چهارشنبه 28 مرداد 1343 / 11 ربیعالثانی 1384 / 19 اوت 1964
5 بازدید
دستگیری آیتالله قاضی طباطبایی برای سومین بار
آیتالله قاضی طباطبایی امشب در مسجد شعبان تبریز سخنرانی کرد. او در این سخنرانی اظهار داشت: مدتی را که در سلطنتآباد بودم به مرض اعصاب و ناراحتیهای دیگر مبتلا شدم. یک روز که با آقای دستغیب شیرازی در اتاق نشسته بودم از حال رفتم و بلافاصله چند نفر پزشک آورده و معالجهام نمودند. اثرات آن بیماری باقیمانده و نیاز به عمل جراحی دارم. بنابراین تا چند هفته به مسجد نخواهم آمد. مبادا فکر کنید که ترس و وحشتی در من ایجاد شده است. اگر من ترس داشتم در امری پیشقدم نمیشدم. او افزود: در تهران عفت خیلی کم است و من خیلی به ندرت از منزل خارج میشدم، دستهایی در کار بود که مرا در تهران نگه دارند ولی من قبول نکردم. از مهاجرت به تبریز خیلی خوشحالم. متأسفانه این شهر با آب و هوای خوبی که دارد خیلی عقبمانده و اولیای امور هم توجهی به این شهر ندارند.[1] پس از این سخنرانی، آیتالله قاضی طباطبایی برای سومین بار دستگیر شد. این اقدام در پی دستور سرلشکر پاکروان صورت گرفت.[2]
فروش جزوههای مبارزاتی در تبریز
ساواک تبریز گزارش داد که امروز قبل از سخنرانی قاضی طباطبائی در مسجد شعبان، جزواتی به نام «جنگ دیروز و فردا» نوشته مهندس مهدی بازرگان و «الفبای فکری حسین (ع)» از محمدرضا صالحی کرمانی و «بحثی درباره ماتریالیسم و کمونیسم» از ناصر مکارم با مقدمهای از سیدهادی خسروشاهی به وسیله اطفال خردسال فروخته میشد. ساواک تبریز میافزاید: چون با وضعی که مسجد داشت هیچگونه اقدامی مقدور نبود، علیهذا مراتب برای شناسایی اشخاص که جزوات فوق را جهت فروش در اختیار آنان گذاشته بودند مورد بررسی و تحقیق میباشد.[3]
سخنی با پیشوایان دینی از رادیو پیک
رادیو پیک ایران امشب در گفتاری تحت عنوان «روی سخن با پیشوایان دینی است» بحثی را مطرح ساخت و از روحانیون ایران خواست که همیشه یار مظلومان باشند! نشریه بعثت ارگان مخفی دانشجویان حوزه علمیه قم در این باره نوشت: پیک ایران جملاتی از اعلامیههای پیشوایان بزرگ ما آیاتالله العظام خمینی، میلانی و آقای شریعتمداری را قرائت کرد سپس از اینکه علمای بزرگ هر گونه سازشی را محکوم میکنند تقدیر کرده و گفت: مردم از «آیاتالله خمینی و میلانی و طالقانی و آقای شریعتمداری» انتظار دارند که به مبارزة خود علیه استعمار و استبداد ادامه دهند و سپس هشدار داد که: آقایان علما از رفتار دستگاه نسبت به دستگیری حضرت آیتالله خمینی و ادامة توقیف آیتالله طالقانی باید خطمشی کلی دستگاه را به دست آورده و دیگر گول اسلام پناه بودن حضرات را نخورند! پیک ایران سپس از نهضت مشروطیت و نقش علماء در این جنبش مقدس سخن گفت ولی متأسفانه نسبتهای ناروایی به آیاتالله شیخفضلالله نوری، سیدکاظم یزدی، سیدابوالقاسم کاشانی داد و آنان را سازشکار و ننگین نامید![4]
آموزش مبارزان ایرانی در مصر
اولین دوره آموزش جنگهای چریکی شماری از مبارزان ایرانی در قاهره آغاز شد. در این دوره پنج تن از افراد به نامهای مصطفی چمران، ابراهیم یزدی، بهرام راستین، پرویز امین و شریفیان دوره چریکی را به مدت 84 روز در اردوگاههای آموزشی قاهره طی میکنند.[5]
پیام شاه به مناسبت سالروز 28 مرداد
محمدرضا پهلوی ساعت 16 بعدازظهر امروز به مناسبت سالروز 28 مرداد پیامی از رادیو ایران فرستاد. او در پیامش با تبریک به مردم گفت: عظمت روح ایرانی در تمام ادوار تاریخ کهن این کشور به کرات در مواقع ضروری و لازم تجلی کرده است. به همین جهت بود که در 28 مرداد ملت ایران از شهری و روستایی و زن و مرد به سائقه عظمت این روح ملی به خوبی به خطرات و حوادثی که متوجه اساس استقلال کشور و موجودیت اجتماع ایرانی شده بود پی برده و حاضر نشد که تاریخ 2500 ساله مدون ایران دستخوش دسایس و اعمال عدهای گردد که هیچگونه علاقه به سنن ملی و شخصیت بارز و تاریخی ایرانی نداشتند.
وی بدون اشاره به همدستی امریکا و انگلیس در کودتای 28 مرداد و به قدرت رساندنش در آن روز گفت: مردم ظرف چند ساعت با یک جنبش و رستاخیز ملی به حکومت غیرقانونی غاصبین و کسانی که اساس کار خود را بر تزویر و دروغ و تسلیم کشور به تشکیلات خائنین مزدور حزب غیرقانونی توده نهاده بودند و کشور را به نیستی و زوال سوق میدادند خاتمه داد. او مدعی شد شما ملت ایران خواستار شدید که من در مسند شاهنشاهی ایران و در راه خدمت به این مرز و بوم که حفظ و حراست آن را از وظایف خطیر سلطنت مشروطه ایران میشناختید باقی بمانم و بتوانم افتخارات تاریخی گذشته را حفظ کنم و رفاه و آسایش حال و آینده مردم را فراهم سازم. شاه سپس به رفراندوم ششم بهمن 1341 اشاره کرد و آن را نتیجه مطالعات خود برای پیشرفت کشور دانست و گفت: انقلاب شاه و ملت نشان داد که ملت ایران در راهی که برای پیشرفت و ترقی به او نشان داده شده است پیش میرود و تمام اثرات و اعمال غیرعادلانه قرون وسطایی، خواهی نخواهی از این کشور رخت بربسته است. زارع و دهقان و کارگر ایرانی اینک با سربلندی و افتخار حقوق حقه و شایسته خود را به دست آورده و مقام و شخصیت انسانی خویش را درک کردهاند. زنهای ایرانی که نصف جمعیت کشور را تشکیل میدهند از حقوق آزادی و بشری برخوردار گردیدهاند و عنقریب هیولای جهل و بیسوادی نیز به کلی از این کشور رخت برخواهد بست و در راه پیشرفت مملکت زنان و مردان دوش به دوش قدم برخواهند داشت. او افزود: در ایران است که سرمایهدار با مقررات قانونی که برای حفظ حقوق کارگر وضع شده است میتواند با خیال راحت سرمایهگذاری نماید مشروط بر اینکه مالیات حقه و قانونی را نیز بپردازد، در این صورت است که خرده مالک در کنار دهقان آزاد شده و صاحب زمین برای آباد کردن زمینهای ایران از حداکثر امکانات کشاورزی مملکت استفاده و بهرهبرداری خواهد نمود، در این صورت است که کارگر زحمتکش و شریف ایرانی با مقررات جدید دیگر نه تنها خود را استثمار شده نمیداند بلکه در تولید صنعتی کشور با غرور و سربلندی از سهم مادی و معنوی خود بهرهمند خواهد شد. شاه در ادامه ادعا کرد که اوضاع داخلی ما بحمدالله طوری محکم است که تنها چیزی که در افق زندگی ما مشاهده میشود روشنایی و سعادت و نیکبختی است، اما هنوز نواقصی در کار هست که باید به رفع آن بپردازیم. ما باید فرهنگ خود را بر شالوده جدیدی قرار دهیم که منطبق با احتیاجات معنوی و صنعتی کشور باشد و هر فردی به تناسب استعداد و قریحه ذاتی خود در راهی وارد شود که حداکثر استفاده را در رشته مورد علاقه خود حاصل نماید. سازمان اداری مملکت باید مبدل به یک دستگاه منزه فنی و تخصصی شود که کارهای کشور را با سرعت و قاطعیت به سازمان برساند. با فساد به طور پیگیر مبارزه ادامه دارد. جامعه ایرانی پس از کسب حقوق انقلابی بایست بیش از پیش مستقلاً در زندگی دمکراتیک خود مسلط و وارد گردد و اضافه بر شرکت در انتخابات که برای بار اول در این دوره مجلسین زارعین و کارگران و زنان امکان آن را داشتند به وسیله تشکیل انجمنهای ده و شهر، شرکتهای تعاونی و همچنین انجمنهای ایالتی و ولایتی در سرنوشت خود مؤثر واقع شوند و در راه پیشرفت و ترقی و تعالی قدم بردارند. شاه آنگاه به امکانات رفاهی اشاره کرد و گفت: اینها موجب حسادت دشمنان شده و ما را وادار به داشتههایمان میکند، از این رو نباید از فراهم کردن وسایل دفاعی برای کشور فروگذار کنیم. یک مملکت مستقل اول باید متکی به خودش باشد. سرنوشت ایران در تهران معلوم میگردد.[6]
پاسخ شاه به تلگرام تبریک نخستوزیر
شاه در پاسخ به تلگراف تبریک نخستوزیر به مناسبت سالروز کودتای 28 مردادماه نوشت: احساسات و اظهارات صمیمانه که به مناسبت اهمیت 28 مرداد و انقلاب 6 بهمن و ثمره درخشان آتیه آن که از طرف خود و هیئت اجرایی و شورای مرکزی و اعضا و افراد حزب ایران نوین ابزار داشتهاید موجب خوشوقتی و رضایت خاطر گردید. توجهات و عواطف مخصوصه ما را به هیئت و اعضا و افراد حزب ایرن نوین ابلاغ نمائید.[7]
سخنان نخستوزیر در میدان 28 مرداد تهران
ساعت 9 صبح امروز، نخستوزیر و دبیرکل حزب ایران نوین به اتفاق اعضای شورای مرکزی حزب، جمعی از وزرا و عدهای از اعضای برجسته حزب ایران نوین در میدان 28 مرداد حضور یافتند و از طرف حزب ایران نوین تاج گل بزرگی به پای مجسمه یادبود قیام 28 مرداد گذاشتند. نخستوزیر ضمن اشاره به قیام 28 مرداد گفت: در روز تاریخی 28 مرداد ملت ایران برای حفظ استقلال و بقای سلطنت مشروطه به پا خاستند و با از جانگذشتگی بار دیگر ملیت ما را پا بر جا نگهداشتند. وی افزود: آنچه که امروز باید انجام دهیم این است که نتایج تحولاتی را که انجام شده با کوشش و همت به ثمر برسانیم. امروز ما توانستهایم دور از جنجال و بحرانهای موجود در دنیا امنیت خود را حفظ کنیم. نخستوزیر گفت: من دست نیاز به سوی تمام طبقات مردم دراز میکنم و از روشنفکران، فرهنگیان، کارگران، دانشگاهیان و اصناف میخواهم که دوش به دوش یکدیگر در راه نوسازی ایران عزیز جهاد کنند. سپس نمایندگان برخی اقشار سالگرد این روز را به سایر طبقات مردم تبریک گفتند. آنگاه منصور و همسرش به اتفاق دکتر عاملی، مهندس روحانی و عدهای از اعضای حزب ایران نوین عازم بازار شدند. ابتدا از بازار زرگرها و بعد بازار سراجها و دالان امینالملک بازدید کردند. در سراسر بازار چراغهای زنبوری پایهدار نصب شده بود. در مدخل دالان امینالملک، حاج کاظمی از طرف بازرگانان و پیشهوران بازار روز رستاخیز 28 مرداد را به نخستوزیر تبریک گفت. هنگام بازگشت بر دهنه بازار بزرگ، نخستوزیر روی رکاب اتومبیل نخستوزیری قرار گرفت و خطاب به جمعیت زیادی که دور نخستوزیر حلقه زده بودند و ابراز احساسات میکردند گفت: شما مردم، ملت حقیقی هستید و قیام 28 مرداد از همین طبقه، یعنی از شماها شروع شد. شماها که همدوش افسران شریف و پاکدامن که تیمسار ریاست شهربانی کل یکی از آنها است و هماکنون در جمع شما ایستاده این قیام ملی را به پا کردید. این مراسم در ساعت 10:30 پایان یافت.[8]
جشنهای 28 مرداد
روزنامه مهر ایران در گزارشی از برپایی جشنهای 28 مرداد در سراسر کشور نوشت: یکهزار تاکسی با پرچمهای ایران و عکسهای شاه با چراغهای روشن از میدان 28 مرداد گذشتند. تبریز مهد جوانمردان آذربایجانی سالروز پیروزی ملت ایران و رستاخیز بزرگ را جشن گرفت و اجتماع بزرگی با شرکت تمامی طبقات مردم شهر و مقامات محلی در میدان 28 مرداد تشکیل شد. در کرمانشاه پیش از آنکه آفتاب برآید مردم شهر همراه با هزاران تن از دهقانان در خیابانها به حرکت درآمدند و به تظاهرات وطنخواهانهای دست زدند. در سنندج دهها مجلس جشن در گوشه و کنار این شهر بر پا گردید و هموطنان کرد همه جا، به دست افشانی و پایکوبی پرداختند.
در شیراز، مهد شاهنشاهی 2500 ساله ایران، سالروز رستاخیز تاریخی ملت ایران، باشکوهی بینظیر و وصفناشدنی جشن گرفته شده است. در کرمان که سراسر شهر چراغانی شد و مردم با ترتیب دادن کاروان شادی باشکوهی این روز را جشن گرفتند.
در رضائیه تظاهرات شورانگیزی برپا گردید و مردم شهر همراه با صدها تن از عشایر مرزنشین که برای شرکت در جشن وارد رضائیه شدهاند در خیابانها به شادمانی و پایکوبی پرداختند. در زاهدان مردم کاروان شادی در خیابانها به راه انداختند و صدها تن از عشایر بلوچ برای شرکت در این شادمانیها وارد زاهدان شدند.
در شهر مقدس مشهد هزاران نفر از کارمندان و کارگران، کشاورزان، اصناف، فرهنگیان، پیشهوران، ورزشکاران و سایر طبقات مردم اجتماع پرشکوهی در میدان ششم بهمن برپا کردند. در اهواز مردم غیرتمند جشنهای ملی خود را باشکوهتر از سالهای گذشته برگزار کردند و صدها تن از دهقانان روستایی اهواز در حالی که نوازندگان محلی نیز در پیشاپیش آنها حرکت میکردند به رقص و پایکوبی در خیابانهای این شهر پرداختند. در آبادان، خرمشهر، دزفول، اندیشمک، مسجد سلیمان، رامهرمز، بهبهان، کهکیلویه، هندیجان، بندرشاپور، بندر معشور، شادگان، گچساران، مناطق بویراحمد سفلی و بویراحمد علیا و روستاهای دورافتاده خوزستان جنب وجوش فوقالعادهای ابراز میشد.[9]
پینوشتها:
[1]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 13، جلوه محراب؛ شهید آیتالله سید محمدعلی قاضی طباطبایی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸.، ص 172 و 171.
[2]. نیکبخت، رحیم، اسمعیلزاده، صمد، زندگانی و مبارزات آیتالله قاضی طباطبایی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۰، ص 207 و 208.
[3]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 13، همان، ص 170 و 169.
[4]. حجتی کرمانی، علی، بعثت؛ ارگان مخفی دانشجویان حوزه علمیه قم، تهران، سروش، ۱۳۷۶، ص 133.
[5]. نجاتی، غلامرضا، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران؛ از کودتا تا انقلاب، ج 1، تهران، رسا، ۱۳۷۱، ص 471.
[6]. روزنامه پست تهران، ش 3261، 29/5/1343، ص 1 و 8.
[7]. همان، ش 3263، 1/6/1343، ص 8.
[8]. روزنامه مرد مبارز، ش 866، 31/5/1343، ص 1 و 4.
[9]. روزنامه مهر ایران، ش 2149، 29/5/1343، ص 2 و 1.
