سه‌شنبه 10 شهریور 1343 / 24 ربیع‌الثانی 1384 / 1 سپتامبر 1964

4 بازدید

ادعای ساواک درباره حجت‌الاسلام فلسفی

ساواک امروز مدعی شد که آیت‌الله خمینی از اهالی شیراز خواسته‌اند تا از دعوت فلسفی صرف‌نظر کنند.

در گزارش ساواک آمده است: آقای فلسفی در سال گذشته و سال جاری به علت اینکه از رفتن به منبر و بیان مطالب حاد خودداری نموده، در حدود 3 ‌میلیون ریال خسارت دیده و با اینکه در سال جاری دولت مشارالیه را مخیر به رفتن منبر نموده است مع‌هذا ایشان به کرمان، سیرجان، رفسنجان و اصفهان عزیمت می‌نماید. این گزارش می‌افزاید: منابر وی عادی بوده و او از اظهار بیانات حاد و تند علیه مقامات دولتی خودداری می‌نماید. در موقعی که آقای فلسفی در کرمان بوده آقای خمینی تلگراف مفصل و مبسوطی به مشارالیه نموده و از ایشان می‌خواهد که با استفاده از منبر، تبلیغات علیه دولت را شروع نماید لیکن آقای فلسفی طی جوابی که به آقای خمینی می‌دهد از انجام این امر امتناع می‌نماید. به همین علت آقای خمینی از آقای فلسفی نگران می‌شود. بنابراین گزارش، علمای شیراز بدون اطلاع از جریان فوق، تلگرافی به آقای خمینی مخابره و از ایشان می‌خواهند که به آقای فلسفی بگویند برای وعظ و خطابه به شیراز بیاید. آقای خمینی جواب می‌دهند «من از ایشان اطلاعی ندارم. اگر آقایان دعوت کنند لابد می‌پذیرند». مجدداً تلگرافی از آقای خمینی به علمای شیراز می‌رسد که به آقای فلسفی تلگراف کرده‌ام دعوت آقایان را بپذیرند.

به ادعای ساواک، در تاریخ 6/6/43 به منبع خبر رسیده است که آقای فلسفی به علمای شیراز جواب داده که فعلاً برای استراحت به تهران می‌روم. بیست روز دیگر مجدداً اطلاع دهید تا بیایم. لکن آقای خمینی خصوصی برای علمای شیراز پیغامی فرستاده تا از دعوت صرف‌نظر کنید. روی همین اصل شیراز از دعوت مجدد خودداری خواهند کرد.[1]

نظر مردم خوزستان نسبت به روحانیان

امروز ساواک خوزستان نظریات مردم منطقه را نسبت به روحانیون به اداره کل سوم ساواک به تهران گزارش کرد. بر اساس این گزارش، طرفداران روحانیون در این منطقه از دو دسته تشکیل می‌شوند:

1ـ دسته‌ای که صرفاً به خاطر تقلید از مراجع دینی از روحانیون طرفداری می‌کنند. 2ـ دسته دیگر تشکیل شده از کسانی‌که در احزاب مختلف و مخالف دولت شرکت دارند و از تبلیغات سوئی که علیه دولت می‌شود پشتیبانی می‌نمایند.

به همین جهت در اکثر محافل روحانیون مخالف، اینگونه افراد به چشم می‌خورند. نظریات دسته اول خشک و انعطاف‌ناپذیر بوده و کورکورانه از نظریات روحانیون تبعیت می‌نمایند ولی دسته دوم تابع مقتضیات زمان می‌باشند. ساواک خوزستان تصریح می‌کند اقدامی که در سال جاری از طرف دولت در مورد روحانیون اعمال گردید مؤثر و از هر گونه بی‌نظمی جلوگیری گردید.[2]

شکایت یک زن بوشهری علیه دولت انگلستان

یک زن بوشهری علیه دولت انگلستان به دادگستری بوشهر شکایت کرده درخواست احقاق حق خود را از این دولت دارد. کیهان می‌نویسد: این زن که فاطمه کریمی نام دارد، شکایت خود را چند سال قبل تسلیم دادگستری بوشهر کرد و همچنان آن را تعقیب می‌کند. وی مدعی است که دولت انگلستان در اراضی او اقدام به ایجاد کنسولگری و خانه برای کارمندان کنسولگری نموده و پس از چندی ساختمان‌های مذکور را به دولت ایران فروخته است. بانو فاطمه که اکنون در انتظار رسیدگی به شکایت و استرداد زمینش دقیقه‌شماری می‌کند وصیت کرده است که اگر عمرش کفاف نداد و نتوانست مالکیت خود را به اثبات برساند فرزندان و نوه‌هایش شکایت او را تعقیب کنند و حق قانونی خود را بگیرند.[3]

ابطال پاسپورت تعدادی از دانشجویان

در کنگره دانشجویان مقیم امریکا که در شهر اوبارنا تشکیل یافته تصمیم گرفته شد نامه‌ای به مراجع عالی‌رتبه امریکایی از قبیل سناتور همفری، رابرت کندی و داگلاس فرستاده شود. این نامه در مورد تصمیم اخیر دولت برای الغای پاسپورت عده‌ای از دانشجویانی است که فعالیت مضره دارند. به گزارش ساواک، در کنگره مذکور دکتر چمران طی یک سخنرانی اظهار داشته است که از اروپا خبر رسیده که دولت و سازمان امنیت به وزارت امور خارجه و سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های دولت‌های اروپایی و امریکا ضمن مکاتبه دستور داده است که پاسپورت عده‌ای از دانشجویان لغو گردد. این عده عبارتند از:

از امریکا: پرویز طاهرپور، یونس پارسا بناب، دکتر ایرج دهقان، عباس خانبابا تهرانی، علیمحمد سیف‌پور فاطمی، محمدحسن لباسچی، حسین مردی، محمد بخشی، امیر کجوری، مجید تهرانیان، علی شمس.

از انگلستان: حمید عنایت، جمشید انور، محسن رضوانی، حسن رسولی.

از فرانسه: پرویز نعمان، فرج‌الله اردلان، راستین، حبیب‌الله مینو، مهدی ظریف، فیروز عسگری، فیروز گهری.

از ایتالیا: کامبیز دولتشاهی، هوشنگ امیرپور مهردار.

از اطریش: جمشید هرمز، حشمت‌الله خضوعی، سیدعلی سادات گوشه، چنگیز پهلوان، هرمز درویش، پرویز عتیقی.

از آلمان: هوشنگ حمزوی عابدی، منوچهر بوذری، بهرام راستین، حسن ماسالی، مهدی خانبابا تهرانی، ایرج فاطمی.

بنا بر این‌ گزارش، دکتر چمران افزوده است که اخیراً سرلشکر مزینی، کسی که در قتل افشار طوس دست داشته، در اروپا است و خیال دارد به اتفاق عده‌ای به لس‌آنجلس، واشنگتن و نیویورک مسافرت نماید. نامبرده سعی خواهد کرد که علیه سازمان‌های دانشجویی اقدام کرده اداره‌ای به نام اطلاعات ایران در نیویورک تأسیس نماید. ما برای اینکه دوستان خود را از دست ندهیم بایستی آنها را در امر پاسپورت راهنمایی کنیم.

بر پایه همین گزارش، حسن لباسچی سؤال نموده است چه راهی می‌توانیم برای کمک به دوستان خود انتخاب کنیم. دکتر مصلح‌پور گفته است که رئیس ادارة مهاجرت قول داده مادامی‌که دانشجویان در مدرسه حضور یابند اشکالی از لحاظ پاسپورت برای آنها نخواهد بود.[4]

نصیحت پدر نخست‌وزیر به او

پدر نخست‌وزیر، فرزندش را از تکرار اشتباهات اسلافش برحذر داشت. بنا به گزارش اطلاعات داخلی ساواک، رجبعلی منصور، سفیر فوق‌العاده ایران در ژنو در نامه‌ای برای نخست‌وزیر به فرزندش متذکر گردیده از جریان حزب‌بازی بر حذر باشد. وی افزوده است: به عاقبت این فعالیت‌ها بیندیش و توجه داشته باش که سابقاً آنچه به سر دکتر اقبال و دیگران آمده چه بوده و نتیجه‌ای جز زحمت عاید آنها نشده است.

منصورِ پدر در نامه خود همچنین توصیه کرده است با رفقا و دوستان ایشان در تهران بیشتر تماس گرفته و از تجربیات و نصایح آنان استفاده کند.[5]

وضعیت فرهنگیان حزب ایران نوین

حزب ایران نوین، صفوف فرهنگیان را به دو پاره تقسیم کرده است. این تحلیل ساواک از وضعیت فرهنگیان عضو این حزب است که امروز در گزارش اطلاعات داخلی درج شد. در این گزارش آمده است: فرهنگیان عضو حزب ایران نوین دو صف جدا از هم تشکیل داده بر سر تقسیم پست‌های فرهنگی با هم مبارزه می‌کردند وطرفین اتهامات بسیار زننده‌ای هم به یکدیگر وارد می‌سازند.

بنابراین گزارش در دو روز قبل با وساطت محمدعبدالله گرجی، نماینده پیشین مجلس شورای ملی نمایندگان دو طرف، مهدی قریب به نمایندگی دسته‌ای از حزبی‌ها و حسین رجبی به نمایندگی دسته دیگر از حزبی‌ها (با اینکه خود این دو نفر عضو حزب نیستند) در منزل گرجی با او ملاقات و قرار شده فعلاً طرفین دست از مبارزه علیه یکدیگر بردارند و در موقع مناسب به کسان دیگری که تاکنون موفق نشده‌اند مقامات حساسی را به دست آورند پست‌های جدیدی واگذار شود.

طرفداران قریب که خود را دسته اصلاح‌طلب حزبی می‌نامند با دسته دیگر که آنها را بدنام می‌دانند مبارزه می‌کنند و چون هر دو دسته روزی جزو طرفداران گرجی بوده‌اند به توصیه وی موقتاً دست از جدال علیه یکدیگر کشیده‌اند.[6]

انتخاب سفیر ایران در عربستان

سفیرکبیر ایران در عربستان تعیین شد. با تغییر حمزه‌غوث سفیرکبیر عربستان سعودی در تهران، سفیر ایران نیز تغییر پیدا کرد و دکتر مشایخ فریدنی به سمت سفیرکبیر ایران در دربار ملک سعود برگزیده شد. حمزه‌غوث که با یک خانواده ایرانی ازدواج کرده است هم‌اکنون امارت مدینه را به عهده دارد و استانداری و امارت مدینه در خانواده حمزه‌غوث موروثی است. او یکی از طرفداران توسعه روابط ایران و عربستان سعودی است که در موقع سفارت خود در ایران مورد عنایت مخصوص شاه بود و اینک که دکتر فریدنی به ریاض می‌رود مأموریت دارد که درباره تشکیل یک اتحادیه دوستانه از ممالک اسلامی مطالعاتی به عمل بیاورد.[7]

ورود سفیر ایران در لندن به تهران

نیمه شب گذشته، اردشیر زاهدی سفیر ایران در لندن وارد تهران شد تا در مراسم نخستین سالگرد مرگ پدرش شرکت کند. برای استقبال از وی، وزیر امور خارجه، رؤسای دربار، رئیس شهربانی کل کشور، عده‌ای از نمایندگان مجلس در فرودگاه مهرآباد حاضر شده بودند.[8]

بیمه محصلین و دانشجویان

محصلین و دانشجویان وابسته به وزارت فرهنگ با پرداخت ماهانه ده ریال، بیمه می‌شوند. این طرح را شرکت بیمه ایران برای کلیه محصلین از کودکستان تا دانشجویان دانشگاه‌های زیرنظر وزارت فرهنگ در کل کشور در نظر گرفته است. این طرح اجباری نیست و در صورت بروز حادثه برای محصلین بیمه شده، چه در داخل و چه بیرون از مدارس، شرکت بیمه خسارت لازم را پرداخت خواهد کرد. حداکثر خسارت پرداختی برای حادثه پنجاه ‌هزار ریال و برای نقص عضو 100هزار ریال است. مخارج بستری شدن و معالجات سرپایی ناشی از حوادث را نیز شرکت بیمه ایران می‌پردازد.[9]

وظیفه وزارت جنگ و ستاد ارتش

روزنامه اتحاد ملی امروز در مطلبی با عنوان «کاری ‌که وزارت جنگ و ستاد ارتش باید انجام دهند» با ذکر خاطراتی از دوره اشغال ایران به دست انگلیسی‌ها در 1320 نوشت: سرگرد انگلیسی بنام (آ.ی) و افسر مأمور حمله به ایران، کارشناس حفظ پالایشگاه‌های نفت بود. به اتفاق چهل سرباز در آبادان پیاده می‌شود ولی دو سرباز مقاوم و دلیر ایرانی هجده نفر از نفرات مهاجم را هدف قرار داده و دست آخر با تنی مشبک در حالی‌که تفنگ‌ها را روی سینه محکم فشرده و دو تکه نان خشک در جیب داشته‌اند، خاک وطن را با خون خود آبیاری می‌نمایند. این روزنامه سپس با اشاره به سخنان شاه در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشگاه جنگ که گفت: «ما در شهریور 1320 قیمت خوش‌باوری و اعتماد به مقررات بین‌المللی را پرداختیم و شاید اگر پالایشگاه، راه‌آهن، پل‌ها و تونل‌ها را مین‌گذاری کرده بودیم بدین نحو بی‌طرفی ما را زیر پا نمی‌گذاشتند و حالا هم وظیفه اولی ما این است که تا جایی که اقتصاد ملی و حیات اجتماعی ما لطمه‌ای نخورد، آنی از تقویت قوای تدافعی مملکت فروگذار نکنیم که مبادا باز پشیمان شویم...» به تحلیلی در این باره پرداخت و نوشت: آنچه شخص اول مملکت بیان داشت بیان واقعیتی است که همه مردم ایران باید در پی انجامش باشند زیرا چه در گذشته و چه در حال، چه در مورد ایران و چه در مورد سایر ممالک نشان داده شده اقویا و زورمندان در موقع ضرورت همه چیز را برای خود منطقی می‌دانند و آن را توجیه می‌کنند. اگر ملتی خواست توسری‌خور نباشد باید سعی کند ضعیف نباشد، اگر ضعیف بود همواره حوادثی از نوع حادثه سوم شهریور در کمینش خواهد بود. اگر ما در سوم شهریور پالایشگاه آبادان و راه‌ها و بنادر و پل‌ها را آماده تخریب و انفجار کرده بودیم مهاجمین هم که نظر اصلی‌شان استفاده از پل پیروزی و نفت ما بوده، به این آسانی و با رد و بدل کردن دو یادداشت بین روسیه و انگلیس، دزدانه به ما شبیخون نمی‌زدند و خاک وطنمان را از خون جوانان فداکار گلگون نمی‌ساختند و هزاران بدبختی و مرض و بی‌ناموسی را در کشور ما رایج نمی‌ساختند. اتحاد ملی در پایان می‌افزاید: اکنون که گذشته‌ها گذشته باید از آنها تجربه آموخت و در دنیای پرحادثه و نابسامان امروزی چهارچشمی مواظب منافع مملکت و محافظ خاک وطن خودمان باشیم.[10]

افزایش مهاجرت بیگانگان به خیلج فارس

روزنامه فجرالجدید چاپ بغداد سرمقاله امروز خود را به افزایش مهاجرت بیگانگان به خیلج فارس اختصاص داد و ضمن استفاده از عبارت خلیج عربی نوشت: طی سال‌های گذشته مهاجرت بیگانگان به تشویق و تحریک استعمار به کشورهای خلیج عربی افزایش یافته و هر چه نیروی انقلابی عربی توسعه یابد دامنه این مهاجرت‌ها وسعت خواهد یافت. اکنون وضع طوری است که اقلیت بیگانگان در کشورهای خلیج جای اکثریت را می‌گیرد و به مقدرات فرزندان اصیل این کشورها تحکم نموده و فرد عرب مجال زندگی خویش را نمی‌یابد. به گزارش بخش فارسی رادیو بغداد و به نقل از این روزنامه، مقامات استعمار بیشتر کارهای رسمی و بازرگانی را به مهاجرین بیگانه واگذار می‌کنند تا فرزندان اصیل این کشورها از امور کشور خویش برکنار باشند. هدف استعمار از این نقشه، توسعه مناطق نفوذ خود و استقرار پایگاه‌های نظامی و بازرگانی خویش بود ولی عکس‌العمل نیروهای انقلابی به قدری شدید بود که اتحادیه عرب در این باره به بررسی پرداخت و کشورهای مجاور خلیج (عراق، کویت، عربستان سعودی) آمادگی خود را برای دادن هر کمکی در این مورد به اتحادیه عرب اعلام داشتند. اتحادیه عرب کمیته‌ای از این سه کشور تشکیل داد و نمایندگانی برای بررسی این مسئله به کشورهای خلیج اعزام شدند و در نتیجه معلوم شد که مهاجرت بیگانگان بیش از پیش به این کشورها ادامه دارد. این موضوع دولت عراق را به اتخاذ تصمیمی خاص وا داشت.[11]

توافقات کنفرانس همکاری سه جانبه

کنفرانس همکاری منطقه‌ای برای آبادانی میان کشورهای ایران، ترکیه و پاکستان که چهار روز پیش در تهران گشایش یافت اعلام کرده است که 9 گروه شرکت‌کننده در آن به توافق‌هایی رسیده‌اند. گروه حمل و نقل هوایی اظهارنظر کرده است که امکانات حمل و نقل هوایی به اندازه‌ای هست که اجازه تأسیس یک خط هوایی مشترک بین‌المللی را بدهد. به گزارش بخش فارسی رادیو لندن، گروه همکاری فنی مشغول تهیه پیش‌نویس موافقت‌نامه‌ای است که جزییات برنامه‌های فرهنگی سال بعد و همچنین طرح‌های طویل‌المدت را در برمی‌گیرد. گروه راه‌ها و راه‌آهن به این نتیجه رسیده که راه‌آهن اصلی کراچی، آنکارا از راه زاهدان، تهران، ازمیر و ارزروم باید تجدید ساختمان و توسعه یابد تا به وسیله اصلی حمل‌ونقل زمینی میان سه کشور مبدل شود.[12]


پی‌نوشتها:

 

[1]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 6، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، ص 2 و 301.

[2]. همان، ص 299.

[3]. روزنامه کیهان، ش 6328، 10/6/1343، ص 1 و 12.

[4]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج۱۱، شهید سرافراز دکتر مصطفی چمران، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات‌‌‫، ۱۳۷۸، ص 58 و 57

[5]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی‌ وزارت اطلاعات، 1380، ص 447.

[6]. همان، ص 446.

[7]. روزنامه مرد مبارز، ش 869، 10/6/1343، ص 4.

[8]. روزنامه اطلاعات، ش 11476، 10/6/43، ص 13.

[9]. همان، ص 8.

[10]. روزنامه اتحاد ملی، ش 819، 10/6/1343، ص 1 و 4.

[11]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش 136، 12/6/1343، ص 5 و 6.

[12]. همان، ش 135، 1/6/1343، ص 9 و 10.