سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1342 / 13 ذی‌حجه 1382 / 7 می‌ 1963

6 بازدید

± نامة آیت‌الله خمینی به علمای کرمان

آیت‌الله خمینی امروز هم همچون دیگر روزهای اخیر، از طریق نامه به روشنگری در برابر اقدامات حکومت پهلوی پرداخت. ایشان در نامه‌ای خطاب به علمای کرمان متذکر شد که دستگاه جبار نسبت به احکام مقدسة اسلام سوءنیت دارد. رجوع به اعمال ناشایسته و نطق‌های آن‌ها در هر فرصت این حقیقت اسفناک را واضح می‌کند. کراراً در بیانات خود گفته‌اند و اعلام نموده‌اند تساوی حقوق زن و مرد را که در اثر آن چندین حکم ضروری محو خواهد شد. اخیراً وزیر دادگستری در طرح خود، قید رجولیت و اسلام را از شرایط قضات الغا نمود. دستگاه جبار، وسایل اجتماع فرقة ضالة عمال اسرائیل را در لندن فراهم نمود. و به طوری که در بعض روزنامه‌ها منتشر شد و به هریک از دو هزار نفر مسافر یا بیشتر، پانصد دلار ارز داد و در قیمت بلیط هواپیما، هر نفری را قریب 1200 تومان تخفیف دادند تا جلسة ضداسلامی را تشکیل دهند و آن‌ها را به عنوان فرقة مذهبی معرفی کردند. ایشان هشدار داده است که با جزئی غفلت و اهمال، اسلام و مملکت اسلامی از دست خواهد رفت، و با وحدت کلمة مسلمین خصوصاً علمای اعلام، خطر مرتفع خواهد شد. باید آقایان جدیت کنند و در تحصیل وحدت کلمه و در تذکر به طبقات مسلمین و از خطرهای بزرگی که متوجه اسلام است، آن‌ها را آگاه کنند. اینجانب مصمم هستم که با تمام قوا از اعمال خلاف اسلامی دستگاه جبار جلوگیری کنم و به خواست خدای متعال، پیروزی نهایی با ماست، و کلمه‌الله هی العلیا. آیت‌الله خمینی در پایان تأکید کرده است: «اینک دستگاه فاسد جبار با هر وسیله به هتک و تهدید و ارعاب ما دست زده است و از هیچ جنایتی خودداری نمی‌کند. برای به هم زدن حوزة علمیه به نفع اسرائیل فعالیت می‌کند. با اسرائیل در مقابل دول اسلامی پیمان بسته یا می‌خواهد ببندد. امروز روزی نیست که مسلمین در مصالح اسلام و خودشان نظر نداشته باشند و نسبت به خطرهای محتمله بی‌تفاوت باشند. تکلیف بر علمای اعلام ـ کثرالله امثالهم ـ بیشتر متوجه است. آن‌ها کفیل ایتام آل محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می‌باشند».[1]

± نگرانی ساواک از اقبال عموم مردم به مرجعیت آیت‌الله خمینی

نگرانی‌های دستگاه‌های امنیتی از استقبال عموم مردم از مرجعیت آیت‌الله خمینی و جانشینی آیت‌الله بروجردی، روزافزون شده است. در گزارش اطلاعات داخلی ساواک آمده است: «به‌طوری که از محافل روحانی تهران کسب خبر گردیده، با وجود عدم توافقی که هنوز در حوزة علمیة قم در مورد مسئلة جانشینی آیت‌الله بروجردی وجود دارد، در محافل روحانی تهران این مسئله تقریباً به صورت قاطعی به نفع آیت‌الله خمینی حل گردیده و پایان پذیرفته است و به همین سبب نیز [به] مراکزی که در بازار تهران امور مذهبی دسته‌جات بازاری را اداره و رهبری می‌نماید، سپرده شده است که بازاریان را وادار نمایند که عموماً عکس آیت‌الله خمینی را که قبلاً توسط ایادی خود محافل روحانی چاپ گردیده و پخش شده است، به‌عنوان اعلام تبعیت و وفاداری خویش نسبت به موقعیت ایشان، در دکاکین خود نصب نمایند».[2]

± گزارش ساواک از تشکیلات روحانیت شیعه

ساواک امروز گزارش مفصلی دربارة تشکیلات روحانیون شیعة اثنی‌عشری تهیه کرده و در اختیار مقامات ارشد این سازمان قرار داد: «در این گزارش 21 صفحه‌ای با عناوینی چون مجتهدین و مسئلة امامت، نایب امام کیست؟ مجتهد کیست و چگونه انتخاب می‌شود؛ ارزش گواهی اجتهاد، طرز انتخاب مرجع تقلید، سیاست دولت در انتخاب مرجع تقلید، نظر مرجع تقلید و سایر مجتهدین دربارة دولت، امام جماعت، طرز انتخاب امام جماعت، وعاظ، روضه‌خوان‌ها و مداح‌ها، طلاب، مسئلة نظام وظیفة طلاب، مسئلة لباس روحانیون، اوقاف، ترتیب یافته و در انتها نیز قانون تبلیغ و ترویج تعلیمات اسلامی در 10 ماده، تنظیم و ضمیمه شده است. متن گزارش فوق با استقبال مقامات ارشد ساواک روبه‌رو شده است و در ذیل آن با جملات و عباراتی چون: «بسیار گزارش مفیدی است» و «بسیار خوب تهیه شده» و «معتقدم یک نسخه هم مخصوص تیمسار ریاست [ساواک] تهیه کنید [مطمئناً] مورد توجه ایشان قرار خواهد گرفت» به تمجید مفاد آن پرداخته‌اند. در بند 6 این گزارش که به طرز انتخاب مرجع تقلید پرداخته شده، آمده است: «پس از آیت‌الله بروجردی، مجتهدی که در نزد همگان به عنوان اعلم شناخته شده باشد، وجود نداشته و به همین جهت چند نفر از مجتهدین طراز اول به عنوان مرجع تقلید شناخته شده‌اند و هر کدام برای خود مقلدین و پیروانی دارند، از جمله: آیات‌الله حکیم و شاهرودی و خوئی در نجف. گلپایگانی، شریعتمداری، خمینی و نجفی در قم و میلانی در مشهد». این گزارش سپس توضیح می‌دهد که در چنین شرایطی که چند نفر از دانشمندان بزرگ علوم اسلامی با یکدیگر هم‌طراز هستند، ممکن است وجود صفات و امکاناتی در یکی از آن‌ها، موجب پیشرفت او گردد. چنانچه در حوادث اخیر، آیت‌الله خمینی به علت مخالفتی که با دولت کرده، مورد توجه عدة زیادی از افراد ناراضی قرار گرفته و تعداد مریدانش رو به ازدیاد رفته است. نویسندة گزارش در ادامه به توانمندی‌های علمی آیت‌الله حکیم اشاره کرده، می‌نویسد: «پس از او که دارای شانس زیادی برای مرجعیت تقلید است، آیت‌الله شاهرودی است که او هم مقیم عراق است و با وجود او به سختی نوبت به مجتهدین ایران می‌رسد». او این نکته را هم گوشزد کرده است که: «اگر قرار به انتخاب براساس نکات پیش گفته باشد، حتماً ‌باید از بین اشخاص زیر انتخاب شود تا نتیجه به دست آید و الا پیشرفتی حاصل نخواهد شد؛ آیات‌الله حکیم و شاهرودی و خوئی در نجف، آیات‌الله گلپایگانی، خمینی، شریعتمداری و نجفی در قم؛ آیت‌الله میلانی در مشهد. غیر از نامبردگان بالا، شخص دیگری دارای شانس مرجعیت تقلید نیست».[3]

± شایعاتی درباره آیت‌الله خمینی

ساواک خبرهای شایع شده در شهر، درباره آیت‌الله خمینی را این‌گونه پوشش داده است: «در بین روحانیون شایع است که آیت‌الله خمینی کتاب زبده‌الاحکام‌ که در چهارصد صفحه است و به قطر شش سانتیمتر می‌باشد، چاپ و مجانی به طلاب علوم دینی و مؤمنین می‌دهد. این کتاب حاکی از مسائل دینی بوده و به تهران فرستاده شده و بین طلاب علوم دینی تهران نیز توزیع گردیده است. بر پایة همین خبر، شیخ رضا فعال، صاحب کیوسک‌ میدان مولوی که از طرفداران دکتر بقائی است، اخیراً صد ‌هزار نسخه عکس آیت‌الله خمینی را چاپ و منتشر کرده است. همچنین مشهدی حبیب‌الله سقط‌‌فروش، صاحب مغازة سقط‌فروشی در بازارچة فرعی بازار حضرتی، صد ‌هزار نسخه از این عکس‌ها [را] چاپ و به وسیلة پسرش در بازار پخش نموده است. در قم هم گفته می‌شود که آیت‌الله خمینی تشکیلات اداری آیت‌الله بروجردی را دائر نموده و حقوق‌های سیصد الی چهارصد ریال ماهیانه به طلاب علوم دینی می‌پردازد و معلوم نیست این پول از ایران و یا از خارج به نام‌برده می‌رسد. از دیگر شایعاتی که به گوش مأموران ساواک رسیده و آن‌ها نیز گزارش کرده‌اند، خبر ملاقات دکتر امینی با آیت‌الله خمینی در قم است که ضمن آن، در مورد اشغال مجدد پست نخست‌وزیری با ایشان صحبت می‌شود، آقای خمینی اظهار می‌دارد چنانچه از مداخلات بی‌رویه‌ای که تاکنون در امور مذهبی و عالم روحانیت به عمل آمده، جلوگیری و بعداً نیز خودداری شود، می‌توان قول همه‌گونه مساعدت و پشتیبانی از طرف جامعة روحانیون را به شما داد. با این ترتیب باز زمزمة نخست‌وزیری مجدد آقای دکتر امینی سر زبان‌ها افتاده است.[4]

± فروش عکس آیت‌الله طالقانی در دانشکدة کشاورزی کرج

امروز عکس آیت‌الله طالقانی که در زندان به‌ سر می‌برد، در دانشکدة کشاورزی کرج به فروش می‌رفته است. به گزارش مأمور ساواک، عکس آیت‌الله حاج سیدمحمود طالقانی، عضو نهضت آزادی با زیرنویس «مبارز رشید و عالی‌قدر اسلام حضرت آیت‌الله آقای سیدمحمود طالقانی که به جرم عدالت‌خواهی متجاوز از سه ماه است در زندان استبداد به سر می‌برند» توسط دانشجوی سال چهارم کشاورزی به بهای هر عدد هفت ریال در دانشکده کشاورزی کرج به فروش می‌رسد.[5]

± پاسخ‌ نخست‌وزیر به سخنان آیت‌الله خمینی

امروز اسدالله علم، نخست‌وزیر، به بهانة کلنگ زدن برای ساخت یک باب دبستان در غرب تهران، در مقام پاسخ‌گویی به سخنان آیت‌الله خمینی برآمد که او را مردی بی‌سواد خطاب کرده بود. او گفت: «در کشور شما انقلاب عظیمی به انجام رسیده است. انقلابی که فقط و فقط در جهت منافع شما مردمی است که به کشورتان علاقه‌مند هستید و اکثریت مردمی که به کشورشان علاقه‌مند هستند، از این انقلاب پشتیبانی می‌کنند. این انقلاب، یک انقلاب همه‌جانبه بود در جهت فرهنگی و فکری». علم افزود: «در راه به‌ انجام رسیدن این انقلاب، مشکلات کوچکی نیز هست که مهم‌ترین آن عبارت است از به خطر افتادن منافع عده‌ای از اشخاص سودجو. گرفتاری ما الان همین مسئلة کوچک است. البته ما چون به هوش و فهم قاطبة ملت ایران اعتقاد داریم، می‌دانیم که صفوف محکم شما، پشتیبان برنامة مترقی شاهنشاه شما و دولتی است که به امر همایونی فعلاً زمام امور را در دست دارد. ولی به طور قطع باید بدانید کسانی که منافعشان به خطر افتاده، در راه ترقی و تعالی ملت ایران سنگ می‌اندازند. من یقین دارم شما این موضوع را کاملاً احساس می‌کنید و بازهم اطمینان دارم که در آیندة بسیار نزدیکی، چه از راه انتخابات مجلس و چه از راه دیگر، هوش خود را به جهانیان نشان خواهید داد. ولی باید بدانید از طرف کسانی که منافع آن‌ها در جهت عکس منافع ملت ایران واقع شده، مشکلات کوچکی برای ما ایجاد می‌شود. مثلاً منفعت فلان خان، که خودم هم از طبقة آن‌ها هستم (ولی خانی هستم که منویات شاهنشاه را خوب فهمیدم)، که به خطر افتاده، منطبق است با منافع آن طبقه‌ای که در لباس دیگری هستند. مثلاً یک نفری که به عنوان طبقة روشنفکر و در جهت منافع تودة مردم، خودش را قالب‌ زده است، با آن خان و مالک، همه در یک صف قرار گرفتند و این بهترین دلیلی است که شما مردم ایران بدانید که این‌ها چه ماسک‌های ظاهرفریبی به صورت خود زدند و شما باید دست آن‌ها را بخوانید؛ همچنان‌ که خوانده‌اید». وی ادامه داد: «آنانی که ماسک ملت‌خواهی به ‌صورت خود زده‌اند، با آن خان و با فلان سوءاستفاده‌کن در یک صف قرار گرفته‌اند». نخست‌وزیر اضافه کرد: «اما نوع مشکلاتی که در راه منافع ملت ایران ممکن است به وجود آید، آن‌قدر کوچک و کوته‌نظرانه است که هر دقیقه قابل پیش‌بینی است؛ مثلاً در دهان انداختن شایعات عجیب و غریب. نمونة این شایعات، تلفن‌هایی است که به اشخاص می‌کنند که دولت استعفا کرده و یا فلان نقطه خراب شده و یا فلان ژاندارم کشته شده است. باید الفبا را آموخت و شاگردی که الفبا را نیاموزد، باید بداند که از مردن معلم، دردی دوا نمی‌شود. الفبای ما برنامة مترقی شاهنشاه ماست». وی تهدید کرد: «شما برای همیشه نمی‌توانید اقلیت کوچکی داشته باشید که از همه چیز برخوردار باشند و اکثریتی هم داشته باشید که در راه تهیة قوت لایموت خود در زحمت باشند. با توجه به این امر، چه کسی می‌تواند در مقابل این برنامه مشکل ایجاد کند و جلوی آن را بگیرد؟» وی مدعی شد: «آن‌قدر کار در مملکت شروع شده و می‌شود که می‌ترسم بعد از چند ماه دیگر، سر گله باز شود که کارگر کم و پول زیادی در دسترس مردم است ولی به هرحال بدانید ما برنامة دقیقی داریم و شما نیز همه روزه از اجرای این برنامه‌ها مطلع خواهید شد و دولت با نهایت استحکام و خونسردی، که لازمة این‌کار است، نقشه‌های خود را اجرا خواهد کرد تا در مقابل شاه و ملت ایران سرافراز و روسفید باشد».[6]

± بازدید شاه و فرح با مهمانان دانمارکی از شیراز

شاه و فرح همراه مهمانان دانمارکی خود به تور ایرانگردی و دیدار از شهرهای کشور ادامه می‌دهند. آن‌ها امروز در شیراز، از آرامگاه حافظ و آرامگاه سعدی بازدید کردند[7] و سری هم به تخت‌جمشید و آثار باستانی آن زدند.[8]

± موافقت بانک جهانی با کمک به برنامة سوم عمرانی ایران

بانک جهانی موافقت قطعی خود را با کمک به برنامة سوم عمرانی ایران اعلام داشته است. این موضوع را امروز دکتر آموزگار، رئیس دفتر اقتصادی ایران در آمریکا، طی تلگرافی به اطلاع سازمان برنامه رساند. اعلام موافقت بانک جهانی که در حقیقت موافقت نهایی به شمار می‌رود، در سازمان برنامه با خوشوقتی زیادی استقبال گردید زیرا موافقت بانک جهانی، به منزلة تصویب و تأیید طرح‌های برنامة عمرانی سوم می‌باشد و همین موضوع باعث خواهد شد که کشورهای مختلف و به‌خصوص سرمایه‌داران خصوصی، برای همکاری با ایران رغبت بیشتری نشان دهند. گزارش‌های اولیة سازمان برنامه و طرح‌های برنامة سوم که برای اجرای آن‌ها محتاج به کمک خارجی می‌باشد، در سال گذشته مورد موافقت مقدماتی مقامات بانک جهانی و کارشناسان بانک قرار گرفت و در دنبال آن، بانک تقاضای اطلاعات بیشتری کرد. میزان احتیاجات برنامة سوم به کمک‌های خارجی، معادل چهل میلیارد ریال پیش‌بینی می‌شود و امیدواری زیادی هست که بانک جهانی با تشکیل کنسرسیومی از کشورهای علاقه‌مند و عضو، این اعتبار را در اختیار دولت ایران قرار دهد.[9]

± فساد و دزدی در دستگاه‌های دولتی

معینیان، وزیر راه، هفتة گذشته گفته بود من از فساد و دزدی‌هایی که در گذشته در راه‌آهن جریان داشت، سرسام گرفتم. این موضوع، دست‌مایة یکی از جراید برای پرداختن به گستردگی دامنة این دزدی‌ها شد و نوشت: «این اولین باری نیست که یک وزیر یا یک مقام مسئول مملکتی پرده‌ها را بالا می‌زند و حقایقی را افشا می‌کند، بلکه به کرات این سخنان موزون و دل‌نشین و این نغمه‌های شورانگیز به گوش جان‌ها رسید و قلب‌ها را لرزاند. لیکن حقیقت مطلب این‌ است که ما مردم عامی تا آن‌جا که حساب می‌کنیم، همیشه فساد و دزدی را در اغلب تشکیلات دولتی احساس می‌کرده‌ایم، یا به طریق اعترافات مصادر امور که حسن شهرت داشته‌اند، نظیر وزیر راه، یا گندکاری‌های زیاده از حد حضرات. به هر تقدیر این مسئله آنچنان عمومیت پیدا کرد که پایه و مایة افکار عامه را نسبت به دستگاه‌های دولتی سست ساخت؛ خواه یک‌ دستگاه واقعاً سالم، خواه فاسد و ناسالم». نویسنده افزوده است: «در دنیای وانفسای امروز، کمتر عنصری از پول نامشروع رویگردان است و وقتی محیط برای جمعی مساعد شد تا بدون رعایت اصول وجدان، عاطفه، مسئولیت و... حداکثر استفاده را به نفع خویشتن بنماید و سرانجام بیش از چند روزی مهمان عدالت نباشند و بالاخره دستگاهی آن‌قدر گل و گشاد شد که سال‌ها مشتی سودپرست در لباس خدمت به دولت بیت‌المال ملت را ببرند و مؤاخذه‌ای هم در کار نباشد، دیگر چه جای سرسام و تأسف خوردن است؟» در پایان این مطلب تأکید شده که مبارزه با فساد و دزدی و ایجاد یک تشکیلات سالم، همت می‌خواهد، شهامت می‌خواهد، قدرت می‌خواهد. باید تعصب را کنار گذاشت، ترحم و اغماض را از بین برد و در مقابل، شدت عمل به خرج داد تا فرصت از دست فاسدان گرفته شود.[10]

پی‌نوشت‌ها:


[1]. صحیفه امام، جلد اول، از ابتدا تا مهر 44، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1378، ص 223 و 4.

[2]. سیر مبارزات امام در آیینه اسناد ساواک، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، 1386، ج 13، ص 87.

[3]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص163.

[4]. سیر مبارزات امام در آیینه اسناد ساواک، ج 18، ص 74 و 5.

[5]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، کتاب 29: ابوذر زمان، آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص 370.

[6]. روزنامه کیهان، ش 5938، 17/2/1342، ص 1 و 11.

[7]. روزنامه پست تهران، ش 2890، 18/2/1342، ص 1 و 8.

[8]. روزنامه کیهان، ش 5939، 18/2/1342، ص 12.

[9]. روزنامه اطلاعات، ش 11087، 18/2/1342، ص 16.

[10]. روزنامه پست تهران، ش 2889، 17/2/1342، ص 6.