پنجشنبه 14 خرداد 1343 / 23 محرم 1384 / 4 ژوئن 1964
1 بازدید
نگاه یکسان مطبوعات به وقایع 15 خرداد
امروز برخى از روزنامهها و مجلات در یادداشتها و مقالاتى به بررسى واقعه 15 خرداد سال گذشته پرداختند و از آن به عنوان خاطرهاى تلخ یاد کردند که توسط گروهى به نام ایرانى در لباس عزادارى دست به تخریب اموال عمومى زدند.
روزنامه پست تهران ذیل عنوان «یادى از واقعه شوم پانزده خرداد» نوشت: جمعى آشوبگر بىآنکه خود به عواقب شوم بلواى خود بیندیشند بهپا خاستند و فجایع ننگینى به بار آوردند. آشوب پانزده خرداد، آشوبى کور بود و به همین جهت جز رسوایى چیزى به بار نیاورد و تنها به این عاقبت انجامید که دشمنان ایران اجازه یابند که در قضاوتهاى خود عنوان وحشى را به ملت ایران بدهند و در تحقیر و تخفیف ما بکوشند و به ما توهین روا دارند. نویسنده مدعى شد که شکستن چراغهاى راهنما، خراب کردن سالنهاى ورزشى، آتش زدن کتابخانهها، حمله به آمبولانس حامل پزشک و پرستار، ضرب و جرح دختران دانشآموز، به آتش کشیدن ابنیه و آثار عامالمنفعه، خراب کردن دستگاههاى تلفن و باجههاى بلیتفروشى، غارت و آتش زدن محل کسب مردم و به خون کشیدن مردم بىگناه قسمتى از عملیات وحشیانه اشرار پیراهن سیاه در خرداد سال گذشته بود.
این روزنامه با تکرار ادعاهاى قبلى دولت نوشت: حادثه 15 خرداد سال گذشته به طورى که رسیدگیهاى بعدى نشان داد صحنهاى بود که با پول و تحریک خارجى با استفاده از عدم رضایت چند تن از فئودالها و به دلالى چند دغلپیشة ریاکار به وجود آمد.
ساعت 9 صبح گروهى که تعداد آنها از 100 تا 150 نفر تجاوز نمىکرد و همگى پیراهن سیاه به تن داشتند، آرامش بازار و سبزه میدان را به هم زدند و با هجوم به اتومبیلهاى مردم که در سبزه میدان و میدان ارک متوقف بودند و شکستن شیشهها و خرد کردن آنها، کار خود را آغاز کردند.
دسته دیگرى از همین افراد به پارک شهر حمله بردند و ضمن اینکه سالن ورزشى پارک شهر را دستخوش شعلههاى آتش ساختند متوجه کتابخانه پارک شدند و آن را به آتش کشیدند. عده دیگرى از همین افراد به کاخ دادگسترى حمله کردند و قسمتى از پروندههاى مربوط به دعاوى مردم را سوزاندند. این افراد در مسیر حرکت خود به هیچچیز و هیچکس ترحم نمىکردند. زنان و دوشیزگان را کتک مىزدند و لباسهاى آنها را پاره مىکردند. در و پنجره عمارات را مىشکستند. مراکز تلفن را از کار مىانداختند. باجههاى بلیتفروشى را خراب مىکردند. مدعاى دیگر نویسنده دریافت پول توسط تظاهرکنندگان بود: این افراد شرور که در نتیجه تحقیقات بعدى محرکین آنها شناخته شدند و به گناه خود اعتراف کردند و طبق قانون به مجازات رسیدند، در برابر گرفتن چند تومان پول به نام عزادارى و در لباس عزادارى با سوءاستفاده از آزادى، آنچنان وحشیگرى و رذالتى از خود نشان دادند که دیدن و شنیدن ماجراى آن براى هر کس که به تعالیم مقدس اسلام و هدفهاى عالى [امام] حسین بن على «ع» که جان خود را فدا کرد تا به مسلمانان درس انسانیت، شرافت، تقوى و فضیلت بدهد، [تأسفآور است].[1]
روزنامه مهر ایران نیز ذیل عنوان «ملت هرگز خاطره شوم 15 خرداد را فراموش نمىکند» نوشت: پارسال جمعى در تهران از اشتغال مردم مسلمان به عزادارى حضرت خامس آل عبا حسین بن على علیه السلام سوءاستفاده کردند و سوگوارى مردم پایتخت را با شعارهاى منفور سیاسى و شعارهاى ارتجاعى آلوده کردند و با چوب و چماق و دیلم و چاقوهاى ضامندار و کارد به جان مرد و زن بىپناه شهر افتادند و به هر جا رسیدند و دستشان رسید آنجا را آتش زدند. به ادعاى نویسنده، جریان حوادث بعد از سرکوبى آشوبگران و خاموش کردن آتش فتنه در نطفه خود به تدریج معلوم داشت که این کار به تحریک دشمنان و بدخواهان ایران و ملت ایران بوده است ... البته همزمان با وقوع این حادثه در فارس نیز مشتى راهزنان و حرامیان دستى از آتش به در آورده و مأموران سازمان اصلاحات اراضى را کشتند و به روستاها ریخته و به غارت و چپاول پرداخته و پاسگاههاى ژاندارمرى و ژاندارمها که وظیفهشان حفظ امنیت جان و اعراض و نوامیس مردم روستاها و مسافران طرق و شوارع است غافلگیر کرده و عدهاى را کشتند و سلاح آنها را گرفتند و به ارتفاعات جبال فارس گریخته بودند. نویسنده سپس مىافزاید: این بار اول نیست که در راه برنامههاى اصلاحى مصلحین بزرگ بشرى، زمانى سامرى و سامریها پیدا مىشوند و مردمى را دعوت به گوسالهپرستى مىکنند و زمانى ابوجهلها یافته مىشوند و مردم را به بتپرستى تحریک و اغوا مىکنند و به جنگ اصلاحات و تجدد و ترقى و تکامل مىروند. در ادامه این مطلب آمده است: هم دشمنان و بدخواهان در خارج از کشور و هم عناصر سودجو و فئودال و مرتجع در داخله کشور تحمل همچو انقلابى که هدفهاى عالى و مقدس آن اصلاحات همهجانبه مىباشد، نکردند و لاجرم از داخل و خارج کشور تحریکات شروع گردید و توطئه چینى علیه اصلاحات و ترقیات و پیشرفتهاى ایران که مایه سربلندى و نیرومندى ایران و ملت ایران است و منتهى به استقرار عدالت اجتماعى مىگردد آغاز شد. دعوت به گوسالهپرستى به گوشها رسید. جمعى پولپرست و عدهاى ناراحت و سودجو، گروهى کوتهبین و کهنهپرست که افکارشان زیر بار عادات کهنه مثل سنگ، خشک شده و متبلور گردیده است با مقاصد و مطامع بدخواهان و دشمنان بیگانه که در خارج از کشور در کمین نشستهاند، هماهنگى پیدا کرده و چهارشنبه سیاه به وجود آوردند و آن همان روزى است که مصادف با پانزدهم خرداد بود.[2]
فرمان تشکیل شوراى سلطنت
امروز به فرمان محمدرضا پهلوى، شوراى سلطنت تشکیل شد. در این شورا، شاهپور غلامرضا پهلوى، شاهپور عبدالرضا پهلوى، حسنعلى منصور نخستوزیر، جعفر شریف امامى رئیس مجلس سنا، عبدالله ریاضى رئیس مجلس شوراى ملى و قدس نخعى وزیر دربار شاهنشاهى عضویت دارند. شوراى سلطنت در غیاب شاه، عهدهدار وظایف سلطنت خواهد بود و در صورت لزوم براى بررسى مسائل مملکتى تشکیل جلسه خواهد داد.[3]
سفر غیررسمى شاه به امریکا
محمدرضا پهلوى بامداد امروز براى سفرى غیررسمى راهى نیویورک شد. به گزارش خبرنگار روزنامه اطلاعات، شاه با بدرقه نخستوزیر، رؤساى دو مجلس، تنى چند از اعضاى دربار و دولت به همراه فرح (همسر) و شمس (خواهر) با هواپیماى پان امریکنتهران را ترک کرد. این هواپیما را که روى آن نوشته شده بود، «محمدرضا شاه پهلوى ـ ایران» چند جت ارتش تا مرز، بدرقه کردند. شاه ابتدا در رم توقف کرد سپس عازم نیویورک شد. قرار است کسانى چون اصلان افشار، هوشنگ رام، سیروس فرزانه (آجودانهاى کشوری شاه) سرگرد خسروداد، خانم اسفندیار دیبا (ندیمه فرح) در نیویورک به شاه و همراهانش بپیوندند.[4]
مصاحبه شاه با شبکه ان.بى.سى
برخى منابع از تظاهرات دانشجویان ایرانى به هنگام ورود شاه به فرودگاه کندى نیویورک خبر دادهاند. آنان با در دست داشتن شعار نوشتههایى، شاه را به خاطر اقدامات سرکوبگرانهاش در کشور، محکوم مىکردند.
شاه در توقفى کوتاه در فرودگاه کندى نیویورک و پیش از پرواز به سوى واشنگتن در برابر خبرنگاران قرار گرفت و به پرسشهاى آنان پاسخ داد. او در این مصاحبه که از شبکه تلویزیونى ان.بى.سى در سراسر امریکا پخش مىشد مدعى شد: «در ایران، شاه و مردم از هم جداشدنى نیستند و من با ملت خویش همیشه تماس نزدیک دارم زیرا من پیوسته مصالح عالیه مملکتم را بر همه چیز و حتى بر جان خویش ترجیح دادهام».
وى افزود: «برنامه اصلاحات ایران یکی از مترقىترین برنامههاى جهان آزاد است و این انقلاب که به سود اکثریت مردم صورت مىگیرد، ایران را در میان پیشافتادهترین کشورهاى جهان قرار مىدهد».[5]
شاه درباره برنامههاى به اصطلاح اصلاحىاش در ایران گفت: آنچه در چهارچوب برنامههاى اصلاحى ما اجرا شده براى رفاه اکثریت مردم است که از کارگران و کشاورزان تشکیل شده است. وى افزود: این انقلاب، سیستم اجتماعى ما را به کلى دگرگون ساخته است و گذشته از این، برنامههاى اصلاحات به خواب و خیالها و آرزوهاى نیروهاى مخرب بینالمللى پایان داده و ملت ایران را در یک جبهه گردهم آورده است.
شاه با اشاره به رفراندوم فرمایشى ششم بهمن 1341 در ایران، خطاب به خبرنگاران گفت: نتایج مراجعه به آراى عمومى و انتخابات را به خاطر بیاورید. این نتایج یک پاسخ حقیقى است که ملت به برنامه انقلاب داده است.[6]
در همین حال، خبرگزارى رویتر در گزارشى از این مصاحبه نوشت که ظاهراً شاه ایران تظاهرات دانشجویان در نیویورک را ندیده است. چرا که از او درباره این تظاهرات سؤال شد و گفت: ممکن است آنها تحت افسون و نفوذ سازمانهاى خرابکارى بینالمللى باشند. این کاملاً معلوم است که آنها قبل از انقلاب ملى ما که کشور ما را در ردیف کشورهاى مترقى قرار مىدهد برضد من تظاهراتى نمىکردند. شاه سپس از وجود اختلافاتى نظیر آنچه که میان ترکیه و یونان برسر مسئله قبرس و میان هند و پاکستان بر سر مسئله کشمیر وجود دارد، ابراز تأسف کرد و گفت مسئله قبرس مخصوصاً براى ناتو موضوعی جدى است و مسئله کشمیر خیلى به درازا کشیده است و من امیدوارم که این بحران هرچه زودتر پایان یابد. وى افزود: این مایه تأسف است در جایى که باید مردم دور هم گردآیند و اختلافات خود را از راههاى مسالمتآمیز حل کنند، با یکدیگر به ستیزه برخیزند. این کشورها مىتوانند در کنار یکدیگر براى مقابله با خطرات دیگر آماده باشند.
از شاه پرسیده شد آیا منظور از خطر، چین کمونیست است که پاسخ داد: بله، چین است.[7] به گزارش یونایتدپرس، از شاه سؤال شد چه مسائلى را با جانسون رئیس جمهور امریکا، در میان خواهید گذاشت. شاه پاسخ داد: ما مسائل بسیارى در منطقه خویش داریم و تصمیم قاطع گرفتهایم که صلح جهان را حفظ کنیم و به خصوص جلو فعالیتهاى خرابکارانه و هرچه را که دمکراسى را به خطر بیندازد، بگیریم.[8]
تلگرام سفیر امریکا به واشنگتن
سفیر امریکا در ایران در تلگرامى به واشنگتن نوشت: «شاه دیگر مانند دیدارش از امریکا در سال 1962 دلتنگ و متزلزل نیست». در واقع شاه از این گمان که اصلاحاتش دارد اجرا مىشود، «سبک روح» شده بود.
ویلیام شوکراس در کتاب آخرین سفر شاه با ذکر این مطالب درباره سفر شاه به امریکا مىنویسد: تلگرام مزبور مىافزود: «ولى او از تحولات اخیر جهان عرب به شدت نگران است. او هنوز اطمینان مجدد مىخواهد که ما با او هستیم و او را ستایش مىکنیم و ناراحتیهاى جارى او را درک مىکنیم». نگرانى عمده او [شاه] طبق معمول به دست آوردن جنگافزارهاى بیشتر بود. سفیر نوشت: «در بحثهاى مکرر و گستردهاى که طى هفتههاى اخیر با او داشتیم، سعى کردیم خواستههاى او را به سطحى که هم از نظر نظامى و هم از نظر اقتصادى معقول باشد، کاهش دهیم و اکنون چنین به نظر مىرسد که تا حدودى در این کار موفق شدهایم».[9]
نامه رؤساى اتحادیه بینالمللی حقوق بشر به شاه
همزمان با سفر شاه به امریکا، رئیس افتخارى و رئیس اتحادیه بینالمللى حقوق بشر امروز در نامههایى به محمدرضا پهلوى و دبیرکل سازمان ملل خواستار پایان دادن به روشهاى نامطلوب پلیسى و رعایت حقوق بشر در ایران شدند.
روجر بالدوین رئیس افتخارى اتحادیه بینالمللى حقوق بشر به همراه جن پاپانک رئیس این اتحادیه در نامه به محمدرضا پهلوى نوشتهاند:
جناب آقاى محمدرضا پهلوى، شاه ایران. ما به عنوان یک سازمان جهانى غیردولتى که به وسیله سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر شناخته شدهایم و به قرار اطلاع ایران نیز با دادن رأى در مجمع عمومى به اعلامیه حقوق بشر، ذیل آن را امضا کرده است، از دریافت مدارک مستندى که حاکى از تجاوزات شدید به آزادیهاى سیاسى و مدنى در کشور شماست به شدت متأسف شدیم. انحراف از این اصول در هر نقطهاى از جهان که باشد موجبات اضطراب و ناراحتى عمیق را فراهم مىسازد. تحمیل حکومت نظامى، بازداشتن جبهه ملى ایران از فعالیتهاى سیاسى، شکنجه و آزار زندانیان و گسترش فعالیتهاى پلیس مخفى، ادعاى ایران را در مورد سهیم بودن در دنیاى آزاد، بىارزش مىسازد. ما مصراً خواستاریم اینگونه اعمال و روشهاى نامطلوب را که موجبات ناراحتى وجدان بشرى را فراهم مىکند و از نظر امنیت ملى شما ابداً لازم به نظر نمىرسد، رها کنید. روجر بالدوین و جن پاپانک در نامهاى دیگر به اوتانت دبیرکل سازمان ملل نیز نوشتهاند: ما در گذشته فرصت داشتیم که توجه مقامات سازمان ملل متحد را نسبت به تجاوزات شدیدى که در ایران به حقوق بشر مىشود جلب نماییم. مدارک مستند نشان مىدهد که در زیر لواى حکومت مشروطه و دمکراسى رژیم فعلى ایران براى جلوگیرى از فعالیت مخالفین، به اعمال روشهاى کاملاً استبدادى مىپردازد.
اسامى بسیارى از مردم ایران و افراد معروفى در اختیار ما قرار دارد که در محاکم نظامى محاکمه مىشوند. گناه آنان دست زدن به اعمال خلاف رویه نیست بلکه به علت افکار آزادیخواهانه مورد محاکمه قرار مىگیرند و به استناد قوانین نظامى براى چندین سال وادار به سکوت مىگردند. زندانیان سیاسى شکنجه مىشوند و امنیت قضایى و سیاسى خاتمه مىیابد. در همین سال گذشته، صدها و شاید هزارها نفر از مردم غیرمسلحى که از فشارهاى سیاسى به تنگ آمده بودند به وسیله نظامیان به گلوله بسته شدند. این جنایات شدید که به وسیله عمال یک حکومت استبدادى انجام مىگیرد نباید مورد عدم توجه سازمان ملل متحد قرار گیرد. ما امیدواریم آنچه در صلاحیت و کفایت مقامات هر یک از سازمانهاى جهانى قرار دارد براى تحقیق درباره چنین وضع اسفآورى با شدت اعمال شود. ما خود در چنین راهى هستیم.[10]
پاسخ برتراند راسل به نامه عضو کنفدراسیون دانشجویان
برتراند راسل برنده جایزه نوبل، امروز در پاسخ به نامه حسن ماسال، عضو کنفدراسیون دانشجویان ایرانى نوشت: آرزو مىکنم که موارد ذیل تحقق یابد. گردش مجلل و باشکوه شاه نباید شرایط وحشتناک زجر و شکنجهاى را که هماکنون در ایران وجود دارد از نظرها مخفى سازد. اکنون فقر و فشار و توقیف عقاید انتقادى به شدت رونق یافته است. مهم آن است که این حقایق روشن گردد و به وسیله همه کسانى که مخالف این شرایط سخت هستند، مورد اعتراض شدید واقع شود. امیدوارم استادان و دانشجویان دانشگاه کالیفرنیا در مقابل دعوت شاه، حداقل تقاضاى آزادى استادان و دانشجویان زندانى را بنمایند.[11]
بازتاب سفر شاه به امریکا
سفر شاه به امریکا بازتابهایى نیز در کشور داشت. روزنامه بهار ایران امروز در مطلبى نوشت: دیدار شاه از رئیس جمهور امریکا در شرایط موجود اهمیت زیادى خواهد داشت. چه پادشاه ایران به عنوان بزرگترین و نیرومندترین رهبران خاورمیانه شناخته شده است که در استقرار صلح و امنیت این منطقه حساس، تأثیر قاطع دارد.
بهار ایران افزوده است: ما هرگز مساعدتهاى معنوى و مادى امریکا را فراموش نمىکنیم و با اینکه از نظر اقتصادى کمکهاى امریکا متناسب با فداکارى ما نبود و کشورى که دار و ندار خود را در راه پیروزى متفقین و شکست [دول] محور نثار کرده بود، مىبایستى به دریافت کمکهاى بیشترى نایل گردد. معهذا همین مقدار کمکى هم که طى سالهاى بعد از جنگ از طرف امریکا به ایران شده درخور تشکر است. نویسنده سپس با یادآورى نقش ایران در حفظ صلح و دفاع از جهان آزاد که اگر در جنگ جهانى دوم راه اشتباهآمیزى بر مىگزید، غرب تا چه اندازه دچار زیان مىگردید، تأکید کرده است: ما در حالى که اجازه نمىدهیم ایران پایگاه تجاوز علیه کشور دیگرى قرار گیرد، امکان هر نوع فعالیت خرابکارانه و اخلالگرى را نیز از بین بردهایم و کوچکترین زمینه براى فعالیت عناصر افراطى چپ باقى نمانده است. این روزنامه افزوده است: همانطور که امریکا براى ایران دوست خوبى بوده است، ما هم براى امریکا دوست با ارزشى هستیم و منطق، حکم مىکند که امریکا بیش از پیش براى جلب رضایت و دوستى ایران اقدام نماید. جلب رضایت ملت ایران جز از طریق جلب رضایت پادشاه ایران امکانپذیر نیست.[12]
روزنامه کیهان نیز نوشت: آخرین مرتبهاى که شاه از امریکا دیدن مىکرد، در نخستین ماههاى ریاست جمهورى کندى (در سال 1962) بود. اما از آن زمان تا حال، شاه با اصلاحات سیاسى و اقتصادى موفقیتآمیز خود، مخصوصاً اصلاحات ارضى که با آرامش و متانت مخصوصى انجام گرفت، حتى استوارترین پشتیبانان خود در امریکا را نیز به شگفت آورد. به ادعاى کیهان، اکنون با ورود شاه به امریکا، جامعه آن کشور غرق تحسین اقدامات بزرگ و موفقیتآمیز ایشان است. این روزنامه در ادامه یادآور شده است که در سالهاى پس از جنگ دوم جهانى، روابط دوستانه ایران و امریکا همواره، محکمتر گردیده است. در این سالها ایالات متحده امریکا بیش از 4/1 میلیون دلار به خاورمیانه کمک نظامى و اقتصادى داده است که همچنان ادامه دارد؛ اما چون رشد اقتصادى ایران به نحو روزافزونى سریعتر مىشود، به تدریج از مبلغ کمک کاسته خواهد شد.[13]
توشیح قانون مرحله دوم اصلاحات ارضى
شاه امروز پیش از سفر به امریکا، در فرودگاه مهرآباد تهران، قانون مربوط به آغاز مرحله دوم اصلاحات ارضى را براى اجرا، امضا و ابلاغ کرد. این قانون دیروز به تصویب مجلس سنا رسیده بود. با توشیح قانون مرحله دوم اصلاحات ارضى، خردهمالکان موظف شدند اراضى خود را به زارعان اجاره دهند یا به آنها بفروشند و یا با آنان تقسیم کنند.[14]
ادامه مشکل شکر
مشکل شکر هنوز حل نشده است و واردات دولتى آن همچنان در دستور کار قرار دارد. به گزارش کیهان، وزارت دارایى مجدداً ده تا پانزده هزار تن شکر سفید از شوروى خریدارى مىکند. دو طرف فعلاً مشغول بررسى آخرین نرخ شکر در بورس جهانى هستند تا قیمت نهایى را تعیین کنند. بنابراین گزارش، شکر قبلى که وزارت دارایى خریدارى کرده بود، هفته گذشته در جلفا تحویل ایران گردید. نرخ فعلى شکر سفید در بورس جهانى حدود 54 لیره انگلیس است و این نرخ از یک ماه پیش تاکنون در نوسان بوده است. به طورى که خرید بیست روز پیش وزارت دارایى از فرمز با همین نرخ 54 لیره بود. در همان موقع نیز هشت هزار تن شکر خام از نیویورک به قیمت 48 لیره خریدارى شد که به تدریج تا یک ماه دیگر وارد بنادر ایران مىشود. این گزارش مىافزاید که به دلیل نوسان شدید قیمت شکر در بورسهاى دنیا، خریداران کمتر مبادرت به خریدهاى کلى مىکنند.[15]
بازدید وزیر کشاورزى از کارخانه شیر
هر وقت مردم صلاحیت اداره کارخانه شیر پاستوریزه را داشتند، کارخانه را به آنها واگذار مىکنیم. وزیر کشاورزى با اظهار این مطلب در بازدید از کارخانه شیر پاستوریزه تهران گفت ما به هیچوجه وظیفه همیشگى خود نمىدانیم که این کارخانه را اداره کنیم و حق هم این نیست که ما در این امر دخالت داشته باشیم. هر وقت که مردم خواستند و آمادگى و صلاحیت اجراى این کار را داشتند، کارخانه را واگذار خواهیم کرد.
به نوشته روزنامه اطلاعات کارخانه شیر پاستوریزه تهران روزانه تا 74 تن شیر از دامداران اطراف تهران مىخرد و روزانه نزدیک به 110 تن شیر تولید مىکند.[16]
وزیر کشاورزى در جریان این بازدید از دستور شاه براى تأمین احتیاجات زمستان خبر داد. به گفته ریاحى، شاه دستور داده است تا از هماکنون درباره احتیاجات زمستان احتیاطات لازمه را به عمل آورید که اگر زمستان سال قبل، امسال هم تجدید شد و حتى شدیدتر، از هر جهت آماده مقابله با چنین سرمایی باشید تا حوادث تلخى که سال قبل با وجود فعالیت فراوان به وجود آمد، تجدید نگردد. وى گفت: ما سال گذشته با وجود غافلگیر شدن تا میزان حداکثر فعالیتى که یک شخص غافلگیر شده مىتواند از خود نشان دهد، فعالیت کردیم و موفق شدیم به تعداد زیاد از بروز خسارات جلوگیرى کنیم و به عده زیادى از کشاورزان و دامداران آذوقه و علوفهاى که قسمت اعظم آن رایگان بود، برسانیم و از تلف شدن دامهاى آنان جلوگیرى کنیم. معهذا با کمال تأسف تعداد بسیار زیادى از دامها تلف شدند که بحران گوشت یکی از اثرات شوم آن است. وى ابراز امیدوارى کرد امسال خود را مجهز خواهیم کرد تا دچار چنین خساراتى نشویم.[17]
هشدار روزنامه اطلاعات درباره سفر به آمریکا
روزنامه اطلاعات در مطلبى هشدارگونه زیر عنوان «چشم بسته به امریکا نروید!» با مخاطب قرار دادن جوانانى که با وجود تمام مشکلات، براى سفر به امریکا پافشارى مىکنند، یادآور شد که «مشکلات کار، تحصیل، ازدواج و زندگى در جامعه امریکایى از آنچه فکر مىکنید بیشتر است و اینکه مىگویند در امریکا براى دانشجویان، کار زیاداست، افسانهاى بیش نیست». «فریبرز گله» خبرنگار اطلاعات در نیویورک در مقدمه گزارش خود آورده است که اکثریت قریب به اتفاق والدین ایرانى و حتى خود جوانانى که عازم مسافرت به این دیارند، طور دیگرى درباره این منطقه متمدن و آزاد دنیا فکر مىکنند.
نویسنده درباره رشته تحصیلى مورد علاقه دانشجویان مىنویسد: جوانان ما نمىدانند چه رشتهاى را انتخاب کنند. شاید به علت تربیت غلط یعنى نداشتن تعلیم براى گرفتن تصمیم و ضعف اراده است. تفاوت دانشجوى ایرانى با امریکایی نیز در این گزارش چنین بیان شده که درست است که یک محصل ایرانى بیشتر از یک امریکایى که تحصیلاتش با تحصیلات او در یک پایه است، فرمول و تئوریهاى ریاضى مىداند؛ ولى در عوض، محصل امریکایى طریقه بهتر زندگى کردن را مىداند و معلومات اجتماعى و مفیدترى دارد. اقلاً مىداند که چه مىخواهد و به دنبال چه چیز مىرود و مقصودش از تلاش چیست. این اشتباه باعث مىشود که دانشجوى ایرانى به خیال بیشتر دانستن، از همکلاسیهایش عقب مىماند و امیدش به یأس مبدل مىشود.
این گزارش، موضوع کاریابى دانشجویان را نیز مدنظر قرار داده و با اشاره به وعدههاى پوچ به دانشجویان براى تهیه کار مناسب در امریکا مىنویسد: علاوه بر اینکه از شغل خوب و راحت و ساعتى دو دلار در امریکا خبرى نیست، با خرج سرسامآور: نان کیلویى 80 یا 90 سنت و گوشت کیلویى 3، 4 دلار، و هیولاى ترسناک اداره مهاجرت امریکا روبهرو مىشوند. براى ایرانى، کار در امریکا ممنوع است مگر اینکه ویزاى اقامت دائم در دست داشته باشد و آن هم به دست نمىآید جز به دو طریق؛ یکى ازدواج با یک نفر امریکایى یعنى تبعه دولت امریکا و دیگرى در موقعیتهاى مخصوص، دولت امریکا برحسب احتیاجى که ممکن است به شخص داشته باشد، به او اجازه کار کردن مىدهد.
نویسنده سپس موضوع ازدواج، فساد، مراکز تفریحى امریکا را که همگى عاملى براى دورى از تحصیل و رسیدن به مقصود سفر است، بیان کرده هشدار مىدهد که بىگدار به آب نزنید و ندانسته ترک وطن نکنید.[18]
پانوشتها:
[1]ـ روزنامه پست تهران، ش 3201، 14/3/43، ص 1.
[2]ـ روزنامه مهر ایران، ش 2099، 14/3/43، ص 7 و 3 و 1.
[3]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11403، 14/3/43، ص 24.
[4]ـ همان، ش 11403، 14/3/43، ص 21.
[5]ـ گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهى پهلوى، ج 2، کتابخانه پهلوی، بیجا، بیتا، ص 2 و 1751.
[6]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11404، 16/3/43، ص 15.
[7]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 64، 16/3/43، ص 8 و 27.
[8]ـ همان.
[9]ـ شوکراس، ویلیام، آخرین سفر شاه، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوى، تهران، نشر البرز، 1369، ص 104.
[10]ـ بایگانى اسناد دفتر ادبیات انقلاب اسلامى.
[11]ـ همان.
[12]ـ روزنامه بهار ایران، ش 1695، 14/3/43، ص 1.
[13]ـ روزنامه کیهان، ش 6255، 14/3/43، ص 19.
[14]ـ گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهى پهلوى، ج 2، همان، ص 1751.
[15]ـ روزنامه کیهان، ش 6255، 14/3/43، ص 20.
[16]ـ روزنامه اطلاعات، ش 11406، 18/3/43، ص 15.
[17]ـ مجله امید ایران، ش 516، 29/3/43، ص 47.
[18]ـ همان، ش 11403، 14/3/43، ص 16 و 11.
