چهارشنبه 7 فروردین 1342 / 1 ذیقعده 1382 / 27 مارس 1963
11 بازدید
± تلگرافهای تشکر آیتالله خمینی
امروز آیتالله خمینی چند تلگراف کوتاه به علمای تهران و دیگر شهرها فرستادند و از اظهار همدردی آنان در واقعة مدرسة فیضیه تشکر کردند. ایشان در تلگراف خود به آیتالله سیدمحمد بهبهانی، با اشاره به ماجرای مدرسة فیضیه نوشتند: «نظیر آن خبر در دوران توحش و قرون وسطی رخ نداده [است]. مفقودین و مجروحین بسیار، و احصا نشده است. این است معاملة دولت با اسلام و روحانیت».[1] ایشان در تلگراف خود به حجتالاسلام سیدهاشم رسولی محلاتی نیز، واقعة فیضیه را یادآور واقعة کربلا دانستند[2] و خطاب به مهدی شفیق و کسبة بازار حضرتی تهران نوشتند: «قوای دولتی با بیرحمی، اولاد روحانی و جسمانی پیغمبر اکرم(ص) را سرکوب کردند و قلب امام زمان(عج) را جریحهدار نمودند».[3]
آیتالله خمینی در تلگراف خود به حجتالاسلام سیدحسن بحرالعلوم، تنها به تشکر از اظهار همدردی وی بسنده کردند[4] و خطاب به آقای اسلامی، خطیب تهران نوشتند: «دولت با اعمال خلاف انسانی، روی چنگیز را سفید کرد».[5]
شهربانی قم نیز در گزارشی که امروز به ادارة اطلاعات شهربانی کل کشور فرستاد، ضمن شرح تلگرافهای مزبور، به دو تلگراف دیگر از آیتالله خمینی به آیات عظام، قمی و میلانی در مشهد نیز پرداخت. بنا به این گزارش، آیتالله خمینی خطاب به آنها نوشت: «از اظهار همدردی از این فاجعة عظیمه که از طرف دستگاه جابر بر اسلام و رسول اکرم ـ صلیالله علیه و آله ـ وارد شده، متشکرم. خاطرات زمان چنگیز تجدید شد».[6]
± تلگراف ششصد کلمهای آیتالله خمینی
سرهنگ بدیعی، رئیس ساواک قم، در گزارش امروز خود به ساواک تهران، به تلگرافهای آیتالله خمینی به علمای تهران و مشهد اشاره کرد و رونوشت یک تلگراف مفصل از ایشان به حجتالاسلام سیدعلیاصغر خویی را نیز ضمیمة آن کرد. آیتالله خمینی این متن را که بعدها به تلگراف ششصد کلمهای معروف شد، با آیة استرجاع شروع کردند و پس از تشکر از اظهار همدردی علیاصغر خویی، حملة مأموران نظامی به مدرسة فیضیه را چنین شرح دادند: «حملة کماندوها و مأمورین انتظامی دولت با لباس مبدل و معیت و پشتیبانی پاسبانها به مرکز روحانیت، خاطرات مغول را تجدید کرد، با این تفاوت که آنها به مملکت اجنبی حمله کردند و اینها به ملت مسلمان خود و روحانیون و طلاب بیپناه. در روز وفات امام صادق علیهالسلام با شعار جاوید شاه به مرکز امام صادق و به اولاد جسمانی و روحانی آن بزرگوار حملة ناگهانی کردند و در ظرف یکی دو ساعت، تمام مدرسة فیضیه، دانشگاه امام زمان صلواتالله و سلامه علیه را با وضع فجیعی در محضر قریب بیست هزار مسلمان غارت نمودند و دربهای تمام حجرات و شیشهها را شکستند. طلاب را که از ترس جان خود به پشتبامها رفته بودند، به زمین افکندند، دستها و سرها شکسته شد، عمامة طلاب و سادات ذریه پیامبر را جمع نموده، آتش زدند. بچههای شانزده هفده ساله را از پشتبام پرت کردند. کتابها و قرآنها را چنان که گفته شده، پاره پاره کردند». آیتالله خمینی، در ادامة این تلگراف، به اعمال فشار حکومت به روحانیون قم در روزهای اخیر پرداختند و نوشتند: «اکنون روحانیون و طلاب در این شهر، تأمین جانی ندارند. اطراف منازل علما و مراجع، محصور به کارآگاه و گاهی کماندو و مأمورین شهربانی است. مأمورین تهدید میکنند که سایر مدارس را نیز به صورت فیضیه در میآوریم. طلاب از ترس مأمورین، لباسهای روحانیت را تبدیل نمودهاند. دستور دادهاند که طلاب را به اتوبوس و تاکسی سوار نکنند، در مجامع عمومی، مأمورین درجهدار به روحانیون عموماً و به بعضی افراد با اسم، ناسزا میگویند و فحشهای بسیار رکیک میدهند. شبها پاسبانها ورقههایی فجیع با امضای مجعول پخش میکنند». آیتالله خمینی شاهدوستی را رویارویی با مبانی اسلام دانستند و نوشتند: «اینان با شعار شاهدوستی به مقدسات مذهبی اهانت میکنند. شاهدوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش. شاهدوستی یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل احکام قرآن کریم. شاهدوستی یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت. حضرات آقایان توجه دارند اصول اسلام در خطر است. قرآن و مذهب در مخاطره است. با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب (ولو بلغ ما بلغ)».
ایشان با اشاره به فقدان مرجعی ذیصلاح برای رسیدگی به شکایات، به استیضاح دولت پرداخته و نوشتند: «اکنون که مرجع صلاحیتداری برای شکایت در ایران نیست و ادارة این مملکت بهطور جنونآمیزی در جریان است، من به نام ملت، از آقای علم شاغل نخستوزیری استیضاح میکنم؛ با چه مجوز قانونی در دو ماه قبل حمله به بازار کردید و علمای اعلام و سایر مسلمین را مصدوم و مضروب نمودید؟ با چه مجوزی علما و سایر طبقات را به حبس کشیدید که جمع کثیری اکنون نیز در حبس به سر میبرند؟ با چه مجوزی بودجة مملکت را خرج رفراندوم (انقلاب سفید) معلومالحال کردید؟ در صورتی که رفراندوم از شخص شاه بود و بحمدالله ایشان از غنیترین افراد بشر هستند. با چه مجوزی مأمورین دولت را که از بودجة ملت حقوق میگیرند، برای رفراندوم شخصی الزاماً به خدمت واداشتید؟ با چه مجوزی در دو ماه قبل، بازار قم را غارت کردید و به مدرسة فیضیه تجاوز نمودید و طلاب را کتک زده و آنها را به حبس کشیدید؟ با چه مجوزی در روز وفات امام صادق سلامالله علیه، کماندوها و مأمورین انتظامی را با لباس مبدل و حال غیر عادی به مدرسة فیضیه فرستاده و این همه فجایع را انجام دادید؟». آیتالله خمینی در پایان نوشتند: «من اکنون قلب خود را برای سرنیزههای شما حاضر کردم ولی برای قبول زورگوییها و خضوع در مقابل جباریهای شما حاضر نخواهم کرد. من به خواست خدا، احکام خدا را در هر موقع مناسبی بیان خواهم کرد و تا قلم در دست دارم، کارهای مخالف مصالح مملکت را برملا میکنم. اکنون یک چشم مسلمین بر دنیای خود و چشم دیگرشان بر دین خود گریان است و حکومت چند ماهة شما با جهشهایی که میکنید، اقتصاد و زراعت و صنعت و تجارت و فرهنگ و دیانت مملکت را به خطر انداخته و مملکت از هر جهت در شرف سقوط است. خداوند متعال اسلام و مسلمین را در پناه خود و قرآن حفظ فرماید».[7]
± تلگراف آیتالله خویی به شاه
آیتالله سیدابوالقاسم خویی امروز از نجف در تلگرافی به شاه، حمله به مدرسة فیضیه را محکوم کرد. در این تلگراف به تلاش دیرینة «دشمنان اسلام» برای «اضمحلال دین و برده ساختن مسلمانان» اشاره شده و آمده است: «بسیار جای تأسف و تأثر است که سقوط و انحطاط مملکت اسلامی به جایی برسد که زمامداران آن، آلت و وسیلة انجام مقصد شوم دشمنان گردند». آیتالله خویی در ادامه با اشاره به اعتراضات روحانیون و علما به لایحة انجمنهای ایالتی و ولایتی و بیتوجهی شاه به این تذکرات، افزود: «ما چندی قبل مفاسد تصویبنامة شوم و جعل قوانینی برخلاف مقررات اسلام را تذکر داده و اعلام خطر نمودیم. با این حال، شاه با کمال جدیت از آن قوانین دفاع کرده و در اثر آن، روزنامههای مزدور و خائن، بهانه به دست آورده، نسبت به مقام روحانیت، هتاکی نموده بلکه مقدسات اسلام را خرافات و ارتجاع سیاه و قوانین پوسیده نامیدند. البته حکم چنین اشخاصی در شرع مطهر، معین و مبین است. ما جداً از شخص شاه خواستاریم که اسباب اغتشاش مملکت را، ناراحتی عموم مسلمانان جهان را مرتفع سازند».[8]
± شکایت مراجع تقلید قم به دادگستری و دادگاه لاهه
گزارشگران ساواک که این روزها اقدامات و رایزنیهای روحانیون برجستة تهران و قم را گزارش میکنند، امروز از تصمیم مراجع تقلید قم مبنی بر تنظیم و ارائة شکایتنامهای به دادگستری و نیز دادگاه لاهه با خبر شدند. ساواک در گزارش این موضوع مدعی شد که آیات عظام گلپایگانی، شریعتمداری و خمینی تصمیم گرفتهاند که با مشورت وکلای درجه اول دادگستری، دو عرضحال به ادارات دادگستری تهران و قم تسلیم کرده و رونوشت آن را نیز به دادستان کل کشور دهند و در این شکوائیه، «تظلم کنند که دولت به وسیلة عدهای اوباش و چاقوکش و نظامی، ملبس به لباس سویل، موجبات تخریب و اهانت و حمله به مراکز مذهبی و منازل طلاب و مصدوم کردن آنها و غارت اموال آنان را فراهم کرده است».
به گزارش ساواک، مراجع فوق تصمیم دارند که رونوشت این عرضحال را به دادگاه لاهه و سازمان ملل نیز ارسال کرده و علمای شیعه و سنی دیگر کشورهای اسلامی را نیز از اقدامات خود باخبر سازند.[9]
±انتشار اعلامیهای با عنوان «مسلمین عزادارند»
امروز در برخی مناطق تهران اعلامیهای با تیتر «مسلمین عزادارند» منتشر شد. ساواک تهران در گزارش این خبر، نامی از امضاکنندگان اعلامیة مزبور نبرد و فقط به انتشار آن در مقابل منزل برخی مقامات و اشخاص دولتی اشاره کرد. به گزارش ساواک، در متن این اعلامیه آمده است: «بگذارید عید و شادمانی، ویژة کسانی باشد که از انسانیت و وجدان و مسلمانی بهره ندارند و برای چند روز عیش دنیا، مقدسات و منافع ملت را زیر پا میگذارند و صدای مردم را خفه میکنند».[10]
± محکومیت فاجعة مدرسة فیضیه از سوی روحانیون چند شهر
امروز سرهنگ بدیعی، رئیس ساواک قم در نامهای به ساواک تهران، از همسویی روحانیون این دو شهر در تعطیلی نمازهای جماعت خبر داد.[11] ساواک در گزارشی دیگر به اعتصاب ائمة جماعت مساجد کاشان و مسجد شاه قزوین اشاره کرد و در پایان افزود: «در کاشان [بازاریان] قصد تعطیل بازار را داشته که از آنها جلوگیری شده است».[12]
±پخش برنامههای رادیو ایران از چند بلندگو در قم
وضع عمومی شهر قم امروز به طور کلی آرام بود. خبرنگار روزنامة مهر ایران از نصب چند بلندگو در میادین اصلی این شهر خبر داد که برنامههای رادیو ایران را پخش میکردند. به نوشتة مهر ایران، این اقدام مورد استقبال «جوان روشنفکر قم، دانشآموزان و دهقانان که تاکنون از ترس مرتجعین برای شنیدن برنامههای رادیو ایران در زحمت بودند» قرار گرفت.[13]
±سفر قریبالوقوع شاه به مشهد
برخی روزنامههای امروز از سفر قریبالوقوع شاه به مشهد خبر دادند. روزنامة کیهان به نقل از سخنگوی دربار شاهنشاهی اعلام کرد که شاه ساعت 6:30 بامداد روز جمعه نهم فروردین با هواپیما عازم مشهد خواهد شد. شاه قرار است پس از زیارت حرم امام رضا(ع) ابتدا بنای آرامگاه نادرشاه افشار و پس از سفر به نیشابور، دو آرامگاه خیام و شیخ فریدالدین عطار نیشابوری را افتتاح نموده و برای اعطای اسناد مالکیت اراضی کشاورزی به کشاورزان، به بیرجند برود.[14]
± نامة کشاورزان اصفهان به شاه
در میان هیاهوی اخبار و گزارشهای رسانههای دولتی از نتایج برنامة اصلاحات ارضی، امروز مجلة تهران مصور نامهای به امضای کشاورزان روستاهای اطراف اصفهان خطاب به شاه منتشر کرد که در آن تقاضای حفر یک حلقه چاه آب شده بود. در این نامه با اشاره به خشکسالیهای اخیر در این منطقه، آمده بود که: «کشاورزان جلای وطن کرده و به اصفهان و تهران کوچ کردهاند» و شکایتهای آنان به ادارات مسئول در اصفهان نیز بیپاسخ مانده است. کشاورزان خردهمالک قریه دماب، در نامة خود از شاه خواستهاند: «امر جهان مطاع شرف صدور یابد و یک [حلقه] چاه عمیق کنده شود و هزینهاش به اقساط از کشاورزان دریافت گردد و یا آنکه پس از حفر چاه و جاری شدن آب، آن را به بهای معین به ما بفروشند تا این جمعیت پراکنده دوباره بر سر دهکده و زن و فرزند خود روند».[15]
± پیامهای تبریک مقامات کشورهای مختلف به شاه
روزنامة مهر ایران در شمارة امروز خود، از ارسال پیامهای تبریک مقامات ارشد کشورهای مختلف به شاه، در روزهای اخیر خبر داد. به نوشتة این روزنامه، پادشاه افغانستان، الیزابت دوم ملکة بریتانیا، مارشال ایوبخان رئیسجمهور پاکستان، ژنرال گورسل رئیسجمهور ترکیه، رادها کریشنان رئیسجمهور هند و لئونید برژنف صدر هیئت رئیسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی، مقاماتی بودند که عید نوروز را به محمدرضا شاه تبریک گفتهاند.[16]
± آییننامة اجرایی جدید انتخابات
خبر مهم دیگر امروز، مصاحبة مطبوعاتی سیدمهدی پیراسته، وزیر کشور در مورد آییننامة اجرایی جدید انتخابات بود. او پیش از ظهر امروز در میان خبرنگاران حاضر شد و توضیحاتی درباره آییننامة مزبور داد.[17] پیراسته با اشاره به دستور شاه مبنی بر لزوم اصلاح قانون انتخابات در همان فرمان انحلال مجلس، گفت که برای برگزاری انتخابات مجلس بیستویکم، از لحاظ حقوقی ضرورتی بر فرمان جدید از سوی شاه وجود ندارد.[18] آییننامة جدید، بنا به گفتة پیراسته، در وزارت کشور تهیه شده و با ارائه به مطبوعات، در معرض افکار عمومی قرار داده میشود تا پس از اخذ نظریات به اصطلاح کارشناسان و صاحبنظران و اعمال نظر اصلاحی آنان، به تصویب هیئت دولت برسد. وزیر کشور، فرصت مخاطبان برای اظهار نظر دربارة این آییننامه را پانزده روز اعلام کرد[19] و گفت که آییننامة مزبور تا پایان ماه جاری به تصویب دولت رسیده و بلافاصله مقدمات برگزاری انتخابات، نظیر تهیه و صدور کارتهای الکترال فراهم میشود.[20]
پیراسته در توضیح این کارتها گفت: «کارت انتخاباتی که در کلیة کشورهای مترقی سالهاست متداول است، در ایران به کلی بیسابقه است و این اولین مرتبهای است که انتخابات به صورت سایر کشورهای مترقی و در یک روز انجام میگیرد».[21] او وعده داد که این کارتها در اوایل اردیبهشت توزیع شود.[22] وزیر کشور دربارة تاریخ برگزاری انتخابات گفت: «از امروز عملاً انتخابات شروع شده است».[23] ولی همزمان با توزیع کارتهای الکترال، تاریخ اخذ رأی نیز اعلام میگردد.[24] وزیر کشور که مقررات جدید را «آییننامه» خواند نه قانون،[25] در پایان مصاحبة مطبوعاتیاش، متن آییننامة 27 مادهای فوق را در اختیار نمایندگان مطبوعات قرار داد.[26]
پینوشتها:
[1]. صحیفه امام، ج 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص 70.
[2]. همان، ص 171.
[3]. همان، ص 174.
[4]. همان، ص 173.
[5]. همان، ص 172.
[6]. امام در آیینه اسناد، سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1383، ص 53 و 52.
[7]. سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت ساواک، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، 1386، ج 1، ص 235 و 234.
[8]. اسناد انقلاب اسلامی، ج اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 16 و 65.
[9]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 56.
[10]. همان، ص 55.
[11]. همان، ص 54.
[12]. همان، ص 77.
[13]. روزنامه مهر ایران، ش 1791، 8/1/42، ص 1.
[14]. روزنامه کیهان، ش 5905، 7/1/42، ص 12؛ مجله تهران مصور، ش 1021، 7/1/42، ص 3.
[15]. مجله تهران مصور، ش 1021، 7/1/42، ص 46.
[16]. همان.
[17]. روزنامه مهر ایران، ش 1791، 8/1/42، ص 1.
[18]. مجله ترقی، ش 1055، 12/1/42، ص 3.
[19]. روزنامه مهر ایران، ش 1790، 8/1/42، ص 1.
[20]. مجله ترقی، ش 1055، 12/1/42، ص 3.
[21]. روزنامه مهر ایران، ش 1790، 8/1/42، ص 1.
[22]. مجله ترقی، ش 1055، 12/1/42، ص 3.
[23]. روزنامه مهر ایران، ش 1790، 8/1/42، ص 2.
[24]. مجله ترقی، ش 1055، 12/1/42، ص 3.
[25]. روزنامه کیهان، ش 5907، 10/1/42، ص 1.
[26]. روزنامه مهر ایران، ش 1791، 8/1/42، ص 1.
