سه‌شنبه 17 فروردین 1344 / 3 ذی‌الحجه 1384 / 6 آوریل 1965

5 بازدید

مصاحبه نخست‌وزیر

ساعت 11، امیرعباس هویدا نخست‌وزیر در مصاحبه‌ با خبرنگاران به پرسش‌های آنان پاسخ گفت. در این جلسه جواد منصور وزیر مشاور، سرلشکر [حسن] پاکروان وزیر اطلاعات، [هوشنگ] نهاوندی وزیر آبادانی و مسکن، [حسن] زاهدی رئیس کل بانک اعتبارات کشاورزی و [سیدضیاءالدین] شادمان شهردار تهران حضور داشتند.

در آغاز مصاحبه هویدا گفت: ما از آغاز سال جدید تصمیم داشتیم اقداماتی را که دولت در اجرای اوامر شاهنشاه به عمل آورده به استحضار مردم برسانیم و اینک درباره برنامه‌هایی که دولت طی این مدت موفق به اجرای آن شده است توضیحاتی به اطلاع آقایان می‌رسد.

بعد نهاوندی وزیر آبادانی و مسکن درباره فعالیت‌های وزارتخانه خود توضیحاتی داد.

در این جلسه رئیس کل بانک اعتبارات کشاورزی هم درباره مبارزه با گرانفروشی و پائین آوردن قیمت کالاها مطالبی گفت.[1]

 

نمایشگاه عکس آثار میکل‌آنژ

ساعت 18 بعدازظهر، نمایشگاه عکس آثار میکل‌آنژ با همکارى دانشکده هنرهاى زیبا و مؤسسه فرهنگى ایتالیا در سالن نمایشگاه دانشکده هنرهاى زیبا افتتاح شد. در این مراسم سفیر ایتالیا و چند نفر از اعضاى مؤسسه فرهنگى ایتالیا حضور داشتند.[2]

 

رژه نظامیان مشهد از مقابل شاه

افسران لشکر ۶ خراسان و پادگان مشهد در میدان عمومی لشکر، از برابر محمدرضا پهلوی رژه رفتند.[3]

 

سخنرانی شاه در باشگاه افسران مشهد

محمدرضا پهلوی، در مراسم شام باشگاه افسران لشکر خراسان ادعا کرد خود و پدرش دلبسته امام رضا «ع» است و در آبادانی این بارگاه خواهد کوشید. [4]

 

پخش اعلامیه ضد حکومتی توسط یک دانش‌آموز در اهواز

«تاریخ: 17/1/45 شماره: 5/610

از: سرپرست شهربانی‌های استان خوزستان

به: ریاست اداره اطلاعات

عطف به رمز شماره 10404- 29/12/44 طبق گزارش قسمت مربوطه شخصی را به نام سیدمحمدرضا آل علی فرزند حاج سیدابوالحسن، دانش‌آموز سال 2 دبیرستان منوچهری که یکی از اعضاء انجمن دانشوران می‌باشد و در جلوی درب ورودی استادیوم ورزشی مشغول پخش اوراق بوده دستگیر و با پروند متشکله طی شماره 5/490 -16/1/45 به ساواک اهواز ارسال و اعزام گردیده است.

لذا رونوشت پرونده متشکله به انضمام سه برگ اوراق مزبور و بیوگرافی نامبرده جهت اطلاع به پیوست ارسال می‌گردد.

سرپرست شهربانی‌های استان خوزستان سرهنگ ابراهیمی».[5]

 

بازگشت شاه از مشهد

سفر دو روزه محمدرضا پهلوی به خراسان پایان یافت و او به پایتخت برگشت.[6]

 

گزارش ساواک از جلسه جامعه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران

«ساعت 19روز سه‌شنبه 17/1/1344 جلسه حوزه کارمندی جامعه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران (نیروی سوم) در منزل نظام خلیقی واقع در خیابان مولوی تشکیل گردید.

افراد شناخته شده عبارتند از نظام خلیقی مسئول جلسه. محمدرضا گودرزی گوینده. اسمعیل حمیدی کارمند بانک صادرات. اصغر طالبی کارمند بانک صادرات. حسین رمضانی کارمند بانک صادرات شعبه مرکزی و مطالب زیر مورد بحث قرار گرفت.

ابتدا حمیدی که بحث اخبار را به‌ عهده داشت اظهار نمود از خبرهای داخلی موضوع توقیف محمد درخشش است که البته بهانه‌هائی تراشیده‌اند از قبیل پول‌هائی که از معلمین جمع‌آوری نموده و از این قبیل، ولی اصل موضوع این است که محمد درخشش و دکتر علی امینی مشغول فعالیت‌هائی بوده‌اند و از طرفی موضوع ترفیع معلمین و کوبیدن آن‌ها با این توقیف مربوط است و باشگاه مهرگان نیز اعلامیه‌ای صادر نموده که فعلاً به دست ما نرسیده.

موضوع دوم این است که چند روز اخیر به ‌شدت شایع شده که اللهیار صالح نخست‌وزیر می‌شود و ملاقاتی هم با شاه صورت گرفته بود ولی بعد معلوم نشد که چرا جریان متوقف ماند.

خبر مهم دیگر این‌که دکتر [منوچهر] اقبال دستور داده مقدار زیادی نفت و بنزین به ویتنام جنوبی بدون اخذ وجهی تحویل شود که مرتباً کشتی‌ها وارد مخازن نفتی می‌شوند و پس از بارگیری حرکت می‌کنند و این موضوع در محافل کمونیستی جهان تولید سر و صدای زیادی کرده که به‌ نظر من به ‌نفع نیروهای ملی می‌باشد و این عمل اولاً تنفر جهانیان را نسبت به هیئت حاکمه ایران شدید می‌کند و ثانیاً دستگاه را رسواتر می‌سازد به این معنی که دولت ایران حتی تا این اندازه به امریکائی‌ها کادو و رشوه می‌دهد که زیر سایه حمایت آن‌ها باشد.

راجع به اعلام موجودیت جبهه ملی جدید که قرار بود روز 29 اسفند طی اعلامیه‌ای اعلام شود و حتی دکتر مصدق در ماه‌نامه شماره 13 سوسیالیسم به افراد سوسیالیست‌های مقیم اروپا و جبهه ملی، به‌ وجود آمدن جبهه ملی جدید را تبریک گفته بود، باید بگویم که این اعلام روز 29 اسفند که تا ساعت 11 به قوه خود باقی بود ناگهان متوقف شد و گفتند فعلاً صلاح نیست که اقدامی به‌ عمل آید.

سئوال شد چرا صلاح نبود؟ جواب داد برای این‌ که مهندس مهدی بازرگان و سیدمحمود طالقانی از زندان به نماینده خودشان در جبهه جدید دستور دادند که فعلاً صلاح نیست که وجود جبهه اعلام شود، زیرا دستگاه با تمام قوا جبهه را متلاشی خواهد نمود و با متلاشی شدن جبهه که هنوز کاری را شروع نکرده، نهضت ملی پراکنده می‌شود و آن امیدواری هم که نهضت دارد که روزی فرصتی به ‌دست می‌آید، آن هم از بین خواهد رفت. ولی در حال ‌حاضر مردم منتظر روزی هستند که اگر جبهه موجودیت خود را اعلام کند و رهبری‌کننده نداشته باشد و اگر هم داشته باشد بلافاصله زندانی شوند، این موضوع به ضرر نیروهای ملی تمام می‌شود. وانگهی فعلاً از سران جبهه جدید کسی خود را آماده ننموده است که اگر دستگیر شد زندان برود و اگر زندان رفت جانشین داشته باشد. در هر حال نهضت آزادی در حال‌ حاضر مخالف است به این‌که اعلام این جبهه جدید منتشر شود، در صورتی ‌که اعلامیه‌ای به چاپ رسیده، حاضر است و تمام کارها روبه‌راه است، فقط مانده جلب موافقت نهضت آزادی.

خلیقی سئوال کرد نظر دکتر مصدق در این باره چیست؟ اسمعیل حیدری جواب داد، جواب این سئوال با رفیق محمدرضا گودرزی است. گودرزی گفت مغز مطالب را رفیق حمیدی گفتند ولی بدبختانه ما دو نفر داریم که با دکتر مصدق در تماس هستند و آن دو نفر هم از اشخاص ارتجاعی و خلاصه نفهم نهضت هستند که یکی دانشجو است و دیگری جزء رجال مملکت و الساعه هم در دستگاه است. عیب از این است که این دو نفر نمی‌توانند موقعیت و طرز تفکر نیروها را آن‌طوری که هست به گوش دکتر مصدق برسانند.

سئوال شد این دو نفر را افراد نباید بشناسند؟ جواب داد من هم نمی‌دانم این دو نفر چه کسانی هستند، ولی در تشکیلات بحث بر سر این است که رابطین دکتر مصدق گرچه ملی هستند، ولی کوچک‌مغز و ارتجاعی می‌باشند، ولی اطلاعی که من دارم این است که بعید نیست موجودیت جبهه اعلام شود، منتهی جبهه منتظر است ببیند در دستگاه حاکمه چه تحولاتی پیش می‌آید. آنچه مسلم است تغییراتی حاصل نخواهد شد و فرصتی هم به دست خواهد آمد. فعلاً دکتر امینی به شاه فحش می‌دهد ولی اسمش را نمی‌آورد و شاه هم به دکتر امینی فحش می‌دهد ولی اسمش را نمی‌آورد؛ کما این‌که در سخنرانی نوروزی گفته است ما سه سال پیش توقف کردیم و بعداً متوجه شدیم که اشتباه کردیم.

موضوع دیگر که باید رفقا بدانند این است که در حال ‌حاضر جامعه نظرش این است که دکتر امینی را باید در میان نیروهای ملی تبلیغ نمود و تقویتش کرد، زیرا فعلاً دکتر امینی است که می‌تواند در مقابل شاه مقاومت کند و دکتر امینی است که می‌تواند به حرف‌های شاه گوش بدهد، ولی عمل نکند. الساعه زندانی شدن درخشش به‌ نفع نیروها، به ‌خصوص فرهنگیان است زیرا درخشش و امثالهم وقتی زندان بروند علاوه ‌بر این‌که با روحیه قوی برمی‌گردند، تا حدی هم پاک می‌شوند و وقتی فرصتی پیش آمد برای محبوب جلوه دادن خودشان تحولی را به ‌وجود می‌آورند و آن وقت است که نیروها بایستی از همین فرصت کم استفاده کنند و انقلاب را شروع نمایند.

خبر دیگری هم هست که شاه با خسرو هدایت ملاقات کرده و گویا روی کار آمدن او هم به‌ میان آمده.

موضوع دیگر ارسال روزنامه سوسیالیسم از اروپا است. البته این روزنامه به مقدار زیادی از اروپا می‌آمد و اثر خوبی هم در میان توده‌ای‌ها و جبهه ملی می‌گذاشت ولی اخیراً گویا مقداری را کشف کرده و از طرف سازمان امنیت اولتیماتومی داده شد و حال در ماه فقط سه شماره، یک شماره حتماً بایستی زندان برود و این است که به دست افراد دیرتر می‌رسد. مطلب دیگری که بایستی رفقا بدانند این است که خلیل ملکی گفته است تشکیل‌دهندگان جبهه جدید همان کسانی هستند که نهضت ملی را به این روزگار انداخته؛ بنابراین من عقیده دارم این‌ها جامعه سوسیالیست‌ها را هم خراب خواهند کرد و رسالت ما را لکه‌دار می‌کنند و بنابراین بیائید کمیته مرکزی را به هم بزنید و کار را بدهید به دست جوان‌ها که الساعه شوری دارند و فعالیت هم می‌کنند و این‌ها بین خودشان انتخاباتی بکنند و زمام جامعه را به دست بگیرند و این موضوع فعلاً در بحث است تا هیئت اجرائیه چه تصمیمی بگیرد، ولی دانشجویان به این موضوع عقیده دارند و پیشنهاد ملکی را بهترین طریق به حساب آورده‌اند.

بعد از اتمام این بحث، تدریس مارکسیسم چیست توسط خلیق شروع و تا نیم ساعت به ‌طول انجامید و در ساعت 22:30 جلسه خاتمه یافت و جلسه آینده به روز سه‌شنبه 24/1/1344 ساعت 21:30 منزل گودرزی موکول شد».[7]

 

اقدامات ساواک درباره آیت‌الله سیدیونس یونسی ‌اردبیلی

آیت‌الله سیدیونس یونسی ‌اردبیلی از علمای مبارز اردبیل بود که هنگام تبعید امام خمینی، شهریۀ طلّاب را پرداخت می‌کرد و به همین دلیل توسط ساواک تهدید می‌شد و در نهایت ممنوع‌الخروج شده و هنگام سفر به عتبات دستگیر و زندانی ‌شد:

«شهربانی قصرشیرین ضمن معرفی نامبردۀ بالا به ساواک محل اعلام داشته که در تاریخ 17/1/1344 از طریق ادارۀ گذرنامۀ شهربانی کل کشور، مستند به نامۀ شمارۀ 14/32/8573 - 17/10/1343 ادارۀ اطلاعات مقرر گردیده که از خروج مشارالیه به خارج از کشور جلوگیری گردد و حال آن‌که شخص مزبور روز 9/2/1344 با گذرنامۀ شمارۀ 689047 - 1/2/1344 تهران از مرز خسروی به کشور وارد و پس از کنترل گذرنامۀ مربوطه معلوم گردیده که در تاریخ 11/1/1344 قبل از وصول نامۀ شهربانی کل کشور از طریق خسروی به عراق عزیمت نموده است.

در تحقیقات معموله اظهار داشتند که منظورش از مسافرت فقط زیارت عتبات عالیات بوده و در نجف اشرف فرزند آیت‌الله حکیم و آقای شاهرودی از او دیدن کرده‌اند، لذا چون از نظر ساواک سوءظنی متوجه وی نبوده به شهربانی عودت داده شده است... با اعلام مراتب فوق، ادارۀ اطلاعات شهربانی در تاریخ 17/10/1343 شرحی به ادارۀ گذرنامه نوشته که از خروج شخص مورد بحث جلوگیری به عمل آورند...».[8]


[1]. بولتن عادی خبرگزارى پارس، 17/01/1344، ش 17، ص 13.

[2]. محبوبی اردکانی، حسین، تاریخ تحول دانشگاه تهران و موسسات عالى آموزشى ایران در عصر خجسته پهلوی، تهران، دانشگاه تهران، 1350، ص 68.

[3]. جلالى، غلامرضا، تقویم تاریخ خراسان (از مشروطیت تا انقلاب اسلامى)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1377، ص 200.

[4]. همان، ص 201.

[5]. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، امام در آئینه اسناد - سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی، ج 3، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، 1383، ص 465.

[6]. کتابخانه ملی پهلوی، گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، تهران، نشریه کتابخانه ملی پهلوی، 1355، ص 1833.

[7]. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک (اللهیار صالح)، ج 2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1398، ص 243.

[8]. ایزدی، رجب و رحیم نیکبخت، انقلاب اسلامی در اردبیل، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1399، ص 324.