جمعه 28 فروردین 1343 / 4 ذیحجه 1383 / 17 آوریل 1964
7 بازدید
دیدار اهالى شهرستان شاهى با آیتالله خمینى
گروهى از بازاریان شهرستان شاهى با آیتالله خمینى در قم دیدار کردند. در گزارش محرمانه مأمور ویژه ساواک درباره این دیدار آمده است: «در منزل آقاى خمینى جمعیت کثیرى آمدند از تهران و سایر شهرستانها، 31 نفر از بازاریهاى شاهى آمدهاند منزل آقاى خمینى. آقاى شیخ صبورى که یکى از علماى شهرستان شاهى است، 31 نفر [از] بازاریها را آورد. ماشین نیز کرایه کردند. بعد صبورى به آقاى خمینى گفت: در شاهى مخالف زیاد داریم. آقاى خمینى گفت: چه اشخاصى هستند؟ صبورى گفت: بهاییها. خمینى گفت: «فعلاً کارى با آنها نداشته باشید. شما هرچه مىتوانید جوانان را به مسجد دعوت کنید. جریان دین اسلام را به آنها تلقین نمایید. کمکم حساب بهاییها را هم در این مملکت خواهیم رسید. تمام کارهایى که خلاف قرآن است در این مملکت جعفرى، ما همه را برطرف خواهیم نمود به فضل خداوند متعال». به گزارش ساواک، آیتالله خمینى با اشاره به اهمیت تبلیغ فرمودند: «شما علماى هر شهرستان باید توجه داشته باشید، چه نحوه باید به راه تبلیغ وارد شد تا بتوانیم استفاده نماییم.
باید به مردم رسانید که رسول اکرم با پاى پیاده مىرفت براى امر تبلیغ؛ حکم خداوند را به مردم مىرسانید. ما باید فعالیت نماییم براى دین مقدس اسلام. تمام مردم وظیفه دارند براى امر دین کوشش نمایند». مأمور ویژه ساواک مىنویسد: «بعد از صحبت کردن آقاى شیخ صبورى و آقاى خمینى، حاج آقا نظرى که یکى از واعظین زیراب [از توابع مازندران] و خودش هم مقیم زیراب است و همراه این 31 نفر بود، با آقاى خمینى تماس گرفت و گفت: باید جریان تبلیغ را عوض نماییم. آقاى خمینى گفت: مگر تبلیغ عوض مىشود؟ تا حال هر نحوه به مردم تبلیغ کردید، همان نحوه تبلیغ نمایید. واقعیت را باید به مردم رسانید. شخص تبلیغ کننده، ترس و واهمه نباید داشته باشد. از بالاى دار هم نباید ترسى داشته باشد. آنهایى که در بندر عباس تبعید هستند، و آنهایى که کشته شدهاند، مگر باک از کشته شدن داشتند؟ در موقع چشم بستن، آنها داشتند مىخندیدند و سر به سوى خدا بلند مىکردند. آن نحوه باید مبارزه کرد». ایشان در ادامه فرمود: «خدا شاهد است منِ خمینى از هیچ چیز واهمه ندارم. حرفهاى خود را هم مىگویم. خودشان هممىدانند حق با مراجع تقلید است. کوشش روحانیت از روى قانون قرآن است و حرفهایشان منطقى است. در این مدت مبارزه خود، که هنوز هم ادامه دارد، هیچ تغییر نکردم. ولى گاهى براى دین غصه مىخورم که چرا باید در مملکت جعفرى ما این نحوه کارهاى خلاف قرآن عملى شود. پریشب شام منزل آیتالله نجفى بودم. آقاى شریعتمدارى هم بود. گفتم: مراجع تقلید قبلى مسئول هستند؛ اگر حقیقت امر الهى را نگویید و براى دین دفاع نکنید. باید همه ما دست به هم داده تا قوانینى که وضع شده منحل نماییم. خودشان هم اطلاع دارند، تا این قوانین منحل نشود، علما دستبردار نیستند. تمام کشور[هاى] خارج، مطلب روحانیت را فهمیدهاند که هیئت حاکمه دارد با علماى شیعه چه مىکند. زندانها مىبرد، تبعید مىکند، گوش به حرف علما نمىدهند».[1]
دستگیرى آیتالله واعظ طبسى
گزارش مأمور ویژه ساواک از قم به رئیس ساواک تهران حاکى است؛ «صبح روز جارى عدهاى از نارمک تهران و در حدود 100 نفر طلبه و شخصى از مشهد به منظور ملاقات [با] آقاى خمینى به منزل ایشان رفتند. آرامش برقرار است». این در حالى است که پس از دیدار علما و روحانیون مبارز خراسان به سرپرستى آیتالله شیخ عباس واعظ طبسى و علیرضا محامى با آیتالله خمینى در قم، شیخ عباس واعظ طبسى دستگیر و به تهران اعزام گردید.[2]
سفر 2000 نفر از شهرستانهای مختلف به قم
گزارش امروز شهربانى قم حاکى است که صبح امروز حدود 2 هزار نفر از شهرستانهاى مختلف براى دیدار با آیتالله خمینى به قم سفر کردهاند. بنابراین گزارش، آیتالله خمینى به نمایندگان معمم مشهد گفته است که سعى کنید اعیاد [قربان و غدیر] باشکوه هرچه تمامتر برگزار شود و مساجد همیشه پر باشد. این گزارش مىافزاید در بین جمعیت عدهاى دانشجو بودهاند که یکى از آنها قصد داشته خطابهاى ایراد نماید ولى به علت بدى هوا میسر نشده [است] در بین حضار عدهاى کارمند دولت و همچنین عدهاى زن در اتاق جداگانه براى دیدار آیتالله حاضر بودهاند. برپایه این گزارش، طبق اطلاع، موضوع جمعآورى پول به حساب آیتالله در قم صحت دارد و عدهاى تصمیم داشتهاند خانهاى براى ایشان بخرند ولى آیتالله موافقت ننموده. گفته مىشود عدهاى از شنوندگان سخنرانى آیتالله در روز 26/1/43 از سخنان ایشان نوار تهیه نموده تصمیم دارند به عتبات ببرند.[3]
سخنرانی حجتالاسلام حسینى ملایرى
بعدازظهر امروز مجلس جشنى به مناسبت آزادى آیتالله خمینى در مسجد کمالآباد همدان برگزار شد که در آن آقایان حسین عندلیبزاده، سپهرى، سماواتى و ملکیان با قرائت چند قطعه شعر درباره آیتالله خمینى، سخنرانى کردند. آنگاه حجتالاسلام سیداحمد حسینى ملایرى به ایراد سخن پرداخت. بنا به گزارش سرپرست شهربانیهاى همدان، حسینى ملایرى در سخنان خود اظهار داشت: «روحانیت، خوبى و سعادت ملت و مملکت را مىخواهد. خمینى به جامعه فهماند که روحانى یعنى چه. مردم خیال مىکردند طلبه و معمم یعنى در گوشه مدرسه درس خواندن است و به قول مردم نابخرد، مفت خوردن. ولى به دنیا ثابت شد که عالم از همه کس بیشتر به درد اجتماع مىخورد و از همه کس بیشتر به حال جامعه مفید و دلسوزتر است. روحانى باید در هدایت جامعه [و] روشن کردن مردم فعالیت و مجاهدت نماید. قرآن، علماى مجاهد را بر علماى غائب ترجیح داده و خدا مىفرماید آنها که جهاد مىکنند و براى بیدار کردن جامعه مىکوشند برترى دارند بر آنهایى که در منزل مىنشینند و دخالتى نمىکنند. درست است که گوى سبقت و شهادت را آیتالله خمینى ربوده و خدا خواست که او مرجع تقلید شیعیان جهان و روى زمین بشود و بحمدالله در شهر ما دو سه نفر بودند که قدم مثبت و مؤثرى برداشتند و هر کس به قدر قدرت و شهامت خودش فعالیتى کرد. آیتالله بنىصدر در این جریان موفقیت خوبى به دست آورد زیرا ایشان براى نام روحانیت فعالیت و قدم مثبتى برداشتند زیرا من مىدانم خدمتى که آقاى خمینى کرد آقاى میلانى نکرد و خدمتى که آقاى میلانى کرد آقاى آخوند نکرد و خدمتى که آقاى آخوند کرد آقاى بنىصدر نکرد و آنها مىخواستند بر ضد جامعه روحانیت قدم بردارند به جامعه معرفى شدند. عالم چراغ جامعه است. واى به حال جامعهاى که چراغ نداشته باشد. مرده باد آن مردم مملکتى که دنبال علما نروند؛ اما سعادتمند آن مردمى که قدم به قدم دنبال علما مىروند زیرا از همه کس دلسوزتر به حال جامعه هستند. اگر بخواهیم سعادتمند شویم باید دست به دامن علما بزنیم و تبلیغات سوء عمال منحرف و بیگانگان ما را از هدف که دنبال علما باشد برگرداند. برپایه همین گزارش، حسینى ملایرى آنگاه تلگرام آیتالله خمینى خطاب به آیتالله آخوند ملاعلى همدانى درباره تکذیب مندرجات سرمقاله روزنامه اطلاعات را قرائت کرد، سپس افزود: یکى از بدبختیهاى ما این است که جراید و دستگاه تبلیغات آنقدر خراب است که نمىشود حساب کرد». وى در پایان بار دیگر از مردم خواست «دست از دامن روحانیت برندارید تا طعمه گرگهاى درنده نشوید».[4]
پاسخ دکتر مصدق به نامه کمیته سازمان دانشجویان جبهه ملى
دکتر محمد مصدق، امروز در پاسخ به نامه 19 فروردین کمیته سازمان دانشجویان جبهه ملى ایران که نظر وى را درباره تشکیلات و نحوه مبارزات جویا شده بودند، ضمن ارائه شرحى از آنچه که در راه ابقاى هدف ملت ایران به کار رفته است، به انتخابات مجلس هفدهم اشاره کرد و توضیح داد که چرا در مجلس بیش از 75 نفر وارد نشدند. به نوشته وى؛ «نظر به اینکه قبل از خاتمه انتخابات براى دفاع از حقوق ملت ایران مىبایست در دیوان بینالمللى لاهه حاضر شوم و مىخواستند در غیاب اینجانب در هر محل که انتخابات مىشد، بلوا و غوغا برپا کنند و این کار سبب شود که حواس اینجانب متوجه انتخابات گردد و نتوانم وظایف خود را در دیوان بینالمللى انجام دهم، انتخاب بقیه نمایندگان را موکول به مراجعت کردم و بعد هم انتخاباتى نشد و ملت هم از این عمل که در خیر مملکت شده بود اظهار عدم رضایت نکرد؛ چون که مىدانست نداشتن نماینده در مجلس به از این است که نماینده در مجلس باشد و به ضرر مملکت رأى بدهد». مصدق در ادامه ماجراى ممانعت از حضور نمایندگان مجلس (از گروه مخالفان دولت) در امر نظارت بر نشر اسکناس را باز مىگوید که منجر به استیضاح دولت شد و او براى جلوگیرى از این کار به رفراندوم روى آورد تا نقشه علیه دولت را خنثى کند. از اینرو پس از انجام رفراندوم که به زعم وى «ملت ایران با اکثریت قریب به اتفاقى دولت را تثبیت کرد»، مخالفان به «دستخط شاهنشاه متوسل شدند که اینجانب حاضر شدم از همهچیز خود بگذرم و در راه آزادى و استقلال وطن عزیزم از هرگونه فداکارى خوددارى نکنم». وى سپس خطاب به دانشجویان جبهه ملى مىنویسد: «راجع به نحوه مبارزات از اینجانب که در زندان به سر مىبرم، کارى ساخته نیست چون که مبارزه هر آن به صورتى در مىآید که رهبرى جبهه باید تجدیدنظر کند و آنى غفلت ننماید و تعیین نحوه مبارزه از وظایف هیئت اجراییه و آن کسى است که براى رهبرى انتخاب مىشود... شما دانشجویان عزیز جزئى از افراد مملکتید و نمىتوانید به تنهایى کار مفیدى انجام دهید مگر با سایر تشکیلات مملکتى همکارى کنید و این کار با اساسنامهاى که براى جبهه ملى تنظیم شده به هیچوجه صورت نخواهد گرفت». مصدق سپس به باز تعریف جبهه ملى مىپردازد و مىنویسد: «جبهه ملى مرکز احزاب و اجتماعات و دستجاتى است که براى خود تشکیلاتى دارند و مرامى جز آزادى و استقلال ایران ندارند. این مرام چیزى نیست که یک عده قلیل و هر قدر صاحب فکر بتوانند در مملکت آن را اجرا نمایند. بلکه مجرى این مرام باید ملت ایران باشد. گذاردن یک عدهاى در خارج و عدم پذیرش آن به هر عنوان که باشد، برخلاف مصالح مملکت است». وى سپس با ابراز نظریاتش براى تشکیل جبهه ملى، از دانشجویان تمنا مىکند هرگونه اصلاحاتى که لازم مىدانند و از نظر وى دور مانده، در آن لحاظ کنند:
«1ـ براى تشکیل جبهه، یک هیئت مؤسس لازم است که در یک جلسه حاضر شوند و از هر یک از احزاب و اجتماعات و دستجات که تشکیلاتى دارند، تقاضا کنند که براى تشکیل جبهه دو یا سه نفر از اعضاى خود را انتخاب کنند و به هیئت مؤسس معرفى نمایند.
2ـ نمایندگان احزاب و اجتماعات و دستجات جبهه ملى را براى مدت یک سال تشکیل مىدهند و چنانچه فردى از افراد جبهه راجع به صلاحیت یکى از اعضا اعتراض کند، جبهه ملى با رأى مخفى و اکثریت آرا، اظهارنظر مىکند و این اعتراض ممکن است در تمام مدت سال داده شود و... به موقع اجرا درآید.
3ـ جبهه ملى هیئتى را به نام هیئت اجرایى از خارج از جبهه به رأى مخفى و به اکثریت آرا انتخاب مىکند که تصمیمات جبهه را به موقع اجرا گذارند و هیئت مزبور نیز یک نفر را از بین خود براى اجراى تصمیمات خود انتخاب خواهد نمود.[5]
درباره وام امریکا به ایران
مجله امید ایران در خبر کوتاهى درباره اعطاى وام امریکا به ایران مىنویسد: به قرار اطلاع، جمهورىخواهان و دست راستیهاى کنگره امریکا براى کمک به ایران ابراز علاقه بیشترى نشان مىدهند و گفته مىشود که با رقم کمک امریکا به ایران مخالفتى در کنگره نخواهد شد.[6]
اختتامیه کنفرانس کافهآ و نخستین سمینار بانکدارى آسیا
جلسه مشترک اختتامیه کافهآ و اولین سمینار بانکدارى آسیا پیشازظهر امروز در هتل هیلتون تهران به ریاست مشترک دکتر محسن لک رئیس دوازدهمین دوره کافهآ و خوش کیش رئیس کل بانک ملى ایران تشکیل شد و با صدور شش قطعنامه به کار خود پایان داد و مقرر شد جلسه آینده کافهآ ـ اتاق بازرگانى بینالمللى در فوریه 1965/بهمن 1343 در دهلى نو برگزار گردد. در این قطعنامهها با حمایت از صادرات تأکید شده است که محصولات اولیه منطقه کافهآ باید به صورت یکى از منابع فیاض درآمد این کشورها درآید و نه تنها مصرف داخلى را تأمین کند بلکه به کشورهاى ماوراء دریاها نیز صادر گردد.
این کنفرانس توصیه کرده است که موانع موجود در برابر محصولات اولیه منطقه کافهآ بدون آنکه اصرارى بر اعمال رویه متقابل از طرف کشورهاى کافهآ باشد از جانب کشورهاى توسعه یافته، برداشته شود. همچنین به کشورهاى توسعه یافته پیشنهاد داده است که شرایط عمومى رسیده و دسترس کالاهاى اولیه به بازارهاى مصرف کننده را بهبود بخشد. همچنین از کشورهاى در حال توسعه خواسته است تا منابع محلى را به منظور افزایش صادرات و ایجاد تنوع در آن، درست مورد بهرهبردارى قرار دهند و از فنون مدرن بازاریابى استفاده کنند تا افزایش و تنوع صادرات کالاهاى اولیه میسر گردد. در یکى از این قطعنامهها آمده که تولید کشاورزى باید براساس شیوه مدرن صنعتى و بازرگانى انجام شود. از اینرو باید تشکیل سازمانهاى واقعا کارآمد مانند شرکتهاى سهامى و شرکتهاى تعاونى مورد توجه قرار گیرد.[7]
پانوشتها:
[1]ـ صحیفه امام، ج 1،، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1378، ص 11 و 310.
[2]ـ جلالی، غلامرضا، تقویم تاریخ خراسان از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 194 و 353.
[3]ـ امام در آئینه اسناد، سیر مبارزات امام خمینى به روایت اسناد شهربانى، جلد اول، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، 1383، ص 320.
[4]ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، آزادى، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1380، ص 4 و 182.
[5]ـ مصدق، محمد، مکاتبات مصدق تلاش برای تشکیل جبهه ملی سوم، تهران، بینا، 1362، ص 19 و 15.
[6]ـ مجله امید ایران، ش 7 ـ 5، 28/1/43، ص 5.
[7]ـ روزنامه پست تهران، ش 3162، 29/1/43، ص 1.
