سهشنبه7 خرداد 1342/ 4 محرم 1383/ 28 می1963
6 بازدید
± مقالة محمدرضا پهلوی در مجلة لایف
مجلة پر شمارگان لایف، چاپ آمریکا در تازهترین شمارة خود، مقالهای مفصل از محمدرضا پهلوی به چاپ رساند. این مقاله در دوازده صفحه، به همراه تصاویری از اوست که به گفتة شجاعالدین شفا (سخنگو و رایزن فرهنگی دربار پهلوی) تمام مطالب مقاله به قلم شاه تهیه شده است. شفا دربارة این مقاله گفته است که مجلة لایف چندی پیش از محمدرضا شاه خواسته بود که با توجه روزافزون کشورهای جهان به مملکت ایران و همچنین با توجه به اهمیت برنامههایی که به دست وی در ایران در حال اجراست، شخصاً توضیحاتی ارائه و کشور ایران را معرفی کرده است و برای چاپ در اختیار آن نشریه قرار دهد. بنابراین شاه نیز طی مقالهای در شش هزار کلمه، مطالب خواسته شده را تشریح کرده که در شمارة امروز مجلة یاد شده به چاپ رسید. مقالة محمدرضا پهلوی به سه بخش عمده قابل تقسیم است: قسمت اول به تاریخ ایران پرداخته و بخش ویژة مقاله را به خود اختصاص داده و به تمدن جهان و «مأموریت تاریخی و معنوی» ملت ایران میپردازد. مسائل مختلف در دوران چهل سالة اخیر، قسمت دوم است. قسمت آخر نیز که مهمترین بخش مقالة لایف به شمار میرود، جنبههای گوناگون تحول اجتماعی و سیاسی اقتصادی و فرهنگی ایران امروز را مورد توجه قرار داده است.[1] شاه در این مقاله پس از تشریح تاریخ 2500 سالة ایران و بیان موجباتی که منجر به روی کار آمدن پدرش گردید، تحولات مهم سیاسی و اجتماعی اخیر ایران را مورد بحث قرار داده، آنگاه به اهمیت موقعیت جغرافیایی ایران پرداخته، نوشته است که ایران از نظر جغرافیایی درست در چهارراه تلاقی شرق و غرب قرار دارد و محور طبیعی اتصال آسیا و اروپا و آفریقاست. در ادامه، برنامههای به اصطلاح اصلاحی خود را در چند سال اخیر پیش کشیده، ضمن تشریح مفصل آنها، اصلاحات ارضی را پایانبخش روابط نظام ارباب ـ رعیتی دانسته، تأکید کرده که تقسیم اراضی و برنامههای رفاه اجتماعی 75 درصد از مردم ایران، یعنی طبقة زحمتکش و کارگر را آزاد و رها ساخته است. او اجرای برنامههایش را به خیر و صلاح ملت ایران برشمرده، هدف خود را از انجام این برنامهها، حفاظت مردم در برابر اقدامات خرابکارانة عمال سرخ و عوامل سیاه ارتجاعی بیان کرده است. محمدرضا پهلوی در ادامه به گروهی از مخالفانش اشاره نموده، دربارة انگیزههای آنان مینویسد که «آنها میخواستند سیستم خاص خویش را بر کشور ما تحمیل کنند. ولی ما سعی میکنیم که ایران مرحلة تحول خود را محتاطانه بگذراند. زیرا وضع حساس جغرافیایی ایران ایجاب میکند که انقلاب ایران، مسالمتآمیز و تدریجی صورت گیرد و تحولات در جهتی سیر کند که با اصول دموکراسی و آزادی منطبق باشد».[2] بنا بر همین موقعیت، تصریح کرد که اگر ایران سقوط کند، همة خاورمیانه و شبهقارة هند و آفریقا سقوط خواهد کرد. شاه در بخشی از این مقاله، ایران را اولین کشور خاورمیانه میداند که دست به اصلاحات ارضی زده است.
± توزیع نوار سخنرانی آیتالله خمینی
نوار سخنرانی آیتالله خمینی که قبل از رسیدن ماه محرم در مدرسة فیضیه ایراد کرده بود، در تهران توسط اشخاصی، دست به دست توزیع میشود. اداره کل سوم ساواک با اشاره به این موضوع، از ساواک تهران خواست که ضمن کسب اطلاعات بیشتر در این باره، در صورت امکان یک حلقه از آن نوار را به دست آورده، به آن اداره کل ارسال دارد.[3] افزون بر این، مأموران ساواک کسب اطلاع کردهاند که تعداد زیادی نوار ضبط صوت به مدت پانزده دقیقه که با پیام آیتالله خمینی پر شده، بین عدهای توزیع شده است.[4] این منابع خبری دربارة موضوع یا تعداد پیام ضبط شدة آیتالله خمینی در این نوارها، توضیحات زیادی ندادهاند.
± خبرهای داخلی جبهة ملی
ساواک گزارش داد که نمایندة دولت اخیراً نزد آیتالله خمینی رفته، به منظور کسب اجازه دربارة تعمیر مدرسة فیضیة قم به خرج موقوفات، با وی گفتوگو کرده است. مأمور ساواک که این خبر را از صحبتهای داخلی جبهة ملی به دست آورده، در ادامه میافزاید که نمایندة دولت به بازسازی مدرسة مزبور به وضع آبرومندی اشاره کرده، آیتالله نیز با موضوع یاد شده موافقت نموده است.[5]
± سخنرانی حجتالاسلام شیرازی
حجتالاسلام شیرازی طبق معمول همه شب، پس از اقامة نماز جماعت در مسجد گیاهی به منبر رفت و در ضمن بحث دربارة مسائل مذهبی، به دستگاه ظلم و جور و ستم یزید بن معاویه اشاره کرد و گفت که: «امام حسین(ع) خود را به این ظالم خائن نفروخت و با شهامت مردانة خود، موجبات رهایی مردم را از قید اسارت فراهم نمود». او در بخشی دیگر از سخنانش به ظلم و بیدادگری در دوران خلافت عثمان پرداخت که مردم به هیجان درآمده، به عثمان و عمال او حمله بردند. در ادامه هم یادآور شد که عثمان به مردم میگفت: «من عملی شدیدتر از زمان خلافت عمر نکردهام. چطور در آن زمان اعتراضی نبود. مردم در جواب او گفتند در زمان عمر، مردم کمتر به حقایق امور پی برده بودند. ولی حالا فهمیدهتر شده و نخواهند گذاشت که حقشان ضایع و پایمال گردد». حجتالاسلام شیرازی دربارة سوءاستفادههای عثمان از خزانه و بیتالمال، مثالهایی را برای حضار مسجد گیاهی آورد و با کنایه، وضع آن دوران را با اوضاع امروز مملکت ایران تطبیق داد.[6]
± تلاش آیتالله خمینی برای صدور اعلامیة مشترک با آیتالله خوانساری
آیتالله خمینی برای جلب همکاری و حمایت آیتالله سید احمد خوانساری که در تهران اقامت دارد، نامهای به وی نوشت و توسط یکی از نزدیکانش به تهران فرستاد. او در این نامه از آیتالله خوانساری خواست که از ادامة خانهنشینی صرف نظر نماید و مردم را به قیام دعوت کند. مضمون نامة آیتالله به این شرح است: «... شما که در مرکز هستید، خانهنشین شدهاید. اصلاً نه حرفی، نه اعلامیهای، هیچ کار نمیکنید. شما که در تهران هستید، مردم را دعوت به قرآن، یعنی وحدت و یگانگی نمیکنید. فایدهاش چیست؟ شما باید مردم را دعوت به قیام کنید. شما باید مردم را به اتحاد دعوت کنید، تا موقعی که میخواهیم دستور قیام بدهیم، آنها آماده باشند تا ریشة شاه و دولت را از میان برداریم. چرا علمای تهران در مقابل این گرگهای درنده سکوت اختیار کردهاند؟ چرا در مقابل این لامذهبها که میخواهند دینمان را از دستمان بگیرند، سکوت کردهاید؟ چرا در مقابل شاه مملکت که میخواهد روحانیت را از میان بردارد، قیام نمیکنید؟ چرا در مقابل حکام سکوت میکنید؟ شما شنیدهاید که حضرت علی خانهنشین شده بود؛ اما دستور این بوده که 25 سال خانهنشین بشود و بالاخره پس از این مدت، پدر مخالفین را درآورده است. یعنی مردم دیدند. حق با حضرت علی است، آن وقت در مقابل بیدینها قیام کردهاند. حال ما چند سال صبر کردهایم. در زمان پدرش هر کاری کرد، هیچ کس حرفی نزد. گفتهاند ببینیم آخرالامر چه میشود. تا آن طور مُرد. حالا پسرش دارد لطمه به دین میزند. باید هر طوری است، حساب او را تصفیه کنیم. از امروز به بعد سکوت فایده ندارد. امروز دیگر روز سکوت نیست. امروز روزی است که باید در مقابل لامذهبها قیام کرد. اگر دلتان میخواهد مملکت اسلامی ما و دین و آیین ما از بین برود، به من بگویید».[7] آیتالله خمینی علاوه بر این از حامل نامهاش خواست که به آیتالله خوانساری بگوید: «من میخواهم اعلامیهای بنویسم، شما هم بایستی در این اعلامیه شریک باشید؛ یعنی باید آن را امضا کنید. زیرا اگر شما در این اعلامیه شرکت نکنید، مردم و به خصوص دولت تصور میکند علما همه با هم مخالف هستند و از این موضوع برای پیشرفت مقاصد خود سوء استفاده خواهند کرد. پس باید فکر اساسی بکنیم و همه با هم دست اتفاق بدهیم تا حساب این لامذهبها را برسیم. در غیر این صورت، دین و ایمان ما در خطر است و راهی را که شاه و دولت ضربة بزرگ و جبرانناپذیری را به دین اسلام خواهند زد. بنابراین باید با اتحاد و اتفاق جلوی این خطر بزرگ را گرفته و علیه آنها قیام کنید. ضمناً اگر هیچ یک از علما در این امر شرکت نمیکنند، به من بگویید تا من بدانم در مورد مقابلة با آنها چه بایستی بکنیم».[8]
آیتالله سید احمد خوانساری پس از دریافت نامة آیتالله خمینی، به طور شفاهی به حامل نامه پاسخ داد که: «از قول من به [آقای] خمینی بگویید ما در مقابل این وحشیها چه بگوییم. اگر با امضای من کارها درست میشود، بسیار خوب! شما اعلامیه را بنویسید تا من امضا کنم. صد تا امضا کنم. منظور ما این است که بایستی با ملایمت و خواهش پیش برویم. به [آقای] خمینی بگویید تاکنون این همه اعلامیه دادهاید، چکار کردهاید. جز اینکه مردم به جان آمدهاند. وحشتزده شدهاند. نه روز برایشان روز است، نه شب برایشان شب. فایدة دیگری هم داشته است؟ پس بایستی یک فکر اساسی کرد. والاّ من هر طوری بگویید، حرفی ندارم». در ادامه نامهای خطاب به آیتالله خمینی نوشت و به حامل نامه سپرد که آن را به ایشان برساند. نامة او دارای مضمون زیر است: «حضرت آیتالله خمینی! نامة شما واصل شده، بنده هم به سهم خودم از فرمایشات شما اطاعت خواهم کرد. هر طوری که شما صلاح دانستید، من حرفی ندارم. ولی موقع نوشتن اعلامیه مواظب باشید زننده نباشد که دولت بدتر بکند. با زبان ملایمت اعلامیه بنویسید. قدری صحبت کنید که این عمل شما خلاف قرآن است. صلاح مملکت در این است که این قانون جدید را اجرا نکنید که مردم همگی ناراحت هستند. صلاح شاه در این است که این قانونهایی را که مخالف قرآن است، عملی نکند. شاه بایستی علما را داشته باشد. مملکت بدون روحانیت نمیشود. اگر روحانیت نباشد، کومونیست در مملکت ما که شیعة اثنیعشری است، زیاد میشود. پس شاه و دولت تا میتوانند بایستی نظم را رعایت کنند. نگذارند مملکت ما به دست بیگانگان بیفتد که بر ما حکومت کنند. این روحانیون بوده و هستند که در مقابل کومونیستها سینه سپر میکردند و میکنند».[9]
± جلسة نهضت آزادی ایران در منزل آیتالله طالقانی
به گزارش مأمور ساواک در ساعت 17 جلسهای در منزل آیتالله سید محمود طالقانی (واقع در خیابان امیریة تهران، کوچة قلعه وزیر) با حضور شمسالدین امیرعلایی و صدر حاج سید جوادی (دادستان سابق) برگزار شد. در این جلسه سه نفر دیگر هم شرکت داشتند که برای گزارشگر ساواک ناشناخته بودند. مأمور ساواک که پیشتر به تشکیل چنین جلسهای پی برده بود، از پشت پنجره استراق سمع کرده، برخی از اظهارات و موضوعات مطرح شده توسط آنان را به ذهن سپرده است که طبق گزارش وی، پس از صحبتهای اولیه، امیرعلایی با عصبانیت شدید فریاد زد که: «باید کاری کنیم، حرفی بزنیم. باید مردم را به خیابانها بکشیم. بگذار هر کاری میخواهند بکنند. اگر عدهای هم کشته شدند، این آرزوی ماست. ما که نارنجک نداریم. آنها نارنجک دارند. بگذار بیندازند و ما را بکشند». در این هنگام حاج سید جوادی سعی کرد که امیرعلایی را آرام کند. بنابراین در پاسخ به گفتههای تند وی گفت: «آقاجان وضع خراب است. از هر کس که مجلس عزاداری دارد، تعهد گرفتهاند که مجالس عزاداری خود را بدون سروصدا اداره نمایند. در این صورت ما وجهة خود را از دست خواهیم داد». لیکن امیرعلایی اصرار داشت و باز با صدای بلند ادامه داد که: «بگذارید کوچکترین اتفاقی بیفتد و ببینید تمام مردم با ما هماهنگی خواهند کرد یا نه؟» گفتوگوی آنان تا ساعت 20 طول کشید. آنگاه با یک اتومبیل فولکس واگن کرم رنگ، منزل آیتالله طالقانی را ترک کردند.[10]
± سخنرانی حجتالاسلام فلسفی
در چهارمین شب ماه محرم، مجلس سوگواری در ساعت 8:30 در مسجد آذربایجانیهای مقیم تهران برپا شد که در حدود پنج هزار تن از دستهجات مردم تهران، اعم از دانشجو، دانشآموز، بازاری، افراد جبهة ملی و وابستگان آن و طلاب علوم دینی حضور داشتند. طبق روال چند شب گذشته، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی بالای منبر رفت و در تداوم مباحث شبهای پیشین، در مورد قانونگذاری انبیاء و فرق آن با نوع قانونگذاری نوع بشر سخن راند. او ابتدا سه اصل کلی را مطرح ساخت و آنها را دلیل استحکام قانون انبیاء ذکر کرد: «1ـ انبیاء در موقع قانونگذاری همیشه انگشت روی اصل موضوع میگذاشتند. ولی قانونگذار بشر پس از نتیجهگیری و توجه به شکست، انگشت روی موضوع میگذارد. 2ـ چون این قوانین با وحی پروردگار به انبیاء نازل شده، تا ابد بدون نقص و محکم خواهد بود و بشر نمیتواند به دلیل گذشت زمان، تغییر قوانین بدهد مگر ساختة او باشد و محکوم به غلط بودن آن باشد. 3ـ برتری قانون الهی بر قوانین ساخته شدة جهانی، حاکی از دفاع از طبقة زحمتکش کارگر و بالاخره مخالف اشراف است».
سخنران مسجد آذربایجانیها در ادامه، هر کدام از موارد بیان شده را تشریح کرد و مثال آورد که قانونگذاران بشری به این نتیجه رسیدهاند که سرمایه و در گردش نبودن پول، وضع اقتصادی جامعه را متزلزل مینماید. اما در قانونگذاری انبیاء تصریح شده است که احتکار پول و بهرهگرفتن از آن، فقر عمومی و بالاخره شکست بازار را به وجود میآورد. حجتالاسلام فلسفی در این باره، تقسیم ارث، خمس و زکات را پیش کشید و تأکید کرد که این موارد برای حمایت از ضعفاست. آنگاه با هیجان و بدون اشاره به کشور یا دولت خاصی گفت: «وای به حال ملت و مملکتی که میخواهد وضع خود را با قوانینی بسازد که به وسیلة بشر وضع شدهاند. [قوانینی که] پس از مدتی غلط از آب درآمدهاند». فلسفی در بخش پایانی سخنانش ضمن تأکید بر اینکه زمامدار در اسلام باید مشابه مردم باشد و فرقی میان او و دیگران وجود نداشته باشد، ظلم و ستم در جوامع اسلامی را مورد توجه قرار داد و افزود که برخلاف منع اسلام، این وضعیت همچنان ادامه دارد: «زمامداران مردم را میزنند و میکشند، آزار میدهند. به اصطلاح وضع مردم را تثبیت مینمایند و بعد نام آن را دفاع از کارگر پابرهنه میگذارند و به حساب میآورند». پایانبخش سخنان او که در ساعت 9:30 شب خاتمه یافت، مثالهای کنایهآمیزی بود که از دوران خلفا میآورد و بدان وسیله به دولت کنونی ایران حمله میبرد.[11]
± سخنرانی حجتالاسلام انزابی
در ساعت 6:30 بعدازظهر امروز هم، حجتالاسلام شیخ محمدحسین انزابی در مسجد حاجی یوسف تبریز بالای منبر رفت و دربارة قیام امام حسین(ع) و اهداف آن حضرت در جریان قیام عاشورا سخن راند. او در این باره تشریح کرد که امام حسین(ع) تمام اولاد و یاران خود را در کربلا از دست داد تا دین اسلام پایدار بماند. انزابی خطاب به جمعیت حاضر در مسجد گفت که: «مسلمانی فقط این نیست که به مسجد بیایید و به موعظه گوش کنید و بگریید و بعد به دنبال کار خود بروید». او در ادامة سخنانش تذکر داد که به عمر انسانها اعتباری نیست. انسان نمیداند تا چه زمانی زنده است. بنابراین مسلمان باید جان خود را به دین خود فدا کند و از دینش دفاع نماید.[12]
± مجالس روضهخوانی در گیلان
ساواک رشت گزارش داد که در 24 ساعت گذشته، مجالس روضهخوانی در سرتاسر استان گیلان به طور رضایتبخشی برگزار شده است.[13]
± طرح ساواک برای کنترل بیشتر کشور
پیرو گزارشی که در 30 اردیبهشت سال جاری به تمام رؤسای ساواک کشور ابلاغ شده بود، ادارة بررسیهای ساواک مرکزی برنامههای زیر را برای کنترل بیشتر اوضاع کشور در ایام محرم در نظر گرفته است. این برنامهها امروز به مقامات ساواک به ترتیب سلسله مراتب اعلام شد که به شرح زیر است: «1ـ طرحهای اداره کل سوم مربوط به تمام کشور است و چون اداره کل سوم مسئول حفظ امنیت داخلی تمام کشور میباشد، تهیة چنین طرحی از وظایف این اداره کل میباشد. 2ـ بعد از اینکه طرح کلی ابلاغ شد، ساواکها معمولاً بایستی بنابر موقعیت محل و سیاست روز، طرح اجرایی خود را در چارچوب طرح کلی تنظیم نمایند. 3ـ چون استان تهران از کلیة جهات حساسیت دارد و مسئولیت کلی امنیت این استان نیز مانند تمام استانها به عهدة اداره کل سوم است، علیهذا برای جلوگیری از هر گونه اشتباه و لوث مسئولیت، از ساواک تهران نیز دعوت شد که نظریة خود را در کمیسیون مربوطه مطرح سازد. ولی با اینکه یک روز هم کمیسیون به انتظار نمایندة ساواک تهران کار خود را عقب انداخت، از طرف ساواک مزبور نماینده معرفی نشده، ناگزیر چون ایام محرم نزدیک بود و وقت میگذشت، طرح مزبور بدون حضور نمایندة ساواک تهران تنظیم گردید. 4ـ پیشنهاد اداره کل سوم برای تشکیل کمیسیون و تبادل نظر، به منظور آن است که در تنظیم طرحهای اجرایی، اشتباهاتی نظیر عملیات مسجد فیضیة قم (که افکار عمومی مسلمانان جهان مخصوصاً شیعیان عراق را نسبت به کارگردانان کشور دگرگون ساخت) رخ ندهد. اگر طرح اجرایی مزبور قبلاً از طرف اداره کل سوم بررسی شده بود، از اجرای آن جلوگیری [میشد] و این همه مستمسک به دست مخالفین نمیافتاد. کما اینکه از اجرای طرحی نظیر طرح مزبور که برای یکی از استانها تهیه شده بود، جلوگیری گردید وگرنه وضع استان مزبور بدتر از قم میشد. 5ـ با عرض مراتب بالا، اینک که ساواک تهران طرح اجرایی خود را بدون نظر اداره کل سوم تهیه نموده و مستقلاً به موقع اجرا خواهد گذاشت، اداره کل سوم طبعاً نسبت به حفظ امنیت حوزة استان تهران در ایام عزاداری مسئولیتی نخواهد داشت».[14]
± حذف عکس آیتالله خمینی به دستور ساواک
گزارش میرسد که مأموران و عوامل ساواک تهران مأموریت یافتند که روی عکس آیتالله خمینی که در هر مغازه و محلی میبینند، تمثال حضرت امیرالمؤمنین امام علی(ع) را بچسبانند.[15]
± توصیه آیتالله خمینی به وعاظ
طبق گزارش مأمور ساواک شایع شده است که از طرف آیتلله خمینی به کلیة وعاظ طراز اول مملکت گفته شده است در مقابل نظریات دولت، هیچ گونه تعهدی نسپارند و وظیفة دینی و مذهبی خود را در مواقع وعظ انجام دهند.[16]
± اعلامیة رفع اختلافات افغانستان و پاکستان
عصر امروز مذاکرات سیاسی هیئت نمایندگی دولتهای افغانستان و پاکستان که به دعوت و پیشگامی محمدرضا پهلوی از چند روز پیش، به منظور برقراری مجدد روابط آن دو در تهران آغاز شده بود، پایان یافت. در جلسة امروز که در ساعت 5:30 بعدازظهر در هتل هیلتون تشکیل گردید،[17] اعلامیة پایانی هم از طرف بوتو (وزیر امور خارجة پاکستان) و رشتیا (وزیر اطلاعات افغانستان)، به عنوان رؤسای هیئتهای نمایندگی پاکستان و افغانستان، و عباس آرام (وزیر امور خارجة ایران) که به عنوان میانجی در این مذاکرات حضور داشت، به امضا رسید و بین طرفین ردوبدل شد. پیش از امضای این اعلامیه که با نام «اعلامیة تهران» شهرت دارد، آرام در سخنانی از دیدار کوتاهش با محمدرضا شاه خبر داد که قبل از حضور در جلسة امروز، انجام شده بود. او اظهار داشت که شاه نسبت به ارتقا و حفظ مناسبات دوستانه بین همسایگان خود عمیقاً علاقه و توجه نشان داده، آن را گامی قطعی به جلو میداند. وزیر امور خارجة ایران در ادامه ابراز اطمینان کرد که همین روحیة همکاری در مناسبات آیندة دو کشور حفظ خواهد شد. پس از وی، بوتو و رشتیا نیز در سخنرانیهای کوتاهی، از اقدامات و تلاشهای محمدرضا پهلوی و دولت ایران در رفع اختلافات بین دو کشور افغانستان و پاکستان سپاسگزاری و مراتب قدردانی خود را ابراز کردند.[18] گفتنی است که متن اعلامیة یاد شده، بعدازظهر فردا همزمان در تهران، کابل و راولپندی منتشر خواهد شد.[19]
± پیام شاه به مناسبت تجدید روابط افغانستان و پاکستان
پس از اتمام مذاکرات نمایندگان سیاسی افغانستان و پاکستان و امضای اعلامیة مربوط به آن، پیامی از سوی محمدرضا پهلوی به شرح زیر صادر گردید: «با کمال مسرت اعلام میشود که در اثر مساعی مداوم من برای استقرار مجدد روابط بین افغانستان و پاکستان، نمایندگان طرفین که برای مذاکرات و اخذ تصمیم به تهران دعوت شدند، در خاتمة مذکرات موافقت خودشان را اعلام داشتهاند که روابط سیاسی و کنسولی و بازرگانی فیمابین را مجدداً برقرار سازند. برای من به عنوان دوست و خیرخواه هر دو کشور همسایة دوست، مایة کمال خوشوقتی است که دولتین افغانستان و پاکستان به اخذ این تصمیم نایل گردیدند. امیدوارم همین روح همکاری و صمیمیت و تشریک مساعی که در مذاکرات تهران مشهود گردید، در روابط دوستانة آیندة دو کشور همسایه حکمفرما باشد و روز به روز تحکیم یابد. کاخ مرمر. محمدرضا پهلوی. 7 خرداد 1342».[20]
± دوازدهمین دورة اجلاسیة کمیتة علمی سنتو
اعضای شورای علمی سنتو امروز در تالار وزارت امور خارجة ایران تشکیل جلسه دادند. پرویز ناتلخانلری (وزیر فرهنگ ایران) در نخستین جلسه از دوازدهمین دورة اجلاسیة شورای علمی سنتو، در سخنانی ابراز امیدواری کرد که این شورا بتواند طرحهای مفیدی را برای همکاری میان علما و دانشمندان کشورهای عضو سنتو تهیه نماید. او با اظهار این واقعیت که در ایران و دیگر کشورهای عضو سنتو احتیاجی مبرم به مطالعات علمی محسوس است، گفت: «این کنفرانس باید مباحثی را مطرح کند که از هر حیث باعث تشویق دانشمندان در راه توسعة علوم میان کشورهای عضو پیمان سنتو گردد». اعضای این شورا عبارتند از: دکتر علیاصغر آزاد، دکتر غلامرضا بازرگان، دکتر حسین کشیافشار، عباس اولیا، حسین معنوی به نمایندگی از ایران و از پاکستان دکتر عثمانی، از ترکیه دکتر دامانیک، از انگلستان سر ویلیام اسلاتر و از آمریکا جان تینکراز.[21]
± تسلیم پنج نفر از عشایر سرشناس بویراحمدی
بهرام آریانا (فرمانده نیروهای عملیاتی جنوب) در گزارشی به شاه، مراحل مختلف عملیات نیروهای جنوب را تشریح کرد. او در این گزارش مرحلة یکم عملیات هوایی را پیش کشید که قسمتی از عملیات نظامی بوده است. آریانا ضمن آنکه این عملیات را موفقیتآمیز خواند، نتایج به دست آمده از آن را هم در چند بند زیر شرح داد: «1ـ تلف شدن نزدیک به پنجاه تن از افراد متمرد و شرور. 2ـ تعدادی از احشام آنها نیز نابود شده است. 3ـ متزلزل شدن روحیة متمردین که به صورت دستههای کوچک در سرتاسر منطقه، متواری و مخفی شدهاند. 4ـ خورشید برومند، شمشیر برومند، خدابخش مظفری، بهرام ماندنی و اسماعیل مظفری، از سران عشایر بویراحمدی، صبح امروز، هنگامی که وی در یاسوج مشغول بازدید از واحدهای تحت فرمانش بود، با عدهای از اطرافیانشان خود را تسلیم قوای دولتی کردهاند».[22]
± اعتراض ایران به فروش اسلحة انگلستان به عراق
روزنامة مرد مبارز با اشاره به توجه محافل سیاسی ایران به موضوع فروش مقدار نامعلومی اسلحه از سوی دولت انگلستان به دولت عراق، نوشت که ایران عضو پیمان سنتو و چون با عراق هممرز است، نمیتواند به آنچه در آن کشور میگذرد، بیتفاوت و غافل باشد. این روزنامه در ادامه افزود که گفته میشود ممکن است دولت ایران به فروش اسلحة انگلستان به عراق از طریق دیپلماسی و به وسیلة سفارت کبرای خود در آن کشور اعتراض کند و خواستار تجدید نظر در این باره باشد.[23]
± تقسیم املاک فرزند محمدعلی شاه و احمدشاه قاجار
مجلة خواندنیها در شمارة این هفتة خود نوشت که املاک فرزند محمدعلی شاه و احمدشاه قاجار در مرحلة دوم اصلاحات ارضی تقسیم خواهد شد.[24]
± واگذاری زمینهای مالکین بزرگ مقیم خارج از کشور
طبق آماری که از سفارتخانههای ایران در کشورهای خارجی به تهران رسیده است، تاکنون ده تن از ملاکین مقیم اروپا، آمریکا و عراق حاضر شدهاند از سفارتخانههای ایران در آن کشورها اظهارنامه دریافت کنند و با تکمیل آنها موافقت خود را مبنی بر واگذاری املاکشان به دولت ایران اعلام نمایند. هرچند در این میان، اسامی فرزندان مظفرالدین شاه قاجار دیده نمیشود.[25]
± دیدار نخستوزیر از خاش
اسدالله علم (نخستوزیر) در ادامة سفر به جنوب، صبح امروز به همراه ریاحی (وزیر کشاورزی)، اصفیا (مدیرعامل سازمان برنامه) و قوامی (استاندار سیستانوبلوچستان) به خاش رفت و پس از دیدار با رؤسای ادارهها از باغ نمونة کشاورزی، پرورشگاه شیر و خورشید سرخ در سالن شهرداری دیدن کرد. در این دیدار، یکی از اعضای انجمن شهر خاش از نخستوزیر خواست که با افتتاح کلاس چهارم متوسطه و دبیرستان دخترانه در آن شهر موافقت نماید.[26] دیدار از ایرانشهر و مردمانش، از دیگر برنامههای سفر نخستوزیر و هیئت همراه به جنوب بود.[27]
±گفتوگوی وزیر اقتصاد ایران با سفیر انگلستان
یک ساعت مانده به ظهر امروز، دنیس رایت (سفیر کبیر انگلستان در ایران) به وزارت اقتصاد ملی رفت و با عالیخانی (وزیر اقتصاد ملی) دیدار کرد. رایت را در این دیدار، وابستة اقتصادی و بازرگانی سفارت انگلیس در تهران همراهی میکرد. عالیخانی و رایت دقایقی دربارة روابط بین دو کشور ایران و انگلیس، بویژه در امور بازرگانی اقتصادی، به گفتوگو پرداختند.[28]
± تأسیس مرکز حفاظت و بهداشت کار در ایران توسط انگلستان
وزارت کار اعلام کرد که دولت انگلستان پس از انجام بررسیهای لازم موافقت کرده است که در ایران، مرکزی را برای حفاظت و بهداشت کار تأسیس کند و تجهیزات مورد نیاز را هم در اختیار آن مرکز بگذارد. طبق اعلام این وزارتخانه، در مرکز یاد شده، شیوههای پیشگیری از بروز حوادث کار به کارگران و کارفرمایان آموزش داده خواهد شد. گفته میشود که به همین منظور ملاقاتی بین خسروانی (وزیر کار) و وابستة سفارت انگلستان در تهران صورت پذیرفته، اعلام شده است که انگلستان آمادگی دارد گروهی از کارگران ایرانی را با هزینة خود به انگلیس اعزام کند و آنها را با شیوههای کار و اتحادیههای کارگری بریتانیا آشنا سازد.[29]
± سدسازی روسها بر روی رودخانههای مرزی با ایران
نیکولای پکوف (سفیر کبیر شوروی در ایران) گفته است که آغاز عملیات سدسازی بر روی رودهای ارس و اترک، همزمان با ورود برژنف (صدر هیئت رئیسة اتحاد شوروی) به ایران انجام خواهد شد. به گفتة او قرار است برژنف روز 16 نوامبر/ 15 آبان سال جاری وارد ایران شود. پکوف در ادامة گفتههایش یادآور شد که هزینة ساختمان این سدها بین دولتهای ایران و شوروی تقسیم خواهد شد. او دربارة ویژگیهای سدهای ارس و اترک گفت که نیروی برقی حاصله از تأسیسات هیدروالکتریک سدها، معادل 25 درصد مجموع نیروی برق کنونی ایران است که از اینرو، ساخت آن سدها از اهمیت بالایی برخوردار است.[30]
± اجرای قانون سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها
وزارت کار پانزده هیئت اجرایی خود را به پانزده شهرستان اعزام کرد تا قانون سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها را به مرحلة اجرا گذارند. اصفهان، رضائیه، رشت، تبریز، شاهی، مشهد، قم، کاشان، یزد، زنجان، قزوین، سمنان، بابل، لاهیجان و ساری جزو این شهرستانها هستند که هیئتهای اعزامی وزارت کار، در نظر دارند برای امضای قراردادهایی مطابق قانون سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها، میان صاحبان صنایع و نمایندگان کارگران، در آن نواحی به فعالیت بپردازند.[31]
± جلسة مشترک شورای عالی نفت و مجمع عمومی شرکت ملی نفت
در جلسة مشترک شورای عالی نفت و مجمع عمومی شرکت ملی نفت که در دو نوبت صبح و عصر در ساختمان مرکزی این شرکت برپا شد، بهنیا (وزیر دارایی)، عالیخانی (وزیر اقتصاد ملی)، خسروانی (وزیر کار)، صاحبان سهام دولت، انتظام (مدیرعامل و رئیس هیئت مدیرة شرکت ملی نفت ایران) و کلیة مدیران و بازرسان قانونی شرکت ملی نفت حضور داشتند. در این جلسات، بررسی نهایی بودجة کل شرکت ملی نفت به عمل آمد و ترازنامة سال گذشته هم مطرح گردید. جلسات مشترک شورا و مجمع عمومی شرکت یاد شده تا تصویب ترازنامه مرتباً ادامه خواهد یافت.[32]
پینوشتها:
[1]. روزنامه کیهان، شماره 5955، 7 خرداد 1342، ص 1 و 11.
[2]. روزنامه خراسان، شماره 4022، 8 خرداد 1342، ص 1 و 3.
[3]. سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص326؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص318.
[4]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص 324.
[5]. سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص326.
[6]. همان، ص 384 و 385.
[7]. صحیفه امام، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1378، ص 238 و 239.
[8]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص319.
[9]. همان، ص 320 و 321، صحیفه امام، ج1، حاشیه، همان، ص239.
[10]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص385.
[11]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج9: حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 195 تا 197.
[12]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص323.
[13]. سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص382.
[14]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص 325 و 326.
[15]. همان، ص466.
[16]. سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص385.
[17]. روزنامه اطلاعات، شماره 11104، 8 خرداد 1342، ص 1 و 4.
[18]. روزنامه کیهان، شماره 5956، 8 خرداد 1342، ص 1 و 11؛ روزنامه پست تهران، شماره 2907، 8 خرداد 1342، ص 1 و 8.
[19]. روزنامه مهر ایران، شماره 1838، 8 خرداد 1342، ص1.
[20]. روزنامه کیهان، شماره 5956، 8 خرداد 1342، ص1؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1838، 8 خرداد 1342، ص1؛ گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی، ج2، (تهران)، نشریه کتابخانه پهلوی، بیتا، ص 1649 و 1650.
[21]. روزنامه کیهان، شماره 5955، 7 خرداد 1342، ص12؛ روزنامه پست تهران، شماره 2906، 7 خرداد 1342، ص8.
[22]. آریانا، بهرام، تاریخچه عملیات نظامی جنوب، تهران، چاپخانه ارتش، 1342، ص 227 تا 230. روزنامه کیهان، شماره 5956، 8 خرداد 1342، ص 1 و 11.
[23]. روزنامه مرد مبارز، شماره 742، 7 خرداد 1342، ص1.
[24]. مجله خواندنیها، شماره 72، 7 خرداد 1342، ص 7 و 8.
[25]. همان، ص7.
[26]. روزنامه کیهان، شماره 5956، 8 خرداد 1342، ص12؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1838، 8 خرداد 1342، ص 1 و 6.
[27]. همان، ص 1 و 11.
[28]. روزنامه پست تهران، شماره 2906، 7 خرداد 1342، ص8؛ روزنامه بورس، شماره 440، 8 خرداد 1342، ص1؛ روزنامه مهر ایران، شماره 1839، 9 خرداد1342، ص8.
[29]. روزنامه مهر ایران، شماره 1838، 8 خرداد 1342، ص8.
[30]. روزنامه اطلاعات، شماره 11104، 8 خرداد 1342، ص1 و 14؛ روزنامه کیهان، شماره 5956، 8 خرداد 1342، ص12.
[31]. روزنامه کیهان، شماره 5955، 7 خرداد 1342، ص12؛ روزنامه پست تهران، شماره 2906، 7 خرداد 1342، ص5.
[32]. روزنامه پست تهران، شماره 2906، 7 خرداد 1342، ص8.
