پنج‌شنبه 12 فروردین 1344 / 28 ذی‌القعده 1384 / 1 آوریل 1965

5 بازدید

بازداشت حسین دانشپور مقدم به اتهام شرکت در ترور منصور

حسین دانشپور مقدم فرزند عباسعلی که به همراه مرتضی نیک‌نژاد (شهید) در جلسات مسجد جلیلی (تهران) شرکت داشت امروز به اتهام شرکت در ترور حسنعلی منصور دستگیر شد.[1]

 

دستور بازرسی منزل آیت‌الله حسین خادمی

«تاریخ: 12/1/44

موضوع: اعلامیه‌های مضره

پس از کشف شبکه تهیه‌کنندگان اعلامیه‌های روحانیون افراطی در اصفهان دیگر اعلامیه‌ای در این استان تهیه نمی‌شود و بعضاً اعلامیه‌هائی که در قم یا مشهد به نام طلاب علوم دینی تهیه می‌نمایند (مثل نشریه بعثت) وسیله زائرین و یا مسافرین به منزل آقای خادمی آورده می‌شود و سپس نمایندگان اصناف برای توزیع به منزل مشارالیه مراجعه و دریافت می‌دارند.

امروز در بین بازاریان شایع بود اعلامیه‌ای تحت عنوان (روحانیون امسال عید ندارند) امروز در قم یا مشهد تهیه شده که مقداری به اصفهان خواهد رسید، در صورتی که برسد نمونه آنرا اخذ و تقدیم خواهم نمود.

مضافاً به اینکه این اعلامیه در اصفهان به منزل آقای خادمی آورده خواهد شد.

پی‌نوشت ریاست ساواک اصفهان آقای شهیدی - طبق مقررات قانونی منزل آقای خادمی بازرسی و نتیجه گزارش گردد. 13/1/44».[2]

 

درخواست آیت‌الله پسندیده برای ملاقات با امام خمینی

«تاریخ 12/1/1344. متن تلگرام آقاى حاج سیدمرتضى پسندیده [برادر بزرگ امام خمینی] به امیرعباس هویدا – نخست‌وزیر - درباره درخواست ملاقات با امام خمینی – تهران، شماره 116 گ 53. جناب آقاى هویدا نخست‌وزیر محترم ایران، با اهداى تحیات. ادامه تبعید مرجع تقلید شیعیان حضرت آیت‌الله العظمى آقاى خمینى مد ظله العالى با انتشارات اخیر موجب نگرانى شدید است، انتظار دارد به هر مقام و مرجعى که صالح باشد دستور فرمایید احقر را براى ملاقات معظم‌له راهنمایى نمایند. مرتضى پسندیده». [3]

 

متن نامه جمعى از علما و استادان حوزه علمیه قم به هویدا درباره امام خمینی

متن نامه جمعى از علما و استادان حوزه علمیه قم به امیرعباس هویدا – نخست‌وزیر - درباره استعلام از وضعیت امام خمینی چنین است: «جناب آقاى نخست‌وزیر بر اثر طول بازداشت و عدم اطلاع از حالات مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمى آقاى خمینى و شایعات حاکى از تغییر مکان اقامت ایشان، جامعه روحانیت و عموم مسلمین ناراحت و نگرانند. مقتضى است فوراً عموم را از وضع حال و محل اقامت ایشان مستحضر دارید. ابوالفضل النجفى الخونسارى - عبدالوهاب روحى - محمدصادق تهرانى - عبدالعظیم محصلى - الاحقر مهدى الفیض القمى - هاشم تقریرى - الاحقر غلامحسین عابدى - حسینعلى منتظرى - یعقوب الموسوى الزنجانى - على المشکینى - مهدى الحسینى الروحانى - محمدتقى صدیقین - مهدى الحائرى - الحاج عبدالله النظرى - الاحقر محمد الشاه‌آبادى عفى عنه - مصطفى اعتمادى - ابراهیم امینى - ابوالقاسم خزعلى - سیدموسى شبیرى زنجانى - محمدحسین مسجد جامعى- محمد علامى – [عبدالرحیم] ربانى شیرازى - عبدالله جوادى - محمد موحدى لنکرانى - ابوالفضل علمایى - الاحقر سیدمهدى حسینى لاجوردى - على قدوسى - سیدیوسف حسینى تبریزى - محمد مفتح - احمد جنتى - محمد امینیان - احمد آذرى قمى - حسین شب‌زنده‌دار، محمد محمدى گیلانى، محمدتقى مصباح، عباس محفوظى، رفیع ناصرى بستان‌آبادى، احمد دانش زنجانى، [یحیی] انصارى شیرازى، سیدمحمدرضا سعیدى، میرآقا موسوى زنجانى، حسین المظاهرى، سیدمحمدعلى موسوى، محمدباقر حسنى، ابوالقاسم مسافرى، محمدعلى گرامى، احمد امامى، یدالله پورهادى، سیدهادى خسروشاهى، على‌اکبر مسعودى، شریعت اصفهانى، اسماعیل صدر، حسین الموسوى الاصفهانى، على حیدرى، محى‌الدین فاضل هرندى. جمعى از اساتید و فضلاء».[4]

 

دیدار فرح از بیمارستان ریوى در شش کیلومترى شهر ساری

فرح دیبا از بیماران ریوی بیمارستانی در شش کیلومتری ساری دیدن کرد.[5]

 

مقدمات آزادی حجت‌الاسلام نورالدینى

«پنجشنبه [12/1/1344] از آقاى نورالدینى که بین روحانیون ... بزعم دستگاه کم گناهتر است، دو نفر مأمور ساواک در اطاق افسر کشیک یک تعهدنامه ساده‌اى که علیه مصالح مملکت اقدام ننماید گرفتند و این نشانه دستور آزادى نزدیک ایشان است».[6]

 

ادامه بازجویی از حبیب‌الله عسگراولادی در پرونده ترور حسنعلی منصور

«نام و شهرت متهم حبیب‌الله عسگراولادی

تاریخ بازپرسی 12/1/1344

اداره دادرسی ارتش

جلسه سوم

در ساعت 12:30 روز پنج‌شنبه 12/1/1344 از آقای حبیب‌الله عسگراولادی تحقیق می‌شود.

س - با استحضار از هویت شما به ‌شرح منعکسه در پرونده. ضمن تحقیقاتی که جلسه اولِ قبل از شما به ‌عمل آمد قرار گذاشتید که در مدت 24 ساعت فکر کرده و اطلاعات مفیدی در اختیار بگذارید. اکنون 48 ساعت از آن وقت گذشته است. چنانچه اطلاعاتی دارید که قبلاً بازگو نکرده‌اید بنویسید.

ج - هم‌چنان که قبلاً عرض کردم آن‌چه به‌ خاطر داشته‌ام در بازجوئی‌ها و بازپرسی معروض داشته‌ام و موضوع جدید به خاطرم نیامد که مصدع شوم و باز هم تکرار می‌‌کنم که چون در رویه زندگی اینجانب همیشه مراعات دین و قانون می‌شده و در تمام زندگی تا آن‌جا که فکرم می‌رسیده این دو اصل تکیه‌گاهم در زندگی بوده اگر در پرونده اینجانب خدای ناخواسته مغایرت با این دو اصل داشته باشد از روی عدم دانائی بوده، امید پوزش از مقامات مسئول دارم. حبیب‌الله عسگری

س - اتهام منتسب به شما ضمن جلسه اول تحقیقات اعلام گردید. اینک چنانچه برای اثبات بی‌گناهی خود دلائلی دارید به ‌عنوان آخرین دفاع بنویسید.

ج - ابتدائاً همان‌طورکه در جواب بالا عرض کردم اتهام یعنی هرگونه اقدام غیرقانونی را به ‌دلیل رویه زندگی خودم که در حدود سی و دو سال می‌باشد ثابت نموده‌ام که کوچکترین قدم بر خلاف مصالح دین و مملکت برنداشته و مصمم هستم انشاءالله برندارم. و در موضوع اختفاء متهم اینجانب صراحتاً عرض می‌کنم که کسی را به‌ عنوان متهم به منزل خود دعوت نکرده‌ام و آنان بدون دعوت قبلی همان‌طورکه مشروحاً عرض شد به منزلم آمدند و در حین سحری خوردن یا قبل و یا بعد از آن متذکر شدند که چون آقای حاج‌صادق امانی یکی از معلمین دروس دینی یکی از متهمین بازداشت شده است احتیاطاً در منزل نمانده ولی همان‌طورکه عرض شد اینجانب آمدن برادران امانی را به منزلم ابتداء برای طلب ایشان از شوهرخواهرم تلقی کردم که مشروحاً عرض شد ولی آنان از طلب خود هیچ صحبتی نکردند و اما راجع به اتهام اختفاء اسلحه غیرمجاز عرض می‌کنم که اینجانب کوچکترین اطلاعی از محتویات چمدان مورد امانت برادران امانی نداشته و بر حسب گفتگوی آنان با هم که دفتر و پول فراموش نشود احتمال دادم که چون دفاتر کسبی اینان در منزل همیشه اداره می‌شده برای جلوگیری از پیش‌آمدها می‌خواهند دفاتر خود را از دسترس خارج کنند و یقیناً اگر اطلاع از محتویات آن می‌داشتم آن را منزل شوهرخواهرم که سال اول زندگی ایشان است و خواهرم مرض قلبی نیز دارد، نمی‌بردم و شاید مأمورین محترم اداره اطلاعات شهربانی نیز این موضوع را یادداشت کرده باشند که پس از آمدن آنان به منزلم و دادن نشانی چمدان بدون کوچکترین وقفه‌ای آنان را به منزل شوهرخواهرم راهنمائی نموده و آنان گواه هستند که در اطاق اول آنان در اولین قفسه‌ای که قفل نیز نبود گذاشته شده بود، در صورتی‌که در همان منزل زیرزمین متعدد داشت اگر قصد اختفاء در کار بود در آن منزل به مخفی‌گاه برده می‌شد، اما راجع به این‌که پس از اطلاع از این‌که آقای حاج‌صادق امانی به اتهام معلم درسی یکی از بازداشت‌شدگان در منزل خود نمی‌ماند یا روز آخر پس از احتمال از این‌که مبادا داخل چمدان نیز اشیاء غیرمجاز باشد چرا مأمورین را مطلع نکردم ابتداء وظیفه قانونی خود را نمی‌دانستم و ثانیاً برای مسلمان درمورد مهمان و امانت آن‌قدر در دین سفارش شده که از نظر وظایف دینی و اخلاقی اقدام به این عمل یعنی معرفی چمدان و صاحبش نشد و ثالثاً ترس و ناراحتی که مبادا با معرفی صاحب چمدان که نمی‌دانم داخل آن چیست، بشوم در هرحال این مختصر را به‌ عنوان آخرین مطلب عرض نموده و از هر پیش‌آمدی پناه به خداوند تبارک و تعالی می‌برم.

حبیب‌الله عسگری

[امضا: سرهنگ بهزادی]. 12/1/1344».[7]


[1]. مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک (شهید اسدالله لاجوردى) ج 6 ، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1377، ص 28.

[2]. همان، یاران امام به روایت اسناد ساواک (آیت‌الله سیدحسین خادمی)، ج 19، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 123.

[3]. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامى، ج 2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 133.

[4]. همان، ج 3، ص 164.

[5]. کتابخانه ملی پهلوی، گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهران، نشریه کتابخانه ملی پهلوی، 1355، ص 1832.

[6]. بازرگان، مهدی، یادداشتهاى روزانه، تهران، قلم، 1376، ص 353.

[7]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک (حبیب‌الله عسگراولادی)، ج 62 ، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1397، ص 128.