جمعه 21 فروردین 1343 / 26 ذىقعده 1383 / 10 آوریل 1964
1 بازدید
دیدار دانشجویان دانشگاه تهران با آیتالله خمینى
امروز صبح گروهى از دانشجویان دانشگاه تهران به دیدار آیتالله خمینى رفتند. آنان پس از پایان دومین مراسم جشن آزادى آیتالله خمینى که در مدرسه فیضیه برپا شده بود، به منزل ایشان رفتند تا از نزدیک با مرجع تازه آزاد شده خود دیدار کنند. پس از گزارش نماینده دانشجویان، آیتالله خمینى در سخنان مشروحى به بیان اهداف نهضت اسلامى پرداخت و گفت: «از زندانى بودن آقاى طالقانى و مهندس [مهدى بازرگان] افسرده نباشید؛ تا این چیزها نباشد، کارها درست نمىشود. تا زندان رفتنها نباشد، پیروزى بهدست نمىآید. هدف، بزرگتر از آزاد شدن عدهاى [از زندان] است. هدف را باید در نظر داشت. هدف، اسلام است؛ استقلال مملکت است، طرد عمال اسرائیل است، اتحاد با کشورهاى اسلامى است. الان تمام اقتصاد مملکت در دست اسرائیل است. عمال اسرائیل اقتصاد ایران را قبضه نمودهاند. اکثر کارخانجات در دست آنها اداره مىشود: تلویزیون، کارخانه ارج، پپسىکولا.
دو هواپیمایى که قرار بود حجاج را به مکه ببرند مال اسرائیل بود. بعد دولت عربستان سعودى به این عمل اعتراض کرد و ناچار شدند از این عمل خوددارى کنند. امروز حتى تخممرغ از اسرائیل وارد مىکنند. باید صفها را فشرده کنید. اینها عمال استعمار هستند. باید ریشه استعمار را کند». آیتالله خمینى ضرورت توجه به اسلام را در دانشگاه مورد تأکید قرار داد و افزود: «سعى کنید در دانشگاه پرچم اسلامى را بالا ببرید. تبلیغات مذهبى بکنید. مسجد بسازید. اجتماعاً نماز بخوانید. تظاهر به نماز خواندن بکنید. وحدت مذهبى لازم است. وحدت مذهبى است که این اجتماع عظیم و فشرده را ایجاد مىکند. اگر علاقه به استقلال ایران دارید، وحدت مذهبى داشته باشید». ایشان سپس به موضوع آزادى خود اشاره کردند و گفتند: «بعد از اینکه دستگاه دید بیش از این نمىتواند این فضاحت را تحمل کند و از تمام ممالک اسلامى و غیراسلامى فشار آوردند و نفرتهاى ممالک اسلامى را نسبت به خود احساس نمود، وقتى اوضاع را چه از داخل و چه از خارج تاریک دیدند، اینها شبانه مرا به اینجا آوردند تا به اصطلاح مرا سالم به اینجا برسانند. آنها مىگفتند ما باید شما را محفوظ نگاه داریم. آنها مىترسیدند که مردم به من آسیبى برسانند!؟ آیا ملت اسلام قصد جان مرا دارند؟! بعد از رسواییها، وقتى دیدند دیگر نمىتوانند هیچ جاى پایى بگذارند و تمام ملتها، دولتهاى خارجى با آنها نظر خوشى ندارند و مخصوصاً دیدند اکنون ایام حج و محرم است و معلوم نیست در مراسم حج چه خواهد شد و در ماه محرم چه خواهد شد، ما را آزاد کردند. ولى بعداً به خیال سمپاشى افتادند. فکر کردند با مطبوعات مىتوانند ما را در نظر مردم خوار کنند. خیال کردند مىتوانند بین مردم و روحانیت جدایى ایجاد کنند». آیتالله خمینى موضوع سرمقاله روزنامه اطلاعات را مورد توجه قرار داد و از آن به عنوان توطئه یاد کرد و گفت: «چند روز است آزاد شدهام. فرصت مطالعه روزنامه نداشتم. در زندان فراغت داشتم و مطالعه مىکردم تا اینکه روزنامه اطلاعات، مورّخ سهشنبه 18 فروردین 43، را به من دادند. من از آقایان گله دارم که چرا زودتر به من [اطّلاع] ندادند. در این روزنامه کثیف اطلاعات، تحت عنوان «اتّحاد مقدّس»، در سرمقاله نوشته بودند که با روحانیت تفاهم شده و روحانیون با «انقلاب سفید» شاه و ملّت موافق هستند! کدام انقلاب؟ کدام ملّت؟ این انقلاب مربوط به روحانیت و مردم است؟!» «آقایان که در دانشگاه هستید، برسانید به همه که روحانیت با این «انقلاب» موافق نیست. ما که وسیله انتشاراتى نداریم؛ همهچیز را از ما گرفتهاند. تلویزیون و رادیو را از ما گرفتهاند. تلویزیون که در دست آن نانجیب است؛ رادیو هم که در دست خودشان هست؛ مطبوعات ما کثیف است. آنها مطلبى را مىنویسند یا مىگویند، فوراً به تمام نقاط دوردست مىرسانند؛ آن وقت مردم بىاطّلاع فکر مىکنند که روحانیون هم با آنها هستند. روحانیون با این مفاسد دوستى ندارند. اگر روزنامه اطلاعات جبران نکند، با عکسالعمل شدید ما مواجه خواهد شد». در این هنگام یکى از حضار خواستار تحریم روزنامه اطلاعات شد که ایشان ضمن مخالفت گفت: هر چیزى جایى دارد. آن گاه ضمن تأکید بر عدم تفاهم با دستگاه شاه افزود:
«خمینى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. با سرنیزه نمىشود اصلاحات کرد. با نوشتن «خمینىِ خائن» به دیوارهاى تهران که مملکت اصلاح نمىشود! دیدید غلط کردید؟ دیدید اشتباه کردید؟ خاضع به احکام اسلام شوید ما شما را پشتیبانى مىکنیم. اگر از آزاد نمودن ما برنامه دیگرى دارند، اگر خیال دیگرى در سر دارند، اگر مىخواهند آشوب کنند، بسماللّه! بفرمایند. در روزنامه [مورّخ 13/5/1342] که مرا از زندان قیطریّه آوردند، نوشتند که مفهومش این بود که روحانیت در سیاست مداخله نخواهد کرد. من الان حقیقت موضوع را براى شما بیان مىکنم. آمد یک نفر از اشخاصى که میل ندارم اسمش را بیاورم، گفت آقا سیاست عبارت است از دروغ گفتن، خدعه، فریب، نیرنگ، خلاصه پدرسوختگى است! و آن را شما براى ما بگذارید! چون موقع مقتضى نبود نخواستم با او بحثى بکنم. گفتم: ما از اوّل وارد این سیاست که شما مىگویید نبودهایم. امروز چون موقع مقتضى است، مىگویم. اسلام این نیست. واللّه اسلام تمامش سیاست است. اسلام را بد معرّفى کردهاند. سیاست مُدُن از اسلام سرچشمه مىگیرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهاى یکشنبه مراسمى انجام دهم و بقیه اوقات براى خودم سلطانى باشم و به امور دیگر کارى نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامى اینجاست. باید این مملکت را از این گرفتاریها نجات داد. نمىخواهند این مملکت اصلاح بشود؛ اجانب نمىخواهند مملکت آباد شود. اینها حتّى آب هم براى این ملّت تهیه نکردهاند! آبى که ما در قم از آن استفاده مىکنیم، در اروپا حتّى به حیواناتشان هم نمىدهند! اگر راست مىگویند براى بىکاران کار پیدا کنند. این جوان بعد از بیست سال تحصیل، کار مىخواهد. فردا، که فارغالتّحصیل مىشود، سرگردان است. اگر معاشش فراهم نشود نمىتواند دین خود را حفظ کند. شما خیال مىکنید آن دزدى که شبها از دیوار، با آن همه مخاطرات، بالا مىرود و یا زنى که عفت خود را مىفروشد، تقصیر دارد؟ وضع معیشت بد است که این همه جنایات و مفاسد، که شب و روز در روزنامهها مىخوانید، به وجود مىآورد». آیتالله خمینى وضعیت اقتصادى و اجتماعى مردم را مدنظر قرار داد و به موضوع اسفبار زمستان گذشته اشاره کرد و گفت: «وقتى که در زندان بودم، خبر آوردند که سرماى همدان به 33 درجه رسیده؛ بعد خبر آوردند که 2 هزار نفر از سرما تلف شدهاند. در آن حالت من دستم بسته بود؛ چه مىتوانستم بکنم؟ این تازه در همدان بود؛ البتّه در تهران و شهرهاى دیگر هم تلفاتى بود. دولت چه اقدامى نمود؟ در یک چنین وضع براى استقبال از اربابان خود، با طیّاره از هلند گل مىآورند! پول ملّت فقیر را تلف مىکنند. اجاره هواپیما که از هلند گل مىآورد 300 هزار تومان است! جبران کنید غلطهاى خود را؛ اسلام را رعایت کنید. در ایّام گرفتارى، در روزنامه اطلاعات، درباره وضع مادّى و بهداشتى مردم جنوب مطلبى خواندم؛ تعجّب کردم! چگونه این مطلب را گذاشته بنویسند. یکى از خبرنگاران، پس از بازدید از وضع مردم جنوب، چنین نوشته بود که در جنوب ایران در دهات اصلاً از دکتر و دارو خبرى نیست؛ آب وجود ندارد. و یک ده، اکثر مردمش کور بودند. خلاصه از کلّیه وسایل و نیازمندیهاى اوّلیه زندگى محروم بودند. آن وقت در کنفرانس «اکافه»، که نمایندگان دول دنیا جمع شده بودند که فکرى براى وضع اقتصاد دول بکنند ـ اگر بخواهند عمل بکنند ـ در صورتى که اعضاى شرکت کننده، چه از کشورهاى کوچک و چه بزرگ، همه دم از اشکالات اقتصادى خود مىزنند، هیئت نمایندگى ایران اظهار مىکند که وضع اقتصادى ایران کمال مطلوب است و هیچ عیب و نقصى ندارد! آیا وضع اقتصادى انگلستان بد است؛ ایران خوب است؟! وضع اقتصادى هندوستان بعد از آن همه پیشرفت بد است، ایران خوب است؟! همینطور ژاپن وضع اقتصادیش بد است، ایران خوب است؟! آقایان در کاخهاى خود نشستهاند مىگویند «ملّت مترقّى»! «ملّت مترقّى» از گرسنگى مىمیرد؟! امیر اسلام، على ـ علیهالسّلام ـ نان جو مىخورد. براى مهمانیى که به افتخار اربابان خود ترتیب مىدهند، 500 هزار تومان، 1 میلیون تومان، یا بیشتر خرج مىکنند و مرتّب دم از برنامه «مترقّى» مىزنند! مىگویند کشور ما در ردیف کشورهاى طراز اوّل است! مگر با رفتن چند زن به مجلس، مملکت مترقّى مىشود. مملکت با برنامههاى اسرائیل درست نخواهد شد». آیتالله خمینى در پایان کشتار مردم در واقعه پانزده خرداد سال گذشته را یادآور شد و گفت: «اسلام براى تمام زندگى انسان، از روزى که متولّد مىشود تا موقعى که وارد در قبر شود، دستور و حکم دارد. صحبت نزاع با شخص نیست؛ بعد از اینکه دولت قبلى رفت، یک نفر در زندان آمد پیش من و از دولت گذشته بدگویى کرد و گفت این دولت برنامههاى «مترقّى» دارد. گفتم ما با کسى غرض شخصى نداریم؛ ما با عمل اشخاص کار داریم؛ ملّت فقیر را نجات دهید. دیروز خانوادههاى شهداى پانزده خرداد اینجا بودند. چیزى که مرا رنج مىداد این بود که به من این صحبتها نشده بود تا از حبس آمدم بیرون. عصر همان روز ـ دفعه اوّل ـ جریان را مطّلع شدم. کشتارِ پانزده خرداد از اعمال یک قشون با ملّت بیگانه بدتر بود. آنها بچهها را نمىکشتند، زنها را نمىکشتند. امروز جشن معنى ندارد. تا ملّت عمر دارد، غمگین در مصیبت پانزده خرداد است. یکى از اولیاى امور، ضمن سخنرانى، گفته بود: پانزده خرداد ننگ ملّت ایران است؛ ولى من صحبت او را تکمیل مىکنم: پانزده خرداد ننگ ملّت بود؛ زیرا از پول همین ملّت، اسلحه تهیّه شده و با این اسلحه مردم را کشتند!»[1]
سخنان آیتالله خمینى در دیدار با علمای شیراز
آیتالله خمینى امروز صبح پذیراى گروهى از علما و روحانیان و مردم شیراز بود که به منزل ایشان در قم رفته بودند. در این سخنرانى ابتدا از رنج و زندان آیتالله بهاءالدین محلاتى یاد کرد و از حاضران خواست ابراز محبت ایشان را به وى ابلاغ کنند و بگویند که «شما خیلى به رنج بودید. زندان رفتن شما و اقدام شما فراموش نمىشود. سیزده روزى که در جایى نظیر جاى چاقوکشها به سر بردید، مورد نظر ولىعصر «عج» خواهد بود... اینها با سرنیزه، کشتن و زندان کردن و سایر اعمال وحشیانهاى که در دنیاى امروز، حتى در افریقا و ملل دیگر، به کلى انجام نمىشود، نمىتوانند پیش ببرند و جلو احساسات مسلمانها را بگیرند و اسلام را از بین ببرند؛ و شکست مىخورند». آیتالله خمینى سپس به رفتار رژیم در قبال نهضت اسلامى و اختلافافکنى میان ملت و علما پرداخت و گفت: «مىخواهند بین علما و ملت اسلام اختلاف بیندازند. اینها مىخواهند بگویند علما با انقلاب شاه موافقند؛ تا مردم را برگردانند، و سرمایه علما را که مردم هستند، از دستشان بگیرند. به آیتالله العظمى محلاتى و سایر علماى شیراز بگویید که طلاب را تهذیب کنید، مردم را متحد فرمایید. حواستان جمع باشد؛ مواظب باشید. به همه مردم برسانید، اینها دشمن هستند؛ دشمن اسلام هستند؛ دشمن ملت هستند». ایشان با رد وجود اختلاف میان مردم و علما، عرب و عجم، و تأکید براینکه ما همه براى اسلام و براى خدا قیام مىکنیم و باید براى خدا باشد نه براى دنیا و هیچکس بر دیگرى فضیلتى ندارد یادآور شد که: «آنها خیال کردند آیتالله بروجردى فوت کرد، اسلام هم فوت کرد... پیغمبر و على و سایر ائمه «ع» و سایر بزرگان از دنیا رفتند و اسلام باقى ماند. خمینى هم مىمیرد. من عمرم به آخر رسیده؛ چند روزى بیش از عمرم باقى نیست... اسلام [باید] محفوظ باشد. ... حوزه علمیه باید به کار اسلام بخورد. اگر حوزه علمیه به کار اسلام نخورد، بیهوده است، مبتذل است، واجب است بر همه و همه خطبا و مسلمین که مردم را مطلع کنند؛ زیرا اصل اسلام در خطر است. در اصل که اختلاف نیست؛ مگر فرعى است که اختلافنظر داشته باشند؟ مگر یقین دارند که اسلام در خطر نیست؟ هیچکس نباید صلاح را در سکوت بداند، نباید هیچکس این فکر را بکند». ایشان سپس با ابراز نارضایتى از تعصبات بیجا در میان طلبههاى جوان نسبت به برخى از بزرگان حوزه و از جمله خودشان افزود: خمینى هم اگر براى خدا کار نکند، مردم از بینش مىبرند، نابودش مىکنند... [باید] براى رضاى خدا، براى دین مردم کار کرد، نه براى دنیا. به خدا قسم، آنهایى که ساکت شدند ـ که دنیا را هم از آنها مىگیرند ـ بیچاره مىشوند، مردم دین مىخواهند. علما و روحانیت خدمتگذار دین هستند؛ لذا آنها را دوست مىدارند؛ والاّ اگر فهمیدند که براى دنیاست و براى حبّ ریاست است و امثال آن، هیچ اعتنایى به آنها نمىکنند. من نمىتوانم پول را بگیرم و به طلاب بدهم؛ ولى مردم گرسنه و بیچاره بمانند و دین از بین برود. اما اگر چنین کنم باید نابودم کنند، بیرونم کنند. مردم کاملاً حواسشان جمع است. مردم دیندار، آدم خدمتگذار به دین مىخواهند؛ هر کس برجستهتر شد، او را دوست مىدارند. علاقه مردم به ما براى دین است. این ابراز علاقه، براى اظهار علاقه به دین است. اشتباه مىکنند آنهایى که مىخواهند بین علما و مردم و دین جدایى بیندازند؛ آنها رسوا شدند. سیدضیاء به شاه گفته است، گرفتن این مرد، اشتباه بوده؛ آزاد کردن او هم اشتباه بوده. آنها مفتضح شدند».
ایشان با اشاره به مطالب مندرج در مطبوعات داخلى درباره این نهضت و وارونه جلوه دادن اهداف آن تأکید کرد:
«اگر مطبوعات ما نمىنویسند، خارجیها مىنویسند؛ به من رسیده و مىرسد که در خارج چه خبرها شده، چقدر اینها رسوا شدهاند. انزجار این مردم از آنها بر تمام دنیا، ثابت شد. آنهایى که مردم را به اشتباه مىاندازند، خیانت مىکنند. این مطبوعات، خائن هستند. در جواب تلگرام حضرت آیتالله العظمى خویى خیلى اشتباه کارى کرده بودند. در ضمن چند جمله تمام مقاصدشان را گفته و حرفهاى ما را رد کرده بودند. گفته بودند: علما حقیقت اسلام را نفهمیدند؛ ما فلسفه احکام را مىفهمیم. گفته بودند: پیغمبر آرزوى تساوى داشت؛ اینها مرادشان از تساوى حقوق، عدالت اجتماعى نیست؛ ممکن است اگر علما ساکت شوند، کمکم حرف از ارث و طلاق و غیر اینها به میان بیاورند. آنها دشمن هستند؛ باید شما متحد شوید. اختلاف را دور بیندازید، و از گوشه زندان نباید ترسید. باید اسلام بماند، و قرآن هم بماند. خمینى از بین برود، برود؛ دیگرى هم از بین برود، برود. هدف ما حفظ اسلام و قرآن است، نه حفظ دنیاى خود. همه یک هدف داریم؛ همه شریک هستیم؛ اختلاف نداریم و نباید داشته باشیم».[2]
سخنرانی حجتالاسلام حجتى کرمانى
سرهنگ مولوى رئیس ساواک تهران در گزارشى به رئیس ساواک درباره وقایع اخیر قم و برگزارى چند جلسه جشن در مدرسه فیضیه، از جشن روز جمعه 21 فروردین 1343 که ساعت 9 صبح در مدرسه فیضیه تشکیل شده بود مىنویسد: على حجتى کرمانى چنین صحبت کرد: برخلاف تصور، هدفهاى روحانیون کهنه و فرسوده و ارتجاعى نیست بلکه هدف ما در درجه اول تأمین امنیت و رفاه کلیه مردم ایران است. من به نمایندگى [دانشجویان] حوزه علمیه قم بایستى اعلام کنم که مخالف استعمار و استثمار هستیم. مملکت ما بایستى مستقل باشد نه تابع استعمارگران. تا به حال که تمام بلندگوهاى تبلیغاتى مانند جراید و رادیو تلویزیون مردم را با حرفهاى پوچ و فرسوده اغفال مىکرد، گذشت. از امروز ما همه آن را دفن کرده دور خواهیم انداخت. اکنون که این ده ماده را مىخوانم، همگى قلم و کاغذ بهدست بگیرید یادداشت کنید و هر کدام به شهرستانها مىروید به هر طریق که مىدانید آن را تکثیر و به سمع مردم برسانید. بعد اعلامیه ده مادهاى را قرائت نمود. در مورد اینکه این اعلامیه با اطلاع آقاى خمینى بود یا خیر، با واسطه ایشان تماس حاصل شد و جواب آقاى خمینى توسط واسطه به این نحو داده شد که آقاى خمینى گفتهاند: مادامى که روزنامه اطلاعات به نحو مقتضى جبران مقاله سهشنبه 18 فروردین را نکند از دادن جواب مثبت یا منفى خوددارى خواهد کرد. آقاى شریعتمدارى نیز اظهار بىاطلاعى کردند. با توجه به اینکه على حجتى کرمانى معمم و نویسنده مجله مکتب اسلام بوده با مطابع و مسائل چاپى سروکار دارد و از طرفى اطلاعات واصله حاکى است که این شخص از علاقهمندان واحدى و نواب صفوى بود به دکتر مصدق نیز سمپاتى دارد، با معاضدت عناصر نهضت آزادى دست به این کار زده است. ضمناً بعید به نظر مىرسد که آقاى شریعتمدارى از این موضوع بىاطلاع باشند، چه انتشار و اعلام این اعلامیه از لحاظ رقابت شدیدى که بین این دو نفر حکمفرماست، خمینى را در وضع نامساعد قرار داده است. براى دستگیرى نامبرده [على حجتى کرمانى] شهربانى و ساواک اقدامات لازم معمول داشته ولى فعلاً نامبرده مخفى است که مأمورین با هوشیارى کامل مترصد دستگیرى او هستند».[3]
تبریک سازمان دانشجویان جبهه ملى به آیتالله خمینی
سازمان دانشجویان جبهه ملى ایران امروز در اعلامیهاى، آزادى آیتالله خمینى را تبریک گفت. در این اعلامیه آمده است: سازمان دانشجویان جبهه ملى ایران همواره دفاع از آزادى بیان و عقیده [را] براى کلیه افراد ملت و اجتماعاتى که برضد ظلم و حقکشى مبارزه مىکنند وظیفه خود دانسته و فشارهاى وحشیانه و ضدانسانى بر کسانى را که بر جامعه روحانیت براى آزادى و استقلال کشور مبارزه مىکنند به شدت محکوم کرده است. اکنون که پس از مدتها توقیف غیرقانونى، دستگاه استبداد ناگزیر از رفع بازداشت از روحانى مجاهد و مرجع تقلید عالم تشیع حضرت آیتالله خمینى گردید سازمان دانشجویان پایان این توقیف را به عموم شیعیان مبارز تبریک و تهنیت مىگوید و اطمینان دارد که روحانیون بیداردل علىرغم نیرنگهاى دستگاه مستبد غاصب، همچنان به مبارزه علیه استعمار و استبداد ادامه خواهند داد.[4]
پایان سفر وزیر امور خارجه ایتالیا به تهران
ساعت 7:30، جیوسپ ساراگات وزیر امور خارجه ایتالیا تهران را به قصد رم ترک کرد. وى پس از ورود به رم، سفرش به ایران را فوقالعاده مفید و جالب ارزیابى کرد.[5] در پایان مذاکرات تهران، اعلامیه مشترکى از سوى دو کشور منتشر شد و طى آن از مذاکرات به عمل آمده میان نمایندگان هر دو دولت که با وحدت کامل نظریات و هدفهاى مشترک براى حفظ صلح و امنیت مشترک در جهت تخفیف واقعى تشنجات بینالمللى و طرفدارى از آزادى و استقلال تمام کشورها [انجام شد] ابراز رضایت شده است. در این اعلامیه تأکید شده است که دولتهاى ایران و ایتالیا مایلاند که هدفهاى مشابه و موازى که منحصراً جنبه دفاعى دارد در چهارچوب تعهدات بینالمللى خود و مناطق جغرافیایى مربوط به آن تعهدات، دنبال شود. در مورد مسائل بینالمللى که ارتباط مستقیمترى با ایران و ایتالیا دارد موافقت شد که اختلافاتى که ممکن است در مناطق مورد علاقه دو کشور یا سایر نقاط جهان پیش آید بدون ترس به تهدید یا استعمال زور و طبق اصول ملل متحد حل و فصل شود.[6] اما ساراگات پس از بازگشت به کشورش درباره سفر به قاهره و تهران و ملاقاتش با عبدالناصر و شاه گفت: من در این ملاقاتها درک کردم که این دو رئیس در یک زمان با روشهاى متفاوت در جستجوى نیل به یک هدف مىباشند و آن بالا بردن سریع سطح زندگى ملتهاى خود، تسریع در پیشرفتهاى اجتماعى و مدرن کردن و تقویت اوضاع اقتصادى خود است. به گزارش خبرگزارى فرانسه از رم، وى تأکید کرد که شرکت فعال ایتالیا در وحدت اروپا و همکارى در اتحادیه آتلانتیک نمىتواند و نباید در توجهى که به مسائل مدیترانه و خاورمیانه دارد، خللى وارد آورد.[7]
مسئله ذوب آهن در ایران
مجله امید ایران در شماره امروز خود مىنویسد: بالاخره به مسئله ذوب آهن به عنوان برنامهاى انجام شدنى توجه شده و اجراى این آرزوى ملى از مراحل بحث و کمیسیون خارج شده است. این نشریه مىافزاید: سالهاست که طرح «ایجاد کارخانه ذوب آهن» چیزى نظیر «سفره درویش» و یا «کشکول فقیر» است که هر کسى را از این «خوان گسترده» سهمى رسیده است. مدتها ما گرفتار کارشناسان آلمانى بودیم. بعداً انگلیسیها هم سر رسیدند سپس امریکاییها سرشان را پایین انداختند و به دعوت مقامات ایرانى، مشغول تحقیق و تفحص و مطالعه شدند و بعد از آن فرانسویها سر و کلهاشان پیدا شد و در نتیجه فرصتى قریب هفده تا بیست سال را با این آمدن و رفتنهاى بیهوده هدر کردیم. در فاصله زمانى که طرح «ذوب آهن» ما در دستانداز این مطالعات عدیده به سکته ناقص دچار شده بود، در بسیارى از کشورها از جمله هند، این امر به سهولت برگزار شد و عجیب اینکه یونایتدپرس مىنویسد که کره شمالى، که یک کشور کوچک و تازه بنیه است، علاوه بر اینکه صنایع ذوب آهن ایجاد کرده، به کره جنوبى و دو کشور دیگر خاور دور نیز پیشنهاد ایجاد ذوب آهن نموده است و طرح اجرایى آن را در مدت سه سال تضمین کرده است. امید ایران مىنویسد: با ایجاد کارخانه ذوب آهن، بسیارى از منافع کمپانیهاى خارجى در ایران متزلزل مىشود و شاید به همین خاطر بود که در جنگ جهانى دوم، کشتى محصولات ذوب آهن ایران که در حال حرکت به ایران بود، به عنوان غنایم جنگى در دریا توقیف شد![8]
مصاحبه مجله آلمانی با فرح پهلوی
مجله امید ایران، متن مصاحبه «کورین پولور» خبرنگار مجله کویک چاپ آلمان با فرح همسر محمدرضا پهلوى را به چاپ رساند. این گفتوگو که بیشتر به مسائل شخصى فرح اختصاص دارد به زبان فرانسه انجام شده است. فرح در پاسخ به این پرسش که آیا مىخواهید نمونه باشید و نام شما در تاریخ به عنوان ملکهاى بزرگ ثبت شود، مىگوید: من قبل از هر چیز براى خانوادهام و خیر مملکتم زندگى مىکنم. او در این مصاحبه گفته است که به هیچوجه سیاست مورد توجه او نیست ولى به وظایف شوهرش و همه امور مربوط به او توجه دارد. فرح تأکید کرده است که فقط به امور ملى خیریه مشغول مىباشد. آنها از اینکه داراى «ولیعهد» شدهاند، احساس سعادتمندى مىکنند و او خودش را کمکى براى شاه مىداند. فرح سپس برنامه روزانهاش را چنین شرح مىدهد: اوقات روزانه من داراى برنامههاى معینى است ولى من در تغییر دادن این برنامهها مختارم. مثلاً آزادم هر وقت که دلم بخواهد از خواب برخیزم. سپس بچهها را مىبینم. بعداً منشىام را به حضور مىپذیرم تا نامههاى رسیده و لیست مهمانان را از نظرم بگذراند. سپس برنامه عادى زندگىام شروع مىشود یا کسانى را به حضور مىپذیرم یا در مراسم رسمى شرکت مىکنم یا به کارهاى خانه مىرسم. او ادامه مىدهد: ساعت 13:30 به اتفاق اعلى حضرت نهار مىخوریم. البته اگر هوا خوب باشد در کنار استخر. بعدازظهر دو ساعت آزاد هستم طى آن یا با بچهها به سر مىبرم یا مطالعه مىکنم یا پیانو مىنوازم یا نقاشى مىکنم. اگر وقت داشته باشم مطالعه مىکنم. آن هم مجلات و گاهى هم کتابهاى تاریخى یا فلسفى. فرح به موسیقى و ورزشهایى نظیر تنیس، ولنیک، مینىگلف، اسکى روى آب و شنا علاقهمند است و شبها را به افتتاح کنسرتهاى هنرمندان بزرگ بینالمللى، افتتاح فیلمهاى مهم و مسابقات ورزشى مىگذراند و علاوه بر آن در سینماى کاخ، تنها یا در محیط محدود فامیلى، فیلم تماشا مىکند. قبل از خواب با شاه به اخبار نیز گوش مىدهد. او درباره رابطهاش با شاه مىگوید: ما نظریات مشترک داریم و طبعاً بچههایمان را هم در این محیط حسنتفاهم تربیت مىکنیم. فرح یک منشى مرد، دو منشى زن، دو مستخدمه، یک مستخدم و یک شوفر مخصوص دارد و قبلاً فکر نمىکرده است که روزى ملکه ایران شود.[9]
هدف مسافرت اخیر پادشاه اردن به ایران
خبرگزارى فرانسه از تونس نوشت: ملک حسین پادشاه اردن در مصاحبهاى مطبوعاتى با خبرنگار خبرگزارى تونس در امان گفته است که پشتیبانى کشورهاى مسلمان در خصوص مسئله فلسطین به نفع ما خواهد بود. او در پاسخ به پرسشى درباره هدف از سفر اخیرش به ایران و تحکیم وضع دولتهاى عرب درباره مسئله فلسطین و پشتیبانى بیشتر از دولتهاى مسلمان جهان ضمن تأیید این پرسش تأکید کرده است که هدف مسافرت اخیر من به ایران دستیابى به همین نکته بوده است.[10]
افزایش سرمایه ایرانیان در سوئیس
هر ایرانى که در سوئیس بویژه ژنو، برن، لوزان، نوشاتل و منترو صاحب مستغلات اعم از آپارتمان و ویلا و باغ بوده است، سرمایه خود را از این راه تا سه برابر رسانده است. زیرا روز به روز به قیمت مستغلات در سوئیس علاوه مىشود و ویلاهایى که تا دو سال قبل 200 هزار تومان خرید و فروش مىکردند، اکنون به 600 هزار تومان خریدارى مىشود. روزنامه دنیا نوشته است: علت گران شدن مستغلات در سوئیس، براثر هجوم سرمایهداران آلمانى و عرب به سوئیس و خرید ویلا و آپارتمان در این کشور مىباشد. سرمایهداران آلمانى از هر ویلا و آپارتمانى که خوششان مىآید بدون چانهزدن به هر قیمتى که صاحب ویلا بگوید، خریدارى مىکنند. در سوئیس جمعاً 2 هزار نفر از ایرانیها ویلا و آپارتمان در ملکیت خود دارند و تعداد ایرانیهایى که در ژنو آپارتمان در ملکیت خود دارند، بیش از شهرهاى دیگر سوئیس مىباشد. در ژنو حدود نهصد ایرانى معروف و سرشناس مالک مستغلات بوده اغلب در کنار دریاچه لمان و اطراف دفتر اروپایى سازمان ملل قرار دارد.[11]
پانوشتها:
[1]ـ صحیفه امام خمینی، ج 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1378، ص 272 و 267.
[2]ـ همان، ص 5 و 273.
[3]ـ مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 145 و 144.
[4]ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، آزادى، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 95
[5]ـ روزنامه پست تهران، ش 3156، 22/1/43، ص 1.
[6]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11538، 22/1/43، ص 15.
[7]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 18، 22/1/43، ص 16.
[8]ـ مجله امید ایران، ش 506، جمعه 21/1/43، ص 5.
[9]ـ همان، ص 3 و 2.
[10]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 19، 23/1/43، ص 8 و 7.
[11]ـ روزنامه دنیا، ش 791، 22/1/43، ص 1.
