پنجشنبه 22 فروردین 1342 / 16 ذیقعده 1382 / 11 آوریل 1963
6 بازدید
سفر تعدادی از بازاریان و مردم تهران به قم
ساواک امروز گزارش داد که عدة زیادی از بازاریها و مردم تهران و در حدود سی نفر از اهالی حزب زحمتکشان، برای ملاقات با آیتالله خمینی و آیتالله شریعتمداری به قم مسافرت میکنند.[1]
± جلسة مراجع و علمای قم به دعوت آیتالله خمینی
آیتالله خمینی امروز در اقدامی ناگهانی، از مراجع تقلید برای شرکت در جلسهای که به ظاهر مهمانی ساده بود، دعوت کرد. حضرات آیات گلپایگانی، شریعتمداری، کمالوند و طاهری خرمآبادی در این جلسه حضور یافتند. اگرچه دربارة محتوای مذاکرات اطلاعی در دست نیست، اما گفته میشود که این جلسات در روزهای بعد و در منازل دیگر مراجع نیز برپا خواهد شد.[2]
± تدابیر ساواک برای خنثیسازی اقدامات آیتالله خمینی
اداره کل سوم ساواک (امنیت داخلى) در دستورى به ریاست ساواک تهران برای بیاثر ساختن اقدامات آیتالله خمینی، خواستار تدابیر ویژهای شد. در این دستور آمده است: «بفرموده، مقرر است براى خنثى نمودن هر نوع فعالیتهاى سوء آیتالله خمینى، دستور فرمایید از طرف ساواک قم یک سلسله اقدامات و عملیات اساسى بدون تظاهر به عمل آید که طرفداران نام بردة فوق، از اطراف او پراکنده شوند. براى این منظور باید قبلاً طرحى تهیه [شود] و عملیات طبق طرح و به طور دقیق تا حصول نتیجه، اجرا گردد».[3]
±خودداری آیتالله خمینی از پذیرش احضاریة دادسرا
بازپرسی از آیتالله خمینی برای تکمیل پروندة وقایع اخیر، به معضلی برای دادسرای قم و ادارة اطلاعات شهربانی تبدیل شده است؛ امروز آیتالله خمینی از پذیرش احضاریة دادسرا که توسط مأمور شهربانی تسلیم ایشان شده بود، خودداری کرد. در گزارش این مأمور آمده است: «ساعت 13 روز 22/1/42 مأمور شدم که پاکت محتوی نامة شهربانی قم را به آقای آیتالله خمینی تحویل دهم. به درب منزل معظمله رفتم. نامه را با دفتر ارسال مراسلات به پیشخدمت منزل دادم. به داخل اندرون برد، سپس آقازادة آیتالله خمینی، دفتر و پاکت را آورده و فرمود پاکت را آقای آیتالله تحویل نمیگیرند».
سرهنگ سیدحسین پرتو، رئیس شهربانی قم نیز در شرح این واقعه با ارسال رونوشت نامة بازپرس شعبة اول دادسرای قم به رئیس ادارة اطلاعات شهربانی، مینویسد: «در مورد استعلام مجدد از آیتالله خمینی، گرچه موردی نداشت، معالوصف مجدداً تقاضای تسریع گردید ولی طبق گزارش مأمور مربوطه، آقای خمینی از گرفتن نامه خودداری نموده. ضمناً بهطوری که ملاحظه میفرمایند، آقای بازپرس وظیفة قضایی خود را به شهربانی محول نموده و با اینکه پس از اعلام سابقه، باید مبادرت به تحقیق و صدور احضاریه نماید، تحقیق از مشارالیه را از لحاظ محافظهکاری به اینجانب محول نموده، فقط رئیس شهربانی باید کلیة امور را انجام دهد؟ این است معنی همکاری دادسرا با شهربانی؟ علیهذا مراتب معروض با توجه به اینکه شفاهاً هم به استحضار رسیده، آیتالله خمینی حاضر به ملاقات بدون حضور اشخاص نمیباشد. دربارة قسمت آخر نامه، آقای بازپرس کسب آموزش مینماید».
سرهنگ سیدحسین پرتو در نامهای دیگر به شعبة اول بازپرسی دادسرای قم، با تأکید بر نپذیرفتن درخواست دادسرا از سوی آیتالله خمینی، از ادامة همکاری با دادسرای قم در این زمینه خودداری کرد.
در این نامه آمده است: «مجدداً از آیتالله خمینی جواب خواسته شد لیکن مشارالیه از پذیرفتن نامة این شهربانی استنکاف نموده، بنابراین شهربانی وظیفة خود را که تهیة پروندة مقدماتی است، انجام داده، بقیة امور و تحت تعقیب قرار دادن نامبرده، با آن دادسرا میباشد چون رئیس شهربانی با وضع فعلی نمیتواند از وظایف انتظامی خود منفک باشد».[4]
±گزارش ساواک قم از ادامة فعالیتهای ضد حکومتی آیتالله خمینی
ساواک قم امروز در گزارشی به ساواک مرکز، از ادامة فعالیتهای ضد حکومتی آیتالله خمینی با رویه جاری کشور خبر داد و نوشت: «با وجود اینکه آیتالله شریعتمداری به رئیس شهربانی قم قول حتمی داده بود که دیگر فعالیتی ننموده و اعلامیهای صادر نکند و ضمناً خمینی را هم راضی نماید که اعلامیهای ندهد و تحریکات نکند، ولی شنیده شده که اعلامیههایی تحت عنوان تشکر و اظهار تأسف از طرف شریعتمداری و خمینی در تهران چاپ و منتشر گردید». او تأکید کرد: «خمینی قصد دارد رونوشت تلگراف آیتالله حکیم مبنی بر عزیمت روحانیون ایرانی به نجف را به انضمام مقدار زیادی مطالب تحریکآمیز، در تهران چاپ و منتشر نماید».[5]
±دستور کار ساواک برای جلوگیری از فعالیت مراجع و روحانیون
تلاش برای جلوگیری و مهار فعالیت مراجع و روحانیون، در دستور کار سازمان اطلاعات و امنیت کشور قرار گرفته است؛ به طوری که امروز از ساواک مرکز به ساواک مشهد دستور داده شد: «برای خنثی نمودن هر نوع فعالیت مضرة آقایان میلانی و قمی، دستور فرمایید از طرف آن ساواک یک سلسله اقدامات و عملیات اساسی بدون تظاهر صورت گیرد که به تدریج طرفداران یا پیروان دو نفر فوق، از اطراف آنان پراکنده شوند. برای این منظور باید قبلاً طرحی تهیه نمایید و عملیات را طبق طرح مزبور به طور دقیق اجرا کنید. مثلاً در مورد آیتالله میلانی با ملاقات و مذاکراتی که انجام دادهاید، میتوانید برای تهیة طرح استفاده و موضوع را تا حصول نتیجه دنبال نمایید».[6]
± انتقال آیتالله طالقانی از زندان شهربانی به زندان قزلقلعه
امروز آیتالله طالقانی به دستور دادستان ارتش، از زندان شهربانی به زندان قزلقلعه منتقل شد. علت این امر فاش نشده است.[7]
±سخنرانی آیتالله دستغیب
آیتالله دستغیب امشب در برنامة دعای کمیل در مسجد جامع شیراز برای مردم سخنرانی کرد و ضمن آن، به دولت و اقداماتش بر ضد روحانیت انتقاد کرد. گزارش مأمور ساواک از این برنامه حاکی است: «خداوند در قرآن میفرماید تمام مسلمانان باید اتحاد و اتفاق داشته باشند و دوش به دوش یکدیگر با دشمنان دین خود مبارزه نمایند. تنها اتحاد و اتفاق مسلمانان است که میتواند جامعة آنها را از ذلت و خواریای که ممکن است دامنگیرشان شود، نجات دهد. در این موقع که فساد و دشمنی با دین، شعار زمامداران ما شده، اتحاد شما برادران مسلمان از هر چیز لازمتر و از هر موضوع، قابل توجهتر است. در این زمان که از دوران مغول بدتر شده و در حوزة علمیة قم، با کمال بیشرافتی و بیحیایی، برادران روحانی ما را میکشند، باید اتحاد تمام مسلمانان مخصوصاً فارسها، سدی در برابر سجا [ضد] دینها باشد». وی خطاب به مردم گفت: «شما باید مردانه پشت سر آنها حرکت کنید. شما باید از جان بگذرید. دین فدایی میخواهد. باید از ثروت چشم بپوشید. باید با روحانیون همصدا شوید. در حوزة علمیة قم، طلبه میکشند. با کمال وقاحت عمامه آتش میزنند، قرآن و مفاتیح میسوزانند؛ یعنی چه؟ میخواهند ریشة علما را از بیخ بسوزانند. شما باید بیدار باشید و همه چیز را خوب بفهمید». وی سپس به پنهانکاری دولتیان اشاره کرد و افزود: «در کشور ایران دروغگویی به منتها درجة خود رسیده و روزنامهها حقیقت را پنهان میکنند و همیشه اخبار دروغین را تحویل مردم میدهند». قرآن دارد از بین میرود و دین دارد فنا میشود، مسلمانان بیدار باشید. اعلامیه به پشتیبانی از علما صادر کنید». آیتالله دستغیب با اشاره به فجایع رخ داده در قم گفت: «بروید از آنهایی که ما را ارتجاع میخواندند، بپرسید چطور شد خودتان ارتجاع خونین از آب درآمدید؟ چطور شد خودتان دست به آدمکشی زدید؟ بیچارهها، عمامه به سر، مفتخور است؟ در همهجا شایع کردهاند که ایران آرام است، کسی نیست این آرامش را ببیند؟ آدمکشی و قتل و دروغ و حقهبازی و سر و صدا همهجا را فراگرفته، ملت مسلمان خشمگین هستند و تنفر دارند، با این وجود میگویند ایران آرام است. زندانها پر از مسلمان بیگناه است، فسق و فجور و فساد همه جا را فرا گرفته، دین دارد از دست میرود. ای مسلمانان شما که هوشیار هستید و گوش بر دهان روحانیون دارید، به هر طریقی که خودتان میدانید، مراتب پشتیبانی خود را از علما، مخصوصاً آقای خمینی به گوش اولیای امور برسانید تا بدانند ملت مسلمان، چه نفرت و انزجاری از اعمال آنها دارند و تغییر رویه و سیاست بدهند. من هفتة گذشته پیشنهادی به شما دادم و آن گفتن اذان بود که همه از جان و دل پذیرفتید، امروز هم پیشنهادی دارم که شما وظیفه دارید آن را با تمام مردم این شهر در میان بگذارید و خودتان هم کاملاً به آن عمل کنید؛ احترام به علما، به هر عمامه به سر، از وظایف شما در این چند روزه است. میخواهند صدای ما را در گلویمان خفه کنند، میخواهند نگذارند نالة ما به گوش جهانیان برسد ولی این چنین نیست. علما میتوانند دستور جهاد عمومی بدهند ولی امیدواریم به آن روزها نکشد. جهاد ما، جهاد دفاعی است، ما فقط دفاع میکنیم از حریم مقدس اسلام».[8]
± آزادی دانشجویان پس از اعتصاب زندانیان
اعتصاب غذای زندانیان جبهة ملی و نهضت آزادی، امروز هم ادامه یافت. بازرگان مینویسد: «جوانها در تصمیم و در ادامه و تحمل این اعتصاب غذا روحیة قوى داشتند و شاید عدة زیادى از آنها اگر تا پاى مرگ هم میرسیدند، برنمیگشتند. حتى دو نفرشان (ساعى و هوشنگ کشاورز) که مبتلا به زخم معده هستند، به آنها دستور تشکیلاتى داده شد غذا بخورند؛ به گریه افتادند و با پافشارى و اصرار و رو در بایستى زیاد، حاضر شدند یک استکان شیر بخورند.[9]
با این حال، اعتصاب زندانیان نتیجه داد و قول آزادی دانشجویان زندانی داده شد. بازرگان در اینباره میافزاید: «از دیروز که بازپرسى رفته بودیم، مذاکراتى ما بین صالح و بازپرس شروع شد که منجر به ملاقات عصر ایشان با پاکروان، رئیس سازمان امنیت و بالاخره آمدن امروز صبح سرهنگ جناب، به زندان قصر و بردن ایشان به قزلقلعه براى رؤیت خاتمة اعتصاب غذاى اینها و ملاقات آقایان طالقانى و فروهر و گیتىبین شد و به قزلقلعهایها قول داده شده بود که در ظرف یک هفته، دانشجویان را آزاد کنند و تسهیلاتى براى ملاقاتها و سایر کارهاشان فراهم نمایند، به این ترتیب آنها بعد از دو شبانهروز و نیم، دست از اعتصاب کشیدند. چون نظیر این قول را به آقاى صالح هم داده و خواهش کرده بودند حال که قزلقلعهایها اعتصاب را متوقف کردهاند، جوانان ما هم همین کار را بکنند. بچهها هم به استناد و اعتبار قول آنها، اعتصاب را شکستند. فورى شیرى خورده شد، نانى آوردند و تنقلات و شیرینىآلات که روزهاى سابق هر کس رد میشد، رویش را برمیگرداند و دیروز جمعآورى کرده بودند، به جاى خود برگشت و چپو شد!»[10]
±گزارش تظاهرات دانشجویان در دست شاه
در گزارشی که امروز از تظاهرات دانشجویان و تجمع خانوادههای زندانیان در دادگستری به شاه داده شد، بر بیتوجهی به خواستة مخالفان تأکید شده تا از اعتراضات خود دست بشویند. بنابراین گزارش، چنانکه قبلاً پیشبینی شده بود، در دانشگاه تظاهراتی صورت گرفت. حداکثر جمعیت تماشاچی میتینگ، یک هزار و پانصد نفر تخمین زده میشود. بعد از برگزاری میتینگ، هرقدر محرکین که عدة آنها معدود و در حدود هفتاد نفر است، خواستند عده[ای] را راضی و حاضر کنند که به عنوان همدردی با آنها در دانشگاه بمانند، هیچ کس حاضر نشد. فعلاً سیزده نفر به عنوان اعتصاب غذا و بیست نفر به عنوان همدردی با آنها در دانشگاه ماندهاند که تمام، از همان محرکین هستند و دیگر کسی در دانشگاه نیست. در هنرستان هم مختصر تظاهراتی شد ولی پلیتکنیک و دانشسرا مرتب بود. این گزارش میافزاید: «خانوادة زندانیان جبهة ملی هم در دو سه روزه گذشته، همه روزه صبح در وزارت دادگستری با شعارهای نوشته شده، حاضر و بعد متفرق میشوند ولی شعار آنها زننده نیست فقط تقاضای ملاقات با دادستان و آزادی زندانیان جبهه ملی است. به نظر میرسد کار دانشگاه و کار اینها را باید آنقدر با خونسردی تلقی کرد تا به صورت مبتذل درآید».[11]
±تظاهرات نمایندگان دانشجویان ایرانی مقابل کاخ سفید
یونایتدپرس از واشنگتن خبر داد که سیزده نفر از نمایندگان کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، وارد واشنگتن شدند تا به عنوان اعتراض نسبت به سیاست دولت ایران، در مقابل کاخ سفید واشنگتن دست به تظاهرات بزنند. سخنگوی این عده گفت که آنها از بالتیمور تا واشنگتن پیاده آمدهاند. فاصلة بین بالتیمور تا واشنگتن 64 کیلومتر است. یکی از اعضای هیئت مذکور که خود را صادق قطبزاده معرفی کرد، اظهار داشت سه تن از همراهان آنها در راه خسته شده و برگشتهاند. وی گفت هیئت دانشجویان نخست برای گزاردن نماز به مسجد واشنگتن خواهند رفت، سپس به کاخ سفید رفته و آن را محاصره خواهند کرد.[12]
± مصاحبة مطبوعاتی وزیر کشاورزی
صبح امروز سپهبد ریاحی، وزیر کشاورزی، در مصاحبة مطبوعاتی تصریح کرد که قانون اصلاحات ارضی جزئی از قانون اساسی کشور و لاتغیر است و به فرمان شاه، مأمور اجرای سریع آن هستم و برای اینکه ارباب جراید و نمایندگان خبرگزاریهای خارجی به پیشرفت قانون اصلاحات ارضی در سرتاسر کشور وقوف کامل حاصل نمایند، ترتیبی داده خواهد شد که آقایان مزبور به نقاط مختلف کشور مسافرت کنند و از نزدیک اجرای سریع قانون مترقی مزبور را به چشم ببینند. ریاحی، کارکنان وزارت متبوعش را به کار بیشتر در این زمینه فراخواند و هرگونه کمکاری در این حوزه را خیانت به مملکت دانست. او افزود: «آقایان مهندسین به جای اینکه پشت میزها بنشینند، باید به مزارع و شهرها بروند و در راه اجرای برنامة مترقی شاهنشاه، همه و بهخصوص مهندسین و کارکنان وزارت کشاورزی، باید با علاقه کار کنند. هر کس از کار شانه خالی کند، مثل این است که به مملکت خیانت کرده باشد».[13]
±پیشنهاد رئیس هیئت نمایندگی ایران در کنفرانس اکافه
حسنعلی منصور، رئیس هیئت نمایندگی ایران در جلسات اخیر کمیسیون [اقتصادی] آسیا و خاور دور (اکافه)، که در مانیل، پایتخت فیلیپین با حضور نمایندگان کلیة کشورهای آسیایی و خاور دور تشکیل گردید، با اشاره به وضع اقتصادی آسیا و بویژه تحولات اقتصادی ایران، ضمن بحث درباره مشکلات روابط تجارتی و گمرکی کشورهای آسیایی با ممالک اروپا بعد از تشکیل بازار مشترک اروپا، پیشنهاد کرد برای مقابله با بازار مشترک اروپا و جلوگیری از صدمات این انحصار به تجارت ممالک آسیایی و مبادلات کالای این ممالک و برقراری تعادل در مناسبات گمرکی و تعرفههای گمرکی، لزوم تشکیل بازار مشابهی جهت آسیا بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. وی تأکید کرد بازار مشترک آسیا با مقرراتی مناسبِ وضع اقتصادی این ممالک تشکیل شود تا بتواند کشورهای آسیایی را در مقابل بازار مشترک اروپا حمایت و تقویت نماید. این گزارش حاکی است که سخنان رئیس نمایندگان ایران مورد توجه اعضای کنفرانس اکافه قرار گرفت و بر مبنای پیشنهادات ایشان، قرار شد که کنفرانس وزرای اقتصاد ممالک عضو در مانیل، جهت پایهگذاری بازار مشترک آسیا تشکیل گردد.[14]
±دفاع روزنامة مهر ایران از محاکمة «مجرمین روحانی» در محاکم قضایی
همزمان با برگزاری دادگاه ارتشبد هدایت، رئیس سابق ستاد بزرگ ارتشتاران، روزنامة مهر ایران بر آن شد تا در یادداشتی به اهمیت رعایت عدالت در جامعه پرداخته، از محاکمة «مجرمین روحانی» در محاکم قضایی دفاع کند. به نوشتة این روزنامه: «یکی از کارهای اساسی و اصولی که چرخهای مملکت را در تمام شئون و امور، درست به حرکت در آورده و پایة اطمینان و ایمان مردم را نسبت به همه چیز، بهخصوص سیستم قضاوت و اجرای عدالت محکمتر میکند، مسئلة بینظری و بیغرضی قضات و شهامت آنها در تعقیب مجرمین است. زیرا به هر تقدیر، این آقایان شریف دادگستری هستند که مجرم را باید در هر لباس و وضع و موقعیتی که باشد، طبق موازین قانونی تحت تعقیب قرار دهند. آقای دکتر باهری، وزیر دادگستری که اینک چند صباحی است امور دادگستری را زیر نظر قرار داده و با حوصله و متانت و جدیت به مطالعة خود، ادامه و مشکلات کار از پیش پای مسئولین بر میدارند، باید به این مطلب اساسی توجه نمایند. ما نمیخواهیم به ایشان اعتراض کنیم که چرا بعضی از قضات در مورد بعضی از متهمین، رویة اغماض و چشمپوشی پیش میگیرند، ولی این حقیقت را مردم درک کردهاند و بسیاری از اوقات از خود میپرسند که چرا برخی از قضات که باید مجری قانون و عدالت باشند، در مقابل بعضی از متهمین که لباس روحانیت به تن دارند و یا کسانی هستند که از این لباس میخواهند سوءاستفاده نمایند، اغماض و چشمپوشی میکنند». نویسنده بدون اشاره به شخصی خاص، میافزاید: «مجرم، مجرم است. حالا در هر لباسی میخواهد، باشد. مگر در این مملکت نمیبینید که سپهبدها و وزراء و رجال طراز اول را نیز اگر خطایی مرتکب شده باشند، پای میز محاکمه میکشند؟ پس برای قانون و برای دستگاه عدالت، لباس و صنف و موقعیت و اوضاع و احوال به هیچ وجه مطرح نیست. بهترین و شریفترین قاضی آن است که بدون غرض و مرض و بدون اینکه ذرهای تحت تأثیر نفوذ افراد قرار گیرد، قانون و عدالت را اجرا نماید؛ خواه متهم و مجرم روحانی، وزیر و وکیل باشد».
این روزنامه تأکید میکند که اگر این اصل مهم مورد توجه قضات شریف دادگستری واقع شود و مجرمین را در هر لباس و از هر صنفی که باشد، به شدت به سزای اعمال خلاف قانون خود برساند، نه تنها به بالا بودن ارزش و مقام معنوی خود در اجتماع کمک کردهاند، بلکه بیطرفی و بیغرضی خود را نیز در امر قضاوت به ثبوت رسانیده و احترام همه را نسبت به دستگاه دادگستری و عدالت جلب کردهاند. از آقای دکتر باهری، وزیر محترم دادگستری انتظار داریم که به این مطلب اساسی، شخصاً رسیدگی و توجه نمایند. زیرا قراین و آمار زیادی موجود است که نشان میدهد بعضی از قضات، از تعقیب برخی مجرمین به احترام لباس روحانی که به تن داشتهاند، اباء و خودداری کردهاند. امیدواریم آقای وزیر دادگستری، نتیجة رسیدگی و تصمیمات خود را در این باره به وسیله جراید به اطلاع افکار عامه برساند.[15]
پینوشتها:
[1]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 2: فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص 99.
[2]. طاهری خرمآبادی، حسن، خاطرات آیتالله طاهری خرمآبادی، ج 1، به کوشش محمدرضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص 193 و 194.
[3]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 101.
[4]. امام در آئینه اسناد (سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی)، جلد 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1383، ص 68 تا 71.
[5]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، همان، ص 100.
[6]. حضرت آیتالله العظمی حاج سیدمحمدهادی میلانی به روایت اسناد ساواک، جلد 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، ص 88.
[7]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، جلد 29: آیتالله سیدمحمود طالقانی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1381، ص 368.
[8]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، نفس مطمئنه شهید آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، ج 10، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 43 تا 46.
[9]. بازرگان، مهدی، یادداشت های روزانه بازرگان، تهران، قلم، ۱۳۷۶، ص 438 و 439.
[10]. همان، ص 438.
[11]. اسنادی از جنبش دانشجویی در ایران، جلد اول (1329 تا 1357 هـ. ش)، تهیه و تنظیم: معاونت خدمات مدیریت و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور، به کوشش علیرضا اسماعیلی و عیسی عبدی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰، ص 237 و 8.
[12]. بولتن خبرگزارى پارس محرمانه، ش 17، 25/1/1342، ص 2.
[13]. روزنامه کیهان، ش 5917، 22/1/1342، ص 1.
[14]. روزنامه بورس، ش 408، 22/1/1342، ص 1 و 4.
[15]. روزنامه مهر ایران، ش 1799، 22/1/42، ص 1.
