جمعه 6 آذر 1343 / 22 رجب 1384 / 27 نوامبر 1964
9 بازدید
پاسخ آیتالله میلانی به نامه آیتالله پسندیده
امروز آیتالله سید محمدهادی میلانی به نامه آیتالله سید مرتضی پسندیده پاسخ داد و از تبعید برادر ایشان ابراز تأثر کرد. در این نامه آمده است که تنها شما متأثر و متألم نیستید، بلکه همه مسلمانان خاصه مجامع علمی و روحانی از تبعید حضرت آیتالله خمینی دامت برکاته، که یکی از مراجع تقلید شیعه و لسان ناطق روحانیت بلکه همه امت اسلامی میباشند، متأثر هستند. چه باید گفت و از که باید نالید؟ وی میافزاید: این مجریان بیاراده گمان کردند با تبعید حضرت معظمله به خارج کشور و محصور و زندانی نمودن علماء اعلام و خطبا عظام و اساتید محترم دانشگاه و مردم بیگناه و با گفتنیها و نوشتنیهای مردمان بیارزش و مزدور میتوانند از حق و حقیقت جلوگیری بنمایند. گویا تصور میکنند اگر این مملکت اسلامی به ثمن بخس فروخته شود دیگر کسی با بیان مستحکم منطقی چیزی نخواهدگفت! آیتالله میلانی آورده است: آیا ملت مسلمان میتوانند این کشور مذهبی را تحت نفوذ بیگانگان و عمال آنان ببینند و دین و دنیاشان را مورد مخاطرات چندین گونه مشاهده بنمایند و معذالک سکوت کنند و در فضای دنیا ندای مظلومیت خود را طنینانداز ننماید؟ او تأکید کرده است که آقای اخوی محترمتان حضرت آیتالله خمینی بر حسب وظیفهای که از طرف پیغمبر اکرم و ائمه هدی صلواتالله علیهم اجمعین داشت، رفتار نمود و به حکم قوانین مملکتی که برای طراز اول از مجتهدین است آنچه را که صلاح این مملکت است بگویند، بیان کرد.[1]
اعتراض رانندگان تاکسی به افزایش بهای بنزین
رانندگان و دارندگان تاکسیهای تهران، بامداد امروز اجتماع بزرگی در محل سندیکای کامیونداران تشکیل دادند. سپهبد نصیری رئیس شهربانی کل کشور نیز در این اجتماع حضور یافت و نمایندگان رانندگان و دارندگان تاکسی مشکلات خود را با وی در میان گذاشتند. نمایندگان رانندگان اعلام داشتند که افزایش قیمت بنزین و دریافت 4000 ریال عوارض ماهانه از اتومبیلهای گازوئیلی، زندگی آنان را مختل میسازد و با وضع فعلی عبور و مرور در تهران، با وجودی که دولت نرخ تاکسی را به 20 ریال افزایش داده، درآمدشان تکافوی این اضافه مخارج را نخواهد کرد. رانندگان و دارندگان تاکسی و کامیونداران از رئیس شهربانی کشور خواستند که عرایض و مستدعیاتشان را به اطلاع شاه برسانند. به گزارش جراید، به دنبال این جلسه و اعلام درخواست رانندگان به شاه، بلافاصله وی دستور داد که به مشکلات کار تاکسیها رسیدگی و اقدامات لازم از طرف مسئولان امر معمول شود.[2]
انتقاد از دولت منصور و اعتبار نظامی امریکا
فریدون مهدوی از مقامات بانک توسعه صنایع و معادن ایران، پذیرای آر. چی.ام. بالستر، دبیر دوم سفارت امریکا در تهران بود. وی در این دیدار لایحه اخیر اعتبار نظامی را به عنوان لایحهای کاملاً غیرضروری خواند که علیرغم تبلیغات انحرافی دولت منصور مبنی بر توجه به عبدالناصر، نشان داد که سیاست امریکا در ایران بر اساس حمایت نظامی از یک دیکتاتوری غیر مردمی قرار دارد. وی افزود: در نظر گرفتن این اعتبار نظامی در محدوده رقابت امریکا و شوروی نیز به اندازه مورد سابق آشکار و رسواست چون هر کسی میداند که ایران چنانچه مورد حمله شوروی قرار بگیرد، هرگز مبارزه نخواهد کرد. مهدوی به این نکته هم اشاره کرد که حمایت امریکا از شاه چنان صریح و بارز بوده است که در وضعی که ایجاد نموده برای شاه دیگر راه چارهای وجود ندارد. به گزارش دبیر دوم سفارت امریکا در تهران از این دیدار، مهدوی به ویژه در انتقاد از دولت منصور و سیاستهای اقتصادی آن لحن شدید و زنندهای داشت. او دولت منصور را متشکل از فرصتطلبان پرمدعایی دانست که برای توجیه سیاستهای خود که طرحریزی ضعیفی دارند و ناشیانه آن را به مورد اجرا میگذارند، دائماً به مردم ایران دروغ میگویند. او دولت منصور را به ویژه در رفتار و عملکردش در قبال ملاها و خرید و فروش شکر و خریدهای گندم و آخرین افزایشهایی که در قیمت نفت روی داده به باد انتقاد گرفت و گفت: هر چند عَلَم مرد خیلی باهوشی نیست؛ اما اقلاً در کوششهای خود برای اجرای خواستههای شاه صداقت دارد و هنگامیکه علم نخستوزیری را ترک کرد، او به طور عمدهای در آرام کردن مخالفان مذهبی موفق شده بود به طوری که حملات مذهبیون علیه اصلاحات ارضی و حقوق زنان عملاً خاتمه یافته بود و ملاها دیگر نفوذ کمی داشتند در حالی که در زمان دولت منصور مخالفت مذهبیون با لایحه وضعیت اجتماعی به ملاها فرصت داده تا برای اولین بار به عنوان یک گروه ناسیونالیست مخالف، موضع بگیرند. طرز سر و کار داشتن حکومت در ماجرای قند و شکر طبق اظهار مهدوی ناشیانه بود زیرا حکومت، قند و شکر را به قیمتهای بالا میخرید و آنگاه واردات قند و شکر را به قیمتهای پایین آمده تشویق میکرد و بدینترتیب مبالغ هنگفتی پول به موازات کاهش موجودی قند و شکر از دست میداد.
مهدوی خاطرنشان ساخت که اگر خرید گندم پنج یا شش ماه قبل یعنی هنگامیکه نیاز این خریدها ممکن بود به آسانی پیشبینی کرد، انجام میگرفت؛ ذخایر موجودی گندم در حال حاضر ممکن بود کافی باشد و احتکار گندم صورت نمیگرفت. خرید گندم درست در زمانی که همه میدانستند که موجودی گندم فوقالعاده رو به کاهش است، مصرفکنندگان و خریداران و فروشندگان گندم را به وحشت واداشت و باعث شد که حتی با توجه به خریدهای به مقدار وسیع گندم، بر اثر احتکار کمبودهای مداومی به وجود آید. مهدوی بالا رفتن اخیر قیمتهای فرآوردههای نفتی را مورد انتقاد قرار داده مدعی شد که این بالا رفتنها به ویژه به طبقات پایین ضربه میزند و این بالا رفتنهای قیمت نفت، ثابت کننده اوضاع مالی دشواری است که دولت در آن واقع شده است.[3]
پینوشتها:
[1]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، ج 5، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷، ص 62 و 63.
[2]. روزنامه اطلاعات، ش11551، 8/9/43، ص 1.
[3]. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، اسناد لانه جاسوسی، شماره 22، احزاب سیاسی در ایران (3)، تهران، پیام آزادی، بیتا، ص 117 تا 120.
