یکشنبه 26 خرداد 1342/ 23 محرم 1383/ 16 ژوئن 1963

1 بازدید

± دیدار آیت‌الله خوانساری با روحانیون زندانی

جمع زیادی از روحانیون و وعاظی که در پی حوادث اخیر بازداشت و در زندان قصر تهران زندانی شده‌اند، در محلی مسقف و مقابل یکی از ورودی‌ها نشسته بودند. آنان به سبب گرمی هوا که از نخستین ساعات روز شروع می‌شد، با یک پیراهن و زیرشلواری نشسته، لباس‌های خود را در اطراف حیاط پهن کرده بودند. هنوز از ساعت 7 صبح مدت زیادی نگذشته بود که افسرنگهبان وارد محوطه زندان شد و رو به حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی گفت: «به آقایان بگویید لباس‌هایشان را بپوشند. چون شخصیت محترمی می‌‌خواهد آقایان را ملاقات کند». فلسفی به عنوان یکی از وعاظ شهیر تهران، در داخل زندان مورد توجه بوده، بیشتر مأموران و مسئولان زندان هم بدو مراجعه می‌کردند. او از آنجا که هوای تابستانی داخل زندان بسیار گرم است و احتمال می‌داد که این «شخصیت محترم» یکی از وزیران دولتی باشد، در پاسخ به تذکر افسر نگهبان گفت: در این هوای طاقت‌فرسای تابستان، پوشیدن لباس ممکن نیست. اما وقتی خبر بعدی را شنید که آیت‌الله سیداحمد خوانساری[1] به زندان آمده تا با بازداشتی‌ها دیدار و گفت‌وگو کند، از همه زندانیان خواست که لباس خود را بپوشند و در سالن بزرگی که به همین منظور تدارک دیده شده بود، حاضر شوند. دقایقی بعد روحانیون روی صندلی‌ها نشستند. سپس اعلام شد که به غیر از نماینده آنها کس دیگری نباید سخن بگوید. نماینده ایشان حجت‌الاسلام فلسفی بود که در جای مخصوص خود قرار گرفت. لحظاتی بعد آیت‌الله خوانساری، در حالی که چند مأمور همراه او بودند، وارد سالن شد. افراد زندانی به احترام وی از جا بلند شدند. اندکی بعد که تشریفات معمولی انجام گردید، گفت‌وشنود میان آیت‌الله خوانساری و حجت‌الاسلام فلسفی به عنوان نماینده بازداشت‌ آغاز شد. پس از احوال‌پرسی کوتاه فلسفی رو به آیت‌الله خوانساری گفت: «بنده با اجازه آقایان از تفقد و توجه و مهر و عنایت حضرتعالی تشکر می‌کنم و امیدوارم خداوند حضرتعالی و روحانیت را در ظل عنایت خودش برای حفظ امنیت مملکت و استقلال کشور و سعادت مملکت و مبارزه با اجانب در حفظ اسلام ان‌شاءالله حفظ نماید. (آمین) در زندگی تضاد عجیبی پیدا می‌شود. حضرتعالی مرجع فتوی هستید و در رساله عملیه آقا و سایر مراجع مرقوم می‌فرمائید که جان مردم محترم است. مال مردم محترم است. عِرض مردم محترم است. به یک نفر کشیده نمی‌شود زد. به یک نفر توهین نمی‌شود کرد. و منبر هم مبلغ و مروج تعالیم اسلام است و حالا حضرتعالی می‌بینید چقدر بهتان است. قضیه حفظ امنیت را به نام اخلال در امنیت زندان می‌کنند. یعنی یک همچنین تضادی در دنیا نظیر نداشته و آنچه توی آن سؤالاتی که آنها کردند همه آقایان گفتند. شما می‌فهمید به اینکه اخلال در امنیت نکردید. آقایان همه بیانات مختلف نوشتند. مسلمان محال است که ارتکاب چنین عملی را بکند و این غیر از تهمت نیست. حالا در هر حال اوضاع و احوال و شرایط این طور است». آیت‌الله خوانساری در مقابل این گفته‌های فلسفی، یکی ـ دو جمله بیشتر نگفت. او ابراز امیدواری کرد که «ان‌شاءالله به زودی رفع شبهه» و «سلامتی آقایان» حاصل شود. اما فلسفی بار دیگر به سخن آمد و افزود: «حضرتعالی به طور مسلم از نظر وضعیتی که تشریف‌فرما شدید، با مقامات دولتی صحبتی کردید و وقت تعیین کردند و آقا تشریف آوردند. ما بسیار در شرایط بدی هستیم. یک وقت شکایت از افراد و افسران و مأمورین است. یک وقت شکایت از خود مقررات است. از آقایان مأمورین هیچ شکایتی نداریم. اما اگر اینکه با ما عمل می‌شود مقررات زندان باشد بسیار مقررات کثیف و غلطی است». فلسفی در ادامه به بدی هوا و غذای زندان اشاره کرد و حال مزاجی بعضی از علمای بازداشت‌شده را ناسازگار با مقررات زندان دانست که در پاسخ به گفته‌های وی، آیت‌الله خوانساری به تکرار همان سخن پیشین خود بسنده نمود. با وجود این فلسفی ادامه داد که «در هر حال حضرتعالی خواهند گفت که جریان آقایان چه بود. می‌فرمائید آقایان از وضع خودشان از نظر غذا و محیطشان و شرائطشان بسیار ناراضی هستند. در زحمتند. خطر مریض شدن برای همه است. یعنی الان یک عده مریض هستند و یک عده هم قریباً مریض خواهند شد». در پایان هم یادآور شد که «آقایان تا دمِ در حضرتعالی را مشایعت می‌کنند. چون همه زندانی هستند، نمی‌توانند بیایند».[2]

± تلگرام برای اطلاع از سلامتی آیت‌الله خمینی        

جمعی از روحانیون و دوستداران آیت‌الله خمینی در تلگرام‌های جداگانه خواهان کسب آگاهی از سلامت وی شدند. این گروه که نامشان توسط ساواک در فهرستی درج شده، تلگرام خود را عمدتاً با عنوان «حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی» مخابره کرده، نوشته‌اند که «سلامتی وجود شریف را از درگاه ایزد منان» خواستارند و مستدعی‌اند که از صحت مزاج مبارک آنها را مستحضر فرماید. نام تعدادی از آنها به شرح زیر است: احمد غروی، روحی، آملی، سیدعلی مدرسی، محمد موسوی‌یزدی، محمدحسین کلباسی و مرتضی حائری از قم و جواد جزایری، حسین جزایری، سیداحمد طاهری، عمادالدین جزایری و نورالدین جزایری از خرم‌آباد.[3]

± تأکید آیت‌الله ‌قمی بر ادامه مبارزه 

آیت‌الله سیدحسن طباطبائی‌قمی امروز در پاسخ به نامة آیت‌الله روحانی، تعقیب اهداف مقدسی که روحانیت برای نیل به آنها قیام کرده، لازم برشمرد و یادآور شد تا زمانی که وظایف پیش‌رو اقتضا‌ می‌کند «در مبارزه علیه بی‌دینی و تجاوز به حریم قرآن و علیه ظلم و ستم باید استقامت ورزید». وی توصیه کرد که نباید پیشامدهای سوء کوچک‌ترین خللی در عزم راسخ روحانیت ایجاد کند. آیت‌الله قمی در پایان نامه‌اش نوشت که «الاحقر کما فی‌السابق به این مبارزه ان‌شاءالله تعالی ادامه می‌دهم و فتح نهائی را به حول قوه الهی در ظلّ توجهات خاصه ولی‌عصر ارواحنا له الفدا از برای اهل دین و روحانیت قطعی می‌دانم. از خداوند متعال توفیق و مدد برای انجام وظایف محوله را خواستاریم».[4]

± اعلامیه‌های ضد ‌دولتی همچنان بر دیوارها

اعلامیه‌های چاپی و پلی‌کپی شدة بزرگ که امضای ‌آیات عظام شریعتمداری و بهبهانی زیر آنها دیده می‌شود روی دیوار نقاط مهم و پرتردد مرکزی تهران توجه عمومی را به خود جلب می‌نماید. در کنار این اعلامیه‌ها، بیانیه‌هایی هم که در چند روز گذشته از سوی تشکل‌هایی مانند مسلمانان متحد و نهضت آزادی ایران در ضدیت با اقدامات دولت منتشر شده، نصب شده است. مهم‌ترین اماکنی که این اعلامیه‌ها و بیانیه‌ها روی دیوار‌ آنها چسبانده شده است عبارتند از: مدرسه حاج‌ابوالفتح، مسجد حضرتی (واقع در بازارچه حضرتی ـ مولوی)، داخل مسجد نجارها (انتهای بازارچه حضرتی ـ مولوی) و میدان سیداسماعیل. افزون بر این در برخی از نقاط اعلامیه‌های خطی بدون امضا که نسبت به برنامه‌های دولت مطالب تند انتقادی را مطرح ساخته‌اند، مشاهده می‌شود. از جمله این نقاط می‌توان مسجد بازار نجارها (واقع در انتهای بازارچه حضرتی ـ مولوی) را نام برد که خادم آنجا آشکارا اعلامیه‌هایی از این دست را روی دیوار مسجد نصب می‌کند. در مدرسه مروی هم دو اعلامیه چاپی و کوچک چسبانده شده است؛ اولی اعلامیه‌ای است با عنوان «دیکتاتور خون می‌ریزد». این اعلامیه را چند روز پیش جمعیت نهضت آزادی ایران با جملات و عبارات تند انتقادی علیه حاکمیت تهیه و صادر کرده است. اعلامیه دوم نیز عنوان «خمینی را سرقت کرده‌اند» دارد که دانسته نیست از سوی چه گروه یا افرادی منتشر شده است. از چهارراه سیروس به سمت میدان مولوی هم دیوارنویسی در ملأ عام توجه عابرین را به خود معطوف ساخته ‌است. در سمت راست میدان مولوی، جنب سرای عرب، دندان‌سازی تهران، شش تن از هواداران آیت‌الله خمینی هر جا که شعاری علیه آیت‌الله روی دیوارها بود، پاک کردند و بدون واهمه به جای آنها نوشتند «زنده باد خمینی». این افراد که روز 15 خرداد هم فعالیت چشمگیری از خود نشان داده بودند، در تخریب تعدادی از مغازه‌های مطربی نقش زیادی داشتند.[5]

± مردم لرستان خواهان آزادی آیت‌الله خمینی

جمعی از روحانیون و افراد مذهبی مقیم لرستان در تلگرامی خطاب به نخست‌وزیر، اسدالله علم، خواستار آزادی آیت‌الله خمینی شدند. آنان با تصریح بر اینکه «توقیف و توهین به علمای اعلام و مراجع عظام، خصوصاً حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی قلوب ملت مسلمان لرستان را جریحه‌دار ساخته»، اظهار تأثر و تأسف نمودند که دولت به جای توجه به خواسته‌های جامعه روحانیت و مردم مسلمان، «شبانه منزل مراجع تقلید را محاصره و موجبات تشنج و آشوب را در مملکت فراهم می‌نماید». آنگاه از سوی اهالی لرستان نسبت به اعمال و اقدامات دولت ابراز نفرت نمودند و خاطرنشان کردند که «با این اعمال غیرقانونی و [غیر] شرعی نه تنها موجبات امنیت و آسایش مردم را نمی‌نمایند بلکه باعث سلب امنیت در مملکت می‌گردند». از این‌رو خواسته‌اند که فوراً از آیات عظام «رفع توقیف و جبران توهین» گردد و به خواسته‌های مشروع ایشان توجه کامل شود.[6]

± ادعای دریافت پول توسط آیت‌الله خمینی

در بین طبقات مختلف مردم صحبت بر سر این است که آیت‌الله خمینی بزودی از زندان آزاد خواهد شد. همچنین گفته می‌‌شود که موضوع پول گرفتن از دول عربی اتهامی است که دولت علیه او مطرح کرده است. این گروه معتقدند که اگر آیت‌الله خمینی می‌خواست پول بگیرد از دولت ایران می‌گرفت. در ثانی کسی که با یک سخنرانی بتواند هزاران تومان پول برای مدرسه فیضیه جمع کند، نیازی به پول خارجی ندارد.[7]

± پیش‌نویس اعلامیه نهضت آزادی ایران

مهدی بازرگان و یدالله سحابی دو تن از اعضای فعال نهضت آزادی ایران که از چندی پیش به عنوان متهمین ردیف 1 و 2 آن نهضت، در زندان قصر تهران زندانی بودند، امروز به زندان قزل‌قلعه منتقل شدند.[8] هنگام انتقال آن دو‌، چهار برگ نامه از لابه‌لای اثاثیه دکتر سحابی به دست مأموران دولتی افتاد. دو برگ از آنها پیش‌نویس اعلامیه‌ای بود که در زندان قصر به خط عزت‌الله سحابی (فرزند دکتر سحابی) نوشته شده بود و تصمیم بر این بود که چاپ و نشر گردد. دو برگ دیگر هم یادداشت‌هایی به خط علی بابائی بود که درباره متن آن اعلامیه بحث و تفسیر شده بود و دستوراتی در مورد تصحیح و چگونگی چاپ و نشر اعلامیه بیان می‌کرد. دو عضو یاد شده نهضت آزادی می‌خواستند آن اعلامیه‌ها را به بیرون از زندان انتقال دهند تا تایپ و تکثیر شود. لیکن هنگام انتقال، مأموران زندان بدانها دست یافتند و هر چهار برگ را توقیف کردند.

عزت‌الله سحابی در پیش‌نویس اعلامیه‌، با احساسات آتشین و لحن پرخاشجویانه به عنوان همدردی با کشته‌‌ 15 خرداد، ادعاها و تبلیغات دولت را ناروا خوانده، به شخص شاه حمله کرده است و او را عامل و مقصر اصلی عملیات اخیر کشور دانسته که «پا را جلوتر و فراتر از هر کس دیگری گذاشته و به حقوق مردم و قوای مقننه و قضائیه و مجریه تجاوز علنی کرده و از هر موقعیت جهت تشکیل میتینگ و رجزخوانی و برانگیختن نفرت و انزجار مردم پرداخته است».[9]

± سوابق آیت‌الله مطهری در ساواک 

پاکروان در نامه‌‌ای از رئیس شهربانی‌کل کشور خواست که هرگونه سوابقی که از آیت‌الله مرتضی مطهری در آن شهربانی موجود است برای تکمیل پرونده و اقدام مقتضی به ساواک اعلام نماید.[10]

± انتقال حجت‌الاسلام خلخالی به ساواک قم

حجت‌الاسلام شیخ محمدصادق صادقی فرزند یدالله مشهور به خلخالی (آیت‌الله شیخ محمدصادق صادقی‌گیوی بعدی) که از نزدیکان آیت‌الله خمینی بوده، به منزل وی رفت‌وآمد دارد، از سوی شهربانی تهران احضار و بازجویی شد. او در چند ماهه اخیر فعالیت چشمگیری از خود نشان داده، حتی در روزهای 6 و 7 فروردین امسال کوشیده بود که از زخمی‌ حادثه مدرسه فیضیه قم که در بیمارستان فاطمی قم بستری بودند، عکس‌برداری‌ و در مطبوعات آنها را بر ضد دولت منتشر کند. در جریان وقایع 15 خرداد هم از قرای بازرگان و فرک (از توابع تفرش) به قم بازگشته، محرمانه با طلاب مذاکراتی داشته، به فعالیت‌های ضد دولتی‌اش ادامه می‌داد که به همین منظور به ساواک قم فراخوانده شد و توسط علی‌اصغر کامکار (رئیس شهربانی قم و شعبه اطلاعات قم) تحت بازجویی قرار گرفت. او در پاسخ به سؤالات بازجو، گزارش‌های مأموران را مبنی بر اینکه مکرراً با طلاب علوم دینی ملاقات‌هایی داشته، تکذیب کرد و علت رفت‌وآمدهای پی‌درپی‌اش را به منازل آیات ‌عظام شریعتمداری و خمینی دیدار با فرزندان ایشان دانست. در توضیح وضعیت روستاهای بازرگان و فرک هم گفت که اهالی آن نواحی «دو دسته هستند که یک عده آنها اخباری هستند و قرآن را تحریف شده می‌دانند. در آنجا به علت وجود آنها حدیث و اخبار عدم تحریف قرآن» را می‌گفتم. و زمانی هم که بازجوی شهربانی از وی پرسید بالای منبر از سیاست صحبت کرده است یا نه؟ پاسخ داد: «چون محل به علت همان موضوع که گفتم توجیه نیست من به هیچ‌وجه از سیاست صحبت نکردم و دلم هم نمی‌خواست صحبت کنم». باوجود این، کامکار در گزارشی نتیجه بازجوئی از حجت‌الاسلام صادقی خلخالی را تشریح و با ذکر این عبارات که «چون مشارالیه اعمالش قویاً مورد سوءظن است و مسلم است که در خفا مشغول تحریکاتی بوده و قبلاً نیز از جریانات قم بی‌خبر نبوده و فعالیت‌هایی داشته» پیشنهاد کرد که برای روشن شدن موضوع به وقت بیشتری نیاز دارد. از این‌رو به منظور انجام تحقیقات و اقدامات بیشتر، مقدمات انتقال او را به ساواک قم فراهم آورد.[11]

± توزیع اسناد مالکیت کشاورزان زنجان     

در حدود ساعت 4 بامداد امروز، وزیر کشاورزی به زنجان رفت تا سری دوم اسناد مالکیت کشاورزان آن استان را توزیع کند. به نوشته روزنامه‌ کیهان، ریاحی (وزیر کشاورزی) در ساعت 9 صبح در اجتماع ده‌هزار نفری مردم زنجان که در مقابل اداره اصلاحات ارضی گردهم آمده بودند، حاضر شد. در ادامه وزیر کشاورزی اسناد مالکیت ده هزار کشاورز زنجانی را به نمایندگان آنها داد و در سخنانی کوتاه از کشاورزانی که دارای زمین شده‌اند خواست با علاقه زیاد در زمین‌های خود و با حسن برادری و برابری کار کنند و دست دوستی و اتحاد به هم داده، برای بالا بردن کار و تولید کشاورزی جدید، یگانگی داشته باشند. هرگز فریب کدخدایان معزول را نخورند و مطمئن باشند که وزارت کشاورزی و سازمان اصلاحات ارضی هم آنها را با اصول کشاورزی آشنا خواهند کرد.[12]

± رئیس ساواک در پی آرام کردن منطقه فارس       

سرلشکر پاکروان (رئیس ساواک) به دنبال ناآرامی‌ها در منطقه فارس و شورش عشایر جنوب پیشنهادهای متعددی را به اسدالله علم (نخست‌وزیر) عرضه کرد تا «برای رفع کلی مشکلات و جلوگیری از نظایر حوادث اخیر» و «بهبود اوضاع منطقه بویراحمد» به کار گرفته شود. او ابتدا با اشاره به «موقعیت عالی» منطقه بویراحمد و وجود «منابع طبیعی» مانند «آب» و «کوهستان‌های پوشیده از جنگل» که «برای هر نوع عمران و آبادی آمادگی دارد» هر چند در گذشته به علل گوناگون توجهی به آن منطقه نشده است، نبود راه و جاده و ادارات و تأسیسات دولت و بی‌توجهی به وضع اجتماعی و اقتصادی نواحی مورد بحث، را عامل اصلی ‌بهره‌مند نشدن مردم آنجا از «تمدن امروزی» دانسته زندگی آنها را «نیم‌وحشی» تعبیر کرده است. بنابراین پیشنهاد کرد که به منظور «تجدید نظر در وضع جغرافیایی و تقسیم‌بندی اجتماعی و سیاسی منطقه و تشکیل فرمانداری ‌کل یک افسر شایسته و دلسوز برای اداره امور محل» تعیین گردد.[13]

± اعلامیه آیت‌الله روحانی درباره مصاحبه رئیس ساواک      

در واکنش به اظهارات دیروز حسن پاکروان درباره وقایع اخیر کشور، آیت‌الله سیدمحمدصادق روحانی اعلامیه‌ بلند بالایی را صادر کرد. وی اعلامیه‌اش را با «بسمه‌‌تعالی و الیه‌المشتکی» آغاز کرده، آنگاه آیه «ان‌الله یدافع عن الذین آمنوا ان الله لایحب کل خوان کفور» از قرآن کریم را آورده است. سپس از مصاحبه و گفته‌های رئیس ساواک با عنوان «گردوخاک کردن و رجزخوانی» یاد کرده که پس از یازده روز خواسته است اسرار خیانت روحانیت را افشا کند و مدارک آن را در اختیار جامعه قرار دهد. به گفته آیت‌الله روحانی اطلاعیه و اظهارات پاکروان شعری بوده که هیئت حاکمه سرائیده و در قافیه‌اش گیر کرده است. بنابراین «برای نجات از مهلکه به هر پوشالی متشبث می‌شود و به پرونده‌سازی و تلاش مذبوحانه و افتضاحات دیگری دست می‌زند». «غافل از اینکه آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. دیگر این مردم را با این تبلیغات سازمانی نمی‌توان فریفت. مردم به قدری بیدار شده‌اند و به حدی ماهیت دستگاه حاکمه خود را خوب شناخته‌اند که هر موضوعی که مارک دولتی داشته باشد آن را دروغ می‌دانند و مردم قضاوت خود را دائر به محکومیت این دستگاه مدت‌هاست نموده‌اند و محال است آنها دیگر بتوانند اعتماد و محبت این ملت غیور و بیدار را نسبت به خود جلب کنند و با ادامه این روش محال است دل مردم مسلمان با آنان صاف شود». او در ادامه اعلامیه‌اش می‌نویسد: «از این‌ها گذشته اصولاً با تانک و زره‌پوش و مسلسل و آتش گلوله یا حبس و زجر و شکنجه و عذاب با سانسور تلفن و تلگراف و پست و مطبوعات، با بگیر و ببند و بزن و بکش، با کور شو و کر شو و بمیرید و نفس نکشید، با ایجاد آشوب و بلوا و خرابکاری و صحنه‌سازی، با مکر و خدعه و فحش و تهمت نمی‌توان در نیمه دوم قرن بیستم بر ملتی حکومت کرد. شما ای هیئت حاکمه خوب است قدری به خود آیید و سر مبارکتان را از زیر برف بیرون کنید و با عینک عقل و حیا به خود و اطراف خود بنگرید و اگر این کار میسور نیست با یک عده از عقلا به شرطی که زرخرید شما نباشند مشورت کنید تا بفهمید چه می‌کنید و کجا می‌روید و با دست خود ملت را به کجا می‌فرستید».

وی توجه مردم ایران را در این اعلامیه به اطلاعیه‌ای معطوف ساخت که تیمسار پاکروان صادر کرده است. «من هرچه سر و ته اطلاعیه تیمسار پاکروان را بررسی کردم دیدم با همه کوششی که به کار برده تا از آن نتیجه مطلوب را بگیرد مع‌ذالک چیزی جز این نداشت که عربی با یک میلیون پول دستگیر شده و اقاریری هم نموده است. حالا این قضیه چه ارتباطی با اعتراض اصولی و قانونی ملت ایران و روحانیت دارد، این را دیگر باید از خود تیمسار و هیئت حاکمه پرسید. چون المعنی فی بطن‌الشاعر. اولاً از کجا معلوم که این عرب، ساخته بنگاه عظیم پرونده‌سازی دولت علیه ایران نباشد. چون دستگاه در این‌کار تخصص کافی و سابقه طولانی دارد. در دولت قبل از 28 مرداد عده‌ای را به نام قاتلین افشارطوس گرفتند. شب و روز در روزنامه‌ها و رادیو در باب مدارک جرم، داد سخن دادند و حتی اقاریری هم با صدای خود متهمین از رادیو پخش کردند. ولی به‌ محض اینکه ورق برگشت و دولت دیگری روی کار آمد، همان دستگاه دولتی با دلائل و مدارک کافیه ثابت کرد که تمام این مطالب جعل و تزویر بوده و متهمین بی‌گناهند. حالا هر یک از این دو مطلب متناقض راست باشد مطلب ما ثابت می‌شود که از این دستگاه هر چه بگویید بر می‌آید. دولت می‌تواند برای لجن‌مال کردن مخالفین به یکی از عمال خود یک میلیون پول بدهد و بعداً او را به اصطلاح دستگیر نموده و اقاریری هم طبق دلخواه خود از او بگیرد. دولت می‌تواند برای تعطیل مساجد و منابر و درهم شکستن مبارزات آرام و اصولی منابر و مراجع، عده‌ای از عمال خود را با پیراهن سیاه و غیرسیاه مأموریت داده، در میان مردم دست به آشوب و تخریب و آتش‌سوزی بزنند تا مردم از همه‌جا بی‌خبر را متهم به وحشیگری و دخالت مسلحانه نموده و اعلام حکومت نظامی را لازم و موجه جلوه دهد و بعد هم مردمی را که حتی از بذل جان در راه ایمان و عقیده خود مضایقه ندارند و سالی ده‌ها میلیون پول به حکم خدا و کوری چشم دشمنان اسلام به مراجع تقلید و علمای دین می‌دهند و بعد از این هم خواهند داد و دستشان را هم می‌بوسند و سالی ده‌ها میلیون برای حفظ شعائر اسلام بی‌ریا خرج می‌کنند، متهم کنند که فلان مبلغ پول گرفته بودند تا به نفع یک دولت خارجی سینه خود را هدف رگبار مسلسل کنند. خدای حیا و عقل کجاست؟ بلی دولت می‌تواند مشروطیت را تعطیل و علیه اصول آن قیام نموده و فریاد اعتراضات قانونی مردم را با رگبار مسلسل در سینه‌ها دفن و سراسر ایران را از تبریز و شیراز گرفته تا قم و تهران همه را با خون بی‌گناهان گلگون کند و باز هم باد به غبغب انداخته و بگوید انقلاب ما آرام و سفید است».

یکی دیگر از موضوعات مورد توجه آیت‌الله روحانی در اعلامیه‌اش اقدامات دولت در به خاک و خون کشیدن بیش از بیست هزار نفر از مردم تهران است که آخر سر «با اعلام حکومت نظامی و منع عبور و مرور، شب دور از چشم مردم آثار جرم را محو و چاه‌ها و حفره‌های اطراف شهر را از اجساد قتیل و جریح (مرده و زنده) پر نموده و بعد هم بگوید تعداد مجروحین در تهران پانزده و اما تلفات از بیست نفر تجاوز نمی‌کند. دولت می‌تواند با یک شبیخون عده‌ای از علمای اسلام و مراجع عظام، شخصیات بزرگ عالی‌قدر حضرت آیت‌الله خمینی و آیت‌الله قمی و آیت‌الله محلاتی دامت برکاتهم و جمعی از علمای بزرگ و خطباء و وعاظ محترم را دستگیر نموده و به سیاه‌چال و زندان بیندازد و بعد هم بگوید که این‌ها آشوبگر و دشمنان اسلامند. دولت می‌تواند به منظور گمراه کردن مردم جهان و تبلیغات یک‌طرفه، علاوه بر سانسور مطبوعات ایران حتی از تماس خبرنگاران خارجی هم با علمای اسلام جلوگیری کند تا مبادا حقایق مستوری بر مردم دنیا روشن شود و دروغ‌های او برملا گردد. دولت می‌تواند با خرید چند هزار دست لباس و پوشانیدن به تن جیره‌خواران خود هر روز در گوشه و کنار این کشور به نام کارگر و دهقان مسلمان، میتینگ و دمونستراسیون تشکیل داده و پشتیبانی بی‌دریغ خود را نسبت به خود ابراز نماید. دولت همه کاری می‌تواند بکند. چون زور دارد، سرنیزه دارد، توپ دارد، تانک دارد، روزنامه و رادیو دارد، با روزنامه‌ها و رادیوهای خارجی معامله و مبادله دارد، زندان دارد، شلاق و زجر و شکنجه دارد، ده‌ها عمال جیره‌خوار دارد، عمال یهودی دارد، ارمنی دارد، بهائی دارد، آزادی دارد، امنیت دارد، آن ملت بیچاره است که هیچ یک از این حقوق و مزایا و وسایل و تجهزات را ندارد، پس چرا نکند» ؟حکومت پهلوی در چند روز گذشته تلاش زیادی نموده که با ارتباط دادن وقایع 15 خرداد به عوامل خارجی به روحانیون و مخالفان خود برچسب خیانت بزند. همین موضوع بخش پایانی اعلامیه آیت‌الله روحانی را به خود اختصاص داده است. او وجود هر گونه ارتباط میان عرب مرموز و علمای ایرانی را مردود دانسته تصریح کرده است: «بر فرض که عرب مرموزی واقعاً با ایران ارتباط داشته است. چه ربطی به روحانیت و اعتراضات قانونی و منطقی آنان دارد. بروید فکر دیگر کنید. ساحت روحانیت از این اتهامات مبراست. همه کس شما را خوب می‌شناسد. آن شما هستید که اشخاص را با پول اجیر می‌کنید. اما روحانیت بر قلوب حکومت دارد. مردم مسلمان فرامین روحانیت را فرامین خدا می‌دانند. نه تنها از روحانیت پول نمی‌خواهند بلکه پول هم می‌دهند. ولی روحانیت از تاکتیک‌های شما کاملاً دور و منزه و از پول بی‌نیاز است. بگذرید از چند نفر وازده و دله که خودشان را به شما فروخته‌اند. آنها روحانی نیستند. مقام مقدس روحانیت بالاتر از آن است که شما بتوانید تصور کنید و هر چه ظالمانه به روحانیت هجوم و حمله کنید، محبت آنها در دلها عمیق‌تر می‌شود. پس با تجاوز به حریم مقدس قرآن و اسلام و با تهمت و حبس و زجر ظالمانه علمای اعلام با گشودن آتش گلوله به قلب مبارک خاتم‌الانبیا صلی‌الله علیه و آله و قتل عام زن و مرد مسلمین و داغدار کردن هزاران خانواده، با محاصره نظامی منازل علمای دین، با آلوده کردن جنبش مذهبی مراجع تقلید و ملت مسلمان ایران، با برافروختن شعله غضب و نفرت مسلمانان نمی‌توان کاری از پیش برد. نتیجه به عکس است. دیر یا زود از کرده خود پشیمان و به اشتباهات خانمان‌سوز خود واقف خواهید شد و برای هزارمین بار باز هم شما را متوجه می‌کنم، مسلمانان و در طلیعه آنها روحانیت برای تحقق دادن به خواسته‌های شرعی و قانونی خود تا پای جان ایستادگی خواهند نمود».[14]

± بی‌توجهی افکار عمومی به مصاحبه رئیس ساواک 

مصاحبه عصر دیروز پاکروان (رئیس ساواک) که طی آن به تحریکات و دخالت‌های دولت‌های خارجی، به ویژه دولت جمال عبدالناصر، در جریان اعتراضات اخیر کشور پرداخت، چندان مورد توجه افکار عمومی قرار نگرفته، اثر زیادی به جا نگذاشته است. این مطلب را گزارشگران ساواک اقرار کرده‌، علت آن را تبلیغ و تأثیراتی دانسته‌اند که سه گروه از مردم علیه دولت انجام می‌دهند. به گفته آنها سه گروه یاد شده عبارتند از طرفداران جبهه ملی، هواداران حزب توده سابق و طرفداران مقامات مذهبی. این افراد به هر جا که می‌رسند اظهار می‌دارند که دربار ایران تسلیم برنامه‌های فرقه بهائی‌ها شده است. در ظاهر خود را مسلمان معرفی می‌کند، اما باطناً به نفع بهائیان کار می‌کند. از این‌رو هر کس و هر سیاستی که برای تضعیف چنین حکومتی تلاش کند مورد تأیید سه دسته مذکور است.[15]

± ادامه دستگیری‌ها

محمد ترلان‌زاده و صادق امیدوار دو تن از فعالان میوه و تره‌بار تهران در روز 15 خرداد هستند که بعد از آن به سمنان رفته، مدتی را در آن شهر اقامت داشتند. لیکن در یکی از قهوه‌خانه‌های سمنان مورد سوءظن مأموران ساواک قرار گرفته، دستگیر و بازداشت شدند. آنان در بازجوئی‌ها نقش خود را در حوادث روز 15 خرداد در تهران تشریح کردند وگفتند که با پیراهن ‌سیاه‌پوش‌ها همکاری داشتند و علیه مقامات بلندپایه مملکت و دولت فحاشی و فعالیت می‌کردند. محمد ترلان‌زاده در اول خیابان اعدام چهارراه مولوی روبه‌روی قهوه‌خانه سکونت دارد که به همراه نامبرده دیگر، در میدان چهارراه مولوی جزو دارودسته طیب حاج‌رضائی بوده وسایلی را که در جریان ناآرامی‌ها و تظاهرات روزهای 15 و 16 خرداد به دست آورده‌اند در میدان سیداسمعیل‌، انبار مشهدی حسین همیار ریخته‌اند. ساواک سمنان در گزارشی، جریان دستگیری و روند بازجوئی از آن دو را به ساواک مرکز در تهران منعکس کردند که سرلشکر پاکروان (رئیس ساواک) دستور داد فوراً آن دو به مرکز اعزام و تحویل ساواک تهران شوند.[16]

اداره دادرسی ارتش (دایره 3 بازپرسی دادستانی ارتش) نیز در نامه‌ای به ساواک، با ذکر نام سه نفر از فعالان واقعه 15خرداد، نوشت که با وجود اقدامات معمول، افراد نامبرده شده در بازپرسی دادستانی ارتش حاضر نشده‌اند. در ادامه درخواست کرد که به وسیله مأموران ویژه ساواک نسبت به تجسس و دستگیری و هدایت آنها به شعبه 3 بازپرسی اقدامات لازم معمول گردد. نام افراد مذکور به ترتیب زیر است: 1ـ حاج‌علی برقی فرزند شکری که در خیابان شوش، جنب ناحیه 6 شهرداری تهران در یک بنگاه معاملاتی کار می‌کند. 2ـ حاج‌علی توسلی که در میدان میوه غله مشغول است. 3ـ حسن ترابی که نمایندگی کارگران در میدان میوه را بر عهده دارد.[17]

± ادامه شایعات

تهیه گزارش توسط مأموران و عوامل پنهان و آشکار ساواک از شایعات و اخبار مختلف درباره حوادث اخیر بین مردم، همچنان ادامه دارد. این گزارش‌ها از یک سوی نشان دهنده اهمیت آن حوادث و از سوی دیگر حاکی از آن است که بازار چنین شایعاتی در میان مردم داغ است. امروز نیز گزارشی به ساواک مرکزی در تهران رسیده که موارد زیر در آنها بازتاب یافته است:

1ـ کشته شدن پسر بزرگ آیت‌الله خمینی به نام حاج‌آقا مصطفی در جریان تظاهرات 15 خرداد قم.

2ـ تبعید آیت‌الله خمینی به خارج از کشور و به احتمال زیاد به لبنان، که این تصمیم در کمیسیونی با حضور محمدرضا شاه و شرکت نصیری (رئیس شهربانی و فرماندار نظامی تهران و حومه) و پاکروان (رئیس ساواک) گرفته شده است. والاّ نظر قبلی بر اعدام وی بوده است.

3ـ ابراز تمایل شاه مبنی بر اینکه آیت‌الله سیدمحسن حکیم را به تهران دعوت کند تا وی بین آیت‌الله خمینی و دولت میانجی‌گری نماید. اما هنوز آیت‌الله حکیم در این باره واکنش یا پاسخی نشان نداده است.

4ـ آزادی حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی واعظ مشهور تهران در دو ـ سه روز قبل.

5ـ آزادی عده‌ای از روحانیون و وعاظ دیگر.

6ـ دولت در تدارک است که چند نفر از روحانیون بازداشتی را به پشت رادیو بیاورد تا آنها ضمن ابراز تنفر از وقایع 15 خرداد، وفاداری خود را نسبت به برنامه‌های دولت اعلام دارند.

7ـ دولت دستور آزادی آیت‌الله خمینی را در چند روز گذشته صادر کرده است؛ اما آیت‌الله نپذیرفته، اظهار کرده است که ابتدا باید موضوع اتهامات او دایر بر اینکه از یک دولت خارجی پول گرفته و بلوا به راه انداخته روشن و بعد آزاد شود.

8ـ برخلاف آیت‌الله خمینی و حجت‌الاسلام فلسفی که در زندان روحیه قوی دارند، حال عمومی آیت‌الله قمی پریشان و مضطرب است.

9ـ شروع فعالیت شدید از سوی بعضی از روحانیون و شخصیت‌های سرشناس برای صلح و سازش بین روحانیون مخالف و دولت. حتی آیت‌الله سیدمحسن حکیم از عراق تلگرامی را برای شاه فرستاده است.

10ـ بازداشت شعبان جعفری در دو ـ سه روز گذشته.

11ـ دست داشتن انگلیسی‌ها در تظاهرات 15 خرداد که عده‌ای در این‌باره می‌گویند چون نفت قم را آمریکائی‌ها مورد استفاده قرار داده‌اند آنها هم از این موضوع ناراضی‌اند و آشوب به پا کرده‌اند.

12ـ چند نفر از اهالی بروجرد و خرم‌آباد که به تهران آمده‌اند اظهار می‌دارند آیت‌الله خمینی و چند نفر از بازداشت‌ را به قلعه فلک‌افلاک خرم‌آباد برده‌اند.

13ـ دست داشتن مأمورین انتظامی و دولتی در جریان تظاهرات و خرابکاری‌های اخیر با لباس مبدل به صورت گروهی و انفرادی. این شایعات در بین اغلب کارمندان، رانندگان تاکسی، بازاریان، میخانه‌نشین‌ها شنیده شده، بیشتر آنها اظهار می‌دارند «که اگر مأمورین دولت در وقایع اخیر شرکت نداشتند، محال بود دولت حاضر به جبران خسارات شود».[18]

± تشنج در هیئت دولت     

در محافل سیاسی سخن از این است که چند نفر از وزرای کابینه دولت، مانند جهانگیر تفضلی قصد داشتند از سمت خود استعفا کنند؛ اما با تقاضای شاه و علم (نخست‌وزیر) فعلاً از این اقدام صرف‌نظر و استعفا را به بعد موکول کرده‌اند. گفته شده که این عده از وزیران دولت علت استعفای خود را بدرفتاری شاه و نخست‌وزیر نسبت به روحانیون ذکر نموده، معتقدند که مشکلات را باید با تدبیر حل نمود نه با گلوله. زیرا اگر وضعیت به این منوال دنبال شود پیمانه صبر و تحمل ملت لبریز می‌شود و سرانجام یک قیام عمومی، ‌رژیم کنونی را سرنگون می‌سازد.[19]

± تلگرام حمایت از لوایح ششگانه شاه

فردی به نام ذبیح‌الله آذرپور که مدعی نمایندگی پنج هزار نفر آذربایجانی مقیم شاهی است، در تلگرامی به وزارت دربار اعلام کرد که آذربایجانی‌های مقیم آن شهر از لوایح ششگانه شاه پشتیبانی نموده، مانند دوره‌های گذشته، اجازه نمی‌دهند «کسی به مقدسات ملی تجاوز نماید».[20]

± تأثیر اجتماعات شهرهای بزرگ بر دیگر شهرها

اداره دوم ساواک گزارش داد که اجتماعات و حوادثی که در هفته گذشته در تبریز به وقوع پیوسته بر اوضاع آذرشهر نیز تأثیر گذاشته، احتمال می‌رود تعطیلی بازار و بسته‌شدن مغازه‌ها به آن شهر نیز سرایت کند. به طوری که ممکن است وضع آذرشهر متشنج گردد.[21]

± درخواست دریافت خسارت      

شخصی به نام محمد تقی‌‌زاده، دارنده «کافه رستوران درجه 2 برادران»، در نامه‌ای به رئیس ساواک ضمن اشاره به عریضه‌های قبلی‌اش، نوشت که در جریان تظاهرات روز 15 خرداد کافه‌اش مورد یورش تظاهرکنندگان قرار گرفته است. او در این نامه، خود را فردی وطن‌دوست و شاه‌دوست معرفی نموده، نوشته ‌است که چون همانند چاکران در تمام جشن‌ها و اعیاد مقدس ملی شاه و ولیعهد، کافه‌اش را چراغانی و ابراز احساسات و از خودگذشتگی می‌کرد و برای خواست شاه و دولت فعالیت می‌کرد، مخالفان دولت در روز 15 خرداد وقت را غنیمت شمرده، با چوب و چماق و آلات قتاله، کرکره آهنی کافه‌ او را از چهار نقطه پاره کرده، وارد آن شده‌اند و لوازم داخل کافه را شکسته‌اند. مقداری از وسایل را هم با خود به غارت برده‌اند و کافه را با خاک یکسان کرده‌اند. تقی‌زاده در ادامه با اشاره به اینکه اولیای امور از کافه‌اش بازدید کرده، میزان خسارت وارده را 938 هزار ریال برآورد نموده‌اند، کمیسیون تشکیل شده در فرمانداری تهران پرداخت مبلغ ششصد هزار ریال به او را به تصویب رسانده‌اند. وی در پایان توجه رئیس ساواک را به طلبکاران و چهارده سرعائله‌اش جلب نموده، خواسته ‌است که هرچه زودتر مبلغ تصویب شده به او پرداخت گردد تا پاسخگوی طلبکاران و خانواده‌اش باشد.[22]

± حمایت مالی آیت‌الله میلانی از روحانیون و وعاظ  

یکی از مأموران ساواک خراسان در گزارشی فهرست نام روحانیون و وعاظی را که از سوی آیت‌الله میلانی وجوهی را دریافت کرده‌اند، تهیه و به ساواک مرکز در پایتخت ارسال کرد. او در این فهرست مبلغ دریافتی هر کدام از آنان را هم معین کرده که به ترتیب زیر است: حجت‌الاسلام نوغانی مبلغ ده هزار ریال. حجج‌اسلام روحانی، ضیاء، سیدابوالحسن نقیبی و کافی هر کدام مبلغ پنج هزار ریال. حجج‌‌اسلام سیدعبدالحسین نقیبی، شیخ محمد کفشدار، شیخ علی فصیحی و حاجی وثوق هر کدام مبلغ سه هزار ریال. حجج‌اسلام علی محقق، شیخ ابوالفضل محقق، طباطبائی سیرجانی، طباطبائی عیدگاه و عده‌ای دیگر هر کدام دو هزار ریال. بقیه اهل منبر هم هر کدام مبلغ پانصد ریال. مأمور ساواک در پایان گزارش خود افزوده است که این وجوه بعد از وفات حضرت صادق(ع) توسط آقای میلانی در بین اهل منبر توزیع گردیده و علاوه بر وجوهی است که نصیب بازداشت ، اعم از روحانی و غیر روحانی شده است.[23]

±ادعای کمک شخصی به نام القیسی به مخالفان حکومت

مأمور ساواک در گزارشی ادعا کرد محمد توفیق‌القیسی پول‌هایی را که با خود به ایران می‌آورد در شرکت مؤید واقع در سرای کاظمیه تهران به حاج‌جواد نقره‌چی می‌داد. او نیز در اختیار فردی به نام موسی‌ یاشا که کلیمی و صراف است می‌گذاشت تا پول‌ها را به پول رایج کشور تبدیل نماید. در ضمن لطیف گرجی، شریک موسی یاشا از این امور اطلاع دارد.[24]

± عدم حمایت سرشناسان خرم‌آباد از اقدامات شاه

قلقسه (رئیس ساواک لرستان) با ارسال گزارشی، ضمن بیان شرحی کوتاه از نقش تأثیرگذار آیت‌الله روح‌الله کمالوند در جریان مخالفت‌ها و وقایع 15 خرداد در منطقه لرستان، به تلگرامی پرداخت که فرماندار لرستان آماده کرده، از بسیاری از افراد سرشناس خرم‌آباد، از جمله اعضای انجمن شهر خرم‌آباد، خواسته بود که با امضای آن ضمن تأیید لوایح ششگانه شاه از «ارتجاع سیاه و عوامل مخرب خارجی» ابراز انزجار نمایند. لیکن به غیر از یحیی معینی (رئیس انجمن شهر خرم‌آباد) و دو عضو دیگر، اعضای انجمن از امضای تلگرام مزبور خودداری کردند. به گزارش قلقسه اسامی پنج تن از اعضای انجمن شهر خرم‌آباد که تلگرام فرمانداری را امضا نکرده‌اند به ترتیب زیر است: 1ـ عبدالرحمن قاضی (عضو انجمن شهر و مدیر عامل جمیعت شیر و خورشید سرخ خرم‌آباد) که صراحتاً از امضای تلگرام فرمانداری خودداری نمود. 2ـ اکبر پورسرتیپ، عموزاده فتح‌الله پورسرتیپ، نماینده انجمن شهر که چون در صورت امضا، مالکان او را ناسزا و فحش خواهند داد، تلگرام را امضا نکرد. 3ـ حافظی که به سبب نسبت خویشاوندی با آیت‌الله کمالوند از امضای این تلگرام خودداری نمود. 4ـ باقر ساکی، چون با آیات عظام روح‌الله قاضی‌زاده و روح‌الله کمالوند ارتباط دارد به درخواست فرماندار پاسخ منفی داد. 5ـ غلامشاه خاکی که کاسب و از هوادارن آیت‌الله کمالوند و قاضی‌هاست. رئیس ساواک لرستان در ادامه گزارش خود خطاب به رئیس ساواک مرکزی آورده است: «اینک ملاحظه می‌فرمایید اشخاصی که نمایندگی انجمن شهر یا مدیر عامل شیر و خورشید سرخ را فقط به منظور استفاده‌های نامشروع و گرفتن پول از نانوا و قصاب و کنتراتچی‌ها یا دادن شیرخشک به غیرمستحق و سوءاستفاده از آردهای مؤسسه کاره اشغال نموده‌اند، در چنین مواقعی با مخالفان اصلاحات کشور همگام و مساعد می‌باشند. با شرح مراتب بالا در صورتی که تعاونی بین میهن‌پرستان و شاه‌دوستان واقعی منظور نگردد مسلماً اثر بدی روی افکار و روحیه مردمان پاکدل و شاه‌دوست و میهن‌پرست خواهد گذاشت. علی‌هذا خواهشمند است به هر ترتیبی که میسر است این‌گونه مشاغل و عناوین از چنین عناصر ناپاک سلب گردد».[25]

± طرح فرمانده عملیات نظامی جنوب برای سرکوب عشایر فارس

بهرام آریانا (فرمانده عملیات نظامی جنوب) که برای تقدیم گزارش از وضع عملیات سرکوبی عشایر فارس و خلع سلاح در جنوب کشور به تهران آمده، در تلگرامی به ستاد نیروی جنوب نوشت که «طرح مقدماتی را به شرف عرض رساندم. شاهنشاه با کلیات طرح موافقند و مایلند، بلکه اصرار دارند که هر چه زودتر هنگ کرمانشاه برای تقویت ارتش یکم برود و اینجانب قول دادم که نظر شاهنشاه را خیلی زود تأمین کنم». آریانا در ادامه تلگرامش به ستاد نیروی جنوب تأکید کرد: «ظرف امروز با در نظر گرفتن طرح مقدماتی نیرو طوری پیشنهاد شود که هر چه زودتر بتوان هنگ کرمانشاه را آزاد نمود». به موجب این تلگرام وی چند روزی در تهران خواهد ماند تا طرح مقدماتی‌اش به تصویب شاه برسد.[26]

± جلسه کمیسیون امنیت اجتماعی آبادان

کمیسیون امنیت اجتماعی آبادان با حضور استاندار خوزستان تشکیل جلسه داد. اعضای حاضر در این جلسه در پایان مقرر کردند که به لحاظ حساسیت منطقه خوزستان،‌ به ویژه آبادان، در صورت لزوم بلافاصله در آبادان حکومت نظامی اعلام گردد. همچنین تصمیم گرفتند که فرماندهی مناطق جنوب از هم‌اکنون فرماندار و دادستان نظامی را تعیین نمایند تا در صورت استقرار حکومت نظامی بی‌درنگ کار خود را آغاز کنند. از دیگر تصمیمات این کمیسیون انجام تدابیری بود مبنی بر اینکه یک گروهان سرباز از لشکر 9 اهواز پادگان امیرآباد آبادان را تقویت نمایند.[27]

± اظهارات برخی اعضای جبهه ملی

بنا بر اظهارات چند تن از اعضای جبهه ملی، در جریان تظاهرات و اعتراضات هفته گذشته سران جبهه ملی هیچ‌گونه دخالتی نداشته، افرادی هم که از این جبهه دستگیر شده‌اند هیچ نسبتی با رهبران آن ندارند. در این میان متعصبین جبهه ملی با اراده خود وارد جریان تظاهرات شده‌اند که مأموران دولتی تعدادی از آنها را دستگیر کرده‌اند.[28]

± اعلام پشتیبانی از لوایح شش‌گانه شاه      

گروهی از مردم شهرستان‌های قوچان، درگز، بجنورد و شیروان از توابع استان خراسان با برپایی تظاهراتی ضمن ابراز تنفر از وقایع 15 خرداد، از اقدامات محمدرضا پهلوی و لوایح ششگانه پشتیبانی کردند. همچنین در شهرستان مراغه (واقع در آذربایجان‌شرقی) جمعی از دهقانان و کارگران و جوانان گرد هم آمدند و از عملیات مسببین 15 خرداد اظهار تنفر و نسبت به لوایح یاد شده اعلام حمایت کردند. همچنین قطعنامه‌ای در تصویب مواد ششگانه از سوی آنان صادر گردید. در ادامه هم حاجی‌ شیخ‌کریم واعظ سخنرانی و برای شاه دعا کرد.‌ [29]

± بازتاب وقایع داخلی ایران در مطبوعات انگلیس   

روزنامه پست تهران با چاپ مطلبی با عنوان «خبرهای مطبوعات انگلستان پیرامون تظاهرات اخیر ایران» به بازتاب وقایع داخلی ایران در چند نشریه مهم انگلیسی پرداخت. تهیه‌کننده این مطلب با گشت‌زنی در اخبار روزنامه‌های گاردین و دیلی‌تلگراف نوشت که «روزنامه‌های انگلستان در شماره‌های اخیر خود اجرای برنامه‌های اصلاحات و مترقیانه ایران را با رهبری شاهنشاه مورد بحث قرار داده آنها را آغاز و انجام تحولاتی مهم در پیشرفت کشورهای آسیائی دانسته‌اند». آنگاه به بریده‌ای از مطلب چاپ شده در روزنامه گاردین اشاره کرد که در آن از موافقت اکثریت ملت ایران با اجرای برنامه‌های اصلاحات ارضی و اجتماعی و اعطای حقوق اجتماعی به زنان سخن رفته ‌است. چرا که اجرای این برنامه‌ها را موجب رفاه و سعادت ملت می‌دانند. هرچند گروهی از مالکان بزرگ و کسانی که اجرای این برنامه‌ها منافع آنها را به خطر می‌اندازد با این اصلاحات مخالفت می‌نمایند. مطالب و اخبار چاپ شده در روزنامه دیلی‌تلگراف از دیگر دستمایه‌های روزنامه پست تهران در این باره است که با اشاره به برگزاری رفراندوم در ششم بهمن سال گذشته، تأکید کرده است اجرای برنامه‌های اصلاحی شاه از آن زمان به بعد موجب پیشرفت‌هایی مهم در زندگی اقتصادی و اجتماعی ایران شده است. این روزنامه مخالفان برنامه‌ها را گروهی سودجو لقب داده است که با تحولات زمان همراه نیستند و می‌کوشند از اجرای اصلاحات در ایران جلوگیری کنند. در ادامه با اشاره به حوادث هفته گذشته ایران خاطرنشان ساخته ‌است که «مسببان واقعه اخیر ایران پرده از این ماجرا برخواهند داشت و روشن خواهند ساخت که چه افرادی تحولات اصلاحی ایران را به زیان خود می‌بینند». در پایان هم افزوده است: «آنچه که اینک در ایران می‌گذرد و موجب پیشرفت و ترقی ملت ایران است مورد تحسین همه اصلاح‌طلبان جهان آزاد قرار گرفته است».[30]

± تحویل پادگان نظامی نزدیک همدان به ارتش       

طی تشریفاتی ویژه که به مناسبت حسن‌تفاهم و همکاری بین دولت‌های ایران و آمریکا به عمل آمد، تأسیسات جدید پادگان نظامی که در نزدیکی همدان از طریق کمک‌های نظامی آمریکا ساخته شده، تحویل ارتش شاهنشاهی ایران گردید. مراسمی به این منظور با حضور افسران عالی‌رتبه ارتش شاهنشاهی ایران و آمریکا برپا گردید. تأسیسات پادگان نظامی مزبور با صرف هزینه متجاوز از چهار میلیون دلار ساخته شده که گنجایش یک گروه رزمی هنگی را داراست.[31]

± نامه نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به شاه 

بن گوریون (نخست‌وزیر اسرائیل) در آخرین روز مسئولیتش بار دیگر در نامه‌ای خطاب به محمدرضا شاه پهلوی تقاضای قبلی خود را مبنی ‌بر برقراری مناسبات رسمی بین دو کشور تکرار کرد.[32]

 

 

 

 

 

 

 

پی‌نوشتها:


[1]. فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376، ص277 و 278.

[2]. همان، ص605 و 606.

[3]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص72 و 73.

[4]. اسناد انقلاب اسلامی، ج 5، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1369 تا 1374، ص67.

[5]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص257.

[6]. همان، ج3، ص277.

[7]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص218؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص272.

[8]. جعفری، محمدمهدی، همگام با آزادی (خاطرات شفاهی دکتر سید محمدمهدی جعفری)، ج1، به‌کوشش سیدقاسم یاحسینی، تهران، صحیفه خرد، 1389، ص138 و 139.

[9]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص15؛ صفحاتی از تاریخ معاصر ایران، اسناد نهضت آزادی، ج3 (محاکمه سران و فعالین)، تهران، نهضت آزادی ایران، 1362 - 1363، ص27 تا 30 و 73 و 74.

[10]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 31: عالم جاودان استاد شهید مرتضی مطهری، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، ص32 و 33.

[11]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 36: آیت‌الله محمدصادق صادقی گیوی(خلخالی)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1384، ص7 و 8.

[12]. روزنامه کیهان، شماره 5968، 26 خرداد 1342، ص1 و 11؛ روزنامه پست تهران، شماره 2919، 26 خرداد 1342، ص1 و 8 ؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1850، 27 خرداد 1342، ص6 و 8.

[13]. سیاهپور، کشواد، قیام عشایر جنوب 1341 ـ 1343، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1388، ص531 تا 533.

[14]. اسناد انقلاب اسلامی، ج5، همان، ص61 تا 66؛ دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، آرشیو.

[15]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،‌ج8، همان، ص201.

[16]. همان، ج7، ص211 و 212؛ همان، ج9، ص224 و 225.

[17]. همان، ج3، ص269.

[18]. همان، ص280 و 271؛ همان، ج8، ص192 و 193؛ حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص87.

[19]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 68، 27 خرداد 1342، ص9.

[20]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،‌ج7، همان، ص383.

[21]. همان، ص33.

[22]. همان، ‌ج8، ص196 و 197.

[23]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، آیت‌الله العظمی محمدهادی میلانی، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص118.

[24]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،‌ج8، همان، ص195؛ روح‌بخش، رحیم، نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، ‌مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 339.

[25]. دالوند، حمیدرضا، انقلاب اسلامی در لرستان، ج2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص60 تا 63.

[26]. آریانا، بهرام، تاریخچه عملیات نظامی جنوب، تهران، چاپخانه ارتش، 1342، ص262.

[27]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،‌ ج3، همان، ص276؛ همان، ج7، ص185.

[28]. جبهه ملی به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، ص164؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص267.

[29]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،‌ج7، همان، ص37، 156.

[30]. روزنامه پست تهران، شماره 2919، 26 خرداد 1342، ص1 و 3.

[31]. روزنامه مهر ایران، شماره 1849، 26 خرداد 1342، ص8.

[32]. مهدوی، عبدالرضا (هوشنگ)، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1300 تا 1357، تهران، البرز، 1373، ص381.