شنبه 28 فروردین 1344 / 14 ذی‌الحجه 1384 / 17 آوریل 1965

6 بازدید

گزارش روزنامه‌ها از مراسم شکرگزاری برای نجات شاه از ترور

بیشتر روزنامه‌ها، امروز خبر برگزاری مراسم شکرگزاری به مناسبت نجات محمدرضا پهلوی از ترور را با آب و تاب فراوان منتشر کردند. [1]

 

نوبت اول آگهی اجرای ماده سی‌وهفت آئین‌نامه اصلاحات ارضی در استان کرمانشاهان

سازمان اصلاحات ارضی امروز نوبت اول آگهی اجرای ماده سی‌وهفت آئین‌نامه اصلاحات ارضی مصوب کمیسیون خاص مشترک دو مجلس را در استان کرمانشاهان منتشر و اعلام کرد این سازمان پس از چهل روز از نشر این آگهی به وظایف قانونی خود در این زمینه اقدام خواهد کرد.[2]

 

ملاقات اشرف پهلوی با رئیس‌جمهور اندونزی

اشرف پهلوی که در رأس هیئت نمایندگی ایران برای شرکت در مراسم دهمین سالروز کنفرانس باندونگ وارد پایتخت اندونزی شده‌ است، عصر امروز با احمد سوکارنو رئیس‌جمهور این کشور ملاقات کرد.[3]

 

گزارش دفاتر اطلاعات و مطبوعات ایران از شادمانی ایرانیان خارج از کشور

دفاتر اطلاعات و مطبوعات ایران در کشورهای خارجی امروز مدعی شدند که ایرانیان و دانشجویان ایرانی مقیم خارج، از جمله در کویت، به مناسبت نجات شاه از ترور، مجلس دعا برگزار کردند.[4]

 

ملاقات سفیر ایران در عربستان با پادشاه این کشور

سفیر ایران در ریاض با ملک‌ فیصل پادشاه عربستان سعودی ملاقات کرد. به گزارش خبرگزاری پارس پادشاه عربستان سعودی در این ملاقات ضمن ابراز خوشوقتی از سلامتی شاه، گفت: رابطه‌ای که ملت عربستان را به برادران ایرانی پیوند می‌دهد یک رابطه صمیمانه اسلامی است زیرا از احساسات پاک و برادرانه اسلامی سرچشمه می‌گیرد و همین مناسبات است که از هر رابطه دیگر قوی‌تر و محکم‌تر است ... ما مسلمانان جهان امروز بیش از هر وقت دیگر به همکاری‌های نزدیک و برادرانه احتیاج داریم. آرزوی من برای برادران مسلمان این است که از خداوند بخواهم همه ما را در عملی کردن آنچه که موجب رضای او است موفق بدارد و ما را در مدد کردن به یکدیگر توفیق بیشتر عنایت کند.[5]

 

بازدید فرمانده نیروی دریایی فرانسه از باشگاه بانک ملی ورزشکاران

عصر امروز فرمانده نیروی دریایی فرانسه از باشگاه بانک ملی ورزشکاران بازدید کرد.[6]

 

جلسه هیئت دولت در کاخ نخست‌وزیری

از ساعت17 بعدازظهر جلسه هئیت دولت به ریاست امیرعباس هویدا نخست‌وزیر در کاخ نخست‌وزیری تشکیل شد.[7]

 

نوید افول غرب توسط چین کمونیست

به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس چین به مناسبت سالگرد کنفرانس افریقایی و آسیایی باندونگ، یک متن راهبردی منتشر کرد. در بخشی از این متن درباره افول قدرت امریکا آمده است:

در 10 سال گذشته امریکا در سراسر جهان سعی داشته بلوک‌های نظامی برپا کند ولی پیمان جنوب شرقی آسیا در حال تجزیه است. کوشش برای برپا کردن سازمان پیمان شمال ‌شرقی آسیا به جایی نرسیده، بلوک پیمان بغداد در 1958 در اثر خروج عراق پس از انقلابی که صورت گرفت دچار ضربات مهلکی شد و پیمان علی‌البدلی که جای آن را گرفت یعنی پیمان سنتو اکنون در حال از هم پاشیدگی است ... کشورهای افریقایی یکی بعد از دیگری مجسمه‌های برنزی استعمار را واژگون می‌سازند و ارثیه امپریالیزم که امپریالیزم امیدوار بود باقی بماند، همه توسط خلائق افریقا از بین رفته است.[8]

 

شب‌نشینی به افتخار ایران

رادیو مسکو در گزارش ساعت20:30 خود اعلام کرد امشب یک شب‌نشینی به افتخار ایران توسط انجمن روابط فرهنگی

ایران و شوروی در مسکو برگزار شد: شنوندگان عزیز امروز هفدهم آوریل در دبیرستان 11 کلاسه شماره 122 مسکو به افتخار دوستی شوروی و ایران مجلس شب‌نشینی برپا است. باید متذکر شد که همه دانش‌آموزان این دبیرستان که 700 نفر می‌باشند عضو انجمن روابط فرهنگی شوروی با ایران هستند. بدین ترتیب این مدرسه عضو دسته‌جمعی انجمن مذکور است. قبل از آغاز مجلس شب‌نشینی و بعد از آنکه میزبانان و میهمانان، کارکنان سفارت ایران در مسکو به ریاست آقای طهمورث آدمیت سفیر کبیر ایران در اتحاد شوروی برای شرکت در مجلس جمع شوند، موسیقی و ترانه‌های ملی ایران در فضای تالار دبیرستان طنین‌انداز شد. رئیس شورای امور انجمن روابط شوروی با ایران در دبیرستان، مجلس شب‌نشینی را افتتاح کرد و طی بیانات خود گفت کودکان شوروی نسبت به زندگی و فرهنگ ملت ایران علاقه فراوانی ابراز می‌دارند ...

در فضای تالار، «دوستان عزیز خوش آمدید» به زبان فارسی به گوش می‌رسید و به کودکان میهمانانی که از سفارت ایران آمده بودند هدایایی به عنوان یادبود داده شد.

آقای آدمیت سفیر ایران در اتحاد شوروی نطقی ایراد کرد ... بعد از آن کنسرتی با شرکت دانش‌آموزان مدرسه داده شد و ... اشعار شعرای شوروی را درباره ایران و ترجمه روسی اشعار شعرای ایرانی را می‌خواندند.

بعد از پایان مجلس شب‌نشینی میهمانان ایرانی ... از اتاق‌های درس و کارگاه‌هایی که در آن به دانش‌آموزان کار یاد می‌دهند دیدن نمودند.[9]

 

گزارش رادیو مسکو از اوضاع بحرین

شنوندگان عزیز. در بحرین که تحت‌الحمایه انگلستان است جنبش علیه استعمارگران شدت می‌یابد. پلیس منامه پایتخت بحرین، برای متفرق ساختن تظاهرات زنان از گاز اشک‌آور استفاده کرد و 35 نفر از زنان را بازداشت نمود. خبرگزاری‌ها اطلاع می‌دهند که در زندان‌های منامه که پر از زندانیان است 8 نفر در اثر شکنجه به هلاکت رسیده‌اند. نظامیان انگلیسی هنگام متفرق ساختن شرکت‌کنندگان در تظاهرات در نقاط دیگر بحرین 5 نفر را هدف گلوله قرار داده‌اند.[10]

 

تحلیل رادیو پیک ایران از ترور محمدرضا پهلوی

هم‌میهنان گرامی. در محافل سیاسی تهران درباره حادثه کاخ مرمر همچنان با علاقه زیاد صحبت می‌شود. بسیاری از رجال سیاسی از جمله وابستگان و نزدیکان دربار حادثه 21 فروردین کاخ مرمر را با سوءقصد نسبت به منصور مرتبط می‌دانند. آنها اظهار می‌دارند که علت واقعه سوءقصد نسبت به شاه و منصور یکی است و آن نارضایتی روزافزون تود‌ه‌های مردم از سیاست زمامداران ضد ملی دولت کودتا است... میان عناصر ناراضی همیشه کسانی هستند که از وضع موجود به ستوه آمده و چاره را در آن می‌بینند که یک یا چند تن از رجال را از میان بردارند و گمان می‌کنند که بدین وسیله از دردها و محرومیت‌ها رهایی یافته و وضع کنونی را تغییر می‌دهند ... مادامی که بیگانگان مخصوصاً میهمانان ناخوانده امریکایی از کشور ما طرد نشوند هیچ دولتی هر قدر هم قدرت داشته باشد قادر به کار نخواهد بود. از زمانی که ایران به سنتو ملحق شد امریکایی‌ها چنان بر کشور ما سیادت یافتند که سفارت امریکا و میسیون‌های [هیئت‌های تبشیری] گوناگون و مشاورین امریکایی ایران را به سان مستعمره خود تلقی می‌کنند و به خود حق می‌دهند که آزادانه در امور کشور ما مداخله کنند ... امریکایی‌ها حتی به کارخانه‌ها و شرکت‌های ایرانی نیز راه یافته‌اند. بسیاری از بنگاه‌های بازرگانی کشور ما فقط اسم ایرانی دارند و حال آنکه عملاً تحت نظر و رهبری امریکایی‌ها اداره می‌شوند ... جهانیان می‌دانند که امپریالیست‌های امریکا عمده‌ترین استعمارگران دنیا هستند. انحصارجویان امریکایی شیره حیاتی بسیاری از کشورهای جهان را می‌مکند. زمامداران ما به کشور ما که از لحاظ منابع ثروت سرشار خود می‌توانست خیلی پیش از این در ردیف یکی از کشورهای پیشرفته دنیا باشد چنین غارتگرانی را دعوت کرده‌اند که با ثروت مملکت ما جیب خود را پر کنند. امریکایی‌ها دسترنج ملت ما را به غارت می‌برند. آیا چنین سیاستی می‌تواند مورد حمایت ملت واقع شود؟ در این روزها یکی از رجال سیاسی مشهور چنین گفته که جای تأسف است که حادثه سوءقصد و تیراندازی در تاریخ معاصر کشور ما زیاد روی داده است ولی اگر زمامداران در واقع به نیازمندی‌های مردم می‌اندیشیدند این حوادث ممکن بود اصلاً اتفاق نیفتد.[11]

 

عملکرد دولت منصور به روایت رادیو پیک ایران

هم‌میهنان گرامی.

مبارزه محافل مذهبی و ملی و مترقی علیه این کابینه خائن بود. هدف این مبارزه آن بود که کابینه منصور از ادامه خیانت‌های ننگین دست کشیده و با اقدامات خودسرانه خویش ضربات جدیدی به منافع ملت و مملکت وارد نیاورد، اما منصور همچنان سرمست از باده خیانتی که سفارتخانه‌های امریکا و انگلیس و دربار شاه به او نوشانیده بودند سرگرم ادامه فعالیت‌های زیان‌بخش خود بود. هر ماه از ادامه زمامداری منصور می‌گذشت کابینه او قدم دیگری به ایفاء بزرگترین وظیفه خود یعنی خیانت تحمیل قرارداد الحاقی و قراردادهای جدید نفت به کشور ما نزدیکتر می‌گردید. در اواسط آبان سال گذشته شرکت ملی نفت اعلام کرد که موضوع مطالعه پیرامون واگذاری منطقه یک نفتی را پایان داده و برای انعقاد قرارداد جدید نفت آماده است. همچنین 14 آبان اعلام شد که اعضای جدیدی برای هیأت مدیره شرکت ملی نفت برگزیده شده‌اند. در میان اعضاء نام افرادی نظیر خسرو هدایت دیده می‌شد که سابقه خیانت داشتند، اما در نفت سابقه کار و اطلاعات فنی نداشتند. این نوع انتصاب مغایر اساسنامه شرکت ملی نفت مصوب 25 بهمن 33 بود که چنین مقرر می‌داشت اعضای هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران باید لااقل 10 سال سابقه خدمت در یکی از شعب فنی و یا بازرگانی یا اداری صنعت نفت را داشته و اقلاً در طی 3 سال از آن مدت، مسئولیت یکی از ادارات مهم مربوط به صنعت نفت را دارا بوده باشند. خسرو هدایت و کسان دیگری نظیر او که در اواخر آبان سال گذشته به عضویت هیأت مدیره شرکت ملی نفت ایران منصوب شدند چنین سوابقی نداشتند. چنانکه همه می‌دانید خسرو هدایت معشوقه اشرف پهلوی پس از آن که در ایران افتضاح به بار آورد به سفیر کبیری ایران در بلژیک تعیین شد و مدت 5 سال در بروکسل به سر می‌برد. کابینه خائن منصور البته از قبل چنان کار کرده بود تا برای انتخاب افراد بدنام نظیر خسرو هدایت به عضویت هیأت مدیره شرکت ملی نفت و طرد افرادی نظیر فواد روحانی از دستگاه، گرفتار مانع قانونی نشود ... روز دوم آذر هویدا وزیر دارایی در حالی که از قبل تصمیم خود را برای قبول پیشنهادات متقابل کنسرسیوم که در حوزه بهره مالکانه گرفته بود و حتی با متن قرارداد الحاقی آشنایی داشت برای شرکت در هفتمین کنفرانس اوپک به جاکارتا پایتخت اندونزی رفت تا خیانت دولت ایران را در ضربه وارد آوردن به اتحاد کشورهای عضو اوپک از قوه به فعل درآورد ... منصور این کار را با صلاحدید محافل پشت ‌پرده نفت کرده بود تا هنگامی که قرارداد الحاقی را به مجلس می‌آورد با تقلیل مجدد قیمت نفت و بنزین منتی بر سر مردم بگذارد و هم افکار عمومی را از توجه به خیانت عظیم خود بازدارد. این بازی حساب‌شده در نتیجه آخر باید افکار عمومی را آرام می‌ساخت اما حساب منصور و اربابان او که تصور می‌کردند به علت وجود ترور شدید کسی در مقابل صحنه‌سازی آنها مخالفتی به خرج نخواهد داد از کار غلط درآمد. افزایش قیمت نفت و بنزین با مخالفت جدی همه مردم روبه‌رو شد و کار به اعتصاب متشکل و هماهنگ 15 هزار تاکسیران تهران کشید ... در اینجا شاه پا درمیان گذاشت و علیرغم نظر نزدیکانش که به او توصیه می‌کردند منصور را از کار بردارد در ابقای کابینه منصور پافشاری نمود. علت این پافشاری نیز روشن بود. کابینه منصور هنوز به انجام خیانت نهایی خود در تحلیل قرارداد الحاقی و قراردادهای جدید نفت توفیق نیافته بود و بدین شکل وظایفی که دول استعماری به عهده دربار و کابینه او گذاشته بود تمام و کمال اجرا ننموده بود. یکشنبه 15 آذر سال گذشته شاه نمایندگان مجلس را به قصر خود دعوت کرد و در این دعوت طی نطق مفصلی از منصور حمایت نمود و به ویژه چنین گفت به من گفته‌اند شما بیایید جلوی گران شدن نفت را بگیرید؛ اگر افراد مسئولی که سرکار هستند یک سیاستی را پیشنهاد می‌کنند فرصت انجام کار را به آنها ندهیم، کدام دولت در آینده جرأت خواهد کرد بیاید و پیشنهادی بکند. نطق شاه که حاکی از دخالت علنی او در انتصاب و عزم دولت‌ها است، منصور را سرکار نگهداشت. مجلسین تسلیم نظر شاه شدند اما مخالفت مردم علیه منصور همچنان رو به افزایش رفت تا جایی که منصور ناگزیر شد در جلسات مجلسین علناً به وجود مخالفت وسیعی علیه کابینه خود اقرار و مخالفین را تهدید نماید. کار به جایی کشید که در جلسه 25 آذر منصور به خود اجازه داد به سناتور متین‌دفتری و دیگر سناتورهای مخالف که از دولت درباره تبلیغات مبتذل رادیو و نقض اعلامیه حقوق بشر سؤال کرده بودند بدون شرم جواب بدهد ... منصور با وقاحت تمام اعلام می‌دارد که رادیوی دولتی را در اختیار حزب ننگین ایران نوین گذاشته تا به نفع این حزب تبلیغ نماید و به مخالفت مخالفین هم اعتنایی نمی‌کند. منصور همچنین با استفاده از فرصت تشکیل مراسم سالگرد قلابی حزب ایران نوین در 24 آذر به نیروهای مخالف حمله کرد و اعتصابات و تظاهرات مردم را دسته‌بندی ... و کارهای بازاریان نامید. طبیعی است که این نوع برخورد نخست‌وزیر خائن با نظرات قاطبه مردم جز آنکه عزم آنان را در مبارزه راغب‌تر سازد نتیجه دیگری نمی‌توانست داشته باشد ... .[12]

 

حکومت هزارفامیل به نقل از رادیو پیک ایران

شنوندگان عزیز. در این اواخر نام خسروانی به کرات در جراید ایران دیده می‌شود. این فامیل متعلق به چند نفر است عطاءالله خسروانی، خسرو خسروانی، سرلشگر پرویز خسروانی، شهاب خسروانی و سپهبد خسروانی. رابطه این آقایان با یکدیگر رابطه دوری نیست هر 5 نفر برادرند. اینها اعضای یکی از خانواده‌هایی هستند که به قیمت اجرای بی‌چون و چرای سیاست ضد ملی رژیم از طریق چاپلوسی و تملق به سرعت مدارج ترقی را طی کرده‌اند و مشاغل حساس و مهم را در دست گرفته و ثروت‌های کلانی اندوخته‌اند.

به عطاءاله خسروانی وزیر کار همین اواخر پس از مرگ منصور منصب دبیرکلی حزب «ایران نوین» یکی از تازه‌نفس‌ترین سازمان‌های درباری را واگذار کردند. عطاءاله خسروانی اکنون پس از عباس آرام با سابقه‌ترین عضو کابینه شمرده می‌شود. وی طی چند سال اخیر با اطاعت محض که از دربار و سازمان امنیت در امور کارگری از خود نشان داد از عضویت هیأت مدیره بیمه‌های اجتماعی به معاونت وزارت کار و سپس به مدیرعاملی بیمه‌های اجتماعی و بالاخره به وزارت کار منصوب شد و حالا نقش دست اول را در شیوه جمعیت‌بازی و حزب‌سازی شاه ایفا می‌کند.

برادر دیگر او که نامش اخیراً در روزنامه‌ها زیاد برده می‌شود خسرو خسروانی است. تاکنون این شخص سفیر ایران در ترکیه بود و نقش فعالی را در اجرای برنامه‌های پیمان استعماری سنتو که مقرش در آنکارا است ایفا کرد. همین خدمت او به نقشه‌های امپریالیستی و خویشاوندیش با دبیرکل حزب به اصطلاح پاسدار انقلاب موجب شده که دولت او را به مقام سفارت کبرای ایران در واشنگتن منصوب نماید. مسلماً اربابان امپریالیسم از خوش‌خدمتی‌های این عضو خانواده هم رضایت کافی دارند که با انتصاب او به این شغل مهم دیپلماتیک که تیول نخست‌وزیر سابق، رجال به اصطلاح استخواندار و یا داماد شاه بوده موافقت کرده‌اند. در دوره اخیر اجلاسیه شورای پیمان سنتو خسرو خسروانی از نمایندگان دولت ایران بود.

برادر دیگر اینها سرلشگر پرویز خسروانی رئیس ناحیه 1 ژاندارمری یا پادگان مرکز است که چند روز قبل به علت دریافت مدال و چند مصاحبه نامش را در جراید چاپ کردند. به علت خدمات خاصی که ویژه ژاندامری در رژیم کودتا است یک نشان درجه اول سپاس را دریافت کرده. البته مردم بهتر می‌دانند که موفقیت‌های این عضو خانواده خسروانی در مبارزه با جنایات و جرائم و دزدی‌ها و قاچاق تا چه اندازه مشعشعانه بوده و حتی در اطراف تهران و تپه‌های نزدیک پایتخت چه می‌گذرد. مردم بهتر می‌دانند که وقتی کوشانفر، مالک جنایتکار دهقانی را در نزدیکی کرج کشت چطور ژاندارمری‌های این آقای سرلشگر تمام کوشش خود را به کار بردند تا مانع از بروز خشم دهقانان که به خونخواهی مقتول برخاسته بودند [شوند]...

برادر دیگر اینها سپهبدی است معروف و مسئول مستقیم بسیاری از جنایاتی است که انجام شده و می‌شود. این برادر چهارم، دبیرکل حزب ایران نوین و سفیر ایران در واشنگتن و رئیس ناحیه 1 ژاندارمری، خود رئیس دادرسی ارتش است. وی در مقام سپهبدی بر تشکیلاتی ریاست می‌کند که اعمال خلاف قانون و تبهکارانه‌اش آن را در ردیف سازمان امنیت و به یکی از منفورترین تشکیلات رژیم کودتا مبدل ساخته است. دادگاه‌های نظامی این محاکمی که روی انگیزاسیون و محاکم قرون وسطایی را سپید کرده‌اند تحت نظارت وی قرار دارند. هم‌اکنون بار دیگر به علت احاله پرونده متهمین به قتل منصور به دادرسی ارتش نام این عضو دیگر خانواده خسروانی هم در جراید دیده می‌شود. برای اینها دادستان نظامی تقاضای اعدام کرده است. رژیم کودتا می‌خواهد بخصوص پس از حادثه کاخ مرمر سوءقصد مستقیمی که به شاه صورت گرفت از اینها انتقام بگیرد. همانطور که پس از حادثه اول بهمن 3 افسر را به منظور ایجاد رعب و وحشت تیرباران کردند. اینک پس از حادثه 21 فروردین دادگاه‌های سربسته‌ای که یکی از برادران خسروانی به سمت ریاست دادرسی ارتش بر آنها نظارت دارد می‌خواهد اعدام‌های دیگری را که از لحاظ سیاسی برای رژیم فعلی ضروری است به راه اندازد. این برادر چهارم خسروانی، سپهبد خسروانی در عمل فرمانده عده‌ای جلاد است که در لباس ارتشی بدون کمترین اطلاعی از اصول قوانین قضایی پس از جلسه‌ای نشست و برخاست حکمی را که از قبل توسط شاه و سازمان امنیت تعیین شده ابلاغ می‌کنند و برادر ارشد دبیرکل حزب انقلابی ایران نوین...

شهاب خسروانی به برکت انقلاب شاهانه و اصلاحات ارضی مالک است و در ناحیه محلات از اراضی وسیع خود و از انبوه دهقانان آن ناحیه بهره‌کشی می‌کند. وی در عین حال تاجر عمده‌ای است که از طریق نامشروع مانند سایر برادران خود ثروتی بی‌حساب جمع کرده است.

خانواده خسروانی نمونه‌ای از خانواده‌های خادم دربار و مجری سیاست ضد ملی و ضد دموکراتیک رژیم است؛ خانواده‌ای که سرطان‌وار اعضای آن در شئون مختلف سیاسی و حزبی، قضایی، دیپلماتیک، کارگری و دهقانی و اقتصادی ریشه نابودکننده خود را گسترانیده است ... خانواده‌ای که از 5 برادر آن یکی وزیر کار و دبیرکل حزب دولتی، دیگری رئیس دادرسی ارتش، سومی رئیس ناحیه 1 ژاندارمری، چهارمی سفیر ایران در امریکا و آخری مالک غارتگر و تاجر سفته‌باز. شاه روز 16 فروردین در باشگاه افسران مشهد گفت با انقلابی که ما آغاز کرده‌ایم دیگر تشخصی وجود ندارد و نمی‌توان روی لقب و عنوان پست‌های حساس را اشغال کرد. البته این حرف درستی است اگر که آن سلطنه‌ها و دوله‌های سابق به حکم گذشت سال‌ها پیر شده و مردند و این القاب دیگر استعمال نمی‌شود ولی این امر هرگز مانع نشده و نمی‌شود و فرزندان منصورالملک بدون به کار بردن لقب و عنوان ملک، به نام ساده منصور نخست‌وزیر و وزیر مشاور شوند و یا فرزند صدرالاشراف احتیاجی به لقب و یا عنوان اشراف نداشته و با عنوان ساده صدر به وزارت کشور منصوب گردیده، در عین حال بخش نوین حکومتی با عوامل جدید مترقی که ذکر کردیم سلطنه‌ها و دوله‌های جدید، افراد جدید هیأت حاکمه و خودفروشان بدون لقب و عنوان را به سر کار آورده‌اند و از این نظر خانواده خسروانی را خسرو سلطنه نامیدند و یا چهار برادر جمشید، جهانگیر، هوشنگ و کورس آموزگار را اولی وزیر بهداری، دومی رئیس دفتر اقتصادی ایران در امریکا، سومی عضو دفتر پیمان سنتو و چهارمی معاون کل وزارت آبادانی و مسکن را آموزگارالدوله‌ها خواندن چندان دور از واقعیت نیست. همه اینها از هر دسته‌ای که باشند مزدوران شاه و مأموران اجرای سیاست استعماری و استبدادی رژیم هستند.[13]

 

تحلیل رادیو پیک از سفر رئیس کمیسیون اجرائی اتحادیه اروپا به ایران

شنوندگان عزیز. رئیس کمیسیون اجرائی اتحادیه اقتصادی اروپا که همان بازار مشترک باشد به دعوت آقای هویدا نخست‌وزیر به ایران آمده است. چرا به ایران آمده؟ برای پاسخ به این سؤال کافی است سیاست بازار مشترک را درباره کشورهای کم رشد و یا رشد یابنده مورد بررسی قرار دهیم. بازار مشترک حربه استراتژی و سیاسی علیه کشورها[ست] کشورهای عضو بازار مشترک هم‌اکنون نقش مهمی در بازرگانی خارجی ایران ایفا می‌نمایند. در بین کشورهای عضو بازار مشترک آلمان غربی مقام خاصی را در بازرگانی خارجی ایران حائز است. در حال حاضر سهم آلمان غربی در بازرگانی خارجی ایران به 21 درصد رسیده است. آلمان غربی 6 برابر صادرات ایران بر آن کشور به مملکت ما کالا وارد می‌کند. تا سال 33 ایران با آلمان فدرال بازرگانی پایاپای داشت. موافقت‌نامه بازرگانی 4 آذر 29 و قرارداد پرداخت، خرداد 31 تا اواخر سال 33 با موافقت طرفین تجدید می‌شد و معاوضات ایران با آلمان فدرال بر اساس پایاپای ادامه داشت.

پس از کودتای 28 مرداد و اعلام سیاست بازرگانی خارجی درهای باز از طرف رژیم، مقامات آلمانی حاضر به تجدید قرارداد بازرگانی پایاپای نشدند. بدین سان سال به سال واردات ایران از آلمان غربی افزایش یافت و صادرات ما به آن کشور رو به کاهش گرائید تا به امروز که آلمان غربی در ردیف کشورهای واردکننده کالا به ایران مقام اول را حائز شده است. سرمایه‌داران آلمان غربی با استفاده از شرایطی که دولت ایران به وجود آورده‌اند اقدام به سرمایه‌گذاری مستقیمی در ایران نمودند. شایان توجه است که طبق اخبار منتشره در مطبوعات اقتصادی جهانی از لحاظ سرمایه‌داری پس از هندوستان، ایران دومین کشور از زمره ممالک در حال رشد است که سرمایه‌داران آلمان غربی سرمایه‌های خود را در آنجا به کار انداخته‌اند.

میزان سرمایه‌گذاری آلمان فدرال در ایران به 27 میلیون مارک بالغ می‌شود. این سرمایه‌ها در رشته‌های پرسودی که نه تنها کمک به رشد نیروهای مولد نمی‌کند بلکه مانع رشد واقعی صنایع در ایران است متوجه گردیده است ... امپریالیست‌های آلمان غربی در چند سال اخیر مبالغ هنگفتی وام با شرایط کمرشکن در اختیار رژیم شاه گذارده‌اند و سعی فراوانی برای به دست آوردن منابع نفتی در ایران می‌کنند. هدف امپریالیست‌های آلمان غربی از واگذاری وام و اعتبار و دادن کمک فنی، سرمایه‌گذاری مستقیم و خرید سهام شرکت‌های ایرانی و غیره و تحکیم مواضع خود در کشور ما است و هم‌اکنون عده زیادی از کارشناسان آلمان غربی مشغول مطالعات زیرزمینی در کرمان هستند. متخصصین آلمان غربی در اداره راهنمایی و رانندگی، شیلات ایران، سازمان شهرسازی تهران، مشاورت فنی وزارت پست و تلگراف و غیره مشغولند. سایر اعضای بازار مشترک از قبیل فرانسه، ایتالیا، هلند و بلژیک هر یک با کم و بیش تفاوتی پایگاه‌های مختص به خود را در ایران ایجاد نموده به غارت آشکار مملکت ما مشغولند ... تقریباً کلیه علاقمندان و بازرگانی خارجی کشور معتقدند که تنها راه صحیح و منطقی، مقابله با بازار مشترک است نه سازش با آن که سران رژیم در پیش گرفته‌اند ... تجربه نشان می‌دهد که رژیم کودتا حاضر نیست حتی در چهارچوب پیشنهادهای بازرگانان ایرانی نیز در غارتگری‌های آشکار بازار مشترک در ایران تخفیفی دهد. رژیم شاه به دنبال روش خیانت‌آمیز خود که عبارت از ذینفع کردن هر چه بیشتر امپریالیست‌ها در امور ایران است به بسط تکیه‌گاه‌های کشورهای بازار مشترک در ایران میدان داده و می‌دهد.[14]

 

نامه طلاب حوزۀ علمیه قم به سفارت ترکیه

توسط سفارت کبری ترکیه - تهران

بسم‌الله الرحمن الرحیم

مقام محترم ریاست جمهوری ترکیه، آنکارا

پس از اهداء تحیات، به قرار اطلاع زعیم و مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی متع‌الله المسلمین ببقائه، به کشور شما نزول اجلال فرمودند. گرچه کشور ما در غیاب ایشان دچار ناراحتی فوق‌العاده و خسارات جبران‌ناپذیری شده و حوزه‌های علمی به خصوص حوزه علمیه قم تعطیل و در بلاتکلیفی و حیرت به سر می‌برند، لکن برای کشور معظم همجوار و هم‌کیش بسیار مغتنم است که یکی از بزرگترین شخصیت‌های برجسته اسلامی و نمونه‌ای از علم و اخلاق پیشوایان گرامی اسلام به آن‌جا وارد شده و مسلمان آن کشور از نزدیک می‌توانند از محضر معظم‌له کامل‌ترین استفاده‌های علمی و اسلامی را بنمایند. اکنون مسلمانان جهان به ویژه ملت ایران با کمال دقت و توجه، چشم به شما ملت مسلمان ترکیه دوخته تا تجلیل از مقام علم و تقوی شما [را] در تاریخ رجال و مردان بزرگ خود ثبت و ضبط نماید. خواهشمندیم سلام خاص ما را به محضر معظم‌له ابلاغ و از سلامتی ایشان و قدردانی ملت ترک ما را مطلع و احترامات فائقه ما را بپذیرید.

طلاب بهبهانی مقیم حوزه علمیه قم

الاحقر احمد مجتهدی، الفانی عبدالحسین محمودی بهبهانی، اقل الطلاب سیدرحیم موسوی، حقیر سیدحسین موسوی بهبهانی، الاحقر عبدالله محمودی، من الفانی سیدنجف طباطبائی، الاحقر سیدمحمد صمدی، احمد بخردی، سیدعبدالکریم حسینی، الاحقر السیدنجف رضوی، الفانی محمد دعاوی، جعفر محمدی، علی صمدی، حسین محمدی (ح .م)، اقر بذالک محمدتقی مجتهدزاده، عبده علی حسینی، یشهد بذالک علی قرنی، من الفانی کریم رحیمی، الاحقر عبدالهادی، السیدنورالدین بهبهانی، نورالله بهبهانی، ابوالفضل مجتهدی، حرره الفرد الفانی حسینعلی دهدشتی، الاحقر محمدتقی موسوی، حقیر حسین تقوی، الاحقر حسین یزدی، حقیر رضا یزدی، الفانی اصغر دهدشتی، عبدالسید محمودی، محمدرضا محمودی، مالک محمودی، الاحقر عبدالکریم محقق الشریف بهبهانی، احمد معلمی، اسمعیل معلمی، الرحیم هاشمی، لاریب فیه شریعتی، و انا اشهد محمدعلی مقدم، الفانی عبدالرحیم شریعتی، الاقل علی موسوی البهبهانی، ابوالقاسم قنواتی، الشیخ حسن معلم، السیدمحمد راد، عبدالکریم هاشمی‌زاده، الاحقر نصرت‌الله متقی، تقی کوثری، احقر فرج‌الله موسوی، الفانی سیدمحمدحسین بلادی، الاحقر الفانی عبدالحسین بهبهانی .به پرونده روح‌الله خمینی ضمیمه شود. تهامی. 28/1.[15]

 

درخواست عفو آیت‌الله انواری توسط آیت‌الله کفائی

از: مشهد تاریخ: 28/1/44

به: مرکز شماره: 143

تیمسار سپهبد ریاست ساواک

آیت‌الله کفائی روز جاری از اینجانب تقاضای ملاقات نمود و چنین اظهار داشت که نامه‌ای وسیله پیک از طرف حاج میرزا احمد آشتیانی که از علمای درجه اول تهران است جهت وی فرستاده شده از ایشان خواسته‌اند که درباره عفو شیخ محی‌الدین انواری که در قتل مرحوم منصور دخالت داشته از پیشگاه شاهانه استدعای بخشش نماید.

آقای آشتیانی پیغام داده است که اکثر علمای تهران به ایشان در این‌باره مراجعه و چنین تقاضایی نموده‌اند.

آیت‌اله کفائی از اینجانب تقاضا نمود که به عرض برسانم که چنانچه امکان ارفاقی نسبت به متهم مزبور وجود دارد نامبرده به تهران آمده و با چند نفر از علمای طراز اول به استدعای شرفیابی از پیشگاه شاهانه بنمایند و حتی اظهار داشت در این صورت من حاضرم در حضور سایر علما دست شاهنشاه را ببوسم و چنین استدعا بکنم ولی چنانچه امکان ارفاق نیست مراتب را ابلاغ که به نحو مقتضی جواب آقای آشتیانی داده شود.

ضمناً آیت‌الله کفائی اضافه کرد که آقای آشتیانی از ارادتمندان صدیق شاهنشاه است.

143- 28/1/44 سرتیپ بهرامی [16]

 

بررسی مشکلات ایران در دانشگاه هاروارد

نشریه انتقام در شماره هفتم خود بخشی از گزارش کایلر یانک پژوهشگر امریکایی را درباره ایران که در سمینار مشکلات معاصر ایران در دانشگاه هاروارد امریکا خوانده شده بود، منتشر کرد. در بخشی از این گزارش آمده است:

ثبات و امنیت ایران امروز بیشتر ظاهری است، تا حقیقی و از نظر ارگانیسم، سالم نیست و بیشتر بر ترس و وحشت ملت تکیه دارد تا بر ایمان و اعتقاد ایشان و بیشتر بر منع و تهدید تکیه دارد تا بر اطاعت و موافقت… ایرانیان معتقدند که این همه تأسیسات نظامی لزومی برای امنیت ایران در مقابل همسایگان خود ندارد، تنها همسایه نیرومند ایران شوروی است که اگر فرضاً هم به ایران هجوم ببرد، این ایران نخواهد بود که می‌تواند جلوی هجوم او را بگیرد، بلکه آمریکا خواهد بود و این نیز بستگی دارد به منافع خصوصی آمریکا در همان زمان مفروض یک هجوم احتمالی از طرف شوروی. با توجه به اینکه ایرانیان حساب می‌کنند که چرا باید چنین بهای گزافی را بپردازند در حالی که هیچ استفاده احتمالی از آن نمی‌کنند و با این مقدمات، به دست می‌آید که خود آمریکا نیز بهای گزافی را برای یک عمل بی‌حاصل می‌پردازد. متأسفانه بیطرفی نیز مانند کمونیسم در نظر اغلب آمریکائی‌ها بد تلقی شده است. ما همواره به جای این که در این مورد عاقلانه تفکر کنیم، احساساتی قضاوت کرده‌ایم. در حالی که در کشوری مانند ایران که این همه با تمدن غرب نزدیک است، یک رژیم بیطرف اما دوست غرب از نظر سیاست درازمدت آمریکا بسیار بهتر است تا رژیم حاضر که دوام زندگی آن تنها در شرایط بحرانی مطرح است… لایحه کاپیتولاسیون با یک اکثریت 70 - 60 رأی تصویب شد، یعنی همان اقدام اخیر دولت آمریکا با قبولاندن طرح مصونیت سیاسی و قضائی به ایران که وضع خود را بسیار بدتر کرد. از جمع نمایندگان مجلس بقیه یا غایب بودند، یا ممتنع! و با وجود سانسور شدید (!) این قضایا حتی در مجلس نیز منعکس شد (!!) و مسافرانی که پس از ماه‌ها از آن تاریخ به ایران می‌آمدند هنوز تلخی آن خاطره را در مردم ایران مشاهده می‌کردند. متأسفانه تصویب قرضه 200 میلیون دلاری آمریکا برای تجهیزات هوائی و زمینی که فوراً بعد از این واقعه بود، کار را بدتر و اثرش را تلخ‌تر کرد. نه تنها توی کوچه، بلکه حتی برای آنهائی که در کوکتل پارتی‌ها شرکت می‌کنند نیز شکی باقی نمانده که این دو قضیه سخت به هم مربوطند. به مناسبت همین فشار افکار عمومی آیت‌الله خمینی که رهبر مذهبی مترقی است، سکوت اجباری خود را در این واقعه شکست و در حالی که تازه از زندان بیرون آمده بود، رژیم حاکم و تکیه‌گاه آمریکائیش را سخت مورد حمله قرار داد ... آیت‌الله خمینی پس از حادثه ژوئن 1963 [15 خرداد1342] که به طرزی خونین و بیرحمانه خفه شد، در زندان به سر می‌برد… کسانی که در آمریکا تصمیم می‌گیرند، در این حقایق و مسئولیت‌ها و سهیم بودن آمریکا در این جریانات دقت نمی‌کنند… یک آمریکائی رده بالا در این مورد چنین گفت: «بی‌شک قیمتی که برای این امتیاز پرداخته شد، بسیار گران تمام شد» … حکومت دیکتاتوری ایران با تحریف سیاست محیلانه و تزویرآمیز خود با اعمال زور دائم برای خفقان توانسته است که دشمنان خود را تقسیم کند و به جان هم بیندازد و به زور و ضمانت ساواک (سازمان امنیت) حکومت کند و این حکومت را به دست جوانانی اداره می‌کند که نه محبوبیتی در میان مردم دارند و نه استقلال رأیی از خود.

علیرغم پاره‌ای از گزارشات کوته‌بینانه مطبوعات خارجی، حکومت دیکتاتوری عمیقاً مورد نفرت است و مخالفت جدی مردم هر آمریکائی را نگران می‌سازد. این مخالفت عمیقاً و شدیداً ضد آمریکایی است. جریان حوادث، ملیون و حتی لیبرال‌ها را به جناح تند چپ می‌راند که عاقبت این حکومت را باید به زور و حتی دست زدن به ترور واژگون کرد. احتمالاً حتی ساواک هم نمی‌داند که در داخل و خارج ایران ملیون چگونه برای این هدف‌ها آمادگی پیدا کرده‌اند و پیش می‌روند ... سیاست آمریکا در ایران و این وضع دیکتاتوری با موقعیت جغرافیائی ایران امکانی برای ایجاد یک ویتنام دوم بوجود می‌آورد ... شواهد نشان می‌دهد که فرصت کمی برای آشتی و فشار صلح‌آمیز در دست است… شاید زمان زد و خورد و خونریزی و اغتشاش در ایران چندان دور نباشد. تندروان از چپ و راست دارند در ایران با هم متفق می‌شوند و نتیجه هر چه باشد، به نفع آمریکا نخواهد بود. بنابراین باید برگردیم به این که بایست برنامه و روش ما در ایران تغییر یابد.[17]

 

ارسال پرونده آیت‌اله خادمی به دادگاه نظامی

از: مرکز توپخانه - دادرسی تاریخ: 28/1/44

به: تیمسار فرماندهی واحدهای جنوب شماره: 30/59/198

موضوع: پرونده اتهامی حاج آقا حسین خادمی فرزند ابوجعفر

یک فقره پرونده مربوط به غیرنظامی نامبرده بالا متهم به تحریک مردم علیه امنیت کشور طی شماره 44 - 10336/د - 21/1/44 سازمان اطلاعات و امنیت اصفهان به این قسمت واصل در ردیف 1959 دفتر ثبت پرونده‌های قضائی ثبت جهت رسیدگی قانونی به دادستانی دادگاه عادی 07 اصفهان احاله گردید. نتیجه متعاقباً به عرض خواهد رسید.

فرمانده مرکز توپخانه.

سرتیپ رستگار نامدار

گیرندگان

تیمسار ریاست اداره دادرسی ارتش جهت استحضار

ریاست سازمان اطلاعات و امنیت استان اصفهان بدینوسیله عین 46 برگ پرونده امر همراه رونوشت شماره فوق به پیوست ارسال می‌گردد، دستور فرمائید مورد رسیدگی قانونی قرار داده نتیجه را ضمن وصول اعلام دارند.[18]

 

گزارش ساواک از اعترافات یکی از متهمان ترور شاه

مهندس منصور پورکاشانی استاد دانشکده پلی تکنیک.

1- نامبرده اظهار می‌دارد به هنگام تحصیل در دانشکده فنی منچستر عضو انجمن دانشجویان و سپس ریاست انجمن را عهده‌دار بوده و در انگلستان در کلیه فعالیت‌های دانشجویی و تظاهرات و اعتصابات دانشجویان مخرب شرکت داشته است.

مهندس پورکاشانی اظهار می‌کند تا زمانی که در منچستر بودم عقاید سیاسی من کاملاً شکل نگرفته بود ولی مقدار کمی تمایل به افکار چپی داشتم. پس از ورود به ایران معتقد بودم که برای رهایی ایران از یوغ امپریالیزم امریکا و انگلیس و دستگاه حاکمه که مدافع آن است لازم است یک مبارزه پیگیری صورت گیرد و در تابستان سال 42 [پرویز] نیکخواه، [احمد] منصوری و [فیروز] شیروانلو که در دانشگاه منچستر فعالیت سیاسی داشتند و به ایران مراجعت کرده بودند با من تماس گرفتند و نسبت به فعالیت‌های گذشته مذاکراتی شد و عقاید خاصی را آنان در مورد ایران مطرح کردند و من با توجه به اینکه افکار چپی داشتم تصمیم گرفتم با آنها همکاری کنم و بعد از مدتی از طرف نیکخواه مسأله‌ای مطرح شد به اینکه برای ترجمه و نشر بعضی مقالات و کتبی که در اختیار داشت بایستی اقدام شود و اینکار نیاز به مبالغی پول داشت که من چون آن موقع کار می‌کردم و ماهیانه 25 هزار ریال حقوق داشتم تقبل کردم که هر ماه 10 هزار ریال کمک کنم و این مبلغ را به مدت 4 الی 5 ماه به مهندس منصوری پرداخت نمودم و از این پول‌ها بود که وسائل برای تهیه چاپ نشریات خریداری شد. مهندس پورکاشانی می‌نویسد به عقیده وی در شرایط فعلی تنها به وسیله یک مبارزه پراکنده می‌توان با نیروهای دولتی مقابله کرد و آن عبارت است از دست زدن به یک مبارزه مسلحانه یا انقلاب از طریق جنگ‌های پارتیزانی مثل الجزایر.

2- مهندس پورکاشانی ضمن اعتراف به ترجمه و چاپ و انتشار آثار مارکسیستی اظهار می‌نماید چون اصول شرایط مبارزه ما مخفی بوده است لذا من از فعالیت اعضاء گروه در مورد ارتباط و تماس با دیگران بی‌اطلاعم و خود نیز قادر نشدم با افرادی تماس و ارتباط برقرار کنم.

3- نامبرده اعتراف دارد پیشنهاد ساختن یک فرستنده سیار که در داخل ایران بتواند مسائل و حوادث سیاسی روز را پخش کند و بین منصوری و نیکخواه و مشارالیه مطرح شده و منصوری که مهندس برق بوده لیست چند قطعه لامپ را برای این منظور به نامبرده داده که از طریق تجارتخانه پدرش اقدام کند و پورکاشانی نیز نامه‌ای در این باره به فیلیپس می‌نویسد ولی شرکت فیلیپس جواب می‌دهد که برای لامپ‌های مورد نظر باید به نماینده آنها در ایران مراجعه نمایند که بعدها اینکار معوق مانده است.

4- نامبرده ضمن اعتراف به همکاری با گروه چهارنفری درباره نگهداری جزوات مارکسیستی اظهار می‌کند این جزوات مقدار عمده‌اش برای کادرهایی که درآینده ملحق می‌شوند نگهداری می‌شد چنانچه مقداری از آن در منزل من نگهداری شد.

5- مهندس پورکاشانی اظهار می‌کند پس از حادثه کاخ مرمر، در 28 فروردین جلسه‌ای در منزل شیروانلو مرکب از (نیکخواه، منصوری، شیروانلو، خودم) تشکیل شد و ضمن بررسی علت واقعه و اثرات آن و نتیجه‌گیری با این کیفیت که اصولاً ترور شخص مطرود است و نتیجه‌ای نخواهد داشت، نیکخواه اظهار نمود چون یکی از دوستان سوءقصدکننده با یکی از افراد گروه ارتباط داشته و پلیس در وضع فعلی در تلاش است که به گروه‌های فعال سیاسی یورش ببرد لذا خطر متوجه ما نیز می‌باشد و بهتر است منازل تخلیه شود و در اجرای این تصمیم و مشورت قرار شد خانه‌ها از جزوات و نشریات پاک گردد و من پس از وقوف به بازداشت نیکخواه، نشریات و جزواتی را که در منزل داشتم به باغ پدرم در شمیران منتقل کردم. (این مدارک در بازرسی باغ بدست آمده است). به طور کلی مهندس پورکاشانی ضمن تائید اقدامات و اعمال گروه چهارنفری، نظریات و عقاید شخصی خود را در زمینه فعالیت‌های سیاسی خود و دوستانش به طور مشروح و مفصل ضمن اوراق بازجویی بیان می‌کند که مطالعه اوراق مذکور مبین طرز فکر و نحوه اقدامات او در ایران و خارج از کشور به هنگام تحصیل خواهد بود.[19]

 

درخواست آیت‌الله پسندیده برای ملاقات با امام خمینی

شماره: 81 تاریخ: 28/1/44

تلگرام آقای پسندیده

مسجد مجد توسط حضرت آیت‌الله آقای آملی مد ظله. جناب آقای وزیر محترم دربار دو هفته است از جنابعالی و جناب آقای نخست‌وزیر درخواست کرده‌ام دستور فرمائید هر مقامی صالح است احقر را برای ملاقات با حضرت آیت‌الله خمینی اخوی هدایت نمایند. بلاجواب مانده، انتشارات اخیر موجب شدت نگرانی است. انتظار تسریع در تقاضای مشروع خود دارم. چنانچه نباید کسان ایشان از احوالات و تبعیدگاهشان مطلع باشند، لطفاً تذکر فرمائید موجب تصدیع زیاد نشود. الاحقر سیدمرتضی پسندیده.

خیابان شمیران - کوچه عوارضی - پلاک 14. رونوشت برابر اصل است.[20]

 

اصلاحات ارضی در کرمانشاه

دومین مرحله اصلاحات ارضی در کرمانشاه آغاز شد.[21]

 


[1]. روزنامه مهر ایران، 29/01/1344، ش 2328، ص 1.

[2]. همان، ص 8.

[3]. همان، ص 1.

[4]. بولتن عادی خبرگزارى پارس، 28/01/1344، ش 28، ص 10.

[5]. همان، ص 11.

[6]. همان، ص 3.

[7]. همان.

[8]. بولتن محرمانه خبرگزارى پارس ، 29/01/1344، ش 21، ص 17.

[9]. همان، ص 18.

[10]. همان، ص 19.

[11]. همان، 28/01/1344، ش 20، ص 14.

[12]. همان، ص 16.

[13]. همان، 29/01/1344، ش 21، ص 5.

[14]. همان، ص 13.

[15]. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، ج 4، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص 407.

[16]. مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک محی‌الدین انواری، ج 39، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخى وزارت اطلاعات، 1388، ص 81.

[17]. مصباح یزدی، محمدتقی، انتقام ( نشریه داخلی حوزه علمیه قم در سالهای 44 - 1343 )، قم، شروق، 1379، ص 137.

[18]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک (آیت‌الله سیدحسین خادمی)، ج 19، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 127.

[19]. همان، ترور شاه ( حادثه کاخ مرمر به روایت اسناد ساواک )، تهران، مرکز بررسى اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 115.

[20]. همان، یاران امام به روایت اسناد ساواک (آیت‌الله سیدمرتضی پسندیده)، ج 20، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 29.

[21]. کتابخانه ملی پهلوی، گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهران، نشریه کتابخانه ملی پهلوی، 1355، ص 1837.