سه‌شنبه 21 خرداد 1342/ 18 محرم 1383/ 11 ژوئن 1963

2 بازدید

± پاسخ آیت‌الله گلپایگانی به نامة آیت‌الله تهرانی

آیت‌الله گلپایگانی در پاسخ به نامة آیت‌الله حاج‌میرزا عبدالله تهرانی که چندی پیش، «فجایع اخیره» را تسلیت گفته، ابراز تأسف کرده بود، ضمن یادآوری وجوه و علل مخالفت علما و روحانیون در چند ماه گذشته، وضعیت عمومی مسلمانان را تشریح کرد و حوادث چند روز گذشته را موجب سلب راحتی مسلمین دانست. او پس از عنوان، نام‌هاش را با آیه « انا لله و انا الیه راجعون» آغاز کرده پیشامدهای اخیر کشور را ناگوار و نسبت به آینده اسلام و مذهب شیعه نگران‌کننده دانسته است. آنگاه به یاد آورده است که «در این چند ماهه گذشته، روحانیت برحسب تکالیف شرعیه و مسئولیتی که در مقابل خداوند متعال به عهده دارد در مورد تصمیمات خلاف شرع نصایح و اعتراضاتی کرد. هیئت حاکمه با اینکه شرعاً و قانوناً مکلف است به تذکرات علما و مراجع توجه کند و نظر آنان را در مورد الغای مقررات خلاف شرع تأمین نماید،‌ از ابتدا به مخالفت و بی‌اعتنائی به فتاوی مراجع دینی شروع نمود. حقیر مکرر عواقب سوء این رویه را تذکر داده‌ام. متأسفانه موثر نشد و به تحقیر مقامات روحانی و مظاهر دین اسلام پرداختند و حوادث بعد و توهیناتی که ضمن نطق‌ها و مصاحبه‌ها و به ‌وسیله مطبوعات و رادیو از روحانیت کردند، نگرانی‌ها را تشدید کرد و مردم را به منویات هیئت حاکمه نسبت به اساس اسلام و مذهب تشیع و روحانیت بدبین ساخت. سپس حادثه فجیعه مدرسه فیضیه که در مجلسی که از جانب حقیر به منظور عزاداری تشکیل [شده بود] پیش‌آمد کرد و خود به چشم دیدم که مأمورین جنایتکار بی‌جهت به طلاب و علما و مسلمانان بی‌دفاع که از نقاط مختلفه آمده بودند حمله برده و آن اعمال وحشیانه را مرتکب شدند و بر اضطراب ملت شیعه در داخل و خارج فزودند. و حقیقتاً افکار را به وجود یک توطئه خطرناک برای اضمحلال اسلام و استقلال و موجودیت کشور و حکومت شیعه مشغول کرد و هیئت حاکمه به هیچ‌وجه در مقام جبران و جواب نصایح علما برنیامد و آنها را متهم به مخالفت با ترقی مملکت نمود. کسانی را که هادیان مترقی‌ترین مکتب‌های تربیتی و سیاسی و اجتماعی یعنی مکتب اسلام هستند، کهنه‌پرست خواندند و به ‌جای اینکه از ملت نسبت به حادثه فجیع فیضیه عذر بخواهند به اسم نظام وظیفه برخلاف مقررات، طلاب را تعقیب و جمعی را به سربازخانه‌ها اعزام داشتند. اگر کسی تاریخ این ایام را بخواند و نطق‌ها و حرف‌هائی را که زده شده ‌است مطالعه کند و اعمال و عکس‌العمل هیئت حاکمه را در مقابل خواسته‌ها و ندای اعتراض عمومی ببیند، می‌فهمد که مسلمانان حق دارند نسبت به هیئت حاکمه سوءظن پیدا کنند و مأیوس شوند و احساسات دینی و ملی هرکس تحریک شده بی‌جهت نبوده، این‌ها را با تقویتهائی که از اقلیت‌هائی جاسوسی می‌شود و دخالتهائی که به آنها در مقامات بزرگ و سیاست و اقتصاد و تجارت داده‌اند ضمیمه کنید، ملاحظه خواهید فرمود ناراحتی عموم بی‌جا نیست و هیئت حاکمه دانسته موجب این اضطراب شدید شده‌ است. لکن مردم از دهقان و کارگر و کاسب و لشکری و کشوری به دین و ناموس خود علاقه دارند و با این تبلیغات پوچ با دین اسلام و با پیغمبر و ائمه‌هدی ارتباطشان قطع نمی‌شود. به نظر حقیر تمام حوادث اسفناکی که واقع شده قابل اجتناب بوده و محصول حکومت غیر از تزلزل ارکان استقلال مملکت و خیانت به جامعه چیز دیگر نبوده است». در بخش دیگری از نامه آیت‌الله گلپایگانی نقش رسانه‌های گروهی دولتی و حکومتی و آثار تبلیغات آنها مورد توجه قرار گرفته که برای بی‌اثر کردن مخالفت‌های مردم و تحمیل تصمیمات حاکمان «نسبت‌های ناروائی را به ملت داده‌اند و نفهمیدند که بارزترین مظهر ارتجاع، حکومت در سایه سرنیزه و سلب آزادی مردم است». وی در همین‌باره تصریح کرده‌ است که «متأسفانه هیئت حاکمه برخلاف واقع به دنیا اعلام کرد ایرانی وحشی است و با برق و تلفن و مظاهر علم و تمدن مخالف است. اما حقایق را کتمان کرد تا دنیا نفهمد که در ایران چه می‌گذرد. غرض این است حکومت، ملت را تحریک و وادار به عصیان می‌سازد. و قدرت خود را به رخ ملت می‌کشد و خود را مافوق ملت فرض می‌کند و نمی‌داند که در دنیای امروز در مملکت اسلامی و کشوری که هزاران فرد تحصیلکرده و عالم دارد عقاید پوسیده چندهزار ساله پذیرفته نمی‌شود و این روش در هرجای دنیا ایجاد ناراحتی می‌کند. مردم هرچه متمدن‌تر باشند، عکس‌العملشان در برابر این وضع شدیدتر است. در این مدت اگر چند روزی مختصر هیجان تخفیف می‌یافت اقدام تازه‌ یا حرف تازه می‌زدند تا هیجان رفع نشود. تا بالاخره به حریم مقدس روحانیت عملاً تجاوز کردند و حضرات آیات‌الله آقای خمینی و آقای قمی و آقای محلاتی و سایر علما و وعاظ را دستگیر [نمودند] و آن حوادث اسفناک و قتل مسلمانان بی‌گناه را که از فرط علاقه به دین تحریک و تهییج شده بودند به ‌وجود آوردند. و تظاهرات عمیق و بی‌شائبه مردم نشان داد که کاسه صبر و تحملشان لبریز شده است. در این فجعه، ملت ایران در دریای مصیبت غرق شد و اگر چه عمال دستگاه‌ها خواستند با اعمال وحشیانه خود تظاهرات واقعی ملت را لکه‌دار نمایند و مسلمانان را به خرابکاری و اخلالگری متهم نمایند؛ اما ملت ایران هشیار و از حقایق امور و صحنه‌هایی که به دست دشمنان مملکت ایجاد می‌شود آگاه است و به این تبلیغات توجه نمی‌کند و به هر حال اعمال خلاف شرع و غیرانسانی به حساب ملت مسلمان گذاشته نمی‌شود. اکنون هم مصادر امور رویه خود را تعقیب دارند و با تبلیغات می‌خواهند مردان خدا را به اتهامات آلوده سازند. این رجالی که در بازداشتند کسانی نیستند که از تهمت ارتباط با اجنبی و هر افترای دیگر دامان قدس و تقوایشان آلوده گردد. مردم اجنبی‌پرست‌ها را می‌شناسند. آنها که شب و روز با اجانب در تماس هستند و از پشتیبانی بیگانه برخوردارند، علما نیستند. علما در مقام و منصبی که هستند به کمک اجنبی حاجت ندارند. اجانب آنها را روی کار نمی‌آورند. به آنها قرض و کمک نمی‌دهند. معادن و ثروت مملکت را از آنها نمی‌خواهند. روحانیت تحت نظر مستشاران بیگانه اداره نمی‌شود تا با آنها مربوط باشند. آنها که نوکر اجانب هستند کسان دیگر هستند و ملت آنها را خوب می‌شناسد». آیت‌الله گلپایگانی در جملات پایانی نام‌هاش از خودداری روزنامه‌ها در انتشار اعلامیه‌های منطقی مقامات روحانی ابراز تأسف نموده و اعلام کرده است که «ما برای حفظ استقلال مملکت شیعه و حمایت از دین، همه‌گونه مصیبت را استقبال می‌کنیم و به آنها که می‌گویند روحانیت نباید در سیاست دخالت کند اعلام می‌کنم که دین ما دین اسلام و سیاست ما سیاست اسلامی است و مسلمان از سیاست و نظارت در امور کشور اسلامی نمی‌تواند برکنار بماند تا چه رسد به فقها و مجتهدین که دارای مقام زعامت شرعیه و نیابت عامه هستند».[1]

± پیشنهادهای آیت‌الله خوانساری به شاه

آیت‌الله خوانساری صبح امروز در دیدار با رحیم هیراد (رئیس دفتر مخصوص محمدرضا پهلوی) با طرح پیشنهادهای زیر از او خواست که مطالب مزبور را به اطلاع شاه رسانده، درباره آنها اقدامی صورت پذیرد:

1ـ ترتیبی داده شود تا در رادیو به علما حمله نشود.

2ـ علمای بازداشت شده آزاد شوند.

3ـ اگر در انجام این پیشنهادها تأخیری صورت بگیرد اجازه داده شود که وی با آقایان علما در زندان دیدار کند.

4ـ به مسئولان انتظامی قم دستور داده شود که همانند گذشته با طلاب رفتار کنند و تردد آنان به مدرسه فیضیه را آزاد گذارند.

5ـ طلابی که به خدمت نظام وظیفه اعزام شده‌اند از آن خدمت معاف گردند.

هیراد بلافاصله پیشنهادهای آیت‌الله خوانساری را به اطلاع دربار رسانده، منتظر پاسخ ماند که سرانجام در ساعت 19 به حضور آیت‌الله رسیده، اظهار نمود به غیر از آزادی علمای بازداشت شده، درباره موارد دیگر اقدامات لازم به عمل آمد.[2]

± تلگرام آیت‌الله شریعتمداری به آیت‌الله خمینی                  

آیت‌الله شریعتمداری در تلگرامی به آیت‌الله خمینی ضمن ابراز همدردی خواستار آگاهی از وضعیت سلامت و صحت مزاج ایشان شد. متن کوتاه تلگرام او که امروز رونوشتی از آن توسط بدیعی (رئیس ساواک قم) به ساواک مرکزی در تهران ارسال شد چنین است: «زندان قصر، تهران، حضرت مستطاب آیت‌الله آقای خمینی دامت برکاته با ابلاغ سلام و تحیات گرفتاری جنابعالی موجب تأثر و ناراحتی شدید حقیر گردیده‌ است. در بسیاری از جهات وضع مشابه داریم و در انتظار هر پیشامدی هستیم. خواهشمندیم که از سلامتی و صحت مزاج مبارک تلگراماً اطلاع دهید. هر فرمایشی باشد اشعار فرمائید امکانا عمل خواهد شد. نجات اسلام و مسلمین و مظفریت و تأیید آن جناب را از خداوند متعال خواستاریم. سید کاظم شریعتمداری».[3]

± گزارش تحلیلی ساواک

یکی از مأموران ویژه ساواک که در دایره یکم اطلاعات آن سازمان اشتغال دارد، پس از وقوع حوادث اخیر با افراد حزبی مختلفی، اعم از چپی و راستی دیدار و در نتیجه گفت‌وشنودهایی که با آنها داشته، گزارشی مبسوط درباره جریان وقایع اخیر کشور تهیه کرده است. در گزارش تحلیلی او رویدادها تجزیه و وارسی شده است. رئیس دایره یکم اطلاعات متن کامل این گزارش را که در هفت صفحه تهیه شده، در اختیار سرلشکر حسن پاکروان، رئیس متبوع خود قرار داد تا در مواقع ضروری از آن بهره‌بردای شود.

نتیجه گفت‌وشنود مأمور ویژه ساواک با افراد حزبی مختلف در گزارشی با عنوان «یک بررسی اجمالی از وقایع اخیر» تهیه شده که در همان جملات آغازین تصریح کرده است: «برخورد خونین چند روز اخیر توده‌های مذهبی مردم تهران و شهرستان‌ها با دستگاه حاکمه سدی را که از بعد از 28 مرداد در مورد سکوت مردم به وجود آمده بود شکست و یکبار دیگر روح مبارزه‌جوئی را در آنها زنده نمود». به همین سبب پیش‌بینی کرده که «باید منتظر حوادث بی‌شمار و متوالی دیگری علیه دستگاه حاکمه دیکتاتوری بود». مأمور ساواک معتقد است که تظاهرات اخیر به دلیل نداشتن رهبری و شرکت یک گروه مذهبی، شکست خورده است؛ اما شکست آن به هیچ‌وجه موجب دلسردی نخواهد شد. «حال آنکه موج خونی که ارتش و شهربانی با گلوله باران مردم ایجاد نمودند چشم مردم را گرفته و به این کیفیت است که دیگر حتی نصیحت و تطمیع و تحبیب آنها هم موجب آرامش نخواهد شد». این مأمور برای اینکه درستی عقیده‌‌اش را نشان دهد توصیه کرده «اگر هم‌اکنون به گورستان شهر مراجعه کنید خواهید دید چه اجساد زنده و مرده‌ای به وسیله کامیون در قعر یک گودال فرو ریخته می‌شود و صاحبان اجساد که برای گرفتن آنها مراجعه می‌کنند چگونه با قنداق تفنگ سربازان مواجه می‌شوند. این‌ها موجی است که راه آشتی را مطلقاً می‌بندد. این‌ها علتی است که عصیان مردم را تشدید خواهد کرد و تجدید مبارزه نمایند». گزارش حاضر درباره وقایع چند روز اخیر که موجب تجدید مبارزات مردم و بیداری پس از یک خواب خرگوشی شده است، خطراتی را هم برشمرده، و از جامعه روشنفکر و متفکر کشور خواسته است که در جهت هدایت گروه‌های مذهبی به امور اجتماعی و سیاسی بکوشند. این گزارش «با توجه به موج عصیانی که در مردم به وجود آمده» تداوم مبارزه با شدت بیشتری را در آینده حتمی دانسته، آنگاه افزوده است که بی‌تردید سقوط دستگاه را در پی خواهد داشت. البته احتمال داده که شاید این سقوط موجب خوشحالی باشد؛ اما با سقوط دستگاه تازه اول بدبختی و دیکتاتوری شروع خواهد شد. بدبختی و دیکتاتوری را در سه موضوع زیر عنوان کرده است: «1ـ یا اینکه این کشتار بی‌رحمانه ادامه می‌یابد و یک دیکتاتوری سیاه را به دنبال خود می‌کشد. زیرا در این صورت دستگاه به خاطر حفظ جان و موقعیت خود ناگزیر از اتخاذ یک روش دیکتاتوری است.

2ـ یا انقلاب خواهد شد. با این تفاوت که اگر در انقلاب سی‌ام تیر به علت رهبری صحیح و مدبرانه مانع از سقوط کشور شدیم و در عوض دیکتاتوری معتدل دکتر مصدق را بنا نهادیم، این بار دستگاه، دیکتاتوری را به اوج خواهد رسانید.

3ـ در صورت سوم امکان یک کودتای نظامی است که در این صورت به علت عدم هوشیاری مردم [و] بالانبودن سطح فکر اجتماعی، این کودتا آن چنان کودتای سیاهی خواهد بود که نتیجه‌اش سیر قهقرائی مردم برای یک مدت طولانی خواهد شد». رکود اقتصادی کشور و ورشکستگی تجار یکی پس از دیگری از مهم‌ترین عواملی است که در نظر مخالفان دولت زمینه را برای ارشاد مردم فراهم می‌سازد تا دولت با افتادن در تنگنای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ناچار شود به وضع آرامی که می‌توان گفت مفهومش انقلاب سفید است، خودبه‌خود سقوط کند. همچنین عده زیادی بر این باورند که «اعلام دستگیری آیت‌الله خمینی در روزهای اول تظاهرات از رادیو اشتباه بزرگی بود که دستگاه به ضرر خود مرتکب گردید. زیرا لااقل تا آن روز مردم شهرستان‌ها از ماوقع جریانات اطلاعاتی نداشتند. ولی وقتی از رادیو شنیدند، آنها هم تظاهرات را شروع کردند. چه روحانیون شهرستان‌های تبریز و کرمان و شیراز با آیت‌الله خمینی برای مبارزه هم‌قسم شده بودند و طبیعی است که پس از استماع وقایع ساکت نمی‌نشینند». گزارشگر ساواک در ادامه به فردی به نام «سیدجلال حسینی» اشاره کرده، از قول او افزوده است که «اکراد به خصوص بارزانی‌ها از عناصر موثری هستند که دولت سخت از آنها وحشت دارد. به خصوص که از آیت‌الله حکیم حرف‌شنوائی [دارند] و احترام فوق‌العاده‌ای برای نامبرده قائل هستند و از این جهت می‌توان امیدوار بود که در صورت لزوم از وجود آنها استفاده نمایند. به خصوص که به نظر می‌رسد عبدالناصر هم تلویحاً از جریانات حمایت نماید و در این مورد به عارف هم برای کمک به مردم ایران توصیه نماید». آنگاه به یکی دیگر از موضوعاتی پرداخته که موجب تشدید عصیان مردم گردیده است. به گفته این مأمور ساواک ماجرای تعزیه‌خوانی رادیو و قرائت اشعار مذهبی توسط عده‌ای از عوامل حکومتی در رادیو، همراه با خنده و سخنان مسخره‌آمیز بر عصبانیت مردم دیندار افزوده، باعث شده که به این امر پی ببرند که حکومتی‌ها تظاهر به دین‌داری می‌کنند. بخش مهمی از نتایج گفت‌وشنودهای مأمور ویژه ساواک در نکاتی نهفته است که می‌توان خلاصه آنها را در چند مورد زیر بیان کرد.

الف) دروغهای شاخدار: با مقایسه متن مصاحبه دیروز اسدالله علم (نخست‌وزیر) دربارة دستگیری ضرغام‌پور (رئیس ایل بویراحمدی) و بالای دار بودن او با متن خبری که عصر دیروز از رادیوی ایران پخش و اعلام شد پس از دستگیری و تیرباران، جنازه‌اش در راه همدان است مردم به این نتیجه رسیده‌اند که اخبار و گفته‌ها با هم تناقض داشته، دولتی‌ها در تبلیغات و دروغ‌گوئیها دست گوبلز را هم از پشت بسته‌اند. به همین دلیل هم می‌گویند «امکان دستگیری ضرغام‌پور بعید به نظر می‌رسد. کما اینکه چند ماه قبل هم می‌گفتند شهبازی را دستگیر کرده‌ایم و بعد معلوم شد دروغ می‌گویند».

ب) استعفای دیگر: استعفای جهانگیر تفضلی از سرپرستی اداره کل تبلیغات و انتشارات را دروغ دیگر دستگاه دانسته با اشاره به تناقضات موجود در این باره می‌پرسند «چرا قبل از جریانات اخیر چنین نکردند و درست پس از اینکه گند و کثافت‌کاری‌های ایشان درآمد و بازی مسخره تعزیه ایشان موجب عصبانیت مردم گردید از کار برکنار شدند. لذا این طور نتیجه گرفته می‌شود که برای جلوگیری از عصبانیت بیشتر مردم و ارضای خاطر عمومی، ایشان را کنار گذارده‌اند. منتها شهامت اظهار این حقیقت را ندارند».

ج) تعزیه‌گردانی طیب: تغییراتی که در رفتار و گفتار طیب حاج‌رضایی در چند روز گذشته صورت گرفته نتیجه تنفر شدیدی است که وی نسبت به دستگاه حاکم پیدا کرده است. طبق گفته‌های سیدجلال حسینی، طیب امسال هم مانند سال‌های گذشته مراسم عزاداری برپا ‌کرد. «اما روز عاشورا شیخ رضا[4] که قبلاً تعداد سه ـ چهار هزار عکس زیبا روی تمبر از آیت‌الله خمینی تهیه کرده و در میان مردم توزیع می‌کرد به طیب مراجعه و از او می‌خواهد اجازه دهد چند کلامی صحبت کند و طیب هم این اجازه را می‌دهد و شیخ‌رضا بلافاصله پشت میکروفون قرار گرفته و با تندی به دولت حمله و فحاشی می‌نماید. به هر حال با توجه به اینکه طیب در گذشته از طرفداران پر و پاقرص دستگاه بوده، علت مخالفت قطعی او تعجب‌آور به نظر می‌رسد. به وی اگر قدری توجه شود و موضوع زد وخورد طیب و ناصر جیگرکی را به خاطر بیاوریم و سپس حمایت شدیدی را که دستگاه از ناصر در مقابل طیب می‌کرد در نظر بگیریم، علت مخالفت طیب با دستگاه روشن خواهد شد. به خصوص که طیب از شعبان بی‌مخ هم دلِ خوش ندارد و طبیعی است خیلی دلش می‌خواست شعبان را آزار برساند».

د) حسین رمضان‌یخی: صمیمیت و صداقت رمضان‌یخی در میان گردن‌کشان قابل‌اطمینان بوده به معتقدات مذهبی بی‌نهایت پای‌بند و متعصب است و هرگز زیر بار زور نمی‌رود. به همین سبب هنگام شنیدن خبر دستگیری آیت‌الله خمینی چنان تحت تأثیر قرار گرفت که اگر اسلحه داشت بدون پروا کشتار می‌کرد. او اعلام کرده که «من راه ایمان و دیانت را انتخاب کرده‌ام» و رویه‌ام را در مقابل دستگاه تغییر نمی‌دهم.

مأمور ویژه ساواک در بخش پایانی گزارش خود مواردی را از زبان برخی افراد حزبی و مخالف دولت ذکر کرده و بدانها عنوان «مسموعات و شایعات» داده است. این شنیده‌ها و شایعات در چند بند زیر قابل توجه است: 1ـ سکوت جبهه ملی که بنا به گفته‌های عباس دیوشلی در جریان حوادث اخیر، مشت عوام‌فریبانة جبهه ملی باز شد و در تظاهرات و اعتراضات مردم به غیر از یکی ـ دو مورد هیچ شعاری به نفع آنها سر ندادند. 2ـ دروغ بودن سخنان محمدرضا شاه درباره دریافت پول از خارجی‌ها که گفته شده «اگر واقعاً همچنین مطلبی صحیح باشد ایشان باید از بیان آن شرمسار باشد. زیرا موید آن خواهد بود که یک ملت چقدر گرسنگی کشیده و بدبختی دیده که حاضر شده جان خود را به خاطر 25 ریال از دست بدهد». 3ـ تناقض ادعای دین‌داری و مسلمانی شاه با برنامه‌های مختلف اقتصادی که حاکمیت در جهت حمایت از بهاییان به اجرا می‌گذارد. 4ـ فعالیت تیمور بختیار در خارج بر ضد دولت ایران، به ویژه ملاقات او با جمال عبدالناصر در قاهره برای ارسال اسلحه به ایران که بر خلاف ادعای دولت ایران در وقایع اخیر کشور دست نداشته است. چرا که اگر دستی در این حوادث داشت، جبهه ملی بیشترین نقش را ایفا می‌کرد. 5ـ مطالب و سخنرانی‌های حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی که شب‌ها در مسجد ترک‌ها بیان کرده نشان می‌دهد که محققاً او سخنگوی آیت‌الله خمینی است. آیت‌الله خمینی «بارها بر حفظ نظم و برقراری آرامش» تأکید ورزیده، فلسفی نیز در منابر خود اعلام نمود که «نباید جنگ کرد. نباید خونریزی نمود. ما با کسی سر جنگ نداریم». اعلامیه‌های منتشر شده از آیات عظام و نظم و آرامشی که در تظاهرات چند روز اول برقرار بوده همین نکته را تأیید می‌کند. اما واقعیت آن است که دستگاه حاکمه برای دستگیری روحانیون و جلوگیری از رهبری مردم در مبارزات آینده نقشه‌ای طرح نمود و به دست عوامل نفوذی نقشه خود را به طرق مختلف به‌ موقع اجرا گذاشت. ورود غیرمنتظره عده‌ای محدود به مسجد ترک‌ها در روز عاشورا و سردادن شعاری با مضمون «یا مرگ یا خمینی» که با هجوم ناگهانی پلیس و آغاز تیراندازی پایان پذیرفت از جمله این نقشه‌ها بوده که هیئت حاکمه با اجرای آن به اهداف خود دست یافت. به آتش‌کشیدن کتابخانه پارک‌شهر هم از دیگر برنامه‌های از پیش تعیین شده بود که توسط سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) اجرا شد. 6ـ خودکشی چند تن از قوای نظامی، اعم از ارتشی و شهربانی که چون افراد متدینی بوده‌ و نمی‌توانستند به روی تظاهرکنندگان تیراندازی کنند، دست به خودکشی زده‌اند. 7ـ شیوع اخبار متعدد درباره فعالیت مجدد جمعیت فدائیان اسلام که امید به تحولات عمیق را در بین مردم به وجود آورده است. 8ـ اظهار همدردی مردم پاکستان، عراق و مصر از مردم ایران و کشتار بی‌رحمانه تظاهرکنندگان توسط حکومت پهلوی. 9ـ ورشکستگی عده‌ای از تجار و تعطیلی در بازار و رکود معاملات بانکی.[5]

± تعطیلی کامل بازار تهران

از حادثه 15 خرداد هفت روز می‌گذرد که به همین مناسبت مخالفان دولت به منظور زنده ‌نگه‌داشتن یاد و خاطره آن روز، به ویژه دستگیری آیت‌الله خمینی و دیگر علما و روحانیون و همچنین کشته‌ روز مزبور، امروز را روز اعتصاب عمومی و تعطیلی مغازه‌ها و بازار اعلام کرده بودند. از آن‌ روی از ساعات اولیه صبح امروز قوای اطلاعاتی پیوسته در نقاط مرکزی شهر پرسه زده، اوضاع را زیر نظر دارند و گزارش‌هایی را نیز پی‌درپی تهیه می‌کنند. به‌ طوری که بر اساس گزارش‌های مأموران ساواک در منطقه بازار تهران و خیابان‌های اطراف آن، تمام مغازه‌ها و حجره‌های بازار مطلقاً بسته بود. همین وضعیت بر گلوبندک و سبزه‌میدان نیز حاکم بود. اما تعدادی از مغازه‌های میدان شاه باز بوده که گزارشگر ساواک آمار آن را 20 درصد تخمین زده است. او آمار مغازه‌های باز در خیابان‌های بوذرجمهری و خراسان را هم به ترتیب 25 و 30 درصد برآورد کرده است. باوجود این مغازه‌های خواربارفروشی چندان توجهی به اعتصاب عمومی ننموده، خریدوفروش در آنها امروز جریان داشت. انبوه زیادی از مردم در پیاده‌روهای بازار، ناصرخسرو و خیابان‌های اطراف آن در مقابل مغازه‌های بسته در رفت‌وآمد بودند. در سوی دیگر بسیاری از کسبه درِ مغازه‌هایشان را بسته‌ بودند و در پیاده‌روها نشسته، اوضاع را رصد می‌کردند. تعطیلی مغازه‌ها در نقاط مختلف شهر یکسان نبود. به‌ گونه‌ای که هرچه از مرکز شهر فاصله بیشتر می‌شد دامنه تعطیلی و اعتصاب نیز کم‌رنگ‌تر ‌گشته، تعداد مغازه‌های بسته کم و کمتر می‌شد. باوجود این هرچه از شمال به سمت جنوب شهر پیش می‌رفت تعداد مغازه‌های بسته نیز بیشتر بود. همچنین بسیاری از اهالی تهران در نقاط دیگر از ترس اینکه مورد حمله واقع نشوند در منازل خود ماندند و بیرون نیامدند. وسائط نقلیه عمومی و رفتگران شهرداری طبق معمول مشغول کار بودند و کلیه شعبات بانک‌ها هم باز بود. در ضلع غربی، به طرف شمال و جنوب خیابان سی‌متری نظامی، امیریه، نواب، سلسبیل، خوش و اسکندری مغازه‌ها اکثراً باز بود. در این میان اقدام گروهی ناشناس تأثیر زیادی بر فضای درونی بازار نهاده است. این گروه به وسیله تلفن پیوسته با مغازه‌دارانی که بر سرکارشان حاضر شده ‌بودند تماس گرفته آنها را تهدید می‌کردند که دکان‌هایشان را ببندند. در مقابل این، افرادی هم که گردانندگان آنها از اعضای حزب توده بودند در بازار به گردش درآمده، با برپایی تجمعات چندنفره اعلام می‌کردند که «چرا دولت اجازه نمی‌دهد ما مردم را روشن کنیم و کار مخالفین را بسازیم». آمدوشدهای زنان بی‌حجاب در معابر و رفت‌وآمدها به اداره‌های دولتی هم جریان داشت[6] که به نظر می‌رسد همین امر نشان دهنده آن است که موسسات و سازمان‌های دولتی با این کار درصدد بودند تلاش مخالفان در به‌ تعطیلی کشاندن مغازه‌ها بی‌اثر باشد.

برخلاف نقاط مرکزی تهران، اطراف حاشیه‌ای شهر از وضعیت نسبتاً بهتری برخوردار است. در بیشتر آنها مغازه‌ها باز بوده، کسبه به کار خود اشتغال داشتند. به‌ گونه‌ای که روزنامه کیهان در گزارش‌های متعددی وضعیت پایتخت را در ساعت‌های مختلف امروز آرام دانسته، نوشت که زندگی عادی مردم جریان داشت. و برای اینکه تصویری از این آرامش را بازتاب دهد، به گردش نخست‌وزیر در برخی از خیابان‌های جنوب شهر تهران اشاره کرد که در نقاطی از ماشینش پیاده می‌شد و با مردم عادی صحبت می‌کرد.[7]

برپایه گزارش یکی از مأموران ساواک که در ساعت 9 و نیم صبح از سطح عمومی شهر تهیه کرده، مغازه‌‌داران تهران در نقاط مختلف شهر فعالیت خود را از سر گرفته‌اند. با این تفاوت که در برخی نقاط تعداد مغازه‌های باز، و در بعضی مناطق شمار دکان‌های بسته بسیار است. بنابر این گزارش میزان مغازه‌های باز در نقاط مختلف تهران مانند تهران‌نو، شمیران، قلهک، میدان‌های فوزیه، شاه، بهارستان، فردوسی، ژاله، راه‌آهن، و خیابان‌های شاهرضا، لاله‌زار، نادری، اسلامبول، سرچشمه، فرح‌آباد، شاه‌آباد، ایران، ایران‌مهر، جوادیه، باغشاه، تیموری، جی، بریانک، شاهرخ، گلستانی، آذربایجان، خراسان و سبزه‌میدان بین 10 تا 95 درصد در نوسان بوده است.[8]

با وجود این تعدادی از تانک‌های نظامی در میدان بهارستان و نزدیک ساختمان مجلس شورای ملی آرایش نظامی گرفته، نیروهای انتظامی در آن حوالی مراقب نظم و آرامش بودند. این وضعیت برخلاف استقرار آرامش نسبی و تعطیلی بازار و مغازه‌های نقاط مرکزی شهر، همچنان یادآور تداوم فضای ناآرام هفته گذشته است. برخی از خبرگزاری‌ها تصریح کرده‌اند که اعتصاب عمومی در قسمت‌های جنوبی و فقیرنشین شهر بیشتر از جاهای دیگر به چشم می‌خورد.[9]

± ادعای مأمور ساواک درباره اوضاع پایتخت

برخلاف آنچه در تهران روی داده و بسیاری از نقاط مرکزی شهر به حال نیمه‌تعطیل درآمده، یکی از مأموران ساواک با اظهار نظری بر این باور است که اهالی پایتخت اعلامیه‌ها و دعوت مخالفان دولت را در اعتصاب امروز نادیده گرفته، وضعیت شهر همچنان آرام و عادی است. او در گزارشی تصریح کرده است «اینک که خوشبختانه کسی به اعلامیه مسلمانان متحد وقعی ننهاده و امور جاریه پایتخت وضع عادی خود را طی می‌کند اگر تا ظهر اتفاق سوئی رخ ندهد شایسته است مقامات دولتی از این فرصت استفاده نموده و طی اعلامیه‌ای جریان اعتصاب امروز و اینکه تیر مخالفین به سنگ خورده و مردمِ هوشیار و شرافتمند تهران به نغمه این بی‌وطنان توجهی ننموده‌اند تشریح و از آنان تشکر نمایند». گزارش او در ادامه پیشنهاد دیگری را هم دربر دارد. به این گونه که «به بازاریان اعلام دارند که چون امنیت کاملی برقرار شده و از طرف نیروی انتظامی کاملاً مغازه‌هایشان تأمین است، می‌توانند مغازه‌های خود را که در این چند روز اخیر بسته بوده باز کنند و به کسب و کار بپردازند». مأمور ساواک در بخش پایانی گزارش خود تأکید کرده است که «مخصوصاً جمله مغازه‌های ناحیه بازار که در این چند روز اخیر بسته بوده ذکر شود که در اذهان این طور تعبیر نشود که امروز بسته بوده‌اند».[10]

 

± تشکر فرمانداری نظامی تهران از اهالی پایتخت

در ساعت 11 پیش از ظهر امروز سپهبد نعمت‌الله نصیری (فرماندار نظامی تهران و حومه) با انتشار اعلامیه زیر که از زمان انتصابش به حکومت نظامی تهران تاکنون نهمین اعلامیه وی به شمار می‌رود، اوضاع پایتخت را آرام و عادی خوانده، از مردم خواست که به تبلیغات مخالفان دولت توجهی نکنند. «توجهی که مردم شرافتمند به اعلامیه‌های 7 و 8 فرمانداری نظامی مبذول داشتند، نمونه اطمینان اهالی پایتخت به فرمانداری نظامی می‌باشد. اینک با اظهار تشکر از همکاری کلیه ساکنین پایتخت به اطلاع می‌رساند: همان‌طور که مشاهده نمودند هیچ نوع ناراحتی در شهر وجود ندارد و آرامش و امنیت کامل در سرتاسر تهران و حومه برقرار است و انتظار می‌رود که اهالی محترم تهران در آتیه نیز تحت تأثیر تبلیغات سوء اخلالگران قرار نگرفته و آرامش را حفظ نمایند».[11]

± برگزاری مجلس شب هفت و روزه‌داری برای شهدای پانزده خرداد 

به مناسبت هفتمین شب درگذشت افرادی که در پشتیبانی از علما و روحانیون و مخالفت با اقدامات دولت پهلوی جانشان را از دست دادند، عده‌ای از اعضای نهضت آزادی ایران که زندانی‌اند مجلس یادبودی را در زندان قصر تهران برپا کردند. آنان از چند روز پیش برای برپایی این مجلس به تکاپو افتادند و با بسیاری از زندانیان سیاسی مانند کاظم حسیبی، مهدی آذر و شاپور بختیار صحبت کردند که در آن مراسم شرکت کنند. لیکن به غیر از مهدی بازرگان، عزت‌الله سحابی، چند تن از اعضای متدین جبهه ملی، افرادی مانند محمود مانیان و محمد مدیرشانه‌چی و چند تن از بازاریان، کسان دیگری در این مجلس شرکت نجستند. به هر روی این مراسم با شرکت حدود سی تن از زندانیان با خواندن قرآن آغاز شد و در ادامه بازرگان برای حاضران درباره 15 خرداد سخنرانی کرد. در پایان هم یکی از زندانیان قطعه شعری را در رثای کشته‌ حوادث اخیر قرائت کرد.[12] افزون بر این و به منظور پاسداشت یاد آنان، عده‌ای از زندانیان مسلمان همان زندان، امروز را روزه داشتند.[13]

 

± آمار ضدونقیض درباره تعداد شهدا        

نشریه خواندنیها در شماره امروز خود ضمن تصریح بر اینکه درباره تعداد کشته‌ حوادث اخیر تهران و شهرستان‌ها گزارش‌های ضدونقیضی منتشر شده است نوشت «بعضی‌ها تعداد کشته‌ را بیش از دویست نفر می‌دانند. ولی به موجب گزارش‌های رسمی تعداد مقتولین کمتر از یکصد نفر می‌باشد که در میان آنها چند زن نیز بوده است».[14]

 

± شایعه کشته شدن سیدمصطفی خمینی     

امروز در میان مردم شایع شد که آقا سیدمصطفی فرزند آیت‌الله خمینی در قم کشته شده ‌است. این خبر را مأمور ویژه ساواک به دست آورده؛ در ادامه با اشاره به اینکه وی در غیاب پدرش عهده‌دار امور خانواده است، یادآور شد که باید مأموران انتظامی قم نهایت مراقبت را از لحاظ حفظ جان سیدمصطفی و تحت‌نظر داشتن او به عمل بیاورند که معاندین نتوانند از این موقعیت سوءاستفاده کنند.[15]

± تلگرام رئیس ساواک به تمامی مراکز ساواک

ساواک با ارسال تلگرام زیر به «کلیه ساواک‌های خارج از مرکز و خارج از کشور» به تلویح ضمن عادی نشان‌دادن اوضاع شهر تهران، اخبار مخالف را تکذیب و به اداره‌های تابعه در نقاط دیگر تکلیف کرد که به غیر از اخباری که از سازمان متبوع خود دریافت می‌کنند، به سایر اطلاعات استناد نکنند. متن تلگرام ساواک که امضای سرلشکر پاکروان برپای آن نقش بسته چنین است: «همان طوری که رادیو و مطبوعات اعلام داشته‌اند تقاضای عناصر آشوبگر از مردم تهران در مورد عدم خروج از منازل خود در روز جاری با شکست قطعی مواجه [شده] و امروز پایتخت وضع عادی داشت و مردم طبق معمول به کار و کسب و تردد در خیابان‌ها مشغول بودند و تنها در برخی از خیابان‌ها تعداد بسیار محدودی از دکاکین تعطیل بود».[16]

± فهرست بازاریان بازداشت‌شده در اصفهان

افرادی که به اتهام تحریک مردم برای به تعطیل کشاندن بازار و مغازه‌های اصفهان دستگیر شده‌اند توسط ساواک آن شهر معرفی شدند. برپایه گزارشی، تعداد آنها 23 تن است که همگی را مأموران انتظامی دستگیر کرده، در اختیار ساواک اصفهان قرار داده‌اند. این افراد که مشخصات‌شان به ترتیب نام و نام خانوادگی، نام پدر و شغل می‌باشد، عبارتند از:

1ـ ابوالقاسم کوپایی، عبدالحسین، تاجر. 2ـ باقر نوروزی، اسدالله، خرازی‌فروش. 3ـ پرویز خسروی، خانعلی، شاگرد کفاش. 4ـ حسن قلع‌ریز، علی، چراغ‌ساز. 5ـ حسین خشویی، رحیم، بافنده. 6ـ حسین خوروش، ملاعلی، کتاب‌فروش. 7ـ حسین فاتحی، حسن، نخودریز. 8ـ حسین کامران، زین‌العابدین، کارگر کشباف. 9ـ حسین معنوی، سیدتقی، شاگرد عطار.10ـ رضا نوروزی، اسدالله، خرازی‌فروش. 11ـ سید اصغر حجازی، ابوالقاسم، زرگر. 12ـ سیف‌الله کریمی، کریم، عتیقه‌فروش. 13ـ شکرالله پوده‌ای، حسین، بقال. 14ـ علی رضوانی، رجبعلی، شاگرد بقال. 15ـ کریم نادری، تقی، بنا. 16ـ محمد اقتداری، جواد، آهن‌تراش. 17ـ محمد ایزدخواستی، عباس، کفاش. 18ـ محمد خرمی، علی، شاگرد خرازی‌فروش. 19ـ محمود کلاهدوزان، علی، بزاز. 20ـ محمود منتظری، کریم، منشی بنگاه. 21ـ مصطفی خلیلیان، علی، خیاط. 22ـ مصطفی قزوینی‌زاده، مهدی‌، آرایشگر. 23ـ ولی‌الله فتاحی، شعبانعلی، معلم فرهنگ.

ساواک اصفهان در ادامه گزارش خود افزون بر نامبردگان بالا، هفت تن دیگر از اعضای کمیته نظارت ملی اصفهان را نام برده‌است که به حزب زحمتکشان وابستگی دارند. به گزارش صدقی (رئیس ساواک اصفهان) این افراد نقش رهبری تحریکات مردم در جریان اخیر آن شهر را ایفا کرده، تصمیم داشتند که دست به اقداماتی نظیر آتش‌سوزی در بازار بزنند، لیکن پیش از آنکه موفق به انجام چنان کارهایی شوند توسط مأموران انتظامی دستگیر و بازداشت شدند. اسامی این هفت نفر نیز به شرح زیر است:

1ـ اسدالله خسروی‌زاده، حسن، کارمند بیمه‌های اجتماعی، عضو کمیته. 2ـ حسین واعظی (دکتر)، محمدعلی، عضو کمیته. 3ـ سیدکاظم میرعمادی (دکتر)، عبدالکریم، دبیر دانشگاه و رهبر کمیته. 4ـ عباسعلی کسایی کوپایی، عبدالحسین، کارمند اداره برق، عضو کمیته. 5ـ عبدالرسول حاتم‌زاده (مهندس)، عبدالصمد، عضو کمیته و کارمند فنی اداره صنایع و معادن. 6ـ کریم اقبالی‌خیرآبادی،حسن، معلم فرهنگ، عضو کمیته. 7ـ عبدالغفور وخشوری، محمدحسن، دلال بازار، عضو کمیته.

بخش پایانی گزارش ساواک اصفهان به وضعیت بازار و مغازه‌های شهر اختصاص یافته که مطابق آن، 80 درصد مغازه‌ها باز بوده، تعدادی از حجره‌ها و دکان‌های بازار نیز مشغول کسب و کارند. به همین سبب رئیس ساواک اصفهان گزارش خود را با این پیشنهاد به پایان برده‌است که «در صورت تصویب به محض باز شدن [کامل] بازار کلیه افراد خرده‌پا که به اتهام تحریک [به] بستن بازار دستگیر شده‌اند آزاد و افراد حزب زحمتکشان که در این تحریکات سهم زیادتری دارند برای تحقیقات بیشتری در زندان باقی بمانند».[17]

± وضعیت شهر تبریز از نگاه ساواک  

در چند نقطه شهر تبریز اعلامیه‌ای روی دیوارها با عنوان «فتوای مسلمین اعتصاب با حفظ آرامش» نصب شده که مأمورین انتظامی و ساواک بی‌درنگ آنها را کندند.[18] ساواک تبریز با ارسال گزارش‌هایی به تهران وضعیت تبریز و بازار آن را تشریح کرد. در یکی از این گزارش‌ها ابتدا «به تبعیت از دستور»ی اشاره شده که به ‌منظور ایجاد هماهنگی روحانیون و بازار تهران صادر شده بود. بنابراین «از امروز صبح بازار و کلیه مغازه‌های خیابان‌ها به استثنای نانوایی‌ها، قصابی‌ها، داروخانه‌ها و چند قهوه‌خانه به کلی تعطیل» شدند. البته وسایل عمومی به کار خود مشغول بودند و رانندگان اتوبوس‌ها و تاکسی‌ها سرکارشان حاضر شدند.‌ ساواک تبریز، دستگیری سه تن از روحانیون آذربایجانی به عنوان «وعاظ ناراحت» را جزو اقداماتی برشمرده که در پیروی از دستورات صادره انجام داده است. آنگاه تأکید کرده ‌است که دستگیرشدگان را به تهران اعزام خواهد کرد. استقرار «مأمورین انتظامی با افراد تقویتی لشکر در نقاط حساس شهر» به منظور جلوگیری از بروز حادثه‌ای از دیگر موضوعاتی است که گزارش ساواک تبریز بدان پرداخته است.[19] افزون بر سه تن از وعاظ بنام تبریز، افراد زیر هم که در تحریک مردم برای تعطیل‌کردن مغازه‌ها نقشی فعال داشتند، دستگیر و روانه ساواک آن شهر شدند. حسن هاشم‌زاده، ابوالقاسم شادگانی، حسن تقی‌زاده و حسین باسمچی.[20]

± دستگیری سه روحانی فعال تبریز

حجج‌اسلام میرزامحمود وحدت‌نیا[21]، محمدحسن بکائی و میرزاعیسی اهری (سلیم‌پوراهری) سه روحانی و واعظ فعال آذربایجانی امروز توسط عوامل حکومتی در تبریز دستگیر شدند. آنان از اول ماه محرم تا به امروز در بیشتر مجالس و منابر شهر حضور داشته، در ضدیت با اقدامات دولت فعالیت و سخنرانی کرده‌ بودند. حتی در برخی از سخنرانی‌هایشان «به مقامات عالیه کشور و هیئت حاکمه هتاکی» کرده‌اند که کمیته اطلاعاتی استان طبق مصوبه روز گذشته دستور بازداشت آنها را صادر کرد. به دنبال آن هر سه نفرشان دستگیر، و با بدرقه یک نفر گارد ساواک و سه نفر از ژاندارمری تبریز به‌ وسیله یک دستگاه دوج کمانکار راهی تهران شدند. پرونده هر کدام از روحانیان یادشده نیز جداگانه تنظیم و از طریق پست روانه ساواک تهران گردید.

مهرداد (رئیس ساواک آذربایجان‌شرقی) در ادامه گزارشی که در این باره به تهران فرستاده ‌است، پیشنهاد کرد: «نظر به اینکه وجود آقایان در منطقه نیز موجبات عدم امنیت و تظاهراتی را در آینده ایجاب خواهد نمود مستدعی است مقرر فرمایند حداقل مدت یک سال در مناطق جنوب بازداشت گردند».[22]

± مخالفت ساواک با برقراری حکومت نظامی در تبریز         

سرلشکر پاکروان رئیس کل ساواک در پاسخ به درخواست ساواک تبریز مبنی بر استقرار فرمانداری نظامی در آن شهر با اشاره به تشکیل کمیسیون امنیت اجتماعی در تهران و تأمین امنیت شهر یادآور شد که می‌توان با انجام چنان اقداماتی اوضاع شهر تبریز را در دست گرفت و نیازی به برقراری فرمانداری نظامی نیست. او در این باره نوشت: «در تهران هم از روز 15 ماه جاری بازار بسته ‌است. ولی تدریجاً باز می‌شود، با تشکیل کمیسیون امنیت، پیش‌بینی‌های لازم را از نظر امنیت شهر به عمل آورید، وقتی مردم مطمئن شدند که امنیت برقرار است خودبه‌خود به کسب و کار مشغول خواهند شد. ولی مأمورین انتظامی و سازمان‌های انتظامی می‌بایستی با تهیه طرح‌های دقیق، کاملاً مراقب بوده و در موقع بروز حادثه غافلگیر نشوند. از ابتدا ابتکار عمل را در دست بگیرید. بدیهی است برای این کار کسب اطلاعات دقیق و در جریان ‌گذاشتن سازمان‌های انتظامی فوق‌العاده حائز اهمیت است و اگر با تمام این پیش‌بینی‌ها احتمال بروز حوادث ناگواری برود، آن وقت اقدامات دیگری به عمل خواهد آمد که اعلام فرمانداری نظامی هم یکی از آنها است».[23]

± انصراف آیت‌الله شریعتمداری از طرح بازگشایی بازار تبریز

به گزارش ساواک پیش‌تر به منظور رفع تعطیلی از بازار تبریز، آیت‌الله شریعتمداری تصمیم‌ داشت که چند فقره تلگرام خطاب به تعدادی از مجتهدین تبریز مخابره، و آنان را به بازگشایی مغازه‌ها و بازار دعوت کند. لیکن قبل از اینکه چنین اقدامی صورت پذیرد، آیت‌الله حاج میرزاعبدالله مجتهدی‌تهرانی تلفنی با او مذاکره کرده، با پیش‌کشیدن مسائلی باعث شد که آیت‌الله شریعتمداری از ارسال تلگرام‌های یادشده منصرف شود.[24] منابع آگاه هیچ اشاره‌ای به چگونگی گفت‌وشنود تلفنی آن دو نکرده، تاکنون دانسته نیست که آیت‌الله مجتهدی با طرح چه موضوعات و مسائلی موجبات انصراف آیت‌الله شریعتمداری از مخابره چنان تلگرام‌هایی را فراهم آورده است.

± دیدار بازاریان تهران با آیت‌الله شریعتمداری        

مأمور ویژه ساواک امروز گزارش داد که پیش از آمدن آیت‌الله شریعتمداری به تهران، عده‌ای از بازاریان تهران به قم رفته، با وی ملاقات کرده «گفته‌اند با ادامه تعطیل بازار خسارت فوق‌العاده‌ای متوجه بازاری‌ها شده، اگر شدت عمل باید نشان داده ‌شود، دستور آن را صادر کنید و اگر تصمیم دیگری هم باشد آن را به اطلاع ما برسانید». براساس گزارش یاد شده آیت‌الله شریعتمداری هم در پاسخ به خواسته ایشان نظر آیت‌الله سیدمحسن حکیم را پیش کشیده، اظهار کرده ‌است که آیت‌الله حکیم عقیده دارند که باید شدت عمل نشان داده‌ شود. آنگاه یادآور شده ‌است که «من از خودم نمی‌توانم اظهارنظر کنم. برای اینکه مرجع دینی ما آیت‌الله خمینی است که آن هم در زندان است و دسترسی به او نیست که کسب دستور شود». در پایان هم افزوده که «من شدت عمل را فعلاً تجویز نمی‌کنم. باید کج‌دار و مریز رفتار کرد تا ببینیم چه می‌شود». گزارشگر ساواک در پایان از انتظار متعصبین مذهبی سخن به میان آورده‌است که «آیت‌الله خمینی دستور شدت‌عمل صادر کند تا از راه ترورهای فردی و پاشیدن اسید و خرابکاری‌های دیگر عکس‌العمل نشان‌ دهند».[25]

± درخواست آیت‌الله شاهرودی از شاه

آیت‌الله سیدمحمود شاهرودی که در حوزه نجف اشرف اقامت دارد در تلگرامی خطاب به محمدرضا شاه، از حوادث اخیر، دستگیری علمای اعلام و سلب راحتی آنان ابراز انزجار نموده، وقوع چنان رخدادهایی را اهمال دولت دانست و رهائی آیت‌الله خمینی و سایر بازداشت‌ را جداً خواستار شده، تذکر داد که از تعدیات و رفتار جابرانه دولت جلوگیری به‌ عمل آید.[26] متن تلگرام وی به این شرح است: «اعلی‌حضرت شاهنشاهی ایران. حوادث اخیره و دستگیری علمای اعلام سلب راحت نموده و انزجار خود را از اعمال دولت اظهار می‌داریم. رهایی و اطلاق آیت‌الله خمینی و اعلام و جلوگیری از تعدیات و رفتار جابرانه دولت را جداً خواهانیم. الشاهرودی».[27] افزون بر این گفته می‌شود شیخ محمود شلتوت نیز در تلگرامی از شاه خواسته‌ است که از تجاوز به حریم دیانت و روحانیت خودداری نماید.[28]

± قول مساعدت رئیس دانشگاه الازهر مصر به ملت ایران

شیخ محمود شلتوت، رئیس دانشگاه الازهر مصر همچنین با ارسال تلگرامی خطاب به «حضرات اساتید دانشمند و بزرگوار حوزه علمیه قم» تصریح کرد که «حمله تجاوزکارانه بر ضد پیشوایان مذهبی در کشور شما موجب تأثرات من و سایرین را فراهم ساخته‌است». آنگاه با اظهار انزجار و تقبیح حوادث ناگواری که در روزهای اخیر در تهران، قم و شهرهای دیگر ایران روی داده، افزود: «به شما ملت ایران و طلاب و محصلین اطمینان می‌دهم که با شما همکاری خواهم کرد. حمله بر ضد شما حمله به مقدسات است که ما به آن ایمان داریم و در راه ترویج آن می‌کوشیم».[29]

± تأیید قرار بازداشت عده‌ای از روحانیون  

در جلسه اداری دادگاه عادی که به ریاست سرهنگ سوار زرهی فتحعلی آصف‌جاه و به کارمندی سرهنگ پیاده غلامرضا پیشین‌نیا و سرهنگ دوم پیاده حسن روحانی تشکیل شد، اتهام دو تن از روحانیانی تأیید شد که در روزهای اخیر بازداشت شده‌اند. مجدالدین مصباحی و اصغر نباتی کوپائی دو روحانی یادشده هستند که پس از بررسی محتویات پرونده مقدماتی، اعضای دادگاه فعالیت ایشان را با توجه به اعمالی که اخیراً صورت گرفته با اهمیت تشخیص داده با رعایت مفاد موجود در پرونده، مبنی بر اقدام بر ضد امنیت داخلی مملکت به اتفاق آرا، قرار مورخه 16/3/42 صادره از طرف بازپرس سرلشکر 1 گارد مبنی بر بازداشت موقت متهم مزبور را تأیید کردند.[30]

± تظاهرات شعبان جعفری (شعبان بی‌مخ) در حمایت از شاه

در حدود ساعت 10 پیش از ظهر امروز، شعبان جعفری سوار بر جیپ همراه بیست دستگاه جیپ روباز دیگر و عده‌ای از ورزشکاران به حال تظاهرات، در خیابان‌های مرکزی شهر تهران به گشت‌زنی پرداختند. آنان از خیابان بوذرجمهری وارد بازار شده، آنگاه به سمت خیابان ناصرخسرو و میدان سپه رفتند.[31] برخی از رسانه‌های گروهی بدون آنکه نامی از شعبان جعفری و دارودسته او به میان آورند، این افراد را یک کاروان کوچک مرکب از چند جیپ مملو از تظاهرکنندگان معرفی کردند که فریاد «جاوید شاه و مرگ بر مرتجعین سیاه» سر دادند و در چند قسمت از خیابان‌های تهران رژه رفتند. این تعداد از متظاهرین عکس بزرگی را هم از محمدرضا شاه به ‌وسیله اتومبیلی، پیشاپیش خود حمل می‌کردند.[32] حرکات این گروه از تظاهرکنندگان در میان عابرین و مردمی که در پیاده‌روها ایستاده ‌بودند، بازتابی نامطلوب گذارده، ممکن بود که کارشان به اعتراض و درگیری منجر گردد.[33] مأمور ساواک که عبور آنان را از نقاط مرکزی شهر به چشم دیده بود در ادامه گزارش کوتاهش در این باره نوشت «به منظور جلوگیری از این‌گونه اعمال که باعث ایجاد وضع مجدد و تحریک و بالاخره نفرت می‌نماید از طریق مقامات به شهربانی کل (فرمانداری نظامی) توجه داده شود».[34]

± نظر افراد مختلف درباره سخنرانی محمدرضا پهلوی در همدان

سخنرانی محمدرضا شاه در مراسم اعطای اسناد مالکیت در همدان (18 خرداد ماه جاری)، در بین مردم بازتاب‌های مختلفی را در پی داشت. عده‌ای سخنان او را «بهترین و سلیس‌ترین» نطق دانسته‌اند که در سال‌های اخیر ایراد نموده است. لیکن افرادی هم ایراداتی بر سخنان او مطرح می‌سازند که از میان آنها دکتر صفوی (پزشک)، سیاح سپانلو (از فرهنگیان قدیمی) و احمد آرامش هستند که معتقدند نطق شاه اگرچه سلیس بوده، نقاط‌ضعفی هم داشت. از نگاه آنان نقاط‌ضعف سخنرانی محمدرضا پهلوی در دو مورد زیر خلاصه شده است: 1ـ اشاره شاه به نقش تحریک‌آمیز جمال عبدالناصر مصری در حوادث داخلی کشور موجب سرشکستگی ایران در افکار عمومی جهانیان شده ‌است. چرا که می‌گویند «پایه‌های اجتماعی ایران به قدری سست است که عبدالناصر افریقائی قادر به اخلال در کار ایران است». این امر شخصیت عبدالناصر را هم در عرصه بین‌المللی بالا می‌برد و برای او قدرتی فوق‌العاده تولید می‌کند که در جلب کمک کشورهای بزرگ برای کشور مصر کاملاً موثر است. 2ـ شاه در سخنرانی خود به مبالغی پول پرداخت که توسط خارجیان به ایران وارد شده و عده‌ای با دریافت 25 ریال در تظاهرات و درگیری‌های اخیر شرکت کرده‌اند. این مطلب به‌ خودی خود حاکی از آن است که فقر عمومی در ایران تا چه حد رسیده ‌است که افراد برای 25 ریال حاضر هستند جان خود را به خطر بیندازند یا از دست بدهند.[35]

± عدم حضور حزب ملت ایران در قیام 15 خرداد

فرزین مخبر، مسئول دانش‌آموزی حزب ملت ایران، به افراد خود اعلام کرده ‌است که به‌ هیچ‌وجه در جریان‌ها و حوادث امروز دخالت نکنند. او در این باره تأکید کرد اگر دیده‌ شود که فردی در تظاهرات شرکت، و مردم را تشویق به بستن مغازه‌ها کرده‌ است از حزب اخراج خواهد شد.[36]

± نقش‌های مختلف دانشجویان در جریان حوادث اخیر

دانشجویان دانشگاه تهران در جریان حوادث اخیر نقش‌های متعددی را ایفا کرده‌اند که ساواک بر اساس آن، ایشان را به سه دسته زیر تقسیم کرده است: 1ـ دانشجویانی که به نهضت آزادی ایران وابستگی دارند و کاملاً با روحانیون همکاری می‌کنند. 2ـ عده‌ای که عضو حزب سابق توده‌اند و در وقایع روزهای گذشته نقش رهبری را بر عهده گرفته، برنامه‌های تخریبی را انجام می‌دادند. 3ـ گروهی که وابسته جبهه ملی هستند. این افراد با استناد به اینکه نمی‌دانند پشت این جریانات چه کسانی قرار دارند، بیشتر روزها در خانه‌هایشان مانده، بیرون نیامده‌اند. بنابراین کمتر در تظاهرات و درگیری‌ها شرکت داشته‌اند.[37]

± ادعای تماس تلفنی تهدید‌آمیز با منازل امیران ارتش

برپایه گزارش ساواک «برنامه مخالفان این است که این روزها به منازل بعضی از امرای ارتش و افسران موثر و رجال و طرفداران دولت تلفن کنند و به آنها بگویند چرا شما ناظر قتل و کشتارها هستید و سکوت کرده‌اید. اسم شما مثلاً در لیست سیاه نوشته می‌شود و در موقع، انتقام خون مردم مسلمان از شما گرفته خواهدشد». این گزارش در ادامه می‌افزاید که «مخالفان می‌خواهند به اصطلاحِ خود از این راه، دل آنها را خالی کنند و روحیه آنها را ضعیف نمایند تا ناراحتی و آشفتگی فعلی برای بهره‌برداری آنها ادامه یابد».[38]

± تحقیقات ساواک درباره پول اعراب در تهران       

برای تحقق بخشیدن به اتهامی که حکومت بر ضد مخالفان خود،‌ به ویژه روحانیون و علما مطرح ساخته و آنها را متهم کرده بود که برای ابراز مخالفت با برنامه‌ها و سیاست‌های دولت از دول خارجی پول گرفته‌اند، ساواک افرادی را مأمور تحقیق در این باره کرد. این گروه از مأموران ساواک دست به کار شده، در این باره گزارش‌هایی را نیز تهیه کردند که گزارش یکی از آنها امروز به ساواک مرکزی ارسال گردید. برپایه آگاهیهایی که مأمور ساواک در این گزارش یاد‌آور شده، عده‌ای از صرافان مهم عراق، لبنان و سوریه که طرفدار جمال عبدالناصر هستند در طول سال‌های اخیر مرتب به ایران رفت‌وآمد و با هم همکاری نزدیکی داشته‌اند. مأمور ساواک اسامی این تعداد از صرافان عرب را به ترتیب زیر برشمرده است: 1ـ عبدالامیر، مقیم بغداد دارای بزرگترین صرافی مثل بانک است که در کودتای اخیر عراق هم مدتی زندانی بود. 2ـ محمد عبدالهادی عباچی، از دوستان و طرفداران جمال عبدالناصر که در طول چند ماه اخیر دو ـ سه مرتبه به ایران آمده، به قم هم رفته است. او دارای سجل ایرانی و عراقی است. 3ـ بن رباط، ساکن بیروت و از صراف‌های بزرگ است. به روشنی دانسته‌ نیست که اهل لبنان است یا سوریه. ولی با عباچی در تماس است و دوستی کامل دارد.

گزارشگر ساواک پس از ذکر اسامی آنان، ادامه داده ‌است که آنان به انواع و اقسام راه‌های مختلف به ‌وسیله مسافرین پول قاچاق به ایران ‌فرستاده، با چندتن از صراف‌های زیر در ایران همکاری دارند: جواد نقره‌چی که در دهنه بازار و لاله‌زار مغازه دارد و از دوستان صمیمی عباچی است. حسین عشاقی که در دهنه بازار بزرگ صرافی دارد به نام صرافی عشاقی. رحیم نمکیان، در سرای سینا پشت بانک ملی ایران شعبه بازار مشغول است. جلال قصبه‌ای تبریزی، در سرای چیت‌ساز واقع در خیابان بوذرجمهری دکان دارد. رضا شمس که در سرای‌ پایدار در بوذرجمهری صرافی دارد. محمد ظهیرالبد که اهل سوریه و پانزده سال است که در «سرای مجدیه» تهران به صرافی اشتغال دارد. او از طرفداران جمال عبدالناصر است. و شخصی به نام گرجی که اهل عراق بوده، اما شناسنامه ایرانی در دست دارد. او هم به مدت پانزده سال است در ایران سکونت دارد.

گزارش مأمور ساواک در ادامه تصریح‌ دارد که افراد نام برده شده در بالا در امور صرافی با هم شریک بوده‌اند، اما به دنبال روی کار آمدن دولت عارف در عراق و تحت تعقیب قرارگرفتن بعضی از صرافان حامی جمال عبدالناصر، شراکت آنها به هم خورده، به صورت انفرادی به کار خود ادامه دادند. با وجود این فعالیت‌های سیاسی آنان ادامه دارد به گونه‌ای که مأمور ساواک معتقداست که در صورت انجام تحقیقات کافی معلوم خواهد شد که آنها پول‌هایی را که از خارج به دست آورده‌اند در اختیار روحانیون گذارده‌اند.

بخش دیگری از گزارش مورد نظر به افراد ایرانی پرداخته است که در زمینه رساندن پول به روحانیون نقش داشته‌اند. به موجب آن، یک نفر تاجر تهرانی به نام دیباجی که در بازار سمت نمایندگی روحانیون را در جمع‌آوری سهم ‌امام بر عهده دارد با همکاری دو نفر دیگر به اسامی حاجی اسمعیل خوشنویس (مقیم سرای کاظمیه ناصرخسرو) و حاجی فرجاد (ساکن تیمچه حاجب‌الدوله در بازار) با صراف‌ها معاملات محرمانه‌ای ایجاد کرده ‌است. حتی با یکی از روحانیون مقیم نجف به نام خلخالی که عهده‌دار امور مالی روحانیون آنجاست روابط نزدیک و صمیمانه‌ای دارد و وجوهات و مبالغ دریافتی را به‌ وسیله مسافرین نزد او می‌فرستد. ارسال مبالغ قابل توجه ریال عربی از عراق به ایران که اخیراً توسط اشخاص مخصوص یا مسافران، از دیگر موضوعاتی است که در این گزارش مأمور ساواک بدان پرداخته ‌است. به نوشته او این ریال‌ها بیشتر به قصرشیرین وارد شده که اگر به شعبه بانک صادرات و معادن آن شهر مراجعه شود می‌توان اطلاعات بیشتری در این باره به دست آورد.[39]

± ده میلیون کارت الکترال 

از طرف وزیر کشور دستور داده‌ شد تا با سرعت هرچه بیشتر کارت‌های الکترال برای انتخابات بیست‌ویکمین دوره مجلس شورای ملی که قرار است در تابستان سال جاری برگزار گردد، چاپ شود. وزیر کشور در دستور خود تأکید کرده‌ است که حداقل باید ده میلیون کارت الکترال آماده گردد. سخنگوی وزارت کشور درباره چاپ این نوع کارت‌ها اظهار داشت که نمونه کارت‌های الکترال که ضمیمه آیین‌نامه انتخابات بود در جلسه دیشب هیئت دولت مطرح و تصویب شده، به دنبال آن هم وزیر کشور دستور چاپ آن را صادر کرده ‌است.[40] خبرگزاری آسوشیتدپرس به دنبال صدور دستور وزارت‌ کشور، به ناآرامی‌های هفته گذشته اشاره و تصریح کرد که صدور چنان دستوری بی‌اعتنایی آشکار دولت نسبت به رهبران مذهبی کشور را نشان می‌دهد که به «ایجاد اغتشاشات خونین هفته گذشته» متهم و تعدادی از آنها بازداشت شده‌اند. در ادامه هم ضمن تأکید بر رقم پنج‌ونیم میلیون نفر به عنوان تعداد افراد ذکوری که هم‌اکنون واجد شرایط برای دادن رأی هستند نوشت: «به همین دلیل دستور دولت ایران در مورد چاپ ده میلیون کارت الکترال بار دیگر موید این حقیقت است که زنان ایرانی در انتخابات آینده علی‌رغم مخالفت رهبران مذهبی برای نخستین بار شرکت خواهند کرد».[41]

± فعالیت بازار خوی

ساواک خوی در گزارشی کوتاه به تهران اعلام نمود که «بازاریان خوی به عنوان اعتراض به دستگیری روحانیون قصد بستن بازار و دکاکین شهر را داشتند ولی در اثر کنترل و مراقبت شبانه‌روزی مأمورین ساواک و ملاقات با تعدادی از متنفذین بازار و معتمدین شهر از ایجاد هرگونه ناراحتی و تشنج جلوگیری [شد] و تا حال اجازه هیچ‌گونه عکس‌العملی داده نشده و بازار طبق معمول باز و مردم مشغول کسب و کار خود می‌باشند».[42]

± توصیه‌های ساواک به وعاظ آبادان

طبق تصمیم کمیسیون امنیت اجتماعی آبادان به وعاظی که از قم و تهران برای تبلیغ در ایام محرم و صفر به آبادان اعزام شده‌اند ابلاغ گردید که در منابر و مجالس خود از بیان مطالب سیاسی و خلاف رویه خودداری نمایند و تنها به ذکر مسائل دینی و عزاداری ویژه عاشورا بپردازند. لیکن یکی از روحانیون به نام حجت‌الاسلام دیباجی در مسجد نو هنگام سخنرانی به توصیه‌های آن کمیسیون توجهی ننموده، با حرارت و هیجان زیاد مردم را برای حمایت از روحانیت فراخواند و علیه سیاست و برنامه‌های دولت سخن راند.[43]

± میتینگ حکومتی در ساری         

در ساعت 11 پیش از ظهر امروز، میتینگی برای اعلام حمایت از اقدامات شاه و ابراز نفرت و انزجار از حوادث اخیر در ساری (مرکز استان مازندران) برپا گردید. در این میتینگ گروهی از کارگران، کشاورزان، اصناف و تعدادی از روحانیون شهرهای ساری، بابل، شاهی و بهشهر در میدان رضاشاه کبیر ساری گردهم آمدند و ضمن اعلام پشتیبانی از طرح‌های شاه، نسبت به واقعه 15 خرداد ابراز تنفر نمودند.[44] گفتنی است که امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی) به پیشنهاد موثقی (رئیس ساواک مازندران) به سخنرانی ایستاد. موثقی در گزارش کوتاهی که در این باره به تهران فرستاده، یادآور شده ‌است متن سخنرانی حبیبی را وی تهیه کرده بود که عیناً قرائت گردید.[45]

± دستگیری به اتهام تحریک مغازه‌داران

مأموران شهربانی شاهی فردی را به نام حبیب‌الله عمران‌نجفی که کسبه و مغازه‌داران را به بستن دکان‌ها تحریک و تشویق می‌کرد دستگیر کردند. سپس از منزل وی بازرسی به عمل آمد که در این بازرسی، مأموران پنجاه برگ اعلامیه‌ نهضت آزادی ایران و آیت‌الله خمینی، به همراه چهار فقره نامه را که فرستنده آنها منوچهر آزادی (دانشجوی سال سوم شیمی دانشسرای عالی) بود به ‌دست آوردند. در یکی از این نامه‌ها نسبت به شاه اهانت شده، از قول آیت‌الله حکیم آمده است که ریختن خون پادشاه کثیف مجاز است.[46]

± محاکمه چند امیر ارتش  

در ساعت 8 و 15 دقیقه صبح امروز، محاکمه هفت تن از امرا، دو سرهنگ ارتش و چهار غیرنظامی که به اتهام سوء‌استفاده مالی در پرونده مربوط به خرید کارخانه باتری ارتش در بازداشت به سر می‌برند،[47] آغاز گردید. جلسات محاکمه در دادگاه ویژه نظامی در محل اداره دادرسی ارتش و به ریاست سرلشکر پیروزان تشکیل می‌گردد که سرتیپ ناصر قصری، سرهنگ محمد منجم‌زاده و سرهنگ محسن آیرملو از اعضای آن دادگاه هستند. دادستانی محاکمه را هم سرهنگ غلامعلی پرندیان برعهده دارد.[48]

± کمیسیون رسیدگی به خسارت‌دیدگان     

کمیسیون رسیدگی به کار خسارت‌دیدگان حوادث اخیر امروز رسماً آغاز به کار کرد. این کمیسیون که با شرکت وزیران کشور، اقتصاد، دادگستری و چند تن دیگر تشکیل شد،[49] مقرر نمود زیان‌دیدگان برای مطالعه و رسیدگی به کارشان علاوه بر تسلیم مدارک خود به کمیسیون مزبور، پرسشنامه‌هایی را که در این باره تنظیم و تهیه شده تکمیل و به فرمانداری تهران، واقع در خیابان تخت‌جمشید، تحویل دهند.[50]

± ناو جنگی آمریکا در آبادان

ناو جنگی آمریکایی موسوم به «دیکسون» که برای شرکت در مانور مشترک ایران، آمریکا و انگلیس به خلیج‌فارس آمده بود پس از انجام مأموریت خود وارد آبادان شده، لنگر انداخت. فرماندهی این مانور با تیمسار دریابان صفوی بود که مهارت سربازان و درجه‌داران شرکت‌کننده در آن از هرجهت تحسین‌برانگیز گزارش شده ‌است. گفتنی است که به دعوت اداره اطلاعات کنسولگری آمریکا در خرمشهر، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران جراید در آن شهر، به محل توقف ناو دیکسون رفته، از قسمت‌های مختلف آن بازدید کردند. در این بازدید افسر اطلاعات ناو توضیحاتی درباره سلاح‌های آن داد. به گفته او فرماندهی ناو را سرهنگ عجمیان برعهده دارد که نخستین بار است به ایران آمده ‌است. سرهنگ عجمیان مدتی را با خبرنگاران به گفت‌وشنود پرداخت و آگاهی‌های لازم را درباره ناو در اختیار آنان قرار داد.[51]

± رئیس جدید ستاد فرماندهی نیروی زمینی 

سخنگوی ستاد بزرگ ارتشتاران اعلام کرد که به فرمان شاه سرلشکر دکتر جعفر شفقت به ریاست ستاد فرماندهی نیروی زمینی منصوب گردید.[52]

± خلع سلاح عشایر جنوب 

سپهبد ضرغامی (رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران) در تلگرامی به سپهبد بهرام آریانا، فرماندهی نیروهای عملیاتی جنوب در فارس، یادآور شد که شاه در جریان گزارش‌های ارسالی وی درباره عملیات خلع سلاح عشایر جنوب قرار گرفته، خواسته ‌است که به موارد زیر پاسخ بدهد: «1ـ با وضع کنونی آیا وجود این گردان‌ها در شیراز باز ضروری است یا خیر؟ 2ـ ناصر طاهری چه شده و در کوه دنا چه می‌کند و چطور به آنجا رسیده؟ مگر قطع تماس شده؟ هرچه زودتر نتیجه را گزارش نمائید».

آریانا هم بلافاصله در گزارشی کوتاه نوشت که «1ـ در مورد کم‌کردن واحدهای منطقه عملیات هم‌اکنون طرحی در دست‌ است که به زودی گزارش خواهد شد. 2ـ ناصر طاهری به ‌وسیله مانورهای دائمی واحدهای زبده و چریک در داخل منطقه جای امنی برای اقامتش باقی نمانده و به این‌جهت به طرف کوه دنا رانده شده است و با چند گروه تعقیب که تشکیل شده ‌است و دائماً به او فشار می‌آورند در شبانه‌روز مجبور به چندین مرتبه تغییر جا است. با دستورات اکید و نظارتی که مستقیماً می‌شود امید می‌رود به زودی نابود و دستگیر و یا تسلیم شود».[53]

± تلاش برای اعتصاب در مشهد    

در ساعات پایانی امروز در مشهد شایع شد که از فردا به مدت سه روز بازار شهر تعطیل خواهد بود.[54]

±تظاهرات دانشجویان ایرانی در اسلامبول

به گزارش خبرگزاری فرانسه، عده‌ای از دانشجویان ایرانی که شمارشان را 25 تن ذکر کرده، پیش از ظهر امروز در برابر کنسولگری دولت شاهنشاهی ایران در اسلامبول دست به تظاهرات زدند. آنان پلاکاردهایی را در دست داشتند که بر آنها نوشته شده‌ بود: «ما شاه را نمی‌خواهیم؛ حوادث اخیر ایران علیه رژیم استبدادی این کشور انجام می‌گیرد». با وجود این وقتی خواستند به داخل ساختمان کنسولگری بروند پلاکاردهایشان را بیرون گذاشتند و بدون شعار بدانجا وارد شدند. زند، سرکنسول ایران در آن شهر، ضمن اعلام این خبر به آن خبرگزاری افزود که دانشجویان هموطنش تلگرامی را هم به دولت ایران مخابره کرده، خواستار آغاز انتخابات عمومی، تجدید فعالیت مجلس شورای ملی و آزادی بازداشت‌ اخیر شدند. به گفته وی دانشجویان پس از تظاهرات و مخابره تلگرامشان، بدون هیچ‌گونه حادثه‌ای کنسولگری را ترک گفتند.[55]

± دیدار دو نماینده مجلس انگلستان با نخست‌وزیر   

به گزارش روزنامه پست تهران نیم ساعت گذشته از ظهر دو نفر از نمایندگان مجلس انگلستان به نام‌های هامفری برکلی و پیتر تاپسل که دیروز به تهران آمده‌اند در کاخ نخست‌وزیری به مدت 20 دقیقه با اسدالله علم، نخست‌وزیر ایران به گفت‌وشنود نشستند.[56] تاکنون منابع رسمی هیچ اشاره‌ای به موضوع مذاکرات آنان نکرده‌اند. این‌رو نماینده از حزب محافظه‌کار سپس در موسسه روزنامه کیهان حضور یافتند و با مصباح‌زاده (صاحب امتیاز نشریه کیهان) درباره اوضاع و احوال ایران صحبت کردند. در جریان این دیدار برکلی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران کیهان که از هدف مسافرتشان به ایران پرسید، اظهار داشت سفرشان به ایران و سایر کشورهای خاورمیانه جنبه خصوصی دارد. دو نماینده انگلیسی پیش از ورود به ایران، در بغداد نیز با عارف (رئیس‌جمهور عراق) مذاکره کرده، آنگاه برای بازدید به مناطق شمالی آن کشور مانند کرکوک و موصل و اربیل رفتند.[57]

± بورس دانشجویان ایرانی در آمریکا

تعداد 21 نفر از دانشجویان ایرانی با استفاده از بورس آموزشی بین‌المللی به آمریکا رفتند. آنان جزو پنجاه نفری هستند که قرار است امسال به آمریکا بروند و از نزدیک با زندگی و شیوه‌های اجتماعی آمریکایی آشنا شوند. پنجاه دانشجوی یادشده به پنج گروه تقسیم شده‌اند که علاوه بر افراد اعزامی، گروه دوم در روزهای پایانی این هفته به آمریکا خواهند رفت. سه گروه دیگر نیز در اواخر تیر یا اوایل مرداد سال جاری راهی آن کشور خواهند شد. این دانشجویان در مدت یک‌ ماه اقامت در آمریکا، در بین خانواده‌های آمریکایی زندگی می‌کنند تا با چگونگی ایده‌ها و روش‌های زندگی مردم آمریکا آشنا شوند. آنگاه به مدت پانزده روز از دانشگاه‌های آمریکا دیدن خواهند کرد. آنها پانزده روز هم در ایالات مختلف آن کشور به سیر خواهند پرداخت.[58]

± اعتراض دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا به اشرف پهلوی

خبرگزاری آسوشیتدپرس از نیویورک گزارش داد که تقریباً یک ساعت پیش از آنکه اشرف پهلوی (خواهر توأمان شاه) از پاریس وارد نیویورک شود بیست تن از جوانان ایرانی در خارج از ساختمان مرکزی فرودگاه «آیدل وایلد» تجمع کرده منتظر ورود او بودند. آنها با خود پلاکاردهایی را نیز در دست داشتند که متن بیشترشان بر ضد وی بود. دقایقی بعد، اشرف با لباس سفید و سیاهی داخل ماشینی که پنج پلیس موتورسوار پشت سر او حرکت می‌کردند فرودگاه را ترک نمود. در این هنگام ایرانیان حاضر در محل با مشت‌های گره‌کرده به سمت او شعار سردادند. یکی از آنان در حالی‌که به سمت ماشین حامل وی می‌رفت، فریاد زد «مرگ بر شاه». اما پلیس جلو این دانشجو را گرفته، او را به عنوان اختلال در نظم و نقض مقررات توقیف کرد.[59]

± اختلاف بسیار در میزان حقوق‌های دولتی

میزان پرداختی حقوق به رؤسای اداره‌ها و سازمان‌های دولتی با اختلاف فاحشی روبه‌رو است. به موجب آماری که در برخی از منابع خبری منتشر یافته، هم‌اکنون بزرگ‌ترین رقم حقوق به رئیس کنسرسیوم نفت جنوب و بعد به رئیس کل پالایشگاه آبادان پرداخت می‌شود. به طوری که رئیس اسبق پالایشگاه آبادان که غیرایرانی بوده، ماهیانه مبلغ چهل هزار تومان حقوق دریافت می‌کرد. در میان استانداران کشور هم حقوق استانداران فارس، خوزستان، آذربایجان و خراسان بیش از همتایان خود در دیگر استان‌هاست. در میان سازمان‌های دولتی بهترین حقوق در بانک مرکزی و سازمان برنامه و شرکت ملی نفت پرداخت می‌گردد. کمترین حقوق نیز به کارمندان اداره ثبت احوال و آمار تعلق دارد.[60]

 

 

 

پی‌نوشتها:


[1]. اسناد انقلاب اسلامی، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1369 تا 1374، ص115 تا 118؛ دوانی،علی، نهضت روحانیون ایران، ج4، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص116 تا 118.

[2]. متولی، عبدالله، آیت‌الله خوانساری به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص32 و 82.

[3]. سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص67 و 68.

[4]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 209.

[5]. همان، ص204 تا 205.

[6]. همان، ج8، ص142 تا 145؛ روح‌بخش، رحیم، نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، ‌مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص259 تا 261، 264؛ بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 65، 23 خرداد 1342، ص3 و 4.

[7]. روزنامه کیهان، شماره 5964، 21 خرداد 1342، ص11.

[8]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص106 تا 158؛ روح‌بخش، رحیم، همان، ص260.

[9]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 65، 23 خرداد 1342، ص5 و6.

[10]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص154.

[11]. روزنامه کیهان، شماره 5964، 21 خرداد 1342، ص11.

[12]. بازرگان، مهدی، شصت سال خدمت و مقاومت (خاطرات بازرگان)، گفت‌وگو: غلامرضا نجاتی، تهران، رسا، 1375، ص118 و 119.

[13]. محمدمهدی، همگام با آزادی (خاطرات شفاهی دکتر سید محمدمهدی جعفری)، ج1، به‌کوشش سیدقاسم یاحسینی، تهران، صحیفه خرد، 1389، ص133.

[14]. مجله خواندنیها، شماره 76، 21 خرداد 1342، ص47.

[15]. راز طوفان (یادنامه آیت‌الله مصطفی خمینی)، تهران، ذره، 1376، ص63.

[16]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج1، همان، ص1، 22.

[17]. همان، ج3، ص200 و 201؛ همان، ج7، ص108 تا 110؛ همان،‌ج9، ص212 تا 214.

[18]. همان، ج3، ص197.

[19]. همان، ج3، ص23؛ روح‌بخش، رحیم، همان، ص368.

[20]. همان، ص20.

[21]. خاطرات 15 خرداد، دفتر دوم، تبریز، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، 1374 تا 1378، ص157 و 158.

[22]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص199.

[23]. همان، ص21، همان؛ ج8، ص165؛ روح‌بخش، رحیم، همان، ص366.

[24]. همان، ص198؛ همان، ج7، ص22؛ منصوری، جواد، تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص585.

[25]. همان.

[26]. دوانی، علی، ج4، همان، ص121؛ کرباسچی، غلامرضا، هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، جلد اول، ‌بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، تهران، 1371، ص157.

[27]. اسناد انقلاب اسلامی، ج1، همان، ص111؛ دهنوی، محمد، همان، ص177؛ جایگاه مبارزات روحانیون ایران، بی‌نا، بی‌تا، ص246.

[28]. علی‌بابائی، غلامرضا، ف‌ره‌ن‌گ‌ ت‌اری‌خ‌ی‌ ـ س‌ی‌اس‌ی‌ ای‌ران‌ و خ‌اورم‌ی‌ان‌ه‌، ج1، تهران، رسا، 1374، ص40؛ کرباسچی، غلامرضا، همان، ص157.

[29]. دوانی، علی، ج4، همان، ص121.

[30]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج9، همان، ص282 و 283.

[31]. روح‌بخش، رحیم، همان، ص263؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص143.

[32]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 65، 23 خرداد 1342، ص6.

[33]. روح‌بخش، رحیم، همان، ص262.

[34]. همان، ص263.

[35]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،‌ج3، همان، ص202 و 203.

[36]. همان، ص218.

[37]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص217.

[38]. همان، ص164.

[39]. همان، ص162 تا 164.

[40]. روزنامه کیهان، شماره 5964، 21 خرداد 1342، ص12؛ روزنامه اطلاعات، شماره 11112، 21 خرداد 1342، ص1 و 15.

[41]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 65، 23 خرداد 1342، ص5.

[42]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص170؛ همان، ج7، ص74.

[43]. همان، ص193.

[44]. روزنامه مهر ایران، شماره 1849، 26 خرداد 1342، ص4.

[45]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، همان، ص195 و 196؛ همان،‌ج7، ص421.

[46]. همان، ج7، ص423.

[47]. مجله سپید و سیاه، شماره 511، 31 خرداد 1342، ص4 و 5.

[48]. روزنامه کیهان، شماره 5964، 21 خرداد 1342، ص1 و 2 و 11؛ روزنامه پست تهران، شماره 2915، 21 خرداد 1342، ص1 و 7.

[49]. گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، ج2، (تهران)، نشریه کتابخانه پهلوی، بی‌تا، ص1657.

[50]. روزنامه مهر ایران، شماره 1846، 22 خرداد 1342، ص8؛ روزنامه بورس، شماره 447، 22 خرداد 1342، ص1.

[51]. همان، شماره 1845، 21 خرداد 1342، ص4.

[52]. همان، شماره 1846، 22 خرداد 1342، ص1.

[53]. آریانا، بهرام، تاریخچه عملیات نظامی جنوب، تهران، چاپخانه ارتش، 1342، ص248.

[54]. روح‌بخش، رحیم، همان، ص381.

[55]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 64، 22 خرداد 1342، ص12و 13.

[56]. روزنامه پست تهران، شماره 2915، 21 خرداد 1342، ص8.

[57]. روزنامه کیهان، شماره 5964، 21 خرداد 1342، ص12.

[58]. روزنامه اطلاعات، شماره 11113، 22 خرداد 1342، ص16.

[59]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 64، 22 خرداد 1342، ص27 و 28.

[60]. هفته‌نامه دنیا، شماره 747، 21 خرداد 1342، ص1.