پنجشنبه 14 آبان 1343 / 30 جمادیالثانی 1384 / 5 نوامبر 1964
8 بازدید
اعلامیه حوزه علمیه قم در اعتراض به تبعید آیتالله خمینی
در اعتراض به تبعید آیتالله خمینی، امروز اعلامیهای به امضای «حوزه علمیه قم» بر درِ «مدرسه خان» در قم نصب شد که در آن آمده است: دست استعمار مرجع عظیمالشان شعیه را به جرم دفاع از اسلام و مخالفت با اعطای مصونیت به بیگانگان، شبانه ربوده و به جای نامعلومی فرستاده است. در این اعلامیه همچنین تصریح شده که خانه سایر مراجع، مساجد و مدارس علمیه را محاصره کرده، بر آنها ماموران مسلح قرار دادهاند. در پایان، ناشران اعلامیه، مسلمانان را به اعتراض و تعطیل کردن مغازهها و اعتصاب عمومی فرا خواندهاند.[1] حوزه علمیه قم امروز همچنین در اعتراض به تبعید آیتالله خمینی از ایران، اعلامیهای صادر کرد و ضمن ابراز تأسف از این اقدام حکومت، خواستار بازگشت ایشان به وطن شد. متن اعلامیه بدینشرح است: ملت مسلمان ایران! دولت غیرقانونی و قانونشکن ایران بار دیگر مرجع عالیقدر تقلید و پیشوای عظیمالشان شیعیان جهان، حضرت آیتالله العظمی آقای خمینی را شبانه از منزل دزدیده، به جای نامعلومی تبعید نمود. آیا از حوادث اسفانگیز روزهای اخیر اطلاع دارید؟ آیا میدانید چه ضربههای سنگینی به دست دولت خائن منصور بر پیکر اسلام و استقلال کشور و حق حاکمیت ملی و استقلال قضایی مملکت وارد آمد؟ چند روز پیش لایحه شوم مصونیت مستشاران نظامی امریکا و خانواده آنان پس از یک سلسله فعل و انفعالات پشت پرده به تصویب مجلس غیرقانونی ایران رسید. به قدری این لایحه خیانتبار بود که عدهای از همان وکلای مقوایی و بیاراده، که [از طرف] سازمان منفور امنیت به مجلس رفتهاند، به شدت با آن مخالفت کردند و پس از هشت ساعت مشاجره با همه تهدیدها و فشارهای دولت از 134 نفر اعضای مجلس، فقط با موافقت 73 نفر در مقابل مخالفت 61 نفر به تصویب رسید و در خانه ملت، عدهای خائن به نام نمایندگان مردم اجازه دادند از این به بعد هزاران نظامی خودخواه، مغرور و شهوتران امریکایی با در دست داشتن سند آزادی و معافیت مطلق، با جان و مال و ناموس و سرنوشت مردم مسلمان ایران بازی کنند. (ناگفته نماند که در مجلس سنا که نوکران امتحان دادهتری گماشته شدهاند این سند بردگی قبلاً بدون سر و صدا و مخالفت به امضا رسید) و بدینترتیب اصل کاپیتولاسیون منفور، که 38 سال پیش به همت روحانیون مجاهد و مبارزان آزادیخواه که ننگ آن از دامن ملت ایران پاک شده بود و هیأت حاکمه الغای آن را به دروغ از افتخارات خاندان پهلوی به حساب میآورند، بار دیگر به صورت ذلتبارتری بر ملت ایران تحمیل گردید. به دنبال این خیانت، لایحه گرفتن وام 200 میلیون دلاری از امریکا با بهره کمرشکن پنج درصد برای تقویت ارتش، آن هم به صورت اسلحههای کهنه و فرسوده و از رده در رفته ارتشی که عملاً فقط برای سرکوب کردن مبارزات ملت به کار میرود و در مورد خطرهای مرزی از قبیل از دست دادن قفقاز و بحرین و ... خبری از آن نیست، در مجلس مطرح و با یک قیام و قعود به تصویب رسید و از این رهگذر به دست دولت به اصطلاح حزبی و سازنده، بند بردگی اقتصادی و نظامی که از خطرناکترین زنجیرههای استعمار است به گردن ملت ایران گذاشته شد. همان طور که انتظار میرفت فریاد اعتراض مرجع عالیقدر و پیشوای مجاهد حضرت آیتالله العظمی خمینی و سایر مراجع شیعه، سکوت مرگبار محیط پرخفقان ایران را شکست. آیتالله خمینی با یک خطابه آتشین در روز چهارم آبان و صدور اعلامیهای قاطع و کوبنده، ملت ایران را از این خیانت دولت آگاه و استعمارگران و عمال پست آنان را مفتضح نمود. این نغمه روحبخش، مردم ایران را که میخواستند در زیر خاکهای مردهای که حکومت پلیسی سالها در زیر سایه سرنیزه به سر آنان ریخته بود مدفون کنند، به هیجان درآورد. استعمارگران و نوکران مرتجع و وطن فروششان که خود را در مقابل امواج خروشان احساسات ملی و مذهبی ملت در خطر دیدند، سخت به وحشت افتادند و به جای آنکه با اعلان عقبنشینی و اعتراف به خطا که از خصایص حکومتهای دمکرات راقیه است، ملت را آرام و راضی نمایند، با شتابزدگی و عجلهای مخصوص، جنایتکاران و دزدان تحت تعقیب دست به جنایت نفرتبار دیگری زدند. این نادانهای بیشخصیت به دستور ارباب استعمارگر خود شبانه و مسلحانه به خانه بزرگترین مقام مذهبی ایران حضرت آیتالله العظمی آقای خمینی شبیخون زدند و با زدن و مجروح ساختن خدمه و همسایه ایشان و شکستن در و پنجره، معظمله را توقیف و بلادرنگ تبعید به خارج از کشور نمودند و سپس سراسر قم را مملو از پلیس و کماندوهای خونآشام مسلح ساخته و منازل مراجع بزرگ و آستانه مقدسه و مدارس علمی و مساجد و سایر اماکن عمومی را از ترس تظاهرات مردم در محاصره مأمورین مسلح قرار دادند و باز هم به دنبال بهانه میگشتند که به مانند پانزدهم خرداد با ایجاد صحنهای حکومت نظامی اعلام کنند و محیط را برای اجرای اغراض خائنانه خود مهیا نمایند، ولی با همه پیشبینیها اعتصاب بازار قم را روز چهارشنبه نتوانستند بشکنند. صبح پنجشنبه با زدن و گرفتن و تهدید و غارت، بازار را باز کردند. عجب این است همان نمایندگان بیارادهای که در موقع طرح لایحه در مجلس به دولت پرخاش میکردند و آن را خیانت به ملت معرفی مینمودند، پس از تبعید حضرت آیتالله در روز پنجشنبه آخر جمادیالثانی از پشت تریبون مجلس با کمال بیشرمی و پررویی حرفهای روز قبل خود را فراموش کردند و ناجوانمردانه به حضرت آیتالله، که حیات خود را وقف منافع و مصالح مردم کردهاند، تهمت قیام علیه منافع ملت زدند. اف بر این بیشرمی و دورویی!
ملت شرافتمند ایران! آیتالله خمینی برای عظمت اسلام و ایران قیام کردند و نهایت از خود گذشتگی و شهامت را نشان دادند. برای حفظ منافع مسلمانان رنج بردند، زحمت کشیدند، زندان رفتند و آنطور که شایسته یک رهبر و مرجع مذهبی بود با خائنین مبارزه کردند و سرانجام به دستِ دستنشاندگان استعمار از وطن تبعید گشتند و اینک دست مقدس ایشان از ایران کوتاه است و در محاصره عمال استعمار میباشند. اما اگر این وطنفروشان، شخص ایشان را موقتاً از ما گرفتند، اهداف عالیه ایشان را نمیتوانند از ما بگیرند. اکنون نوبت شماست. سعی کنید که وظیفه مقدس خود را درست انجام دهید. صفوف خود را فشرده کنید. با وحدت و صمیمیت به مبارزه مقدس خود ادامه دهید و از تاریخ ملتهای عقبمانده و استعمارزده که با مبارزات پیگیر، دست استعمار را قطع کردند و مجد و عظمت و استقلال کسب نمودند، درس شهامت بیاموزید. اهداف مترقی نجاتبخش آیتالله العظمی خمینی با کمال جدیت و صراحت، تعقیب و با مخابرات و تلگرامها و اعتراضهای پی در پی، هیأت حاکمه خائن و بیاراده ایران را مجبور کنید حضرت آیتالله را به ایران برگرداند و با بیان و قلم، سمپاشیها و دروغ زنیها و افترائاتی که هم اکنون دستگاههای تبلیغاتی مزدور ایران برای آلوده کردن ساحت منزه و مقدس آیتالله شروع کردهاند، خنثی کنید و به جهانیان بفهمانید آیتالله خمینی و به پیروی از ایشان ملت ایران علیرغم حکومت فاسد برای دفاع از اسلام و مسلمین و استقلال و تمامیت ارضی کشور و کندن ریشه فساد و بریدن بساط استعمار و بیرون ریختن اردوی رجاله نظامیان امریکا و قطع ایادی غارتگر اسرائیل به مبارزه برخاسته و در این مبارزه پیگیر و بیامان، با اتکای به خدای قهار و منتقم، تا سر حد جان میکوشد و ابداً هراس و ترس به خود راه نمیدهد و از خدای قادر قاهر میخواهند دست تمام استعمارگران و عمال پست و خائن آنها را از مسلمین جهان کوتاه و به ملت شریف و مبارز ایران پیروزی عنایت کند و وجود مقدس حضرت آیتالله العظمی خمینی را هر جا که هستند، از گزند حوادث و شر اشرار محفوظ دارد و این دوست عزیز ایران را سالم به وطن برگرداند. به امید فتح و پیروزی. حوزه علمیه قم.[2]
تلگرام آیتالله رفیعی قزوینی به سفارت ترکیه درباره آیتالله خمینی
امروز آیتالله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی در تلگرامی به سفارت ترکیه در تهران خواستار احترام مقامات ترک به آیتالله خمینی شد. در این تلگرام آمده است که مهمان عالیقدری که در این ایام قدم به خاک ترکیه نهاده یکی از مراجع بزرگ اسلام و نمونه کامل علم و فضیلت و تقوی است، از ملت همسایه خود انتظار میرود به پاس علم و فضلیت، مقدم مهمان خود را محترم شمرده برای همیشه نام خود را در ردیف علاقهمندان به علم و تقوی ثبت نمایند. انتظار میرود هر چه زودتر مراتب را به دولت متبوعه خود اعلام دارید.[3]
اعتراض سیدمصطفی خمینی به قرار بازداشت خود
امروز سرهنگ ستاد بهزادی، رئیس شعبه 7 بازپرسی بنا به تقاضای ساواک، برای آیتالله سیدمصطفی خمینی به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی مملکت به علت اهمیت بزه و بیم تبانی، قرار بازداشت موقت صادر کرد که با موافقت دادستان ارتش مواجه شد. در این حکم به متهم این اجازه داده شده است که ظرف 24 ساعت به قرار صادره اعتراض کند.[4] آیتالله سیدمصطفی خمینی نیز نسبت به قرار بازداشت خود اعتراض کرد که با مخالفت سرتیپ محمدتقی تاجالدینی روبهرو شد. آیتالله سیدمصطفی خمینی در زیر قرار بازداشت خود نوشت: بسمهتعالی. با اصل قرار و کیفیت بازداشت و به قرار بازداشت کننده شدیداً معترضم. سیدمصطفی خمینی. با اینحال اما صبح امروز بازجویی از آیتالله سیدمصطفی خمینی در زندان قزلقلعه آغاز شد. وی در این بازجویی با اشاره به کهولت سن و بیماری آیتالله خمینی تقاضا کرده است که در صورت موافقت به او نیز اجازه داده شود که نزد پدر خود رفته و از او مواظبت و پرستاری کند.[5]
پیگیری آزادی سیدمصطفی خمینی
پیشکار آیتالله گلپایگانی در تماس با رئیس اداره اطلاعات قم به نقل از وی خواستار آزادی آیتالله سیدمصطفی خمینی شد. وی تأکید کرده که آیتالله شیخهاشم آملی به آیتالله گلپایگانی متوسل شده تا از مقامات امنیتی بخواهد درباره آزادی سیدمصطفی خمینی اقدام کنند. به پیشکار آیتالله گلپایگانی گفته شده است که چون نامبرده تحریکاتی مینمود و ممکن بود در اثر تحریکات وی زد و خوردی روی دهد، لذا وسیله مأمورین دستگیر و به تهران اعزام شده. چنانچه شخصاً آیتالله علاقه دارند، اعلام دارند تا اقدام شود.[6]
نگرانی شهربانی یزد از ادامه منبرهای حجتالاسلام فلسفی
رئیس شهربانی یزد امروز در تلگرامی «خیلی خیلی فوری» به شهربانی کل کشور، نگرانی خود را از ادامه منبر حجتالاسلام فلسفی چنین اظهار داشت: «چون با جریان اخیر ادامه وعظ آقای فلسفی به علت کثرت جمعیتی که در مسجد حضور پیدا میکنند، مصلحت نبوده و ممکن است منجر به حوادثی گردد، در صورت تصویب، از ادامه سخنرانی نامبرده جلوگیری و در صورت لزوم به تهران اعزام گردد». رئیس شهربانی کل کشور نیز در تلگرام فوری خود به رئیس شهربانی یزد دستور داد تا فلسفی به تهران اعزام شود.[7]
واکنش احمد آرامش به تبعید آیتالله خمینی
تبعید آیتالله خمینی از ایران، سیاسیون و مخالفان حکومت را هم به واکنش واداشته است. هرچند که این واکنشها چندان مشهود و علنی نبوده است. از جمله مخالفان حکومت، احمد آرامش است که ضمن تمجید از آیتالله خمینی ایشان را مردی شجاع و پر جوش و خروش و دارای مریدهای زیاد دانسته نسبت به مرحوم آیتالله بروجردی قاطعیتش را بیشتر میداند و گفته که امکان دارد در ترکیه با کشورهای عربی تماس بگیرد. وی افزوده است: دولت در این مسئله اشتباه کرد و اصولاً منصور و پدرش برای مملکت شوم بودهاند. زیرا در زمان پدرش روس و انگلیس به ایران حمله کردند و این هم که اینطور کرد و باید دید چه میشود.[8]
حمایت نمایندگان مجلس شورای ملی از اعمال خشونت علیه مخالفان حکومت
مجلس شورای ملی امروز جلسه علنی داشت. در این جلسه که یک روز پس از تبعید آیتالله خمینی از کشور تشکیل شد، تعدادی از نمایندگان درباره وقایع اخیر کشور به تمجید از رفتار حکومت و انتقاد از مخالفان پرداختند. در این جلسه دکتر مهندس ناصر بهبودی نماینده ساوه و زرند به مناسبت تصویب لایحه 200 میلیون دلاری برای تقویت نیروی دفاعی ارتش صحبت کرد. وی گفت: در شأن حکومت دموکراسی است که نمایندگان مختلف ملت در نظارت بر قوه مجریه و همچنین در راه رسیدن به هدفی که جز سعادت و عظمت ایران و ایرانی نیست، سلیقههای مختلف و نظریات گوناگونی داشته باشد. چه اگر غیر از این بود، نامش را حکومت مشروطه پارلمانی نمیگذاشتند و این محل مقدس به وجود نمیآمد و لزومی نداشت که پیشوایان آزادی برای رسیدن به هدف مقدس خود حتی از جان خود بگذرند.
وی افزود: لازمه هر پارلمانی در هر مملکت آزادی آن است که عدهای طرفدار دولت و عده دیگری منتقدان دولت باشند تا مشروطه قوام یابد و این دو دسته را معمولاً به نام اکثریت و اقلیت نام میگذارند و هیچیک از این دو دسته که عقیده دارم در شاهپرستی و میهندوستی رجحانی بر دیگری ندارند، چه همه ایرانیان شاهپرست و میهنپرست میباشند، وظیفهای جز آنچه که در خیر و صلاح مردم و مملکت است نمیدانند و انجام نمیدهند. اگر زمانی خدای ناکرده عده قلیلی از نمایندگان در مظان این تهمت بودند که منافع شخصی را بر منافع اجتماع ترجیج میدادند، ولی حالا زنان و مردانی که در این مجلس اجتماع کردهاند هیچیک جز خدمت به شاه و میهن وظیفهای برای خود نمیشناسند، نه آجیل میدهند و نه آجیل میگیرند. همه میخواهند صداقت خود را در خدمتگزاری نشان دهند.
وی که در جلسه تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی امریکا به عنوان مخالف سخن گفته بود و پس از آن با حملات شدیدی از جانب حکومت روبهرو شده بود، به جبران مافات پرداخت و گفت: من به دنیا اعلام میکنم که برای حفظ حدود و ثغور مملکت، برای بالا بردن نیروی معنوی و نیروی مادی ارتش، برای اقتدار نیروی دفاعی مملکت، ایرانی در هر لباس که باشد، هر دینی و آیینی که داشته باشد از هستی خود و از جان خود خواهد گذشت و در این مورد خود را اسیر چهارچوب کلمات و الفاظ نمیکند.
او میداند که در اینجا باید با شرف زندگی کند و ایمان دارد کسی که رهبری او را در دست دارد شرافت او را حفظ خواهد کرد. چون این اعتقاد را دارد، یک دل و یک جان آنچه که باید در راه تقویت نیروی دفاعی و آنچه را که بسته به آن است انجام دهد و بهترین دلیل آن آراء صددرصدی است که این مجلس به این لایحه دولت داده است. وی سپس با توهین به مخالفان حکومت و بدون ذکر نام از آنان افزود: اگر راهزنان و آشوبگران بینالمللی تصور کردهاند میتوانند با تقویت مالی مغرضین و خائنین و جاسوسان، ثبات سیاسی این مملکت را برهم زنند و کشت و کشتار و جنایات و آدمکشی که در سایر ممالک توانستهاند ایجاد کنند، ایجاد نمایند، اشتباه کردهاند. بهبودی در پایان گفت: ایرانی هیچگاه در پیشرفت سیاست خارجیها کمکی نمیکند. بنابراین اگر اخلالگرانی در اجتماع هستند، مانند کلیه اجتماعات، اینان ایرانی نیستند و نمیتوان بدانان نام ستون پنجم داد بلکه خائن و بیوطن و جاسوس میباشند و قوانین موجود، وظیفه دولت را در قبال خائنان و جاسوسان معلوم کرده است و من به عنوان نماینده مجلس شورای ملی از رئیس دولت میخواهم که این جاسوسان را معرفی کنند و تسلیم پنجه عدالت نمایند تا دنیا بداند در ایران، جاسوسی مثل سایر امور تخریبی از بین رفته است.
سپس محسن خواجهنوری، نماینده شمیران اظهار داشت: بحثهایی که در مجلس شورای ملی بین اقلیت و اکثریت میشود نباید موجب تعبیر و تفسیرات غلط در خارج گردد. ملت ایران خادم خود را میشناسد و از عوامفریبی و ریاکاری بیزار و منزجر است. آنهایی که خیال میکنند مردم ایران را میتوانند اغفال کنند خودشان را اغفال مینمایند. وی افزود: آنهایی که میخواهند مملکت را با الفاظ متشنج نمایند در افکار مردم محکوم و مطرود هستند.[9]
هلاکو رامبد نماینده طوالش و گرگانرود، دیگر ناطق امروز مجلس شورای ملی بود که ضمن توجیه لایحه مصونیت مستشاران نظامی امریکا در ایران و لایحه اخذ وام از امریکا گفت: ما به آن مرحلهای از تاریخ بشریت رسیدهایم که بالاخره باید تفکیک قوای روحی را از سیاست کاملاً رعایت کنیم زیرا این امر، هم به نفع دولت است و هم به صلاح دین و روحانیت. من خدای ناخواسته بههیچوجه نمیخواهم تعلیم دین و مذهب و خداشناسی را موقوف یا معطل بداریم، بلکه معتقدم که امروز از هر وقت دیگر به این امر بزرگ و تعلیمات مذهبی و خداشناسی احتیاج بیشتری داریم. هر چه انسان بزرگتر میشود، هر چه بشر جلوتر میرود، باید ایمانش کاملتر شود. یعنی هر چه به خدا نزدیکتر میشود باید خدا را بهتر بشناسد.
وی افزود: اما آنچه ما میخواهیم، تعلیم حقیقت دین است نه خرافات و شایعات؛ صفا میخواهیم. تزویر و ریا نمیخواهیم، روحانیت میخواهیم. سیاست نمیخواهیم، آسمان میخواهیم، زمین نمیخواهیم. دستاندازی منبر روحانیت را بر مسند حکومت روا نمیداریم، به جای رهبر، روحانی نمیخواهیم، به جای معلم، ملا نمیخواهیم، به جای قاضی، شیخ نمیخواهیم. اگر معلم و قاضی و روحانی هر سه را میخواهیم با نظارت کامل دولت میخواهیم که هر یک کار خود را بکنند. آن علم آموزد، این مردم را به سوی خدای بزرگ راهنمایی کند. رامبد سپس به تشریح وظایف روحانیت پرداخت و گفت: روحانیون ما باید طبق قوانین و تعلیمات عالیه اسلامی در راه تحقق بخشیدن به بهبود زندگی بیچارگان و ضعفا با راهنمایی و تبلیغ مالکین و اغنیا در تحول تاریخی شاه این مملکت سهیم و شریک باشند و خوشبختانه اکثریت ایشان دارای همین افکار هستند. وی این را هم گفت که ایران تبلیغات مذهبی لازم دارد؛ اما تبلیغاتی که حقیقت و عدالت داشته متضمن رشد و ترقی ملت باشد. هم به تنظیم امور کمک باشد و هم به تنویر افکار. عقل و روح و معرفت و صمیمیت و محبت و وحدت بپروراند نه نفاق و دوئیت و تفرقه و سیاست. روحانیون ما باید از آن کسانی باشند که برای ملک و ملت و ملل قدرت بخواهند نه بندگی. عظمت بخواهند نه حقارت. بزرگی بخواهند نه کوچکی. هستی بخواهند نه نیستی. اگر بعضی از ایشان نمیخواهند چنین کنند، آیا میخواهند ملت ایران را متوقف کنند؟ افکار بشری را متحجر سازند؟ بالاخره نور الهی را خاموش کنند و روح را ماده کنند؟ ربانیت را به مالکیت بفروشند؟ اگر چنین باشد، اگر مقتضیات زمان را نمیبینند، پس در این دوره بیگانه هستند. آیا هستند کسانی که بگویند پیش نباید رفت؟ پس همین جا باید بمانیم؟ آیا نمیبینید که همه ذرات عالم در حرکت است؟
دیگر ناطق امروز مجلس شورای ملی، رحیم زهتابفرد، نماینده تبریز بود که او نیز ضمن سخنانش گریزی هم به وقایع اخیر زد و گفت: ما اجازه نمیدهیم که بعضیها از موقعیت سوءاستفاده کنند، ما قسم یاد کردهایم که نسبت به مبانی مملکت معتقد و وفادار باشیم. شاه ما این افتخار را دارد که ریاست «دارالتشیع» را دارا باشد و این برای ملت ایران افتخار است. وی سپس بدون ذکر نام از آیتالله خمینی افزود: من متأثر هستم که شخصی اخیراً جنجال راه انداخته. این شخص تا یکی دو سال پیش معلوم نبود کجا بوده، کسی او را نمیشناخت. این اواخر بعضیها او را «لانسه» کردند تا در چنین مواقعی بهرهبرداری کنند.[10]
زهتابفرد افزود: آیا شما قبل از 15 خرداد 42 نامی از یک آدم مذهبی شنیده بودید و عکس او را دیده بودید. ولی ظرف چند روز عکسهای نفیسی که در چاپخانههای افست چاپ شده بود در اختیار مردم قرار گرفت و این نشان میدهد که چگونه دستهای خاصی این موج را به نام دینداری به وجود آوردند. معلوم نبود این آقا کجا بودند. یک دفعه قیافه آقا در پشت ویترینها هویدا شد. مردم از این هوچیبازها به ستوه آمدند.[11]
در ادامه این جلسه، لایحه مربوط به اخذ اعتبار 200 میلیون دلار اعتبار از بانکهای امریکا مطرح شد و با ورقه نسبت بهآن رأی گرفتند و به اتفاق آرا تصویب شد. (از 131 نفر عده حاضر در جلسه 131 رأی موافق به لایحه دادند).[12]
سخنپراکنی مطبوعات در حمایت از تبعید آیتالله خمینی
برخی جراید در مقالاتی به توجیه عملکرد دولت در وقایع اخیر پرداختند و هرگونه مخالفت با دولت را به ستون پنجم دشمن نسبت دادند. از جمله روزنامه کیهان نوشت: اصولاً انقلابات یا تحولات اجتماعی، هرگاه دارای هدفهای تند و حاد و شدید باشد، غالباً و بلکه همیشه، با منافع و مصالح طبقهای یا طبقاتی مصادم میشود و این طبقات که محتملاً موجودیت خود را در خطر میبیند، لاجرم به مقاومت برمیخیزند و منجر به خونریزی و کشتارهای جمعی میشود، که نظایر آن را در جهان دیدهایم و شنیدهایم.
انقلاب اجتماعی ایران با داشتن هدفهای تند و حاد و با دگرگونی که در اساس روابط و زندگی اجتماعی به وجود آورد، مورد قبول اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران واقع شد، البته این امر، یعنی حسن قبول مبادی انقلاب ایران، متضمن علل یا عواملی است که باید موضوع بررسی محققین جامعهشناس قرار بگیرد، ولیکن اجمال آن این است که ملت ایران اولاً، انقلاب ششم بهمن را صادر از افکار و نیات شاه خود میدانست و مطمئن است که شاه همیشه نیکبختی ملت خود را میخواهد. دوم اینکه هدفهای انقلاب انعکاس واقعی خواستههای اکثریت نفوس ایرانی یعنی دهقانان و کارگران و روشنفکران و ترقیخواهان بود، سوم اینکه روح انعطافپذیر قبول تجدد و ترقی ایرانی است که به هوشمندی و فراست، درک واقعیات و مقتضیات عصر و زمان خود میکند، و چون خوب رهبری شود، به سرعت شگفتانگیزی در خط ترقی پیش میرود، یعنی تحول را زود میپذیرد، فواید و منافع آن را درک میکند، و آن را جذب مینماید.
در ششم بهمن 41 مردم وقتی دیدند پرچمدار انقلاب، شخص اول مملکت است، صفوف خود را پشت سر پادشاه آراستند و فشردند و انقلاب را تأیید و تقویت کردند، حتی آن طبقهای که تصور میکرد موجودیت او ظاهراً در معرض خطر قرار گرفته یعنی طبقه مالک، وقتی گوش هوش به سخنان شاه فرا دادند و در واقع تسلیم شدند و در مراحل اول و دوم اجرای قانون اصلاح ارضی و انتقال مازاد املاک خود، پیش قدمی کردند، و این دلیل بر روشنبینی افراد این طبقه بود که مصلحت کشور و ملت ایران را رعایت کرده و منافع شخصی خود را در تأمین منافع جمع و ملت دانستند. نویسنده با توجیه رفتار دولت با مخالفان نوشت: با این همه، یقین است در کشوری با بیست و چند میلیون نفوس و حتی با یک میلیون نفوس و کمتر از آن، هیچگاه نباید انتظار داشت که همه یکسان و یک جور فکر کنند، همه نمیشود که واقعبین باشند، پس به خلاف انتظار و غیر مترقب نبود هرگاه ملاحظه شود، در همان حال که اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران منشور انقلاب را تأیید و تقویت کرده و میکند، گروهی از عناصر کورباطن و ناراحت که باید به جای تفنگ به دوش بودن، بیل به دست گرفته و زمین شخم بزنند، ناراحت شوند، و غائله فارس را به وجود آورند، و با عناصر دیگری با جمود فکری و کوتهبینی حوادث دیگری در تهران به راه اندازند. اینها لکههای کوچک ولی زشتی بود که بر دامن انقلاب ایران نشست ولی بر اثر همین حوادث، عقیده عمومی بر این امر تعلق پیدا کرد که حفظ و حراست امنیت برای ادامه سیر تحول و انقلاب سازنده ایران ضرورت حیاتی دارد، زیرا هیچگونه اصلاحی را چه بزرگ و چه کوچک در محیط نا امن و غیر آرام نمیتوان انجام داد، و برای حفظ امنیت و نظم و ثبات و آرامش لاجرم نیاز به اعمال قدرت و شدت عمل است. مردمی که روز ششم بهمن 1341 با تصویب و تأیید منشور انقلاب یعنی اصول و اساسی ششگانه، برنامه اصلاحات همه جانبه را برای مملکت و آینده ایران تعیین کرده و اجرای قوانین ناشی از اصول مذکور را تقویت کرده و پذیرفتهاند، نمیتوانند مسالمت با عوامل مخالف انقلاب را تحمل کنند، و طبعاً این سؤال را طرح میکنند که چه دلیل دارد، در حالی که کشور ما از ناحیه دشمنان خارجی دستخوش تحریکات است و هر روز نغمهای از قبیل تصاحب خوزستان و یا تصرف در نام خلیج فارس و این قبیل ترهات، از دهان بلندگوهای دشمنان خارجی ملک و ملت به گوش میرسد، در داخله نیز دولت دست روی دست گذارد و زمزمههای مشابه آن را که از حلقوم ستون پنجم بیگانه شنیده میشود، نشنیده بگیرد و در مقابل تبلیغات و تحریکات و تلقیناتی که هدفهای سوء آن مشخص و معلوم است. ساکت بنشیند؟؟!
به ادعای این روزنامه، امنیت شرط اول و ضروریترین وسیله و لازمه پیشرفت هرگونه اصلاح و نوسازی است و وظیفه اولیه و اساسی هر حکومتی و با هر نوع نظام سیاسی و اجتماعی که داشته باشد حفظ و حراست امنیت و انتظامات و آرامش و استقرار و ثبات وضع میباشد، در غیر اینصورت بدخواهان و دشمنان ملک و ملت همواره فرصت خواهند داشت، آبی گلآلود کنند و به نفع خود ماهی بگیرند و چنین فرصتی را به دشمن دادن در واقع خود نوعی دشمنی در حق کشور و ملت ایران خواهد بود، و چون امنیت و آرامشی مستقر باشد، انقلاب سریعتر و بهتر پیشرفت خواهد کرد و چنانچه بعضی را گمان و پندار این باشد که میتوانند انقلاب را متوقف کرده و یا حرکت آن را دچار کندی کنند، اشتباه میکنند. انقلاب اجتماعی متوقف نمیماند و چون راه خود را گشود و پیشرفت، همچنان رو به هدفهای خود پیشروی خواهد کرد.[13]
دیگر نشریهای که در این باره قلمفرسایی کرده، روزنامه سحر است. این روزنامه مینویسد: خاصیت شکننده و تنظیم کننده انقلاب ششم بهمن شاه و مردم این است که موانع را به هر صورت و به هر عنوان که پیش میآید از جلو پا میراند. راست و چپ، دشمن و دوست نمیفهمد. ارتجاع، خواه سرخ و خواه سیاه در مقابل اراده آن ناچیز و بیمقدار و محکوم به نیستی و عقبنشینی است. این روزنامه با سرخ و سیاه خواندن ارتجاع نوشته است: ارتجاع سرخ مدتهاست به گوشهها خزیده و دستاویز دیگری ندارد، ساکت و سر به زیر ناظر پیشرفتها و توسعه انقلاب شاه و مردم است؛ اما ارتجاع سیاه که هستی و سرنوشت خود را در خطر میبیند، ساکت نمینشیند. نیرو و ریشه وجودی خود را در اصول پوسیده و کهنه میبیند که به حکم ضرورت و اجبار محکوم به گسستن و پاره شدن است. این است که آرام نمینشیند. این در آن در میزند، دستهبندی میکند. با مالک عمده میسازد. با دشمنان ایران سر به سر به هم میزند. ناامنی ایجاد میکند. پول خرج میکند. کمیسیون و دلالی میگیرد. با خارجی ارتباط پیدا میکند. از نغمههای ناموزون تجزیه ایران پشتیبانی میکند. یک روز عرب میشود، یک روز عجم و فئودال. به هر طناب پوسیده متشبث میشود که خود را سر پا نگهدارد و به زندگی منحوس و سرشار از نکبت و بدنامی جاسوس و خیانت و نوکری خود ادامه دهد. نویسنده، مزورانه میافزاید: این امتحانی است که انقلاب شاه و مردم داده است. دیگر گذشته است روزگاری که قدرتهای حاکمه ملی، دستخوش بند و بست پشت پرده و دانه تسبیح و نعلین گردد و دولتها و حکومتها به سراب فریبنده نفوذهای کاذبه تکیه نمایند. امروز تکیهگاه حکومت، نیروی مقتدر مردم است.[14]
هفتهنامه فاتح کرمان هم امروز در تازهترین شماره خود با درج خبر دستگیری و تبعید آیتالله خمینی از کشور، این اقدام را «انقلاب بزرگ ایران» دانست و از آن استقبال کرد. بنا به ادعای این روزنامه هنگامی که این خبر شنیده شد، اکثریت مردم متوجه این نکته شدند که جلو انقلاب بزرگ ایران را هیچیک از نیروهای ضد ملی که مصالح و منافع فردی را بر منافع قاطبه مردم این مملکت ترجیح میدهند، نمیتوانند بگیرند.
اکنون روزی رسیده است که مردم ایران از زن و مرد ایران، از کوچک و بزرگ دست به دست هم داده و برای نجات اکثریت به پا خیزند.[15]
راهحلهای وزیر آبادانی و مسکن برای حل مشکل مسکن
به گفته وزیر آبادانی و مسکن، این وزارتخانه درصدد است که طرحهای عقب افتاده برنامه هفت ساله دوم را تکمیل کند. نهاوندی به خبرنگاران گفت که در نظر داریم با ایجاد خانههای ارزان قیمت، مشکل مسکن را از چند راه حل کنیم: اول از طریق تقویت و توسعه و ازدیاد سرمایه بانک رهنی، دوم از طریق ساختن خانههای سازمانی برای کارمندان دولت در نقاط بد آب و هوا و دور افتاده، سوم از راه ایجاد خانههای ارزانقیمت و فروش آنها به افرادی که از بازار آزاد نمیتوانند برای خود خانه بخرند، چهارم از طریق نوسازی و خودیاری روستاهای ایران. وی افزود: در نظر داریم بدون گرفتن کمک از دولت، کویهای نمونه در تهران و شهرستانها به وجود بیاوریم. نمونه آن پارک جلالیه میباشد که به سبک معماری نوین ایران به وجود میآید. در پارک جلالیه 800 دستگاه آپارتمان در چهارده بلوک دوازده طبقهای مجهز به تهویه هوا و شوفاژ سانترال با وسایل مدرن در کنار یک پارک 415 هزار متری ساخته و فروخته خواهد شد. وی قیمت این ساختمانها را بر حسب مساحت بین 100 تا 160 هزار تومان برآورد کرد.[16]
تبریک شاه برای انتخاب مجدد جانسون
محمدرضا پهلوی در پیامی به لیندون جانسون، انتخاب مجدد وی را به ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد که وی در راه خدمت به ملت خویش و پیشرفت آرمانهای مشترک در تأمین و تقویت صلح و رفاه جامعه بشری توفیق یابد.[17]
کمبود کادر پزشکی و پرستاری در بیمارستانها
دکتر سمیعی معاون وزارت بهداری به خبرنگاران گفت: وزارت بهداری با کمبود کادر پزشکی و پایین بودن سطح معلومات عدهای از پزشکان روبهرو است. ما برای 10هزار تختخواب موجود در بیمارستانها فقط 110 پرستار تحصیلکرده داریم. در حالی که برای هر 3 تخت 1 پرستار تحصیلکرده لازم است.
وی با اذعان به اینکه وزارت بهداری به خوبی میداند که وضع درمان در سراسر کشور خوب نیست ابراز امیدواری کرد که برای رفع این مشکل اقدامات موثری انجام دهد. دکتر سمیعی این را هم گفت که وزارت بهداری از نظر کادر کمکپزشکی، تکنسین آزمایشگاه برای بیمارستانهای و شهرستانها در مضیقه است که اقدامات موثری برای تربیت کمکپزشک به عمل آورده است. تربیت بهیار نیز نهایت اهمیت را دارد و یکسال است که آموزشگاه بهیاری فیروزگر برای تربیت بهیار سرگرم کار است.[18]
پینوشتها:
[1]. احیائی، زینب، مستشاران امریکایی در ایران بهروایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲، ص 67.
[2]. اسناد انقلاب اسلامی، ج 4، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۴، ص 120؛ خاطرات پانزده خرداد، زیرنظر علی باقری، ج 6، تهران، دفترادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، ۱۳۷۴، ص 303.
[3]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 5، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷، ص 38.
[4] .امید اسلام؛ شهید آیتالله حاجسیدمصطفی خمینی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۸۸، ص52.
[5]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 6، همان، ص 333 و 334؛ راز طوفان؛ یادنامه آیتالله سیدمصطفی خمینی، گردآوری عبدالمجید معادیخواه،تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران، ۱۳۷۸، ص 92.
[6]. راز طوفان، همان، ص 83.
[7]. فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲، ص 292 تا 294.
[8]. سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 4، تهران، عروج، ۱۳۹۳، ص 171.
[9]. روزنامه اطلاعات، ش 11533، 16/8/1343، ص 8.
[10]. روزنامه کیهان، ش 6384، 14/8/1343، صص1و15.
[11]. روزنامه پست تهران، ش 3326، 14/8/1343، ص 1 و 7.
[12]. روزنامه کیهان، ش 6384، 14/8/1343، ص 1 و 15.
[13]. همان، ص 1 و 6.
[14]. روزنامه سحر، ش 356، 14/8/1343، ص 1 و 4.
[15]. امام در آیینه اسناد، سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی، ج 2، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۳، ص 366 و 367.
[16]. روزنامه کیهان، ش 6384، 14/8/1343، ص 13.
[17]. همان، ص 16.
[18]. روزنامه اطلاعات، ش 11532، 14/8/1343، ص 20.
