جمعه 30 فروردین 1342 / 24 ذیقعده 1382 / 19 آوریل 1963
6 بازدید
± گزارش ساواک از برگزار نشدن سخنرانی آیتالله خمینی
ساواک امروز بر اساس شنیدههای مأمورانش، در انتظار سخنرانی آیتالله خمینی در قم به سر میبرد. برابر گزارشهای مأموران ساواک، آیتالله خمینی قرار بود امروز در مسجد اعظم برای مردم سخنرانی کند؛ از این رو، اداره کل سوم در نامهای به ساواک تهران پرسید که آیا این سخنرانی برگزار شده یا نه؟[1] رئیس ساواک تهران، سرهنگ مولوی در گزارشی کوتاه به رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور خبر داد که این جلسه برگزار نشده است.[2]
± بزرگترین گرفتاری مسلمانان جهان در کلام آیتالله خمینی
آیتالله خمینی، اختلاف میان شیعه و سنی را بزرگترین گرفتاری مسلمانان جهان عنوان کرد. گزارشی که مأمور ساواک به نقل از یک طلبة علوم دینی تهیه کرده، حاکی است که آیتالله خمینی در دیدار با یکی از علاقهمندان به تحصیل علوم دینی از اهالی مهاباد، اختلاف شیعه و سنی را سرچشمة بدبختیهای مسلمانان دانسته، عنوان کرده است که: «در همین مبارزة اخیر که کلیة علمای شیعه در ایران بهخاطر دین مقدس اسلام پیش گرفته بودیم، آقای شیخ محمود شلتوت، رئیس جامعهالازهر مؤید ما بود، علمای تسنن نیز از دستورات شیخ شلتوت پیروی میکردند، صد در صد پیروز میشدیم. ولی جدایی علمای تسنن از این اقدام شیعیان، روی همان اختلافات است». بر پایة همین گزارش، در پایان آیتالله خمینی به مقام سلطنت حمله نموده، هیئت حاکمة ایران را به باد انتقاد گرفته است.[3]
±اعتراض آیتالله رفیعی به اعزام طلاب به سربازی
در واکنش به اعزام طلاب علوم دینی به خدمت سربازی، امروز آیتالله سیدابوالحسن رفیعى مجتهد، ضمن سخنرانى در مسجد شاه قزوین، اظهار داشته دولت تصمیم گرفته طلاب جوان را به خدمت سربازى اعزام نماید. معلوم میشود مقصود اینها این است که مدارس علمیه را از بین ببرند. مگر چهل سال قبل قانون مجلس بازیچه بود. پس منظورشان این است که دین را هم از بین ببرند و بایستى ما از مقامات بالا تقاضا نماییم که شاید از این موضوع صرفنظر نمایند.[4]
± ادامة پشتیبانی روحانیان از مراجع تقلید در پی حادثة فیضیة قم
امروز علما و روحانیون فارس در واکنش به فاجعة فیضیه در پشتیبانى از مراجع تقلید، بویژه آیتالله العظمى خمینى، اعلامیهای داده، نوشتهاند: «ما قاطبة روحانیون و علماى فارس بدین وسیله پشتیبانى کامل و بدون شرط خود را از آقایان مراجع قم، مخصوصاً حضرت آیتالله العظمى آقاى خمینى دامت برکاتهم، اعلام داشته و متذکر مىشویم که حکم و فرمایش آقایان، عین آراء و منویات ماست. در این اعلامیه تأکید شده اهانت به ایشان، اهانت به همة ماست و به هیچ نحو از مساعدت در حق آقایان خوددارى نخواهیم کرد و اگر خداى نخواسته، کوچکترین جسارت نسبت به ساحت مقدس ایشان گردد، با عکسالعمل شدید ما روبهرو خواهد شد و پنهان نیست که قیام روحانیون با تأیید قاطبة ملت مسلمان همراه است».[5]
± هشدار ساواک دربارة تضعیف روحانیون در ایران
امروز گزارشی از ساواک دربارة فعالیت روحانیان در ده روز گذشته تهیه شده که حاوی نکاتی با اهمیت است. در این گزارش تأکید شده این فعالیتها، اگر چه از شدت گذشته تقلیل یافته، ولی باز هم کماکان ادامه داشته و مسئلة روز محسوب میشده است. این گزارش سپس به تفکیک، این فعالیتها را شرح داده و از جمله نوشته است: «اعزام دکتر ناظرزادة کرمانی که یک فرد غیر روحانی و کارمند دولت است، به عنوان نمایندة ایران به مؤتمر اسلامی که اخیراً در کشور پاکستان تشکیل گردیده بود، مورد اعتراض روحانیون قرار گرفته و آنها با ارسال نامههایی به سفارت پاکستان در تهران و همچنین برای رئیس مؤتمر اسلامی، به این اقدام دولت اعتراض کرده و پذیرش نامبرده را از طرف دبیرخانة کنگره، که به نظر آنها موجب تحقیر جامعة روحانیت ایران از طرف اعضای کنگرة مزبور گردیده، تقبیح نمودهاند». این گزارش میافزاید: «سفارت پاکستان در تهران که همواره به حسن رابطه خود با جامعة روحانیون ایران و بزرگان مذهبی شیعه علاقهمند است، در صدد دلجویی علما بر آمده و تا کنون با استناد به اینکه دولت پاکستان در تشکیل و ادارة مؤتمر مذکور دخالت نداشته و این مؤتمر جنبة غیردولتی داشته است، به وسایل گوناگون عذرخواهی نموده است». تهیهکنندة گزارش توصیه میکند که مصلحت است در هنگام اعزام نماینده به این قبیل محافل بینالمللی اسلامی، قبلاً نظر روحانیون بیغرض مورد احترام و متنفذ، جلب گردد. نویسندة گزارش سپس روش آیندة روحانیون در برابر دولت را بررسی کرده، مینویسد: «در جلسهای که چند روز قبل هیئت علمیة تهران در منزل آیتالله نوری تشکیل داده بوده، مذاکراتی درباره رابطة دولت با روحانیون و اقدامات روحانیون به عمل آمد و حاضرین اظهار نظر کردند که میبایست از ایجاد شکاف بیشتر بین روحانیون و دولت جلوگیری شود».
در ملاقاتی که اخیراً رئیس شهربانی کل کشور با آیتالله بهبهانی به عمل آورده، آیتالله بهبهانی به مشارالیه اظهار داشت هر چه اختلاف موجود بین روحانیون و دولت شدیدتر شود، بیشتر به زیان مقامات عالیة کشور خواهد بود. باید ترمیم و اصلاح کرد. آیتالله بهبهانی سپس در مورد نحوة اصلاح امور صحبت کرده و گفته است در حال حاضر چارهای نیست جز آنکه یک دولت ملایم روی کار بیاید و بگوید چون بعضی از کارهایی که دولت سابق انجام داده با مخالفت مردم روبهرو شده، لذا اجرای آنها موکول به تصویب مجلس است. بعداً انتخابات را انجام داده، لوایح مزبور را به تصویب مجلس برساند. بدین ترتیب، هم کارها انجام شده و هم ناراحتیها تسکین یافته است. آیتالله شریعتمداری نیز در ملاقات خود با رئیس شهربانی قم به مشارالیه قول داده که از این پس، از اقدامات حاد جلوگیری نماید. نویسنده آنگاه تأکید کرده که با اتخاذ سیاست ملایم جدید از طرف دولت، فکر سازش و اصلاح به تدریج در بین روحانیون نفوذ خواهد یافت و میتوان هیجان موجود را کمکم خاموش کرد.
گزارشگر ساواک در ادامه به این نکته هم توجه میدهد که تضعیف روحانیون در ایران و یا در هر نقطهای از جهان، به نفع کمونیستها میباشد. آنها میدانند که یکی از مهمترین سدهای پیشرفت مرام کمونیسیتی، وجود عقاید مذهبی و طبقة روحانیون است و در صورتیکه این سد شکسته شود، بهتر میتوانند با موانع مادی و نظامی موجود مبارزه نمایند. بىجهت نیست که در دو ماه گذشته، رادیو پیک ایران نیز گفتارهایی برضد روحانیون پخش مینماید و مخالفین آنها را علیه آنان تحریک میکند.[6]
±نامة روحانیون بازداشت شده به رئیس دانشگاه الازهر
به گزارش خبرگزاری فرانسه از قاهره، عدهای از روحانیان بازداشت شدة ایران، طی نامهای خطاب به رئیس دانشگاه الازهر مصر، از جهان اسلام خواستهاند که آنها را در مبارزه علیه بیدادگری زمامداران ایران حمایت کنند. در این نامه همچنین گفته شده که ایران هم اکنون در دست صهیونیسم است و سیاست ایران به دست عمال اسرائیل اداره میگردد که توجهی به منافع ملی ایران ندارند.[7]
±گزارش فرمانده عملیات جنوب به شاه
سپهبد بهرام آریانا، فرمانده عملیات جنوب، امروز گزارشی از ناتوانیهایش را در مقابله با عشایر جنوب به محمدرضا پهلوی ارائه داد. در این گزارش آمده است: «از مدتها پیش، گزارشات و اطلاعاتی به ستاد جاننثار واصل میگردد مشعر بر اینکه نقشة خائنانهای در شرف تکوین است تا عشایر قشقایی ـ بختیاری و بویراحمدی به محض استقرار یافتن در ییلاقات، دشمنیها و عداوتهای مابین خود را کنار گذاشته و در مقابل نیروهای مسلح شاهی دست به اقدامات مسلحانة دامنهداری زده، امنیت مناطق فارس و اصفهان را مختل سازند». آریانا آورده است: «در داخل سه دسته از طوایف و عشایر بالا، تحریکات داخلی کاملاً مشهود و محسوس است. روزی نیست که اخبار ناراحتکننده و بهخصوص رفتوآمدهای مشکوک از میان طوایف نامبرده نرسد. در این تحریکات از مالکین عمده، روحانیون، اعضای جبهه ملی و خوانین و فئودالها و غیره نام برده میشود». او نوشته است: «از سوی دیگر، حوادث و وقایع و تصادم و زدوخوردهایی در نقاط حساس و منطقة فارس پیدرپی روی داده و هدف مرتکبین این شرارتها و راهزنیها، ایجاد رعب و هراس در مردم و جلب انظار خارجیان بوده و هدف نهایی این عملیات از طرف دستهجات پراکندة اشرار و در نقاط دورافتاده از یکدیگر، یک هدف روانی و تبلیغاتی میباشد و بدینوسیله علاوه بر اینکه مأمورین نظامی و انتظامی را از هدف اصلی خود که خلع سلاح منطقه و تعقیب و دستگیری سران متواری اشرار میباشد، منحرف میسازند، شبانه روز مأمورین را به دنبال خود کشیده و پس از ایجاد حوادث مورد نظر خود، از برابر واحدهای تعقیب کننده فرار مینمایند. در وضع حاضر، نیروهای مأمور عملیات جنوب که بنا به فرمان مبارک شاهانه زیر امر جاننثار قرار دارند، کاملاً بر اوضاع منطقه مسلط و در اجرای نیات مقدس ملوکانه، شبانهروز در تلاش و کوشش بوده و هدفهای زیرین رادنبال میکنند.
الفـ خلع سلاح منطقه طبق طرح خلع سلاح؛
بـ تعقیب شبانهروزی سران متواری اشرار با سرسختی هرچه تمامتر؛
پـ تسهیل اجرای قانون اصلاحات ارضی و پشتیبانی مأمورین مربوط در مناطق اشغالی؛
تـ امحا و نابودی کشت خشخاش با قدرت و شدت در تمام مناطق کشت شده؛
ثـ ایجاد جاده و اتصال مناطق استانهای اصفهان، خوزستان و فارس به یکدیگر که در پیشرفت تمدن و فرهنگ در مناطق عشایرنشین اهمیت بسزایی خواهد داشت».
گزارش آریانا حاکی است: «عشایر و طوایف قشقایی به مناطق ییلاقی خود وارد میشوند و چند روز دیگر این استقرار خاتمه میپذیرد. ایلات کوچ کننده، سلاحهای غیرمجاز خود را همراه خانه و خانواده و احشام خود نبرده و بلکه به وسایلی، از راههای کوهستانی سخت و مخفیانه، به مناطق ییلاقی وارد مینمایند و با اینکه در معابر رودخانه، گذرگاههای عبور اجباری از طرف مأمورین کنترل میشوند و قسمت کوچکنندة عشایر نامبرده مسلح نمیباشند و این تاکتیک دیرینة آنهاست که سلاحهای اصلی خود را از راههای مخفی و شبانه به محلهای ییلاق خود انتقال میدهند. انتقال و استقرار عشایر قشقایی در مناطق سمیرم و حرکت عشایر و ایلات بختیاری به ییلاقات مربوط که تماماً خارج از منطقه فرماندهی جاننثار و جزو اصفهان میباشد، در شرف اتمام است و چنانچه گزارشات واصله در این مورد 50 درصد نیز حقیقت و واقعیت داشته باشد، ایجاب میکند که برای مقابله با وقایع و اتفاقات محتمله در مناطق سمیرم و بختیاری، اقدامات احتیاطی فوری به عمل آید».[8]
± تغییر مسیر سرمایهداران از زمینهای کشاورزی به معادن
مجلة تهران مصور در تازهترین شمارة خود، به تغییر جهت سرمایهداران از زمینهای کشاورزی به سمت معادن پس از اجرای قانون اصلاحات ارضی پرداخته، مینویسد: «کسانیکه دارای ثروت مختصری هستند، به فکر استفاده از معادن مکشوفة وزارت صنایع و معادن افتادهاند. سرمایهداران بزرگ که بیشتر به پول و جمعآوری و ذخیرة آن علاقهمندند، در کوهها به دنبال معادن طلا، نقره، فیروزه، کرومیت، آنتیموان و غیره هستند. آنها هماکنون دستهجات بزرگ مهندسین و مکشفین معادن تشکیل داده و بهطور سری و پنهانی، مشغول تلاش برای کشف معادن فوقالذکر و سایر سنگهای گرانبها هستند. حتی یکی از سرمایهداران مشهور در هفتة گذشته، یک لابراتوار مجهز از آلمان خریداری کرده که تا آخر اردیبهشت 28 صندوق لوازم آن از بندر هامبورگ به مقصد ایران حمل خواهد شد».[9]
±فعالیت 35 لابراتوار ساخت هروئین در تهران
اطلاعاتی در دست است که نشان میدهد 35 نفر در نقاط مختلف تهران، سازمان و لابراتوارهایی برای تهیة گرد هروئین، به همراه عدهای داروساز شیمیست در اختیار دارند.[10]
± گزارش روزنامة فرانسوی از شکست برنامههای اصلاحی شاه
روزنامة فرانسوی تریبون دوناسیون در گزارشی از نیویورک مینویسد: «شاه فکر میکرد که با انجام اصلاحات ارضی میتواند وجههای بههم بزند و رژیم خود را تحکیم بخشد ولی از آنجا که هر نقشهای به نتیجهای که در نظر است، نائل نمیگردد، این اصلاح ارضی نیز که بدون تدارک و بدون اعطای کمکهای فنی و مالی دولتی به دهقانان انجام میپذیرد، فقط توانسته است بر هرج و مرج در ده و ناخرسندی دهقانان بیفزاید، زیرا آنها قطعه زمینی را که دریافت داشتهاند، نمیدانند به چه شکل و با چه وسایلی کشت کنند. ایلات قشقایی و ممسنی در جنوب ایران که دائماً علیه دولت مرکزی مسلحانه مقاومت میورزیدند، از پیدایش این ناراحتی در میان دهقانان استفاده کرده و امیدهای تازهای در دل میپرورانند. در واشنگتن انتظار دارند که به زودی نمایندگان این ایلات به آمریکا بیایند. این نمایندگان ایلات جنوبی قصد دارند نه فقط دارو از ایالات متحدة آمریکا تقاضا کنند، بلکه بویژه، خواستار پشتیبانی سیاسی نیز هستند. آنها امیدوارند که از علاقة روزافزون ایالات متحدة آمریکا به امور خاورمیانه، بویژه از زمانی که آمریکا سرپرستی فعالیتهای جمال عبدالناصر را در مورد تجمع اعراب آغاز کرده، استفاده نمایند». به نوشتة گزارشگر این روزنامه، در حالی که این جنبوجوش دهقانی بسط و توسعه مییابد، جنبش دانشجویان نیز جنبة پرخاشگرانة تازهای به خود گرفته است و این پدیده نه فقط در ایران، بلکه در خارج از ایران یعنی در ایالات متحدة آمریکا و اروپا نیز دیده میشود. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی پایههای خود را تحکیم میبخشد. اعضای کنفدراسیون تماسهای متعددی با جمال عبدالناصر گرفتهاند و همچنین با جان کندی و دیگر رؤسای دولتهای باختری، وارد تماس شدهاند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در ایالات متحده اعلامیهای منتشر کرده و نسبت به توقیف استادان و دانشجویان عضو جبهة ملی که در آستانة رفراندوم انجام گرفته، اعتراض نموده و تصریح کرده است که در زندان دایماً با این زندانیان سیاسی رفتارهای ناروایی میشود. در این اعلامیه، کشتاری که از طرف دولت در بخشهای جنوبی و شرقی و شمالشرقی کشور شده، تقبیح گردیده است.
روزنامة تریبون دوناسیون اضافه میکند که در اعلامیة منتشره از طرف کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در ایالات متحدة آمریکا، چنین نوشته شده است: «بمبافکنهای آمریکایی اف ـ86 از طرف دولت ایران برای سرکوبی مقاومت کسانی که در مقابل ستمکاری شاه مبارزه میکنند، مورد استفاده قرار گرفته است. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی اعلام میدارد که در وهلة اول، متوجه کندی است و مسئولیت خاص او را در وضعی که اکنون در ایران به وجود آمده است، متذکر گردیده و همچنین از اشخاصی مانند عبدالناصر، بنبلا و دیگران خواسته است که آشکارا در کنار مردم ایران قرار گیرند و از مبارزة آنها مدافعة معنوی نمایند. علاوه بر این، دانشجویان ایرانی به کسانی مانند اوتانت، نهرو، دکتر شوایترز، فیلسوف انگلیسی، جرج برتراند راسل و رابرت کندی، وزیر دادگستری آمریکا مراجعه کرده و به آنها نوشتهاند که میهنپرستان زندانی در ایران به دادگاه نظامی اعزام میگردند و در معرض خطر اعدام شدن هستند.[11]
پینوشتها:
[1]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص130.
[2]. همان، ص131.
[3]. همان، ص129.
[4]. همان، ص 141.
[5]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، جلد 3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 289.
[6]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 136 تا 140.
[7]. فصلنامه پانزده خرداد، ش 7، بهار 1371، ص 58.
[8]. آریانا، بهرام، تاریخچه عملیات نظامی جنوب، تهران، چاپخانه ارتش، 1342، ص182و 183.
[9]. مجله تهران مصور، ش1024، 30/1/1342، ص 8 و 51.
[10]. همان، ص 18 و 47.
[11]. بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش31، 10/2/1342، ص 14 تا 16 به نقل از رادیو پیک ایران.
