سهشنبه 7 اردیبهشت 1344، 24 ذیالحجه 1384، 27 آوریل 1965
7 بازدید
جلسه علنی مجلس شورای ملى
جلسه 174 دوره 21 مجلس شورای ملی ساعت 9 صبح به ریاست عبدالله ریاضی آغاز و ساعت 10:35 به پایان رسید.[1]
خاطراتی از محاکمه اعضاء مؤتلفه اسلامی به اتهام ترور حسنعلی منصور
در خاطرات هاشم امانی از عوامل ترور حسنعلی منصور درباره بازجویی و محاکمهشان آمده است:
«پرونده ما به دادرسی ارتش (آن وقتی بازپرس از طرف ارتش میآمد) رفته بود و بار دیگر در این جا بازجویی از سرگرفته شد گویا از اول بهمن [امانی در 9 بهمن 1343 دستگیر شد] تا 12، 13، 15 یا 17 اردیبهشت سال بعد بود که ما را برای دادگاه و برای پروندهخوانی بردند. در آنجا بود که توانستیم همدیگر را ببینیم.
بعضی وقتها بازجوها میآمدند با ما صحبتهای متفرقه و دوستانه میکردند تا از لابهلای حرفهای ما، متوجه برخی مطالب شوند. مثلاً متوجه شوند که ما وابسته به کجا هستیم و چه کسانی ما را کمک کردهاند چون احتمال نمیدادند که یک چنین کاری (یعنی ترور) از جانب یک گروه مذهبی، بیرون وابسته به جایی و تنها از ناحیه خودشان صورت گرفته باشد. اشخاص را گرفته بودند. همه اشخاص شناختهای بودند. مثلاً برادرم حاج آقا صادق [امانی] را تمامی بازار میشناختند، بخصوص با سابقه پدرمان که امانتفروشی داشت و مرد بسیار درستکردار و قَدَر بود. آقای عراقی و آقای عسگراولادی هم از اشخاص معروف و متدین در بازار بودند.
مأموران از کار ما متعجب بودند و میگفتند وقتی امام را بازداشت کردیم جامعه آنقدر یکه نخورد که شما این کار را کردید. بسیاری از افراد متدین در خارج از گروه، ما را پشتیبانی میکردند. گر چه برایشان سخت بود که از چنین مسئلهای دفاع کنند، ولی میگفتند که ببینید فشارها و بیعدالتیهای دولت، مخصوصاً نسبت به مذهب و روحانیون چقدر زیاد است که این گروه دست به اسلحه بردهاند. به خصوص از کار حاج آقا صادق متعجب بودند، چون یک قیافه مقدسمانندی داشت؛ قبا تنش میکرد و اصلاً کت و شلوار نمیپوشید؛ محاسن داشت و همیشه یکی از کتابهای دینیاش هم زیر بغلش بود.[2] هر چه سعی کردند [بازجویان نظامی رژیم] کار ما را به جایی، به سفارتخانهای، به گروهی مشخص یا حتی به امام منتسب کنند و بگویند که فرمان ایشان بوده، نتوانستند. مثل جریان مرحوم طیب که از او خواسته بودند که اقرار کند که از ناحیه امام دستور میگیرد، اما بعد دیدند که ما آدمهای ماجراجویی نبودیم و تمامی آن کارها از ناحیه خودمان بوده است. اینها انتظار داشتند که ما نیز مانند متهمان دیگر که تقصیر را به گردن یکدیگر میاندازند چنین کنیم. مثلاً آقای بخارایی بگوید که تقصیر فلان کس بوده، اما اصلاً چنین چیزی در دادگاه پیش نیامد. حتی هر کس سعی میکرد بار دوستش را هم خود بر دوش بکشد. مثلاً از آقای بخارایی پرسیده اسلحه را برای چه منظوری از حاج آقا صادق گرفتید، پاسخ داد برای اینکه منصور را بکشیم، چون برایم یک تکلیف و وظیفهای بود. از متهم دیگر پرسیدند پاسخ داد: اگر امکان داشت من منصور را میکشتم. رئیس دادگاه بارها بخارایی را برد و ساعتها با او صحبت کرد که شما را آزاد میکنیم و وعده و وعیدهای دیگر تا بتواند از او اقرار بگیرد که از طرف جایی این کار را کردند تا مجبور نباشند در پرونده علت را تکلیف و وظیفه آنها قلمداد کنند. ما وقتی در دادگاه برای اولین بار همدیگر را دیدیم با اشتیاق با هم روبوسی میکردیم. مأموری که برادرها را دستبند میزد، اصلاً از ما ترس نداشت که بخواهد ما را اسکورت کند یا فکر کنند که ممکن است عدهای مسلحانه بریزند و ما را آزاد کنند. این مأمور با احترام زیادی با ما رفتار میکرد و میگفت این تنها دادگاهی است که تحت تأثیر آن قرار گرفته و گریه میکرد و میگفت شما واقعاً مرد هستید و در برابر کاری که کردید شجاعانه ایستادهاید و مقاومت میکنید ... رئیس دادستانمان هم بعد از اینکه در دادگاه اولی او نامهای علیه ما خوانده بود و دستکشهای خونین منصور و عکس پسرش را آورده بود که ما آن بچه را یتیم کردهایم، در موقع تنفس دادگاه دوم آمده بود و از ما عذرخواهی میکرد و میگفت من این حرفها را بر اساس وظیفه و تکلیفم گفتم. بازجوی من آقای خطایی بود. او در روز آخر بازجوییام که میخواستند ما را از اطلاعات شهربانی بیاورند، آمد با من روبوسی کرد و از من عذر خواست و گفت هاشم من را ببخش، من فقط یک مأمور هستم. فضای دادگاه فضای خوبی بود. شاید میترسیدند که اگر بدرفتاری کنند عکسالعملش در میان مردم شدید باشد. وکلای ما وکلای تسخیری بودند. یکی از وکلای متهمین آمد از آقای بخارایی دفاع بکند گوشهای زد که ایشان جوان است، فوراً آقای بخارایی به وکیلش اعتراض کرد که این طور نیست و شما از من دفاع بکنید».[3]
گزارش دادرسی ارتش از متهمان تبرئه شده در ترور حسنعلی منصور
«غیرنظامیان
1- سیداسداله فرزند سیدعلی شهرت لاجوردی 2- علیاکبر فرزند محمدباقر شهرت بادامجاه 3- محمدهادی فرزند احمد شهرت امانی همدانی 4- سعید فرزند احمد شهرت امانی همدانی 5- مهدی فرزند حبیباله شهرت زارع حسینی 6- علی اعظم فرزند محمدابراهیم شهرت حاجی بابا 7- حسین فرزند عباسعلی شهرت دانشپور مقدم 8- اکبر فرزند محمدعلی شهرت فرهادیار 9- عزیزاله فرزند حسین شهرت دواتگر 10- علیاصغر فرزند علی اعظم شهرت حاجیبابا 11- کاظم فرزند محمدرضا شهرت سعدیه 12- علیاصغر فرزند علیاکبر شهرت صفار هرندی 13- رضا فرزند تقی شهرت صالحی 14- عباس فرزند حبیباله شهرت زارعی حسینی
متهمین به توطئه به منظور به هم زدن اساس حکومت،
دادستان ارتش در تاریخ 25/1/44 با قرار شماره 256- 38/7/11091 - 22/1/44 بازپرس شعبه (7) دادستانی ارتش مبنی بر منع پیگرد متهمین نامبردگان بالا به علت فقد دلیل کافی موافقت نموده است که بدینوسیله قطعیت آن اعلام میگردد.
رئیس اداره دادرسی ارتش - سپهبد خسروانی
گیرندگان:
1- ریاست شهربانی کل کشور (اداره اطلاعات)
2- ریاست اداره زندان در مورد ترخیص نامبردگان چنانچه به اتهام دیگری بازداشت نمیباشند.
3- دایره آمار و بازرسی و بررسی قوانین.
اصل در پرونده ترور نخستوزیر بایگانی میباشد.
رادفر 7/2/44 کلاسه»[4]
ملاقات رئیس دفتر شاه با آیتالله العظمى گلپایگانى
به نقل از نشریه بعثت: قبل از محرم حضرت آیتالله العظمى جناب آقاى گلپایگانى آقاى هیراد [رئیس دفتر شاه] را احضار فرموده و سفارشات که لازم دانست به امور جارى، مخصوصاً راجع به مراجعت حضرت آیتالله العظمى آقاى خمینى و آزادى زندانیان به ویژه 13 نفر نمودند و دستگاه را از عواقب خطرناک اعمالى که انجام مىدهد برحذر داشتند. هیراد با آقاى شریعتمدارى هم تماس گرفت و ایشان نیز پیامهاى مبنى بر اوضاع جارى براى دولت فرستادند.[5]
نگرانی آیتالله العظمی حکیم از صدور حکم اعدام برخی متهمان ترور حسنعلى منصور
به نقل از نشریه بعثت: تلگرافى که ترجمه آن ذیلاً از نظر خوانندگان محترم مىگذرد چندى قبل از طرف حضرت آیتالله العظمى آقاى حکیم مدظله، مربوط به 13 نفرى که به اتهام قتل منصور اکنون در دادگاه تجدیدنظر محاکمه مىشوند مخابره گردیده است: «حضرت آیهالله آشتیانى – تهران، خبر صدور ادعانامه دادستانى مبنى بر حکم اعدام آقاى شیخ محىالدین انوارى و بقیه متهمین از علما و کسبه به ما رسید و شدیداً ما را متأثر کرد. انتظار داریم که هر چه زودتر به مسئولین امر مراجعه کرده و ناراحتى و اخطار شدید ما را به ایشان ابلاغ نموده و از طرف ما آنان را از عاقبت وخیم و سرانجام ناگوار این کار برحذر دارید». محسن الطباطبائى الحکیم.[6]
بیاعتنایی آیتالله شریعتمدارى به اعدام عوامل ترور منصور
به نقل از حجتالاسلام محمدجواد حجتی کرمانی: در بحبوحه دادگاه هیئت مؤتلفه و عدم حمایت جدی ایشان [آیتالله سیدمحمدکاظم شریعتمداری] از شهدای این هیئت، نامه تندی برای آقای شریعتمداری نوشتم و از آقای دعایی خواستم آن را به ایشان برساند. در واقع پیشنهاد من این بود که ایشان همان شب به عنوان اعتراض به تهران بیایند و فکر میکردم عمل من نوعی اتمام حجت است برای کسانی که به نوعی باعث ریخته شدن خون شهیدان مؤتلفه شدند. فردای آن روز به منزل آقای شریعتمداری رفتم و ایشان از من گله کرد و گفت: چرا با من این برخورد تند را کردهاید؟ پاسخ دادم: آقا ما ناراحتیم و نمیتوانیم ببینیم که مسلمانان را میکشند و شما ساکت هستید.[7]
طرح تسریع صنعتی شدن کشور
به منظور تسریع در صنعتی شدن کشور، به تصویب هیئت وزیران ورود بیش از دویست نوع کارخانه و ماشینآلات تولید به کشور بدون کسب اجازه از وزارت اقتصاد آزاد شد.[8]
کنفرانس هماهنگى برای ماشینى کردن کشاورزی
با پیام شاه کنفرانس هماهنگی برای ماشینی کردن کشاورزی و رفع مشکلات آن در وزارت کشاورزی گشایش یافت.[9]
آغاز محاکمه متهمان ترور منصور
محاکمه ۱۳ نفر متهمان به قتل حسنعلی منصور در دادگاه نظامی آغاز شد. این عده عبارتند از: محمد بخارایی، مرتضی نیکنژاد، رضا صفار هرندی، صادق امانی همدانی، هاشم امانی همدانی، امید عراقی، حمیده ایپکچی، محیالدین انواری، ابوالفضل حیدری، محمدتقی کلافچی، حبیبالله عسگراولادی، احمد شاهبداغلو و عباس مدرسیفر.
دادستان ارتش برای هر 13 نفر تقاضای اعدام کرد.[10]
حساسیت ساواک درباره اعلامیههای آیتالله خمینی
به گزارش ساواک: محترماً به عرض میرساند طلبهای به نام حجازی اهل رشت که مدت چند سال بود در رشت مشغول به تحصیل بود و اغلب در مجالس روضهخوانی بالای منبر میرفت، به عنوان مخالف دستگاه صحبت میکرد و خیلی مورد توجه آقایان ضیابری - بحرالعلوم – احسانبخش بود، مدت یک سال است با خرج آقای ضیابری برای ادامه تحصیل به قم رفته، روز یکشنبه 5/2/44 وارد رشت و از آقایان ضیابری و بحرالعلوم دیدن نمود. روز دوشنبه 6/2/44 از طرف روحانیون در بازار شایع شد که آقای خمینی از ترکیه وارد تهران شد و فعلاً در تهران تحت نظر سازمان امنیت است و در اثر فشار سازمان امنیت اعلامیهای انتشار نموده و مردم را به آرامش دعوت نموده است. موضوع انتشار اعلامیه در تهران [و] دعوت خمینی از مردم به آرامش، مورد تأیید اغلب بازاریها میباشد و به نظر اینجانب این شایع [شایعه] را حجازی که اخیراً از قم آمده انتشار داده است.
علی مژدهی 7/2/44
روی سابقه این شخص که سال گذشته به وجود آمده بود ارائه نمائید».[11]
دیدار نماینده و سفیر ایتالیا با شاه
انریکو چرولی نماینده مخصوص دولت ایتالیا به اتفاق پینا کابونی سفیر ایتالیا در ایران در کاخ مرمر با شاه دیدار کردند.[12]
آغاز طرح انتقال نفت و گاز به آغاجاری
اجرای طرح عمرانی و صنعتی انتقال گاز و نفت منطقه آغاجاری آغاز شد.[13]
پانوشتها:
[1]. مجله مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، 7/2/1344، ش 174، ص 1.
[2]. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، مصاحبه با هاشم امانى، نوار ش 6.
[3]. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، همان.
[4]. مقدم، کاظم، خشونت قانونی، تهران، محدث، 1380، ص 381.
[5]. هاشمی رفسنجانی و دیگران، بعثت (ارگان مخفی دانشجویان حوزه علمیه قم در سالهای 1342 ـ 1344)، تهران، سروش، 1376، ص 203.
[6]. همان ص 202.
[7]. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، خاطرات محمدجواد حجتى کرمانى، نوار ش 6.
[8]. کتابخانه ملی پهلوی، گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهران، نشریه کتابخانه ملی پهلوی، 1355، ص 1842.
[9]. همان.
[10]. عاقلى، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامى، ج 2، تهران، گفتار، 1370، ص 186.
[11]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک (استان گیلان)، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1390، ص 105.
[12]. کتابخانه ملی پهلوی، گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهران، نشریه کتابخانه ملی پهلوی، 1355، ص 1842.
[13]. همان.
