دوشنبه 4 آبان 1343 / 20 جمادیالثانی 1384 / 26 اکتبر 1964
6 بازدید
مخالفت آیتالله خمینی با کاپیتولاسیون
آیتالله خمینی در سالروز ولادت حضرت فاطمهزهرا (س) و به فاصلهای کمتر از دو هفته از تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی امریکا در ایران که بی سر و صدا در مجلس شورای ملی به تصویب رسیده بود، در دو اقدام همزمان، نظام سیاسی کشور را به باد انتقاد گرفتند و ضمن محکوم کردن این اقدام دولت و مجلس، آن را نوعی فروش مملکت به اجانب دانستند. آیتالله خمینی ابتدا در پیامی به روحانیون و ملت ایران در مخالفت با تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی امریکا در ایران، این اقدام حاکمیت را اهانتی بزرگ به ملت ایران دانستند و از همه علما و حوزههای علمیه، دانشگاهیان، احزاب سیاسی و نویسندگان و مطبوعات و تمامی ملت ایران خواستند در برابر این اقدام رژیم ساکت ننشسته دست به افشاگری بزنند و به دنیا اعلام کنند که این اقدام خواست ملت ایران نبوده است. متن این پیام بدین قرار است:
بسماللّه الرحمن الرحیم
لَنْ یَجْعَلَاللّهُ لِلکافِرینَ عَلی المُؤمِنینَ سَبیلا. آیا ملت ایران میداند در این روزها در مجلس چه گذشت؟ میداند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟ میداند مجلس، به پیشنهاد دولت، سند بردگی ملت ایران را امضا کرد، اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟ سند وحشی بودن ملت مسلمان را به امریکا داد؟ قلم سیاه کشید بر جمیع مفاخر اسلامی و ملی ما؟ قلم سرخ کشید بر تمام لاف و گزافهای چندین ساله سران قوم؟ ایران را از عقب افتادهترین ممالک دنیا پستتر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ایران و صاحبمنصبان و درجهداران نمود؟ حیثیت دادگاههای ایران را پایمال کرد؟ به ننگینترین تصویبنامه دولت سابق، با پیشنهاد دولت حاضر، بدون اطلاع ملت، با چند ساعت صحبتهای سرّی، رأی مثبت داد؟ ملت ایران را در تحت اسارت امریکاییها قرار داد؟ اکنون مستشاران نظامی و غیرنظامی امریکا با جمیع خانواده و مستخدمین آنها آزادند هر جنایتی بکنند، هر خیانتی بکنند؛ پلیس ایران حق بازداشت آنها را ندارد. دادگاههای ایران حق رسیدگی ندارند. چرا؟ برای آنکه امریکا مملکت دلار است و دولت ایران محتاج به دلار! به حسب این رأی ننگین، اگر یک مستشار امریکایی یا یک خادم مستشار امریکایی به یکی از مراجع تقلید ایران، به یکی از افراد محترم ملت، به یکی از صاحبمنصبان عالیرتبه ایران، هر جسارتی بکند، هر خیانتی بنماید، پلیس حق بازداشت او را ندارد؛ محاکم ایران حق رسیدگی ندارد. ولی اگر به یک سگ آنها تعرضی بشود، پلیس باید دخالت کند؛ دادگاه باید رسیدگی نماید! امروز که دولتهای مستعمره یکی پس از دیگری با شهامت و شجاعت، خود را از تحت فشار استعمار خارج میکنند و زنجیرهای اسارت را پاره میکنند، مجلس مترقی ایران با ادعای سابقه تمدن 2500 ساله، با لاف همردیف بودن با ممالک مترقیه، به ننگینترین و موهنترین تصویبنامه غلط دولتهای بیحیثیت رأی میدهد، و ملت شریف ایران را پستترین و عقب افتادهترین ملل به عالَم معرفی میکند؛ و با سرافرازی هر چه تمامتر، دولت از تصویبنامه غلط دفاع میکند و مجلس رأی میدهد. از بعضی منابع مطلع به من اطلاع دادند که این طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزی، ترکیه، آلمانغربی، پیشنهاد کردهاند، و هیچ کدام زیر بار این اسارت نرفتهاند. تنها دولت ایران است که اینقدر با حیثیت ملت و اسلامیت ما بازی میکند و آن را به باد فنا میدهد.
علما و روحانیون که میگویند باید قدرت سرنیزه در مقدرات کشور دخالت نکند، باید وکلای پارلمان مبعوث از ملت باشند، باید دولتها ملی باشند، باید اختناق از مطبوعات برداشته شود و سازمانها، نظارت در آنها نکنند و آزادی را از ملت مسلمان سلب ننمایند، برای آن است که این ننگها را بر ملت تحمیل نکنند و ما را مواجه با این مصیبتها ننمایند. چرا وکلای پارلمان، با آنکه به حسب قاعده انسانیت و ملیت با همچو سند اسارتی صد در صد مخالف هستند، نَفس نمیکشند؛ و جز دو ـ سه نفر آنها، که معلوم است با اضطراب صحبت کردهاند، خاموش نشستهاند؟ برای آنکه اتکا به ملت ندارند، دست نشانده هستند، و قدرت مخالفت ندارند، آنها را با یک اشاره بیرون میریزند؛ به زندان میاندازند. آیا ملت ایران میداند که افسران ارتش به جای سوگند به قرآن مجید، «سوگند به کتاب آسمانی که به آن اعتقاد دارم» یاد کردهاند؟ این همان خطری است که کراراً تذکر دادهام: خطر برای قرآن مجید؛ برای اسلام عزیز؛ خطر برای مملکت اسلام؛ خطر برای استقلال کشور.
من نمیدانم دستگاه جبار از قرآن کریم چه بدی دیده است، از پناه به اسلام و قرآن چه ضرری برده است که این قدر پافشاری برای محو اسم آن میکند. اگر پناه به قرآن و اسلام بیاورید، اجنبی به خود اجازه نمیدهد که از شما سند بردگی بگیرد؛ اجازه نمیدهد که مفاخر ملی و اسلامی شما پایمال شود. جدا بودن ملت از هیأت حاکمه، برخوردار نبودن آنها از پشتیبانی ملت، این مصیبتها را پیش میآورد. اکنون من اعلام میکنم که این رأی ننگین مجلسین، مخالف اسلام و قرآن است و قانونیت ندارد؛ مخالف رأی ملت مسلمان است. وکلای مجلسین، وکیل ملت نیستند؛ وکلای سرنیزه هستند! رأی آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هیچ ارزشی ندارد. و اگر اجنبیها بخواهند از این رأی کثیف سوءاستفاده کنند، تکلیف ملت تعیین خواهد شد.
دنیا بداند که هر گرفتاریای که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است؛ از امریکاست. ملل اسلام از اجانب عموماً و از امریکا خصوصاً متنفر است. بدبختی دوَل اسلامی از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست. اجانبند که مخازن پر قیمت زیرزمینی ما را به یغما برده و میبرند. انگلیس است که سالیان دراز طلای سیاه ما را با بهای ناچیز برده و میبرد. اجانبند که کشور عزیز ما را اشغال کرده و بدون مجوز از سه طرف به آن حمله کرده و سربازان ما را از پا در آوردند. دیروز ممالک اسلامی به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند؛ امروز به چنگال امریکا و عمال آن. امریکاست که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی میکند. امریکاست که به اسرائیل قدرت میدهد که اعراب مسْلم را آواره کند. امریکاست که وکلا را، یا بیواسطه یا باواسطه، بر ملت ایران تحمیل میکند. امریکاست که اسلام و قرآن مجید را به حال خود مضر میداند و میخواهد آنها را از جلو خود بردارد. امریکاست که روحانیون را خارِ راه استعمار میداند و باید آنها را به حبس و زجر و اهانت بکشد. امریکاست که به مجلس و دولت ایران فشار میآورد که چنین تصویبنامه مفتضحی را که تمام مفاخر اسلامی و ملی ما را پایمال میکند، تصویب و اجرا کنند. امریکاست که با ملت اسلام معامله وحشیگری و بدتر از آن مینماید. بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند. بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود. از بالاترها، به هر وسیله هست، بخواهند این سند استعمار را پاره کنند؛ این دولت را ساقط کنند؛ وکلایی [را] که به این امر مفتضح رأی دادند از مجلس بیرون کنند. بر ملت است که از علمای خود بخواهند در این امر ساکت ننشینند. بر علمای اعلام است که از مراجع اسلام بخواهند این امر را ندیده نگیرند. بر فضلا و مدرسین حوزههای علمیه است که از علمای اعلام بخواهند که سکوت را بشکنند. بر طلاب علوم است که از مدرسین بخواهند که غافل از این امر نباشند. بر ملت مسلمان است که از وعاظ و خطبا بخواهند که آنان را که آگاه از این مصیبت بزرگ نیستند، آگاه کنند. بر خطبا و وعاظ است که با بیان محکم، بیهراس، بر این امر ننگین اعتراض کنند و ملت را بیدار کنند. بر اساتید دانشگاه است که جوانان را از آنچه زیر پرده است مطلع کنند. بر جوانان دانشگاهی است که با حرارت با این طرح مفتضح مخالفت کنند؛ با آرامش و با شعارهای حساس، مخالفت دانشگاه را به ملتهای دنیا برسانند. بر دانشجویان ممالک خارجه است که در این امر حیاتی که آبروی مذهب و ملت را در خطر انداخته، ساکت ننشینند. بر پیشوایان دوَل اسلامی است که فریاد ما را به دنیا برسانند، و از مراکز پخش آزاد، ناله جانسوز این ملت بدبخت را به جهان گوشزد کنند. بر علما و خطبای ملل اسلامی است که با سیل اعتراض، این ننگ را از جبهه ملت معظم ایران، برادران اسلامی خود، بزدایند. و بر جمیع طبقات ملت است که از مناقشات جزئی موسمی خود صرفنظر کرده، و در راه هدف مقدس استقلال و بیرون رفتن از قید اسارت کوشش کنند. بر رجال شریف سیاسی است که ما را از مطالب زیر پرده که در مجلس گفته شده آگاه نمایند. بر احزاب سیاسی است در این امر مشترک با یکدیگر توافق کنند. هدف مراجع عظام و روحانیون در هر جا باشند، یکی است و آن پشتیبانی از دیانت مقدسه اسلام و قرآن مجید و طرفداری از مسلمین است. اختلافی بین علمای اعلام و نگهبانان اسلام در این هدف مقدس نیست. اگر فرضاً اختلاف اجتهاد و نظری در امری جزئی و ناچیز باشد، مثل سایر اختلافات در امور فرعی، مانع از وحدتنظر در امور اصولی نیست. اگر سازمانهای دولتی گمان کردهاند با سمپاشیها میتوانند ما را از هدف مقدس خود منحرف کنند و به دست جُهّال متعصب به قصد شوم خود برسند، خطا کردهاند. اینجانب، که یک نفر از خدمتگزاران علمای اعلام و ملت اسلام هستم، در موقع خطیر و برای مصالح بزرگ اسلامی حاضرم برای کوچکترین افراد تواضع و کوچکی کنم، تا چه رسد به علمای اعلام و مراجع عظام ـ کثّراللّه امثالهم. لازم است جوانهای متعصب و طلاب تازهکار از زبان و قلم خود جلوگیری کنند؛ و در راه اسلام و هدف مقدس قرآن از اموری که موجب تشتت و تفرقه است خودداری نمایند. علمای اعلام برای خاتمه دادن به هرج و مرج و بینظمیها در فکر اصلاح عمومی هستند، اگر دولتها مجال فکر به ما بدهند؛ اگر گرفتاریهایی که از ناحیه هیأت حاکمه پیش میآید و ناراحتیهای روحی مجال تصفیه و اصلاح داخلی به ما بدهد. این نحو گرفتاریهاست که ما را از مسیر خود، که مسیر تصفیه حوزهها و اصلاح همه جانبه است، باز میدارد. با احساس خطر برای اسلام و قرآن کریم، برای ملت و ملیت مجال تفکر در امور دیگر باقی نمانده. اهمیت این موضوعات به قدری است که مشاغل خاص ما را تحتالشعاع قرار داده است. آیا ملت مسلمان میداند که در حال حاضر عدهای از علما و مبلغین و طلاب و بسیاری از مسلمین بیگناه در زندانها به سر میبرند و برخلاف قوانین آنها را بدون رسیدگی، مدتهای مدیدی زندانی کردهاند؟ و مرجعی نیست که به این وضع هرج و مرج ارتجاعی قرون وسطایی خاتمه دهد. اینها دنبال قتلعام 15 خرداد، 12 محرم است که جراحت آن از قلب ملت پاک نخواهد شد. هیأت حاکمه به جای اینکه برای اقتصاد ایران، برای جلوگیری از ورشکستگیهای بازرگانان محترم، برای نان و آب فقرا و مستمندان، برای زمستان سیاه بیخانمانها، برای پیدا کردن کار برای جوانان فارغالتحصیل و سایر طبقات بیچاره، فکری بکند، به کارهای مخرب، مثل آنچه گفته شد و نظایر آن، دست میزند؛ از قبیل استخدام زن برای دبیرستانهای پسرانه و مرد برای دبیرستانهای دخترانه، که فساد آن بر همه روشن [است] و اصرار به آنکه زنها در دستگاههای دولتی وارد شوند، که فساد و بیهوده بودنش بر همه واضح است. امروز اقتصاد ایران به دست امریکا و اسرائیل است؛ و بازار ایران از دست ایرانی و مسلم خارج شده است، و غبار ورشکستگی و فقر به رخسار بازرگان و زارع نشسته است؛ و اصلاحات آقایان، بازار سیاه برای امریکا و اسرائیل درست کرده است؛ و کسی نیست که به داد ملت فقیر برسد. من از فکر زمستان امسال رنج میبرم. من شدت گرسنگی و خدای نخواسته هلاکت بسیاری از فقرا و مستمندان را پیشبینی میکنم. لازم است خود ملت به فکر فقرا باشند. لازم است از حالا برای زمستان آنها تهیهای شود که فجایع سال سابق تکرار نشود. لازم است علمای اعلام بلاد، مردم را دعوت به این امر ضروری بفرمایند. از خدای متعال عظمت اسلام و مسلمین و رهایی دوَل اسلامی را از شرّ اجانب ـ خذلهماللّه تعالی ـ خواستار است. والسلام علی مناتبع الهدی. روحاللّه الموسوی الخمینی»[1]
نطق کوبنده آیتالله خمینی در مخالفت با کاپیتولاسیون
اقدام دیگر آیتالله خمینی در مخالفت با تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی امریکا در ایران، نطقی بود که در منزلشان و در حضور انبوهی از جمعیت مشتاقی ایراد کردند که برای زیارت و اطلاع از اوضاع و احوال کشور و جستجوی دیدگاه علما و مراجع به ویژه آیتالله خمینی به این شهر آمده بودند.[2] آیتالله خمینی سخنانش را با آیه استرجاع شروع کردند و ضمن اظهار تأثر شدید از مسائل اخیر ایران که عید ایران را به عزا تبدیل کرده است، گفتند: قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین؛ و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین [تا] مستشاران نظامی، تمام مستشاران نظامی امریکا با خانوادههایشان، با کارمندهای فنیشان، با کارمندان اداریشان، با خدمهشان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند! اگر یک خادم امریکایی، اگر یک آشپز امریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه کنند، بازپرسی کنند، باید برود امریکا! آنجا در امریکا اربابها تکلیف را معین کنند! ایشان در تشریح مصوبه مجلس برای حاضران گفتند: ملت ایران را از سگهای امریکا پستتر کردند. اگر چنانچه کسی سگ امریکایی را زیر بگیرد، بازخواست از او میکنند؛ اگر شاه ایران یک سگ امریکایی را زیر بگیرد باز خواست میکنند؛ و اگر چنانچه یک آشپز امریکایی، شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگتر مقام را زیر بگیرد، هیچ کس حقتعرض ندارد! چرا؟ برای اینکه میخواستند وام بگیرند از امریکا! امریکا گفت این کار باید بشود ـ لابد این جور است ـ بعد از سه ـ چهار روز، یک وام 200 میلیون دلاری، تقاضا کردند. دولت تصویب کرد 200 میلیون دلار در عرض پنج سال به دولت ایران بدهند و در عرض ده سال 300 میلیون بگیرند! میفهمید یعنی چه؟ 200 میلیون دلار، هر دلاری 8 تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام، و در عرض ده سال 300 میلیون ـ آنطور که حساب کردند ـ 300 میلیون دلار از ایران بگیرد. آقا فکری بکنید برای این مملکت؛ فکری بکنید برای این ملت. هی قرض روی قرض بیاورید؟! هی نوکر بشوید! البته دلار نوکری هم هست! دلارها را شما میخواهید استفاده کنید، نوکریش را ما بکنیم! اگر ما زیر اتومبیل رفتیم، کسی حق ندارد به امریکاییها بگوید بالای چشمت ابرو! لکن شماها استفادهاش را بکنید؛ مطلب اینطور است. نباید گفت اینها را؟ آن آقایانی که میگویند که باید خفه شد، اینجا هم باید خفه شد؟ آیتالله خمینی سپس با تقبیح رفتار نمایندگان مجلس و تشریح غیرقانونی بودن سمت آنان و مصوباتشان، امریکا و اسرائیل را در شکلگیری رفتار حکومتگران ایرانی مؤثر دانستند و خطاب به همه ایرانیان فرمودند: آقا، من اعلام خطر میکنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر میکنم! ای سیاسیون ایران، من اعلام خطر میکنم! ای بازرگانان ایران، من اعلام خطر میکنم! ای علمای ایران، ای مراجع اسلام، من اعلام خطر میکنم! ای فضلا، ای طلاب، ای مراجع، ای آقایان، ای نجف، ای قم، ای مشهد، ای تهران، ای شیراز، من اعلام خطر میکنم! ایشان با اشاره به نطق یکی از نمایندگان در روز تصویب لایحه در مجلس که گفته بود «نگذارید پردهها بیشتر از این در مجلس بالا برود»، افزودند: معلوم میشود زیر پردهها چیزهایی است و ما نمیدانیم. در مجلس گفتند نگذارید پردهها بالا برود! معلوم میشود برای ما خوابها دیدهاند! از این بدتر چه خواهند کرد؟ نمیدانم، از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه میخواهند با ما بکنند؟ چه خیالی دارند اینها.
آیتالله خمینی که تصویب این لایحه را به منزله اسارت استقلال و آزادی مردم ایران دانسته با طرح پرسشهایی، حاکمان و متولیان امور را خطاب قرار داد: نظامیهای امریکا و مستشارهای نظامی امریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا! اگر این مملکت اشغال امریکاست، پس چرا اینقدر عربده میکشید؟! پس چرا اینقدر دم از «ترقی» میزنید؟! اگر این مستشارها نوکر شما هستند، پس چرا از اربابها بالاترشان میکنید؟! پس چرا از شاه بالاترشان میکنید؟! اگر نوکرند، مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید. اگر کارمند شما هستند، مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل میکنند، شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال امریکایی است، پس بگویید! پس ما را بردارید بریزید بیرون از این مملکت! چه میخواهند با ما بکنند. ایشان سپس از نخبگان جوامع اسلامی استمداد کردند: ای سران اسلام، به داد اسلام برسید. ای علمای نجف، به داد اسلام برسید. ای علمای قم، به داد اسلام برسید؛ رفت اسلام. ای ملل اسلام، ای سران ملل اسلام، ای رؤسای جمهور ملل اسلامی، ای سلاطین ملل اسلامی، ای شاه ایران، به داد خودت برس. به داد همه ما برسید. ما زیر چکمه امریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! با امریکاست. رئیسجمهور امریکا بداند ـ بداند این معنا را ـ که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما. یک همچو ظلمی به دولت اسلامی کرده است، امروز قرآن با او خصم است؛ ملت ایران با او خصم است. دولت امریکا بداند این مطلب را. ضایعش کردند در ایران؛ خراب کردند او را در ایران. آیتالله خمینی سکوت در برابر این اقدام رژیم را جایز ندانستند و گفتند: شما موظفید به رفقایتان بگویید. آقایان موظفند ملت را آگاه کنند؛ علما موظفند ملت را آگاه کنند. ملت موظف است که در این امر صدا در بیاورد. با آرامش [به] عرض برساند؛ به مجلس اعتراض کند؛ به دولت اعتراض کند که چرا یک همچو کاری کردید؟ چرا ما را فروختید؟ مگر ما بنده شما هستیم؟ شما که وکیل ما نیستید! وکیل هم بودید، اگر خیانت کردید به مملکت، خودبهخود از وکالت بیرون میروید. این خیانت به مملکت است.
متن کامل نطق آیتاللهخمینی بدینشرح است:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
انا للّه و انا الیه راجعون
من تأثرات قلبی خودم را نمیتوانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. این چند روزی که مسائل اخیر ایران را شنیدهام خوابم کم شده است. ناراحت هستم. قلبم در فشار است. با تأثرات قلبی روز شماری میکنم که چه وقت مرگ پیش بیاید. ایران دیگر عید ندارد. عید ایران را عزا کردهاند؛ عزا کردند و چراغانی کردند؛ عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانی کردند؛ پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانیها را منع میکردم؛ میگفتم بیرقِ سیاه بالای سرِ بازارها بزنند؛ بالای سرِ خانهها بزنند؛ چادرِ سیاه بالا ببرند. عزت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.
قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین؛ و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین [تا] مستشاران نظامی، تمام مستشاران نظامی امریکا با خانوادههایشان، با کارمندهای فنیشان، با کارمندان اداریشان، با خدمهشان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند! اگر یک خادم امریکایی، اگر یک آشپز امریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه کنند، بازپرسی کنند، باید برود امریکا! آنجا در امریکا اربابها تکلیف را معین کنند!
دولت سابق این تصویب را کرده بود و به کسی نگفت. دولت حاضر این تصویبنامه را در چند روز پیش از این برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام و قعود مطلب را تمام کردند، و باز نفَسشان درنیامد.
در این چند روز، این تصویبنامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبتهایی کردند، مخالفتهایی شد، بعضی از وکلای آنجا هم مخالفتهایی کردند، صحبتهایی کردند لکن مطلب را گذراندند؛ با کمال وقاحت گذراندند! دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد! ملت ایران را از سگهای امریکا پستتر کردند. اگر چنانچه کسی سگ امریکایی را زیر بگیرد، بازخواست از او میکنند؛ اگر شاه ایران یک سگ امریکایی را زیر بگیرد بازخواست میکنند؛ و اگر چنانچه یک آشپز امریکایی، شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگتر مقام را زیر بگیرد، هیچ کس حق تعرض ندارد! چرا؟ برای اینکه میخواستند وام بگیرند از امریکا! امریکا گفت این کار باید بشود ـ لابد این جور است ـ بعد از سه ـ چهار روز، یک وام 200 میلیون دلاری، تقاضا کردند. دولت تصویب کرد 200 میلیون دلار در عرض پنج سال به دولت ایران بدهند و در عرض ده سال 300 میلیون بگیرند! میفهمید یعنی چه؟ 200 میلیون دلار، هر دلاری 8 تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام، و در عرض ده سال 300 میلیون ـ آنطور که حساب کردند ـ 300 میلیون دلار از ایران بگیرد؛ یعنی 100 میلیون دلار، یعنی 800 میلیون تومان از ایران در ازای این وام نفع بگیرند! مع ذلک، ایران خودش را فروخت برای این دلارها! ایران استقلال ما را فروخت؛ ما را جزء دوَل مستعمره حساب کرد؛ ملت مسلم ایران را پستتر از وحشیها در دنیا معرفی کرد، در ازای وام 200 میلیون که 300 میلیون دلار پس بدهند! ما با این مصیبت چه بکنیم؟ روحانیون با این مطالب چه بکنند؟ بهکجا پناه ببرند؟ عرض خودشان را به چه مملکتی برسانند؟
سایر ممالک خیال میکنند که ملت ایران است؛ این ملت ایران است که اینقدر خودش را پست کرده است؛ نمیدانند این دولت ایران است؛ این مجلس ایران است. این مجلسی است که ارتباط به ملت ندارد؛ این مجلس، مجلس سرنیزه است! این مجلس چه ارتباطی به ملت ایران دارد. ملت ایران به اینها رأی ندادند. علمای طراز اول، مراجع ـ بسیاریشان ـ تحریم کردند انتخابات را؛ ملت تبعیت کرد از اینها، رأی نداد لکن زور سرنیزه اینها را آورد بر این کرسی نشاند.
در یکی از کتابهای تاریخی که امسال به طبع رسیده است و به بچههای ما تعلیم میشود این است که، بعد از اینکه یک مسائل دروغی را نوشته است، آخرش نوشته است که معلوم شد که قطع نفوذ روحانیت، قطع نفوذ روحانیون، در رفاه حال این ملت مفید است! رفاه حال ملت به این است که روحانیون را از بین ببرند! همینطور است. اگر نفوذ روحانیون باشد نمیگذارد این ملت اسیر انگلیس یک وقت باشد؛ اسیر امریکا یک وقت باشد. اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارد که اسرائیل قبضه کند اقتصاد ایران را! نمیگذارد که کالاهای اسرائیل در ایران بدون گمرک فروخته بشود! اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارد که اینها سر خود یک همچو قرضه بزرگی را به گردن ملت بگذارند. اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارد این هرج و مرجی که در بیتالمال هست بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارد که هر دولتی هر کاری میخواهد انجام بدهد ولو صددرصد بر ضد ملت باشد. اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارد که مجلس به این صورت مبتذل درآید. اگر نفوذ روحانیون باشد نمیگذارد که مجلس با سرنیزه درست بشود تا این فضاحت از آن پیدا بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارد که دختر و پسر با هم در آغوش هم کشتی بگیرند ـ چنانچه در شیراز شده است! اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارد که دخترهای معصومِ مردم زیرِ دست جوانها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارد که زنها را در مدرسه مردها ببرند، مردها را در مدرسه زنها ببرند و فساد راه بیندازند. اگر نفوذ روحانیون باشد، توی دهن این دولت میزنند! توی دهن این مجلس میزنند، و وکلا را از مجلس بیرون میکنند. اگر نفوذ روحانیون باشد، تحمیل نمیتواند بشود، یک عده از وکلا بر سرنوشت یک مملکتی حکومت کنند. اگر نفوذ روحانیون باشد، نمیگذارند یک دستنشانده امریکایی این غلطها را بکند؛ بیرونش میکنند از ایران. نفوذ روحانی مضر به حال ملت است؟! نخیر، مضر به حال شماست! مضر به حال شما خائنهاست، نه مضر به حال ملت. شما دیدید با نفوذ روحانی نمیتوانید هر کاری را انجام بدهید، هر غلطی را بکنید، میخواهید نفوذ روحانی را از بین ببرید. شما گمان کردید که با صحنهسازیها میتوانید که بین روحانیون اختلاف بیندازید؟ نمیشود؛ این خواب باید در مرگ برای شما حاصل بشود! نمیتوانید همچو کاری را انجام بدهید. روحانیون با هم هستند. من باز تمام روحانیون را تعظیم میکنم؛ دست تمام روحانیون را میبوسم. آن روز اگر دست مراجع را بوسیدم، امروز دست طلاب را هم میبوسم. من امروز دست بقال را هم میبوسم.
آقا، من اعلام خطر میکنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر میکنم! ای سیاسیون ایران، من اعلام خطر میکنم! ای بازرگانان ایران، من اعلام خطر میکنم! ای علمای ایران، ای مراجع اسلام، من اعلام خطر میکنم! ای فضلا، ای طلاب، ای مراجع، ای آقایان، ای نجف، ای قم، ای مشهد، ای تهران، ای شیراز، من اعلام خطر میکنم! خطردار است. معلوم میشود زیر پردهها چیزهایی است و ما نمیدانیم. در مجلس گفتند نگذارید پردهها بالا برود! معلوم میشود برای ما خوابها دیدهاند! از این بدتر چه خواهند کرد؟ نمیدانم، از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه میخواهند با ما بکنند؟ چه خیالی دارند اینها؟ این قرضه دلار چه به سر این ملت میآورد؟ این ملت فقیر [پس از] ده سال800 میلیون تومان نفع پول به امریکا بدهد؟! در عین حال ما را بفروشید برای یک همچو کاری؟!
نظامیهای امریکا و مستشارهای نظامی امریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا! اگر این مملکت اشغال امریکاست، پس چرا اینقدر عربده میکشید؟! پس چرا اینقدر دم از «ترقی» میزنید؟! اگر این مستشارها نوکر شما هستند، پس چرا از اربابها بالاترشان میکنید؟! پس چرا از شاه بالاترشان میکنید؟! اگر نوکرند، مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید. اگر کارمند شما هستند، مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل میکنند، شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال امریکایی است، پس بگویید! پس ما را بردارید بریزید بیرون از این مملکت! چه میخواهند با ما بکنند؟ این دولت چه میگوید به ما؟ این مجلس چه کرد با ما؟ این مجلس غیر قانونی، این مجلس محرم، این مجلسی که به فتوا و به حکم مراجع تقلید تحریم شده است، این مجلسی که یک وکیلش از ملت نیست، این مجلسی که ـ به ادعا ـ هی میگویند ما! ما! هی ما از «انقلاب سفید» آمدیم! آقا کو این «انقلاب سفید»؟! پدر مردم را درآوردند! آقا من مطلعم؛ خدا میداند که من رنج میبرم؛ من مطلعم از این دهات؛ من مطلعم از این شهرستانهای دورافتاده؛ از این قم بدبخت. من مطلعم از گرسنگی خوردن مردم؛ از وضع زراعت مردم.
آقا فکری بکنید برای این مملکت؛ فکری بکنید برای این ملت. هی قرض روی قرض بیاورید؟! هی نوکر بشوید! البته دلار نوکری هم هست! دلارها را شما میخواهید استفاده کنید، نوکریش را ما بکنیم! اگر ما زیر اتومبیل رفتیم، کسی حق ندارد به امریکاییها بگوید بالای چشمت ابرو! لکن شماها استفادهاش را بکنید؛ مطلب اینطور است. نباید گفت اینها را؟ آن آقایانی که میگویند که باید خفه شد، اینجا هم باید خفه شد؟ اینجا هم خفه بشویم؟ ما را بفروشند و خفه بشویم؟! قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم؟ واللّه، گناهکار است کسی که داد نزند؛ واللّه، مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند.
ای سران اسلام، به داد اسلام برسید. ای علمای نجف، به داد اسلام برسید. ای علمای قم، به داد اسلام برسید؛ رفت اسلام. ای ملل اسلام، ای سران ملل اسلام، ای رؤسای جمهور ملل اسلامی، ای سلاطین ملل اسلامی، ای شاه ایران، به داد خودت برس. به داد همه ما برسید. ما زیر چکمه امریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! با امریکاست. رئیسجمهور امریکا بداند ـ بداند این معنا را ـ که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما. یک همچو ظلمی به دولت اسلامی کرده است، امروز قرآن با او خصم است؛ ملت ایران با او خصم است. دولت امریکا بداند این مطلب را. ضایعش کردند در ایران؛ خراب کردند او را در ایران.
برای مستشارها مصونیت میگیرید؟! بیچاره وکلا داد زدند آقا از این دوستهای ما بخواهید به ما اینقدر تحمیل نکنند، ما را نفروشید، ما را به صورت مستعمره درنیاورید، کی گوش داد به اینها؟ از «پیمان وین» یک ماده را اصلش ذکر نکردهاند! ماده 32 ذکر نشده است. من نمیدانم آن ماده چه است؛ من که نمیدانم، رئیس مجلس هم نمیداند، وکلا هم نمیدانند. نمیدانند که؛ قبول کردند طرح را! طرح را قبول کردند، طرح را امضا کردند، تصویب کردند؛ اما عدهای اقرار کردند که ما اصلاً نمیدانیم چیست! آنها هم لابد امضا نکردند، آن عده دیگر بدتر از اینها بودند. یک عده جُهّالند اینها!
رجال سیاسی ما، صاحبمنصبهای بزرگ ما، رجال سیاسی ما، یکی بعد از دیگری را کنار میگذارد! الان در مملکت ما به دست رجال سیاسی که وطنخواه باشند چیزی نیست. در دست آنها چیزی نیست. ارتش هم بداند، یکیتان را بعد از دیگری کنار میگذارند. دیگر برای شما آبرو گذاشتند؟ برای نظام شما آبرو گذاشتند که یک سرباز امریکایی بر یک ارتشبد ما مقدم است؟! یک آشپز امریکایی بر یک ارتشبد ما مقدم شد در ایران؟! دیگر برای شما آبرو باقی ماند؟ اگر من بودم استعفا میکردم؛ اگر من نظامی بودم استعفا میکردم؛ من این ننگ را قبول نمیکردم. اگر من وکیل مجلس بودم استعفا میکردم.
باید نفوذ ایرانیها قطع بشود! باید مصونیت برای آشپزهای امریکایی، برای مکانیکهای امریکایی، برای اداری امریکایی، اداری و فنیاش، مأمورین، کارمندان اداری، کارمندان فنی، برای خانوادههایشان مصونیت باشد، لکن آقای [محمدعلی] قاضی [طباطبایی] در حبس باشد! آقای [شیخ عباسعلی] اسلامی را با دستبند ببرند این طرف و آن طرف! این خدمتگزارهای اسلام، علمای اسلام در حبس باید باشند، وعاظ اسلام در حبس باید باشند، طرفداران اسلام باید در بندرعباس حبس باشند، برای اینکه اینها طرفدار روحانیت هستند؛ خودشان یا روحانیاند یا طرفدار روحانی. تاریخ ایران دست مردم دادند اینها! سند [به] دست دادند که معلوم شد رفاه حال این ملت به این است که قطع نفوذ روحانیون بشود! یعنی چه؟ رفاه حال ملت به این است که قطع ید رسولاللّه از این ملت بشود؟! روحانیون خودشان چیزی نیستند که، روحانیون هر چه دارند از رسولاللّه است؛ باید قطع ید رسولاللّه از این ملت بشود! اینها این را میخواهند. این را میخواهند تا اسرائیل، به دلِ راحت، هر کاری اینجا بکند. تا امریکا، به دلِ راحت، هر کاری میخواهد بکند.
آقا تمام گرفتاری ما از این امریکاست! تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است! اسرائیل هم از امریکاست. این وکلا هم از امریکا هستند! این وزرا هم از امریکا هستند! همه تعیین آنهاست. اگر نیستند چرا نمیایستند در مقابلش داد بزنند؟ من الان حافظهام درست نیست، نمیتوانم بفهمم مطلب را خوب، الان در حال انقلاب هستم؛ در یک مجلس از مجالس سابق که مرحوم «مدرس»، ـ مرحوم سیدحسن مدرس ـ در آن مجلس بود، التیماتومی از دولت روس آمد به ایران که اگر فلان قضیه را انجام ندهید (که من حالا هیچی از آن را یادم نیست) ما از فلان جا ـ که قزوین ظاهراً بوده است ـ میآییم به تهران و تهران را میگیریم. دولت ایران هم فشار آورد به مجلس که باید این را تصویب کنید. یکی از مورخین، مورخین امریکایی، مینویسد که یک روحانی با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت: آقایان! حالا که بناست ما از بین برویم چرا به دست خودمان برویم. رد کرد. مجلس به خاطر مخالفت او جرئت پیدا کرد و رد کرد و هیچ غلطی هم نکردند. روحانی این است. یک روحانی توی مجلس بود نگذاشت آن قلدر شوروی را، روسیه سابق را، یک دولت را ـ پیشنهاد التیماتومش را ـ یک روحانی ضعیف، یک مشت استخوان رد کرد! آنها میبینند نباید روحانی باشد؛ قطع ید روحانی باید بکنند تا به آمال و آرزوی خودشان برسند.
من چه بگویم؟ اینقدر انباشته است مطالب، اینقدر مفاسد در این مملکت زیاد است که من با این حالم، با این سینهام، با این وضعم، نمیتوانم عرضی بکنم. نمیتوانم مطالب را به آن مقداری که میدانم به عرض شما برسانم. لکن شما موظفید به رفقایتان بگویید. آقایان موظفند ملت را آگاه کنند؛ علما موظفند ملت را آگاه کنند. ملت موظف است که در این امر صدا در بیاورد. با آرامش [به] عرض برساند؛ به مجلس اعتراض کند؛ به دولت اعتراض کند که چرا یک همچو کاری کردید؟ چرا ما را فروختید؟ مگر ما بنده شما هستیم؟ شما که وکیل ما نیستید! وکیل هم بودید، اگر خیانت کردید به مملکت، خود به خود از وکالت بیرون میروید. این خیانت به مملکت است. خدایا، اینها خیانت کردند به مملکت ما. خدایا، دولت به مملکت ما خیانت کرد؛ به اسلام خیانت کرد؛ به قرآن خیانت کرد. وکلای مجلسین خیانت کردند، آنهایی که موافقت کردند با این امر. وکلای مجلس سنا خیانت کردند. این پیرمردها؛ وکلای مجلس شورا، آنهایی که رأی دادند، خیانت کردند به این مملکت. اینها وکیل نیستند. دنیا بداند اینها وکیل ایران نیستند! اگر هم بودند من عزلشان کردم. از وکالت معزولند.
تمام تصویبنامههایی که تا حالا نوشتهاند، تمامش غلط است! از اول مشروطه تا حالا به حَسَب نص قانون، به حسب نص قانون، قانون را که قبول دارند، به حسب نص، به حسب نص قانون، به حسب اصل دوم متمم قانون اساسی تا مجتهدین نظارت نکنند در مجلس، قانون هیچی نیست. کدام مجتهد نظارت میکند حالا؟ باید قطع کرد دست روحانیون را! اگر پنج تا ملاّ تو این مجلس بود، اگر یک ملاّ تو این مجلس بود، تو دهن اینها میزد! نمیگذاشت این کار بشود.
من به آنهایی که مخالفت کردند، این حرف را دارم، به آنها، که چرا خاک به سرت نریختی؟! چرا پا نشدی یقه این مردکه را بگیری؟ همین، من مخالفم! و هی تعارف و این همه تملق؟! مخالفت این است؟! باید هیاهو کنید؛ باید بریزید وسط مجلس؛ بههم بپرید که نگذرد این مطلب. به صرف اینکه من مخالفم درست میشود؟! خوب، میبینید که میگذرد! باید نگذارید یک همچو مجلسی وجود پیدا کند؛ از مجلس ببریدشان بیرون. ما این قانونی که گذراندند ـ بهاصطلاح خودشان ـ قانون نمیدانیم. ما این مجلس را مجلس نمیدانیم. ما این دولت را دولت نمیدانیم. اینها خائناند به مملکت ایران! خائناند! خداوندا، امور مسلمین را اصلاح کن. خداوندا، دیانت مقدسه اسلام را عظمت به آن عنایت فرما. خدایا، اشخاصی که خیانت میکنند به این آب و ملک، خیانت میکنند به اسلام، خیانت میکنند به قرآن، آنها را نابود کن».[3]
گزارش ساواک از سخنرانی و اعلامیه آیتالله خمینی علیه کاپیتولاسیون
ساواک درباره سخنرانی و اعلامیه امروز آیتالله خمینی در گزارشی، آنها را تحریک کننده و مقدمهای برای ایجاد حوادثی چون 15 خرداد دانست. در این گزارش آمده است که نامبرده پس از اینکه به علت تحریک مردم به مخالفت با دولت ایران و بیانات توهینآمیز، مدتی بازداشت و بعداً آزاد گردید، به صورت ظاهر از فعالیتهای مضره خود کاست و آنچه در مخالفت با مقامات دولتی ابراز میکرد در خفا و پنهانی انجام میگرفت. ولی در تاریخ 18/6/1343 در مسجد اعظم قم با حضور جمعیتی معادل سه هزار نفر دوباره مبادرت به یک سخنرانی خلاف مصالح نموده و طی آن ضمن حمله به دولت ترکیه گفت که دولت مذکور احکام اسلامی را لغو نموده و سپس اشاره کرد که ما میترسیم اینجا هم مثل آنجا بشود و اضافه نمود که بیچارگی ما از دول اسلامی است که اسلام را نمیشناسند و در خاتمه گفت: میگویند ما با اسرائیل رابطه نداریم ولی میشنویم و در روزنامه اطلاعات میخوانیم که چند روز قبل سفیر اسرائیل به تهران آمده بود.
گزارش ساواک حاکی است: پس از سخنرانی، باز هم جسته و گریخته گزارشاتی درباره فعالیتهای پنهانی مشارالیه واصل شده است که هر یک از آنها به نوبه خود و به موقع گزارش گردیده و به منظور اجتناب از اطاله کلام از ذکر جزئیات آنها خودداری میشود. و بالاخره در تاریخ 4/8/1343 به مناسبت تولد حضرت فاطمه زهرا (ع) سخنرانی مشروحی در منزل خود ایراد و طی آن مسئله مصونیت مستشاران نظامی امریکا را عنوان نموده ضمن آن دولت و مجلسین را متهم به خیانت به ملت ایران کرد و خطاب به ملت ایران به خصوص به علما و مدرسین و افراد نظامی و کشوری، عموم آنها را تشویق به مقاومت در مقابل اقدامات دولت نمود و به دنبال این سخنرانی نیز اعلامیه دیگری به تاریخ همان روز به امضا خود منتشر ساخته که مضمون این اعلامیه شباهت تامی به همان سخنانی دارد که در منزل ایراد کرده بود. در گزارش ساواک به مقامات ارشد سازمان تأکید شده که با عرض مراتب فوق و با بررسیهایی که درباره یاد شده به عمل آمده، معلوم میشود شخص مذکور نقشههایی دارد که ذهن مردم را برای ایجاد حوادثی نظیر حادثه 15 خرداد سال گذشته آماده سازد.[4]
واکنش آیتالله مرعشی نجفی به کاپیتولاسیون
آیتالله العظمی سیدشهابالدین مرعشینجفی امروز در منزل خود سخنرانی کرد و نسبت به تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی امریکا واکنش نشان داد. وی ابتدا، سوره کوثر را قرائت کرد و اظهار داشت: امروز روزی است که خداوند سبحان بر مسلمانان منت گذارده زیرا که روز ولادت جده سادات حضرت صدیقه طاهره سلامالله علیها است. نسل پیامبر تا روز قیامت از این بیبی است. وی افزود: «شما میشنوید و شاید هنوز به سمعتان نرسیده باشد مسائلی را که اتفاق افتاده، از جمله مصوبهای که اتباع خارجه مصونیت داشته باشند که هر جنایتی را مرتکب شوند. خیلی سخت است که انسان در محیطی گرفتار بشود و ببیند علیه روحانیت و دیانت هجمه میشود و کاری از دستش برنیاید، قلمها و زبانها بسته باشد، تکلیف انسان چیست؟ به غیر از توسل به ائمه اطهار علیهمالسلام و دعا دیگر چارهای ندارم و نمیدانم چه باید کرد»؟[5]
تلگرام علما به آیات قمی و میلانی
گروهی از علما در تلگرامهایی به حضرات آیات سید حسن قمی و سید محمدهادی میلانی، از برخورد حکومت در ایجاد محدودیت برای آیتالله قمی در مشهد ابراز تأسف کرده خواستار رفع این موانع شدند. گزارشی که ساواک خراسان امروز به رئیس این سازمان در تهران فرستاده، اسامی امضا کنندگان این دو تلگرام را چنین قید کرده است: سیدصدرالدین جزایری، سیدعلیاصغر خوئی، شیخ جواد فومنی، سیدرضی شیرازی، محمدباقر آشتیبانی، محمدرضا حسینی غروی، محمدرضا مهدوی، علی موسوی شاهچراغی، محمدتقی شریعتمداری، فضلالله محلاتی، هادی طباطبایی قمی، هادی خسروشاهی، مصطفی طباطبایی قمی، جعفر خندقآبادی، سیدآقا خلخالی، محیالدین انواری، محسن محدثزاده.[6] بعضی دیگر از علما و مراجع قم[7] نیز امروز نسبت به وقایع جاری کشور واکنش نشان دادند.[8]
مراسم سلام تولد شاه در کاخ گلستان
در تهران امروز خبرهای دیگری جریان داشت. از ساعت 8 امروز مراسم سلام تولد محمدرضا پهلوی در کاخ گلستان آغاز شد و این مراسم تا 45 دقیقه بعدازظهر ادامه یافت.
بهگزارش مطبوعات، ابتدا علما و روحانیون به دیدار شاه رفتند و تولدش را تبریک گفتند. محمدرضا پهلوی در برابر صف علما و روحانیان با ادعای دینمداری گفت: بدیهی است هر قدر فروغ علم بیشتر در اجتماع بتابد، تاریکی جهل و عناد از بین خواهد رفت و جامعهای سعادتمندتر و آبادتر به وجود خواهد آمد. او ابراز امیدواری کرد که مملکت در این راهی که در پیش گرفته است روز به روز جلوتر رفته مترقیتر شود. شاه خطاب به کارمندان و خدمتگزاران دربار شاهنشاهی، اعضای شورای فرهنگی سلطنتی ایران و اعضای شورای مرکزی جشن بیست و پنجمین قرن شاهنشاهی ایران از تعویق برگزاری چند ساله جشن شاهنشاهی ابراز ناخرسندی کرد و گفت: امیدوارم این تعویق باعث آمادگی بیشتر در کارها شود تا بتوانیم جشنی به این عظمت را با آبرومندی و اهمیتی که شایسته آن است برگزار سازیم. شاه در جواب تبریک سناتورها گفت: امیدوارم کارهای وسیعی که در این مملکت شروع شده است با آرامی و در عین حال با استحکام و قاطعیت پیش برود و حالا هم که مجلسین مشغول کار هستند در همین رژیم پارلمانی با همان سرعت و قدرت قبلی ادامه داشته باشد و بدینترتیب ما بتوانیم یک مملکت کاملاً مترقی و جامعه مرفه و با آتیهای درخشان به وجود آوریم.
وی افزود: آنچه تا کنون شده فقط از نتایج اولیه کار ما است و امیدواریم موقعیت ایران در میان ملل زنده دنیا روز به روز عالیتر و درخشانتر گردد و ما با اتکا به میراث بزرگ معنوی نیاکان خویش از راه تجلی قریحه و نبوغ ایرانی سهم خود را برای بهتر کردن زندگانی همه جامعه بشری ادا کنیم.
او با تمجید از اقداماتش گفت: بعضی اوقات جریان حوادث و تصادفات طوری است که اگر فرصت مساعدی برای کسی پیش بیاید که امکان خدمت داشته باشد و در این امر غفلت ورزد، میتوان نام آن را خیانت گذاشت. برای مملکت ما جریان اوضاع فرصت بسیار مساعدی پیش آورد که ما توانستیم در یک زمان چندین کار بزرگ را با هم انجام دهیم به طوری که مجموع این کارها جنبه انقلابی پیدا کرد و نه فقط به صورت ابتکار ملت ایران بلکه به صورت ابتکار جهانی درآمد. حالا وظیفه ما است که با تمام قوا دنبال این کارها را بگیریم. محمدرضا پهلوی در برابر نمایندگان مجلس شورای ملی به همین نیز بسنده نکرد و اقدامات اخیرش را رهایی از قیود قرون وسطایی دانست و گفت: اگر در این دو سال اخیر کارهایی در مملکت ما انجام گرفته که یک مرتبه زندگی اجتماعی چند هزار ساله این کشور را شکل دیگری بخشیده است، اگر یک باره تمام آثار قرون وسطایی و تمام قید و بندهایی که مانع پیشرفت واقعی جامعه ایرانی بود با حداقل صدمه و تلفات انسانی و ضایعات مالی و روحی از میان رفت، اگر کارهایی پیاپی انجام گرفت که در ممالک دیگر شاید حاصل یک قرن تحول و پیشرفت بوده و هر کدام از آنها به تنهایی کافی بود که کشوری را سربلند سازد و برای آن نام نیکی در تاریخ بگذارد، همه اینها بدان سبب امکان یافت که این مملکت و این ملت آمادگی و استعداد و لیاقت این تحولات انقلابی را داشت و بدون آمادگی و رشد ملی چنین انقلاب عمیقی ممکن نبود.
او اضافه کرد: قبلاً گفتهام و باز تکرار میکنم که اگر من موفق بدین کارها شدم، این فقط اراده خداوندی بوده است و من حس میکنم که همان بنده کوچک او هستم که مجری نیات و مشیت کامله الهی در راه الطاف خداوندی نسبت بدین ملت و مملکت میباشم. ما در عین آنکه حق داریم به کارهای خود افتخار کنیم، هرگز مغرور نمیشویم و خضوع و خشوع خویش را در برابر ذات باریتعالی از دست نمیدهیم. شاه کارهای انجام شده در کشور را در جهت خیر و صلاح جامعه ایرانی خواند و تاکید کرد که باید با همان روحیهای که این جنبش در سال 1341 شروع شد ادامه یابد. وی افزود: ما به هیچ وجه و در هیچ موقع از پا نخواهیم نشست تا به هدفهای عالی خودمان به طور کامل برسیم. اجتماع ما در نتیجه اقداماتی که صورت گرفت به کلی دگرگون شد و اکنون موقعی است که باید دستگاه اداری ما و فرهنگ ما نیز به همان طریق دگرگون گردد.
وی درباره مسائل فرهنگی کشور سخن از جراحی عمیق کرد و گفت: باید مردم ایران برای مقابله با شرایط و مقتضیات آینده بیش از پیش مجهز به علم و هنر شوند. البته ممکن است که برای رسیدن به این هدفها احتیاج به جراحیهای عمیق باشد و این کار خواهد شد. انتظار من این است که در رژیم پارلمانی همان پیشرفتهایی که در غیاب مجلسین شده بود با همان سرعت و قدرت و قاطعیت ادامه پیدا کند. ما فساد را در هر کجا که باشد و از هر طریق که لازم باشد ریشهکن میکنیم. متاسفانه باید بگویم که تا کنون سرهای عالیمقامی مشمول این مبارزه با فساد شده است و بدیهی است آن شدتی که در این راه در قسمت لشکری به کار رفته است بیش از پیش به قسمت کشوری نیز سرایت خواهد کرد و چارهای به جز این نیست. او افزود: امروز دیگر کوچکترین خطائی اغماض نمیشود. دیروز بود که یک وزیر مستعفی شد، زیرا امروز دیگر فرقی بین وزیر و یک فرد عادی از لحاظ انجام وظیفه موجود نیست. بلکه مسئولیت وزیر خیلی بیشتر است. امروز فقط کسانی باید داوطلب تصدی کارهای مهم باشند که چیزی جز خدمت به مملکت در نظر نداشته و خودشان را به کلی وقف این کار کرده باشند. زیرا به غیر از خدمتکردن و عرقریختن و زحمتکشیدن چیزی در این راه در انتظار آنها نیست. حقوقی که در برابر کار خود میگیرند آنقدر مهم نیست که خود به خود ارزش چنین تلاش و کوششی را داشته باشد و مسلماً امکان دزدی و دغلی نیز به هیچ کس داده نمیشود.
شاه تکلیف سه قوه را هم مثل یکدیگر دانست و گفت: مجلس شورای ملی نیز باید طبعاً نماینده بارز همین روح انقلابی باشد و بدیهی است که آنجا هم جای هیچ نوع فساد و سستی و اعمال نظریات شخصی نمیتواند باشد. مطمئن هستم که تمام دستگاههای ما چه قوه مجریه، چه قوه مقننه و چه قوه قضائیه با همین روح و فکر پیش خواهند رفت و غیر از این هم نمیتواند باشد زیرا هیچ وضع دیگری را من و ملت ایران قبول نخواهیم کرد. با این امید بزرگ به آینده امیدوارم هر کسی در هر شغل و هر مسئولیتی بتواند روز به روز بیشتر و سریعتر و قویتر به این مملکت خدمت کند.
شاه از حضور زنان در عرصههای گوناگون جامعه استقبال کرد و افزود: ما هنوز به فکر آن نیستیم که بانوان را عضو سپاهدانش و نظایر آن کنیم ولی اگر کارهای ما در این مورد به خصوص اقدامات تازهای که از راه یونسکو آغاز کردهایم ایجاب کند میتوانیم از همکاری داوطلبانه بانوان در این راه نیز استفاده نماییم. محمدرضا پهلوی در برابر صف قضات دادگستری به موضوع مبارزه با فساد در دستگاههای اداری و دولتی را متذکر شد و گفت: باید مبارزه پیگیر علیه فساد ادامه یابد و دستگاههای اداری از هر حیث منزه و تصفیه شود و عدالت قضائی همچنین عدالت اجتماعی به نحو کامل در مملکت ما برقرار گردد و هر سالی که میگذرد شاهد حصول موفقیتها و پیشرفتهای تازهای در این باره باشد.
شاه در دیدار با نمایندگان اصناف و انجمنهای محلی و کارگران با تاکید بر ایجاد و توسعه بیمههای اجتماعی و بیمههای ملی و سازمانهای تعاونی به تراکم روزافزون جمعیت در شهر تهران پرداخت و گفت: البته پایتخت ایران نیز روز به روز بهتر خواهد شد ولی باید مراقب بود که جمعیت فعلی تهران خیلی بیشتر از اینکه هست اضافه نشود تا ایجاد مشکلات فراوان نکند. امیدوارم مردم پایتخت ایران در آینده در میان سایر پایتختهای جهان مباهی و مفتخر باشند.[9]
اعطای نشان به عوامل حکومت
امروز شماری از مدیران حکومتی اعم از کشوری و لشکری به مناسبت چهارم آبان به بهانه ابراز کوشش و فعالیت در خدمات مملکتی نشان از طرف شاه گرفتند.
اسامی این افراد بدینشرح است: نشان درجه 1 تاج: حسنعلی منصور، نخستوزیر
نشان درجه 1 همایون: مهرداد پهلبد، دکتر مهدی بوشهری، سپهبد محمدامیر خاتمی، دکتر جمشید آموزگار وزیر بهداری، سپهبد اسدالله صنیعی وزیر جنگ، دکتر جواد صدر وزیر کشور، دکتر باقر عاملی وزیر دادگستری، امیرعباس هویدا وزیر دارایی، دکتر عبدالعلی جهانشاهی وزیر فرهنگ، دکتر هوشنگ نهاوندی وزیر آبادانی و مسکن، مهندس منصور روحانی وزیر آب و برق، دکتر حسینقلی لقمان ادهم رئیس کل تشریفات شاهنشاهی.[10]
پیام شاه به جوانان ورزشکار
محمدرضا پهلوی در پیامی به مناسبت تولد خود خطاب به جوانان ورزشکار، مراتب خرسندی و رضایت خاطرش را به عموم قهرمانان و جوانان ورزش دوست ایران ابراز داشت. شاه در این پیام ابراز امیدواری کرد که در آینده ملت ورزش دوست و نجیب ایران و ورزشکاران و قهرمانان ما برای موفقیتهای بیشتر و کسب فضائل و هنر و افتخارهای ورزشی و تهذیب اخلاق و پاسداری از آیینهای باستانی به پیروزیهای شگرف و درخشانی نایل آیند و به خصوص جوانان پر شور ما که به کسوت سپاهیان دانش و بهداشت و ترویج و آبادانی در میآیند به تدریج ورزش و تندرستی را در روستاهای کشور گسترش دهند و استعدادهای ذاتی فرزندان زحمتکش و پر مایه را که قرنها نهفته مانده بود آشکار سازند.[11]
عفو و تخفیف مجازات 60 زندانی
به مناسبت سالگرد تولد شاه، شصت تن از محکومان زندانی مورد عفو و تخفیف قرار گرفتهاند و مراتب به آنان ابلاغ شد. عفو این عده به درخواست وزارت دادگستری بوده شاه نیز با این درخواست موافقت کرد.[12]
پینوشتها:
[1]. صحیفه امام، ج 1، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1389، ص 409 و 414.
[2]. مسعودی خمینی، علیاکبر، خاطرات آیتالله مسعودی خمینی، تدوین جواد امامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۱، ص 296 و 297.
[3]. صحیفه امام، ج 1، همان، ص 415 و 424؛ پسندیده، مرتضی، خاطرات آیتالله پسندیده برادر امام خمینی، خاندان امام خمینی، گوشههایی از تاریخ معاصر ایران، بهکوشش محمدجواد مرادینیا، تهران، سوره مهر، ۱۳۸۸، ص 112؛ هاشمی رفسنجانی، اکبر، خاطرات هاشمی رفسنجانی، دوران مبارزه، ج 1، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، 1376 ص 197، ص 57؛ گرامی، محمد، خاطرات آیتالله محمد گرامی، تدوین محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1381، ص 279؛ فراتی، عبدالوهاب، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی از مرجعیت امام خمینی تا تبعید 43 _1340، ج 1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۴، ص 164.
[4]. سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 4، تهران، عروج، ۱۳۹۳، ص 56 و 57.
[5]. محتشمیپور، علیاکبر، خاطرات حجتالاسلام و المسلمین سید علیاکبر محتشمیپور، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ۱۳۷۶، ص 369.
[6]. پارسونز، آنتونی، غرور و سقوط؛ ایران ۱۳۵۷ - ۱۳۵۲، ترجمه محمدصادق حسینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۰، ص 48.
[7]. بشیریه، حسین، حکومت و انقلاب در ایران 1982 ـ 1962، ترجمه محمود رافع، تهران، رخداد نو، ۱۳۹۳، ص 20 تا 25.
[8]. طاهری خرم آبادی، سیدحسن، خاطرات آیتالله طاهریخرمآبادی، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷ – ۱۳۸۴، ص 314؛ پورهادی، یدالله، خاطرات حجهالاسلام و المسلمین پورهادی، تدوین محمدرضا احمدی و معصومه حسینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲، ص 169.
9. روزنامه اطلاعات،ش 11524،5/8/1343،ص 15.
[10]. همان، ش 11523، 4/8/1343، ص 20.
[11]. همان، ص 20.
[12]. روزنامه مهرایران، ش 2198، 5/8/1343، ص 8.
