چهارشنبه 18 شهریور 1343 / 2 جمادیالاول 1384 / 9 سپتامبر 1964
1 بازدید
سخنرانی آیتالله خمینی در مسجد اعظم
آیتالله خمینی امروز در جمع روحانیون، طلاب، بازاریان و اهالی قم و در آغاز دور تازه درسهای خود در مسجد اعظم قم در سخنانی که مراکز امنیتی و اطلاعاتی خبر آن را از چند روز پیش در گزارشهای خود به مقامات مافوق داده بودند، با اشاره به مسائل روز، بار دیگر به انتقاد شدید از دولت پرداخت. ایشان در این سخنرانی موضوع خطر نفوذ اسرائیل در ایران و توطئههای استعمار در ممالک اسلامی را گوشزد کردند و با ابراز تأسف از اوضاع جاری در ممالک اسلامی و ایران گفتند: دولتهای اسلامی، چه سلاطین اسلام، چه رؤسای جمهوری اسلامی، چه نخستوزیران دول اسلامی، در تحت تأثیر استعمارْ غافل از مقاصد دیانت اسلام هستند؛ مطلع نیستند به مسائل اسلام؛ نمیخواهند مطلع بشوند به احکام اسلام؛ نمیتوانند با این وضعی که دارند مطلع بشوند که اسلام چه آورده است برای بشر، و بشر اگر اتباع کند از اسلام، به کجا خواهد رسید. ایشان به ایجاد اختلاف میان ملتهای اسلامی توسط دولتهای استعمارگر پرداختند و افزودند: دولتهای استعمار طلب، دولتهایی که میخواهند ذخایر مسلمین را ببرند، با وسیلههای مختلف، با نیرنگهای متعدد، دول اسلامی را، سران دول اسلامی را، اغفال میکنند. گاهی به اسم شیعه و سنی اختلاف ایجاد میکنند. حتی در شرق، آنهایی هم که جزء مسلمین نیستند، آنها هم، گول خوردهاند. گفته میشود که در هندوستان در مثل عید «اضحی» مقدار زیادی از گاوهای مقدس پیش گاوپرستان میآورند و به مسلمین به قیمت ارزان میفروشند و آنها را وادار میکنند که گاوهای مقدس پیش آن طوایف را، ذبح کنند و بعد به آنها میگویند که اینها گاوهای مقدس شما را ذبح کردند؛ یک هیجانی در بین هندو [و] مسلم، در بین طوایف هندیها، بهپا میشود و یک غوغا و نوحه بلند میشود؛ و از این غوغا آنها استفاده میکنند، شرق را میبلعند. در دول اسلامی، بین طوایف مسلمین به اسم اسلام و به اسم مذهب، چیزهایی پخش میکنند؛ تبلیغاتی میکنند که طوایف مسلمین به جان هم بیفتند و با هم اختلاف شیعه و سنی پیدا بکنند و آنها به ذخایری که مسلمین دارند دسترسی پیدا بکنند و نتوانند مسلمین کاری انجام بدهند. ایشان با اشاره به سیاست «تفرقه استعمارگران بین ممالک اسلامی» موضوع تجزیه دولت عثمانی را یادآورشدند و افزودند: دولت عثمانی یک دولت اسلامی بود که سیطرهاش گرفته بود تقریباً از شرق تا غرب را. آنها دیدند که با این دولت اسلامی به این قویای نمیشود چارهای کرد؛ نمیشود ذخایر را برد. بعد از اینکه در آن جنگ ـ با آن بساط ـ غلبه پیدا کردند، تجزیه کردند دولت عثمانی را به دول بسیار کوچک کوچک. برای هر یک از آنها هم یا امیری قرار دادند یا سلطانی قرار دادند یا رئیسجمهوری قرار دادند؛ آنها در قبضة مستعمرهچیها و ملت بیچاره در قبضة آنها. با این وضع یک دولت عثمانی با آن مجد را زمین زدند و دولتهای اسلامی از خواب بیدار نشدند، یا خودشان را به خواب زدند. این دولت عثمانی در تحت ظل خلافت اسلامی، در تحت ظل اتکای به قرآن مجید، آن مجد را داشت. بعد از آنکه تجزیه شد، در زمان ما، در زمان آتاتورک خبیث، اسلام را در آنجا الغا کردند؛ و الان دولت ترکیه دولت مسلم نیست؛ دولتْ حسابش از اسلام جداست؛ مراسم دینی ندارد دولت؛ احکام دینی دولت ندارد. لکن ملت شریف ترکیه مسلم هستند؛ و اینها هستند که در سالهایی که به مکه میروند طایفة اینها به نسبت بیشتر از دیگران است؛ دولت یک همچو دولتی است. آن مجد را به اتکای به اسلام به دست آورد؛ و آنها دیدند که اتکای به اسلام نقطة بسیار بزرگی است که با این اتکا نمیشود دولتهای اسلامی را از بین برد؛ در ترکیه اسلام را از حساب دولت جدا کردند، و حالا میبینید که در قبرس، که از ترکها کشته میشود، یک مسلم نیست که متأسف باشد. این تأسف دارد که یک دولتی طوری رفتار بکند، بعد از آنکه در مقابلة نصارا زمین بخورد یا از آن کشته داده بشود، دول اسلامی دیگر بیتفاوت باشند نسبت به او. اگر یک نفر هم اظهار تأسف بکند یک آخوند پوسیدهای مثل من. دول اسلامی که اظهار تأسف نمیکنند، برای اینکه مجد اسلامی را از دست دادند. آیتالله خمینی اختلافات موجود در عراق و ایران و سایر ممالک اسلامی را ناشی از خواست قدرتهای استعماری دانستند و توجه سران دول اسلامی را به این نکته جلب کردند که این اختلافات هستی آنها را به باد میدهد. باید با عقل، با تدبیر، توجه داشته باشند به این معنا که به اسم مذهب و به اسم اسلام میخواهند اسلام را از بین ببرند. دستهای ناپاکی که بین شیعه و سنی در این ممالک اختلاف میاندازند، اینها نه شیعه هستند و نه سنی هستند؛ اینها دستهای ایادی استعمار هستند که میخواهند ممالک اسلامی را از دست آنها بگیرند؛ ذخایر را از دست آنها بگیرند؛ بازار سیاه درست کنند برای ممالک به اصطلاح مترقی؛ میخواهند آن چیزهایی که آنها زیاد دارند و به دریا میریزند، دور میریزند، بازار درست کنند در شرق و اینها به قیمتهای خوب، به قیمتهای مناسب، بخرند. همین چند روز در روزنامة اطلاعات بود که غذای سه روز امریکا که دور ریخته میشود به اندازة تمام غذای ملت چین است که 650 میلیون است ـ مال یک روز. سه روز فَضَلات غذای امریکا به اندازة 650 میلیون جمعیت استفاده بکند یک روز ـ آن تفالههایی که آنها بناست دور بریزند. چرا شرق را تحت قدرت نیاورند، تحت اسارت نیاورند، تا به شرق با قیمتهای مناسب بفروشند و طلا کنند و طلا را ببرند؟ چرا این کار را نکنند؟ دولتهای ما، دولتهای اسلامی، که توجه به این معانی ندارند؛ آنها که ملتفت نیستند که به سر آنها چه میآید. از دست برداشتن از قرآن کریم، اتکا نداشتن بر قواعد اسلام، این ضررها پیش میآید. تضعیف میکنند دول اسلامی را به ایجاد اختلاف مذهبی تا هم مذهب را ببرند و هم دین را ببرند، و العیاذ باللّه.
ایشان با هشدار به سران کشورهای اسلامی برای عبرت گرفتن از این وقایع اظهار داشتند: شما آقایان باور میکنید که آنهایی که از مجاری امور مطلع هستند، یا دعوای اطلاع میکنند، این مطلب سطحی را که یک سید خمینی فهمیده است، آنها نفهمیده باشند؟! شما احتمال میدهید این معنا را؟! اگر فهمیده باشند ـ خدای نخواسته ـ یا مجذوب هستند و یا ترس در کار هست. چرا باید بترسند؟ برای اینکه اینها را دستهدسته کردهاند. دولت عثمانی به آن عرض و طول را حالا چند تا دولت کردهاند ـ همه کوچک، کوچک، کوچک. ملتهای بیچاره را، این ملت انبوه چند صد میلیونی را، در تحت اسارت یک عده از خدا بیخبر قرار دادهاند و آنها، آنها را استعمار میکنند، و این سران ممالک، ملت خودشان را بیچاره میکنند. نباید این دول اسلامی از خواب بیدار بشوند؟ از اسلام چه بدی دیدهاند اینها؟ یک نیرنگ بزرگی که از غرب سرازیر شده است و دوَل اسلامی را تحت نفوذ قرار داده است، یا اینکه تطمیع کرده است یا تهدید کرده است؛ و این را در مطابعمان میبینیم، در مجلات میبینیم، در تبلیغاتشان، در رادیوهایشان.
به اعتقاد آیتالله خمینی، آن چیز مهمی که دول اسلامی را بیچاره کرده است و از ظل قرآن کریم دارد دور میکند، آن قضیة نژادبازی است. این نژاد ترک است، باید نمازش را هم ترکی بخواند! این نژاد ایران است باید الفبایش هم چهجور باشد! آن نژاد عرب است، عروبت باید حکومت کند نه اسلام! نژاد آریایی باید حکومت کند نه اسلام! نژاد ترک باید حکومت کند نه اسلام! این نژادپرستی، که در بین آقایان حالا دارد رشد پیدا میکند و زیاد میشود و دامن میزنند به آن، تا ببینیم به کجا برسد. این نژادپرستی که یک مسئلة بچگانه است در نظر، و مثل اینکه بچهها را دارند بازی میدهند، سران دول را دارند بازی میدهند: آقا تو ایرانی هستی! آقا تو ترک هستی! آقا تو نمیدانم اندونزی هستی! آقا تو چه هستی! آقا تو کجایی هستی! باید مملکت خودمان را چه بکنیم! غافل از آن نکتة اتکایی که همة مسلمین داشتند. افسوس! افسوس! که این نکتة ـ نقطة ـ اتکا را از مسلمین گرفتند و دارند میگیرند، و نمیدانم به کجا خواهد منتهی شد. همین نژادبازی که اسلام آمد و قلم سرخ روی آن کشید، و مابین سیاه و مابین سفید، مابین ترک و مابین عجم، مابین عرب و مابین غیرعرب هیچ فرقی نگذاشت، و فقط میزان را تقوا، میزان را از خدا ترسیدن، تقوای واقعی، تقوای سیاسی، تقواهای مادی، تقواهای معنوی، میزان را اینطور قرار داد «اِنَّ اَکرَمَکمْ عِنْدَاللّهِ اَتقیکمْ». ترک و فارس ندارد، عرب و عجم ندارد، اسلام نقطة اتکاست. قضیة نژادبازی یک ارتجاعی است. آقایان ماها را مرتجع میدانند! لکن دارند به 2500 سال قبل ـ قهقرا ـ برمیگردند؛ ما مرتجعیم؟!
ایشان با هشدار به دولتهای اسلامی برای دوری از غفلت افزودند: یکی از واقعیات است که این دول را به جان هم ریختهاند. یک دسته صفآرایی میکنند از این طرف در مقابل آنها و چقدر جمعیتشان را مجهز میکنند در سرحدات دیگران. الان که من دارم به شما عرض میکنم، به من اطلاع دادند که ترکها دویست هزار جمعیت متمرکز کردند در سرحد کجا. چرا؟ با کی دعوا دارند؟ چرا مسلمین با هم جنگ میکنند؟ چه وادار کرده است که مسلمین با هم جنگ کنند؟ جز دست استعمار؟ شما دست استعمار را از روی دوَل اسلامی بردارید، ببینید که چه دولتی در کار هست؛ چه دولتی پیش میآید؛ ثغورتان را هم همه حفظ کنید. اگر بنا شد حکومت اسلامی باشد، اگر بنا شد دیانت اسلام حکومت کند، تمام ثغور حفظ میشود؛ تعدی دولتی به دولت دیگر نمیکند؛ همه مسْلمند؛ همه تحت لوای اسلامند. اینکه میبینید تعدی میکنند، این برای آن لشکرکشی میکند، او برای او لشکرکشی میکند، برای اینکه اینها در تحت لوای اسلام نیستند. و از بدبختیهایی که بر دول اسلامی و بر ممالک اسلامی و بر ملت اسلام پیش آمده است، از جملة آنها، این است که از سالهای بسیار بعید و طولانی مشغول شدهاند، یک مدت زیادی دول استعمارطلب مشغول شدهاند پیغمبر اسلام را کوچک کنند؛ یک مدتهای زیاد دنبال این رفتند که پیغمبر اسلام را کوچک کنند. بعدش دنبال این رفتند که احکام اسلام یک احکامی است که مال هزار سال پیش از این است و حالا چه و چه شده است و مملکت مترقی شده است و امثال ذلک، و اسلام نمیتواند اشباع کند آن خواستههای ملل را. آقا شما از اسلام چه دیدید؟ شما تمام مطبوعاتتان، تمام تلویزیونهایتان، تمام رادیوهایتان، تمام گفتارتان، نطقهایتان در مجالس، همة اینها برای شکستن احکام اسلام است. سوء نیت هم اگر ندارید، شما را واداشتند به این معنا ـ اِما تهدیداً او تطمیعاً یا اغفالاً. ان شاءاللّه اغفال باشد، خیانت نباشد؛ غافل باشید. شما که به ما مجال این را نمیدهید که اسلام را معرفی کنیم به عالم. ایشان با نصیحت به اغفال شدگان و با اشاره به دریافت نامهای از دانشجوی ایرانی شاغل به تحصیل در امریکا گفتند: همین سه ـ چهار روز پیش از این یک کاغذی از یکی از دانشجویان امریکا برای من آمد که این یکی از جوانهایی است که من نمیشناسمش لکن ظاهر کلامش این بود که متدین است و متأسف است بر اوضاع. نوشته است که معالأسف اینجا، محصلین اینجا، دانشجویان اینجا میگویند که ما هر چه بدبختی داریم از اسلام است. ای دانشجوهای بیچاره! اسلامی که به شما معرفی از رادیو بشود که اسلام نیست؛ اسلامی که از روزنامهها شما خواندید که اسلام نیست. آن اسلامی که به شما معرفی شده است یک چیزی است عقبافتاده؛ یک مطلبی است که هیچ مسلمانی زیر بار آن نمیرود؛ آن را من هم قبول ندارم، آن را سایر روحانیون هم قبول ندارند. اینکه اسلام نیست؛ به ما هم که مجال نمیدهند که اسلام را معرفی کنیم. آقا در این مملکت تلویزیون آزاد و دست یک اسرائیلی [است]. او هر چه میخواهد بگوید؛ رادیو هم تبلیغاتش، برنامهاش را خودشان درست میکنند و چه میکنند؛ نه این مملکت، در ممالک اسلامی. حالا من بحثم در ممالک اسلامی است ـ میآیم سراغ مملکت خودمان ـ این حالا بحث در ممالک اسلامی است. بهگفته آیتالله خمینی، دست استعمار در ممالک اسلامی یکی از فعالیتهایی را که میکند این است که اسلام را به یک حقیقت عقب افتادة کهنه شده معرفی کند. سران قوم میگویند کهنهپرستی است؛ ارتجاع است. اسلام را معرفی اینطور میکنند. آقا! یک دستگاه فرستنده به ما بدهید تا ما پشت آن دستگاه فرستنده مبلّغینمان بروند اسلام را معرفی کنند به دنیا. صدای ما که به دنیا نمیرسد؛ صدای ما از این مسجد که بیرون نمیرود؛ این حرفهایی که همهاش منطقی است، قاچاق است! از اینجا که این آقایان بیرون بروند معلوم نیست کدامشان را خواهند گرفت، کدامشان را خواهند سلامت گذاشت. این ضبط صوتها معلوم نیست کجا ضبط بشود. اینکه دیگر به کسی حرف زدن نیست؛ اینکه راجع به مصالح اسلام و مسلمین است؛ اینکه دیگر دعوای با شخص نیست، با همه است. این دعوا نیست؛ این نصیحت است؛ این خیرخواهی است؛ خدا میداند خیر شما را ما میخواهیم. خوب به ما هم یک دستگاه فرستنده بدهید؛ اجازه بدهید مسلمینْ خودشان یک دستگاه فرستنده درست کنند، من ضامن میشوم که برخلاف صلاح شما ـ خیلی ـ نباشد. بله، برخلاف صلاح ارباب بزرگها هست و نمیگذارند؛ نخواهند گذاشت. اینجا باید «بدتر از یهودی» تلویزیون داشته باشد و هر طور دلش میخواهد تبلیغات بکند لکن تبلیغات ما آزاد نیست؛ «نمیشود؛ این مرتجعین نباید حرف بزنند»! آقا! کجایش ارتجاع است؟
آیتالله خمینی افزودند: ما میگوییم که شما با هم؛ همة مسلمین با هم؛ ما نه با آن یکیش روابطی داریم نه با شما روابطی داریم؛ نه با آن یکی، و ما با همه روابط داریم؛ ما همة شما را عَلَیالسِّواء نگاه میکنیم؛ و همة مسلمین در نظر ما اگر چنانچه عمل به احکام اسلام بکنند عزیزند. ما ملت اسلام را، ترکش باشد، عربش باشد، عجمش باشد ـ از هر ملت ـ افریقا باشد، امریکا باشد، هر جا میخواهد باشد، ما ملت اسلام را عزیز میداریم. ما میگوییم آقا دست به دست هم بدهید؛ شما یک جبهة ثلاثه درست نکنید و پیوند بکنید با اسرائیل در مقابل اتحاد آنها، آنها هم یک اتحاد درست نکنند در مقابل شما؛ همه با هم متحد بشوید؛ همه مسلمانید، اتکای شما به قرآن باشد. آقا! شما قرآن را نمیدانید چه هست؛ همین توجیبشان گذاشتهاند! من توی جیبم قرآن نیست لکن مأمورین همه توجیبشان قرآن است! کاسة از آش گرمتر است! تو اعتقاد به قرآن داری؟! تو فقط میخواهی مرا بازی بدهی. تا صحبت میشود، آقا قرآن در میآورد؛ از بالا یک قرآن نشان میدهد. شما قرآن را جیب گذاشتید، میخواهید قرآن از بین برود.
آیتالله خمینی در ادامه این پرسش را مطرح کردند که: این حرفهایی که ما میزنیم ارتجاع است؟ اینکه ما میگوییم که همة شما با هم متحد باشید، نگذارید این ذخایرتان را از بین ببرند؟ بالاتر از آن ذخایر تحت الارضی، این ذخایر فوقالارضی است ـ این جوانهای ماست. آقا، جوانهای ما را دارند میبرند خدا میداند؛ جوانهای دول اسلامی را دارند میبرند. یک دسته امریکاست و یک دسته نمیدانم کجاست و یک دسته کجاست؛ و یک دستة دیگری هم الان دارند به اسرائیل میروند. الان در منزل من موجود است آن مجلة دانشجویان، سازمان دانشجویان ایران در اسرائیل. الان موجود است. آقا، این ذخایر ما این جوانها هستند. این جوانهای ما را دارند اغفال میکنند؛ دارند به آنها تزریق میکنند که هر بدبختی شما دارید از اسلام است. شما کجای اسلام را دیدید که میگویید بدبختی از اسلام است؟ شما مسلمین را اینجا دیدید که یک مردم فقیر گدای بیچاره، هی هم داد میزنند که الحمدللّه یک نفر هم سر گرسنه، دیگر به خواب نمیرود. الحمدللّه امیدوارم این جور باشد لکن این کلام واقعیت را تغییر میدهد؟ این کلام، حرفهایی که در چند وقت پیش از این در اطلاعات نوشته بود ـ و اطلاعات هم که سند رسمی شماست ـ راجع به بنادر جنوب نوشته بود، این واقعیت را تغییر میدهد؟ اینکه تغییر نمیدهد اینها را. این دانشجوهای بیچارة ما اینجا که دیدند، دیدند که مسلمین، گرسنه و بیچاره و بدبخت، مساجدشان خراب، نمیدانم معابدشان چطور، کذا، وقتی که وارد امریکا میشوند، یک کلیسا میروند میبینند که تمامْ منظم، مرتب، همه چیزِ آن درست؛ خیال میکنند که احکام انجیل و توراتْ، اینها را به این حد رسانده و احکام اسلام اینها را عقب نشانده.
ایشان عامل عقب ماندگی مسلمانان را غفلت مسلمین دانستند و گفتند: دول اسلامی، ما را این جور کرده؛ دولتهای اسلامی، بیچارههای غافل شده، ما را به این روز نشاندهاند. اسلام را این جوری دارند معرفی میکنند. اسلام یکوقتی بود که نصف دنیا را گرفته بود و داشت میرفت جلو. شما این کتاب گوستاولوبون را بخوانید؛ تمدن اسلام را؛ او رفته است تمدن اسلام را از چشم مادی نگاه میکند، او اصلاً نمیفهمد اسلام یعنی چه؛ اعتقاد هم نه به مسیح دارد و نه به اسلام دارد؛ او تمدن را عبارت از این ستونها میداند. چنانچه بچههای ما هم اینطوری خیال کردند هست. وقتی میروید میبینید که آنجا بله یک تشریفات زیاد و واتیکان کذا و کجا کذا، مساجد ما خراب و بیچاره؛ خیال میکنید اینها از اسلام است. خیر آقا، اینها از سران اسلام است؛ اینها از اسلام نیست. سران اسلام که در تحت سیطرة مستعمرین واقع شدهاند ما را به این روز نشاندهاند؛ ذخایر ما را به دیگران تحویل دادند و ما بدبخت و بیچاره و گرسنه ماندیم.
آیتالله خمینی سپس به مقایسة مسیحیت و اسلام پرداخته گفتند: آنجا رؤسای بزرگ جمهور یکشنبه میروند ـ آنطور که گفته میشود ـ سراغ مراسم مذهبیشان؛ اینجا شما یک نفر از اینها را توی مسجد میبینید؟ میشود پیدایشان کرد؟ از این رؤسای ما یکوقت تو مسجد پیدا میشود؟ بله، گاهی وقتها پدرش میمیرد، برادرش میمیرد، چه میشود، یک عبوری هم از اینجا میکند، با تبختر و کذا! اما مسجد نیست اینکه. در نماز اینها حاضر میشوند؟ آنها رؤسای جمهورشان در نماز هم حاضر میشوند، سلاطینشان هم حاضر میشوند، آنها مراسم مذهبیشان ـ آن مذهبی که هیچی ندارد. آقایان خیال میکنند مذهب مسیحْ آنی است که حالا دست ماست؛ البته در زمان خودش درست بوده؛ اینکه الان دست ماست از مذهب مسیح و از احکام مسیح، خوب ببینید؛ ببینند این دانشجویان، ببینند آن چیست و قرآن چیست. احکام مسیح را ببینند چیست، احکام اسلام را ببینید چیست. احکام اسلامی که کرورها، میلیونها حکم اسلام دارد برای هر چیزی. تصورْ شما نمیتوانید بکنید، یک چیزی در عالَم، یک واقعهای در عالَم، اتفاق بیفتد اسلام نداشته باشد حکم؛ حکمش بالای سرش است. یک همچو اسلامی که الان هم هر حادثهای اتفاق بیفتد حکمش را دارد، این یک مذهبی است که کهنهپرستی است و عقب افتادگی است و بدبختیها از اسلام است؟! بدبختیها از این رؤسای اسلام است، این رؤسای بیچاره، این سران دول بیچاره؛ که توجه ندارند به مصالح خودشان یا نمیخواهند توجه داشته باشند. اینهاست که ما را بدبخت کرده است؛ اینهاست که روز سیاه برای مسلمین درست کرده است. باز هم رها نمیکنند؛ باز هم در هر واقعهای که اتفاق میافتد یک بساطی برای ما درست میکنند. موضوع دیگری که آیتالله خمینی در این سخنرانی بدان اشاره کردند، ایستادگی شرق در برابر غرب بود. ایشان گفتند: اینها راجع به اموری که مربوط به دول اسلامی است؛ و آن مقداری که من میتوانم، به عنوان اینکه یک نفر معمم هستم و طلبه هستم، میتوانم به دول اسلامی اعلام کنم؛ و امیدوارم برسد به آنها. این چیزهایی است که، ضروریاتی است که اینها خودشان هم باید توجه داشته باشند؛ و امیدوارم که به گوش اینها فرو برود و یک وحدت اسلامی واقعی [پیدا کنند]. گذشت کنند از بعض شهوات خودشان، و با هم دست برادری بدهند؛ تفوق از هم نکنند، با هم برادر بشوند ـ همه مجتمعاً در مقابل غرب؛ غربزده نباشند، در مقابل غرب بایستند دول شرق؛ حتی بوداییها، بایستند در مقابل غرب؛ غرب را عقبش بزنند. بعد در بین خودشان یک حکومت آرام، یک اجتماع آرام؛ همة ممالک سرجای خودش باقی؛ هیچ کدام به هیچ کدام تجاوز نکنند؛ همه با هم برادر باشند. اگر غیرْ خواست به آنها تجاوز کند، همه با هم همناله بشوند و جلو بروند. اگر مسلمین با هم متحد بشوند هیچ دولتی نمیتواند به آنها غلبه کند. اینها اشتباه است که خیر، آنها چه دارند و چه دارند؛ خیر، اینها نیست. شما عرضه ندارید؛ شما اغفال شدید.
فراز بعدی سخنان آیتالله خمینی به مسائل داخلی مربوط میشد: و اما راجع به مملکت خودمان. اینکه با یک روز و دو روز نمیتوانیم ما صحبتش را بکنیم، بدبختیهایی که ما در مملکت خودمان داریم. دولتها میآیند و میروند؛ هر دولتی هم میآید یک حزبی درست میکند ـ هر دولتی. شما از آن وقت تا حالا هر چه دیدید، یکی «حزب مردم» درست میکند، یکی حزب چی درست میکند، یکی «حزب ایران نوین» درست میکند، یکی حزب چه. هی حزب درست میکنند. اصلاً در ایران حزب معنا ندارد؛ در هیچ جای دنیا؛ مگر آنهایی که مثل ایران هستند. مملکت یک حزبی اصلاً معنا ندارد، حزب زوری معنا ندارد. سجلهای مردم را از دهات میگیرند؛ رجوع کنید به این دهات ببینید سجلهایشان را میگیرند نامنویسی میکنند در حزب. این بیچاره نمیداند «ایران نوین» اصلاً یعنی چه! اطلاع از این ندارد، فضلاً از اینکه آن اساسنامه را بفهمد؛ اصلاً نمیفهمد این بیچاره «اساسنامه» چیست. این بیچارهها را، این بیدینها میخواهند جمع کنند در یک محیطی زنده باد بگویند؛ فقط همین. از این جمعیت بدبخت بیچاره این معنا را میخواهند که اجتماع کنند، یک اجتماع انبوهی از جمعیتها بشوند، بعد دنبال اینها بیفتند و برایشان هورا بکشند و زندهباد بگویند. از اینها ـ بیچاره ـ همین قدر میخواهند. آنجاهایی که حزب هست، دولتها از حزب وجود پیدا میکنند، نه اینکه اول دولت تشکیل بشود بعد حزب درست کند! بعد اتکا به آن پیدا کند! اینجا، خوب، شما میبینید اول دولت درست میشود. دولت هم به مجلس و به من و شما هیچ ربطی ندارد. اول دولت درست میشود. خودشان میگویند، من نمیگویم، خودشان میگویند ما به امر آمدیم و به امر میرویم؛ غلط هم هیچ کس نباید بکند؛ هیچ وکیلی هم غلط نکند. نمیکند هم! اول دولت تشکیل میشود؛ بعد که دولت تشکیل شد و سرنیزه دستش آمد، شروع میکند حزب درست میکند. آن وقت هم یک حزبی است که دولت از حزب پیدا شده! دولت ما حزبی است! دولت آقایان حزبی است! آقا! این را برای کی میگویی؟! منِ آخوند میفهمم، دول عالم نمیفهمند اینها را؟! آنها میخواهند تو اینطور باشی؛ میخواهند عقب افتاده باشی. دست بردارید آقا از این عقب افتادگی؛ مجد خودتان را حفظ کنید. اگر حزب میخواهید درست کنید، خوب، یک حزبی قبل از اینکه دولت شما پیش بیاید، یک حزبی درست کنید؛ و بعد هم حزب در مجلس، به طور [ی] که باید بشود، به طوری که قوانین اساسی و قانون اساسی و سایر قوانین اقتضا میکند، نماینده درست کنند؛ و بعد هم آقای وزیر، نخست وزیر متکی به نمایندگانی که از حزب پیدا شد و از جمعیت و از خواسته مردم و اینها پیدا شد؛ بعد میشود یک دولت متکی به حزب؛ متکی به ملت. اما شما اول دولتش را درست میکنید، اول نخست وزیرش درست میشود، بعد حزب درست میشود! این هم باز دولت حزبی است! اینها را که روزنامهها نمیتوانند بنویسند؛ شاید بخواهند بنویسند اما غلط میکنند بنویسند! اینها نمیتوانند که بنویسند. حالا ما طلبهای هستیم کاری به اینها نداریم، آنها کار دارند؛ بسماللّه، دوباره حاضریم.
آیتالله خمینی، حزب سازیهای دولتی را مصرف پول ملت درجایی غیر از محل مورد نیاز دانستند و گفتند: یک بساط درست میکنند، بساط حزبی ـ این بساطی است که دارید میبینید. هر روز راه میافتند به یک جایی از پول این ملت بیچاره. آخر این ملت گرسنه... خدا میداند که من گاهی وقتها که به فکر میافتم که این آتیة ما، این زمستانِ آتیه چه خواهد شد، خوب ناراحتم؛ ما ناراحتیم. اینها امسال دیگر آیا نان دارند، ندارند؟ امسال هم که وضع خواربار خوب نیست؛ علوفه هم حتی ندارند. چه خواهد شد این زمستان سیاه به این ملت فقیر بدبخت؟ من نمیدانم چه خواهد شد. آیا دولتها در فکر هستند که حالا که زراعت اینها را زمین زدند، لااقل از همان بازار سیاهی که درست شده، از آنجا بگیرند بیاورند اینجا سیر کنند این بیچارهها را؟ یا باز اینها شکم گرسنه بخوابند و گفته بشود که یک نفرْ دیگر نیست که سر گرسنه به بالین بگذارد! روزی چند نفرش پیش من میآیند ـ منی که هیچکارهام.
بخش دیگر سخنان آیتالله خمینی به افشای روابط رژیم شاه با اسرائیل اختصاص داشت: این وضع حزب ایران؛ آن وضع مجلس ایران که همهتان بهتر از من میدانید یا مثل من؛ آن وضع روابط با اسرائیلشان. هر وقت که اینها من را، یعنی هر وقت نه، یک دفعهاش را که من را ملاقات کرد یکی از این سران قوم، گفت این اسرائیل تمام شد مسئلهاش؛ اصلاً رفت؛ مسئله تمام شد. من نمیدانم چه قدرتی دارند اینها به خلاف واقع گفتن ـ همچو قدرت دارند که من متوجه را اغفال میکنند. گفت اسرائیل تمام شد. بعد از آنی که اسرائیل تمام شده، الان که من اینجا نشستهام برای شما صحبت میکنم، مزارع بسیار خوب ایران ـ بسیاریاش ـ در دست اسرائیل است! از ایلام به من نوشتهاند که مزارع خوب اینجا را دادهاند اسرائیل چغندر بکارند. تابلویی زدند به کنار جاده که مزرعة نمونة ایران و اسرائیل! این آقایانی که اسرائیل را میگویند ما کنار زدیم. روزنامة اسرائیل که برای من آمده است، آوردهاند، نوشته بود به اینکه سفیر اسرائیل در ایران، در تهران! آقایان میگویند که ما کاری نداریم به اسرائیل!! در دو روز پیش از این، سه روز پیش از این، در شانزده شهریور، در تهران، دروازه دولت، یک بساطی یهودیها درست کردند: چهارصد ـ پانصد نفر یهودی دزد دور هم جمع شدهاند و خلاصة حرفشان این بوده که یک شعاری برای یکی دادهاند، یک فحشی به یکی دادهاند؛ آن وقت نوشتهاند به اینکه مجدْ مال یهود است؛ یهود برگزیدة خداست؛ ما ملتی هستیم که باید حکومت کنیم؛ نمیدانم چه بکنیم؛ کذا؛ ما با دیکتاتوری مخالفیم؛ ما با هیتلری مخالفیم؛ ما کذا، کذا. اینها هم نطقهایشان بوده. آقایان هم به مرئی و منظر این دولت ما، این جمعیت میآیند آنجا و این حرفها را میزنند. خوب، اگر دیکتاتوری موقوف است و مخالف است که این... خوب جلوی این را بگیر دیگر؛ این کلمه را نگذار بگوید. تمام حرف برای اینکه بگویند چه کذا، و یکی دیگر را فحش بدهند. عیب است از یک مملکتی اتکای به یهود. این حرفی که ما میزنیم خیلی حرف بدی است؟! البته تلخ است به ذائقهها؛ تلخ است به ذائقة شما؛ لکن بدبختی یک مملکت اسلامی است؛ بدبختی یک مسلمینی است که اتکا پیدا بکنند یا ارتباط پیدا بکنند یا پیمان ببندند با یک دولتی که الان دشمن اسلام است و در مقابل اسلام ایستاده است و غصب کرده است فلسطین را.
آیتالله خمینی آنگاه با اخطار به دوَل اسلامی در قضیة فلسطین گفتند: من به دول اسلامی میگویم که آقا چرا سر نهر دعوا میکنید؟ فلسطین مغصوب است؛ یهود را بیرون کنید از فلسطین؛ ای بیعرضهها! خودشان که ریختهاند به جان هم. فلسطین مغصوب است، شما سر نهر دعوا میکنید؟! وقتی سر نهر دعوا کردید، تثبیت شد حکومت اسرائیل بر فلسطین؛ این حکومت بود؟ این اعراب بیچاره را که بیرون ریختند، و الان یک میلیون یا بیشترشان گرسنه و بیچاره خوابیدهاند در بیابانها، اصلاً بیچاره و آواره شدند، آیا دول اسلامی نباید در این معنا اعتراضی بکنند؟ حرفی بزنند؟ با یک همچو دولتی که یک میلیون مسلمان یا بیشتر را بیرون ریخته و آواره کرده شما ائتلاف میکنید؟! اگر ائتلاف ندارید خوب در روزنامه بنویسید؛ اگر ائتلاف ندارید بگذار این حرفی که من میزنم در یکی از این چاپخانهها نوشته بشود و منتشر بشود؛ اگر نگذاشتید، بدانید مؤتلفید؛ بدانید ائتلاف دارید با یهود؛ با اسرائیل. عمال اسرائیل را میبینید که در این مملکت چه کارها میکنند؛ چه چیزها هست. اخیراً یک خبری به من رسید که حالا برای خاطر اینکه خواهش کردند که من حرف نزنم حرفش را نمیزنم؛ گفتند درستش کردیم. در رادیو هم دیشب آمدند گفتند که گفته میشود؛ و یک چیزی هم گفته شده ولکن من خیلی این چیزها را باورم نمیآید؛ آدم دیرباوری هستم. خوب دیدند که ما امروز میخواهیم یک چهار تا کلمه نصیحت کنیم آقایان را، گفتند که مبادا از این هم اسم برده بشود؛ یک اصلاحی کردند؛ توی رادیو هم دیشب گفته شده است لکن من که حالا باز باور نکردم. اگر نگذارند باور کنم، یک روز دیگر هم اینجا صحبت میکنم؛ آن وقت آن مطلب را میگویم. ایشان افزودند: اینها ـ عمال اسرائیل در ایران ـ هر جا انگشت میگذاری میبینی که یکی از اینهاست مراکز حساس؛ مراکز خطرناک؛ واللّه، مراکز خطرناک برای تاج این آقا. ملتفت نیستند اینها. اینها آنها بودند که در شمیران تهران توطئه کردند ناصرالدین شاه را بکشند؛ مملکت ایران را قبضه کنند. شما تاریخ نگاه کنید؛ تاریخ که میدانید. در نیاوران توطئه کردند؛ در نیاوران چند نفر رفتند ناصرالدین شاه را ترور کنند. و یک عده هم در تهران بودند که حکومت را قبضه کنند. اینها حکومت را از خودشان میدانند. اینها در کتابهایشان نوشتهاند، در مقالاتشان نوشتهاند: حکومت مال ماست؛ باید ما یک سلطنت جدیدی به وجود بیاوریم؛ یک حکومت جدیدی به وجود [بیاوریم]؛ حکومت عدل. همینهایی که یک همچو سوءنظرها و سوءنیتهایی را دارند، از دربار گرفته تا آن آخر مملکت، از این اشخاص آنجا موجودند. آیتالله خمینی خطر نفوذ صهیونیسم و بهاییت را جدی دانستند و هشدار دادند: آقا بترسید شما از اینها؛ یک جانورهاییاند اینها. در وزارتخانه موجود است؛ من انگشت رویش گذاشتم پیش یکی از وزرا، گفت نیست اینطور. بعد شاهد برایش فرستادم؛ شاهد برایش فرستادم که با سند نوشته بود که اینجوری است. الان هم موجود است و من اسم کثیفش را نمیبرم. در وزارتخانه موجود است؛ در ارتش موجود است. خوب، ای ارتش محترم! توی دهن اینها بزن؛ تو مسلمانی. صاحبمنصبان ارتش، خوب بسیارشان مردم خوبی هستند؛ با من هم گاهی رابطه دارند؛ یعنی رابطهای که پیغام میدهند. اینها بعضیشان خوبند؛ خوب، جلو بگیرند از اینها؛ جلو بگیرند از یک اشخاصی که با مذهبشان مخالفند؛ با تخت و تاجشان مخالفند؛ با مملکتشان مخالفند؛ با استقلالشان مخالفند؛ با اقتصادشان مخالفند. خوب، شما جلو بگیرید؛ بروید خواهش کنید که اینها را بیرون کنند؛ از بزرگترها خواهش کنید.
واللّه من خیر شما را میخواهم. من میترسم یک روزی چشمهایتان را باز کنید هستی شما را از بین ببرند اینها؛ من از این میترسم. یا بگذارید ما آنها را از بین ببریم. من یک روز از بین میبرم؛ من نمیخواهم تشنج بشود. شما که میل دارید آرامش باشد، خودتان از بین ببرید. اگر نبرید یک روزی میبینید که یکجوری، یک ورق دیگر پیش میآید؛ یکوقت یک طور دیگر میشود. آن وقت نه من میتوانم جلویش را بگیرم نه شما میتوانید جلویش را بگیرید. این اوضاعی است که ما مواجه با آن هستیم؛ و میبینید و میبینیم؛ و نمیدانم که چه بکنیم، نمیدانم که راه اصلاح چه است. آیتالله خمینی، مملکت صحیح را با فرهنگ صحیح همراه دانستند و افزودند: راه اصلاح یک مملکت فرهنگ آن مملکت است؛ اصلاح باید از فرهنگ شروع بشود. دست استعمار توی فرهنگ ما کارهای بزرگ میکند؛ نمیگذارد جوانهای ما مستقل بار بیایند؛ نمیگذارد در دانشگاه جوانهای ما درست رشد بکنند. اینها را از بچگی یک طوری میکنند که وقتی بزرگ شدند، اسلام هیچ و آنها همه، همه چیز. اگر فرهنگ درست بشود، یک مملکت اصلاح میشود. برای اینکه از فرهنگ است که در وزارتخانهها میرود؛ از فرهنگ است که در مجلس میرود؛ از فرهنگ است که کارمند درست میشود. شما یک فرهنگ مستقل درست کنید یا بدهید ما درست کنیم، شما میترسید از امریکا، میترسید از دیگران، بدهید ما درست کنیم؛ اختیار فرهنگ را دست ما بدهید.
ایشان با یادآوری تأسیس «وزارت اوقاف» توسط دولت گفتند: حالا تازه وزارت اوقاف هم آقایان میخواهند درستش کنند! به تخیل اینکه تقلید از یک مملکت دیگری؛ به تخیل اینکه روحانیت را تحت وزارتخانه ببرند. این خواب را به گور میبرید ـ ان شاءاللّه. شما خیال میکنید که روحانیت اسلام را میشود مثل روحانیت مسیح کرد؟ هیچ امکان ندارد این. روحانیت شیعه مستقل است، مستقل؛ اتکا به هیچ جا ندارد. بیایند بگویند به کی اتکا دارد. این روحانیت مستقلی که اتکا ندارد به هیچ جا، این طلاب محترمی که با سی ـ چهل تومان در ماه ساختهاند و زحمت دارند میکشند، اینها دیگر نمیترسیم ما که طرفدار یک مملکتی و یک دولت دیگری باشند؛ اینها مستقلند در افکار خودشان. اینها از تویشان آدم در میآید؛ اینها از تویشان «مدرس» در میآید؛ اینها از تویشان «سیدحسن مدرس» در میآید. اینها نمیگذارند؛ امکان ندارد که ما بگذاریم که این هم بیاید تحت نظر فلان وزیر و فلان. فلان وزیر غلط میکند که همچو حرفهایی را میزند. اشتباه میکنند اینها؛ باز هم در اشتباهند.
باید یک وزارت فرهنگی، یک فرهنگ صحیح باشد؛ و فرهنگ هم حقش است دست ما باشد. خوب ما در این مملکت یک وزارتخانه نداشته باشیم؟ همة وزرا از امریکا؟! خوب یکیاش هم از ما. خوب بدهید این فرهنگ را دست ما؛ ما خودمان اداره [میکنیم]. ما یک کسی را وزیر فرهنگ میکنیم و اداره میکنیم. اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده ـ پانزده سال ما را بیرون کنید. تا یک مدتی دست ما بدهید، فرهنگ را دست ما بدهید، وزیر فرهنگ را از ما قرار بدهید، یک مدتی هم مهلت بدهید که ما کار را درست انجام بدهیم، اگر ما گفتیم که شما تحصیل نکنید؛ اگر ما گفتیم شما خوب تحصیل نکنید؛ اگر ما گفتیم شما به اعماق آسمان نروید. شما عرضهاش را ندارید؛ و الاّ، چون عرضهاش را ندارند میگویند روحانیون نمیگذارند، مملکت ما، حالا باز وقت این کارها نشده است. بفرمایید کی جلوتان را گرفته؟ بفرمایید کارخانة ذوب آهن بیاورید، کدام روحانی گفته نیاورید؟ هر کدام گفته بگویید تا ما بشناسیم. بفرمایید طیارهسازی کنید؛ اتومبیلسازی کنید؛ آقا، عرضهاش را ندارید، بیچارهها! یک مملکت بیعرضهاید! و این هم که شما عرضه ندارید نه اینکه عرضة ذاتی ندارید، شما را دست استعمار اینجور کرده است؛ غربزده هستید. این حرفهای ما یک حرفهای کهنة پوسیدهای است که بله، دیگر کسی نمیخرد آن را؟! به شما قول میدهم که آلمان هم این را بخرد؛ شما نخرید. یک وزارتخانه دست ما بدهید، یک چند ساعت از این رادیو، که دارد موسیقی و بچههای ما را دارند سوق میدهند به فساد اخلاق، یک ـ دو ـ سه ساعتش را هم دست ما بدهید اما آزادمان بگذارید، نه اینکه برنامهاش هم خودتان بنویسید که این جوری برو بگو ـ ما را آزاد بگذارید، یک ـ دو ـ سه ساعت از برنامة رادیو دست ما بدهید، ما برایش تعیین میکنیم برنامه را که او صحبت کند؛ و من به شما قول میدهم که نه با سلطنت شما مخالفت داشته باشد، نه با وزارت شما مخالفت داشته باشد، نه با ریاست شما مخالفت؛ با هیچ کدام مخالفت ندارد. فقط اگر وزارت فرهنگ و دستگاههای فرستنده، یک مقداری، در دست ما باشد ما مردم را آشنا میکنیم؛ دنیا را آشنا میکنیم به احکام اسلام و اسلاممان؛ و فرهنگ را یک فرهنگ مستقل، یک فرهنگ مسْلم، یک فرهنگی که یک دانه عربش وقتی میایستاد جلو امپراتور، وقتی که میایستاد، شمشیرش را درمیآورد و آن دیباجها را کنار میزد میگفت: رسولاللّه فرموده است که ما لباس حریر [در بر] نکنیم، ما روی جای حریر هم نمینشینیم. ما این جور رجال درست میکنیم. آن وقت ببینید که اگر یک همچو رجالی از مکتب ما بیرون آمد و از فرهنگ ما بیرون آمد، این رجال تحت تأثیر استعمار میرود؟ لکن چه بکنیم که استعمار نخواهد گذاشت؛ دست خبیث استعمار نخواهد گذاشت که وزارت فرهنگ را دست ما بدهند؛ و الاّ حق با ماست؛ فرهنگ باید ما باشیم. آیتالله خمینی با تاکید بر اینکه اگر وزارت اوقاف میخواهید درست کنید، باید وزارت اوقاف از ما باشد، نه اینکه شما تعیین کنید. تعیین شما قبول نیست؛ شما ارزش ندارید که تعیین کنید؛ ما باید تعیین کنیم؛ تصریح کردند که بگذارید تعیین کنیم ما یک نفر را، یک آقایی را رئیس فرهنگش کنیم، یک نفر هم وزیر اوقافش بکنیم؛ اوقاف را، آن وقت ببینید که اینطوری که الان دارد لوطیخور میشود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسید. دست ما بدهید تا ببینید چه خواهد شد. آن وقت ببینید که ما با همین اوقاف این فقرا را غنیشان میکنیم؛ با همین اوقاف، با همین اوقاف، ما فقرا را غنی میکنیم. شما خاضع بشوید برای چند تا حکم اسلام، شما ما را اجازه بدهید که مالیات اسلامی را به آنطوری که اسلام با شمشیر میگرفت بگیریم از مردم، آن وقت ببینید که دیگر یک فقیر باقی میماند؟ من برای شما راه هم میسازم؛ من برای شما کشتی هم میخرم. بگذارید. شما نخواهید گذاشت. آیتالله خمینی خطاب به مراکز تبلیغاتی یادآور شدند که تبلیغات باید با ما باشد. آقا، ما مبلّغیم نه شما. تبلیغ باید با ما باشد. ما باید در رادیوها جا داشته باشیم برای تبلیغ. شما هر چه هم تبلیغ میکنید تبلیغ ضد اسلامی است؛ تبلیغ اسلامی نیست که. معرفی کردید اسلام را به جوری که دانشجو از امریکا به من نوشته است که دانشجوها میگویند که هر چه بدبختی هست از اسلام است. ای بیچاره دانشجوها! هر چه بدبختی هست از سران اسلام است؛ از دول اسلامی است. اسلام یک روز هم در مملکت ما عمل نشده به آن، یک روز. خدا میداند که اسلام، یک روز به آن عمل نشده. خوب، چه کنم که ما نه وقت داریم که صحبت کنیم، نه حال داریم. تا هم میخواهیم ما دو تا کلمة این جوری بگوییم یکدفعه میبینیم دستهها به راه افتاد و هی شرکت واحد، چهار هزار نفر میخواهد بیاورد و کی چند هزار نفر. مگر دعوا داری آقا؟ شرکت واحد با ما، شما شرکت واحد را چاقو را از سرش بردار، اگر همه نیامدند اینجا؛ همه میآیند اینجا و برای ما مجتمع میشوند. با زورْ یک مملکتی را میخواهید اداره کنید؟ واللّه با زور نمیشود.
آیتالله خمینی ناصحانه تذکر دادند که قدری اصلاح کنید خودتان را؛ یک قدری اوضاع خودتان را درست بکنید. حالا ما وقتی میآییم سراغ اصلاحات، آقایان «اصلاحات» کردند! یکی از اصلاحات بزرگ آقایان تعطیل جمعه است! شما ملاحظه کنید این مطلبی که من عرض میکنم، به همة ایران موظفید برسانید، به همة ایران موظفید برسانید. تعطیل جمعه ـ با زور ـ بیخواست اصناف بیچارة گرسنه. عرض میکنم، که اگر تعطیل نکنند هشتاد تومان جرم یا چند تومان جرم، اینطور چیزها؛ با باز بودن مراکز فساد. سینماها مجبورند باز باشند؛ تئاترها باید باز باشند؛ میگویند مراکز فساد دیگر هم باید باشد، من اسمش را نمیبرم؛ ولی اینکه عرض کردم در روزنامه بود. از صبح تا عصر اینها باید باز باشند. اصناف بسته؛ بازار بسته؛ فردا سراغ قم هم میآیند. گفته بودند که قم هم از ما خواستهاند؛ همان خواستهای که تهران خواسته بودند. قم هم بیچارهها خواستهاند. این «خواسته» ها همه تا صبح که چشمشان را از خواب باز میکنند ببینند آیا کجا خواستهاند؟ فوراً مینویسند فلان خواسته؛ آن روزنامه هم شروع میکند به نوشتن. این روزنامهها خائنند به مملکت ما بعضیشان. یک جمعة تعطیل و یک جوانهای اول شباب و باز بودن مراکز فساد؛ تهیه کردن عیش و نوش برای آنها هر طور! بعد از ده سال، دیگر یک جوان سالم برای این مملکت باقی نمیماند. خدا خائن را لعنت کند [آمین حضار]. یک جوان سالم برای شما باقی نمیماند، تمام به مراکز فساد کشیده میشوند.
آیتالله خمینی تشکیل مجامع دینی را برای اصلاح امور جوانان خواستار شدند و افزودند: من به شما آقایان توصیه میکنم، برسانید به این مملکت، برسانید به همة اطراف این مملکت، که آقا در مقابل یک همچو کاری که جوانهای شما را دارند فوج فوج از دستتان میگیرند، مجامع دینی درست کنید. در جمعهها که آنها میخواهند شما را به مراکز فساد بکشند، مجامع تبلیغاتی درست کنید؛ مردم را دعوت به دین بکنید؛ مصالح روز را به مردم بگویید؛ مفاسد روز را به مردم بگویید. موظفیم ما به این معنا؛ باید این کار بشود. اگر این کار نشود، از دست میبرند جوانهای شما را. برای جوانها یک مراکزی درست کنید که در آنجا تبلیغ بشوند آنها؛ گفته بشود مطالب؛ مفاسدی که در این مملکت واقع میشود گفته بشود؛ تا اندازهای که سازمان میگذارد. و الاّ این تعطیل جمعة الزامی، برای استراحت این طبقة زحمتکش نیست؛ برای این است. حالا شاید هم انشاءاللّه مقصدشان این نباشد لکن طبعاً اینطوری است؛ طبعاً اینطوری است که اگر چنانچه مراکز فساد را باز گذاشتند و مجامع عمومی هم بسته شد، طبعاً اینطوری است که کشیده میشوند به مراکز فساد. الان شما حتماً بدانید که در این دو ـ سه هفتهای که تعطیل را انجام دادند و بیچاره مردم را از این بیچارهتر میخواهند بکنند، این میوههای مردم فاسد میشود؛ این گرسنههای بیچاره یک روز باید بروند نان پیدا بکنند، ندارند؛ علاوه بر این معنا شما بروید ملاحظه کنید ببینید که در یک ماه پیش از این تا حالا سینماها چقدر فرق کرده است؛ شاید با سینماها یک بستوبندی در کار باشد؛ شاید آنهایی که تبلیغ این مطالب را میکنند ـ شاید ـ از سینماها و مراکز فساد، حق حسابی میگیرند برای اینکه این کار را بکنند؛ و الاّ اول انسان باید یک چیزی تهیه کند برای این ملت، یک چیز سالم، تفریح سالم. اینها عبارت از آن است که اینها را به فساد میکشد. آیتالله خمینی در پایان سخنانشان گفتند: یک تفریح صحیح شرعی، یک تفریح سالم، صحیح، اول برای اینها درست کنید، بعد درها را ببندید تا این بیچارهها راه بیفتند طرفش. شما آن کار را نکردید، مراکز فساد را باز گذاشتید و در دکانها را هم بستید. این اگر سوء نیت هم نداشته باشید طبعاً اینطور میشود؛ و اگر سوء نیت ندارید حالا من به شما رساندم مطلب را. اگر بعد از این گفتة من و رسیدن به مراکزی که این کارها را انجام میدهند باز هم به قوت خودش باقی باشد، سوء نیت دارند؛ معلوم میشود سوء نیت دارند؛ معلوم میشود باز یک «دستور» تازه رسیده است.[1]
اما پیش از این، اطلاعات داخلی ساواک خبر داده بود که قرار است صبح امروز آیتالله خمینی پس از خاتمه درس خود در حوزه علمیه قم نطق مشروحی ایراد کند و به همین علت به کلیه طلاب و کسبه و طرفداران وی اطلاع داده شده که هنگام صحبت مشارالیه در حوزه علمیه حاضر شوند و از تهران نیز عدهای برای استماع سخنرانی وی به قم رفتهاند.[2]
ادعای ساواک درباره حوزه علمیه قم
ساواک در گزارشی مدعی شده که برابر اطلاعات واصله از حوزه علمیه قم، طلاب حوزه علمیه قم چندان قلباً ارادتی به خمینی ندارند و اخیراً چند نامه جهت خمینی ارسال داشتهاند مبنی بر اینکه پولهایی که جمعآوری کردهای بین ما طلاب تقسیم کن. و در بین بعضی از طلاب به طور محرمانه گفته میشود در صدد هستند جلسهای تشکیل دهند و مرتباً نامهای به نامبرده بنویسند مضافاً آنکه اختلاف خمینی و شریعتمداری روزبهروز رو به شدت است و تا به حال به طور مکرر از خمینی سئوال شده که شما درباره دارالتبلیغ چه میفرمائید، اظهار داشته است من هیچ دخالتی نمیکنم.[3]
سخنرانیهای حجتالاسلام فلسفی در تهران
سخنرانیهای حجتالاسلام فلسفی از امشب به مدت ده شب در مسجد ولیعصر تهران آغاز شده است. ساواک گزارش داده، به طوری که مطلعین اظهار نظر مینمایند منبر رفتن فلسفی واعظ به اطلاع و دستور آیتالله خمینی صورت میگیرد و فعالیتهایی به عمل میآید که هر چه بیشتر جهت استماع سخنان فلسفی در مسجد مذکور شرکت نمایند.[4]
دیدگاههای آیتالله شریعتمداری
آیتالله سید کاظم شریعتمداری یکی از آن روحانیانی است که موضعش را در مورد حقوق زنان از آشوبهای خرداد 1342 تعدیل کرده است. از آن موقع شریعتمداری اظهار نداشته که گسترش حقوق اجتماعی و سیاسی به زنان، ضدمذهبی است. او فقط اصرار ورزیده که این کار به یک طریق صحیح انجام شود (این بدان معناست که تحت سرپرستی روحانیت صورت پذیرد). در حقیقت شریعتمداری یکی از آنهایی است که با هیچ کدام از اصلاحات به خاطر خود اصلاحات مخالفت نمیکند بلکه نگران این است که اصلاحات آن طوریکه دولت در نظر دارد، قدرت سیاسی و اجتماعی اصلی روحانیت در زندگی ایرانی را از بین ببرد.
این گزارش را سفارت امریکا در تهران تهیه کرده در ادامه نوشته است: شریعتمداری در گذشته این نگرانی را ابراز داشته که موضع روحانیون در مباحثه اخیر با دولت در رسانههای ارتباطجمعی انعکاس پیدا نکرده است. او به طور کلی از روحانیون مخالف با سیاست اصلاحی دولت پشتیبانی میکند. به هر حال اشاره شد که شریعتمداری ارتباطاتی با جبهه ملی و طرفداری نسبت به آن دارد. او احتمالاً به خودی خود مفهوم اصلاح را آن طوری که بعضی از همقطارانش آن را رد میکنند، نفی نمیکند. او به دلایل تاکتیکی آن را ضروری یافته که خودش را با مخالفت کلی روحانیون هماهنگ کند که پایگاه سیاسی خودش را حفظ نماید. به هر حال محتمل است که او ترجیح دهد که برخی اصلاحات معتدل بنیاد نهاده شود و اینکه دولت امتیازاتی کوچک جهت اجازه شرکت اندک مخالفین، مخصوصاً جبهه ملی در امور سیاسی ایران را بدهد.
بنابراین گزارش شریعتمداری معتقد است که روحانیون در مورد اصلاحات ارضی واقعاً نگران نیستند و در حقیقت مایل هستند که ببینند بعضی از مالکان ثروتمند از ثروتشان محروم شوند. او اظهار میدارد که زمینهای وقفی در حال حاضر یک منبع درآمد مهم را برای روحانیت تشکیل نمیدهد. او به شدت با موضع ابتدایی دولت که روحانیت باید از سیاست خارج شود مخالف است. شریعتمداری واقعاً طرفدار یک نوع حکومت روحانیون در ایران است. او به طور مکرر به اصل پنجم متمم قانون اساسی (1907) اشاره میکند که بررسی تمام قوانین به وسیله پنج روحانی مهم برای تطبیق با قوانین اسلامی را میسر میسازد.[5]
کیفرخواست سه عضو نهضت آزادی
کیفرخواست سه تن از متهمان اقدام بر ضد امنیت مملکت امروز از سوی دادستان ارتش صادر شد. در این کیفرخواست که برای عباس رادنیا، مصطفی مفیدی و محمد بستهنگار صادر شده آمده است که این افراد در نهضت آزادی ایران[6] عضویت داشتهاند و اقدامات آنان را تأیید کردهاند. در کیفرخواست تنظیمی برای این افراد به لحاظ تشکیل و اداره جمعیتی که مرام و رویه آن ضدیت با سلطنت مشروطه ایران قلمداد شده تقاضای کیفر گردیده است.[7]
ملاقات مدیرعامل شرکت نفت با شاه
ساعت 11:30 صبح امروز دکتر منوچهر اقبال رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در کاخ سفید سعدآباد به حضور شاه رسید و گزارش امور شرکت و مسافرت اخیر خود به شوروی را به آگاهی رسانید. این ملاقات یک ساعت و نیم به طول انجامید.[8]
سرکیسه کردن کارگران و کشاورزان روستایی
ساواک در گزارشی از سرکیسه کردن کارگران و کشاورزان روستایی به عنوان کمک به حزب حاکم خبر داد و نوشت، بر اساس تحقیقات به عمل آمده، چندی قبل جلسهای مرکب از نمایندگان مختلف مردم پایتخت و شهرستانها منجمله نمایندگان کشاورزان که در استادیوم فرح پهلوی تشکیل گردید نخستوزیر چگونگی تشکیل و هدف حزب ایران نوین را تشریح و متذکر گردید چنانچه اشخاصی مایل باشند میتوانند با پرداخت مبلغ 10 ریال به صندوق حزب ایران نوین قبول عضویت خود را اعلام دارند.
در مورد اظهارات نخستوزیر به سرپرستهای شرکتهای تعاونی از طرف سازمان مرکزی شرکتهای تعاونی روستایی دستور داده شد که از هر نفر عضو شرکتهای تعاونی منطقه مبلغ 20 ریال اخذ و به حساب حزب ایران نوین منظور گردد. پس از چند روز دستور مجددی از طرف سازمان مرکزی شرکتهای تعاونی داده شده که از کشاورزانی که سال گذشته از وامهای دستجمعی سال گذشته استفاده نمودهاند، مبلغ 20 ریال دریافت و به حساب حزب ایران نوین منظور گردد. در اجرای این دستورات آقایان سیدهاشم خاتمی، خسرو زاهدی سرپرستهای شرکتهای تعاونی کرج و محمدعلی فتحی کارمند بانک کشاورزی کرج از هر نفر کشاورزان نامبرده بالا مبلغ 20 ریال اخذ که در نتیجه جمعاً مبلغ 86 هزار و 500 ریال شده و این مبلغ را به منظور تسلیم به صندوق حزب ایران نوین به سازمان مرکزی شرکتهای تعاونی ارسال داشتهاند و قرار است سازمان شرکتهای تعاونی در مقابل، تعدادی کارت عضویت حزب جهت کشاورزان مورد بحث چاپ و بین آنان توزیع نماید.[9]
فعالیتهای عمران منطقهای در ایران
ایران مرکز فعالیتهای عمران منطقهای شد. روسای هیئتهای نمایندگی ایران و ترکیه و پاکستان در کمیته برنامهریزی عمران منطقهای عصر امروز با حسنعلی منصور نخستوزیر ملاقات کردند و بنا به پیشنهاد نماینده ترکیه و موافقت نماینده پاکستان، ایران از این پس مرکز فعالیتهای عمران منطقهای خواهد بود. در این جلسه، نخستوزیر از پیشرفتها و فعالیت هیئتهای عمران منطقهای اظهار خوشوقتی کرد و گفت امیدواریم به افکار بلند سران سه کشور جامه عمل بپوشانیم. منصور افزود از اینکه ایران به عنوان مرکز فعالیتهای عمران منطقهای تعیین شده خیلی خوشحالم. بر اساس همین گزارش، پس از تشکیل آخرین جلسه کمیته برنامهریزی امور عمران منطقهای، اعلامیه نهایی این کمیته انتشار یافت. در اعلامیه نهایی صادره گفته شده، کمیته برنامهریزی عمران منطقهای با توجه به روح و مدلول تصمیمات کنفرانس آنکارا سرگرم کار شد و طرحهای آبادانی سه کشور را مورد بحث و بررسی قرار داد. این پیشنهادها در نخستین هفته مهرماه جاری برای تصویب به شورای نخستوزیران سه کشور که در تهران تشکیل میشود تسلیم خواهد شد.
در اعلامیه گفته شده که بنا به تقاضای کمیته برنامهریزی عمران منطقهای نام این شورا از این پس به شورای برنامه منطقهای تغییر یافت و تقاضا گردید دو کمیته جدید برای تهیه و اجرای طرحهای مشترک تشکیل گردد. [10]
روابط تهران و مسکو
بخش فارسی رادیو لندن امروز در گفتاری با اشاره به سفر سال آینده محمدرضا پهلوی به شوروی، به بررسی روابط دو جانبه تهران ـ مسکو پرداخت و در ارزیابی خود از این روابط گفت: ایران در طی تاریخ گذشته همواره خود را هواسنج درجه شدت رقابت میان دولتهای جهان مییافت. بیگمان بسیاری از ایرانیان برآنند که این امر بیرون از حد اعتدال رخ میداد زیرا این امر اغلب و گاه به نحوی دردناک در روابط ایران با همسایه بزرگ خود یعنی اتحاد شوروی ظاهر میشد. موقع جغرافیایی از یکسو و سیاست از سوی دیگر همواره فرمانروایان پی در پی ایران را در برابر یک انتخاب حساس میان دو راه یکی گستردن پیوندهای دیرین با اتحاد شوروی در طول 2500 کیلومتر مرز مشترک برای مبادلات بازرگانی و فرهنگی و دیگری گسستن این پیوندها و بستن مرز در برابر خطر توسعهطلبی سیاسی و نظامی به سوی جنوب قرار داشت.
به گفته این رادیو، اعلام این خبر که شاه ایران ماه ژوئن سال آینده را برای سفر خود به شوروی معین کرده است نشانه مسرتانگیزی از این امر است که به عقیده مشارالیه اکنون دوره پس از جنگ خطر شوروی پایان یافته چندان که اینک وی میتواند با نیروی بیشتری در پی جستن امکانات تازه برای همکاری سودمند اقتصادی برآید و نیز دوستی و فعالیتهای فرهنگی را از نو جان بخشد. عوامل پیچیدهای درگذشته مانع تحقق امید به گسترش مجدد روابط سازنده ایران با شوروی میشد. یک عامل تازه در این میان بیم شوروی بود. بیم از اینکه ایران به اتفاق ترکیه از طرف متحدان غربی این کشورها به منزله پایگاهی برای حمله به اتحاد شوروی به کار برده شود. تا هنگامی که جنگ سرد به شدت خود باقی بود اتحاد شوروی همواره ایران را به مثابه دشمن بالقوهای میشمرد که باید دولت آن را به هر قیمت از راه تبلیغات خصمانه و زیانکاری تضعیف کند. رادیو لندن میافزاید: شاید واقعه مهمی که نمودار دگرگونی اوضاع شد بحران موشکهای شوروی در کوبا در اکتبر سال 1962 بود. پس از آنکه بحران به حد اعلای خود رسید. روابط اتحاد شوروی و ایالات متحده امریکا به تدریج روبه بهبود نهاد. اظهار اطمینانهای قطعی نخستوزیر جدید ایران در آن هنگام (اسدالله علم) مبنی بر اینکه خاک ایران به عنوان پایگاه حمله علیه اتحاد شوروی به کار نخواهد رفت در چهارچوب وسیعتری با واقعبینی بعدی هم اتحاد شوروی و هم ایالات متحده امریکا جور در میآمد. ایالات متحده امریکا پس از این اظهار اطمینان ایران، خود جداگانه قول داد که پایگاهش در ترکیه به عنوان پایگاه موشک علیه اتحاد شوروی به کار برده نخواهد شد. در ظرف یکسال، مذاکرات مقدماتی اقتصادی و فرهنگی ایران و شوروی به حدی بهبود یافته بود که یک قرارداد طویلالمده همکاری فنی و اقتصادی میان دو کشور به امضا رسید و در طی آن برژنف، رئیسجمهوری شوروی در نوامبر 1963 از ایران دیدن کرد و این نخستین بار بود که یک رئیسجمهور شوروی به ایران میآمد. در طی این دیدار موفقیتآمیز بود که از شاه ایران برای سفر به شوروی دعوت شد و اکنون تاریخ این سفر معین شده است. هم ایران و هم شوروی از قراردادهای اقتصادی بهرهمند میشوند. قراردادهای جدید ایران با شوروی علاوه بر آنکه بر امکانات ایران برای توسعه برنامههای آبادانی، اقتصادی خود میافزاید راههای ترانزیت کوتاهتر با نرخهای باربری کمتری در اختیار آن قرار میدهد. ایران میتواند از کنار موانع بازار مشترک در راه توسعه روابط بازرگانی خود بگذرد و در عین حال ولو به طور محدود وابستگی خود را به کمک اقتصادی امریکا کاهش دهد.
این رادیو در پایان نتیجه میگیرد که: به طور کلی شاید ارزیابی مجدد ایران از روابط خود با اتحاد شوروی در طی دو سال گذشته که مظهر خارجی آن دیدار شاه در طی تابستان آینده از شوروی است از نمونههای نادر ارزش بهبود عمومی در محیط بینالمللی باشد.[11]
نظر افغانستان درباره اتحادیه استانبول
افغانستان اتحادیه استانبول را که با پیشقدم شدن پاکستان در ژوئیه گذشته بین ایران، پاکستان و ترکیه منعقد شد بیشتر جنبه سیاسی میداند تا اتحاد برای همکاری و پیشرفت اقتصادی. به گزارش بخش فارسی رادیو دهلی، زمامداران افغانستان صریحاً اظهار داشتند که سیاست اساسی آن دولت با هر نوع دستهبندی منطقهای موافق نیست، مگر آنکه اتحادیهها بنابر موازین منشور ملل متحد و یا بنابر شیوه همکاری علیه کشورهای آسیایی و یا افریقایی طراحی نشده باشد. بنا به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه افغانستان دلیلی ندارد که افغانستان به اتحادیه مذکور محلق شود اگر چه افغانستان علاقهمند به همکاری اقتصادی است.
این گزارش اضافه میکند که ناظرین سیاسی در کابل این حقیقت را دریافتهاند که سه کشور تشکیلدهنده اتحادیه همه عضو سازمان پیمان مرکزی هستند. هند و افغانستان هر دو متفقالقولاند که اتحاد بین سه کشور نامبرده نمیتواند کمال مطلوب عدم جانبداری و بیطرفی را تحکیم نماید. توافق نظر اساسی بین افغانستان و هند معلول این حقیقت میباشد که هر دو کشور اخیرالذکر مصمماند که سیاست عدم جانبداری و همزیستی مسالمتآمیز را جداً در پیش بگیرند. دولت افغانستان نیز انتظار ندارد که از پیمان نامبرده نتایج مفیدی حاصل شود. به عبارت دیگر دولت افغانستان از پیمان نامبرده نه نفعی دارد نه ضرری.[12]
سخنان وزیر دارایی در کنفرانس صندوق بینالمللی پول
امیرعباس هویدا وزیر دارایی و رئیس هیئت نمایندگی ایران در کنفرانس سالانه صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی که در توکیو جریان دارد اعلام داشت که ایران از طرح مربوط به تصفیه حسابهای بینالمللی از راه افزایش سهام پرداختی اعضای صندوق بینالمللی پول پشتیبانی میکند. وی در نطق خود اظهار امیدواری کرد که به نیازمندیهای کشورهای در حال پیشرفت توجه کامل بشود. او افزود با آنکه اعتبارات طولانی نیاز اصلی ملتهای در حال پیشرفت است آنها در عین حال باید مشکلات مربوط به موازنه پرداختها را برطرف کنند زیرا علت اساسی به وجود آمدن این مشکلات، اجرای برنامههای عمرانی است. وزیر دارایی ایران اظهار امیدواری کرد که بانک جهانی در آینده نزدیک مسئله تجدید نظر در نرخ بهره وامهای خود را مورد بررسی قرار دهد. هویدا افزود که این اقدام، بازپرداخت وامهای خارجی کشورهای در حال پیشرفت را آسان خواهد کرد و کمک فراوانی به تسریع رشد اقتصاد این کشورها خواهد نمود.[13]
ممنوعیت واردات قند و شکر
سخنگوی اتاق بازرگانی تهران در مورد جلوگیری از ورود قند و شکر گفت از چندی قبل متوجه خطری شدیم که تجار را از لحاظ ورود بدون کنترل شکر تهدید میکرد و مذاکراتی نیز در این زمینه با مسئولین اقتصادی کشور به عمل آمد. وی افزود: نظر اتاق بازرگانی این است که اقدام دولت عراق برای جلوگیری از ورشکستگی حتمی عدهای از تجار که به علت عدم کنترل بر واردات شکر غافلگیر شده و در صورت ورود بیقید و شرط این کالا ندانسته از پای در میآیند بسیار مؤثر بوده است. به طور کلی محافل بازرگانی و بازار به این پیشگیری لازم با خوشبینی نگاه میکند.[14]
پینوشتها:
[1]. صحیفه امام، ج 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1389، ص 373 و 394.
[2]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 6، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، ص 318.
[3]. همان، ص 316.
[4]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 9، زبان گویای اسلام، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 269.
[5]. اسناد لانه جاسوسی، ش 25 خط میانه (1)، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، بی جا، بی نا، بی تا، ص 14.
[6]. رادنیا، عباس، مقاومت در زندان، تهران، قلم، ۱۳۷۷، ص 391 و 382.
[7]. همان.
[8]. روزنامه پست تهران، ش 3278، 18/6/1343، ص 1.
[9]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۰، ص 452 و 453.
[10]. روزنامه بورس، ش 751، 19/6/1343، ص 1 و 6.
[11]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، ش ضمیمه 142، 19/6/1343، ص 1 تا 3.
[12]. همان، ص 3 تا 5.
[13]. روزنامه کیهان، ش 6336، 19/6/1343، ص 13.
[14]. همان، ش 6335، 18/6/1343، ص 1 و 11.
