یکشنبه 25 فروردین 1342 / 19 ذیقعده 1382 / 14 آوریل 1963
6 بازدید
± اشغال انستیتو پلیتکنیک تهران توسط پلیس
مخالفان حکومت امروز خبر دادند که گروه کثیرى از دانشجویان دانشگاه تهران، در مراسم پایان اعتصاب غذاى 72 ساعتة نمایندگان خود، شرکت کردند. در جریان اعتصاب، پلیس، انستیتوى پلیتکنیک را اشغال نمود و دستور دستگیرى و اعزام جمعى از دانشجویان و طلاب توسط شخص اول مملکت به سربازى صادر شد.[1]
±موضعگیری مطبوعات برابر دانشگاهیان
اعتراضات دانشگاهیان به وضعیت زندانیان و به زندان افکندن شماری از دانشجویان، مطبوعات وابسته را به موضعگیری در برابر دانشگاه و دانشگاهیان واداشت. به نوشتة یکی از روزنامهها، «در این روزها به هرکسی میرسید و به رئیس هر خانوادهای بر میخورید، ضمن گفتوگو، این سؤال را پیش میکشند بالاخره تکلیف دانشگاه چه میشود!؟ و این پرسش بهترین نشانة علاقة کلیة افرادی است که یکی از بستگان و کسانشان در دانشگاه به نام دانشجو راه دارد و متأسفانه باید صریح بگوییم که تحریکات این محیط علمی، همة افراد مردم و خانوادهها را نگران ساخته و آنها در مقابل این معما قرار گرفتهاند که فرزندان خود را برای تحصیلات عالی کجا بفرستند. زیرا در این وضع فعلی، کمتر کسی است که به دانشگاه امید و اطمینان داشته باشند». نویسنده، اعتراضات دانشگاهیان را سیاستبازی تعبیر کرده، میافزاید: «یک عده از دانشجویانی که شاید از سیاست و حزببازی بیش از تحصیل و کسب علم و دانش لذت میبرند و پیرو نظر و دستورات جبهة ملی هستند، به دستور سران خود، هر روز به تحریک محیط دانشگاه و تشنج اوضاع آن سامان دست زده و میتینگ راه انداخته و دست به اعتصاب غذا زده و اکثریت دانشجویان دیگر را از درس و تحقیق و تحصیل باز میدارند و دولت و ادارهکنندگان دستگاه نیز به جای اینکه تکلیف دانشگاه را بالاخره معین نمایند، تماشاگر این صحنهها میشوند و عمر گرانبهای قریب پانزده هزار نفر از افراد زبده و برگزیدة کشور، هر روز به هدر میرود و سیصد، چهارصد نفر، یک محیط بزرگی چون دانشگاه را مرکز اغراض خود قرار میدهند».
این روزنامه سپس با تقبیح عمل سیاسی دانشجویان، پیشنهاد میکند که «دانشگاهی ویژة دانشجویانی تأسیس شود که به جای درس، به رفتار سیاسی و میتینگ بپردازند. به نوشتة این روزنامه، بیتوجهی به این امر به هیچ وجه با اوضاع و احوال کشور و رهبری و راهنمایی طبقة جوان و دانشجویان به سوی سعادت واقعی، مطابقت ندارد. مردم احتیاج به دانشگاهی دارند که مرکز تحصیل علم و دانش باشد و اگر بنا شود یک چنین محیطی هر روز با راه افتادن یک عدة معدود و شعار دادن یک اقلیت کوچک، متشنج گردد، شما بگویید جوانان این کشور، پس کجا بروند و تحصیل کنند و اگر دانشجویی نخواهد دنبال میتینگ و اعتصاب و اخلال نظم باشد، تکلیفش چیست؟!»[2]
± درگیری در استان فارس
خبرگزاری فرانسه امروز به نقل از روزنامههای تهران نوشت: «در جریان زد و خوردی که بین یک دسته ژاندارم و اشرار در استان فارس روی داد، نُه نفر راهزن کشته شدهاند و یک ژاندارم کمی زخمی گردیده است. 190 رأس احشام و تعداد زیادی اسلحه از سارقین مسلح به دست ژاندارمها افتاده است».[3]
±مصاحبة مطبوعاتی وزیر مشاور
جهانگیر تفضلی، وزیر مشاور، در مصاحبهای مطبوعاتی درباره وضع عشایر فارس و ایل قشقایی، مدعی شده است که افراد ایل قشقایی هرگز کوچکترین عمل، حتی تظاهری هم به زیان انقلاب مقدس ملی نکردهاند. حتی ده نفر از افراد این ایل هم حاضر نشدند با خانهای بیگانهپرستی که در رقاصخانهها و قمارخانههای اروپا از دسترنج کشاورزان و دامپروران این ایل شریف خوشگذرانی میکنند، هماهنگ شوند. وی افزود: «افراد دلیر ایل ممسنی و ایل قشقایی، همه بدون استثنا به اصول ششگانة انقلاب مقدس ملی رأی دادهاند و در کنار سایر هموطنان خود، با جان و دل از انقلاب ملی به رهبری شاهنشاه جانبداری میکنند». وی برخلاف گزارش ستاد عملیات جنوب، ابراز داشت که: «در ایل ممسنی حتی یک نفر حاضر نشد از خان تریاکی رستم نام که 110 پارچه آبادی را به نام خود ثبت داده بود و دسترنج کشاورزان زحمتکش و شریف ممسنی را غارت میکرد، حمایت کند. حتی اظهار تنفری که همة افراد این ایل از خان یاغی تریاکی دستگیر شده کردهاند و میکنند، عبرتانگیز است». او در پاسخ به اینکه آیا غائلة فارس تمام شده است، گفت: «غائلهای نبود. عدهای خان و فئودال مفتخور نمیخواستند که املاکشان طبق قانون اصلاحات ارضی تقسیم شود و عدهای تفنگچی بیچاره را به زور پول اجیر کرده بودند. خانها یکی پس از دیگری دستگیر شدند و املاک آنها طبق قانون اصلاحات ارضی تقسیم شده و حتی آن عدة ده بیست نفری که پس از درهم شکسته شدن نیروی متمرکز خانها به راهزنی پرداخته بودند، کمکم از میان میروند و البته دولت برای این دستههای راهزن که خلع سلاح میشوند، فکر اقتصادی هم کرده است زیرا اغلب اینها را فقر به مزدوری فئودالها کشانده بود که بعد از متلاشی شدن آنها، به راهزنی پرداخته بودند».
وزیر مشاور در مورد روحانیون اظهار داشت: «اکثریت قریب به اتفاق روحانیون حقیقی شیعه و همة روحانیون حنفی مذهب، شاهنشاه خود را پادشاه متدین اسلام و شاهنشاه را مؤمن شیعه میدانند و از انقلاب ملت ایران که به رهبری شاهنشاه متدین شیعه صورت گرفته است، صمیمانه حمایت میکنند و شاهنشاه نیز نسبت به روحانیون شیعه، بر روی ایمان قلبی و حکم خود، خیلی علاقهمندند». تفضلی در عین حال، خود و شاه را از شیعیان متدین خواند و گفت: «ممکن است عدة قلیلی از روحانیون که از ایمان کامل همة وزیران و دولتیها هنوز مطلع نشدهاند، نسبت به ما یا بعضی از ما، نظر مخالف داشته باشند اما همة علمای بزرگ شیعه، بدون استثنا شاهنشاه خود را به جان و دل دوست میدارند و صمیمیترین شیعة متدین و بزرگترین حامی تشیع در زیر سایة ولی عصر عجلالله تعالی فرجه میدانند». وی افزود: «البته آن عدة معدود روحانی که با انقلاب مقدس ملی و ترقی ملت ایران مخالف باشند، نه تنها ملت آنها را روحانی حقیقی نمیدانند، بلکه روحانیون وطنپرست و ملتخواه و دانشمند نیز آنان را بدون شک از خود میرانند و قدرت آنها در برابر ملت ایران و انقلاب مقدس ملی ما، مانند قدرت مورچه است در زیر چرخهای یک لوکوموتیو چندین هزار اسبی».[4] وزیر مشاور در مورد سربازی طلاب دینی نیز گفت: «تفاوتی بین طلاب علوم دینی و سایر دانشجویان نیست و نمیتواند باشد. البته بعد از پایان تحصیل، مانند دانشجویان معقول و منقول هستند و این دانشجویان با کنکورهای خیلی سخت وارد میشوند و اینها نیز باید در خدمت مقدس سربازی شرکت کنند».
تفضلی در مورد روابط روحانیون با دولت افزود: «روابط روحانیون با دولت، هیچوقت بد نبوده و با اینکه این انقلاب بزرگی که در ایران شد برای الغای رژیم ارباب و رعیتی و آزادی زنان، و مردم به اکثریت آن را تصویب کردند و شش اصل پیشنهادی شاهنشاه با تصویب اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران، به صورت و معنی قانون اساسی انقلاب بزرگ ایران درآمد. از روحانیون، عدة خیلی کمی با انقلاب مخالفت کردند در صورتی که در انقلاب مشروطیت که خیلی از لحاظ اجتماعی و عمق انقلاب کم اهمیتتر بود، فقط عدة زیادی از روحانیون با انقلاب مخالفت کردند، و ستارخان وقتی در تبریز قیام کرد، اکثریت قریب به اتفاق علمای روحانی با او به مبارزه پرداختند و او را مرتد اعلام کردند و در تهران، اصفهان به خصوص شهرهای مذهبی، اکثریت علمای روحانی مخالفت کردند و حتی یکی از معتقدترین علما به نام شیخفضلالله نوری را محکمة انقلابی مشروطیت، محکوم به اعدام کرد و در میدان توپخانه اعدام شد. اما در این انقلاب، اکثریت مردم و علمای درجه اول، نه تنها با انقلاب ملت مخالفت نکردند، بلکه شش اصل قانون اساسی انقلاب ملت ایران را از لحاظ مذهب مقدس اسلام توجیه کردند و آن را برای خوشبختی ملت ایران لازم شمردند». تفضلی در مورد تظاهرات دانشگاه و دانشجویان هم گفت: «در دانشگاه عدهای از دانشجویان که شمار آنها به پنجاه نفر نمیرسید، در بین چهارده هزار دانشجو میل داشتند به عنوان همدردی با چند نفر دیگر که امروز پیش من آمدند و گفتند ما در حدود 1500 نفریم، جمع شدهایم برای اینکه با چند دانشجوی بازداشتی همدردی کنیم. اما بعد از اینکه فهمیدیم عدهای هستند که میخواهند عقبافتادگی از درس را با داد و فریاد و شعار جبران کنند و به این وسیله خود را جلو بیندازند، ما متفرق شدیم. مخصوصاً که فهمیدیم اینها به علت درس نخواندن یا بیاستعدادی آنها موجب شده که در امتحان شرکت نکنند. ما هم از آنها جدا شدیم، اما دولت علم کوشش میکند که کوچکترین مزاحمتی برای دانشجویان فراهم نشود و حتی دانشجویانی را که با فئودالیزم و ارتجاع همکاری میکنند، آزاد کنند و به همین جهت با اینکه طبق مقررات کشورهای بزرگ جهان، تظاهرات سیاسی برای دانشجویان در محوطة دانشگاه به کلی ممنوع است، اجازة تظاهر مخالفین را با حداکثر آزادی در محیط دانشگاه داد و حتی اجازه داد بلندگو ببرند و هرچه میتوانند بلندتر به نفع فئودالیزم و ارتجاع به دولت فحش بدهند و بلندگوی این عده خراب شده بود که به آنها کمک شد و مجدداً تعمیر گردید. حتی به آنها گفته شد که میتوانید با شعارها و تظاهرات خود، هرجای تهران بگردید. البته دانشجویان احتیاط کردند و فکر کردند که اگر بیرون بیایند، قاطبة مردم برای آنها مزاحمت ایجاد کنند و مورد نفرت واقع شوند. علت دادن آزادی این است که ما مطمئن هستیم که اینها به زودی به صفوف دهقانان و کارگران و زنان و دانشجویان شرافتمند خواهند پیوست و این دولت، خوب میداند که شاهنشاه به همة دانشجویان محبت مخصوصی دارد. من معتقدم که این هفتاد نفر، هیچ گناهی ندارند و گناه به گردن اشخاصی است که برای جاهطلبی و نفع خصوصی، آنها را اغفال کردهاند و این بازی خودبهخود تا دو هفتة دیگر پایان میپذیرد؛ چنانکه عدهای از آنها نزد من اظهار ندامت کردند. به زودی ملت ایران تحریک کنندگان این جوانان را خواهد شناخت و من خود ماسک آنها را درهم میشکنم. من خیال میکنم همانطور که پیشبینی کرده بودم که سران جبهة ملی اعتصاب غذا نخواهند کرد، این پیشبینی نیز صحیح خواهد بود که این هفتاد نفر نیز از اعمال خود پشیمان شوند».[5]
± توزیع اسناد مالکیت کشاورزان آذربایجان غربی
امروز در مراسم توزیع اسناد مالکیت عدهای از کشاورزان آذربایجان غربی در سالن شهرداری رضائیه، رئیس سازمان اصلاحات ارضی در این استان، طی گزارشی اظهار داشت: «در این استان مجموعاً 710 قریه بزرگ وجود دارد که در حدود 455 قریة آن، مشمول قانون اصلاحات ارضی بوده و تاکنون کار واگذاری 153 قریة شش دانگ و پراکنده انجام شده است و بقیه نیز در دست اقدام است». در این مراسم سپهبد ریاحی، وزیر کشاورزی، اسناد مالکیت کشاورزان را به نمایندگان آنها اعطا کرد و در نطقی اظهار داشت: «چنانچه مردم کشورها جبر زمان را به موقع قبول کنند، سعادتمند و موفق میشوند و مللی که حوادث و انقلابهای متعدد و خونین سرنگونشان کرده و امروز اثری از آنها باقی نیست، همانهایی هستند که جبر زمان را درک نکردهاند». وی افزود: «ما رهبر عالیقدری داریم که به خوبی این جبر زمان را درک کرده و ملت ایران را آمادة اجرای یک تحول عظیم کرده است. از خیلی قدیم این کار عظیم در این استان شروع شده است و امروز اکثریت این استان را خردهمالکان تشکیل میدهند. اگر در این استان تعداد معدودی باشند که پیشرفت و ترقی ملت ایران چون زهری در کامشان فرو رود، مسلماً آنها خواهند کوشید در کارها اخلال کنند و این عده به میهن خود علاقهای ندارند».[6]
± حمایت مطبوعات از رفتار غیر انسانی نیروهای نظامی با طلاب مدرسة فیضیه
توجیه رفتار نیروهای نظامی و امنیتی در برخورد با مردم و طلاب علوم دینی در مدرسة فیضیة قم، به بهانة حمایت از اصلاحات ارضی، همچنان در مطبوعات ادامه دارد. امروز نویسندة یکی از مجلات در مطلبی با منکوب کردن مخالفان این اصل نوشت: «زمزمههایی که بعد از ایام تعطیل نوروز، مخالفین سیادت و آزادی ملت ایران در کم اثر کردن پیشرفت اصلاحات ارضی ساز کردهاند، مرا واقعاً متعجب ساخته است. چه طرفی میبندند آنها که خیال میکنند ممکن است و میشود دوباره عقربة زمان را به عقب چرخانید و وضع مالکیت را در ایران به حال دو سال پیش برگردانید؟ کار تقسیم اراضی و ایجاد طبقة خردهمالک از خود طبقة کشاورز، مسئلهای نیست که مربوط به این دولت و دولت گذشته، یا سپهبد ریاحی و دکتر ارسنجانی باشد که با رفتن یکی و آمدن دیگری، شلتر بشود، یا بتوان آن را عقب انداخت. اصلاحات ارضی، تزی است که به خاطر رفاه پانزده میلیون کشاورز ایران از طرف شاه ایران مطرح شده و اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران، به آن رأی قاطع داده است. تا این ملت هست، اصلاحات ارضی انجام خواهد شد و آزادی دهقانان ایرانی جامع عمل خواهد پوشید. هیچ قدرتی، هرگز از ارادة ملت، بالاتر نیست. کار تقسیم زمین بین زارعین و حق کشاورز در بهرهبرداری از آنچه کاشته و زحمتی که بر خود هموار نموده است، مطابق رأی ملت، به صورت یک قانون مقدس انعطافناپذیر درآمده است».
به نوشتة این نشریه، «شاید عدهای باشند که به طمع سودهای کلانی که از آشفتگیها بردهاند یا حصههایی که از یغما رفتن دسترنج دهقانان داشتهاند، باز هم تصور کنند که میتوان سبوی شکسته و پیمانة ریخته شده را به حال اول در آورد؛ اما آنها که وقایع دنیا و مقتضیات زمان را با حقیقتبینی کامل مینگرند، میدانند که در کار اصلاحات ارضی، در کشور ما هم مثل همة کشورهایی که قبل از ما در راه این انقلاب بزرگ اجتماعی پیش رفتهاند، قبلاً همة پلهای پشت سر خراب شده است و راه برگشت به هیچوجه و به هیچ شکل وجود ندارد. به اضافه، این وسط دهقانانی که بعد از سالها امیدواری و انتظار، ناگهان در مقابل واقعیترین و انسانیترین حق اولیة خود قرار گرفتهاند و فهمیدهاند که با هدایت شاهنشاه و با ارادة ملت، دوران بردگی و نوکری ایشان سپری شده و اکنون خود صاحب زمین و حاکم بر سرنوشت خویشند، مگر فراموش شدهاند؟» نویسنده سپس توصیه میکند که: «به جای فعالیتهای ناصحیح در جهت عصبانی کردن پانزده میلیون کشاورز ایرانی، در طریق اصلاح معایبی که اینکار مثل هر کار بزرگ انقلابی دیگر در آغاز امر دارد، بکوشیم و در حالی که سعی شاه و مردم این است که طبقة خردهمالک جدیدی از کشاورزان به وجود آید، خردهمالکان موجود را از بین نبریم و زمانی که انسانهای زحمتکش و دهقانان شرافتمند را صاحب زمین میکنیم تا از حاصل دسترنج خویش، برای رفاه زندگی خود و خانوادة خود بهرهبرداری کنند، محصول خردهمالکانی را هم که خود و فرزندانشان بر اثر زحمات بسیار طی روزهای دراز از دل خاک بیرون کشیدهاند و برای به ثمر رسانیدن یک نهال کوچک یا یک خوشة ناچیز، عرق ریخته و جان کندهاند، تباه خودخواهیها و کوتهبینیها نسازیم».[7]
± خانهسازی برای افراد ژاندارمری
امروز اعلام شد دولت ایران مبلغ 65 میلیون ریال از محل وام آمریکا، صرف اجرای پروژة خانهسازی برای افسران و درجهداران ژاندارمری خواهد کرد. 65 میلیون ریالی که صرف این کار خواهد شد، قسمتی از وام 480 میلیون ریالی است که اخیراً اعلام شده بود این وام از محل بهای گندمی به ایران داده شد که دولت آمریکا طبق قانون شماره 480 خود به ایران فروخته است.[8]
پینوشتها:
[1]. روحانیت و پانزده خرداد، انجمن اسلامی دانشجویان امریکا و کانادا، ۱۳۴۹، ص 33.
[2]. روزنامه مهرایران، ش 1800، 25/1/1342، ص 1.
[3]. بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش21، 29/1/1342، ص 4.
[4]. روزنامه پیغام امروز، ش 911، 26/1/1342، ص 1 و 4.
[5]. روزنامه مهرایران، ش1800، 25/1/1342، ص 1.
[6]. روزنامه اطلاعات، ش 11067،25 /1/1342، ص 16.
[7]. مجله خوشه، ش 6، 25/1/1342، ص 2.
[8]. روزنامه کیهان، ش5919، 25/1/1342، ص 12.
