یکشنبه 27 اردیبهشت 1343 / 5 محرم 1384 / 17 مه 1964

1 بازدید

احضار آیت‌الله ربانى شیرازى

اداره کل سوم ساواک دستور احضار آیت‌الله عبدالرحیم ربانى شیرازى را به ساواک تهران صادر کرد تا از وى بازجویى به عمل آید. در این دستور تأکید شده است که پس از بازجویى در مورد دستگیرى نامبرده تصمیمات لازم گرفته خواهد شد.[1]

تظاهرات هواداران پهلوی در قم

رادیو ایران در ساعت 7 صبح از اعزام کارکنان و رانندگان شرکت واحد به قم و انجام تظاهرات به نفع رژیم خبر داد. در میتینگ اخیر کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه تصمیم گرفته شده بود که روز عاشورا،10 هزار نفر از کارکنان این شرکت با اتوبوس‌هاى واحد به قم رفته و تظاهراتى به نفع شاه ترتیب دهند.[2]

تأخیر در آزادى زندانیان کرد

آزادى زندانیان کردى که قرار بود امروز از قزل‌قلعه آزاد شوند، به فردا موکول شد.

به نوشته عباس رادنیا، امروز از صبح زود در حیاط بند عمومى، زندانیان کرد جمع شده مشغول صحبت بودند و انتظار داشتند که صورت [اسامى] کسانى که آزاد مى‌شوند، خوانده شود. ساعت 9 صبح بود که نام عده‌اى را خواندند که آماده براى خارج شدن باشند ولى عصر به آنها اطلاع دادند که فردا مرخص خواهند شد. آقاى شیخ مروارید واعظ و یک نفر دیگر به نام یثربى [را] که در بند یک زندانى بودند امروز صبح به زندان شهربانى منتقل کردند. برنامه روضه شبانه امشب هم انجام گردید و آقایان حق‌پناه، مجتهدزاده، حجتى کرمانى روضه خواندند.[3]

ترک تابعیت سیدموسى صدر

اداره تابعیت ساواک در نامه‌اى به وزارت امور خارجه ترک تابعیت سیدموسى صدر و همسرش بانو پروین خلیلى را بلامانع اعلام کرد.[4]

سیاست امریکا در خاورمیانه دهه 20 شمسی

به گزارش خبرگزارى یونایتدپرس از واشنگتن، به دنبال انتشار اسناد مخفى درباره سیاست امریکا در خاورمیانه و افریقا در سال 1943 [1322] معلوم شد که دیپلمات‌هاى امریکایى در آن سال از این مى‌ترسیدند که روس و انگلیس، ایران را بین خود تقسیم نمایند. در این گزارش افشا شده که چه دیپلمات‌هاى محلى و چه مقامات وزارت امور خارجه نگران نکات زیر بوده‌اند:

1ـ روسیه درصدد بود که یک دولت دست‌نشانده شوروى در شمال ایران که سپاهیانش در آن مستقر بودند، به وجود آورد.

2ـ انگلیس مى‌خواست کنترل خود را در جنوب ایران که سپاهیانش در آن مستقر بودند، دائمى و ابدى نماید.

3ـ امریکا ممکن بود در وضعى قرار گیرد که از همه طرف، کاسه و کوزه سرِ آن شکسته شود.

تعهدات امریکا در ایران نسبتاً ناچیز بود. سرویس فنى امریکا طبق قانون وام و اجاره حمل محمولات به مقصد شوروى را از راه‌آهن ایران اداره مى‌کرد.

هیئت خواربار امریکا و مستشاران آن مى‌کوشیدند خطر شدید قحطى را برطرف سازند. صاحب‌منصبان امریکایى در ایران از یک طرف در مقابل مسئولیتى که به عهده داشتند و از طرف دیگر به علت نداشتن اختیارات و وسایل سرگردان مانده بودند.

این گزارش مى‌افزاید: دریفوس، سفیر وقت امریکا در ایران به واشنگتن گزارش داده بود که مقامات امریکایى در بهترین حالت، روش روس‌ها را «دوستانه و مؤدب» مى‌دیدند اما اغلب مقامات روسى با رفتارى غیردوستانه و خشن، مواجه مى‌شدند و متفقین را حاضر به همکارى نمى‌یافتند.

دریفوس در گزارش خود نوشته بود: اگرچه ممکن است مرا به عنوان آدمى که در پشت هر درخت دزدى مشاهده مى‌کند و با اعلام آن، دیگران را به هراس مى‌اندازد، تلقى کنند، ولى مى‌گویم که انگلیسی‌ها در پشتیبانى از برنامه ما دو مقصود دارند؛ اول اینکه با به شکست کشاندن برنامه مستشاران ما، ما را با طناب خود به چاه بفرستند و دیگر آنکه آنها مانند بسیارى از ایرانیان ما را وسیله‌اى براى جلوگیرى از تسلط روزافزون شوروی‌ها در ایران به کار برند. چنین به نظر مى‌رسد که ایرانیان که ما را از طریق عده‌اى مستشار و مقامات دولتى مى‌شناسند از رفتار بعضى از افراد و نیروهاى امریکایى مقیم ایران به حیرت افتاده‌اند، شاید آنها که سال‌ها به ما با نظرى دور از واقع‌بینى مى‌نگریسته‌اند اکنون که مى‌بینند ما هم موجودات بشرى هستیم، به تعجب افتاده‌اند. دریفوس در گزارش دیگرى مى‌نویسد: انگلیسی‌ها براساس تجارب تلخ خود مى‌دانند که رفتار و سروکار داشتن با ایرانیان چقدر مشکل است و از این‌رو شاید از اینکه مى‌بینند نوبت ما رسیده است و وارد این مشکلات شده‌ایم در ته دل خود احساس شادى مى‌کنند. اگر چنین باشد، باید گفت که آنها دلایل فراوانى براى احساس شادى دارند.

دریفوس در این گزارش فهرست مطولى از بدرفتارى افراد نیروهاى امریکا در ایران داده است که شامل جزییاتى از حوادث رانندگى تا تیراندازى پاسداران امریکایى به سوى ایرانیان مى‌باشد و همه اینها را در جهت ایجاد تصویرى زشت از امریکایی‌ها درنظر ایرانیان مى‌داند. دریفوس گزارش مى‌دهد که ایرانیان از اینکه سربازان شوروى بهتر از امریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و لهستانی‌ها هستند، تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند. مثلاً شایع است که یک افسر روسى را به علت اینکه در هتل پالاس، مست‌بازى در آورده بود، روز اول از کار برکنار کردند و روز بعد اعدام نمودند. درست برخلاف این سربازان انگلیسى و تا حدودى سربازان امریکایى که مست‌بازى درمى‌آورند، کمتر مواجه با تنبیهات انضباطى مى‌شوند. به نوشته دریفوس، طرز رفتار انگلیسی‌ها که شبیه رفتارشان در هندوستان است، موقعیت غرب را در این کشور داراى اهمیت استراتژیک به خطر انداخته است.

ژنرال پاتریک نماینده شخصى روزولت، پس از سفر به ایران در 13 مه 1943 (23/2/1323) طى گزارشى درباره خصومت شدید نسبت به بریتانیاى کبیر نوشته است:

اگر به ایرانیان امکان داده شود که درباره طرفدارى از روس‌ها و انگلیسی‌ها تصمیم بگیرند به نظر من بدون شک طرف روس‌ها را خواهند گرفت. به علت وخامت اوضاع و پیچیدگى روابط بین‌المللى گمان مى‌کنم شما آگاه باشید که صاحب‌منصبان سیاسى و افسران امریکایى در ایران بیشتر نفوذ خود را به طرفدارى از روس‌ها و مخالفت با انگلیسی‌ها به کار مى‌اندازند. وضع ایران به علت کمبود مواد غذایى، کم‌ارزش شدن پول و نفوذ عمال آلمانى که سبب توقیف عده‌اى از ایرانیان به اتهام طرفدارى از دول محور شده وخیم‌تر گردیده است. آدولف برل معاون وزارت امور خارجه در گزارش اول اکتبر 1943 به استیونس وزیر امور خارجه مى‌نویسد: براى من واضح است که وضع ایران کاملاً شلوغ و مردى صاحب عزم و سخت‌کوش مى‌خواهد که آن را از لحاظ ما روشن نماید و این مرد، دریفوس، سفیر ما در ایران مى‌باشد.

او در گزارش دیگرى با اظهارنظرى فلسفى مى‌نویسد: ایرانی‌ها بین دیکتاتورى، دمکراسى و هرج و مرج، درست طبق تعالیم افلاطون، نوسان مى‌کنند. آنها نرمش فراوان، قدرت تطبیق با حوادث و سالم درآمدن از آن و طرد هجوم خارجى را دارند. حوادثى که بسیارى از کشورها را ازپا درمى‌آورد، ایرانی‌ها به سادگى از سر خود مى‌گذرانند.

در اسناد مذکور گفته مى‌شود کنفرانس تهران با شرکت استالین، روزولت و چرچیل که مساعى ایران را در راه پیروزى ستوده و استقلال و حاکمیت و تمامیت ارضى آن را تصدیق کرده مورد استقبال ایرانیان قرار گرفته است.

در گزارش کاردار سفارت که در 24 اکتبر 1943 (2/8/1323) تهیه کرده آمده است: همه عمال دول محور نابود شده‌اند و دیگر خطر هجوم دشمن به ایران وجود ندارد.[5]

جلسه خصوصى مجلس شورای ملی

ساعت 8، جلسه خصوصى مجلس شوراى ملى براى رسیدگى به گزارش نخست‌وزیر درباره سیاست خارجى و روابط ایران با کشورهاى عربى تشکیل شد.

ابتدا هلاکو رامبد لیدر پارلمانى فراکسیون حزب مردم، درباره اتحاد و اتفاق‌نظر دستجات مختلف پارلمانى در امر سیاست خارجى سخن گفت و از منصور خواست که توضیحات لازم را تا آنجا که مصالح عالیه مملکت ایجاب مى‌کند به اطلاع نمایندگان برساند. بر پایه گزارش پست تهران، نخست‌وزیر نیز درباره روابط ایران با کشورهاى عربى سخن گفت و تحریکات یک دولت خارجى را بى‌اهمیت و پیش‌پا افتاده خواند.[6]

جلسه علنی مجلس شورای ملی

روزنامه مهر ایران درباره جلسه علنى مجلس که بلافاصله پس از پایان جلسه خصوصى تشکیل شد مى‌نویسد: به علت خستگى، نمایندگان در سرسراهاى مجلس مشغول نوشیدن چاى یا کشیدن سیگار بودند و کمتر به زنگ الموتى منشى هیئت‌رئیسه که آنها را به صحن مجلس فرا مى‌خواند، توجه مى‌کردند.

این روزنامه مى‌نویسد: به هنگام جلسه خصوصى، لژ تماشاچیان و خبرنگاران را خالى مى‌کنند و میکروفن‌ها را از کار مى‌اندازند و درها را مى‌بندند و پیش‌خدمت‌ها را هم مرخص مى‌کنند.

... وقتى جلسه خصوصى تمام شد... نمایندگان که از گرماى تالار به جان آمده بودند، به صدا درآمدند... به دستور رئیس، درهاى شمالى و جنوبى تالار را باز کردند. نسیم ملایم و خنکى صورت‌ها را نوازش مى‌داد. چند نفرى که در کنار پنجره‌هاى باز نشسته بودند، سرما، سرمایشان شد و زبان به اعتراض گشودند که کوران مى‌شود و سرما مى‌خوریم و بعدش هم سینه‌پهلو. آنها که گرمشان بود مى‌گفتند هوا، هواى بهار است و قابل استنشاق... عده‌اى مى‌گفتند ببندید... عده‌اى مى‌گفتند باز کنید. در گرماگرم باز و بسته کن نمایندگان، مهندس محمداسماعیل معینى‌زند که زیر جایگاه خبرنگاران مى‌نشیند، مضمون جالبى ساخت و براى یکى از خبرنگاران فرستاد: وکیل «رزن» گفت: یک آدم سرما سرمایى مُرد. روز قیامت چون که اعمال نیکش بر اعمال بدش مى‌چربید او را به بهشت فرستادند. ولى او خواهش کرد چون هواى بهشت به مزاج او نمى‌سازد، او را به جهنم بفرستند. با تقاضاى او موافقت شد و روانه جهنمش کردند. در جهنم نیز خواهش کرد که گرم‌ترین نقطه جهنم را به او بدهند. همین کار را هم کردند ولى از سرما ناله و شکایت داشت. بالاخره مجبور شدند او را درون دیگ بزرگى پر از آب جوش بیندازند و دیگ را هم روى آتش قرار دهند و سرپوشى هم روى آن بگذارند. یکى ـ دو ساعتى گذشت، مالک دوزخ در دیگ را برداشت. دید مرد سرمایى در گوشه‌اى از دیگ کز کرده در حالى که از شدت سرما پاهایش را بغل کرده دندانهایش به هم مى‌خورد و به او التماس مى‌کند: در دیگ را بگذار سرما مى‌خورم.[7]

وام بانک جهانى به ایران

بانک بین‌المللى با اعطاى 18 میلیون دلار براى اجراى برنامه‌هاى راه‌سازى در ایران موافقت کرد و تشریفات مربوط به دریافت این وام بزودى انجام مى‌شود.[8] مهدى سمیعى مدیرکل بانک مرکزى ایران که به همین منظور به امریکا سفر کرده است پس از دیدار با فیلیپس تالبوت معاون وزارت امور خارجه امریکا گفت: مذاکرات آنان راجع به امور اقتصادى بین امریکا و ایران و طرح‌هاى عمرانى بوده است که تأثیر اجتماعى فراوانى درایران خواهد داشت.[9]

مذاکرات هیئت‌هاى اقتصادى ایران و فرانسه

 مذاکرات هیئت‌هاى اقتصادى ایران و فرانسه در سازمان برنامه شروع شد. بر اساس موافقتى که سال گذشته بین مدیرعامل سازمان برنامه و نمایندگان اقتصادى دولت فرانسه در پاریس براى پرداخت وام 300 میلیون فرانکى به ایران به عمل آمد، مقرر شد هر شش ماه یک بار هیئت مختلط فرانسوى و ایرانى به نوبت در تهران و پاریس، طرز استفاده از وام مزبور و چگونگى اجرا و پیشرفت طرح‌هایى را که از اعتبار مزبور اجرا مى‌شود، مورد بررسى و مطالعه قرار دهند. در این مذاکرات درباره نحوه همکارى فنى ایران و فرانسه و حمایت از سرمایه‌گذاری‌هاى فرانسه و امضاى موافقت‌نامه بازرگانى بین دو دولت بحث خواهد شد.[10]

سخنان مدیرعامل شرکت سیمان

به گفته مهندس ابتهاج مدیرعامل شرکت سیمان تهران، طرح فروش و واگذارى کارخانه‌هاى دولتى به مردم به صلاح اقتصاد کشور است زیرا دولت هیچ‌وقت صاحب صنعت خوبى نبوده در کار کارخانه‌دارى، سودى نبرده است. وى افزود: فروش کارخانه‌هاى دولتى به مردم در سال‌هاى اخیر مورد توجه دولت‌ها بوده از هر جهت مقرون به صرفه است و اصولاً مسلم شده است که مردم بهتر از دولت مى‌توانند کارخانه‌دارى کنند و دستگاه‌هاى دولتى در این زمینه امتحان خوبى نداده‌اند. وى تأکید کرد این اصل به اثبات رسیده که مردم بهتر از دولت، ولو براى سود خود هم شده باشد، کارخانه‌دارى مى‌کنند.[11]

تأسیس کارخانه‌ها در خارج از تهران

یک مقام مطلع در وزارت اقتصاد اعلام کرد که از این پس کارخانه‌ها باید خارج از شعاع 120 کیلومترى شهر تهران تأسیس گردد. وى افزود: موضوع توزیع کارخانجات در نقاط مختلف کشور از نظر اقتصادى قابل توجه مى‌باشد اما این تصمیم، توجه اولیاى امور را فقط به تهران معطوف داشته بدون توجه به کشور صورت گرفته است و صرف‌نظر از اینکه علاقه‌مندانِ سرمایه‌گذارى را از سرمایه‌گذارى منصرف مى‌کند، توزیع صنایع را در کشور عملى نمى‌سازد ضمن اینکه تهران مرکز فعالیت بوده و سرمایه‌گذاران به خاطر نزدیک بودن به مرکز و دستگاه‌هاى مربوطه دولتى به هیچ‌وجه علاقه‌اى به تأسیس کارخانه در خارج از شعاع 120 کیلومتر نشان نخواهند داد.[12]

 

پانوشتها:

 

[1]ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 16: آیت‌الله عبدالرحیم ربانى شیرازى، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، ص 7.

[2]ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، آزادى، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 426.

[3]ـ رادنیا، عباس، مقاومت در زندان، صفحاتی از تاریخ معاصر، ج 4، تهران، قلم، 1377، ص 345.

[4]ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج 17: امام موسى صدر، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1379، ص 30.

[5]ـ بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 50، 29/2/43، ص 7 و 3.

[6]ـ روزنامه پست تهران، ش 3186، 27/2/43، ص 8.

[7]ـ روزنامه مهر ایران، ش 2087، 28/2/43، ص 5 و 1.

[8]ـ روزنامه کیهان، ش 6240، 27/2/43، ص 12 و 1.

[9]ـ روزنامه بورس، ش 673، 27/2/43، ص 1.

[10]ـ روزنامه کیهان، ش 6240، 27/2/43، ص 12.

[11]ـ همان، ش 6240، 27/2/43، ص 9.

[12]ـ همان.