دوشنبه 30 آذر 1343 / 16 شعبان 1384 / 21 دسامبر 1964
7 بازدید
ملاقات آیتالله سیدفضلالله خوانساری با آیتالله خمینی
سیدفضلالله خوانساری در استانبول ترکیه موفق به دیدار با آیتالله خمینی شد. مأموران امنیتی ترکیه، آیتالله خمینی را از بورسا، محل تبعیدشان موقتاً به استانبول آوردند تا پس از دیدار با نماینده جامعه روحانیت ایران، دوباره به بورسا منتقل کنند.[1] عصر امروز فرستاده جامعه روحانیت ایران با آیتالله خمینی در استانبول ترکیه دیدن کرد. به گزارش ساواک از این دیدار، در این ملاقات پس از سلام و احوالپرسی، آقای خوانساری سلام روحانیون ایران و آیتالله خوانساری را به نامبرده ابلاغ و یک چمدان محتوی مقداری لباس، چند جعبه شیرینی، یک جعبه محتوی کتاب و تعدادی نامه که از ایران با خود آورده بود به آقای خمینی تحویل داده و متذکر شد که در تهران کلیه وسایل، وسیله سازمان بازدید شده و چون دو سه برگ چاپی بانک ملی که به منظور وکالت دادن آقای خمینی در جوف نامهها نبود، آقای خوانساری گفتند فکر میکنم سازمان آنها را ضبط نموده و یا فراموش کردهاند در پاکت بگذارند در هر صورت وقتی من به تهران مراجعت کردم در صورت امکان برگهای چاپی بانک را میفرستم تا شما وکالت دهید که مبلغ 70 هزار تومانی که در بانک موجود است، اخذ و به مصرف طلاب قم و فقرا برسد. آقای خمینی موافقت خود را اعلام داشت. در این گزارش آمده که سپس صحبت خانواده آقای خمینی به میان آمد و آقای خوانساری از طرف خانواده ایشان سلام رسانده سلامت آنها را اعلام داشتند. آقای خمینی از پسر خود مصطفی سؤال کرد. آقای خوانساری گفت در تهران است. مجدداً آقای خمینی گفت میدانم در تهران است ولی در کجای تهران؟ آقای خوانساری اظهار داشت مگر شما از دستگیری ایشان با اطلاع هستید. آقای خمینی گفت چندی پیش با موافقت سازمان نامهای به خانوادهام نوشتم در جواب نوشته بودند آقا مصطفی فعلاً استراحت میکند. در نتیجه فهمیدم که نامبرده را دستگیر کردهاند. در اینجا آقای خوانساری گفتند من فکر میکردم شما اطلاع ندارید، لذا نمیخواستم شما را ناراحت کنم. آقای خمینی علت دستگیری را سؤال کرد ایشان جواب داد چون تعدادی از طلبهها کمی شلوغ کرده بودند، لذا دولت برای جلوگیری از این شلوغی ایشان را دستگیر کرد و روزی که من عازم ترکیه بودم، آقای قدس نخعی وزیر دربار و آقایان مسئولین اظهار داشتند همین چند روزه مرخص میشود و حتی من اصرار کرده گفتم اکنون که من عازم ترکیه هستم او را مرخص کنید تا مژده خوبی برای پدرش ببرم. در جواب گفتند چون بایستی جریان اداری آن طی شود، دوـ سه روز طول خواهد کشید. آقای خوانساری اضافه نمود که مرتب از حال آقا مصطفی با اطلاع بودم و در ملاقاتی که با ایشان کردم خودش اظهار میداشت که در اینجا ( قزلقلعه) راحت هستم و از مزاحمت مردم هم در امان میباشم. گزارشگر ساواک مینویسد: بعد صحبت روحانیون پیش آمد. آقای خوانساری سلام یکی یکی روحانیون را ابلاغ نمود. آقای خمینی پرسید فعلاً آنها چه کار میکنند؟ آقای خوانساری جواب داد بعد از رفتن شما به جز شلوغ کردن تعدادی از طلبههای جوان کمتجربه در قم، دیگر تشنجی روی نداده و فعلاً همه روحانیون که قبلاً دستگیر شده بودند آزاد شده و دیگر کسی را در زندان نداریم. آقای خمینی گفتند: الحمدالله. سپس آقای خوانساری از وضع آقای خمینی در بورسا سؤال کردند. آقای خمینی اشاره به رئیس ساواک بورسا که در معیت ایشان به استانبول آمده بود و در آن جلسه حضور داشت نموده و گفت: این مرد با خانوادهاش به قدری از من پذیرایی میکنند که واقعاً شرمنده آنها هستم و با وجودی که رئیس ساواک میباشد برخلاف مأمورین سازمان امنیت تهران همیشه با فروتنی و ملایمت کلیه خواستههای مرا انجام میدهند. آقای خوانساری اظهار رضایت کرد و مجدداً آقای خمینی گفت: در بورسا رادیو در اختیار دارم و مرتباً اخبار را گوش میدهم در صورتی که در تهران هیچ وقت به رادیو گوش نمیدادم ولی در بورسا از اعتصاب رانندگی تاکسی به مناسبت گران شدن بنزین و از تلگرامات مردم که به پشتیبانی از جهاد ملی مخابره شده با اطلاعم. آقای خمینی اضافه کرد به اظهارات آقای نخستوزیر نیز گوش دادم و سال دیگر هم منتظرم که همین بیانات را از زبان ایشان و یا نخستوزیر دیگری بشنوم. سپس گفت من علت دستگیری این دفعه را اصلاً نفهمیدم و خود دولت هم شاید نداند که به چه جهت مرا دستگیر نموده. آقای خوانساری اظهار داشت: انشاءالله هر چه زودتر شما به ایران مراجعت کنید. سپس اضافه کرد که روحانیون از پیشگاه اعلیحضرت همایونی استدعا کردند که از حال شما با اطلاع شوند. شاهنشاه نیز به آقای قدس نخعی وزیر دربار امر فرموده ترتیب کار را بدهند و قرار شد وسیله تلفن یا اعزام نماینده به ترکیه با شما تماس بگیریم و ما هم شق دوم، یعنی اعزام نماینده را انتخاب کردیم و با آمدن من موافقت شد. البته ناگفته نماند که سازمان در مورد آمدن اینجانب و به شرف عرض رساندن، کمک بسیار نمود و ما هم از سازمان و هم از آقای قدس نخعی تشکر میکنیم. آقای خمینی در جواب اظهار داشت من به خاطر حفظ حیثیت سازمان و آبروی آقای پاکروان حاضر شدم به اینجا بیایم. و گرنه تقصیری از من سر نزده که تبعید شوم.
در این گزارش آمده که در ساعت 18 ملاقات خاتمه یافت و آقای خوانساری به هتل مراجعت و بسیار خوشحال بود که خمینی را سالم دیده است و اظهار داشت که ملاقات ما باید مکرر صورت گیرد تا من بتوانم نظر ایشان را در مورد مراجعت به ایران بفهمم. سپس گفتند که وضع مزاجی و روحی آقای خمینی بسیار خوب بود و در تهران روزانه شایعات مختلفی پخش میشود. مثلاً عدهای میگفتند دولت، خمینی را تکه تکه کرده و عده دیگر اظهار میداشتند که نامبرده در یکی از نقاط مرزی به حال فلاکتباری به سر میبرد؛ ولی برخلاف تمام شایعات، ایشان از تهران که در خانه خود زندگی میکردند بهتر و سرحالترند و ناراحتیهای جسمی ایشان هم برطرف شده.[2]
گزارش ساواک از سوءاستفاده حزب ایران نوین از معلمان
ساواک خبر میدهد که طرفداران دکتر علی امینی و محمد درخشش در بین معلمین چنین شهرت دادهاند که حزب ایران نوین میخواهد به نام شرکت فرهنگیان در مبارزه جهاد ملی، اعلامیهای منتشر کند و اعلام نماید به درخواست فرهنگیان عضو آن حزب، از دریافت ترفیعات قانونی خود صرف نظر خواهند نمود و 70 میلیون تومان اعتباری که باید اختصاص به ترفیعات معلمین داده شود، صرفهجویی گردد.
به گزارش ساواک، این شایعات و اخبار مجعول که از ناحیه مخالفان دولت در بین معلمین انتشار یافته اثر سویی در بین معلمان ایجاد کرده و آنها را نگران این مطلب نموده که مبادا دولت به این صورت از پرداخت ترفیع قانونی آنها خودداری کند.[3]
احتمال تشکیل وزارت اعتبارات و عمران روستایی
روزنامه فریاد خوزستان خبر از تشکیل وزارتخانهای جدید داد و نوشت: با آنکه تصمیم دولت مبنی بر تشکیل وزارتخانههای نوین و انتخاب وزرای جدید به موقع اجرا درآمده ولی هنوز در محافل سیاسی تهران، انتظار وزارتخانه تازهای را میکشند و گفته میشود که در ترکیب بانک اعتبارات روستایی و سازمان اصلاحات ارضی وزارتخانه تازهای موسوم به وزارت اعتبارات و عمران روستایی تشکیل خواهد شد.
انتخاب سالور سرپرست سابق سازمان اصلاحات ارضی به استانداری کرمانشاهان و عدم تعیین جانشین او این شایعه را بیش از پیش قوت بخشیده است و شهرت دارد که دکتر زاهدی رئیس کل بانک اعتبارات روستایی و معاون دبیرکل حزب ایران نوین، اولین وزیر اعتبارات و عمران روستایی خواهد بود.[4]
عملکرد دوگانه غرب
پس از انتشار مصاحبه محمدرضا پهلوی با خبرنگار روزنامه معتبر سوددویچه سیتونک در آلمان غربی، تحت عنوان «غرب در دوستی خود اهمال میکند» اخیراً تفسیری نیز بر این مصاحبه در همین روزنامه درج شد. این روزنامه در تفسیر خود مینویسد: شاه ایران با ابراز علاقه به همکاری نزدیکتر با غرب به این نکته اشاره مینماید که غرب در عالم سیاسی و اقتصادی اهتمام لازم را برای توسعه بیشتر همکاری و تشریک مساعی به عمل نمیآورد، این معنی نه تنها شامل ایالات متحده امریکا بلکه شامل جمهوری فدرال آلمان نیز میگردد. در این روزنامه سپس به رویه دو پهلوی ناصر نسبت به غرب و آلمان اشاره و افزوده شده است: این نکته که ایران همیشه از اتخاذ هر گونه رویه دو پهلو در مسئله آلمان احتراز جسته است در صورتی که قاهره اخیراً با هیاهوی بسیار، گشایش سرکنسولگری مصر را در برلن شرقی جشن گرفت، از نکات مهم و قابل توجه است.[5]
پینوشتها:
[1]. طاهری خرم آبادی، سیدحسن، خاطرات آیتالله طاهریخرمآبادی، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷ – ۱۳۸۴، ص 328 تا 330.
[2] . سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 5، تهران، عروج، ۱۳۹۳، ص72.
[3]. حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۵، ص 498.
[4]. روزنامه فریادخوزستان، ش 581، 30/9/1343، ص 8.
[5]. روزنامه اطلاعات، ش 11567،30/9/1343، ص 16.
