پنجشنبه 9 خرداد 1342/ 6 محرم 1383/ 30 می‌1963

5 بازدید

± مقابله آیت‌الله خمینی با برنامه‌های ضد دینی حکومت

امروز جمعی از بازاریان تهران برای دیدار با آیت‌الله خمینی به قم رفته، با ایشان دربارة وقایع اخیر و حمایت‌هایی که بازاریان می‌توانند انجام دهند، به گفت‌وگو پرداختند. از جمله افراد بازاری تهران که در این دیدار حضور داشتند، می‌توان نام حاج ‌سید رضا حسینی،‌ حاج‌ تقی کلباسی، سید شریف موسوی، مشهدی مختار عنایتی، مشهدی ‌عزیز عزیزی، قاسم نصیری، حاج ‌محمود محمودی، میرقاسم میرمحمدی، سیدرضا حسینیان و حاج‌آقا وفایی را نام برد. در جریان این دیدار، یکی از آن‌ها به آیت‌الله خمینی اظهار نمود که بازاریان تهران می‌خواهند در روز عاشورا دسته‌های عزاداری به قم بیاورند. او در ادامه یادآور شد برای این‌که توجه مأمورین را به خود جلب نکنند، پراکنده و دسته‌ به دسته خواهند‌ آمد. این بازاری تهرانی ادامه داد که چون شایع است دولت می‌خواهد عده‌ای را به قم بیاورد، باید مراقب بود که از طرف دولت و شهربانی، عناصر لات و اوباش به عنوان دسته‌جات عزاداری وارد منازل ایشان یا آیت‌الله شریعتمداری نشوند. وی در پایان تأکید کرد که بازاریان تهران آماده‌اند که این مراقبت از منازل آیات عظام را به عهده بگیرند.[1] پس از اظهارات وی، آیت‌الله خمینی سخنانی را بیان نمود که حاکی از تصمیم قطعی علما برای مقابله با برنامه‌های ضد دینی حکومت بود. ایشان در این سخنان تصریح کرد که: «ما افتخار می‌کنیم که مانند سیدالشهداء روز عاشورا کشته شویم و بچه‌های ما را اسیر کنند و اموالمان را غارت نمایند. در عوض، اسم ما تا ابد باقی خواهد ماند. اولاً کار این‌ها با یزید هیچ فرقی نمی‌کند. ثانیاً اگر بخواهند چنین عملی را انجام دهند و بخواهند دسته‌جات ما را بکوبند و مردم را به قتل برسانند، ما نیز از هم‌اکنون مانند حسین اعلام می‌کنیم که هر که با ماست، به طرف ما بیاید و هرکس که با ما نیست، به سمت لشکر یزید برود. یکی از کسانی که بایستی در راه حضرت سیدالشهداء آغشته به خون خود شود، خمینی است. حال که چنین است، باید ما روز عاشورا را در قم، کربلای حسین قرار بدهیم، تا یک کربلای ثانی درست کنیم و مردم برای زیارت به قم بیایند. چه افتخاری بالاتر از این‌که در راه دین، در راه حسین، در راه استقلال مملکت کشته شویم». آیت‌الله خمینی افزود: «من می‌دانم دستوراتی را که در مورد اعزام دستة لات‌ها از تهران به قم بوده، از طرف سازمان امنیت قم است. سازمان امنیت قم از مرکز درخواست کرده که برای عاشورا در حدود ششصد نفر از لات‌ها را مسلح به قم بفرستند. ولی من نمی‌گذارم رئیس سازمان امنیت (بدیعی) و رئیس شهربانی قم (حسین پرتو) هرکاری که دلشان خواست، انجام دهند. روزی که وقتش برسد، می‌دانم با این ... چگونه رفتار کنم و چطور آن‌ها را گردن بزنم. این‌ها بودند که قم را خراب کردند. این‌ها بودند که درخواست اشخاص لات از تهران کردند و واقعة مدرسة فیضیه را به وجود آوردند».[2]

± شایعه‌پراکنی ساواک درباره اقدامات آیت‌الله خمینی

مأمور ساواک در گزارشی مدعی شد: «آقای خمینی همه روزه پس از نماز به منبر می‌رود و پس از سخنرانی، رشتة سخن را به هیئت حاکمه کشانیده و هرچه ناسزا و دشنام‌های علمی که بتوان روحیة شنوندگان را ضعیف نمود، می‌دهد. ضمناً در حدود 120 نفر از طلاب جوان را به لباس بازاری مبدل، دستور داده ریش‌های خود را کوتاه و به طور اسکورت از آیت‌الله در مواقع ضروری نگاهداری و حفاظت شخص او را به عهده بگیرند».[3]

± موافقت مراجع تقلید با مبارزه علیه حکومت

حجت‌الاسلام شیخ علی‌اصغر مروارید، از وعاظ معروف اصفهانی، در ساعت 9 امشب در مجلس روضه‌خوانی هئیت اصفهانی‌ها در حجره‌های غرب مسجد شاه، ضمن انتقاد شدید از دولت، اظهار داشت که: «از مراجع تقلید دستور داریم از امشب علیه این دستگاه جبار و فاسد و هیئت حاکمه قیام نمائیم». مأمور ساواک در گزارشی که در همین باره تهیه کرده، در پایان افزوده است که: «قراین و امارات نشان می‌دهد که روحانیون و مخالفین دولت در صدد هستند به هر وسیله، افکار عمومی ملت را برای اقدامات حاد علیه دولت در ایام تاسوعا و عاشورا برانگیزند و حوادثی نظیر 30 تیر به وجود آورند».[4]

±اعلامیه آیت‌الله خمینی خطاب به روحانیون

طبق گزارشی که ساواک با موضوع «نصب اعلامیة آیت‌الله خمینی» تهیه کرده، صبح امروز اعلامیه‌ای از طرف آیت‌الله خمینی خطاب به روحانیون به دیوار دانشکدة علوم دانشگاه تهران نصب شد. در این اعلامیه آمده است که: «چون دولت در نظر دارد به مناسبت ایام سوگواری محرم از واعظین تهران تعهدی مبنی بر خودداری از سخنرانی‌های سیاسی اخذ نماید، لذا به کلیة وعاظ باایمان اعلام می‌دارد در حال حاضر که دین اسلام در خطر محض قرار گرفته از هیچ‌گونه تبلیغ علیه دستگاه حاکمه خودداری ننمایند».[5] افزون بر این گفته می‌شود که از سوی آیت‌الله خمینی خطاب به روحانیون و وعاظ تأکید شده است: «در مقابل نظریات دولت هیچ‌گونه تعهدی نسپارند و وظیفة دینی و مذهبی خود را در مواقع وعظ انجام دهند».[6] روحانیون تصمیم گرفته‌اند تا روز هفتم ماه محرم در مجالس و منابر مراسم عزاداری را به طور عادی برگزار ولی پس از آن مبادرت به تظاهرات بنمایند. مأمور ساواک این تصمیم روحانیون را برخاسته از اظهارات آیت‌الله خمینی دانسته، در ادامه افزوده است که وی به روحانیون دستور داده است: «چنانچه تا آن تاریخ، دولت تسلیم نظر روحانیون نشود، حملات را در مجالس و مجامع عزاداری آغاز نمایند». به موجب این گزارش، آیت‌الله خمینی در همین باره مخصوصاً تأکید کرده است که: «عزاداری‌ها، مرثیه‌ها و نوحه‌خوانی‌ها طوری تنظیم شود که تجسم کشتار مدرسة فیضیة قم و حادثة مسجد گوهرشاد نمودار باشد. در ولایات، به خصوص شیراز اگر شدت عمل نمایند، بهتر خواهد بود».[7]

± سخنرانی آیت‌الله طالقانی

اخبار رسیده حکایت از آن دارد که افراد متمایل به جبهة ملی سعی دارند حتی‌الامکان در پای وعظ آیت‌الله طالقانی شرکت کنند. جلسات سخنرانی وی که شب‌ها در مسجد هدایت (واقع در خیابان استامبول تهران) برقرار است،[8] همچنان تداوم دارد. در جلسة وعظی که امشب در ساعت 10 با حضور تقریبی ششصد نفر برپا گردید، آیت‌الله طالقانی بار دیگر موضوع گزارش مأمور ساواک قرار گرفت. طبق گزارش تهیه شده، آیت‌الله طالقانی در حالی که ایستاده سخن می‌گفت، اظهار کرد که: «من ایستاده سخن می‌گویم. چون رسول اکرم نیز ایستاده سخن می‌گفت. دوم این‌که اگر بنشینم و سخن بگویم، جایم گرم می‌شود و هم چانه‌ام گرم می‌شود، آن وقت بیش از اندازه حرف می‌زنم. آن هم برای بعضی (دولت) خوش‌آیند نیست». وی اضافه نمود: «ما که یک ملت مسلمان هستیم، قانونی از روی قرآن، از روی دین مبین اسلام داریم و علما با بزرگان ما آمده‌اند از روی قوانین آن، قانونی ساخته‌اند و قراردادی گذارده‌اند به نام قانون اساسی. پس اگر فردی یا افرادی پیدا شوند که این قانون اساسی را لغو نمایند، باعث بی‌نظمی اجتماع شده‌اند. آن هم چه افرادی؛ که برای نفع شخصی، برای ادامة فساد و شهوات خود دست به هر جنایتی می‌زنند و از هیچ چیز و هیچ کس ابا ندارند». سخنران مسجد هدایت در ادامه با اشاره به برخی از اقدامات حکومت و افراد وابسته به رژیم ادامه داد: «آیا این شرم‌آور نیست که در مملکتی به نام ایران که اسم خود را مسلمان گذارده، بیاید و از یک فاحشه تجلیل نماید؟ (اشاره به هنرپیشة ایتالیایی) آیا این چه مملکت و ملت اسلامی است که علمای دین را به جرم گفتن حقانیت و بیدار نمودن مردم و جلوگیری از بی‌ایمانی، در زندان بیندازد؟ بعد، از یک زن معروفه و فاحشه تجلیل به عمل آورد. این است فساد هیئت حاکمة یک ملت مسلمان. واقعاً شرم‌آور است». آیت‌الله طالقانی با تشریح اوضاع کنونی جامعه تصریح کرد که با این وضعیت، مملکت ما به زمان سابق برگشته است. طالقانی تأکید کرد که: «ما باید از آن‌ها پند بگیریم. ما باید اعمال ایشان را سرمشق خود سازیم». در این موقع سخنرانی وی به پایان رسید و شروع به دعا کرد. او در دعای خود از خدا خواست که: «ملت و مملکت ایران را از وجود نفع‌پرستان و انسان‌های فاسد و شهوانی پاک کند و دشمن دین اسلام را از بین ببرد». پس از سخنان آیت‌الله طالقانی، یکی از دانشجویان متنی را قرائت کرد که در آن، از مردم برای شرکت در مراسم روز تاسوعا و عاشورا دعوت به عمل آمده بود. همچنین اعلامیه‌های آیت‌الله خمینی توسط دانشجویان بین مردم توزیع شد و دو نسخه از این اعلامیه‌ها هم روی دیوار نصب شد. از این اعلامیه‌ها، یکی را هم مأمور ویژة ساواک گرفت که در آن جلسه حضور داشت.[9]

± سخنرانی حجت‌الاسلام ناصرزاده

حجت‌الاسلام حسن ناصرزاده از وعاظ آذربایجان، امشب در مسجد شعبان تبریز بالای منبر رفت و پس از بیان مقدماتی، به علل مخالفت عوامل دولت با روحانیون و علما پرداخت. او در این‌باره اظهار کرد که بعضی ادارات نمی‌گذارند ما چند نفر وعاظ که نمایندة آیت‌الله شریعتمداری هستیم، حقایق را به گوش مردم ایران برسانیم. ناصرزاده افزود: «چرا اعلامیه‌هایی که از طرف مجتهدین منتشر و در اختیار مردم گذاشته می‌شود، دولت و مأمورین از نشر و استفادة آن جلوگیری به عمل می‌آورند؟» وی کمبودها و وضع نامساعد جامعه را به مسئولان کشوری نسبت داده، یادآورد شد که: «تمام استانداران و رؤسای ادارات ما و کسانی‌ که [در] درجة اول قرار دارند، همگی نسبت به شاه مملکت خیانت می‌کنند و کسی نیست که درد دل این ملت مظلوم و بیچاره را به گوش شاه برساند. من می‌گویم یا باید این ملت بیست میلیون نفری ایران کشته شوند یا این‌که باید اوامر مجتهدین عملی گردد». سخنران مسجد شعبان تبریز در ادامه به آزادی زنان در جامعه پرداخت و تأکید کرد که: «زن چه حق دارد که به مجلس برود؛ آن هم زن هرجایی. هر روز لخت و عور با وضع زننده‌ای در انظار عمومی ظاهر می‌شوند. من از هیچ‌کس و هیچ مقامی ترس و واهمه‌ای ندارم. من تا جان در بدن دارم، حقیقت را خواهم گفت. من با صدایی رسا و بلند می‌گویم که باید زمامداران، خود را اصلاح کنند و اوامر مجتهدین اسلام را اجرا کنند. در غیر این صورت هرچه دیدند از چشم خودشان دیدند».

موضوع سخنرانی حجت‌الاسلام ناصرزاده در مسجد شعبان به گونه‌ای دیگر در مسجد حاج‌ میرزا یوسف‌آقا هم ادامه پیدا کرد. چه، وی بعد از آن به مسجدی دیگر رفت و در حدود 11:30 شب، بار دیگر به سخنرانی ایستاد. او در بخشی از سخنرانی مسجد حاج‌ میرزا یوسف‌آقا با اشاره به این‌که خداوند انسان را بی‌بندوبار خلق نکرده، به موضوع اعطای حق رأی به زنان و آزادی آن‌ها پرداخته، افزود که دولت آزادی را به زنان می‌دهد این در حالی است که آزادی زن حدی دارد. ناصرزاده افزود که: «شما مسلمان هستید. نه ملت روسیه که در آن‌جا حجاب و حیا وجود ندارد». وی در پایان هم مأموران حکومتی را خطاب قرار داد و گفت که: «بروید حرف‌های مرا بنویسید. از بزرگان شما کوچک‌ترین ترسی ندارم».[10]

± سخنرانی آیت‌الله دستغیب

از دیگر روحانیانی که مأموران ساواک دربارة موضوعات سخنرانی وی گزارشی مفصل تهیه کرده‌اند، آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب است که در ساعت 7 بعدازظهر در مسجد عتیق شیراز سخنرانی کرد. او پس از اقامة نماز و قرائت دعای کمیل بالای منبر رفت و با تلاوت چند آیه از قرآن، ابتدا از حکومت معاویه و زهر دادن حکام جور به اصحاب علی(ع) و شهادت امام حسین(ع) سخن گفت. وی افزود: «معاویه یزید را ولیعهد کرد و مردم را بر ضد مسلمین برانگیخت و در ابتدای سلطنت خود، صدمه به قرآن و مسلمین وارد کرد. سپس به پسرش نوشت که باید از حسین بیعت بگیرد یا در جواب به نامه‌اش، سر او را بفرستد. در این میان، دو هزار نفر نامه به امام حسین نوشتند و او را دعوت کردند». دستغیب در تشریح ظلم و جور حکومت معاویه گفت: «ای مردم! جنایاتی که او کرد، هیچ‌کس نکرده. چه جنایتی بالاتر از این‌که برخلاف عهد خود عمل نمود و یزید را ولیعهد تعیین [کرده]، به مسند خلافت رسانید». او با ارائة توضیحاتی دربارة قیام امام حسین و حوادثی که منجر به قیام عاشورا گردید، موضوع سخنانش را به مسائل روز و اوضاع کنونی جامعة ایران کشاند و افزود: «فعلاً برای علما و مراجع تقلید پیشامدی نموده و کار به جایی رسیده که دیگر تقیه حرام است و نمی‌شود تقیه کرد». در این بخش از سخنان خود به متن اعلامیه‌ای از آیت‌الله خمینی اشاره نمود که امروز به دست او رسیده است. این اعلامیه متن تلگرافی است که آیت‌الله خمینی در 13 فروردین سال جاری به آیات عظام تهران فرستاده، پس از اشاره به حوادث مدرسة فیضیة قم، تقیه را حرام دانسته بودند. حجت‌الاسلام دستغیب با استناد به آن اعلامیه تصریح نمود که: «سکوت حرام و اظهار حقیقت حلال است». طبق سخنان وی، مسلمانان امروز نباید سکوت کنند؛ «سکوت محو اسلام و محو قرآن است. همه با هم باید حقایق را ظاهر کنید. سکوت هر فردی باعث تقویت ظالمین است». آیت‌الله دستغیب وقتی به این بخش از سخنرانی رسید، با اعلام نظر جمیع علمای تشیع، نام چند تن از آنان را هم مانند آیات عظام حکیم، خمینی، شریعتمداری و گلپایگانی به میان آورد و یادآورد شد که از نظر ایشان: «سکوت حرام است. تقیه حرام است. احقاق حق کنید. ایها المسلمون خون شما عزیزتر از خون علی‌اکبر نیست. خون شما رنگین‌تر از خون جوانان و شهدای کربلا نمی‌باشد» سخنران مسجد عتیق شیراز در ادامة سخنرانی‌اش، با اعلام این تذکر که: «امشب بر حسب دعوتی که هفتة گذشته نموده‌ام، به حمدالله همه حاضر شده‌اید»، گفت: «اسم این مجلس را بگذارید کنگرة اسلام یا کنگرة حسینی». آنگاه رو به جمعیت حاضر اظهار نمود که: «من هم امشب به شما می‌گویم وظیفة هر فردی از افراد [است] که به دیگران بگوید که اسلام و شعائر آن در خطر است. اموری که برخلاف ضروریات اسلام است، روی کار آورده‌اند و ضروریات اسلام را محو نموده‌اند. آزادی زن‌ها، الغای اسلامیت، الغای رجوعیت، می‌دانید چه لطمة بزرگی به دین می‌زنند؟ آزادی زن‌ها می‌دانید چه مفسده‌ای در بردارد؟ این اولش می‌باشد. می‌دانید مسلمانان بیدارند و نمی‌گذارند چنین بشود». وقتی او این مطالب را بر زبان آورد، جمعیتی که تمام صحن مسجد و پانزده دهنة آن را پر کرده بودند، شروع به ابراز احساسات کردند. آنگاه که سکوت بار دیگر بر فضای مسجد حکم‌فرما شد، وی ادامه داد: «در اعلامیه نوشته‌اند همین هیئت حاکمه دست دوستی به حکومت پوشالی اسرائیل داده‌‌اند. وای وای! روحانیون در کمین هستند و نمی‌گذارند چنین بشود. باید بدانند که هیئت حاکمه غلط کرده‌اند. اخیراً دو هزار نفر از افراد ضاله حرکت کرده‌اند و به لندن رفته‌اند که کنگره‌ای تشکیل دهند بر ضد کنگرة مسلمین. به آن‌ها نفری پانصد دلار کمک کرده‌اند و حتی در بلیت هواپیما هم به آن‌ها کمک کرده‌اند و آیت‌الله خمینی فرموده‌اند 25 میلیون ریال از درآمد نفت به این فرقه کمک نموده‌اند و به آن‌ها فوق‌العاده داده‌اند. وای مسلمانان! می‌خواهند چه بکنند؟ اگر از مسلمانان بیچاره‌ای بخواهد به مکه برود، از اول ماه رمضان که کمیسیون حج تشکیل می‌شود، از این بیچاره‌ها چه پول‌های مفتی و به چه اسم‌ها می‌گیرند. پست‌های حساس را به دست هیئت حاکمة ظالمه داده‌اند. والله سکوت حرام است. امروز نوشته‌اند که مسلمانان باید سکوت خود را بشکنند. همه با هم هم‌صدا شوند. از هیچ نترسید. یقین بدانید نصرت با مسلمین است». او با یادآوری نکاتی که در جلسة هفتة پیش گفته بود، بار دیگر تأکید کرد که: «آن‌ها تفنگ دارند. توپ دارند، ما هم ایمان قوی داریم و پشت ‌و پناه ما قرآن است. ما از هیچ چیز باک نداریم. نمی‌گذاریم عمال اسرائیل بر ما حکومت کنند. خدا نکند ما زنده باشیم و این فجایع را ببینیم. بزرگ‌ترین سعادت، مرگ است. من که هم‌اکنون در روی این منبر هستم، اگر ناگهان تیری به سینة من بزنند و مرا از بین ببرند، بزرگ‌ترین سعادت نصیبم شده است». آیت‌الله دستغیب در بخش پایانی سخنانش، روحانیون و وعاظ را طرف خطاب خود قرار داد و افزود: «روحانیون و منبری‌ها باید در این دو ماه ادای حق کنند و حقیقت را روی منبر بگویند. و هرگاه یکی از مخالفین می‌رسد، رو بگردانید». آنگاه با ذکر حکایت از یکی از یاران امام حسین(ع) موضوع را به جریان حوزة علمیة قم، خراب کردن مدرسة فیضیه، کشتن و مجروح کردن روحانیون و زندانی نمودن عده‌ای از طلاب کشاند و اضافه کرد: «این عمل با اسلام جور نمی‌باشد. یک کاری کنید تا ما هم بگوییم این‌ها هم مسلمان هستند. آن‌ها که طلاب را از مریضخانه بیرون می‌کنند، طرفداران کفر هستند. خیال می‌کنند با این تحقیر و با این اهانت‌ها از جاده در می‌رویم. برای روحانیت اهمیت ندارد. روحانی علاقه به دنیا ندارد. سه ماه است که مراجع تقلید با نظم و آرامش خواسته‌اند، اقدام نکرده‌اید. کسی گوش نمی‌دهد». در این هنگام سینه‌زنان هیئت حسنین ولدان با جمعیت زیادی وارد مسجد شدند و شروع به عزاداری کردند که آیت‌الله دستغیب در ادامة سخنان خود مردم را به قیام، تشویق و برای علما و مردم دعا کرد. پس از اتمام عزاداری، عده‌ای از علما و روحانیون که در مسجد حضور داشتند، دور هم گرد آمدند و دربارة موضوعات سخنرانی و دیگر مطالب به گفت‌وگو پرداختند.[11]

±عزاداری در رضائیه

گزارش ساواک رضائیه (ارومیه) که امروز به تهران فرستاده شده، حاکی از آن است که: «در آن شهر مراسم سوگواری با آرامش و نظم کامل ادامه دارد و از تحبیب رؤسای دسته‌های سینه‌زنی بهره‌برداری خوبی شد. به‌طوری که در کلیة مساجد برای سلامت اعلی‌ حضرت همایون شاهنشاهی و والاحضرت ولایتعهد و استقلال و عظمت ایران و امنیت و آسایش، از روی خلوص کامل دعا می‌شود». این گزارش در پایان تأکید کرده است که: «بدین ترتیب در مساجد فرصتی برای اظهار مخالفت معدودی از روحانیون وجود ندارد».[12]

±اعلامیة پلیس تهران درباره دسته‌های عزاداری

با نزدیک شدن ایام سوگواری تاسوعا و عاشورا، ادارة پلیس تهران به منظور کنترل بیشتر اوضاع شهر تهران و اماکن مذهبی اطراف آن، اطلاعیه‌ای به شرح زیر انتشار داد: «به مناسبت تصادف روزهای یکشنبه و دوشنبه، 12 و13 خرداد ماه با روزهای عزاداری تاسوعا و عاشورا چون عبور و مرور وسائط نقلیة موتوری و رفت‌وآمد مردم در جاده‌های شهر ری و در خارج امام‌زاده حسن بیشتر از روزهای عادی می‌باشد، لذا به منظور حفظ انتظامات و جلوگیری از تصادفات وسائط نقلیه موتوری، شهربانی کل، نکاتی را به استحضار اهالی محترم و رانندگان رسانیده و انتظار دارد که در اجرای آن با مأمورین پلیس تشریک مساعی فرمایند. یکی از مهمترین آن‌ها، این نکته است که دسته‌جات برای خط سیر خود قبلاً بایستی از ادارة پلیس تهران جواز کتبی داشته باشند و ضمن حرکت، مجاز به اشغال نمودن بیش از یک ‌سوم عرض خیابان نمی‌باشند. به منظور جلوگیری از تراکم وسائط نقلیه، عبور دسته‌جات از عرض خیابان‌ها مطلقاً ممنوع [بوده] و از کلیة اهالی محترم انتظار همکاری داریم».[13]

±گزارش مأمور ساواک از هزینه‌های منزل آیت‌الله میلانی

در گزارشی که مأمور ساواک از طریق گفت‌وگو با پیشکار منزل آیت‌الله سید محمدهادی میلانی تهیه کرده، مخارج منزل وی مورد بررسی قرار گرفته است. طبق این گزارش، منزل آیت‌الله میلانی در هر ماه 35 هزار تومان مخارج دارد که بیست هزار تومان آن، میان طلاب تقسیم می‌گردد. مبلغ پنج هزار تومان نیز به چند نفر از روضه‌خوان‌ها داده می‌شود. مابقی نیز هزینة جاری منزل است که به علت نرسیدن وجوه در ماه جاری، مبالغی از افراد دیگر قرض گرفته شده است.[14]

 

± سخنرانی حجت‌الاسلام فلسفی با موضوع آزادی در قانون اساسی

ساعت 8:30 امشب حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی طبق روال شب‌های گذشته، در مسجد آذربایجانی‌ها بالای منبر رفت و بحث در موضوع آزادی در قانون اساسی را پی گرفت. در این مجلس که به مناسبت سوگواری ماه محرم با حضور تقریبی هشت هزار نفر تشکیل شده بود، فلسفی نارضایتی‌های موجود در جامعه و پایمال شدن حقوق مردم را نتیجة آن دانست که مطابق قانون آزادی به اجرا گذاشته نمی‌شود. او در ادامه به سه اصل از قانون اساسی اشاره کرد که دربارة قوای مقننه، قضائیه و مجریه، تدوین و تصویب شده‌اند و وظایف هرکدام از آن‌ها را معین می‌کند. در همین باره به برخی نقائص قانون اساسی هم پرداخت که توسط قضات دادگستری به وزیر مربوطه گوش‌زد شده‌ است؛ اما با مخالفت وزیر، راه به جایی نبرده است. سخنران مسجد آذربایجانی‌ها در توضیح این موضوع اظهار کرد: «... علت نابسامانی‌های موجود در دادگستری و نارضایتی‌های مردم، از نقصان بعضی از قوانین نیست ... علت بروز هر کندی در اجرای قوانین و نارضایتی مردم، تنها عدم استقلال قوة قضائیه می‌باشد که با دخالت قوة مجریه توانسته‌اند جلوی پیشرفت و اجرای قانون را بگیرند». وی افزود که: «آنچه تابه‌حال در نبودن مجلسین، لایحه و سایر تصویب‌نامه‌ها از طرف دولت به تصویب رسیده، ارزش قانونی و اجرایی ندارد. مگر پس از باز شدن مجلسین، این لوایح در پارلمان مطرح [شود] و به تصویب وکلا برسد تا جنبة قانونی به خود بگیرد؛ آن وقت قابل اجرا است».[15] فلسفی در بخشی از سخنانش به نامه‌ای از دیوان عالی کشور پرداخت که در آن آمده است: «اگر دخالت دولت در کار قضایی نشود، دیگر پروندة 39 ساله در دادگستری پیدا نمی‌شود». وی با ابراز خوشوقتی نسبت به این‌که در چنین شرایطی، اشخاص دانا و باشخصیت بین قضات وجود دارد و بدون ترس به وظایف قانونی خود عمل می‌کنند و نظر خود را اعلام می‌دارند، ادامه داد که: «من از عموم قضات و رئیس دیوان عالی کشور که چنین رأیی را با کمال شهامت و شجاعت صادر نموده‌اند، تشکر می‌نمایم». او آزادی را مهم‌ترین عامل اصلی در احقاق حقوق جامعه دانست که در صورت نبود آن، حق مظلوم از ظالم ستانده نمی‌شود. حجت‌الاسلام فلسفی در توضیح این موضوع یادآور شد که: «اگر قاضی استقلال داشته باشد و مطیع دستگاه قوة مجریه نباشد، دیگر زور و قلدری و زدوبندها و توصیه‌‌بازی‌ها وجود نخواهد داشت». در پایان هم به زمامداران دوران امام علی(ع) اشاره نمود که قضاوت و ادارة مملکت را به چه نحوی انجام می‌دادند. او تصریح کرد که اسلام مواردی را دربارة مقام قاضی بیان داشته است: «قاضی باید مسلمان و مؤمن باشد. از بهترین طایفه‌ها باشد. امین و راستگو باشد. از نظر تأمین مالی و غیره باید در کمال رفاه باشد تا بتواند به مقام خود لطمه‌ای نزند». سخنان حجت‌الاسلام فلسفی در مسجد آذربایجانی‌ها در ساعت 10 شب به پایان رسید. جمعیت حاضر هنگام ترک مسجد، صلوات ‌فرستادند و به نفع اسلام و در طرفداری از آیت‌الله خمینی شعار‌ دادند‌.[16]

±اعزام نیروی کمکی به قم

سرلشکر امیرصادقی (فرمانده دژبان قرارگاه کل کشور) با مخابرة تلگرافی «سری ـ خیلی فوری» از تصمیماتی خبر داد که در کمیسیونی با حضور فرماندهی ژاندارمری کل کشور و ریاست ساواک اتخاذ شده است. در این کمیسیون که در دفتر ریاست شهربانی کل کشور تشکیل گردید، مقرر شد چون در روزهای 12 و 13 خرداد ماه جاری مصادف با ایام تاسوعا و عاشورا، در شهر قم ممکن است حوادثی روی دهد، گردانی از لشکر یک گارد برای تشریک مساعی با مأموران شهربانی و حفظ انتظامات، به آن شهر اعزام شوند. وی در ادامة تلگراف خود یادآور شده است که لشکر یک گارد باید از هم‌اکنون نسبت به تهیة جا و اعزام یک گردان به قم، اقدامات لازم را معمول دارد.[17]

±ادامة خلع سلاح عشایر جنوب

سپهبد بهرام آریانا (فرمانده نیروهای عملیاتی جنوب) با صدور اعلامیه‌ای که در متن آن از ترغیب و تهدید استفاده شده است، از تمامی عشایر جنوب کشور خواست که هرچه زودتر نسبت به تحویل اسلحه‌های خود، اقدام و آن‌ها را به نزدیک‌ترین پادگان نظامی تسلیم کنند. این اعلامیه که بیستمین اعلامیة وی به شمار می‌رود، از سوی ستاد نیروهای عملیاتی جنوب انتشار یافته، متن آن به شرح زیر است: «در تاریخ 5/3/42 سیف‌الله فروزان، تفنگچیان و اطرافیان خود را با تفنگ‌های مربوطه به پادگان یاسوج تسلیم و از پشتیبانی ارتش برخوردار شده و دنبال کشاورزی و کار خود رفتند. به آن‌هایی که این اعلامیه به دستشان می‌رسد، بار دیگر یادآور می‌شوم که هرچه زودتر سلاح خود را به نزدیک‌ترین پادگان‌های نظامی تسلیم کرده و در پناه ارتش و قانون قرار گیرند و با کمال آسودگی، دنبال کار و زندگی خود بروند. آن‌هایی که با اسلحه در کوهستان‌ها پنهان شده‌اند، همان‌طوری که دیده و شنیده‌اند، بدون چشم‌پوشی نابود خواهند شد. مرگ و زندگی دست خود شماست. هوشیار باشید که فریب مردم تبهکار را نخورید. فرمانده نیروهای عملیاتی جنوب؛ سپهبد بهرام آریانا».[18]

± اعتراض به سیاست‌های ضددینی حکومت

صدای اعتراض به برنامه‌ها و اقدامات حکومت در چند ماهة گذشته به دورترین نقاط و دهات نیز رسیده است. طبق گزارشی که مأمور ساواک از قریة بخشایش در آذربایجان شرقی تهیه و به مرکز ارسال کرده است، در حدود یک ماه پیش، یکی از وعاظ آذربایجانی ناشناخته به آن قریه رفته، اهالی آن‌جا را در اعتراض به سیاست‌های ضددینی دولت تشویق می‌کند. مأمور ساواک در گزارش خود یادآور شده است که اهالی بخشایش غالباً ناراحت و ماجراجو بوده در این باره مبلغین و وعاظ را همراهی می‌کنند. همچنین در این روستا مبلّغین روحانی دربارة حادثة حملة نیروهای دولتی و نظامی به مدرسة فیضیة قم، تبلیغ و از مردم در حدود 250 هزار ریال برای تعمیر مسجد فیضیه و کمک به طلاب پول جمع‌آوری کرده‌اند. در ادامة این گزارش آمده است که: «در نتیجه از تحریکات، اهالی قریة مزبور مأمورین دولتی را به قریه راه نداده و در اواخر خرداد که مأمورین ادارة ریشه‌کنی مالاریا به قریة نامبرده رفته‌اند که از بیماران عیادت و مداوا نمایند، به وسیلة اهالی از قریه رانده شده و اتومبیل آن‌ها نیز سنگ‌باران شده است».[19]

± ساخت پالایشگاه نفت توسط آمریکا، فرانسه و آلمان در ایران

شرکت ملی نفت ایران با کنسرسیومی مرکب از شرکت‌های نفتی کشورهای آمریکا، فرانسه و آلمان موافقت‌نامه‌ای امضا کرد که به موجب آن پالایشگاهی با هزینة 130 میلیون دلار در نزدیکی تهران توسط شرکت‌های نفتی آن کشورها تأسیس می‌شود.[20] کشیدن لولة گاز از سراجه به تهران (به طول 200 کیلومتر) از دیگر مواد این موافقت‌نامه است که شرکت‌های خارجی در کنار تأسیس پالایشگاه نفت ایران، به ظرفیت شش میلیون تن باید به انجام برسانند.[21]

±بازگشت وزیر اطلاعات افغانستان

در ساعت 5:30 بامداد امروز، قاسم رشتیا (وزیر اطلاعات افغانستان) که به عنوان رئیس نمایندگی آن کشور برای حل اختلافات گذشته با پاکستان به دعوت محمدرضا پهلوی به تهران آمده بود، به کابل بازگشت. در فرودگاه مهرآباد تهران تعدادی از رجال سیاسی ایران از جمله غلام‌عباس آرام (وزیر امور خارجة ایران)، جهانگیر تفضلی (وزیر امور مشاور و سرپرست انتشارات) و محمدعثمان (سفیر کبیر افغانستان در ایران) برای بدرقة وی حضور یافتند. رشتیا پیش از آن‌که سوار بر هواپیمای شرکت ملی هواپیمایی ایران شود و تهران را ترک کند، در مصاحبه‌ای کوتاه شرکت نمود و مساعی شاه ایران در مورد استقرار مجدد روابط سیاسی بین دو کشور افغانستان و پاکستان را «یک اقدام تاریخی» برشمرد.[22]

±قرارداد بازرگانی ایران و شوروی

در حدود ساعت10 صبح امروز، موافقت‌نامة بازرگانی تازه‌ای میان نمایندگان ایران و شوروی در محل وزارت اقتصاد ایران به امضا رسید. این موافقت‌نامه را دکتر ضیایی (معاون وزارت اقتصاد) از طرف دولت ایران و تیخون سریکف (نمایندة بازرگانی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در ایران) به نمایندگی از دولت متبوعش، امضا کردند. دو دولت همجوار به موجب این موافقت‌نامه، میزان مبادلات خود را نسبت به سال پیش 10 درصد افزایش دادند.[23] مدت این موافقت‌نامه یک سال می‌باشد.[24]

نیکلای پکوف اعلام کرد مدت مأموریتش در تهران به عنوان سفیر کبیر اتحاد جماهیر شوروی به پایان رسیده و تا ده روز دیگر باید ایران را ترک کند.[25] این خبر را ولکف، وابستة مطبوعاتی سفارت شوروی در تهران هم تکرار کرد و در مصاحبه با خبرنگار روزنامة اطلاعات اظهار داشت که به جای وی، گریگوری ژیتسف (رئیس ادارة خاورمیانة وزارت امور خارجة شوروی) به ایران خوهد آمد. به گفتة او، ژیتسف زودتر از یک ماه دیگر به تهران می‌آید.[26]

±خواست کارگران خوزستان

به گزارش یک خبرنگار خارجی، کارگران خوزستانی از دولت تقاضا کرده‌اند که کلیة بانک‌های خارجی در ایران و به طور کلی همة دستگاه‌ها و مؤسسه‌هایی که در دست افراد و اتباع کشورهای خارجی است، باید ملی اعلام گردد.[27]

±گزارش امان‌الله اردلان به شاه

دربارة ساختمان آسایشگاه حجاج ایرانی در مدینة منوره، که کلنگ آن توسط محمدرضا پهلوی به زمین زده شده بود،‌ امان‌الله اردلان (سرپرست حجاج ایرانی) امروز گزارشی به رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی، ارسال و در آن چگونگی انجام امور و مراحل مختلف ساختمان یاد شده را تشریح کرد. او در ابتدای گزارش به نامة شاه پرداخته است که مأموریت داشته آن را به ملک سعود برساند. اما چون وی برای درمان بیماری‌اش به اروپا رفته بود، مجبور شد که نامه را به امیرفیصل (ولیعهد ملک سعود) تسلیم کند. همچنین به دیداری اشاره کرده است که در همان روز، میان او و سفیر کبیر انگلیس در عربستان انجام گرفت. گزارش اردلان حاکی از اتفاق نظر دولت عربستان با ایران است. همچنین از رویة اتحاد اسلام در مقابل متحد عرب و تقبیح رفتار جمال عبدالناصر مصری و رادیو قاهره در این باره سخن گفته که مورد تأیید و تأکید طرفین بوده است. اردلان در همین باره اظهار نموده: «حالا که روابط کشور سعودی با مصر خوب نیست و به‌جای مصری‌ها فعلاً از متخصصین پاکستانی استفاده می‌نماید، چنانچه اعلی‌حضرت شاهنشاهی امر و مقرر فرمایند، دولت [ایران] با دولت سعودی مذاکراتی در این زمینه بنمایند و بورس تحصیلی از عربستان سعودی قبول کنند و مهندس و دکتر و متخصصین و اشخاص فنی برای بندرسازی و راه‌سازی و امور اقتصادی و در صورت اقتضا، تربیت نظامی افراد برجسته به کشور سعودی اعزام گردد و به جای نفوذی که سابقاً مصری‌ها در آن کشور داشتند، ایرانی‌ها جایگزین آن‌ها خواهند گردید». نمایندة ایران برای بازدید از وضعیت ساختمان آسایشگاه حجاج ایرانی در مدینه، در بخشی دیگر از گزارش خود، ادامه داده است که: «یک اقدام دینی هم با نظر بنده خیلی مؤثر است؛ که پردة کعبه یک سال از طرف اعلی‌حضرت همایون شاهنشاهی اهدا شود و صنعتگران ایرانی افتخار بافت پارچه و زری‌دوزی آن را داشته باشند. امسال شهرت داشت پردة کعبه از طرف حکومت پاکستان تقدیم شده است».[28]

±دادستان جدید دادسرای انتظامی قضات

طبق احکامی که از سوی وزیر دادگستری صادر شده، یدالله شهبندی، رئیس پیشین کل تشکیلات دادگستری استان آذربایجان به سمت دادستانی دادسرای انتظامی قضات و یحیی صادق‌وزیری نیز که پیش‌تر دادستان دادسرای انتظامی قضات بود، به بازرسی کل کشور منصوب شدند.[29]

± اعتراض مردم شرق کشور به مسافرت شاه و نخست‌وزیر

به‌گفتة رادیو صدای آزاد ایران، مسافرت محمدرضا پهلوی و اسدالله علم (نخست‌وزیر) به جنوب کشور، اعتراض و خشم مردم زابل و زاهدان را برانگیخته است. گویندة این رادیو افزود که در کرمان از شاه و اطرافیان وی به سردی استقبال شد و مردم شعارهای زننده‌ای علیه او سر می‌دادند. در زاهدان هم مردم به مسئولان دولتی ناسزا گفته‌اند. این گفتار که بنا بر اخبار گزارشگران آن رادیو تهیه شده بود، در بخش دیگری می‌افزاید: «در تمام شهرستان‌های ایران، علیه متصدیان امور فعلی تظاهراتی رخ داده است».[30]

±دیدار نمایندگان ایلات ممسنی با وزیر کشور

در حوالی ظهر امروز شش تن از نمایندگان ایلات ممسنی در وزارت کشور حاضر شدند و با سیدمهدی پیراسته (وزیر کشور)، دیدار و گفت‌وگو کردند. در ابتدای این دیدار، صحبت از شاه‌دوستی این تعداد از نمایندگان ایلات ممسنی بود که در ادامه، وزیر کشور تصریح کرد دولت و قوای انتظامی وظایف خود را در مراقبت از اوضاع ایلات به خوبی انجام می‌دهند.[31]

 

پی‌نوشت‌ها:


[1]. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص332.

[2]. صحیفة امام،‌ ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص 240و241.

[3]. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص335

[4]. همان، ص336.

[5]. همان، ص334؛ سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک،‌ج1، همان، ص384

[6]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت اسناد ساواک،‌ج1، همان، ص385.

[7]. ‌همان، ص383.

[8]. ‌همان، ص 383، 385.

[9]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج9: آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص 399 تا 401.

[10]. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص316

[11]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 99 تا 101.

[12]. قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص327.

[13]. روزنامه کیهان، شماره 5957، 9 خرداد 1342، ص 1 و2

[14]. آیت‌الله‌العظمی سیدمحمدهادی میلانی به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص101.

[15]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج9: حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ص 199 و200

[16]. همان، ص 200 و 201.

[17]. طلوع فجر، وقایع پانزدهم خرداد، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1361، ص61؛ دهنوی، محمد، قیام خونین 15 خرداد 1342 به روایت اسناد، تهران، رسا، 1360، ص44

[18]. آریانا، بهرام، تاریخچه عملیات نظامی جنوب، تهران، چاپخانه ارتش، 1342، ص 239 و240

[19]. مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص91

[20]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 57، 14خرداد1342، ص5.

[21]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 57، 14خرداد 1342، ص 38 تا 44 ؛ مجله نشریه خاورمیانه، شماره 270، 1963، ص 296 و 297

[22]. گاهنامه پنجاه ساله شاهنشاهی پهلوی، ج2، (تهران)، نشریه کتابخانه پهلوی، بی‌تا، ص1650.

[23]. روزنامه بورس، شماره 441، 9 خرداد 1342، ص1؛‌ روزنامه کیهان، شماره 5957، 9 خرداد 1342، ص11.

[24]. مجله بانک مرکزی ایران، شماره 20، خرداد 1342، ص 1051تا1052

[25]. روزنامه پست تهران، شماره 2908، 9 خرداد 1342، ص 1 و 8

[26]. روزنامه اطلاعات، شماره 11105، 9 خرداد 1342، ص 1 و 13

[27]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 56، 11 خرداد 1342، ص5

[28]. اردلان، امان‌الله، زندگی در دوران شش پادشاه (خاطرات حاج عزالممالک اردلان)، تنظیم باقر عاقلی،تهران، نامک، 1372، ص 398 تا 400.

[29]. روزنامه کیهان، شماره 5957، 9 خرداد1342، ص12.

[30]. بولتن خبرگزاری پارس محرمانه، شماره 56، 11خرداد1342، 6.

[31]. روزنامه پست تهران،‌ شماره 2908، 9 خرداد 1342، ص8.