سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1342 / 20 ذی‌حجه 1382 / 14 می‌ 1963

7 بازدید

± توزیع اعلامیه‌ها و عکس‌های آیت‌الله خمینی در تهران و شهرستا‌ن‌ها

متن سخنان سه روز پیش آیت‌الله خمینی در دیدار تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران و بازاریان،‌ امروز در رشت دست‌به‌دست می‌شد، به گونه‌ای که نسخه‌هایی از آن، به دست مأموران سازمان امنیت در رشت افتاد. گزارش ساواک حاکی است که اعلامیه‌ای تحت عنوان «قسمت‌های یادداشت شده از فرمایشات حضرت آیت‌الله‌العظمی خمینی که ساعت 8 صبح روز جمعه 21 فروردین 1342 در منزل معظم‌له در مقام جواب به مستدعیات و احساسات دانشجویان دانشگاه تهران و بازاریان و سایر مردم ایراد فرمودند» در رشت مشاهده و به دست مخبر رسیده است. ساواک رشت تأکید کرده که در مورد شناسایی آورندة اعلامیة فوق، مراتب تحت بررسی است.[1] در همین حال گزارش شده که اخیراً عکس‌های آیت‌الله خمینی در بعضی از اتوبوس‌های خطوط 16 و 17 شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز نصب شده ‌است. اداره کل سوم ساواک از ساواک تهران خواسته در این باره تحقیق کنند که اولاً این عسک‌ها به وسیلة چه افرادی در اتوبوس‌ها نصب شده و محرکین اصلی کیستند؟ ثانیاً این عمل با اطلاع و رضایت شرکت واحد صورت گرفته‌ است یا خیر؟ خط اتوبوسرانی 16 از میدان ثریا (شهید نامجو) شروع می‌شد و پس از عبور از خیابان‌های گرگان (شهید نامجو)، دروازه شمیران، خیابان سیروس (شهید مصطفی خمینی)، در میدان میوه و تره‌بار به پایان می‌رسید. خط 17 نیز پس از عبور از همین خیابان‌ها، در میدان مولوی به پایان می‌رسید.[2]

± بقایای فاجعة مدرسة فیضیه در منظر زائران حرم حضرت معصومه (س)

با گذشت نزدیک به دو ماه از فاجعة مدرسة فیضیه، تلاش برای زنده نگه‌ داشتن موضوع از سوی روحانیون ادامه دارد و این‌بار، از طریق نشان دادن بقایای فاجعه به زائران حرم حضرت معصومه (س) انجام می‌شود. گزارش ساواک حکایت از آن دارد اشخاصی که برای زیارت به قم می‌روند، طلاب علوم دینی آن‌ها را برای مشاهده از وضعیت مسجد فیضیة قم که در حوادث اخیر خسارتی به در و پنجرة آن وارد شده، برده و این‌طور وانمود می‌کنند که این عمل را مأمورین دولتی مرتکب شده‌اند و می‌خواهند به این وسیله افراد را نسبت به دولت بدبین نمایند. ضمناً به دیوارهای مدرسه شعارهای مذهبی نوشته‌اند. مولوی، رئیس دبیرخانة ساواک تهران تأکید کرده: «قبلاً پاسبانی در محل مزبور از ورود اشخاص متفرقه ممانعت می‌کرده ولی در حال حاضر پاسبان در آن‌جا دیده نمی‌شود».[3]

± یادداشت‌های نخست‌وزیر از وقایع فارس

اسدالله علم، نخست‌وزیر، در یادداشت‌هایش از وقایع فارس می‌نویسد: «نخستین آشوب بزرگ را دسته‌اى از خان‌هاى فارسى آغاز کردند و منجر به‌ زد و خورد و کشته‌ شدن شمارى سرباز و ژاندارم شد و سرانجام پس از دو ماه،‌ با کشته‌ شدن یکى از سران شورش و دستگیرى بقیه‌ در 24 اردیبهشت 1342 (14 مه‌ 1963)، پایان یافت. سرکوب کردن این آشوبگران هر چند به‌ بهاى ریخته‌ شدن خون گروهى از هر دو سو انجام یافت، مورد تأیید همگان بود و فرصت خوبى به‌ دولت داد تا علیه‌ این واپسین بازماندگان بساط خان خانى، تبلیغات گسترده‌اى کند و اصلاحات ارضى را چارة‌ پایان دادن خودسرى منتقدان محلى و اصولاً از میان رفتن بساط این قماش مردمان معرفى نماید».[4]

± وعدة نخست‌وزیر به افشاگری دربارة مخالفان حکومت پهلوی

امروز علم، روز پرحرفی را آغاز کرد. او قبل از ظهر دبستانی را در خیابان فلاح (چهار صد دستگاه) افتتاح کرد و طی آن گفت: «چنانچه می‌دانید به محض این‌که امر اعلی‌حضرت در تشکیل سپاه دانش ابلاغ شد، ما کوچک‌ترین تردیدی در اجرای اوامر شاهانه نکردیم و البته نمی‌توانستیم هم تردید بکنیم، در راه اجرای اوامر شاهنشاه با هیچ اشکالی مواجه نشدیم». علم افزود: «مشکل کوچکی که در این راه پیش می‌آید، همین بدخواهی و بدبینی و تلقین بدبینی در لفافه‌های ظاهر فریب و ظاهراً خداپسندانه‌ای است که در روحیة این بچه‌ها و برادران عزیز ما که با حس فداکاری برای مبارزه با یک دشمن سرسخت یعنی نادانی، به دهات می‌روند، اثر می‌گذارد. آن‌ها بعضی مسائل مضحک و خنده‌آوری می‌گویند که من از تکرار آن عار دارم. فقط می‌خواهم به شما فرهنگیان عزیز این نکته را حالی کنم که وظیفة شما است در مقابل این نوع گفت‌وگوها که البته به گوشتان خواهد رسید، اولاً خونسرد باشید، ثانیاً مفتخر و سربلند باشید و ثالثاً بدانید که در راه اجرای اوامر شاهنشاه و در راه ترقی مملکت خود، چه سهم بزرگی دارید». نخست‌وزیر تهدید کرد: «در روزهای اخیر، مجدداً مدارک و اسناد تازه‌ای از این نوع کارشکنی‌ها پیدا کرده‌ایم که چه قطب‌های مختلف و دور از هم، به منظور نیات پلید شیطانی به هم نزدیک شده‌اند ولی وظیفة ما این است که به هیچ وجه این مسائل را به نظر نیاوریم. البته اگر خدای نکرده از لحاظ پیشرفت کار خود، مشکل بزرگی فراهم شد، من به شما قول می‌دهم که دولت خیلی شدید و بی‌رحم خواهد بود».[5] عصر امروز هم دورة دوم کلاس‌های تربیت راهنما برای شرکت‌های تعاونی روستایی را در دانشکدة بانکداری و علوم مالی و اقتصادی دانشگاه ملی افتتاح کرد.

در ادامه اسدالله علم: «زارعین ما اکثریت این ملت را تشکیل می‌دهند. این‌ها مردمانی هستند باهوش و هوشیار و در این دورة تحول واقعاً نشان دادند که ارزش رسیدن به این مقام را دارند و انجام آن تحول بزرگ با این آرامش، نشان هوش و فهم آن‌ها است». وی افزود: «کارشکنی در کارتان خواهد شد. همان کارشکنی‌هایی که در کار تحول عظیم ملی ما بوده و باز هم خواهد شد. منافع غیر لازم عدة زیادی به خطر افتاده است و این برای آنان مشکل خواهد بود. ممکن است به شما بگویند که شما موجب به‌هم‌ریختگی نظم آن‌ها شده‌اید. [شاید] به شما بگویند خدای نکرده منحرف هستید یا کارتان را نمی‌دانید و از وقتی که شما آمده‌اید، وضع دهات بدتر شده است». وی تعداد مخالفان برنامه‌های اصلاحی دولت را اندک خواند و گفت: «لازمة دولت بودن این است که تمام این حرف‌ها را بشنود و به روی خود نیاورد. شما هم باید این گفته را آویزة گوش خود کنید؛ شما که مسئولیت به عهده گرفته‌اید، باید متحمل باشید. من در این‌جا اضافه می‌کنم که کار و برنامة شما، خدایی است. مخالفین این برنامه آن عدة معدودی هستند که منافع غیرلازمشان به خطر افتاده است و ممکن است در لفافه‌های خداپسندانه، قصد داشته باشند شما را تخطئه کنند. شما باید خونسرد باشید». علم در پایان به طعنه گفت: «همان‌طوری‌که گفته‌اند «سحر با معجزه پهلو نزند» بالاخره این‌ها دستشان باز خواهد شد. آن‌ها ساحرند و شما صاحب معجزه و ید بیضا».[6]

± موافقت‌نامة بازرگانی بین ایران و بازار مشترک اروپا

خبرگزاری فرانسه از بروکسل اطلاع داد که مرحلة اول مذاکرات ایران با بازار مشترک دربارة عقد یک موافقت‌نامة بازرگانی به پایان رسید. مذاکرات بعدی در نیمة ژوئن صورت خواهد گرفت. نتایجی که از مذاکرات به دست آمده حاکی است که بازار مشترک حاضر شده است تعرفة گمرکی خود را برای خاویار ایران از 30 درصد به 24 درصد و تعرفة برگه را از 8 درصد به 7 درصد تقلیل دهد. ولی هیچ تصمیمی دربارة کشمش که ایران سومین کشور صادرکننده (بعد از ترکیه و یونان) است و فرش، گرفته نشده است. اکنون باید گزارشی دربارة گفت‌وگوهای انجام شده بین ایران و بازار مشترک در اختیار وزیران شش کشور اروپایی عضو بازار مشترک گذاشته شود. راجع به دو محصول عمدة دیگر ایران یعنی نفت و پنبه که به میزان زیاد به خارج صادر می‌گردد، بحث و گفت‌وگویی در بروکسل صورت نگرفته است.[7]

± جلسه کمیتة مبارزه با هروئین

در دومین جلسة کمیتة مبارزه با هروئین که به ریاست فریده دیبا و با شرکت شهردار تهران و آقایان ابراهیم خواجه‌نوری، دکتر صاحب‌الزمانی، دکتر میرسپاسی، دکتر سعید حکمت و چند نفر از بانوان و آقایان عضو تشکیل شد، شدت عملی که در قانون منع کشت خشخاش برای تعقیب معتادین و حاملین تریاک و مواد مخدره پیش‌بینی شده، به عنوان یک راه حل منفی و غیر منطقی در امر مبارزه با این بلای خانمان‌سوز، تلقی گردید.

در این جلسه دکتر صاحب‌الزمانی گفت: «برخلاف تصور در ایران، تعداد زنان و دختران معتاد بیش از مردان است و طبق آماری که در دست است، در مقابل هر یکصد مرد، 104 زن در کشور معتاد است و در تهران، در مقابل هر یکصد مرد، 110 زن هروئینی وجود دارد».

در پایان فریده دیبا گفت: «متأسفانه یک روح عدم احساس مسئولیت در مردم ما رسوخ کرده است. خانواده‌ها آن کنترل صحیحی را که باید بر روی اطفال خود اعمال کنند، فراموش کرده‌اند. غالباً پدران و مادران توجه ندارند که فرزندان آنان ساعات خود را به چه نحو می‌گذرانند». وی افزود: «در معاشرت آنان کنترل نمی‌کنند. به سلامت پارتی‌ها و مجالس رقص که آنان می‌روند، توجه ندارند و متأسفانه اجتماع نیز برای این نسل سرگردان، احساس مسئولیتی از خود نشان نمی‌دهد».[8]

 

پی‌نوشت‌ها:


[1]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، جلد اول، استان گیلان، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1390، ص 65.

[2]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص212.

[3]. مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 56.

[4]. علم، اسدالله، یادداشتهاى علم، جلد 2، (1351 ـ 1349)، تهران، کتاب‌سرا، 1382، ص 46 و 7.

[5]. روزنامه کیهان، ش 5943، 24/2/1342، ص 1 و 12.

[6]. همان، ص 1و9.

[7]. همان، ص 9.

[8]. همان، ش 5944، 25/2/1342، ص 10.