سه‌شنبه 10 فروردین 1344 / 26 ذی‌القعده 1384 / 30 مارس 1965

2 بازدید

انتقاد شاه از قضات شرکت‌کننده در جلسه تشیع جنازه الموتی

ظاهراً تعداد زیاد قضات تشییع کننده جنازه نورالدین الموتی و همچنین شرکت در مجلس ترحیم او در مسجد فخر‌الدوله تهران باعث شد در سلام نوروزی موقعی که قضات سال نو را به شاه تبریک می‌گفتند، او به این موضوع اشاره کرده و گفته تبریک شما مورد قبول است ولی از آن دسته قضاتی که نسبت به فرد ناصالحی آنچنان ابراز احساسات می‌نمایند نمی‌تواند مورد قبول واقع شود.[1]

 

گزارش نخست‌وزیر به مجلس شورای ملی درباره روند دستگیرى و تحقیقات از اعضاى مؤتلفه اسلامی

امیرعباس هویدا در جلسه دهم فروردین 1344 در مجلس شورای ملی گفت: محمد بخارائی، مرتضی نیک‌نژاد و رضا صفارهرندی عاملین اجرای توطئه و هاشم و صادق امانی و مهدی عراقی محرکین توطئه هستند. در تحقیقاتی که از آنها به عمل آمده اعتراف کرده‌اند که قصد داشتند پس از قتل منصور عده‌ای دیگر را هم نیز مورد سوءقصد قرار دهند و به همین جهت دست به تهیه اسلحه زده بودند. در بازجویی از متهمین معلوم شد که محمد بخارایی با راهنمایی سه تن محرک توطئه با حمید ایپکچی سفارش 40 عدد نارنجک دستی داده بود. آن نارنجک‌ها قبل از آماده شدن با قتل منصور کشف و علاوه بر اسلحه و نارنجک، توطئه‌کنندگان به تهیه اسلحه خصوصی پرداخته که قوه تخریبی فراوانی دارد. نقشه وسیعی که توسط محرکین تهیه شده بود شامل چند مرحله بود و هر کدام از متهمین وظیفه خاصی داشتند. در چمدان منزل یکی از آشنایان هاشم و صادق امانی که در شکاف دیواری پنهان شده بود، 8 قبضه اسلحه و مقداری نوار فشنگ و قالب نارنجک به دست آمده، تعدادی نامه خارجی کشف شد که قبل از ارسال ضبط گردید.[2]

 

مطالب نشریه انتقام درباره انتقاد برخی نمایندگان مجلس شورای ملی از دولت

نشریه انتقام در شماره امروز خود، مطالبی درباره انتقادات برخی نمایندگان مجلس شورای ملی از دولت نوشت:

 یکى از نمایندگان هنگامى که درباره بودجه صحبت می‌کرد گفت: ما برای حمام آفتاب گرفتن عده‌اى (!) راه آسفالته و فرودگاه درست می‌کنیم، ولى براى زارعین و کشاورزان حتى کوره راهی درست نمی‌کنیم. اینها عوامل بدبختى، فساد اخلاق و قتل نفس (؟!) می‌شود و باید به آن توجه گردد.

یکى دیگر از نمایندگان نیز گفت: شرکت بیمه به جای ساختن بیمارستان، برای کسانى که بیمه شده‌اند، مهمانخانه ساخته و سازمان برنامه از پولى که باید صرف کارهاى تولیدى شود، فرش خارجى برای این مهمانخانه خریده است.

آقای هویدا گفت: من حاضرم جانم را بدهم تا هر نماینده بتواند هر فکرى و هر نظرى دارد، در پشت این تریبون اظهار کند… در مورد آوردن فرش و پرده از کشورهاى خارج، اطمینان می‌دهم چنین چیزى نیست.

یکى از نمایندگان پاسخ داد: چرا بوده و شما اطلاع پیدا نکرده‌اید!

انتقام- مؤید این کلام، گفته خود آقاى هویدا در مجلس سنا است که گفت: من خودم به عنوان وزیر دارائى سر کار بودم، از عملیاتى که در آن زمان انجام می‌شد اطلاع کافى نداشتم، در صورتی که در بیشتر آن تشکیلات رئیس یا عضو بودم.

بنابراین راه حمل بر صحت برای همه دولت‌ها و اولیاء امور پیدا می‌شود، زیرا این دولت‌ها نیستند که چرخ مملکت را می‌گردانند، بلکه داخل دولت‌ها و در زیر پرده‌ها، دست‌هاى دیگرى کار می‌کند، ولى جان کلام اینجاست که مسئول اقدامات خائنانه آن دست‌هاى مزبور قانوناً هیئت دولت است و باید در صورت قدرت آنها را مجازات کند و در صورت عدم قدرت (؟!) استعفا دهد.

[نشریه] خواندنیهای شماره (54-53) می‌نویسد: همیشه دولت‌های دیگر در داخل دولت‌ها بوده و هستند که عادت ندارند به همین آسانى و رایگان در جهت رفاه مردم گام بردارند… مبارزه با یک چنین عناصرى جز با طرد از دستگاه‌ها و یا لااقل رسوا کردن آنها در روزنامه‌ها، امکان ندارد.

انتقام - بشرط اینکه روزنامه‌نگاران از افشاى اسرار نترسند و اجازه درج مطلب هم داشته باشند و حساب خورده‌هاى شخصى را هم به حساب اصلاحات اجتماعى نگذارند.

نخست‌وزیر در مجلس شورا گفت:

آقایان نمایندگان محترم! "خواهش می‌کنم از من و دولت من انتقاد کنید و نظرات اصلاحیتان را بفرمائید و نگذارید ما عاشق افکارمان بشویم!

انتقام- اگر دستگاه حاکمه می‌خواست کسى از کارهایش انتقاد کند، نمایندگان انتصابى و انتخاب شده سازمان امنیت را به مجلس نمی‌فرستاد و لااقل به انتقادات صحیح و منطقى که گاهگاهى از همین وکلا اظهار می‌شود ترتیب اثر می‌داد، نه اینکه انتقادکنندگان را تهدید کند تا حرف خود را پس بگیرند، چنانکه درباره لایحه مصونیت مستشاران آمریکائى انتقادات منطقى و قانونى کردند و سپس با فشار دستگاه حاکمه پس گرفتند.

خواندنیها - آنهائى که عاشق افکار و نیات خود و حتى "تز" دیگران هستند و سالها در دستگاه‌ها کارشان "تفتیش عقاید" و جلوگیرى از برخورد افکار و نظرات بصورت انتقاد بوده و هست، مگر باین سادگیها حاضر به قبول و به رسمیت شناختن یک چنین وضعى می‌شوند؟!

انتقام - ما نمی‌دانیم حرف آقاى امیرانى [نشریه خواندنیها] را قبول کنیم یا حرف بعضى از مصادر امور را که علناً می‌گویند انتقاد در ایران آزاد بوده و هست! مگر اینکه آنرا هم مانند کلام آقای هویدا، حمل بر عدم اطلاع کنیم!![3]

 

سفیر جدید ایران در امریکا

خسرو خسروانی سفیر جدید ایران در آمریکا شد.[4]

 

تیپ 19 ارتش ایران در مرز عراق

امروز یونایتدپرس گزارش داد که به دلیل تحرکاتی که در مرز ایران و عراق صورت می‌گرفت، تیپ 19 ارتش ایران با سلاح‌های سنگین در مرز ایران و عراق مستقر شد.[5]

 

اعلامیه  احمد آرامش علیه سلطنت محمدرضا پهلوی و بازداشت وی

احمد آرامش در اطلاعیه‌ای که از طرف کمیته‌ای موسوم به جمهوری‌خواهان ایران منتشر کرد، محمدرضا پهلوی را فاقد وجاهت قانونی برای سلطنت خواند و به همین دلیل عصر امروز بازداشت شد و تحت شکنجه قرار گرفت.[6]

 

گزارش ساواک درباره نشریه بعثت

گزارش امروز ساواک درباره نشریه بعثت که حدود دو سال است توسط هیئت‌های مؤتلفه اسلامی منتشر می‌شود، چنین است:

«برابر اطلاع نشریه مذکور در مدرسه خان قم تحت نظر حجتی کرمانی و با همکاری شیخ محمد خندق‌آبادی، سیدصادق زیارتی، شیخ حسین نبی‌پور، سیدمحمدتقی محصل همدانی، شیخ کاظم زیارتی، شیخ کاظم شرقی و سید واحدی ( مقیم مدرسه خان) برادر واحدی معدوم چاپ و پخش می‌شده است. هنگامی که مأمورین انتظامی جهت دستگیری حجتی کرمانی به مدرسه خان رفته‌اند نامبرده و همدستانش پی بردند که شاید پلی‌کپی را به منزل واحدی واقع در کوچه بیگدلی‌ها برده‌اند و پس از دو روز به جای دیگر که معلوم نگردیده انتقال داده‌اند».[7]

 

جلسه دوم بازجویی از حبیب‌الله عسگراولادی در پرونده ترور حسنعلی منصور

«نام و شهرت بازپرس سرهنگ بهزادی

نام و شهرت متهم حبیب‌الله عسگراولادی

تاریخ بازپرسی 10/1/1344

اداره دادرسی ارتش

جلسه دوم

در ساعت 10 صبح روز سه‌شنبه 10/1/1344 از غیرنظامی حبیب‌الله عسگراولادی تحقیق می‌شود.

س - با استحضار از هویت شما به‌شرح منعکسه در پرونده. در جلسه گذشته بحث در این مورد بود که برادران امانی بدون اطلاع و دعوت قبلی بعد از افطار به منزل شما ‌آمدند و اصلاً صحبتی هم راجع به حسابی که به آقای تقربی داشتند به‌ میان نیامد. حال بیان کنید که این دو نفر به هیچ‌وجه علت آمدن خودشان را به منزل شما توضیح ندادند؟ شما از آن‌‌ها پرسیدید که چطور شده که به منزل شما آمده‌اند و شب را در آن‌جا خواهند ماند؟

ج - درست به خاطر ندارم که وقت سحری خوردن یا بعد از آن بود که از گفتگوی آن دو با هم حقیر چنین استفاده نمودم که یکی از متهمین در جریان ترور، نزد سه نفر درس‌های دینی می‌خوانده که معروف بود دو نفر از آن‌ها را بازداشت نموده به نام آقای حاج‌میرزا علی‌اصغر هرندی و آقای شاه‌چراغی و نفر سوم شخص آقای صادق امانی است و دلیل آمدن به منزل من فکر کردم که همین است. حبیب‌الله عسگری

س - آیا در خلال توقف برادران امانی در منزل شما موضوع ترور نخست‌وزیر که موضوع روز بود و در هر محفل و مجلسی راجع به آن صحبت می‌شد مورد بحث قرار گرفت؟

ج - ممکن است که بین آن‌ها بحث شده باشد ولی من چیزی به خاطر ندارم به‌دلیل آن‌که در بازجوئی‌ها عرض کردم چون لحاف برای پذیرائی نداشتم مدتی را صرف برپا نمودن کرسی برای استراحت آنان و برای تهیه بامیه برای صرف و تغییر ذائقه؛ و چون همسرم در منزل خواهرم بود بدان‌جا مراجعه نمودم که برای غذای سحری که بعد قرار شد سحری را از همان‌جا بیاورند و وقتی برگشتم اولین کسی که استراحت نمود آقای صادق امانی بود و چیزی از بحث در این مورد به‌خاطر ندارم. حبیب‌الله عسگری

س - درمورد مخفی نمودن چمدان موردنظر چه موقع بین شما و برادران امانی بحث شد؟

ج - در بازجوئی‌های قبلی عرض شد که همان اوائل شب که آمدند گفتند که یک چمدان امانت نزد شما می‌گذاریم. حبیب‌الله عسگری

س - آقای صادق امانی چند روز و چند شب در منزل شما بودند؟

ج - بعد از افطار روز یک‌شنبه که شب 21 ماه رمضان بود تشریف آوردند و فردا شبِ سه‌شنبه بیست و دوم ماه مبارک از منزل حقیر بعد از افطار رفتند. حبیب‌الله عسگری

س - آقای هاشم امانی چند روز و چند شب در منزل شما ماندند؟

ج - بعد از افطار شب دوشنبه 21 ماه رمضان بود تشریف آوردند و صبح در حدود ساعت 10 خارج شدند و بعدازظهر همان روز مثل این‌که آمدند و رفتند ولی درست نمی‌دانم چون برای تهیه افطاری برای مهمان از منزل بیرون رفته بودم ولی در هر صورت ایشان افطار در منزل من نبودند. حبیب‌الله عسگری

س - در خلال مدتی که برادران امانی در منزل شما بودند آیا شخص دیگری به منزل شما مراجعه نکرد؟

ج - شب بیست و یکم ماه رمضان که آقایان امانی به منزلم آمدند آقای مهدی عراقی نیز آمدند و مدتی بودند و من مشغول کارهای پذیرائی بودم و چون آقایان گفتند که ما شب در این‌جا می‌مانیم ایشان هم برای اطلاع به منزل خودشان خارج شدند و تقریباً نزدیک سحر مراجعه کردند و سحری را بودند و فردا هم نزدیک ظهر از خواب بیدار شدند و از منزل خارج شدند و نزدیک غروب آمدند و بعد از افطار به ‌اتفاق آقای صادق امانی رفتند که در بازجوئی‌ها عرض نموده‌ام. حبیب‌الله عسگری

س - آقای مهدی عراقی به چه منظور در منزل شما ماندند، آیا از ایشان پرسیدید که به چه منظور مخفی شده است؟ آیا با او هم سابقه کسبی داشتید؟ چرا حضور آقای مهدی عراقی را در پاسخ‌های قبلی اظهار ننموده‌اید؟

ج - در بازجوئی‌های قبلی عرض کرده بودم ولی چون در سئوالات، سئوال از این که شخص دیگری هم بوده یا نبوده؛ نشده تا پاسخ عرض شود و ایشان مخفی نبودند و هر روز تا روز آخر هم اینجانب از مخفی بودن ایشان اطلاعی نداشتم. حبیب‌الله عسگری

س - از مجموع توضیحاتی که دادید این‌طور معلوم می‌شود که صادق امانی و هاشم امانی و مهدی عراقی بدون اطلاع و دعوت قبلی به‌طور سرزده به منزل شما آمده و یک شب هم در منزل شما به‌سر بردند ولی با این وصف شما به هیچ‌وجه مطلع نشدید که علت آمدن آن‌ها به منزل شما و ماندن شب در آن‌جا به چه علت بوده و آن‌ها هم علت را برای شما توضیح ندادند، آیا همین‌طور است؟

ج - فقط آن‌که برای حقیر روشن شد که آقای صادق امانی که معلم یکی از متهمین بوده و سایر آقایان برای تنها نبودن و شب احیاء با هم باشند فرض نمودم به ‌دلیل این‌که فردای آن روز آن‌ها رفتند و ایشان استراحت کردند و از خانه خارج نشدند. حبیب‌الله عسگری

س - به‌هرحال با استنباط این‌که پاسخ‌های شما به‌شرح فوق‌الذکر به هیچ‌وجه قانع‌کننده نیست ولی در هر صورت فعلاً از این بحث می‌گذریم. توضیح دهید که نسبت به اخذ چمدان امانتی چه روزی اقدام کردید؟

ج - شب بعد از گفتن و قرار بر این که خودم کسی را بفرستم و باربر دوچرخه داری را فرستادم و چمدان را گرفت و چون منزل شوهرخواهرم بودم بدان‌جا آورد که شرح آن را عرض کردم. حبیب‌الله عسگری

س - شما حدس نزدید که داخل این چمدان چیست؟

ج - چون آقایان دفاتر تجارتی خودشان را در منزل اداره می‌کنند و از قرار گفتگو هم‌چنین مستفاد می‌شد که احتمالاً مبادا دفاتر تجارتی توقیف شود به ‌احتمال قوی تشخیص حقیر دفاتر تجارتی بوده. حبیب‌الله عسگری

س - چرا از نگاهداری این چمدان که بنا به تشخیص شما دفاتر تجارتی بوده در منزل خودتان خودداری کردید و آن را به شوهر خواهرتان سپردید که نگاهداری کند؟

ج - قبلاً عرض کردم که آن شب قصد داشتم به منزل خواهر و مادرم بروم لذا به دوچرخه‌سوار آدرس آن‌جا را دادم و بعد از آمدن دوچرخه‌سوار نیز مقداری نشستم و برای دیدن مادرم بدان‌جا رفتم.

س - باز هم به ‌نظرم می‌رسد که این استدلال شما منطقی و متوجه نباشد به‌‌هرحال اینک توضیح دهید که به ‌نظر شما بین نکات و اتفاقات ذیل هیچ‌گونه رابطه‌ای از نظر شما وجود نداشته است؟

1 - برادران امانی دوبار به شما مأموریت دادند که به قم رفته و نظر آیت‌الله خمینی را درمورد ترور استفسار کنید و شما هم این مأموریت را انجام دادید.

2 - در روز اول بهمن ماه 1343 آقای منصور نخست‌وزیر ترور شد.

3 - در روز پنجم بهمن برادران امانی و مهدی عراقی بدون اطلاع و دعوت قبلی به منزل شما آمدند و برای اولین‌بار و بدون سابقه قبلی شب را در منزل شما ماندند و ضمن مذاکرات بیان داشتند که آقای صادق امانی با محمّد بخارائی ضارب نخست‌وزیر، نزدیک بود و روابطی بین آن‌ها موجود بوده است.

4 - همان شب صحبت از مخفی کردن چمدان به‌‌میان آمده و شما هم به‌جای آن‌که آن چمدان را در منزل خودتان به‌طور امانت نگاه ‌دارید آن را به منزل شوهرخواهرتان فرستادید.

تمام این نکات و مطالب دیگر روشن می‌کند که شما در جریان قضیه وارد بوده و از عمل و اقدام آنان مطلع بودید ولی متأسفانه نمی‌خواهید حقایق را آشکار نمائید. به هر صورت اگر تمایل به گفتن حقیقت دارید جریان صحیح قضیه را نوشته و سعی کنید جریان را طوری تشریح نمائید که عقلاً و منطقاً قابل قبول باشد.

ج - درمورد سئوال فتوا و ارتباط آن با این قضیه که عرض شد فتوا هر دو دفعه منفی بوده و درمورد آمدن آقایان امانی ابتدائاً که موضوع روشن نشد بعد هم گفتگو از تعلیم دروس دینی ایشان بود به‌دلیل این‌که دو معلم دیگر هم معروف بود که بازداشت شده‌اند که عرض شد و در مورد چمدان نیز توضیح دادم و در مورد ترور نیز متذکر شدم که من مقلد بوده و هیچ‌گونه دخالتی مستقیم یا غیرمستقیم نمی‌توانستم داشته باشم در هر صورت تنها راهی که دارم خود را به خدای خود بسپارم و اظهار نمایم در تمام مدت عمر هیچ عمل خلاف قانونی مرتکب نشده و اصولاً مصمم هستم که مرتکب نشوم و هیچ توضیح دیگری در این‌باره به ‌نظرم نمی‌رسد. حبیب‌الله عسگری

س - آیا شما تاکنون مورد تعقیب مقامات قضائی یا انتظامی قرار گرفته و سابقه بازداشت دارید؟

ج - در حدود دو سال پیش در مسجد فخریه امیریه ختم پدر داماد حضرت آیت‌الله بروجردی مرحوم بود که توسط مأمورین به اداره اطلاعات شهربانی جلب و 4 الی 5 روز بازداشت بودم و موضوع پرونده تراکتی به نام عزای ملی مطرح بود که در پرونده امر موجود است و بعد از توضیحات آزاد شدم. حبیب‌الله عسگری

س - آیا هیچ‌گاه در قم مورد تعقیب قرار گرفته و بازداشت نشدید؟

ج – خیر. حبیب‌الله عسگری

س - آیا در قم هیچ‌وقت اعلامیه پخش نکردید؟

ج - درمورد اعلامیه کوچک عزای ملی، حقیر به منزل آقایان مراجعه نمودم و مقداری در منزل آقایان دادم و مقداری هم در مدرسه فیضیه دادم و بعد از آن دیگر به هیچ‌وجه در قم اعلامیه پخش نکردم. حبیب‌الله عسگری

س - به‌طورکلی تاکنون چند بار مبادرت به پخش اعلامیه نموده‌اید؟

ج - به‌طورکلی اعلامیه علماء و مراجع تقلید را هر وقت به دستم رسیده پخش نمودم و تعداد و دفعه آن [یادم] نبوده. حبیب‌الله عسگری

س - آیا شما شخصی به نام احمد شاه‌بوداغلو (معروف به حاج‌احمد شهاب) را می‌شناسید یا خیر؟ درصورتی‌که می‌شناسید جریان آشنائی خود را با نامبرده و روابطی که فیمابین وجود داشته است مشروحاً بنویسید.

ج - همان‌طوری‌که قبلاً عرض کردم در هیئتی که شرکت می‌کردم ایشان هم بوده‌اند و بارها اعلامیه علما و مراجع را از ایشان گرفته‌ام و ضمناً تعدادی نامه از طلاب قم به‌عنوان آیت‌الله خمینی بوده که اینجانب توسط ایشان پلی‌کپی نموده و هزینه آن را پرداخته‌ام و ایشان را برای پرداخت وجوه اصلی آیت‌الله بعضی اوقات به قم فرستاده و هزینه آن را پرداخته‌ام. حبیب‌الله عسگری

س - منظور از این‌که نامه‌های طلاب و غیره را پلی‌کپی می‌کردید چه بوده است؟

ج - اولاً اشتباه در لفظ شده و فتوکپی شده و ثانیاً چون نماینده مالی بودم تصمیم داشتم که پس از مراجعت حضرت آیت‌الله خمینی به ایشان بدهم و از بعضی اعلامیه‌های دیگر نیز یک نسخه جمع‌آوری می‌کردم که جمعاً در اداره اطلاعات شهربانی ضمیمه پرونده است. حبیب‌الله عسگری

س - به‌‌طورکلی و مستنبط از تحقیقات انجام شده چنین به ‌نظر می‌رسد که شما تمام حقایق را کما هو حقه بیان نداشته است و در قسمت‌هائی سعی در کتمان حقیقت داشته‌اید. به هر صورت به شما 24 ساعت فرصت داده می‌شود که مجدداً به خاطره خود مراجعه و آنچه که واقع شده است بدون کم و کاست بیان نمائید آیا حاضر هستید؟

ج - بنده همان‌طورکه بارها عرض کردم تا آن‌جا که به‌خاطر داشتم حقایق را عرض کردم و از لطف جناب‌عالی ممنون. باز هم در صورتی‌که چیزی به خاطرم برسد در ظرف 24 ساعت فرصت عرض خواهم کرد. حبیب‌الله عسگری

فعلاٌ به تحقیقات خاتمه داده می‌شود. 10/1/1344».


[1]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک (على امینى)، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، ص 182.

[2]. الموتی، مصطفی، ایران در عصر پهلوى (دولتهای غربی و حزب‌های دولتی یادمانده‌هایی از دولت حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا )، ج 12، لندن، پکا، 1371، ص 82.

[3]. مصباح یزدی، محمدتقی، انتقام (نشریه داخلی حوزه علمیه قم در سالهای 44 - 1343 )، قم، شروق، 1379، ص 78.

[4]. طیرانی، بهروز، روزشمار روابط ایران و امریکا ( 1248 ق - 1337 ش / 1832 م - 1999 م )، تهران، وزارت امور خارجه، 1379، ص 173.

[5]. کتابخانه ملی پهلوی، گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهران، نشریه کتابخانه پهلوی، 1355، ص 1913.

[6]. رائین، اسماعیل (زندگینامه و مقدمه)، هفت سال در زندان آریامهر (یادداشتهای شادروان احمد آرامش )، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1358، ص 44.

[7]. بادامچیان، اسدالله و علی بنائی، هیئت‌هاى مؤتلفه اسلامى، تهران، اوج، 1362، ص 287.