی در ادامه ضمن دعوت مردم برای حفظ و رعایت نظم و اعلام این نکته که روحانیون خواسته‌های خود را به دولت ابلاغ می‌کنند، افزود: «گوش به زنگ باشید اگر تا پنج روز دیگر خواسته‌های ما را جواب ندادند، بایستی قیام نماییم».[152]

± تلاش ساواک قزوین برای کنترل اوضاع

به دنبال دستور ساواک کل مبنی بر مراقبت کامل و آمادگی لازم برای جلوگیری از هرگونه اتفاق و حادثة احتمالی، نادور (رئیس ساواک قزوین) گزارش داد که به همین منظور با روحانیون، وعاظ و اهل منبر قزوین، تماس‌هایی برقرار کرده، ضمن جلب توجه آن‌ها به وضعیت شهر در روزهای تاسوعا و عاشورا، همکاری بیشتر آن‌ها را در جهت کنترل دسته‌های عزاداری به دست آورده است. اما دو تن از اهالی قزوین که اصولاً در کلیة جریان‌های چند روز گذشته‌ دخالت داشته‌اند و در راه مخالفت با دولت قدم برمی‌دارند، از توجه به توصیه‌های وی سر پیچی کرده‌اند. نادور شرح عملیات آن دو را هم آورده است:

«1ـ آقای سیدمحمد شهاب واعظ، مدیر دبستان رضوان و عضو فرهنگ که از صندوق دولت حقوق دریافت می‌دارد، در گذشته ضمن سخنرانی‌های مذهبی، مطالبی علیه دولت‌ها و خارج از موضوع در منابر و مجالس ایراد نموده است. وی به عوض وعظ و خطابه در امور دینی و مذهبی، به حاشیه روی [آورده] و کنایه[آمیز] به روش دولت می‌پردازد و بیشتر گفتارش خارج از موضوع بوده. مثلاً در این چند روزه پس از مختصری سخنرانی مذهبی، گفتاری از قبیل مردم جمع شوید، انجمن تشکیل دهید (منظور انجمن مبلغین مسلمانان است) و یا این‌که اظهار داشت در روزنامة کیهان ذکر شده تعداد کثیری افیونی هستند، چرا دولت اقدام نمی‌کند و اگر روزنامه دروغ می‌گوید، چرا او را تعقیب نمی‌کند. نامبرده در روز 12/3/42 به همراه عده‌ای از روحانیون به شا‌هزاده حسین رفته، ضمن سخنرانی بیان داشته هرکس برخلاف مملکت و دین اسلام رفتار نماید، خدا آن را ریشه‌کن نماید و اشخاصی که به ضرر دین قدم برمی‌دارند، نابود نماید.

2ـ آقای میرزا نصرالله شهیدی که یکی از مالکین درجه یک و همواره تا حدی مخالف لوایح ششگانه بوده، اغلب در منزل وی و بعضی نقاط با مالکین جلساتی برقرار می‌نماید و تا حدی بین عامه منفور است و طبق اطلاع، مراوداتی با آقای خمینی نیز دارد. وی در شب عاشورا [به] وسیلة دعوتنامه که در ذیل آن نام سید ابوتراب ترابی (حسینی) بوده است، کلیة وعاظ و روحانیون را در منزل خود به شام دعوت و پس از صرف شام به اتفاق، به شاهزاده حسین حرکت [کردند]. در ضمن راه این نوحه را متفقاً می‌خواندند: «ما حافظ قرآنیم،‌ ما پیرو اسلامیم، ما خصم یهودانیم» و پس از رسیدن به شاهزاده حسین، بالای منبر رفته، ابتدا بیان داشت که بنده از طرف آقایان خمینی و شریعتمداری این عزای ملی را به همة شماها تسلیت عرض می‌نمایم و اضافه نمود که من در چند سال قبل، شخصاً سرپرستی عده‌ای را داشتم که هر دستوری می‌دادم، انجام می‌شد. فعلاً هم دستور آقایان خمینی و شریعتمداری را عمل خواهم نمود. و بیان داشت که این دو نفر آقایان، در صدر روحانیون قرار دارند و مراجع تقلید می‌باشند و با این گفتار، مردم را مرتباً به طرفداری و حمایت از دو نفر آقایان مذکور تهییج می‌کرد. پس از خاتمة این امر، مجدداً روحانیون و وعاظ به طرف منزل وی حرکت و در بین راه این جمله را «ما حافظ قرآنیم، ما پیرو اسلامیم،‌ ما خصم یهودانیم، در عصر یهودانیم» با هم تکرار می‌کردند. نامبرده در روز 12/3/42 در شاهزاده حسین ضمن سخنرانی، اظهار داشته که شماها شاید قضیة شهریور20 را بدانید. کسی نتوانست با ما کاری بکند و فعلاً هم نمی‌تواند کاری بکند و هرچه آقای شریعتمداری بگوید، عمل می‌کنم. در خاتمه در ساعت 10 صبح روز 14/3/1342 عدة کثیری از کسبة بازار، دسته‌جمعی از منزل حاج میرزانصرالله شهیدی خارج و جملات «حسین‌جان، حسین‌جان ملت عزادار توست/ خمینی، خمینی ملت طرفدار توست/ خمینی، خمینی خدا نگهدار توست» را سرنوحه گرفته و در کوچه و خیابان‌های شهر با هم تکرار می‌نمودند».[153]

با وجود این، میرزا نصرالله نامی که در قزوین بین بازاریان و روحانیون نفوذی دارد، عده‌ای از آن‌ها را در ساعت 7 تا 9 امشب به منزل خود فراخواند و پس از مذاکراتی، تصمیم گرفتند که به تلگرافخانة شهر رفته، در طرفداری از آیت‌الله خمینی پیغام‌هایی را به تهران مخابره کنند. اما فرمانده تیپ قزوین وی را احضار و با دادن تذکراتی، او را از این اقدام منصرف کرد.[154]

± دعوت مردم به آرامش توسط امام جمعة زنجان      

در ساعت 9 امشب عده‌ای از اصناف و بازاریان زنجان در منزل امام جمعه (آیت‌الله عزالدین حسینی زنجانی) شهر خود گرد آمدند و ضمن شرح و مذاکره دربارة وضعیت فعلی کشور، نظر او را در مورد هرگونه عکس‌العمل مناسب از جمله برپایی تظاهرات و تعطیل کردن بازار و مغازه‌ها جویا شدند. ولی امام جمعة زنجان هیچ‌گونه عکس‌العمل و تظاهرات یا تعطیلی بازار را صلاح ندانست و آنان را به حفظ آرامش دعوت کرد.[155]

± گزارش رئیس ساواک استان سیستان‌ و بلوچستان

آرشام (رئیس ساواک استان سیستان‌ و بلوچستان) در گزارشی کوتاه به تهران اعلام کرد که: «مراسم عزاداری در این منطقه در کمال نظم و آرامش برگزار [شده]، در استان سیستان و بلوچستان، روحانی ناراحت و مخالف مصالح مملکت وجود ندارد». او در ادامه از آیت‌الله صالحی نام برد که در استان کرمان فعالیت‌هایی را انجام داده، محرمانه با آیت‌الله خمینی ارتباط برقرار کرده است. به نوشتة آرشام، روحانی یاد شده با سیاست فعلی دولت مخالف است؛ اما از عناصر افراطی نبوده، در ایام محرم مراسم عزاداری و سوگواری را به سکوت برپا کرده، همیشه سیاست مبارزة منفی را تعقیب می‌کند. رئیس ساواک استان سیستان‌وبلوچستان در پایان تصریح کرده است که «وی به نظر می‌رسد مشمول امریه، یعنی محرک درجه یک نباشد».[156]

± تحرکات حزب زحمت‌کشان در اصفهان      

در جلسة حزب زحمتکشان (شعبة اصفهان) که امشب برگزار گردید، پیشنهاد شد که افراد حزب در مجالس روضه‌خوانی‌ها حاضر شده، وعاظ را وادار به دعا برای آیت‌الله خمینی کنند. اما یکی از اعضای حزب به نام دکتر واعظی با این پیشنهاد مخالفت کرد. سرانجام مقرر شد که فعلاً کارشان به بستن بازار و مغازه‌ها معطوف گردد.[157]

± روحانیون ایرانی در کویت در صدد آزادی آیت‌الله خمینی

چند تن از روحانیون ایرانی که برای تبلیغ به کویت اعزام شده‌اند، از دریافت اخبار مربوط به وطن خود متأثر و متأسف شدند. حجج ‌اسلام علی دوانی، سیدحسین سعیدی، وحیدی خراسانی و ابوالقاسم خزعلی با شروع ماه محرم به کویت رفته‌اند و در این روزها به تبلیغ مشغولند. حجت‌الاسلام دوانی پیش از ظهر امروز در حسینیة محلة شرق کویت خبر دستگیری آیت‌الله خمینی و تظاهرات گستردة مردم تهران و قم را به وسیلة تلفن دریافت کرد که همین امر او را واداشت عده‌ای دیگر از هموطنانش را در آن حسینیه گرد هم‌ آورد. آنان با شنیدن اخباری از سخنان اسدالله علم (نخست‌وزیر) مبنی بر محاکمه و اعدام آیت‌الله خمینی، لحظاتی را با تأثر گذراندند. آنگاه در صدد راهی برای آزادی آیت‌الله خمینی برآمدند. در ابتدا پیشنهاد شد که به وسیله‌ای رسماً از مقامات کویت تقاضا کنند که از شاه ایران بخواهند آیت‌الله را آزاد سازد. اما پس از مشورت با یکی از وکلای کویتی، از عمل به این پیشنهاد منصرف شدند. در نهایت جملگی تصمیم گرفتند که موضوع را تلگرافی به مراجع نجف، آیات عظام سیدمحسن حکیم، سیدابوالقاسم خویی و سیدمحمود شاهرودی اطلاع دهند و به واسطة آنان موضوع را پی بگیرند. به دنبال آن حجت‌الاسلام دوانی نامه‌ای خطاب به آیت‌الله حکیم و آیت‌الله خویی نوشته، افزود که: «... اگر نجف را تعطیل نکنید و اقدامی انجام ندهید، ممکن است حادثة ناگواری برای آقای خمینی پیش آید و ننگش در تاریخ برای آقایان بماند».[158]

± مذاکرة عضو جبهة ملی با عضو سفارت آمریکا          

ویلیام گرین‌‌میلر از اعضای سفارت آمریکا در ایران، با دکتر حسین مهدوی، از رهبران جبهة ملی، دربارة چگونگی وقایع امروز کشور گفت‌وگو کرد. گزارشی از این جلسه که عصر امروز در منزل دکتر مهدوی انجام گرفت، در اختیار سفارتخانة آن کشور در تهران قرار گرفت. طبق این گزارش، پنج نکتة زیر از نظر دکتر مهدوی، مهم و درخور توجه است: 1ـ حکومت، روز قبل دربارة تظاهرات اطلاع پیدا می‌کرد. 2ـ عملیات با اهداف استراتژیک تنظیم شده بود. 3ـ قدرت احساسات مذهبی ایرانیان، به نحو قابل ملاحظه‌ای از سوی رژیم کمتر از آنچه هست، تلقی شده بود. 4ـ آیت‌الله خمینی یک چهرة ملی مهمی است که حکومت باید با نهایت احتیاط با وی رفتار کند. 5ـ جبهة ملی مستقیماً در این تحرکات دستی نداشته است. گرین‌میلر در این گزارش، از تظاهرات مردمی با عنوان «اغتشاشات» یاد کرده، نظر دکتر مهدوی را هم در این باره بازتاب داده است. به طوری که مهدوی ضمن صحبت اشاره کرد که از ساعت 10 صبح تا بعدازظهر امروز، در سراسر شهر تهران به گردش درآمده، هیچ سازمانی را در بین اغتشاش‌کنندگان مشاهده نکرده است. او مکان‌هایی را هم که مورد حملة مردم قرار گرفته، چنین ذکر کرد: «در وزارت دادگستری پرونده‌ها سوزانده شده، وزارت کشور منهدم شده، دفتر جهانگیر تفضلی در ادارة اخبار و سخن‌پراکنی [ادارة رادیو و انتشارات] ویران شد. زورخانة جعفری، قلدر مشهور حکومت، ویران شد. قسمتی از روزنامة اطلاعات سوزانده شد. ادارة پست‌ و تلگراف‌ و تلفن غارت شد. پاسگاه‌های پلیس مورد حمله قرار گرفت. پمپ‌های بنزین سوزانده شد. سیم‌های تلفن قطع شد. کیوسک‌های تلفن ویران شد. اتوبوس‌ها و ایستگاه‌های اتوبوس ویران شد». به نظر مهدوی اگرچه غارت اموال عمومی بسیار کم بوده، اما تخریب‌های عمومی عمدتاً متوجه اموال دولتی بوده است. جنگ و گریز هم از چهار نقطة اصلی شهر متوجه کاخ سلطنتی بود که این چهار نقطه عبارتند از: بازار، میدان فوزیه، دانشگاه تهران و ایستگاه راه‌آهن. شدیدترین زدوخوردها در حسن‌آباد و البته در بازار رخ داد که محدودة دفاعی در مقابل آن‌ها، به اطراف کاخ مرمر بازمی‌گردد. بخش دیگری از موضوع صحبت‌های دکتر مهدوی و گرین‌میلر مربوط به آیت‌الله خمینی بود که در این‌باره مهدوی گفت که: «وی شش ماه قبل نسبتاً ناشناخته بود. مع‌ذالک مخالفت صریح او علیه اقدامات ضد ملاها از سوی شاه، او را در کانون توجه قرار داد. خمینی از سوی روشنفکران ایران و حتی آن‌هایی که توجه کمتری نسبت به اسلام دارند، به عنوان یک مرد با معلومات و فوق‌العاده باهوش و باشهامت شناخته شده است. از آن‌جایی که خمینی اخیراً به رهبریت روحانی همة شیعیان انتخاب شده و تنها 65 سال دارد و دارای قدرت و نشاط روحی و جسمی است، نقش او در سیاست ایران اکنون بسیار اهمیت دارد. [به همین سبب] رژیم نخواهد توانست خمینی را بدون مخالفت‌های شدید مداوم، همچنان در بازداشت نگه دارد». مهدوی در ادامه اذعان کرد که به غیر از دوران رهبری دکتر مصدق، در حال حاضر جبهة ملی قادر به متشکل کردن عدة زیادی از مردم نبوده، نمی‌تواند آن‌ها را به صحنه بیاورد. در بخش دیگری از این مذاکره، تأثیرات عمیق مذهبی از نظر مهدوی که هم‌اکنون یکی از رهبران برجستة جبهة ملی شناخته می‌شود، به صورت کانونی بیان شد که منشأ آن تظلمات متعدد و پیچیده است. او برای تشریح این مطلب، خوشحالی مردم را در حادثة ویران شدن زورخانة شعبان جعفری (مشهور به شعبان بی‌مخ) به مثابة امری ذکر کرد که با این کار احساسات نفرت‌انگیز مردم نسبت به بیگانگان به طور کامل آشکار بود. به باور وی اگرچه حکومت کنونی قدرت مذهبی را دست‌ کم گرفته، اما حرارت و اشتیاق مذهبی، محدود به عده‌ای است که احساساتشان قابل توجه بوده، حوادث اخیر هم نشان داد بیشتر ایرانیان عادی که در این اغتشاشات دست داشته‌اند، نسبت به مذهب خودشان بیشتر توجه نشان می‌دهند تا نسبت به شاه کنونی. در این‌جا موضوع سوزاندن کتابخانة پارک‌شهر به میان آمد که او با اشاره به آگاهی مردم نسبت به هدیه بودن این کتابخانه از سوی بعضی آمریکایی‌ها، افزود: «احساسات نفرت نسبت به بیگانگان، نسبتاً در این اغتشاشات نقش کوچکی داشت». مهدوی در ادامه تصریح نمود: «آن‌هایی که از سانسور نفرت داشتند، بیشتر مسئول سوزاندن دفاتر روزنامة اطلاعات و بخش اخبار و سخن‌پراکنی در میدان ارک بودند».

مهدوی در ادامه، علت اعتراضات و تظاهرات دو روز اخیر را دستگیری آیت‌الله خمینی دانسته، به جریان احضارش از سوی ساواک و طرح این سؤال اشاره نمود که: «آیا جبهة ملی در نظر دارد در تظاهرات علیه دولت در تاریخ 15 خرداد شرکت کند یا خیر؟» وی با تصریح بر پاسخ «خیر» به این سؤال ساواک، یادآور شد که: «بعضی از دانشجویان دست چپی جبهة ملی در حوادثی که حدود ظهر در دانشگاه رخ داد و در نمایش، پرچم حاکی از مرگ بر مستبد خون‌آشام و سوزاندن یک جیپ دولتی دست داشته‌اند، به محض این‌که رهبران جبهة ملی در این‌باره آگاهی یافتند، به ساواک تلفن کرده و گفتند که مانع این تظاهرات در دانشگاه بشوند و این کار بعداً انجام گرفت». او حتی از مصاحبة مطبوعاتی پاکروان (رئیس ساواک) هم یادی به میان آورد که در آن تأکید کرد جبهة ملی در این حوادث دست نداشته است. پیامدها و مسائل آینده که به دنبال حوادث این چند روز در آینده احتمال رخ ‌دادن آن‌ها هست، از دید مهدوی و گرین‌میلر مغفول نماند و در پایان صحبت‌ها به این دست از موضوعات پرداختند. مهدوی ضمن آن‌که تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها را لااقل به ترتیب 45 و 90 نفر تخمین زد، گفت که: «روزهای سنتی عزا، یعنی روزهای سوم و چهلم پس از مرگ در سراسر کشور، مراسمی برای کشته شدگان برگزار خواهد شد». او در این‌باره احتمال داد که باز در آن روزها بار دیگر فرصتی به دست روحانیون و مخالفان بیفتد تا متحد باشند و تحرکاتی را انجام دهند و اگر حکومت مانع عزاداری شود، نتیجة آن به احتمال قوی با خشونت بیشتری همراه خواهد شد.[159]

± تحلیل خبرگزاری آسوشیتدپرس از حوادث امروز

ویلیام رایان (مفسر شناخته شدة خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس) نخستین مفسر خارجی است که بلافاصله بعد از حوادث امروز کشور، به تحلیل آن‌ها نشست و امشب دربارة آن‌ها اظهار نظر کرد. او در تفسیر خود ابتدا پیش‌بینی کرد که شاید ایران بار دیگر در آستانة مرحله‌ای تازه از بلواها و آشوب‌های داخلی باشد. در ادامه هم تصریح کرد که جنگ‌های خیابانی که امروز در تهران به وقوع پیوست، در تاریخ این کشور به هیچ‌وجه پدیده‌ای تازه نیست. رایان با طرح این پرسش که آیا این حوادث و اغتشاشات، اساس رژیم کنونی ایران را متزلزل خواهد کرد یا نه، پاسخ داد: «احتمال دامنه‌دار شدن آشوبگری در تهران و سایر شهرستان‌های ایران الزاماً منتفی نشده، بدون شک هرگاه تظاهرکنندگان و اغتشاش‌کنندگان به آخرین هدف خود یعنی برهم زدن رژیم کنونی ایران برسند، تمام منافع استراتژیکی و حیاتی غرب و مخصوصاً آمریکا در منطقة حساس خاورمیانه، دچار خطر خواهد گردید». بخش دیگر صحبت‌های ویلیام رایان، تجزیه و تحلیل و طبقه‌بندی دسته‌های گوناگون مخالفان دولت و هدف اساسی مخالفت‌ها بود که در این باره یادآور شد: «از ناسیونالیست‌های جبهة ملی گرفته تا بازار که در گذشته غالباً کانون انقلابات و التهابات ایران بوده،‌ و از عناصر ارتجاعی سیاه گرفته تا کمونیست‌ها، همه و همه قشرها و عناصری هستند که در برابر اصلاحات شاه ایران سنگربندی کرده‌اند. مع‌ذالک توجیه این مخالفت از نظر هر کدام از طبقات مختلف مخالفان، با منطق‌های جداگانه و مخصوص خودشان همراه است. ملاکین بزرگ به خاطر از دست دادن فرمانروایی بر دهات،‌ روحانیون به دلیل محروم شدن از نفوذ مادی و معنوی سابق در روستاها و شهرستان‌های ایران، ‌ناسیونالیست‌های افراطی تحت عنوان غیرقانونی بودن حکومت بدون مجلس و قانون اساسی و بالاخره کمونیست‌ها طبق سنت دیرین خود برای بهره‌برداری از هر آشوب و بلوایی برای در دست گرفتن حکومت، با پادشاه ایران مخالفت می‌کنند». وی در بخشی دیگر از تفسیر حوادث امروز تهران و شهرهای مهم ایران، ضمن یادآوری رفراندوم سال گذشته، تأکید کرد که پشتیبانی شاه از رفراندوم و اصول ششگانه‌اش، به خودی‌ خود برای جلوگیری از تمهیدات عناصر مخالف، کفایت نخواهد کرد. او در پایان با اشاره به اهمیت ایران برای کشورهای غربی و دولت آمریکا تصریح نمود: «هرگاه ایران دچار خطر شود، دنیای آزاد غرب و بیش از همه، آمریکا که از سازمان پیمان مرکزی حمایت می‌کند و ایران را به اضافة ترکیه، بزرگ‌ترین سنگر دفاعی جناح شمالی غرب می‌داند، با آسیب‌پذیری جدی روبه‌رو خواهد بود».[160]

±حضور طرفداران امینی، درخشش و آرامش در مجالس روضه‌خوانی

از نظر عوامل دولتی، شرکت اغلب طرفداران افراد زیر در مجالس روضه‌خوانی روزهای گذشته که گفته‌های وعاظ را در مخالفت با اقدامات دولت تأیید می‌کردند، جلب توجه نموده است. این افراد عبارتند از علی امینی، محمد درخشش و احمد آرامش.[161]

± کنفرانس اصلاحات ارضی   

پیش از ظهر امروز با حضور سپهبد ریاحی، وزیر کشاورزی، معاونان او، رئیس و کارکنان سازمان اصلاحات ارضی و عده‌ای از صاحب‌منصبان وزارت کشاورزی، کنفرانسی در ادارة کل ترویج تشکیل شد. ریاحی در این کنفرانس ضمن اشاره به ارتباط 75 درصد از کشاورزان کشور با وزارتخانة تحت ریاستش گفت: «پس از ششم بهمن ماه 41 به طور بارزتری عظمت و اهمیت وزارت کشاورزی معین شد و در حال حاضر انتظار مردم به پایه‌ای رسیده است که تمام اصلاحات ملی و کشوری را از این وزارتخانه خواستارند». او در بخشی دیگر از سخنانش به قوانین اصلاحات ارضی و ملی شدن جنگل‌ها پرداخت که سروکارشان با وزارت کشاورزی است و افزود: «پس از پایان اجرای مرحلة اول قانون اصلاحات ارضی، تشریح و اجرای هدف‌های عالی اصلاحات ارضی و تهیه و اجرای بهترین طرح‌های عمرانی و تولیدی و به ثمر رسانیدن هدف‌های قانون مترقی اصلاحات، وزارت کشاورزی است. گروه‌های اعزامی که از این پس به دهات اعزام خواهند شد، از نزدیک مسائل زندگی روستایی یعنی احتیاجات دهات و دهقانان را از قبیل عمران قنوات، مورد مطالعه و بررسی قرار خواهند داد و گزارشی دقیق از این احتیاجات را به طور مشخص به صورت کلیات، تسلیم وزارت کشاورزی خواهند کرد تا این وزارت اقدامات لازم را به عمل آورد». این کنفرانس به مدت یک هفته ادامه خواهد داشت و در جلسات آن، دربارة مسائل مربوط به اصلاحات ارضی مذاکره خواهد شد.[162]

± آمادگی همدان برای استقبال از شاه

روزنامة کیهان به نقل از خبرنگار اعزامی‌اش به همدان گزارش داد که مردم همدان از هم‌اکنون آمادة استقبال از سفر محمدرضاشاه به آن ناحیه هستند و از طرف کسبه، تجار و اصناف، بیست طاق نصرت در مسیر حرکت وی بسته شده است. طبق برنامة از قبل اعلام شده، قرار است محمدرضا پهلوی به اتفاق شهناز در ساعت 10 صبح روز شنبه (18 خرداد ماه جاری) سد شهناز را در استان همدان افتتاح کند. اعطای اسناد مالکیت کشاورزان همدانی، از دیگر برنامه‌های سفر شاه به منطقة یاد شده است که پیش از آن، نخست‌وزیر کارهای مقدماتی را انجام خواهد داد.[163]

± تصویب بودجة سال مالی شرکت ملی نفت

سخنگوی شرکت ملی نفت ایران گزارش داد که در جلسة اخیر شورای ‌عالی نفت، بودجة سال مالی 1341 و 1342ش به تصویب رسیده است. طبق این گزارش، پیش‌بینی درآمد سال مالی مذکور 8600 میلیون ریال است که تماماً از محل فروش نفت خام و مواد نفتی به دست خواهد آمد. گزارش شرکت ملی نفت تصریح دارد که رقمی از محل پرداخت در آن مبلغ منظور نشده است. همچنین مطابق مقررات اساسنامه، مبلغی هم به ذخیرة قانونی شرکت اضافه شده است.[164]

± برنامه‌های وزیر کشور در آذربایجان

بازدید از کارهای آبادانی شهر تبریز، از جمله برنامه‌های سفر وزیر کشور به آذربایجان است که پیش از ظهر امروز به آن پرداخت و از اردوی کارهای عمرانی تبریز در 13 کیلومتری شهر دیدن کرد. پیراسته، در مراجعت از آن به استخر شاه و باغ گلستان سر زد. سپس در دانشگاه و دانشکدة ادبیات تبریز حضور یافت و با استادان و عده‌ای از دانشجویان آن به گفت‌وگو پرداخت و دربارة وظایف دانشجویان و دانشگاهیان سخنرانی کرد. شرکت دانشجویان در امور اجتماعی و کسب آگاهی از مشکلات شهر خود، مهم‌ترین نکاتی بود که او به آن‌ها اشاره کرد. در ادامه هم به بعضی از مشکلات دانشجویان رسیدگی کرده، به دیدار از ساختمان‌های مجهز دانشگاه رفت.[165] پیراسته مستقیماً به فرودگاه تبریز رفت و در حدود ساعت 11:30 تبریز را به سمت رضائیه (ارومیه) ترک کرد. وزیر کشور در رضائیه از سوی استاندار آذربایجان غربی مورد اسقبال قرار گرفت. او پس از شرکت در جلسة معارفه با حضور نمایندگان مردم آذربایجان غربی، ‌به گلمانخانه رفت و از قسمت‌های مختلف آن شهر دیدن کرد.[166] آنگاه به اتفاق استاندار، مدیرعامل جمعیت شیر و خورشید سرخ و مدیرکل فنی وزارت کشور و رؤسای سازمان‌های اداری به کنار دریاچة رضائیه رفت و از وضع مسافرانی که به آن منطقه می‌روند، باخبر شد. همچنین مبلغ یک میلیون ریال در اختیار استانداری گذاشت که برای تأمین آب و سایر لوازم آسایش مسافران، به مصرف رساند. یک میلیون هم برای تکمیل استادیوم ورزشی رضائیه اختصاص داد.[167]

± تلاش دولت افغانستان برای حل اختلاف با پاکستان

دکتر محمد یوسف، صدراعظم افغانستان، در جلسة اخیر مجلس ملی آن کشور هنگام معرفی اعضای کابینه،‌ با اشاره به موضوع تجدید روابط میان افغانستان و پاکستان، از مساعی شاهنشاه ایران یادی به میان آورده، ضمن اشاره به کوشش‌های شاه ایران در این زمینه، ‌ابراز امیدواری کرد که: «پس از استقرار روابط مجدد پاکستان و افغان در آیندة نزدیک، با ایجاد حسن تفاهم و اعتماد متقابل بین دو کشور مسلمان، اختلافات سیاسی دو کشور برطرف گردد».[168]

 

پی‌نوشت‌ها:


[1]. فصلنامه حضور، تک‌شماره، خرداد 1371، سند شماره یازده.

[2]. همان.

[3]. همان.

[4]. پابه‌پای آفتاب، گفته‌ها و ناگفته‌ها از زندگی امام خمینی، ج1، گردآورنده امیررضا ستوده، تهران، پنجره، 1373، ص109.

[5]. فصلنامه حضور، تک‌شماره، خرداد 1371، سند شماره یازده.

[6]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج10، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 4 و 5؛ خاطرات 15 خرداد، به کوشش علی باقری، دفتر هشتم، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری)، 1347 تا 1378، ص108.

[7]. فصلنامه حضور، تک‌شماره، خرداد 1371، سند شماره یازده؛ مسعودی خمینی، علی اکبر، خاطرات آیت‌الله مسعودی خمینی، به کوشش جواد امامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 264و 265.

[8]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،‌ج2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص416.

[9]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص 206 تا 208؛ مجله 15 خرداد، شماره 25، بهار 1376، ص 117، 134.

[10]. مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص68؛ سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص28.

[11]. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، آرشیو اسناد دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری).

[12]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص330.

[13]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16 خرداد 1342، ص 1 و 11.

[14]. خاطرات 15 خرداد، دفتر پنجم، همان، ص 194 تا 196.

[15]. همان، دفتر دوم، ص45.

[16]. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (از مرجعیت امام خمینی تا تبعید) به کوشش عبدالوهاب فراتی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384 ـ 1383،ص 103 ؛ طاهری خرم‌آبادی، حسن، خاطرات آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 121 تا 124؛ گرامی، محمد علی، خاطرات آیت‌الله گرامی، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 250 تا 252؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص442.

[17]. منصوری، جواد، قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد، ج 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص172.

[18]. خاطرات 15 خرداد، دفتر پنجم، همان، ص 277 تا 279.

[19]. همان.

[20]. همان، ص 100 تا 103.

[21]. همان، صفحات متعدد.

[22]. مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، همان، ص73.

[23]. خاطرات 15 خرداد، دفتر پنجم، همان، ص 277 تا 279.

[24]. بادامچیان، اسدالله، آشنائی با جمعیت مؤتلفه اسلامی، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا، ص 66 و 67.

[25]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص427.

[26]. همان، ج9، ص69.

[27]. همان، ص75.

[28]. همان، ج2، ص428؛ همان، ج 9، ص7.

[29]. همان، ج 2، ص430.

[30]. همان، ج9، ص71.

[31]. همان، ص75.

[32]. همان، ص76.

[33]. همان، ج2، ص432.

[34]. همان، ج9، ص 71، 80.

[35]. همان، ص80.

[36]. همان، ص75.

[37]. همان، ص83.

[38]. همان، ج9، ص83.

[39]. همان.

[40]. همان، ج2، ص434.

[41]. همان، ص433.

[42]. همان، ج9، ص74.

[43]. همان، ج2، ص435.

[44]. همان، ج9، ص90.

[45]. همان، ص82.

[46]. دهنوی، محمد، قیام خونین 15 خرداد به روایت اسناد، تهران، رسا، 1360،ص 79 تا 100.

[47]. مجله 15 خرداد، شماره صفر، خرداد 1369، ص36؛ فصلنامه مطالعات تاریخی، شماه 7، ویژه‌نامه 15خرداد، ص 35.

[48]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، مجلدات 2 تا 9، همان، صفحات متعدد.

[49]. مجله فردوسی، شماره 121، 21 خرداد 1342، ص 3 و 4 و 29 و 30.

[50]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص136.

[51]. همان، ج8، ص 166 و 171؛ همان، ج3، ص 104 و 105.

[52]. همان، ج8، ص 204 تا 206؛ روح‌بخش، رحیم، نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، ‌مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 272 تا 274.

[53]. قیام 15 خرداد 1342به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص136.

[54]. خاطرات 15 خرداد، دفتر 9، همان، ص32.

[55]. روح‌بخش، رحیم، همان، ص202.

[56]. قیام 15خرداد 1342به روایت اسناد، ج9، همان، ص137.

[57]. همان؛ آزادمرد (طیب حاج‌رضایی به روایت اسناد ساواک)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 88 و89.

[58]. فردوست، حسین، ظهوروسقوط سلطنت پهلوی، ج1، تهران، اطلاعات، 1391،ص 125 ؛ منصوری، جواد، همان، ص 176 تا 179.

[59]. روح‌بخش، رحیم، همان، ص137؛ مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، همان، ص‌75.

[60]. لاینگ، مارگارت، مصاحبه با شاه، ترجمه اردشیر روشنگر، تهران، البرز، 1371، ص237.

[61]. آریابخشایش، یحیی، «15 خرداد ـ تهران بر اساس گزارشهای ساواک»، فصلنامه مطالعات، تاریخی، س2، شماره 7، ویژه‌نامه 15خرداد، بهار 1384، ص103 و 104؛ دهنوی، محمد، همان، ص117 تا 131؛ یادنامه، ج 1، تهیه وتنظیم مرکز پژوهشهای فرهنگی اداره کل بنیاد شهید تهران بزرگ، 1373، ص 28 تا 62؛ فصلنامه 15 خرداد، س‌چهارم، شماره 18، بهار1374، ص 34 و 105 و 106.

[62]. کتاب استاد شهید مرتضی مطهری به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 92؛ خاطرات 15 خرداد، دفتر نهم، همان، ص 91 و92.

[63] . فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره 7، ویژه‌نامه پانزده خرداد، ص 36؛ دهنوی، محمد، همان، ص 77 و 78.

[64] . همان؛ همان، ص 77 و 78، 131 تا 138؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص 230 و 231.

[65]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص441.

[66]. روح‌بخش، رحیم، همان، ص207.

[67]. حضرت آیت‌الله العظمی سیدشهاب الدین مرعشی نجفی به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1388، ص95.

[68]. اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374 تا 1375، ص119؛ آیت‌الله مرعشی نجفی به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص87؛ دوانی، علی، ج4، همان، ص 102 و 103؛ دهنوی، محمد، همان، ص115؛ خاطرات 15 خرداد، دفتر پنجم، همان، ص155.

[69]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص 444.

[70]. همان، ص465.

[71]. منصوری، جواد، همان، ص 172و 173.

[72]. خاطرات15خرداد، دفتر نهم، همان، ص 198 تا 200.

[73]. فردوست، حسین، همان، ص 511 تا 513.

[74]. حسین‌زاده، سیدرضا، روایت خرداد (قیام کفن پوشان ورامین)، ورامین، صاحب‌الزمان، 1384، ص79؛ محمودی، سیدمحسن، «نقش مردم ورامین در قیام 15 خرداد»، مقالات دومین همایش ملی، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین، ص 11 و 12.

[75]. همان، ص135؛ همان، ص11.

[76]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت ساواک، ج9، همان، ص138.

[77]. حسین‌زاده، رضا، همان، ص79؛ محمودی، محسن، همان، ص14.

[78]. موحدخدائی،‌ جمیل، سربداران کوچه و بازار، تهران، میکائیل با همکاری اشجع، 1385، ص137.

[79]. همان، ص145.

[80]. فصلنامه یاد، شماره 2 و3، 1365، ص 53 و 548.

[81]. محمودی، محسن، همان، ص13.

[82]. فصلنامه یاد، شماره 2 و3، 1365، ص 53 و 54.

[83]. حاجی بیگی‌کندری، ‌انقلاب اسلامی در ورامین، تهران، مرکز انقلاب اسلامی، 1383، ص564.

[84]. موحدخدائی، جمیل، همان، ص 162و163.

[85]. جلالی، غلامرضا، مشهد در بامداد نهضت امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378، ص 173 تا 175؛ دوانی، علی، ج4، همان، ص 75 تا 77؛ فردوسی‌پور، اسماعیل، همگام با خورشید، تهران، فردوس، 1372، ص 114 تا 117.

[86]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص46.

[87]. خاطرات 15 خرداد،‌ دفتر اول شیراز، همان، ص 96، 99.

[88]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص 180و181.

[89]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش 59، 16خرداد 1342، ص 13 و 14.

[90]. فردوست، حسین، ج1، همان، ص511.

[91]. علم، اسدالله، یادداشتهای علم، ج2، تهران، کتاب‌سرا، 1382، ص 439 و 440.

[92]. تفضلی، جهانگیر، خاطرات،‌ به کوشش یعقوب توکلی، تهران، حوزه هنری، 1376، ص26.

[93]. متن کامل مذاکرات هیئت دولت طاغوت در پانزده خرداد 1342(اسناد فاش نشده‌ای از قیام خونین پانزده خرداد)، ص 22 تا 38.

[94]. طلوع فجر وقایع پانزدهم خرداد، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1361،ص87؛ دهنوی، محمد، همان، ص 33 و 34 و111 و 112.

[95]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16دی 1342، ص9.

[96]. روزنامه پست تهران، شماره 2911، 16 خرداد 1342، ص 1 و 7.

[97]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16دی 1342، ص9؛ دهنوی، محمد، همان، ص 111و112؛ آزادمرد(طیب حاج‌رضایی به روایت اسناد ساواک)، همان، ص 86 و87.

[98]. سیرمبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص 30 و 31، قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص 141و 142.

[99]. «گفتگو با احمد نفیسی شهردار پیشین تهران»، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، شماره 8، زمستان 1377، ص 320 تا 323.

[100]. روزنامه کیهان، شماره 5959، 15خرداد1342، ص12؛ روزنامه پست تهران، شماره 2910، 15 خرداد 1342، ص 1 و 8؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1842، 16 خرداد 1342، ص 1 و 3 و4؛ مجله خواندنیها، شماره 75، 18 خرداد 1342، ص3.

[101]. سفری، محمدعلی، قلم ‌و سیاست از کودتای 28 مرداد تا ترور منصور، ج 2، تهران، نامک، 1372، ص 531 و 532.

[102]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص128.

[103]. منصوری، جواد، ج1، همان، ص 176 تا 179.

[104]. مهدوی، عبدالرضا (هوشنگ)، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1300 تا 1357، تهران، البرز، 1373، ص 305و306.

[105]. عراقی، مهدی، ناگفته‌ها (خاطرات شهید حاج مهدی عراقی)، پاریس- 1978- 1357، تهران، رسا، 1370، ص 183 تا 185؛ دهنوی، محمد، همان، ص185.

[106]. منصوری، جواد، ج1، همان، ص 174و175.

[107]. فردوسی‌پور،‌ اسماعیل، همگام با خورشید، تهران، فردوس، 1372، ص110.

[108]. منصوری،جواد، ج1، همان، ص175.

[109]. زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی، ص60 و 61.

[110]. جعفری، شعبان، خاطرات، به کوشش هما سرشار، تهران، ثالث، 1381، ص275.

[111]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 59، 18 خرداد 1342، ص6

[112]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص5.

[113]. خاطرات 15خرداد، دفتر هفتم، همان، ص‌133.

[114]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک،‌ ج9، همان، ص106.

[115]. خاطرات 15 خرداد، دفتر ششم، همان، ص111.

[116]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص440؛ مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، همان، ص67.

[117]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص443.

[118]. تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی(از مرجعیت امام خمینی تا تبعید)، همان، ص 119 و 120.

[119]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص445؛ منصوری، جواد، ج1، همان، ص 584 و 585.

[120]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص181.

[121]. زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی، ج2، ص 62 تا 64.

[122]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص181.

[123]. خاطرات 15 خرداد، دفتر هشتم، همان، 225.

[124]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص 117.

[125]. یاران امام به روایت اسناد ساواک،‌ ج29 (آیت‌الله سیدمحمود طالقانی)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص‌395.

[126]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص451.

[127]. مرادی‌‌نیا، محمدجواد، خمین در انقلاب (رخدادهای انقلاب اسلامی در خمین)، تهران، عروج، 1377، ص43.

[128]. همان، ص 43 و 44.

[129]. همان، ص43.

[130]. همان، ص 43 و 44.

[131]. همان، ص‌44.

[132]. همان، ص43.

[133]. همان، ص42.

[134]. همان، ص 44 و 45.

[135]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص237.

[136]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص117.

[137]. خاطرات 15 خرداد، دفتر 9، همان، ص 31و32.

[138]. حماسه پانزده خرداد اصفهان، همان، ص 46 و 47.

[139]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص 36 و 37.

[140]. ابن‌الرسول، سیداصغر، انقلاب اسلامی در کاشان، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 102 تا 104، 471.

[141]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص 315 و 316.

[142]. فصلنامه 15 خرداد، س‌سوم، شماره 11، بهار 1372، ص116؛ ابن‌الرسول، سیداصغر،ج1، همان، ص 479 تا 482.

[143]. خاطرات 15خرداد، تبریز، قسمت دوم، ج3، همان، ص 76 تا 78 و 82 و 83.

[144]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج7، همان، ص10.

[145]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 16 دی 1342، ص 1 و 11.

[146]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص 161 و 162.

[147]. همان، ج2، ص455.

[148]. همان، ج3، ص171.

[149]. همان، ج9، ص111.

[150]. همان، ج2، ص449؛ منصوری، جواد، ج1، همان، ص 629و630.

[151]. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، آرشیو.

[152]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص450.

[153]. همان، ص 446 تا 448.

[154]. همان، ج7، ص280؛ روح‌بخش، رحیم، همان، ص397.

[155]. روح‌بخش، رحیم، همان، ص410؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد، ج7، همان، ص5.

[156]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص452.

[157]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص37.

[158]. دوانی، علی، ج4، همان، ص 82 تا 84 و ج5، ص 310 و 311؛ فصلنامه یاد، شماره 24، پائیز 1370، ص 62 و 63.

[159]. اسناد لانه جاسوسی امریکا (ویراست 2)، کتاب دوم، به‌کوشش دانشجویان پیرو خط امام، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1382، ص 814 تا 816.

[160].روزنامه پست تهران، شماره 2911، 16 خرداد 1342، ص 1 و 8.

[161]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص143.

[162]. روزنامه کیهان، شماره 5959، 15 خرداد 1342، ص12.

[163]. همان، شماره 5959، 15خرداد 1342، ص12.

[164]. روزنامه مهر ایران، شماره 1842، 16 خرداد 1342، ص2.

[165]. روزنامه پست تهران، شماره 2911، 16خرداد 1342، ص 1 و 7.

[166]. روزنامه کیهان، شماره 5960، 15 خرداد 1342، ص12.

[167]. روزنامه پست تهران، شماره 2911، 16خرداد 1342، ص 1 و 7.

[168]. همان، شماره 2910، 15 خرداد 1342، ص1.