چهارشنبه 11 اردیبهشت 1342 / 7 ذیحجه 1382 / 1 می1963
7 بازدید
± اعلامیة آیتالله خمینی در چهلم شهدای قم، شیراز و تبریز
امروز آیتالله خمینى به مناسبت چهلمین روز شهادت شهداى قم و شیراز و تبریز اعلامیهاى صادر کرد.
متن این اعلامیه بدین شرح است: «چهل روز از مرگ و ضرب و جرح عزیزان ما گذشت. چهل روز است بازماندگان کشتگان مدرسة فیضیه بر عزیزان خود سوگواری میکنند. دیروز پدر قد خمیدة مرحوم سیدیونس رودباری (طلبة جوانی که در حملة عوامل رژیم به مدرسة فیضیه به شهادت رسید) که آثار عظمت مصیبت، چهرهاش را درهم شکسته بود، به ملاقات من آمد. با چه زبان میشود مادرهای فرزند مرده و پدرهای غمدیده را تسلیت داد؟ باید به پیغمبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و امام عصر ـ عجلالله تعالی فرجه ـ عرض تسلیت کرد. ما برای خاطر آن بزرگواران سیلی خوردیم و جوانان خود را از دست دادیم. جرم ما حمایت از اسلام و استقلال ایران است. ما برای اسلام این همه اهانت شده و میشویم. ما در انتظار حبس و زجر و اعدام نشستهایم. بگذار دستگاه جبار هر عمل غیرانسانی که میخواهد، بکند، دست و پای جوانان ما را بشکند، مریضهای ما را از مریضخانهها بیرون کند، ما را تهدید به قتل و هتک اعراض کند، مدارس علم دین را خراب کند، کبوتران حرم اسلام را از آشیانة خود آواره کند. در این چهل روز نتوانستیم احصائیة مقتولین و مصدومین و غارت شدگان را درست به دست بیاوریم. نمیدانیم چند نفر در زیر خاک و چند نفر در سیاهچالهای زندانها، و چند نفر در پنهانی به سر میبرند. چنانکه بعد از سالهای دراز، عدد مقتولین مسجد گوهرشاد را، که با کامیونها حمل کردند، نمیدانیم. اشکال بزرگ آن است که به هر دستگاهی رجوع میشود و میگویند اینها که شده است، به امر اعلیحضرت است و چارهای نیست. از نخستوزیر تا رئیس شهربانی و فرماندار قم، همه میگویند فرمان مبارک است! میگویند جنایات مدرسة فیضیه به دستور ایشان است، به دستور اعلیحضرت مریضها را از مریضخانه بیرون کردند. دستور ایشان است. اگر در جواب حضرت آیتالله حکیم کاری انجام دهید، کماندوها و زنهای هرجایی را به منازل شماها بریزیم و شماها را بکشیم. خانههاتان را غارت کنیم و دستور اعلیحضرت است که بدون مجوز قانونی طلاب را بگیریم و به لباس سربازی درآوریم، دستور اعلیحضرت است که به دانشگاه بریزند و دانشجویان را بکوبند. مأمورین تمام قانونشکنیها را به شاه نسبت میدهند. اگر اینها صحیح است، باید فاتحة اسلام و ایران و قوانین را خواند! و اگر صحیح نیست، و اینها به دروغ، جرمها و قانونشکنیها و اعمال غیرانسانی را به شاه نسبت میدهند، پس چرا ایشان از خود دفاع نمیکنند تا تکلیف مردم با دولت روشن شود و عمال جرم را بشناسند، و در موقع مناسب به سزای اعمال خود برسانند؟ کراراً تذکر دادهام که این دولت (اسدالله علم) سوءنیت داشته، با احکام اسلام مخالف است. نمونههای آن یکی پس از دیگری ظاهر میشود. وزارت دادگستری دولت، با طرحهای خود و الغای اسلام و رجولیت از شرایط قضات، مخالفت خود را با احکام مسلمة اسلام ظاهر کرد و از این به بعد باید در اعراض و نفوس مسلمین، یهود و نصاری و دشمنان اسلام و مسلمین دخالت کنند و منطق این دولت و بعضی اعضای آن، محو اسلام است. تا این دولت غاصب یاغی سر کار است، مسلمین روز خوش نخواهند دید. من نمیدانم این همه بیفرهنگی و جنایات برای نفت قم است و حوزة علمیه باید فدای نفت شود؟ یا برای اسرائیل است و ما را مزاحم پیمان با اسرائیل در مقابل دول اسلامی میدانند؟ در هر صورت ما باید نابود شویم و اسلام و احکام اسلام و فقها باید فدا شوند. دستگاه جبار گمان کرده است که با این اعمال غیرانسانی و فشارها میتواند ما را از مقصد خود که جلوگیری از ظلم و خودسریها و قانون شکنیها و حفظ حقوق اسلام و ملت و برقراری عدالت اجتماعی که مقصد بزرگ اسلام است، منصرف کند. ما از سربازی فرزندان اسلام هراسی نداریم، بگذار جوانان ما به سربازخانه بروند و سربازان را تربیت کنند و سطح افکار آنها را بالا ببرند و بگذار در بین سربازان، افراد روشن ضمیر و آزاد منشی باشند تا بلکه به خواست خداوند متعال، ایران به آزادی و سربلندی نایل شود. ما میدانیم که صاحبمنصبان معظم ایران، درجهداران محترم، افراد نجیب ارتش با ما در این مقاصد همراه و برای سرافرازی ایران فداکار هستند. من میدانم درجهداران با وجدان، راضی به این جنایات و وحشیگریها نیستند. من از فشارهایی که بر آنها وارد میشود، مطلع و متأسفم. من به آنها برای نجات اسلام و ایران دست برادری میدهم. من میدانم قلب آنها از تسلیم در مقابل اسرائیل مضطرب است و راضی نمیشوند ایران در زیر چکمة یهود پایمال شود. من به سران ممالک اسلامی و دول عربی و غیر عربی اعلام میکنم: علمای اسلام و زعمای دین و ملت دیندار ایران و ارتش نجیب با دول اسلامی برادر است و در منافع و مضار همدوش آنهاست و از پیمان با اسرائیل، دشمن اسلام و دشمن ایران، متنفر و منزجر است. اینجانب این مطلب را به صراحت گفتم. بگذار عمال اسرائیلی به زندگی من خاتمه دهند. مناسب است ملت مسلمان ـ در ایران و غیر ایران ـ روز چهلم فاجعة بزرگ اسلام، یادی از مصیبتهای وارده بر اسلام و حوزههای اسلامی بکنند و در صورتی که عمال دولت مانع نشوند، مجالس سوگواری داشته باشند و بر مسببین این فجایع نفرین کنند».[1]
±دیدار شیخ علی نخعی با آیتالله خمینی
امروز شیخ علی نخعی معروف به افصحالمتکلمین، در قم با آیتالله خمینی دیدار کرد و طی آن علاوه بر جستوجو برای کشف نیات این مرجع تقلید در مراحل بعدی مبارزه، قصد داشت ایشان را متناسب با شایعاتی مبنی بر مصالحه با دولت تشویق کند. نخعی ابتدا از همراهی و مماشات برخی روحانیان با دولت سخن گفت که آیتالله خمینی در پاسخ اظهار داشت: «... معممینی را که فرمودید، دورنگ هستند؛ دانه دانة آنها را از محرابی و منبری و روضهخوان و واعظهای شهیرشان را اخیراً شناختهایم که مزدهای هنگفتی هم از دولت دریافت میکنند».
نخعی سپس دربارة مذاکره حوزة علمیه با دولت میگوید: «از آنجایی که شنیدهام آقای حاجآقای روحالله کمالوند را اعزام فرموده بودید دیدن نخستوزیر (اسدالله علم)، راه عملی یافته و ترمیمی بدهند. دلخوش شدم و میخواستم عرض کنم محققاً اقدام به صلح و اصلاح حضرتعالی با دولت خیلی بهموقع است». و آنچه در فوق آمده است، جواب امام به این گفتههاست. آیتالله خمینی در پاسخ میگوید: «دربارة آقای کمالوند هم ما ایشان را اعزام نکرده بودیم، بلکه آقای کمالوند را دولت طلبیده بوده است وتلفنی از ما استجازه کردند که در سر راه، اول به قم بیایند. در جوابشان عرض کردم که مطلقاً راضی به آمدنشان نیستم و مادامی که این دولت علم، مصدر کار است، داخل هیچ قسم مذاکرة صلح و مصالحهای نخواهیم شد، زیرا این دولت به ترتیبی با اهل علم معامله کرده است، که تماس سران حوزة علمیه با او انتحار روحانیت است و تا آنجا که اختیار روحانیت با ماست، تن به چنین صلح و اصلاحی نخواهیم داد و دلیلی هم محض اصلاح حاضر نمیبینیم». آیتالله خمینی میافزاید: «مگر ما چه کرده بودیم که مستحق قلع و قمع علیلالنفسهایی امثال ایشان باشیم؟ ما موقعی که یقین پیدا کردیم که محافل لامذهب بهاییهای یهودیالاصل ایران و آمریکا اراده دارند درخواست تساوی حقوق زن و مرد را آلت تجاوز به حریم مذهب رسمی این مملکت قرار دهند و دین اسلام را که موجب بقای استقلال ظاهری این ملک و ملت است، تضعیف کنند، دوستانه نامههایی از برای این دولت نوشتیم که مواظب باشند؛ دولتهای همسایه همواره روابطشان نسبت به شما اینطور روشن نمیماند، و دو دفعه امکان دارد درصدد دست درازی به این ملک برآیند. در صورتی که ایمان و اعتقاد مردم به قرآن و قانون اساسی سالم مانده باشد، در برابر اجانب به مراتب بیشتر از ارتش شما ایستادگی میکنند و دین ما و دولت شما محافظت میشود و درخواست کردیم که مجملاً از زمزمة موهوم نمایندگی نسوان که نقض ظواهر قرآن میباشد، دست بردارند. دفعة اول اظهار کردند که دست برداشتهاند، درحالی که یکی دو ماه بعد درک کردیم که میخواهند در رفراندوم، مقصود دشمنان نوامیس اسلام را به نام اصلاح قانون انتخابات تجدید کنند. دچار رعشة شدیدی شده، همراه اهل بصیرت، تبادل نظر کردیم و مابین آنها اشخاصی صلاح را خاموشی دانسته و تذکر دادند: دیگر وظیفة ما انجام شده است، هرگاه اعلام مخالفت کنیم، موجودیت حوزة علمیة قم به مخاطره میافتد. دقت کردم و دیدم مطلب به عکس استنباط طبقة احتیاطکار است. تشکیل این حوزه و حوزههای مشهد و کربلا و نجف و مصر، روی هم رفته، تعلیم و تعلم مباحث حلال و حرام دیانتی است که به تسلیم ما اجازه میداد دستگاه اصل آن دین را نابود کند و در صورت اضمحلال اصل، بقای فرع عموماً معنا ندارد. درک خودم را محض اطلاع طلاب بیان کردم و مصمم شدم مثل حضرت سیدالشهدا از برای حفظ اصل دین با ایادی دولت ظلم مبارزه کنم و مادام که مأمورین آنها از زور و ظلم و ملاعبه با احکام الهی دست برندارند، من نیز از مجاهده دست برنمیدارم». برپایة همین گزارش، آیتالله خمینی سپس به موضوع تغییرات در دادگستری اشاره کرد و گفت: «مثل اینکه اخیراً اطلاع یافتهام وزیر دادگستری این دولت معلومالحال لایحهای تنظیم میکند که مردهای غیرمسلمان و نیز زنهای حقوقدان حق قضاوت در مملکت اسلامی ایران را داشته باشند. در فکر افتادم متقابلاً اعلامیهای انتشار بدهم که مباینت طرح او را با اسلام متذکر شوم». سخن آیتالله خمینی که به مصادیق میرسد، نخعی اجازة مرخصی میخواهد که آیتالله از او میخواهد که: «فقط تبلیغ کنید. ایام ماه محرم موقع مناسبی به جهت تبلیغ است. تصمیم دارم مکاتیبی برای اهل منبر و وعاظ خوزستان و شیراز و لرستان و تبریز و یزد بنویسم و متکلمینی هم بفرستم، ماه محرم مردم را مستبصر و روشن کنند. در تهران هم شما آقایان نکات تاریک کارهای ظلمه را در منبرها تبلیغ بفرمایید و دعای خیر ما بدرقة راه شما خواهد بود».[2]
± پاسخ آیتالله خمینی به تلگراف اصناف همدان
آیتالله خمینی امروز در پاسخ به تلگراف تسلیت اصناف همدان دربارة فاجعة مدرسة فیضیه، سکوت در برابر دستگاه فاسد جبار را برای ملت مسلمان ننگ دانست. ایشان ضمن تشکر از ابراز همدردی بازرگانان، اصناف و اهالی همدان در این مصیبت، آورده است: «لازم است به آقایان محترم تذکر دهم؛ بهطوری که از قراین ظاهر میشود، دستگاه جبار درصدد تصرف در احکام ضروریة اسلام است؛ بلکه شاید ـ خدای نخواسته ـ بخواهد قدمهای بلندتری بردارد. کراراً در نطقهای بلندشان تصریح به تساوی حقوق زن و مرد در تمام شئون سیاسی و اجتماعی کردهاند که لازمهاش تغییر احکامی از قرآن مجید است. و چون با عکسالعملی از طرف مسلمین مواجه شدند، مزورانه انکار نمودند و عذر بدتر از گناه خواستهاند. غافل از آنکه ما آنها را شناختیم، و به گفتار آنها اعتمادی نداریم. دخترها را به «سپاه دانش» هم دعوت یا تشویق میکنند و چون مواجه به نفرت عمومی میشوند، به انکار بر میخیزند. و خودشان تصریح میکنند که باید قبلاً به سربازی بروند. و در مطبوعات تصریح میشود که تصویبنامة سربازی دخترها در دست تنظیم است؛ با این وصف آن را انکار میکنند و به تشبثات مضحک دست میزنند. دستگاه جبار گمان کرده است با زمزمة تساوی حقوق میتواند راهی برای پیشرفت مقاصد شوم خود، که ضربة نهایی به اسلام است، باز کند. نمیداند که در آن صورت، مواجه با چه عکسالعملی خواهد شد. دستگاه جباری که برای احدی از افراد ملت آزادی قایل نیست و سالهاست که سلب آزادی از ملت را وسیلة مقاصد خود قرار داده، گمان کرده به اسم آزادی بانوان میتواند ملت مسلمان را اغفال کند تا مقاصد شوم اسرائیل را اجرا کند».
آیتالله خمینی در ادامه تأکید کرده است: «من به شما ـ ای ملت مسلمان ـ کراراً اعلام خطر کرده و میکنم که روحانیت و اسلام در معرض خطر است. سکوت در مقابل دستگاه فاسد جبار برای ملت مسلمان ننگ است. با منطق قوی اسلامی، مفاسد را بیان کنید، قانونشکنیها را برملا کنید، اعتراض کنید، اعلامیه نشر کنید، صدای خود را به ملل اسلامی برسانید. عالم را از اعمال غیرانسانی اینان آگاه کنید».
گزارشهای شهربانی نشان میدهد که چون این اعلامیه در شمارگان زیادی منتشر شده است، بازپرس شعبه 1 قم خواسته است به طور غیرمحسوس تحقیق شود که اعلامیة منتشره در کدام چاپخانه، چاپ و ناشرین آن چه کسانی بودهاند.[3]
± اعلامیة حوزة علمیة قم به مناسبت چهلمین روز فاجعة مدرسة فیضیه
حوزة علمیة قم به مناسبت چهلمین روز فاجعة مدرسة فیضیه، اعلامیه منتشر کرد. در این اعلامیه آمده است: چهل روز است که از حملة وحشیانة سپاه چنگیزى، کماندوها و مأمورین مسلح دولتى با حمایت پلیس و «سازمان ناامنى» در قم مى گذرد. چهل روز است که از جریانِ زدن، کشتن، دریدن، سوزانیدن و غارت کردن مدرسة فیضیه مىگذرد. در این چهل روز عدهاى زیاد از طلاب علوم دینى در اثر شکستگى سر و دست و پا تحت معالجه بودند. از عدة مفقودین در این حادثه هنوز اطلاعى به دست نیامده. بازماندگان چندین نفر کشته، هنوز در این حادثه عزادارند. درب، پنجره و شیشة صحن و سراى مدرسة فیضیه هنوز جنایات گذشته را براى واردین حکایت مىکند. آرى، چهل روز دیگر مردم در زیر یوغ استبداد و بیدادگرى ادامة زندگى دادند. چه زندگى، که صد بار مرگ بر آن شرف دارد. چه زندگى، که مردم به چشم خود دیدند عزیزانشان در خاک و خون تپیدهاند. برادرانشان در سیاهچالهاى زندان، شبانهروز به سر مىآورند. در هر گوشة کشور، لهیب آتش بیدادگرى شعلهور گردیده و عدهاى از هممیهنان عزیز در آن مىسوزند. هر روز دهها نفر مجروح و مقتول از شیراز به بیمارستانها و قبرستانها حمل مىشود. قتل و غارت، چپاول، فقر، ورشکستگى، افلاس و ناامنى، سراسر مملکت را فرا گرفته، غلام حلقه به گوش و چاکر خانهزاد (علم) بر اجساد مردة مردم مىرقصد و بر گرفتارى آنان پوزخند مىزند. از حکومت غلام حلقه به گوش، مردم به فغان و فریاد درآمدهاند و هر چه فریاد آنان زیادتر شود، مظالم این خیرهسر افزون مىگردد. در رأس وزارت دادگسترى که ملجاء و پناه مردم در گرفتاریهاست، از همین حکومت فاسد و شخص مزدور و خائن قرار دادهاند که مظالم را ندیده بگیرد و به شکایات مردم گوش فرا ندهد». در اعلامیة حوزة علمیة قم آمده است که: «از دوازدهم اردیبهشت، در سراسر کشور مراسم سوگوارى به مناسبت چهلمین روز حادثة مدرسة فیضیة قم انجام مىیابد و مردم، مراتب انزجار و تنفر خود را از عملیات وحشیانة هیئت حاکمة غاصب ضحاکى، ابراز مىدارند. هر سوگوارى متعقب به شادمانى است».[4]
± نامة آیتالله شیرازی به پادشاه عربستان سعودی
بیتوجهی دولت به نصایح علما و هجوم به مبانی دینی، مراجع را بر آن داشته است تا از هر طریق ممکن، از اقدامات خلاف قانون و شرع حکومت جلوگیری کنند. از اینرو امروز آیتالله سیدعبدالله شیرازی، از مراجع نجف، در نامهای خطاب به پادشاه عربستان سعودی از وی خواست در موسم حج، مسلمانان را با اقدامات خلاف حکومت ایران آشنا سازد. در این نامه آمده است: «حکومت شاه در ایران با اجراى قوانین مخالفین قرآن همچون برگزیدن غیر مسلمان [در مسائل مملکتى] و تبدیل قرآن به یک کتاب آسمانى و شرکت زنان در مسائل حکومتى و مسلط و چیره کردن یهود بر اقتصاد و چیره کردن فرقة بابیه بر امکانات دولت، از حدود اسلامى و انسانى تجاوز کرده و پا فرا نهاده است و هرگاه که علماى اسلامى با وى به مخالفت برخاستهاند، براى نابودى آنان آهن و آتش (اسلحه) به کار گرفته است. قرآن را سوزاندهاند و بىگناهان را کشتهاند و بر مؤسسات علمى و مدارس در قم و تهران و خراسان و دیگر شهرها هجوم بردهاند و گروهى را به قتل رساندهاند و صدها طلبه را در زندانها تحت شکنجه قربانى کردهاند و جوانان اهل علم را به سربازى اجبارى فرستادهاند. انتظار مىرود که در آن سرزمین، مسلمانان را به وسیلة تمامى وسایل ممکن آگاه نمایید و دستور فرمایید رسانههاى گروهى و نشریات شما براى برملا ساختن این توطئه در برابر اسلام و مسلمین، به کار گرفته شود؛ خصوصاً در «منا» جایى که تمامى مؤمنان حضور دارند. از احکام شرعى بودن حج این است که مسلمانان همدیگر را یارى دهند و براى دفاع از حریم اسلام و قرآن اجتماع کنند».[5]
±دستگیری محمدعلی رجایی
بامداد امروز، محمدعلی رجایی، دبیر فرهنگ، در برابر دبیرستان محمد قزوینی واقع در قزوین، دستگیر و تحت بازجویی قرار گرفت. همراه وی اعلامیههایی از سازمان کارگری نهضت آزادی ایران بهدست آمده است. در گزارش دستگیری وی آمده است که در اجرای اوامر شفاهی آن ریاست [سازمان اطلاعات و امنیت قزوین] جهت دستگیری آقای محمدعلی رجایی، دبیر فرهنگ، به خیابان پیغمبریه عزیمت و مراقبت مداوم بهعمل آمد. نامبرده در ساعت 9 صبح جلوی دبیرستان مشاهده شد. با در دست داشتن یک کیف دستی قصد داخل شدن به دبیرستان محمد قزوینی را داشت، بلافاصله وی دستگیر و وسیلة تاکسی به اداره جلب گردید. پس از ورود به اداره، از وی بازرسی بدنی بهعمل آمد و اوراق مضره و غیره کشف گردید که شخصاً پشت اوراق را با خط خودش نوشت وسیلة اینجانب به قزوین حمل گردیده و امضا نمود.[6]
محمدعلی رجایی در بازجویی، خود را عضو سازمان نهضت آزادی ایران معرفی کرده، دربارة سمت خود در این تشکیلات نوشته است: «بعد از ثبتنام قرار شد در کلوپی که در خیابان کاخ است، متصدی کتابخانه شوم ولی قبل از تشکیل کتابخانه، محل کلوپ بسته شد و پس از آن هیچ اطلاعی از وجود و یا چگونگی آن ندارم». رجایی همچنین از ارتباطش با جبهة ملی میگوید: «بنده چون عضو نهضت آزادی ایران هستم، هیچگونه فعالیتی برای جبهة ملی نکرده و تا زمانی که وضع جبهة ملی به همین صورت باشد، فعالیتی نخواهم نمود و چون ما طرفدار عقاید مذهبی هستیم و جبهة ملی هیچگونه اثری در این مورد نشان نداده است، لذا با جبهة ملی ارتباطی نداشته و تمایلی هم نداریم».[7]
± خواستة حزب توده از نیروهای ملی
حزب تودة ایران امروز به مناسبت فرا رسیدن اول ماه می و روز کارگر، در اعلامیهای خواهان وحدت نیروهای ملی و ضد استعمار در مبارزه با خفقان فاشیستی رژیم شاه شد. در این اعلامیه اذعان شده که رهبری حزب تودة ایران، بارها با عزمی استوار وفاداری خود را به نهضت بینالمللی کارگری، به سنن پرافتخار انترناسیونالیسم پرولتاریا اعلام داشته است.[8]
± گزارشی از کنفرانس شورای وزیران سنتو
اجلاسیة شورای وزیران پیمان سنتو امشب به کار خود پایان داد؛ در حالی که توجه اصلی مذاکرات، نسبت به احتمال وقوع خطراتی از جانب منابع غیرکمونیست برای اعضای پیمان معطوف بوده است. آسوشیتدپرس نوشته است که در جلسات دو روزة این شورا، پروژههای اقتصادی سنتو برای ترکیه، ایران و پاکستان نیز مورد بحث قرار گرفت. قسمت عمدة وقت کنفرانس، صرف اختلافات هند و پاکستان بر سر مسئلة کشمیر و خطری گردید که از ناحیة جمهوری متحدة عرب ممکن است متوجه کشورهای خاورمیانهای عضو سنتو شود. طی مذاکرات، سئوالاتی دربارة میزان کمک و پشتیبانی آمریکا و انگلیس از اعضای منطقهای پیمان بهعمل آمد. بر پایة همین گزارش، یک ژنرال پاکستانی اظهار داشت که کمک نظامی آمریکا به کشور ما کافی نیست. راسک در پاسخ به این سخن عکسالعمل شدیدی نشان داد و گفت: «آمریکاییها نُه میلیارد دلار به ترکیه، ایران و پاکستان کمک نظامی و اقتصادی کردهاند که بیش از سه میلیارد دلار آن تنها به پاکستان تعلق گرفته است». اعضای منطقهای سنتو نسبت به مسئلة توسعة جمهوری متحدة عرب و روشی که این دولت در برابر اردن، عربستان سعودی، کویت و ایران در پیش خواهد گرفت، توجه بسیار کردند. آسوشیتدپرس همچنین از ملاقات عباس آرام با ایوبخان دربارة قطع روابط افغانستان و پاکستان خبر داد و نوشت: «ایران که همسایة دو کشور است، سعی دارد روابط آنها را دوباره برقرار کند».[9]
± تلاش عراق برای برقراری مجدد روابط ایران و مصر
دکتر فاضل سلمان، کاردار سفارت عراق در تهران، گفت: «دولت جمهوری عراق تمام مساعی خود را برای برقراری مجدد روابط دیپلماسی و دوستانه بین ایران و مصر به کار خواهد برد». وی که در مصاحبه با خبرنگار روزنامة کیهان انترنشنال گفتوگو میکرد، اظهار داشت دولت و ملت عراق مایل به ادامة دوستی و روابط نزدیک با ایران هستند و دگرگونیهای سیاسی نمیتواند موجب از بین رفتن این تمایل باشد. دکتر سلمان افزود: «من مطمئن هستم که بین ایران و مصر دشمنی وجود ندارد و فقط سوءتفاهمی در مورد اسرائیل، موجب تیرگی روابط دو کشور شده است». کاردار سفارت عراق گفت: «ایجاد روابط مجدد سیاسی بین دولتین مصر و ترکیه که اخیراً صورت گرفته است، میتواند این امید را در ما به وجود آورد که به زودی روابط دیپلماسی ایران و مصر به صورت عادی و دوستانه برگردد». وی دربارة فدراسیون جدید عربی گفت: «با تشکیل این اتحادیه، سفارتخانههای مصر و عراق و سوریه در سایر ممالک، به یک سفارتخانة واحد تبدیل میشوند و سایر دول نیز باید سفارتخانههای خود را در این کشورها، به سفارتخانهای که مقر آن در قاهره میباشد، تبدیل کنند و سفارتخانههای موجود در عراق و سوریه را به صورت کنسولگری درآورند. ولی هنوز روی چگونگی نمایندگی در سازمان ملل تصمیمی اتخاذ نگردیده است».
وی افزود که: «فدراسیون عربی تحقق مواد قطعنامة کنفرانس باندونگ را که به تصویب دولت ایران نیز رسیده است، تعقیب میکند و ضمن استفاده از موقعیتهای موجود و فرصتهای مناسب، همچنان روش بیطرفانة خود را نسبت به دو بلوک شرق و غرب ادامه میدهد و به ایجاد صلح و موازنه بین دو قطب سیاسی جهان، خواهد کوشید».
به گفتة دکتر سلمان، فدراسیون عربی خواهان عضویت تمام ممالک عربی و حتی کلیة دول اسلامی در این اتحادیهها است و به نظر وی هیچ مانعی برای شرکت اردن در این اتحادیه وجود ندارد و فکر میکند اردن نیز خواهان شرکت در این اتحادیه میباشد. کاردار عراق در پایان اظهار داشت در طرح ایجاد یگانگی کشورهای عربی، سعی شد عواملی نظیر عوامل و عللی که موجب از هم پاشیدگی اتحادیة سوریه و مصر در سال قبل گردید، از بین برده شود تا امکاناتی نظیر گذشته، موجب از بین رفتن این فدراسیون نگردد.[10]
±نامزدی وزیر سابق کشاورزی در انتخابات مجلس
امروز حسن ارسنجانی، وزیر سابق کشاورزی، اظهار داشت اگر مطمئن باشد که وکالت وی در دورة آیندة مجلس شورای ملی به پیشرفت اصلاحات اساسی در ایران کمک خواهد کرد، خود را آمادة شرکت در انتخابات آینده خواهد نمود. بنا به ادعای وی، اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران، در این اصلاحات اساسی ذینفع هستند و باید از منافع این اکثریت بزرگ دفاع شود؛ «من در صورتی که اطمینان داشته باشم عضویتم در مجلس شورای ملی به حصول این مقصود کمک خواهد کرد، خود را آمادة شرکت در انتخابات خواهم کرد». وزیر سابق کشاورزی ایران که اختلاف عقیدة وی دربارة مسائل اقتصادی موجب شد که از کابینة علم بیرون برود، عقیدة شخص خود را دربارة راهی که از این به بعد باید به وسیلة ایران پیموده شود، تشریح کرد و گفت: «به عقیدة من باید دموکراسی اجتماعی و اقتصادی، حاکم بر سرنوشت جامعة ایران باشد و جای هیچگونه گفتوگویی نیست. کشور ما باید یک نوع سوسیالیسم معتدلی را قبول کند که در آن، امکان تجلی و هدایت و تحکیم استعدادهای شخصی وجود داشته باشد».
دکتر ارسنجانی یادآور شد که مقصود وی از سوسیالیسم، ملی شدن تولید در ایران نیست بلکه برعکس در چهارچوب یک سیستم سوسیالیستی معتدل این امکان وجود خواهد داشت که دولت عواید مملکت را به نحو درست و مؤثری توزیع کند و عدالت اجتماعی و همکاری و تعاون و اتحاد طبقات مختلف تولیدکننده، به وجه بهتری برقرار گردد. دکتر ارسنجانی گفت که: «تصویب اصلاحات ششگانه از طرف ملت ایران و ریشهکنشدن فئودالیسم، نخستین قدمهای اساسی مؤثری بوده که تاکنون در مورد رسیدن به این هدف برداشته شده است».[11]
± پایان مأموریت دیپلمات ایرانی در گینهنو
دکتر جلال عبده، دیپلمات ایرانی، امروز طی مراسمی ادارة امور گینهنو غربی را به مقامات اندونزی تحویل داد. دکتر عبده که از طرف دبیرکل سازمان ملل متحد به عنوان حکمران موقت گینهنو غربی انتخاب شده بود، به مناسبت موفقیت در انجام مأموریت خود، مورد تقدیر دبیرکل سازمان ملل قرار گرفت.[12]
± رئیس جدید دانشگاه تهران
امروز با نظر شاه ایران، دکتر جهانشاه صالح به ریاست دانشگاه تهران برگزیده شد. در انتخابات تعیین رئیس برای بزرگترین دانشگاه ایران، دکتر جهانشاه صالح 20 رأی، دکتر سیاسی 16 رأی، دکتر عمید 17 رأی، دکتر اقبال 8 رأی، دکتر اردبیلی 7 رأی و دکتر ادیب 3 رأی به دست آوردند. به گزارش جراید، در دور اول انتخابات، دکتر سیاسی و دکتر عمید هر یک 16 رأی به دست آوردند که چون از نصف به علاوة یک یعنی حد نصاب کمتر بود، مجدداً رأی گرفتند که نتیجه به ترتیب بالا به دست آمد.[13]
پینوشتها:
[1]. صحیفه امام، جلد اول، از ابتدا تا مهر 44، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1378، ص 196 تا 198.
[2]. همان؛ فصلنامه پانزده خرداد، ش 25، بهار 1376، ص 230 تا 235.
[3]. امام در آیینه اسناد (سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی)، جلد 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1383، ص 88 تا 96.
[4]. اسناد انقلاب اسلامى، ج 4، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 69 و 70.
[5]. همان، ج 1، ص 79.
[6]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، جلد 14: شهید محمدعلى رجایى، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 60 و 61.
[7]. همان، ص 56 تا 58.
[8]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 187.
[9]. بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 34، 15/2/1342، ص 4.
[10]. روزنامه کیهان، ش 5934، 11/2/1342، ص 1 و 11.
[11]. روزنامه پست تهران، ش 2886، 12/2/1342، ص 1 و 2.
[12]. مجله خواندنیها، ش 65، 14/2/1342، ص 2.
[13]. روزنامه مهر ایران، ش 1816، 12/2/1342، ص 1.
