شنبه 11 خرداد 1342/ 8 محرم 1383/ 1 ژوئن 1963
5 بازدید
± شایعات در قم
مأمور ساواک گزارش داد که: «در قم بین مردم شایع است که آقای خمینی به وعاظ دستور داده است در روزهای 9 و 10 محرم (تاسوعا ـ عاشورا) از مدرسة فیضیه استفاده نمایند و مردم را تبلیغ نمایند که بروید داخل مدرسة فیضیه و ببینید دولت با زور و قلدری چه بلایی به سر یک مشت طلاب بیپناه آورده است». گزارشگر ساواک در ادامة این سخنان به شایعة دیگری هم اشاره کرده است که: «آیتالله خمینی به طلابی که در مدرسه [مزبور] مسکن دارند، دستور داده است در این دو روزه آنچه لباس پارهپاره و حتی خونی و لنگهکفشها را و همچنین فرشهای مندرس و کتابهای سوخته شده [دارند] تهیه و برای تماشای مردم در جلوی حجرات قرار دهند تا هر کسی ببیند که تعداد زیادی از رفقای ما را ـ طلبهها ـ از بین بردند و کشتند».[1]
± برنامه ساواک برای کاهش درگیری با عزاداران تاسوعا و عاشورا
ساواک مرکزی به وسیلة تلگراف رمزی از کلیة مراکز تابع خود در شهرستانها از جمله ساواک قم خواست که به عوامل خود دستور دهد: «در روزهای تاسوعا و عاشورا ضمن آمادگی کامل برای مقابله با هرگونه حوادث احتمالی، حتیالمقدور[...] از اصطکاک با عزاداران و وعاظ و روحانیون خودداری کنند». این تلگراف، همه مأموران ساواک را عملاً ملزم به اجرای این دستور پاکروان کرده است. او در دستور خود تصریح کرده است که: «اگر در مجالس و منابر، افرادی مبادرت به تندروی نمودند، در خارج از مجلس به وسیلة مقامات شدیداً به آنها تذکر و عواقب وخیم به آنان یادآور گردد. ضمناً اسامی و مشخصات این قبیل عناصر تهیه [شود] که پس از برگزاری ایام عزاداری تصمیم لازم دربارة آنان اتخاذ شود. نظر به اینکه عدهای عناصر آشوبطلب برای رسیدن به مقاصد خود مترصد به دست آوردن بهانه در روزهای تاسوعا و عاشورا میباشند، روی این اصل، اقدام سازمانهای انتظامی و امنیتی در روزهای مزبور باید کاملاً بررسی شده و با دقت و تدبیر انجام گیرد که بهانه به دست عناصر مترصد جهت بهرهبرداری ندهد. از طرف شهربانی کل نیز آموزش لازم در این مورد به شهربانیها داده شده است».[2]
± سخنرانی آیتالله خمینی در عصر عاشورا
از سوی دیگر، ساواک قم در تلگرافی به تهران اطلاع داد که: «به قرار گزارش مأمور ویژه، عصر روز عاشورا آیتالله خمینی به مدرسة فیضیة قم میرود و برای اهالی و طلاب و زوار سخنرانی خواهد نمود».[3] این خبر از سوی برخی از روحانیون قم نیز تأیید شده است.[4]
± عکسها و اعلامیة آیتالله خمینی در بازار تهران
در اطراف مسجد شاه (امام خمینی کنونی) و بازار تهران، در میان اجتماع عزاداران حسینی، اعلامیة آیتالله خمینی منتشر و عکسهایی نیز از وی در اطراف مسجد و بازار روی دیوارها نصب شده است.[5] بهطوری که مأمور ساواک گزارش داد در حدود 10:30 صبح حدود پنجاه نفر در ضلع غربی مسجد یاد شده اجتماع کرده بودند. آنان پرچمهایی را در دست داشتند که روی یکی از آنها نوشته شده بود «هیئت زنجیرزنان تهران». این افراد پس از یکی ـ دو ساعت، حوالی ظهر به سمت بازار رفتند. در مقابل بازار هم چند نفر رسالة عملیة آیتالله خمینی به فروش میرساندند.[6] گفته میشود که نوارهایی نیز از وی در تهران بین مردم توزیع شده است.[7]
± آثار هجوم حکومت به مدرسة فیضیه
یکی از کارمندان ادارة تبلیغات و انتشارات که با ساواک همکاری دارد، اظهار کرد عدهای از روحانیون و طلبهها و اشخاص متفرقه که به آن اداره رفتوآمد دارند، میگویند هنوز صحنهسازی مدرسة فیضیه در قم از لحاظ پراکندگی اثاثیه و کتب و البسة خونین طلاب و شکستگی در و پنجره، برقرار است و افرادی، عدهای از مسافرین را که به قم میروند، بدانجا برده، با عنوان «فجایع دولت» این صحنهها را با آبوتاب تمام به ایشان نشان میدهند. همچنین شعارهای ضددولتی بر در و دیوار مدرسه نوشته شده است.[8] در پاسخ به گزارش ساواک قم که از زبان یکی از کارمندان ادارة تبلیغات و انتشارات تهیه کرده بود، اعلام شد که با مذاکرة تلفنی و قبل از وصول آن گزارش، شعارها و اثاثیهای که به عنوان تظاهر ریخته بودند، جمعآوری و محو شده است.[9]
± اقدامات روحانیون در هفتة اول محرم
با وجود عملیات بازدارندة عوامل و مأموران ساواک، روحانیون و وعاظ همچنان به تبلیغ و وعظ مشغولاند و در مجالس مذهبی و سوگواری که همزمان با آغاز ماه محرم برپا شده، در موضوعات متعددی از جمله برنامههای سیاسی دولت سخنرانی میکنند. در اینباره ادارة بررسیهای ساواک، گزارشی را با عنوان «اقدامات روحانیون» تهیه کرده است که فعالیتهای این قشر از جامعه را در هشت روز گذشته پوشش میدهد. شرح گزارش یاد شده چنین است: «در هشت روز گذشته به مناسبت تصادف با ایام ماه محرم در نقاط مختلف کشور مجالس مذهبی و مراسم سوگواری برقرار گردیده، وعاظ و سایر مبلغین مذهبی به وعظ و تبلیغ پرداختهاند که هنوز ادامه دارد. در چند روز اول ماه محرم، اهل منبر حملات شدیدی علیه دولت به عمل نمیآوردند و فقط عدهای از آنان با کنایه و اشاره انتقاداتی میکردند. ولی پس از انتشار اعلامیة جدید آیتالله خمینی که در آن دستوراتی راجع به تشدید فعالیتهای تبلیغاتی بر ضد دولت داده شده، روش آنان تغییر یافته بود و در مجالس و محافل دینی با شدت مردم را تحریک و علیه دولت تبلیغ مینمایند. در اعلامیة آیتالله خمینی نوشته شده در زمانی که بدعتهایی در دین ظاهر میشود، بر علما واجب است که علم خود را اظهار و حقایق را افشا نمایند. بنابراین در حال حاضر آنان وظیفه دارند که بدون ترسی از حبس و ارعاب و تهدید، به تکلیف دینی خویش عمل نمایند. در این اعلامیه همچنین گفته شده التزامی که مقامات انتظامی از وعاظ میگیرند، قانونی نیست و التزام گیرندگان مجرم میباشند. انتشار این اعلامیه حتی روش آن عده از گویندگان مذهبی را نیز که کمتر وارد جنجالهای سیاسی میشدند، تغییر داده و چون خود را به موجب فتوای آیتالله خمینی شرعاً مسئول میدانند، شروع به انتقاد و تحریک کردهاند. در دو، سه روز اخیر، اغلب بیانات وعاظ پیرامون مسائل جهاد و لزوم مقاومت در برابر دولت، آزادی، حادثة مدرسة فیضیه، تسهیلاتی که برای مسافرت جاسوسان بهایی به لندن فراهم شده، مسافرت جینا بریجیدا به ایران و مسائل دیگری که جنبة انتقاد و تحریک علیه دولت دارد، دور میزده و افکار عدة کثیری از طبقات مختلف مردم متدین را بر ضد مقامات عالیه و زمامداران کشور به هیجان آورده است. اطلاعات واصله حاکی است که روحانیون مخالف در نظر دارند در ایام تاسوعا و عاشورا حداکثر استفاده را از اجتماعات مذهبی نموده، دست به تحریکات و حتی تظاهرات شدیدی بزنند و ضمناً گفته میشود که از طرف آیاتالله بهبهانی و خوانساری در تهران، به وعاظ و روضهخوانهای طرفدار خودشان توصیه شده در مجلس سوگواری کاخ گلستان که همه ساله توسط وزارت دربار شاهنشاهی در ایام 9، 10 و 11 محرم برگزار میشود، شرکت نکنند و احتمالاً عدهای از روحانیون از شرکت در این مجلس خودداری خواهند کرد».[10]
± تذکر ساواک به روحانیون
به منظور منع روحانیون از فعالیتهای خود در ایام سوگواری و مجالس عزاداری در روزهای آینده، بویژه روزهای تاسوعا و عاشورا، سرلشکر پاکروان به عوامل ساواک دستور داد که: «برای بار آخر تذکر خیلی جدی به آخوندها بدهید که این کار برای آنها عواقب خیلی وخیم خواهد داشت». این دستور او که به صورت «خیلی فوری» و با تلگراف رمزی به ادارههای تابع آن سازمان در استانها، از جمله ساواک شیراز ارسال شده، در ادامه تصریح دارد که: «فعلاً روش این است که دو روز عزاداری بدون ایجاد حادثه برگزار کنیم؛ اما پس از آن، عکسالعمل خیلی شدید به عمل خواهد آمد».[11]
± موقعیت آیتالله خمینی در مجامع روحانی
مولوی (رئیس ساواک تهران) در تلگراف چند خطی، موقعیت آیتالله خمینی را در مجامع روحانی بررسی کرد و به رئیس ساواک، سرلشکر پاکروان نوشت که: «اگر تعیین مرجع تقلید به مرحلة قطعی نزدیک شود، شریعتمداری مخالفت خواهد کرد». او در پایان نوشتة خود تأکید نموده که: «از هماکنون آثار آن به نظر میرسد».[12]
± سخنرانی حجتالاسلام فلسفی
امشب نیز مجلس سوگواری به مناسبت شب تاسوعا در مسجد آذربایجانیها واقع در بازار تهران با حضور بیش از چهل هزار نفر برپا گردید. در این مراسم که ارتشبد حجازی و سپهبد نصیری (رئیس شهربانی کل کشور) هم حضور داشتند، در حدود ساعت 8، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی بالای منبر رفت. او در ابتدا گفتههای شبهای گذشته را در موضوع امر به معروف، نهی از منکر و اجرای قانون اساسی در کشور یادآور شد و در ادامه گفت: «در پنجاه سال قبل، در اثر وجود دیکتاتوری و ظلم و تعدی دستگاه حاکمه، مردم به ستوه آمدند. با قیام سرداران و مجاهدین آن زمان توانستند حکومت ظلم و ستم را سرنگون و حکومت مشروطه را مستقر و قانون اساسی را تهیه و تدوین نمایند و این قانون را با قانون مذهب جعفری و قوانین اسلامی تطبیق نمودند. برای مردم آزادی نطق و بیان، عدم تجاوز به حقوق مردم، جلوگیری از اجحافات و غیره در آن گنجانیدند و بنای حکومت مردم بر مردم را پایهگذاری کردند. حد مرز دولت تعیین شد. هرگاه دولت از مرز خود تجاوز میکرد، مردم نسبت به این تجاوز اعتراض و هرگاه مردم تجاوز مینمودند، دولت جلوی آنها را میگرفت و بر اساس قوانین کشورهای دیگر در عصر حاضر، جهان آزاد به وجود آمد و در ردیف کشورهای آزاد به شمار میآید». فلسفی در ادامه به چگونگی اجرای قانون اساسی در کشورهای دیگر جهان توجه، و نوع نگاه مردم آنها و توقعاتشان را تشریح کرد: «در همة دنیا مردم، خود خواهان اجرای قوانین اساسی خویش میباشند». او سپس موضوع صحبتش را به وضع قانون در ایران کشاند و ادامه داد: «در قانون اساسی کشور ما مذهب ایران طریقة حقة جعفری و احترام به قرآن و اسلام است که تثبیت شده و به ثبت رسیده است. حکومت دموکراسی و مشروطه در تمام دنیا یعنی حکومت مردم بر مردم است. یعنی دولت هر کشور ناشی از ملت آن میباشد». او به این بخش از سخنرانیاش که رسید، مطالبی را پیش کشید که چندی پیش سفیر کبیر آمریکا در دفتر انجمن ایران و آمریکا گفته بود: «در جلسة انجمن ایران و آمریکا در اوایل خرداد ماه 42، سفیر کبیر آمریکا طی نطقی اظهار داشته است که اساس و پایة نظام آمریکا بر محور آزادی و اجرای قانون اساسی آن دور میزند». حجتالاسلام فلسفی از همین گفتة سفیر نتیجه گرفت که: «دولت آمریکا ناشی از ملتش بوده و ملتش خواهان دولتش است». آنگاه همین موضوع را مایة راحتی مردم آمریکا دانست که بدون توهّمی به کار مشغولند و کسی حق ندارد نسبت به حقوق آنها تجاوز نماید. فلسفی ادامه داد: «اگر من در انجمن ایران و آمریکا میبودم، به آقای سفیر کبیر آمریکا میگفتم آقای سفیر! چطور دموکراسی و حکومت مردم بر مردم و وجود آزادی جهت شما خوب است و بایستی دهن سایر ملتها را بسته و آزادی فقط در مملکت شما باشد و برای کشورهای خاورمیانه، آزادی امری منتفی است و باید این کشورها را تحت استعمار خود درآورید».
وی وجود قرآن و دین اسلام را در ایران مایة ثبات دانسته، آنها را سعادتبخش بشر معرفی کرد و نتیجه گرفت که: «ما به کار سیاست دخالت نداریم و اصولاً چیزی از سیاست نمیفهمیم و وارد نیستیم. برای اینکه میگویند سیاستمدار نبوده و در سیاست وارد نیستید». با این سخن کوتاهش موضوع را به ساخت مسجد در تاجیکستان توسط خروشچف سوق داد و افزود: «درتعجبم که خروشچف بیدین که هدف او کومونیست است و بیدیناند، آمدهاند مسجد میسازند. ولی دستگاه حاکمة ما مسجد خراب مینماید. کارهای دنیا برعکس شده است! خروشچف کار دولت ایران را در شوروی انجام میدهد ولی دولت ایران کار خروشچف را که هدفش مسجدخرابکنی میباشد، خود در ایران انجام میدهد». با این سخنان موضوع حملة قوای دولتی به مدرسة فیضیه را که در روزهای آغازین امسال صورت گرفته، پیش کشید: «ما از کومونیستها توقع خرابی مدرسة فیضیة قم و کشت و کشتار طلاب دینی و محو آثار اسلام را داشتیم؛ دولت خود مبادرت به اینکار نمود. برای اینکه ثابت نمایم باز من از سیاست چیزی نمیدانم، مثال برقراری روابط شوروی و ایران را میزنم؛ در سه سال قبل، شب ورود کومونیستها، در تمام رادیوهای خود به ایران و هیئت حاکمه فحش و ناسزا میدادند. ولی امروز طوری شده که شب و روز پشت رادیوها با هم ماچ و بوسه تعارف مینمایند و به هم صبّحکمالله میگویند. روی این اصل، سیاست پایه و اساس ندارد».
بخش دیگری از سخنان حجتالاسلام فلسفی به بازداشت خود و بیتوجهی مراجع ذیصلاح مملکتی به نحوة اجرای قانون اساسی در کشور بود. وی گفت: «آیا مقام مسئولی وجود دارد که اعلام جرم مراجع تقلید قم از [واقعه] حمله و کشتن طلاب علوم دینی مدرسة فیضیه را به محاکمه بکشد و مسئولین واقعة آن را تعیین نماید؟ آیا کسی هست به این اعلام جرم رسیدگی نماید؟» بعد رو به مردم حاضر در مسجد گفت: «فقط نظم را رعایت نمایید. فقط نظم برای گرفتن آزادی احتیاج است. به مبارزة خود ادامه دهید. امشب نیز از تمام مردم تقاضا میشود هیچگونه شعاری ندهند. من اکنون در حضور جمعیت کثیری هستم که اگر به هر که رأی بدهند، حتماً وکیل اول تهران میشود، اگر نشود، وکیل دوم خواهد شد. تقاضا دارم تقاضا و منظور و هدف شماها را از این محل به گوش هیئت حاکمه برسانم و برای تکرار هر خواسته، دو مرتبه قبولی و صحت اظهارات مرا جواب صحیح است صحیح است بدهید؛
1 ـ حوزة علمیة قم و مراجع تقلید و علمای ایران حق دارند بر سرنوشت ملت ایران دخالت نمایند و هرگونه انتشار اعلامیه و نظریات آنها را دولت بایست جداً و حتماً و الزاماً و آزادانه به آنان توجه نماید.
2 ـ دولت بایستی حتماً و جداً از حادثة اسفناک قم معذرت بخواهد.
3 ـ آزاد ساختن طلاب علوم دینی که غیرقانونی به سربازخانهها بردهاند و معرفی کردن آنها به حوزة علمیة قم.
4 ـ آزادی اجتماعی مردم و دخالت در سرنوشت خود.
5 ـ آزادی زندانیان سیاسی که در گوشههای زندان به سر میبرند.
6 ـ چاپ و انتشار نظریات مراجع تقلید در روزنامهها.
7 ـ محاکمه و مجازات مسببین واقعة مدرسة فیضیة قم».
هریک از موارد بالا را که فلسفی با صدای رسا طرح میکرد، با تکرار پاسخهای «صحیح است» از سوی مردم تأیید میشد. فلسفی سخنانش را با این توصیه به دولت به پایان رسانید: «من به نام سعادت ملت ایران و برای حفظ آبروی دولت و به نام یک ایرانی اصلاحدوست، صلاح دولت را در این میبینم که به این خواستهها توجه نماید و در غیر آنصورت، روزبهروز بدتر میشود».[13] وقتی هم که میخواست دعا کند و منبر را ترک گوید، تأکید کرد فردا شب که مصادف با شب عاشوراست، نتیجهگیری بزرگ و مهمی را از این مجلس به دست خواهد داد.[14] گفتنی است که بعد از پایان سخنرانی فلسفی، تعدادی از اعلامیههای آیات عظام خمینی، خوئی و میلانی که مربوط به افتتاح حساب شماره 10 بانک صادرات و معادن (شعبة قم) برای کمک به بازسازی مدرسة فیضیة قم بود، توسط چند تن از دستاندرکاران مسجد بین مردم توزیع شد.[15]
± تشکر آیتالله شریعتمداری از حجتالاسلام فلسفی
آیتالله سیدکاظم شریعتمداری امروز با ارسال نامهای خطاب به حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، ضمن ابراز قدردانی از سخنرانیهای وی، موضوع افتتاح حسابی در شعب بانک صادرات را برای کمک به بازسازی مدرسة فیضیة قم به میان آورد و تلویحاً از وی خواست که در این باره اطلاعرسانی و برای تشویق و ترغیب مردم تبلیغ کند. متن کامل نامة وی به شرح زیر است: «حضرت مستطاب حجتالاسلام آقای فلسفی دامت برکاته به عرض عالی میرساند با ابلاغ سلام و تحیات، لازم میدانم از بیانات مفید و مؤثر جنابعالی در این موقع به خصوص که متدینین در زحمت و جامعة روحانیت در شرایط سخت و مشکلی به سر میبرد و آزادی اظهار عقیده و دفاع از اسلام را ندارد، تشکر کنم. امروز روزی است که اسلام به مساعدت جمیع طبقات و تمامی افراد احتیاج دارد و دوران سستی و غفلت منقضی شده است. پرواضح است که آقایان خطباء و مبلغین سهم بیشتری را در مبارزات دینی داشته و دارند و انتظار است که سایر آقایان مبلغین هم دین خود را به اسلام به نحو احسن اداء فرمایند. از قرار مسموع، اغلب شروع کردهاند. شکراً لله مساعیهم الجمیله. ضمناً چون برای تجدید ساختمان مدرسة مبارکة فیضیه به نحو شایسته حسابی در بانک صادرات شعبة قم باز شده است و قرار است که روز تاسوعا و عاشورا هم سپرده را قبول کنند، اگر صلاح دیدید، مردم را مطلع فرموده و تشویق فرمایید».[16]
± دیدار مأمور ساواک با آیتالله طالقانی
مأمور ساواک نتیجة دیدار و گفتوگویش با آیتالله سیدمحمود طالقانی را به شرح زیر گزارش کرد. در این گزارش از زبان آیتالله آمده است که: «1ـ همان قسم که به تیمسار ریاست ساواک قول دادم، در سخنرانیهای خویش همه نوع دقت نموده، سخنان تحریکآمیز بر زبان نخواهم آورد. ولی متأسفانه مأمورینی که اظهارات حقیر را گزارش میدهند، یا مغرض میباشند و تحریف میکنند یا بیسواد هستند. از اینرو استدعا دارم امر فرمایند دستگاه ضبط صوتی اظهارات بنده را ضبط کند تا حقایق آشکار گردد و یا اینکه اساساً از رفتن [به] منبر و سخنرانی به طور کلی خودداری نمایم.
2ـ ملاقات زن و بچة آقایان دکتر آذر و مهندس بازرگان و سایر اساتید دانشگاه که در زندان قصر هستند، برخلاف گذشته خیلی زننده و در موقعی که عدة زیادی زندانی برای ملاقات آماده میشوند، آنها را که مردان تحصیلکرده و محترمی هستند، پشت میلههای زندان آورده، با صدای بلندی ناچارند صحبت کنند. در صورتی که آقایان سرلشکر خزاعی و سرهنگ قوامی موقع ملاقات زن و بچه، آنها را در داخل زندان میبرند و نزد یکدیگر هستند و مشاهدة این جریان باعث تحریک دانشجویان شده و میشود. کما اینکه گفتهاند منبعد زن و بچة آنها به ملاقاتشان نروند.
3ـ دربارة دستگیری و نگاهداری سران جبهة ملی و نهضت آزادی که مؤثر هستند، عرضی ندارم. ولی پارهای افراد که اسامی چند نفر از آنها ذیلاً عرض میشود، افرادی هستند که کوچکترین تأثیری در این جریانات نداشته و به جز ویرانی و گرسنگی زن و بچة آنها و اینکه به روحیة آنها از لحاظ ماندن در زندان لطمه وارد آید و احساساتشان شدیدتر گردد، نتیجة دیگری نخواهد داشت و بهتر است در این ماه عزاداری و برای آزادی آنها اوامر مقتضی از طرف تیمسار ریاست ساواک صادر گردد: 1ـ سنایی، عضو بیمه 2ـ گلزار، فروشندة لوازم برقی 3ـ شیخزادگان 4ـ شانهچی 5ـ قهرمانی 6ـ حسینی، کارمند جزء دخانیات 7ـ حنیفنژاد.
4ـ در حال حاضر روی قولی که دادهام و برای حفظ امنیت فعلی کشور ناچارم به خواستههای پارهای از دانشجویان روی مساعد نشان دهم که بعداً نصایح من در آنها مؤثر باشد، مرا سازمان امنیتی به حساب نیاورند. روی همین اصل مشغول اقداماتی هستم که نتیجة آن بعداً معلوم و به عرض خواهد رسید.
5ـ اساساً و به طور کلی با توجه به اوضاع و احوال خاورمیانه و تشنجات فعلی ایران، صلاح در این میدانم که به طور کلی شکاف حاصله بین افراد مؤثر جبهة ملی و مقامات دولتی را پر نمایم و بودن آنها بیش از این در زندان، جز جریحهدار شدن افکار عمومی و به خصوص دانشجویان اثر دیگر نخواهد داشت. در این صورت چنانچه صلاح باشد و اجازه بفرمایند، سران جبهة ملی را در بازداشتگاه، ملاقات و نظریه و نتیجة ملاقات را به عرض تیمسار ریاست ساواک برسانم. چه بسا همین ملاقاتها اثرات بس نیکویی برای طرفین دربرداشته باشد.
6ـ آخرین استدعایم این است که چنانچه اوامری با حقیر داشته باشند، وسیلة یک نفر که قبلاً تعیین میفرمایند، ابلاغ گردد. زیرا این دو روزه که از زندان آزاد شده[ام]، اشخاصی مختلف به نام افسر سازمان امنیت وسیلة تلفن به انواع مختلف مرا تهدید [مینمایند] که چرا فلان موضوع را در منبر بیان داشتم و چون به آبرو و حیثیت خود پایبند هستم، حاضرم اساساً منبر نروم یا از تهران خارج شوم که با این صحنههای آبروریزی مواجه نشوم.
7ـ آقای نصرتالله امینی که جزو بازداشتشدگان میباشد، دارای سرنوشتی بس اسفانگیز به شرح زیر است: الف) پدرش سرطان گرفته، مشرف به موت میباشد. ب) یکی از پسرهای او مبتلا به آنفلوانزا و بستری و مشرف به موت است. ج) پسر دیگری حال فلج پیدا کرده و بستری است. د) خانوادهاش نیز این همه ناملایمات و بازداشت بودن مرد نانآور آنها به چنان سرنوشتی دچار شده که دیر یا زود از بین خواهد رفت. تصور هم نفرمایند عرایضم دور از حقیقت میباشد. یکی از افسران ساواک در همسایگی نصرتالله امینی منزل دارد. ممکن است وسیلة او با کلیة اهل محل که از این جریان اطلاع کامل دارند، تحقیق فرموده، در صورت صحت، توجهی به این پیرمرد خدمتگزار بفرمایند». مأموری که در دیدار با آیتالله طالقانی حاضر بوده، در پایان گزارش خود تأکید کرده است: «به هر صورت باید مراقب اعمال و افعال این شخص بود».[17]
±سخنرانی علیه دولت
در مجلس عزاداری که امشب در منزل یکی از ساکنان خیابان امیریه، واقع در چهارراه مختاری، جنب گرمابة شیک برپا شد، واعظی به نام شجاعی به اصرار و خواهش حاضران بالای منبر رفت. او پس از ذکر مقدمهای، ضمن حملة شدید به دولت گفت که: «دولت و شاه مانند درخت چناری هستند که با وزش بادی شدید سرنگون میشوند. ولی ما پیروان دین چون نهال تازهای هستیم که هیچ باد و طوفان شدیدی نمیتواند ما را سرنگون سازد». او در ادامه شدیداً به مسئولان و مقامات دولتی حمله و ابراز امیدواری کرد که دولت سرنگون گردد. شجاعی در بین صحبتهایش از به کار بردن ناسزا نسبت به دولتیان خودداری نکرد که پس از پایان مجلس، مأموران در صدد دستگیری او برآمدند. اما وی با کمک چند تن از حضار، از در دیگر فراری داده شد.[18]
± پشتیبانی اهالی لرستان از آیتالله خمینی
جمع زیادی از اهالی لرستان با تهیه و ارسال طوماری خطاب به «محضر مبارک زعیم عالم اسلام آیتالله العظمی حضرت آقای خمینی دام ظله» ضمن عرض تسلیت به سبب کردار وحشیانة عمال دولت در مدرسة فیضیة قم نوشتند: «پشتیبانی بیدریغ خود را از مراجع محترم، تقدیم و به متابعت از دستورات مقدسة دینی تا آخرین قطرة خون خود از حریم مقدس قرآن و اسلام دفاع خواهیم کرد».[19]
± اعتراض نظامیان به حکومت
امروز گروهی از افسران نظامی با انتشار اعلامیهای نسبت به برخی از اعمال و برنامههای حکومت اعتراض شدیدی کردند. این تعداد از نظامیان اعتراض خود را با عبارت «شعار ما افسران مسلمان مرگ بر حکومت خائن» آغازه نموده و سپس آوردهاند: «ما افسران و درجهداران مسلمان ایران از اعمال وحشیانة شاه به ستوه آمدهایم. ما دیگر طاقت مأموریتهای اهریمنی و برادرکشی را نداریم. از خونریزی بیرحمانة استادان و دانشجویان دانشگاه بیزاریم. از کشتار وحشیانة روحانیون و پاره کردن قرآن و کتابهای دینی طلاب در قم سخت نگرانیم. چرخ اقتصاد مملکت و اخلاق عمومی از کار افتاده، بازداشت و تیرباران افسران، تأمین جانی و عِرضی را از ما سلب نموده. ارتش که برای مبارزه با اجنبی است، اکنون آلت دست هوسهای شاه شده و به نابودی ایران و ایرانی پرداخته، اعمال خلاف قانونی و ضد دینی شاه تاریخ ایران را ننگین نموده. تا کی حکومت با وعدههای دروغین و دیکتاتوری و تا کی صبر بر گرسنگی و سلب آزادی ملت. ما اکنون ملت مسلمان ایران را به هماهنگی و آمادهباش میخوانیم وخدا با ماست».[20]
± اعلامیة آیتالله خمینی در تهران
امروز گروهی از طلاب علوم دینی در محلة نازیآباد تهران بیانیهای از آیتالله خمینی را میان مردم و عابرین توزیع میکردند که در آن از قول ایشان آمده بود: «ما از تمام مسلمین میخواهیم که از زندانها و تبعیدها و شکنجهها [نهراسند] و به مبارزة خود ادامه [بدهند.] دستگاه در نظر دارد دین را از بین ببرد». طلاب مذکور به هر منبری که در هر مسجدی میرفتند، یکی از این اعلامیهها را به مردم میدادند.[21] در سوی دیگر، یکی از ساکنان خیابان مولوی مقابل خانیآباد به نام حاجاکبر مشکین، اعلامیهای را از آیتالله در اختیار بازاریان قرار داده، بین همگنان خود توزیع کرد.[22]
± جمعآوری عکسهای آیتالله خمینی در قزوین
عوامل و مأموران انتظامی در عمل به دستورات ساواک، تعدادی از عکسهای کلیشهای آیتالله خمینی که در برگههای جداگانه و به صورت تقویم دیواری تهیه و در قزوین منتشر شده بود، جمعآوری کردند.[23]
±نامه آیتالله فومنی خطاب به رئیس ساواک
آیتالله شیخ جواد فومنی که در پی اعتراض به حملة عوامل حکومتی به مدرسة فیضیه، حدود سه هفته پیش دستگیر و در زندان قزلقلعة تهران زندانی است، نامهای را به شرح زیر خطاب به رئیس ساواک نوشت: «با اینکه حقیر اهل منبر نیستم و گاهی احیاناً در مسجد خود منبر میروم، چنانچه سوءتفاهمی شده لزوماً بدینوسیله اطمینان موثق میدهم که تاکنون کلمهای علیه مصالح عالیه کشور نگفته و نخواهم گفت. چگونه باورکردنی است که امثال داعی، جز حسن نیت و انجام وظایف دینی نظر دیگر داشته باشم».[24]
± موافقت شهربانی با طرح وقایع فیضیه در منابر تبریز
از چهار روز پیش، وعاظ و روحانیون تبریزی به دلیل تهدیدات شهربانی که از پرداختن به موضوعات و مسائل سیاسی در مجالس سوگواری منع شده بودند، همچنان به منابر میرفتند. بازاریها نیز در این مورد از آنان پشتیبانی میکردند. تا اینکه امروز شهربانی درخواست ایشان را پذیرفت و اجازه داد که طبق هماهنگیهای انجام شده با قم، وقایع فیضیه در مساجد و مجالس وعظ مطرح گردد.[25] گفتنی است که حجتالاسلام محمدحسین انزابی از جمله وعاظ بنام تبریز است که علناً مردم را برضد دولت به قیام تحریک میکند.[26]
± سخنرانی حجتالاسلام مکارم شیرازی
حجتالاسلام ناصر مکارم شیرازی در مسجد هدایت که پیشتر آیتالله سیدمحمود طالقانی در آنجا به سخنرانی میپرداخت، به ایراد وعظ ایستاد و نسبت به دستگیری مهندس مهدی بازرگان و جمعی از اعضای نهضت آزادی ایران که اکنون در زندانها بهسر میبرند، اعتراض کرد. او گفتههای خود را هم ضبط میکرد که سخنانش از طرف مأموران ساواک که در آن مجلس حضور داشند، جعل نشود. به همین سبب در بخشی از سخنانش تأکید کرد که: «مخصوصاً ضبط صوت گذاشتهایم که بدون کموکاست صحبتهای ما ضبط شود».[27]
± سخنرانی حجتالاسلام هاشمینژاد
در حدود ساعت 8 امشب، حجتالاسلام سیدعبدالکریم هاشمینژاد در مسجد مروی بالای منبر رفت که در همان ابتدای سخنرانیاش شروع کرد به دعا و ضمن آن، خواری و ذلت دشمنان اسلام را از خدا خواست و در ادامه افزود: «خدایا دشمنان روحانیت را که نمیخواهند روحانیت را ببینند، نابود کن». در این موقع بانی مسجد به وی تذکر داد که سخنرانی را پایان دهد. اما چون او توجهی نکرد، از منبر پایین آورده شد.[28]
± خروج دو روحانی از کاشان
حجج اسلام سید حسن طاهری خرمآبادی و حجتی کرمانی که به ترتیب در منابر و جلسات سخنرانیهایشان در کاشان، اقدامات دولت را نقد کرده بودند، با حمایت و راهنمایی اهالی از تعقیب مأموران شهربانی و پلیس کاشان که قصد دستگیری آنها را داشتند، جان سالم به در بردند.[29]
± روضهخوانی در کاخ گلستان
از آنجا که مجالس روضهخوانی روز عاشورا در کاخ گلستان از اهمیت ویژهای برخوردار است، در ساعت 11 صبح کمیسیونی مرکب از افراد و مسئولان زیر تشکیل، و تصمیماتی اتخاذ گردید. این تصمیمات به شرح زیر است: 1 ـ علاوه بر اینکه سازمانهای انتظامی و اطلاعاتی طبق روش جاری اعمال خود را انجام میدهد، ساختمانهای وزارت راه و ساختمان وزارت صنایع و معادن و کلیة ساختمانهای مشرف به جایگاه اعلی حضرت همایون شاهنشاهی بایستی از طرف شهربانی کل کشور بازدید و از لحاظ حفاظت تأمین برقرار شود. 2ـ چون ممکن است در همان روز در مسجد ارک روضهخوانی باشد و در ضمن تظاهراتی به عمل آید و به وسیلة بلندگو شعارهای مزبور پخش گردد، شهربانی کل کشور پیشبینی لازم را در این مورد به عمل آورد که از هرگونه تظاهرات و دادن شعار جلوگیری به عمل آید. 3 ـ برای این منظور بدیهی است که ساواک اقدامات لازمه را قبلاً انجام داده و اطلاعات لازم را فوراً در اختیار شهربانی و تیپ گارد شاهنشاهی میگذارد.[30]
± سخنرانی آیتالله دستغیب
در شیراز خبری بین مردم پخش شده که طبق آن گفته میشود فردا شب، مصادف با شب عاشورا، آیتالله عبدالحسین دستغیب در مسجد نو بالای منبر رفته، سخنرانی خواهد کرد. بنابراین از عموم مردم دعوت به عمل آمده که شب مزبور در مسجد نو حضور به هم برسانند. چون پیشبینی میشود که جمعیت زیادی در مجلس وی حضور یابند، ساواک فارس به مأموران انتظامی شهر شیراز دستور داده که اقدامات لازم را معمول دارند.[31]
± اعلامیة آیتالله میلانی
آیتالله سیدمحمدهادی میلانی امروز با صدور اعلامیهای مفصل، ضمن یادآوری حادثة مدرسة فیضیه و حملة قوای دولتی به آنجا، به تلویح دولت را فاسد خوانده، افزود که باید مردم را از لوایح چنین دولتی آگاه ساخت. در بخشی از اعلامیة او آمده است: «هیئت حاکمه، شرط اسلام و شرایط اسلامی را از قاضی برمیدارد و بر هر فرد فاسد و کومونیست اجازة اشتغال در مقام قضا را میدهند. باید به مردم بگویید چگونه راه را برای عمال و جاسوسان اسرائیل در ایران باز کردهاند و با پول ملت بیش از هزار نفر را برای مقاصد ناپاک و خیانتآمیز به خارج فرستادهاند. باید به مردم اطلاع داد که چگونه ایادی جاسوسان اسرائیل را در فرهنگ ملت دخالت دادهاند و این همه برای آن میکنند». بهگزارش مأمور ساواک، آیتالله میلانی با تأکید بر این اصل که «ملت از آنها بیزار است» آگاهیبخشی در این باره را از وظایف جامعة مبلغین اسلامی در ایام عزاداری عاشورای حسینی دانست. وی این موضوع را بسیار مهم و حیاتی تلقی نموده، با این جمله اعلامیة خود را پایان داده است: «هرکس جز این عمل کند، بر سر سفرة حسینی نانونمک خورده و نمکدان شکسته است».[32]
± شب تاسوعا در مسجد هدایت
در ساعت 8:30 امشب مجلس سخنرانی به مناسبت شب تاسوعا در مسجد هدایت تهران با تلاوت آیاتی از قرآن مجید آغاز شد. قاری این آیات، عبدالکریم لاهیجی دانشجوی رشتة حقوق بود. در این مراسم حدود سیصد نفر حضور داشتند که بیشتر آنها را افراد مسن تشکیل داده، جوانها هم اکثراً از نهضت آزادی ایران بودند. سپس، شیخ غلامرضا گلسرخی بالای منبر رفته، ابتدا به مسائل دینی و مذهبی پرداخت. آنگاه موضوع سخنانش را به مظالم امام حسین(ع) کشانده، جریانات قم را پیش کشید و از مضروب شدن طلاب علوم دینی سخن گفت. در ادامه هم به دولت اسرائیل و کلیمیها حمله برد و تأکید ورزید که باید در مقابل این قوم ایستادگی کرد. پس از وی، آیتالله طالقانی سخنرانی کرده و پس از ذکر مقدمهای در موضوعات مربوط به دین، چگونگی زندانی شدنش را تشریح نمود. او در این باره یادآور شد که اگرچه بیمار بود، اما دولت نتوانست جلوی زبانش را بگیرد. سپس برای اینکه نشان دهد هنوز از گفتن حقایق بازنمانده، رو به جمعیت گفت: «مأمورینی که مابین جمعیت هستند، صحبت مرا بدون کموکاست خبر دهند».[33]
± گزارش مأموران نفوذی ساواک از منزل آیتالله خمینی
دو تن از مأموران ساواک موفق شدند که در حدود ظهر امروز به منزل آیتالله خمینی نفوذ کرده، با وی به گفتوگو بنشینند. یکی از آنها شهریاری نام دارد که مأمور ساواک فارس بوده، مأمور بعدی هم ابومسلم نامی است که مأمور نفوذی ساواک در نهضت آزادی ایران میباشد. آنان به منظور ملاقات با آیتالله خمینی به قم رفته، با کسب آگاهی از اینکه امروز در منزل ایشان مجلس روضهخوانی برپاست، توانستند پس از اتمام مجلس، با آیتالله دیدار کنند.
ابتدا شهریاری، ابومسلم را به نام پیک مطمئن هوایی فرودگاه مهرآباد معرفی و علاوه مینماید که حضرت آیتالله از این پس میتوانند وسیلة ایشان، ارتباط سریع و مطمئن با علمای حوزة علمیة نجف اشرف و کربلا و سایر کشورهای اسلامی داشته باشند. آیتالله خمینی دستور میدهد پیشکارش به نام ورامینی، اسم و آدرس محل کار و شماره تلفن و نشانی منزل ابومسلم را یادداشت نماید. سپس خمینی میپرسد اعلامیة آخری من به دست شما رسیده و برای شیراز ارسال داشتهاید؟ شهریاری اظهار میدارد که روز گذشته [10 خرداد] تعدادی [را] از آیتالله نوری طالقانی دریافت داشته و به وسیلة ابومسلم با پیک هوایی به شیراز فرستاده است. ولی کافی نبوده. آیتالله دستور میدهد پس از خاتمة مذاکرات، نزد فرزندش، آقامصطفی، بروند و هر مقدار اعلامیه و عکس که لازم است، دریافت دارند. پس از آن خمینی میگوید از این اعلامیه که قرار بوده در مساجد و معابر و بازار الصاق نمایند، آیا چسباندهاند و آنان دیدهاند؟ و دولت دستور نداده که این اعلامیهها را [بکنند.] مأمورین مزبور پاسخ میدهند که اعلامیههای مزبور به اندازة کافی در مراکز حساس شهر تهران الصاق گردیده و تاکنون دیده نشده که مأمورین دولتی جرأت کندن آن را داشته باشند. آنگاه دو مأمور مزبور از خمینی میپرسند که دستور جدیدی برای ایام تاسوعا و عاشورا صادر میفرمایند؟ آیتالله خمینی میگوید جز همین اعلامیه که داده است و وعاظ را ملزم به گفتار و انتقاد از دستگاهها نموده، فعلاً دستور دیگری نیست. مأمور ساواک فارس علاوه مینماید که در شیراز قصد شدت عمل و احتمالاً تخریب در بین است و وسایلی برای این کار، از طریق نهضت دریافت داشتند، صلاح آیتالله چیست؟ خمینی میگوید فعلاً صلاح نیست و من حاضر نیستم در این ایام پیشآمدهای ناگواری بکند که منجر به ریختن خون مسلمین گردد.
در ساعت 13 دو مأمور مزبور پس از خداحافظی، از اتاق خمینی خارج [شده] و در قسمت دیگر منزل به ملاقات سیدمصطفی، فرزند آیتالله رفته و در آنجا مقداری اعلامیه و همچنین نوار سخنرانی آیتالله دستغیب را تحویل گرفته و منزل خمینی را ترک میگویند و از آنجا به مدرسة خان، به ملاقات شیخ کوری که از محارم آیتالله خمینی است و یزدانپرست نام دارد، رفته و شیخ مزبور اظهار میدارد پیکی به نام فاضلی از شیراز آمده و به ملاقات آقای خمینی رفته و تا لحظهای دیگر به اینجا میآید. مأمورین مزبور قریب نیم ساعت تأمل نموده تا آنکه طلبة جوانی که همان فاضلی، پیک روحانیون شیراز بوده، از راه رسید و پس از انجام مراسم معارفه، تعداد یکصد قطعه عکس آیتالله خمینی در دو فرم و نیز مقداری از اعلامیة جدید خمینی که نمونة آن در گزارش آمده است، دریافت شد.[34]
± سخنرانی حجتالاسلام اسلامی
حجتالاسلام شیخ عباسعلی اسلامی از ساعت 9:30 صبح به مدت یک ساعت در تهران، در منزل آیتالله استرآبادی در حضور نزدیک به سیصد نفر سخنرانی کرد. او پس از ذکر مقدمهای، رو به حضار گفت: «شما مردم دینتان از بین میرود و به علمای شما توهین میشود. طلاب بیگناه را میکشند و نشستهاید و تماشا میکنید. ولی من نمیترسم و مبارزه خواهم کرد». اسلامی در ادامه به موضوع جلب پسرش برای انجام خدمت سربازی اشاره نمود که در پاسخ به این اقدام دولت گفت: «برای مقابله با کماندوهای شما حاضرم که فرزندم برای فراگرفتن فنون جنگی به خدمت اعزام شود. قضیة مدرسة فیضیة قم از قضیة صحرای کربلا و امام مهمتر است. زیرا در صحرای کربلا دفاع کردند ولی طلاب بیگناه نیروی دفاعی نداشتند».[35]
تکیهای واقع در کوچة پامنار بازار تهران از دیگر نقاطی بود که امروز حجتالاسلام اسلامی در آنجا به سخنرانی ایستاد. او در قسمتی از سخنرانیاش در آن تکیه، به تقبیح تبعیضی پرداخت که دولت میان مسلمانان و اقلیتهای مذهبی قائل میگردد، ضمن آنکه امکانات موجود برای بهاییها و ارامنه را به مراتب بیشتر از مسلمین دانست و گفت: «گرفتن گذرنامة خروج از کشور برایشان سهل و آسان است ولی برای بنده و امثالهم چقدر باید متحمل زحمت و توسل به پارتی و تشبث گردیم». در ادامه هم به وضعیت اجتماعی کشور پرداخته، کثرت طلاق و فسق و فجور را نتیجة رویه غلط دولت توصیف نمود و در پایان سخنرانی افزود: «ای مردم! ما یک دفعه به دنیا آمدهایم و یک دفعه از دنیا میرویم. از حبس و زجر و تبعید و کشتن نمیترسم. ما سربازان اسلام هستیم؛ نه توپ داریم و نه تانک. فقط مطالب و بیانات خود را با فلسفه و منطق بیان مینماییم و باید در راه حق و حقیقت مبارزه کرد تا حرمت قرآن از بین نرود و مسببین به وجود آوردن این اعمال ناشایسته به سزای اعمال خویش برسند».[36] شیخ عباسعلی اسلامی افزون بر این، در ساعت 9:30 شب هم به مسجد صدریه واقع در میدان خراسان رفت و ضمن انتقاد از آزادی زنان گفت: «آزادی زنان به جایی رسیده است که دیدیم نسبت به ورود جینا لولو چه تجلیلی نمودند. چشم ما روشن که در مملکت اسلامی رقاص تربیت میکنند. اکثر رجال ما جزء افتخارات خود میدانند که زنهایشان رفیق دارند».[37]
± داغ شدن تنور انتخابات
روزنامة اراده آذربایجان موضوع انتخابات مجلس شورای ملی را در مورد توجه قرار داده، با انتشار مطالبی میکوشد که تنور انتخابات آن را داغ کند. این روزنامه با اشاره به تلاشهای دستههای مختلف نوشت که: «این دستهجات میکوشند در این انتخابات که از نظر فرم و شکل کاملاً با انتخابات گذشته متمایز است، شرکت نمایند». در ادامه هم به طور قطع پیشبینی نمود که انتخابات در مرداد ماه امسال برگزار خواهد شد. نویسندة این مطلب از قول برخی از مطلعین افزود که از نخستوزیران سابق، دکتر علی امینی و مهندس شریف امامی و از وزرا، دکتر حسن ارسنجانی و دکتر پرویز ناتلخانلری و عطاءالله خسروانی در این دوره از انتخابات مجلس شورای ملی شرکت خواهند کرد. هرچند احتمال بود که در مجلس آینده، چهرههای گمنام و کارگران و خردهمالکین هم دیده شوند.[38]
± موافقتنامة بازرگانی ایران و چکسلواکی
در پی معاهدة بازرگانی و گمرکی و کشتیرانی که در 30 آوریل 1929 / 10 اردیبهشت 1308 بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت جمهوری سوسیالیستی چکسلواکی به امضا رسید و با توجه به تمایل طرفین به تداوم روابط موجود در این زمینه، نمایندگان دو دولت بار دیگر موافقتنامهای را در امور بازرگانی به امضا رسانیدند. این موافقتنامة 8 مادهای، بر گسترش مبادلات کالا میان تجار طرفین براساس آن مفاد تأکید دارد. گفتنی است موافقتنامهای که امروز محمدعلی مولوی از سوی هیئت نمایندگی ایران و امیل پشنیچکا به عنوان رئیس هیئت نمایندگی چکسلواکی امضا کردند[39]، جانشین موافقتنامهای میشود که بین طرفین در 21 فوریه 1961 / 2 اسفند 1339 در تهران به امضا رسیده بود. همچنین طبق مادة نخست موافقتنامة حاضر، فهرستی از کالاهایی پیوست شده است که بین دولتهای ایران و چکسلواکی باید مبادله شود.[40]
±تلگراف پادشاه افغانستان به محمدرضا پهلوی
محمدظاهر، پادشاه افغانستان با ارسال تلگرافی از مساعی محمدرضا پهلوی دربارة استقرار مجدد روابط سیاسی میان افغانستان و پاکستان تشکر و قدردانی کرده، پیروزی این مذاکرات را به وی تبریک گفت.[41]
± پایان مأموریت مدیرعامل کنسرسیوم نفت ایران
برلین پس از چهار سال ریاست بر هیئت مدیره و مدیرعاملی شرکتهای عامل (کنسرسیوم) نفت ایران که مدت مأموریتش در تهران پایان یافته و باید ایران را ترک بگوید، امروز در کاخ اختصاصی شاه حضور یافت و از وی برای ترک ایران کسب اجازه کرد. او به اخذ یک قطعه نشان تاج نیز نائل آمد.[42]
پینوشتها:
[1]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، ص 387 و 388؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص340.
[2]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، همان، ص 388 و 389؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص 341 و 342؛ منصوری، جواد، تاریخ قیام پانزده خرداد به روایت اسناد، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377 ص 625 و 626.
[3]. سیرمبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، همان، ص389؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2، همان، ص348؛ کرباسچی، غلامرضا، هفت هزار روز، تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، جلد اول، تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی،1371، ص148.
[4]. رجائی، غلامعلی، برداشتهایی از سیرة امام خمینی، ج2، تهران، عروج، 1377، ص311.
[5]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، همان، ص349.
[6]. مهری، فرشید، مساجد بازار تهران در نهضت امام خمینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص98.
[7]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، همان، ص391.
[8]. مدرسه فیضیه به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص58.
[9]. همان.
[10]. منصوری، جواد، همان، ص 627 تا 629.
[11]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص104.
[12]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، همان، ص327.
[13]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج9 (حجتالاسلام محمدتقی فلسفی)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 205 تا 210.
[14]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج5: شهید حجتالاسلام سیدعبدالکریم هاشمینژاد،، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1377، ص206.
[15]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج9 (حجتالاسلام محمدتقی فلسفی)، همان، ص210.
[16]. فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376، ص 268 و 269.
[17]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج29(آیتالله سیدمحمودطالقانی)، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص 392 تا 394.
[18]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج8، همان، ص53.
[19]. سیر مبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، همان، ص 327 و 328.
[20]. همان، ص329.
[21]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک،ج2، همان، ص344، سیرمبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، همان، ص395.
[22]. سیرمبارزات امام خمینی در آئینه اسناد به روایت ساواک، ج1، همان، ص395.
[23]. همان، ص391.
[24]. ستمستیزان نستوه، آیتالله شیخ جواد فومنی حائری به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1377، ص318.
[25]. روحبخش، رحیم، همان، ص 94 و95؛ خاطرات 15 خرداد (تبریز)، ج2، به کوشش علی باقری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (حوزه هنری)، 1347 تا 1378، ص 154 و 155.
[26]. منصوری، جواد، قیام 15 خرداد 1342، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، 1376، ص343.
[27]. روحبخش اللهآباد، رحیم، شبکه پیامرسانی در نهضت امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387، ص 47 و 48.
[28]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج5(سیدعبدالکریم هاشمینژاد)، همان، ص4؛ جلالی عزیزیان، حسین، زندگی سیاسی هاشمینژاد، تهران، نشر تهران، 1382، ص154.
[29]. طاهری خرمآبادی، حسن، خاطرات آیتالله طاهری خرمآبادی، ج 1، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 201 تا 203.
[30]. آزادمرد طیب حاجرضایی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص77؛ دهنوی، محمد، قیام خونین 15 خرداد 1342 به روایت اسناد، تهران، رسا، 1360، ص 45 تا 47.
[31]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید دستغیب، همان، ص102.
[32]. آیتاللهالعظمی سیدمحمدهادی میلانی به روایت اسناد ساواک، ج1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص102.
[33]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ج29: آیتالله سیدمحمود طالقانی به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص387.
[34]. قیام 15 خرداد 1342 به روایت اسناد ساواک، ج 2، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 345 و 346.
[35]. کرمیپور، حمید، جامعه تعلیمات اسلامی، تهران، اطلاعات، 1380، ص 216 و 217.
[36]. فصلنامه یاد، شماره 19، تابستان 1369ش، ص142.
[37]. کرمیپور، حمید، همان، ص 216 و 217.
[38]. روزنامه اراده آذربایجان، شماره 500، 11 خرداد 1342، ص8.
[39]. اسناد معاهدات دوجانبه ایران با سایر دول، بهکوشش فریبا شعبانی نصر، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1376، ص497.
[40]. مجله بانک مرکزی ایران، شماره 24، شهریور 1342، ص 1674 تا 1678؛ گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، ج2، (تهران)، نشریه کتابخانه پهلوی، بیتا، ص1650.
[41]. روزنامه کیهان، شماره 5958، 14 خرداد 1342، ص12.
[42]. مجله تهران مصور، شماره 1031، 17 خرداد 1342، ص13.
